شهید محمد تقی کریمی یادش گرامی
پنج شنبست و یادی کنیم از تموم شهیدان و رفتگان با ذکر صلوات و فاتحه
@kohnush
پنج شنبست و یادی کنیم از تموم شهیدان و رفتگان با ذکر صلوات و فاتحه
@kohnush
کًًًًًٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍانال عکًٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍسهای خًًًًٍٍٍٍٍٍٍٍٍاطره انگًًًًٍٍٍٍیز کهنوشی
🌱 :
سلام به کانال کهنوشی ها خوش اومدین لطفا عکسها و مطالب خود را برای ما ارسال کنید .
لینک ارتباط
@Mortezakarami59
@behnamkarami02
https://telegram.me/kohnoush
🌱 :
سلام به کانال کهنوشی ها خوش اومدین لطفا عکسها و مطالب خود را برای ما ارسال کنید .
لینک ارتباط
@Mortezakarami59
@behnamkarami02
https://telegram.me/kohnoush
Telegram
کًًًًًٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍانال عکًٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍسهای خًًًًٍٍٍٍٍٍٍٍٍاطره انگًًًًٍٍٍٍیز کهنوشی
🌱 :
🌱 :
سلام به کانال کهنوشی ها خوش اومدین لطفا عکسها و مطالب خود را برای ما ارسال کنید .
لینک ارتباط
@mahdii8215
@Farshad_mg1010
@AmirHo3ein_karami
لینک ارتباط
@mahdii8215
@Farshad_mg1010
@AmirHo3ein_karami
👆👆👆👆👆
برای انتشار عکس های خاطره انگیز خود آن را به کانال بالا ارسال کنید.
مدیریت کانال عکس های خاطره انگیز آقای مرتضی و بهنام کرمی هستند.
برای انتشار عکس های خاطره انگیز خود آن را به کانال بالا ارسال کنید.
مدیریت کانال عکس های خاطره انگیز آقای مرتضی و بهنام کرمی هستند.
هفت آبان ماه روز جهانی کورش است
🌺کهنوش سرزمین کودکی کورش
برخی از روستاییان باور دارند کهنوش نام تغییر یافته کورش است و کورش کبیر تا سن 12 سالگی در کوهستانهای الوند چوپانی می کرده است.
⛰ @kohnush
🌺کهنوش سرزمین کودکی کورش
برخی از روستاییان باور دارند کهنوش نام تغییر یافته کورش است و کورش کبیر تا سن 12 سالگی در کوهستانهای الوند چوپانی می کرده است.
⛰ @kohnush
به مناسبت هفت آبان ماه روز جهانی کورش ؛
کهنوش سرزمین کودکی کورش
✍ پوریا گل محمدی
به باور برخی اهالی روستای کهنوش؛ کهنوش نام تغییر یافته کورُش است. به باور آنها کورش کبیر دوران کودکی خود را تا سن 12 سالگی در کوهستانهای کهنوش که بخشی از کوهستان الوند در همدان است، چوپانی می کرده.
«حدود 2500سال پیش این مسئله بوده. آنجا که دامنه کوههای کهنوش می رود روبه وینان حدود 25 خانه آنجا بوده است، که گویا کورش هم آنجا بزرگ می شود. قنداقش را که از الوند می اندازند پایین، چوپانی برش می دارد تا 12سالگی آن را بزرگ می کند. یعنی کورش تا 12 سالگی تو همین منطقه زندگی می کند. چون در کیش زرتشت دروغ نبود، وقتی از فردی که بچه را برده بود بِکُشَد می پرسند بچه را چکارش کردی، میگه نکشتم من گذاشتم سرکوه الوند و آمدم. می گن باید بریم بگردیم ببینیم آثاری ازش هست یا نه؟ بعد 12 سال اینها میان تو همون خونه ها که گفتم. وزیر با تشکیلاتش و اینها می گردن چوپان رو پیدا می کنن و می فهمن که این بچه رو بزرگ کرده. منظورم این که این روستا از آن زمان بوده. اینکه می گن این دهات اول کورش بوده بعدش شده کهنوش می تواند سند باشد.»( گفت و گو با فاضل گل محمدی 61 ساله )
«طبق نوشته هردوت(تاریخ نویس یونانی)، پادشاه ماد برای تعبیر نشدن خوابش، دستور به کشتن کورش، فرزند تازه به دنیا آمده دختر خود می دهد اما کورش زنده می ماند در خانه یک چوپان بزرگ می شود»( ماهنامه ایرانشناسی ایران گردی سرزمین من، ص62 ، 1392)
«کوروش در سال 576قبل از میلاد به دنیا آمد. پدرش در ولایت انشان (استان فارس امروزی) شاهی محلی بود و مادرش ، ماندانا دختر آستیاگ پادشاه ماد بود ظاهرا به علت خشم پدر بزرگش کودکی را در دل طبیعت و خارج از محیط دربار گذرانده در جوانی توانست با متحد کردن اهالی پارس بر تخت پدر بنشیند و در سال 559 قبل از میلاد اعلام استقلال کرد» (ماهنامه ایرانشناسی ایران گردی سرزمین من، ،رضایی، ص36 )
متن بالا برگرفته کتاب در دست ویرایش "مردم نگاری کهنوش" نوشته "پوریا گل محمدی "است.
