کوبه
2.24K subscribers
544 photos
5 videos
50 files
442 links
عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارهٔ معماری ایران
www.koubeh.com
t.me/koubeh
instagram.com/koubeh_com
linkedin.com/company/koubeh/

ارتباط با کوبه:
@koubehmedia_admin
contact.koubeh@gmail.com
Download Telegram
کوبه
Photo
📕 جلسهٔ دفاع پایان‌نامهٔ کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

«گونه‌شناسی آپارتمان‌های معمارساز دورۀ پهلوی دوم در شهر تهران، بر اساس ساختار فضایی»

یاسمین نعمت‌اللهی

استاد راهنما: حامد مظاهریان
استاد مشاور: سعید خاقانی


یکشنبه، ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، ساختمان تحصیلات تکمیلی، آتلیه ۳

حضور در این جلسه برای علاقه‌مندان آزاد است.

@Koubeh
#اصلاحیه

⭕️ به اطلاع می‌رساند ساعت برگزاری دفاع‌ دانشجویان مطالعات معماری، خانم‌ها فریده کلهر و یاسمین نعمت‌اللهی، به‌ترتیب به ساعت ۱۰:۳۰ و ۱۱:۴۵ فردا تغییر یافت.
▪️«هنر هست ولی کم هست»

🖋علی پوررجبی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران

در انتهای قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم بشر در حال کشف بود. کشف طبیعت و بهره‌برداری از آن. نفت، سنگ‌های معدنی، اکسیژن هوا، الماس، همه و همه در حال کشف و بهره‌برداری بودند. در آن تاریخ هیچ کس فکر نمی کرد که ممکن است روزی عناصر طبیعی تمام شوند. حدوداً یک قرن طول کشید تا بشر بفهمد ذخایر نفت محدود است. آب شیرین ممکن است تمام شود و کمبود یخ‌های قطبی می‌تواند زندگی در زمین را تهدید کند. ازاین‌رو کم‌کم سازمان‌های حفظ محیط‌زیست و انجمن‌های ملی و بین‌المللی شکل گرفتند. این سازمان‌ها به‌مثابه نفس لوامۀ بشر مهارکنندۀ خواسته‌های نامحدود او از منابع محدود طبیعی هستند.

بد نیست نگاهی گذار به اتفاقات هنر در همین دوران بیندازیم. در موسیقی دبوسی از گام‌های پنج صدایی موسیقی شرق آسیا برای خلق آثارش استفاده کرد، کمی بعد موسیقی جز از ترکیب عناصر بومی موسیقی آفریقا با موسیقی غربی در آمریکا شکل گرفت. در نقاشی ایده‌های هنر انتزاعی قوام یافت و از صورتک‌های آفریقایی در خلق آثار جدید تأثیر گرفتند و در معماری نیز کم‌وبیش کشف ایده‌های هنری در جریان بود و همۀ این جریان‌ها چهرۀ جهان را در آغاز قرن بیستم به سرعت تغییر می‌دادند. سازمان‌های حفظ میراث‌فرهنگی همچون قوۀ لوامۀ مهارکنندۀ بشر در مقابل خواست نامحدود نوسازی هنر و فرهنگ شکل گرفت. سازمان‌هایی که سعی کردند افسارِ گسیختهٔ بشر را مهار کنند و میراث هنری را حفظ کنند.

خلاصه‌ای بسیار گذرا از منظری خاص از آن چه بر فرهنگ و هنر جهان گذشته گفتیم. سرگذشت آن چه بر طبیعت و هنر گذشته است به نظر مشابه می‌آیند اما موضوع بحث ما این تشابه نیست، می‌خواهیم دربارۀ تفاوت نگاه به میراث طبیعی و میراث هنری بحث کنیم.
#معماری_مدرن #میراث_فرهنگی #هنر_مدرن

⭕️ ادامۀ متن را می‌توانید در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:


http://koubeh.com/ap4-2/
@Koubeh
کلی‌گویی در تاریخ معماری ایران (و چراییِ آن)

