آزادی بیان در هفتهای که گذشت
August 29, 2026 by (۳۱ مرداد تا ۶ شهریور ۱۴۰۵)
* بند اول منشور کانون نویسندگان ایران: آزادی اندیشه و بیان و نشر در همهی عرصههای حیات فردی و اجتماعی بیهیچ حصر و استثنا حقِ همگان است. این حق در انحصار هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچکس را نمیتوان از آن محروم کرد.
شنبه 31 مرداد
ــ مرکز رسانهی قوه قضاییه اعلام کرد که مجید آدینه (از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در کرج) اعدام شد.
ــ امیرحسین آبروش (نوجوان بازداشت شده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴) با تودیع وثیقهی ۱۰ میلیارد تومانی از کانون اصلاح و تربیت مشهد آزاد شد.
یکشنبه 1 شهریور
ــ حسین شنبه زاده (زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین) با گشوده شدن پروندهای جدید به یک سال حبس محکوم شد. این حکم به اتهام «تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب» صادر شده است.
سهشنبه 3 شهریور
ــ کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفتهی 135 با اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و صدور بیانیه در61 زندان کشور برگزار شد. در بیانیهی این هفته آمده است: «کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و زندانیان مقاوم، همچنان به ایستادگی و پایداری خود ادامه میدهند. در این هفته نیز جمعی از زندانیان زندان نور در استان مازندران به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوستند. این زندانیان تنها امیدشان را به توان جمعی خود، مردم و وجدانهای بیداری پیوند زدهاند که بدون توقف، در مقابل ماشین کشتار ایستادهاند و میجنگند».
ــ امیرمحمد مجلل چوبری (از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴محبوس در زندان قزلحصار کرج) به اعدام محکوم شد. این حکم به اتهامهای «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق شرکت در اغتشاشات»، «شروع به قتل عمدی از طریق اقدام به زیر گرفتن مأموران» و «تمرد نسبت به مأمورین» صادر شده است.
ــ معاون دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف از صدور حکم اخراج 6 دانشجوی این دانشگاه خبر داد. این احکام در ارتباط با اعتراضات دانشجویی اسفندماه سال گذشته صادر شده است. او همچنین اعلام کرد که در همین ارتباط ۲۳۶ دانشجو به شورای انضباطی معرفی شده و برای ۱۱۵ تن از آنان پروندهی انضباطی تشکیل شده است.
ــ به گفتهی خبرگزاریها حکم ۳۱ ضربه شلاق ندا ددهجانی و ستایش (بهنوش) سرابی (شهوندان اهل قروه و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴) اجرا شد. آنان پس از اجرای این حکم، برای تحمل دوران محکومیت حبس خود بازداشت و به زندان سنندج منتقل شدند. این احکام به اتهامهای «اخلال در آسایش و نظم عمومی» و «اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی» صادر و اجرا شدهاند.
چهارشنبه 4 شهریور
ــ به گفتهی خبرگزاریها حسین نظری (از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ محبوس در زندان وکیل آباد مشهد) در دادگاه انقلاب مشهد با اتهامهای «ارتباط با دول و گروههای متخاصم و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شده است.
ــ مهدی ساورعلیا (از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ محبوس در زندان مرکزی کرج) در دادگاه انقلاب این شهرستان به 6 سال حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد. این حکم به اتهامهای «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت کشور» صادر شده است.
پنجشنبه 5 شهریور
ــ منصور کربلایی (اهل میاندوآب) برای اجرای حکم ۱۰ سال و یک روز حبس، بازداشت و به زندان بوکان منتقل شد. این حکم به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» و «عضویت در حزب اپوزیسیون» صادر شده است.
جمعه 6 شهریور
ــ نیروهای امنیتی مانع برگزاری «سیوهشتمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 67» شدند. به گفتهی خبرگزاریها خانوادهها بهرغم این ممانعت پشت در بسته ایستادند، عکس عزیزانشان را گلباران کردند و سرود خواندند باز نشر خیزش @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4921
August 29, 2026 by (۳۱ مرداد تا ۶ شهریور ۱۴۰۵)
* بند اول منشور کانون نویسندگان ایران: آزادی اندیشه و بیان و نشر در همهی عرصههای حیات فردی و اجتماعی بیهیچ حصر و استثنا حقِ همگان است. این حق در انحصار هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچکس را نمیتوان از آن محروم کرد.
شنبه 31 مرداد
ــ مرکز رسانهی قوه قضاییه اعلام کرد که مجید آدینه (از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در کرج) اعدام شد.
ــ امیرحسین آبروش (نوجوان بازداشت شده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴) با تودیع وثیقهی ۱۰ میلیارد تومانی از کانون اصلاح و تربیت مشهد آزاد شد.
یکشنبه 1 شهریور
ــ حسین شنبه زاده (زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین) با گشوده شدن پروندهای جدید به یک سال حبس محکوم شد. این حکم به اتهام «تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب» صادر شده است.
سهشنبه 3 شهریور
ــ کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفتهی 135 با اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و صدور بیانیه در61 زندان کشور برگزار شد. در بیانیهی این هفته آمده است: «کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و زندانیان مقاوم، همچنان به ایستادگی و پایداری خود ادامه میدهند. در این هفته نیز جمعی از زندانیان زندان نور در استان مازندران به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوستند. این زندانیان تنها امیدشان را به توان جمعی خود، مردم و وجدانهای بیداری پیوند زدهاند که بدون توقف، در مقابل ماشین کشتار ایستادهاند و میجنگند».
ــ امیرمحمد مجلل چوبری (از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴محبوس در زندان قزلحصار کرج) به اعدام محکوم شد. این حکم به اتهامهای «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق شرکت در اغتشاشات»، «شروع به قتل عمدی از طریق اقدام به زیر گرفتن مأموران» و «تمرد نسبت به مأمورین» صادر شده است.
ــ معاون دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف از صدور حکم اخراج 6 دانشجوی این دانشگاه خبر داد. این احکام در ارتباط با اعتراضات دانشجویی اسفندماه سال گذشته صادر شده است. او همچنین اعلام کرد که در همین ارتباط ۲۳۶ دانشجو به شورای انضباطی معرفی شده و برای ۱۱۵ تن از آنان پروندهی انضباطی تشکیل شده است.
ــ به گفتهی خبرگزاریها حکم ۳۱ ضربه شلاق ندا ددهجانی و ستایش (بهنوش) سرابی (شهوندان اهل قروه و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴) اجرا شد. آنان پس از اجرای این حکم، برای تحمل دوران محکومیت حبس خود بازداشت و به زندان سنندج منتقل شدند. این احکام به اتهامهای «اخلال در آسایش و نظم عمومی» و «اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی» صادر و اجرا شدهاند.
چهارشنبه 4 شهریور
ــ به گفتهی خبرگزاریها حسین نظری (از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ محبوس در زندان وکیل آباد مشهد) در دادگاه انقلاب مشهد با اتهامهای «ارتباط با دول و گروههای متخاصم و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شده است.
ــ مهدی ساورعلیا (از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ محبوس در زندان مرکزی کرج) در دادگاه انقلاب این شهرستان به 6 سال حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد. این حکم به اتهامهای «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت کشور» صادر شده است.
پنجشنبه 5 شهریور
ــ منصور کربلایی (اهل میاندوآب) برای اجرای حکم ۱۰ سال و یک روز حبس، بازداشت و به زندان بوکان منتقل شد. این حکم به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» و «عضویت در حزب اپوزیسیون» صادر شده است.
جمعه 6 شهریور
ــ نیروهای امنیتی مانع برگزاری «سیوهشتمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 67» شدند. به گفتهی خبرگزاریها خانوادهها بهرغم این ممانعت پشت در بسته ایستادند، عکس عزیزانشان را گلباران کردند و سرود خواندند باز نشر خیزش @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4921
Telegram
نگارستان خیزش
🔶 فایننشال تایمز: دو بانک تحریمی ایران همچنان در امارات فعالند
روزنامه فایننشنال تایمز در گزارشی از دبی نوشت، کارزار تازه آمریکا برای منزوی کردن اقتصادی ایران، اکنون به شبکه تجاری و مالی تهران در امارات متحده عربی نزدیک شده است؛ جایی که برای دههها یکی از مهمترین مسیرهای تنفس اقتصاد تحریمزده ایران بوده است.
در این گزارش آمده که در دبی، که قلب قدیمی تجارت دریایی این شهر با ایران به شمار میرفت، اینک بخشهای طولانی اسکلهها تا حد زیادی خالی شدهاند.
در این منطقه، لنجهای چوبی که برای دههها کالا را از این شهر امارات به بندرهای ایران منتقل میکردند، دیگر فعالیت گذشته را ندارند.
به نوشته این روزنامه، در بخشی از دبی، قایقهای ماهیگیری به اسکله بسته شدهاند و یکی از خدمه گفته است، دیگر اجازه ورود به خلیج فارس را ندارند.
در پایانه ویژه لنجها در دهانه "خور" دبی، هنوز نشانههایی از فعالیت دیده میشود. فایننشال تایمز نوشته است که لیفتراکها و جرثقیلها در زمان غروب، پالتها و کانتینرهای کوچک را روی حدود ۱۲ کشتی بارگیری میکردند.
اما به گفته یک نگهبان، این کشتیها به عمان و هند میرفتند، نه ایران. او به فایننشال تایمز گفت: «از هفته گذشته دیگر [رفتن به] ایران مطرح نیست.»
