کوبه
Photo
▪️شیرقلعهٔ شهمیرزاد
🖋 شهابالدین تصدیقی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
عصر دوشنبه دوازدهم شهریورماه ۱۳۹۷ هجری شمسی، کاتب این سطور در شهمیرزاد بود و تصمیم گرفت به «شیرقلعه» صعود کند. از کودکی شنیده بودم که از قلاع اسماعیلیه بوده و بعدتر در مطالبی خواندم که شالودههای بنا به عصر اشکانی هم میرسد. [۱] هرچه بود مصمم به صعود شدم.
راه از پای کوه تا پای تاق ورودی قلعه چندان دراز نبود، ولی نفهمیدم چه شد که راه گم کردم و وقتی این را فهمیدم که دیدم دارم در ضلع شمالی قلعه چهار دست و پا بر خاکی سست در شیب ۴۵درجه تقلا میکنم. اندیشیدم که «قاعدتا نباید اینطور باشد! ما که به قصد زیارت قلعه رفتهایم، معاندانی که به قصد ستیز میآمدند چه غلطی میکردند پس؟»
به زحمت خودم را کمی پایین کشیدم و مسیری مطمئنتر به ورودی قلعه از جنوب یافتم. تا دم تاق قلعه رسیدم ولی از آن دم تا ورودی، سنگها لیز بودند و پاخورهی مطمئن نایاب بود. اگر قدری تهور یا شهامت داشتم سخت نبود ولی نگارندهٔ این سطور هرگز به شهامت شهرت نداشت! اما حیفم آمد تا بدانجا رسیده و بیمراد برگردم؛ پس قدری ترس را تحمل کردم و داخل شدم.
قلعه از سنگ و ساروج بود علیالظاهر و نحن نحکم بالظاهر. به وضوح راه ورود به قلعه را آب شسته بود که چنین لیز و تیز بود. داخل قلعه هم کم صعب العبور نبود! ولی باز خداراشکر که امنیت داشت. بهرحال تعدادی عکس از قلعه و باروها و داخل برجهایش گرفتیم. عکسها تعریفی نداشت ولی مشابه برخیشان را در وبسایتها نیافتم. امید که خوانندگان این سطور بر نگارندهٔ سطور و عکاس تصاویر ببخشایند که عکاس خود گمان نمیبرد به درون قلعه آید.
باقی عکسها را در وبسایت کوبه تماشا کنید:
http://koubeh.com/sht2/
ــــــــــــــــــــــــــــ
۱. https://fa.wikipedia.org/wiki/شیر_قلعه
@Koubeh
🖋 شهابالدین تصدیقی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
عصر دوشنبه دوازدهم شهریورماه ۱۳۹۷ هجری شمسی، کاتب این سطور در شهمیرزاد بود و تصمیم گرفت به «شیرقلعه» صعود کند. از کودکی شنیده بودم که از قلاع اسماعیلیه بوده و بعدتر در مطالبی خواندم که شالودههای بنا به عصر اشکانی هم میرسد. [۱] هرچه بود مصمم به صعود شدم.
راه از پای کوه تا پای تاق ورودی قلعه چندان دراز نبود، ولی نفهمیدم چه شد که راه گم کردم و وقتی این را فهمیدم که دیدم دارم در ضلع شمالی قلعه چهار دست و پا بر خاکی سست در شیب ۴۵درجه تقلا میکنم. اندیشیدم که «قاعدتا نباید اینطور باشد! ما که به قصد زیارت قلعه رفتهایم، معاندانی که به قصد ستیز میآمدند چه غلطی میکردند پس؟»
به زحمت خودم را کمی پایین کشیدم و مسیری مطمئنتر به ورودی قلعه از جنوب یافتم. تا دم تاق قلعه رسیدم ولی از آن دم تا ورودی، سنگها لیز بودند و پاخورهی مطمئن نایاب بود. اگر قدری تهور یا شهامت داشتم سخت نبود ولی نگارندهٔ این سطور هرگز به شهامت شهرت نداشت! اما حیفم آمد تا بدانجا رسیده و بیمراد برگردم؛ پس قدری ترس را تحمل کردم و داخل شدم.
قلعه از سنگ و ساروج بود علیالظاهر و نحن نحکم بالظاهر. به وضوح راه ورود به قلعه را آب شسته بود که چنین لیز و تیز بود. داخل قلعه هم کم صعب العبور نبود! ولی باز خداراشکر که امنیت داشت. بهرحال تعدادی عکس از قلعه و باروها و داخل برجهایش گرفتیم. عکسها تعریفی نداشت ولی مشابه برخیشان را در وبسایتها نیافتم. امید که خوانندگان این سطور بر نگارندهٔ سطور و عکاس تصاویر ببخشایند که عکاس خود گمان نمیبرد به درون قلعه آید.
باقی عکسها را در وبسایت کوبه تماشا کنید:
http://koubeh.com/sht2/
ــــــــــــــــــــــــــــ
۱. https://fa.wikipedia.org/wiki/شیر_قلعه
@Koubeh
کوبه
Photo
📕 جلسهٔ دفاع پایاننامهٔ کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
«انگارۀ معماری در نگاه انقلاب اسلامی»
سیدهشیرین حجازی
اساتید راهنما: حامد مظاهریان؛ سعید حقیر
استاد مشاور: سعید خاقانی
چهارشنبه، ۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۹
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، ساختمان تحصیلات تکمیلی، آتلیه ۳
حضور در این جلسه برای علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
«انگارۀ معماری در نگاه انقلاب اسلامی»
سیدهشیرین حجازی
اساتید راهنما: حامد مظاهریان؛ سعید حقیر
استاد مشاور: سعید خاقانی
چهارشنبه، ۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۹
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، ساختمان تحصیلات تکمیلی، آتلیه ۳
حضور در این جلسه برای علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
Forwarded from انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
جلسۀ دفاع از پایاننامه برای دریافت درجۀ کارشناسیارشد؛ گرایش مطالعات معماری ایران
«میراثِ اسپهبدان در حوزۀ فرهنگیجغرافیاییِ تبرستان؛ پهنۀ فرهنگیِ پَریم»
نگارش: سجاد زُلیکانی
استادان راهنما: دکتر حامد مظاهریان و دکتر هایده لاله
استاد مشاور: دکتر ناصر نوروززادۀ چگینی
داوران: دکتر سعید خاقانی و دکتر هما ایرانی بهبهانی
چهارشنبه 4 مهرماه 1397؛ ساعت 11؛ دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، دانشکدۀ شهرسازی، طبقۀ دوم، سالن قضاوت شهرسازی.
حضور در این جلسه، برای علاقهمندان آزاد است.
