🌿🌸🌺🛠🌿🌸🌺🛠🌿🌸
«ویلیام گلاسر»، روانپزشک آمریکایی و پایهگذار نظریه انتخاب و واقعیتدرمانی، اعتقاد دارد که:
ما خود، سرنوشت خـود را مـیسـازیم. گرچه عوامل بسیاری بر زندگیما اعمالنفوذ میکنند، اما همیشه برای ما فرصت انتخاب و تغییر شرایط وجود دارد.
عوامل خـارجی اجزایـی از زندگی ما را تغییر میدهند ولی ما توان آن را داریم که با تغییـردادنِ جزء دیگری از زندگیمان، برایند زندگیمان را در جهت سازندگی پیش ببریم
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
«ویلیام گلاسر»، روانپزشک آمریکایی و پایهگذار نظریه انتخاب و واقعیتدرمانی، اعتقاد دارد که:
ما خود، سرنوشت خـود را مـیسـازیم. گرچه عوامل بسیاری بر زندگیما اعمالنفوذ میکنند، اما همیشه برای ما فرصت انتخاب و تغییر شرایط وجود دارد.
عوامل خـارجی اجزایـی از زندگی ما را تغییر میدهند ولی ما توان آن را داریم که با تغییـردادنِ جزء دیگری از زندگیمان، برایند زندگیمان را در جهت سازندگی پیش ببریم
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
🌿🌸🌺🛠🌿🌸🌺🛠🌿🌸
✍️کارفرما حق ندارد در زمان قطعی برق کارگر را به مرخصی اجباری بفرستد
🔹هیچ مرخصی اجباری بدون رضایت کارگر اعتباری ندارد و این گونه مرخصی ها فقط برای مواقع ضروری و حوادث غیر مترقبه لحاظ شده است.
🔹کارفرما حق ندارد با بهانه های مختلف مانند کمبود مواد اولیه، ضعف مدیریت و ... سعی کند که از دستمزد کارگر کم کند و متاسفانه این روال معمولا از زمان تحریم کشورمان در کارخانه ها و کارگاه ها اتفاق می افتد.
🔹کارگر نمی تواند تحمل کند که هر ماه مقداری از دستمزدش بابت مرخصی های اجباری کم شود. حتی حقوق کاملش نیز کفاف خرج و مخارج زندگی اش نیست.
مشکلاتی که برای کارخانه در زمینه قطعی برق پیش می آید کارگر هیچ تقصیری ندارد و کارفرما باید خودش مشکلاتش را با وزارت نیرو حل کند.
🔹مرخصی اجباری و کاهش حقوق ماهیانه کارگران باعث می شود که برای این قشر هیچ انگیزه ای نماند
🔹متاسفانه قراردادهای موقتی که با کارگران بسته می شود کارگر معمولا نمی تواند اعتراض کند چرا که ترس دارد قراردادش دوباره تمدید نشود.
#قانون_کار
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
✍️کارفرما حق ندارد در زمان قطعی برق کارگر را به مرخصی اجباری بفرستد
🔹هیچ مرخصی اجباری بدون رضایت کارگر اعتباری ندارد و این گونه مرخصی ها فقط برای مواقع ضروری و حوادث غیر مترقبه لحاظ شده است.
🔹کارفرما حق ندارد با بهانه های مختلف مانند کمبود مواد اولیه، ضعف مدیریت و ... سعی کند که از دستمزد کارگر کم کند و متاسفانه این روال معمولا از زمان تحریم کشورمان در کارخانه ها و کارگاه ها اتفاق می افتد.
🔹کارگر نمی تواند تحمل کند که هر ماه مقداری از دستمزدش بابت مرخصی های اجباری کم شود. حتی حقوق کاملش نیز کفاف خرج و مخارج زندگی اش نیست.
مشکلاتی که برای کارخانه در زمینه قطعی برق پیش می آید کارگر هیچ تقصیری ندارد و کارفرما باید خودش مشکلاتش را با وزارت نیرو حل کند.
🔹مرخصی اجباری و کاهش حقوق ماهیانه کارگران باعث می شود که برای این قشر هیچ انگیزه ای نماند
🔹متاسفانه قراردادهای موقتی که با کارگران بسته می شود کارگر معمولا نمی تواند اعتراض کند چرا که ترس دارد قراردادش دوباره تمدید نشود.
