من خدا هستم
19.6K subscribers
8K photos
10.2K videos
214 files
2.73K links
🔅مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد🔅

Group: ️
@Islie_Group

☆CHANNELS⇩
@KTYAB ☜ⓚ
@ISLIE ←ⓓ
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢آسیبها به غنی سازی فردو خیلی جدی و زیاد بوده»!
‏این اظهارات بهت آور عراقچی، درگفتگوبا تلویزیونCBS آمریکا، مطابق با ادعاهای ترامپ در این زمینه است و نشان میدهدکه تهران برای مذاکره با آمریکا، تعطیل برنامه اتمی و پرهیز از آغاز دور تازه جنگ آماده شده. تند روهای حکومت عقب نشسته اند!

@khod2
👍26👎41
🔘 گام به سوی تاریکی: پزشکیان قانون تعلیق همکاری با آژانس را ابلاغ کرد؛ شمارش معکوس برای «مکانیزم ماشه»

▪️ مسعود پزشکیان، با ابلاغ قانون مصوب مجلس، رسماً «تعلیق همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» را کلید زد. این اقدام که یک گام عملی به سوی تاریکی کامل هسته‌ای است، بلافاصله با واکنش تند اروپا و اسرائیل مواجه شد. وزیر خارجه فرانسه هشدار داد که سه کشور اروپایی آماده فعال کردن «مکانیزم ماشه» (بازگشت خودکار تحریم‌ها) هستند و وزیر خارجه اسرائیل نیز خواستار فعال‌سازی فوری آن شد. اکنون یک شمارش معکوس جدید و بسیار خطرناک‌تر آغاز شده است.

▫️ یک قانون دوپهلو: قمار در منطقه خاکستری
این قانون، یک قمار برای «راه رفتن بر لبه تیغ» است. جمهوری اسلامی با این کار، تلاش می‌کند دو هدف متضاد را همزمان محقق کند. از یک سو، با ابلاغ یک قانون تهاجمی، برای تندروهای داخلی که پس از شکست نظامی به شدت تحقیر شده‌اند، خوراک فراهم کرده و یک نمایش قدرت ظاهری اجرا می‌کند. از سوی دیگر، با مبهم گذاشتن نحوه و زمان اجرا، تلاش می‌کند توپ را در زمین اروپا بیندازد و آنها را در موقعیت دشواری قرار دهد؛ به این امید که اروپایی‌ها از ترس متهم شدن به «کشتن کامل دیپلماسی»، از فعال کردن فوری مکانیزم ماشه خودداری کنند.

▫️ شمارش معکوس جدید: شمشیر «مکانیزم ماشه» بر فراز ایران
اما این یک بازی بسیار خطرناک است. این اقدام، بهترین و آخرین بهانه را به دست سه کشور اروپایی می‌دهد تا «مکانیزم ماشه» را فعال کنند. همانطور که وزیر خارجه فرانسه هشدار داد، آنها می‌توانند «تنها با ارسال یک نامه رسمی»، تمام تحریم‌های تسلیحاتی، هسته‌ای و بانکی سازمان ملل را به صورت خودکار بازگردانند. این کار، ایران را به ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد بازمی‌گرداند و یک انزوای اقتصادی و سیاسی مطلق را بر آن تحمیل می‌کند.

▫️ بحران نظامی: «مه غلیظ» و خطر حمله پیشگیرانه
همزمان، تعلیق همکاری و ممانعت از دسترسی بازرسان برای ارزیابی خسارات جنگ اخیر، یک «مه غلیظ» بر روی برنامه هسته‌ای ایران ایجاد می‌کند. این «کوری اطلاعاتی» برای اسرائیل، که اکنون برتری نظامی مطلق در منطقه دارد، غیرقابل تحمل است. وقتی آنها ندانند در تأسیسات ایران چه می‌گذرد، بدترین سناریو را فرض خواهند کرد: یک «شتاب نهایی» و پنهانی برای ساخت بمب. این وضعیت، ریسک یک حمله پیشگیرانه دیگر را به شدت افزایش می‌دهد.

▫️ در نهایت، جمهوری اسلامی با این قانون، یک قمار بسیار پرخطر را آغاز کرده است. این رژیم که در جنگ ۱۲ روزه تحقیر شده، اکنون با حرکت به سمت ابهام و تاریکی هسته‌ای، تلاش می‌کند بازدارندگی از دست رفته خود را بازسازی کند. اما این قمار، به جای ایجاد قدرت، تنها دو گزینه محتمل را پیش روی ایران قرار داده است: فروپاشی اقتصادی تحت تحریم‌های جهانی، یا انهدام نظامی در یک حمله پیشگیرانه دیگر.

@khod2
👍236👏1
🔘 کابوس یک انفجار: اروپا برای فرار از بحران، راه خود را از آمریکا جدا می‌کند؟

▪️ امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، پس از سه سال سکوت، با ولادیمیر پوتین تماس گرفت تا در مورد بحران ایران گفتگو کند. این تماس یک چرخش دیپلماتیک عادی نیست؛ این اولین نشانه از تغییرات در ائتلاف غرب در برابر ایران است. کاخ الیزه پس از این تماس، سیگنال مهمی را ارسال کرد: فرانسه اکنون آماده است در مورد «حق غنی‌سازی» ایران گفتگو کند؛ موضعی که در تضاد با سیاست «غنی‌سازی صفر» آمریکا قرار دارد. اما چه چیزی اروپا را نگران کرده که حاضر است پس از سه سال قطع تماس با مسکو، راه خود را از واشنگتن جدا کرده و به دنبال یک کانال دیپلماتیک موازی باشد؟ پاسخ در دو پیامد ناخواسته و بسیار خطرناک جنگ اخیر نهفته است.

▫️ کابوس اول: تهدید واقعی بستن تنگه هرمز

گزارش اختصاصی رویترز فاش می‌کند که در جریان جنگ ۱۲ روزه، ایران به صورت عملی برای بستن تنگه هرمز آماده شده و «مین‌های دریایی را بر روی شناورها بارگیری کرده بود». این اقدام نشان می‌دهد که تهدید بستن تنگه، یک بلوف توخالی نیست، بلکه یک گزینه واقعی و عملیاتی برای ایران است. فلج کردن یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و گاز، یک کابوس اقتصادی است که اروپا، برخلاف آمریکا که از نظر انرژی مستقل‌تر است، به هیچ وجه علاقه‌ای به تحمل آن ندارد. حتی همین خبر تعلیق همکاری ایران با آژانس، قیمت نفت را ۲٪ افزایش داد؛ یک درگیری تمام‌عیار در هرمز، ضربه بزرگی به اقتصاد جهانی می‌زند.

▫️ کابوس دوم: بمبی که دیگر به غنی‌سازی نیاز ندارد
خطرناک‌تر از هرمز، یک حقیقت فنی است که کمتر به آن پرداخته شده است. تحلیلی تکان‌دهنده در «بولتن دانشمندان اتمی» تأکید می‌کند که ذخایر اورانیوم ۶۰٪ ایران، «مستقیماً قابل استفاده در سلاح» است. این بمب، یک کلاهک پیشرفته و کوچک برای نصب روی موشک بالستیک نخواهد بود، بلکه یک دستگاه انفجاری هسته‌ای ابتدایی، بزرگ و سنگین است. اما ترس واقعی دقیقاً همینجاست. چنین بمبی را می‌توان به عنوان یک «آزمایش هسته‌ای» در خاک خود ایران منفجر کرد. مهم نیست که بمب چقدر ابتدایی است؛ لحظه‌ای که ایران آن را منفجر کند، به دارنده سلاح هسته‌ای تبدیل می‌شود. این یک «عمل انجام شده» است که تمام محاسبات استراتژیک را تغییر می‌دهد و یک «دومینوی هسته‌ای» را در منطقه کلید می‌زند که در آن، دیگر بازیگران نیز بلافاصله شروع به ساخت بمب خواهند کرد.

▫️ نتیجه: فرار اروپا از استراتژی آشوبناک آمریکا؟
اروپا به این نتیجه رسیده است که استراتژی آمریکا و اسرائیل، نه تنها ایران را مهار نکرده، بلکه آن را به سمت گزینه‌های دیوانه‌وار سوق داده است: یا منفجر کردن اقتصاد جهان، یا منفجر کردن یک بمب اتم. در نگاه اول، تماس مکرون یک فرار از استراتژی آمریکا با یک نرمش است اما آنها یک آینده تاریک را می‌بینند، اقدامات آمریکا و اسرائیل، نه از سر بی‌برنامگی، که بخشی از یک «دکترین هرج‌ و مرج محور» عامدانه است. هدف این استراتژی، سوق دادن یک رژیم غیرعقلانی و ضعیف‌شده به سمت رادیکال‌ترین گزینه‌ها (مانند یک آزمایش هسته‌ای) است. چنین اقدامی از سوی تهران، بهترین بهانه و «مشروعیت» بین‌المللی را برای یک اقدام نهایی، مانند اعزام نیروی زمینی برای نابودی کامل تمام زیرساخت‌های نظامی و تضمین «سقوط رژیم»، (با یا بدون آلترناتیو) را فراهم خواهد کرد.

