🔻Loving someone who doesn't have any feelings for you, is like waiting for a ship at the airport... .
دوستداشتن كسى كه هيچ حسى بهت نداره، مثل اين میمونه كه تو فرودگاه منتظر كشتى باشى... .
👇👇👇
@Language
دوستداشتن كسى كه هيچ حسى بهت نداره، مثل اين میمونه كه تو فرودگاه منتظر كشتى باشى... .
👇👇👇
@Language
🔻Remember, anyone one can love you when the sun is shining. In the storm is where you learn who truly cares for you... .
يادت باشه همه میتونن وقتى خورشيد میدرخشه دوستت داشته باشن؛ وقتى هوا طوفانيه میفهى كى واقعاً بهت اهميت میده... .
👇👇👇
@Language
يادت باشه همه میتونن وقتى خورشيد میدرخشه دوستت داشته باشن؛ وقتى هوا طوفانيه میفهى كى واقعاً بهت اهميت میده... .
👇👇👇
@Language
🔻A man who masters patience masters everything else.
آدمى كه در بردبارى استاد شود،
در همهچيز استاد خواهد شد.
👇👇👇
@Language
آدمى كه در بردبارى استاد شود،
در همهچيز استاد خواهد شد.
👇👇👇
@Language
🔻تقریباً در تمام فرهنگها ضربالمثلی وجود دارد که میگوید:
«زمانی که چشم نمیبیند، قلب هم احساس نمیکند... .»
ولی من تأکید میکنم که این گفته اشتباه است!
هرکس، هرچه دورتر برود، به قلب نزدیکتر خواهد بود؛ حتی اگر بکوشیم او را به فراموشی بسپاریم!
حتی اگر در غربت زندگی کنیم، باز هم کوچکترین خاطرات مربوط به اصلونسب خود را به یاد داریم... .
اگر از کسی که دوست داریم، دور باشیم، حتی عبور رهگذران نیز ما را به یاد او میاندازد...!
👤 پائولو کوئیلو
👇👇👇
@Language
«زمانی که چشم نمیبیند، قلب هم احساس نمیکند... .»
ولی من تأکید میکنم که این گفته اشتباه است!
هرکس، هرچه دورتر برود، به قلب نزدیکتر خواهد بود؛ حتی اگر بکوشیم او را به فراموشی بسپاریم!
حتی اگر در غربت زندگی کنیم، باز هم کوچکترین خاطرات مربوط به اصلونسب خود را به یاد داریم... .
اگر از کسی که دوست داریم، دور باشیم، حتی عبور رهگذران نیز ما را به یاد او میاندازد...!
👤 پائولو کوئیلو
👇👇👇
@Language
🔻غمگین و ناامیدید؟!
من فقط بهاندازۀ یک دعا با شما فاصله دارم، با من حرف بزنید... .
امیدوارم آرزویی که الان از دلت گذشت، خیلی زود برآورده شه... .❤️
👇👇👇
@Language
من فقط بهاندازۀ یک دعا با شما فاصله دارم، با من حرف بزنید... .
امیدوارم آرزویی که الان از دلت گذشت، خیلی زود برآورده شه... .❤️
👇👇👇
@Language
🔻قضاوت زودهنگام ممنوع
دختر کوچولوی ملوس دو سیب در دو دست خود داشت.
مادرش وارد اطاق شد. چشمش به دو دست او افتاد. گفت: «یکی از سیبهاتو به من میدی؟» دخترک نگاهی خیره به مادرش انداخت و نگاهی به این سیب و سپس آن سیب، کمی فکر کرد؛ سپس گازی بر این سیب زد و گازی به آن سیب. لبخند روی لبان مادرش ماسید. سیمایش داد میزد که چقدر از دخترکش نومید شده است؛ اما، دخترک لحظهای بعد یکی از سیبهای گاززده را به طرف مادر گرفت و گفت: آبیا مامان این سیب شیرینتره!» مادر خشکش زد. چه اندیشهای به ذهن خود راه داده بود و دخترکش در چه اندیشهای بود.