#قانون_کار
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
🌿🌸🌺🛠🌿🌸🌺🛠🌿🌸
فرازهای از کتاب دن آرام نوشته میخاییل شولوخف نویسنده شهیر روسی
یادمان باشد، هیچ یوغی برازندهٔ انسان نیست.
یادمان باشد، آدمی آبروی زمین است. حرمتش بداریم.
یادمان باشد، دروغگو، دروغگو به دنیا نمیآید امّا دروغگو، دروغگو از جهان خواهد رفت.
یادمان باشد، او که به نام عدالت میآید باید عدالت را برقرار کند ورنه دشمن است.
یادمان باشد، او که خویش را به بدی بیالاید هرگز شادمان نخواهد زیست.
یادمان باشد، او که شادمانی مردمان را نمیخواهد از ما نیست. او برده ی بی خرد اهریمن است.
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
فرازهای از کتاب دن آرام نوشته میخاییل شولوخف نویسنده شهیر روسی
یادمان باشد، هیچ یوغی برازندهٔ انسان نیست.
یادمان باشد، آدمی آبروی زمین است. حرمتش بداریم.
یادمان باشد، دروغگو، دروغگو به دنیا نمیآید امّا دروغگو، دروغگو از جهان خواهد رفت.
یادمان باشد، او که به نام عدالت میآید باید عدالت را برقرار کند ورنه دشمن است.
یادمان باشد، او که خویش را به بدی بیالاید هرگز شادمان نخواهد زیست.
یادمان باشد، او که شادمانی مردمان را نمیخواهد از ما نیست. او برده ی بی خرد اهریمن است.
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
🌿🌸🌺🛠🌿🌸🌺🛠🌿🌸
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌺🛠🌿🌸🌺🛠🌿🌸
این فیلم اهمیت آبهای زیرزمینی را نشان میدهد
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
این فیلم اهمیت آبهای زیرزمینی را نشان میدهد
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
🌿🌸🌺🛠🌿🌸🌺🛠🌿🌸
شاعر
شلاق را شعر کردم،
شعور را شعر کردم،
شادی را برای مردمانم، شعر کردم.
من شاعر نبودم
شلاق و شعور مردم
شاعرم کردند
محمود مهرآوران
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
شاعر
شلاق را شعر کردم،
شعور را شعر کردم،
شادی را برای مردمانم، شعر کردم.
من شاعر نبودم
شلاق و شعور مردم
شاعرم کردند
محمود مهرآوران
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌺🛠🌿🌸🌺🛠🌿🌸
تقدیم به همه خفتگان بی نام
او فرزند ایران است از هوشنگ ابتهاج
بر سنگ گوری تازه، نامی هست
دارنده این نام را هرگز ندیدم من
اینجا میان سوگواران آشنایانند و خویشانند
و مردمانی هم که چون من
دارنده این نام را هرگز ندیدند و نمی دانند
اما
هرکس که اینجا هست
با خشم و فریادی ـ گره در مشت ـ
می داند ، که او را کشت؟
برگرد گور تازه جمعی سوگواران است
دیگر کسی اینجا نمی پرسد:
« این خفته در خاک از کجا و از کدامان است؟»
می دانند، او فرزند ایران است.
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
تقدیم به همه خفتگان بی نام
او فرزند ایران است از هوشنگ ابتهاج
بر سنگ گوری تازه، نامی هست
دارنده این نام را هرگز ندیدم من
اینجا میان سوگواران آشنایانند و خویشانند
و مردمانی هم که چون من
دارنده این نام را هرگز ندیدند و نمی دانند
اما
هرکس که اینجا هست
با خشم و فریادی ـ گره در مشت ـ
می داند ، که او را کشت؟
برگرد گور تازه جمعی سوگواران است
دیگر کسی اینجا نمی پرسد:
« این خفته در خاک از کجا و از کدامان است؟»
می دانند، او فرزند ایران است.
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
🌿🌸🌺🛠🌿🌸🌺🛠🌿🌸
از نمایشنامه «خانم سرگرد باربارا»
برناردشاو
🍂«آندرو آندرشافت» مالک بزرگترین کارخانه های اسلحه سازی است و فرزندان او استفان، باربارا و سارا به لحاظ اخلاقی با کسب و کار پردرآمد پدرشان مشکل دارند. باربارا- دختر بزرگ خانواده – به گروهی مذهبی به نام «سپاه رستگاری» ملحق شده و در آن سپاه درجه سرگردی دریافت کرده است.
