کوبه
2.24K subscribers
544 photos
5 videos
50 files
442 links
عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارهٔ معماری ایران
www.koubeh.com
t.me/koubeh
instagram.com/koubeh_com
linkedin.com/company/koubeh/

ارتباط با کوبه:
@koubehmedia_admin
contact.koubeh@gmail.com
Download Telegram
◾️گونه‌شناسی: غذاخوری‌های اطراف راه‌آهن

🖋مسعود تقوی| دانشجوی کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران

چه دلیلی برای گونه‌شناسی مساجد یا مدارس یا کاخ‌های ایران داریم؟ به همان دلیل و هزار دلیل دیگر، لازم است غذاخوری‌های اطراف راه‌آهن را گونه‌شناسی کرد. غذاخوری‌های اطراف راه‌آهن می‌تواند از وضعیت اقتصادی فعلی ایرانیان بگوید، وضعیت اقتصادی توده‌ها، نه آن اقلیتی که کاخ و باغ و معبد می‌ساختند. می‌تواند بیانگر وضعیت فرهنگی افراد باشد و وجوهی را از زندگی اجتماعی انسان‌ها به نمایش بگذارد که در بناهای عظیم‌الجثه دیده نمی‌شود، و می‌تواند دربارۀ سبک زندگی افراد نکات جالبی آشکار کند، جزئیات ریزی که بخش بزرگی از زندگی ما را شکل می‌دهد. این‌که افراد چه غذاخوری‌ای انتخاب می‌کنند از ادراک آن‌ها از زمان به ما می‌گوید. این‌که افراد در چه گروه‌هایی به غذاخوری می‌روند نکاتی از خرده‌فرهنگ‌های جامعۀ ایران را آشکار می‌کند. این‌که فرد در فضا در چه حالتی قرار می‌گیرد، گوشه می‌نشیند یا وسط، طبقۀ بالا می‌رود یا نه، و روی به بیرون می‌نشیند یا درون همه از ابعاد روانی فرهنگ افراد به ما اطلاعات می‌دهد. این‌که آن غذاخوری سلف‌سرویس باشد یا خدمۀ آماده به خدمت داشته باشد، این‌که دورریز غذا چقدر است، یا این‌که فرد چه مدتی را صرف غذا خوردن می‌کند همه و همه می‌تواند گوشه‌هایی از ذهنیت انسان‌ها را برای ما روشن کند.‌ با این حساب، می‌توان با مطالعۀ معماری فضاهایی که مردم هر روز از آن‌ها استفاده می‌کنند، مثل جایی که بسیاری از افراد سفرشان شروع می‌شود یا به‌پایان می‌رسد، به دانشی دربارۀ اجتماع فعلی رسید که بعید می‌دانم با هزار سال مطالعۀ بناهای شاخص سلطنتی عظیم و نمادین و آوانگارد رسید. این غذاخوری‌ها فقط برای طبقه‌ای خاص نیست و در آن‌ها منوی متنوعی از انواع غذاها و البته معماری‌ها برای مشتریان فراهم است.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/mas-1-05-27
http://koubeh.com/mt3/
کوبه هفتۀ آینده اولین شمارۀ مجلۀ الکترونیکی خود را منتشر خواهد کرد. در طول این هفته و تا انتشار نسخۀ کامل مجله با سرفصل مطالب آن آشنا خواهید شد: ⬇️
◾️معماری و بازنمایی: معرفی اولین شمارۀ مجلۀ کوبه

