اکونومیست: ترامپ باخت
🔹همه جنگها برنده ندارند، اما هر جنگی دستکم یک بازنده دارد و اگر آتشبس به معنای پایان جنگ ایران باشد، بزرگترین بازنده آن ترامپ خواهد بود. این درگیری اهداف اصلی او از جنگ را عقب انداخته و سطحی بودن دیدگاهش درباره شیوهای جدید برای اعمال قدرت آمریکا را آشکار کرده است.
🔹صلح بهشدت شکننده است. آمریکا و ایران حتی بر سر اینکه آیا آتشبس شامل لبنان میشود یا نه، توافق ندارند. آنها بر سر نحوه بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران اختلاف دارند. مواضع مذاکرهای دو طرف آنقدر از هم دور است که حتی نمیتوانند بر سر طرحی که قرار است آخر هفته در اسلامآباد دربارهاش گفتوگو کنند، توافق کنند.
🔹حتی آتشبس هم پیامدهای اقتصادی جنگ را متوقف نخواهد کرد و جنگ آمریکا علیه ایران، خاورمیانه را به شکلی منفی تغییر داده است.
🔹بهترین دلیل برای اینکه فکر کنیم ترامپ دوباره به جنگ بازنمیگردد، این است که اکنون فهمیده اصلاً نباید آن را آغاز میکرد. پیامهای تهاجمی و زننده او که تهدید به نابودی ایران میکرد، بیشتر شبیه تلاش برای پوشاندن عقبنشینیاش است. او میداند ازسرگیری جنگ بازارها را وحشتزده میکند و پس از آنکه از «عصر طلایی» در خاورمیانه سخن گفته، در صورت بازگشت به جنگ، احمق به نظر خواهد رسید.
🔹ترامپ تضعیف توان نظامی ایران را «پیروزی بزرگ» مینامد، اما در مقایسه با پیشرفت اندکش در تحقق سه هدف اصلی جنگ یعنی امنتر و مرفهتر کردن خاورمیانه با مهار ایران، سرنگونی رژیم و جلوگیری دائمی از هستهای شدن ایران، چنین به نظر نمیرسد.
🔹این جنگ امنیت منطقه را تضعیف کرده است. پیش از آن، اسرائیل تا حدی شبکه نیروهای نیابتی ایران را تضعیف کرده بود. اما اکنون ایران اهرم فشار جدیدی به دست آورده است: حمله به کشورهای خلیج فارس و ایجاد اختلال در عبور کشتیها از تنگه هرمز. ایران حتی بهدنبال دریافت عوارض برای عبور از این تنگه است و ترامپ هم به تقسیم این درآمدها اشاره کرده است. کشورهای خلیج فارس و مشتریانشان احتمالاً در برابر چنین اقدامی مقاومت خواهند کرد، اما تنشهایی در پیش است.
🔹حتی اگر تولیدکنندگان نفت طی سالها خطوط لوله جدیدی برای دور زدن خلیج فارس بسازند، ایران همچنان قادر خواهد بود زیرساختهای حیاتی را هدف قرار دهد. کشورهای خلیج فارس که خود را بهعنوان مناطق امن معرفی میکنند، اکنون باید بپرسند آیا میتوانند به آمریکا تکیه کنند یا باید امنیت خود را بازتعریف کرده و حتی به نوعی مصالحه با ایران فکر کنند.
🔹برخلاف ادعای ضعیف ترامپ درباره سرنگونی حکومت، ایران همچنین پابرجاست. او شاید امیدوار باشد مردم ایران علیه حکومت قیام کنند تا بتواند اعتبار آن را به نام خود ثبت کند، اما این احتمال اکنون کمتر از قبل از جنگ است.
🔹این جنگ حتی ممکن است تهدید هستهای را تشدید کرده باشد. آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای ایران آسیب بیشتری زدهاند، اما حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده کافی برای ساخت حدود ۱۰ بمب هنوز در سایتهای هستهای باقی است. ترامپ اصرار دارد ایران آن را تحویل دهد. ایران خواهان رفع تحریمهاست، اما انگیزهاش برای بازدارندگی از طریق ساخت سلاح هستهای افزایش یافته است؛ امری که میتواند به گسترش هستهای در منطقه منجر شود. جلوگیری از آن ممکن است نیازمند حملات دورهای آمریکا باشد، چیزی که با توجه به تجربه این جنگ، دشوار به نظر میرسد.
🔹این وضعیت برای طراحان جنگ چه معنایی دارد؟ اسرائیل امروز از قدرت نظامی بیسابقهای برخوردار است، اما جنگ نشان داد این قدرت محدودیتهایی دارد و تمایل آن به حملات پیشدستانه موجب ترس و نفرت در منطقه شده است. در داخل اسرائیل، جنگیدن در کنار آمریکا غرور ملی ایجاد کرده، اما در آمریکا، ۶۰ درصد مردم اکنون دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارند.
🔹برای آمریکا تحت رهبری ترامپ نیز درسهای مهمی وجود دارد. این کشور زمانی قدرت خود را از ترکیب توان نظامی و اعتبار اخلاقی به دست میآورد. اما وقتی رئیسجمهور تهدید به نابودی تمدن ایران میکند، که عملاً به معنای نسلکشی است، اخلاق را بهعنوان نقطه ضعف تلقی میکند.
🔹این جنگ نشان داد ارزش قدرت نظامی آمریکا بهراحتی بیشازحد برآورد میشود. کارخانههای این کشور نمیتوانند بهسرعت نیازهای نظامی را تأمین کنند، در حالی که ایران با جنگ نامتقارن و منابع محدود مقابله کرد. تصمیمگیریهای شتابزده و مبتنی بر هیجان، مرگبار بودن را با پیروزی اشتباه میگیرند. قدرت آتش بدون استراتژی، توان آمریکا را تحلیل میبرد.
