صبر، فقط منتظر ماندن نیست. صبر یعنی وقتی زندگی ما را وارد جهان زیرین میکند، پیش از آنکه بخواهیم فرار کنیم یا همهچیز را دوباره مثل قبل کنیم، اجازه بدهیم چیزی در ما دگرگون شود.
در اسطوره، وصال پاداشِ صبر نیست؛ وصال، نتیجه دگرگون شدن است. اینانا وقتی بازمیگردد، همان الههای نیست که سفر را آغاز کرده بود؛ او انسانی دیگر، یا بهتر بگویم، روانی دیگر شده است.
شاید به همین دلیل مولانا میگوید:
«ز پسِ صبر، تو را او به سرِ صدر نشاند.»
زیرا آنچه پس از صبر به دست میآید، فقط رسیدن به مقصد نیست؛ رسیدن به خویشتنی تازه است.»
#کیمیاگر_درون #اسطوره #یونگ
@kimiagaredaron
در اسطوره، وصال پاداشِ صبر نیست؛ وصال، نتیجه دگرگون شدن است. اینانا وقتی بازمیگردد، همان الههای نیست که سفر را آغاز کرده بود؛ او انسانی دیگر، یا بهتر بگویم، روانی دیگر شده است.
شاید به همین دلیل مولانا میگوید:
«ز پسِ صبر، تو را او به سرِ صدر نشاند.»
زیرا آنچه پس از صبر به دست میآید، فقط رسیدن به مقصد نیست؛ رسیدن به خویشتنی تازه است.»
#کیمیاگر_درون #اسطوره #یونگ
@kimiagaredaron
❤10
یک شروع تازه...
مدتهاست اسطورهها برای من فقط قصههای کهن نیستند؛
هرچه بیشتر دربارهشان میخوانم، بیشتر میبینم که پشت داستان خدایان، قهرمانان و زنان اسطورهای، چیزهایی دربارهی خودِ ما پنهان شده.
دربارهی ترسهایمان، سایههایمان، عشق، فقدان، دگرگونی و آن لحظههایی که در زندگی مجبور میشویم از یک «خودِ قدیمی» عبور کنیم.
برای همین تصمیم گرفتم این مسیر را در یک فضای تازه ادامه بدهم:
🌙 هزارتوی روان
اینجا قرار است اسطورهها را از زاویهی روان، خودشناسی و تجربهی انسانی روایت کنیم؛
از پرسفون و اینانا تا زنان اسطورههای ایرانی، از جهان زیرین و سفر قهرمان تا سایه و تولد دوباره.
اگر تو هم دوست داری پشت قصههای کهن، قصهی خودت را پیدا کنی، خوشحال میشوم در این سفر همراه من باشی.
هزارتوی روان، تازه شروع شده... 🌒
@hezartoyravan
آیدی اینستاگرام
@hezartoyravan
مدتهاست اسطورهها برای من فقط قصههای کهن نیستند؛
هرچه بیشتر دربارهشان میخوانم، بیشتر میبینم که پشت داستان خدایان، قهرمانان و زنان اسطورهای، چیزهایی دربارهی خودِ ما پنهان شده.
دربارهی ترسهایمان، سایههایمان، عشق، فقدان، دگرگونی و آن لحظههایی که در زندگی مجبور میشویم از یک «خودِ قدیمی» عبور کنیم.
برای همین تصمیم گرفتم این مسیر را در یک فضای تازه ادامه بدهم:
🌙 هزارتوی روان
اینجا قرار است اسطورهها را از زاویهی روان، خودشناسی و تجربهی انسانی روایت کنیم؛
از پرسفون و اینانا تا زنان اسطورههای ایرانی، از جهان زیرین و سفر قهرمان تا سایه و تولد دوباره.
اگر تو هم دوست داری پشت قصههای کهن، قصهی خودت را پیدا کنی، خوشحال میشوم در این سفر همراه من باشی.
هزارتوی روان، تازه شروع شده... 🌒
@hezartoyravan
آیدی اینستاگرام
@hezartoyravan
🔥4❤3👏2👍1
گاهی خودمان را فقط با نام، گذشته، نقشها و تجربههایمان تعریف میکنیم؛
غافل از اینکه اینها تنها بخشی از وجود ما هستند، نه تمام آن.
