من خدا هستم
قرار بود جنگی شود بعد سلیمانی میشد خامنه ای زنده میماند تا سند تسلیم را امضا کند . آسمان ایران جولانگاه خلبانان و پهبادهای موسی شده . ۴دهه یک کشور را تاراج کرند ، تجاوز کردند ، کشتند و در عرض چند ساعت فلج شدند . اسراییل فلج کرد تا شاید ایران زنده بماند و…
یادتان است گفتیم رژیم بماند عقده و حقارتش را خالی میکند .
یادتان است گفتیم این شاید اخرین فرصت سقوط باشد بعد از ۵ دهه و شاید حتی برای ۵ دهه بعد .
از حالا به بعد اول به خومان فحش بدیم
بعد به ننه بابای آخوند
@khod2
یادتان است گفتیم این شاید اخرین فرصت سقوط باشد بعد از ۵ دهه و شاید حتی برای ۵ دهه بعد .
از حالا به بعد اول به خومان فحش بدیم
بعد به ننه بابای آخوند
@khod2
👍36💯6❤4👎1
🔘 جنگ روایتها پس از جنگ نظامی: دروغهای جمهوری اسلامی، اغراقهای ترامپ و یک حقیقت تلخ
▪️ با برقراری آتشبس شکننده، اکنون یک جنگ جدید و پیچیدهتر آغاز شده است: «جنگ روایتها». هر طرف در تلاش است تا با ارائه روایت خود، شکست را به پیروزی تبدیل کند.
▪️ روایت جمهوری اسلامی: «پیروزی بزرگ» و دیپلماسی از موضع قدرت!
در حالی که فرماندهان و تاسیسات کلیدیاش نابود شده، نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل با اعتماد به نفس اعلام میکند: «ما از همیشه به دیپلماسی نزدیکتریم!» و رئیسجمهورش از «پیروزی بزرگ» سخن میگوید.
▪️ روایت ترامپ و نتانیاهو: «نابودی کامل» و پیروزی تاریخی!
دونالد ترامپ با عصبانیت، گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا مبنی بر «محدود بودن آسیب» به تاسیسات هستهای را «خبر جعلی» میخواند و اصرار دارد که برنامه اتمی ایران «کاملاً نابود شده است». نتانیاهو نیز این جنگ را یک «پیروزی تاریخی برای نسلها» میخواند. هدف آنها، بزرگنمایی دستاورد برای توجیه هزینههای جنگ و تثبیت خود در قدرت است.
▪️ روایت ایران در پارلمان: تعلیق همکاری با آژانس!
مجلس شورای اسلامی در یک اقدام نمایشی و از پیش شکستخورده، طرح «تعلیق همکاری با آژانس» را تصویب کرده است. این در حالی است که با نابودی تاسیسات، دیگر چیزی برای بازرسی باقی نمانده و این اقدام، تنها انزوای بیشتر ایران را در پی خواهد داشت.
▫️ حقیقت در میان دروغها: حقیقت تلخ، جایی در میان این روایتهای متناقض پنهان شده است. برنامه هستهای ایران نه «کاملاً نابود شده» و نه «سالم» است؛ بلکه یک «ضربه کاری» خورده که آن را برای چند سال به عقب رانده است. جمهوری اسلامی نه «پیروز» شده و نه «قدرتمند» است؛ بلکه تحقیر شده و توان بازدارندگی خود را از دست داده است. این جنگ، یک پیروز قاطع نداشت، اما یک بازنده قطعی و تمامعیار داشت: جمهوری اسلامی و مردم ایران که اکنون باید هزینه این ماجراجویی ویرانگر را بپردازند.
@khod2
▪️ با برقراری آتشبس شکننده، اکنون یک جنگ جدید و پیچیدهتر آغاز شده است: «جنگ روایتها». هر طرف در تلاش است تا با ارائه روایت خود، شکست را به پیروزی تبدیل کند.
▪️ روایت جمهوری اسلامی: «پیروزی بزرگ» و دیپلماسی از موضع قدرت!
در حالی که فرماندهان و تاسیسات کلیدیاش نابود شده، نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل با اعتماد به نفس اعلام میکند: «ما از همیشه به دیپلماسی نزدیکتریم!» و رئیسجمهورش از «پیروزی بزرگ» سخن میگوید.
▪️ روایت ترامپ و نتانیاهو: «نابودی کامل» و پیروزی تاریخی!
دونالد ترامپ با عصبانیت، گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا مبنی بر «محدود بودن آسیب» به تاسیسات هستهای را «خبر جعلی» میخواند و اصرار دارد که برنامه اتمی ایران «کاملاً نابود شده است». نتانیاهو نیز این جنگ را یک «پیروزی تاریخی برای نسلها» میخواند. هدف آنها، بزرگنمایی دستاورد برای توجیه هزینههای جنگ و تثبیت خود در قدرت است.
▪️ روایت ایران در پارلمان: تعلیق همکاری با آژانس!
مجلس شورای اسلامی در یک اقدام نمایشی و از پیش شکستخورده، طرح «تعلیق همکاری با آژانس» را تصویب کرده است. این در حالی است که با نابودی تاسیسات، دیگر چیزی برای بازرسی باقی نمانده و این اقدام، تنها انزوای بیشتر ایران را در پی خواهد داشت.
▫️ حقیقت در میان دروغها: حقیقت تلخ، جایی در میان این روایتهای متناقض پنهان شده است. برنامه هستهای ایران نه «کاملاً نابود شده» و نه «سالم» است؛ بلکه یک «ضربه کاری» خورده که آن را برای چند سال به عقب رانده است. جمهوری اسلامی نه «پیروز» شده و نه «قدرتمند» است؛ بلکه تحقیر شده و توان بازدارندگی خود را از دست داده است. این جنگ، یک پیروز قاطع نداشت، اما یک بازنده قطعی و تمامعیار داشت: جمهوری اسلامی و مردم ایران که اکنون باید هزینه این ماجراجویی ویرانگر را بپردازند.
🔸 جنگ اطلاعاتی (Information Warfare): استفاده استراتژیک از اطلاعات و پروپاگاندا برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی، تضعیف روحیه دشمن و شکل دادن به روایت یک درگیری. آنچه امروز شاهد آن هستیم، یک نمونه کلاسیک از جنگ اطلاعاتی است که در آن، هر طرف تلاش میکند روایت خود را به عنوان «حقیقت» به جهان بقبولاند.
@khod2
👍20❤4💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢پاتریک بت دیوید: برای رضا پهلوی و خانواده اش احترام زیادی قائل هستم اما رضا پهلوی یک مهره ی بیفایدست.
و۴۶ سال هیچ کاری نتونسته بکنه.
اینکه شما به چند زبان دنیا صحبت کنی یا یکم تاریخ بدونی باعث نمیشه یه رهبر سرسخت و توانمند باشی، اینجوری هر استاد دانشگاهی میتونست رهبر یه کشوری بشه .
رهبر واقعی کسیه که وقتی به دوربین نگاه میکنه و پیامی رو میده، مردمش بهش باور دارن، و رونالد ریگان و پرزیدنت دونالد ترامپ رو مثال میزنه.
مردم ایران نیاز به یک الترناتیو قدرتمند دارن که بتونه کار نهایی را انجام بده. به قول امریکایی ها
someone who can close the deal
مانند ترامپ که با تمام حمله هایی که بهش شد و روزانه زیر سخت ترین فشار ها بود کار را نهایی کرد و پیروز شد.
@khod2
و۴۶ سال هیچ کاری نتونسته بکنه.
اینکه شما به چند زبان دنیا صحبت کنی یا یکم تاریخ بدونی باعث نمیشه یه رهبر سرسخت و توانمند باشی، اینجوری هر استاد دانشگاهی میتونست رهبر یه کشوری بشه .
رهبر واقعی کسیه که وقتی به دوربین نگاه میکنه و پیامی رو میده، مردمش بهش باور دارن، و رونالد ریگان و پرزیدنت دونالد ترامپ رو مثال میزنه.
مردم ایران نیاز به یک الترناتیو قدرتمند دارن که بتونه کار نهایی را انجام بده. به قول امریکایی ها
someone who can close the deal
مانند ترامپ که با تمام حمله هایی که بهش شد و روزانه زیر سخت ترین فشار ها بود کار را نهایی کرد و پیروز شد.
@khod2
👎63👍35🤬5❤4🤣2😁1
من خدا هستم
💢پاتریک بت دیوید: برای رضا پهلوی و خانواده اش احترام زیادی قائل هستم اما رضا پهلوی یک مهره ی بیفایدست. و۴۶ سال هیچ کاری نتونسته بکنه. اینکه شما به چند زبان دنیا صحبت کنی یا یکم تاریخ بدونی باعث نمیشه یه رهبر سرسخت و توانمند باشی، اینجوری هر استاد دانشگاهی…
در پاسخ به این پست، یکی از کاربران نوشته که:
«خب بسمالله... تو پا شو جای رضا پهلوی رو بگیر!»
لطفاً یه بار برای همیشه یاد بگیریم
«تخریب» یه بخش ضروری و مهم هر بازسازی و ساختوسازی هست
وقتی یه کارگر میاد قبل از شروع بازسازی، اون ساختمون فرسوده قبلی رو تخریب میکنه، آیا ازش تشکر میکنی و حقالزحمهاش رو میدی، یا اینکه طلبکارانه میگی حالا که خرابش کردی خودت هم وظیفه داری بسازیش؟!
در فرایند بازسازی و تعمیر و تغییر، «تخریب» یه مرحله اجتنابناپذیره، و کسی که تخریب میکنه حداقل یه پله و یه مرحله کار رو جلو برده و در بازسازی و تحول به شما کمک کرده. حالا اخلاقی و عقلانی نیست که این کمک و خدمت رو ندید بگیرید و طلبکارانه بخواید مراحل بعدی رو هم انجام بده و این رو وظیفهاش بدونید! کسی که تخریب میکنه خوبه که بعدش دوباره بسازه ولی فقط «خوبه»، دیگه «واجب» نیست، «وظیفهاش» نیست، بدهکار نیست! پس شما هم طلبکار نباشید.
@khod2
«خب بسمالله... تو پا شو جای رضا پهلوی رو بگیر!»
لطفاً یه بار برای همیشه یاد بگیریم
«تخریب» یه بخش ضروری و مهم هر بازسازی و ساختوسازی هست
وقتی یه کارگر میاد قبل از شروع بازسازی، اون ساختمون فرسوده قبلی رو تخریب میکنه، آیا ازش تشکر میکنی و حقالزحمهاش رو میدی، یا اینکه طلبکارانه میگی حالا که خرابش کردی خودت هم وظیفه داری بسازیش؟!