در مورد روز کورش در ویکیپدیا آمده است:روز کوروش بزرگ، روزی است که به پیشنهاد سازمان بینالمللی نجات پاسارگاد انتخاب و نامگذاری شده است. این روز ۷ آبان (۲۹ اکتبر) است که تاریخ نویسان آن را روز ورود کوروش به بابل (دولتشهر) و صدور منشور کوروش میدانند. به ادعای سازمان نجات پاسارگاد، این روز در تقویم جهانی یونسکو به ثبت رسیده و هر ساله در این روز به نمایش در می آید.[۲][نیازمند منبع]. اما روز کوروش در هیچ تقویم رسمی ثبت نشده است [۳]
این روز به مناسبت تصرف بابل (دولتشهر) به دست سپاه هخامنشیان (۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد) و پایان دوران ستمگری در جهان باستان انتخاب شدهاست.[نیازمند منبع] ۲۵۴۴ سال پیش در همین روز اعلامیه تاریخی کوروش بزرگ در زمینه حقوق افراد و ملل انتشار یافته بود که نخستین سنگ بنای یک دولت جهانی با منافع مشترک بشمار میآید.[۴] نکات مطرح شده در آن عبارت اند از: از بین بردن تبعیضات نژادی و ملی، آزادی انتخاب محل اقامت، آزادی دین و مذهب و تلاش برای صلح پایدار میان ملتهاست.[۵][نیازمند منبع]
کهنوش روستایی زیبا در یک بن بست کوهستانی سرسبز، واقع در کوهستان الوند است که بین همدان، تویسرگان و اسدآباد قرار گرفته. این روستا محلی مناسب برای یک زندگی آرام و در سکوت است. سالهای نه چندن دور چوپانی از مشاغل مهم مردم روستا بود و هنوز برخی از اهالی روستا به کار چوپانی مشغول هستند.
فاصله این روستا با گنج نامه و هگمتانه را چند کوه تشکیل می دهد که در صورت درست بودن داستان کودکی کورش و بیرون راندن این نوزاد از قصر، کهنوش می تواند جایی مناسب برای پنهان کردن یک نوزاد باشد. کهنوش نه خیلی به هگمتانه نزدیک است که بتوان به راحتی با پای پیاده هر روز به آن رفت و آمد کرد و نه خیلی دور که بتوان گفت کسی به آنجا دسترسی ندارد. همچنین کهنوش به دلیل بن بست بودن محل عبور رهگذران نیست و محلی مناسب برای دیده نشدن است.
در پایان باید گفت: این موضوع که کورش دوران کودکی خود را در کهنوش بوده است یا نه، حتا اگر افسانه و باوری عامیانه باشد می تواند برای رونق گردشگری دراین روستا و منطقه زیبا یک فرصت به حساب آید.
کهنوشی ها مردمی لر زبان هستند که باید آنها را جدا شده از مردم لر نهاوند به شمار آورد که در دوره زندیه از یاران یکی از مردمی ترین حاکمان تاریخ ایران "کریم خان زند" بودند.
کهنوش هم اکنون از روستای شهرستان تویسرکان به حساب می آید.
پایان پیام/
⛰ @kohnush
کهنوش سرزمین کودکی کورش
✍ پوریا گل محمدی
به باور برخی اهالی روستای کهنوش؛ کهنوش نام تغییر یافته کورُش است. به باور آنها کورش کبیر دوران کودکی خود را تا سن 12 سالگی در کوهستانهای کهنوش که بخشی از کوهستان الوند در همدان است، چوپانی می کرده.
«حدود 2500سال پیش این مسئله بوده. آنجا که دامنه کوههای کهنوش می رود روبه وینان حدود 25 خانه آنجا بوده است، که گویا کورش هم آنجا بزرگ می شود. قنداقش را که از الوند می اندازند پایین، چوپانی برش می دارد تا 12سالگی آن را بزرگ می کند. یعنی کورش تا 12 سالگی تو همین منطقه زندگی می کند. چون در کیش زرتشت دروغ نبود، وقتی از فردی که بچه را برده بود بِکُشَد می پرسند بچه را چکارش کردی، میگه نکشتم من گذاشتم سرکوه الوند و آمدم. می گن باید بریم بگردیم ببینیم آثاری ازش هست یا نه؟ بعد 12 سال اینها میان تو همون خونه ها که گفتم. وزیر با تشکیلاتش و اینها می گردن چوپان رو پیدا می کنن و می فهمن که این بچه رو بزرگ کرده. منظورم این که این روستا از آن زمان بوده. اینکه می گن این دهات اول کورش بوده بعدش شده کهنوش می تواند سند باشد.»( گفت و گو با فاضل گل محمدی 61 ساله )
«طبق نوشته هردوت(تاریخ نویس یونانی)، پادشاه ماد برای تعبیر نشدن خوابش، دستور به کشتن کورش، فرزند تازه به دنیا آمده دختر خود می دهد اما کورش زنده می ماند در خانه یک چوپان بزرگ می شود»( ماهنامه ایرانشناسی ایران گردی سرزمین من، ص62 ، 1392)
«کوروش در سال 576قبل از میلاد به دنیا آمد. پدرش در ولایت انشان (استان فارس امروزی) شاهی محلی بود و مادرش ، ماندانا دختر آستیاگ پادشاه ماد بود ظاهرا به علت خشم پدر بزرگش کودکی را در دل طبیعت و خارج از محیط دربار گذرانده در جوانی توانست با متحد کردن اهالی پارس بر تخت پدر بنشیند و در سال 559 قبل از میلاد اعلام استقلال کرد» (ماهنامه ایرانشناسی ایران گردی سرزمین من، ،رضایی، ص36 )
متن بالا برگرفته کتاب در دست ویرایش "مردم نگاری کهنوش" نوشته "پوریا گل محمدی "است.
