قوانین_خاص_حقوق_جزا_اسکودا_1398.pdf
6.2 MB
❗️❗️❗️❗️فایل PDF قوانین خاص اسکودا
❗️❗️❗️نکام و مواد مهم بُلد شده است
❗️❗️نام درس: حقوق جزا
❗️مؤسسه مکتوب آخر
http://maktoobpub.ir/
❗️❗️❗️نکام و مواد مهم بُلد شده است
❗️❗️نام درس: حقوق جزا
❗️مؤسسه مکتوب آخر
http://maktoobpub.ir/
قوانین_خاص_آیین_دادرسی_کیفری_اسکودا.pdf
2.2 MB
❗️❗️❗️❗️فایل PDF قوانین خاص اسکودا
❗️❗️❗️نکام و مواد مهم بُلد شده است
❗️❗️نام درس: آیین دادرسی کیفری
❗️مؤسسه مکتوب آخر
http://maktoobpub.ir/
❗️❗️❗️نکام و مواد مهم بُلد شده است
❗️❗️نام درس: آیین دادرسی کیفری
❗️مؤسسه مکتوب آخر
http://maktoobpub.ir/
Forwarded from همراه کارتهای حقوقی
✨لقمههای حقوقی✨
#حقوق_تجارت
📚صدور اجراییهی قضایی طبق ماده 23 ق.ص.چ اصلاحی 1397 نسبت به چکهایی به مبلغ تا 20 میلیون تومان در صلاحیت #دادگاه میباشد و از صلاحیت شورای حل اختلاف خارج است.
✅مختصر حقوق تجارت چاپ 17 صحفهی 472 شماره 12
❇️هزار نکته تا ازمون وکالت 👇
@Moshaveran_akhar
#حقوق_تجارت
📚صدور اجراییهی قضایی طبق ماده 23 ق.ص.چ اصلاحی 1397 نسبت به چکهایی به مبلغ تا 20 میلیون تومان در صلاحیت #دادگاه میباشد و از صلاحیت شورای حل اختلاف خارج است.
✅مختصر حقوق تجارت چاپ 17 صحفهی 472 شماره 12
❇️هزار نکته تا ازمون وکالت 👇
@Moshaveran_akhar
چند نکته در باب مصوبه دولت در تأکید بر جواز تغییر نوع شرکت تجاری
مصوبه هیات وزیران مورخ ۱۵ مهر ۹۸ مبنی بر تأکید بر مجاز بودن تبدیل انواع شرکتها به یکدیگر از چند جهت جالب توجه است:
♦️در قانون تجارت تبدیل شرکت سهامی به هرنوع شرکت دیگر ( م ۵ ل.ا.ق.ت)، تبدیل سهامی خاص به سهامی عام (م ۲۷۸ ل.ا.ق.ت) و تبدیل تضامنی به سهامی (م ۱۳۵ ق.ت) پذیرفته شده است.
در سایر موارد نیز با توجه به عدم منع قانونی و وحدت ملاک از این مواد میتوان قایل به جواز تغییر نوع شرکت بود.
♦️تغییر نوع شرکت مستلزم تغییر اساسنامه است و درنتیجه همان سازوکارهایی که برای تغییر اساسنامه لازم است، برای تغییر نوع شرکت نیز لازم است. (ملاک حاکم بر م ۲۷۸ ل.ا.ق.ت)
♦️اگر تغییر نوع شرکت مستلزم افزایش تعهدات شرکا باشد، رضایت همه ایشان لازم است. (ملاک حاکم بر ماده ۹۴ ل.ا.ق.ت)
♦️اگر تغییر نوع شرکت از میزان تعهدات شرکا در برابر اشخاص ثالث بکاهد، اثر قهقرایی ندارد. به عبارت دیگر تغییر شرکت نمیتواند حقوق مکتسبه اشخاص ثالث را مخدوش کند.