🍂او تجارت پدرش را تجارتی شیطانی میداند و تصور میکند پولی که از جنگ افروزی و فروش سلاح به دست میآید، پولی آلوده است اما هنگامی که ژنرال سپاه رستگاری با خشنودی از دریافت چکی از آقای اندرشافت استقبال میکند باربارا دچار فروریزی عقیدتی میشود.
🍂باربارا متوجه می شود که بزرگترین اسپانسر این سپاه مذهبی مالک کارخانههای ویسکی سازی است که با تبلیغات دائمی خود بسیاری را به سوی الکلیسم سوق داده است. این موضوعات باعث میشود، گفتگویی طولانی بین باربارا، پدرش ونامزد باربارا که استاد زبان یونانی است در بگیرد
برنارد شاو در خلال این گفتگوها موضوعات مهمی همچون «سرمایهداری»، «مذهب» و «اخلاق» را به بحث میگذارد
🌲برنارد شاو اقتصاددان، روزنامهنگار و نقد نویس موسیقی و تئاتر بود ولی شهرت عمده او به دلیل نمایشنامه نویسیاش است.🌲
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
از نمایشنامه «خانم سرگرد باربارا»
برناردشاو
🍂«آندرو آندرشافت» مالک بزرگترین کارخانه های اسلحه سازی است و فرزندان او استفان، باربارا و سارا به لحاظ اخلاقی با کسب و کار پردرآمد پدرشان مشکل دارند. باربارا- دختر بزرگ خانواده – به گروهی مذهبی به نام «سپاه رستگاری» ملحق شده و در آن سپاه درجه سرگردی دریافت کرده است.
🍂او تجارت پدرش را تجارتی شیطانی میداند و تصور میکند پولی که از جنگ افروزی و فروش سلاح به دست میآید، پولی آلوده است اما هنگامی که ژنرال سپاه رستگاری با خشنودی از دریافت چکی از آقای اندرشافت استقبال میکند باربارا دچار فروریزی عقیدتی میشود.
🍂باربارا متوجه می شود که بزرگترین اسپانسر این سپاه مذهبی مالک کارخانههای ویسکی سازی است که با تبلیغات دائمی خود بسیاری را به سوی الکلیسم سوق داده است. این موضوعات باعث میشود، گفتگویی طولانی بین باربارا، پدرش ونامزد باربارا که استاد زبان یونانی است در بگیرد
برنارد شاو در خلال این گفتگوها موضوعات مهمی همچون «سرمایهداری»، «مذهب» و «اخلاق» را به بحث میگذارد
🌲برنارد شاو اقتصاددان، روزنامهنگار و نقد نویس موسیقی و تئاتر بود ولی شهرت عمده او به دلیل نمایشنامه نویسیاش است.🌲
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
🌿🌸🌺🛠🌿🌸🌺🛠🌿🌸
استفاده از اقتدار بیش ار حد، چه در خانواده یا مدرسه یا اجتماع سبب بروز خشم در افراد میشود. در این شرایط آدمها میخواهند انتقام بگیرند و عصیان کنند و اگر فرصت پیدانکنند در جای دیگری آن را تلافی میکنند. وقتی کودک از حیث عقلی قادر به مذاکره نیست، پدر و مادر در نقش اولیای او عمل میکنند و بدون اجازه گرفتن از او برایش تصمیم میگیرند، مثلاً کودک را واکسن میزنند یا داروی تلخ به خوردش میدهند، امّا بهتدریج که بچّه بزرگ میشود، پدر و مادر باید کمتر از ابزار قدرت استفاده کنند و به روش گفت و گو و متقاعدسازی منطقی و عقلانی رو آورند و او را به سمت «بالغ» پیشببرند. همین روند در اجتماع هم وجود دارد، یعنی به طور طبیعی استفادهٔ زیاد از قدرت و گفتمان اقتدار باعث خشم ملّت نسبت به نهادهای قدرت میشود. این خشم و عدم اعتماد سبب میشود که مردم در هر موقعیتی که بتوانند و مجالی بیابند قانونشکنی کنند حتی اگر این کار به ضرر خود آنها باشد.