🔹ترامپ با ایران مانند پروژهای شخصی برخورد کرد و گمان برد قدرت آمریکا او را از مسئولیت بررسی پیامدهای حمله معاف میکند. اما قدرت بهتنهایی حقانیت نمیآورد و حتی گاهی به پیروزی هم منجر نمیشود.
https://www.economist.com/leaders/2026/04/09/donald-trump-is-the-wars-biggest-loser
🔹همه جنگها برنده ندارند، اما هر جنگی دستکم یک بازنده دارد و اگر آتشبس به معنای پایان جنگ ایران باشد، بزرگترین بازنده آن ترامپ خواهد بود. این درگیری اهداف اصلی او از جنگ را عقب انداخته و سطحی بودن دیدگاهش درباره شیوهای جدید برای اعمال قدرت آمریکا را آشکار کرده است.
🔹صلح بهشدت شکننده است. آمریکا و ایران حتی بر سر اینکه آیا آتشبس شامل لبنان میشود یا نه، توافق ندارند. آنها بر سر نحوه بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران اختلاف دارند. مواضع مذاکرهای دو طرف آنقدر از هم دور است که حتی نمیتوانند بر سر طرحی که قرار است آخر هفته در اسلامآباد دربارهاش گفتوگو کنند، توافق کنند.
🔹حتی آتشبس هم پیامدهای اقتصادی جنگ را متوقف نخواهد کرد و جنگ آمریکا علیه ایران، خاورمیانه را به شکلی منفی تغییر داده است.
🔹بهترین دلیل برای اینکه فکر کنیم ترامپ دوباره به جنگ بازنمیگردد، این است که اکنون فهمیده اصلاً نباید آن را آغاز میکرد. پیامهای تهاجمی و زننده او که تهدید به نابودی ایران میکرد، بیشتر شبیه تلاش برای پوشاندن عقبنشینیاش است. او میداند ازسرگیری جنگ بازارها را وحشتزده میکند و پس از آنکه از «عصر طلایی» در خاورمیانه سخن گفته، در صورت بازگشت به جنگ، احمق به نظر خواهد رسید.
🔹ترامپ تضعیف توان نظامی ایران را «پیروزی بزرگ» مینامد، اما در مقایسه با پیشرفت اندکش در تحقق سه هدف اصلی جنگ یعنی امنتر و مرفهتر کردن خاورمیانه با مهار ایران، سرنگونی رژیم و جلوگیری دائمی از هستهای شدن ایران، چنین به نظر نمیرسد.
🔹این جنگ امنیت منطقه را تضعیف کرده است. پیش از آن، اسرائیل تا حدی شبکه نیروهای نیابتی ایران را تضعیف کرده بود. اما اکنون ایران اهرم فشار جدیدی به دست آورده است: حمله به کشورهای خلیج فارس و ایجاد اختلال در عبور کشتیها از تنگه هرمز. ایران حتی بهدنبال دریافت عوارض برای عبور از این تنگه است و ترامپ هم به تقسیم این درآمدها اشاره کرده است. کشورهای خلیج فارس و مشتریانشان احتمالاً در برابر چنین اقدامی مقاومت خواهند کرد، اما تنشهایی در پیش است.
🔹حتی اگر تولیدکنندگان نفت طی سالها خطوط لوله جدیدی برای دور زدن خلیج فارس بسازند، ایران همچنان قادر خواهد بود زیرساختهای حیاتی را هدف قرار دهد. کشورهای خلیج فارس که خود را بهعنوان مناطق امن معرفی میکنند، اکنون باید بپرسند آیا میتوانند به آمریکا تکیه کنند یا باید امنیت خود را بازتعریف کرده و حتی به نوعی مصالحه با ایران فکر کنند.
🔹برخلاف ادعای ضعیف ترامپ درباره سرنگونی حکومت، ایران همچنین پابرجاست. او شاید امیدوار باشد مردم ایران علیه حکومت قیام کنند تا بتواند اعتبار آن را به نام خود ثبت کند، اما این احتمال اکنون کمتر از قبل از جنگ است.
🔹این جنگ حتی ممکن است تهدید هستهای را تشدید کرده باشد. آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای ایران آسیب بیشتری زدهاند، اما حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده کافی برای ساخت حدود ۱۰ بمب هنوز در سایتهای هستهای باقی است. ترامپ اصرار دارد ایران آن را تحویل دهد. ایران خواهان رفع تحریمهاست، اما انگیزهاش برای بازدارندگی از طریق ساخت سلاح هستهای افزایش یافته است؛ امری که میتواند به گسترش هستهای در منطقه منجر شود. جلوگیری از آن ممکن است نیازمند حملات دورهای آمریکا باشد، چیزی که با توجه به تجربه این جنگ، دشوار به نظر میرسد.
🔹این وضعیت برای طراحان جنگ چه معنایی دارد؟ اسرائیل امروز از قدرت نظامی بیسابقهای برخوردار است، اما جنگ نشان داد این قدرت محدودیتهایی دارد و تمایل آن به حملات پیشدستانه موجب ترس و نفرت در منطقه شده است. در داخل اسرائیل، جنگیدن در کنار آمریکا غرور ملی ایجاد کرده، اما در آمریکا، ۶۰ درصد مردم اکنون دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارند.
🔹برای آمریکا تحت رهبری ترامپ نیز درسهای مهمی وجود دارد. این کشور زمانی قدرت خود را از ترکیب توان نظامی و اعتبار اخلاقی به دست میآورد. اما وقتی رئیسجمهور تهدید به نابودی تمدن ایران میکند، که عملاً به معنای نسلکشی است، اخلاق را بهعنوان نقطه ضعف تلقی میکند.