با هدفِ شناختِ منطقیترِ تاریخ اجتماعی و فرهنگی، به ویژه تاریخ معماریِ ایران در معنای عام و تاریخ معماریِ تبرستان در معنای خاص، اقدام به پژوهش در بابِ نامجایی تاریخی در بازۀ زمانیِ مهمِ اسپهبدان تبرستان نمودیم. بر همین مبنا، انگیزههای اصلیِ پژوهش چنین بودند: 1- شناختِ حدودِ پریمِ تاریخی و ساختارِ آن. 2- شناختِ توجیهِ فرهنگی و جغرافیاییِ شواهدِ معماری (بستر و دلیلِ ظهور آنها).
پَریم یا فَریم، واژهای تاریخی است که با اندکی آشنایی نسبت به گذشتۀ تبرستان، یادآورِ نامجایی کهن به همین اسم خواهد بود. بنابر کتبِ تاریخ محلی تبرستان و کتبِ تواریخ کلی و کتبِ جغرافیایی، پریمِ تاریخی جزئی از کوهستانِ تبرستان بوده است و اسپهبدانِ باوندی (باوندیان) و اسپهبدانِ قارنی (قارنیان)، آن را به عنوان تختگاه و پایتخت و مقرِّ حکومتیِ خود برگزیدند. تلاش کردیم تا بر اساسِ تطبیقِ وضعیتِ جغرافیایی و روایتِ زندۀ شفاهی با میراثِ مکتوب و غیرِ مکتوبِ بهجای مانده و آثار معماری و باستانشناختی، در صددِ یافتنِ پاسخی روشن و منطقی برای آن باشیم تا چهرۀ واقعیِ پریمِ تاریخی در دورانِ اسپهبدان را بهتر روشن سازیم. در نهایت، حدود و ساختارِ متفاوتی را نسبت به نظراتِ دیگر محققان ارائه کردیم.
شواهدِ معماریِ درخورِ توجه، شاملِ برجمقبرههای رادکانِ غربی و لاجیم و رِسکِت، شهر و دیوار باستانیِ تمیشه، طاقدژِ منسوب به اسپهبد خورشید و بنای منسوب به قلعه کنگلو هستند. در این بین، برجمقبرهها معتبرترین شواهد و از میانِ برجمقبرهها، برجمقبرۀ رِسکِت از اهمیت بیشتری برخوردار است. نکتۀ اصلیِ اعتبارِ برجمقبرهها، به علتِ داشتنِ کتیبۀ کوفی و پهلوی به صورت یکجا است. اهمیتِ برجمقبرۀ رِسکِت را به دلیلِ گمانهای مختلف دربارۀ تاریخِ ساختِ آن میدانیم؛ چرا که بخشِ تاریخدارِ کتیبه، دچار آسیبهای فراوانی شده و تاکنون به درستی تشخیص داده نشده و نظرات مختلفی از جانبِ محققانی چون گُدار و بیوار و بِلِر ارائه شده است. نقطۀ قوت این پژوهش، انجامِ آزمایشِ سالیابیِ ترمولومینسانس، رویِ دو نمونه از آجرهای برجمقبرۀ رِسکِت است که برای اولین بار، به منظورِ کشفِ درست و منطقیِ تاریخِ احداثِ آن، انجام گرفته است. نتایجِ آزمایشِ سالیابی، تفاوت و تغایرِ فراوانی با حدثیّاتِ محققان دارد.
«میراثِ اسپهبدان در حوزۀ فرهنگیجغرافیاییِ تبرستان؛ پهنۀ فرهنگیِ پَریم»
نگارش: سجاد زُلیکانی
استادان راهنما: دکتر حامد مظاهریان و دکتر هایده لاله
استاد مشاور: دکتر ناصر نوروززادۀ چگینی
داوران: دکتر سعید خاقانی و دکتر هما ایرانی بهبهانی
چهارشنبه 4 مهرماه 1397؛ ساعت 11؛ دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، دانشکدۀ شهرسازی، طبقۀ دوم، سالن قضاوت شهرسازی.
حضور در این جلسه، برای علاقهمندان آزاد است.
با هدفِ شناختِ منطقیترِ تاریخ اجتماعی و فرهنگی، به ویژه تاریخ معماریِ ایران در معنای عام و تاریخ معماریِ تبرستان در معنای خاص، اقدام به پژوهش در بابِ نامجایی تاریخی در بازۀ زمانیِ مهمِ اسپهبدان تبرستان نمودیم. بر همین مبنا، انگیزههای اصلیِ پژوهش چنین بودند: 1- شناختِ حدودِ پریمِ تاریخی و ساختارِ آن. 2- شناختِ توجیهِ فرهنگی و جغرافیاییِ شواهدِ معماری (بستر و دلیلِ ظهور آنها).
پَریم یا فَریم، واژهای تاریخی است که با اندکی آشنایی نسبت به گذشتۀ تبرستان، یادآورِ نامجایی کهن به همین اسم خواهد بود. بنابر کتبِ تاریخ محلی تبرستان و کتبِ تواریخ کلی و کتبِ جغرافیایی، پریمِ تاریخی جزئی از کوهستانِ تبرستان بوده است و اسپهبدانِ باوندی (باوندیان) و اسپهبدانِ قارنی (قارنیان)، آن را به عنوان تختگاه و پایتخت و مقرِّ حکومتیِ خود برگزیدند. تلاش کردیم تا بر اساسِ تطبیقِ وضعیتِ جغرافیایی و روایتِ زندۀ شفاهی با میراثِ مکتوب و غیرِ مکتوبِ بهجای مانده و آثار معماری و باستانشناختی، در صددِ یافتنِ پاسخی روشن و منطقی برای آن باشیم تا چهرۀ واقعیِ پریمِ تاریخی در دورانِ اسپهبدان را بهتر روشن سازیم. در نهایت، حدود و ساختارِ متفاوتی را نسبت به نظراتِ دیگر محققان ارائه کردیم.
شواهدِ معماریِ درخورِ توجه، شاملِ برجمقبرههای رادکانِ غربی و لاجیم و رِسکِت، شهر و دیوار باستانیِ تمیشه، طاقدژِ منسوب به اسپهبد خورشید و بنای منسوب به قلعه کنگلو هستند. در این بین، برجمقبرهها معتبرترین شواهد و از میانِ برجمقبرهها، برجمقبرۀ رِسکِت از اهمیت بیشتری برخوردار است. نکتۀ اصلیِ اعتبارِ برجمقبرهها، به علتِ داشتنِ کتیبۀ کوفی و پهلوی به صورت یکجا است. اهمیتِ برجمقبرۀ رِسکِت را به دلیلِ گمانهای مختلف دربارۀ تاریخِ ساختِ آن میدانیم؛ چرا که بخشِ تاریخدارِ کتیبه، دچار آسیبهای فراوانی شده و تاکنون به درستی تشخیص داده نشده و نظرات مختلفی از جانبِ محققانی چون گُدار و بیوار و بِلِر ارائه شده است. نقطۀ قوت این پژوهش، انجامِ آزمایشِ سالیابیِ ترمولومینسانس، رویِ دو نمونه از آجرهای برجمقبرۀ رِسکِت است که برای اولین بار، به منظورِ کشفِ درست و منطقیِ تاریخِ احداثِ آن، انجام گرفته است. نتایجِ آزمایشِ سالیابی، تفاوت و تغایرِ فراوانی با حدثیّاتِ محققان دارد.
