کوبه
2.24K subscribers
544 photos
5 videos
50 files
442 links
عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارهٔ معماری ایران
www.koubeh.com
t.me/koubeh
instagram.com/koubeh_com
linkedin.com/company/koubeh/

ارتباط با کوبه:
@koubehmedia_admin
contact.koubeh@gmail.com
Download Telegram
میراث کوهستانی تیموریان در ازغد.pdf
1 MB
میراث کوهستانی تیموریان در ازغد

سیده‌شیرین حجازی
کوبه
میراث کوهستانی تیموریان در ازغد.pdf
در این مطلب، مسجدی از دوران تیموری معرفی شده است که کمتر می‌توان نمونه‌اش را یافت؛ مسجدی کوهستانی با ستون‌های چوبی و تزییناتی متفاوت. در این نوشته، که با تصاویری همراه شده است، علاوه بر خود بنا با وضعیت فعلی آن و سوابق مطالعاتی‌اش نیز آشنا می‌شویم. ⬆️
متن_و_نقد_نامه_امضاشده_توسط_جمع.pdf
219.5 KB
چندی پیش جمعی که خود را نخبه و دانشمند مینامند، نامه ای را که گروهی ناشناس نوشته بودند امضا کردند. این متن حاوی متن آن نامه و پاسخی است به آن.
@ARCHITECTUREMONITOR
Forwarded from آسمانه
✏️ نکاتی در باب معماری نزد یونانیان- ۱
روح‌الله مجتهدزاده

مطالعاتی که به ریشه‌شناسی واژه معماری و تاویلِ (به اول بازگرداندن) عمل معمارانه می‌پردازد، معمولا از سرگذشت معماری در یونان باستان سربرمی آورد. این گونه تحلیل‌ها اغلب با رویکردهای پدیدارشناسانه عجین گشته، اما استفان پارسل، محقق تاریخ معماری، در کتابش، چهار مفهوم تاریخی معماری، به ریشه‌شناسی مفهوم معماری از منظر تاریخی دست می‌یازد. فصل اول این کتاب با عنوان «معماری چون تخنه» عمدتا به وضعیت معماری و جایگاه آن نزد یونانیان می پردازد. یافته‌هایش، خصوصا برای خواننده ایرانی، ممکن است تازه و فراتر از کلیشه‌های رایجی باشد که آغاز تاریخ معماری، خصوصا در غرب، را به یونان باستان بازمی گرداند. این یادداشت -که در دو قسمت ارائه خواهد شد- خلاصه‌ای از نظریات پارسل را در فصل اول کتاب پیش‌گفته ارائه می‌کند.
در قرن اول میلادی ویتروویوس یادآوری می‌کند که رساله‌اش در باب معماری مسبوق به نوشته‌های دیگری در یونان باستان بوده که به جا نمانده‌اند. نتیجتا ما باید از منابع درجه دوم و جزئیات زبان‌شناسانه برای تشخیص عناصر عمل معمارانه در یونان باستان استفاده کنیم. یونانیان هیچ واژه‌ای متناظر آنچه ما امروزه معماری –و حتی هنر می‌نامیم- نداشته‌اند. آنها همچنین تمایزی میان آنچه ما امروز هنر زیبا (نظیر نقاشی و مجسمه‌سازی و غیره) یا هنر کاربردی (نظیر فرش و بافندگی و غیره) می‌نامیم، قایل نبودند. تمام این اعمال به واسطه مفهوم تخنه افاده می‌شد؛ مفهومی مسلط با روابط و معانی مشخص. تخنه مجموعه متراکمی از توانایی‌های بود که یونانیان در خلال توسعه فرهنگ تمدنی‌شان به دست آورده بودند. تخنه تنها فهرستی از مهارتهای فنیِ لازم برای ساخت محصولات نبود؛ بلکه قلمرو گسترده‌تری از دانش و اعمالی بود که نه تنها هنرمندان بلکه حامیان و پیشینیان هر هنر را نیز دربرمی‌گرفت. این قلمرو بر حافظه فرهنگی، تجارب عملی و تدابیری برای اقتضائات موردی متکی بود.
مفهوم تخنه در هر دو دوره یونان باستان و کلاسیک وجود داشت اما موضوعاتش در هر دوره تا حدی متفاوت بود. یونان باستان و دوره جنگاوران را باید از یونان کلاسیک، دوره فیلسوفان، متمایز کرد. یونان هلنی و روم باز هم متفاوت بودند. تخنه در یونان باستان طیف گسترده‌ مشاغل از انتقال پیام خدایان و شفابخشی و قانونگذاری، تا ساختمان‌سازی و نوازندگی و آهنگری را در برمی‌گرفت. برخی از این شغلها بیشتر دستی (یدی) و برخی بیشتر ذهنی بودند. تخنه شامل موضوعاتی بود که در جهان مدرن ما ممکن است تحت عناوین هنر، صنایع و علوم دسته‌بندی شود. این مفهوم می‌توانست در یک موضوع فیزیکی (خانه و نقاشی) یا موضوع نمایشی (رقص و آواز) یا موضوعات مرتبط با تیمارداری (بهبود انسان و پرورش اسب) نمود یابد. فعالیت‌های وابسته به آن نیز می‌توانست درون یا بیرون خانه و بوسیله مردان یا زنان انجام شود. این مشاغل متعدد ممکن است این گمان را ایجاد کند که تخنه هر فعالیتی را که به مهارت یا نیروی یدی نیاز داشت، در برمی‌گرفت؛ اما اینگونه نبود. مثلا تخنه کشاورزی را شامل نمی‌شد. یک کشاورز نیروی باروری طبیعی زمین را آزاد می‌کرد در حالیکه صنعت‌گران یک جوهر طبیعی را به صورتی متفاوت برای استفاده انسان تغییر شکل می‌دادند.
در یونان باستان و کلاسیک متقدم تخنه از نظر طبقه‌بندی پایین‌تر از موسیقا بود. موسیقا ترکیب درهم‌تنیده شعر و موسیقی و رقص بود که به الهام الهی تکیه داشت. برخلاف تخنه، موسیقا تحت سیطره موزها (نیمه‌خدایانِ اساطیری نگهبان هنر و دانش) بود و مستقیما از سوی خداوند الهام می‌شد. به‌این‌ترتیب مرزی آشکار شاعر و صنعتگر را از هم جدا می‌کرد: «شاعر .... به‌وسیله الهام الهی و به‌عنوان ابزار نیروهایی که جهان را پیش می‌برد و نظم آن را نگاه می‌دارد، برانگیخته می‌شد؛ 👇
#یادداشت #روح_الله_مجتهدزاده
Forwarded from آسمانه
👆🏿 درحالی که صنعتگر تنها بن‌مایه دانش موروثی از صنعت‌گران پیشین را حفظ می‌کند.» البته شاعران نیز تنها به راهنمایی الهی متکی نبودند، بلکه از مهارتهای پیشینیانشان هم استفاده می‌کردند؛ که این خود نشان‌ می‌دهد تخنه و موسیقا دارای اصول مشترکی نیز نبودند. متقابلا ساختمان معبد یا یک ساختار شهری ارزشمند نیز تنها به تخنه نیاز نداشت، بلکه محتاج هدایت غیرمستقیم الهی بود. در این راستا از سوی حامی یک بنا یا شهر فرستاده‌ای رسمی –موسوم به تئوروس، ریشه واژه تئوریا و تئوری- جهت مشورت به زیارت کاهنی در یک مکان مقدس نظیر دلفی فرستاده می شد. تئوروس واژه‌های آموزنده یا علائمی را از کاهن دریافت می‌کرد و برای تحویل آنها به شهر بازمی‌گشت. به عنوان واسطه‌ای میان جهان خدایان و میرایان تئوروس می‌بایست شهروندی بی‌نهایت قابل اطمینان و از طبقه بالای اجتماع می بود. در این اثنا معمار در خانه می‌ماند و مستقیما درگیر این فعالیت \"نظریه‌پردازانه\" نمی‌شد. او بعدا آموزه‌های الهی را، که راهنمای فعالیتهایش در حوزه تخنه بود، به‌طور غیرمستقیم از تئوروس و انجمن شهر دریافت می‌کرد.
در دوره کلاسیک به سبب مشارکت کامل صنعتگران در امور شهری، در قیاس با دوره باستان و کلاسیک متقدم، از منظر اخلاقی-سیاسی نیز تغییراتی در معنای واژه تخنه حاصل شد. به گونه‌ای که در پایان این دوران سخنوری و سیاست نیز جزئی از قلمرو تخنه بود. ادامه این یادداشت به معنای تخنه در دوران کلاسیک و جایگاه معماری و معمار در این معنای جدید خواهد پرداخت.
مشخصات کتاب
Parcell, Stephen. Four Historical Definitions of Architecture. McGill-Queen’s University Press 2012.
#یادداشت #روح_الله_مجتهدزاده
http://asmaneh.com/feed/58e01850daf8f959173c94f3
چند ویژگی در الگوهای محلّی مساجد سنّتی: سه مسجد در شهر «آران و بیدگل(۱)»