نهادهای حکومتی سالهای سال است که برای خود جایگاه ولایت نسبت به مردم قائل هستند، در حالیکه این نهادها باید وکیل مردم باشند، اگر این نقش به نقش تصمیمگیری برای مردم تبدیلشود و نهاد تصمیمگیرنده بهجای متقاعدکردن مردم و احترام به حریم شخصی آنها بخواهد اعمال زورکند، مردم در جای دیگری مانند رانندگی تخلیه خشم میکنند. بنابراین، شاید بتوان گفت اولین قدم در راه ایجاد جامعهای به هنجار آن است که نهادهای قدرتی که مسئولیت اداره جامعه بر عهده آنها گذاشتهشده، از «حدود حداقلّی» مرزهای قانونی خود فراتر نروند و بیش از حدی که قانون برای آنها تعیینکرده، از ابزار زور استفاده نکنند
این ملّت که از منظر تحلیل رفتار متقابل همچون کودکانی هستند که در نظام کلان ما برنامهای برای بالغ شدنشان پیشبینی نشده بنابراین یا مطیع محض هستند یا عصیانگر، همین افراد هم وقتی قرار باشد در مسند قدرت قرار گیرند این چرخه معیوب را باز تولید میکنند، یعنی در جامعهٔ ما صاحبان قدرت نیز در وضعیت «بالغ» قرار ندارند.
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
استفاده از اقتدار بیش ار حد، چه در خانواده یا مدرسه یا اجتماع سبب بروز خشم در افراد میشود. در این شرایط آدمها میخواهند انتقام بگیرند و عصیان کنند و اگر فرصت پیدانکنند در جای دیگری آن را تلافی میکنند. وقتی کودک از حیث عقلی قادر به مذاکره نیست، پدر و مادر در نقش اولیای او عمل میکنند و بدون اجازه گرفتن از او برایش تصمیم میگیرند، مثلاً کودک را واکسن میزنند یا داروی تلخ به خوردش میدهند، امّا بهتدریج که بچّه بزرگ میشود، پدر و مادر باید کمتر از ابزار قدرت استفاده کنند و به روش گفت و گو و متقاعدسازی منطقی و عقلانی رو آورند و او را به سمت «بالغ» پیشببرند. همین روند در اجتماع هم وجود دارد، یعنی به طور طبیعی استفادهٔ زیاد از قدرت و گفتمان اقتدار باعث خشم ملّت نسبت به نهادهای قدرت میشود. این خشم و عدم اعتماد سبب میشود که مردم در هر موقعیتی که بتوانند و مجالی بیابند قانونشکنی کنند حتی اگر این کار به ضرر خود آنها باشد.
نهادهای حکومتی سالهای سال است که برای خود جایگاه ولایت نسبت به مردم قائل هستند، در حالیکه این نهادها باید وکیل مردم باشند، اگر این نقش به نقش تصمیمگیری برای مردم تبدیلشود و نهاد تصمیمگیرنده بهجای متقاعدکردن مردم و احترام به حریم شخصی آنها بخواهد اعمال زورکند، مردم در جای دیگری مانند رانندگی تخلیه خشم میکنند. بنابراین، شاید بتوان گفت اولین قدم در راه ایجاد جامعهای به هنجار آن است که نهادهای قدرتی که مسئولیت اداره جامعه بر عهده آنها گذاشتهشده، از «حدود حداقلّی» مرزهای قانونی خود فراتر نروند و بیش از حدی که قانون برای آنها تعیینکرده، از ابزار زور استفاده نکنند
این ملّت که از منظر تحلیل رفتار متقابل همچون کودکانی هستند که در نظام کلان ما برنامهای برای بالغ شدنشان پیشبینی نشده بنابراین یا مطیع محض هستند یا عصیانگر، همین افراد هم وقتی قرار باشد در مسند قدرت قرار گیرند این چرخه معیوب را باز تولید میکنند، یعنی در جامعهٔ ما صاحبان قدرت نیز در وضعیت «بالغ» قرار ندارند.
ارتباط با ادمین: @Sfelezkaran
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
@Knowledge_N_Worker
🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
https://telegram.me/knowledge_N_Worker
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
Forwarded from سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
سازمان ملل برای مقابله با ال نینو هشدار داد
سازمان ملل به جهانیان هشدار داد که برای مقابله با ال نینو آماده شوند.
ایسنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، سازمان ملل متحد به جهان هشدار داد که خود را برای اثرات ال نینو آماده کند و گفت که پدیده آبوهوایی که باعث افزایش دمای جهانی میشود قرار است تا سال ۲۰۲۳ ادامه یابد.
ال نینو یک الگوی آبوهوایی طبیعی است که معمولاً با افزایش گرما در سراسر جهان همچنین خشکسالی در برخی از نقاط جهان و بارانهای شدید مرتبط است. این پدیده بهطور متوسط هر دو تا هفت سال یکبار اتفاق میافتد و دورههای آن معمولاً ۹ تا ۱۲ ماه طول میکشد.
