کوبه
Photo
📕 جلسهٔ دفاع پایاننامهٔ کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
«زمینهها و ریشههای تفسیرهای نو از معماری ایران»
علی پوررجبی
استاد راهنما: محمدحسن خادمزاده؛ استاد مشاور: سعید خاقانی
شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۰
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، ساختمان تحصیلات تکمیلی، آتلیه ۳
حضور در این جلسه برای علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
«زمینهها و ریشههای تفسیرهای نو از معماری ایران»
علی پوررجبی
استاد راهنما: محمدحسن خادمزاده؛ استاد مشاور: سعید خاقانی
شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۰
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، ساختمان تحصیلات تکمیلی، آتلیه ۳
حضور در این جلسه برای علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
کوبه
Photo
◾️ درک ما از تاریخ معماری ایران؛
دربارۀ پایاننامۀ کارشناسی ارشد رشتۀ مطالعات معماری ایران با موضوع «ریشهها و زمینههای تفسیرهای نو از معماری ایران»
✒️ علی پوررجبی
درک ما از معماریمان هرچه که باشد، چه سنتگرایانه و چه عارفانه، و چه فرمگرایانه یا بومگرایانه، ریشه در پژوهشها و آثار و نوشتههای پیشینیان ما دارد؛ پیشینیانی که زمانی به دیدۀ عبرت و برای اثبات گذار بودن زندگی به آثار تاریخی مینگریستند و زمانی برای اثبات برتری قومیشان و زمانی دیگر برای نقد تمدنشان. زمانی هنر ایران را مملو از لحظههای عیش و عشرت و لذات دنیوی دیدهاند و زمانی دیگر همین هنر را تجلیگاه جلوۀ جمال الهی. این تفسیرهای متفاوت و گاه متضاد از هنر ایرانی درک ما را از معماری ایران ساختهاند.
به هر اندازه که کالبد معماری برای ما مهم است درک ما از این کالبد نیز به همان اندازه مهم است. هرقدر که معماری تاریخ دارد درک ما از معماری نیز تاریخ دارد. بنابراین اگر میتوان تاریخ معماری نوشت، میتوان «تاریخ درک معماری» را هم نوشت.
«ریشهها و زمینههای تفسیرهای نو از معماری ایران» در پاسخ به این پرسش شکل گرفت که آنچه ما از معماریمان میفهمیم، نخستین پیشزمینهها و حتی اولین پرسشها دربرخورد با معماریمان چگونه و تحت تأثیر کدام متنها و اندیشهها شکل گرفتهاند؟ درک ما از معماری خودمان چگونه ساخته شده است؟ اولین پژوهشها دربارۀ معماری ایران حول چه پرسشهایی شکل گرفتهاند و چه پاسخی به این پرسشها داده شده است؟ هدفم از این پژوهش یافتن پیشفرضهایی است که در طول صد سال گذشته نگاه ما را به معماری خودمان ساختهاند و هدف نهاییام ارائۀ تصویری منسجم از تاریخ درک ما از معماری ایران بوده است.
راه یافتن پاسخ پرسشهایم مطالعۀ آثار اولین پژوهشگران معماری ایران که در قرن سیزدهم و ابتدای قرن چهاردهم شمسی فعال بودهاند و درک پیشزمینههای ذهنی آنها بوده است. در واقع این پژوهش بررسی خشت اولِ بنای «مطالعۀ معماری ایران» است؛ خشت اولی که کسانی چون فلاندن و کوست و هرتسفلد و گدار و پوپ و مصطفوی و بهرامی بر زمین گذاشتهاند و امروز بنایی بلندبالا شده است.
@Koubeh
دربارۀ پایاننامۀ کارشناسی ارشد رشتۀ مطالعات معماری ایران با موضوع «ریشهها و زمینههای تفسیرهای نو از معماری ایران»
✒️ علی پوررجبی
درک ما از معماریمان هرچه که باشد، چه سنتگرایانه و چه عارفانه، و چه فرمگرایانه یا بومگرایانه، ریشه در پژوهشها و آثار و نوشتههای پیشینیان ما دارد؛ پیشینیانی که زمانی به دیدۀ عبرت و برای اثبات گذار بودن زندگی به آثار تاریخی مینگریستند و زمانی برای اثبات برتری قومیشان و زمانی دیگر برای نقد تمدنشان. زمانی هنر ایران را مملو از لحظههای عیش و عشرت و لذات دنیوی دیدهاند و زمانی دیگر همین هنر را تجلیگاه جلوۀ جمال الهی. این تفسیرهای متفاوت و گاه متضاد از هنر ایرانی درک ما را از معماری ایران ساختهاند.
به هر اندازه که کالبد معماری برای ما مهم است درک ما از این کالبد نیز به همان اندازه مهم است. هرقدر که معماری تاریخ دارد درک ما از معماری نیز تاریخ دارد. بنابراین اگر میتوان تاریخ معماری نوشت، میتوان «تاریخ درک معماری» را هم نوشت.