احمد افلاکیان

یک- همان‎قدر که شبستان‎های پر ستون با طاق‎های بلند در برابر صحنی گشوده و آفتاب‎گیر در بسیاری از مساجد ایران شایع است، در مناطق کویری چون نایین، کاشان، اردستان و ...، دهلیزهای تو در تو با سقف‎های کوتاه و جرزهای کلفت در زیر زمین، عضو جدا نشدنی مسجد هستند که معمولاً آن‎ها نیز با عنوان «شبستان» خوانده می‎شوند(زمستانی یا تابستانی). این فضاها در زیرِ شبستان (مثل مسجد نقشینۀ بیدگل)، زیرِ صحن (مثل جامعِ نایین)، زیرِ گنبد‎خانه (مثل مسجد خسرو اردستان) و زیرِ ایوان (مثل بابا ولی کاشان) موجود هستند.(۲)

دو- در مساجد کاشان و مناطق اطرافش، می‎توان این ویژگیِ مشترک را یافت: صُفه‎. این صفه در بسیاری از موارد، سقف شبستانی است که زیرِ ایوان یا گنبدخانه یا شبستان وجود دارد(مثل مسجد باباولی کاشان یا مسجد-مدرسۀ آقابزرگ). این نوع سطح‌بندیِ شبستان زیرین که سقفش به قدر 5-6 پله از کف حیاط بالاتر آمده و صفه‎ای را تشکیل می‎دهد، به وضوح امکانِ نورگیری را مهیا می‎کند. این الگو مختص مسجد نیست و در خانه‎ها نیز در شکل «سرداب» وجود دارد. این شبستان‎ها، فضای یک‌دست‎تر و مطلوب‎تری نسبت به آن دسته شبستان‎های زیرزمینی دارند که زیر صحن واقع شده‌اند. واضح است که امکان نورگیری در نوع متأخر، از طریق سوراخ‎های نورگیر در کف صحن ممکن است و نمی‎تواند از طریق پنجره باشد، چرا که باعث ایجاد صفه در صحن می‎شود (گرچه در نمونۀ متفاوتی چون مسجد خسرو اردستان خودِ صفه در نقشِ صحن است).