♦️اگر قرار باشد که شرکت به یک شرکت سهامی عام تبدیل شود، مجوز سازمان بورس لازم است. (بند ۱۷ م ۷ قانون بازار اوراق بهادار)
@lawstudy
مصوبه هیات وزیران مورخ ۱۵ مهر ۹۸ مبنی بر تأکید بر مجاز بودن تبدیل انواع شرکتها به یکدیگر از چند جهت جالب توجه است:
♦️در قانون تجارت تبدیل شرکت سهامی به هرنوع شرکت دیگر ( م ۵ ل.ا.ق.ت)، تبدیل سهامی خاص به سهامی عام (م ۲۷۸ ل.ا.ق.ت) و تبدیل تضامنی به سهامی (م ۱۳۵ ق.ت) پذیرفته شده است.
در سایر موارد نیز با توجه به عدم منع قانونی و وحدت ملاک از این مواد میتوان قایل به جواز تغییر نوع شرکت بود.
♦️تغییر نوع شرکت مستلزم تغییر اساسنامه است و درنتیجه همان سازوکارهایی که برای تغییر اساسنامه لازم است، برای تغییر نوع شرکت نیز لازم است. (ملاک حاکم بر م ۲۷۸ ل.ا.ق.ت)
♦️اگر تغییر نوع شرکت مستلزم افزایش تعهدات شرکا باشد، رضایت همه ایشان لازم است. (ملاک حاکم بر ماده ۹۴ ل.ا.ق.ت)
♦️اگر تغییر نوع شرکت از میزان تعهدات شرکا در برابر اشخاص ثالث بکاهد، اثر قهقرایی ندارد. به عبارت دیگر تغییر شرکت نمیتواند حقوق مکتسبه اشخاص ثالث را مخدوش کند.
♦️اگر قرار باشد که شرکت به یک شرکت سهامی عام تبدیل شود، مجوز سازمان بورس لازم است. (بند ۱۷ م ۷ قانون بازار اوراق بهادار)
@lawstudy
❗اوراق مشارکت قابل تعویض با سهام❗
♦️در ماده ۶ قانون نحوه انتشار اوراق مشارکت، به اوراق مشارکت قابل تعویض با سهام اشاره شده ولی تعریف نشده است.
♦️در م ۱ و ۲۹ آیین نامه اجرایی آن قانون، فقط به تعویض اوراق مشارکت با سهام سایر شرکتها پرداخته شده و افزایش سرمایه در همان شرکت صادرکننده اوراق مشارکت مورد بررسی واقع نشده است.
♦️بنابراین برخلاف اوراق قرضه قابل تعویض که طبق ماده ۶۱ ق.ت، مستلزم افزایش سرمایه در همان شرکت صادرکننده اوراق قرضه و تعویض اوراق قرضه با سهام همان شرکت است، اوراق مشارکت قابل تعویض با سهام، مستلزم افزایش سرمایه شرکت صادرکننده اوراق مشارکت نیست و این اوراق مشارکت با سهام سایر شرکتها قابل تعویض است.
♦️دلیل این تمایز آن است که اوراق قرضه اختصاص به شرکتهای سهامی عام داشتند که در آنها افزایش سرمایه برای جایگزینی با اوراق قرضه قابل تصور بوده است؛ اما اوراق مشارکت در برخی از دستگاههای دولتی و عمومی مانند شهرداریها نیز صادر میشود.
♦️درنتیجه اوراق قرضه قابل تعویض با سهام، مستلزم افزایش سرمایه همان شرکت است؛ اما اوراق مشارکت قابل تعویض با سهام، مستلزم افزایش سرمایه در همان شرکت صادرکننده اوراق نیست.
♦️در ماده ۶ قانون نحوه انتشار اوراق مشارکت، به اوراق مشارکت قابل تعویض با سهام اشاره شده ولی تعریف نشده است.