Forwarded from انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
جلسۀ دفاع از پایاننامه برای دریافت درجۀ کارشناسیارشد؛ گرایش مطالعات معماری ایران
«میراثِ اسپهبدان در حوزۀ فرهنگیجغرافیاییِ تبرستان؛ پهنۀ فرهنگیِ پَریم»
نگارش: سجاد زُلیکانی
@Anjoman_Motaleat
«میراثِ اسپهبدان در حوزۀ فرهنگیجغرافیاییِ تبرستان؛ پهنۀ فرهنگیِ پَریم»
نگارش: سجاد زُلیکانی
@Anjoman_Motaleat
Forwarded from انجمن علمی معماری دانشگاه تهران
⭕️افتتاحیه سلسله نشست های «گفتارِ معمار»
📆دوشنبه ۹مهر به مناسبت روز جهانی معمار
🕑ساعت ۱۲:۳۰
🏛 بلوار میرداماد، روبروی مسجد الغدیر، خیابان شهید حصاری، کوچه یکم، شماره ۱۵، کمیسیون ملی یونسکو
@aa_ut
📆دوشنبه ۹مهر به مناسبت روز جهانی معمار
🕑ساعت ۱۲:۳۰
🏛 بلوار میرداماد، روبروی مسجد الغدیر، خیابان شهید حصاری، کوچه یکم، شماره ۱۵، کمیسیون ملی یونسکو
@aa_ut
خانۀ فراموششدگان؛ در بیان سزاواری و ضرورت مستندسازی میراث زنان معمار در ایران
🖊 نیلوفر رسولی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
اول
در دقایق پایانی فیلم آمارکورد (Amarcord)، فدریکو فللینی(Federico Fellini) قابی مملو از مه را به تصویر میکشد. در میانۀ مه، گاوی سفید (تصویر یک) با دو شاخ در برابر پسران نوجوان داستان ظاهر میشود. اینکه گاو از کجا آمده است بربیننده معلوم نیست، گاو همانجا در میان مه ایستاده است. بعد از این تصویر، دوربین فللینی ما را در دل مه به مقابل خانهای اشرافی راهنمایی میکند. چند پسر نوجوان در برابر خانه نشستهاند و چندتایی از آنها از دل سوراخ کلید مشغول «دیدن» خانه میشوند (تصویر دو). همراه با آنها میبینیم که فضای خانه، گرچه خالیست، اما تعدد پلهها و سرسرای ورودی خبر از زندگی اشرافی میدهد (تصویر سه). خانهای از آنِ «دیگران». پسربچهها که ظاهرشان گواه بر عدم تعلق به این خانه است، با تقلا از این سوراخ به خانه مینگرند و مینگرند و مینگرند، «آن» واقع میشود و در گام بعدی و در غیاب نوازندگان و ادوات موسیقی، پسری که خم شده بود تا از سوراخ ناظر خانه باشد، با موسیقیای خیالی شروع به رقص میکند (تصویر چهار). دیگران نیز به او میپیوندند و شریک این رقص میشوند. دوربین همپای این رقص از خانه فاصله میگیرد و به چرخش درمیآید. باری مه همچنان پابرجاست و رقص با شریکان خیالی ادامه دارد.
حضور این گاو سفید را اگر فرضاً در مقام نشانهای برای نمایش گذار از جهان واقعی به دنیای ذهنی شخصیتهای داستان در نظر بگیریم، ادامۀ داستان میتواند بر نمایش تصویر «دیگری» و گرتهبرداری از آن تفسیر شود. قبول دارم که این قطعه از فیلم میتواند در اولین خوانش، تضاد طبقاتی تماشاگران و باشندگانِ خانه را به تصویر بکشد، اما در بستری عامتر، میخواهم این تصویر را به وضعیت فعلی تاریخنگاری معماری در ایران پیوند بدهم. دو تصویر را، یکی تکهای «جاکنشده» از فیلم و دیگری، تصویری بسیار کلی و مبهم از فضای روایت فعلی معماری در ایران. گرچه قیاس این دو امر باهم خالی از اشکال نیست، اما در چارچوبی از تصویر و نشانه، سعی میکنم تا با استفاده از انگارههای سمبلیک، سخن خود را به مقصود، و شاید جایی حوالیِ هالۀ آن برسانم. فضای مهآلود را فضای نامشخص و مشوش نظریهپردازی فعلی در هنر و معماری در نظر بگیریم، فضایی مشوش، سیال چون ابری سنگین از مه، طوری که چشم آنچه را در دوردست است نمیتواند ببیند و از آنچه در نزدیکی شعاع خود هست، به کمال آگاهی ندارد. حال سوراخِ کلید را، ارتباط ما با جهانی که نظارهگر روند پیشرفتش هستیم، اما بدان راهی بایسته و شایسته نداریم، فرض کنیم؛ جهانی که ذهنیت خود را سوار دیدهها و خواندههایمان میکنیم و با همین ذهنیت به رقصی در دل این مه در میآییم. خانۀ اشرافی در برداشتی میتواند به مثابه آرمانشهر ما باشد، دلپذیر است، عاری از مه، حتی از خود حقیقت هم حقیقیتر و خواستنیتر.
⭕️
ادامهٔ این مطلب را در وبسایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.
https://telegra.ph/NR11-09-29
http://koubeh.com/nr11/
@Koubeh
#زنان_معمار
#جنسیت_و_معماری
🖊 نیلوفر رسولی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
اول
در دقایق پایانی فیلم آمارکورد (Amarcord)، فدریکو فللینی(Federico Fellini) قابی مملو از مه را به تصویر میکشد. در میانۀ مه، گاوی سفید (تصویر یک) با دو شاخ در برابر پسران نوجوان داستان ظاهر میشود. اینکه گاو از کجا آمده است بربیننده معلوم نیست، گاو همانجا در میان مه ایستاده است. بعد از این تصویر، دوربین فللینی ما را در دل مه به مقابل خانهای اشرافی راهنمایی میکند. چند پسر نوجوان در برابر خانه نشستهاند و چندتایی از آنها از دل سوراخ کلید مشغول «دیدن» خانه میشوند (تصویر دو). همراه با آنها میبینیم که فضای خانه، گرچه خالیست، اما تعدد پلهها و سرسرای ورودی خبر از زندگی اشرافی میدهد (تصویر سه). خانهای از آنِ «دیگران». پسربچهها که ظاهرشان گواه بر عدم تعلق به این خانه است، با تقلا از این سوراخ به خانه مینگرند و مینگرند و مینگرند، «آن» واقع میشود و در گام بعدی و در غیاب نوازندگان و ادوات موسیقی، پسری که خم شده بود تا از سوراخ ناظر خانه باشد، با موسیقیای خیالی شروع به رقص میکند (تصویر چهار). دیگران نیز به او میپیوندند و شریک این رقص میشوند. دوربین همپای این رقص از خانه فاصله میگیرد و به چرخش درمیآید. باری مه همچنان پابرجاست و رقص با شریکان خیالی ادامه دارد.