🖋فراز طهماسبی | دبیر پروندۀ معماری و بازنمایی

تصاویر به همۀ گوشه‌ و کنج‌های زندگی ما خزیده‌اند و رخنه کرده‌اند. به‌قولی آدم را در نهانی‌ترین رویاهایش هم راحت نمی‌گذارند. ابزارهای بازنمایی تصویری، آنچنان پیشرفت کرده‌اند و متنوع شده‌اند که دیگر صحبت از تصویر، صحبت از چارچوب قاب عکسی ساکن بر دیوار یا ایماژی دلپذیر در میان سطور آثار ادبی نیست. تصاویر متحرک، بیلبوردها، نشریات، تلویزیون و واقعیت مجازی دیگر به ثبت لحظات اکتفا نمی‌کنند، بلکه برایمان دنیا خلق می‌کنند. دنیایی از بازنمایی‌های بی‌شمار که هرآن فکروذکر آدم را به دنیایی دیگرمی‌برند و درکی تمام‌عیار از محیط طبیعی و مصنوع پیرامونی می‌سازند.
از عناصر مهم این محیط، معماری است. در روزگاری که تصویر، میان سوژه و موضوع معرفتش حضوری قاطع دارد (اگر نگوییم خودش جای موضوع معرفت را می‌گیرد)، نقش این تصاویر در بازنمایی معماری چیست؟ بسیار شنیده‌ایم که فلان معماری ژورنالی است، آن یکی اینستاگرامی است یا کارت پستالی است. تعابیری که اغلب با لحنی کنایه‌آمیز، جداشدن معماری را از بستر و زمینۀ طبیعی و انسانی‌اش محکوم می‌کنند. چنین تعابیری، بازنمایی معماری را در نشانه‌های تصویری طرد می‌کنند و دنبال معماری «واقعی»اند. اما اگر تصاویر آنقدر ما را احاطه کنند که قانع شویم واقعیت همین است که در این نشانه‌ها می‌بینیم چه؟ این پرسش، می‌تواند پرسشی از بنیانِ معماری باشد. پیش از آن در این پرونده می‌خواهیم ببینیم سازوکار این تصاویر چیست و چه‌طور معماری را بازنمایی می‌کنند.
پروندۀ «معماری و بازنمایی»، با این ایده شکل گرفت که بازنمایی معماری در سایر رسانه‌ها چه ابعادی دارد و این رسانه‌ها چه نقشی در نظام معرفتی ما بازی می‌کنند. به‌بیان دیگر، تصویرکردن معماری، چه تاثیری بر درک ما از فضا دارد؛ چه به‌عنوان معمار چه به‌عنوان مخاطب معماری. در این پرونده، «مسعود تقوی» از فضا در عکس می‌گوید و اینکه عکاسی نه‌تنها آبژکتیو نیست، بلکه دنیایی از تصویر برایمان می‌سازد که تمامیت ادراک ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. من، «فراز طهماسبی»، تلاش می‌کنم برج آزادی را به‌عنوان یک یادمان آیکونیک در خلال چند تیپ تصویری بخوانم و بفهمم هریک از این بازنمایی‌ها، چه‌طور هویت برج را دگرگون می‌کنند. «یاسمین نعمت‌اللهی» از نقش تبلیغات در جاانداختن زندگی آپارتمانی و سبک زندگی مدرن در نظام پیشین می‌گوید و این فرآیند را بررسی می‌کند که چه‌طور شعار «خانۀ شما نشانۀ شخصیت شماست» سعی دارد آدم جدید بسازد. «نیلوفر رسولی» به بازنمایی تهران در سینمای موج نوی ایران از میان دو فیلم «تنگنا» و «زیر پوست شب» می‌نگرد؛ به نمایش محیط شهریِ تشخص‌یافته و قاهری که پابه‌پای شخصیت‌های رمان کلاسیک، شخصیت‌پردازی شده است. و «شهاب‌الدین تصدیقی» از سابقۀ تاثیرگذاری نمایش تصویری بر درک معمار از کاروبارش، می‌نویسد.

http://koubeh.com/mag1/
⭕️ اگر قدرت مسلط در پی تثبیت گفتمان ملیت‌انگارانه باشد، نیاز دارد که روایتی پیوسته و متداوم را از گذشته‌ای دور، تا روزگار زمینه و زمانۀ حاضر اثر بسازد. ملتی پایدار و همگن که ریشه‌ای محکم و پابرجا از روزگاری باستانی دارند، به قدرتی که ظاهراً این ریشه‌ها را ارزش می‌گذارد و ارج می‌نهد، مشروعیتی عام می‌دهند. اگر امانت ساخته‌اش را، بیست‌وپنجم خرداد ۱۳۸۸ پدری باستانی برای معترضان به حاکمیت می‌بیند، همان حاکمیت هم هرساله مشتاقانش را در سالگرد پیروزی انقلاب، به‌پای این پدر باستانی می‌فرستد تا فرزندانش را در تصاویر لانگ‌شات در آغوش بگیرد... اصلاً مهم نیست معترضان به چه باوری گرایش داشته باشند، یا حتی اصلاً برای اعتراض آمده باشند. برای ساختن این استعاره به جمعیتی چشمگیر، فارغ از هویتشان نیاز است. تصاویر، هیچ از تک‌تک آدم‌هایی که پای برج‌اند به ما نمی‌گویند؛ اما پیامی روشن دارند: یک ملت همگن که به تجسد تاریخِ گذشته و آینده‌شان پناه آورده‌اند.