🔹این جنگ نشان داد ارزش قدرت نظامی آمریکا بهراحتی بیشازحد برآورد میشود. کارخانههای این کشور نمیتوانند بهسرعت نیازهای نظامی را تأمین کنند، در حالی که ایران با جنگ نامتقارن و منابع محدود مقابله کرد. تصمیمگیریهای شتابزده و مبتنی بر هیجان، مرگبار بودن را با پیروزی اشتباه میگیرند. قدرت آتش بدون استراتژی، توان آمریکا را تحلیل میبرد.
🔹ترامپ با ایران مانند پروژهای شخصی برخورد کرد و گمان برد قدرت آمریکا او را از مسئولیت بررسی پیامدهای حمله معاف میکند. اما قدرت بهتنهایی حقانیت نمیآورد و حتی گاهی به پیروزی هم منجر نمیشود.
https://www.economist.com/leaders/2026/04/09/donald-trump-is-the-wars-biggest-loser
The Economist
Donald Trump is the war’s biggest loser
There is a reason he wants an exit from Iran
❤11👍6
🔵 رسانههای سعودی، بازوی کمکی اسرائیل در جنگ علیه لبنان
✍ابراهیم ماجد
در حالی که اسرائیل حملات خود را در سراسر لبنان تشدید میکند، به نظر میرسد فضای رسانهای عربستان سعودی با استفاده از «جنگ روایتها»، فشارها را تقویت میکند.
این رسانهها با ترویج ادعاهای مشکوک، پوشش خبری گزینشی و گزارشهای تأیید نشده، به شکلدهی افکار عمومی به گونهای کمک میکنند که فشار بر مردم لبنان افزایش یابد.
به عنوان نمونه، انتشار گزارشهایی درباره ترور ادعایی شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله — در حالی که حتی خود اسرائیل هم مدعی انجام چنین عملیاتی نشده بود — با هدف گسترش ترس و بلاتکلیفی صورت میگیرد.
انتشار سریع این روایتها با هدف تضعیف روحیه و تعمیق اضطراب در زمانی انجام میشود که مردم از پیش تحت فشارهای خردکنندهای قرار دارند.
در لحظاتی که غیرنظامیان با ویرانی گسترده و بیثباتی دست و پنجه نرم میکنند، این نوع پیامرسانی میدان نبرد را از حملات هوایی به فضای روانی گسترش میدهد؛ جایی که ترس، سردرگمی و فشار دوچندان میشود.
در نهایت، نقش عربستان سعودی بسیار فراتر از سکوت یا بیطرفی است.
این کشور نه تنها در یک چارچوب منطقهای گستردهتر (که شامل میزبانی از نیروهای آمریکایی در خاک خود است) با اسرائیل همسو شده، بلکه در جبههای دیگر نیز فعال است.
عربستان سعودی در کنار ابعاد نظامی، در نبرد روایتها نیز پیشتاز است و با تقویت پیامهایی که ادراک عمومی را شکل میدهند، فشار بر لبنان و افکار عمومی جهان عرب را تشدید میکند.
این نقش دوگانه در میدان و در فضای اطلاعاتی، رسانه را به امتداد خودِ درگیری تبدیل میکند؛ جایی که جنگ روانی به اندازه حملات فیزیکی تعیینکننده است و عربستان سعودی نقشی محوری در حمایت از کارزار تبلیغاتی اسرائیل ایفا میکند.
https://x.com/i/status/2042166963288305986
پیوند به این فرسته در X:
https://x.com/i/status/2042192810619572582
@BetweenDichotomies
✍ابراهیم ماجد
در حالی که اسرائیل حملات خود را در سراسر لبنان تشدید میکند، به نظر میرسد فضای رسانهای عربستان سعودی با استفاده از «جنگ روایتها»، فشارها را تقویت میکند.
این رسانهها با ترویج ادعاهای مشکوک، پوشش خبری گزینشی و گزارشهای تأیید نشده، به شکلدهی افکار عمومی به گونهای کمک میکنند که فشار بر مردم لبنان افزایش یابد.
به عنوان نمونه، انتشار گزارشهایی درباره ترور ادعایی شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله — در حالی که حتی خود اسرائیل هم مدعی انجام چنین عملیاتی نشده بود — با هدف گسترش ترس و بلاتکلیفی صورت میگیرد.
انتشار سریع این روایتها با هدف تضعیف روحیه و تعمیق اضطراب در زمانی انجام میشود که مردم از پیش تحت فشارهای خردکنندهای قرار دارند.
در لحظاتی که غیرنظامیان با ویرانی گسترده و بیثباتی دست و پنجه نرم میکنند، این نوع پیامرسانی میدان نبرد را از حملات هوایی به فضای روانی گسترش میدهد؛ جایی که ترس، سردرگمی و فشار دوچندان میشود.
در نهایت، نقش عربستان سعودی بسیار فراتر از سکوت یا بیطرفی است.
این کشور نه تنها در یک چارچوب منطقهای گستردهتر (که شامل میزبانی از نیروهای آمریکایی در خاک خود است) با اسرائیل همسو شده، بلکه در جبههای دیگر نیز فعال است.
عربستان سعودی در کنار ابعاد نظامی، در نبرد روایتها نیز پیشتاز است و با تقویت پیامهایی که ادراک عمومی را شکل میدهند، فشار بر لبنان و افکار عمومی جهان عرب را تشدید میکند.