برهمنان جملهای اسرارآمیز دارند
«تَت تْوَم اَسی»؛ تو آن هستی.
«آن» یعنی حقیقت بنیادین هستی؛ و این جمله میگوید در عمیقترین لایهٔ وجودت، از آن حقیقت جدا نیستی.
شاید سفر درون، در نهایت کشف چیزی نباشد که نداشتهای؛
بلکه به یاد آوردن چیزی باشد که همیشه در تو بوده است.
#کیمیاگر_درون #اسطوره
@kimiagaredaron
غافل از اینکه اینها تنها بخشی از وجود ما هستند، نه تمام آن.
برهمنان جملهای اسرارآمیز دارند
«تَت تْوَم اَسی»؛ تو آن هستی.
«آن» یعنی حقیقت بنیادین هستی؛ و این جمله میگوید در عمیقترین لایهٔ وجودت، از آن حقیقت جدا نیستی.
شاید سفر درون، در نهایت کشف چیزی نباشد که نداشتهای؛
بلکه به یاد آوردن چیزی باشد که همیشه در تو بوده است.
#کیمیاگر_درون #اسطوره
@kimiagaredaron
❤8👏3
گاهی آنقدر خودمان را با بدنمان یکی میدانیم که فراموش میکنیم بدن تنها بخشی از تجربهی ما از زندگی است.
بدن شبیه چراغی است که امکان دیدن و تجربه کردن جهان را برای ما فراهم میکند؛ اما آنچه چراغ را روشن میکند، آگاهی است.
اگر چراغی خاموش شود، نور از آن چراغ دیگر نمیتابد؛ اما این به معنای نابودی خودِ نور نیست.
شاید ما نیز بیش از آن چیزی هستیم که در آینه میبینیم؛ فراتر از چهره، سن، شکل بدن، افکار و داستانهایی که دربارهی خودمان ساختهایم.
پس بدن را نباید کوچک شمرد؛
بلکه باید آن را گرامی داشت، از آن مراقبت کرد و به خاطر امکانی که برای تجربهی عشق، لمس، دیدن و زیستن به ما میدهد، دوستش داشت.
شاید بدن، چراغ باشد؛
و آگاهی، نوری که از آن میتابد.
#کیمیاگر_درون #اسطوره #خودشناسی
@kimiagaredaron
بدن شبیه چراغی است که امکان دیدن و تجربه کردن جهان را برای ما فراهم میکند؛ اما آنچه چراغ را روشن میکند، آگاهی است.
اگر چراغی خاموش شود، نور از آن چراغ دیگر نمیتابد؛ اما این به معنای نابودی خودِ نور نیست.
شاید ما نیز بیش از آن چیزی هستیم که در آینه میبینیم؛ فراتر از چهره، سن، شکل بدن، افکار و داستانهایی که دربارهی خودمان ساختهایم.
پس بدن را نباید کوچک شمرد؛
بلکه باید آن را گرامی داشت، از آن مراقبت کرد و به خاطر امکانی که برای تجربهی عشق، لمس، دیدن و زیستن به ما میدهد، دوستش داشت.
شاید بدن، چراغ باشد؛
و آگاهی، نوری که از آن میتابد.
#کیمیاگر_درون #اسطوره #خودشناسی
@kimiagaredaron
❤12👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#نمادشناسی #کیمیاگر_درون
پس آنچه هست، به ما سود و شکل میدهد؛
اما آنچه نیست، به ما امکان استفاده میدهد.
@kimiagaredaron
پس آنچه هست، به ما سود و شکل میدهد؛
اما آنچه نیست، به ما امکان استفاده میدهد.
@kimiagaredaron
❤6👏2
کیمیاگر درون☄️🔮
#نمادشناسی #کیمیاگر_درون پس آنچه هست، به ما سود و شکل میدهد؛ اما آنچه نیست، به ما امکان استفاده میدهد. @kimiagaredaron
صفر منو یاد یک چیز دیگه هم انداخت: فیزیک کوانتوم.
نه از این جهت که صفر در نمادشناسی دقیقاً همان چیزی است که فیزیکدانها به آن «خلأ» میگویند؛ اینها مفاهیم متفاوتی هستند.