«ریشهها و زمینههای تفسیرهای نو از معماری ایران» در پاسخ به این پرسش شکل گرفت که آنچه ما از معماریمان میفهمیم، نخستین پیشزمینهها و حتی اولین پرسشها دربرخورد با معماریمان چگونه و تحت تأثیر کدام متنها و اندیشهها شکل گرفتهاند؟ درک ما از معماری خودمان چگونه ساخته شده است؟ اولین پژوهشها دربارۀ معماری ایران حول چه پرسشهایی شکل گرفتهاند و چه پاسخی به این پرسشها داده شده است؟ هدفم از این پژوهش یافتن پیشفرضهایی است که در طول صد سال گذشته نگاه ما را به معماری خودمان ساختهاند و هدف نهاییام ارائۀ تصویری منسجم از تاریخ درک ما از معماری ایران بوده است.
راه یافتن پاسخ پرسشهایم مطالعۀ آثار اولین پژوهشگران معماری ایران که در قرن سیزدهم و ابتدای قرن چهاردهم شمسی فعال بودهاند و درک پیشزمینههای ذهنی آنها بوده است. در واقع این پژوهش بررسی خشت اولِ بنای «مطالعۀ معماری ایران» است؛ خشت اولی که کسانی چون فلاندن و کوست و هرتسفلد و گدار و پوپ و مصطفوی و بهرامی بر زمین گذاشتهاند و امروز بنایی بلندبالا شده است.
@Koubeh
کوبه
Photo
📕 جلسهٔ دفاع پایاننامهٔ کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
«خورشیدی (سنتوری هلالی) در معماری دارالخلافه ناصری؛ بررسی کالبد و معنا»
فریده کلهر
استاد راهنما: حامد مظاهریان
استاد مشاور: سعید خاقانی
یکشنبه،۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، ساختمان تحصیلات تکمیلی، آتلیه ۳
حضور در این جلسه برای علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
«خورشیدی (سنتوری هلالی) در معماری دارالخلافه ناصری؛ بررسی کالبد و معنا»
فریده کلهر
استاد راهنما: حامد مظاهریان
استاد مشاور: سعید خاقانی
یکشنبه،۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، ساختمان تحصیلات تکمیلی، آتلیه ۳
حضور در این جلسه برای علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
کوبه
Photo
📕 جلسهٔ دفاع پایاننامهٔ کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
«گونهشناسی آپارتمانهای معمارساز دورۀ پهلوی دوم در شهر تهران، بر اساس ساختار فضایی»
یاسمین نعمتاللهی
استاد راهنما: حامد مظاهریان
استاد مشاور: سعید خاقانی
یکشنبه، ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، ساختمان تحصیلات تکمیلی، آتلیه ۳
حضور در این جلسه برای علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
«گونهشناسی آپارتمانهای معمارساز دورۀ پهلوی دوم در شهر تهران، بر اساس ساختار فضایی»
یاسمین نعمتاللهی
استاد راهنما: حامد مظاهریان
استاد مشاور: سعید خاقانی
یکشنبه، ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، ساختمان تحصیلات تکمیلی، آتلیه ۳
حضور در این جلسه برای علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
▪️«هنر هست ولی کم هست»
🖋علی پوررجبی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران
در انتهای قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم بشر در حال کشف بود. کشف طبیعت و بهرهبرداری از آن. نفت، سنگهای معدنی، اکسیژن هوا، الماس، همه و همه در حال کشف و بهرهبرداری بودند. در آن تاریخ هیچ کس فکر نمی کرد که ممکن است روزی عناصر طبیعی تمام شوند. حدوداً یک قرن طول کشید تا بشر بفهمد ذخایر نفت محدود است. آب شیرین ممکن است تمام شود و کمبود یخهای قطبی میتواند زندگی در زمین را تهدید کند. ازاینرو کمکم سازمانهای حفظ محیطزیست و انجمنهای ملی و بینالمللی شکل گرفتند. این سازمانها بهمثابه نفس لوامۀ بشر مهارکنندۀ خواستههای نامحدود او از منابع محدود طبیعی هستند.
بد نیست نگاهی گذار به اتفاقات هنر در همین دوران بیندازیم. در موسیقی دبوسی از گامهای پنج صدایی موسیقی شرق آسیا برای خلق آثارش استفاده کرد، کمی بعد موسیقی جز از ترکیب عناصر بومی موسیقی آفریقا با موسیقی غربی در آمریکا شکل گرفت. در نقاشی ایدههای هنر انتزاعی قوام یافت و از صورتکهای آفریقایی در خلق آثار جدید تأثیر گرفتند و در معماری نیز کموبیش کشف ایدههای هنری در جریان بود و همۀ این جریانها چهرۀ جهان را در آغاز قرن بیستم به سرعت تغییر میدادند. سازمانهای حفظ میراثفرهنگی همچون قوۀ لوامۀ مهارکنندۀ بشر در مقابل خواست نامحدود نوسازی هنر و فرهنگ شکل گرفت. سازمانهایی که سعی کردند افسارِ گسیختهٔ بشر را مهار کنند و میراث هنری را حفظ کنند.