⭕️ در نخستین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و بازنمایی» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
www.koubeh.com
⭕️ ما عموماً عکاسی را ابزار بازنمایی بی‌طرف می‌شناسیم و فکر می‌کنیم واقعیت را آنچنان که هست به ما نشان می‌دهد. شاید با غرض‌های رسانه‌ها در استفاده یا سوءاستفاده از تصاویر آشنا باشیم، اما از کمبودهایِ ذاتی عکس‌ها بی‌خبریم. بدون درنظرداشتن ویژگی‌های بازنمایی عکاسانه، ما نمی‌توانیم تصاویر را درست تحلیل کنیم، تصاویری که بخش بزرگی از واقعیت را برای ما می‌سازند. برای معماران این امر جدی‌تر نیز می‌شود. بخشی از فرآیند تحقیق دفاترِ معماری، بررسیِ پروژه‌های دیگر است که این قابلیت با توانایی انتقال تصاویر با استفاده از عکاسی برای ما ممکن شده است. بنابراین بخش بزرگی از شناختِ ما از معماری جهان، از طریق عکس‌هایی به دست می‌آید که دچار کژفهمی‌های بسیاری است.

⭕️ در نخستین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و بازنمایی» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
www.koubeh.com
⭕️ روزگاری معماران هنرمند توانستند پاپ را با پلان‌های زیبای خود بفریبند تا طرح کلیسای مدور را بر باسیلیکایی ترجیح دهد، اما امروز هر کارفرمایی را با چند رندر خوشگل می‌فریبند. معماری به مثابه امری شیک و لوکس (و نه کاربردی) دیری است در ذائقۀ بسیاری از مشتریان و کارفرمایان رسوب کرده است. آنقدر که معمارانی موقع تحویل طرح آلترناتیو خانه‌هایشان، سعی می‌کنند با دیاگرام‌هایی به او یادآور شوند که خانه برای زیستن چند دهۀ آدم است نه برای قاب گرفتن رندرش.
اما مشکل دوسویه است: اگر به جادوی رندر (و اخیرا ویدیوهای لومیون!) دامن بزنیم، معماری را روزبه‌روز تهی‌تر می‌کنیم و عملا ملاک و معیار قضاوت معماری تدریجاً تبدیل به مسائل بصری می‌شود؛ ولی اگر به مبارزه با رندرمحوری و لومیون‌گرایی بپردازیم، خب بعدش چه؟

⭕️ در نخستین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و بازنمایی» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
www.koubeh.com
⭕️ ویلیامسون از مفهوم «هم‌پیوندی عینی» بهره می‌گیرد تا استدلال کند که به‌کارگیری ایماژی معین برای معرفی کالایی خاص، منجر به استقلال ارتباط آنها از سایر اجزاء نظام نشانه‌ها می‌شود. وی آگهی‌ تبلیغاتی عطر شانل را مثال می‌زند که عکس صورت کاترین دانااِو است با عطر شانل در قسمت چپ تصویر. بر اساس اصطلاح ذکرشده، عطر شانل خودبه‌خود کاترین دانااِو را به ذهن خریداران متبادر می‌کند. یعنی خریدار چنین تصور می‌کند که با خرید این عطر و استفاده از آن، ویژگی‌های دانااِو را خواهد داشت ( جذابیت، متانت زنانه و ...). «به اعتقاد ویلیامسون رسانه‌های جمعی در زمانۀ ما دائماً در حال آفریدن هم‌پیوندهای عینی هستند تا از این راه واکنش‌های قالبی در مخاطبشان برانگیزند. از این منظر یک کارکرد بنیانی آگهی‌های تجاری عبارتست از اینکه به رابطۀ بین کالا و احساسات موجودیتی مستقل و منفرد می‌بخشند»

