👆👆👆
تبریک و شاد باش💐
دکتر سجاد کرمی از مربیان تیم فوتبال پیکان به همراه این تیم در لیگ دسته اول فوتبال ایران قهرمان شد و به لیگ برتر راه یافت.
@kohnush
تبریک و شاد باش💐
دکتر سجاد کرمی از مربیان تیم فوتبال پیکان به همراه این تیم در لیگ دسته اول فوتبال ایران قهرمان شد و به لیگ برتر راه یافت.
@kohnush
👆👆👆👆👆👆
اسامی رزمندگان بسیجی سال 64:ایستاده ازچپ:حمدالله وکیلی.حاج حمیدکرمی.علی کرم شرفی.کرم رجبی.عباس کوهنوشی.رحیم گل محمدی.نشسته ازچپ:اولی نامشخص.منصورکرمی.محمدشفیع کرمی.ساسان کرمی(مجید).فرستنده محمدرضاکرمی.
@kohnush
اسامی رزمندگان بسیجی سال 64:ایستاده ازچپ:حمدالله وکیلی.حاج حمیدکرمی.علی کرم شرفی.کرم رجبی.عباس کوهنوشی.رحیم گل محمدی.نشسته ازچپ:اولی نامشخص.منصورکرمی.محمدشفیع کرمی.ساسان کرمی(مجید).فرستنده محمدرضاکرمی.
@kohnush
👈ملتی که زبان و ادبیات نداشته باشد نابود می شود
شما می توانید هر لغتی را که با حرف ع-غ شروع می شود و در این بخش نیامده در بخش نظر دهندگان بنویسید تا به لغتنامه کهنوش اضافه شود. این لغتنامه هنوز ویرایش نهایی نشده و در حال ویرایش است. هر اشتباهی که دراین قسمت می بینید اعلام نمایید تا برطرف نماییم.
ع – غ
عاقِوَت- âqevat: عاقبتت
عامو- âmu : برادر پدر، عمو، کاکَ
عاموزا- âmuzâ: فرزند برادرِ پدر،عموزاده زاده
عاموزا وازا- âmuzâ vâzâ: پسرِ پسر عمو، نوه ی عمو
عاوِدین- âvedin : عابدين، نام مرد،عابدین گل محمدی مدتی کدخدای حمزه خان بوده است
عبدلی- abdoli : نام خانوادگی وابسته به هوز عزیز عَبدِل. عزیز و عبدل دو برادر بودند که فرزندان عبدل هوز عبدل را تشکیل دادهاند
عراض- arâz : نام مرد
عرصُنَ –arsona : عصرانه
عَرِعَر -are ar : آوایی برای نشان دادن صدای خر
عرقچین- araqčin : نوعی کلاه سفید رنگ مخصوص مردانی که از مکه باز می گردند
عَرقَو- arqav: عقرب
عَریس- aris: عروس
عَریسی- arisi: عروسي
عِزَتِ الله – ezatelâ: نام مرد
عَزَوُنَ – azavona: عزبانه، حق اضافه برای پسر مجرد در تقسیم ارث
عَسک- ask: عکس
عشقَلي-eš qali : عشقعلي، نام مرد
عقد کُنُ- aqdkono: عقد کنان
عَقَو- aqav: عقب
عَلِف- alef: علف
عَلي اقبال - ali eqbâl: علی اقبال، نام مرد
عَلی بِرار -ali berâr: علی برادر، نام مرد
علي داد – ali dâd: نام مرد
عَلی شِگِر – ali šeger: نام مرد، معادل شُکر علی
عَلی قَل خُ – ali qalxo: نام مرد، علی سپردار
علي كوچِك – ali kuĉek : نام مرد
عَلي مُروَت –ali morvat: نام مرد
علي مومن – ali momen: نام مرد. دركهنوش طبابت ميكرده است
علي ميرزا- ali mirzâ : نام مرد
علی ویس – ali veys: نام مرد
علی يار – aliyâr : نام مرد
عليرا –alirâ : علي راد، علی جوانمرد، نام مرد
عَمَ – ama : عمه
عَمَ زا- amazâ: فرزند عمه، دخترخواهر پدر
عَمِ قِزي-ame qezi : عمه قزی
عِمر- emr : عمر
عموشا- amušâ : عموشاه، نام مرد
عيدِگل- eyed gol : نام زن
عَیدُنَ – eydona: عیدیی که در عید داده می شود
عیدی – eydi: نام مرد
عِينِلا- eynelâ : عین الله، چشم خدا، نام مرد
عيوضي – eyvazi: نام يك طايفه در كهنوش. برخي معتقدند عیوضی ها بومی کهنوش بوده اند ، نخستين افراد ساکن
👇
غار – qâr : غار
غار دَرهِ یارو: غاری در دره یاران
غُبار: بخار آب روی شیشه، گردو خاک در هوا
غریو- qeriv: غریب
غَریو- qariv: غریب
غضنفر- qazanfar: نام مرد
غَلاق – qalâq: کلاغ
غُلام – qolâm: نام مرد
غُلامَلي – qolâmali: غلام علی، نام مرد
غَنج – qanj: آرایش کردن، به سرو وضع رسیدن
غورَ – qura : غوره
شما می توانید هر لغتی را که با حرف ع-غ شروع می شود و در این بخش نیامده در بخش نظر دهندگان بنویسید تا به لغتنامه کهنوش اضافه شود. این لغتنامه هنوز ویرایش نهایی نشده و در حال ویرایش است. هر اشتباهی که دراین قسمت می بینید اعلام نمایید تا برطرف نماییم.