حضور این گاو سفید را اگر فرضاً در مقام نشانهای برای نمایش گذار از جهان واقعی به دنیای ذهنی شخصیتهای داستان در نظر بگیریم، ادامۀ داستان میتواند بر نمایش تصویر «دیگری» و گرتهبرداری از آن تفسیر شود. قبول دارم که این قطعه از فیلم میتواند در اولین خوانش، تضاد طبقاتی تماشاگران و باشندگانِ خانه را به تصویر بکشد، اما در بستری عامتر، میخواهم این تصویر را به وضعیت فعلی تاریخنگاری معماری در ایران پیوند بدهم. دو تصویر را، یکی تکهای «جاکنشده» از فیلم و دیگری، تصویری بسیار کلی و مبهم از فضای روایت فعلی معماری در ایران. گرچه قیاس این دو امر باهم خالی از اشکال نیست، اما در چارچوبی از تصویر و نشانه، سعی میکنم تا با استفاده از انگارههای سمبلیک، سخن خود را به مقصود، و شاید جایی حوالیِ هالۀ آن برسانم. فضای مهآلود را فضای نامشخص و مشوش نظریهپردازی فعلی در هنر و معماری در نظر بگیریم، فضایی مشوش، سیال چون ابری سنگین از مه، طوری که چشم آنچه را در دوردست است نمیتواند ببیند و از آنچه در نزدیکی شعاع خود هست، به کمال آگاهی ندارد. حال سوراخِ کلید را، ارتباط ما با جهانی که نظارهگر روند پیشرفتش هستیم، اما بدان راهی بایسته و شایسته نداریم، فرض کنیم؛ جهانی که ذهنیت خود را سوار دیدهها و خواندههایمان میکنیم و با همین ذهنیت به رقصی در دل این مه در میآییم. خانۀ اشرافی در برداشتی میتواند به مثابه آرمانشهر ما باشد، دلپذیر است، عاری از مه، حتی از خود حقیقت هم حقیقیتر و خواستنیتر.
⭕️
ادامهٔ این مطلب را در وبسایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.
https://telegra.ph/NR11-09-29
http://koubeh.com/nr11/
@Koubeh
#زنان_معمار
#جنسیت_و_معماری
Telegraph
خانۀ فراموششدگان؛ در بیان سزاواری و ضرورت مستندسازی میراث زنان معمار در ایران
اولدر دقایق پایانی فیلم آمارکورد (Amarcord)، فدریکو فللینی(Federico Fellini) قابی مملو از مه را به تصویر میکشد. در میانۀ مه، گاوی سفید (تصویر یک) با دو شاخ در برابر پسران نوجوان داستان ظاهر میشود. اینکه گاو از کجا آمده است بربیننده معلوم نیست، گاو همانجا…
▪️از تاریخ فلسفه تا چیز کیک نیویورکی با چای ماسالا؛ مروری بر خیابان انقلاب از دهۀ ۵۰ تا ۹۰ خورشیدی
🖋حسین ذبیح| سردبیر سایت شنبهشهر
فوئرباخ در پیشگفتار دومین چاپ «ذات مسیحیت» به این مسئله اشاره دارد که ما «بیگمان در زمانهای زیست میکنیم که تصویر چیزی را به خود آن چیز، نسخۀ کپی را به نسخۀ اصل، بازنمود را به واقعیت و نمود را به بود ترجیح میدهیم... آنچه برای این جامعه مقدس است وهم است و بس، اما آنچه نام قدس است حقیقت است» . پس هر چه حقیقت کاهش و توهم افزایش یابد مقدسات در نظر بزرگتر میگردند تا آنجا که اوج توهم، همانا اوج تقدس میشود. نمایش در کلیتش توأمان نتیجه و شیوۀ تولید امروز است و جامعۀ نمایشیِ فضای موجود را میتوان قلب غیر واقعیتگرای جامعۀ واقعی دانست. از همین رو است که میبینیم خیابانی که ماهیتش وامدار مراکز آموزشی و پس از آن کتابفروشیها و تولید و بازتولید علم است، میراثدار ضعفهای فلسفی و پارادوکسهای موجود در جامعه میشود؛ تا جایی که مکانی برای عرضۀ تولید علم باقی نمیماند و هر آنچه در این بستر زیست میشود صرفاً بازنمودی از وضعیت سطحیانگاری موجود است. درواقع این جامعه برای بازنمود خود در فضای شهری فضای پیرامون خود را (در اینجا خیابان انقلاب) همچون دکور خویش بازآرایی میکند تا بتواند بستری برای بروز خواستههای خود داشته باشد.
⭕️ادامۀ متن را میتوانید در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://koubeh.com/hz1/
@koubeh
🖋حسین ذبیح| سردبیر سایت شنبهشهر
فوئرباخ در پیشگفتار دومین چاپ «ذات مسیحیت» به این مسئله اشاره دارد که ما «بیگمان در زمانهای زیست میکنیم که تصویر چیزی را به خود آن چیز، نسخۀ کپی را به نسخۀ اصل، بازنمود را به واقعیت و نمود را به بود ترجیح میدهیم... آنچه برای این جامعه مقدس است وهم است و بس، اما آنچه نام قدس است حقیقت است» . پس هر چه حقیقت کاهش و توهم افزایش یابد مقدسات در نظر بزرگتر میگردند تا آنجا که اوج توهم، همانا اوج تقدس میشود. نمایش در کلیتش توأمان نتیجه و شیوۀ تولید امروز است و جامعۀ نمایشیِ فضای موجود را میتوان قلب غیر واقعیتگرای جامعۀ واقعی دانست. از همین رو است که میبینیم خیابانی که ماهیتش وامدار مراکز آموزشی و پس از آن کتابفروشیها و تولید و بازتولید علم است، میراثدار ضعفهای فلسفی و پارادوکسهای موجود در جامعه میشود؛ تا جایی که مکانی برای عرضۀ تولید علم باقی نمیماند و هر آنچه در این بستر زیست میشود صرفاً بازنمودی از وضعیت سطحیانگاری موجود است. درواقع این جامعه برای بازنمود خود در فضای شهری فضای پیرامون خود را (در اینجا خیابان انقلاب) همچون دکور خویش بازآرایی میکند تا بتواند بستری برای بروز خواستههای خود داشته باشد.