خلاصهای بسیار گذرا از منظری خاص از آن چه بر فرهنگ و هنر جهان گذشته گفتیم. سرگذشت آن چه بر طبیعت و هنر گذشته است به نظر مشابه میآیند اما موضوع بحث ما این تشابه نیست، میخواهیم دربارۀ تفاوت نگاه به میراث طبیعی و میراث هنری بحث کنیم.
#معماری_مدرن #میراث_فرهنگی #هنر_مدرن
⭕️ ادامۀ متن را میتوانید در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://koubeh.com/ap4-2/
@Koubeh
🖋علی پوررجبی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران
در انتهای قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم بشر در حال کشف بود. کشف طبیعت و بهرهبرداری از آن. نفت، سنگهای معدنی، اکسیژن هوا، الماس، همه و همه در حال کشف و بهرهبرداری بودند. در آن تاریخ هیچ کس فکر نمی کرد که ممکن است روزی عناصر طبیعی تمام شوند. حدوداً یک قرن طول کشید تا بشر بفهمد ذخایر نفت محدود است. آب شیرین ممکن است تمام شود و کمبود یخهای قطبی میتواند زندگی در زمین را تهدید کند. ازاینرو کمکم سازمانهای حفظ محیطزیست و انجمنهای ملی و بینالمللی شکل گرفتند. این سازمانها بهمثابه نفس لوامۀ بشر مهارکنندۀ خواستههای نامحدود او از منابع محدود طبیعی هستند.
بد نیست نگاهی گذار به اتفاقات هنر در همین دوران بیندازیم. در موسیقی دبوسی از گامهای پنج صدایی موسیقی شرق آسیا برای خلق آثارش استفاده کرد، کمی بعد موسیقی جز از ترکیب عناصر بومی موسیقی آفریقا با موسیقی غربی در آمریکا شکل گرفت. در نقاشی ایدههای هنر انتزاعی قوام یافت و از صورتکهای آفریقایی در خلق آثار جدید تأثیر گرفتند و در معماری نیز کموبیش کشف ایدههای هنری در جریان بود و همۀ این جریانها چهرۀ جهان را در آغاز قرن بیستم به سرعت تغییر میدادند. سازمانهای حفظ میراثفرهنگی همچون قوۀ لوامۀ مهارکنندۀ بشر در مقابل خواست نامحدود نوسازی هنر و فرهنگ شکل گرفت. سازمانهایی که سعی کردند افسارِ گسیختهٔ بشر را مهار کنند و میراث هنری را حفظ کنند.
خلاصهای بسیار گذرا از منظری خاص از آن چه بر فرهنگ و هنر جهان گذشته گفتیم. سرگذشت آن چه بر طبیعت و هنر گذشته است به نظر مشابه میآیند اما موضوع بحث ما این تشابه نیست، میخواهیم دربارۀ تفاوت نگاه به میراث طبیعی و میراث هنری بحث کنیم.
#معماری_مدرن #میراث_فرهنگی #هنر_مدرن
⭕️ ادامۀ متن را میتوانید در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://koubeh.com/ap4-2/
@Koubeh
کلیگویی در تاریخ معماری ایران (و چراییِ آن)
🖋شهابالدین تصدیقی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران
چرا در پژوهشهای معماری و شهرسازی ما، اینقدر آسان با استناد به یک شاهد یا یک متن، این همه احکام کلی به وجود میآید؟
● چند مسجد جامع چهار ایوانی در اصفهان و نواحی اطرافش => «مساجد ایران چهارایوانی است»
● تعاریف مقدسی یا اصطخری از اجزای شهر => «شهرهای ایرانی از کهندژ، شارستان و ربض تشکیل میشدهاند»
● سفرنامۀ ناصرخسرو => «بازار اصفهان در طول تاریخ ایران اهمیت اقتصادی بسزایی داشته است»
● متنی دربارۀ شهر ری یا نیشابور => «نظام محلهای در ایران مبتنی بر رقابت و عداوت بینامحلهای بوده است»
● کتیبهای با مضامین عرفانی در مسجد => «خشتها در مساجد حرف میزنند! گنبد کثرت در وحدت است و وحدت در کثرت و...!»
و...
شاید نباید بر این احکام ناقص و کلی زیاد هم خرده گرفت. طفل انسان هم راحت حکم کلی میدهد؛ یک بار با ریش و پشم سفید او را اذیت کنید تا برای چند روز از هر چیز سفیدی بترسد. این از بلاهت طفل نیست، سیر ناگزیر رشد اوست. خیال هم نکنید انسان بالغ و اندیشمند کمتر حکم کلی میدهد؛ بدون تعمیم و صدور احکام کلی، محکوم به بنبستیم! «الکترونها بار منفی دارند» گزارهای کلی است، ولی فعلاً گزارۀ بهتری برای جایگزینیاش وجود ندارد (؟!). ولی مشکل ما با بعضی از احکام کلی، مثالهایی است که به راحتی نقضشان میکند!