هرقدر باتجربه باشید، در هر مقامی که باشید، هرقدر خود را دانشمند بدانید، قضاوت خود را اندکی به تأخیر اندازید و بگذارید طرف مقابل شما فرصتی برای توضیح داشته باشد.
👇👇👇
@Language
دختر کوچولوی ملوس دو سیب در دو دست خود داشت.
مادرش وارد اطاق شد. چشمش به دو دست او افتاد. گفت: «یکی از سیبهاتو به من میدی؟» دخترک نگاهی خیره به مادرش انداخت و نگاهی به این سیب و سپس آن سیب، کمی فکر کرد؛ سپس گازی بر این سیب زد و گازی به آن سیب. لبخند روی لبان مادرش ماسید. سیمایش داد میزد که چقدر از دخترکش نومید شده است؛ اما، دخترک لحظهای بعد یکی از سیبهای گاززده را به طرف مادر گرفت و گفت: آبیا مامان این سیب شیرینتره!» مادر خشکش زد. چه اندیشهای به ذهن خود راه داده بود و دخترکش در چه اندیشهای بود.
هرقدر باتجربه باشید، در هر مقامی که باشید، هرقدر خود را دانشمند بدانید، قضاوت خود را اندکی به تأخیر اندازید و بگذارید طرف مقابل شما فرصتی برای توضیح داشته باشد.
👇👇👇
@Language
Forwarded from اتچ بات
🔻در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا بودم. دانشجوی دختری با موهای قرمز و زیبا که از چهرهاش پیدا بود اروپایی است، سینیِ غذایش را تحویل گرفت و سر میز نشست؛ سپس یادش افتاد که کارد و چنگال برنداشته است. بلند شد تا آنها را بیاورد. وقتی برگشت، با شگفتی مشاهده کرد که مردی سیاهپوست، احتمالاً اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافهاش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!
دختر بلافاصله پس از دیدن این صحنه «زن جوان سرگشته و عصبانی» را در وجود خود احساس کرد؛ اما بهسرعت مدیریتِ بحران کرده، افکارش را تغییر داد و فرض را بر این گرفت که مرد آفریقایی با آداب اروپا درزمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصیِ افراد آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر گرفت که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذاییاش ندارد.
درهرحال، تصمیم گرفت جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ داد.
دختر اروپایی سعی کرد کاری کند، اینکه غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. بهاینترتیب، مرد سالاد را خورد، زن سوپ را. هرکدام بخشی از تاسکباب را برداشتند و یکی از آنها ماست را خورد و دیگری میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهایی دوستانه بود. مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرمکننده و با مهربانی لبخند زد.
ناهارشان را تمام کردند. زن اروپایی بلند شد تا قهوه بیاورد. اینجا بود که ناگهان پشت سر مرد سیاهپوست، کاپشن آویزان از صندلیِ خود و ظرف غذای دستنخوردهاش را روی میز دید.
.
این داستان زیبا را به تمام کسانی تقدیم میکنم که در برابر دیگران با ترس و احتیاط رفتار میکنند و آنها را افرادی پایینمرتبه نمیدانند. داستان را به همۀ این انسانها تقدیم میکنم که با وجود نیتهای خوبشان، دیگران را از بالا نگاه میکنند و به آنها احساس سَروَری دارند.
چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیشداوریها رها کنیم، وگرنه احتمال دارد مثل احمقها رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر میکرد در بالاترین «نقطۀ تمدن» است، در حالی که آفریقاییِ دانشآموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد و همزمان میاندیشید: «این اروپاییها عجب خُلهایی هستند!»
پائولو کوئلیو.
👇👇👇
@Language
دختر بلافاصله پس از دیدن این صحنه «زن جوان سرگشته و عصبانی» را در وجود خود احساس کرد؛ اما بهسرعت مدیریتِ بحران کرده، افکارش را تغییر داد و فرض را بر این گرفت که مرد آفریقایی با آداب اروپا درزمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصیِ افراد آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر گرفت که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذاییاش ندارد.