♦️در م ۱ و ۲۹ آیین نامه اجرایی آن قانون، فقط به تعویض اوراق مشارکت با سهام سایر شرکتها پرداخته شده و افزایش سرمایه در همان شرکت صادرکننده اوراق مشارکت مورد بررسی واقع نشده است.
♦️بنابراین برخلاف اوراق قرضه قابل تعویض که طبق ماده ۶۱ ق.ت، مستلزم افزایش سرمایه در همان شرکت صادرکننده اوراق قرضه و تعویض اوراق قرضه با سهام همان شرکت است، اوراق مشارکت قابل تعویض با سهام، مستلزم افزایش سرمایه شرکت صادرکننده اوراق مشارکت نیست و این اوراق مشارکت با سهام سایر شرکتها قابل تعویض است.
♦️دلیل این تمایز آن است که اوراق قرضه اختصاص به شرکتهای سهامی عام داشتند که در آنها افزایش سرمایه برای جایگزینی با اوراق قرضه قابل تصور بوده است؛ اما اوراق مشارکت در برخی از دستگاههای دولتی و عمومی مانند شهرداریها نیز صادر میشود.
♦️درنتیجه اوراق قرضه قابل تعویض با سهام، مستلزم افزایش سرمایه همان شرکت است؛ اما اوراق مشارکت قابل تعویض با سهام، مستلزم افزایش سرمایه در همان شرکت صادرکننده اوراق نیست.
Forwarded from همراه کارتهای حقوقی
🔥 همراه کارت آیین دادرسی مدنی:
✅برسی طرق عادی و فوق العاده شکایت از نظر انتقالی یا غیر انتقالی
#جمعبندی
#همراه_کارت
#میلاد_مرادی زیر نظر #دکتر_محمد_مهدی_توکلی
@Moshaveran_akhar
✅برسی طرق عادی و فوق العاده شکایت از نظر انتقالی یا غیر انتقالی
#جمعبندی
#همراه_کارت
#میلاد_مرادی زیر نظر #دکتر_محمد_مهدی_توکلی
@Moshaveran_akhar
جای خالی اعاده رسیدگی داوری
♦️دو مورد از جهات پرکاربرد اعاده دادرسی، بندهای ۶ و ۷ ماده ۴۲۶ ق.آ.د.م است؛ یکی جعلی بودن اسناد طرف مقابل و دیگری وصول سندی که در جریان دادرسی در دسترس نبوده است.
♦️جای این دو مورد در داوری داخلی، خالی است. معلوم نیست اگر بعد از رسیدگی داوری، سند مکتومی پیدا شود یا جعلیت اسناد طرف مقابل اثبات شود، تکلیف چیست؟
♦️از یک سو اگر شخص مزبور برای اعاده رسیدگی داور به داور رجوع کند، داور به دلیل انقضای مهلت داوری و اتخاذ تصمیم نمیتواند رأی خود را تغییر دهد و از سوی دیگر اگر برای ابطال رأی داور به دادگاه رجوع کند، دادگاه به استناد ماده ٤٩٢ ق.آ.د.م و اعتراض خارج از مهلت، قرار رد درخواست صادر میکند. از سوی دیگر هم اگر در دادگاه طرح دعوی شود، دادگاه به دلیل رسیدگی داوری به موضوع، خود را با تکلیف رسیدگی مواجه نمیداند.
♦️ایننقیصه در داوری بین المللی برطرف شده است و در ماده ۳۳ ق.د.ت.ب، هر دو مورد، یعنی اثبات جعلیت سند طرف مقابل و یافتن سند مکتوم، از موجبات رسیدگی مجدد داور دانسته شده است ولی جای خالی آن در داوری داخلی، نقصی است که تا قبل از اصلاح قانون، رویه قضایی باید چاره ای برایش بیاندیشد.
♦️دو مورد از جهات پرکاربرد اعاده دادرسی، بندهای ۶ و ۷ ماده ۴۲۶ ق.آ.د.م است؛ یکی جعلی بودن اسناد طرف مقابل و دیگری وصول سندی که در جریان دادرسی در دسترس نبوده است.