#تاریخ_معماری_ایران
⭕️ ادامۀ متن را میتوانید در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://koubeh.com/sh2/
@Koubeh
🖋شهابالدین تصدیقی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران
چرا در پژوهشهای معماری و شهرسازی ما، اینقدر آسان با استناد به یک شاهد یا یک متن، این همه احکام کلی به وجود میآید؟
● چند مسجد جامع چهار ایوانی در اصفهان و نواحی اطرافش => «مساجد ایران چهارایوانی است»
● تعاریف مقدسی یا اصطخری از اجزای شهر => «شهرهای ایرانی از کهندژ، شارستان و ربض تشکیل میشدهاند»
● سفرنامۀ ناصرخسرو => «بازار اصفهان در طول تاریخ ایران اهمیت اقتصادی بسزایی داشته است»
● متنی دربارۀ شهر ری یا نیشابور => «نظام محلهای در ایران مبتنی بر رقابت و عداوت بینامحلهای بوده است»
● کتیبهای با مضامین عرفانی در مسجد => «خشتها در مساجد حرف میزنند! گنبد کثرت در وحدت است و وحدت در کثرت و...!»
و...
شاید نباید بر این احکام ناقص و کلی زیاد هم خرده گرفت. طفل انسان هم راحت حکم کلی میدهد؛ یک بار با ریش و پشم سفید او را اذیت کنید تا برای چند روز از هر چیز سفیدی بترسد. این از بلاهت طفل نیست، سیر ناگزیر رشد اوست. خیال هم نکنید انسان بالغ و اندیشمند کمتر حکم کلی میدهد؛ بدون تعمیم و صدور احکام کلی، محکوم به بنبستیم! «الکترونها بار منفی دارند» گزارهای کلی است، ولی فعلاً گزارۀ بهتری برای جایگزینیاش وجود ندارد (؟!). ولی مشکل ما با بعضی از احکام کلی، مثالهایی است که به راحتی نقضشان میکند!
#تاریخ_معماری_ایران
⭕️ ادامۀ متن را میتوانید در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://koubeh.com/sh2/
@Koubeh
معرفی یک سند: فرمان محمدشاه برای معمارباشی دربار
🖋 فریده کلهر| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران
عبدالله خانِ نقاشباشی، معمارباشی و نقاشباشی دربار فتحعلیشاه، محمدشاه و ناصرالدین شاه بود و بین سالهای ۱۲۲۵-۱۲۶۶ فعالیت داشت. او از نقاشان خاصۀ فتحعلیشاه بود و از او تکچهره میکشید. او دیوارنگارهای بزرگ از مراسم سلام نوروزی فتحعلیشاه در تالار بارعام کاخ گلستان اجرا کرده که اکنون از بین رفته است. [۱]
از محمدشاه فرمانی در دست است که در آن چگونگی رسیدن عبدالله خان به منصب باشیگری توضیح داده شده است. طبق متن این فرمان عبدالله خان جزو نقاشان نقاشخانۀ سلطنتی فتحعلیشاه بوده و به سبب استعدادی که از خود نشان میدهد در مدتی اندک از دیگران پیشی گرفته، به لقب «باشیگری» و خطاب «خانی» در دربار او میرسد. پس از چندی که استادی او در «نقاشی» و «طراحی بیوتات» نیز آشکار شده، به منصب «باشیگری معماران، پیشهوران و سایر ارباب حِرف و صنایع بیوتات» سلطنتی مفتخر میشود.
طبق این فرمان این مناصب از سوی محمدشاه نیز به رسمیت شناخته شده و مقرر میشود «نقاشان، معماران، مهندسان، میناکاران، نجاران، حجاران، فخاران، شیشهبران، حدادان، سرایداران، باغبانان، مقنّیان و شماعان» زیر نظر او کار کنند و نباید از دستورات او نافرمانی کنند. متن سند به سال ۱۳۵۳، در شمارۀ ۱۷ مجلۀ راهنمای کتاب منتشر شده است. تصویر سند و متن کامل آن را در لینک زیر مشاهده مینمایید:
http://asnad.org/fa/document/20/
_____
[۱] نک: آژند، یعقوب «نقاشان دوره قاجار»، گلستان هنر، ش۹(پائیز ۱۳۸۶)، ص۷۶
http://koubeh.com/fk3/
@Koubeh
🖋 فریده کلهر| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران
عبدالله خانِ نقاشباشی، معمارباشی و نقاشباشی دربار فتحعلیشاه، محمدشاه و ناصرالدین شاه بود و بین سالهای ۱۲۲۵-۱۲۶۶ فعالیت داشت. او از نقاشان خاصۀ فتحعلیشاه بود و از او تکچهره میکشید. او دیوارنگارهای بزرگ از مراسم سلام نوروزی فتحعلیشاه در تالار بارعام کاخ گلستان اجرا کرده که اکنون از بین رفته است. [۱]
از محمدشاه فرمانی در دست است که در آن چگونگی رسیدن عبدالله خان به منصب باشیگری توضیح داده شده است. طبق متن این فرمان عبدالله خان جزو نقاشان نقاشخانۀ سلطنتی فتحعلیشاه بوده و به سبب استعدادی که از خود نشان میدهد در مدتی اندک از دیگران پیشی گرفته، به لقب «باشیگری» و خطاب «خانی» در دربار او میرسد. پس از چندی که استادی او در «نقاشی» و «طراحی بیوتات» نیز آشکار شده، به منصب «باشیگری معماران، پیشهوران و سایر ارباب حِرف و صنایع بیوتات» سلطنتی مفتخر میشود.