اما یک شباهت مفهومی برای من جالبه:
ما معمولاً وقتی به یک فضای خالی نگاه میکنیم، فکر میکنیم «هیچ چیزی اینجا نیست.»
در حالی که در فیزیک مدرن، خلأ هم لزوماً به معنای یک «هیچِ مطلق» و ساده نیست.
و همین منو دوباره برمیگردونه به صفر.
صفر شاید نماد جایی باشد که هنوز چیزی به شکل مشخص ظاهر نشده، اما امکانِ ظهور وجود دارد.
این نگاه منو یاد حرفهایی میاندازه که جو دیسپنزا دربارهی «میدان» و امکانهای پیش از شکلگیری تجربهی مادی مطرح میکنه.
البته اینجا باید حواسمون باشه که حرفهای او را با فیزیک دانشگاهی یکی نکنیم؛ بعضی از تفسیرهای او دربارهی کوانتوم، مورد تأیید جریان اصلی علم نیستند.
اما بهعنوان یک تصویر ذهنی، برای من جالبه:
قبل از اینکه چیزی در زندگی شکل بگیرد، آیا لازم نیست فضایی برای آن وجود داشته باشد؟
شاید به همین دلیل، خلأ همیشه چیزی نیست که باید از آن فرار کنیم.
گاهی باید اجازه بدهیم یک فضای خالی باقی بماند.
نه برای اینکه در آن «هیچ» باشد؛
بلکه برای اینکه چیزی تازه بتواند در آن متولد شود.
شاید صفر، عددِ «هیچ» نباشد؛
شاید عددِ هنوز شکل نگرفتهها باشد.
#کیمیاگر_درون
@kimiagaredaron
نه از این جهت که صفر در نمادشناسی دقیقاً همان چیزی است که فیزیکدانها به آن «خلأ» میگویند؛ اینها مفاهیم متفاوتی هستند.
اما یک شباهت مفهومی برای من جالبه:
ما معمولاً وقتی به یک فضای خالی نگاه میکنیم، فکر میکنیم «هیچ چیزی اینجا نیست.»
در حالی که در فیزیک مدرن، خلأ هم لزوماً به معنای یک «هیچِ مطلق» و ساده نیست.
و همین منو دوباره برمیگردونه به صفر.
صفر شاید نماد جایی باشد که هنوز چیزی به شکل مشخص ظاهر نشده، اما امکانِ ظهور وجود دارد.
این نگاه منو یاد حرفهایی میاندازه که جو دیسپنزا دربارهی «میدان» و امکانهای پیش از شکلگیری تجربهی مادی مطرح میکنه.
البته اینجا باید حواسمون باشه که حرفهای او را با فیزیک دانشگاهی یکی نکنیم؛ بعضی از تفسیرهای او دربارهی کوانتوم، مورد تأیید جریان اصلی علم نیستند.
اما بهعنوان یک تصویر ذهنی، برای من جالبه:
قبل از اینکه چیزی در زندگی شکل بگیرد، آیا لازم نیست فضایی برای آن وجود داشته باشد؟
شاید به همین دلیل، خلأ همیشه چیزی نیست که باید از آن فرار کنیم.
گاهی باید اجازه بدهیم یک فضای خالی باقی بماند.
نه برای اینکه در آن «هیچ» باشد؛
بلکه برای اینکه چیزی تازه بتواند در آن متولد شود.
شاید صفر، عددِ «هیچ» نباشد؛
شاید عددِ هنوز شکل نگرفتهها باشد.
#کیمیاگر_درون
@kimiagaredaron
❤7👍2👏2
ما فکر میکنیم زندگی یعنی انتخاب بین دو قطب؛
یا خیر، یا شر...
یا نور، یا تاریکی...
یا زشت، یا زیبا.
اما زندگی اینطور کار نمیکنه.
زندگی «یا» نیست؛ «هم» است.
تاریکی، دشمن نور نیست؛
همون چیزییه که باعث میشه نور رو ببینیم.
مرگ، ضد زندگی نیست؛
بخشی از خود زندگیه.
ما مدام میخوایم یکی رو حذف کنیم تا دیگری رو داشته باشیم...
غافل از اینکه تمامیت، وقتی شکل میگیره که تضادها رو کنار هم ببینیم، نه در برابر هم.