یک ماهیگیر به نام امل نیز گفت: «پیش از جنگ، کشتیهای باری ایرانی زیادی به اینجا میآمدند. حالا تمام شده است.»
فایننشال تایمز نوشت، دبی برای دههها نقش مرکز تجاری بیرونی ایران را بازی کرده است. این شهر به اقتصاد تحریمزده تهران خدمات مالی، مسیرهای تجاری و دسترسی به بازارهای جهانی میداد.
روابط تجاری و تاریخی ایران و دبی به پیش از تاسیس امارات متحده عربی در سال ۱۹۷۱ بازمیگردد.
دبی همچنین محل زندگی صدها هزار ایرانی، بازرگانان ایرانی، بانکها، شرکتهای تجاری و شبکه لنجهای سنتی بوده است.
در همین چارچوب، فایننشال تایمز گزارش داد که بانک ملی و بانک صادرات ایران، با وجود قرار داشتن تحت تحریمهای آمریکا، همچنان در امارات متحده عربی فعالاند.
این موضوع نشان میدهد که بخشی از زیرساخت مالی ایران در امارات، حتی زیر فشار تحریمهای سالهای گذشته، همچنان باقی مانده است.
اما کارزار تازه آمریکا و تصمیم امارات برای توقف مبادلات مالی و تجاری با ایران میتواند این شبکه را با فشار کمسابقهای روبهرو کند.
امارات متحده عربی هفته گذشته اعلام کرد که همه مبادلات تجاری، بازرگانی و مالی با ایران را تعلیق میکند.
باز نشر خیزش @khizesche
روزنامه فایننشنال تایمز در گزارشی از دبی نوشت، کارزار تازه آمریکا برای منزوی کردن اقتصادی ایران، اکنون به شبکه تجاری و مالی تهران در امارات متحده عربی نزدیک شده است؛ جایی که برای دههها یکی از مهمترین مسیرهای تنفس اقتصاد تحریمزده ایران بوده است.
در این گزارش آمده که در دبی، که قلب قدیمی تجارت دریایی این شهر با ایران به شمار میرفت، اینک بخشهای طولانی اسکلهها تا حد زیادی خالی شدهاند.
در این منطقه، لنجهای چوبی که برای دههها کالا را از این شهر امارات به بندرهای ایران منتقل میکردند، دیگر فعالیت گذشته را ندارند.
به نوشته این روزنامه، در بخشی از دبی، قایقهای ماهیگیری به اسکله بسته شدهاند و یکی از خدمه گفته است، دیگر اجازه ورود به خلیج فارس را ندارند.
در پایانه ویژه لنجها در دهانه "خور" دبی، هنوز نشانههایی از فعالیت دیده میشود. فایننشال تایمز نوشته است که لیفتراکها و جرثقیلها در زمان غروب، پالتها و کانتینرهای کوچک را روی حدود ۱۲ کشتی بارگیری میکردند.
اما به گفته یک نگهبان، این کشتیها به عمان و هند میرفتند، نه ایران. او به فایننشال تایمز گفت: «از هفته گذشته دیگر [رفتن به] ایران مطرح نیست.»
یک ماهیگیر به نام امل نیز گفت: «پیش از جنگ، کشتیهای باری ایرانی زیادی به اینجا میآمدند. حالا تمام شده است.»
فایننشال تایمز نوشت، دبی برای دههها نقش مرکز تجاری بیرونی ایران را بازی کرده است. این شهر به اقتصاد تحریمزده تهران خدمات مالی، مسیرهای تجاری و دسترسی به بازارهای جهانی میداد.
روابط تجاری و تاریخی ایران و دبی به پیش از تاسیس امارات متحده عربی در سال ۱۹۷۱ بازمیگردد.
دبی همچنین محل زندگی صدها هزار ایرانی، بازرگانان ایرانی، بانکها، شرکتهای تجاری و شبکه لنجهای سنتی بوده است.
در همین چارچوب، فایننشال تایمز گزارش داد که بانک ملی و بانک صادرات ایران، با وجود قرار داشتن تحت تحریمهای آمریکا، همچنان در امارات متحده عربی فعالاند.
این موضوع نشان میدهد که بخشی از زیرساخت مالی ایران در امارات، حتی زیر فشار تحریمهای سالهای گذشته، همچنان باقی مانده است.
اما کارزار تازه آمریکا و تصمیم امارات برای توقف مبادلات مالی و تجاری با ایران میتواند این شبکه را با فشار کمسابقهای روبهرو کند.
امارات متحده عربی هفته گذشته اعلام کرد که همه مبادلات تجاری، بازرگانی و مالی با ایران را تعلیق میکند.
باز نشر خیزش @khizesche
DW
فایننشال تایمز: دو بانک تحریمی ایران همچنان در امارات فعالند
روزنامه فایننشال تایمز گزارش داد که دو بانک ملی و صادرات، با وجود قرار داشتن تحت تحریمهای آمریکا، همچنان در امارات متحده عربی فعال هستند و به مشتریان خود خدمات ارائه میدهند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حضور خانواده و شهروندان بر مزار عارف خوشکار
ویدئوهای مراسم چهلم، حضور گروهی از زنان و مردان در سنین مختلف را نشان میدهد که اطراف مزار عارف خوشکار ایستاده یا نشستهاند. شماری از حاضران با چهرههایی اندوهگین در حال گریهاند و برخی دیگر با کفزدن، همخوانی و بلندکردن تصاویر این زندانی سیاسی، در مراسم شرکت میکنند.
اعضای خانواده در نزدیکترین فاصله با مزار حضور دارند. در یکی از کلیپها، خانمی درحالیکه قاب عکسی را در آغوش گرفته، کنار سنگ مزار نشسته است. در بخش دیگری از تصاویر، یکی از مردان خانواده تصویر عارف خوشکار را بالای سر خود نگه میدارد و جمعیت همزمان به کفزدن و همخوانی ادامه میدهد.
فضای مراسم، آمیزهای از سوگواری و دادخواهی است. گلبرگهای فراوانی روی مزار ریخته شده و شرکتکنندگان بارها با قرار دادن شاخههای گل، روشن نگهداشتن یاد عارف خوشکار و همراهی با خانواده او را به نمایش میگذارند.
باز نشر خیزش @khizesche
ویدئوهای مراسم چهلم، حضور گروهی از زنان و مردان در سنین مختلف را نشان میدهد که اطراف مزار عارف خوشکار ایستاده یا نشستهاند. شماری از حاضران با چهرههایی اندوهگین در حال گریهاند و برخی دیگر با کفزدن، همخوانی و بلندکردن تصاویر این زندانی سیاسی، در مراسم شرکت میکنند.
اعضای خانواده در نزدیکترین فاصله با مزار حضور دارند. در یکی از کلیپها، خانمی درحالیکه قاب عکسی را در آغوش گرفته، کنار سنگ مزار نشسته است. در بخش دیگری از تصاویر، یکی از مردان خانواده تصویر عارف خوشکار را بالای سر خود نگه میدارد و جمعیت همزمان به کفزدن و همخوانی ادامه میدهد.
فضای مراسم، آمیزهای از سوگواری و دادخواهی است. گلبرگهای فراوانی روی مزار ریخته شده و شرکتکنندگان بارها با قرار دادن شاخههای گل، روشن نگهداشتن یاد عارف خوشکار و همراهی با خانواده او را به نمایش میگذارند.
باز نشر خیزش @khizesche
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرش گلبرگهای سرخ در مقابل در بسته گلزار خاوران و حضور خانوادههای دادخواه
امروز جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ در سی و هشتمین سالگرد قتل عام زندانیان سياسی جمعی از خانواده های دادخواه زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ و کشتار تابستان ۶۷ به گلزار خاوران رفتند تا یاد عزیزان خود را گرامی دارند. مأموران نظامی و امنیتی همچنان با بستن درهای این گلزار مانع ورود خانواده ها و حضور آنان بر مزار عزیزان خود شدند. با این همه خانواده های دادخواه خاوران با گذاردن عکس های عزیزان اعدام شده خود در پشت درهای بسته، گلباران تصاویر آن جان های به خون خفته، و خواندن سرود یاد عزیزان خود را گرامی داشتند.
باز نشر خیزش @khizesche
امروز جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ در سی و هشتمین سالگرد قتل عام زندانیان سياسی جمعی از خانواده های دادخواه زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ و کشتار تابستان ۶۷ به گلزار خاوران رفتند تا یاد عزیزان خود را گرامی دارند. مأموران نظامی و امنیتی همچنان با بستن درهای این گلزار مانع ورود خانواده ها و حضور آنان بر مزار عزیزان خود شدند. با این همه خانواده های دادخواه خاوران با گذاردن عکس های عزیزان اعدام شده خود در پشت درهای بسته، گلباران تصاویر آن جان های به خون خفته، و خواندن سرود یاد عزیزان خود را گرامی داشتند.
باز نشر خیزش @khizesche
تداوم بازداشت و بیخبری از سرنوشت راضیه هاشمی، وکیل کُرد در آبدانان
راضیه (رویا) هاشمی، وکیل پایه یک دادگستری کُرد و اهل آبدانان از توابع استان ایلام، از سه روز پیش توسط نیروهای حکومتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده و تاکنون اطلاعی از سرنوشتش در دسترس نیست.
روز پنجشنبه ۵ شهریورماه ۱۴۰۵، راضیه هاشمی، وکیل پایه یک دادگستری اهل آبدانان توسط نیروهای حکومتی و بدون ارائه هرگونه برگه قضایی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
قابل ذکر است که، علیرغم گذشت سه روز از زمان بازداشت راضیه هاشمی، پیگیریهای خانواده این شهروند جهت اطلاع از وضعیت او تاکنون بینتیجه مانده است.
تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاع دقیقی از دلایل بازداشت، اتهامات وارده، محل نگهداری و سرنوشت این شهروند در دسترس نیست.
باز نشر خیزش @khizesche
راضیه (رویا) هاشمی، وکیل پایه یک دادگستری کُرد و اهل آبدانان از توابع استان ایلام، از سه روز پیش توسط نیروهای حکومتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده و تاکنون اطلاعی از سرنوشتش در دسترس نیست.
روز پنجشنبه ۵ شهریورماه ۱۴۰۵، راضیه هاشمی، وکیل پایه یک دادگستری اهل آبدانان توسط نیروهای حکومتی و بدون ارائه هرگونه برگه قضایی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
قابل ذکر است که، علیرغم گذشت سه روز از زمان بازداشت راضیه هاشمی، پیگیریهای خانواده این شهروند جهت اطلاع از وضعیت او تاکنون بینتیجه مانده است.
تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاع دقیقی از دلایل بازداشت، اتهامات وارده، محل نگهداری و سرنوشت این شهروند در دسترس نیست.
باز نشر خیزش @khizesche
📌📌رفت و آمد فقر از سفره به درمان
دیوار آرزوهایم هر روز بلندتر می شدند ولی امروز آن دیوار از شدت بلندی، خراب شد و
فرو ریخت؛ حتی از قواره یک نان هم کوتاهتر شده است.
وقتی آرزوهایم از سفره به درمان و هزینه هایش، زندگی را نشانه میگیرد.
امروز داشتن یک آرزو هم در زندگی خود به آرزوی دستنیافتنی بدل شده است.
بیکاری و حقوقهای چند برابر زیر خط فقر، آروزی داشتن سلامتی و تن سالم و بدون درد
کشیدن به خاطر گرانی و هزینههای سرسام آور درمان و بیمههای بیخاصیت؛ فقر را از سفرهها به تنهای رنجور برده است. وقتی برای هزینه درمان خانوادهای سقوط می کند و مجبور به فروش اعضا بدن میشود، وقتی مسکن برای نجات جان عزیزی از خانواده قربانی میشود؛ وقتی ... .
دیگر آرزو داشتن برایم یک آرزو است.
یک آرزوی برباد رفته یک زندگی نداشته! ✍️محبوبه فرح زادی معلم بازنشسته 📝مجموعه اخبار و گزارشها از ابرچالشهای اقتصادی، فساد ساختاری، شکاف طبقاتی و تبعیض قضایی در ایران حکایت می کنند. 🔻تورم خوراکیها در برخی استانها از مرز ۱۵۰ درصد هم عبور کرده است.
بررسی آمار مردادماه نشان میدهد ۱۲ استان کشور #تورم نقطهبهنقطه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات را بالای ۱۰۰ درصد ثبت کردهاند؛ از آذربایجان غربی و کرمانشاه تا بوشهر، هرمزگان و لرستان. 🔻فاصله میان حداقل دستمزد کارگران (۱۷ تا ۱۸ میلیون تومان) با سبد معیشت خانوار (حدود ۹۰ میلیون تومان)، نابرابری شدید اقتصادی و سقوط خط فقر و شکاف عمیق درآمد و سبد معیشت را نشان می دهد.
🔻رکود تولید، تعدیل نیرو و بیکاری گسترده
بحران در استانهای صنعتی و تجاری: اخبار مربوط به بیکاری حدود ۲۰ هزار کارگر در استان هرمزگان و تعدیل نیرو در واحدهایی مانند «فولاد مادکوش»، تبعات مستقیم رکود اقتصادی و تعطیلی بنگاههای تولیدی را نشان میدهد. ❌در این میان سخنگوی دولت از « داشتن مجوز شورای عالی امنیت ملی » برای « انتشار اطلاعات میزان فقر مردم» صحبت می کند .گویا برای رژیم صحبت کردن از فقر مردم جرم امنیتی است. محمد پارسی در شبکۀ ایکس نوشت « از انتشار آمار فقـر میترسید؛ چون میدانید از دلار ۷ تومانی تا ۲۰۷ هزار تومانی زندگی چند نسل را تباه کردید؛ چون میدانید رسیدن شاخص فلاکت به ۹۶ در غنیترینجغرافیای جهان چیزی جز تراژدی و تبدیل دوازدهمین پول معتبر جهان به بیارزشترین پول دنیا چیزی جز فاجعه نیست » ❌ روی دیگر این قضیه، تعمیق ابعاد فساد و رانت مالی در شبکه بانکی و ارزی است. بازداشت افردای مانند «احمد لوسانی» (شبکه تراستی) با بدهی بیش از ۳۰۰ میلیون یورو (۷۰ هزار میلیارد تومان) و مرور پرونده «بابک زنجانی» با عدم بازگرداندن ۲.۷ میلیارد یورو، نشاندهنده عمق نفوذ و تداوم کارکرد شبکههای فساد مالی در حوزه صادرات و تامین ارز است. در اسفند ۱۳۹۴ بابک زنجانی با اتهام «فساد فیالارض» به اعدام محکوم شد. ا ۲میلیارد و ۷۰۰میلیون یورو ارز را به وزارت نفت برنگردانده بود. این رقم با احتساب نرخ ارز کنونی جیزیست بالغ بر ۶۲۹٫۱ تریلیون تومان.
زنجانی با موافقت علی خامنهای، از اعدام تبرئه و به ۲۰سال حبس محکوم شد. با احتساب ۱۰سال حبس مشمول آزادی مشروط شد و از سال ۱۴۰۳ مشغول فعالیتهای اقتصادیست. در میانه ی اعدامهای هر روزه رژیم، یکی از فعالیتهای امروزی او که در شبکه های اجتماعی رو شده است ،افتتاح کافه ی لاکچری اوست!! که با افتضاح زیادی همراه شد. اکثریت قریب به اتفاق اعدام شدگان فله ای ماههای اخیر از تبار تهیدست ترین اقشار جمعیت های شهر نشین و حاشیه نشینان اند که یا به جرم اعتراضات و یا بزه کاری های ناشی از فقر و استیصال با پاسخهای امنیتی-نظامی روبرو شده اند. https://t.me/negarestankhizesche023/4924 تنظیم و نگارش از خیزش @khizesche
دیوار آرزوهایم هر روز بلندتر می شدند ولی امروز آن دیوار از شدت بلندی، خراب شد و
فرو ریخت؛ حتی از قواره یک نان هم کوتاهتر شده است.
وقتی آرزوهایم از سفره به درمان و هزینه هایش، زندگی را نشانه میگیرد.
امروز داشتن یک آرزو هم در زندگی خود به آرزوی دستنیافتنی بدل شده است.
بیکاری و حقوقهای چند برابر زیر خط فقر، آروزی داشتن سلامتی و تن سالم و بدون درد
کشیدن به خاطر گرانی و هزینههای سرسام آور درمان و بیمههای بیخاصیت؛ فقر را از سفرهها به تنهای رنجور برده است. وقتی برای هزینه درمان خانوادهای سقوط می کند و مجبور به فروش اعضا بدن میشود، وقتی مسکن برای نجات جان عزیزی از خانواده قربانی میشود؛ وقتی ... .
دیگر آرزو داشتن برایم یک آرزو است.
یک آرزوی برباد رفته یک زندگی نداشته! ✍️محبوبه فرح زادی معلم بازنشسته 📝مجموعه اخبار و گزارشها از ابرچالشهای اقتصادی، فساد ساختاری، شکاف طبقاتی و تبعیض قضایی در ایران حکایت می کنند. 🔻تورم خوراکیها در برخی استانها از مرز ۱۵۰ درصد هم عبور کرده است.
بررسی آمار مردادماه نشان میدهد ۱۲ استان کشور #تورم نقطهبهنقطه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات را بالای ۱۰۰ درصد ثبت کردهاند؛ از آذربایجان غربی و کرمانشاه تا بوشهر، هرمزگان و لرستان. 🔻فاصله میان حداقل دستمزد کارگران (۱۷ تا ۱۸ میلیون تومان) با سبد معیشت خانوار (حدود ۹۰ میلیون تومان)، نابرابری شدید اقتصادی و سقوط خط فقر و شکاف عمیق درآمد و سبد معیشت را نشان می دهد.
🔻رکود تولید، تعدیل نیرو و بیکاری گسترده
بحران در استانهای صنعتی و تجاری: اخبار مربوط به بیکاری حدود ۲۰ هزار کارگر در استان هرمزگان و تعدیل نیرو در واحدهایی مانند «فولاد مادکوش»، تبعات مستقیم رکود اقتصادی و تعطیلی بنگاههای تولیدی را نشان میدهد. ❌در این میان سخنگوی دولت از « داشتن مجوز شورای عالی امنیت ملی » برای « انتشار اطلاعات میزان فقر مردم» صحبت می کند .گویا برای رژیم صحبت کردن از فقر مردم جرم امنیتی است. محمد پارسی در شبکۀ ایکس نوشت « از انتشار آمار فقـر میترسید؛ چون میدانید از دلار ۷ تومانی تا ۲۰۷ هزار تومانی زندگی چند نسل را تباه کردید؛ چون میدانید رسیدن شاخص فلاکت به ۹۶ در غنیترینجغرافیای جهان چیزی جز تراژدی و تبدیل دوازدهمین پول معتبر جهان به بیارزشترین پول دنیا چیزی جز فاجعه نیست » ❌ روی دیگر این قضیه، تعمیق ابعاد فساد و رانت مالی در شبکه بانکی و ارزی است. بازداشت افردای مانند «احمد لوسانی» (شبکه تراستی) با بدهی بیش از ۳۰۰ میلیون یورو (۷۰ هزار میلیارد تومان) و مرور پرونده «بابک زنجانی» با عدم بازگرداندن ۲.۷ میلیارد یورو، نشاندهنده عمق نفوذ و تداوم کارکرد شبکههای فساد مالی در حوزه صادرات و تامین ارز است. در اسفند ۱۳۹۴ بابک زنجانی با اتهام «فساد فیالارض» به اعدام محکوم شد. ا ۲میلیارد و ۷۰۰میلیون یورو ارز را به وزارت نفت برنگردانده بود. این رقم با احتساب نرخ ارز کنونی جیزیست بالغ بر ۶۲۹٫۱ تریلیون تومان.