این نقش دوگانه در میدان و در فضای اطلاعاتی، رسانه را به امتداد خودِ درگیری تبدیل میکند؛ جایی که جنگ روانی به اندازه حملات فیزیکی تعیینکننده است و عربستان سعودی نقشی محوری در حمایت از کارزار تبلیغاتی اسرائیل ایفا میکند.
https://x.com/i/status/2042166963288305986
پیوند به این فرسته در X:
https://x.com/i/status/2042192810619572582
@BetweenDichotomies
X (formerly Twitter)
Ibrahim Majed (@IbrahimMajed) on X
𝗦𝗔𝗨𝗗𝗜 𝗠𝗘𝗗𝗜𝗔 𝗔𝗦𝗦𝗜𝗦𝗧𝗦 𝗜𝗦𝗥𝗔𝗘𝗟’𝗦 𝗪𝗔𝗥 𝗢𝗡 𝗟𝗘𝗕𝗔𝗡𝗢𝗡
As Israel intensifies its attacks across Lebanon, Saudi media landscape appears to be reinforcing the pressure through narrative warfare.
By promoting questionable claims, selective coverage, and
As Israel intensifies its attacks across Lebanon, Saudi media landscape appears to be reinforcing the pressure through narrative warfare.
By promoting questionable claims, selective coverage, and
👍9😡7❤2
Forwarded from BAY OF PIGS | خلیج خوک ها
#ویژه (قسمت اول)
دخترخوانده شبنم نعمت زاده (دختر اختلاسگر محمدرضا نعمت زاده همیشه وزیر!)
#خوک_کثیف طاهره محبعلی
مستعار: تارا محب
وی دختر همسر (دخترخوانده) شبنم نعمت زاده است.
نامادری اش فردی نام آشنا در دادگاهه و افکار عمومی ایرانیان است که پرونده های فسادش شهره عام و خاص است...
همسر طاهره محبعلی، علی سوادکوهی است که شبنم نعمت زاده پولهای اختلاس و دزدی را به حساب او واریز می کرده...
این حرام خواران و رانت خواران در جمهوری اسلامی که هنوز هم عین انگل از پول ملت برای خود ارتزاق می کنند، رو به فعالیت براندازانه آورده اند و در تجمعات وطن فروشان خارج نشین شرکت کرده، به رهبر شهید توهین می کنند و مروج پهلوی و نمادهای شیر و خورشید شده اند. بی شک این نتیجه لقمه های حرامی است که با دزدی از ملت به جیب این خائنین رفته...
او به همراه همسرش علی سوادکوهی در فشن شوها و تبلیغات برندهای معتبر شرکت کرده و توانسته است توجهات زیادی را جلب کند.
5 سال پیش به ترکیه مهاجرت کردند و در اواخر بهمن ماه 1403 به همراه همسر و فرزندانش به ایران بازگشت.
https://t.me/Bay_Of_Pigss
دخترخوانده شبنم نعمت زاده (دختر اختلاسگر محمدرضا نعمت زاده همیشه وزیر!)
#خوک_کثیف طاهره محبعلی
مستعار: تارا محب
وی دختر همسر (دخترخوانده) شبنم نعمت زاده است.
نامادری اش فردی نام آشنا در دادگاهه و افکار عمومی ایرانیان است که پرونده های فسادش شهره عام و خاص است...
همسر طاهره محبعلی، علی سوادکوهی است که شبنم نعمت زاده پولهای اختلاس و دزدی را به حساب او واریز می کرده...
این حرام خواران و رانت خواران در جمهوری اسلامی که هنوز هم عین انگل از پول ملت برای خود ارتزاق می کنند، رو به فعالیت براندازانه آورده اند و در تجمعات وطن فروشان خارج نشین شرکت کرده، به رهبر شهید توهین می کنند و مروج پهلوی و نمادهای شیر و خورشید شده اند. بی شک این نتیجه لقمه های حرامی است که با دزدی از ملت به جیب این خائنین رفته...
او به همراه همسرش علی سوادکوهی در فشن شوها و تبلیغات برندهای معتبر شرکت کرده و توانسته است توجهات زیادی را جلب کند.
5 سال پیش به ترکیه مهاجرت کردند و در اواخر بهمن ماه 1403 به همراه همسر و فرزندانش به ایران بازگشت.
https://t.me/Bay_Of_Pigss
😡60❤1👎1
🔹آرنو برتران:
https://x.com/i/status/2042110007521767920
جنگ با ایران بدون شک برای دههها مورد مطالعه قرار خواهد گرفت، اما آنچه در این مرحله کاملاً روشن به نظر میرسد این است که این جنگ تا چه حد یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده و اسرائیل محسوب میشود؛ شاید بدترین شکست در تمام تاریخ آنها (که در واقع یائیر لاپید، نخستوزیر سابق اسرائیل، پیش از این آن را چنین نامیده است).
منظورم این است که ببینید این موضوع چقدر عجیب است: جیپی مورگان محاسبه کرده که طبق توافق جدید عوارض هرمز، ایران ممکن است سالانه ۷۰ تا ۹۰ میلیارد دلار درآمد اضافی کسب کند که معادل ۲۰٪ از تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشور است.
نکته جالب اینجاست که ترامپ در «تروث سوشال» کامنت گذاشته که این توافق به معنای آن است که «پول هنگفتی به دست خواهد آمد» و «ایران میتواند فرآیند بازسازی را آغاز کند».
کاملاً درست است: آنها با اختلاف زیاد، ارزشمندترین «رانت جغرافیایی» روی زمین را به دست آوردهاند.
برای مقایسه، کانال سوئز برای مصر «تنها» ۹ تا ۱۰ میلیارد دلار در سال درآمد دارد و کانال پاناما حدود ۵ میلیارد دلار.
خیرهکننده است.
اشتباه نکنید، این موضوع ایران را به عنوان قدرت برتر و مسلط جدید در خاورمیانه تثبیت میکند.
