🦋I am looking for a restaurant
🐛دنبال یک رستوران میگردم.
🦋There’s a restaurant opening up nearby
🐛یه رستوران داره این نزدیکیا باز میشه.
🦋This restaurant is a bit pricey / expensive for me
🐛این رستوران یک کم برای من گرونه.
🦋Ok, but it’s my treat
🐛باشه ولی مهمون من.
🦋How is your idea about going Dutch?
🐛نظرت چیه که هرکس سهم خودش رو بده؟
🦋there is an empty table over there
🐛یه جای خالی اونجاست!
👇👇👇
@Language
🐛دنبال یک رستوران میگردم.
🦋There’s a restaurant opening up nearby
🐛یه رستوران داره این نزدیکیا باز میشه.
🦋This restaurant is a bit pricey / expensive for me
🐛این رستوران یک کم برای من گرونه.
🦋Ok, but it’s my treat
🐛باشه ولی مهمون من.
🦋How is your idea about going Dutch?
🐛نظرت چیه که هرکس سهم خودش رو بده؟
🦋there is an empty table over there
🐛یه جای خالی اونجاست!
👇👇👇
@Language
🔻When you face difficult times, know that challenges are not sent to destroy you. They're sent to promote, increase and strengthen you.
وقتی با مشکلات مواجه میشويد، بدانيد که چالشها برای اين پيش ميآيند تا شما را تشويق کنند و قدرت شما را افزايش دهند، نه اينکه شما را تخريب کنند.
👇👇👇
@Language
وقتی با مشکلات مواجه میشويد، بدانيد که چالشها برای اين پيش ميآيند تا شما را تشويق کنند و قدرت شما را افزايش دهند، نه اينکه شما را تخريب کنند.
👇👇👇
@Language
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻اصلاً انتظار چنین جوابی رو از این آقایون اروپایی نداشتم.
با وجود آزادی ببینید چقدر زیبا فکر کردند و جواب دادند.👌
فکر میکنم که اگر این سؤال از یک مرد ایرانی بشه، از خیلیها جواب زیبایی نخواهیم شنید (خیلیها نه همه)... .
👇👇👇
@Language
با وجود آزادی ببینید چقدر زیبا فکر کردند و جواب دادند.👌
فکر میکنم که اگر این سؤال از یک مرد ایرانی بشه، از خیلیها جواب زیبایی نخواهیم شنید (خیلیها نه همه)... .
👇👇👇
@Language
🇪🇸 No tengas miedo...,
ven a mi mundo... .
todavía hay cosas hermosas que quiero mostrarte... .
نترس...،
پا به دنیای من بذار... .
هنوزم چیزای قشنگی توش هست که میخوام بهت نشون بدم... .
👇👇👇
@Language
ven a mi mundo... .
todavía hay cosas hermosas que quiero mostrarte... .
نترس...،
پا به دنیای من بذار... .
هنوزم چیزای قشنگی توش هست که میخوام بهت نشون بدم... .
👇👇👇
@Language
🔻Let go of the past behind you. Right ahead, lies a new beginning. Make it a memorable experience. Happy New Year.
گذشته را فراموش کن. شروعی تازه در انتظار توست. از این آغاز تجربهای خاطرهانگیز بنیان کن.
سال نو مبارک!
👇👇👇
@Language
گذشته را فراموش کن. شروعی تازه در انتظار توست. از این آغاز تجربهای خاطرهانگیز بنیان کن.
سال نو مبارک!
👇👇👇
@Language
🔹On this New Year, may you change your direction and not dates, change your commitments and not the Calendar, change your attitude and not the actions, and bring about a change in your faith, your force and your focus and not the fruit. May you live up to the promises you have made and may you create for you and your loved ones the most Happy New Year ever.🌹
👇👇👇
@Language
👇👇👇
@Language
Forwarded from اتچ بات
🔻«هفتچین»
خاطرهای از پروفسورمحمود حسابی (محمودخان میرزاحسابی) دربارۀ هفتچین (هفتسین) عید نوروز ایرانیان. این داستان بسیار زیباست و به هر ایرانی سفارش میکنم این خاطره را بخواند. در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون، پروفسورمحمود حسابی تصمیم میگیرند سفرۀ هفتسینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله «بور»، «فرمی»، «شوریندگر» و «دیراگ» و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند... .
ادامۀ خاطره از زبان دکترمحمود حسابی:
کارتهای دعوت را طراحی و حاشیۀ آن را با گلهای نیلوفرِ زیر ستونهای تختجمشید (لوتوس)، تزئین کردم. منشأ و مفهوم این گلها را هم توضیح دادم، چراکه وقتی ریشۀ اتفاقی مشخص شود، برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد میکند.
برای همه کارت دعوت فرستادم و چون میدانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمیرود، تأکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد.
همه سر وقت آمدند، اما انیشتین بیست دقیقه دیرتر آمد و گفت: «چون خواهرم را خیلی دوست دارم، خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند.»
من فوراً شمعی به شمعهای روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن میکنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم.