زنجانی با موافقت علی خامنهای، از اعدام تبرئه و به ۲۰سال حبس محکوم شد. با احتساب ۱۰سال حبس مشمول آزادی مشروط شد و از سال ۱۴۰۳ مشغول فعالیتهای اقتصادیست. در میانه ی اعدامهای هر روزه رژیم، یکی از فعالیتهای امروزی او که در شبکه های اجتماعی رو شده است ،افتتاح کافه ی لاکچری اوست!! که با افتضاح زیادی همراه شد. اکثریت قریب به اتفاق اعدام شدگان فله ای ماههای اخیر از تبار تهیدست ترین اقشار جمعیت های شهر نشین و حاشیه نشینان اند که یا به جرم اعتراضات و یا بزه کاری های ناشی از فقر و استیصال با پاسخهای امنیتی-نظامی روبرو شده اند. https://t.me/negarestankhizesche023/4924 تنظیم و نگارش از خیزش @khizesche
Telegram
نگارستان خیزش
۸ شهریور ۱۴۰۵: تجمع کارگران روزمزد پیمانکاری «مجدمی» در شرکت نفت مارون
همکاران روزمزد پیمانکاری مجدمی شاغل در واحد بهرهبرداری و نمکزدایی شماره ۶ شرکت نفت مارون در منطقه غیزانیه اهواز در اعتراض به نپرداختن سه ماه مزد و حق بیمه از روزهای اول شهریور آغاز و همچنان ادامه دارد. اهم خواستهای این همکاران عبارتند از: پرداخت فوری طلب ها مزدی، تأمین لباس کار و پایان دادن به فشار و تهدید برای جلوگیری از پیگیری مطالبات است. اعتراض این همکاران ادامه دارد.
همکاران روزمزد پیمانکاری مجدمی شاغل در واحد بهرهبرداری و نمکزدایی شماره ۶ شرکت نفت مارون در منطقه غیزانیه اهواز در اعتراض به نپرداختن سه ماه مزد و حق بیمه از روزهای اول شهریور آغاز و همچنان ادامه دارد. اهم خواستهای این همکاران عبارتند از: پرداخت فوری طلب ها مزدی، تأمین لباس کار و پایان دادن به فشار و تهدید برای جلوگیری از پیگیری مطالبات است. اعتراض این همکاران ادامه دارد.
💠 #گزارش
🔺گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶
جهان نابرابرتر شد
ترجمه: خسرو صادقی بروجنی
بخش دوم
▪️نابرابری منطقهای و فرصتها
این گزارش به شکافهای منطقهای فاحش اشاره میکند.
بهطور متوسط، یک فرد در آمریکای شمالی و اقیانوسیه حدود سیزده برابر بیشتر از فردی در آفریقای زیر صحرا درآمد دارد.
نابرابری در دسترسی به سرمایه انسانی نیز بسیار گسترده است.
این شکاف ۱ به ۴۰، تقریباً سه برابر بیشتر از شکاف در سرانه تولید ناخالص داخلی است و نابرابری فرصتها را در طول نسلها تقویت میکند.
▪️نابرابریهای متقاطع: جنسیت و اقلیم
نابرابری فراتر از درآمد و ثروت است و ساختار زندگی روزمره را شکل میدهد.
. بررسیهای مربوط به زمان استفاده نشان میدهد که
در رابطه با تغییرات اقلیمی،
بحران اقلیمی نیز یک از معضلات نابرابری است. سهم انتشار کربن با مالکیت سرمایه پیوند خورده است؛
این تمرکز مسئولیت به این معناست که سیاستهای اقلیمی باید مالکیت سرمایه را هدف قرار دهند.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
باز نشر خیزش @khizesche 🆔 @KSMtehran
🔺گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶
جهان نابرابرتر شد
ترجمه: خسرو صادقی بروجنی
بخش دوم
▪️نابرابری منطقهای و فرصتها
این گزارش به شکافهای منطقهای فاحش اشاره میکند.
جهان به وضوح به طبقات درآمدی تقسیم شده است؛ مناطقی با درآمد بالا مانند آمریکای شمالی و اقیانوسیه و اروپا، و مناطق پرجمعیتی که میانگین درآمد در آنها پایین است، مانند آمریکای لاتین، آسیای جنوبی و جنوب شرقی، و آفریقای زیر صحرا.
بهطور متوسط، یک فرد در آمریکای شمالی و اقیانوسیه حدود سیزده برابر بیشتر از فردی در آفریقای زیر صحرا درآمد دارد.
نابرابری در دسترسی به سرمایه انسانی نیز بسیار گسترده است.
در سال ۲۰۲۵، میانگین هزینههای عمومی آموزش به ازای هر کودک در آفریقای زیر صحرا تنها ۲۲۰ یورو (برابری قدرت خرید) بوده است، در مقایسه با ۷,۴۳۰ یورو در اروپا و ۹,۰۲۵ یورو در آمریکای شمالی و اقیانوسیه.
این شکاف ۱ به ۴۰، تقریباً سه برابر بیشتر از شکاف در سرانه تولید ناخالص داخلی است و نابرابری فرصتها را در طول نسلها تقویت میکند.
▪️نابرابریهای متقاطع: جنسیت و اقلیم
نابرابری فراتر از درآمد و ثروت است و ساختار زندگی روزمره را شکل میدهد.
سهم زنان از کل درآمد کار جهانی فقط کمی بیش از یک-چهارم (حدود ۳۲ درصد) است و این سهم از سال ۱۹۹۰ به چندان تغییری نکرده است. این سهم برای زنان خاورمیانه کمتر از میانگین جهانی و ۱۶ درصد است
. بررسیهای مربوط به زمان استفاده نشان میدهد که
زنان در سراسر جهان ساعات بیشتری از مردان کار میکنند (به طور متوسط ۵۳ ساعت در هفته در مقایسه با ۴۳ ساعت برای مردان)، بهویژه زمانی که کار خانگی و مراقبتی بدون دستمزد در نظر گرفته میشود. اگر کار بدون دستمزد یعنی کارهای مراقبتی در منزل لحاظ شود، درآمد ساعتی زنان فقط ۳۲ درصد درآمد ساعتی مردان است، و در صورت حذف کار خانگی این میزان به ۶۱ درصد میرسد.
در رابطه با تغییرات اقلیمی،
بحران اقلیمی نیز یک از معضلات نابرابری است. سهم انتشار کربن با مالکیت سرمایه پیوند خورده است؛
۱۰ درصد ثروتمندترین افراد جهانی مسئول ۷۷ درصد از انتشار گازهای گلخانهای مرتبط با مالکیت خصوصی سرمایه هستند، در حالی که نیمه پایین جمعیت جهانی فقط ۳ درصد از این انتشار را به خود اختصاص میدهد.
این تمرکز مسئولیت به این معناست که سیاستهای اقلیمی باید مالکیت سرمایه را هدف قرار دهند.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
باز نشر خیزش @khizesche 🆔 @KSMtehran
🚀تنش های هسته ای: ▪️تاکر کارلسن،گفت: در نشستهای پنتاگون درباره نحوه واکنش به ایران، گزینه استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی بررسی شده است.
تاکر کارلسن، تحلیلگر سیاسی و مجری سرشناس آمریکایی، در جریان برنامههای اخیر خود (از جمله گفتگو در «برنامه تاکر کارلسن») با نقد سیاستهای ادعایی و دفاعی واشنگتن، به مسئله گزینههای هستهای در پنتاگون پرداخته است.
کارلسن اشاره کرده که طبق اطلاعات و گزارشهایی که به آن دست یافته، در جلسات پنتاگون و حلقههای تصمیمگیری نظامی آمریکا، اسلایدها و طرحهایی بررسی شده که در آن استفاده از «تسلیحات هستهای تاکتیکی» (Tactical Nuclear Weapons) بهعنوان یکی از گزینههای ممکن جهت پاسخ یا واکنش علیه اهدافی در ایران مطرح شده است.
💣 تسلیحات هستهای تاکتیکی (غیراستراتژیک) برای استفاده در میدان نبرد یا علیه اهداف نظامی محدود طراحی شدهاند. اگرچه قدرت تخریب آنها (بر حسب کیلوتُن) معمولاً از سلاحهای استراتژیک (که برای نابودی کل شهرها یا زیرساختهای بزرگ استفاده میشوند) کمتر است، اما همچنان تسلیحات هستهای بهشمار میروند؛ چرا که از طریق شکافت یا همجوشی هستهای عمل میکنند، آلودگی شدید رادیواکتیو ایجاد میکنند و استفاده از آنها خط قرمز بکارگیری سلاحهای هستهای در جهان را میشکند.