⭕️ادامۀ متن را میتوانید در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://koubeh.com/hz1/
@koubeh
▪️ممنوعیت نمای رومی؛ پیروزی یا قبول شکست؟
🖋بهزاد برخورداری| کارشناس ارشد مطالعات معماری، دانشگاه هنر اصفهان
استفاده از عناصری مشابه با عناصر موجود در معماری رومی و یونانی در نمای ساختمانها مدتهاست که جریانی درخور توجه در معماری بناهای شهرهای مختلف کشور ماست. آنچه اصطلاحاً «نما رومی» نامیده میشود، بخشی از وجهۀ شهرهای ایران را تشکیل میدهد و به نظر میرسد که مقبولیت زیادی در بین برخی از سازندگان ساختمان دارد. در این میان هر از چند گاهی خبر میرسد که در برخی شهرها استفاده از نمای رومی ممنوع گردیده است. بخش عمدهای از معماران و دانشجویان معماری از تصویب این گونه ممنوعیتها استقبال میکنند و به نظر میرسد که در جامعۀ معماری مخالفتی با این گونه تصمیمات وجود ندارد.
حال سوالی که باید به صورت جدی به آن اندیشید، این است که ممنوعیت نمای رومی و ممنوعیتهای مشابه و تهدید به تخریب ساختمانهای متخلف، دستاوردی ارزشمند است یا قبول شکست در جلوگیری از گسترش این نوع معماری؟
چرا نوعی از معماری که به گمان اکثر معماران برای ساختمانهای امروز کشور مناسب و متناسب نیست تا این اندازه در میان سازندگان مقبولیت دارد؟ آیا واقعاً راهی جز تهدید برای مقابله با گسترش این نوع از معماری نیست؟
⭕️ ادامۀ متن را میتوانید در وبسایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید:
https://telegra.ph/bb3-10-03
http://koubeh.com/bb3/
@koubeh
🖋بهزاد برخورداری| کارشناس ارشد مطالعات معماری، دانشگاه هنر اصفهان
استفاده از عناصری مشابه با عناصر موجود در معماری رومی و یونانی در نمای ساختمانها مدتهاست که جریانی درخور توجه در معماری بناهای شهرهای مختلف کشور ماست. آنچه اصطلاحاً «نما رومی» نامیده میشود، بخشی از وجهۀ شهرهای ایران را تشکیل میدهد و به نظر میرسد که مقبولیت زیادی در بین برخی از سازندگان ساختمان دارد. در این میان هر از چند گاهی خبر میرسد که در برخی شهرها استفاده از نمای رومی ممنوع گردیده است. بخش عمدهای از معماران و دانشجویان معماری از تصویب این گونه ممنوعیتها استقبال میکنند و به نظر میرسد که در جامعۀ معماری مخالفتی با این گونه تصمیمات وجود ندارد.
حال سوالی که باید به صورت جدی به آن اندیشید، این است که ممنوعیت نمای رومی و ممنوعیتهای مشابه و تهدید به تخریب ساختمانهای متخلف، دستاوردی ارزشمند است یا قبول شکست در جلوگیری از گسترش این نوع معماری؟
چرا نوعی از معماری که به گمان اکثر معماران برای ساختمانهای امروز کشور مناسب و متناسب نیست تا این اندازه در میان سازندگان مقبولیت دارد؟ آیا واقعاً راهی جز تهدید برای مقابله با گسترش این نوع از معماری نیست؟
⭕️ ادامۀ متن را میتوانید در وبسایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید:
https://telegra.ph/bb3-10-03
http://koubeh.com/bb3/
@koubeh
Telegraph
ممنوعیت نمای رومی؛ پیروزی یا قبول شکست؟
استفاده از عناصری مشابه با عناصر موجود در معماری رومی و یونانی در نمای ساختمانها مدتهاست که جریانی درخور توجه در معماری بناهای شهرهای مختلف کشور ماست. آنچه اصطلاحاً «نما رومی» نامیده میشود، بخشی از وجهۀ شهرهای ایران را تشکیل میدهد و به نظر میرسد که…
Forwarded from انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
«بازنمایی موجودات زنده انتزاعی در تزیینات گچی معماری مذهبی»
سخنران: امیرحسین صالحی
زمان: دوشنبه ۱۶ مهر؛ ساعت ۱۰ تا ۱۲
مکان: دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن قطب علمی فناوری
@Anjoman_Motaleat
سخنران: امیرحسین صالحی
زمان: دوشنبه ۱۶ مهر؛ ساعت ۱۰ تا ۱۲
مکان: دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن قطب علمی فناوری
@Anjoman_Motaleat
Forwarded from انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
امیرحسین صالحی کارشناس ارشد باستانشناسی پیش از اسلام و دکترای باستانشناسی اسلامی است. ایشان در حال حاضر پژوهشگر دانشگاه الزهرا در برنامه همکاری با محققان غیر مقیم زیر نظر امور بینالملل و تبادل فناوری معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری هستند.
ایشان فرصت مطالعاتی خود را در سال ۲۰۱۳ زیر نظر پروفسور شیلا بلر در کالج بوستون آمریکا گذرانده و در سال ۲۰۱۶ پروژه فوق دکتری خود را در معماری اسلامی در دانشکده هنر و علوم هاروارد انجام دادهاند. پروژه ایشان در دانشگاه هاروارد "Figural Representation in the Stucco Ornament of Religious Architecture in Khorasan" مرتبط با این نشست است. در این پژوهش به بررسی بازنمایی موجودات زنده در بناهای مذهبی پرداخته شده است. این بازنمایی به دو روش صورتهای انتزاعی و کتیبههای صورتدار است. معرفی این نقشمایهها و تلاش برای پی بردن به تفکر بانیان بناها و هنرمندان این سبک از دستاوردهای این پژوهش است.
این نشست روز دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷ در سالن قطب علمی فناوری پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. حضور در این نشست برای علاقهمندان آزاد است.
@Anjoman_Motaleat
ایشان فرصت مطالعاتی خود را در سال ۲۰۱۳ زیر نظر پروفسور شیلا بلر در کالج بوستون آمریکا گذرانده و در سال ۲۰۱۶ پروژه فوق دکتری خود را در معماری اسلامی در دانشکده هنر و علوم هاروارد انجام دادهاند. پروژه ایشان در دانشگاه هاروارد "Figural Representation in the Stucco Ornament of Religious Architecture in Khorasan" مرتبط با این نشست است. در این پژوهش به بررسی بازنمایی موجودات زنده در بناهای مذهبی پرداخته شده است. این بازنمایی به دو روش صورتهای انتزاعی و کتیبههای صورتدار است. معرفی این نقشمایهها و تلاش برای پی بردن به تفکر بانیان بناها و هنرمندان این سبک از دستاوردهای این پژوهش است.
این نشست روز دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷ در سالن قطب علمی فناوری پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. حضور در این نشست برای علاقهمندان آزاد است.