در فرایند بازسازی و تعمیر و تغییر، «تخریب» یه مرحله اجتنابناپذیره، و کسی که تخریب میکنه حداقل یه پله و یه مرحله کار رو جلو برده و در بازسازی و تحول به شما کمک کرده. حالا اخلاقی و عقلانی نیست که این کمک و خدمت رو ندید بگیرید و طلبکارانه بخواید مراحل بعدی رو هم انجام بده و این رو وظیفهاش بدونید! کسی که تخریب میکنه خوبه که بعدش دوباره بسازه ولی فقط «خوبه»، دیگه «واجب» نیست، «وظیفهاش» نیست، بدهکار نیست! پس شما هم طلبکار نباشید.
@khod2
👍34👎14🤔4❤3
🔘 چرا جنگ متوقف شد؟ دو سناریو برای «روز بعد»: فروپاشی کنترلشده یا هرج و مرج استراتژیک؟
▪️ بزرگترین سوال پس از آتشبس این است: چرا اسرائیل و آمریکا در اوج پیروزی، جنگ را متوقف کردند؟ برای پاسخ به این سوال، دو تحلیل کاملاً متفاوت اما به یک اندازه نگرانکننده وجود دارد.
▫️ یک نتیجهگیری هولناک: جمهوری اسلامی تسلیم نمیشود
آمریکا و اسرائیل پس از یک تهاجم کنترل شده دریافتند ادامه بمباران جز فرسایش و واکنش ج.ا نتیجهای ندارد و برای دوری از «هرجومرج» منطقهای جنگ را متوقف کردند. دو سناریو برای «روز بعد» محتمل است:
• گذار مدیریتشده با ترکیبی از تحریم اقتصادی، عملیات سایبری و حمایت مخفی از نیروهای داخلی؛
• فروپاشی مرکزی و نزاع قومی–قبیلهای در غیاب هرگونه طرح «روز پس از بحران».
▫️ سناریوی اول: توقف برای «جنگ فرسایشی» و فروپاشی کنترلشده
در این دیدگاه، توقف حملات یک اقدام هوشمندانه برای تغییر فاز جنگ از «نبرد مستقیم» به «جنگ ترکیبی» است. هدف، دیگر یک پیروزی سریع نیست، بلکه یک «مرگ تدریجی» از طریق عملیاتهای ویژه مخفی، فشار اقتصادی فلجکننده و حمایت از یک جنگ داخلی کنترلشده است. در این سناریو، هدف غرب، یک «تغییر رژیم مدیریتشده» و جایگزینی آن با یک ساختار قابل کنترل است.
▫️ سناریوی دوم: توقف برای «رها کردن» و هرج و مرج استراتژیک
اما یک تحلیل بدبینانهتر، که بازتابدهنده ترس پایتختهای اروپایی است، میگوید هدف آمریکا و اسرائیل نه «تغییر رژیم»، که «ایجاد هرج و مرج» و فروپاشی کامل دولت مرکزی در ایران است، بدون اینکه هیچ برنامهای برای «روز بعد» داشته باشند. در این سناریوی هولناک که یادآور لیبی و سوریه است، ایران به یک سرزمین تکهتکه شده و درگیر جنگهای داخلی میان جنگسالاران و گروههای قومی تبدیل میشود و غرب، آشوب پس از آن را به گردن خود منطقه میاندازد.
🔸 یک وظیفه تاریخی: فرار از هرج و مرج
شاید حقیقت، ترکیبی از هر دو سناریو باشد. اما یک نکته قطعی است: صرف نظر از نیت واقعی غرب، «فرصت» و «خطر» به طور همزمان برای مردم ایران ایجاد شده است. رژیم در ضعیفترین حالت خود قرار دارد و این یک فرصت تاریخی است. اما خطر «سوریهای شدن» نیز جدی است.
وظیفه ما به عنوان مردم ایران، تغییر ذهنیت از «انتظار برای یک ناجی خارجی» به «مدیریت گذار از درون» است تا از تحقق سناریوی فاجعهبار دوم جلوگیری کنیم.
۱. ایجاد همبستگی ملی: تنها راه مقابله با خطر تجزیه و جنگ داخلی، تاکید بر یکپارچگی ملی و منافع مشترک تمام ایرانیان، فارغ از قومیت و مذهب است.
۲. تمرکز بر فلج اقتصادی: حمایت از اعتصابات سراسری و نافرمانیهای مدنی، کمهزینهترین و موثرترین راه برای از کار انداختن ماشین سرکوب رژیم است.
۳. صبر و هوشمندی استراتژیک: این یک ماراتن برای آینده ایران است. باید با هوشمندی، مراقب شکافها در بدنه رژیم بود و در عین حال، با صبر و استقامت، برای ساختن فردایی دموکراتیک و یکپارچه تلاش کرد.
▫️ سرنوشت ایران، نه در واشنگتن و نه در تلآویو، که در دستان و به اراده خود مردم ایران رقم خواهد خورد. انتخاب میان یک «گذار مدیریتشده» و یک «فروپاشی آشوبناک»، به عمل امروز ما بستگی دارد. مردم تنها با همبستگی ملی، اعتصابات هدفمند و نافرمانی مدنی، و صبر استراتژیک میتوانند سرنوشت خود را بهدست گیرند.
@khod2
▪️ بزرگترین سوال پس از آتشبس این است: چرا اسرائیل و آمریکا در اوج پیروزی، جنگ را متوقف کردند؟ برای پاسخ به این سوال، دو تحلیل کاملاً متفاوت اما به یک اندازه نگرانکننده وجود دارد.
▫️ یک نتیجهگیری هولناک: جمهوری اسلامی تسلیم نمیشود
آمریکا و اسرائیل پس از یک تهاجم کنترل شده دریافتند ادامه بمباران جز فرسایش و واکنش ج.ا نتیجهای ندارد و برای دوری از «هرجومرج» منطقهای جنگ را متوقف کردند. دو سناریو برای «روز بعد» محتمل است:
• گذار مدیریتشده با ترکیبی از تحریم اقتصادی، عملیات سایبری و حمایت مخفی از نیروهای داخلی؛
• فروپاشی مرکزی و نزاع قومی–قبیلهای در غیاب هرگونه طرح «روز پس از بحران».
▫️ سناریوی اول: توقف برای «جنگ فرسایشی» و فروپاشی کنترلشده
در این دیدگاه، توقف حملات یک اقدام هوشمندانه برای تغییر فاز جنگ از «نبرد مستقیم» به «جنگ ترکیبی» است. هدف، دیگر یک پیروزی سریع نیست، بلکه یک «مرگ تدریجی» از طریق عملیاتهای ویژه مخفی، فشار اقتصادی فلجکننده و حمایت از یک جنگ داخلی کنترلشده است. در این سناریو، هدف غرب، یک «تغییر رژیم مدیریتشده» و جایگزینی آن با یک ساختار قابل کنترل است.
▫️ سناریوی دوم: توقف برای «رها کردن» و هرج و مرج استراتژیک
اما یک تحلیل بدبینانهتر، که بازتابدهنده ترس پایتختهای اروپایی است، میگوید هدف آمریکا و اسرائیل نه «تغییر رژیم»، که «ایجاد هرج و مرج» و فروپاشی کامل دولت مرکزی در ایران است، بدون اینکه هیچ برنامهای برای «روز بعد» داشته باشند. در این سناریوی هولناک که یادآور لیبی و سوریه است، ایران به یک سرزمین تکهتکه شده و درگیر جنگهای داخلی میان جنگسالاران و گروههای قومی تبدیل میشود و غرب، آشوب پس از آن را به گردن خود منطقه میاندازد.
🔸 یک وظیفه تاریخی: فرار از هرج و مرج
شاید حقیقت، ترکیبی از هر دو سناریو باشد. اما یک نکته قطعی است: صرف نظر از نیت واقعی غرب، «فرصت» و «خطر» به طور همزمان برای مردم ایران ایجاد شده است. رژیم در ضعیفترین حالت خود قرار دارد و این یک فرصت تاریخی است. اما خطر «سوریهای شدن» نیز جدی است.
وظیفه ما به عنوان مردم ایران، تغییر ذهنیت از «انتظار برای یک ناجی خارجی» به «مدیریت گذار از درون» است تا از تحقق سناریوی فاجعهبار دوم جلوگیری کنیم.
۱. ایجاد همبستگی ملی: تنها راه مقابله با خطر تجزیه و جنگ داخلی، تاکید بر یکپارچگی ملی و منافع مشترک تمام ایرانیان، فارغ از قومیت و مذهب است.
۲. تمرکز بر فلج اقتصادی: حمایت از اعتصابات سراسری و نافرمانیهای مدنی، کمهزینهترین و موثرترین راه برای از کار انداختن ماشین سرکوب رژیم است.
۳. صبر و هوشمندی استراتژیک: این یک ماراتن برای آینده ایران است. باید با هوشمندی، مراقب شکافها در بدنه رژیم بود و در عین حال، با صبر و استقامت، برای ساختن فردایی دموکراتیک و یکپارچه تلاش کرد.
▫️ سرنوشت ایران، نه در واشنگتن و نه در تلآویو، که در دستان و به اراده خود مردم ایران رقم خواهد خورد. انتخاب میان یک «گذار مدیریتشده» و یک «فروپاشی آشوبناک»، به عمل امروز ما بستگی دارد. مردم تنها با همبستگی ملی، اعتصابات هدفمند و نافرمانی مدنی، و صبر استراتژیک میتوانند سرنوشت خود را بهدست گیرند.
@khod2
❤31👍13👎4😭3
اجازه صادرات نفت ج آ به چین، میتواند توافقی پشت پرده در جهت تسلیم برنامه هسته ای و موشکی باشد ، یا نوعی امتیاز امریکا به ج آ برای نرمش در مذاکرات پیش رو.
اگر ج آ بتواند همان ۱.۵ میلیون بشکه به چین نفت بفروشد باز هم در اوج خودش نهایتا ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار میشود.
حکومتی که حدود ۱.۲ تا ۱.۵ تریلیون دلار برای کل ناترازیها (بانکی، بودجهای، ارزی، انرژی، رفاهی) و ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار برای رفع ناترازی انرژی (برق و گاز) ناترازی دارد با ده سال دیگر فروش نفت هم نمیتواند یک پنجم از این ها را رفع کند، هم به دلیل فساد سیستماتیک و هم اینکه در صورت دریافت این پول باز خرج ماجراجویی های جمهوری اسلامی خواهد شد، نه رفع ناترازی ها و زیرساخت ها و …
@khod2
اگر ج آ بتواند همان ۱.۵ میلیون بشکه به چین نفت بفروشد باز هم در اوج خودش نهایتا ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار میشود.