♦️جای این دو مورد در داوری داخلی، خالی است. معلوم نیست اگر بعد از رسیدگی داوری، سند مکتومی پیدا شود یا جعلیت اسناد طرف مقابل اثبات شود، تکلیف چیست؟
♦️از یک سو اگر شخص مزبور برای اعاده رسیدگی داور به داور رجوع کند، داور به دلیل انقضای مهلت داوری و اتخاذ تصمیم نمیتواند رأی خود را تغییر دهد و از سوی دیگر اگر برای ابطال رأی داور به دادگاه رجوع کند، دادگاه به استناد ماده ٤٩٢ ق.آ.د.م و اعتراض خارج از مهلت، قرار رد درخواست صادر میکند. از سوی دیگر هم اگر در دادگاه طرح دعوی شود، دادگاه به دلیل رسیدگی داوری به موضوع، خود را با تکلیف رسیدگی مواجه نمیداند.
♦️ایننقیصه در داوری بین المللی برطرف شده است و در ماده ۳۳ ق.د.ت.ب، هر دو مورد، یعنی اثبات جعلیت سند طرف مقابل و یافتن سند مکتوم، از موجبات رسیدگی مجدد داور دانسته شده است ولی جای خالی آن در داوری داخلی، نقصی است که تا قبل از اصلاح قانون، رویه قضایی باید چاره ای برایش بیاندیشد.
♦️سرگردانی قوانین و مقررات در ارزش اثباتی شهادت شهود
♦️در ماده ۱۲۵۸ قانون مدنی، شهادت شهود به شرط اجتماع شرایط قانونی در شهود، یک دلیل قانونی دانسته شده است.
♦️در ماده ۲۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی، ارزش و تاثیر شهادت شهود به قاضی سپرده شده است. گویا تلویحاً شهادت را صرف نظر از برخورداری یا عدم برخورداری از شرایط قانونی، نوعی اماره قضایی دانسته است.
♦️در ماده ۱۷۵ قانون مجازات اسلامی شهادت را به شرط برخورداری از تمام شرایط، بینه شرعی دانسته که موجب اثبات ادعا است؛ یعنی شهادت را دلیل قانونی دانسته است.
♦️در ماده ۸۲ آییننامه دادرسی کار، شهادت را به شرط برخورداری شهود از همه شرایط، یک اماره دانسته است.
♦️منطق مستتر در این ناهماهنگی معلوم نیست که چه طور با شهادت شهود میتوان شخصی را حسب مورد به انواع مجازات محکوم کرد؛ اما همین شهادت در عرصه اختلافات کاری بین کارگر و کارفرما از حد و اندازه اماره فراتر نمیرود.
♦️در ماده ۱۲۵۸ قانون مدنی، شهادت شهود به شرط اجتماع شرایط قانونی در شهود، یک دلیل قانونی دانسته شده است.
♦️در ماده ۲۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی، ارزش و تاثیر شهادت شهود به قاضی سپرده شده است. گویا تلویحاً شهادت را صرف نظر از برخورداری یا عدم برخورداری از شرایط قانونی، نوعی اماره قضایی دانسته است.
♦️در ماده ۱۷۵ قانون مجازات اسلامی شهادت را به شرط برخورداری از تمام شرایط، بینه شرعی دانسته که موجب اثبات ادعا است؛ یعنی شهادت را دلیل قانونی دانسته است.
♦️در ماده ۸۲ آییننامه دادرسی کار، شهادت را به شرط برخورداری شهود از همه شرایط، یک اماره دانسته است.
♦️منطق مستتر در این ناهماهنگی معلوم نیست که چه طور با شهادت شهود میتوان شخصی را حسب مورد به انواع مجازات محکوم کرد؛ اما همین شهادت در عرصه اختلافات کاری بین کارگر و کارفرما از حد و اندازه اماره فراتر نمیرود.