درهرحال، تصمیم گرفت جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ داد.
دختر اروپایی سعی کرد کاری کند، اینکه غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. بهاینترتیب، مرد سالاد را خورد، زن سوپ را. هرکدام بخشی از تاسکباب را برداشتند و یکی از آنها ماست را خورد و دیگری میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهایی دوستانه بود. مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرمکننده و با مهربانی لبخند زد.
ناهارشان را تمام کردند. زن اروپایی بلند شد تا قهوه بیاورد. اینجا بود که ناگهان پشت سر مرد سیاهپوست، کاپشن آویزان از صندلیِ خود و ظرف غذای دستنخوردهاش را روی میز دید.
.
این داستان زیبا را به تمام کسانی تقدیم میکنم که در برابر دیگران با ترس و احتیاط رفتار میکنند و آنها را افرادی پایینمرتبه نمیدانند. داستان را به همۀ این انسانها تقدیم میکنم که با وجود نیتهای خوبشان، دیگران را از بالا نگاه میکنند و به آنها احساس سَروَری دارند.
چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیشداوریها رها کنیم، وگرنه احتمال دارد مثل احمقها رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر میکرد در بالاترین «نقطۀ تمدن» است، در حالی که آفریقاییِ دانشآموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد و همزمان میاندیشید: «این اروپاییها عجب خُلهایی هستند!»
پائولو کوئلیو.
👇👇👇
@Language
Telegram
attach 📎
🔻Kill the bad vibes before it lays eggs.
انرژىهاى بد رو قبل از اينكه تخمگذارى كنن، بكش.
👇👇👇
@Language
انرژىهاى بد رو قبل از اينكه تخمگذارى كنن، بكش.
👇👇👇
@Language
🔻If 'everybody' likes you, you have a serious problem.
اگه «همه» ازت خوششون مياد،
يك مشكل جدى دارى.
👇👇👇
@Language
اگه «همه» ازت خوششون مياد،
يك مشكل جدى دارى.
👇👇👇
@Language
🔻Everything comes to you at the right time,
be patient...
هر مسئلهای در زمان خودش درست میشه؛
پس صبور باش... .
❤️❤️❤️
👇👇👇
@Language
be patient...
هر مسئلهای در زمان خودش درست میشه؛
پس صبور باش... .
❤️❤️❤️
👇👇👇
@Language
🔻The rain will stop, the night will end, the hurt will fade; But hope is never so lost that it can't be found.
بارون متوقف میشه، شب میگذره، دردورنج محو میشه؛ اما اميد هيچوقت اونقدر گم نمیشه كه نشه دوباره پيداش كرد.
👇👇👇
@Language
بارون متوقف میشه، شب میگذره، دردورنج محو میشه؛ اما اميد هيچوقت اونقدر گم نمیشه كه نشه دوباره پيداش كرد.
👇👇👇
@Language
🔻بارون متوقف میشه، شب میگذره، دردورنج محو میشه، ولی اميد هيچوقت اونقدر گم نمیشه كه نشه دوباره پيداش كرد.
👇👇👇
@Language
👇👇👇
@Language
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻ما در چه شماریم،
که خورشید جهانتاب گردن،
به تماشای تو از صبح کشیدهست؛
ما را ز شب وصل چه حاصل،
که تو از ناز تا باز کنی بند قبا،
صبح دمیدهست... .
صبح سهشنبهتون بهخیر
Happy Tuesday morning
👇👇👇
@Language
که خورشید جهانتاب گردن،
به تماشای تو از صبح کشیدهست؛
ما را ز شب وصل چه حاصل،
که تو از ناز تا باز کنی بند قبا،
صبح دمیدهست... .
صبح سهشنبهتون بهخیر
Happy Tuesday morning
👇👇👇
@Language