وقتی کشوری هستید که دیگران برای تجارت در یک منطقه عملاً باید به شما پول بپردازند - که داشتن ایستگاه عوارضی در هرمز در عمل به همین معناست - دیگر از اقتصاد جهانی رانده نشدهاید، بلکه این شما هستید که حق ورودی میگیرید.
این داستانی شبیه به «برخاستن ققنوس از خاکستر» است (استعارهای مناسب، چرا که ریشه در اساطیر ایرانی دارد): پس از ۴۷ سال تحریم، هدف قرار گرفتن با هر ترفندی که در کتابها آمده، و در نهایت جنگی که با هدف نابودی کامل آنها طراحی شده بود، ایران اکنون قدرتمندتر از هر زمان دیگری در تاریخ مدرن خود از این وضعیت خارج میشود.
اما فراتر از همه اینها، دراماتیکترین پیامد این جنگ، معنای آن برای قدرت ایالات متحده است.
همانطور که در مقاله قبلیام استدلال کردم، این جنگ از نظر کیفی با سایر جنگهای دهههای اخیر آمریکا مانند ویتنام، افغانستان، لیبی، عراق، صربستان و غیره متفاوت است.
در آن جنگها الگو تقریباً همیشه یکسان بود: یک تفاوت قدرت عظیم میان متجاوز و قربانی.
آنها جنگهایی امپریالیستی بودند؛ امپراتوری در تلاش بود تا مردمی بسیار ضعیفتر را درهم بکوبد که تنها راه واقعبینانهشان مقاومت چریکي بود.
همانطور که نوشتم، به عنوان تماشاگر این جنگها، اگر حس اخلاقی داشتید، احساس غالب نوعی انزجارِ همراه با درماندگی بود: گویی تماشاگر غولی بودید که خانه فرد دیگری را لگدمال میکرد.
این جنگ اصلاً شبیه آنها نبود: به طرز شگفتآوری، ایران موفق شد به طور متقارن و تاکتیکی در برابر ایالات متحده و اسرائیل ایستادگی کند.
این یک تفاوت کاملاً حیاتی است، زیرا معنای «باختن» را تغییر میدهد.
وقتی آمریکا در ویتنام یا افغانستان شکست خورد، شرمآور بود اما در نهایت قابل مدیریت؛ غول با غروری جریحهدار شده صحنه را ترک کرد و دنیا هم اعتنایی نکرد.
امپراتوریها گاهی به چریکها میبازند، این موضوع چیزی درباره توانایی امپراتوری برای پیروزی در یک جنگ واقعی نمیگوید.
اما شکست متقارن - یعنی باختن در حالی که پیشرفتهترین جنگندههای پنهانکار شما از آسمان سرنگون میشوند، پایگاههای نظامیتان در کل یک منطقه خنثی میشوند، پیشرفتهترین سیستمهای دفاع موشکیتان نابود میشوند، دشمن کنترل استراتژیکترین آبراه جهان را به دست میگیرد و نیروی دریایی شما نمیتواند آن را بازگشایی کند، و «متحدان» شما علیرغم «حمایت» شما بیرحمانه بمباران میشوند - این نوع متفاوتی از شکست است.
این به جهان میگوید که آن غول، دیگر چندان غول نیست.
این موضوع مقاله اخیر من است: آنچه جنگ فاش کرد، آنچه نابود کرد و آنچه ممکن است در آینده رخ دهد.
من نام مقاله را «با کسی که امکان باخت (کنار کشیدن) ندارد، بلوف نزنید» گذاشتهام. وقتی مقاله را در اینجا بخوانید، دلیلش را خواهید فهمید.
https://open.substack.com/pub/arnaudbertrand/p/dont-bluff-someone-who-cant-fold?utm_source=share&utm_medium=android&r=2sx805
🔻پیوند به این فرسته در X:
https://x.com/i/status/2042227750090559536
@BetweenDichotomies
https://x.com/i/status/2042110007521767920
جنگ با ایران بدون شک برای دههها مورد مطالعه قرار خواهد گرفت، اما آنچه در این مرحله کاملاً روشن به نظر میرسد این است که این جنگ تا چه حد یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده و اسرائیل محسوب میشود؛ شاید بدترین شکست در تمام تاریخ آنها (که در واقع یائیر لاپید، نخستوزیر سابق اسرائیل، پیش از این آن را چنین نامیده است).
منظورم این است که ببینید این موضوع چقدر عجیب است: جیپی مورگان محاسبه کرده که طبق توافق جدید عوارض هرمز، ایران ممکن است سالانه ۷۰ تا ۹۰ میلیارد دلار درآمد اضافی کسب کند که معادل ۲۰٪ از تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشور است.
نکته جالب اینجاست که ترامپ در «تروث سوشال» کامنت گذاشته که این توافق به معنای آن است که «پول هنگفتی به دست خواهد آمد» و «ایران میتواند فرآیند بازسازی را آغاز کند».
کاملاً درست است: آنها با اختلاف زیاد، ارزشمندترین «رانت جغرافیایی» روی زمین را به دست آوردهاند.
برای مقایسه، کانال سوئز برای مصر «تنها» ۹ تا ۱۰ میلیارد دلار در سال درآمد دارد و کانال پاناما حدود ۵ میلیارد دلار.
خیرهکننده است.
اشتباه نکنید، این موضوع ایران را به عنوان قدرت برتر و مسلط جدید در خاورمیانه تثبیت میکند.
وقتی کشوری هستید که دیگران برای تجارت در یک منطقه عملاً باید به شما پول بپردازند - که داشتن ایستگاه عوارضی در هرمز در عمل به همین معناست - دیگر از اقتصاد جهانی رانده نشدهاید، بلکه این شما هستید که حق ورودی میگیرید.
