روز بدون پلاستیک
در ۲۱ تیرماه ۱۴۰۳ اعضای جنبش ملی نه به ته سیگار در پارک دانشجو این روز را گرامی داشته و با مردم در این خصوص گفتگو نمودند.
همچنین اقدام به جمع آوری ته سیگارهای زمین انداخته شده کردند.
عکس های بالا متعلق به این روز است.
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
در ۲۱ تیرماه ۱۴۰۳ اعضای جنبش ملی نه به ته سیگار در پارک دانشجو این روز را گرامی داشته و با مردم در این خصوص گفتگو نمودند.
همچنین اقدام به جمع آوری ته سیگارهای زمین انداخته شده کردند.
عکس های بالا متعلق به این روز است.
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
👌🌹سخنان بزرگان
ما به جنگ جدیدی نیاز داریم!
که سلاح آن کتاب،
رهبران آن روشنفکران
و قربانیان آن
جهل و عقب ماندگی باشد
#داستایوفسکی
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
ما به جنگ جدیدی نیاز داریم!
که سلاح آن کتاب،
رهبران آن روشنفکران
و قربانیان آن
جهل و عقب ماندگی باشد
#داستایوفسکی
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
Forwarded from ابراهیم شیخی
درغروب غریبانه شام غریبان وپرواز عاشقانه پروانه های سبک بال کربلا به تاریخ ۱۴۰۳/۴/۲۶ با ندای هل من ناصر ینصرنی مدیر بنیاد پاکبانان شهرستان رامهرمزبرای یک کار فرهنگی دیگر، کبوتران سفیر پاکیزگی این بنیاد همگی باشنیدن ندای زیست محیطی مسئول بنیاد بال وپرزنان برای پاکیزگی خیابان ها ی شهر طبق فراخوان ساعت ۱۸/۳۰درمحل علمدار جمع شده ومسیر رفت وبرگشت خیابان امام به میدان شهید ادهم را در دوطرف عاری از زباله نموده وچهره ای تازه به این مسیر دادند.در این کاربسیار زیبا وفرهنگی شاهد تشویق ها و تمجیدهای رهگذران زیادی بودیم که این بهترین انرژی برای ادامه کار دراین گرمای طاقت فرسا را به ما می داد .انچه در این میان حس غرور مارا برمی انگیخت و باعث دلگرمی بیشتر ما به این فعالیت فرهنگی می شد حضور سه کودک بسیار دوست داشتنی به نام های مسیح شمس آبادی ستاره زنگنه واوستا
شیخی دربین مابودکه شوق وذوق انها برای این کارزیست محیطی همه را به تحسین واداشته و انگشت به دهان نمود وباعث شد پیام اصلی بنیاد پاکبانان که همانا زندگی سالم بدون زباله هست تاعمق وجود عابران وصاحبان حرف ومشاغل نفوذ کند وهمین بهترین نتیجه برای کارهمه عزیران بنیادبود
شیخی دربین مابودکه شوق وذوق انها برای این کارزیست محیطی همه را به تحسین واداشته و انگشت به دهان نمود وباعث شد پیام اصلی بنیاد پاکبانان که همانا زندگی سالم بدون زباله هست تاعمق وجود عابران وصاحبان حرف ومشاغل نفوذ کند وهمین بهترین نتیجه برای کارهمه عزیران بنیادبود
♦️نوع بشر ناله سرکن!
✍️تصویری از توحش وبربریت صهیونیسم در غزه با همکاری غرب وحشی.
طبق روزنامه معتبر لنست از آغاز بمباران غزه ٧ اکتبر سال گذسته، ١٨۶ هزار نفر مستقیم و غیر مستقیم توسط ارتش متجاوز اسرائیل به قتل رسیده اند، یعنی اعدام جمعی شدند.
این تصویر مبین آن است که همه این دمکراسی ها چه در کشور جعلی اسرائیل درخارمیانه چه در غرب متقلب همگی دردره کثافات و لجن و قتل و خونریزی سقوط کرده اند. اگر حمله طوفان القصی فقط یک دست آورد داشته باشد، آن بیدارکردن وجدان بخش بزرگی از بشریت مترقی جهان علیه مدعیان کاذب حقوق بشر وانسان دوستی است!