حکومتی که حدود ۱.۲ تا ۱.۵ تریلیون دلار برای کل ناترازیها (بانکی، بودجهای، ارزی، انرژی، رفاهی) و ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار برای رفع ناترازی انرژی (برق و گاز) ناترازی دارد با ده سال دیگر فروش نفت هم نمیتواند یک پنجم از این ها را رفع کند، هم به دلیل فساد سیستماتیک و هم اینکه در صورت دریافت این پول باز خرج ماجراجویی های جمهوری اسلامی خواهد شد، نه رفع ناترازی ها و زیرساخت ها و …
@khod2
👍25❤3🔥1
کدام حاکم یا فرمانده دستور تأمین مالی برای بازسازی معبد دوم اورشلیم (بیتالمقدس) را صادر کرد؟
Anonymous Quiz
64%
1_کوروش بزرگ هخامنشی
4%
2_زروبابل (فرمانده یهودی و نوه یهویاکین، پادشاه یهودا)
7%
3_نبوکدنصر دوم (پادشاه بابل، همدوره با تخریب معبد اول)
25%
4_داریوش اول هخامنشی
👍9❤5😁4
🔘 تحلیل CNN: افسانه شکستناپذیری جمهوری اسلامی در هم شکست؛ پیامدهای آن چه خواهد بود؟
▪️ در یک تحلیل، CNN استدلال میکند که بزرگترین دستاورد جنگ اخیر، نه تخریب تاسیسات، که در هم شکستن «افسانه شکستناپذیری» و «هاله امنیتی» جمهوری اسلامی بود. رژیمی که برای دههها، با استفاده از نیروهای نیابتی، جنگ را از مرزهای خود دور نگه داشته بود، در عرض چند ساعت، فروپاشی این دکترین را به چشم دید.
▪️ قرارداد اجتماعی که نابود شد: به گفته تحلیلگران، جمهوری اسلامی یک «قرارداد اجتماعی» نانوشته با مردم داشت: «تمام آزادیهای خود را به ما بدهید، در عوض ما برای شما امنیت میآوریم.» حمله اخیر، این آخرین و تنها ستون باقیمانده از مشروعیت رژیم را نیز به طور کامل ویران کرد.
▫️ پیامدهای داخلی: پارانویا، سرکوب و قدرتگیری سپاه
۱. پارانویای نفوذ و تسویههای داخلی: ترس از نفوذ موساد و همکاری عوامل داخلی، به یک «پارانویای امنیتی» در درون رژیم دامن خواهد زد. این به معنای آغاز یک دوره جدید از تسویهحسابهای داخلی، پاکسازیها و دستگیریهای گسترده برای ریشهکن کردن «دشمن داخلی» خواهد بود.
۲. تقویت تندروها و حاشیه رانده شدن اصلاحطلبان: این شکست، بهترین بهانه را به دست تندروها میدهد تا استدلال کنند که «مذاکره و دیپلماسی بیفایده است» و تنها راه، «مقاومت و نظامیگری» است. این به معنای به حاشیه رانده شدن کامل جریانهای میانهرو و اصلاحطلب در ساختار قدرت است.
۳. قدرت گرفتن بیشتر سپاه: در خلاء ناشی از حذف فرماندهان و سردرگمی سیاسی، سپاه پاسداران به عنوان تنها نهاد منسجم باقیمانده، قدرت خود را بیش از پیش تحکیم خواهد کرد و ایران را به سمت یک «دولت نظامی» تمامعیار سوق خواهد داد.
▫️ در نهایت، این جنگ یک زخم عمیق بر پیکر جمهوری اسلامی به جا گذاشت. رژیمی که «امنیت» را آخرین کالای قابل فروش خود میدانست، اکنون آن را نیز از دست داده است. این «رژیم زخمی»، برای بقا، احتمالاً هم در داخل سرکوبگرتر و هم در خارج تهاجمیتر خواهد شد. اما سوال اصلی این است که آیا این استراتژی، فروپاشی نهایی آن را تسریع نخواهد کرد؟
@khod2
▪️ در یک تحلیل، CNN استدلال میکند که بزرگترین دستاورد جنگ اخیر، نه تخریب تاسیسات، که در هم شکستن «افسانه شکستناپذیری» و «هاله امنیتی» جمهوری اسلامی بود. رژیمی که برای دههها، با استفاده از نیروهای نیابتی، جنگ را از مرزهای خود دور نگه داشته بود، در عرض چند ساعت، فروپاشی این دکترین را به چشم دید.
▪️ قرارداد اجتماعی که نابود شد: به گفته تحلیلگران، جمهوری اسلامی یک «قرارداد اجتماعی» نانوشته با مردم داشت: «تمام آزادیهای خود را به ما بدهید، در عوض ما برای شما امنیت میآوریم.» حمله اخیر، این آخرین و تنها ستون باقیمانده از مشروعیت رژیم را نیز به طور کامل ویران کرد.
▫️ پیامدهای داخلی: پارانویا، سرکوب و قدرتگیری سپاه
۱. پارانویای نفوذ و تسویههای داخلی: ترس از نفوذ موساد و همکاری عوامل داخلی، به یک «پارانویای امنیتی» در درون رژیم دامن خواهد زد. این به معنای آغاز یک دوره جدید از تسویهحسابهای داخلی، پاکسازیها و دستگیریهای گسترده برای ریشهکن کردن «دشمن داخلی» خواهد بود.
۲. تقویت تندروها و حاشیه رانده شدن اصلاحطلبان: این شکست، بهترین بهانه را به دست تندروها میدهد تا استدلال کنند که «مذاکره و دیپلماسی بیفایده است» و تنها راه، «مقاومت و نظامیگری» است. این به معنای به حاشیه رانده شدن کامل جریانهای میانهرو و اصلاحطلب در ساختار قدرت است.
۳. قدرت گرفتن بیشتر سپاه: در خلاء ناشی از حذف فرماندهان و سردرگمی سیاسی، سپاه پاسداران به عنوان تنها نهاد منسجم باقیمانده، قدرت خود را بیش از پیش تحکیم خواهد کرد و ایران را به سمت یک «دولت نظامی» تمامعیار سوق خواهد داد.
▫️ در نهایت، این جنگ یک زخم عمیق بر پیکر جمهوری اسلامی به جا گذاشت. رژیمی که «امنیت» را آخرین کالای قابل فروش خود میدانست، اکنون آن را نیز از دست داده است. این «رژیم زخمی»، برای بقا، احتمالاً هم در داخل سرکوبگرتر و هم در خارج تهاجمیتر خواهد شد. اما سوال اصلی این است که آیا این استراتژی، فروپاشی نهایی آن را تسریع نخواهد کرد؟
@khod2
CNN
The myth of Iran’s invincibility has been shattered, and the fallout could be far-reaching
For over than three decades, Iran built a web of proxy networks to push its battles far beyond its borders – keeping enemies at bay, as Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei tightened his grip on power. Direct strikes on Iran remained inconceivable.
👍13❤11💯3🔥2
🔘 آیا ایران واقعاً میتواند کره شمالی دوم شود؟ بازخوانی یک تحلیل خوشبینانه
▪️ در تحلیلی از نشریه The Conversation، به این سناریوی هولناک پرداخته شده که جنگ اخیر، ممکن است جمهوری اسلامی را به سمت ساختن بمب اتمی و تبدیل شدن به یک «کره شمالی جدید» سوق دهد. اما آیا این سناریو، با تمام جزئیاتش، واقعبینانه است؟
▫️ نقد یک تحلیل: حلقه مفقوده «پدرخوانده»
تحلیل The Conversation به درستی «انگیزه» روانی و استراتژیک ایران برای دستیابی به بمب (یعنی تضمین بقا) را تشخیص میدهد. اما یک حلقه کلیدی و تعیینکننده را در تحلیل خود نادیده میگیرد: نقش «پدرخوانده ژئوپولیتیک». کره شمالی توانست پروژه اتمی خود را به سرانجام برساند، نه فقط به خاطر اراده داخلی، بلکه به این دلیل که چین به عنوان یک ابرقدرت دارای حق وتو، با ایجاد یک «سپر دیپلماتیک» و باز نگه داشتن «شاهرگ اقتصادی»، مانع از فروپاشی کامل آن شد.
▫️ چرا ایران یک «یتیم استراتژیک» است؟
جمهوری اسلامی فاقد چنین حامیای است. حمایت روسیه و چین از ایران، تاکتیکی، محدود و مبتنی بر منافع لحظهای است، نه یک حمایت استراتژیک و مطلق. آنها هرگز حاضر نخواهند شد برای بلندپروازیهای اتمی رژیمی که از نظر ایدئولوژیک نیز با آنها همسو نیست، کل نظم امنیتی جهان را به خطر بیندازند.
▫️ نتیجهگیری اصلاحشده: مسیر ایران به ناکجاآباد است، نه کره شمالی
بنابراین، مسیر آینده جمهوری اسلامی، نه تکرار مدل موفق (از دید خودشان) کره شمالی، که حرکت به سمت یک «ناکجاآباد» است.
@khod2
▪️ در تحلیلی از نشریه The Conversation، به این سناریوی هولناک پرداخته شده که جنگ اخیر، ممکن است جمهوری اسلامی را به سمت ساختن بمب اتمی و تبدیل شدن به یک «کره شمالی جدید» سوق دهد. اما آیا این سناریو، با تمام جزئیاتش، واقعبینانه است؟
▫️ نقد یک تحلیل: حلقه مفقوده «پدرخوانده»
تحلیل The Conversation به درستی «انگیزه» روانی و استراتژیک ایران برای دستیابی به بمب (یعنی تضمین بقا) را تشخیص میدهد. اما یک حلقه کلیدی و تعیینکننده را در تحلیل خود نادیده میگیرد: نقش «پدرخوانده ژئوپولیتیک». کره شمالی توانست پروژه اتمی خود را به سرانجام برساند، نه فقط به خاطر اراده داخلی، بلکه به این دلیل که چین به عنوان یک ابرقدرت دارای حق وتو، با ایجاد یک «سپر دیپلماتیک» و باز نگه داشتن «شاهرگ اقتصادی»، مانع از فروپاشی کامل آن شد.
▫️ چرا ایران یک «یتیم استراتژیک» است؟
جمهوری اسلامی فاقد چنین حامیای است. حمایت روسیه و چین از ایران، تاکتیکی، محدود و مبتنی بر منافع لحظهای است، نه یک حمایت استراتژیک و مطلق. آنها هرگز حاضر نخواهند شد برای بلندپروازیهای اتمی رژیمی که از نظر ایدئولوژیک نیز با آنها همسو نیست، کل نظم امنیتی جهان را به خطر بیندازند.