در مورد روز کورش در ویکیپدیا آمده است:روز کوروش بزرگ، روزی است که به پیشنهاد سازمان بینالمللی نجات پاسارگاد انتخاب و نامگذاری شده است. این روز ۷ آبان (۲۹ اکتبر) است که تاریخ نویسان آن را روز ورود کوروش به بابل (دولتشهر) و صدور منشور کوروش میدانند. به ادعای سازمان نجات پاسارگاد، این روز در تقویم جهانی یونسکو به ثبت رسیده و هر ساله در این روز به نمایش در می آید.[۲][نیازمند منبع]. اما روز کوروش در هیچ تقویم رسمی ثبت نشده است [۳]
این روز به مناسبت تصرف بابل (دولتشهر) به دست سپاه هخامنشیان (۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد) و پایان دوران ستمگری در جهان باستان انتخاب شدهاست.[نیازمند منبع] ۲۵۴۴ سال پیش در همین روز اعلامیه تاریخی کوروش بزرگ در زمینه حقوق افراد و ملل انتشار یافته بود که نخستین سنگ بنای یک دولت جهانی با منافع مشترک بشمار میآید.[۴] نکات مطرح شده در آن عبارت اند از: از بین بردن تبعیضات نژادی و ملی، آزادی انتخاب محل اقامت، آزادی دین و مذهب و تلاش برای صلح پایدار میان ملتهاست.[۵][نیازمند منبع]
کهنوش روستایی زیبا در یک بن بست کوهستانی سرسبز، واقع در کوهستان الوند است که بین همدان، تویسرگان و اسدآباد قرار گرفته. این روستا محلی مناسب برای یک زندگی آرام و در سکوت است. سالهای نه چندن دور چوپانی از مشاغل مهم مردم روستا بود و هنوز برخی از اهالی روستا به کار چوپانی مشغول هستند.
فاصله این روستا با گنج نامه و هگمتانه را چند کوه تشکیل می دهد که در صورت درست بودن داستان کودکی کورش و بیرون راندن این نوزاد از قصر، کهنوش می تواند جایی مناسب برای پنهان کردن یک نوزاد باشد. کهنوش نه خیلی به هگمتانه نزدیک است که بتوان به راحتی با پای پیاده هر روز به آن رفت و آمد کرد و نه خیلی دور که بتوان گفت کسی به آنجا دسترسی ندارد. همچنین کهنوش به دلیل بن بست بودن محل عبور رهگذران نیست و محلی مناسب برای دیده نشدن است.
در پایان باید گفت: این موضوع که کورش دوران کودکی خود را در کهنوش بوده است یا نه، حتا اگر افسانه و باوری عامیانه باشد می تواند برای رونق گردشگری دراین روستا و منطقه زیبا یک فرصت به حساب آید.
کهنوشی ها مردمی لر زبان هستند که باید آنها را جدا شده از مردم لر نهاوند به شمار آورد که در دوره زندیه از یاران یکی از مردمی ترین حاکمان تاریخ ایران "کریم خان زند" بودند.
کهنوش هم اکنون از روستای شهرستان تویسرکان به حساب می آید.
پایان پیام/
⛰ @kohnush
هر چینی لُغَ بَلَ هَسین مِنِ بَخشِ نَظَر دَهَنِا بینیسید تا جا نمونَ. اَلوَتَ اُنایی که مَ نَنوشتِم بویید. همییتو زِنَ بایید
ملتی که زبان و ادبیات نداشته باشد نابود می شود
شما می توانید هر لغتی را که با حرف « گ »شروع می شود و در این بخش نیامده در بخش نظر دهندگان بنویسید تا به لغتنامه کهنوش اضافه شود. این لغتنامه هنوز ویرایش نهایی نشده و در حال ویرایش است. هر اشتباهی که دراین قسمت می بینید اعلام نمایید تا برطرف نماییم.
گ
گِ ُ- gö : گاو
گُ- go:1- گفت 2- گُه، مدفوع انسان
گ ُِ نُ َ – gö noa: نوبت يك فرد براي به چرا بردن گاوها
گِ ُ نَ – göna : پرستو
گُِ جِفت- gö jeft : گاو نر بزرگ برای کشاورزی
گا- ga: گاه
گاز – gâz: وسيلهاي از نوع انبردست كه گاهي با آن دندان مي كشيدند.
گالا- gala: تیغه فلزی گاو آهن برای شخم زدن زمین
گالش –gâleš : نوعي كفش پلاستيكي كه بيشتر سياه رنگ است
گانَ- gâna : گاودانه، دانه گاو
گانَه – gâna : گاودانه ، دانه ای برای گاو
گُج – goj : درختی وحشی که میوه ای خوردنی دارد و در کوهستان می روید
گُدُ- gado: از ابزار آسیاب
گَر – gar: کچل
گِرَ- gera: گره
گِرِ – gerē : گرفت
گُر – gor: سرو حال، به آدم پيري كه سرو حال باشد مي گويند گُر است
گَرِ پا – gare pâ : مچ پا
گِر خُردَن- ger xordan: دور زدن، گردیدن
گَرِِ دس- gare das: مچ دست
گَر- gar: کچل، سری مو در نمی آورد