سازمان جهانی هواشناسی سازمان ملل اعلام کرد که ال نینو در حال حاضر در جریان است و احتمال ادامه آن در نیمه دوم سال جاری ۹۰ درصد است.
پتری تالاس، دبیر کل سازمان جهانی جهانی بهداشت هشدار داد: ال نینو احتمال شکستن رکوردهای دما و ایجاد گرمای شدید در بسیاری از نقاط جهان و اقیانوسها را به شدت افزایش میدهد.
وی گفت: اعلام ال نینو توسط سازمان جهانی هواشناسی سازمان ملل هشداری به دولتهای سراسر جهان برای آمادگی و محدود کردن اثرات آن بر سلامت، اکوسیستم و اقتصاد است. هشدارهای اولیه و اقدامات پیشبینیشده در مورد رویدادهای شدید آبوهوایی مرتبط با این پدیده مهم آبوهوایی برای حفظ جان و معیشت حیاتی است...بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
سازمان ملل به جهانیان هشدار داد که برای مقابله با ال نینو آماده شوند.
ایسنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، سازمان ملل متحد به جهان هشدار داد که خود را برای اثرات ال نینو آماده کند و گفت که پدیده آبوهوایی که باعث افزایش دمای جهانی میشود قرار است تا سال ۲۰۲۳ ادامه یابد.
ال نینو یک الگوی آبوهوایی طبیعی است که معمولاً با افزایش گرما در سراسر جهان همچنین خشکسالی در برخی از نقاط جهان و بارانهای شدید مرتبط است. این پدیده بهطور متوسط هر دو تا هفت سال یکبار اتفاق میافتد و دورههای آن معمولاً ۹ تا ۱۲ ماه طول میکشد.
سازمان جهانی هواشناسی سازمان ملل اعلام کرد که ال نینو در حال حاضر در جریان است و احتمال ادامه آن در نیمه دوم سال جاری ۹۰ درصد است.
پتری تالاس، دبیر کل سازمان جهانی جهانی بهداشت هشدار داد: ال نینو احتمال شکستن رکوردهای دما و ایجاد گرمای شدید در بسیاری از نقاط جهان و اقیانوسها را به شدت افزایش میدهد.
وی گفت: اعلام ال نینو توسط سازمان جهانی هواشناسی سازمان ملل هشداری به دولتهای سراسر جهان برای آمادگی و محدود کردن اثرات آن بر سلامت، اکوسیستم و اقتصاد است. هشدارهای اولیه و اقدامات پیشبینیشده در مورد رویدادهای شدید آبوهوایی مرتبط با این پدیده مهم آبوهوایی برای حفظ جان و معیشت حیاتی است...بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
Forwarded from سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
مگر مردم چه می خواهند؟!
تو باشی و بهار باشد. و چکاوک ها
مگر من از خوشبختی چه می خواهم؟!
نان باشد و خانه باشد و آزادی
مگر مردم از ایران ؛ چه میخواهند؟!
صلح باشد و آزادی باشد و یک رویا
مگر مردم دنیا؛ چه می خواهند؟!
پویان
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺 عدد
تو باشی و بهار باشد. و چکاوک ها
مگر من از خوشبختی چه می خواهم؟!
نان باشد و خانه باشد و آزادی
مگر مردم از ایران ؛ چه میخواهند؟!
صلح باشد و آزادی باشد و یک رویا
مگر مردم دنیا؛ چه می خواهند؟!
پویان
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺 عدد
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@apahlavan
#نسلی_که_دارد_می_رود
کلاس سوم ابتدایی، روزی که «خانم خدابنده» معلم کلاسمان همه بچهها را به صف کرد برای رفتن به کتابخانه شهر...
مدرسهی امیرکبیر پایین شهر بود. مدرسهای درندشت. برای ما آخر دنیا بود. بار اولی بود که از مدرسه خارج میشدیم و حالا ما بچههای هشت، نُه ساله با موهای از ته تراشیده، با شلوارهای وصلهدار، جلوی درِ مدرسه به صف شده بودیم تا سوار تنها اتوبوس مسافربری اتوتوکل شویم و به «کتابخانه» برویم.
کتابخانه در قسمت انتهایی پارک شهر قرار داشت. خیلی خوشحال بودم؛ چون میدانستم کتابدارش کیست!...