🖋شهاب‌الدین تصدیقی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران

چرا در پژوهش‌های معماری و شهرسازی ما، اینقدر آسان با استناد به یک شاهد یا یک متن، این همه احکام کلی به وجود می‌آید؟
● چند مسجد جامع چهار ایوانی در اصفهان و نواحی اطرافش => «مساجد ایران چهارایوانی است»
● تعاریف مقدسی یا اصطخری از اجزای شهر => «شهرهای ایرانی از کهندژ، شارستان و ربض تشکیل می‌شده‌اند»
● سفرنامۀ ناصرخسرو => «بازار اصفهان در طول تاریخ ایران اهمیت اقتصادی بسزایی داشته است»
● متنی دربارۀ شهر ری یا نیشابور => «نظام محله‌ای در ایران مبتنی بر رقابت و عداوت بینامحله‌ای بوده است»
● کتیبه‌ای با مضامین عرفانی در مسجد => «خشت‌ها در مساجد حرف می‌زنند! گنبد کثرت در وحدت است و وحدت در کثرت و...!»
و...
شاید نباید بر این احکام ناقص و کلی زیاد هم خرده گرفت. طفل انسان هم راحت حکم کلی می‌دهد؛ یک بار با ریش و پشم سفید او را اذیت کنید تا برای چند روز از هر چیز سفیدی بترسد. این از بلاهت طفل نیست، سیر ناگزیر رشد اوست. خیال هم نکنید انسان بالغ و اندیشمند کمتر حکم کلی می‌دهد؛ بدون تعمیم و صدور احکام کلی، محکوم به بن‌بستیم! «الکترون‌ها بار منفی دارند» گزاره‌ای کلی است، ولی فعلاً گزارۀ بهتری برای جایگزینی‌اش وجود ندارد (؟!). ولی مشکل ما با بعضی از احکام کلی، مثال‌هایی است که به راحتی نقضشان می‌کند!
#تاریخ_معماری_ایران

⭕️ ادامۀ متن را می‌توانید در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://koubeh.com/sh2/
@Koubeh
معرفی یک سند: فرمان محمدشاه برای معمارباشی دربار

🖋 فریده کلهر| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران

عبدالله خانِ نقاش‌باشی، معمارباشی و نقاش‌باشی دربار فتحعلی‌شاه، محمدشاه و ناصرالدین شاه بود و بین سال‌های ۱۲۲۵-۱۲۶۶ فعالیت داشت. او از نقاشان خاصۀ فتحعلی‌شاه بود و از او تک‌چهره می‌کشید. او دیوارنگاره‌ای بزرگ از مراسم سلام نوروزی فتحعلی‌شاه در تالار بارعام کاخ گلستان اجرا کرده که اکنون از بین رفته است. [۱]

از محمدشاه فرمانی در دست است که در آن چگونگی رسیدن عبدالله خان به منصب باشی‌گری توضیح داده شده است. طبق متن این فرمان عبدالله خان جزو نقاشان نقاشخانۀ سلطنتی فتحعلی‌شاه بوده و به سبب استعدادی که از خود نشان می‌دهد در مدتی اندک از دیگران پیشی گرفته، به لقب «باشی‌گری» و خطاب «خانی» در دربار او می‌رسد. پس از چندی که استادی او در «نقاشی» و «طراحی بیوتات» نیز آشکار شده، به منصب «باشی‌گری معماران، پیشه‌وران و سایر ارباب حِرف و صنایع بیوتات» سلطنتی مفتخر می‌شود.

طبق این فرمان این مناصب از سوی محمدشاه نیز به رسمیت شناخته شده و مقرر می‌شود «نقاشان، معماران، مهندسان، میناکاران، نجاران، حجاران، فخاران، شیشه‌بران، حدادان، سرایداران، باغبانان، مقنّیان و شماعان» زیر نظر او کار کنند و نباید از دستورات او نافرمانی کنند. متن سند به سال ۱۳۵۳، در شمارۀ ۱۷ مجلۀ راهنمای کتاب منتشر شده است. تصویر سند و متن کامل آن را در لینک زیر مشاهده می‌نمایید:

http://asnad.org/fa/document/20/

_____
[۱] نک: آژند، یعقوب «نقاشان دوره قاجار»، گلستان هنر، ش۹(پائیز ۱۳۸۶)، ص۷۶
http://koubeh.com/fk3/
@Koubeh
◾️ متأسفانه باخبر شدیم که محمدعلی مرادی، فیلسوف، متخصص علوم اجتماعی، دکترای فلسفه از دانشگاه برلین و نویسندهٔ حوزهٔ معماری درگذشته است. برای بازماندگان ایشان طلب صبر و آرامش داریم.