گِر-ger : قِل، دور، گِر دِیَن : قِل دادن، گِرخوردن: گشتن، پرسه زدن
گُراز – gorâz : گزاز
گُرج – gorj : فرز، تند ، تیز، خوش دست
گُرجِسُ – gor jeso : گرجستان،نام یک منطقه
گِرجُنه-gerjona : نوعی وسیله سنگی یا خشتی که برای روشنایی استفاده می شد
گِردَ – gerda : نوعي نان. در اندازه يك کف دست باز با زخامتي نيم سانتي كه با زرد چوبه زردرنگ شده است. انواع آن، گِردَ مغزینه: نوعی نان که در آن مغز گردو استفاده می شود گِردِجُ: نان گرده يي كه از جو درست مي شود
گُردَ – gorda : كول
گُرد-gord : چوبی که داخل ریشه قالی قرار می گیرد
گِردعلي –gordali : علیِ تند و تیز، نام مرد
گَردِنگا- gardengâ : گردنه
گَردِنگا زَردا – gardengâ zardâ: نام گردنه یی در شمال کهنوش به طرف وینن. آن را گردنه وینن هم می گویند
گِرسوز – gersuz : گرد سوز، نوعی چراغ نفتی برای ایجاد روشنایی که فتیله آن به صورت گرد می شوزد
گِرکُ- gerko: گردو
گِرِك – gerek : گره زدن
گِركُ تكُ – gerko teko: گردو تكان، كسي كه گردوها را مي چيند
گِركُ غلاغي – gerko qalâqi: محلي كه گردوهايش را بيشتركلاغها سوراخ ميكنند
گُرگ – gorg : گرک
گُرگَ میش – gorge miš: گرگ و میش، هنگام غروب
گُرُل – gorol : تاول، پاشنه پا
گُ گِل – gö gel : چراننده گلهي گاو، كسي كه گاو ها را به چرا در گوهستان يا محل دراي علف ميبرد
گُ گِلُن – gö gelon: چرانيدن گاوها، به چرا بردن گاوها
گَرم- garma: گرم
گُروَ – gorva: گربه
گِریُ- geryo: گریان
گُزُ كُ -gozoko : وسيله اي مانند اره اما داراي قوس براي بريدن تره
گَز گَزو- gazgazudâr : گزَنه، گیاهی كاركرد دارويي دارد
گُگِل – gögel : گاوچرانی
گَل – gal : بین پا، لای پا
گَلَ – gala : تعدادی گوسفندو بز تقریباً بالا ۵۰ راس
گُلَ – gola: نام زن
گُلِ – gole : نام زن
گُل- gol : گُل
گل ارمنی- gele armani : نوعی گل
گل اَفتُ – gol aftö : ۱- گُل آفتاب ۲- نام دختر
گُل اَفروز – gol afruz : نام زن
گُلِ باغی – gole bâqi: 1- گل سرخ يا گل محمدي که كاركرد دارويي دارد ۲- نام زن
گُل بَس – gol bas : نام زن
گُلِ بنفشه – gole fanafš: كاركرد دارويي دارد
گُل پری – gol pari : نام زن
گلِ پيچی – gole piĉi : گل نيلوفر
گُلِ پین – gole pina : گل پونه که کارکرد خوراکی و دارویی دارد
گَلِ تِمُ-galetemo : زیر شلوار
گُلِ تَنیر- gle tanir : گوشه و کنار تنور
گُل چَمَن – gol ĉaman : نام زن
گُل چِهرَ – gol ĉehra: زن
گِلِ چینَ- gelečina : گِلی که با آن دیوار چینه ای درست می کنند
گُل خا ص- golxâs : نام زن
گُل خِتمی – gol xetmi : نوعی گل که كاركرد دارويي دارد
گُل دويی – gole dui: گل دوغی، نوعی گل
گُل رُغَنی- gole roqani : نوعی گل
گُل ريواس – gole rivâs : كاركرد خوراكي و دارويي دارد
گُل زرد – gole zard: كاركرد خوراكي و دارويي دارد
گِلِ سرشور- gole saršur: زنها وقتي به حمام ميرفتند سر خود را با آن ميشستند
گُل سَی – gole say: گل سفيد رنگ بدبو
گُل شَمي- gole šami : گُلِ شمعداني
گُلِ عریس – gole aris: گل عروسی، نوعي گل
گُلِ عِمَر – gole emar : گل عمر، گلی سفید رنگ که معتقدد کارکردی ندارد
گُلِ قاشقي – gole qâšoqi : نوعی گل
گُلِ هَف رَنگ- gole hafrang : گل هفت رنگ
گُل کاسِ اِشکِن- gole kâse eškan: نوعی گل در کوهستان کهنوش می روید
ملتی که زبان و ادبیات نداشته باشد نابود می شود
شما می توانید هر لغتی را که با حرف « گ »شروع می شود و در این بخش نیامده در بخش نظر دهندگان بنویسید تا به لغتنامه کهنوش اضافه شود. این لغتنامه هنوز ویرایش نهایی نشده و در حال ویرایش است. هر اشتباهی که دراین قسمت می بینید اعلام نمایید تا برطرف نماییم.
گ
گِ ُ- gö : گاو
گُ- go:1- گفت 2- گُه، مدفوع انسان
گ ُِ نُ َ – gö noa: نوبت يك فرد براي به چرا بردن گاوها
گِ ُ نَ – göna : پرستو
گُِ جِفت- gö jeft : گاو نر بزرگ برای کشاورزی
گا- ga: گاه
گاز – gâz: وسيلهاي از نوع انبردست كه گاهي با آن دندان مي كشيدند.