▫️ نتیجهگیری اصلاحشده: مسیر ایران به ناکجاآباد است، نه کره شمالی
بنابراین، مسیر آینده جمهوری اسلامی، نه تکرار مدل موفق (از دید خودشان) کره شمالی، که حرکت به سمت یک «ناکجاآباد» است.
@khod2
The Conversation
The war won’t end Iran’s nuclear program – it will drive it underground, following North Korea’s model
The US and Israel bombing campaigns may only delay an Iranian bomb by a few years. Could this signal the death of the nuclear non-proliferation treaty?
👌17👍8❤6
روبیو:دیگر چگونه بگوییم که مشکل ما با اخوند این است که سلاح هسته ای نداشته باشدفقط،اینی که هرچقدرمیخواهد آدم بکشد و جنایت کند ودزدی کند درداخل مشکل ما نیست ،حذف موجودیت ج آ به ما ربطی ندارد وبه مردم خود ایران مربوط است.
این مقصود کلی روبیو و تمام رئیس جمهوران و بیشتر سیاستمداران امریکا در طی چند دهه اخیر است.
که تغیر رژیم در داخل ایران به ما مربوط نیست.
بگذریم از اینی که روزگاری در اینکه چند مجاهد واخوند تروریست در اوین زندانی بودند، مدافع حقوق بشر بودند!
امریکا سالهای سال سیاستش ادامه سیاست بریتانیاست درقبال خاورمیانه،وتنهافرقش با بریتانیا در موضوع اسرائیل است.
باید مردم ایران را ازامید هردولت و کشور وشخصی تهی کرد، بایداول از همه چیز وهمه کس ناامید بشوند، و باور به شکست اخوند داشته باشند، تا این کار میسر شود.
تنها دولتی که دوست دارد در ایران رژیم کنونی تغیر کند،اسرائیل است که توانایی چنین کاری را ندارد و چون متحد امریکاست سر خود هم نمیتواند چنین کاری را کند.
مردم ایران دشواری های زیادی برای سرنگونی نظام حاکم دارند، از نیرو های سرکوبگر، تا نبود یک الترناتیو قدرتمند که باید از پس همه اش برآیند.
@khod2
این مقصود کلی روبیو و تمام رئیس جمهوران و بیشتر سیاستمداران امریکا در طی چند دهه اخیر است.
که تغیر رژیم در داخل ایران به ما مربوط نیست.
بگذریم از اینی که روزگاری در اینکه چند مجاهد واخوند تروریست در اوین زندانی بودند، مدافع حقوق بشر بودند!
امریکا سالهای سال سیاستش ادامه سیاست بریتانیاست درقبال خاورمیانه،وتنهافرقش با بریتانیا در موضوع اسرائیل است.
باید مردم ایران را ازامید هردولت و کشور وشخصی تهی کرد، بایداول از همه چیز وهمه کس ناامید بشوند، و باور به شکست اخوند داشته باشند، تا این کار میسر شود.
تنها دولتی که دوست دارد در ایران رژیم کنونی تغیر کند،اسرائیل است که توانایی چنین کاری را ندارد و چون متحد امریکاست سر خود هم نمیتواند چنین کاری را کند.
مردم ایران دشواری های زیادی برای سرنگونی نظام حاکم دارند، از نیرو های سرکوبگر، تا نبود یک الترناتیو قدرتمند که باید از پس همه اش برآیند.
@khod2
👍27❤7😁6👎1🔥1
Forwarded from جناب گاو
ایرانی عزیز، لطفاً از خود...پنداری ایرانی دست بردار!
(در کل این متن، به جای ... هر کلمهای میخواهید بگذارید! مثلا «شاخ»، یا اگر مایلید کلمهای کمتر مودبانه)
به عنوان ایرانی، ما چیز خاص و استثنایی در دنیا و در کائنات نیستیم. نه ما، هیچ ملت دیگری هم نیست. ما هم مثل همه اقوام دنیا بالا و پایین و اوج و حضیض داشتهایم. فرهنگ داشتهایم. تاثیر گذاشتهایم و تاثیر پذیرفتهایم.
ما بنا نیست آقای جهان یا حتی قدرت برتر منطقه باشیم. اغلب تاریخمان نبودیم، و دنیا تعجبی نکرد که نیستیم! بنا نیست فلسطین را آزاد کنیم یا عدالت را در جهان مستقر کنیم. بنا نیست فرهنگ خود را به دنیا صادر کنیم. بنا نیست قطب باشیم! بناست مثل خیلی کشورهای دیگر آدموار زندگی کنیم، فرهنگ خودمان را داشته باشیم، با بقیه داد و ستد کنیم...
خود...پنداری ایرانی از نوع شیعی که دیدیم چه بلایی سرمان آورد. ولی فقط مختص این نوع که نیست! از نوع آریاییش بدتر!
در خیلی از «تحلیل»های تحلیلگران و مردم عادی این خود...پنداری موج میزند. طرف میگوید: «کشورهای همسایه از اینکه ایران قطب ثروت وگردشگری و اقتصاد منطقه شود بیم دارند، چون به ضررشان است.» نخیر جناب خود...پندار! مگر امارات که قطب اقتصادی منطقه شد به ضرر عمان یا حتی ایران بود؟ دیگری میگوید: «همه کشورهای منطقه به دلایل ژئوپلتیکی به ایران به چشم دشمن نگاه میکنند.» نخیر جناب خود...پندار! در چند دهه گذشته، تقریباً همیشه ایران بود که چوب در خانه زنبور کرد و هر جور توانست فتنه بر پا کرد، و کشورهای همسایه جنوبی در بسیاری اوقات با صبر ستودنی اغماض کردند. فقط داستان آن حماقت «برائت در مراسم حج» را در نظر بگیرید که تا چه حد عربستان تحمل کرد. یا رفتار صلحجویانه قطریها را همین چند صباح جنگ با اسرائیل در نظر بگیرید و جفتک زدنهای ایران را.
البته خود...پندار ایرانی خواهد گفت که «قطریها و سعودیها و اماراتیها خوشحالند که آخوند بر ایران حاکم است، چون آخوند ایران را ضعیف نگه میدارد». نخیر خود...پندار عزیز! آنها آنقدر عقل دارند که چار تا آدم عاقل را که هر روز دنبال فتنه نباشند در همسایگیشان ترجیح دهند.
اینها ادامه همان خود...پنداری «تمدن بزرگ» و امثال آن است. نوع دیگرش همان است که گمان میکنند اگر محمدرضاشاه در ایران مانده بود الان ایران بزرگترین قدرت دنیا یا چیزی شبیه به آن بود. ولی البته همان خود...پندار به این هم معتقد است که قدرتهای بزرگ «محمدرضاشاه را بردند چون از قدرت یافتن ایران میترسیدند» و الان هم «نمیخواهند آخوند برود». نخیر خود...پندار عزیز! رفتن محمدرضاشاه حاصل اشتباهات خود او و خباثت روشنفکران و خریت ملت بود، و نرفتن آخوندها هم حاصل اینکه تغییر رژیم نیروی روی زمین میخواهد، و آمریکا بعد از عراق دیگر چنین خبطی نخواهد کرد و خود مردم هم جرات یا توان لازم برای چنین کاری ندارند. خلاصه به همه چیز مربوط است الا به «اهمیت ایران» در نزد خود...پندار ایرانی.
➖➖➖➖
این خود...پنداری عوارض زیادی دارد. یکی آنکه مدام دنبال دشمن میگردد. نمیشود که ما شاخ منطقه و دنیا باشیم و همه به ما حسادت نورزند و نخواهند به ما ضربه بزنند! هر حرکت هر کشوری یک حرکت حسابشده برای ضربه به ماست. در جنگ، جمهوری آذربایجان مرزش را باز میکند، این نشانه این است که میخواهد جاسوسان اسراییلی را خارج کند. پاکستان مرزش را میبندد، این نشان دشمنی اوست. قطر و سعودی ترامپ را دعوت میکنند، این نشانه دشمنی قطر و سعودی با ماست. قطر و سعودی برای آتشبس پادرمیانی میکنند، این نشان آن است که آنها میخواهند آخوند بماند تا ایران ضعیف بماند، یا آنکه آنقدر ترس از ایران برشان داشته که آمدهاند جلو تا اسرائیل را نجات دهند! ترکیه کانال ماهوارهای فارسی راه میاندازد، واویلا، وامصیبتا، حتماً اردوغان میخواهد نفوذ کند (انگار خود ما انواع کانالها به زبانهای دیگر نداریم!). همه و همه و همه یا نیروی زیردست و مطیع مایند، یا دشمن حسودی که بزرگی ما را نمیتواند دید. ول کن بابا اسدالله! چقدر خود...پنداری!
به غیر از همه-را-دشمن-انگاری، این خود...پنداری عواقب دیگری هم دارد. یکیش آنکه منابع ملی را به سوی پروژههای بزرگ و چشمگیر دولتی سوق میدهد. بالاخره «ملت بزرگ» باید علائم بزرگی هم داشته باشد. این است که راهآهنی از ناکجاآباد به ناکجاآباد ساخته میشود، طرحهای عظیم کشت و صنعت دولتی راه میافتد، صنایع بزرگ فولاد در دل کویر مقدس میشوند، به دنبال بمب اتم میافتیم... برای «ملت باشکوه ایران» جاده و کشاورزی سنتی و صنایع کوچک و تجارت و صنایع دفاعی معمولی کافی نیست! ما بزرگتر از این حرفهاییم!
بس است این همه باد! ایران را این ایرانبازی رمانتیک و این نارسیسیسمی که لقب «وطندوستی» به خود گرفته نابود خواهد کرد.
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیر وخواه ملال!
(در کل این متن، به جای ... هر کلمهای میخواهید بگذارید! مثلا «شاخ»، یا اگر مایلید کلمهای کمتر مودبانه)
به عنوان ایرانی، ما چیز خاص و استثنایی در دنیا و در کائنات نیستیم. نه ما، هیچ ملت دیگری هم نیست. ما هم مثل همه اقوام دنیا بالا و پایین و اوج و حضیض داشتهایم. فرهنگ داشتهایم. تاثیر گذاشتهایم و تاثیر پذیرفتهایم.
