خیزش
568 subscribers
31.9K photos
16.4K videos
944 files
27.9K links
به کانال خیزش بپیوندید، و با ارسال پیامهای آن ما را یاری نمایید. آدرس تماس و ارسال مطالب، عکس و ویدئو بر ای درج در خیزش به امید فردای روشن @khizesh
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قوه قضاییه  اعلام کرد بامداد سه‌شنبه حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسین‌آبادی، دو معترض بازداشت شده در اعتراضات دی‌ماه در اصفهان، اجرا شد.
تصاویر منتشر شده از امیرحسین صفری نشان می‌دهد که او از ناحیه دست دارای معلولیت بوده است.

این دو نفر از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی هستند. ادر این پرونده ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند که تا حکومت حکم ۴ نفر از آن‌ها اجرا شده است.


در بامداد امروز، مردم اصفهان برای اعتراض به این حکم به محل میدان علیخانی رفتند ولی با تیراندازی مردم را متفرق کردند.
#نه_به_اعدام
https://t.me/khizesche
🔻تجمع و اعتراض میدانی در اصفهان علیه صدور و اجرای حکم
 
مردم شجاع اصفهان هم‌زمان با اجرای احکام جنایتکارانه‌ی اعدام، در میدان علیخانی دست به اعتراض زده و با مزدوران حکومتی برای جلوگیری از اجرای این احکام درگیر شدند!
در جریان این درگیری‌ها، یک دختر جوان به نام آناهیتا آذرشب، توسط وحوش سرکوبگر جان سپرده است
.
سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵
طلیعه

#نه_به_اعدام
#علیه_اعدام_و_شکنجه
#اعدام_قتل_عمد_حکومتیست
https://t.me/khizesche
🔴 تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسی‌و‌یکم در ۵۹ زندان

⭕️ حمایت از اعتصاب ۱۵۰۰ زندانی واحد دو زندان قزل‌حصار

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» سالگرد سربه‌دار شدن بهروز احسانی و ‌مهدی حسنی دو زندانی سیاسی و از اعضای کارزار نه به اعدام را گرامی می‌دارد. این دو زندانی سیاسی روز ۴ مرداد ۱۴۰۴ در حمله گارد زندان به بند زندانیان سیاسی‌ زندان قزلحصار، با ضرب و شتم برای اجرای حکم اعدام منتقل شدند. سایر زندانیان سیاسی نیز در این بند مورد وحشیانه‌ترین حمله و هجوم قرار گرفتند و هنوز خانواده‌های آنان از محل دفن این دو زندانیِ اعدام شده بی‌خبرند.

حکومت سرمایه‌سالار ولایت فقیه همچنان بی‌توجه به اعتراضات علیه اعدام، روزانه چوبه‌های دار را برپا می‌کند و جان شهروندان را می‌گیرد.

در هفته گذشته علاوه بر ده‌ها زندانیِ جرایم عمومی، زندانی سیاسی مهدی خانکی نیز در بی‌خبری کامل و بدون برخورداری از حق دادرسی عادلانه به دار آویخته شد.

همچنین در ادامه همین سرکوب‌ها برای زندانیان سیاسی عیسی چاری، امیرحسن اکبری‌منفرد، سپهر امیرزاده، اکبر عرب‌زاده و مهدی عرب‌زاده نیز حکم غیرانسانی اعدام صادر شده است. آمار اعدام‌ها از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون دست‌ِ کم به ۳۰۳ تن رسیده است.

در واکنش‌های بین المللی به اعدام‌ها و احکام صادره ، در هفته اخیر کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل نسبت به حکم اعدام زندانیان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان هشدار داده و خواستار توقف آن شده است.
اتحادیه اروپا نیز ۵ قاضی که در صدور احکام اعدام و مجازات‌های غیرانسانی دیگر دست داشتند را تحریم کرده است. اسامی این قضات به ترتیب زیر است:
-مصطفی نریمانی، رئیس شعبه سوم دادگاه انقلاب کرج؛
- ابوالفضل عامری شهرابی، رئیس شعبه ۱۱۹۱ دادگاه کیفری دو تهران؛
- مهدی راسخی، قاضی شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت؛
- محمدرضا عموزاد، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران و قاضی مستشار شعبه ۱۵ همین دادگاه؛
- محمدرضا توکلی، رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان.