⭕️ در نخستین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و بازنمایی» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
www.koubeh.com
⭕️ پرویز دوایی هم «خصوصیت زیبای فیلم «تنگنا» را رُل داشتن شهر و در و دیوار در زندگی علی خوشدست» می‌داند. اما این در و دیوار چه «رُلی» در زندگی علی‌خوش‌دست دارند؟ زیمل در «کلانشهر و حیات ذهنی»، دلزدگی را مشخصۀ بلاشرط زندگی در کلانشهر می‌داند. این دلزدگی از تناقض میان تلاش فرد برای حفظ هویتش در تاروپود زندگی شهری حاصل می‌شود. نتایج این امر در شخص دلزده، به هیبت «واکنش‌های خشونت‌آمیز» ظاهر می‌شود. شخص دلزده، متأثر از نظام پولی کلان‌شهر، به درجه‌ای می‌رسد که امور برایش خاکستری و یکنواخت می‌شوند. اما آیا علی‌خوشدست دلزده است؟ خیر. این تهران است که دلزده است، خوشدست در برابر دلزدگی این شهر است که از آن طرد شده. او از گوشه به گوشه‌اش، از دیواری به بامی، از خانه‌ای به خانه‌ای می‌گریزد. خوشدست می‌خواهد هویت خود را حفظ کند. این حفظ هویت در مرحلۀ اول در برابر تهرانِ کلانشهر و مردمانش است. تهران با عقلانیت خود، خوشدست را پس زده است، اما آگاهی او بر مبنای دریافت قلبی‌اش است نه عقلانیت مدرن.

⭕️در نخستین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و بازنمایی» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
www.Koubeh.com
🔹شمارۀ اول کوبه با موضوع «معماری و بازنمایی» منتشر شد.

📌برای دریافت رایگان فایل پی‌دی‌اف این شماره به سایت یا کانال کوبه در تلگرام مراجعه کنید.

@koubeh
koubeh.com
◾️هست امید، ریشه تا در آب است: مقدمه‌ای برای نخستین شمارۀ مجلۀ الکترونیکی کوبه

🖋علی پوررجبی


کوبه مهرماه ۱۳۹۵ آغاز به کار کرد. کوبه با شعار «عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارۀ معماری ایران» تأسیس شد. در ‌ابتدا متشکل از دانشجویان ترم سوم و چهارم کارشناسی ارشد رشتۀ مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران بود، اما گذر زمان کوبه را تا این‌جا رساند: خردادماه ۱۳۹۸. بازی افکارمان ما را از عرصۀ معماری فراتر برد، به عرصه‌های هنر و جامعه و فلسفه و تاریخ و سیاست کشاند، و گسترش فعالیت‌هایمان جمع ما را از مجموعۀ دانشجویان مطالعات معماری ایران گسترده‌تر کرد.
حالا وقت آن است که، پس از دو و نیم سال رشد اندیشه‌ها و نوشته‌هایمان، پس از دو و نیم سال تجربه‌اندوزی و سعی‌و‌خطا، گامی به جلو برای تعمیق فعالیت‌های کوبه برداریم. برای این کار تصمیم گرفتیم کوبه را این‌بار در قالبی حرفه‌ای‌تر و با محتوایی یکپارچه و منظم ارائه کنیم و آن‌چه اکنون پیش روی شماست نتیجۀ اولین تلاش ما در این عرصه است.
اما در ابتدای این مسیر باید پاسخ این سؤال را بدهیم که در این وانفسا چرا و با چه امیدی پا در این مسیر گذاشته‌ایم؟ بر کسی پوشیده نیست که در سال‌های اخیر نشریات معماری یکی‌یکی یا تعطیل شده‌اند یا تبلیغات‌چی. ما، آبادی، و همشهری معماری سه نمونه از خیل نشریات معماری تعطیل‌شده‌اند و نشریات تبلیغاتی را هم نام نمی‌برم که در این اولین شماره به کسی برنخورد، اما طرفه آن‌که همان‌ها هم حمایت مالی داشتند و ما همان را هم نداریم. با آگاهی از همۀ این‌ها چرا پا در این عرصه گذاشته‌ایم؟

۱. ناچاریم: از‌آن‌رو که نوشتن کاروبار ماست و ما بدون آن متوقف می‌شویم و در خود فرومی‌مانیم، پس پیشاپیش بگویم که حتی اگر این تجربه هم شکست بخورد، تجربه‌ای دیگر از همین جنس پیش روی ما خواهد بود؛