طبق این فرمان این مناصب از سوی محمدشاه نیز به رسمیت شناخته شده و مقرر میشود «نقاشان، معماران، مهندسان، میناکاران، نجاران، حجاران، فخاران، شیشهبران، حدادان، سرایداران، باغبانان، مقنّیان و شماعان» زیر نظر او کار کنند و نباید از دستورات او نافرمانی کنند. متن سند به سال ۱۳۵۳، در شمارۀ ۱۷ مجلۀ راهنمای کتاب منتشر شده است. تصویر سند و متن کامل آن را در لینک زیر مشاهده مینمایید:
http://asnad.org/fa/document/20/
_____
[۱] نک: آژند، یعقوب «نقاشان دوره قاجار»، گلستان هنر، ش۹(پائیز ۱۳۸۶)، ص۷۶
http://koubeh.com/fk3/
@Koubeh
◾️ متأسفانه باخبر شدیم که محمدعلی مرادی، فیلسوف، متخصص علوم اجتماعی، دکترای فلسفه از دانشگاه برلین و نویسندهٔ حوزهٔ معماری درگذشته است. برای بازماندگان ایشان طلب صبر و آرامش داریم.
مراسم تشییع پیکر دکتر مرادی از ساعت ۸ صبح فردا دوشنبه ۱ مرداد، از مقابل در دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار میشود.
@Koubeh
مراسم تشییع پیکر دکتر مرادی از ساعت ۸ صبح فردا دوشنبه ۱ مرداد، از مقابل در دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار میشود.
@Koubeh
▪️جای خالی نقد اثر: وضعیت نقد معماری در ایران نیازمند بازنگری جدی است
🖋حمید ترابی | کارشناس ارشد رشتهٔ معماری
کتابی را در سالهای اول دانشگاه به هر دانشجوی معماری پیشنهاد میکنند با عنوان «۱۰۱ نکته که در مدرسهٔ معماری آموختم». مضمون یکی از آن ۱۰۱ نکته این است: بدترین شروع برای ارائهٔ یک طرح معماری آن است که ویژگیهای فیزیکی و بدیهی اثر را شرح دهیم؛ مثلاً بگوییم این ورودی مجموعه است. این نگاه حاصل ذهن مبتدی دانشجویانی است که هنوز از سواد تصویری، راهکارهای معمارانه و مبانی نظری سرشاری برخوردار نیستند. حالا معماری ما دچار همان نگاه سطحی دانشجویی است. اگرچه رسانههای معماری به انضمام شبکههای اجتماعی بیش از هر زمان دیگری بر سلیقهٔ بصری جامعه تاثیر میگذارند، نباید خطر معماری پوپولیستی و سطحینگری را فراموش کرد. شاید از تصویر اشباع شده باشیم، اما تا زمانی که در فقدان مبانی نظری مستحکم، نقد جدی وجود ندارد، معماری در خطر است.
روزگاری تعدد و تکثر فعالیت و همچنین سودآوری اقتصادی در صنعت ساختمان نفس کیفیت را گرفته بود و معماری را خاموش کرده بود. در ایامی که رسانههای نوپای معماری هنوز قدرت امروز را نداشتند، معماری صرفاً در قید مسابقاتی محدود گرفتار بود که میان سوپراستارها برگزار میشد و نقد اسطورهها تخطی از قوانین نانوشته بود. اگر نقدی هم بر اثری نوشته میشد در نهایت تبدیل به منازعهای شخصی میشد و بیشتر از اثر، مولف نقد میشد. در همین شرایط نیز نقدنویسی بر آثاری با کاربریهای متداول نظیر معماریهای مسکونی یا ساختمانهای صنعتی دون شأن ژورنالیسم معمارانه بود. این فقدان نقد جدی اثر میراث نامبارکی است که هنوز با ما همراه است. ما اکنون در آستانهٔ یک تحول ایستادهایم و ابزارهای آن را در دست داریم؛ معماری با اقبال عمومی مواجه است، بازار کار رقابتی تر از هر زمان دیگری شده و از همه مهمتر آنکه فضای شبکههای اجتماعی بهترین مجال برای راهاندازی گفتوگوها و جدلهای فکری هستند.
برای آن که جای خالی نقد را بهتر نشان دهیم و ضد جریان غالب حرکت کنیم، باید تجربهٔ نقد در گذشته را تفسیر کنیم. آن چه در مقام مقایسه برای شفافتر شدن موضوع اصلی در نظر میگیریم، دو پدیدهٔ فراگیر هستند در بافتار اجتماعی ایران: یکی سیاست و دیگری سینما. سیاست را از آن جهت برگزیدهایم که به شکلی ویژه با هنر و کنش هنری در ایران معاصر گره خورده است و شناخت اثر فارغ از زمینههای سیاسی یا خوانش مستقل اثر از کارکرد سیاسی آن غیر ممکن به نظر میرسد؛ سینما هم به واسطهٔ ارتباط مستقیمی که با مخاطب خود، خواه در قالب اثر و خواه در قالب رسانه، برقرار کرده است.