یادم هست ساختمانش آجری بود؛ آجرهایی با بندکشیهای مشکی و درهای فلزی آبی رنگ. دو، سه پله میخورد و میرفت بالا. ذوق آشکار ما بچهها که همدیگر را هل میدادیم تا پا در جای عجیبی بگذاریم. جایی تمیز، پر از رنگهای شاد، با بوهای خوش که با بویِ مستکننده کاغذ و کتابِ نو درآمیخته بود و بچهها در حیرت. معلممان گفت: «خب بچهها، هر کدوم میتونین یک کتاب، هر کتابی که دوست داشتین انتخاب کنین و ببرین خونهتون بخونین» و خانمِ مهربانِ کتابخانه، که دختر خالهام بود و یکدم خنده از لبهایش محو نمیشد؛ گفت: «دو تا کتاب میتونین انتخاب کنین، چون بچههای خوبی هستین...» و ما لُپهایمان گل انداخته بود از شرم یا خوشحالی یا ذوق یا هرچی و بمانیم که حالا از میان این هزارهزار کتاب، کدام دوتا را انتخاب کنیم؟...
سالها بعد آنجا شد کتابخانهی کانون... کانون پرورش فکری... قصههای زیگفرید را در همان آنجا خواندم، مجموعه کتابهای طلایی و «مهمان ناخوانده» را...
«مهمان ناخوانده» یعنی غوطهورشدن در خیال، در رنگ، در کلمه. یعنی آموختن اینکه چطور بتوانی آن ننه پیرزنی باشی که در یک شبِ بارانی همه موجودات دنیا را از سرِ مهر در خانهی کوچک جا دهی. یعنی آموختن اینکه چطور با «دیگری»، نهتنها کنار بیایی بلکه زندگی کنی؛ که مهربان باشی؛ که برایش حق زیستن، آنچنان که هست، نه آنچنان که تو میخواهی قائل باشی، گیرم که گربه باشد یا الاغ، گنجشک باشد یا گاو، سگ باشد یا پرنده... یعنی بدون آنکه از نام و فکرش بپرسی، نانش دهی، جانش نگیری و در زندگیات جایش دهی... کتابخانههای کانون را نسلی پی ریخت که عدالت کتاب خوانی را بچهها، در دورترین و محرومترین روستاها، تجربه کردند. کانون، خاستگاه نخستین مروجان کوچک کتاب شد. نخستین سوادآموزان کوچکی که با خواندن کتابهایی که به امانت میگرفتند، نهتنها بزرگترهایشان را در لذتِ خواندنِ کتاب سهیم میکردند که معلمان کوچک پدر و مادر و پدربزرگها و مادربزرگهایشان هم بودند. بچه هایی از ارس تا هیرمند و از سرخس تا اروند پروازِ خیال و خلاقیت شان شکوفا شد و آفرینشهای هنری و ادبیشان آشکار...
کانونی که از سینمایش کیارستمی طلوع کرد وامیر نادری... از شعرش احمدرضا احمدی و محمود کیانوش؛ و از نقاشیاش زرین کلک، فرشید مثقالی و علیاکبر صادقی... و این همه نویسنده، شاعر، هنرمند و انسان که از همین کتابخانههای کانون برآمدهاند... نسلی^ که گویا ماموریت تاریخی داشت... ازمحمد رضا شجریان، علی اشرف درویشیان، مسعود کیمیایی، آیدین آغداشلو، بهمن فرمان آرا، اسفندیار منفردزاده، صمد بهرنگی و ناصر تقوایی... نسلی که هم، حوادث خون بار را تجربه کردند و هم تحول تاسیس رادیو^ را... نسلی که با تاسیس کانون پرورش فکری، یکدیگر را درگوشه گوشه ایران یافتند... نسلی که دستِ ایران را در دستِ نسلی نهادهاند که مدرن، معترض و خواهان تغییرند...
پانوشت:
^. همگی زادهٔ سال۱۳۱۹ با یکی دوسال تفاوت...
واپسین روزهای تیر۱۴۰۲پهلوان
#خواب_های_طلایی⬇️⬇️
#جواد_معروفی زادهٔ ۱۵ مرداد ۱۲۹۱، درگذشتهٔ ۱۶ آذر ۱۳۷۲، آهنگساز و تنظیم کننده ارکستر گلهای رنگارنگ و نوازندهٔ پیانو... او فرزند موسی معروفی نوازندهٔ تار بود...