۲. عرصه خالی است: بعد از تعطیل شدن و تبلیغات‌چی شدن رسانه‌های معماری، نیاز است صدایی در این عرصۀ خالی طنین‌انداز شود، لازم است جایی دربارۀ شهر و معماری و هنر و ادبیات و اجتماع و آینده در ارتباط با هم سخن گفته شود. شاید کوبه بتواند آن صدا و آن جا باشد؛

۳. فکر می‌کنیم قبلی‌ها اشتباه کردند: به‌نظر می‌آید رسانه‌های معماری خود را بیش از حد محدود کردند و در مطالبشان عرصه‌های مختلف مرتبط با معماری را رها کردند و «معمار» و «اثر معماری» را یگانه محور بحث‌هایشان قرار دادند. ما قصد داریم دایرۀ بحث را وسیع‌تر کنیم و چنان‌که از آغاز در نظر داشتیم «عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن» باشیم. کوبه فقط معماران و دانشجویان معماری را مخاطب خود نمی‌داند، هر دانشجوی رشتۀ تاریخ، پژوهشگر تاریخ اندیشه، یا جامعه‌شناس نیز می‌تواند مخاطب کوبه باشد؛

۴. و دلیل آخر هم این مصرع پایانی یکی از تصنیف‌های عارف قزوینی است که «هست امید، ریشه تا در آب است».

@Koubeh
http://koubeh.com/ap/
◾️باغ کتاب: چراغ جادویی که غول نداشت

🖋مسعود تقوی| دانشجوی کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران

من هم از معماری خوب خوشم می‌آید و از جزئیات تمیز لذت می‌برم. سطوح بتنی منظم و اتصلات ظریف را می‌پسندم. خلاقیت‌های بدیع در فرم روحم را قلقلک می‌دهد، و تقسیمات فضایی ریز را پناهگاهی مناسب برای فراغت می‌بینم. با الهام‌گرفتن و اقتباس‌کردن هم مشکلی ندارم. اصلاً به نظرم این تلاش بی‌پایان برای نو و جدیدبودن سرانجام خاصی ندارد (دربارۀ تقلید در ادامۀ متن بیشتر خواهم گفت) هیچ اشکالی در اقتباس از فرم‌های آزموده و تغییرات اندک در آن برای بهینه‌تر کردنش نمی‌بینم؛ حالا مگر چند درصد معماری بدعت است و چند درصدش اجرای درست؟ بحثی دربارۀ هویت ملی و معماری ایرانی یا اسلامی یا ایرانی-اسلامی هم ندارم. در نظم جهانی فعلی همۀ انسان‌ها را سوار یک کشتی می‌بینم، اما هر گروهی در گوشه‌ای برای خود معنا می‌سازد، هویت می‌سازد و زبان یا لهجه‌ای متفاوت و منحصربه‌فرد دارد. اما اینها هیچکدام سؤالی که می‌خواهم بپرسم نیستند.

اقلیم را جای خوبی برای شروع بحثم می‌دانم. فرض کنید در یک کشور آفتابی و گرم زندگی می‌کنید. اگر قرار باشد ساختمانی طراحی کنید اولین اولویت شما چه خواهد بود؟ هزاران سال معماری فلات مرکزی ایران در یک چیز مشترک بوده است: پناه از تابش مستقیم خورشید. این نکتۀ عجیب‌و‌غریبی نیست که حتی یک دانشجوی معماری هم نداند. بنابراین انتظار می‌رود طرّاحی که در این اقلیم کار می‌کند در اولین قدم تمهیدی برای تابش گیج‌کنندۀ آفتاب داشته باشد، که مطمئناً شیشه راه حل مناسبی برای این قضیه نیست. همچنین اگر پروژه فضای باز دارد، برای آن نیز فکری خواهید کرد: مثلاً درخت می‌کارید یا سایه‌بان‌های پارچه‌ای می‌گذارید، یا دیواری سایه‌انداز می‌سازید. اما پروژۀ باغ کتاب تمامی این راه‌ها را خلاف رفته است. می‌دانم، شیشه‌های آن از نوع کم‌گسیلِ فلان و فلان هستند، اما چرا اصلاً باید از اول چنین جدارۀ شیشه‌ای بزرگی داشته باشد که بعد لازم شود آن شیشه‌های خاص به‌کار روند؟ بدون ارقام درست از مصرف انرژی این پروژه صحبت چندانی دربارۀ اتلاف انرژی نمی‌توانم داشته باشم اما بحث من صرفاً دربارۀ مصرف انرژی نیست – من حتی مخالف استفاده از شیشه هم نیستم. درواقع سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است که چرا این بنا چنین فرمی دارد، فرمی که از نظر اقلیمی توجیه چندانی ندارد، گرچه به شیوه‌های مختلف کنترل شده است، فرمی که شباهتی به ادعاهای سیاستمداران دربارۀ معماری ندارد و در ظاهر هیچ ادعای ایدئولوژیکی نمی‌کند. این فرم از چه قواعدی پیروی می‌کند؟