این داستانی شبیه به «برخاستن ققنوس از خاکستر» است (استعارهای مناسب، چرا که ریشه در اساطیر ایرانی دارد): پس از ۴۷ سال تحریم، هدف قرار گرفتن با هر ترفندی که در کتابها آمده، و در نهایت جنگی که با هدف نابودی کامل آنها طراحی شده بود، ایران اکنون قدرتمندتر از هر زمان دیگری در تاریخ مدرن خود از این وضعیت خارج میشود.
اما فراتر از همه اینها، دراماتیکترین پیامد این جنگ، معنای آن برای قدرت ایالات متحده است.
همانطور که در مقاله قبلیام استدلال کردم، این جنگ از نظر کیفی با سایر جنگهای دهههای اخیر آمریکا مانند ویتنام، افغانستان، لیبی، عراق، صربستان و غیره متفاوت است.
در آن جنگها الگو تقریباً همیشه یکسان بود: یک تفاوت قدرت عظیم میان متجاوز و قربانی.
آنها جنگهایی امپریالیستی بودند؛ امپراتوری در تلاش بود تا مردمی بسیار ضعیفتر را درهم بکوبد که تنها راه واقعبینانهشان مقاومت چریکي بود.
همانطور که نوشتم، به عنوان تماشاگر این جنگها، اگر حس اخلاقی داشتید، احساس غالب نوعی انزجارِ همراه با درماندگی بود: گویی تماشاگر غولی بودید که خانه فرد دیگری را لگدمال میکرد.
این جنگ اصلاً شبیه آنها نبود: به طرز شگفتآوری، ایران موفق شد به طور متقارن و تاکتیکی در برابر ایالات متحده و اسرائیل ایستادگی کند.
این یک تفاوت کاملاً حیاتی است، زیرا معنای «باختن» را تغییر میدهد.
وقتی آمریکا در ویتنام یا افغانستان شکست خورد، شرمآور بود اما در نهایت قابل مدیریت؛ غول با غروری جریحهدار شده صحنه را ترک کرد و دنیا هم اعتنایی نکرد.
امپراتوریها گاهی به چریکها میبازند، این موضوع چیزی درباره توانایی امپراتوری برای پیروزی در یک جنگ واقعی نمیگوید.
اما شکست متقارن - یعنی باختن در حالی که پیشرفتهترین جنگندههای پنهانکار شما از آسمان سرنگون میشوند، پایگاههای نظامیتان در کل یک منطقه خنثی میشوند، پیشرفتهترین سیستمهای دفاع موشکیتان نابود میشوند، دشمن کنترل استراتژیکترین آبراه جهان را به دست میگیرد و نیروی دریایی شما نمیتواند آن را بازگشایی کند، و «متحدان» شما علیرغم «حمایت» شما بیرحمانه بمباران میشوند - این نوع متفاوتی از شکست است.
این به جهان میگوید که آن غول، دیگر چندان غول نیست.
این موضوع مقاله اخیر من است: آنچه جنگ فاش کرد، آنچه نابود کرد و آنچه ممکن است در آینده رخ دهد.
من نام مقاله را «با کسی که امکان باخت (کنار کشیدن) ندارد، بلوف نزنید» گذاشتهام. وقتی مقاله را در اینجا بخوانید، دلیلش را خواهید فهمید.
https://open.substack.com/pub/arnaudbertrand/p/dont-bluff-someone-who-cant-fold?utm_source=share&utm_medium=android&r=2sx805
🔻پیوند به این فرسته در X:
https://x.com/i/status/2042227750090559536
@BetweenDichotomies
X (formerly Twitter)
Arnaud Bertrand (@RnaudBertrand) on X
The war with Iran will doubtlessly be studied for decades but what's already pretty clear at this stage is how much of a strategic defeat it is for the U.S. and Israel, perhaps the worst ever in their history (which is actually what former Israeli PM Yair…
❤14👍8
نتانیاهو:
«با توجه به درخواستهای مکرر لبنان برای آغاز مذاکرات مستقیم با اسرائیل، دیروز در کابینه دستور دادم هرچه سریعتر مذاکرات مستقیم با لبنان آغاز شود.
این مذاکرات بر خلع سلاح حزبالله و تنظیم روابط صلح میان اسرائیل و لبنان متمرکز خواهد بود.
اسرائیل از درخواست امروز نخستوزیر لبنان برای غیرنظامیسازی بیروت قدردانی میکند.»
«با توجه به درخواستهای مکرر لبنان برای آغاز مذاکرات مستقیم با اسرائیل، دیروز در کابینه دستور دادم هرچه سریعتر مذاکرات مستقیم با لبنان آغاز شود.
این مذاکرات بر خلع سلاح حزبالله و تنظیم روابط صلح میان اسرائیل و لبنان متمرکز خواهد بود.
اسرائیل از درخواست امروز نخستوزیر لبنان برای غیرنظامیسازی بیروت قدردانی میکند.»
😡58👎7
Forwarded from أخٌفيالله
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبرنگارای شبکه ۱۱ اسقاطیل به بازخوانی عکسهای منتشر شده از هالوی توسط حنظله پرداختن:
در این تصاویر، هالوی را داخل یک جت اختصاصی میبینیم؛ هواپیماهایی که معمولاً مقامات ارشد، از جمله رئیس ستاد، برای سفرهای منطقهای و دیدارهای محرمانه در خاورمیانه از آن استفاده میکنند — دیدارهایی که معمولاً علنی نمیشوند.