گالا- gala: تیغه فلزی گاو آهن برای شخم زدن زمین
گالش –gâleš : نوعي كفش پلاستيكي كه بيشتر سياه رنگ است
گانَ- gâna : گاودانه، دانه گاو
گانَه – gâna : گاودانه ، دانه ای برای گاو
گُج – goj : درختی وحشی که میوه ای خوردنی دارد و در کوهستان می روید
گُدُ- gado: از ابزار آسیاب
گَر – gar: کچل
گِرَ- gera: گره
گِرِ – gerē : گرفت
گُر – gor: سرو حال، به آدم پيري كه سرو حال باشد مي گويند گُر است
گَرِ پا – gare pâ : مچ پا
گِر خُردَن- ger xordan: دور زدن، گردیدن
گَرِِ دس- gare das: مچ دست
گَر- gar: کچل، سری مو در نمی آورد
گِر-ger : قِل، دور، گِر دِیَن : قِل دادن، گِرخوردن: گشتن، پرسه زدن
گُراز – gorâz : گزاز
گُرج – gorj : فرز، تند ، تیز، خوش دست
گُرجِسُ – gor jeso : گرجستان،نام یک منطقه
گِرجُنه-gerjona : نوعی وسیله سنگی یا خشتی که برای روشنایی استفاده می شد
گِردَ – gerda : نوعي نان. در اندازه يك کف دست باز با زخامتي نيم سانتي كه با زرد چوبه زردرنگ شده است. انواع آن، گِردَ مغزینه: نوعی نان که در آن مغز گردو استفاده می شود گِردِجُ: نان گرده يي كه از جو درست مي شود
گُردَ – gorda : كول
گُرد-gord : چوبی که داخل ریشه قالی قرار می گیرد
گِردعلي –gordali : علیِ تند و تیز، نام مرد
گَردِنگا- gardengâ : گردنه
گَردِنگا زَردا – gardengâ zardâ: نام گردنه یی در شمال کهنوش به طرف وینن. آن را گردنه وینن هم می گویند
گِرسوز – gersuz : گرد سوز، نوعی چراغ نفتی برای ایجاد روشنایی که فتیله آن به صورت گرد می شوزد
گِرکُ- gerko: گردو
گِرِك – gerek : گره زدن
گِركُ تكُ – gerko teko: گردو تكان، كسي كه گردوها را مي چيند
گِركُ غلاغي – gerko qalâqi: محلي كه گردوهايش را بيشتركلاغها سوراخ ميكنند
گُرگ – gorg : گرک
گُرگَ میش – gorge miš: گرگ و میش، هنگام غروب
گُرُل – gorol : تاول، پاشنه پا
گُ گِل – gö gel : چراننده گلهي گاو، كسي كه گاو ها را به چرا در گوهستان يا محل دراي علف ميبرد
گُ گِلُن – gö gelon: چرانيدن گاوها، به چرا بردن گاوها
گَرم- garma: گرم
گُروَ – gorva: گربه
گِریُ- geryo: گریان
گُزُ كُ -gozoko : وسيله اي مانند اره اما داراي قوس براي بريدن تره
گَز گَزو- gazgazudâr : گزَنه، گیاهی كاركرد دارويي دارد
گُگِل – gögel : گاوچرانی
گَل – gal : بین پا، لای پا
گَلَ – gala : تعدادی گوسفندو بز تقریباً بالا ۵۰ راس
گُلَ – gola: نام زن
گُلِ – gole : نام زن
گُل- gol : گُل
گل ارمنی- gele armani : نوعی گل
گل اَفتُ – gol aftö : ۱- گُل آفتاب ۲- نام دختر
گُل اَفروز – gol afruz : نام زن
گُلِ باغی – gole bâqi: 1- گل سرخ يا گل محمدي که كاركرد دارويي دارد ۲- نام زن
گُل بَس – gol bas : نام زن
گُلِ بنفشه – gole fanafš: كاركرد دارويي دارد
گُل پری – gol pari : نام زن
گلِ پيچی – gole piĉi : گل نيلوفر
گُلِ پین – gole pina : گل پونه که کارکرد خوراکی و دارویی دارد
گَلِ تِمُ-galetemo : زیر شلوار
گُلِ تَنیر- gle tanir : گوشه و کنار تنور
گُل چَمَن – gol ĉaman : نام زن
گُل چِهرَ – gol ĉehra: زن
گِلِ چینَ- gelečina : گِلی که با آن دیوار چینه ای درست می کنند
گُل خا ص- golxâs : نام زن
گُل خِتمی – gol xetmi : نوعی گل که كاركرد دارويي دارد
گُل دويی – gole dui: گل دوغی، نوعی گل
گُل رُغَنی- gole roqani : نوعی گل
گُل ريواس – gole rivâs : كاركرد خوراكي و دارويي دارد
گُل زرد – gole zard: كاركرد خوراكي و دارويي دارد
گِلِ سرشور- gole saršur: زنها وقتي به حمام ميرفتند سر خود را با آن ميشستند
گُل سَی – gole say: گل سفيد رنگ بدبو
گُل شَمي- gole šami : گُلِ شمعداني
گُلِ عریس – gole aris: گل عروسی، نوعي گل
گُلِ عِمَر – gole emar : گل عمر، گلی سفید رنگ که معتقدد کارکردی ندارد
گُلِ قاشقي – gole qâšoqi : نوعی گل
گُلِ هَف رَنگ- gole hafrang : گل هفت رنگ
گُل کاسِ اِشکِن- gole kâse eškan: نوعی گل در کوهستان کهنوش می روید
گُل كوچِك – golkuĉek : گل کوچک، نام زن
گُلِ گُ زُُن – gole gozōn: گل گاو زبان، كاركرد دارويي دارد
گِلِ گوشي- gele guši: نوعي روسري زنانه كه روي گوش و پيشاني را ميگيرد
گل مُحَمَدی – golmohamadi : نام يك طايفه و هوز اصلی در كهنوش است. گل محمدی ها خودشان را فرزندان " گل محمد سلطان" می دانند که در زبان محلی "گُلمُ سِلطُ "گفته می شود. در روستا آنها را به نام هوز گلمَ سلطُ می شناسند. آنها جد خود را “ لر” می دانند که ابتدا از منطقه ای به نام خِزل به قشلاق آمده و از آنجا به کهنوش. “نوری” های ساکن روستای همسایه “کُنِر” نیز خودشان را فرزندان گُلمَ سِلطُ می دانند که در قشلاق زندگی می کرده است. به نظر "نورمحمد" نیز یکی از فرزندان گلم سلط بوده که به جای کهنوش راهی روستای کنر(کندر) شده است. گلم سلط از نخستین افرادی است که به قشلاق و از آنجا به کهنوش آمده است. اهالی معتقدند او مردی دولتمند و معلوم بوده است. قلعه کهنوش در محله قلا که اکنون چیزی از آن باقی نمانده متعلق به گلم سلط بوده است و اکنون قله ای نیمه مخروبه در پایین روستان روبه روی حمام قدیمی به صورت ویرانه باقی مانده است که آن هم متعلق به فرزندان گلمَ سِلطُ بوده است. برخی گلمحمدی ها معتقدند گلم سلط مامور مالیات دولت در دوره زندیه بوده است که چندین روستا در خرم رود را در دست داشته. عده ای نیز او را از بزرگان و ثروتمندان منطقه خرم رود می دانند که با کریم خان همراهی می کرده است. گُلم سلطُ دوره پیش از اردلان ها که ارباب کهنوش شده اند به بزرگ کهنوش بوده است.