⭕️برای خواندن ادامهٔ این مطلب، به این لینک بروید:
www.koubeh.com/ht1
@Koubeh
🖋حمید ترابی | کارشناس ارشد رشتهٔ معماری
کتابی را در سالهای اول دانشگاه به هر دانشجوی معماری پیشنهاد میکنند با عنوان «۱۰۱ نکته که در مدرسهٔ معماری آموختم». مضمون یکی از آن ۱۰۱ نکته این است: بدترین شروع برای ارائهٔ یک طرح معماری آن است که ویژگیهای فیزیکی و بدیهی اثر را شرح دهیم؛ مثلاً بگوییم این ورودی مجموعه است. این نگاه حاصل ذهن مبتدی دانشجویانی است که هنوز از سواد تصویری، راهکارهای معمارانه و مبانی نظری سرشاری برخوردار نیستند. حالا معماری ما دچار همان نگاه سطحی دانشجویی است. اگرچه رسانههای معماری به انضمام شبکههای اجتماعی بیش از هر زمان دیگری بر سلیقهٔ بصری جامعه تاثیر میگذارند، نباید خطر معماری پوپولیستی و سطحینگری را فراموش کرد. شاید از تصویر اشباع شده باشیم، اما تا زمانی که در فقدان مبانی نظری مستحکم، نقد جدی وجود ندارد، معماری در خطر است.
روزگاری تعدد و تکثر فعالیت و همچنین سودآوری اقتصادی در صنعت ساختمان نفس کیفیت را گرفته بود و معماری را خاموش کرده بود. در ایامی که رسانههای نوپای معماری هنوز قدرت امروز را نداشتند، معماری صرفاً در قید مسابقاتی محدود گرفتار بود که میان سوپراستارها برگزار میشد و نقد اسطورهها تخطی از قوانین نانوشته بود. اگر نقدی هم بر اثری نوشته میشد در نهایت تبدیل به منازعهای شخصی میشد و بیشتر از اثر، مولف نقد میشد. در همین شرایط نیز نقدنویسی بر آثاری با کاربریهای متداول نظیر معماریهای مسکونی یا ساختمانهای صنعتی دون شأن ژورنالیسم معمارانه بود. این فقدان نقد جدی اثر میراث نامبارکی است که هنوز با ما همراه است. ما اکنون در آستانهٔ یک تحول ایستادهایم و ابزارهای آن را در دست داریم؛ معماری با اقبال عمومی مواجه است، بازار کار رقابتی تر از هر زمان دیگری شده و از همه مهمتر آنکه فضای شبکههای اجتماعی بهترین مجال برای راهاندازی گفتوگوها و جدلهای فکری هستند.
برای آن که جای خالی نقد را بهتر نشان دهیم و ضد جریان غالب حرکت کنیم، باید تجربهٔ نقد در گذشته را تفسیر کنیم. آن چه در مقام مقایسه برای شفافتر شدن موضوع اصلی در نظر میگیریم، دو پدیدهٔ فراگیر هستند در بافتار اجتماعی ایران: یکی سیاست و دیگری سینما. سیاست را از آن جهت برگزیدهایم که به شکلی ویژه با هنر و کنش هنری در ایران معاصر گره خورده است و شناخت اثر فارغ از زمینههای سیاسی یا خوانش مستقل اثر از کارکرد سیاسی آن غیر ممکن به نظر میرسد؛ سینما هم به واسطهٔ ارتباط مستقیمی که با مخاطب خود، خواه در قالب اثر و خواه در قالب رسانه، برقرار کرده است.
⭕️برای خواندن ادامهٔ این مطلب، به این لینک بروید:
www.koubeh.com/ht1
@Koubeh
کوبه
Photo
مطالعات اخیر در حوزهٔ مدرنیته، ماهیت غربمحور سابق را برنمیتابد. تجربههای متکثر مدرنیته در کشورهای غیرغربی دیگر نسخهای بدلی از کهنالگوی مدرنیتهٔ غربی قلمداد نمیشود. کتاب فضانوردی در فرنگ از چنین منظری به تحلیل پیشذهنیتهای تأثیرگذار بر ادراک سفرنامهنویسان ایرانی از فضای معماری و شهری اروپای قرن نوزدهم میپردازد. با مقایسهٔ تطبیقی توصیفات فضایی سفرنامهها با نوشتههای همراهان غالباً غیر ایرانی مسافران، این کتاب توضیح میدهد که درک فضای فرنگی، با فرافکنی ایدهآلهای فضایی مسافران بر روی بستر معماری اروپا میسر شده است. به عبارتی دیگر، مسافران در آینهٔ معماری غربی، به توصیف آرمانشهری میپردازند که در آن ویژگیهای معماری پیشامدرن ایران، که مورد پسند مسافران بوده، برجسته شده است.
نشست رونمایی از کتاب «فضانوردی در فرنگ» از ساعت ۱۸ تا ۲۰ روز دوشنبه ۸ مرداد در خانهٔ گفتمان شهر و معماری با حضور نویسنده برگزار میشود.