ما بنا نیست آقای جهان یا حتی قدرت برتر منطقه باشیم. اغلب تاریخمان نبودیم، و دنیا تعجبی نکرد که نیستیم! بنا نیست فلسطین را آزاد کنیم یا عدالت را در جهان مستقر کنیم. بنا نیست فرهنگ خود را به دنیا صادر کنیم. بنا نیست قطب باشیم! بناست مثل خیلی کشورهای دیگر آدموار زندگی کنیم، فرهنگ خودمان را داشته باشیم، با بقیه داد و ستد کنیم...
خود...پنداری ایرانی از نوع شیعی که دیدیم چه بلایی سرمان آورد. ولی فقط مختص این نوع که نیست! از نوع آریاییش بدتر!
در خیلی از «تحلیل»های تحلیلگران و مردم عادی این خود...پنداری موج میزند. طرف میگوید: «کشورهای همسایه از اینکه ایران قطب ثروت وگردشگری و اقتصاد منطقه شود بیم دارند، چون به ضررشان است.» نخیر جناب خود...پندار! مگر امارات که قطب اقتصادی منطقه شد به ضرر عمان یا حتی ایران بود؟ دیگری میگوید: «همه کشورهای منطقه به دلایل ژئوپلتیکی به ایران به چشم دشمن نگاه میکنند.» نخیر جناب خود...پندار! در چند دهه گذشته، تقریباً همیشه ایران بود که چوب در خانه زنبور کرد و هر جور توانست فتنه بر پا کرد، و کشورهای همسایه جنوبی در بسیاری اوقات با صبر ستودنی اغماض کردند. فقط داستان آن حماقت «برائت در مراسم حج» را در نظر بگیرید که تا چه حد عربستان تحمل کرد. یا رفتار صلحجویانه قطریها را همین چند صباح جنگ با اسرائیل در نظر بگیرید و جفتک زدنهای ایران را.
البته خود...پندار ایرانی خواهد گفت که «قطریها و سعودیها و اماراتیها خوشحالند که آخوند بر ایران حاکم است، چون آخوند ایران را ضعیف نگه میدارد». نخیر خود...پندار عزیز! آنها آنقدر عقل دارند که چار تا آدم عاقل را که هر روز دنبال فتنه نباشند در همسایگیشان ترجیح دهند.
اینها ادامه همان خود...پنداری «تمدن بزرگ» و امثال آن است. نوع دیگرش همان است که گمان میکنند اگر محمدرضاشاه در ایران مانده بود الان ایران بزرگترین قدرت دنیا یا چیزی شبیه به آن بود. ولی البته همان خود...پندار به این هم معتقد است که قدرتهای بزرگ «محمدرضاشاه را بردند چون از قدرت یافتن ایران میترسیدند» و الان هم «نمیخواهند آخوند برود». نخیر خود...پندار عزیز! رفتن محمدرضاشاه حاصل اشتباهات خود او و خباثت روشنفکران و خریت ملت بود، و نرفتن آخوندها هم حاصل اینکه تغییر رژیم نیروی روی زمین میخواهد، و آمریکا بعد از عراق دیگر چنین خبطی نخواهد کرد و خود مردم هم جرات یا توان لازم برای چنین کاری ندارند. خلاصه به همه چیز مربوط است الا به «اهمیت ایران» در نزد خود...پندار ایرانی.
➖➖➖➖
این خود...پنداری عوارض زیادی دارد. یکی آنکه مدام دنبال دشمن میگردد. نمیشود که ما شاخ منطقه و دنیا باشیم و همه به ما حسادت نورزند و نخواهند به ما ضربه بزنند! هر حرکت هر کشوری یک حرکت حسابشده برای ضربه به ماست. در جنگ، جمهوری آذربایجان مرزش را باز میکند، این نشانه این است که میخواهد جاسوسان اسراییلی را خارج کند. پاکستان مرزش را میبندد، این نشان دشمنی اوست. قطر و سعودی ترامپ را دعوت میکنند، این نشانه دشمنی قطر و سعودی با ماست. قطر و سعودی برای آتشبس پادرمیانی میکنند، این نشان آن است که آنها میخواهند آخوند بماند تا ایران ضعیف بماند، یا آنکه آنقدر ترس از ایران برشان داشته که آمدهاند جلو تا اسرائیل را نجات دهند! ترکیه کانال ماهوارهای فارسی راه میاندازد، واویلا، وامصیبتا، حتماً اردوغان میخواهد نفوذ کند (انگار خود ما انواع کانالها به زبانهای دیگر نداریم!). همه و همه و همه یا نیروی زیردست و مطیع مایند، یا دشمن حسودی که بزرگی ما را نمیتواند دید. ول کن بابا اسدالله! چقدر خود...پنداری!
به غیر از همه-را-دشمن-انگاری، این خود...پنداری عواقب دیگری هم دارد. یکیش آنکه منابع ملی را به سوی پروژههای بزرگ و چشمگیر دولتی سوق میدهد. بالاخره «ملت بزرگ» باید علائم بزرگی هم داشته باشد. این است که راهآهنی از ناکجاآباد به ناکجاآباد ساخته میشود، طرحهای عظیم کشت و صنعت دولتی راه میافتد، صنایع بزرگ فولاد در دل کویر مقدس میشوند، به دنبال بمب اتم میافتیم... برای «ملت باشکوه ایران» جاده و کشاورزی سنتی و صنایع کوچک و تجارت و صنایع دفاعی معمولی کافی نیست! ما بزرگتر از این حرفهاییم!
بس است این همه باد! ایران را این ایرانبازی رمانتیک و این نارسیسیسمی که لقب «وطندوستی» به خود گرفته نابود خواهد کرد.
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیر وخواه ملال!
Telegram
قجرنامه
راه نجات ایران
بخش۱
مرتضی قلیخان صنیعالدوله، دولتمرد ممتاز قجری و کسی که شاید او را بتوان از اولین «تکنوکرات»های ایران نامید، در سال ۱۲۸۶ شمسی کتابی منتشر کرد با عنوان «راه نجات»، و در آن، بعد از بررسی راههای مختلف برای «نجات ایران»، آخرالامر نتیجه گرفت…
بخش۱
مرتضی قلیخان صنیعالدوله، دولتمرد ممتاز قجری و کسی که شاید او را بتوان از اولین «تکنوکرات»های ایران نامید، در سال ۱۲۸۶ شمسی کتابی منتشر کرد با عنوان «راه نجات»، و در آن، بعد از بررسی راههای مختلف برای «نجات ایران»، آخرالامر نتیجه گرفت…
👍37❤11👎7👏4
💢چهره خامنه ای از پیام اول تا سوم.
حتی در پیام سوم عضلات صورتش رو برای صحبت بزور تکون میده.
همانطور که جمال عبدالناصر گفت روز مرگش روز شکست در جنگ ۶ روزه بود، روز مرگ خامنه ای هم شکست سنگین در جنگ ۱۲ روزه بود.
خامنه ای دیگر خامنه ای سابق نخواهد بود، چرا نه قدرت سابق را خواهد داشت، و نه روحیه و اراده و اعتماد به نفس سابق را.
فقط مرگی به مشابه قذافی به دست مردم در این کلکسیون برای رهبر جمهوری اسلامی کم است، وگرنه تجربه ناصر و صدام(طوفان صحرا) را به صورت بدتری هم تجربه کرد.
@khod2
حتی در پیام سوم عضلات صورتش رو برای صحبت بزور تکون میده.
همانطور که جمال عبدالناصر گفت روز مرگش روز شکست در جنگ ۶ روزه بود، روز مرگ خامنه ای هم شکست سنگین در جنگ ۱۲ روزه بود.
خامنه ای دیگر خامنه ای سابق نخواهد بود، چرا نه قدرت سابق را خواهد داشت، و نه روحیه و اراده و اعتماد به نفس سابق را.
فقط مرگی به مشابه قذافی به دست مردم در این کلکسیون برای رهبر جمهوری اسلامی کم است، وگرنه تجربه ناصر و صدام(طوفان صحرا) را به صورت بدتری هم تجربه کرد.
@khod2
🔥28🤣12👍7👎2❤1👌1
من خدا هستم
💢چهره خامنه ای از پیام اول تا سوم. حتی در پیام سوم عضلات صورتش رو برای صحبت بزور تکون میده. همانطور که جمال عبدالناصر گفت روز مرگش روز شکست در جنگ ۶ روزه بود، روز مرگ خامنه ای هم شکست سنگین در جنگ ۱۲ روزه بود. خامنه ای دیگر خامنه ای سابق نخواهد بود، چرا نه…
نظام یک سلیمانی رو از دست داد داشت تا یک هفته عزا میگرفت ، الان حداقلش تا جایی که میدونیم ۳۰ فرمانده ارشد رو از دست دادن که سلیمانی از لحاظ مقام و اهمیت پیششون چیزی نبود و نظام جشن گرفته و داره اعلام پیروزی میکنه و شیرینی میده.
حسین ابن علی جاش بسیار خالیست، وگرنه دیگه عاشورا رو با این اوصاف جشن میگرفتن.
@khod2
حسین ابن علی جاش بسیار خالیست، وگرنه دیگه عاشورا رو با این اوصاف جشن میگرفتن.
@khod2
😁43👌4❤1
🔘 آناتومی انهدام: پنتاگون جزئیات خردکننده «عملیات چکش نیمهشب» را فاش کرد
▪️ در یک کنفرانس خبری مهم که برای توضیح روایت شکست جمهوری اسلامی طراحی شده بود، پنتاگون جزئیات فنی و ویرانگر «عملیات چکش نیمهشب» را فاش کرد. ژنرال دَن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در یک ارائه فنی و غیرسیاسی توضیح داد که چگونه حمله به تأسیسات فردو، حاصل ۱۵ سال مطالعه بوده است: یک بمب سنگرشکن ۳۰,۰۰۰ پوندی ابتدا «درپوش بتنی» شفتهای تهویه را منهدم کرده و سپس پنج بمب دیگر به صورت متوالی به داخل تونلها شلیک شدهاند تا با ایجاد موج انفجار داخلی، کل مجموعه را از درون متلاشی کنند.
▪️ این کالبدشکافی دقیق از انهدام، در حالی صورت گرفت که خامنهای از پناهگاه خود مدعی «له کردن اسرائیل» شده بود. برای تکمیل تصویر فروپاشی، سپاه پاسداران نیز رسماً کشته شدن «سعید ایزدی»، از فرماندهان ارشد نیروی قدس و مسئول هماهنگی با گروههای فلسطینی مانند حماس را تایید کرد؛ خبری که ارتش اسرائیل روزها قبل اعلام کرده بود.