ما باید باغ کتاب را نه در کانتکست ایران، و نه حتی خاورمیانه، بلکه در جهان بررسی کنیم. چنین ساختمان‌هایی به‌طور روزمره در اطراف جهان ساخته می‌شوند. ساختمان‌هایی که از نظم دیگری پیروی می‌کنند و در کنار یکدیگر شباهت‌هایشان آشکار می‌شود. باغ کتاب را نباید در دسته‌بندی سبک‌های معماری ایران قرار داد، باید در دسته‌بندهای جهانی جستجو کرد. لزلی اسکلر، استاد جامعه‌شناسیِ مدرسۀ اقتصاد و علوم سیاسی لندن، این بناهای نمادین را پروردۀ گروهی موسوم به «طبقۀ سرمایه‌دار فراملیتی» می‌داند. این طبقه مهم‌ترین و بزرگ‌ترین سفارش‌دهندۀ تولیدات معماریِ نمادین است؛ و البته تأثیر آن تنها محدود به خرید نیست، بلکه در تمامِ فرایندِ تولید معماری، از آموزش آن در دانشگاه گرفته تا تعیین معیارهای سنجش معماری خوب از بد، نقش به‌سزایی دارد. آنها شیوۀ به‌خصوصی از معماری را تبلیغ می‌کنند؛ شیوه‌ای که تماماً در راستای «مصرف» بیشتر باشد.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://yon.ir/WvWSl
http://koubeh.com/mt7/
⭕️گفتگو دربارهٔ نخستین شمارهٔ نشریهٔ الکترونیکی کوبه

بنا بود پس از انتشار اولین شمارهٔ نشریهٔ الکترونیکی کوبه، با نویسندگان، دوستان و همراهان آن، دربارهٔ «معماری و بازنمایی» به گفتگو بنشینیم.

بهتر دیدیم که امکان همراهی شمار بیشتری از مخاطبان را فراهم کنیم.

دعوت می‌کنیم برای هم‌صحبتی و راهنمایی در این دیدار به ما بپیوندید:

مکان: خیابان طالقانی، خانهٔ گفتمان شهر (خانهٔ وارطان)
زمان: دوشنبه، ۲۴ تیر ۹۸، ساعت ۱۷:۳۰
عکاس: محمدمهدی کلانتری
تاریخ عکاسی ۱۴ خرداد ۱۳۹۸

@Koubeh
عکاس: محمدمهدی کلانتری
تاریخ عکاسی ۱۴ خرداد ۱۳۹۸

@Koubeh
کوبه
عکاس: محمدمهدی کلانتری تاریخ عکاسی ۱۴ خرداد ۱۳۹۸ @Koubeh
◾️ پشت مسجد شيخ‌لطف‌الله چه خبر است؟

🖋 نیلوفر رسولی | کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران

...اولين نشانه‌های تصويب فرود آمدن كلنگ‌ها بر جان اين گذر در سال ۸۵ و به طور مخفيانه صورت گرفت. اين طرح همان زمان در كميسيون ماده ۵ با نام طرح «خط بدنه» مطرح شد و تا سال ۹۱-۹۲ داس‌های شهرداری بدون داشتن هر گونه مجوزی به جان اين گذر افتادند و شهرداری خانه‌ها را تملك و تخريب كرد. اما در اين زمان چندان صدايي از تخريب‌هاي پشت ميدان به گوش نمي‌رسيد. در آن زمان كارگاه ساختماني مدرسه حوزه علميه برپا بود و ماشين‌هاي حفاري از داخل آن وارد گذر می‌شدند، به همين دليل از پشت خيابان حافظ و از روبه‌روي شيخ‌لطف‌الله تخريب‌ها به چشم عابران نمی‌آمد و دور از چشم و گوش بقيه خانه‌ها يكي‌يكي تملك و تخريب می‌شدند...