شاید زندگی قرار نیست یکی از این دو رو انتخاب کنه...
زندگی، خودش هر دوی آنهاست.
شاید بگی:
«خب من که انتخاب دارم، چرا خیر رو انتخاب نکنم؟
من شادی رو میخوام، نور رو میخوام، خوبی رو میخوام.»
و من هم میگم:
انتخاب کن.
مسئله این نیست که تاریکی رو انتخاب کنی.
مسئله اینه که خیال نکنی با انتخاب نور، تاریکی دیگه وجود نداره.
بلوغ شاید این باشه که
نور رو انتخاب کنی، اما از تاریکی نترسی.
چون زندگی جنگِ نور و تاریکی نیست؛
هر دو در بافتِ همین زندگی حضور دارن.
من میتونم خیر رو انتخاب کنم،
بدون اینکه شر رو انکار کنم.
میتونم شادی رو انتخاب کنم،
بدون اینکه غم رو دشمن خودم بدونم.
انتخاب من نور است؛
اما تمامیت زندگی را هم میپذیرم.
#کیمیاگر_درون #خودشناسی
@kimiagaredaron
یا خیر، یا شر...
یا نور، یا تاریکی...
یا زشت، یا زیبا.
اما زندگی اینطور کار نمیکنه.
زندگی «یا» نیست؛ «هم» است.
تاریکی، دشمن نور نیست؛
همون چیزییه که باعث میشه نور رو ببینیم.
مرگ، ضد زندگی نیست؛
بخشی از خود زندگیه.
ما مدام میخوایم یکی رو حذف کنیم تا دیگری رو داشته باشیم...
غافل از اینکه تمامیت، وقتی شکل میگیره که تضادها رو کنار هم ببینیم، نه در برابر هم.
شاید زندگی قرار نیست یکی از این دو رو انتخاب کنه...
زندگی، خودش هر دوی آنهاست.
شاید بگی:
«خب من که انتخاب دارم، چرا خیر رو انتخاب نکنم؟
من شادی رو میخوام، نور رو میخوام، خوبی رو میخوام.»
و من هم میگم:
انتخاب کن.
مسئله این نیست که تاریکی رو انتخاب کنی.
مسئله اینه که خیال نکنی با انتخاب نور، تاریکی دیگه وجود نداره.
بلوغ شاید این باشه که
نور رو انتخاب کنی، اما از تاریکی نترسی.
چون زندگی جنگِ نور و تاریکی نیست؛
هر دو در بافتِ همین زندگی حضور دارن.
من میتونم خیر رو انتخاب کنم،
بدون اینکه شر رو انکار کنم.
میتونم شادی رو انتخاب کنم،
بدون اینکه غم رو دشمن خودم بدونم.
انتخاب من نور است؛
اما تمامیت زندگی را هم میپذیرم.
#کیمیاگر_درون #خودشناسی
@kimiagaredaron
❤6👌5👍1👏1
شاید شفا در معنای عمیقش این نباشد که
به آدمِ قبلیِ خودمان برگردیم.
گاهی ما از دلِ یک فروپاشی عبور میکنیم
تا دیگر همان آدمِ قبل نباشیم.
شفا شاید یعنی
قطعاتِ پراکندهٔ خودمان را دوباره پیدا کنیم،
آنها را کنار هم بنشانیم
و از دلِ این ویرانی،
به شکلِ تازهای از خودمان تبدیل شویم.
شفا همیشه بازگشت نیست؛
گاهی تولدِ دوباره است.
#کیمیاگر_درون #روانشناسی_یونگی
@kimiagaredaron
به آدمِ قبلیِ خودمان برگردیم.
گاهی ما از دلِ یک فروپاشی عبور میکنیم
تا دیگر همان آدمِ قبل نباشیم.
شفا شاید یعنی
قطعاتِ پراکندهٔ خودمان را دوباره پیدا کنیم،
آنها را کنار هم بنشانیم
و از دلِ این ویرانی،
به شکلِ تازهای از خودمان تبدیل شویم.
شفا همیشه بازگشت نیست؛
گاهی تولدِ دوباره است.
#کیمیاگر_درون #روانشناسی_یونگی
@kimiagaredaron
❤4👏4