مراسم تشییع پیکر دکتر مرادی از ساعت ۸ صبح فردا دوشنبه ۱ مرداد، از مقابل در دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار می‌شود.

@Koubeh
Forwarded from کوبه
متن سخنرانی دکتر محمدعلی مرادی در نشست تجارب مطالعات معماری و شهرسازی در ایران ⬆️
گفت‌و‌گو با سعید خاقانی با موضوع «معماری و روایت‌های تاریخی»

کارشناس و مجری: سعید حقیر


پنجشنبه؛ ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۰، رادیو فرهنگ، برنامهٔ «خشت‌و‌خیال»

@Koubeh
▪️جای خالی نقد اثر: وضعیت نقد معماری در ایران نیازمند بازنگری جدی است

🖋حمید ترابی | کارشناس ارشد رشتهٔ معماری

کتابی را در سال‌های اول دانشگاه به هر دانشجوی معماری پیشنهاد می‌کنند با عنوان «۱۰۱ نکته که در مدرسهٔ معماری آموختم». مضمون یکی از آن ۱۰۱ نکته این است: بدترین شروع برای ارائهٔ یک طرح معماری آن است که ویژگی‌های فیزیکی و بدیهی اثر را شرح دهیم؛ مثلاً بگوییم این ورودی مجموعه است. این نگاه حاصل ذهن مبتدی دانشجویانی است که هنوز از سواد تصویری، راهکارهای معمارانه و مبانی نظری سرشاری برخوردار نیستند. حالا معماری ما دچار همان نگاه سطحی دانشجویی است. اگرچه رسانه‌های معماری به انضمام شبکه‌های اجتماعی بیش از هر زمان دیگری بر سلیقهٔ بصری جامعه تاثیر می‌گذارند، نباید خطر معماری پوپولیستی و سطحی‌نگری را فراموش کرد. شاید از تصویر اشباع شده باشیم، اما تا زمانی که در فقدان مبانی نظری مستحکم، نقد جدی وجود ندارد، معماری در خطر است.

روزگاری تعدد و تکثر فعالیت و همچنین سودآوری اقتصادی در صنعت ساختمان نفس کیفیت را گرفته بود و معماری را خاموش کرده بود. در ایامی که رسانه‌های نوپای معماری هنوز قدرت امروز را نداشتند، معماری صرفاً در قید مسابقاتی محدود گرفتار بود که میان سوپراستارها برگزار می‌شد و نقد اسطوره‌ها تخطی از قوانین نانوشته بود. اگر نقدی هم بر اثری نوشته می‌شد در نهایت تبدیل به منازعه‌ای شخصی می‌شد و بیشتر از اثر، مولف نقد می‌شد. در همین شرایط نیز نقدنویسی بر آثاری با کاربری‌های متداول نظیر معماری‌های مسکونی یا ساختمان‌های صنعتی دون شأن ژورنالیسم معمارانه بود. این فقدان نقد جدی اثر میراث نامبارکی است که هنوز با ما همراه است. ما اکنون در آستانهٔ یک تحول ایستاده‌ایم و ابزارهای آن را در دست داریم؛ معماری با اقبال عمومی‌ مواجه است، بازار کار رقابتی تر از هر زمان دیگری شده و از همه مهم‌تر آنکه فضای شبکه‌های اجتماعی بهترین مجال برای راه‌اندازی گفت‌وگو‌ها و جدل‌های فکری هستند.

برای آن که جای خالی نقد را بهتر نشان دهیم و ضد جریان غالب حرکت کنیم، باید تجربهٔ نقد در گذشته را تفسیر کنیم. آن چه در مقام مقایسه برای شفاف‌تر شدن موضوع اصلی در نظر می‌گیریم، دو پدیدهٔ فراگیر هستند در بافتار اجتماعی ایران: یکی سیاست و دیگری سینما. سیاست را از آن جهت برگزیده‌ایم که به شکلی ویژه با هنر و کنش هنری در ایران معاصر گره خورده است و شناخت اثر فارغ از زمینه‌های سیاسی یا خوانش مستقل اثر از کارکرد سیاسی آن غیر ممکن به نظر می‌رسد؛ سینما هم به واسطهٔ ارتباط مستقیمی که با مخاطب خود، خواه در قالب اثر و خواه در قالب رسانه، برقرار کرده است.