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
✍️تصویری از توحش وبربریت صهیونیسم در غزه با همکاری غرب وحشی.
طبق روزنامه معتبر لنست از آغاز بمباران غزه ٧ اکتبر سال گذسته، ١٨۶ هزار نفر مستقیم و غیر مستقیم توسط ارتش متجاوز اسرائیل به قتل رسیده اند، یعنی اعدام جمعی شدند.
این تصویر مبین آن است که همه این دمکراسی ها چه در کشور جعلی اسرائیل درخارمیانه چه در غرب متقلب همگی دردره کثافات و لجن و قتل و خونریزی سقوط کرده اند. اگر حمله طوفان القصی فقط یک دست آورد داشته باشد، آن بیدارکردن وجدان بخش بزرگی از بشریت مترقی جهان علیه مدعیان کاذب حقوق بشر وانسان دوستی است!
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
زندگی هیچ انسانی بدون دوست داشتن و متنفر بودن؛ عصبانی شدن و بخشیدن؛ گریه کردن و خوشحال شدن؛ بیمار شدن و بهبود یافتن؛ اندیشیدن و شک کردن؛ درک کردن و اشتباه نیز سپری نمیشود. و هیچ کتابی هم آن را تسهیل نمیکند. مشکلات همیشه وجود خواهد داشت. با این حال، ابزارهایی در اختیار داریم که برای زندگی با وقار به ما کمک خواهند کرد. اما افراد اطراف شما، سرنوشت و خود ما دائماً خود را به موقعیتهای جدیدی که در آن باید زندگی کنیم و زنده ماندن را بیاموزیم، سوق میدهند. به هر حال، بدون چالش، حرکتی وجود ندارد، و بدون حرکت، زندگی وجود ندارد.
♦️سکوت در قبال نسل کشی در غزه همدستی با استعمارگران صهیونیست است!
✍️متاسفاته عده ای ازایرانی ها بواسطه نفرت از جمهوری اسلامی و متاثر از رسانه های شستشوی مغزی افکارعمومی امپریالیستی درقبال نسل کشی درغزه و تمایلات عرب ستیزی و راسیستی سکوت اختیار کرده و بی تفاوتی خودرا تا حد تایید بربریت وتوحش به نمایش گذاشتند.درحالی که بزرگترین نویسندگان وشخصیت های سیاسی جهان درصف مقدم اعتراضات علیه نسل کشی درفلسطین به پا خاستند واز دادگاه بین المللی لاهه توسط دولت افریقای جنوبی علیه اسرائیل حمایت نمودند.سکوت درقبال این جنایت، همدستی با صهیونیست ها این فاشیست های بزک شده معاصر است و با هیچ دلیلی نمی توان این پریشان حالی بی تفاوتی را توجیه کرد.
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
♦️سکوت در قبال نسل کشی در غزه همدستی با استعمارگران صهیونیست است!
✍️متاسفاته عده ای ازایرانی ها بواسطه نفرت از جمهوری اسلامی و متاثر از رسانه های شستشوی مغزی افکارعمومی امپریالیستی درقبال نسل کشی درغزه و تمایلات عرب ستیزی و راسیستی سکوت اختیار کرده و بی تفاوتی خودرا تا حد تایید بربریت وتوحش به نمایش گذاشتند.درحالی که بزرگترین نویسندگان وشخصیت های سیاسی جهان درصف مقدم اعتراضات علیه نسل کشی درفلسطین به پا خاستند واز دادگاه بین المللی لاهه توسط دولت افریقای جنوبی علیه اسرائیل حمایت نمودند.سکوت درقبال این جنایت، همدستی با صهیونیست ها این فاشیست های بزک شده معاصر است و با هیچ دلیلی نمی توان این پریشان حالی بی تفاوتی را توجیه کرد.
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
خنده ای به تحقیر
بر کار
رنج
سفرهی خالی
وفریادهایم
یادت باشد
خندهی آخر شرط است
محمود مهرآور. ۱۴۰۳/۴/۱۵
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
بر کار
رنج
سفرهی خالی
وفریادهایم
یادت باشد
خندهی آخر شرط است
محمود مهرآور. ۱۴۰۳/۴/۱۵
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
چیزی به من بگو؛
دستی به من بده،
راهی به من ببخش . -
و آفتاب کن!