سه- در مساجد دارای صفه، صحن از طریق پله‎هایی با صفه در ارتباط است. در این حالت، ارتباط بین حیاط و ایوان‎ها نیز دیگر مستقیم نیست و در بسیاری از نمونه‎هایی از این دست، پله‎ها به دهلیزهایی راه می‎برند که از طریق آنان و از جوانب ایوان می‎توان وارد آن شد.(الگویی کاملاً مشترک با خانه)

چهار- نمونه‎های ویژه‎ای در آران و بیدگل که موضوعِ مستقیمِ این نوشتار هستند، نمونه‎هایی فاقدِ حیاط مرکزی‌اند و در کنارِ ویژگی‎هایی که تشریح شد، الگویی ویژه پیدا می‌کنند: بنایی ایوان‎دار و کوشک مانند روی یک صفه در صحنی باز. در این نمونه‎ها، بر خلاف الگوی رایج حیاط مرکزی، مسجد دارای دو حیاط شمالی و جنوبی است و ساختمان مسجد روی صفه(در مورادی با شبستان زیرزمینی و در مواردی صفه‎ای مصنوعی) از طریق کشیدگی محوری شمالی-جنوبی بین آن دو قرار گرفته‎است.

نمونه‎ها
۱- مسجد علی بیدگل(مسجد درویش‎ها)
موقعیت: آران و بیدگل، محلۀ درب ریگ، جنب حسینیۀ درب ریگ- قدمت: ایلخانی، قاجار(۳) -به ثبت رسیده به شمارۀ ۹۰۱۶در فهرست آثار ملی.
گنبدخانه و شبستان همکف- دو صحن یکی در قسمت شمالی و دیگری در جنوب- راستۀ مسقف گذر در سمت شرقی- ورودی‎ها در این گذر
بنای مسجد، ترکیبی است از فضاهایی در توالی هم در محوری شمالی-جنوبی که از هر دو سمت به حیاط می‎رسد. این فضاها از سمت شمالی به این ترتیب هستند: حیاط شمالی، صفه، ایوان کشیدۀ شمالی، گنبدخانه، ایوان جنوبی، صفه و حیاط جنوبی است. نمای هر دو ایوان با شیشه پوشانده شده‎است. در دو سمت این محور اصلی، دو محور دیگر شامل ورودی و فضاهای کشیده‎ای وجود دارد که از طریق آن‎ها می‎توان از جوانب گنبدخانه و ایوان وارد آن‎ها شد. این فضاهای جنبی که به راهروهای کشیده‎ای می‎مانند، دارای سقف‎های چهار بخش و کجاوه‎ای هستند و کاربردی شبیه شبستان دارند.⬇️
⬆️ ۲- مسجد بازار آران
موقعیت: آران و بیدگل، مرکز بافت قدیمی شهر، محلۀ بازار- قدمت: سلجوقی(۴) - به ثبت رسیده به شمارۀ ۴۱۸۶ در فهرست آثار ملی.
این مسجد دارای دو شبستان فوقانی و تحتانی (شبستان فوقانی بازسازی شده در دورۀ صفوی) و دو حیاط شمالی و جنوبی (سنگ نوشتۀ ورودی به تاریخ ۱۱۹۰ق) است. در وضعیت کنونی، مسجد در جوار میدان‎گاهی قرار دارد که در شمال آن حسینیه و در جنوب آن امامزاده است. (البته این میدان قدمت چندانی ندارد.)
مسجد بازار نیز دو حیاط شمالی و جنوبی است که بین آن‎ها و روی صفه، ترکیبی محوری از رواق و ایوان شمالی، شبستان و ایوان و رواق جنوبی است. هر دو ایوان کاملاً مرمت شده و بازسازی شده‎اند. مسجد دارای شبستان نسبتاً بزرگی است که در وضعیت کنونی پرقدمت‎ترین قسمت مسجد نیز هست و از پنج ردیف ستون‎های مربعی بزرگ تشکیل شده‎است. در محور منتهی به محراب، فاصلۀ بین ردیف ستون‎ها بیشتر شده و ناوی میانی را می‎سازد که در انتهای شمالی و جنوبی‎اش به دو ایوان مسجد ختم می‎شود. ورودی‎های مسجد از طریق دو هشتی در جوانب شرقی و غربی مسجد است که به گذرهای همجوار گشوده می‎شوند. به این ترتیب می‎توان به وضوح الگویی شبیه به مسجد علی را در این مسجد نیز دید.