▫️ تحلیل نظامی: جراحی شاهرگ، نه بمباران کور
جزئیات پنتاگون نشان میدهد حمله به فردو یک نمایش قدرت هوشمندانه و جراحیگونه بوده است. هدفگیری شفتهای تهویه، مانند قطع کردن اکسیژن یک موجود زنده است؛ این کار کل ساختار زیرزمینی را به یک تله مرگبار تبدیل میکند. این «آناتومی انهدام» ثابت میکند که آمریکا نه تنها به عمق استراتژیک ایران نفوذ کرده، بلکه توانایی انهدام آن از آسیبپذیرترین نقاط را نیز داشته است. همزمان، تایید مرگ ایزدی نشان میدهد که ضربه اسرائیل نیز یک «عملیات سرزنی» دقیق برای از بین بردن ساختار فرماندهی باقیمانده محور نیابتی بوده است.
▫️ تحلیل روانی: جنگ «اقتدار فنی» علیه «تئاتر سیاسی»
پنتاگون با یک استراتژی دوگانه وارد این کنفرانس شد: ژنرال کین با ارائه جزئیات فنی و نمایش ویدئوی تست بمب، «اقتدار مبتنی بر واقعیت» را به نمایش گذاشت. وزیر دفاع، هگزت، با حمله به رسانهها و اصرار بر واژه «نابود شده»، نقش سیاسی و وفاداری به ترامپ را ایفا کرد. این نمایش قدرت، ادعای «پیروزی» خامنهای را از یک موضع سیاسی به سطح یک «انکار روانی» و یک باور شخصی بیارزش تنزل میدهد. وقتی یک طرف با نقشه مهندسی و فیزیک صحبت میکند، طرف مقابل که از «سیلی محکم» حرف میزند، به یک کمدی تلخ تبدیل میشود.
▫️ در نهایت، جمهوری اسلامی در دو جبهه به طور همزمان مات شد: در جبهه نظامی، با یک حمله دقیق و برنامهریزیشده که مهمترین سرمایهگذاری استراتژیکش را نابود کرد؛ و در جبهه روایت، جایی که جزئیات فنی و بیرحمانه پنتاگون، آخرین تلاشهایش برای ساختن یک پیروزی خیالی را به سخره گرفت.
@khod2
▪️ در یک کنفرانس خبری مهم که برای توضیح روایت شکست جمهوری اسلامی طراحی شده بود، پنتاگون جزئیات فنی و ویرانگر «عملیات چکش نیمهشب» را فاش کرد. ژنرال دَن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در یک ارائه فنی و غیرسیاسی توضیح داد که چگونه حمله به تأسیسات فردو، حاصل ۱۵ سال مطالعه بوده است: یک بمب سنگرشکن ۳۰,۰۰۰ پوندی ابتدا «درپوش بتنی» شفتهای تهویه را منهدم کرده و سپس پنج بمب دیگر به صورت متوالی به داخل تونلها شلیک شدهاند تا با ایجاد موج انفجار داخلی، کل مجموعه را از درون متلاشی کنند.
▪️ این کالبدشکافی دقیق از انهدام، در حالی صورت گرفت که خامنهای از پناهگاه خود مدعی «له کردن اسرائیل» شده بود. برای تکمیل تصویر فروپاشی، سپاه پاسداران نیز رسماً کشته شدن «سعید ایزدی»، از فرماندهان ارشد نیروی قدس و مسئول هماهنگی با گروههای فلسطینی مانند حماس را تایید کرد؛ خبری که ارتش اسرائیل روزها قبل اعلام کرده بود.
▫️ تحلیل نظامی: جراحی شاهرگ، نه بمباران کور
جزئیات پنتاگون نشان میدهد حمله به فردو یک نمایش قدرت هوشمندانه و جراحیگونه بوده است. هدفگیری شفتهای تهویه، مانند قطع کردن اکسیژن یک موجود زنده است؛ این کار کل ساختار زیرزمینی را به یک تله مرگبار تبدیل میکند. این «آناتومی انهدام» ثابت میکند که آمریکا نه تنها به عمق استراتژیک ایران نفوذ کرده، بلکه توانایی انهدام آن از آسیبپذیرترین نقاط را نیز داشته است. همزمان، تایید مرگ ایزدی نشان میدهد که ضربه اسرائیل نیز یک «عملیات سرزنی» دقیق برای از بین بردن ساختار فرماندهی باقیمانده محور نیابتی بوده است.
▫️ تحلیل روانی: جنگ «اقتدار فنی» علیه «تئاتر سیاسی»
پنتاگون با یک استراتژی دوگانه وارد این کنفرانس شد: ژنرال کین با ارائه جزئیات فنی و نمایش ویدئوی تست بمب، «اقتدار مبتنی بر واقعیت» را به نمایش گذاشت. وزیر دفاع، هگزت، با حمله به رسانهها و اصرار بر واژه «نابود شده»، نقش سیاسی و وفاداری به ترامپ را ایفا کرد. این نمایش قدرت، ادعای «پیروزی» خامنهای را از یک موضع سیاسی به سطح یک «انکار روانی» و یک باور شخصی بیارزش تنزل میدهد. وقتی یک طرف با نقشه مهندسی و فیزیک صحبت میکند، طرف مقابل که از «سیلی محکم» حرف میزند، به یک کمدی تلخ تبدیل میشود.
▫️ در نهایت، جمهوری اسلامی در دو جبهه به طور همزمان مات شد: در جبهه نظامی، با یک حمله دقیق و برنامهریزیشده که مهمترین سرمایهگذاری استراتژیکش را نابود کرد؛ و در جبهه روایت، جایی که جزئیات فنی و بیرحمانه پنتاگون، آخرین تلاشهایش برای ساختن یک پیروزی خیالی را به سخره گرفت.
🔸 آناتومی انهدام (Anatomy of Destruction): اشاره به تشریح دقیق و مرحلهبهمرحله عملیات نظامی توسط پنتاگون که هدف آن نه فقط اطلاعرسانی، بلکه نمایش تسلط کامل اطلاعاتی و فنی بر هدف و بیاعتبار کردن هرگونه ادعای مقاومت یا شکست حمله از سوی طرف مقابل است.
🔸 سعید ایزدی: از فرماندهان کلیدی نیروی قدس سپاه و مسئول مستقیم پرونده فلسطین و هماهنگی با گروههایی چون حماس و جهاد اسلامی. حذف او پس از ترور نصرالله و سقوط اسد، به معنای قطع آخرین شاهرگهای ارتباطی ایران با نیروهای نیابتیاش در خط مقدم است.
@khod2
👍22❤7👎1🔥1💯1
💢صعود صادرات نفت ایران
آمارهای بلومبرگ نشان میدهد صادرات نفت ایران در روزهای بعد از تجاوز اسرائیل، به روزانه 2.33 میلیون بشکه رسیده و این میزان 44 درصد بیشتر از متوسط صادرات سال جاری میلادی بوده است.
صادرات نفت ایران در حال افزایش نیز هست و ممکن است که به 2.4 میلیون بشکه نیز برسد و معلق کردن تحریمهای ثانویه چین از طرف ترامپ، دلیل اصلی آن است که منجر به فروش ذخایر روی دریای ایران نيز خواهد شد.
@khod2
آمارهای بلومبرگ نشان میدهد صادرات نفت ایران در روزهای بعد از تجاوز اسرائیل، به روزانه 2.33 میلیون بشکه رسیده و این میزان 44 درصد بیشتر از متوسط صادرات سال جاری میلادی بوده است.
صادرات نفت ایران در حال افزایش نیز هست و ممکن است که به 2.4 میلیون بشکه نیز برسد و معلق کردن تحریمهای ثانویه چین از طرف ترامپ، دلیل اصلی آن است که منجر به فروش ذخایر روی دریای ایران نيز خواهد شد.
@khod2
❤13🤔6🤣4😱2👌2👍1
این جمله اولین بار توسط چه کسی گفته شد؟»
اگر در شامات سرکوبشان نکنیم، مجبوریم در ایران با آنها بجنگیم.
اگر در شامات سرکوبشان نکنیم، مجبوریم در ایران با آنها بجنگیم.
Anonymous Quiz
22%
سید علی خامنه ای
6%
شمخانی
39%
قاسم سلیمانی
32%
سرهنگ قدر( رئیس اطلاعات ارتش شاهنشاهی)
🤔14👍6👎3❤1
💢طبق گزارشها، دولت ترامپ در حال بررسی امکان دسترسی ایران به حداکثر 30 میلیارد دلار برای ساخت یک برنامه هستهای غیرنظامی تولید انرژی، و همچنین از طریق کاهش تحریمها و آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدود شده ایران، به عنوان بخشی از طرحی برای کاهش تنشها با ایران و بازگرداندن آنها به میز مذاکره برای توافق هستهای آینده با ایالات متحده است. دو منبع آگاه به سیانان گفتند که برخی از جزئیات در یک جلسه محرمانه و چند ساعته بین استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده در خاورمیانه، و چندین کشور خلیج فارس در کاخ سفید در جمعه گذشته، یک روز قبل از حملات نظامی ایالات متحده علیه ایران، مورد بحث قرار گرفت.
@khod2
@khod2
👎25😁6😡5❤3🤔3
🔘 جنگ ارادهها در تهران: آیا نظام ماشه خروج از NPT را خواهد کشید؟
▪️ در حالی که غبار جنگ ۱۲ روزه هنوز فرو ننشسته، یک نبرد به مراتب خطرناکتر در اتاقهای دربسته تهران آغاز شده است: جنگ بر سر خروج از معاهده منع اشاعه (NPT). مجلس تحت کنترل تندروها، با تصویب طرح «الزام دولت به تعلیق همکاری با آژانس»، شلیک اول را در این نبرد داخلی انجام داده و نظام را به سمت یک قمار آخر سوق میدهد. اما سیگنالهای متناقض از درون همان ساختار قدرت، از جمله مخالفت برخی اعضای کمیسیون امنیت ملی با خروج، نشان از یک شکاف عمیق و عدم اجماع بر سر این تصمیم انتحاری دارد.
▫️ اردوگاه تهاجم: منطق تندروهای تحقیر شده
جناحی که در جنگ اخیر، فروپاشی دکترین نظامی و امنیتی خود را به چشم دید، اکنون به این نتیجه رسیده که دیپلماسی مرده و تنها راه بقا، حرکت سریع به سمت سلاح هستهای برای ایجاد یک «بازدارندگی مطلق» است. از دید آنها، خروج از NPT یک واکنش حیثیتی و ضروری برای جلوگیری از تکرار تحقیر است. این جناح که دیگر چیزی برای از دست دادن نمیبیند، حاضر است با یک «قمار سامسونوار»، کل معبد را بر سر خود و دیگران خراب کند تا شاید از زیر آوار، یک قدرت هستهای متولد شود.