گُل نِشُ – golnešo : گل نشان، نام زن
گَلَ نَمَک –galanamak: يك روز خاص گله را مي برند چرا و هنگام ظهر مي آورند روستا. می برند به محلي كه در آنجا سنگ نمك جمع كرده بودند. گوسفندان نمك را ميليسند. پی از آن تعدادی از زنان حاضر شير گوسفندان را مي دوشيدند و از آن شير برنج درست مي كردند و بين خانوادهها روستا تقسيم ميكردند.
گِلَ وِري- gelavari : منطقه ای کوهستانی که بر اثر باران زمینش زود گل ميشود
گلابي – golabi : 1- نام میوه ۲- نام زن
گُلبرنج – gol brenj : گل برنج، نام زن
گُلتاج – goltâj : نام زن
گلثوم – golsum : نام زن
گُلچين – golĉin : 1- کسی که گل می چیند ۲- نام زن
گُلدم – goldam : نام زن
گُلُر- golor : تاول، پينه
گُلِسُ – goleso : 1-گلستان ۲- نام زن
گُلشَمَ – golšama: 1- نام زن ۲- گلِ شنبه
گُلمَ – golmohamad: گل محمد، نام مرد
گُلميچ- golmiĉ : مشت كردن دست، شصت را به سمت کف دست جمع کرده و چهار انگشت را روی آن جمع و مشت می کنند. مشتی که شصت در داخل چهار انگشت قرار بگیرد.
گُلُنَ- golona: گِرد
گُلناز – golnâz : نام زن
گُلَنگ – kolang : نام زن
گُلنساء – golnesâ : نام زن
گُلوِ تَنیر- glove tanir : لبه تنور
گِلَوُ-gelavo : کسی که گِل را لَگد
گُلي – goli: نام دختر
گُم- gōm: گام ، قدم
گَمُن- gamon: گمان
گُن – gon : خایه، بیضه
گَن- gan: گند، بد
گُنَ گوشت-gona gušt: تاس کباب، نوعی خوراک
گُنج- goj: زنبور وحشی و بزرگ
گَنُگ – gong : نوعي سوراخ . محل خروجی آب ایسيل، دو طرف را ديورا مي كنند و روي آن را مي پوشانند كه به آن مي گويند گنگ
گَنِم- ganem: گندم
گُنگ بَني – gong bani: درست كردن ديوار و سقف قنات
گَنِم حَرُمَ – ganem haroma: گیاهی شبیه گندم خوردنی نیست
گَنِنا -ganenâ: علفی که کارکرد دارویی دارد، داخل نان گرد می ریختند
گَنييَن – ganian: گنديدن
گور اِشكَنَ -gureškana: نوعی حیوان به نام گوركن
گوزين –guzin : در آوردن علف هرز به وسيله گُزُكُ
گوسالَ: gusâla : گاو ازتولد تا یک سالگی
گوسون -gusvan: گوسفند
گوش – guš: گوش
گَوَن – gavan : بوته ای تیغ دار در کوهستان که برای سوخت و خوراك حيوان کاربرد دارد
گُه- goh: گُه، مدفوع انسان
گي قورواغَ-gi qorvâqa: ۱- مدفوع قورباقه ۲- به جلبك گفته می شود که اهالی فکر می کردند مدفوع قورباغه است
گيجِ هم رَفتن – gije ham raftan : دعوا كردن، سوار كول هم شدن
گیجینگ دَر- gijinge dar: لولا یا پایه پایینی در، در گذشته سوراخي در با و پايين در درست مي كردند كه دو چوب اضافه در آن قرا ر مي گرفت تا در آن بچرخد
گير – gir: 1- گرفتن، گيردِ: گيرش بده، نگهدار ۲- لحظه، ي گير: يك لحظه
گيرگَ – girga : گريه
گيس – gis : موي زن. زنها موهايشان را به دوسته تقسيم ميكردند و ميبافتند و از پشت سر آويزان ميكردند كه ميگفتند گيسش را بافته.