بههرحال بعد از یکسری صحبتهای عمومی، انیشتین از من خواست که «با دمیدن و خاموشکردن شمعها جشن را شروع کنم.»
من در پاسخ او گفتم: ایرانیها در طول تمدن دههزارسالهشان، حرمت نور و روشنایی را نگه داشتهاند و از آن پاسداری کردهاند. برای ما ایرانیها شمع نماد زندگیست و معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او میتواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد. من میخواستم اتصال به این تمدن را حفظ کنم.
بعدها انیشتین به من گفت: «وقتی برمیگشتیم به خواهرم گفتم: حالا میفهمم معنای یک تمدن دههزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل میرویم، درخت قطع میکنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت میدهیم؛ اما وقتی از جشن سال نو ایرانیها برمیگردیم، همۀ درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است.»
بالأخره جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز کردم و بعد این دعا را برای مهمانان تحلیلوتفسیر کردم... .
همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست، شگفتزده شدند. بعد با شیرینیهای محلی از مهمانان پذیرایی کردم و کوکِ ویلون انیشتین را عوض کردم و یک آهنگ ایرانی نواختم.
همه از این آوا متعجب میشوند و از من توضیح خواستند. پاسخ دادم که موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست.
انیشتین از من خواستند که قطعۀ دیگری بنوازم. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود، انیشتین که چشمهایش را بسته بود، چشمهایش را باز کرد و گفت: «دقیقاً من هم همین را برداشت کردم» و بعد بلند شد تا سفرۀ هفتسین را ببیند... .
تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با «س» شروع میشد، در سفره چیده بودم و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بودم؛ سپس توضیح دادم که این در واقع «هفتچین» یعنی هفت انتخاب بوده است.
تنها سبزه با «س» شروع میشود، بهنشانۀ رویش؛
ماهی با «م»، بهنشانۀ جنبش؛
آینه با «آ»، بهنشانۀ یکرنگی؛
شمع با «ش» بهنشانۀ فروغ زندگی و... .
همه متعجب میشوند و انیشتین میگوید: «آداب و سنن شما چه نکتههای زیبایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیطزیست به شما یاد میدهد. آنهم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمیزد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک میکردند.»
یک کاسه آب هم روی میز گذاشته شده بود و یک نارنج داخل آب.
برای مهمانان توضیح دادم که فلسفۀ این کاسه دههزارسال قدمت دارد. آب نشانۀ فضاست و نارنج نشانۀ کرۀ زمین و این بیانگر تعلیق کرۀ زمین در فضاست. بهناگهان رنگ انیشتین پرید، عقبعقب رفت و روی صندلی افتاد و حالش بد شد.
از او پرسیدیم که چه اتفاقی افتاده؟!
گفت: «ما در مملکت خودمان ۲۰۰ سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد، کلیسا او را به مرگ محکوم کرد؛ اما شما از دههزار سال پیش این مطلب را بهزیبایی به فرزندانتان آموزش میدهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!»
خیلی خوب و جالب است که آدم به بهانۀ نوروز یا هر بهانۀ خوب دیگر، فرهنگ و اعتبار ملی خود را به جهانیان معرفی کند، ما را کامل نمیشناسند.
خاطرات مهندسایرج حسابی.
خاطرهای از پروفسورمحمود حسابی (محمودخان میرزاحسابی) دربارۀ هفتچین (هفتسین) عید نوروز ایرانیان. این داستان بسیار زیباست و به هر ایرانی سفارش میکنم این خاطره را بخواند. در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون، پروفسورمحمود حسابی تصمیم میگیرند سفرۀ هفتسینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله «بور»، «فرمی»، «شوریندگر» و «دیراگ» و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند... .
ادامۀ خاطره از زبان دکترمحمود حسابی:
کارتهای دعوت را طراحی و حاشیۀ آن را با گلهای نیلوفرِ زیر ستونهای تختجمشید (لوتوس)، تزئین کردم. منشأ و مفهوم این گلها را هم توضیح دادم، چراکه وقتی ریشۀ اتفاقی مشخص شود، برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد میکند.
برای همه کارت دعوت فرستادم و چون میدانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمیرود، تأکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد.
همه سر وقت آمدند، اما انیشتین بیست دقیقه دیرتر آمد و گفت: «چون خواهرم را خیلی دوست دارم، خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند.»
من فوراً شمعی به شمعهای روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن میکنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم.
بههرحال بعد از یکسری صحبتهای عمومی، انیشتین از من خواست که «با دمیدن و خاموشکردن شمعها جشن را شروع کنم.»
من در پاسخ او گفتم: ایرانیها در طول تمدن دههزارسالهشان، حرمت نور و روشنایی را نگه داشتهاند و از آن پاسداری کردهاند. برای ما ایرانیها شمع نماد زندگیست و معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او میتواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد. من میخواستم اتصال به این تمدن را حفظ کنم.
بعدها انیشتین به من گفت: «وقتی برمیگشتیم به خواهرم گفتم: حالا میفهمم معنای یک تمدن دههزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل میرویم، درخت قطع میکنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت میدهیم؛ اما وقتی از جشن سال نو ایرانیها برمیگردیم، همۀ درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است.»