در کارزار اعتراضی دیگر، اعتصاب ۱۵۰۰ نفر از زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار دو هفته است که ادامه دارد، ولی همچنان عوامل این زندان و هیچ مسئول دیگری در این حاکمیت اعدامی، پاسخگوی خواسته آن‌ها نشده است.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در کنار زندانیان واحد ۲ ایستاده است و از خواسته و اعتصاب به حق آنان حمایت می‌کند و از وجدان‌های بیدار و جامعه بین‌الملل می‌خواهد صدای این زندانیان و همچنین تمامی محکومان به اعدام باشند:
به امید آزادی و برقراری برابری برای مردم ستم‌دیده و مقاوم ایران.

اعضای کارزار «سه‌شنبه های نه به اعدام» روز سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ در هفته صدوسی‌و‌یکم در ۵۹ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:

زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام ، زندان کرمان، زندان بروجن و زندان نیشابور.

هفته صدوسی و یکم
۶ مرداد ۱۴۰۵
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام

@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
📝درسهای تاریحی جنبش شورائی: جنبش آوریل ۱۹۲۰ در تورین ایتالیا در واقع یک رویداد بزرگ بود؛ نه تنها برای پرولتاریای ایتالیا، بلکه می‌توان گفت برای پرولتاریای اروپا و تمام دنیا رویدادی بس بزرگ به‌شمار می‌رفت. این اولین نمونه در تاریخ بود که پرولتاریا بدون آنکه متحمل بیکاری و گرسنگی شود، درگیر مبارزه برای کنترل تولید شد. علاوه بر این، این تنها یک اقلیت از پیشتازان طبقهٔ کارگر نبودند که می‌بایست بار مبارزه را به دوش می‌کشیدند، بلکه تمام کارگران تورین درگیر این اعتصاب شدند و این مبارزه را بدون محرومیت‌ها و فداکاری‌های معمول، درست تا به آخر ادامه دادند.
کارگران صنایع فلزی و مهندسی به مدت یک ماه و کارگران بخش‌های دیگر به مدت ۱۰ روز اعتصاب کردند. این اعتصاب عمومی از ۱۰ روز پیش به تمام ناحیهٔ پیه‌مونت (واقع در شمال غربی ایتالیا) گسترش یافت و حدود نیم میلیون کارگر صنعتی و کشاورزی را بسیج کرد؛ به این ترتیب، حدود ۴ میلیون نفر از جمعیت ایتالیا درگیر پیامدهای این اعتصاب بودند.
...
تبلیغ برای ایجاد «شوراها» با شور و شوق توده‌ها مواجه شد. در یک دورهٔ شش‌ماهه، شوراهای کارخانه (Consigli di Fabbrica) در تمام کارخانه‌ها و کارگاه‌های مهندسی تشکیل گردید و کمونیست‌ها در اتحادیهٔ مربوط به رشتهٔ مهندسی و فلزکاری (FIOM) اکثریت را به دست آوردند. آیین‌نامهٔ شورای کارخانه و اصل کنترل تولید تصویب شد و مورد قبول اکثریت کنگره و بخش عمده‌ای از اتحادیه‌های متعلق به «خانهٔ مردم» (Camera del Lavoro) قرار گرفت.
سازمان شوراهای کارخانه بر این اصول مبتنی بود: در هر کارخانه و کارگاهی یک نهاد نمایندگی منتخب (که بر اساس سیستم بوروکراتیک قدیم نباشد) استقرار می‌یافت تا قدرت پرولتاریا را در مبارزه بر ضد سامان سرمایه‌دارانه و در جهت اجرای کنترل بر تولید به کار گیرد و همهٔ کارگران را در امر مبارزهٔ انقلابی و ایجاد دولت کارگری آموزش دهد.
شوراهای کارخانه باید بر اساس سازمان‌های صنعتی شکل می‌گرفتند. این شوراها می‌بایست مدلی از جامعهٔ کمونیستی را به طبقهٔ کارگر نشان می‌دادند؛ نمونه‌ای که نشان می‌داد در جامعهٔ کمونیستی طبقات گوناگون وجود ندارد و همهٔ روابط اجتماعی بر اساس فناوریِ لازم برای تولید و نهادهای مربوط به آن مدیریت می‌شود و طبعاً زیرمجموعه‌ای از یک قدرت دولتی نخواهد بود که از بالا سازمان می‌یابد. طبقهٔ کارگر باید تمامی زیبایی و اصالت آرمانی را که برای آن تلاش و فداکاری می‌کند درک کند؛ باید از این موضوع نیز آگاه باشد که رسیدن به چنین آرمانی ضرورتاً از مراحل متعددی عبور می‌کند و باید ضرورت انضباط انقلابی و دیکتاتوری پرولتاریا را تشخیص دهد.👇👇 https://t.me/negarestankhizesche023/4823
هر شرکت و کارخانه‌ای خود را به بخش‌ها و هر بخش خود را به تیم‌های حرفه‌ای معینی از کار تقسیم می‌کرد. هر تیم بخش ثابت و معینی از کار را انجام می‌داد. کارگران هر تیم یک نماینده (Delegato) انتخاب می‌کردند که وظایف معین و تعریف‌شده‌ای داشت. مجموع نمایندگان کل شرکت یک «شورا» تشکیل می‌دادند که از میان خود یک «کمیتهٔ اجرایی» انتخاب می‌کردند. مجموع دبیران سیاسی کمیته‌های اجرایی، «کمیتهٔ مرکزی شوراها» را تشکیل می‌دادند که یک «کمیتهٔ پژوهش‌های شهری» از میان خودشان انتخاب می‌کردند تا مسائلی مانند سازماندهی تبلیغات، توسعهٔ طرح‌های مربوط به کار، تصویب پروژه و طرح‌هایی که از طرف شرکت‌ها یا افراد کارگر پیشنهاد می‌شد و نهایتاً جهت‌گیری کلیت جنبش را مدیریت کند. از نوشتۀ عباس فرد « شوراگرائی خرده بورژوائی و اسماعیل بخشی»»
✍️این متن یکی از مهم‌ترین اسناد تاریخی مربوط به جنبش «دو سال سرخ» (Biennio Rosso) در ایتالیا و به‌ویژه «اعتصاب ساعت آفتابی» (Sciopero delle lancette) در آوریل ۱۹۲۰ است که توسط آنتونیو گرامشی نوشته شده و در نشریه L'Ordine Nuovo (نظام جدید) به چاپ رسیده است.
برای درک اهمیت این متن، باید بستری را که این رویداد در آن شکل گرفت بررسی کنیم: در اینجا مشاهده می کنیم که آنچه ايجاد شوراها و سازمانيابی شورايی را از اساس ممکن میسازد وقوع موقعيت اعتلاي انقلابی است.