مطلب مرتبط:
🔘 چرا جنگ متوقف شد؟ دو سناریو برای «روز بعد»: فروپاشی کنترل‌شده یا هرج و مرج استراتژیک؟


@khod2
👍18👎147😱3🤬2
🔘 پوچی «محور مقاومت»: ایران در جنگ تنها ماند؛ چین و روسیه کجا بودند؟

▪️ در هیاهوی جنگ ۱۲ روزه، در حالی که بمب‌های اسرائیلی و آمریکایی بر تأسیسات ایران فرود می‌آمد، یک سکوت کرکننده، بزرگترین حقیقت استراتژیک منطقه را آشکار کرد: سکوت مسکو و پکن. به نوشته «پولیتیکو»، جنگ اخیر، پوچ بودن افسانه «محور اقتدارگرایان» را به نمایش گذاشت و ثابت کرد که جمهوری اسلامی در لحظه حقیقت، به طرز خطرناکی تنهاست.

▪️ در حالی که تهران زیر آتش بود، تنها «کمک» متحدان استراتژیکش، چند بیانیه دیپلماتیک و محکومیت کلامی بود. نه خبری از کمک نظامی بود، نه فشار واقعی بر غرب. وزیر خارجه ایران با دست خالی از مسکو بازگشت. این انزوای مطلق، نشان داد که سیاست «نگاه به شرق»، یک توهم و یک خیابان یک‌طرفه بوده است.

▫️ اتحاد ایدئولوژیک یا مشارکت مصلحتی؟
برخلاف پروپاگاندای تهران و حتی واشنگتن، هیچ «محور» ایدئولوژیک یکپارچه‌ای وجود ندارد. روابط ایران با روسیه و چین، نه یک اتحاد، که یک «مشارکت مصلحتی» و کاملاً فرصت‌طلبانه است. روسیه به پهپادهای ارزان ایران برای جنگ خود در اوکراین نیاز دارد، اما هرگز حاضر نیست برای دفاع از ایران، وارد یک جنگ مستقیم با آمریکا شود. چین، بزرگترین مشتری نفت ایران است، اما همزمان، روابط اقتصادی بسیار گسترده‌تری با کشورهای عربی خلیج فارس دارد و بیش از هرچیز، به «ثبات» در مسیرهای انرژی نیازمند است.

▫️ کابوس استراتژیک تهران
برای جمهوری اسلامی، این یک کابوس استراتژیک است. آنها دریافتند که در یک درگیری واقعی، نه روسیه و نه چین، منافع حیاتی خود را فدای ایران نخواهند کرد. سیاست خارجی نظام که بر پایه دشمنی با غرب و امید به حمایت شرق بنا شده بود، عملاً فروریخته است. این انزوای عمیق، بیش از هر حمله نظامی، شکنندگی و آسیب‌پذیری رژیم ایران را در برابر هرگونه بحران آینده به نمایش می‌گذارد.

▫️جنگ اخیر ثابت کرد که «محور مقاومت»، یک افسانه برای مصرف داخلی در تهران و یک «مترسک» برای توجیه بودجه‌های نظامی در واشنگتن است. در دنیای واقعی، زمانی که کار به اقدام نظامی می‌کشد، هر کشوری تنها به منافع خود می‌اندیشد و جمهوری اسلامی، در این بازی بی‌رحمانه، هیچ دوست واقعی ندارد.

@khod2
👍248👌3
🔘 خدا با کیست؟ از «ماموریت الهی» ترامپ تا «جهاد مقدس» جمهوری اسلامی

▪️ در فیلم «نجات سرباز رایان»، در میانه جهنم نبرد، فرمانده فریاد می‌زند: «نترسید، خدا با ماست!» و سربازی در جواب زمزمه می‌کند: «اگر خدا با ماست، پس کی با آنهاست که اینطور ما را تکه‌پاره می‌کنند؟». این دیالوگ، خلاصه تراژیک جنگی است که امروز میان دو ایدئولوژی در جریان است؛ جنگی که در آن، هر دو طرف ادعا می‌کنند در حال اجرای یک «ماموریت الهی» هستند. اما چرا ادعای نمایندگان خدا اغلب منجر به توجیه خشونت می‌شود؟

▫️ جبهه اول: جنگ صلیبی آخرالزمانی در واشنگتن
دونالد ترامپ پس از حمله به ایران، پنج بار در هفت ثانیه نام خدا را بر زبان آورد. این یک استفاده ابزاری و هوشمندانه برای جلب رضایت پایگاه قدرتمند مسیحیان اوانجلیست اوست. این گروه، همانطور که تحلیلگران در الجزیره و CNN اشاره می‌کنند، یک جنگ در خاورمیانه با محوریت اسرائیل را نه یک فاجعه، که یک «ضرورت الهی» برای تحقق پیش‌گویی‌های آخرالزمانی و بازگشت مسیح می‌دانند. از این منظر، ترامپ نه یک رئیس‌جمهور، که «برگزیده خدا» برای به راه انداختن این نبرد مقدس است.

▫️ جبهه دوم: جنگ مقدس در تهران
در آن سوی میدان، جمهوری اسلامی قرار دارد که تمام فلسفه وجودی‌اش بر یک پایه ایدئولوژیک بنا شده است. اینجا دیگر رهبر یک سیاستمدار نیست که از دین استفاده ابزاری کند؛ او خود را نایب امام زمان و نماینده خدا بر روی زمین می‌داند. بنابراین، دکترین نظامی او، «اراده الهی» و هر جنگی، یک «دفاع مقدس» تلقی می‌شود. در این جهان‌بینی، خسارت‌های مادی بی‌اهمیت‌اند؛ کشته‌شدگان «شهیدان اقتدار» نام می‌گیرند و شکست در میدان نبرد، با پروپاگاندا به یک «تقدیر الهی» تبدیل می‌شود. این تقدس‌بخشی، یک کارکرد داخلی بسیار خطرناک دارد: سرکوب هر صدای مخالفی. وقتی جنگ «مقدس» است، هرکس که آن را زیر سوال ببرد یا از صلح سخن بگوید، نه یک منتقد، که یک «محارب» است. صدور فتوای قتل ترامپ و نتانیاهو توسط مراجع تقلید، اوج این استفاده از فقه برای توجیه خشونت است.


▫️ نتیجه: وقتی خدا فقط یک ابزار می‌شود
این بزرگترین تراژدی است. این جنگ‌ها میان خیر و شر نیستند؛ این یک جنگ میان دو توهم است که هر دو ادعای نمایندگی خدا را دارند. هر دو طرف از نام خدا برای توجیه خشونت، سرکوب و قدرت‌طلبی خود استفاده می‌کنند. شاید کفر، نه انکار وجود خدا، که ادعای دانستن نیت او و سخن گفتن از جانب او باشد. در نهایت، این جنگ، یک جنگ الهی نیست. این یک جنگ کاملاً انسانی است؛ جنگی که توسط انسان‌هایی با نیازهای بسیار زمینی برای قدرت و بقا به راه افتاده و تنها قربانیان آن، انسان‌های دیگری هستند که در هر دو سوی میدان، زیر پرچم‌هایی که نام خدا بر روی آنها حک شده، تکه‌پاره می‌شوند. جنگ ایران و عراق با صدها هزار کشته و میلیون‌ها آواره، ثابت کرد که «دفاع مقدس» و «جهاد الهی» می‌تواند ابزار تحمیق و ویرانی شود و نه راهی به سوی صلح و عدالت.