@Anjoman_Motaleat
Forwarded from انجمن علمی مرمت دانشگاه تهران
بیاننامۀ انجمن علمی مرمت دربارۀ طرح توسعۀ دانشگاه تهران
⭕️ سالها گذشته است از تصویب اَبرپروژهای که مساحتی بیستوپنج هکتاری و شمار عظیمی از شهروندان حوالی دانشگاه تهران را متاثر کرده است. همۀ این مردم و بافت اجتماعی ساکن و کاسب، بدون اینکه خودشان بدانند در سر مجریان و طراحان دقیقاً چه میگذرد و چه خوابی برای سالهای آتی زندگی آنان دیدهاند، در این بریدنها و دوختنهای نهادی به آمار و ارقام سرشماری تقلیل یافتهاند و مجالی هم نداشتهاند که بگویند کلنگ توسعهتان را بر فرق ما نکوبید
⭕️ ارتباط اجتماعی، تشکیل اجتماع مستلزم این است که تودههای اجتماعی فواصل را از میانشان بردارند و فضای زیستشان را با هم به اشتراک بگذارند. یعنی اگر متصوریم که با ساختوساز عمرانی و افزایش تراکم مادی، جایی را تبدیل به شهر کردهایم، یا سخت به خطا رفتهایم یا قصد عوامفریبی داریم
⭕️ بازار شدن دانشگاه و سیاستزدایی و کنشزدایی از آن مدتهاست در کیفیتهای آموزشی شروع شده است. اما هنوز این بازار بازار مکاره است، لطفاً به مگامال تبدیلش نکنید.
⭕️ ساکنان این محله بهجایی رسیدهاند که حقبهشهر پیشکش، فقط حق به چاردیواری خودشان را میخواهند و آن را هم از آنان سلب میکنید.
❗️ این متن روز شنبه مورخ ٧ مهر ١٣٩٧، در جلسهای در کمیتۀ شهرسازی شورای شهر تهران به ریاست زهرا نژادبهرام با موضوع #طرح_توسعه_دانشگاه_تهران قرائت شد. متن کامل را در لینک زیر بخوانید.
http://bit.ly/2IFc8CG
⭕️ سالها گذشته است از تصویب اَبرپروژهای که مساحتی بیستوپنج هکتاری و شمار عظیمی از شهروندان حوالی دانشگاه تهران را متاثر کرده است. همۀ این مردم و بافت اجتماعی ساکن و کاسب، بدون اینکه خودشان بدانند در سر مجریان و طراحان دقیقاً چه میگذرد و چه خوابی برای سالهای آتی زندگی آنان دیدهاند، در این بریدنها و دوختنهای نهادی به آمار و ارقام سرشماری تقلیل یافتهاند و مجالی هم نداشتهاند که بگویند کلنگ توسعهتان را بر فرق ما نکوبید
⭕️ ارتباط اجتماعی، تشکیل اجتماع مستلزم این است که تودههای اجتماعی فواصل را از میانشان بردارند و فضای زیستشان را با هم به اشتراک بگذارند. یعنی اگر متصوریم که با ساختوساز عمرانی و افزایش تراکم مادی، جایی را تبدیل به شهر کردهایم، یا سخت به خطا رفتهایم یا قصد عوامفریبی داریم
⭕️ بازار شدن دانشگاه و سیاستزدایی و کنشزدایی از آن مدتهاست در کیفیتهای آموزشی شروع شده است. اما هنوز این بازار بازار مکاره است، لطفاً به مگامال تبدیلش نکنید.
⭕️ ساکنان این محله بهجایی رسیدهاند که حقبهشهر پیشکش، فقط حق به چاردیواری خودشان را میخواهند و آن را هم از آنان سلب میکنید.
❗️ این متن روز شنبه مورخ ٧ مهر ١٣٩٧، در جلسهای در کمیتۀ شهرسازی شورای شهر تهران به ریاست زهرا نژادبهرام با موضوع #طرح_توسعه_دانشگاه_تهران قرائت شد. متن کامل را در لینک زیر بخوانید.
http://bit.ly/2IFc8CG
Telegraph
بیاننامۀ انجمن علمی مرمت دربارۀ طرح توسعۀ دانشگاه تهران
سالها گذشته است از تصویب اَبرپروژهای که مساحتی بیستوپنج هکتاری و شمار عظیمی از شهروندان حوالی دانشگاه تهران را متاثر کرده است. همۀ این مردم و بافت اجتماعی ساکن و کاسب، بدون اینکه خودشان بدانند در سر مجریان و طراحان دقیقاً چه میگذرد و چه خوابی برای سالهای…
کوبه
Photo
📕جلسۀ دفاع پایاننامۀ کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
رابطۀ متقابل کالبد، فعالیت و رویدادها در خیابان چهارباغ عباسی اصفهان در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی
ساناز تولائیان
استادان راهنما:
دکتر مهدی سعدوندی، دکتر زهرا اهری
داوران:
دکتر احمد امینپور، دکتر محسن افشاری
چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۰
دانشگاه هنر اصفهان، دانشکدۀ معماری و شهرسازی (توحیدخانه)
@Koubeh
رابطۀ متقابل کالبد، فعالیت و رویدادها در خیابان چهارباغ عباسی اصفهان در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی
ساناز تولائیان
استادان راهنما:
دکتر مهدی سعدوندی، دکتر زهرا اهری
داوران:
دکتر احمد امینپور، دکتر محسن افشاری
چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۰
دانشگاه هنر اصفهان، دانشکدۀ معماری و شهرسازی (توحیدخانه)
@Koubeh
کوبه
📕جلسۀ دفاع پایاننامۀ کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران رابطۀ متقابل کالبد، فعالیت و رویدادها در خیابان چهارباغ عباسی اصفهان در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی ساناز تولائیان استادان راهنما: دکتر مهدی سعدوندی، دکتر زهرا اهری داوران: دکتر احمد امینپور، دکتر…
خیابان «چهارباغ عباسی» در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ش، پس از یک دوره افول و ویرانی، با تغییر کالبد، فعالیتها و در نتیجه کیفیتهای فضاییاش مواجه شد که زندگی جاری در آن را نیز دگرگون کرد. با توجه به سرعت تغییرات صورت گرفته در خیابان چهارباغ در دهههای اخیر و تخریب بخشهایی از آن، پژوهش در مورد نحوۀ تحول این خیابان در دورۀ معاصر امری ضروری به نظر میرسد تا بدین وسیله درک روشنتری را از سازوکار حیات شهری و تعامل آن با کالبد پیرامون و دیگر زمینههای مرتبط به دست آید.