@Koubeh
نشست رونمایی از کتاب «فضانوردی در فرنگ» از ساعت ۱۸ تا ۲۰ روز دوشنبه ۸ مرداد در خانهٔ گفتمان شهر و معماری با حضور نویسنده برگزار میشود.
@Koubeh
معماری در عصر جادو
🖋 شهابالدین تصدیقی| دانشجوی مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران
«همه چیزمان در حال هجرت از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی است.» با پذیرفتن این جمله، خیلی راحتتر با بسیاری از مسائل روزمرهام روبرو شدم. تعداد خفقانآوری ایمیل که هرروز از pinterest و Archdaily و Evand و... هزار موسسه و نشریهٔ مجازی هرروز به من سرازیر میشد، در کنار هزار کتاب الکترونیک و فضاهایی چون تلگرام و اینستاگرام، به شکلی خفقانآور مرا احاطه کرده بود و سرانجام با جادوی همان جمله بود که حالم بهتر شد: «همهچیزمان در حال هجرت از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی است». دیگر چک کردن این همه ایمیل و پیام و... را نه به چشم اضافهبار و دردسر مضاعف، که به چشم زندگی روزمره میبینم... یا حداقل سعی میکنم ببینم!
«همه چیزمان در حال هجرت از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی است» منجمله معماری. خیلی جالب است که این روزها وقتی واژهٔ Architecture را سرچ میکنی، تعدادی از صفحات هم درمورد دانش کامپیوتر و «معماری ساختمان دادهها» خواهند بود. اگر تجربهی روزمره از فضای اتاقمان به فضای مجازی و پیجهای آن هجرت میکند، پس عجیب نیست اگر معماری هم از فضای آشنای معماری فیزیکی به معماری فضای مجازی هجرت کند (VR پیشکش!). آیا ما معماران برای تجربهٔ باشندگان در فضای مجازی تدابیری اندیشیدهایم؟؟
تجربهٔ فضا در دنیای مجازی چیست؟ فقط جلوههای بصری؟ رنگ و شکل؟ عناصر بصری یک وجه از این معماری مجازی است، ولی همچون معماری فیزیکی خودمان، این فضا هم با هزار مسالهٔ دیگر مواجه است. مسائلی که برای حل شدن، راه حل معمارانه میطلبند. نحوهی دسترسی به دادهها، چگونه آنها را کنار هم ببینیم؟ چطور بتوانیم با فراغ بال بیشتری در آن سیر کنیم؟ چالش انسان در عصر جادویی آینده، مدیریت پنجرههای سایتها و اپلیکیشنهایی است که مجبور است باز نگه دارد و همزمان با آنها کار کند، نه انتخاب مکان مبل و پنجره! وقتی برای کارهای تجاری، پژوهشی و حتی روزمرهمان، مجبوریم همزمان ۱۰ تا سایت و اپلیکیشن را باز کنیم، چه کسی باید بتواند این مدل ناکارآمد را مدیریت کند؟
جسارتا عرض کنم: دانشجویان مطالعات معماری «بالقوه» یک پله از بقیهی معماران جلوترند... تأکید میکنم: بالقوه!! هنوز نشانههای زیادی از بالفعل شدنش نمیبینم؛ ولی میبینم که هرروز بسیاری از آنان از ابزارهای معماری این جهان جدید استفاده میکنند. دانشجویان فعال این رشته، هر روز در حال سر و کله زدن با کوه دادههای معمارانه هستند و در تلاشاند تا از این کوهها، ساختمانهای دانش معنادار بسازند. شناختن این «روش»های تبدیل داده به ساختمان دانش، دست کمی از معماری به روش فیزیکی خودمان ندارد. دیگر علاوه بر اتاق خواب و پذیرایی، برای ارتباطات دادهها و مدلهای مجازیمان هم باید دیاگرام ارتباطات بسازیم تا در آنها گم نشویم.
اگر همهمان بپذیریم که جهان مجازی، باری مضاعف و طاقتفرسا بر جهان امور فیزیکیمان نیست، بلکه آیندهٔ آن است و باید برای درک بهترش در آن شیرجه بزنیم، احتمالا زودتر خصوصیات این فضا را میفهمیم: کاستیها و نیازهایش، و ابزارهای بهینهسازی و خلق «شادمانی» در آن. و زودتر میتوانیم فضای آیندهمان را از وضعیت کنونیاش نجات دهیم: مجمعالجزایری نامرتبط و صعبالعبور که باید معماری و شهرسازی بر آن اعمال شود تا محیطی ایدهآل برای زیست گردد.
میدانم که وحشت از امور جدید همیشه هست، و هنوز فضای مجازی چنانچه گفتم مجمعالجزایری صعبالعبور است که فقط برای کاوش معادن و یا تفریحات آخر هفته از آن استفاده میکنیم. ولی برادران و خواهران معمارم! چه بخواهید و چه نخواهید، معماری صبر نخواهد کرد! معماری به سوی فضاهای جادویی درون قاب گوشیها میرود و قبل از آنکه بفهمید ممکن است دور انداخته شوید! باید بجنبید...