▫️ اما شاید تراژدی واقعی، عمیق‌تر از این باشد. اگر خدایی وجود داشته باشد که نظاره‌گر است و اجازه می‌دهد نامش چنین بی‌رحمانه ابزار کشتار، سرکوب و قدرت‌طلبی شود، آنگاه قربانیان این نبرد، تنها آنهایی نیستند که در میدان جنگ تکه‌پاره می‌شوند. قربانی اصلی، خودِ «ایمان» است و خدایی که ناتوان از حفاظت از اعتبارش است. اگر نام خدا بر پرچم‌ها حک شود، آیا درست‌تر نیست که این پرچم‌ها علیه جنگ‌افروزی به اهتزاز درآیند؟ وقتی چنین نیست چرا ما باور میکنیم که این خدا ارزش ایمان و جان انسان‌ها را دارد؟

@khod2
👍3012👎1👌1
🔘 رونمایی از نقشه راه واشنگتن: چگونه آمریکا می‌خواهد «کار ایران را تمام کند»؟

▪️ در حالی که تحلیلگران سرگرم بحث در مورد آتش‌بس و مذاکرات احتمالی هستند، یک سند راهبردی که در نشریه معتبر «فارین افرز» توسط «جیمز جفری»، از دیپلمات‌های کهنه‌کار و بلندپایه آمریکایی، منتشر شده، از «بازی نهایی» واشنگتن برای ایران و خاورمیانه پرده برمی‌دارد. این مقاله نشان می‌دهد که تمام وقایع اخیر، تنها مقدمه‌ای برای یک طرح بزرگتر با هدف «مهار دائمی» و «تضعیف ساختاری» ایران بوده است.

▫️ یک فرصت تاریخی برای آمریکا
جفری استدلال می‌کند که پس از جنگ اخیر، ایران و نیروهای نیابتی‌اش (حماس و حزب‌الله) در ضعیف‌ترین موقعیت تاریخ خود قرار دارند. او این وضعیت را یک «فرصت تاریخی» برای آمریکا می‌داند تا کاری را که در دهه‌های گذشته موفق به انجام آن نشده بود، به سرانجام برساند و با «تمام کردن کار ایران»، به یک ثبات پایدار در خاورمیانه دست یابد.

▫️ کالبدشکافی استراتژی «تمام کردن کار»
این استراتژی، سه رکن اصلی دارد:
۱. فشار بی‌وقفه
: مذاکره به تنهایی بی‌فایده است. فشار اقتصادی و در صورت لزوم، نظامی، باید تا زمانی که ایران به طور کامل از برنامه هسته‌ای تسلیحاتی خود دست بکشد، ادامه یابد.
۲. غنی‌سازی صفر، برای همیشه:
هدف، نه یک توافق موقت، که گرفتن حق هرگونه غنی‌سازی اورانیوم از ایران «برای همیشه» است تا امکان بازگشت به نقطه فعلی وجود نداشته باشد.
۳. حمله مستقیم به ایران در پاسخ به نیروهای نیابتی:
این خطرناک‌ترین بخش دکترین جدید است. بر اساس این اصل، آمریکا باید در پاسخ به هرگونه اقدام از سوی نیروهای نیابتی ایران در منطقه، به جای خود آن گروه‌ها، مستقیماً به ایران حمله کند تا هزینه اقداماتش را به داخل مرزهایش بازگرداند.

▫️ آینده ایران در این نقشه راه
این دکترین، هیچ جایی برای یک ایران قدرتمند یا حتی نرمال باقی نمی‌گذارد. هدف، نه «تغییر رژیم» و نه «توافق»، بلکه تبدیل ایران به یک کشور «مهار شده» و «بی‌خطر» است که دیگر توانایی به چالش کشیدن منافع آمریکا و متحدانش در منطقه را نداشته باشد. این نقشه راه به ما می‌گوید که تحریم‌ها قرار نیست برداشته شوند و سایه جنگ، تا زمان تحقق این هدف، بر سر ایران باقی خواهد ماند.

@khod2
👍2610😭8👎5😁2🔥1
🔘 بمب‌های آمریکا در ایران؛ انعکاس صدا در پکن و پیونگ‌یانگ

▪️ مقاله‌ای تحلیلی از آسوشیتدپرس (AP) استدلال می‌کند که حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران، فراتر از یک اقدام نظامی در خاورمیانه بود؛ این یک «پیام مستقیم» به چین و کره شمالی، ارسال کرد. به گفته تحلیلگران، این حمله نشان داد که دونالد ترامپ، برخلاف تصورات قبلی، از به کارگیری نیروی نظامی برای رسیدن به اهدافش هراسی ندارد.

▪️ این تحلیل تاکید می‌کند که پکن و پیونگ‌یانگ اکنون مجبورند محاسبات استراتژیک خود را بازبینی کنند. چین، که پیشتر ترامپ را «ریسک‌گریز» می‌دانست، اکنون باید احتمال یک واکنش غیرمنتظره و شدید از سوی آمریکا در صورت حمله به تایوان را در نظر بگیرد. کره شمالی نیز از این واقعه درس‌های خود را خواهد گرفت و بیشتر به روسیه نزدیک خواهد شد.

▫️ از بازیگر منطقه‌ای تا سوژه آزمایشگاهی: مهم‌ترین پیامد استراتژیک جنگ اخیر برای جمهوری اسلامی، نه تخریب تاسیسات، که تنزل جایگاه آن از یک «بازیگر» به یک «مورد مطالعاتی» (Case Study) است. در حالی که رژیم هنوز درک نکرده از کجا خورده و چه شد، پایتخت‌های بزرگ جهان در حال تحلیل این شکست هستند تا رفتار آمریکا در بحران‌های آینده (به‌ویژه تایوان) را پیش‌بینی کنند. جمهوری اسلامی اکنون بیش از آنکه یک تهدید باشد، یک «داده» برای تحلیل است.

▫️درس کره شمالی از شکست ایران: برخلاف تصور اولیه، حمله به ایران برنامه هسته‌ای کره شمالی را تضعیف نمی‌کند، بلکه آن را تقویت می‌کند. برداشت رهبر کره‌شمالی این است: «اگر سلاح هسته‌ای قابل استفاده و مستقر شده نداشته باشی، آسیب‌پذیری». کیم جونگ اون اکنون با مشاهده سرنوشت ایران، بیش از هر زمان دیگری به این نتیجه می‌رسد که تنها تضمین بقای رژیم او، زرادخانه هسته‌ای است و مذاکره برای خلع سلاح، یک تله است.

▫️ چین، لرزه‌های حمله به فردو را حس می‌کند: حمله موفق آمریکا به سایت‌های به شدت حفاظت‌شده ایران، «ابهام استراتژیک» واشنگتن در قبال تایوان را به شکل نگران‌کننده‌ای برای چین تغییر می‌دهد. پکن دیگر نمی‌تواند مطمئن باشد که در صورت تهاجم به تایوان، واکنش آمریکا به حمایت تسلیحاتی محدود خواهد شد. این حمله نشان داد که دولت ترامپ برای «حذف تهدید»، تحمل ریسک بالایی دارد و ممکن است اهدافی را در خاک اصلی چین هدف قرار دهد؛ سناریویی که پیش از این دور از ذهن تلقی می‌شد.

🔸 ابهام استراتژیک (Strategic Ambiguity): یک دکترین در سیاست خارجی آمریکا، به‌ویژه در مورد تایوان، که بر اساس آن واشنگتن عمداً موضع خود را شفاف نمی‌کند که آیا در صورت حمله چین، به صورت نظامی از تایوان دفاع خواهد کرد یا خیر. هدف از این سیاست، بازداشتن چین از حمله (به دلیل ترس از مداخله آمریکا) و همزمان، بازداشتن تایوان از اعلام استقلال کامل (به دلیل عدم اطمینان از حمایت آمریکا) است. حمله اخیر به ایران، این ابهام را به نفع احتمال دخالت آمریکا سنگین‌تر کرده است.


@khod2
12👍12👎4🔥3😁1
🔘 بررسی رسانه‌های چینی زبان: امپراتور لباس بر تن ندارد، کالبدشکافی بی‌رحمانه چینی‌ها از شکست ایران؛ «بازیگری، حماقت و توهم»

▪️ برخی تصور می‌کنند رسانه‌های انگلیسی زبان و به اصطلاح «غربی» دروغ می‌گویند و حقیقت همان چیزی است که صدا و سیما و جریان‌های طرفدار نظام می‌گویند. اما از هر زاویه و شکلی بررسی کنید این یک واقعیت است که جمهوری اسلامی شکست خورد. اگر در ایران هم یک جریان رسانه‌ای آزاد بود باز هم همین را تاکید می‌کردند و تیترها به جای پیروزی از دلایل شکست می‌گفتند. همانطور که تحلیل‌های منتشر شده در پلتفرم‌های جریان اصلی چین، تصویری از یک حکومت «منزوی»، «آشفته» و «متوهم» ارائه می‌دهند که در یک «تئاتر»، شکست خورده است.

▪️ یک تحلیلگر برجسته چینی، عملکرد نظامی ایران را «نرم» و پاسخ‌های موشکی را فاقد «تعداد و دقت» لازم برای ایجاد خسارت موثر توصیف می‌کند. او پا را فراتر گذاشته و می‌گوید:
«تنها اسرائیل بود که واقعاً می‌جنگید. آمریکا و ایران انگار در حال بازیگری (演戏 = نمایش بازی کردن) بودند، با این تفاوت که ترامپ با افشای هماهنگی‌های پشت پرده، نمایش رژیم ایران را رسوا کرد.».