⭕️برای خواندن ادامهٔ این مطلب، به این لینک بروید:‌

www.koubeh.com/ht1

@Koubeh
کوبه
Photo
مطالعات اخیر در حوزهٔ مدرنیته، ماهیت غرب‌محور سابق را برنمی‌تابد. تجربه‌های متکثر مدرنیته در کشورهای غیرغربی دیگر نسخه‌ای بدلی از کهن‌الگوی مدرنیتهٔ غربی قلمداد نمی‌شود. کتاب فضانوردی در فرنگ از چنین منظری به تحلیل پیش‌ذهنیت‌های تأثیرگذار بر ادراک سفرنامه‌نویسان ایرانی از فضای معماری و شهری اروپای قرن نوزدهم می‌پردازد. با مقایسهٔ تطبیقی توصیفات فضایی سفرنامه‌ها با نوشته‌های همراهان غالباً غیر ایرانی مسافران، این کتاب توضیح می‌دهد که درک فضای فرنگی، با فرافکنی ایده‌آل‌های فضایی مسافران بر روی بستر معماری اروپا میسر شده است. به عبارتی دیگر، مسافران در آینهٔ معماری غربی، به توصیف آرمان‌شهری می‌پردازند که در آن ویژگی‌های معماری پیشامدرن ایران، که مورد پسند مسافران بوده، برجسته شده است.

نشست رونمایی از کتاب «فضانوردی در فرنگ» از ساعت ۱۸ تا ۲۰ روز دوشنبه ۸ مرداد در خانهٔ گفتمان شهر و معماری با حضور نویسنده برگزار می‌شود.

@Koubeh
معماری در عصر جادو

🖋 شهاب‌الدین تصدیقی| دانشجوی مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران

«همه چیزمان در حال هجرت از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی است.» با پذیرفتن این جمله، خیلی راحت‌تر با بسیاری از مسائل روزمره‌ام روبرو شدم. تعداد خفقان‌آوری ایمیل که هرروز از pinterest و Archdaily و Evand و... هزار موسسه و نشریهٔ مجازی هرروز به من سرازیر می‌شد، در کنار هزار کتاب الکترونیک و فضاهایی چون تلگرام و اینستاگرام، به شکلی خفقان‌آور مرا احاطه کرده بود و سرانجام با جادوی همان جمله بود که حالم بهتر شد: «همه‌چیزمان در حال هجرت از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی است». دیگر چک کردن این همه ایمیل و پیام و... را نه به چشم اضافه‌بار و دردسر مضاعف، که به چشم زندگی روزمره می‌بینم... یا حداقل سعی می‌کنم ببینم!

«همه چیزمان در حال هجرت از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی است» من‌جمله معماری. خیلی جالب است که این روزها وقتی واژهٔ Architecture را سرچ می‌کنی، تعدادی از صفحات هم درمورد دانش کامپیوتر و «معماری ساختمان داده‌ها» خواهند بود. اگر تجربه‌ی روزمره از فضای اتاقمان به فضای مجازی و پیج‌های آن هجرت می‌کند، پس عجیب نیست اگر معماری هم از فضای آشنای معماری فیزیکی به معماری فضای مجازی هجرت کند (VR پیشکش!). آیا ما معماران برای تجربهٔ باشندگان در فضای مجازی تدابیری اندیشیده‌ایم؟؟

تجربهٔ فضا در دنیای مجازی چیست؟ فقط جلوه‌های بصری؟ رنگ و شکل؟ عناصر بصری یک وجه از این معماری مجازی است، ولی همچون معماری فیزیکی خودمان، این فضا هم با هزار مسالهٔ دیگر مواجه است. مسائلی که برای حل شدن، راه حل معمارانه می‌طلبند. نحوه‌ی دسترسی به داده‌ها، چگونه آنها را کنار هم ببینیم؟ چطور بتوانیم با فراغ بال بیشتری در آن سیر کنیم؟ چالش انسان در عصر جادویی آینده، مدیریت پنجره‌های سایت‌ها و اپلیکیشن‌هایی است که مجبور است باز نگه دارد و همزمان با آنها کار کند، نه انتخاب مکان مبل و پنجره! وقتی برای کارهای تجاری، پژوهشی و حتی روزمره‌مان، مجبوریم همزمان ۱۰ تا سایت و اپلیکیشن را باز کنیم، چه کسی باید بتواند این مدل ناکارآمد را مدیریت کند؟