▫️ اردوگاه احتیاط: منطق واقعگرایان وحشتزده
در مقابل، بخشی دیگر از ساختار قدرت، از جمله چهرههای امنیتی و اقتصادی، که درک دقیقتری از عمق فاجعه نظامی و اقتصادی دارند، خروج از NPT را نه یک نمایش قدرت، که یک «خودکشی استراتژیک» میدانند. آنها به خوبی میدانند که این اقدام، ماشه یک جنگ پیشگیرانه ویرانگر و یک انزوای اقتصادی مطلق را خواهد کشید که به فروپاشی نظام منجر میشود. منطق این جناح، نه بر پایه ایدئولوژی، که بر پایه «حفظ بقا» و مدیریت بحران برای جلوگیری از انهدام کامل استوار است.
▫️ کالبدشکافی یک الگو: وسوسه کره شمالی
این جنگ ارادهها، یک بحث انتزاعی نیست؛ بلکه یک جدال بر سر یک الگوی تاریخی مشخص است: کره شمالی. تندروها به پیونگیانگ نگاه میکنند و یک «داستان موفقیت» برای بقا میبینند؛ رژیمی که با وجود انزوای مطلق و اقتصاد فروپاشیده، به لطف داشتن بمب اتم، خود را از هرگونه حمله نظامی مصون کرده و بقای خود را تضمین نموده است. اما اردوگاه محتاطان، روی دیگر سکه را میبیند: یک کشور قحطیزده، منزوی و تبدیل شده به یک زندان بزرگ. آنها استدلال میکنند که جامعه ایران و اقتصاد آن، هرگز تحمل هزینههایی که کره شمالی پرداخت کرده را ندارد، جهان هم یک ایران هستهای نمیخواهد و تقلید از این الگو، به جای تضمین بقا، فروپاشی را قطعی خواهد کرد.
▫️ یک نفر در انزوا: معمای تصمیم خامنهای
در میانه این طوفان، علی خامنهای به عنوان داور نهایی قرار دارد؛ در حالی که به دلیل شکست اطلاعاتی اخیر، در انزوا و پارانویای شدید به سر میبرد. او از یک سو توسط تندروها برای یک اقدام تهاجمی و «انتقامجویانه» تحت فشار است و از سوی دیگر، با گزارشهای تکاندهنده از ضعفهای ساختاری و هشدارهای محتاطان مبنی بر خطر فروپاشی کامل روبروست. سکوت فعلی او، میتواند نشان از هر چیزی باشد: از سنجیدن گزینهها و خریدن زمان گرفته تا فلج شدن فرآیند تصمیمگیری در رأس هرم قدرت.
▫️ در نهایت، بزرگترین تهدید برای جمهوری اسلامی در این مقطع، نه اسرائیل و آمریکا، که این جنگ داخلی است. تصمیمی که در روزهای آینده گرفته خواهد شد، نه تنها سرنوشت برنامه هستهای، بلکه سرنوشت نهایی خود نظام را در یکی از شکنندهترین لحظات تاریخش رقم خواهد زد.
@khod2
▪️ در حالی که غبار جنگ ۱۲ روزه هنوز فرو ننشسته، یک نبرد به مراتب خطرناکتر در اتاقهای دربسته تهران آغاز شده است: جنگ بر سر خروج از معاهده منع اشاعه (NPT). مجلس تحت کنترل تندروها، با تصویب طرح «الزام دولت به تعلیق همکاری با آژانس»، شلیک اول را در این نبرد داخلی انجام داده و نظام را به سمت یک قمار آخر سوق میدهد. اما سیگنالهای متناقض از درون همان ساختار قدرت، از جمله مخالفت برخی اعضای کمیسیون امنیت ملی با خروج، نشان از یک شکاف عمیق و عدم اجماع بر سر این تصمیم انتحاری دارد.
▫️ اردوگاه تهاجم: منطق تندروهای تحقیر شده
جناحی که در جنگ اخیر، فروپاشی دکترین نظامی و امنیتی خود را به چشم دید، اکنون به این نتیجه رسیده که دیپلماسی مرده و تنها راه بقا، حرکت سریع به سمت سلاح هستهای برای ایجاد یک «بازدارندگی مطلق» است. از دید آنها، خروج از NPT یک واکنش حیثیتی و ضروری برای جلوگیری از تکرار تحقیر است. این جناح که دیگر چیزی برای از دست دادن نمیبیند، حاضر است با یک «قمار سامسونوار»، کل معبد را بر سر خود و دیگران خراب کند تا شاید از زیر آوار، یک قدرت هستهای متولد شود.
▫️ اردوگاه احتیاط: منطق واقعگرایان وحشتزده
در مقابل، بخشی دیگر از ساختار قدرت، از جمله چهرههای امنیتی و اقتصادی، که درک دقیقتری از عمق فاجعه نظامی و اقتصادی دارند، خروج از NPT را نه یک نمایش قدرت، که یک «خودکشی استراتژیک» میدانند. آنها به خوبی میدانند که این اقدام، ماشه یک جنگ پیشگیرانه ویرانگر و یک انزوای اقتصادی مطلق را خواهد کشید که به فروپاشی نظام منجر میشود. منطق این جناح، نه بر پایه ایدئولوژی، که بر پایه «حفظ بقا» و مدیریت بحران برای جلوگیری از انهدام کامل استوار است.
▫️ کالبدشکافی یک الگو: وسوسه کره شمالی
این جنگ ارادهها، یک بحث انتزاعی نیست؛ بلکه یک جدال بر سر یک الگوی تاریخی مشخص است: کره شمالی. تندروها به پیونگیانگ نگاه میکنند و یک «داستان موفقیت» برای بقا میبینند؛ رژیمی که با وجود انزوای مطلق و اقتصاد فروپاشیده، به لطف داشتن بمب اتم، خود را از هرگونه حمله نظامی مصون کرده و بقای خود را تضمین نموده است. اما اردوگاه محتاطان، روی دیگر سکه را میبیند: یک کشور قحطیزده، منزوی و تبدیل شده به یک زندان بزرگ. آنها استدلال میکنند که جامعه ایران و اقتصاد آن، هرگز تحمل هزینههایی که کره شمالی پرداخت کرده را ندارد، جهان هم یک ایران هستهای نمیخواهد و تقلید از این الگو، به جای تضمین بقا، فروپاشی را قطعی خواهد کرد.
▫️ یک نفر در انزوا: معمای تصمیم خامنهای
در میانه این طوفان، علی خامنهای به عنوان داور نهایی قرار دارد؛ در حالی که به دلیل شکست اطلاعاتی اخیر، در انزوا و پارانویای شدید به سر میبرد. او از یک سو توسط تندروها برای یک اقدام تهاجمی و «انتقامجویانه» تحت فشار است و از سوی دیگر، با گزارشهای تکاندهنده از ضعفهای ساختاری و هشدارهای محتاطان مبنی بر خطر فروپاشی کامل روبروست. سکوت فعلی او، میتواند نشان از هر چیزی باشد: از سنجیدن گزینهها و خریدن زمان گرفته تا فلج شدن فرآیند تصمیمگیری در رأس هرم قدرت.
▫️ در نهایت، بزرگترین تهدید برای جمهوری اسلامی در این مقطع، نه اسرائیل و آمریکا، که این جنگ داخلی است. تصمیمی که در روزهای آینده گرفته خواهد شد، نه تنها سرنوشت برنامه هستهای، بلکه سرنوشت نهایی خود نظام را در یکی از شکنندهترین لحظات تاریخش رقم خواهد زد.
🔸 قمار سامسونوار (Samson Option): اشاره به یک استراتژی نهایی و خودویرانگر، برگرفته از داستان «سامسون» که پس از شکست، با خراب کردن ستونهای معبد، آن را بر سر خود و تمام دشمنانش فرود آورد. در ادبیات سیاسی، این اصطلاح برای توصیف اقدام یک دولت یا گروه به کار میرود که در آستانه شکست قطعی، تصمیم میگیرد با یک حرکت انتحاری، خسارت عظیمی به دشمنان خود وارد کند، حتی اگر به قیمت نابودی خودش تمام شود.
@khod2
👍15❤8🔥1
من خدا هستم
💢چهره خامنه ای از پیام اول تا سوم. حتی در پیام سوم عضلات صورتش رو برای صحبت بزور تکون میده. همانطور که جمال عبدالناصر گفت روز مرگش روز شکست در جنگ ۶ روزه بود، روز مرگ خامنه ای هم شکست سنگین در جنگ ۱۲ روزه بود. خامنه ای دیگر خامنه ای سابق نخواهد بود، چرا نه…
💢در یکی از نادرترین و بیسابقهترین صحنههای خطابههای رسمی جمهوری اسلامی رهبر جمهوری اسلامی، پس از دههها تاکید مستمر بر اسلام ناب محمدی,فرهنگ عاشورا و تمدن اسلامی,ناگهان دقایقی از تریبون رسمی خود راآن هم نه صرفاً یک جمله بلکه بهطرزی حسابشده و طولانی به ستایش ایران، ایرانی، و تمدن کهن این سرزمین اختصاص داد.
آن هم در میانه یکی از مهمترین نطقهای عمومیاش.
این تغییر لحن ۱۳ دقیقهای که شاید در نگاه اول صرفاً یک تغییر محتوایی باشد، در واقع تَرَکِ ظریفیست بر دیوار ستبر گفتمانی که چهار دهه با اتکا بر ایده حذف ایران بهنفع اسلام بنا شده بود. گویی کسی بالاخره پذیرفته که برای ماندن، دیگر نمیتوان صرفاً با پرچم سرخ کربلا، دلها را تسخیر کرد و باید بار دیگر نام ایران را ولو به کنایه از خاک و غبار فراموشی بیرون کشید.
شاید کسی بپرسد آیا این صرفاً یک تاکتیک مقطعیست؟ شاید.
اما آنچه قطعیست، آن است که اگر تا دیروز ملیگرایی در نظام جمهوری اسلامی انحراف تلقی میشد، امروز همان انحراف، در لفافهای برای از نجات است
این یعنی بازی نه تنها پایان نیافته، بلکه سوت شروع نیمه دوم تازه به صدا درآمده؛ نیمهای که در آن حتی تیم حاکم هم فهمیده که با لباس اسلام نمیتوان تا ابد در زمین ایرانی بازی کرد.
از همه جالبتر آنکه این اتفاق در آستانه اول ماه محرم رخ داد؛ زمانی که طبق سنت سیاسی–مذهبی جمهوری اسلامی، باید نوای کربلا، خون حسین و فرهنگ شهادت از هر بلندگو و منبری طنینانداز شود.