#نسلی_که_دارد_می_رود
کلاس سوم ابتدایی، روزی که «خانم خدابنده» معلم کلاسمان همه بچهها را به صف کرد برای رفتن به کتابخانه شهر...
مدرسهی امیرکبیر پایین شهر بود. مدرسهای درندشت. برای ما آخر دنیا بود. بار اولی بود که از مدرسه خارج میشدیم و حالا ما بچههای هشت، نُه ساله با موهای از ته تراشیده، با شلوارهای وصلهدار، جلوی درِ مدرسه به صف شده بودیم تا سوار تنها اتوبوس مسافربری اتوتوکل شویم و به «کتابخانه» برویم.
کتابخانه در قسمت انتهایی پارک شهر قرار داشت. خیلی خوشحال بودم؛ چون میدانستم کتابدارش کیست!...
یادم هست ساختمانش آجری بود؛ آجرهایی با بندکشیهای مشکی و درهای فلزی آبی رنگ. دو، سه پله میخورد و میرفت بالا. ذوق آشکار ما بچهها که همدیگر را هل میدادیم تا پا در جای عجیبی بگذاریم. جایی تمیز، پر از رنگهای شاد، با بوهای خوش که با بویِ مستکننده کاغذ و کتابِ نو درآمیخته بود و بچهها در حیرت. معلممان گفت: «خب بچهها، هر کدوم میتونین یک کتاب، هر کتابی که دوست داشتین انتخاب کنین و ببرین خونهتون بخونین» و خانمِ مهربانِ کتابخانه، که دختر خالهام بود و یکدم خنده از لبهایش محو نمیشد؛ گفت: «دو تا کتاب میتونین انتخاب کنین، چون بچههای خوبی هستین...» و ما لُپهایمان گل انداخته بود از شرم یا خوشحالی یا ذوق یا هرچی و بمانیم که حالا از میان این هزارهزار کتاب، کدام دوتا را انتخاب کنیم؟...
سالها بعد آنجا شد کتابخانهی کانون... کانون پرورش فکری... قصههای زیگفرید را در همان آنجا خواندم، مجموعه کتابهای طلایی و «مهمان ناخوانده» را...
«مهمان ناخوانده» یعنی غوطهورشدن در خیال، در رنگ، در کلمه. یعنی آموختن اینکه چطور بتوانی آن ننه پیرزنی باشی که در یک شبِ بارانی همه موجودات دنیا را از سرِ مهر در خانهی کوچک جا دهی. یعنی آموختن اینکه چطور با «دیگری»، نهتنها کنار بیایی بلکه زندگی کنی؛ که مهربان باشی؛ که برایش حق زیستن، آنچنان که هست، نه آنچنان که تو میخواهی قائل باشی، گیرم که گربه باشد یا الاغ، گنجشک باشد یا گاو، سگ باشد یا پرنده... یعنی بدون آنکه از نام و فکرش بپرسی، نانش دهی، جانش نگیری و در زندگیات جایش دهی... کتابخانههای کانون را نسلی پی ریخت که عدالت کتاب خوانی را بچهها، در دورترین و محرومترین روستاها، تجربه کردند. کانون، خاستگاه نخستین مروجان کوچک کتاب شد. نخستین سوادآموزان کوچکی که با خواندن کتابهایی که به امانت میگرفتند، نهتنها بزرگترهایشان را در لذتِ خواندنِ کتاب سهیم میکردند که معلمان کوچک پدر و مادر و پدربزرگها و مادربزرگهایشان هم بودند. بچه هایی از ارس تا هیرمند و از سرخس تا اروند پروازِ خیال و خلاقیت شان شکوفا شد و آفرینشهای هنری و ادبیشان آشکار...
کانونی که از سینمایش کیارستمی طلوع کرد وامیر نادری... از شعرش احمدرضا احمدی و محمود کیانوش؛ و از نقاشیاش زرین کلک، فرشید مثقالی و علیاکبر صادقی... و این همه نویسنده، شاعر، هنرمند و انسان که از همین کتابخانههای کانون برآمدهاند... نسلی^ که گویا ماموریت تاریخی داشت... ازمحمد رضا شجریان، علی اشرف درویشیان، مسعود کیمیایی، آیدین آغداشلو، بهمن فرمان آرا، اسفندیار منفردزاده، صمد بهرنگی و ناصر تقوایی... نسلی که هم، حوادث خون بار را تجربه کردند و هم تحول تاسیس رادیو^ را... نسلی که با تاسیس کانون پرورش فکری، یکدیگر را درگوشه گوشه ایران یافتند... نسلی که دستِ ایران را در دستِ نسلی نهادهاند که مدرن، معترض و خواهان تغییرند...