۳- مسجد نقشینۀ بیدگل
موقعیت: شهرستان آران و بیدگل، محلۀ مختص آباد- قدمت پیشنهادی: سلجوقی(؟)-تیموری، صفوی، قاجار(۵) - به ثبت رسیده با شمارۀ ۲۰۹۱ در فهرست آثار ملی.
این مسجد مشتمل بر ایوان، شبستان زمستانی و تابستانی، ورودی و محراب است. در گزارش ثبتی این مسجد آمده‎است که در جبهۀ شرقی مسجد، ایوان و بالاخانۀ دیگری نیز موجود بوده که در سال ۱۳۶۷ش. تخریب شده‎است. این مسجد در گذر محله‎ای واقع است که شامل بازارچه، کارگاه شعربافی، حسینیه، میدان( میدانِ خانقاه؟) و یک بقعه بوده‎است.(۶)
همان طور که از نقشۀ ثبتی پیداست، مسجد از دو فضای اصلی ایوان و شبستان در سطح اول، روی صفه و شبستانی دیگر در زیر آن تشکیل شده‎است. این صفه که شش-هفت پله از کف گذرمحلۀ بالاتر است، از طریق دو ورودی در جوانب شرقی و غربی ایوان که به دهلیزهایی راه می‎یابند، قابل دسترسی است. ورودی شاخص‎تر بلافاصله وارد فضایی با ته‌رنگ مستطیلی شده و به نظر می‎رسد ورودی آن به ایوان، بعدها بسته شده باشد.(حدسی بر اساس ورودی قرینۀ غربی در جرز ایوان) به این ترتیب در وضع کنونی، این ورودی مستقیماً به شبستان راه می‎یابد. حال آن‎که ورودی دیگر به دهلیز و پس از آن به فضاهایی جنبی در سمت غربی ایوان راه دارد و از طریق آن‎ها می‎توان به ایوان وارد شد. ایوان شامل محراب و کاربندی است و همین طور کتیبه‎ای در آن، تاریخ ۱۲۱۵ه.ق. را بر خود دارد.
در عین حال این فرض که ممکن است کالبد کنونی بخشی از طرحِ کامل‌ترِ حیاط‎داری بوده باشد، شبیه به دو مسجد دیگری که توصیف شد، لااقل از مدارک ناچیز ثبتی برنمی‎آید و توصیفاتی که از شکل گذشتۀ گذر و کاربری‎های موجود در آن آمده، این احتمال را نمی‎رساند. در نتیجه وجه مشترک این مسجد با دو مسجد دیگر، در الگوی فضایی آن است.

پانوشت:
۱- «آران و بیدگل» شهرستانی در محدودۀ شمالی شهر کاشان است که سابق بر این، دو قصبۀ پر قدمتِ مستقلِ «آران» و «بیدگل» بوده‎است.
۲- تأکید بر این تقسیم‌بندی به دلیل وجود نمونه‎ها است.
۳- منبع: پروندۀ ثبتی میراث فرهنگی
۴- منبع: پروندۀ ثبتی میراث فرهنگی
۵- استناد به پروندۀ ثبتی
۶- استناد به شواهد محلی

-منابع
گزارش ثبت بنای تاریخی مسجد علی بیدگل- میراث فرهنگی کاشان-۱۳۸۱
گزارش ثبت بنای تاریخی مسجد بازار آران- میراث فرهنگی کاشان- ۱۳۸۰
گزارش ثبت بنای تاریخی مسجد نقشینه بیدگل- میراث فرهنگی کاشان-۱۳۷۶
@koubeh
مسجد نقشینۀ بیدگل
کوبه
Photo
مقطع طولی شماتیک مسجد علی بیدگل
کوبه
Photo
۱)مسجد بازار آران- منبع:گزارش ثبت بنای تاریخی مسجد بازار آران- میراث فرهنگی کاشان- ۱۳۸۰
۲)مسجد علی بیدگل- منبع:گزارش ثبت بنای تاریخی مسجد علی بیدگل- میراث فرهنگی کاشان-۱۳۸۱
📝 بیانیه جمعی از دوستداران آثار ارزشمند تاریخی و فرهنگی، پیرامون قنات بزرگ تاریخی و جهانی وزوان.

🔹الف: قناتی که جزو آثار ارزشمند تاریخی، فاخر و نادر جهانی است، در حال حاضر، با بی‌تدبیری مسئولان اجرایی و برخی افراد تنگ نظر، به وضعیتی أسف‌بار و نامناسب دچار شده است.

🔸ب: علیرغم استقبال مسافران نوروزی و علاقه‌مندان به این اثر ارزشمند، امسال نیز همچون سال‌های گذشته بازدید از این قنات، به دلایل نامعلوم محقق نگردید.

🔹ج: این قنات ارزشمند که به اذعان کارشناسان امر قنات و گردشگری، تنها کاریز ثبت شده در جهان است که با داشتن شاخصه‌ها و تاسیساتی همچون سد زیرزمینی متعلق به بیش از ۳۰۰۰ سال پیش، وجود دریاچهء ذخیرهء آب در زیر کوره‌های اصلی، وجود شکاف‌های خروجی آب گرم و سرد در کف کورهء آن و امکان بازدید از تاسیسات سد زیر زمینی، آن را به عنوان یکی از آثار فاخر و شاخص جهانی مطرح نموده است.

🔸د: علاوه بر این که هنوز، نگرانی‌های مالکان و سهامداران این شاهرگ حیاتی که در سال‌های اخیر به دلیل حفر چاه‌های غیر مجاز در حریم این قنات و مسدود شدن رشته‌های مختلف آن در شهر مجاور در بهره‌برداری از آب آن در مصارف کشاورزی با مشکل جدی مواجه‌ شده‌اند برطرف نشده است،
اقدامی نیز برای برطرف کردن موانع موجود بر سر راه بازدید از این اثر گرانسنگ و توسعهء صنعت گردشگری از سوی مسئولان امر صورت نپذیرفته است.

🔹ه: احداث جادهء کمربندی دو بانده بر روی مخازن ارزشمند زیرزمینی این قنات توسط شهرداری شهر مجاور نگرانی‌هایی را برای مردم و مسئولان شهر وزوان به وجود آورده است که علیرغم گذشت دو سال از آغاز اقدامات تخریبگرانهء مذکور، تاکنون هیچ اقدامی از سوی مسئولان اجرایی شهرستان و بخش در خصوص جلوگیری از خسارت‌های وارده به حریم و ساختار این میراث ملّی به صورت نپذیرفته است.