⭕️ متن کامل را از لینک زیر در وبسایت روزنامهٔ اعتماد مطالعه کنید ⬇️
http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/128474/پشت-مسجد-شيخ‌لطف‌الله-چه-خبر-است؟

@Koubeh
⭕️گفتگو دربارهٔ نخستین شمارهٔ نشریهٔ الکترونیکی کوبه


دعوت می‌کنیم برای هم‌صحبتی و راهنمایی در این دیدار به ما بپیوندید:

امروز ساعت ۱۷:۳۰
مکان: خیابان طالقانی، خانهٔ گفتمان شهر (خانهٔ وارطان)
🔴 برگزاری نشست مردمی «راهی که آمدیم»
به دعوت اهالی و کسبۀ محدودۀ دانشگاه تهران

اهالی و کسبه محدودۀ دانشگاه تهران قصد دارند روایتگر داستان خود از طرح توسعه دانشگاه باشند و با برگزاری نشستی داستان ایستادگی و مقاومت خود تا خروج املاک و مغازه‌هایشان از طرح مذکور را مرور کنند. آنان قصد دارند در این نشست از کسانی که در بیش از یک سال گذشته در کنارشان بوده‌اند، قدردانی به عمل بیاورند و گفتگویی برای ادامۀ این راه داشته باشند.

زمان: شنبه ۱۲ مرداد- ساعت ۱۷ الی ۱۹
مکان: سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی

🔵 حضور برای عموم آزاد است.

@UniBTeh
◾️پشت پردهٔ تاریخ ۱ : «مصرف» و جنایت ذاکرانه

🖋شهاب‌الدین تصدیقی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

مافیای کاشی و کاهگل در تاریخ ایران، سال‌هاست که در تلاشی بی‌شرمانه، جنایاتِ ذاکرانه و ذات مصرفی خود را مخفی کرده است. چقدر از ماهیت مصرف‌گرایانهٔ سنت معماری در ایران خبر دارید؟ از مصرف سنگ در دوران هخامنشی تا مصرف عنان‌گسیختهٔ خشت در دوران اسلامی، معماری سنتی و ذاکرانهٔ ما همیشه با «مصرف» عجین بوده است. با این وجود مافیای رسانه سال‌هاست این تفکر را به خوردِ ما می‌دهد که معماری کهن ما تماماً برساخته از عرفان و دل و گل و قناعت است. اما پشت این روساخت گفتمانی، چه مناسباتی از قدرت پنهان شده است؟

برخلاف تصور رایج از معماری سنتی ما، این معماری امری شدیدا مصرف‌گرایانه است. احتمالا یکی از اولین نقاط عطف این معماری، تشکیل کارخانه‌های کاشی دوران صفوی بود. این کارخانجات کم کم موفق به تشکیل کارتل و مافیایی هولناک شدند و نقشه‌هایی شوم برای افزایش مصرف کاشی را پیاده کردند. نقشه‌هایی که مسیر معماری ما را برای همیشه دگرگون کرد. نخستین قدم این کارتل‌ها، رواج «حادواقعیت» بر جای واقعیت بود. درحالی که کاشی‌های معقلی و معرق تنها کارکردی بازنمایانه در میان سازهٔ ساختمان داشت، کاشی هفت‌رنگ تمامی پوستهٔ بنا را به رسانهٔ اعمال قدرت از طریق نشر حادواقعیت بدل کرد. اینک مؤمن در حین نماز غرق در کاشی و نقوش گل‌وبته بود و بی‌پروایانه آنها را با دیدنشان مصرف می‌کرد...

⭕️ ادامهٔ مطلب را می‌توانید در Instant View یا وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/pptarikh-08-03
http://koubeh.com/sht6/
@Koubeh
◾️استارت‌آپ‌ها، پیام‌آوران عصر جدید