در بخشی دیگر، او در کنار رئیس ستاد اردن، دیده میشود؛ صحنهای که نگاهی جالب به روابط امنیتی میان اسقاطیل و اردن میدهد. حتی در حال هدیه دادن یک خنجر نظامی اردنی به اوست.
همچنین تصاویری از سفر او به قطر منتشر شده و در آنها مایکل کوریلا، فرمانده سابق سنتکام آمریکا، نیز دیده میشود. علاوه بر این، او از مسجد بزرگ شیخ زاید در ابوظبی هم بازدید کرده است.
این تصاویر در مجموع، نمایی کمسابقه از روابط غیرعلنی میان اسقاطیل و کشورهای عربی ارائه میدهند.
این ماجرا یادآور اتفاقی چند سال پیش است؛ زمانی که حضور او در بحرین سانسور شده بود، اما یک رسانه بحرینی به اشتباه عکسی از او منتشر کرد و حضورش فاش شد و بعد دوباره موضوع سانسور شد.
در این تصاویر، هالوی را داخل یک جت اختصاصی میبینیم؛ هواپیماهایی که معمولاً مقامات ارشد، از جمله رئیس ستاد، برای سفرهای منطقهای و دیدارهای محرمانه در خاورمیانه از آن استفاده میکنند — دیدارهایی که معمولاً علنی نمیشوند.
در بخشی دیگر، او در کنار رئیس ستاد اردن، دیده میشود؛ صحنهای که نگاهی جالب به روابط امنیتی میان اسقاطیل و اردن میدهد. حتی در حال هدیه دادن یک خنجر نظامی اردنی به اوست.
همچنین تصاویری از سفر او به قطر منتشر شده و در آنها مایکل کوریلا، فرمانده سابق سنتکام آمریکا، نیز دیده میشود. علاوه بر این، او از مسجد بزرگ شیخ زاید در ابوظبی هم بازدید کرده است.
این تصاویر در مجموع، نمایی کمسابقه از روابط غیرعلنی میان اسقاطیل و کشورهای عربی ارائه میدهند.
این ماجرا یادآور اتفاقی چند سال پیش است؛ زمانی که حضور او در بحرین سانسور شده بود، اما یک رسانه بحرینی به اشتباه عکسی از او منتشر کرد و حضورش فاش شد و بعد دوباره موضوع سانسور شد.
😡24❤1👍1
علی عبدی/ دیده بان تحرکات کِریا
🔸تحلیل مهمان چند نکته دربارهی پرونده مخوف جفری اپستین وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا ۳ میلیون صفحه و ۲۰۰۰ ویدئو درباره پرونده جفری اپستین و افراد مرتبط با او در رسواییهای اخلاقی ـ از جمله تجاوز به کودکان و آدمخوری ـ منتشر کرده است. این مجموعه اسناد،…
📌اپستین و ریشههای مذهبی و عصر خاخامها (قرن ۱۶ و ۱۷)
🔹نام «اپستین» که از شهرهایی در باواریا و هسن آلمان ریشه گرفته، حامل یکی از قدیمیترین تبارنامههای یهودی در شرق اروپاست. این خاندان با عنوان «هالوی» (منسوب به قبیله لاویان) پیوند عمیقی با ساختار قدرت مذهبی داشته است.
🔹قرن ۱۶؛ پراگ: «مئیر جیکوب هالوی اپستین» در سال ۱۵۲۲ به عنوان ناشر و متفکر در پراگ ظهور کرد. این دوران، آغاز ثبت رسمی نام این خاندان در کتب فقهی است.
🔹قرن ۱۷؛ نفوذ در لیتوانی و روسیه: اعضای این خانواده نظیر «آبراهام مئیر» و «ولف جیکوب» به مقام خاخامی در مناطق استراتژیکی همچون برست-لیتوفسک و فرایدبرگ رسیدند.
🔹پیوند با کابالا: در اواخر قرن هفدهم، پیوند این خاندان با جریانات مرموز کابالا (مانند اسرائیل جوفه) مستحکم شد؛ جریانی که بر تفکرات آخرالزمانی و سیاسی آنها در سدههای بعد تأثیر گذاشت.
🔹عصر گسترش نفوذ؛ از فقه تا خزانهداری (قرن ۱۸ و ۱۹): در این برهه، خاندان اپستین از جایگاه صرفاً مذهبی به سمت لایههای مدیریتی و مالی حرکت کرد.
🔹رهبری در گرودنو: «مردخای هالوی اپستین» و فرزندش «زبی هرش» به ریاست جوامع یهودی رسیدند. «آریه لوب اپستین» با نگارش کتاب «Ha-Pardes»، مرجعیت علمی این خاندان را تثبیت کرد.
🔹ظهور بانکداران و افسران: در قرن ۱۹، «جیکوب اپستین» در لهستان از یک بانکدار به عضویت در هیئت خزانهداری پادشاهی و افسری ارتش رسید. او با دریافت لقب «شهروندی افتخاری» از تزار نیکولا اول، نفوذ سیستماتیک این تبار در ساختار قدرتهای غیر-یهودی را کلید زد.
🔹نفوذ رسانهای و فرهنگی: نگارش نخستین زندگینامه عبری «آبراهام لینکلن» توسط «جوزف لازار اپستین»، نشاندهنده توجه زودهنگام این خاندان به نمادسازی سیاسی در ایالات متحده است.
🔹دنیای جدید؛ تمرکز در قلب نیویورک
با مهاجرتهای گسترده، مرکز ثقل این خاندان از اروپا به «دنیای جدید» منتقل شد.
🔹اشغال منهتن: امروزه تعداد خانوادههای اپستین در منطقه منهتن نیویورک، بسیار فراتر از جمعیت زادگاه اصلی آنها در آلمان است. این تمرکز جمعیتی در مرکز مالی جهان، بهوضوح نشاندهنده تغییر راهبرد از «قدرت مذهبی» به «قدرت مالی و سیاسی» است.