🔸و: برای جلوگیری از تخلیهء نخاله‌های ساختمانی شهر مجاور بر روی این قنات ارزشمند در سال‌های اخیر، که حتی موجب حیرت کارشناسان یونسکو بوده، هنوز اقدامی نشده است و وسعت این نخاله‌ها، هر روز از قبل بیشتر می‌شود.

🔹ز: در راستای دستیابی به منویات مقام معظم رهبری در سال‌های اخیر و تحقق شعارهای اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل و اقتصاد مقاومتی تولید و اشتغال، سهل‌الوصول‌ترین اقدام، توسعه و رونق گردشگری است.
اما متاسفانه با رویهء موجود مسئولان شهر مجاور و شهرستان، این اقدام در خصوص قنات وزوان متصور نمی‌باشد.
مگر اینکه مسئولان اجرایی، راهکاری عملیاتی جهت تحقق این مهم بیابند.

🔸ح: حفظ و حراست از شاهکارهای انگشت شمار تاریخی و ثبت شده به عنوان میراث جهانی، جزو رسالت‌های اصلی تمام مسئولان، فرهنگ دوستان، تاریخ نویسان، محققان و علاقه‌مندان این گونه آثار ارزشمند است.
و این مهم در مورد قنات تاریخی وزوان، به عنوان منحصر به فردترین کاریز استان اصفهان، بیش از پیش باید مورد توجه قرار گیرد.

🔹و: ادامه تجاورات و تلاش‌های مغرضانه برای تخریب و خشکاندن این اثر خارق العاده، تهدیدی بزرگ برای تاریخ و فرهنگ ملی و جهانی کشور عزیزمان خواهد بود و جز این، هیچ مفهوم و معنای دیگری را متصور نمی‌سازد.

🔸جمعی از دوستداران آثار فاخر تاریخی و ثبت شده به عنوان میراث جهانی.
🔸#ارسالی_کاربران
#قنات_تاریخی_وزوان
#قنات_بزرگ_وزوان

@Vazhgoon_Nevesht
Forwarded from وزوان شهر فرهنگ وتاریخ
عدم رسیدگی به قنات وَزوان
تاریخ مفهومی (۱) چیست؟

نوشتۀ آندرس هسینگ (۲)
ترجمۀ محمدمهدی طاهری


ریشۀ واژۀ «school» (مدرسه)، واژۀ یونانی «schola» است و «schola» در یونانی به‌معنای «اوقات فراغت» بوده است: معنای اولیۀ «school»، اوقات فراغت است. این موضوع به ما دربارۀ نظام آموزشی امروزی چه می‌گوید؟ لابد بیشتر دانش‌آموزان قبول دارند که چیز زیادی نمی‌گوید! اما تفاوت بین معانی این دو اصطلاح، گویای تفاوت‌های جامعۀ ما و جامعۀ یونانیان باستان است.

مفاهیم اساسی (۳) و لایه‌های معنا

روش تاریخ مفهومی به مطالعۀ جوامع گذشته و تغییرات اجتماعی، با بررسی چگونگی تغییر مفاهیم سیاسی و اجتماعی اساسی در گذر زمان، معطوف است. بنابراین تاریخ مفهومی رویکردی به مطالعۀ تاریخ است که از تحلیل زبان به‌قصد مطالعۀ اوضاع اجتماعی و روابط اجتماعی گذشته استفاده می‌کند. چنین می‌شود گفت که تحلیل‌های زبان‌شناسی «ابزار» و جامعه «ابژه»ی این پژوهش‌ها است. در عمل، کندوکاو گذشته با تمرکز بر یک مفهوم اجتماعی عمده یا اصطلاحاً یک «مفهوم اساسی تاریخی» است. از نمونه‌های این مفاهیم اساسی واژه‌هایی همچون «جامعه»، «دموکراسی»، «خانواده»، «کار» و «عقاید سیاسی» را می‌توان برشمرد.

می‌شود تاریخ‌نگار مفاهیم را همانند یک زمین‌شناس درنظر گرفت که لایه‌های خاک را کندوکاو می‌کند. وقتی تاریخ‌نگار مفاهیم زبان گذشتگان را می‌کاود به لایه‌های تازه‌ای از واژه‌ها، یا به عبارت دقیق‌تر، به لایه‌های تازه‌ای از «معنا» می‌رسد که در روند تغییرات تاریخی فراموش شده‌اند. در شکل شمارۀ یک، لایه‌های معنایی را می‌بینیم: [معنای کنونی‌ ؛ معنای سابق ؛ معنای اسبق]


نکته اینجاست که معنای یک مفهوم اساسی از یک دورۀ زمانی مشخص، پنجره‌ای به‌سوی فهم جامعۀ تاریخی‌ای می‌گشاید که آن مفهوم برآمده از همان جامعه است.

تحلیل تاریخ مفاهیم

اگر بخواهیم به معنای امروزی واژه‌ای آگاه شویم به واژه‌نامه‌ها یا مراجع دیگری رجوع می‌کنیم؛ اما معنای پیشینی واژه‌ها ممکن است ناشناس‌تر باشند. گاهی ممکن است به آن معانی پیشین در دانشنامه‌ها یا واژه‌نامه‌های قدیمی دست یابیم؛ هرچند معمولاً چنین نیست و معانی قبلی یک واژه را نمی‌شود به‌سرعت‌وسادگی به‌دست آورد. البته تاریخ‌نگاران مفاهیم، به‌دنبال تاریخ محدود یک واژه (ریشه‌شناسی واژه) نیستند بلکه هدف آن‌ها فهم تغییرات تاریخی گسترده‌تری است که روابط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را دیگرگونه کرده‌اند. تمرکز آن‌ها بر به‌هم‌پیوستگی تغییرات اجتماعی و تغییرات مفهومی است.