ع – غ
عاقِوَت- âqevat: عاقبتت
عامو- âmu : برادر پدر، عمو، کاکَ
عاموزا- âmuzâ: فرزند برادرِ پدر،عموزاده زاده
عاموزا وازا- âmuzâ vâzâ: پسرِ پسر عمو، نوه ی عمو
عاوِدین- âvedin : عابدين، نام مرد،عابدین گل محمدی مدتی کدخدای حمزه خان بوده است
عبدلی- abdoli : نام خانوادگی وابسته به هوز عزیز عَبدِل. عزیز و عبدل دو برادر بودند که فرزندان عبدل هوز عبدل را تشکیل دادهاند
عراض- arâz : نام مرد
عرصُنَ –arsona : عصرانه
عَرِعَر -are ar : آوایی برای نشان دادن صدای خر
عرقچین- araqčin : نوعی کلاه سفید رنگ مخصوص مردانی که از مکه باز می گردند
عَرقَو- arqav: عقرب
عَریس- aris: عروس
عَریسی- arisi: عروسي
عِزَتِ الله – ezatelâ: نام مرد
عَزَوُنَ – azavona: عزبانه، حق اضافه برای پسر مجرد در تقسیم ارث
عَسک- ask: عکس
عشقَلي-eš qali : عشقعلي، نام مرد
عقد کُنُ- aqdkono: عقد کنان
عَقَو- aqav: عقب
عَلِف- alef: علف
عَلي اقبال - ali eqbâl: علی اقبال، نام مرد
عَلی بِرار -ali berâr: علی برادر، نام مرد
علي داد – ali dâd: نام مرد
عَلی شِگِر – ali šeger: نام مرد، معادل شُکر علی
عَلی قَل خُ – ali qalxo: نام مرد، علی سپردار
علي كوچِك – ali kuĉek : نام مرد
عَلي مُروَت –ali morvat: نام مرد
علي مومن – ali momen: نام مرد. دركهنوش طبابت ميكرده است
علي ميرزا- ali mirzâ : نام مرد
علی ویس – ali veys: نام مرد
علی يار – aliyâr : نام مرد
عليرا –alirâ : علي راد، علی جوانمرد، نام مرد
عَمَ – ama : عمه
عَمَ زا- amazâ: فرزند عمه، دخترخواهر پدر
عَمِ قِزي-ame qezi : عمه قزی
عِمر- emr : عمر
عموشا- amušâ : عموشاه، نام مرد
عيدِگل- eyed gol : نام زن
عَیدُنَ – eydona: عیدیی که در عید داده می شود
عیدی – eydi: نام مرد
عِينِلا- eynelâ : عین الله، چشم خدا، نام مرد
عيوضي – eyvazi: نام يك طايفه در كهنوش. برخي معتقدند عیوضی ها بومی کهنوش بوده اند ، نخستين افراد ساکن
👇
غار – qâr : غار
غار دَرهِ یارو: غاری در دره یاران
غُبار: بخار آب روی شیشه، گردو خاک در هوا
غریو- qeriv: غریب
غَریو- qariv: غریب
غضنفر- qazanfar: نام مرد
غَلاق – qalâq: کلاغ
غُلام – qolâm: نام مرد
غُلامَلي – qolâmali: غلام علی، نام مرد
غَنج – qanj: آرایش کردن، به سرو وضع رسیدن
غورَ – qura : غوره
تشیع پیکرمرحومه مدینه اسدبگی
مادرآزاده سرافراز حسنعلی گل محمدی فرداچهارشنبه 95/2/29ساعت 10صبح باغ بهشت همدان
ترحیم همانروز3تا5بعدازظهر
حسینیه آل رسول(ص)کهنوشی های همدان.
مادرآزاده سرافراز حسنعلی گل محمدی فرداچهارشنبه 95/2/29ساعت 10صبح باغ بهشت همدان
ترحیم همانروز3تا5بعدازظهر
حسینیه آل رسول(ص)کهنوشی های همدان.
گزارش دوصفحه یی روزنامه همشهری همدان از کهنوش. سه شنبه 28 اردیبهشت 95 @kohnush
👆👆👆👆👆
شهرداری همدان به مربیگری "هادی گل محمدی" به لیک دسته دو کشور راه یافت.
این اتفاق خوب ورزشی را به همه کهنوشی های افتخار آفرین تبریک می گوییم. 💐
شهرداری همدان به مربیگری "هادی گل محمدی" به لیک دسته دو کشور راه یافت.
این اتفاق خوب ورزشی را به همه کهنوشی های افتخار آفرین تبریک می گوییم. 💐
مراسم شب هفت مرحوم "براتعلی کرمی" پنجشنبه ساعت 15 تا 16:30 در حسینیه کهنوشیهای تهران، شهرک رسالت برگزار می شود
@kohnush
@kohnush