که میخواهم
در چشمهای تو
شب را زبونتر از همیشه ببینم!
و
توفان شوم به سبزه،
و بگذرم.......
اسماعیل شاهرودی
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
دستی به من بده،
راهی به من ببخش . -
و آفتاب کن!
که میخواهم
در چشمهای تو
شب را زبونتر از همیشه ببینم!
و
توفان شوم به سبزه،
و بگذرم.......
اسماعیل شاهرودی
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
✍« بازدید »
....آمده بودند بازدید.
هرکدامشان نمایندهی یک کمیسیون بودند.
کمیسیون انرژی، کمیسیون تلفیق و کمیسیون اصل نود.
توی شاتل خاکستری رنگی نشسته بودند و از پشت شیشهی مه گرفتهی شاتل، بیرون را می دیدند. انبوهی از آهن داغ و براق زیر لهیب شعلههای آتش ذوب می شدند.
رانندهی شاتل که جوانکی لاغر و باریکهاندام بود، پرسید: « ماسک نمی زنید !؟ »
سه تایی خندیدند و انرژیئی گفت: « نه »
اصل نودی چشمکی به دو همکار دیگرش زد و گفت: « می زنیم »
تلفیقی گفت : « بعداً می زنیم » و دوباره به هم نگاه کردند و ریز خندیدند.
راننده دید، هم چشمکشان را دید و هم خندههای ریزشان را اما هیچی نگفت، فقط توی دلش فحش داد. مخاطب فحشش معلوم نبود.
اواسط خرداد بود اما گرما بیداد می کرد. دماسنجِ دمای بیرونِ شاتل، روی پنجاه تا پنجاه و دو بازی می کرد. لایهی تار و نازکی از رطوبت روی شیشهها نشسته بود و لحظه به لحظه غلیظتر و پررنگتر می شد.
از درِ پالایشگاه که وارد می شدند، سهتایی پیاده شده بودند تا گیت پاسِ مهمان بگیرند.
از درِ شاتل تا ورودیِ گیت، بیست متر هم نمیشد اما نفسشان پس رفته بود.
شرجی، نایشان را بریده بود. نتوانسته بودند تا درِ گیت هم بروند. دوباره با شتاب پریده بودند توی شاتل و دریچههای کولر را روی خودشان فیکس کرده بودند.
تلفیقی از راننده پرسید: « خیلی وقته عسلویهای؟ »
راننده گفت: « بیس و دو سه سالی میشه » و اضافه کرد: « از وقتی توتال بود. فاز دو و سه »
انرژیای با تمسخر پرسید: « توتال چیه !؟ »
راننده خندید و گفت : « بزن تو گوگل دکتر ! » سهتایی به هم نگاه کردند و با لبهایشان شکلک درآوردند.
راننده از توی آیینه شکلکهایشان را دید و دوباره توی دلش فحش داد به مخاطبی که معلوم نبود.
اصل نودی پرسید: « الآن کسی کار هم می کنه توی این گرما !؟ »
راننده ساختمانهای آجریِ رنگباخته و کانکسهای زوار در رفتهی روبرویشان را نشان داد و پرسید: « ساختمونا رو می بینید ؟ »
تلفیقی گفت : « خب ! »
راننده گفت : « هیچکی نیس توشون »
انرژیئی پرسید: « اِه، نیومدن یعنی !؟ » و قلم و دفترچهی کوچکی از جیب کتش بیرون آورد تا چیزی یادداشت کند.
راننده گفت: « سایتَن دکتر »
هر سه بهتزده به هم نگاه کردند و تلفیقی پرسید: « تو این گرما !؟ »
راننده، ماشین را از کنار مخازن بزرگ کاندنسیت عبور داد و مقابل واحد بازیافت گوگرد توقف کرد.
تسمه نقالهی درازی که فقط قسمت ابتداییاش دیده می شد، زیر دانههای ریزِ گوگرد سُر میخورد و بالا میرفت. تانکر استوانهایِ غلتک مانندی دور محوری افقی میچرخید و گوگردها را روی نوارنقالهای پوسیده تُف میکرد.