▫️ چرا ایران تنها ماند و شکست خورد؟ کالبدشکافی یک استراتژی معیوب از دید چینی‌ها
تحلیلگران تندروی چینی، برخلاف تبلیغات داخلی رژیم، دلایل «شکست ایران» را نه توطئه، بلکه مجموعه‌ای از «حماقت‌ها و توهمات» در سیاست‌گذاری جمهوری اسلامی می‌دانند:
۱. حماقت در سیاست هسته‌ای: یک مقاله با لحنی سرزنش‌آمیز می‌پرسد چرا ایران از سرنوشت قذافی درس نگرفت که پس از کنار گذاشتن برنامه اتمی‌اش، تکه‌تکه شد؟ و چرا تجربه کیم جونگ-اون را نادیده گرفت که با ساختن بمب اتم، ترامپ را وادار به «تعظیم» در مرز کره شمالی کرد؟ از دید آنها، سیاست هسته‌ای بی‌هدف ایران نه تنها امنیت نیاورد، بلکه کشور را به یک «هدف شفاف» برای دشمنانش تبدیل کرد.
۲. توهم در دیپلماسی: دویدن وزیر خارجه ایران به سمت اروپا و روسیه در اوج جنگ، به عنوان «اتلاف منابع دیپلماتیک» و «گدایی کمک» از کسانی که هیچ منفعتی در نجات ایران ندارند، توصیف شده است. یک تحلیلگر به صراحت می‌گوید: «روسیه به آشوب در خاورمیانه نیاز دارد تا فشار از روی اوکراین برداشته شود. چرا باید به ایران کمک کند؟» این نشان می‌دهد که رژیم حتی در شناسایی دوست و دشمن نیز دچار توهم است.
۳. انزوای استراتژیک: مهم‌ترین متحدان اعراب و مسلمان ایران کجا بودند؟ تحلیل چینی به تندی می‌نویسد: «دنیای اسلام پراکنده، کُند و بی‌عمل بود... آنها حتی نتوانستند تصمیم بگیرند چگونه به ایران کمک کنند.» این اعتراف به «انزوای مطلق» ایران، افسانه «امت اسلامی» و «محور مقاومت» را به طور کامل باطل می‌کند.

▫️ جنگ شناختی: دو رژیم معتاد به خشونت دولتی
یک تحلیل عمیق‌تر در رسانه‌های هنگ‌کنگ، ایران و اسرائیل را دو روی یک سکه می‌داند: هر دو در «جنگ شناختی» بازنده‌اند زیرا به «خشونت دولتی» معتاد شده‌اند. با این تفاوت کلیدی که:

خشونت ایران رو به داخل است: سرکوب بی‌رحمانه مردم، زنان و اقلیت‌ها، مشروعیت داخلی و بین‌المللی رژیم را نابود کرده و آن را در عرصه افکار عمومی جهان به یک دیکتاتوری منفور تبدیل کرده است.

خشونت اسرائیل رو به خارج است: کشتار غیرنظامیان و اشغال سرزمین‌های دیگران، اسرائیل را به یک «رژیم تروریست دولتی» تبدیل کرده که حتی حمایت متحدان غربی‌اش را نیز به تدریج از دست می‌دهد.
این نگاه نشان می‌دهد که از دید ناظران بی‌طرف، هر دو رژیم به دلیل ماهیت سرکوبگرانه خود، در بلندمدت محکوم به شکست هستند.

🔸کلمه 演戏 (Yǎnxì) / بازیگری: یک مفهوم کلیدی در تحلیل چینی که به معنای «نمایش بازی کردن» و «نقش اجرا کردن» است. استفاده از این واژه برای توصیف پاسخ نظامی ایران، به این معناست که آنها اقدامات رژیم را نه یک واکنش نظامی جدی، بلکه یک نمایش ضعیف برای حفظ آبرو می‌دانند.

🔸 اصطلاح 失道寡助 (Shī dào guǎ zhù) / آنکه راه را گم کند، یارانش کم می‌شوند: یک ضرب‌المثل کلاسیک چینی به نقل از منسیوس که در یکی از تحلیل‌ها به کار رفته است. این ضرب‌المثل به این ایده اشاره دارد که یک حاکم یا یک کشور که از مسیر عدالت و عقلانیت خارج شود، به طور طبیعی دوستان و حامیان خود را از دست خواهد داد و منزوی خواهد شد؛ توصیف دقیقی از وضعیت امروز جمهوری اسلامی.


🔰 منابع:
military.china.com
hk01.com
news.cn
163.com
inewsweek.cn
guancha.cn

@khod2
👍2119👎2👌2🤣1
🔘 پاسخ به مغالطه گاردین: سکوت از ترس است، نه اتحاد با جلاد

▪️ در مقاله‌ای که اخیراً در روزنامه گاردین منتشر شده، نویسنده‌ای به نام حسین حمدیه ادعا می‌کند که حمله ۱۲ روزه اسرائیل، باعث ایجاد «اتحاد ملی» در ایران شده و مردم، حتی مخالفان نظام، را حول مفهوم «وطن» در برابر غرب متحد کرده است. این روایت، یک دروغ خطرناک، روایت ناشیانه و توهینی به حافظه تاریخی و شعور مردم ایران است که دهه‌هاست زیر چکمه سرکوب همین رژیم جان می‌دهند. کانال «من خدا هستم» همواره چنین مقاله‌هایی را نقد کرده و این نمونه یک مقاله سراسر دروغ و مغالطه است.

▫️ دروغ اول: اتحاد ملی یا سکوت از سر وحشت؟
نویسنده مقاله، سکوت مردم را به پای «همبستگی» و «غرور ملی» می‌نویسد. این یک ساده‌انگاری وقیحانه است. این سکوت، نه از رضایت، که از وحشت است. در همان روزهای جنگ، خیابان‌ها مملو از نیروهای امنیتی مسلح، ایست‌های بازرسی و فضای سنگین امنیتی بود. اینترنت قطع یا به شدت محدود شد. رژیم برای جبران تحقیر خارجی، ماشین سرکوب داخلی را با تمام توان روشن کرد.
نمونه بارز آن، قتل دو جوان همدانی، مهدی عبایی و علیرضا کرباسی، به دست نیروهای بسیج و مراسم تشییع جنازه آنهاست که به صحنه اعتراض علیه کل نظام تبدیل شد. آیا این نشانه «اتحاد با حکومت» است؟ مردمی که از دهه ۷۰ تا خیزش ۱۴۰۱ و اعتراضات جاری ۱۴۰۴، بی‌وقفه در خیابان هزینه داده‌اند، چگونه ممکن است یک‌شبه با قاتلان فرزندان خود متحد شوند؟

▫️ دروغ دوم: ملت پشت کدام «پرچم» جمع شده است؟
مقاله به اثر روانی «Rally 'round the flag» (اتحاد حول پرچم) اشاره می‌کند، اما نمی‌گوید کدام پرچم؟ پرچم «ایران» که جمهوری اسلامی با سوءمدیریت، فساد سیستماتیک و ماجراجویی‌های خارجی در حال نابودی کامل آن است؟ یا پرچم «جمهوری اسلامی» که نماد سرکوب، فقر و انزواست؟ این اتحادهای اجباری، تاریخ انقضای کوتاهی دارند. مردم روسیه نیز در جنگ جهانی اول پشت «تزار» متحد شدند، اما بلافاصله پس از جنگ، همان تزار را به شکلی خونین سرنگون کردند. در ایران نیز، این «اتحاد» توهمی بیش نیست و تنها یک اقلیت فاشیست و تندرو که از «افغان‌ستیزی»، «یهودستیزی»، «بهایی‌ستیزی» و هزار مدل ستیز دیگر و نفرت‌پراکنی تغذیه می‌کنند، به بهانه جنگ، بلندگوی خود را یافته‌اند.