جسارتا عرض کنم: دانشجویان مطالعات معماری «بالقوه» یک پله از بقیه‌ی معماران جلوترند... تأکید می‌کنم: بالقوه!! هنوز نشانه‌های زیادی از بالفعل شدنش نمی‌بینم؛ ولی می‌بینم که هرروز بسیاری از آنان از ابزارهای معماری این جهان جدید استفاده می‌کنند. دانشجویان فعال این رشته، هر روز در حال سر و کله زدن با کوه داده‌های معمارانه هستند و در تلاش‌اند تا از این کوه‌ها، ساختمان‌های دانش معنادار بسازند. شناختن این «روش»های تبدیل داده به ساختمان دانش، دست کمی از معماری به روش فیزیکی خودمان ندارد. دیگر علاوه بر اتاق خواب و پذیرایی، برای ارتباطات داده‌ها و مدل‌های مجازی‌مان هم باید دیاگرام ارتباطات بسازیم تا در آنها گم نشویم.

اگر همه‌مان بپذیریم که جهان مجازی، باری مضاعف و طاقت‌فرسا بر جهان امور فیزیکی‌مان نیست، بلکه آیندهٔ آن است و باید برای درک بهترش در آن شیرجه بزنیم، احتمالا زودتر خصوصیات این فضا را می‌فهمیم: کاستی‌ها و نیازهایش، و ابزارهای بهینه‌سازی و خلق «شادمانی» در آن. و زودتر می‌توانیم فضای آینده‌مان را از وضعیت کنونی‌اش نجات دهیم: مجمع‌الجزایری نامرتبط و صعب‌العبور که باید معماری و شهرسازی بر آن اعمال شود تا محیطی ایده‌آل برای زیست گردد.

می‌دانم که وحشت از امور جدید همیشه هست، و هنوز فضای مجازی چنانچه گفتم مجمع‌الجزایری صعب‌العبور است که فقط برای کاوش معادن و یا تفریحات آخر هفته از آن استفاده می‌کنیم. ولی برادران و خواهران معمارم! چه بخواهید و چه نخواهید، معماری صبر نخواهد کرد! معماری به سوی فضاهای جادویی درون قاب گوشی‌ها می‌رود و قبل از آنکه بفهمید ممکن است دور انداخته شوید! باید بجنبید...

@Koubeh

⭕️برای خواندن این مطلب در وب‌سایت کوبه، به این لینک بروید:‌

www.koubeh.com/sh3
▪️مشارکت اول؛ حل معمای هدف - استراتژی
شهروندان از جایگاه خود در توسعه، بازآفرینی و حفاظت از شهر آگاه نیستند

🖋 حمید ترابی| دانشجوی کارشناسی ارشد رشتهٔ معماری

«شهروند تهرانی نسبت به شهروند پاریسی آزادی بیشتری برای دخل و تصرف در منظر شهری دارد. اما در فرانسه قانونی تحت عنوان «همبستگی و بازسازی شهری» تصویب شده که نهادهای تصمیم‌گیرندۀ حوزۀ شهری را ملزم به مشورت و نظرخواهی عمومی در بُعد لجستیکی می‌کند.» (1)

این‌ها جملات یک معمار و شهرساز فرانسوی، در یکی از همایش‌های پدیدارشناسی منظر شهری در سال 1394 است. جملاتی که شاید کلمه‌به‌کلمه با منطق هم‌خوانی نداشته باشند اما خبر از این واقعیت می‌دهند که شهروند ایرانی از مفهوم مشارکت در پروژه‌های شهری درکی صحیح ندارد.

مشارکت شهروندی حلقۀ گمشدۀ مدیریت شهری است. در ایام انتخابات همواره دربارۀ مشارکت می‌شنویم. اما این مفهوم گسترده صرفاً به رای و صندوق محدود می‌شود و در بعد سیاسی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در یک شرایط ایده‌آل مطالبه‌گری‌‌‌‌‌ و سهیم بودن در روند اصلاحات شهری متوقف می‌شود و مشارکت صرفاً به اطلاع از تغییرات، با عنوان پرطمطراق شفافیت، تقلیل پیدا می‌کند.