آدمهایی با لباسهای سفید و بیلرسوتهای رنگ به رنگ دور و برِ استوانهی غلتان ایستاده بودند و از زاویهی دید مسافرانِ شاتل، زیر چرخش آن له میشدند.
تلفیقی پرسید : « ماکِتَن اینا !؟ »
اصل نودی گفت : « آدمَن گمونم ! »
انرژیئی گفت : « تو این گرما آخه !؟ »
راننده دکمهای را فشار داد و درِ شاتل را باز کرد: « میخواید پیاده شید ؟ »
هجمی از بوی گوگرد مذاب و کاندنسیت توی بستری از شرجی و گرما به درون شاتل هجوم آوردند و نفس هر سه نفر را گرفتند.
تلفیقی آمرانه گفت : « ببند درو آقا، اِه »
راننده گفت : « مگه نمیخواید ببینیدشون ! »
اصل نودی گفت : « بزن درو آقا، داریم میبینیم شون همینجوری دیگه »
انرژیای گفت : « خفه شدیم بابا. میگه پیاده شید! » بعد رو به راننده گفت : « تو این هوا آخه ! »
راننده به نمایشگر دمای روبرویش نگاه کرد که پنجاه و دو را نشان میداد. بعد با صدای نسبتاً بلندی گفت: « هنوز بهاره، آی دکتر. تابسّون نَیمَده هنوز ! » نمایندهی کمیسیون های انرژی و تلفیق و اصل نود نفس عمیقی کشیدند و توی پشتی صندلیهای شاتل فرو رفتند.
شرجی، گرما و ملغمهای از بوی سموم کشنده مثل بختکهایی نامرئی روی آدم های بیرون میافتادند و زیر تابش مستقیم نور خورشیدِ عسلویه که کوتاهترین سایه را هم تحمل نمیکرد، لهشان می کردند
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
....آمده بودند بازدید.
هرکدامشان نمایندهی یک کمیسیون بودند.
کمیسیون انرژی، کمیسیون تلفیق و کمیسیون اصل نود.
توی شاتل خاکستری رنگی نشسته بودند و از پشت شیشهی مه گرفتهی شاتل، بیرون را می دیدند. انبوهی از آهن داغ و براق زیر لهیب شعلههای آتش ذوب می شدند.
رانندهی شاتل که جوانکی لاغر و باریکهاندام بود، پرسید: « ماسک نمی زنید !؟ »
سه تایی خندیدند و انرژیئی گفت: « نه »
اصل نودی چشمکی به دو همکار دیگرش زد و گفت: « می زنیم »
تلفیقی گفت : « بعداً می زنیم » و دوباره به هم نگاه کردند و ریز خندیدند.
راننده دید، هم چشمکشان را دید و هم خندههای ریزشان را اما هیچی نگفت، فقط توی دلش فحش داد. مخاطب فحشش معلوم نبود.
اواسط خرداد بود اما گرما بیداد می کرد. دماسنجِ دمای بیرونِ شاتل، روی پنجاه تا پنجاه و دو بازی می کرد. لایهی تار و نازکی از رطوبت روی شیشهها نشسته بود و لحظه به لحظه غلیظتر و پررنگتر می شد.
از درِ پالایشگاه که وارد می شدند، سهتایی پیاده شده بودند تا گیت پاسِ مهمان بگیرند.
از درِ شاتل تا ورودیِ گیت، بیست متر هم نمیشد اما نفسشان پس رفته بود.
شرجی، نایشان را بریده بود. نتوانسته بودند تا درِ گیت هم بروند. دوباره با شتاب پریده بودند توی شاتل و دریچههای کولر را روی خودشان فیکس کرده بودند.
تلفیقی از راننده پرسید: « خیلی وقته عسلویهای؟ »
راننده گفت: « بیس و دو سه سالی میشه » و اضافه کرد: « از وقتی توتال بود. فاز دو و سه »
انرژیای با تمسخر پرسید: « توتال چیه !؟ »
راننده خندید و گفت : « بزن تو گوگل دکتر ! » سهتایی به هم نگاه کردند و با لبهایشان شکلک درآوردند.
راننده از توی آیینه شکلکهایشان را دید و دوباره توی دلش فحش داد به مخاطبی که معلوم نبود.