۱. زمینهٔ تاریخی: دوسال سرخ (Biennio Rosso)
بین سال‌های ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۰، ایتالیا پس از جنگ جهانی اول دچار تورم شدید، بیکاری و ناآرامی‌های اجتماعی گسترش‌یافته بود. تحت تأثیر انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، موجی از اعتصابات و اشغال کارخانه‌ها کشور را فراگرفت که به دورهٔ «دو سال سرخ» معروف شد. تورین (مرکز کارخانجات بزرگ صنعتی مانند فیات) پایتخت صنعتی و قلب خروش انقلابی ایتالیا بود.
۲. «اعتصاب ساعت آفتابی» (آوریل ۱۹۲۰)
علت ظاهری شروع این جنبش در مارس و آوریل ۱۹۲۰، اختلاف بر سر ساعت تابستانی بود! مدیریت کارخانه فیات ساعت کارخانه را بدون هماهنگی با نمایندگان کارگران تغییر داد. کارگران به عنوان نمادی از کنترل خود بر محیط کار، ساعت‌ها را به حالت قبل بازگرداندند. این اتفاق جرقه‌ای شد برای اعتصابی بزرگ به نام «اعتصاب ساعت‌ها» (Sciopero delle lancette) که به سرعت از یک درخواست صنفی ساده به اعتصاب عمومی نیم‌میلیون نفری در کل استان پیه‌مونت تبدیل شد و هدف اصلی آن «رسمیت یافتن شوراهای کارخانه» و «کنترل کارگری بر تولید» بود.
۳. نقش آنتونیو گرامشی و نشریه L'Ordine Nuovo
آنتونیو گرامشی به همراه اندیشمندانی چون پالمیرو تولیاتی و اومبرتو تراتچینی در سال ۱۹۱۹ نشریه L'Ordine Nuovo را در تورین تأسیس کردند. تز اصلی گرامشی این بود که:
کارگران نباید فقط به دنبال افزایش دستمزد (مبارزه صنفی و سندیکایی) باشند.
شوراهای کارخانه باید نطفه و الگوی مصداقی «دولت آیندهٔ کارگری» و جامعهٔ بدون طبقه باشند.
شوراها برخلاف سندیکاها مستقیماً از کف کارگاه‌ها و توسط تمام کارگران (چه عضو اتحادیه باشند چه نباشند) انتخاب می‌شوند و کنترل و اداره تولید و قدرت سیاسی را نشانه می گیرند.
۴. چرا این جنبش شکست خورد؟
با وجود قدرت و انضباط بی‌نظیر کارگران تورین، این جنبش در نهایت تنها ماند:
خیانت یا عدم همراهی حزب سوسیالیست (PSI) و اتحادیه سراسری (CGL): رهبران کشوری حزب و اتحادیه حاضر نشدند اعتصاب را به سراسر ایتالیا گسترش دهند و تورین را در انزوا تنها گذاشتند.
سرکوب و خستگی کارگران: دولت و کارفرمایان با اعزام ده‌ها هزار سرباز و نیروهای نظامی، تورین را محاصره کردند.
۵. پیامد تاریخی
شکست جنبش شورایی ۱۹۲۰ در تورین، گرامشی و همفکرانش را به این نتیجه رساند که «حزب سوسیالیست ایتالیا» توان و ارادهٔ هدایت انقلاب را ندارد. همین امر باعث شد که آن‌ها در ژانویه ۱۹۲۱ از حزب سوسیالیست جدا شده و حزب کمونیست ایتالیا (PCI) را تأسیس کنند. از سوی دیگر، ترس بورژوازی و کارخانه‌داران از قدرت‌گیری شوراهای کارگری، زمینه را برای حمایت مالی و سیاسی آن‌ها از موسولینی و جنبش فاشیسم فراهم کرد. https://t.me/negarestankhizesche023/4822 تنظیم و نگارش از خیزش @khizesche
سنندج