مقدمۀ کوتاه در بند پیشین تنها بخشی از داستانِ پرآبِ‌چشمِ مشارکت است که بیش از هر چیز یادآور جمله شری آرن‌اشتاین (2) محقق حوزۀ شهر و معماری است که مفهوم مشارکت را به خوردن اسفناج تشبیه می‌کند. هیچ‌کس با اصلِ خوردن اسفناج مخالف نیست؛ اما میزان مصرف و نحوۀ مصرف آن محل مجادله است. کافی است گامی فراتر بگذاریم و یک بار تعاریف متعدد مشارکت را خواه در شهر و خواه در ساحت‌های دیگر اجتماعی و سیاسی مرور کنیم تا وجهۀ متفاوتی از معماران تمامیت‌خواه و مدیران شهری آشکار شود که در مقابل مشارکت چگونه مقاومت می‌کنند. از 1969 که آرن‌اشتاین مدل نردبانی مشارکت شهروندان در توسعۀ شهری را ارائه کرد تا همین سال‌های 2003 و 2005 که نهادهای مختلف اعم از یونسکو تحت لوای تبیین مفهوم پایداری و توسعۀ پایدار به بازتعریف مفهوم مشارکت در بستر طرح‌های توسعۀ شهری پرداختند، همگی در یک مفهوم، با بیان‌های مختلف، مشترک بوده‌اند: اعمال قدرت شهروند در روند تصمیم‌سازی، برنامه‌دهی و برنامه‌ریزی. این بازتوزیع قدرت بین شهروندان به عنوان مالکان اصلی عرصۀ عمومی و خصوصی (مالکیت در مفهوم توأمان مستغلاتی و مشاعات شهری)، سنگ بنای مشارکت یا به معنای فراگیرتر دموکراسی شهری است...

⭕️ برای خواندن ادامهٔ این مطلب، به این لینک بروید:
http://koubeh.com/ht2/

@Koubeh
▪️طرح یک پژوهش (۴): تاریخِ «شیفتگی» در معماری ایران: در باب گفتمان مسلط و «شیفته‌پرور»

🖋پوریا محمودی اصل همدانی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

به این نقل‌قول دقت کنید:«بعد از چند ماه اقامت در ایران فهمیدم... بسیاری از مردم این سرزمین ازخود‌راضی‌اند و برای توجیه غرورشان حقایق را تحریف می‌کنند و از بیان واقعیتهایی که پیشرفت آینده‌شان به آن بستگی تام دارد سر بازمی‌زنند. در چهلستون اصفهان از مجسمه‌ای عکس می‌گرفتم که مردی ایرانی با لحن بسیار ظریف فرانسوی پرسید: -از زیباترین مجسمۀ جهان عکس می گیرید؟ نه؟ -راستش نه، قشنگ و جالب است ولی بدون شک زیباترین نیست. چه چیز سبب شد این طور فکر کنید؟ -این نظر همۀ خارجی‌هاست. -شاید شما درست نفهمیدید یا آن‌ها بی‌اطلاع بوده‌اند، یا خواسته‌اند بسیار مودبانه رفتار کنند. –مسلم است آثار هنری ما از هر کشور دیگر بهتر بوده است.»(۱)