ارتباط بین مفاهیم و جامعه را در شکل دوم می‌توانیم ببینیم. «اصطلاح» (۴) کلمۀ ویژه‌ای است که از آن برای دلالت بر یک مفهومِ مشخص استفاده می‌کنیم. برای مثال بر «دموکراسی» بر حسب دورۀ زمانی و مکان و گرایش‌های سیاسی ممکن است برچسب‌هایی متنوع همچون «پرخواهان» یا «اکثریت» یا «حکومت توده‌ها» بنشیند. اما در هر حال آنچه ما مراد می‌کنیم «مفهوم دموکراسی» است؛ هرچند معمولاً معنای این مفهوم جالب‌تر است: اینکه چطور مفهوم را درک و تعریف می‌کنیم. به‌منظور رمزگشایی از معنا باید زمینۀ تاریخی‌ای را بفهمیم که مفهوم در آن قرار گرفته است؛ در واقع باید «بافتار» (۵) سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مفهوم را بررسی کنیم. ⬇️
⬆️ یک مثال: مفهوم دموکراسی

جمهوری وایمار (این «اصطلاح» اسم خاص اولین دولت دموکراتیک آلمان است که از انتهای جنگ جهانی اول در ۱۹۱۸ تا نابودی‌اش به‌دست هیتلر در ۱۹۳۳ موجودیت داشت) برای بسیاری از آلمانی‌ها که در حد فاصل جنگ جهانی اول تا جنگ دوم جهانی می‌زیستند سرخوردگی بزرگی بود. ایجاد تشکیلاتی دموکراتیک با بحران‌های لگام‌گسیختۀ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نیز با محیطی زجرآور از ضربه‌های فرهنگی و روحی برآمده از جنگ جهانی اول مقارن بود. به‌همین‌دلیل دموکراسی، نظام سیاسی ناکارآمدی تلقی می‌شد که نمی‌توانست برای انسان‌های عادی، ارج‌مندی و امنیت و زندگی‌ای رضایت‌بخش را فراهم کند. مفهوم دموکراسی معنایش را از همین بافتار تاریخی خودش گرفت. توجه نازی‌ها آگاهانه معطوف به همان وضعیت شد؛ اما کام‌یابی آن‌ها را نمی‌شود به فن سخن‌دانی هیتلر یا استفادۀ اراذل و اوباشی نازیست از تهدید و خشونت فروکاست؛ هرچند هر دوی این عامل‌ها اثری قابلِ‌ملاحظه گذاشتند. آنچه به بافتار مزبور افزودنی است شکست آلمان‌ها در جنگ اول جهانی، معاهدۀ صلح تحقیرآمیز پی‌آیند آن، بحران جهانی اقتصادی و آثار ویران‌گر آن در آلمان، ترس از کمونیسم در طبقۀ اجتماعی متوسط آلمان، نبود سنت سیاسی دموکراتیک در کشور و بسیاری دیگر از عوامل است. این بافتار است که به مفهوم معنا می‌دهد؛ اما وقتی مفهوم بار معنایی مشخصی به خود گرفت، می‌تواند به بافتار شکل و قالب بدهد. وقتی دموکراسی با اَداواطوارهای بی‌فایده و بحران و دغل‌کاری مترادف شد، نمی‌شود دفاعی از آن نظام سیاسی کرد و شاید مردم دیگر دموکراسی را چونان یکی از شِق‌های سیاسی مناسب لحاظ نکنند.

اما در عمل چگونه برهم‌کنش مفاهیم و جامعه را بررسی کنیم وقتی ممکن است به معانی واژه در دورۀ مد نظر دسترسی نداشته باشیم؟

تمرکز بر تقابل‌ها

تعریف دقیق حتی بسیاری از مفاهیم رایج در واقع کاری دشوار است. مثلاً تعریف موثق «زنانه» چیست؟ خب البته آنچه به ذهن خطور می‌کند این است که «زنانه» بی‌بروبرگرد در تقابل با «مردانه» قرار دارد. ماهیت راستین فرهنگ ملی ما چیست؟ هرچند شاید سخت باشد که مفهوم فرهنگ ملی را به‌صورتی سفت‌وسخت کران‌مند کنیم اما می‌دانیم که فرهنگ ملی ما چیزی متفاوت از «فرهنگ بیگانه»ی دیگر ملت‌ها است. بسیاری از مفاهیم را نمی‌شود به‌شکلی صریح و بی‌ابهام معنا کرد؛ اما ویژگی‌هایی دارند که معنایشان را از متفاوت‌بودنشان با آنچه به‌احتمالِ یقین نیستند، می‌گیرند: آنچه که می‌شود «پادمفهوم» نام‌گذاری‌اش کرد.

بنابراین بررسی متقابل‌های یک مفهوم هنگام واکاوی تاریخ مفاهیم کاری پرسود است. تاریخ‌نگارِ آلمانی مفاهیم، راینهارت کوزلک (۵) (۱۹۲۳-۲۰۰۶) توجه به شماری از متضادها را کاری پرفایده در نظر می‌گرفت: [ مفهوم / پادمفهوم ؛ درون / بیرون ؛ دوست / دشمن ؛ بالا / پایین ؛ قبل / بعد ]

متضاد مفهوم «دموکراسی»، پادمفهوم «دیکتاتوری» است. اما ممکن است دموکراسی در موقعیت‌های تاریخی مختلف، پادمفهوم‌های دیگری هم داشته باشد؛ برای مثال مفهوم دموکراسی غربی از ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۵ با «فاشیسم»، از از ۱۹۱۷ تا ۱۹۹۱ با «کمونیسم» و از ۱۹۷۸ تا لااقل اکنون با «حاکمیت اسلامی» در تضاد بوده است.