🔹شاخه جفری اپستین: تبار جفری اپستین (که در سال ۱۹۴۷ به آمریکا مهاجرت کردند) شاخهای از این درخت کهن است که در دهههای اخیر، نام این خاندان را با لایههای تاریک امنیتی و نخبگان سیاسی جهان پیوند زد.
🔹خاندان اپستین نمونهای عینی از «ماندگاری تبار» در گذر قرنهاست. تبدیل شدن از یک خاخام کابالیست در قرن ۱۶ به یک بانکدار با نفوذ در قرن ۱۹ و سپس یک کارگزار امنیتی در قرن ۲۱، نشاندهنده وجود یک شبکه همبسته و غیررسمی است که اهداف راهبردی خود را در پوششهای مختلف مذهبی، علمی و مالی دنبال میکند.
#تبارشناسی_سیاسی #اپستین #نفوذ #تاریخ_یهود #اشکنازی
👈#مرگ_بر_آمریکا
👈#مرگ_بر_اسرائیل
🇵🇸 @Palestine_Lebanon_studies
🔹نام «اپستین» که از شهرهایی در باواریا و هسن آلمان ریشه گرفته، حامل یکی از قدیمیترین تبارنامههای یهودی در شرق اروپاست. این خاندان با عنوان «هالوی» (منسوب به قبیله لاویان) پیوند عمیقی با ساختار قدرت مذهبی داشته است.
🔹قرن ۱۶؛ پراگ: «مئیر جیکوب هالوی اپستین» در سال ۱۵۲۲ به عنوان ناشر و متفکر در پراگ ظهور کرد. این دوران، آغاز ثبت رسمی نام این خاندان در کتب فقهی است.
🔹قرن ۱۷؛ نفوذ در لیتوانی و روسیه: اعضای این خانواده نظیر «آبراهام مئیر» و «ولف جیکوب» به مقام خاخامی در مناطق استراتژیکی همچون برست-لیتوفسک و فرایدبرگ رسیدند.
🔹پیوند با کابالا: در اواخر قرن هفدهم، پیوند این خاندان با جریانات مرموز کابالا (مانند اسرائیل جوفه) مستحکم شد؛ جریانی که بر تفکرات آخرالزمانی و سیاسی آنها در سدههای بعد تأثیر گذاشت.
🔹عصر گسترش نفوذ؛ از فقه تا خزانهداری (قرن ۱۸ و ۱۹): در این برهه، خاندان اپستین از جایگاه صرفاً مذهبی به سمت لایههای مدیریتی و مالی حرکت کرد.
🔹رهبری در گرودنو: «مردخای هالوی اپستین» و فرزندش «زبی هرش» به ریاست جوامع یهودی رسیدند. «آریه لوب اپستین» با نگارش کتاب «Ha-Pardes»، مرجعیت علمی این خاندان را تثبیت کرد.
🔹ظهور بانکداران و افسران: در قرن ۱۹، «جیکوب اپستین» در لهستان از یک بانکدار به عضویت در هیئت خزانهداری پادشاهی و افسری ارتش رسید. او با دریافت لقب «شهروندی افتخاری» از تزار نیکولا اول، نفوذ سیستماتیک این تبار در ساختار قدرتهای غیر-یهودی را کلید زد.
🔹نفوذ رسانهای و فرهنگی: نگارش نخستین زندگینامه عبری «آبراهام لینکلن» توسط «جوزف لازار اپستین»، نشاندهنده توجه زودهنگام این خاندان به نمادسازی سیاسی در ایالات متحده است.
🔹دنیای جدید؛ تمرکز در قلب نیویورک
با مهاجرتهای گسترده، مرکز ثقل این خاندان از اروپا به «دنیای جدید» منتقل شد.
🔹اشغال منهتن: امروزه تعداد خانوادههای اپستین در منطقه منهتن نیویورک، بسیار فراتر از جمعیت زادگاه اصلی آنها در آلمان است. این تمرکز جمعیتی در مرکز مالی جهان، بهوضوح نشاندهنده تغییر راهبرد از «قدرت مذهبی» به «قدرت مالی و سیاسی» است.
🔹شاخه جفری اپستین: تبار جفری اپستین (که در سال ۱۹۴۷ به آمریکا مهاجرت کردند) شاخهای از این درخت کهن است که در دهههای اخیر، نام این خاندان را با لایههای تاریک امنیتی و نخبگان سیاسی جهان پیوند زد.
🔹خاندان اپستین نمونهای عینی از «ماندگاری تبار» در گذر قرنهاست. تبدیل شدن از یک خاخام کابالیست در قرن ۱۶ به یک بانکدار با نفوذ در قرن ۱۹ و سپس یک کارگزار امنیتی در قرن ۲۱، نشاندهنده وجود یک شبکه همبسته و غیررسمی است که اهداف راهبردی خود را در پوششهای مختلف مذهبی، علمی و مالی دنبال میکند.
#تبارشناسی_سیاسی #اپستین #نفوذ #تاریخ_یهود #اشکنازی
👈#مرگ_بر_آمریکا
👈#مرگ_بر_اسرائیل
🇵🇸 @Palestine_Lebanon_studies
😡18
Forwarded from رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام_حضرت_آیتالله_سیدمجتبی_حسینی_خامنهای_رهبر_معظّم_انقلاب_اسلامی.pdf
181.5 KB
📝 پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) و مسائل مهم مربوط به جنگ تحمیلی سوم
📲 @rahbar_enghelab_ir
📲 @rahbar_enghelab_ir
❤26❤🔥4👍2😡2🔥1