@Koubeh
⭕️برای خواندن این مطلب در وبسایت کوبه، به این لینک بروید:
www.koubeh.com/sh3
🖋 شهابالدین تصدیقی| دانشجوی مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران
«همه چیزمان در حال هجرت از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی است.» با پذیرفتن این جمله، خیلی راحتتر با بسیاری از مسائل روزمرهام روبرو شدم. تعداد خفقانآوری ایمیل که هرروز از pinterest و Archdaily و Evand و... هزار موسسه و نشریهٔ مجازی هرروز به من سرازیر میشد، در کنار هزار کتاب الکترونیک و فضاهایی چون تلگرام و اینستاگرام، به شکلی خفقانآور مرا احاطه کرده بود و سرانجام با جادوی همان جمله بود که حالم بهتر شد: «همهچیزمان در حال هجرت از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی است». دیگر چک کردن این همه ایمیل و پیام و... را نه به چشم اضافهبار و دردسر مضاعف، که به چشم زندگی روزمره میبینم... یا حداقل سعی میکنم ببینم!
«همه چیزمان در حال هجرت از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی است» منجمله معماری. خیلی جالب است که این روزها وقتی واژهٔ Architecture را سرچ میکنی، تعدادی از صفحات هم درمورد دانش کامپیوتر و «معماری ساختمان دادهها» خواهند بود. اگر تجربهی روزمره از فضای اتاقمان به فضای مجازی و پیجهای آن هجرت میکند، پس عجیب نیست اگر معماری هم از فضای آشنای معماری فیزیکی به معماری فضای مجازی هجرت کند (VR پیشکش!). آیا ما معماران برای تجربهٔ باشندگان در فضای مجازی تدابیری اندیشیدهایم؟؟
تجربهٔ فضا در دنیای مجازی چیست؟ فقط جلوههای بصری؟ رنگ و شکل؟ عناصر بصری یک وجه از این معماری مجازی است، ولی همچون معماری فیزیکی خودمان، این فضا هم با هزار مسالهٔ دیگر مواجه است. مسائلی که برای حل شدن، راه حل معمارانه میطلبند. نحوهی دسترسی به دادهها، چگونه آنها را کنار هم ببینیم؟ چطور بتوانیم با فراغ بال بیشتری در آن سیر کنیم؟ چالش انسان در عصر جادویی آینده، مدیریت پنجرههای سایتها و اپلیکیشنهایی است که مجبور است باز نگه دارد و همزمان با آنها کار کند، نه انتخاب مکان مبل و پنجره! وقتی برای کارهای تجاری، پژوهشی و حتی روزمرهمان، مجبوریم همزمان ۱۰ تا سایت و اپلیکیشن را باز کنیم، چه کسی باید بتواند این مدل ناکارآمد را مدیریت کند؟
جسارتا عرض کنم: دانشجویان مطالعات معماری «بالقوه» یک پله از بقیهی معماران جلوترند... تأکید میکنم: بالقوه!! هنوز نشانههای زیادی از بالفعل شدنش نمیبینم؛ ولی میبینم که هرروز بسیاری از آنان از ابزارهای معماری این جهان جدید استفاده میکنند. دانشجویان فعال این رشته، هر روز در حال سر و کله زدن با کوه دادههای معمارانه هستند و در تلاشاند تا از این کوهها، ساختمانهای دانش معنادار بسازند. شناختن این «روش»های تبدیل داده به ساختمان دانش، دست کمی از معماری به روش فیزیکی خودمان ندارد. دیگر علاوه بر اتاق خواب و پذیرایی، برای ارتباطات دادهها و مدلهای مجازیمان هم باید دیاگرام ارتباطات بسازیم تا در آنها گم نشویم.
اگر همهمان بپذیریم که جهان مجازی، باری مضاعف و طاقتفرسا بر جهان امور فیزیکیمان نیست، بلکه آیندهٔ آن است و باید برای درک بهترش در آن شیرجه بزنیم، احتمالا زودتر خصوصیات این فضا را میفهمیم: کاستیها و نیازهایش، و ابزارهای بهینهسازی و خلق «شادمانی» در آن. و زودتر میتوانیم فضای آیندهمان را از وضعیت کنونیاش نجات دهیم: مجمعالجزایری نامرتبط و صعبالعبور که باید معماری و شهرسازی بر آن اعمال شود تا محیطی ایدهآل برای زیست گردد.
میدانم که وحشت از امور جدید همیشه هست، و هنوز فضای مجازی چنانچه گفتم مجمعالجزایری صعبالعبور است که فقط برای کاوش معادن و یا تفریحات آخر هفته از آن استفاده میکنیم. ولی برادران و خواهران معمارم! چه بخواهید و چه نخواهید، معماری صبر نخواهد کرد! معماری به سوی فضاهای جادویی درون قاب گوشیها میرود و قبل از آنکه بفهمید ممکن است دور انداخته شوید! باید بجنبید...
@Koubeh
⭕️برای خواندن این مطلب در وبسایت کوبه، به این لینک بروید:
www.koubeh.com/sh3