پادمفهوم موجب وضع معنای مفهوم می‌شود که با استفاده از آن می‌توانیم آن‌هایی را بررسی کنیم که «درون» یا «بیرون» مفهوم قرار می‌گیرند. در مثال مزبور، چه کسانی حق برخورداری از دموکراسی را دارند و چه کسانی از آن طرد می‌شوند؟ چه کسانی حق رأی‌دادن دارند و چه کسانی ندارند؟

با تکیه بر متضادها می‌توانیم «دوست» را از «دشمن» تفکیک کنیم. چه کسانی دشمنان دموکراسی‌اند و چه کسانی پاسداران آن لحاظ می‌شوند؟ آیا این مفهوم را در معرض تهدید می‌دانند و اگر چنین است، چه کسی تهدیدش می‌کند؟

همچنین خوب است که در سلسله‌مراتب درونی مفاهیم تدقیق کنیم. جایگاه هر کس در سلسله‌مراتب دموکراسی، در بافتار برگزیدۀ ما، تا چه حد «بالا» و تا کجا «پایین» است؟ چه کسی حکم می‌راند و چه کسی فرمانبردار است؟ نقش هر کس در احزاب مربوط چگونه است؟ سازوکار انتخابات چگونه است؟ ⬇️
⬆️ نهایتاً سودبخش است که بررسی کنیم آیا مفهوم بر ادراک مشخصی از زمان دلالت می‌کند یا نه؛ که این «قبل» و «بعد» است. مسیحیت بر بنیان روایتی از اخراج از بهشت متعاقب نافرمانی از خداوند و بازگشت به آن با رستگاری قرار دارد. این حکایت گم‌گشتگی‌ای است، عارضه‌ای دیرینه، که در روز معاد بازیابی خواهد شد. نازی‌ها برای دولت آلمانی خود اصطلاح «رایش سوم» را به کار می‌بردند که در ادامۀ مسیر امپراتوری مقدس روم (۹۶۲ تا ۱۸۰۶ م.) و پادشاهی آلمان (۱۸۷۱ تا ۱۹۱۸) بود. اما حتی مفاهیم اساسی روزگار ما هم وابسته به شرایط زمانی است. مثلاً بسیاری از مردم دموکراسی را نظام سیاسی دوران مدرن می‌دانند که از نظام‌های سیاسی دیگر که هنوز در بعضی جاهای دیگر دنیا وجود دارند، پیشی گرفته است؛ نظام‌هایی که گاه «عهد بوقی» به حساب می‌آیند.

کشمکش با مفاهیم

بنابراین معانی مفاهیم نه در زمان ثبات دارد نه در مکان و چندوچون آن ممکن است متأثر از اوضاع اجتماعی بسیار متنوع باشد. این تنوع شاید محصول تغییرات تدریجی و معمولاً نامحسوسِ تاریخی باشد و شاید هم برآمده از مداخلات عامدانۀ سیاسی. هیتلر «جمهوری وایمار» را چونان انگی کرد که پادمفهوم منفی اصطلاح «رایش» بود و رایش برای ارجاع به سال‌های پیش از ۱۹۱۴، به‌عنوان دورۀ پیشرفت و رضامندی همگانی و حکومتی مقتدر، به کار می‌رفت. این موضوع بر اهمیت سیاسی درک تفاوت‌ها و تکاپو در فهم معانی مفاهیم تأکید می‌کند. درک معانی مفاهیم امروزه همان اندازه‌ای مدخلیت دارد که در سال‌های میان دو جنگ جهانی و دژفرجام انسانی پی‌آیند آن داشت.

(۱) Conceptual History
(۲) Andres Hassing
(۳) Key concepts
(۴) Term
(۵) context
(۶) Reinhart Koselleck


@Koubeh
علم دزدیدنی

سیدمجید میرنظامی

یکی از سختی‌های پژوهش تاریخی، یافتن اسناد مرتبط با موضوع پژوهش است. این سختی در کشوری که در آن روند رقومی‌کردن اسناد و دسترسی آزاد به اطلاعات به‌کندی پیش می‌رود، دوچندان است. در این وضعیت، برخی از پژوهشگران رشتۀ تاریخ که هیچ روش یا رویکرد تازه‌ای برای تحلیل و تفسیر تاریخ در اختیار ندارند، این کمبود را با اکتشاف اسناد تازه جبران می‌کنند. درواقع، سخن تازۀ چنین افرادی در مقالۀ علمی‌‌پژوهشی‌شان صرفاً معرفی و ارجاع به اسناد نویافته و انحصاری‌شان است، نه عرضۀ رویکردی نو یا به‌کاربردن روش‌هایی تازه برای فهم و تفسیر تاریخ. رانت علمی این عده ناشی از دسترسی محدود همۀ مردم به اسناد تاریخی است. اگر همگان به کتاب‌ها و روزنامه‌ها و اسناد قدیمی دسترسی داشته باشند، بساط محتکرانی برچیده خواهد شد که علمشان، به معنی دقیق کلمه، «دزدیدنی» است. در چنین حالتی، فقط کسانی می‌توانند مقاله‌ای ارزشمند بنویسند که ایده‌ای نو، رویکردی نو یا روشی نو در چنته دارند.