هدف این پژوهش مطالعۀ تحولات کالبد و فعالیتهای خیابان چهارباغ در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی، تأثیر متقابلشان بر هم و کیفیتهای فضایی شکل گرفته از خلال این تأثیر است. دادههای این تحقیق از منابع مکتوب و تصویری دست اول و دست دوم جمعآوری شده است. سپس شواهد موجود ارزیابی، تحلیل و تفسیر شد تا روایتی تاریخی از تحولات خیابان چهارباغ در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی به دست دهد. در فصل کالبد مشخص میشود که چگونه موقعیت خیابان در شهر بر اثر احداث خیابانهای جدید تغییر میکند و به جای کالبد برجای مانده از دورههای قبل بدنۀ تازهای با مشخصات و بناهای جدید شکل میگیرد. در فصل فعالیت شرح داده میشود که چگونه خیابان در طی این بازۀ زمانی محل قرار گرفتن انواع فعالیتهای مدرن و عرصهای برای نمایش و عرضۀ مظاهر زندگی نو شده است. در فصل فضا تحولات کالبد و فعالیتهای خیابان در نسبت با هم سنجیده و تحلیل شده و مشخص میشود که چگونه این تحولات، رویدادهای جاری در خیابان را تغییر داده و کیفیتهای فضایی جدیدی را ایجاد کرده است. مرور این تحولات نشان میدهد که در طی سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ میان تحول کالبد و فعالیتهای خیابان ارتباطی دو سویه برقرار بود: تغییر کالبد، تغییر فعالیتها را در پی داشت و تغییر فعالیتها نیز منجر به ساختوسازهای جدید و تغییر کالبد خیابان شد. برآیند این تغییرات، باعث شکلگیری کیفیتهای فضایی جدید در خیابان شد که در مؤلفههایی چون عرصۀ «کار و فعالیت روزمره»، «تفریح» و مکانی برای «نمایش شیوهها و ملزومات زندگی نو» و «هنجارهای تازه و بروز رفتارهای نو» تعریف میشد.
@Koubeh
هدف این پژوهش مطالعۀ تحولات کالبد و فعالیتهای خیابان چهارباغ در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی، تأثیر متقابلشان بر هم و کیفیتهای فضایی شکل گرفته از خلال این تأثیر است. دادههای این تحقیق از منابع مکتوب و تصویری دست اول و دست دوم جمعآوری شده است. سپس شواهد موجود ارزیابی، تحلیل و تفسیر شد تا روایتی تاریخی از تحولات خیابان چهارباغ در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی به دست دهد. در فصل کالبد مشخص میشود که چگونه موقعیت خیابان در شهر بر اثر احداث خیابانهای جدید تغییر میکند و به جای کالبد برجای مانده از دورههای قبل بدنۀ تازهای با مشخصات و بناهای جدید شکل میگیرد. در فصل فعالیت شرح داده میشود که چگونه خیابان در طی این بازۀ زمانی محل قرار گرفتن انواع فعالیتهای مدرن و عرصهای برای نمایش و عرضۀ مظاهر زندگی نو شده است. در فصل فضا تحولات کالبد و فعالیتهای خیابان در نسبت با هم سنجیده و تحلیل شده و مشخص میشود که چگونه این تحولات، رویدادهای جاری در خیابان را تغییر داده و کیفیتهای فضایی جدیدی را ایجاد کرده است. مرور این تحولات نشان میدهد که در طی سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ میان تحول کالبد و فعالیتهای خیابان ارتباطی دو سویه برقرار بود: تغییر کالبد، تغییر فعالیتها را در پی داشت و تغییر فعالیتها نیز منجر به ساختوسازهای جدید و تغییر کالبد خیابان شد. برآیند این تغییرات، باعث شکلگیری کیفیتهای فضایی جدید در خیابان شد که در مؤلفههایی چون عرصۀ «کار و فعالیت روزمره»، «تفریح» و مکانی برای «نمایش شیوهها و ملزومات زندگی نو» و «هنجارهای تازه و بروز رفتارهای نو» تعریف میشد.
@Koubeh
Forwarded from انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
«بازخوانی تاریخ شهر معاصر با استناد به مبانی تاریخ فرهنگی»
سخنران: محمدصالح شکوهی بیدهندی
زمان: دوشنبه ۲۳ مهر ساعت: ۱۰ تا ۱۲
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن قطب علمی فناوری
@Anjoman_Motaleat
سخنران: محمدصالح شکوهی بیدهندی
زمان: دوشنبه ۲۳ مهر ساعت: ۱۰ تا ۱۲
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن قطب علمی فناوری
@Anjoman_Motaleat
▪️آسباد، تسخیر باد!
🖋سجاد زلیکانی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
گویند هنگامی که خبر محاصره معبدِ مقدس و توطئه کاهنان در شهر اورشلیم به سلیمان نبی (ع) رسید، او در شهر «اریحا» برای یاری رساندن به مردمی که از هجومِ اجنّه به ستوه آمده بودند، حضور داشت. این خبر برای او بسیار ناگوار بود و از شنیدن آن به شدت محزون گشت. شدتِ حزنِ سلیمان به دلیل فاصله طولانیاش با اورشلیم، صدچندان شد. از یکسو در برابر چشمانش، وضعیتِ پرآشوب شهر قرار داشت و از سویی دیگر، معبد و ارکانِ نظامِ حکومتیِ او در خطر بود. دیر رسیدنِ سلیمان به اورشلیم، یعنی بر باد رفتنِ پایگاهِ عدل و دادِ او؛ اما پایههای مملکتِ او بر باد نرفت که هیچ، درعوض، باد به یاریاش آمد! از جانب خداوند فرمان رسید که خود و یارانت را به دستِ باد بسپار تا ببینی آنچه تاکنون ندیدهای! در یک آن، نیروی قدرتمند و عظیم طبیعت، سلیمان و یارانش را بر دوش کشید و در کمترین زمان، به اورشلیم رساند! آن دستِ غیب، باد بود! باد به تسخیرِ سلیمان (ع) درآمد و اگر تسخیرِ باد توسط سلیمان (ع) صورت نمیگرفت و اگر این بادِ یاریرسان نبود، شاید بودِ حکومت سلیمان (ع) هم به نابودی میانجامید.
اما در یک نقطه از کشورمان، سلیمانی دیگر با ترفندی دیگر، باد را مسخّر نمود. این سلیمان، شخصی جز علم و آگاهی نیست. صحبت ما در بابِ شهری است که مردمانش به سلیمانِ درونِ خود تکیه کرده و ارکانِ زیست خود را حفظ نمودند. «نشتیفان» شهری است که سلیمان در آن حاکم است! سلیمان نه از نوع پیامبرش که همگان میشناسند؛ بلکه سلیمانی از نوع درک و درایت و فهم و آگاهی و علم. چندان هم پر بیراه نیست اگر علم و آگاهی را نیز پیامبر بنامیم. به تعبیری دیگر، این پیامبر، پیامبرِ باطنی یا پیامبرِ درونی است. بنابراین، مردمان این دیار، هر یک به نوبه خود پیامبرند! پیامبرانی که برای تکتک ما، پیامآورِ درایت، درک منطقی از محیطِ زندگانی، احترام به عرصه محیط طبیعی و استفاده درست از منابع خدادادی هستند.