▫️ دروغ سوم: سکوت رسانه‌های غربی یا دروغ رسانه‌های حکومتی؟

نویسنده مدعی است رسانه‌های غربی در قبال تلفات غیرنظامیان ایرانی «سکوت» کرده‌اند. این یک دروغ بزرگ است. اتفاقاً این رسانه‌های غربی بودند که اخبار تلفات را پوشش می‌دادند. (بسیار بهتر از رسانه‌های داخل ایران) در مقابل، این رسانه‌های جمهوری اسلامی بودند که به مردم خود دروغ گفتند و هرگز اعلام نکردند که موشک‌هایشان مستقیماً به یک بیمارستان در بئرشبع و یک شهر عرب‌نشین در اسرائیل (طمره) اصابت کرده و غیرنظامیان را کشته است.
نویسنده همچنین حملات اسرائیل را «کور» و «بی‌هدف» می‌خواند. این در حالیست که اسرائیل با داشتن «برتری هوایی مطلق»، می‌توانست زیرساخت‌های حیاتی ایران مانند سدها، بندرها، کارخانه‌ها، یا پالایشگاه‌ها را هدف قرار دهد و یک فاجعه انسانی خلق کند، اما این کار را نکرد. حملات جز مواردی انگشت شمار (حملات «نمادین» به میدان قدس و زندان اوین)، دقیقاً بر روی مراکز فرماندهی، هسته‌ای و نظامی متمرکز بود؛ یک جراحی برای فلج کردن رژیم، نه «کشتار مردم».

▫️ این مقاله، یک تلاش ناشیانه برای سفیدشویی چهره رژیمی است که بزرگترین دشمن «ایران» و «ایرانی» است. این نوشته، صدای مردم سرکوب‌شده ایران نیست، بلکه پژواک پروپاگاندای رژیمی است که می‌خواهد شکست نظامی و نفرت عمیق داخلی را پشت نقاب دروغین «وحدت ملی» پنهان کند.

🔸 اثر «اتحاد حول پرچم» (Rally 'round the flag effect): یک مفهوم در علوم سیاسی است که به افزایش کوتاه‌مدت حمایت عمومی از رهبران یک کشور در دوران بحران‌های بین‌المللی یا جنگ اشاره دارد. این پدیده معمولاً در دموکراسی‌ها مشاهده می‌شود و در نظام‌های سرکوبگر که مردم اساساً با حاکمیت بیگانه هستند، یا رخ نمی‌دهد یا بسیار شکننده و کوتاه‌مدت است و پس از رفع خطر خارجی، خشم فروخورده با شدتی بیشتر بازمی‌گردد.


@khod2
👍3710👎4💯2
🔘 روایت اسرائیل از جنگ؛ کالبدشکافی یک پیروزی با دو خطا

▪️ مقاله تفصیلی روزنامه «تایمز آو اسرائیل» را می‌توان دقیق‌ترین روایت منتشر شده از عملیات ۱۲ روزه دانست؛ یک بیانیه استراتژیک که جزئیات عملیات «شیر خیزان» را با دقت شرح می‌دهد. بر اساس این روایت، ایران تنها چند هفته تا دستیابی به بمب اتم فاصله داشت و اسرائیل برای جلوگیری از «نابودی حتمی»، یک حمله غافلگیرانه و پیش‌دستانه را در ۱۳ ژوئن آغاز کرد.

▪️ مقاله با جزئیات توضیح می‌دهد که چگونه در ساعات اولیه، فرماندهان ارشد سپاه و دانشمندان هسته‌ای حذف شدند، سایت‌های نطنز و اصفهان ویران گشتند و تأسیسات فردو با بمب‌های آمریکایی منهدم شد. این منبع اذعان می‌کند که در پاسخ، موشک‌های ایرانی ۲۸ کشته در اسرائیل برجای گذاشتند، اما این هزینه را در برابر «نجات اسرائیل» ناچیز می‌داند و نتیجه می‌گیرد که برنامه هسته‌ای و نظامی ایران برای سال‌ها به عقب رانده شده است.

▪️ این مقاله با جزئیات فنی دقیق و لحنی که گویی خواننده را به درون اتاق جنگ اسرائیل می‌برد، رویدادها را بازگو می‌کند. توضیح می‌دهد که چگونه نیروی هوایی اسرائیل با تکنیک‌های جدید، مسیر ۱۸۰۰ کیلومتری تا تهران را «کوتاه» کرد و به «غافلگیری مطلق» دست یافت. به نحوه شناسایی و هدف قرار دادن فرماندهان در نقاطی مشخص مانند «یک اتاق در طبقه بالای یک آپارتمان» اشاره می‌کند و روایت می‌کند که امیرعلی حاجی‌زاده، لحظاتی قبل از حمله، خطر را حس کرده و به پناهگاهی امن گریخته بود، اما موساد او را در همان پناهگاه پیدا و حذف کرد. اوج این روایت، فلج شدن کامل ماشین جنگی ایران است: در حالی که اسرائیل خود را برای پاسخ فوری با حداقل ۳۰۰ موشک آماده کرده بود، جمهوری اسلامی برای ۱۸ ساعت مطلقاً هیچ واکنشی نتوانست نشان دهد؛ گواهی بر یک فروپاشی کامل در سیستم فرماندهی و کنترل.

▫️ تحلیل عمیق: دو نقطه کور در روایت فاتحان
این روایت، با وجود تمام جزئیات، یک سند تبلیغاتی هوشمندانه است که در دو نقطه کلیدی، حقیقت را به نفع خود خم می‌کند:

۱. خطای اول: بزرگ‌نمایی یا کج‌فهمی تهدید؟ خطر «بمب احمقانه»
مقاله اسرائیل، ایران را یک «تهدید هسته‌ای قریب‌الوقوع» و بسیار پیشرفته نشان می‌دهد. این تصویر با عملکرد آشفته و «نمایشی» ایران در جنگ همخوانی ندارد. اما این تحلیل یک لایه عمیق‌تر را نادیده می‌گیرد. طبق تحلیل کارشناسان «بولتن دانشمندان اتمی»، ایران حتی بدون توانایی غنی‌سازی بیشتر، با ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی خود، ماده اولیه کافی برای ساخت چند «بمب ابتدایی» را در اختیار دارد. این بمب‌ها شاید پیچیده نباشند، اما همچنان هسته‌ای هستند.
اینجاست که حمله اسرائیل، به یک «پیش‌گویی خودکام‌بخش» خطرناک تبدیل می‌شود. با نابود کردن برنامه صنعتی و زمان‌بر ایران، اسرائیل ممکن است یک رژیم زخمی و تحقیر شده را به سمت یک گزینه وسوسه‌انگیز سوق داده باشد: ساختن یک «بمب احمقانه» و عجولانه. سلاحی که شاید روی موشک سوار نشود، اما می‌تواند با کشتی یا کامیون حمل شود. بنابراین خطای اسرائیل، صرفاً «بزرگ‌نمایی» نبود، بلکه «کج‌فهمی» ماهیت خطر بود. آنها برای مقابله با یک ارتش منظم آماده شده بودند، اما ممکن است ناخواسته شرایط را برای یک اقدام تروریستی-هسته‌ای توسط یک رژیم دیوانه و بی‌عقل در حال مرگ را فراهم کرده باشند.

۲. خطای دوم: ریاکاری و نادیده گرفتن افراط‌گرایی در آینه
روایت اسرائیلی، جنگ را تقابل یک اسرائیل «عقلانی و مجبور» با یک رژیم «افراطی و آخرالزمانی» در ایران تصویر می‌کند. این یک فرافکنی هوشمندانه است که یک واقعیت مهم را پنهان می‌کند: دولت خود اسرائیل نیز تحت سیطره وزرای افراطی و تندرویی مانند «اسموتریچ» و «بن‌گویر» قرار دارد که با دیدگاه‌های مسیحایی و نژادپرستانه، آتش درگیری را شعله‌ورتر می‌کنند. مقاله تایمز آو اسرائیل در حالی انگشت اتهام را به سمت افراطیون ایران می‌گیرد که نقش جریان‌های مشابه در کابینه جنگی خود را به طور کامل نادیده می‌گیرد. این استاندارد دوگانه، ادعای اسرائیل مبنی بر اقدام از روی «ناچاری محض» را تضعیف می‌کند و نشان می‌دهد که این جنگ، تا حدی، برخورد دو ایدئولوژی افراطی نیز بوده است.

@khod2
👍1710👎3👏3😱1
درخواست خواندن سرود ای ایران توسط موشی
و ریدن به شعر ای ایران توسط هفت تیر کش اعظم صرفا یک پیام دارد :
من فعلا گه خوردم
من خیلی وطن پرستم 🙃
ایران مهمتر از عاشوراست 😶
من و دوس داشته باشین 🙂

به آنان که حجاب را دیوار برلین میدیدند
و انقلاب زنانه راه انداختند
باید سلامی دوباره کرد

@khod2
😁43👌16💯42👎1
۴دهه رژیم ، آدم کشت از جوان و پیرتا زن و مرد
۴دهه محیط زیست را نابود کرد
۴دهه بزرگترین اختلاس های تاریخ را رقم زد
۴دهه فقر و فلاکت را به چند نسل هدیه داد
۴دهه شکنجه و تجاوز کرد
۴دهه ایران و ایرانی را نابود کرد
۴دهه دنیا را تهدید کرد و مزدور گرفت
اما اپوز داخل و خارج همچنان میگه تقصیر پهلویه و به پهلوی فحش میده ، واسه مردن سپاهیا کف و خون بالا میاره .