این نقل‌قول، روایت یک جهانگرد انگلیسی‌ست که سال ۱۳۱۱ش/۱۹۳۳م. از ایران دیدن کرده است. حتی اگر این نقل‌قول را خارج از بافت نوشتار کتاب یا مقاله‌ای بخوانید، یک رایحه در آن موج می‌زند: «شیفتگی»‌. شیفتگی نسبت‌به یک اثر معماری که از زبان یک ایرانیِ احتمالاً متعلق به طبقۀ پایین برآمده است. به‌همین‌سبب می‌توان این «شیفتگی» را به‌عنوان مفهومی پی گرفت که در این روایت –و روایت‌های متناظر- در ذهن‌ها نقش بسته و نیز بر آثار معماری حمل شده ‌است. در گام اول دربارۀ این‌که ممکن است این مفهوم نشانگرِ نوعی ویژگی زیباشناختی در اثری شاخص باشد می‌توان فکر کرد، و بررسید که این ویژگی زیبا‌شناختی چگونه توانسته است تحسین یک ایرانی را تاسرحدِ تحریف واقعیت برانگیزاند. اما شاید هیچ ربطی به آبژۀ معماری و مسائل مربوط به آن نداشته باشد. بلکه انگاره‌ای باشد مربوط به سوژ‌ه‌ای انسانی که برآمده از نوعی اندیشۀ به‌خصوص است. می‌توان تبار این اندیشۀ خاص را شناسایی کرد و به نتایجی رسید. همچون این نتیجه که روایت‌هایی این‌چنینی، برآمده از نوعی گفتمان غالب بوده که اساساً هیچ ربطی به زیبایی کالبدی آثار نداشته است. به‌عبارتی هرزمان گفتمانی غالب شود که رگه‌هایی از «شیفتگی» را در خود بپروراند، روایت‌هایی این‌چنین تولید می‌شوند. بنابراین باید پیِ گفتمان‌های تولید‌کنندۀ شیفتگی را گرفت. درحقیقت آن گفتمان است که باعث به‌وجودآمدن روایت‌هایی می‌شود که شاید نتوان به‌راحتی برچسب «تحریف» بر آن زد. چراکه مختصات گفتمان، درون خودِ آن گفتمان صدق می‌کرده است. برای مثال، انگارۀ ذهنی این ایرانی، زاییدۀ گفتمانی بوده است که گزارۀ «زیبا‌ترین مجسمۀ جهان است» تحریفِ هیچ واقعیتی نبوده است. هرچند در اندیشۀ آن انگلیسی، یا معرفت امروزین ما، واژۀ «تحریف» بر آن صدق کند.

#شیفتگی #تاریخ_معماری #تاریخ_مفاهیم #گفتمان #پهلوی_اول #پوریا_محمودی

⭕️ ادامۀ متن را در Instant view یا در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/pm6-08-30
http://koubeh.com/pm6/
⭕️ فراخوان «گفتارهای کوبه»

کوبه قصد دارد با همکاری «خانهٔ گفتمان شهر و معماری»، وابسته به وزارت راه و شهرسازی، سلسله نشست‌هایی با عنوان «گفتارهای کوبه» برگزار کند. گفتارهای کوبه محمل دیده شدن پژوهش‌های کمتر دیده شدهٔ عرصهٔ «تاریخ و تئوری هنر و معماری» است؛ پژوهش‌هایی که معمولاً در آرشیوهای شخصی محصور می‌مانند یا تحت عنوان پایان‌نامه در کتابخانه‌های دانشگاه‌ها خاک می‌خورند.

نشست‌‌های «گفتارهای کوبه» با هدف بیرون کشاندن این پژوهش‌ها از گنجینه‌های شخصی و خروارها پایان‌نامهٔ موجود در کتابخانه‌ها، فرصت دیده شدن و نقد شدن را به این پژوهش‌ها می‌دهد و جامعهٔ معماری را از محتوای آن‌ها آگاه خواهد کرد.

پژوهشگران و دانشجویان علاقه‌مند می‌توانند حداکثر تا تاریخ دهم مهر ماه، آثار پژوهشی خود را برای کوبه ارسال کنند. هر اثر برگزیده شده در سمیناری به مدت شصت دقیقه در خانهٔ گفتمان شهر و معماری (خانهٔ وارطان) ارائه خواهد شد و گزارش این ارائه‌ها در کنار فایل صوتی آن‌ها در سایت و کانال تلگرام کوبه منتشر خواهند شد.