🖋محمدفرید مصلح| کارشناس معماری

چند سال پیش وقتی مشغول وب‌گردی بودم با یک سایت فروش کتاب آشنا شدم. آدرسش قم بود و خرید آنلاین داشت. تعلل کردم و چند روز بعد گذرم به قم افتاد. به یاد کتا‌ب‌ها افتادم. فرصت را غنیمت شمرده، ترجیح دادم حضوری به کتاب‌فروشی بروم. دوباره سایت خوش آب و رنگش را باز کردم. آدرس را پیدا کرده و به راه افتادم. چند دقیقه بعد به فروشگاه رسیدم. ساختمانی یک طبقه بود و در کوچه‌ای کم‌تردد و خلوت قرار داشت! مساحت کتاب‌فروشی به زور به ۱۲ متر می‌رسید. هاج و واج به بَرِ ۳ متری‌ ساختمان زل زده بودم. نمی‌توانستم باور کنم که آن فروشگاه جذابی که برای خودم به تصویر کشیده بودم فقط ۱۲ متر از سطح زمین را اشغال کرده باشد!

از آن روز چند سالی گذشته و حالا وابستگی ما به فضای مجازی بیش‌تر شده است. کسب‌وکارهای بیش‌تری به‌وجود آمده که اصالت را به فضای مجازی می‌دهد. تداعی‌ ما از آن‌ها حداقل در وهلۀ اول از جنس معماری نیست! بعید است که تصویری از ساختمان مرکزی اسنپ، دیجی‌کالا یا فیدیبو برایتان تداعی شود و قرار هم نیست که این‌چنین باشد. جالب این‌جاست که این کسب‌وکارها در دوره‌ای رونق گرفته که به موازات آن مال‌های عظیمی که نماد توجه به معماری است در حال ساخته‌شدن است. این تضاد را باید در دوگانگی جهان خاکی و عالم مجازی دانست. مناسباتی پدید آمده که ارزش‌های دوگانه‌ای را بر زندگی و کسب‌وکار تحمیل می‌کند. در هر دو هویت داریم؛ تفریح، خرید و تعامل می‌کنیم. وقتمان را به هر دو اختصاص می‌دهیم و در واقع حالا دیگر اهل هر دو جهانیم.

⭕️ ادامهٔ مطلب را می‌توانید در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://koubeh.com/fm2/
@Koubeh
کوبه
◾️استارت‌آپ‌ها، پیام‌آوران عصر جدید 🖋محمدفرید مصلح| کارشناس معماری چند سال پیش وقتی مشغول وب‌گردی بودم با یک سایت فروش کتاب آشنا شدم. آدرسش قم بود و خرید آنلاین داشت. تعلل کردم و چند روز بعد گذرم به قم افتاد. به یاد کتا‌ب‌ها افتادم. فرصت را غنیمت شمرده،…
◾️ترس از آینده‌ای روشن
تأملی در باب یادداشت «استارت‌آپ‌ها پیام‌آوران عصر جدید»

🖋حسین ذبیح| روزنامه نگار حوزۀ شهر و معماری

بیایید معماری را چنین بخوانیم: «تا تقاضایی نباشد جایی برای عرضه نیست». پس اگر نیازی به عرضۀ محصولی نباشد فضایی هم برای این عرضه در کار نخواهد بود. پس احتمالا ما با مرگ معماری برای فضاهای عرضه روبه‌رو باشیم.
امروزه انسان توانسته است پس از گذشت قرن‌های متمادی مخارج خود را برای عرضه کم کند. دیگر نیازی به ساختمان‌های پر‌هزینه نیست. ساختمان‌هایی که نور و طبیعت را با بی‌رحمی از دیگر انسان‌ها می‌ربودند. ساختمان‌هایی که همچون انبارهایی زیبا تجلی پیدا می‌کردند و قرار بود، کالایی بدون ازرش/باارزش را جوری جلوه دهند که گویی نبودش در زندگیمان تأثیر بسزایی دارد. یا ساختمانی ساخته نمی‌شود یا اگر ساخته شود قرار است کاربردی دقیق داشته باشد.
از همین رو است که ساختمان‌ها محل عرضۀ خود را از نمایش اجتماعی عمومی به عرضۀ خصوصی می‌برند. جایی که قرار است نیروی کار با کاربر و مصرف‌کننده برابری داشته باشد. زمانی که دیگر نیاز نباشد هزینۀ گزافی برای جلب فیزیکی مشتری پرداخت شود، نوبت به کارگر و یا ارائه‌کننده خدمات می‌رسد که برای کار بیشتر، در فضایی بهتر فعالیت کند.

ادامهٔ مطلب را می‌توانید در Instant View یا وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/hz6-09-07
http://koubeh.com/hz6/