اصل نودی پرسید: « الآن کسی کار هم می کنه توی این گرما !؟ »
راننده ساختمانهای آجریِ رنگباخته و کانکسهای زوار در رفتهی روبرویشان را نشان داد و پرسید: « ساختمونا رو می بینید ؟ »
تلفیقی گفت : « خب ! »
راننده گفت : « هیچکی نیس توشون »
انرژیئی پرسید: « اِه، نیومدن یعنی !؟ » و قلم و دفترچهی کوچکی از جیب کتش بیرون آورد تا چیزی یادداشت کند.
راننده گفت: « سایتَن دکتر »
هر سه بهتزده به هم نگاه کردند و تلفیقی پرسید: « تو این گرما !؟ »
راننده، ماشین را از کنار مخازن بزرگ کاندنسیت عبور داد و مقابل واحد بازیافت گوگرد توقف کرد.
تسمه نقالهی درازی که فقط قسمت ابتداییاش دیده می شد، زیر دانههای ریزِ گوگرد سُر میخورد و بالا میرفت. تانکر استوانهایِ غلتک مانندی دور محوری افقی میچرخید و گوگردها را روی نوارنقالهای پوسیده تُف میکرد.
آدمهایی با لباسهای سفید و بیلرسوتهای رنگ به رنگ دور و برِ استوانهی غلتان ایستاده بودند و از زاویهی دید مسافرانِ شاتل، زیر چرخش آن له میشدند.
تلفیقی پرسید : « ماکِتَن اینا !؟ »
اصل نودی گفت : « آدمَن گمونم ! »
انرژیئی گفت : « تو این گرما آخه !؟ »
راننده دکمهای را فشار داد و درِ شاتل را باز کرد: « میخواید پیاده شید ؟ »
هجمی از بوی گوگرد مذاب و کاندنسیت توی بستری از شرجی و گرما به درون شاتل هجوم آوردند و نفس هر سه نفر را گرفتند.
تلفیقی آمرانه گفت : « ببند درو آقا، اِه »
راننده گفت : « مگه نمیخواید ببینیدشون ! »
اصل نودی گفت : « بزن درو آقا، داریم میبینیم شون همینجوری دیگه »
انرژیای گفت : « خفه شدیم بابا. میگه پیاده شید! » بعد رو به راننده گفت : « تو این هوا آخه ! »
راننده به نمایشگر دمای روبرویش نگاه کرد که پنجاه و دو را نشان میداد. بعد با صدای نسبتاً بلندی گفت: « هنوز بهاره، آی دکتر. تابسّون نَیمَده هنوز ! » نمایندهی کمیسیون های انرژی و تلفیق و اصل نود نفس عمیقی کشیدند و توی پشتی صندلیهای شاتل فرو رفتند.
شرجی، گرما و ملغمهای از بوی سموم کشنده مثل بختکهایی نامرئی روی آدم های بیرون میافتادند و زیر تابش مستقیم نور خورشیدِ عسلویه که کوتاهترین سایه را هم تحمل نمیکرد، لهشان می کردند
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
قهرمانی سعید اسماعیلی فرزند کارگران دزفولی در کشتی فرنگی المپیک ر ا به همه کارگران خوزستانی و ایران به ویژه کارگران اعتصابی پروژه ای تبریک می گوییم
درود افتخار بر ایران و طبقه کارگر
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
درود افتخار بر ایران و طبقه کارگر
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
سلام ابراهیم
یارِ دیرین!
رمقات باد به جان
تا باز در زندان-
مددت فرماید؛
در همان است عزیز
پاشنه همان!
چرخ همان!
آشپز را عوض کردهاند...
اما باز!
کاسه همان
آشِ پختهی آنان، همان!
نیک گفتارِ ما-
ابراهیم؛
خواسته.هامان هنوز
مَـددی-
میخواهد.
«فلزبان»
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
یارِ دیرین!
رمقات باد به جان
تا باز در زندان-
مددت فرماید؛
در همان است عزیز
پاشنه همان!
چرخ همان!
آشپز را عوض کردهاند...
اما باز!
کاسه همان
آشِ پختهی آنان، همان!
نیک گفتارِ ما-
ابراهیم؛
خواسته.هامان هنوز
مَـددی-
میخواهد.
«فلزبان»
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️