جان‌باختن يک فعال مدنی و دو عضو خانواده‌اش توسط نیروهای رژیم جمهوری اسلامی


در پی تیراندازی مستقیم و کمین‌گذاری نیروهای سپاه پاسداران در جاده‌ی مریوان به سنندج، مهدی توکلی، عکاس و فعال مدنی سرشناس سنندجی که پیش‌تر به‌دلیل فعالیت‌هایش بارها بازداشت شده بود، به‌همراه مادرش مریم اصلانی و خواهرش سمیه، جان خود را از دست دادند؛ این درحالی است که نهادهای امنیتی با اعمال فشار بر خانواده‌ی قربانیان، در تلاش‌اند علت جان‌باختن آنان را حادثه‌ی رانندگی جلوه دهند.
.🔹🔹🔹 باز نشر خیزش @khizesche
دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
نه به جمهوری اسلامی، نه به اعدام، نه به جنگ!
۱ آگوست، مونستر/آلمان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجری صداوسیما میگه موساد بچه هامون رو در دی‌ماه کشته بعد احمد قدیری کارشناس میگه در دی‌ماه در یک اقدام انقلابی گفتیم کف خیابان بکشید چون دستگیری و دادگاهی و اعدام دنگ و فنگ داره و مجامع بین‌المللی هم گیر میدن! همونجا کف خیابون برای حفظ« پرستیژ» بزنید بکشید و خلاص...!

پیام رهایی


https://t.me/PayamRahai .🔹🔹🔹 باز نشر خیزش @khizesche
‌ ‌ ‌
پلیس شیلی، نلسون هاسه ماسئی، سرهنگ بازنشسته ارتش را که پس از محکومیت در پرونده ربایش و قتل ویکتور خارا سال‌ها از دست عدالت گریخته بود، دستگیر کرد.

این نظامی ۸۰ ساله در سال ۲۰۲۳ بر اساس حکمی قطعی، در مجموع به ۲۵ سال زندان محکوم شد؛ حکمی که به دلیل مشارکت او در قتل ویکتور خارا، خواننده و ترانه سرای شیلیایی، و همچنین ربایش، شکنجه و قتل لیتّره کیروگا کارواخال، رئیس وقت اداره کل زندان‌ها، صادر شد.

ویکتور خارا، چهره برجسته جنبش «ترانه نوین شیلی» و استاد دانشگاه فنی دولتی، در ۱۶ سپتامبر ۱۹۷۳ تنها پنج روز پس از کودتای نظامی علیه دولت سالوادور آلنده در ورزشگاه شیلی (که اکنون «ورزشگاه ویکتور خارا» نام دارد) به قتل رسید.

https://bbc.in/4bQKoJV
📸GettyImages/ Reuters/ AFP via Getty Images/ PA/ Corbis via Getty Images/ NurPhoto via Getty Images
@BBCPersian
اختلاف بر سر ایران؛ ترامپ عقب می‌نشیند یا نتانیاهو؟📝شکاف میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو نه یک اختلاف شخصی، بلکه ناشی از ناهمسو بودن اهداف راهبردی و اولویت‌های انتخابی آن‌هاست.
بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، هم‌زمان با سفر به واشنگتن برای شرکت در مراسم یادبود لیندسی گراهام، با دونالد ترامپ دیدار می‌کند.
هر دو رهبر با آزمون‌های انتخاباتی مهمی روبه‌رو هستند؛ انتخابات پارلمانی اسرائیل در اکتبر و انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در نوامبر.
هدف نهایی دونالد ترامپ (آمریکا) دستیابی به توافق یا «دستاورد دیپلماتیک» سریع بدون ورود به جنگ طولانی است.
در حالیکه بنیامین نتانیاهو (اسرائیل) به دنبال تضعیف عمیق و همه‌جانبه توان هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای ایران می باشد.