گییَ – giya : شکم، دل
👈برای مشارکت در تکمیل فرهنگ لغت لری کهنوشی می توانید وارد وبلاک کهنوش شوید و لغاتی را که با حرف " گ "شروع می شود و در اینجا نیامده ، در بخش نظردهندگان بنویسد تا در کتاب استفاده شود. 👇
http://kohnush.blogfa.com/post/580
⛰ @kohnush
گُلِ گُ زُُن – gole gozōn: گل گاو زبان، كاركرد دارويي دارد
گِلِ گوشي- gele guši: نوعي روسري زنانه كه روي گوش و پيشاني را ميگيرد
گل مُحَمَدی – golmohamadi : نام يك طايفه و هوز اصلی در كهنوش است. گل محمدی ها خودشان را فرزندان " گل محمد سلطان" می دانند که در زبان محلی "گُلمُ سِلطُ "گفته می شود. در روستا آنها را به نام هوز گلمَ سلطُ می شناسند. آنها جد خود را “ لر” می دانند که ابتدا از منطقه ای به نام خِزل به قشلاق آمده و از آنجا به کهنوش. “نوری” های ساکن روستای همسایه “کُنِر” نیز خودشان را فرزندان گُلمَ سِلطُ می دانند که در قشلاق زندگی می کرده است. به نظر "نورمحمد" نیز یکی از فرزندان گلم سلط بوده که به جای کهنوش راهی روستای کنر(کندر) شده است. گلم سلط از نخستین افرادی است که به قشلاق و از آنجا به کهنوش آمده است. اهالی معتقدند او مردی دولتمند و معلوم بوده است. قلعه کهنوش در محله قلا که اکنون چیزی از آن باقی نمانده متعلق به گلم سلط بوده است و اکنون قله ای نیمه مخروبه در پایین روستان روبه روی حمام قدیمی به صورت ویرانه باقی مانده است که آن هم متعلق به فرزندان گلمَ سِلطُ بوده است. برخی گلمحمدی ها معتقدند گلم سلط مامور مالیات دولت در دوره زندیه بوده است که چندین روستا در خرم رود را در دست داشته. عده ای نیز او را از بزرگان و ثروتمندان منطقه خرم رود می دانند که با کریم خان همراهی می کرده است. گُلم سلطُ دوره پیش از اردلان ها که ارباب کهنوش شده اند به بزرگ کهنوش بوده است.
گُل نِشُ – golnešo : گل نشان، نام زن
گَلَ نَمَک –galanamak: يك روز خاص گله را مي برند چرا و هنگام ظهر مي آورند روستا. می برند به محلي كه در آنجا سنگ نمك جمع كرده بودند. گوسفندان نمك را ميليسند. پی از آن تعدادی از زنان حاضر شير گوسفندان را مي دوشيدند و از آن شير برنج درست مي كردند و بين خانوادهها روستا تقسيم ميكردند.
گِلَ وِري- gelavari : منطقه ای کوهستانی که بر اثر باران زمینش زود گل ميشود
گلابي – golabi : 1- نام میوه ۲- نام زن
گُلبرنج – gol brenj : گل برنج، نام زن
گُلتاج – goltâj : نام زن
گلثوم – golsum : نام زن
گُلچين – golĉin : 1- کسی که گل می چیند ۲- نام زن
گُلدم – goldam : نام زن
گُلُر- golor : تاول، پينه
گُلِسُ – goleso : 1-گلستان ۲- نام زن
گُلشَمَ – golšama: 1- نام زن ۲- گلِ شنبه
گُلمَ – golmohamad: گل محمد، نام مرد
گُلميچ- golmiĉ : مشت كردن دست، شصت را به سمت کف دست جمع کرده و چهار انگشت را روی آن جمع و مشت می کنند. مشتی که شصت در داخل چهار انگشت قرار بگیرد.
گُلُنَ- golona: گِرد
گُلناز – golnâz : نام زن
گُلَنگ – kolang : نام زن
گُلنساء – golnesâ : نام زن
گُلوِ تَنیر- glove tanir : لبه تنور
گِلَوُ-gelavo : کسی که گِل را لَگد
گُلي – goli: نام دختر
گُم- gōm: گام ، قدم
گَمُن- gamon: گمان
گُن – gon : خایه، بیضه
گَن- gan: گند، بد
گُنَ گوشت-gona gušt: تاس کباب، نوعی خوراک
گُنج- goj: زنبور وحشی و بزرگ
گَنُگ – gong : نوعي سوراخ . محل خروجی آب ایسيل، دو طرف را ديورا مي كنند و روي آن را مي پوشانند كه به آن مي گويند گنگ
گَنِم- ganem: گندم
گُنگ بَني – gong bani: درست كردن ديوار و سقف قنات
گَنِم حَرُمَ – ganem haroma: گیاهی شبیه گندم خوردنی نیست
گَنِنا -ganenâ: علفی که کارکرد دارویی دارد، داخل نان گرد می ریختند
گَنييَن – ganian: گنديدن
گور اِشكَنَ -gureškana: نوعی حیوان به نام گوركن
گوزين –guzin : در آوردن علف هرز به وسيله گُزُكُ
گوسالَ: gusâla : گاو ازتولد تا یک سالگی
گوسون -gusvan: گوسفند
گوش – guš: گوش
گَوَن – gavan : بوته ای تیغ دار در کوهستان که برای سوخت و خوراك حيوان کاربرد دارد
گُه- goh: گُه، مدفوع انسان
گي قورواغَ-gi qorvâqa: ۱- مدفوع قورباقه ۲- به جلبك گفته می شود که اهالی فکر می کردند مدفوع قورباغه است
گيجِ هم رَفتن – gije ham raftan : دعوا كردن، سوار كول هم شدن
گیجینگ دَر- gijinge dar: لولا یا پایه پایینی در، در گذشته سوراخي در با و پايين در درست مي كردند كه دو چوب اضافه در آن قرا ر مي گرفت تا در آن بچرخد
گير – gir: 1- گرفتن، گيردِ: گيرش بده، نگهدار ۲- لحظه، ي گير: يك لحظه
گيرگَ – girga : گريه
گيس – gis : موي زن. زنها موهايشان را به دوسته تقسيم ميكردند و ميبافتند و از پشت سر آويزان ميكردند كه ميگفتند گيسش را بافته.