اما خامنه ای در تصمیمی که بیشتر شبیه به یک خلأ محتوایی بود تا استراتژی ارتباطی از حسین بن علی حتی اسمی هم نبرد.
گویا امسال، بهجای خطابهی خون و شمشیر، نوبت به قصیدهای در وصف تمدن آجرپخته و سفال لعابدار رسیده است!
این چرخش ناگهانی بیشتر شبیه یک طنز تلخ است.
اینکه پس از سالها سرکوب هر نشانهای از هویت ایرانی، حالا همان نظام دست به دامن همان مؤلفهها شده، یادآور آن لحظهی معروف در تئاتر است که دلقک، خود خندهاش نمیگیرد، اما مجبور است لبخند بزند.
وقتی حتی خامنه ای هم مجبور میشود برای بقای گفتمانش دست به دامن تمدن کهن ایرانی شود، معلوم است که کارد به استخوان رسیده و روایت قدیمی، دیگر جواب نمیدهد. و این یعنی نه فقط بازی تمام نشده، بلکه صحنه تازه در حال تغییر است.
@khod2
آن هم در میانه یکی از مهمترین نطقهای عمومیاش.
این تغییر لحن ۱۳ دقیقهای که شاید در نگاه اول صرفاً یک تغییر محتوایی باشد، در واقع تَرَکِ ظریفیست بر دیوار ستبر گفتمانی که چهار دهه با اتکا بر ایده حذف ایران بهنفع اسلام بنا شده بود. گویی کسی بالاخره پذیرفته که برای ماندن، دیگر نمیتوان صرفاً با پرچم سرخ کربلا، دلها را تسخیر کرد و باید بار دیگر نام ایران را ولو به کنایه از خاک و غبار فراموشی بیرون کشید.
شاید کسی بپرسد آیا این صرفاً یک تاکتیک مقطعیست؟ شاید.
اما آنچه قطعیست، آن است که اگر تا دیروز ملیگرایی در نظام جمهوری اسلامی انحراف تلقی میشد، امروز همان انحراف، در لفافهای برای از نجات است
این یعنی بازی نه تنها پایان نیافته، بلکه سوت شروع نیمه دوم تازه به صدا درآمده؛ نیمهای که در آن حتی تیم حاکم هم فهمیده که با لباس اسلام نمیتوان تا ابد در زمین ایرانی بازی کرد.
از همه جالبتر آنکه این اتفاق در آستانه اول ماه محرم رخ داد؛ زمانی که طبق سنت سیاسی–مذهبی جمهوری اسلامی، باید نوای کربلا، خون حسین و فرهنگ شهادت از هر بلندگو و منبری طنینانداز شود.
اما خامنه ای در تصمیمی که بیشتر شبیه به یک خلأ محتوایی بود تا استراتژی ارتباطی از حسین بن علی حتی اسمی هم نبرد.
گویا امسال، بهجای خطابهی خون و شمشیر، نوبت به قصیدهای در وصف تمدن آجرپخته و سفال لعابدار رسیده است!
این چرخش ناگهانی بیشتر شبیه یک طنز تلخ است.
اینکه پس از سالها سرکوب هر نشانهای از هویت ایرانی، حالا همان نظام دست به دامن همان مؤلفهها شده، یادآور آن لحظهی معروف در تئاتر است که دلقک، خود خندهاش نمیگیرد، اما مجبور است لبخند بزند.
وقتی حتی خامنه ای هم مجبور میشود برای بقای گفتمانش دست به دامن تمدن کهن ایرانی شود، معلوم است که کارد به استخوان رسیده و روایت قدیمی، دیگر جواب نمیدهد. و این یعنی نه فقط بازی تمام نشده، بلکه صحنه تازه در حال تغییر است.
@khod2
👍41❤5👎2
🔘 گزارش مرکز مطالعات جنگ: شکاف در رأس نظام، انهدام فردو و تایید رسمی حذف حاجیزاده
▪️ در یکی از ویرانگرترین گزارشهای خود، مرکز مطالعات جنگ (ISW) با استناد به منابع متعدد، از سه فروپاشی همزمان در ساختار جمهوری اسلامی پرده برداشت: شکاف در رهبری، انهدام توانایی هستهای و سرزنی فرماندهی نظامی. گزارش به نقل از نیویورکتایمز تایید میکند که با به انزوا رفتن خامنهای در پناهگاه، یک جنگ قدرت تمامعیار میان جناح «عملگرا» (به رهبری پزشکیان، اژهای و سرلشکر موسوی) و جناح «تندرو» (به رهبری سعید جلیلی) بر سر نحوه مدیریت شکست و مذاکره با آمریکا در گرفته است.
▪️ همزمان، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، رسماً اعلام کرد که به دلیل شدت حملات و لرزشهای ناشی از آن، سانتریفیوژهای «بسیار حساس» در تأسیسات زیرزمینی فردو «دیگر کار نمیکنند». این گزارش همچنین به تفصیل خسارات وارد شده به دیگر مراکز حساس از جمله یک مجموعه زیرزمینی تولید سانتریفیوژ در نزدیکی اصفهان و مراکز تحقیقاتی در یزد و تهران را شرح میدهد.
▪️ اما تکاندهندهترین بخش گزارش، تایید رسمی کمپین حذف فرماندهان ارشد سپاه است. بر اساس این گزارش، در تاریخ ۱۲ ژوئن، سرلشکر امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، به همراه حداقل هفت تن از فرماندهان ارشد این نیرو، از جمله فرمانده پدافند هوایی، در یک جلسه که برای برنامهریزی پاسخ به حملات اسرائیل تشکیل شده بود، هدف قرار گرفته و کشته شدهاند.
▫️فروپاشی سهگانه؛ سیاسی، هستهای و نظامی
این گزارش تصویر یک نظام فلجشده را ترسیم میکند. شکاف در رأس قدرت نشان میدهد که در غیاب رهبر، هیچ استراتژی واحدی برای مدیریت بحران وجود ندارد و نبرد اصلی از مقابله با دشمن خارجی، به جنگ داخلی بر سر بقا تغییر کرده است. تایید انهدام سانتریفیوژهای فردو توسط آژانس، به معنای پایان رویای «گریز هستهای» از این سایت است. و در نهایت، حذف فرمانده نیروی هوافضا و تیمش در یک جلسه، نه یک شکست، که یک «فاجعه اطلاعاتی» و نماد فلج شدن کامل سیستم فرماندهی و کنترل است.
▫️ پیامدهای منطقهای و دیپلماتیک
این فروپاشی داخلی، اثرات خود را در خارج نیز نشان میدهد. گزارش به توقف پرداخت حقوق به رزمندگان حزبالله اشاره میکند که نشانهای واضح از قطع شدن شریان مالی از تهرانِ بحرانزده است. در چنین شرایطی، گزارشها از تلاش آمریکا برای مذاکره و پیشنهادهای مالی، بیشتر به یک «تئاتر دیپلماتیک» شباهت دارد. آمریکا در حال مذاکره با چه کسی است؟ جناح عملگرایی که اختیاری ندارد یا جناح تندرویی که چیزی برای چانهزنی در دستش باقی نمانده؟ این مذاکرات، تلاشی برای مدیریت فروپاشی یک نظام است، نه رسیدن به توافق با یک دولت منسجم.
@khod2
▪️ در یکی از ویرانگرترین گزارشهای خود، مرکز مطالعات جنگ (ISW) با استناد به منابع متعدد، از سه فروپاشی همزمان در ساختار جمهوری اسلامی پرده برداشت: شکاف در رهبری، انهدام توانایی هستهای و سرزنی فرماندهی نظامی. گزارش به نقل از نیویورکتایمز تایید میکند که با به انزوا رفتن خامنهای در پناهگاه، یک جنگ قدرت تمامعیار میان جناح «عملگرا» (به رهبری پزشکیان، اژهای و سرلشکر موسوی) و جناح «تندرو» (به رهبری سعید جلیلی) بر سر نحوه مدیریت شکست و مذاکره با آمریکا در گرفته است.
▪️ همزمان، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، رسماً اعلام کرد که به دلیل شدت حملات و لرزشهای ناشی از آن، سانتریفیوژهای «بسیار حساس» در تأسیسات زیرزمینی فردو «دیگر کار نمیکنند». این گزارش همچنین به تفصیل خسارات وارد شده به دیگر مراکز حساس از جمله یک مجموعه زیرزمینی تولید سانتریفیوژ در نزدیکی اصفهان و مراکز تحقیقاتی در یزد و تهران را شرح میدهد.
▪️ اما تکاندهندهترین بخش گزارش، تایید رسمی کمپین حذف فرماندهان ارشد سپاه است. بر اساس این گزارش، در تاریخ ۱۲ ژوئن، سرلشکر امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، به همراه حداقل هفت تن از فرماندهان ارشد این نیرو، از جمله فرمانده پدافند هوایی، در یک جلسه که برای برنامهریزی پاسخ به حملات اسرائیل تشکیل شده بود، هدف قرار گرفته و کشته شدهاند.
▫️فروپاشی سهگانه؛ سیاسی، هستهای و نظامی
این گزارش تصویر یک نظام فلجشده را ترسیم میکند. شکاف در رأس قدرت نشان میدهد که در غیاب رهبر، هیچ استراتژی واحدی برای مدیریت بحران وجود ندارد و نبرد اصلی از مقابله با دشمن خارجی، به جنگ داخلی بر سر بقا تغییر کرده است. تایید انهدام سانتریفیوژهای فردو توسط آژانس، به معنای پایان رویای «گریز هستهای» از این سایت است. و در نهایت، حذف فرمانده نیروی هوافضا و تیمش در یک جلسه، نه یک شکست، که یک «فاجعه اطلاعاتی» و نماد فلج شدن کامل سیستم فرماندهی و کنترل است.
▫️ پیامدهای منطقهای و دیپلماتیک
این فروپاشی داخلی، اثرات خود را در خارج نیز نشان میدهد. گزارش به توقف پرداخت حقوق به رزمندگان حزبالله اشاره میکند که نشانهای واضح از قطع شدن شریان مالی از تهرانِ بحرانزده است. در چنین شرایطی، گزارشها از تلاش آمریکا برای مذاکره و پیشنهادهای مالی، بیشتر به یک «تئاتر دیپلماتیک» شباهت دارد. آمریکا در حال مذاکره با چه کسی است؟ جناح عملگرایی که اختیاری ندارد یا جناح تندرویی که چیزی برای چانهزنی در دستش باقی نمانده؟ این مذاکرات، تلاشی برای مدیریت فروپاشی یک نظام است، نه رسیدن به توافق با یک دولت منسجم.
@khod2
👍21❤10🤔2🔥1