@Koubeh
بررسی مؤلفه‌های معماری اسلامی ایران از دریچۀ تاریخ اجتماعی
(دورۀ ایلخانیان: معمار و صنف معماری، ناظر صنف، حامیان و بانیان)

غلامرضا جمال‌الدین
احمد صالحی کاخکی

🔸چکیده

یک اثر معماری زنجیری به‌هم‌پیوسته از مؤلفه‌های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی دوران خود است. معمار، حامیان و بانیان، ناظران و قانون‌های شرعی و عرفی، هر یک به‌نوعی در مسیر یک اثر تأثیرگذار هستند. تاریخ اجتماعی گرایشی از تاریخ محسوب می‌شود که می‌تواند به مطالعۀ این حوزه‌ها و بررسی نقش گروه‌ها در فرایند یک اثر معماری بپردازد. در این مقاله جهت امکان سنجش چنین رویکردی در بررسی معماری اسلامی ایران، با انتخاب دورۀ ایلخانیان و بررسی و تحلیل متون این دوره، به بحث در باب شأن اجتماعی معمار و صنف معماران در این دوران، و اینکه ناظران این صنف و بانیان و حامیان چه اختیاراتی داشتند، پرداخته خواهد شد. نتایج این تحقیق، از وجود چهار گروه معماران در مراتب متفاوت اجتماعی، نظارت و اختیارات وسیع محتسب بر صنف معماران و ساخت‌و‌سازهای شهری، و طیف وسیعی از حامیان و بانیان حکومتی و مردمی با شأن اجتماعی متفاوت خبر می‌دهد.

🔸مقدمه

تاکنون در باب تاریخ معماری اسلامی ایران، کتب و آثار زیادی منتشر شده است؛ اما اکثر این پژوهش‌ها به نقش و مداخلۀ مؤلفه‌های گوناگون در فرایند یک اثر معماری، چون سیاق اجتماعی و فرهنگی، جایگاه اجتماعی معمار، بانی و حامی، و قانون‌های عرفی و شرعی عنایت و توجه چندانی نداشته‌اند. در تاریخ‌نگاری معماری اسلامی ایران، توجه صرف به دولت‌ها و وقایع سیاسی از یک سو، و توجه به آثار فاخر از سوی دیگر سبب شده تا ابعاد و زوایای بسیاری از معماری آن پوشیده بماند، و همچنین در بسیاری از مقوله‌های تفسیر و تحلیل آن، نگاه و جهتی یک‌طرفه و تک‌بعدی بر تاریخ‌نگاری‌اش تحمیل شود. بنابراین نیاز به حوزه‌ها و رویکردهای دیگری است تا بتوان به جنبه‌های پنهان و مغفول معماری اسلامی ایران پی برد و تاریخ‌نگاری متفاوتی را با آنچه امروز شکل گرفته است، رقم زد.
یکی از این رویکردها «تاریخ اجتماعی» است. این نوع رویکرد یا تاریخ‌نگاری تلاش می‌کند رویدادهای تاریخی را از منظر جریان اجتماعی دنبال کند، و با تغییر مشاهدات خود، و توجه به لایه‌های و ساختارهای مختلف یک جامعه، نگاهی واقعی‌تر از شرایط سازندۀ یک دورۀ تاریخی ارائه بدهد. قصد این رویکرد، جایگزین‌شدنِ تاریخ اجتماعی به‌جای تاریخ سیاسی است تا تاریخ وسیع‌تر و انسانی‌تری را ارائه بدهد، تاریخی که تمام فعالیت‌های انسان را شامل می‌شود و با نقل حوادث کمتر مرتبط است.

🔹۱. طبقه‌بندی جامعه و اصناف (جایگاه صنف معماران و مهندسان)

تحلیل جایگاه و شأن اصناف به‌ویژه صنف معماران و مهندسان می‌تواند در بررسی میزان اختیارات و منزلت ایشان در جامعه کمک شایانی به محققان بنماید. این عمل از این رو حائز اهمیت است که آگاهی از شأن و نقش معمار در مسیر و ساخت آثار معماری، می‌تواند تاریخ‌نگاری متفاوتی را برای معماری اسلامی ایران به‌همراه داشته باشد. در کنار این مورد، نباید از نقش و قدرت بانی و حامی، و ناظرانی که در نظارت و بازرسی این صنف دخالت داشتند، غافل شد. به‌گواه متون این دوران، معماران و مهندسان در طبقه‌بندی اصناف، از گروه‌های متوسط اجتماعی محسوب می‌شدند؛ اما معماران محدود به این مرتبه و جایگاه نبودند و در این دوران، معمارانی دیگر با مراتب متفاوت اجتماعی حضور داشتند.
جهت تعیین جایگاه اجتماعی اصناف و به‌ویژه معماران و مهندسان در دوره ایلخانی، سه منبع قابلِ‌اعتنا است. این سه منبع عبارت از: «اخلاق ناصری» نوشتۀ طوسی، «دستورالکاتب فی تعیین المراتب» نوشتۀ هندوشاه نخجوانی منشی دوران پایانی حکومت ابوسعید، و در آخر، «نفایس‌الفنون» نوشتۀ شمس‌الدین آملی.

🔹۲. جایگاه اجتماعی معماران (مهندسان)

در این دوران می‌توان بر اساس متون، از پنج گروه معماران که پایه و مرتبۀ متفاوت اجتماعی داشتند، صحبت کرد.
۱. معماران خاصه (معماران دربار)
۲. معماران صنفی (معماران صنف شهری)
۳. معماران مهاجر
۴. معماران دیوان عمارت
۵. سایر معماران (کسانی که حرفۀ معماری به‌نحوی پیشۀ دوم آن‌ها محسوب می‌شود و در مرتبۀ اول به علوم و مشاغلی چون علوم قرآنی، نجوم، قضاوت و... مشغول بودند) ⬇️