🔻 بازنگری در دکترینهای هستهای آمریکا، روسیه و اسرائیل:
در حال حاضر بحثهای جدی میان قدرتهای دارنده تسلیحات هستهای در جریان است. برخلاف کشورهایی که دکترین «عدم آغازگر استفاده از سلاح هستهای» (No-First-Use) دارند، ایالات متحده و اسرائیل به طور رسمی حق استفاده پیشدستانه یا نخستین استفاده (First Use) از تسلیحات هستهای را در شرایط خاص برای خود محفوظ داشتهاند. بحثهای اخیر در پنتاگون بر سر گزینههای «ضربت محدود» با تسلیحات تاکتیکی متمرکز شده است.
🔻 تاکر کارلسن در ادامه همین اظهارات، مطرح کردن استفاده از تسلیحات هستهای (حتی تاکتیکی) را بهشدت محکوم کرده و آن را «خط قرمز» خوانده است. او تأکید کرده که هر مقام یا رهبری که گزینه اولین استفاده از سلاح هستهای را بررسی کند، صلاحیت رهبری را از دست داده است.
موضع رسمی روسیه درباره دکترین هستهای خود:
تغییر و بازنگری: روسیه (بهویژه پس از دستور ولادیمیر پوتین) دکترین هستهای خود را بهروزرسانی کرده است. طبق این دکترین جدید، اگر کشوری غیرهستهای با پشتیبانی یا همراهی یک قدرت هستهای (مانند آمریکا) به روسیه یا متحدانش حمله کند، روسیه این اقدام را «حمله مشترک» تلقی کرده و حق پاسخ هستهای را برای خود محفوظ میداند.
مسئولان ارشد روسیه مانند دمیتری مدودف (نایبرئیس شورای امنیت روسیه) و سرگئی ریابکوف (معاون وزیر خارجه) بارها هشدار دادهاند که کاهش آستانه استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی توسط غرب، خطر یک درگیری هستهای جهانی را به شدت افزایش میدهد.
واکنش روسیه به تهدیدها و سناریوهای هستهای آمریکا علیه ایران:
هشدار نسبت به «ماجراجویی خطرناک»: مقامهای ارشد وزارت خارجه و شورای امنیت روسیه بارها اعلام کردهاند که هرگونه مطرحشدن گزینههای نظامی یا هستهای علیه ایران از سوی پنتاگون و واشنگتن، پیامدهای فاجعهباری برای کل امنیت بینالملل دارد.
محکومیت کاهش آستانه هستهای: کرملین بارها آمریکا را متهم کرده که با توسعه و بهروزرسانی تسلیحات هستهای تاکتیکی کمقدرت (مانند کلاهکهای B61-12 یا TAMS) و گنجاندن آنها در سناریوهای عملیاتی علیه کشورهایی مانند ایران، در حال عادیسازی استفاده از سلاح هستهای در مناقشات منطقهای است.
از دیدگاه مسکو، حتی استفاده «محدود» یا «تاکتیکی» از سلاح هستهای در خاورمیانه، مرز میان جنگ متعارف و جنگ هستهای را از بین برده و منجر به پاسخهای زنجیرهای و غیرقابل کنترل در سطح جهان خواهد شد.
تهدیدهای روسیه مبنی بر احتمال استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی در جریان جنگ اوکراین، ابزار اصلی مسکو برای بازدارندگی و مانعشدن از مداخله مستقیمتر غرب است.
مسکو از آغاز این درگیری تا کنون، سیگنالها، تهدیدها و اقدامات عملی متعددی را در رابطه با تسلیحات تاکتیکی نشان داده است:.روسیه بخش قابلتوجهی از کلاهکها و سامانه تسلیحات هستهای تاکتیکی خود را به کشور بلاروس منتقل کرده است. ارتش روسیه تمرینات نظامی ویژهای برای شبیهسازی مراحل آمادهسازی، بارگیری و شلیک تسلیحات هستهای غیراستراتژیک (تاکتیکی) در نزدیکی مرزهای اوکراین انجام داده است. کرملین همواره هشدار داده است که ارسال موشکهای دوربرد غربی به اوکراین و مجوز ضربه به عمق خاک روسیه، غرب را مستقیماً وارد جنگ کرده و خط قرمز استفاده از تسلیحات تاکتیکی را فعال میکند.👇👇
تاکر کارلسن، تحلیلگر سیاسی و مجری سرشناس آمریکایی، در جریان برنامههای اخیر خود (از جمله گفتگو در «برنامه تاکر کارلسن») با نقد سیاستهای ادعایی و دفاعی واشنگتن، به مسئله گزینههای هستهای در پنتاگون پرداخته است.
کارلسن اشاره کرده که طبق اطلاعات و گزارشهایی که به آن دست یافته، در جلسات پنتاگون و حلقههای تصمیمگیری نظامی آمریکا، اسلایدها و طرحهایی بررسی شده که در آن استفاده از «تسلیحات هستهای تاکتیکی» (Tactical Nuclear Weapons) بهعنوان یکی از گزینههای ممکن جهت پاسخ یا واکنش علیه اهدافی در ایران مطرح شده است.
💣 تسلیحات هستهای تاکتیکی (غیراستراتژیک) برای استفاده در میدان نبرد یا علیه اهداف نظامی محدود طراحی شدهاند. اگرچه قدرت تخریب آنها (بر حسب کیلوتُن) معمولاً از سلاحهای استراتژیک (که برای نابودی کل شهرها یا زیرساختهای بزرگ استفاده میشوند) کمتر است، اما همچنان تسلیحات هستهای بهشمار میروند؛ چرا که از طریق شکافت یا همجوشی هستهای عمل میکنند، آلودگی شدید رادیواکتیو ایجاد میکنند و استفاده از آنها خط قرمز بکارگیری سلاحهای هستهای در جهان را میشکند.
🔻 بازنگری در دکترینهای هستهای آمریکا، روسیه و اسرائیل:
در حال حاضر بحثهای جدی میان قدرتهای دارنده تسلیحات هستهای در جریان است. برخلاف کشورهایی که دکترین «عدم آغازگر استفاده از سلاح هستهای» (No-First-Use) دارند، ایالات متحده و اسرائیل به طور رسمی حق استفاده پیشدستانه یا نخستین استفاده (First Use) از تسلیحات هستهای را در شرایط خاص برای خود محفوظ داشتهاند. بحثهای اخیر در پنتاگون بر سر گزینههای «ضربت محدود» با تسلیحات تاکتیکی متمرکز شده است.
🔻 تاکر کارلسن در ادامه همین اظهارات، مطرح کردن استفاده از تسلیحات هستهای (حتی تاکتیکی) را بهشدت محکوم کرده و آن را «خط قرمز» خوانده است. او تأکید کرده که هر مقام یا رهبری که گزینه اولین استفاده از سلاح هستهای را بررسی کند، صلاحیت رهبری را از دست داده است.
موضع رسمی روسیه درباره دکترین هستهای خود:
تغییر و بازنگری: روسیه (بهویژه پس از دستور ولادیمیر پوتین) دکترین هستهای خود را بهروزرسانی کرده است. طبق این دکترین جدید، اگر کشوری غیرهستهای با پشتیبانی یا همراهی یک قدرت هستهای (مانند آمریکا) به روسیه یا متحدانش حمله کند، روسیه این اقدام را «حمله مشترک» تلقی کرده و حق پاسخ هستهای را برای خود محفوظ میداند.
مسئولان ارشد روسیه مانند دمیتری مدودف (نایبرئیس شورای امنیت روسیه) و سرگئی ریابکوف (معاون وزیر خارجه) بارها هشدار دادهاند که کاهش آستانه استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی توسط غرب، خطر یک درگیری هستهای جهانی را به شدت افزایش میدهد.
واکنش روسیه به تهدیدها و سناریوهای هستهای آمریکا علیه ایران:
هشدار نسبت به «ماجراجویی خطرناک»: مقامهای ارشد وزارت خارجه و شورای امنیت روسیه بارها اعلام کردهاند که هرگونه مطرحشدن گزینههای نظامی یا هستهای علیه ایران از سوی پنتاگون و واشنگتن، پیامدهای فاجعهباری برای کل امنیت بینالملل دارد.
محکومیت کاهش آستانه هستهای: کرملین بارها آمریکا را متهم کرده که با توسعه و بهروزرسانی تسلیحات هستهای تاکتیکی کمقدرت (مانند کلاهکهای B61-12 یا TAMS) و گنجاندن آنها در سناریوهای عملیاتی علیه کشورهایی مانند ایران، در حال عادیسازی استفاده از سلاح هستهای در مناقشات منطقهای است.
از دیدگاه مسکو، حتی استفاده «محدود» یا «تاکتیکی» از سلاح هستهای در خاورمیانه، مرز میان جنگ متعارف و جنگ هستهای را از بین برده و منجر به پاسخهای زنجیرهای و غیرقابل کنترل در سطح جهان خواهد شد.
تهدیدهای روسیه مبنی بر احتمال استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی در جریان جنگ اوکراین، ابزار اصلی مسکو برای بازدارندگی و مانعشدن از مداخله مستقیمتر غرب است.