خودمان منتقد پهلوی هستیم ولی شما ما را از نقد هم پشیمان میکنید .
جماعت ابله خونشور

@khod2
👍62👌10💯32
🔘 بازی دوگانه نتانیاهو در غزه: مذاکره برای توافقی که «غیرقابل‌قبول» است؟

▪️ در یک نمایش سیاسی کلاسیک، دفتر نخست‌وزیر اسرائیل ضمن «غیرقابل‌قبول» خواندن تغییرات درخواستی حماس در طرح آتش‌بس، اعلام کرد که هیئتی را برای مذاکره به قطر اعزام می‌کند. این تناقض آشکار در حالی رخ می‌دهد که حماس با انتشار بیانیه‌ای، پاسخ خود را به طرح پیشنهادی «مثبت» خوانده و از آمادگی کامل برای ورود به «مذاکرات فوری» خبر داده است.

▪️ این تحولات در آستانه سفر کلیدی بنیامین نتانیاهو به واشنگتن برای دیدار با دونالد ترامپ صورت می‌گیرد. ترامپ که به دنبال پایان دادن به جنگ غزه و کسب یک پیروزی دیپلماتیک دیگر پس از جنگ با ایران است، هفته گذشته با لحنی دستوری در شبکه‌های اجتماعی نوشت:
«معامله را در غزه انجام دهید. گروگان‌ها را برگردانید!!!»


▫️ تئاتر سیاسی برای مصرف داخلی، اطاعت برای ارباب خارجی
۱. فشار ترامپ و سفر دستوری به واشنگتن: نتانیاهو که پیروزی اخیر بر ایران را مدیون حمایت آمریکاست، اکنون در موضع ضعف قرار دارد. سفر او به واشنگتن بیش از آنکه یک «دور افتخار» باشد، یک جلسه برای هماهنگی و اجرای دستورات ترامپ برای پایان دادن به جنگ غزه است. ترامپ به دنبال پاکسازی کامل منطقه و تثبیت دستاوردهای خود است.

۲. نمایش قدرت برای راست‌گرایان: اعلام اینکه شروط حماس «غیرقابل‌قبول» است، یک مانور سیاسی برای آرام کردن شرکای راست افراطی در کابینه نتانیاهو (مانند بن‌گویر) است که تهدید کرده‌اند در صورت هرگونه توافقی که به نابودی کامل حماس منجر نشود، دولت را ترک خواهند کرد. نتانیاهو با این حرف‌ها پایگاه داخلی خود را حفظ می‌کند، اما با اعزام تیم مذاکره‌کننده، در عمل به خواست آمریکا تن می‌دهد.

۳. حماس در انزوای مطلق: برخلاف مذاکرات گذشته، حماس این بار بدون هیچ حامی استراتژیک قدرتمندی پای میز مذاکره نشسته است. با فلج شدن ایران، نابودی حزب‌الله و سقوط رژیم اسد، این گروه در یک خلاء کامل قرار دارد و تنها اهرم فشارش، جان حدود ۲۰ گروگان زنده اسرائیلی است که برای تضمین بقای رهبران خود به آن چنگ زده است.

🔸 مفهوم کلیدی: مرگ راه‌حل دو دولتی و تولد «امارت الخلیل»
در میانه مذاکرات غزه، یک تحول تاریخی در کرانه باختری در حال وقوع است. گروهی از شیوخ قدرتمند قبایل الخلیل در نامه‌ای به دولت اسرائیل، رسماً خواستار جدایی از تشکیلات خودگردان فلسطین، تأسیس «امارت الخلیل» و پیوستن به پیمان ابراهیم شده‌اند. شیخ جعبری، رهبر این حرکت، به وال استریت ژورنال گفته است: «دولت فلسطین هرگز، حتی تا ۱۰۰۰ سال دیگر، تشکیل نخواهد شد.» این حرکت نشان‌دهنده فروپاشی کامل رویای «دو دولت برای دو ملت» و ظهور یک پارادایم جدید است: مدیریت محلی منازعه از طریق پیمان‌های مستقیم با اسرائیل و دور زدن کامل ساختارهای سیاسی سنتی فلسطین.

@khod2
26👍12
ای مسلمانان ایران بدانید
علم کردن نام ایران در عزاداری های رژیم
همان قرآن به نیزه کردن معاویه است

@khod2
👍137👌18🤣7🤬2👎1
🔘 ترامپ و نتانیاهو در کاخ سفید: معامله غزه پوششی برای طراحی «توافق نهایی» با ایران؟

▪️ همزمان با ورود بنیامین نتانیاهو به واشنگتن برای دیدار با دونالد ترامپ، تمام نگاه‌ها به ظاهر معطوف به مذاکرات آتش‌بس در غزه است. اما اظهارنظر کوتاه و تکان‌دهنده ترامپ، دستور کار واقعی این نشست را فاش کرد: آمریکا در حال کار بر روی یک «توافق دائمی با ایران» است.

▪️ نتانیاهو پیش از پرواز، ضمن نمایش قدرت برای مصرف داخلی و تاکید بر اینکه «حماس دیگر در غزه نخواهد بود»، این سفر را فرصتی برای تشکر از ترامپ برای «پیروزی عظیم بر دشمن مشترک، ایران» خواند. این دیدار، بیش از آنکه یک مذاکره میان دو متحد باشد، یک جلسه برای دیکته کردن نظم جدید خاورمیانه پس از جنگ است.

▫️فراتر از غزه: «توافق نهایی» با ایران به چه معناست؟
این «توافق»، یک مذاکره دیپلماتیک مانند برجام نیست، بلکه یک «سند تسلیم» است که پس از شکست نظامی جمهوری اسلامی، بر آن دیکته خواهد شد. بر اساس تحلیل‌ها، این توافق به معنای «خلع سلاح استراتژیک» ایران است و احتمالاً شامل موارد زیر خواهد بود:
- برچیدن کامل و دائمی تمام تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم.
- محدودیت‌های شدید و دائمی بر برنامه موشکی بالستیک.
- نظارت‌های فوق‌العاده تهاجمی و سرزده در هر زمان و هر مکان.
- پایان دادن به باقی‌مانده شبکه نیابتی در منطقه.
این طرح تنها به این دلیل روی میز است که ایران پس از جنگ ۱۲ روزه و فروپاشی متحدانش، در یک انزوای استراتژیک مطلق قرار دارد.

▫️ نمایش برای داخل، اطاعت از خارج
اظهارات تند نتانیاهو علیه حماس، صرفاً یک تئاتر سیاسی برای آرام کردن شرکای راست افراطی در کابینه‌اش است. او در حالی که شعار «نابودی کامل حماس» را سر می‌دهد، تیم مذاکره‌کننده خود را برای توافق به قطر فرستاده است. او به خوبی می‌داند که برای پیشبرد هدف بزرگتر (مهار دائمی ایران و گسترش پیمان ابراهیم به کشورهای دیگر مانند سوریه جدید)، باید دستور ترامپ برای بستن پرونده غزه را اجرا کند.

🔸 توافق دائمی (Permanent Deal): این عبارت که توسط ترامپ وارد ادبیات سیاسی شده، یک دکترین جدید است. برخلاف توافقات پیشین که به دنبال «مدیریت» یا «مهار موقت» رفتار جمهوری اسلامی بودند، «توافق دائمی» به دنبال حذف کامل و همیشگی تهدید است. این یک «صلح ویکتوریایی» است که در آن، طرف پیروز شرایط خود را بر طرف شکست‌خورده تحمیل می‌کند و جایی برای مذاکره باقی نمی‌گذارد.


