💠 #جامعه
🔺"هرسال میگیم دریغ از پارسال"| مرکز پژوهشهای مجلس پیشبینی کرده با روند کنونی نزدیک به نیمی از جمعیت کشور تا دو سال دیگر زیر خط فقر خواهند بود.
#روزآروز
🔹🔹🔹 باز نشر خیزش @khizesche
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺"هرسال میگیم دریغ از پارسال"| مرکز پژوهشهای مجلس پیشبینی کرده با روند کنونی نزدیک به نیمی از جمعیت کشور تا دو سال دیگر زیر خط فقر خواهند بود.
#روزآروز
🔹🔹🔹 باز نشر خیزش @khizesche
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️این چه جهانیست که سرمایه داری برای کودکان غزه ساخته که بجای خنده و شادی و فراگیری علم و دانش، آرزو داشتن آب، غذا، خانه و یک زندگی آرام را بکنند؟
👈به میلیون ها نفر از مردم جهان که علیه نسل کشی فلسطینی ها توسط دولت فاشیست اسراییل به اشکال مختلف اعتراض کرده اند، می گویند «آتش بس» برقرار کرده ایم؟! این در حالی است که نسل کشی کماکان ادامه دارد. همین سه روز پیش بود که در چادری در غزه یک پدر و مادر و سه فرزند را که بیدار بودند، زنده زنده ارتش اشغالگر اسرائیل آتش زد.
📌همبستگی مردم جهان علیه نسل کشی فلسطینی ها ، علیه جنگ امپریالیستی، علیه دولت های ارتجاعی از جمله دولت جنایتکار جمهوری اسلامی، علیه صهیوفاشیست های اسرائیلی ... نقش بسیار مهمی را در روند مبارزه آگاهانه علیه سیستم سرمایه داری ستم و استثمار دارد.
باز نشر خیزش @khizesche
#نه_به_صهیوفاشیسم
#نه_به_امپریالیسم
#اتحاد_ستمدیدگان_جهان
#سرنگونی_انقلابی_رژیم_جمهوری_اسلامی
@hashtemars
👈به میلیون ها نفر از مردم جهان که علیه نسل کشی فلسطینی ها توسط دولت فاشیست اسراییل به اشکال مختلف اعتراض کرده اند، می گویند «آتش بس» برقرار کرده ایم؟! این در حالی است که نسل کشی کماکان ادامه دارد. همین سه روز پیش بود که در چادری در غزه یک پدر و مادر و سه فرزند را که بیدار بودند، زنده زنده ارتش اشغالگر اسرائیل آتش زد.
📌همبستگی مردم جهان علیه نسل کشی فلسطینی ها ، علیه جنگ امپریالیستی، علیه دولت های ارتجاعی از جمله دولت جنایتکار جمهوری اسلامی، علیه صهیوفاشیست های اسرائیلی ... نقش بسیار مهمی را در روند مبارزه آگاهانه علیه سیستم سرمایه داری ستم و استثمار دارد.
باز نشر خیزش @khizesche
#نه_به_صهیوفاشیسم
#نه_به_امپریالیسم
#اتحاد_ستمدیدگان_جهان
#سرنگونی_انقلابی_رژیم_جمهوری_اسلامی
@hashtemars
آزادی بیان در هفتهای که گذشت(۲۷ تیر تا ۲ مرداد ۱۴۰۵)
* بند اول منشور کانون نویسندگان ایران: آزادی اندیشه و بیان و نشر در همهی عرصههای حیات فردی و اجتماعی بیهیچ حصر و استثنا حقِ همگان است. این حق در انحصار هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچکس را نمیتوان از آن محروم کرد.
https://telegra.ph/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-07-27
* بند اول منشور کانون نویسندگان ایران: آزادی اندیشه و بیان و نشر در همهی عرصههای حیات فردی و اجتماعی بیهیچ حصر و استثنا حقِ همگان است. این حق در انحصار هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچکس را نمیتوان از آن محروم کرد.
https://telegra.ph/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-07-27
📝 مهمترین تحولات سیاسی، نظامی و دیپلماتیک منطقه در حوزه جنگ ایران و آمریکا، امنیت دریانوردی، و تحولات سیاسی در سوریه و اسرائیل:
۱. بحران نظامی ایران و آمریکا و دیپلماتیک تنگه هرمز
خلاصه اخبار:
تکذیب کمبود مهمات توسط ترامپ: دونالد ترامپ گزارش روزنامه وال استریت ژورنال مبنی بر کاهش ذخایر مهمات آمریکا در جنگ با ایران را رد کرد و مدعی شد آمریکا بیش از نیاز خود مهمات دارد. با این حال، گزارشها حاکی از آن است که ترامپ به دلیل تلاشهای دیپلماتیک برای بازگشایی تنگه هرمز و ارزیابی ذخایر نظامی، فعلاً تشدید حملات را متوقف کرده است.