مسکو از آغاز این درگیری تا کنون، سیگنالها، تهدیدها و اقدامات عملی متعددی را در رابطه با تسلیحات تاکتیکی نشان داده است:.روسیه بخش قابلتوجهی از کلاهکها و سامانه تسلیحات هستهای تاکتیکی خود را به کشور بلاروس منتقل کرده است. ارتش روسیه تمرینات نظامی ویژهای برای شبیهسازی مراحل آمادهسازی، بارگیری و شلیک تسلیحات هستهای غیراستراتژیک (تاکتیکی) در نزدیکی مرزهای اوکراین انجام داده است. کرملین همواره هشدار داده است که ارسال موشکهای دوربرد غربی به اوکراین و مجوز ضربه به عمق خاک روسیه، غرب را مستقیماً وارد جنگ کرده و خط قرمز استفاده از تسلیحات تاکتیکی را فعال میکند.👇👇
استفاده از تسلیحات با قابلیت دوگانه (شبههستهای) روسیه برای ملموستر کردن این تهدید، موشک بالستیک میانبرد «اورشنیک» (Oreshnik) را که قادر به حمل کلاهکهای هستهای تاکتیکی یا کلاهکهای غیرهستهای سنگین است، در صحنه نبرد اوکراین شلیک کرد تا پیام بازدارندگی مستقیم خود را به کییف و ناتو NATO منتقل کند.
کارشناسان نظامی هدف از این تهدیدها را بیشتر «باجگیری یا بازدارندگی هستهای» میدانند؛ با این حال، سناریوهایی نظیر انجام یک آزمایش هستهای نمادین، حملات الکترومغناطیسی (EMP) برفراز دریای سیاه، یا ضربه به مراکز لجستیکی و نظامی اوکراین را بهعنوان آخرین راهکار کرملین در صورت مواجهه با یک شکست فاجعهبار بررسی کردهاند.https://t.me/negarestankhizesche023/4925 تنطیم و نگارش از خیزش @khizesche
کارشناسان نظامی هدف از این تهدیدها را بیشتر «باجگیری یا بازدارندگی هستهای» میدانند؛ با این حال، سناریوهایی نظیر انجام یک آزمایش هستهای نمادین، حملات الکترومغناطیسی (EMP) برفراز دریای سیاه، یا ضربه به مراکز لجستیکی و نظامی اوکراین را بهعنوان آخرین راهکار کرملین در صورت مواجهه با یک شکست فاجعهبار بررسی کردهاند.https://t.me/negarestankhizesche023/4925 تنطیم و نگارش از خیزش @khizesche
Telegram
نگارستان خیزش
🔴 قتل عام زندانیان سیاسی در دهه ۶۰، تابستان ۶۷، و ادامه این مسیر خونبار تا به امروز!
نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم!
✍️ امسال نیز در حالی به سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در دههی شصت و بهویژه قتلعام هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ نزدیک میشویم که جمهوری اسلامی هم چنان چهار نعل در مسیر جنایت، سرکوب و اعدام می تازد.
قتل عام ۶۷ بخشی از ماهیت حکومتی است که بقای خود را در حذف فیزیکی مخالفان، ایجاد رعب و خاموش کردن صدای اعتراض، جستجو میکند. امروز، پس از گذشت دههها، همان سیاست به اشکال مختلف و ابعادی وحشتناک، ادامه دارد... .
📍برای خواندن متن کامل بیانیه، لطفا اسلاید ها را ورق بزنید و یا آن را درا اینجا 👇 مطالعه نمایید:
https://rb.gy/fas8n3
#نه_به_اعدام
#نه_به_جنگ_و_جنگ_افروزان
#نه_سلطنت_نه_رهبری_رهایی_برابری
#سرنگونی_انقلابی
باز نشر از کانال تلگرام: باز نشر خیزش @khizesche
@hashtemars
@kaarzaar
نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم!
✍️ امسال نیز در حالی به سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در دههی شصت و بهویژه قتلعام هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ نزدیک میشویم که جمهوری اسلامی هم چنان چهار نعل در مسیر جنایت، سرکوب و اعدام می تازد.
قتل عام ۶۷ بخشی از ماهیت حکومتی است که بقای خود را در حذف فیزیکی مخالفان، ایجاد رعب و خاموش کردن صدای اعتراض، جستجو میکند. امروز، پس از گذشت دههها، همان سیاست به اشکال مختلف و ابعادی وحشتناک، ادامه دارد... .
📍برای خواندن متن کامل بیانیه، لطفا اسلاید ها را ورق بزنید و یا آن را درا اینجا 👇 مطالعه نمایید:
https://rb.gy/fas8n3
#نه_به_اعدام
#نه_به_جنگ_و_جنگ_افروزان
#نه_سلطنت_نه_رهبری_رهایی_برابری
#سرنگونی_انقلابی
باز نشر از کانال تلگرام: باز نشر خیزش @khizesche
@hashtemars
@kaarzaar
مقالات آذرخش
سه مقاله از رُزا لوکزامبورگ
در بارۀ مجلس مؤسسان و حکومت شورائی
ترجمۀ سهراب شباهنگ
پیشگفتار نویسندگان آذرخش
سه مقالۀ رُزا لوکزامبورگ: «مجلس ملی – نوامبر ١٩١٨»، «مجلس مؤسسان یا حکومت شورائی؟ - ۱۷ دسامبر ۱۹۱۸» و «انتخابات مجلس ملی – ٢٣ دسامبر ١٩١٨» که هرسه در آغاز انقلاب کارگری در آلمان و اندکی پس از انقلاب اکتبر در روسیه نوشته شده اند، حاوی نکات مهمی در بارۀ سرشت انقلاب کارگری و نهادها و سازمان هائی هستند که انقلاب کارگری با خود می آورد و از طریق آنها می تواند به پیش برود و پیروز شود.
لوکزامبورگ در مقالۀ نخست: «مجلس ملی – نوامبر ١٩١٨»، دیدگاه های جناح راست و جناح سانتریست حزب سوسیال دموکرات المان در سال ١٩١٨ (که مقارن با شکست آلمان در جنگ جهانی امپریالیستی اول و از هم پاشیدن امپراتوری آلمان و اتریش- مجارستان و فرار قیصر ویلهلم دوم از آلمان بود) را در مورد مجلس ملی (مجلس مؤسسان) چنین تشریح می کند:
«از همه "مردم"، از کل "ملت"، خواسته میشود تا با رأی اکثریت، سرنوشت آینده انقلاب را تعیین کنند. این شعار برای مأموران آشکار و موذی طبقات حاکم، امری بدیهی است، ولی ما نه در مجلس ملی و نه در مورد مجلس ملی با نگهبانان گاوصندوق سرمایهداران بحث نخواهیم کرد... حتی رهبران مستقل [جناح سانتریست حزب سوسیال دموکرات آلمان] نیز در این مسأله تعیینکننده به صف نگهبانان سرمایه میپیوندند. بدین سان، همان گونه که هیلفردینگ در کتاب «آزادی» بیان میکند، آنها میخواهند خود را از انقلاب، استفاده از قهر، جنگ داخلی با تمام وحشتهایش در امان نگه دارند. توهمات خرده بورژوائی! آنها تصور میکنند که نیرومندترین انقلاب از آغاز بشریت تا کنون، به شکلی تکامل خواهد یافت که طبقات مختلف اجتماعی گرد هم آیند، در یک بحث دلپذیر، آرام و «باوقار» با یکدیگر شرکت کنند و سپس رأیگیری به عمل آورند، شاید حتی نوعی رأیگیری با یک «انشعاب» معروف. [در آن صورت] وقتی که طبقه سرمایهدار ببیند که در اقلیت است، به عنوان یک حزب پارلمانی منضبط، با آهی اعلام میکند: هیچ کاری از دست ما بر نمیآید! میبینیم که رأی ما از بقیه کمتر است. بسیار خوب، ما تسلیم خواهیم شد و تمام زمینها، کارخانهها، معادن، تمام گاوصندوقهای ضد حریق و سودهای هنگفت خود را به کارگران تحویل خواهیم داد!» لوکزامبورگ آنگاه ادامه می دهد:
«این مارکسیستهای ژرفاندیش الفبای سوسیالیسم را فراموش کردهاند. آنها فراموش کردهاند که بورژوازی یک حزب پارلمانی نیست، بلکه یک طبقه حاکم است که تمام ابزارهای قدرت اقتصادی و اجتماعی را در اختیار دارد... یونکرها و سرمایهداران تنها تا زمانی ساکت خواهند ماند که حکومت انقلابی به تطهیر روابط دستمزدی سرمایهداری بسنده کند. آنها تنها تا زمانی خوب و سربراه خواهند بود که انقلاب، خوب و سربراه باشد، یعنی تا زمانی که عصب حیاتی، شریان توده طبقاتی بورژوازی - مالکیت خصوصی سرمایهداری، روابط دستمزدی، سود - دست نخورده باقی بماند ... مفهوم اجرای سوسیالیسم بدون مبارزه طبقاتی، از طریق تصمیم اکثریت پارلمانی، یک توهم مسخرۀ خرده بورژوایی است» و می افزاید:
«در یک کلام، نتیجۀ این امر تبدیل شدن به بازیچهی دست تمام عناصری است که قصدشان تهی کردن انقلاب پرولتری از اهداف سوسیالیستیاش و عقیم کردن آن در قالب یک انقلاب بورژوا - دموکراتیک است. اما مسألۀ مجلس ملی نه مسأله فرصت است، نه مسئلهی «سهولت» بیشتر. این یک مسألهی اصولی است، مسألهی شناخت سوسیالیستها از خود و محدودیتهای انقلاب.»
در این نوشته ها همچنین به تفاوت ها و تضادهای شوراهای کارگری (و نیز شوراهای سربازان و زحمتکشان که طبق الگوی شوراهای کارگری و با اهداف مشابه و سبک کار یکسان شکل می گیرند) با نهادها و سازمان های بورژوائی و خرده بورژوائی مانند مجلس مؤسسان و پارلمان به طور کلی در روند دگر گونی های بزرگ سیاسی و اجتماعی در جامعه، بویژه در شرایط انقلابی، اعم از انقلاب کارگری یا انقلاب بورژوا – دموکراتیک کلاسیک اشاره شده است.