گییَ – giya : شکم، دل
👈برای مشارکت در تکمیل فرهنگ لغت لری کهنوشی می توانید وارد وبلاک کهنوش شوید و لغاتی را که با حرف " گ "شروع می شود و در اینجا نیامده ، در بخش نظردهندگان بنویسد تا در کتاب استفاده شود. 👇
http://kohnush.blogfa.com/post/580
⛰ @kohnush
سرزمین کودکی کورش
سرزمین کودکی کورش - فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « گ»
سرزمین کودکی کورش - فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « گ» | کهنوش Kohnuš،بخش مرکزی،دهستان خرمرود، شهرستان تویسرکان، استان همدان
Forwarded from گروه موسیقی نسیم صبا
ای شب جدایی
که چون روزم سياهي اي شب
کن شتابي آخر
ز جان من چه خواهي اي شب؟
نشان زلف دلبري، ز بخت من سيه تري، بلا و غم سراسري
تيره همچون
آهي امشب
کني به هجر يار من، حديث روزگار من، بري ز کف قرار من
جانم از غم
کاهي اي شب
تا که از آن گل دور افتادم
خنده و شادي رفت از يادم
سيه شد روزم
بي مه رويش دمي نياسودم
به سيل اشکم، گواهي اي شب
او شب چون گل نهد ز مستي بر بالين سر
من دور از او، کنم ز اشک خود بالين را تر
خون دل از بس خورم بي او، محنت و خواري بردم بي او
مردم بي او
بي رخ آن گل دلم به جان آمد
دگر از جانم چه خواهي اي شب
که چون روزم سياهي اي شب
کن شتابي آخر
ز جان من چه خواهي اي شب؟
نشان زلف دلبري، ز بخت من سيه تري، بلا و غم سراسري
تيره همچون
آهي امشب
کني به هجر يار من، حديث روزگار من، بري ز کف قرار من
جانم از غم
کاهي اي شب
تا که از آن گل دور افتادم
خنده و شادي رفت از يادم
سيه شد روزم
بي مه رويش دمي نياسودم
به سيل اشکم، گواهي اي شب
او شب چون گل نهد ز مستي بر بالين سر
من دور از او، کنم ز اشک خود بالين را تر
خون دل از بس خورم بي او، محنت و خواري بردم بي او
مردم بي او
بي رخ آن گل دلم به جان آمد
دگر از جانم چه خواهي اي شب
👆👆👆👆
بداهه خوانی "علی رجبی" خواننده کهنوشی که تقدیم شده است به کهنوشیهای عزیز که از نژاد پاک ایرانیان هستند و هیچ گاه تبار خود را از یاد نبردند و اجداد خود را به بیگانگان غرب و شرق نفروختند.
من یک کهنوشی ایرانی هستم و به ایرانی بودنم افتخار می کنم.
⛰ @kohnush
بداهه خوانی "علی رجبی" خواننده کهنوشی که تقدیم شده است به کهنوشیهای عزیز که از نژاد پاک ایرانیان هستند و هیچ گاه تبار خود را از یاد نبردند و اجداد خود را به بیگانگان غرب و شرق نفروختند.
من یک کهنوشی ایرانی هستم و به ایرانی بودنم افتخار می کنم.
⛰ @kohnush
🌺🌺🌺🌺🌺
هشتم آبان سی و یکمین سالگرد شهید یوسف کریمی است.
شهادت این عزیز بزرگوار در تاریخ۸ آبان۱۳۶۴منطقه دیواندره اتفاق افتاد.
یاد می کنیم از این دلاور مرد کهنوشی.
اگر از بین همشهریان کسی عکسی از این عزیز دارد برای انتشار در کانال ارسال کند.
⛰ @kohnush
هشتم آبان سی و یکمین سالگرد شهید یوسف کریمی است.
شهادت این عزیز بزرگوار در تاریخ۸ آبان۱۳۶۴منطقه دیواندره اتفاق افتاد.
یاد می کنیم از این دلاور مرد کهنوشی.
اگر از بین همشهریان کسی عکسی از این عزیز دارد برای انتشار در کانال ارسال کند.
⛰ @kohnush
امروز سالگرد شهید "حسن شرفی" است. این افتخار کهنوش در سال 1347 در کهنوش به دنیا آمد در تاریخ 8 آبان 1364 در دیواندره به شهادت رسید.
⛰ @kohnush
⛰ @kohnush
نفر وسط آقای تقی کرمی از شورایاران محله تختی در منطقه 16 تهران است. برای او آروزی موفقیت بیشتر داریم.
⛰ @kohnush
⛰ @kohnush
👇👇👇
چگونه عضو کانال کهنوش شویم؟
برای دعوت از کهنوشیها و دوستداران کهنوش در سراسر ایران و جهان به کانال تلگرامی کهنوش این پیام را برای آنها ارسال کنید.
آنها هم با اشاره روی لینک می تواند وارد کانال شوند
👇برای ورود به کانال کهنوش روی لینک زیر اشاره کنید👇
https://telegram.me/kohnush
چگونه عضو کانال کهنوش شویم؟
برای دعوت از کهنوشیها و دوستداران کهنوش در سراسر ایران و جهان به کانال تلگرامی کهنوش این پیام را برای آنها ارسال کنید.
آنها هم با اشاره روی لینک می تواند وارد کانال شوند
👇برای ورود به کانال کهنوش روی لینک زیر اشاره کنید👇
https://telegram.me/kohnush
Telegram
کانال کهنوش
کانال کتاب کهنوش وابسته به مردم کهنوش
خرمرود، تویسرکان، استان همدان
ارتباط با ما
@ba_admin1 👈 دریافت پیام
@ba__admin2
خرمرود، تویسرکان، استان همدان
ارتباط با ما
@ba_admin1 👈 دریافت پیام
@ba__admin2
دفتر نمایندگی تجارت نو با پشتوانه عظیم بانک تجارت وپست بانک به مدیریت حسین خدایاری (کد 1062)
همدان بلوار جانبازان جنب حمام ترکی باران
تلفکس 08134248393
همراه 09183164352 و0933531915
⛰ @kohnush
همدان بلوار جانبازان جنب حمام ترکی باران
تلفکس 08134248393
همراه 09183164352 و0933531915
⛰ @kohnush