دونالد ترامپ نگران جهش قیمت انرژی، تورم و هزینه‌های نظامی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکاست ولی بنیامین نتانیاهو به اولویت دادن به امنیت ملی و تثبیت موقعیت در انتخابات پارلمانی اسرائیل فکر می کند.
موقعیت برتر آمریکا به عنوان حامی اصلی نظامی، اقتصادی و سیاسی تل‌آویو به اهرم‌های فشاری از طرف آمریکا به اسرائیل تبدیل گردیده است. اسرائیل در عوض توانایی تغییر وضعیت میدانی، انجام اقدامات مستقل یا ارائه داده‌های امنیتی را دارا می باشد
ترامپ مدیریت هم‌زمان جبهه‌های دیگر (مانند اوکراین/ناتو و تنگه هرمز) و منابع تسلیحاتی را باید مدیریت کند . ولی اسرائیل به متمرکز ساختن تمام توان واشنگتن بر روی پرونده ایران گرایش دارد.

در این مذاکرات ،پرونده ایران محور اصلی است، اما موضوعاتی مثل خلع سلاح حماس، آینده لبنان و ترتیبات امنیتی در سوریه نیز مطرح است.
نتانیاهو به ترامپ فشار می‌آورد که فشار نظامی ادامه یابد و دیپلماسی با تهران راه به جایی نمی‌برد.

موضوع بین ترامپ و نتانیاهو فراتر از زمان‌بندی است؛ تعریف آن‌ها از «پیروزی» متفاوت است.
این دیدار بیشتر برای «مدیریت اختلافات» است تا رفع کامل آن‌ها. ترامپ اهرم‌های قدرت بیشتری دارد، اما اقدامات میدانی اسرائیل می‌تواند گزینه‌های ترامپ را محدود کند.
ترامپ نمی‌تواند همه منابع نظامی آمریکا را صرف یک جبهه کند. ناامنی در تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت برای ترامپ هزینه سیاسی بالایی دارد.
خروجی احتمالی این نشست، تعیین «خطوط قرمز، مهلت دیپلماسی و شرایط اقدام مستقل اسرائیل» خواهد بود، نه ورود مستقیم و ناگهانی آمریکا به یک جنگ گسترده تازه.
b
خروجی گفتگوهای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بر سر پرونده ایران به مستقیم‌ترین شکل ممکن با تحرکات قیمت در بازار جهانی نفت و انرژی گره خورده است. هرگونه نشانه‌ای از حمله قریب‌الوقوع به زیرساخت‌های انرژی یا هسته‌ای ایران می‌تواند قیمت نفت را در کوتاه‌مدت به بالای ۹۰ تا ۱۰۰ دلار برساند. ایجاد اختلال در رفت‌وآمد نفتکش‌ها یا واکنش‌های تلافی‌جویانه در خلیج فارس، قیمت انرژی و به تبع آن تورم در آمریکا و اروپا را شدیداً جهش خواهد داد. : به طورخلاصه مهم‌ترین متغیر برای ترامپ «قیمت بنزین در بازار داخلی آمریکا» و برای نتانیاهو «تخریب توان موشکی و هسته‌ای ایران» است. بازار انرژی تا زمانی که خطوط قرمز این دیدار رسماً مشخص نشود، تحت تاثیر نوسانات ناشی از ریسک‌های سیاسی باقی خواهد ماند. ترامپ نمی‌تواند همه منابع نظامی آمریکا را صرف یک جبهه کند. ناامنی در تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت برای ترامپ هزینه سیاسی بالایی دارد.
نتایج احتمالی این نشست، تعیین «خطوط قرمز، مهلت دیپلماسی و شرایط اقدام مستقل اسرائیل» خواهد بود، نه ورود مستقیم و ناگهانی آمریکا به یک جنگ گسترده تازه.

ترامپ به دلیل برتری قدرتش عقب‌نشینی کامل نخواهد کرد و ترجیح می‌دهد اهرم نظامی را به عنوان «ابزار مذاکره» حفظ کند، در حالی که نتانیاهو می‌کوشد با تعیین خطوط قرمز و شرایط میدانی، دست آمریکا را برای عقب‌نشینی دیپلماتیک ببندد. تنظیم و نگارش از خیزش @khizesche


https://t.me/negarestankhizesche023/4824