لوکزامبورگ در مقالۀ دوم، «مجلس مؤسسان یا حکومت شورائی؟ - ۱۷ دسامبر ۱۹۱۸»، به روشنی توضیح می دهد که حتی در تحولات و انقلاب بورژوائی انگلیس در دهۀ ١٦٤٠ و در انقلاب بورژوائی فرانسه در سال های ١٩٩٥-١٧٨٩، پارلمان نقش تعیین کننده نداشت و جنگ های انقلابی علیه نیروهای فئودالی این نقش را ایفا کردند و چیرگی نظام سرمایه داری بورژوازی بر نظام قدیم در اثر این جنگ ها و پس از آن تحقق یافت یا زمینۀ تحققش فراهم شد. تاریخ انقلاب ها و تحولات بورژوائی در قارۀ آمریکا (بویژه در ایالات متحده، مکزیک، کوبا و غیره) و نیز درآسیا و نقاط دیگر جهان، تأییدی تاریخی بر درستی این گفتۀ لوکزامبورگ است.
او در این مقاله به نقل از آگوست ببل می نویسد: «من دشمن خونی جامعه بورژوازی هستم و خواهم ماند!» و می افزاید:👇
سه مقاله از رُزا لوکزامبورگ
در بارۀ مجلس مؤسسان و حکومت شورائی
ترجمۀ سهراب شباهنگ
پیشگفتار نویسندگان آذرخش
سه مقالۀ رُزا لوکزامبورگ: «مجلس ملی – نوامبر ١٩١٨»، «مجلس مؤسسان یا حکومت شورائی؟ - ۱۷ دسامبر ۱۹۱۸» و «انتخابات مجلس ملی – ٢٣ دسامبر ١٩١٨» که هرسه در آغاز انقلاب کارگری در آلمان و اندکی پس از انقلاب اکتبر در روسیه نوشته شده اند، حاوی نکات مهمی در بارۀ سرشت انقلاب کارگری و نهادها و سازمان هائی هستند که انقلاب کارگری با خود می آورد و از طریق آنها می تواند به پیش برود و پیروز شود.
لوکزامبورگ در مقالۀ نخست: «مجلس ملی – نوامبر ١٩١٨»، دیدگاه های جناح راست و جناح سانتریست حزب سوسیال دموکرات المان در سال ١٩١٨ (که مقارن با شکست آلمان در جنگ جهانی امپریالیستی اول و از هم پاشیدن امپراتوری آلمان و اتریش- مجارستان و فرار قیصر ویلهلم دوم از آلمان بود) را در مورد مجلس ملی (مجلس مؤسسان) چنین تشریح می کند:
«از همه "مردم"، از کل "ملت"، خواسته میشود تا با رأی اکثریت، سرنوشت آینده انقلاب را تعیین کنند. این شعار برای مأموران آشکار و موذی طبقات حاکم، امری بدیهی است، ولی ما نه در مجلس ملی و نه در مورد مجلس ملی با نگهبانان گاوصندوق سرمایهداران بحث نخواهیم کرد... حتی رهبران مستقل [جناح سانتریست حزب سوسیال دموکرات آلمان] نیز در این مسأله تعیینکننده به صف نگهبانان سرمایه میپیوندند. بدین سان، همان گونه که هیلفردینگ در کتاب «آزادی» بیان میکند، آنها میخواهند خود را از انقلاب، استفاده از قهر، جنگ داخلی با تمام وحشتهایش در امان نگه دارند. توهمات خرده بورژوائی! آنها تصور میکنند که نیرومندترین انقلاب از آغاز بشریت تا کنون، به شکلی تکامل خواهد یافت که طبقات مختلف اجتماعی گرد هم آیند، در یک بحث دلپذیر، آرام و «باوقار» با یکدیگر شرکت کنند و سپس رأیگیری به عمل آورند، شاید حتی نوعی رأیگیری با یک «انشعاب» معروف. [در آن صورت] وقتی که طبقه سرمایهدار ببیند که در اقلیت است، به عنوان یک حزب پارلمانی منضبط، با آهی اعلام میکند: هیچ کاری از دست ما بر نمیآید! میبینیم که رأی ما از بقیه کمتر است. بسیار خوب، ما تسلیم خواهیم شد و تمام زمینها، کارخانهها، معادن، تمام گاوصندوقهای ضد حریق و سودهای هنگفت خود را به کارگران تحویل خواهیم داد!» لوکزامبورگ آنگاه ادامه می دهد:
«این مارکسیستهای ژرفاندیش الفبای سوسیالیسم را فراموش کردهاند. آنها فراموش کردهاند که بورژوازی یک حزب پارلمانی نیست، بلکه یک طبقه حاکم است که تمام ابزارهای قدرت اقتصادی و اجتماعی را در اختیار دارد... یونکرها و سرمایهداران تنها تا زمانی ساکت خواهند ماند که حکومت انقلابی به تطهیر روابط دستمزدی سرمایهداری بسنده کند. آنها تنها تا زمانی خوب و سربراه خواهند بود که انقلاب، خوب و سربراه باشد، یعنی تا زمانی که عصب حیاتی، شریان توده طبقاتی بورژوازی - مالکیت خصوصی سرمایهداری، روابط دستمزدی، سود - دست نخورده باقی بماند ... مفهوم اجرای سوسیالیسم بدون مبارزه طبقاتی، از طریق تصمیم اکثریت پارلمانی، یک توهم مسخرۀ خرده بورژوایی است» و می افزاید:
«در یک کلام، نتیجۀ این امر تبدیل شدن به بازیچهی دست تمام عناصری است که قصدشان تهی کردن انقلاب پرولتری از اهداف سوسیالیستیاش و عقیم کردن آن در قالب یک انقلاب بورژوا - دموکراتیک است. اما مسألۀ مجلس ملی نه مسأله فرصت است، نه مسئلهی «سهولت» بیشتر. این یک مسألهی اصولی است، مسألهی شناخت سوسیالیستها از خود و محدودیتهای انقلاب.»
در این نوشته ها همچنین به تفاوت ها و تضادهای شوراهای کارگری (و نیز شوراهای سربازان و زحمتکشان که طبق الگوی شوراهای کارگری و با اهداف مشابه و سبک کار یکسان شکل می گیرند) با نهادها و سازمان های بورژوائی و خرده بورژوائی مانند مجلس مؤسسان و پارلمان به طور کلی در روند دگر گونی های بزرگ سیاسی و اجتماعی در جامعه، بویژه در شرایط انقلابی، اعم از انقلاب کارگری یا انقلاب بورژوا – دموکراتیک کلاسیک اشاره شده است.
لوکزامبورگ در مقالۀ دوم، «مجلس مؤسسان یا حکومت شورائی؟ - ۱۷ دسامبر ۱۹۱۸»، به روشنی توضیح می دهد که حتی در تحولات و انقلاب بورژوائی انگلیس در دهۀ ١٦٤٠ و در انقلاب بورژوائی فرانسه در سال های ١٩٩٥-١٧٨٩، پارلمان نقش تعیین کننده نداشت و جنگ های انقلابی علیه نیروهای فئودالی این نقش را ایفا کردند و چیرگی نظام سرمایه داری بورژوازی بر نظام قدیم در اثر این جنگ ها و پس از آن تحقق یافت یا زمینۀ تحققش فراهم شد. تاریخ انقلاب ها و تحولات بورژوائی در قارۀ آمریکا (بویژه در ایالات متحده، مکزیک، کوبا و غیره) و نیز درآسیا و نقاط دیگر جهان، تأییدی تاریخی بر درستی این گفتۀ لوکزامبورگ است.
او در این مقاله به نقل از آگوست ببل می نویسد: «من دشمن خونی جامعه بورژوازی هستم و خواهم ماند!» و می افزاید:👇
«این آخرین نبرد بزرگ است، نبردی که موضوع آن بودن یا نبودن استثمار است، نبردی که نقطۀ عطفی در تاریخ بشریت است، نبردی که در آن هیچ عذر و بهانهای، هیچ سازشی و هیچ رحمی نمیتواند وجود داشته باشد. این آخرین نبرد، که از نظر عظمت مأموریتش از هرآنچه پیش از آن آمده فراتر می رود، قرار است کاری را که هیچ مبارزه طبقاتی یا انقلاب دیگری تاکنون انجام نداده است، به پایان برساند: قرار است مبارزه مرگبار دو جهان را در زمزمه ملایم بحث های پارلمانی و آرای اکثریت از بین ببرد!»
لوکزامبورگ در جملات بالا بروشنی و با نیش کلام، ناسازگاری مباحثات و مشاجرات پارلمانی (در شکل مجلس مژسسان یا نهادهای مشابه) را با وظایف سترگی که انقلاب کارگری در پیش دارد، توضیح می دهد. او با صراحت تمام اعلام می کند: «امروزه توسل به مجلس ملی، آگاهانه یا ناآگاهانه، بازگرداندن انقلاب به مرحله تاریخی انقلابهای بورژوایی است.»