پانوشت:
^. همگی زادهٔ سال۱۳۱۹ با یکی دوسال تفاوت...
واپسین روزهای تیر۱۴۰۲پهلوان
#خواب_های_طلایی⬇️⬇️
#جواد_معروفی زادهٔ ۱۵ مرداد ۱۲۹۱، درگذشتهٔ ۱۶ آذر ۱۳۷۲، آهنگساز و تنظیم کننده ارکستر گلهای رنگارنگ و نوازندهٔ پیانو... او فرزند موسی معروفی نوازندهٔ تار بود...
در سالمندی هم می توان جوان ماند!
ورزش آن اکسیر شگفت انگیز جوانی است و می توان در هر سنی با ورزش مناسب آن سن، دوباره جوانی و نشاط را تجربه کرد.
ورزش کردن برای بدن مفید و اثرات خوبی در روحیه سالمندان دارد. بازیابی عضلات با ورزش به بهداشت جسمی و روحی کمک بزرگی می کند.
در نروژ و آمریکا طبق یک آمارگیری از سالمندان متوجه شدند کسانی که بطور مرتب ورزش می کنند سن سلامتی شان 25 سال کمتر از سن شناسنامه ای شان است.
در مسابقات سالانه سالمندان در مینیاپولیس آمریکا که سالمندانی بین سنین 55 تا 95 شرکت داشتند، معلوم شد سن سلامتی شرکت کنندگان 25 تا 30 سال کمتر از سن شناسنامه ای شان است.
اودریک اورلاف متخصص طب سالمندی در نروژ ثابت کرد ورزش می تواند در جوان تر کردن سالمندان اثرات شگفت انگیزی داشته باشد. سن تندرستی بر حسب میزان تحرک و یا بی تحرکی اندازه گیری می شود. کاهش حجم عضلات و کند تر شدن عملکرد فیزیکی سالمندان باعث تندتر شدن روند پیری و زمین گیر شدن آنها می گردد.
دبیرخانه انجمن کنشگران سالمندی ایران
مهر 1402
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺 عدد
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
چگونه انتقاد کنیم!
گردن آلپورت ،روانشناس معروف عقیده دارد :
وقتی که از کسی انتقاد میکنیم، داریم به نوعی دست به جراحی شخصیت میزنیم، همانند جراحی که میخواهد توموری را از بدن بیماری خارج کند و هنگام جراحی مواظب است رگ و پی های سالم اطراف تومور آسیب نبیند!!!
پس هنگامی که تیغ انتقاد را در دست میگیریم همان قسمتی را که باید زیر تیغ ببریم و مواظب قسمتهای سالم شخصیت باشیم!
مثلا وقتی كسي را ميخواهيم به خاطر عدم مسئولیت پذیری انتقاد کنيم، نباید از واژههایی مثل از تو ناامید شدم! يا تو هیچی نمیشی و غیره... که کل شخصیت را زیر سوال میبرد استفاده کنيم،
پس راه درست اينست كه:
پس از گوشزد کردن نکات مثبت شخصیت فرد، که مطمئنا همه دارا میباشند، از عدم مسئولیت پذیری وی انتقاد كنيم.🤍🤍
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺 عدد
گردن آلپورت ،روانشناس معروف عقیده دارد :
وقتی که از کسی انتقاد میکنیم، داریم به نوعی دست به جراحی شخصیت میزنیم، همانند جراحی که میخواهد توموری را از بدن بیماری خارج کند و هنگام جراحی مواظب است رگ و پی های سالم اطراف تومور آسیب نبیند!!!
پس هنگامی که تیغ انتقاد را در دست میگیریم همان قسمتی را که باید زیر تیغ ببریم و مواظب قسمتهای سالم شخصیت باشیم!
مثلا وقتی كسي را ميخواهيم به خاطر عدم مسئولیت پذیری انتقاد کنيم، نباید از واژههایی مثل از تو ناامید شدم! يا تو هیچی نمیشی و غیره... که کل شخصیت را زیر سوال میبرد استفاده کنيم،
پس راه درست اينست كه:
پس از گوشزد کردن نکات مثبت شخصیت فرد، که مطمئنا همه دارا میباشند، از عدم مسئولیت پذیری وی انتقاد كنيم.🤍🤍
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺 عدد
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️