این پیامبران چه کردند که زبان ما را به تمجید از آنان وا داشت؟ مگر معجزهای مافوقِ قدرتِ بشری از جانب خداوند و با اذن و اجازه از او نشان دادند؟ خیر! این مردم هرچه کردند، همه از پیامبرِ درونشان بود؛ نبوغی درونی که سرانجام به صورتِ عینی و ظاهری، نمود پیدا کرد. فقط کافیست تا راهیِ این دیار شوید تا با چشم خود ببینید که این پیامبرِ درونی، چه میراثی را برای ما به ارمغان نهاد. کافیست تا قصدِ این دیار کنید و ببینید که مردم این سامان، چگونه با محیط زندگانی خود، خو گرفتهاند. کافیست بر این شهر قدم گذارید تا مفهومِ تسخیرِ منطقیِ طبیعت را دریابید. کافیست بیایید تا دریابید که چگونه میتوان با طبیعت، همراه و دمساز شد. کافیست تا سفری به این شهر داشته باشید تا پیامِ این پیامبران را در چند نگاهِ ساده، به یادگار برید.؛ اینکه زیست و زندگانی در صورتی مسیرِ درست و منطقیِ خود را پیش خواهد گرفت که با محیطزیست خود، پیوند و رابطهای دوجانبه برقرار کند. پیوند و رابطهای که آسیبی بر پیکره طبیعت وارد نسازد. در عوض، آن را به تسخیرِ خویش درآورَد...
⭕️ ادامهٔ این مطلب را در وبسایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.
@Koubeh
https://telegra.ph/sz1-10-16
http://koubeh.com/sz1/
🖋سجاد زلیکانی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
گویند هنگامی که خبر محاصره معبدِ مقدس و توطئه کاهنان در شهر اورشلیم به سلیمان نبی (ع) رسید، او در شهر «اریحا» برای یاری رساندن به مردمی که از هجومِ اجنّه به ستوه آمده بودند، حضور داشت. این خبر برای او بسیار ناگوار بود و از شنیدن آن به شدت محزون گشت. شدتِ حزنِ سلیمان به دلیل فاصله طولانیاش با اورشلیم، صدچندان شد. از یکسو در برابر چشمانش، وضعیتِ پرآشوب شهر قرار داشت و از سویی دیگر، معبد و ارکانِ نظامِ حکومتیِ او در خطر بود. دیر رسیدنِ سلیمان به اورشلیم، یعنی بر باد رفتنِ پایگاهِ عدل و دادِ او؛ اما پایههای مملکتِ او بر باد نرفت که هیچ، درعوض، باد به یاریاش آمد! از جانب خداوند فرمان رسید که خود و یارانت را به دستِ باد بسپار تا ببینی آنچه تاکنون ندیدهای! در یک آن، نیروی قدرتمند و عظیم طبیعت، سلیمان و یارانش را بر دوش کشید و در کمترین زمان، به اورشلیم رساند! آن دستِ غیب، باد بود! باد به تسخیرِ سلیمان (ع) درآمد و اگر تسخیرِ باد توسط سلیمان (ع) صورت نمیگرفت و اگر این بادِ یاریرسان نبود، شاید بودِ حکومت سلیمان (ع) هم به نابودی میانجامید.
اما در یک نقطه از کشورمان، سلیمانی دیگر با ترفندی دیگر، باد را مسخّر نمود. این سلیمان، شخصی جز علم و آگاهی نیست. صحبت ما در بابِ شهری است که مردمانش به سلیمانِ درونِ خود تکیه کرده و ارکانِ زیست خود را حفظ نمودند. «نشتیفان» شهری است که سلیمان در آن حاکم است! سلیمان نه از نوع پیامبرش که همگان میشناسند؛ بلکه سلیمانی از نوع درک و درایت و فهم و آگاهی و علم. چندان هم پر بیراه نیست اگر علم و آگاهی را نیز پیامبر بنامیم. به تعبیری دیگر، این پیامبر، پیامبرِ باطنی یا پیامبرِ درونی است. بنابراین، مردمان این دیار، هر یک به نوبه خود پیامبرند! پیامبرانی که برای تکتک ما، پیامآورِ درایت، درک منطقی از محیطِ زندگانی، احترام به عرصه محیط طبیعی و استفاده درست از منابع خدادادی هستند.
این پیامبران چه کردند که زبان ما را به تمجید از آنان وا داشت؟ مگر معجزهای مافوقِ قدرتِ بشری از جانب خداوند و با اذن و اجازه از او نشان دادند؟ خیر! این مردم هرچه کردند، همه از پیامبرِ درونشان بود؛ نبوغی درونی که سرانجام به صورتِ عینی و ظاهری، نمود پیدا کرد. فقط کافیست تا راهیِ این دیار شوید تا با چشم خود ببینید که این پیامبرِ درونی، چه میراثی را برای ما به ارمغان نهاد. کافیست تا قصدِ این دیار کنید و ببینید که مردم این سامان، چگونه با محیط زندگانی خود، خو گرفتهاند. کافیست بر این شهر قدم گذارید تا مفهومِ تسخیرِ منطقیِ طبیعت را دریابید. کافیست بیایید تا دریابید که چگونه میتوان با طبیعت، همراه و دمساز شد. کافیست تا سفری به این شهر داشته باشید تا پیامِ این پیامبران را در چند نگاهِ ساده، به یادگار برید.؛ اینکه زیست و زندگانی در صورتی مسیرِ درست و منطقیِ خود را پیش خواهد گرفت که با محیطزیست خود، پیوند و رابطهای دوجانبه برقرار کند. پیوند و رابطهای که آسیبی بر پیکره طبیعت وارد نسازد. در عوض، آن را به تسخیرِ خویش درآورَد...
⭕️ ادامهٔ این مطلب را در وبسایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.
@Koubeh
https://telegra.ph/sz1-10-16
http://koubeh.com/sz1/
Telegraph
آسباد؛ تسخیر باد!
گویند هنگامی که خبر محاصره معبدِ مقدس و توطئه کاهنان در شهر اورشلیم به سلیمان نبی (ع) رسید، او در شهر «اریحا» برای یاری رساندن به مردمی که از هجومِ اجنّه به ستوه آمده بودند، حضور داشت. این خبر برای او بسیار ناگوار بود و از شنیدن آن به شدت محزون گشت. شدتِ…
کوبه
«جنگ روایتها: گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه» از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه در خانۀ گفتمان شهر
«جنگ روایتها: گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه» از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه در خانۀ گفتمان شهر، چهارشنبه، ۲ آبان، ساعت ۱۷
اولین جلسه از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه در خانۀ گفتمان شهر برگزار شد.
«جنگ روایتها: گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه»
با ارائۀ کامیار صلواتی
«جنگ روایتها: گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه»
با ارائۀ کامیار صلواتی