⭕️ برای ارسال آثار پژوهشی خود لطفاً موارد زیر را به آدرس تلگرامی @koubeh1 یا ایمیلی contact.koubeh@gmail.com بفرستید:
۱. چکیدهٔ پژوهش
۲. پروپوزال ارائه

ضمناً کوبه متعهد است کلیهٔ آثار ارسال شده را نزد خود محفوظ نگاه دارد.
@Koubeh
◾️احسان یارشاطر؛ از آغازگرانِ گفتمان بوم‌گرایی در خوانشِ معماری ایران
🖋علی پوررجبی


احسان یارشاطر درگذشت. همه او را برای دو کار عظیمش می‌شناسند: دانشنامۀ ایرانیکا و تاریخ ادبیات فارسی. اما یارشاطر علاوه بر ویراستاری و مدیریت این دو اثر عظیم و تحصیل و تدریس در زبان و ادبیات فارسی دل در گرو هنر و معماری نیز داشت. یارشاطر در سال ۱۳۴۴ کتاب نقاشی نوین را منتشر کرد که دربارۀ نقاشی مدرن بود و در سال ۱۹۸۲ (۱۳۶۱) کتاب اوج‌های درخشان هنر ایران منتشر شد که یارشاطر به همراه ریچارد اتینگهاوزن ویراستاری آن را برعهده داشت.

اما توجه یارشاطر به هنر و معماری به سال‌های پیش از ۱۳۴۴ برمی‌گردد. او در سال ۱۳۳۶ در مجلۀ سخن مقاله‌ای با نام «معماری نو» نوشته است که در آن معماری مدرن آمریکا را در دهۀ پنجاه میلادی توصیف کرده و سپس وضعیت معماری ایران را در همان دورۀ تاریخی بررسی کرده است. یارشاطر در نیمۀ اول مقاله به بررسی معماری مدرن، ریشه‌های شکل‌گیری آن و ارتباط آن با نقاشی مدرن می‌پردازد. او در این بخش سعی می‌کند کارکردگرایی و فایده‌گرایی معماری مدرن را توضیح دهد و ارتباط زیبایی‌شناسانه معماری مدرن را با نقاشی‌های مدرن موندریان و ماله‌ویچ بررسی کند و بعضی از ساختمان‌های مدرن مانند ساختمان سیگرام میس وندرروهه را، که در موقع نوشتن مقالۀ یارشاطر هنوز در حال ساخت بود و او نقشۀ آن را در نمایشگاه دیده بود، معرفی کند. قسمت اول مقاله از این لحاظ حائز اهمیت است که در دوره‌ای که نگاشته می‌شد بسیار به‌روز بوده است و همگام با تحولات معماری غرب نوشته شده است.

اما نیمۀ دوم مقاله که به بررسی معماری ایران می‌پردازد اهمیت خاصی درمیان مقاله‌های نگاشته شده در آن دورۀ زمانی دارد. از اواسط دهۀ بیست و دهۀ سی در نوشته‌های راجع به معماری می‌توان دو رویکرد انتقادی نسبت به معماری دورۀ پهلوی را مشاهده کرد. یکی رویکرد مدرن است که نوشته‌های وارطان را می‌توان در این دسته قرار داد و دیگری رویکرد بوم‌گرایانه است که نوشته‌های نویسندگانی چون مصطفوی و یارشاطر را می‌توان در این دسته قرار داد. هردوی این رویکردها درسویۀ انتقادی‌شان با معماری باستان‌گرای پهلوی یا به قول خودشان با سرشیر و گاو هخامنشی مخالفند اما در سویۀ راه حل پیشنهادی یکی رها کردن گذشته و پرداختن به معماری مدرن را توصیه می‌کند و دیگری رها کردن غرب و پرداختن به معماری گذشته را راه حل مشکل می‌داند. چنان‌که یارشاطر در همین مقاله می‌گوید: « اگر بنای معماری معاصر ما بر تقلید و اقتباس است، شاید مطلوب آن بود که در بناهای خود چیزی از عناصر معماری ایرانی را اقتباس می‌کردیم و آن‌را در قالب ذوق امروز می‌ریختیم». یارشاطر با این رویکرد از «تقلید از شیوه‌های به‌جا و بی‌جای غربی» انتقاد می‌کند.


در ادامه متن کامل مقالۀ «معماری نو» از مجلۀ سخن، چاپ شده در مرداد ۱۳۳۶، (شمارۀ چهارم، سال هشتم، صفحات ۳۳۱-۳۳۸) خواهد آمد. شایان ذکر است تمام نشانه‌های نگارشی آورده شده مربوط به خود متن است و تنها املای کلمات نسبت به متن اصلی اصلاح شده است.
#احسان_یارشاطر #بوم‌گرایی_در_معماری #علی_پوررجبی

⭕️ ادامۀ متن را در Instant view یا در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/apy-09-04
http://koubeh.com/apy/