‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ x5¡
2 subscribers
2 photos
2 links
🔏 writing? no it’s bullshit.
Download Telegram
私が必要なときは指を使ってください
売春婦には触れないから
تو نمیتونی با هرزه صدا کردنِ یه پورن استار ناراحتش کنی ، اون واقعیت خودشو پذیرفته .
نگاهی مملو از تهی؛ صدایی همراهِ فریاد های طنین اندازِ سکوت، و دویدن هایی در حالتِ سکون.
قصدِ من از تنه‌ تو؛ دوباره خوش‌بو شدنه.
ضربِ قطره های خون؛ سرامیک های زیر پایش را شکسته بود.
تموم شب با افکارم مست میکنم و تموم صبح؛ همون افکار رو با بقیه‌ی محتویات مغزم بالا میارم.
گرم میشد انگشتانی که سرمایشان لرزه بر تن می‌انداخت؛ تنها با یک صدا که اسمش را زمزمه می‌کرد.
“ تو همیشه اولین نفر بودی؛ از آخر البته “
شبیه یه هاله پر از ابهام؛ شبیه یه سایه پر از تاریکی.
درد شدم، شعله کشیدم، سوختم، آمدی پیله بریدی، دوختم.
سرد گشتی، همه‌گان جلد شدند، جالب است شرم به ما بفروختند.
یه سایه می‌دوئه دنبال من؛ این چی میخوادش ازم؟
این توهمِ لعنتی داره مغزمو میگادش همش.
نگاهی مملو از تهی؛ صدایی همراهِ فریاد های طنین اندازِ سکوت، و دویدن هایی در حالتِ سکون.
خسته از انجام ندادنِ اجبار ها و کلافه از زندگی کردنِ لحظه‌ها..
ناچیز شمردنِ بزرگ خواسته‌ها و نادیده گرفتنِ اقل نیاز‌ها.
در راه رو‌هایِ بی انتهای خویش گم شدن و در اعماقِ تاریکی پیدا شدن؛
داستانِ هر روز بود،
چشم بستن به روشنایی و چشم گشودن در هیاهویی کُشنده.
چشم‌ها ، دیدن ، فرو رفتن و فرو کشیده شدن..
دروغ‌ها ، شنیدن ، درك کردن و درك نشدن..
آدم‌ها ، خندیدن ، لمس کردن و لمس شدن..
روز‌ها ، حس کردن ، زنده بودن و زندگی نکردن..
شب‌ها ، تابیدن ، ترسیدن و ترك شدن..
لب‌ها ، حرف زدن ، نگفتن و ناگفته باقی ماندن..
گوش‌ها ، کَر شدن ، ناشنیده گرفتن و ناشنوا باقی ماندن..
زندگی را چگونه معنا کنم؟ در بین تموم تناقض هایِ تکامل ناپذیری که درگیرِ توهم شدند و نامشان واقعیت خوانده شد.
گشتن ، بی نتیجه بودن ، گم شدن و هرگز پیدا نشدن.
نخوان ؛ نخواهی فهمید ؛ هرگز ها اینجا معنی‌شان همیشه هست.