این بدان معنا نیست که طبقۀ کارگر باید نسبت به پارلمان یا امکانات مبارزه در پارلمان بی اعتنا باشد. از دید لوکزامبورگ مبارزۀ پارلمانی می تواند بخشی از مبارزۀ طبقاتی در شرایط غیر انقلابی (آن هم در صورت امکان) باشد. او می نویسد: « تا زمانی که زندگی روزمره آرام جامعه بورژوازی ادامه داشت، حتی پارلمانتاریسم نیز عرصهای در مبارزه طبقاتی پرولتاریا بود: تریبونی بود که تودهها در آن دور پرچم سوسیالیسم جمع میشدند تا برای مبارزه آموزش ببینند. امروز ما در بحبوحۀ انقلاب پرولتاریا قرار داریم و امروز باید به درخت استثمار سرمایهداری تبر فرود آوریم. پارلمانتاریسم بورژوایی، مانند حکومت طبقاتی بورژوازی که هدف سیاسی انحصاری آن است، حق موجودیت خود را از دست داده است. اکنون مبارزه طبقاتی به شکل آشکار و برهنه به مرزهای خود نزدیک میشود. سرمایه و کار دیگر حرفی برای گفتن به یکدیگر ندارند، آنها فقط میتوانند در نبرد نهایی برای تعیین اینکه چه کسی به زمین انداخته خواهد شد، به سختی با یکدیگر درگیر شوند.»
بدین سان از دید لوکزامبورگ در شرایط آلمان در سال ١٩١٨ و به طور کلی در عصر احتضار سرمایه داری، شوراهای کارگران و سربازان تنها نهادی است که می تواند انقلاب سوسیالیستی طبقۀ کارگر را به پیش ببرد و به پیروزی برساند. اما از دید لوکزامبورگ، شورای کارگری به خودی خود، نهادی انقلابی نیست و انقلابی بودن یا نبودن شورا وابسته به سیاست حاکم بر شوراهاست. سیاست حاکم بر شوراها می تواند سیاست بورژوازی و خرده بورژوازی یا سیاست پرولتری باشد. به همین خاطر است که در مقالۀ سوم: «انتخابات مجلس ملی – ٢٣ دسامبر ١٩١٨» لوکزامبورگ کنگرۀ شوراهای نمایندگان کارگران و سربازان آلمان را که اکثریت نمایندگانش با دنباله روی از جناح راست حزب سوسیال دموکرات آلمان – به رهبری ابرت و شایدمان و غیره، - با نفی قدرت شورائی و خلع سلاح سیاسی خود، زمینه را برای قدرت یابی جناح اپورتونیست آن حزب فراهم کردند، غلام (بندۀ زرخرید) یا مملوک می نامد.
لوکزامبورگ در پایان مقالۀ سوم می نویسد:
«رویارویی بزرگ بین سرمایه و کار، مسیر تاریخ آینده را تعیین خواهد کرد و در نتیجۀ نهایی خود، هیچ تصمیم دیگری جز نابودی حاکمیت سرمایهداری و پیروزی سوسیالیسم را نمیپذیرد. این رویارویی باعث خواهد شد که فعالیت انقلابی و احساسی تودهها در کشور هر روز افزایش یابد.» و می افزاید:
«حملهای از سوی تودهها به دروازههای مجلس ملی، مشت گره کرده پرولتاریای انقلابی که از وسط مجلس بلند شده و پرچمی را تکان میدهد که بر روی آن حروف آتشین میدرخشد: تمام قدرت به شوراها - این است مشارکت ما در مجلس ملی!»
خواست و برنامۀ لوکزامبورگ و جناح انقلابی حزب سوسیال دموکرات آلمان (اسپارتاکیست ها) و شوراهای انقلابی کارگران و سربازان (اقلیت) در انقلاب آلمان به پیروزی نرسید. اما این شکست دلیل نادرستی این فکر و خط مشی انقلابی نبود. تجربۀ انقلاب آلمان همچنان که تجارب بزرگ انقلابی روسیه، چین، ویتنام و غیره، به رغم برخی کاستی ها، ضعف ها و انحراف هایشان، هنوز درس های حیاتی و بزرگی برای پرولتاریای انقلابی همۀ کشورها، از جمله ایران هستند و خواهند بود. یک شرط اساسی و اجتناب ناپذیرِ درس گیری درست از این تجارب سترگ، کاربست بینش علمی، انقلابی، منقدانه با محک پراتیک انقلابی توده هاست و نه الگوسازی و پیروی مقلدانه و مبتنی بر جزم اندیشی و پرستس شخصیت. www.aazarakhsh.net https://t.me/negarestankhizesche023/4926
٧ شهریور ١٤٠٥- ٢٩ اوت ٢٠٢٦ باز نشر خیزش @khizesche
لوکزامبورگ در جملات بالا بروشنی و با نیش کلام، ناسازگاری مباحثات و مشاجرات پارلمانی (در شکل مجلس مژسسان یا نهادهای مشابه) را با وظایف سترگی که انقلاب کارگری در پیش دارد، توضیح می دهد. او با صراحت تمام اعلام می کند: «امروزه توسل به مجلس ملی، آگاهانه یا ناآگاهانه، بازگرداندن انقلاب به مرحله تاریخی انقلابهای بورژوایی است.»
این بدان معنا نیست که طبقۀ کارگر باید نسبت به پارلمان یا امکانات مبارزه در پارلمان بی اعتنا باشد. از دید لوکزامبورگ مبارزۀ پارلمانی می تواند بخشی از مبارزۀ طبقاتی در شرایط غیر انقلابی (آن هم در صورت امکان) باشد. او می نویسد: « تا زمانی که زندگی روزمره آرام جامعه بورژوازی ادامه داشت، حتی پارلمانتاریسم نیز عرصهای در مبارزه طبقاتی پرولتاریا بود: تریبونی بود که تودهها در آن دور پرچم سوسیالیسم جمع میشدند تا برای مبارزه آموزش ببینند. امروز ما در بحبوحۀ انقلاب پرولتاریا قرار داریم و امروز باید به درخت استثمار سرمایهداری تبر فرود آوریم. پارلمانتاریسم بورژوایی، مانند حکومت طبقاتی بورژوازی که هدف سیاسی انحصاری آن است، حق موجودیت خود را از دست داده است. اکنون مبارزه طبقاتی به شکل آشکار و برهنه به مرزهای خود نزدیک میشود. سرمایه و کار دیگر حرفی برای گفتن به یکدیگر ندارند، آنها فقط میتوانند در نبرد نهایی برای تعیین اینکه چه کسی به زمین انداخته خواهد شد، به سختی با یکدیگر درگیر شوند.»
بدین سان از دید لوکزامبورگ در شرایط آلمان در سال ١٩١٨ و به طور کلی در عصر احتضار سرمایه داری، شوراهای کارگران و سربازان تنها نهادی است که می تواند انقلاب سوسیالیستی طبقۀ کارگر را به پیش ببرد و به پیروزی برساند. اما از دید لوکزامبورگ، شورای کارگری به خودی خود، نهادی انقلابی نیست و انقلابی بودن یا نبودن شورا وابسته به سیاست حاکم بر شوراهاست. سیاست حاکم بر شوراها می تواند سیاست بورژوازی و خرده بورژوازی یا سیاست پرولتری باشد. به همین خاطر است که در مقالۀ سوم: «انتخابات مجلس ملی – ٢٣ دسامبر ١٩١٨» لوکزامبورگ کنگرۀ شوراهای نمایندگان کارگران و سربازان آلمان را که اکثریت نمایندگانش با دنباله روی از جناح راست حزب سوسیال دموکرات آلمان – به رهبری ابرت و شایدمان و غیره، - با نفی قدرت شورائی و خلع سلاح سیاسی خود، زمینه را برای قدرت یابی جناح اپورتونیست آن حزب فراهم کردند، غلام (بندۀ زرخرید) یا مملوک می نامد.
لوکزامبورگ در پایان مقالۀ سوم می نویسد:
«رویارویی بزرگ بین سرمایه و کار، مسیر تاریخ آینده را تعیین خواهد کرد و در نتیجۀ نهایی خود، هیچ تصمیم دیگری جز نابودی حاکمیت سرمایهداری و پیروزی سوسیالیسم را نمیپذیرد. این رویارویی باعث خواهد شد که فعالیت انقلابی و احساسی تودهها در کشور هر روز افزایش یابد.» و می افزاید:
«حملهای از سوی تودهها به دروازههای مجلس ملی، مشت گره کرده پرولتاریای انقلابی که از وسط مجلس بلند شده و پرچمی را تکان میدهد که بر روی آن حروف آتشین میدرخشد: تمام قدرت به شوراها - این است مشارکت ما در مجلس ملی!»
خواست و برنامۀ لوکزامبورگ و جناح انقلابی حزب سوسیال دموکرات آلمان (اسپارتاکیست ها) و شوراهای انقلابی کارگران و سربازان (اقلیت) در انقلاب آلمان به پیروزی نرسید. اما این شکست دلیل نادرستی این فکر و خط مشی انقلابی نبود. تجربۀ انقلاب آلمان همچنان که تجارب بزرگ انقلابی روسیه، چین، ویتنام و غیره، به رغم برخی کاستی ها، ضعف ها و انحراف هایشان، هنوز درس های حیاتی و بزرگی برای پرولتاریای انقلابی همۀ کشورها، از جمله ایران هستند و خواهند بود. یک شرط اساسی و اجتناب ناپذیرِ درس گیری درست از این تجارب سترگ، کاربست بینش علمی، انقلابی، منقدانه با محک پراتیک انقلابی توده هاست و نه الگوسازی و پیروی مقلدانه و مبتنی بر جزم اندیشی و پرستس شخصیت. www.aazarakhsh.net https://t.me/negarestankhizesche023/4926
٧ شهریور ١٤٠٥- ٢٩ اوت ٢٠٢٦ باز نشر خیزش @khizesche
Telegram
نگارستان خیزش