بالأخره جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز کردم و بعد این دعا را برای مهمانان تحلیلوتفسیر کردم... .
همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست، شگفتزده شدند. بعد با شیرینیهای محلی از مهمانان پذیرایی کردم و کوکِ ویلون انیشتین را عوض کردم و یک آهنگ ایرانی نواختم.
همه از این آوا متعجب میشوند و از من توضیح خواستند. پاسخ دادم که موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست.
انیشتین از من خواستند که قطعۀ دیگری بنوازم. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود، انیشتین که چشمهایش را بسته بود، چشمهایش را باز کرد و گفت: «دقیقاً من هم همین را برداشت کردم» و بعد بلند شد تا سفرۀ هفتسین را ببیند... .
تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با «س» شروع میشد، در سفره چیده بودم و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بودم؛ سپس توضیح دادم که این در واقع «هفتچین» یعنی هفت انتخاب بوده است.
تنها سبزه با «س» شروع میشود، بهنشانۀ رویش؛
ماهی با «م»، بهنشانۀ جنبش؛
آینه با «آ»، بهنشانۀ یکرنگی؛
شمع با «ش» بهنشانۀ فروغ زندگی و... .
همه متعجب میشوند و انیشتین میگوید: «آداب و سنن شما چه نکتههای زیبایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیطزیست به شما یاد میدهد. آنهم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمیزد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک میکردند.»
یک کاسه آب هم روی میز گذاشته شده بود و یک نارنج داخل آب.
برای مهمانان توضیح دادم که فلسفۀ این کاسه دههزارسال قدمت دارد. آب نشانۀ فضاست و نارنج نشانۀ کرۀ زمین و این بیانگر تعلیق کرۀ زمین در فضاست. بهناگهان رنگ انیشتین پرید، عقبعقب رفت و روی صندلی افتاد و حالش بد شد.
از او پرسیدیم که چه اتفاقی افتاده؟!
گفت: «ما در مملکت خودمان ۲۰۰ سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد، کلیسا او را به مرگ محکوم کرد؛ اما شما از دههزار سال پیش این مطلب را بهزیبایی به فرزندانتان آموزش میدهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!»
خیلی خوب و جالب است که آدم به بهانۀ نوروز یا هر بهانۀ خوب دیگر، فرهنگ و اعتبار ملی خود را به جهانیان معرفی کند، ما را کامل نمیشناسند.
خاطرات مهندسایرج حسابی.
Telegram
attach 📎
🔻Never regret your decisions,
every mistake makes you stronger and smarter.
هيچوقت از تصميمات پشيمون نشو؛
هر اشتباهى تورو قوىتر و باهوشتر میكنه.
👇👇👇
@Language
every mistake makes you stronger and smarter.
هيچوقت از تصميمات پشيمون نشو؛
هر اشتباهى تورو قوىتر و باهوشتر میكنه.
👇👇👇
@Language
🔻You come all the hours, seconds out
That same day, this is the very moment
تو بيايى، تمام ساعتها، ثانيهها از همين روز، همين لحظه، همين دَم عيدند!
قيصر امينپور
👇👇👇
@Language
That same day, this is the very moment
تو بيايى، تمام ساعتها، ثانيهها از همين روز، همين لحظه، همين دَم عيدند!
قيصر امينپور
👇👇👇
@Language
🔻Success seems to be largely a matter of
hanging on after others have let go.
موفقیت بهنظر میرسد تا حد زیادی یعنی چسبیدن،
وقتی دیگران رها کردهاند.
👇👇👇
@Language
hanging on after others have let go.
موفقیت بهنظر میرسد تا حد زیادی یعنی چسبیدن،
وقتی دیگران رها کردهاند.
👇👇👇
@Language
🔻براى اينكه يه زخم خوب بشه،
بايد ديگه بهش دست نزنى.
درد و غصههاتون رو هى دوره نكنيد براى خودتون 😇✋
👇👇👇
@Language
بايد ديگه بهش دست نزنى.
درد و غصههاتون رو هى دوره نكنيد براى خودتون 😇✋
👇👇👇
@Language
🔻He who undertakes too much, seldom succeeds.
کسی که بیش از حد مسئولیت قبول میکند، بهندرت موفق میشود.
👇👇👇
@Language
کسی که بیش از حد مسئولیت قبول میکند، بهندرت موفق میشود.
👇👇👇
@Language
🔻The best view, comes after the hardest climb.
بهترین منظره بعد از یک صعود سخت بهدست میاد.
👇👇👇
@Language
بهترین منظره بعد از یک صعود سخت بهدست میاد.
👇👇👇
@Language
۱۰۰ سال دیگه دارن نوروز ۱۴۹۸ رو به هم تبریک میگن و کسی ما رو یادش نیست... .
به چی مغرور میشیم؟!
شاد باش و کینهها رو کنار بذار،
دو روز مونده.
👇👇👇
@Language
به چی مغرور میشیم؟!
شاد باش و کینهها رو کنار بذار،
دو روز مونده.
👇👇👇
@Language