@khod2
21👍9
💢روند تحولات سیاسی در ترکیه تحت رهبری رجب طیب اردوغان، به‌ویژه در سال‌های اخیر، نگرانی‌هایی را درباره گرایش این کشور به سمت دیکتاتوری مذهبی ایجاد کرده است. سیاست‌های اردوغان، که با تقویت نفوذ اسلام سیاسی در نهادهای دولتی و اجتماعی همراه بوده، به تدریج میراث سکولار مصطفی کمال آتاترک را تضعیف کرده
این روند اسلامی‌سازی، که به نظر می‌رسد از الگوهای تندرو و غیرلیبرال الهام گرفته شده، نه تنها به انسجام داخلی ترکیه و آزادی‌های مدنی شهروندانش آسیب می‌رساند، بلکه می‌تواند روابط این کشور با همسایگانش، از جمله ایران، را تحت تأثیر قرار دهد
در این میان، احتمال از سرگیری فروش جنگنده‌های پیشرفته اف-۳۵ توسط ایالات متحده تحت دولت دونالد ترامپ، که ممکن است سیاست‌های سخت‌گیرانه جو بایدن در این زمینه را معکوس کند، می‌تواند توازن قوا در منطقه را به نفع ترکیه تغییر دهد
چنین برتری هوایی، با توجه به روابط پرتنش ایران و ترکیه، می‌تواند پیامدهای ژئوپلیتیکی قابل توجهی داشته باشد و رقابت‌های منطقه‌ای را تشدید کند، بدون اینکه لزوماً به نفع ثبات بلندمدت ترکیه یا همسایگانش باشد
@khod2
👍272😢2
پیام محمد به مردم عمان

💢متن پیام محمد به برادران جُلندا، که از طریق نمایندگانش، عمرو بن العاص السَهمی و ابوزید انصاری، ارسال شده است:
«سلام بر کسی که راه حق را پیروی کند! من شما را به اسلام دعوت می‌کنم. دعوتم را بپذیرید تا در امان باشید. من فرستاده‌ی خدا به سوی همه‌ی بشریت هستم، و فرمان خدا بر گمراهان اجرا خواهد شد. اگر اسلام را بپذیرید، به شما قدرت و اقتدار خواهم بخشید. اما اگر از پذیرش اسلام سر باز زنید، قدرت شما از بین خواهد رفت، اسبان من در سرزمین‌تان اردو خواهند زد، و نبوت من بر قلمرو شما چیره خواهد شد.»

💢مورخ بلاذری، که تنها دو قرن و نیم پس از ورود نمایندگان به صحار می‌نوشت، این رویداد را چنین توصیف کرده است:
« هنگامی که مردم عمان به نشانه‌های حقیقت پاسخ دهند و اطاعت از خدا و پیامبرش را وعده دهند، آنگاه عمرو، امیر آن‌ها، و ابوزید مسئول برگزاری نمازها، تبلیغ اسلام به مردم، و آموزش قرآن و احکام دین به آن‌ها خواهند بود.»
مسلمانان در غرب اغلب ادعا می‌کنند که اسلام به معنای «اجباری در دین نیست» است. آیا سیره‌ی خود پیامبرشان با این ادعا در تناقض نیست؟

@islie
👍379😁3
🔺 فناوری در قلب پرواز مافوق صوت: چگونه یک «قطب‌نمای داخلی» مشکل قطع ارتباط را حل می‌کند؟

🔹 یکی از بزرگترین چالش‌های مهندسی در پرواز با سرعت‌های مافوق صوت (بیش از ۵ برابر سرعت صوت)، پدیده‌ای به نام «سد سیاه» است که وسیله پرنده را در یک سکوت رادیویی کامل فرو می‌برد. اکنون، یک پیشرفت فناورانه در سیستم‌های ناوبری، راه حلی برای این مشکل ارائه داده است.

پرواز مافوق صوت و «سد سیاه» چیست؟
وقتی یک وسیله با سرعت بسیار بالا در جو حرکت می‌کند، اصطکاک شدید با مولکول‌های هوا باعث ایجاد یک حباب از گاز یونیزه‌شده و بسیار داغ به نام «پلاسما» در اطراف آن می‌شود. این حباب پلاسما مانند یک قفس فارادی عمل کرده و مانع از عبور سیگنال‌های رادیویی (مانند GPS یا فرامین کنترلی) می‌شود. در نتیجه، وسیله پرنده برای دقایق حیاتی از پرواز خود، ارتباطش را با دنیای خارج از دست می‌دهد و کاملاً «کور» و «کر» می‌شود.

راه حل: واحد اندازه‌گیری اینرسی (IMU) چیست؟
سامانه IMU یک «قطب‌نمای داخلی» فوق‌پیشرفته است. این سیستم برای ناوبری نیازی به دریافت سیگنال از منابع خارجی مانند GPS ندارد. در عوض، با استفاده از مجموعه‌ای از ژیروسکوپ‌ها (برای اندازه‌گیری چرخش) و شتاب‌سنج‌ها (برای اندازه‌گیری حرکت خطی)، به طور مداوم موقعیت، جهت و سرعت خود را محاسبه می‌کند. این فناوری دهه‌هاست که در فضاپیماها، زیردریایی‌ها و موشک‌های بالستیک استفاده می‌شود، اما نوآوری جدید، کوچک‌سازی و مقاوم‌سازی آن برای تحمل شرایط بسیار خشن (گرما و لرزش شدید) پرواز مافوق صوت در جو است.

🔹 اخیراً شرکت «نورثروپ گرامن» اعلام کرده که با موفقیت یک IMU پیشرفته را بر روی وسیله آزمایشی مافوق صوت Talon-A آزمایش کرده است. بر اساس گزارش‌ها، این سیستم توانسته در طول پرواز مافوق صوت، به طور دقیق و بدون اتکا به GPS، مسیر وسیله را محاسبه و آن را هدایت کند.

🔹 این پیشرفت، یک گام مهم در جهت دستیابی به ناوبری مطمئن و دقیق برای نسل جدید تسلیحات پرنده مافوق صوت است و نشان می‌دهد چگونه مهندسان با استفاده از اصول بنیادی فیزیک، بر چالش‌های محیط‌های بسیار دشوار غلبه می‌کنند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فناوری #مهندسی_هوا_فضا #مافوق_صوت #ناوبری #فیزیک_پلاسما #فناوری_تسلیحاتی #فناوری_نظامی
23👍10🔥1
🔘 جنگ تمام نشده، تنها چهره عوض کرده: از بازی دوگانه ترامپ و پزشکیان تا ورود موشک‌های چینی

▪️ دونالد ترامپ در دیدار با نتانیاهو در کاخ سفید، ضمن اعلام آمادگی برای مذاکره با ایران، هشدار داد که آمریکا برای حمله مجدد «آماده، مایل و توانا» است. این استراتژی دوگانه، جمهوری اسلامی را در یک برزخ استراتژیک نگه داشته است: از یک سو با وعده مذاکره، راه را برای تسلیم باز می‌گذارد و از سوی دیگر با تهدید نظامی، هرگونه تلاش برای بازسازی را زیر ضرب می‌برد.
▪️ در همین حال، رژیم ایران دچار یک سردرگمی و جنگ قدرت داخلی است. در حالی که مسعود پزشکیان در مصاحبه با کارلسون با لحنی نرم از آمادگی برای مذاکره می‌گوید، ساعاتی بعد، سخنگوی وزارت خارجه رسماً اعلام می‌کند که ایران هیچ درخواستی برای مذاکره نداده است. این تناقض، فلج شدن مرکز تصمیم‌گیری و شکاف حاکمیتی را به نمایش می‌گذارد.
▪️ در میدان عمل، جنگ چهره عوض کرده است. حوثی‌های یمن پس از ماه‌ها سکوت، با حمله به یک کشتی تجاری در دریای سرخ، رسماً به صحنه بازگشتند. همزمان، منابع اطلاعاتی از تحویل اولین محموله سامانه‌های پدافند هوایی پیشرفته HHQ-9B چین به ایران در ازای نفت خبر می‌دهند؛ تلاشی برای پر کردن خلاءهای مرگباری که در جنگ ۱۲ روزه آشکار شد.

▫️ تحلیل: سه لایه نبرد جدید
۱. دکترین ترامپ: «صلح مسلحانه» یا «اولتیماتوم دائمی»؟

ترامپ به دنبال توافق نیست؛ به دنبال تسلیم است. او با باز گذاشتن ظاهریِ در دیپلماسی، متحدان اروپایی را آرام می‌کند، اما با چراغ سبز به اسرائیل و تهدیدهای مستقیم، این پیام را به تهران می‌دهد که هر تلاشی برای احیای برنامه هسته‌ای یا موشکی، با حمله‌ای ویرانگرتر پاسخ داده خواهد شد. این یک «جنگ فرسایشی روانی» برای فروپاشاندن رژیم از درون است.

مطلب مرتبط:
🔘 رونمایی از نقشه راه واشنگتن: چگونه آمریکا می‌خواهد «کار ایران را تمام کند»؟

۲. آشفتگی سیاسی و دیپلماسی در کما: جنگ قدرت و روایت‌های متناقض
رژیم توانایی ارائه یک روایت واحد را از دست داده است. مصاحبه پزشکیان هم در داخل توسط تندروها «ذلیلانه» خوانده شد و هم در خارج به دلیل دروغ‌های آشکار، بی‌اعتبار بود. این آشفتگی نشان می‌دهد که هیچ استراتژی مشخصی برای خروج از بحران وجود ندارد و جناح‌های مختلف در حال خنثی کردن کارهای یکدیگر هستند.

۳. بازسازی ماشین جنگی با کمک چین و فعال‌سازی کارت‌های نامتقارن

رژیم به دو استراتژی روی آورده است:

الف) دفاعی: معامله بقا با پکن
خرید پدافند از چین، فراتر از یک معامله تسلیحاتی ساده، یک «معامله ژئوپولیتیک» است که در آن جمهوری اسلامی در ازای دریافت ابزارهای بقا، به یک «گره استراتژیک» در نقشه کلان چین تبدیل می‌شود. پس از ناامیدی از کمک روسیه و فهم ناکارآمدی پدافند داخلی، چین تنها گزینه باقی‌مانده است. اما پکن یک خیریه نیست؛ این حمایت بها دارد. چین از این فرصت برای سه هدف استفاده می‌کند:

تضمین کریدور انرژی: با اتصال عراق-ایران-پاکستان، یک مسیر زمینی امن برای واردات انرژی ایجاد می‌کند تا از نقاط خفگی دریایی (مثل تنگه مالاکا) بی‌نیاز شود.
اهرم فشار: با تبدیل شدن به حامی امنیتی، چین می‌تواند رفتار ج.ا در تنگه هرمز را مدیریت کرده و امنیت شاهراه انرژی را تضمین کند.
مهار هند: چین با نفوذ در ایران، پروژه کریدور شمال-جنوب هند (که به بندر چابهار وابسته است) را فلج کرده و رقیب اصلی خود در آسیا را به حاشیه می‌راند.

با این حال، چین یک «حامی در سایه» باقی خواهد ماند. پکن با درک ریسک بالای این رابطه (تحریم‌های آمریکا، خشم اسرائیل و کشورهای عربی)، از یک اتحاد نظامی کامل پرهیز می‌کند و کمک‌های نظامی به صورت پنهانی و با انکار رسمی انجام می‌شود. در نگاه پکن، ایران نه یک «متحد»، بلکه یک «ابزار» برای مهار آمریکا و پیشبرد اهداف منطقه‌ای است.

ب) تهاجمی: فعال‌سازی دو جبهه نامتقارن
حوثی‌ها: پس از ماه‌ها آتش‌بس، بازگشت خود را اعلام کردند. این اقدام، یک پیام روشن دارد: ایران با فعال‌سازی موثرترین و ارزان‌ترین اهرم فشار خود، جنگ را به اقتصاد جهانی می‌کشاند و هزینه بیمه و حمل‌ونقل دریایی را برای غرب افزایش می‌دهد. پاسخ مستقیم اسرائیل تحت عنوان عملیات «پرچم سیاه» درگیری در این جبهه تهاجمی ایران است.

مطلب مرتبط:
🔘 جنگ در سایه‌ها: از تهدید سایبری علیه ترامپ تا شکار جاسوسان در اروپا

شبکه جاسوسی: گزارش گاردین از یک استراتژی عجیب پرده برداشته: ایران با روش «اسپری کن و دعا کن» (Spray-and-Pray)، از طریق تلگرام و ارزهای دیجیتال، شهروندان عادی اسرائیلی را برای جاسوسی استخدام می‌کند. این شبکه به جای عملیات‌های پیچیده، بر «جمع‌سپاری اطلاعاتی» از طریق کارهای ساده (گرفتن عکس از تأسیسات، خانه‌های افراد و...) متمرکز است. اگرچه این شبکه در اجرای ضربات جدی ناکام است.

@khod2
24👍13
پدر و مادرش را جمهوری اسلامی کارد آجین کرد
حالا از آلمان به نفع رژیم شکایت کرده

چپ هرگز نمیفهمد

@khod2
😁34👏10🤬6👍52👎1👌1
🔘 بازی دوگانه واشنگتن: آیا «مذاکره»، نام دیگر «تمام کردن کار ایران» است؟

▪️ آیا سیاست واشنگتن در قبال ایران دچار تناقض است؟ از یک سو، دکترین «تمام کردن کار ایران» که قبلاً بررسی کردیم، از مهار دائمی و فشار بی‌وقفه سخن می‌گوید. از سوی دیگر، دونالد ترامپ با اصرار از «آغاز مذاکرات» و تمایل به «معامله» حرف می‌زند. این دوگانگی، نه نشانه سردرگمی، که رونمایی از یک استراتژی به مراتب پیچیده‌تر و جدی‌تر است.

▪️ مذاکره‌ای که ترامپ از آن دم می‌زند، یک گفتگوی دیپلماتیک میان دو طرف برابر نیست؛ بلکه ارائه یک «تسلیم‌نامه» در لباس دیپلماسی است. پس از آنکه حملات نظامی، توان دفاعی و هسته‌ای ایران را ویران کرد (فاز اول)، اکنون فاز دوم آغاز شده است: استفاده از اهرم فشار ایجاد شده برای دیکته کردن شروط بر روی میز مذاکره. این شروط، همان اهداف دکترین «تمام کردن کار ایران» هستند: غنی‌سازی صفر برای همیشه، برچیدن شبکه نیابتی، و محدودیت‌های دائمی موشکی.

▪️ در این چارچوب، اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو، نه بر سر هدف نهایی (یک ایران مهار شده)، که بر سر «روش» و «زمان‌بندی» است. نتانیاهو نگران است که غرور ترامپ برای رسیدن به یک «معامله» به هر قیمتی، باعث شود شروط به اندازه کافی سخت‌گیرانه نباشد. او معتقد است رژیم ایران تنها زبان زور را می‌فهمد و باید کار را نظامی پیش برد. اما ترامپ معتقد است که فشار به اندازه‌ای بوده که می‌تواند همان نتایج را بدون هزینه یک جنگ دیگر و از طریق یک «پیروزی دیپلماتیک» به دست آورد.

▫️ تحلیل عمیق‌تر: کالبدشکافی استراتژی «فشار-مذاکره»

۱. معامله یا تسلیم‌نامه؟

فراموش نکنیم که هدف نهایی دکترین جدید آمریکا، گرفتن حق هرگونه غنی‌سازی از ایران «برای همیشه» است. بنابراین، هر «توافقی» که ترامپ به دنبال آن است، احتمالاً شامل این شرط بنیادین خواهد بود. این یک مذاکره برای مصالحه نیست؛ بلکه یک اولتیماتوم برای تسلیم است. ایران یا باید این «تسلیم‌نامه دیپلماتیک» را امضا کند، یا با فاز بعدی فشار نظامی روبرو شود.

۲. مذاکره به مثابه ابزار فشار

خود فرآیند مذاکره، به یک ابزار فشار تبدیل شده است. با کشاندن ایران به این بازی، واشنگتن شکاف‌های درونی حاکمیت را آشکارتر می‌کند (جنگ میان تندروها و معتدل‌ها)، ایران را در موضع دفاعی قرار می‌دهد و در صورت شکست مذاکرات، مسئولیت آن را بر گردن تهران می‌اندازد تا مسیر برای اقدامات بعدی (مانند فعال‌سازی مکانیسم ماشه یا حملات جدید) هموارتر شود.

۳. نتانیاهو؛ ضامن اجرای دکترین

نقش نتانیاهو در این بازی، نقش «پلیس بد» است. او با پافشاری بر گزینه نظامی و بی‌اعتمادی مطلق به ایران، سقف خواسته‌ها را بالا نگه می‌دارد و به ترامپ یادآوری می‌کند که هر چیزی کمتر از تسلیم کامل، یک شکست استراتژیک خواهد بود. او در واقع ضامن اجرای همان دکترین تهاجمی است که در فارین افرز ترسیم شده بود، حتی اگر رئیس‌جمهور آمریکا وسوسه شود که مسیر دیگری را برود.

«در این چشم‌انداز، زمان، ابزار واشنگتن است، نه مانع آن؛ و فرسودن تدریجی جمهوری اسلامی، چه از طریق تحریم و چه تهاجم محدود، بخشی از فرآیند مهار نهایی تلقی می‌شود.»


🔸 بازی نهایی (Endgame): بر خلاف تصور رایج، «بازی نهایی» واشنگتن یک رویداد مشخص (مانند امضای یک توافق یا یک حمله نظامی) نیست. بازی نهایی، رسیدن به یک «وضعیت پایدار» است که در آن ایران برای همیشه از یک تهدید استراتژیک به یک قدرت منطقه‌ای ضعیف و قابل مدیریت تبدیل شده باشد. هم یک «معامله تحمیلی» و هم «انهدام کامل نظامی» هر دو مسیرهایی هستند که به این مقصد ختم می‌شوند. آنچه امروز شاهد آن هستیم، تنها بحث بر سر انتخاب یکی از این دو مسیر است.

@khod2
👍2814🔥2👎1🤬1