توصیه فرمانده سنتکام به توقف بمباران: بنا بر گزارش اکسیوس، دریاسالار برد کوپر (فرمانده سنتکام) به پنتاگون و کاخ سفید توصیه کرده که کارزار بمباران در اطراف تنگه هرمز متوقف شود، چرا که توان ضربتی ایران به کشتیها بهشدت کاهش یافته و اهداف تعیینشده محقق شدهاند.
بهروزرسانی آمار تلفات ارتش آمریکا: پنتاگون آمار کشتهها و زخمیهای عملیات «خشم حماسی» را بهروزرسانی کرد. پس از اعتراض ۱۲ سناتور دموکرات نسبت به شفافیت آمار، با افزودن ۱۴۰ زخمی و بازگرداندن نام ۴ کشته، آمار رسمی تلفات آمریکا از زمان آغاز جنگ (۲۸ فوریه) به ۱۸ کشته و ۶۲۴ زخمی رسید.
خلاصه اخبار:
کاهش تردد در دریای سرخ و تنگه بابالمندب: پس از حملات حوثیها به تأسیسات نفتی عربستان در جیزان و ینبع، تردد کشتیها از بابالمندب به پایینترین سطح خود در چند ماه اخیر (تنها ۱۱ کشتی در یک روز) رسید. تردد در تنگه هرمز نیز همچنان پایین گزارش شده است.
حادثه برای کشتی «متخلف» در تنگه هرمز: صداوسیمای ایران به نقل از منابع آگاه گزارش داد که یک کشتی که قصد عبور از کریدور جنوبی تنگه هرمز (در آبهای عمان) را داشت، دچار حادثه شد و ۵ کشتی دیگر بازگردانده شدند. ایران این مسیر را «ناایمن» میداند، در حالی که عمان و آمریکا آن را مسیر امن تردد اعلام کرده بودند. ایران اصرار دارد کشتیرانی باید از کریدور شمالی و با مجوز تهران انجام شود.
خلاصه اخبار:
رویهشناسی جدید سوریه در قبال اسرائیل: احمد شرع، رئیسجمهور موقت سوریه، از تمایل کشورش برای دستیابی به یک «توافق امنیتی» با اسرائیل جهت هموار کردن راه صلح فراگیر خبر داد؛ البته با تاکید بر اینکه سوریه از ادعای مالکیت خود بر بلندیهای جولان صرفنظر نخواهد کرد.
حمله تند نفتالی بنت به قطر: نخستوزیر پیشین اسرائیل قطر را «سرطان یهودستیز» و حامی مالی سپاه پاسداران خواند و اعلام کرد در صورت رسیدن به قدرت، قطر را به عنوان «کشور متخاصم/دشمن» معرفی خواهد کرد.
رهگیری پهپادها در مرز اسرائیل و اردن: ارتشهای اسرائیل و اردن به طور جداگانه از سرنگونی دو فروند پهپاد در نزدیکی مناطق مرزی خود (نزدیک به بندر استراتژیک عقبه) خبر دادند.
۱. بحران نظامی ایران و آمریکا و دیپلماتیک تنگه هرمز
خلاصه اخبار:
تکذیب کمبود مهمات توسط ترامپ: دونالد ترامپ گزارش روزنامه وال استریت ژورنال مبنی بر کاهش ذخایر مهمات آمریکا در جنگ با ایران را رد کرد و مدعی شد آمریکا بیش از نیاز خود مهمات دارد. با این حال، گزارشها حاکی از آن است که ترامپ به دلیل تلاشهای دیپلماتیک برای بازگشایی تنگه هرمز و ارزیابی ذخایر نظامی، فعلاً تشدید حملات را متوقف کرده است.
توصیه فرمانده سنتکام به توقف بمباران: بنا بر گزارش اکسیوس، دریاسالار برد کوپر (فرمانده سنتکام) به پنتاگون و کاخ سفید توصیه کرده که کارزار بمباران در اطراف تنگه هرمز متوقف شود، چرا که توان ضربتی ایران به کشتیها بهشدت کاهش یافته و اهداف تعیینشده محقق شدهاند.
بهروزرسانی آمار تلفات ارتش آمریکا: پنتاگون آمار کشتهها و زخمیهای عملیات «خشم حماسی» را بهروزرسانی کرد. پس از اعتراض ۱۲ سناتور دموکرات نسبت به شفافیت آمار، با افزودن ۱۴۰ زخمی و بازگرداندن نام ۴ کشته، آمار رسمی تلفات آمریکا از زمان آغاز جنگ (۲۸ فوریه) به ۱۸ کشته و ۶۲۴ زخمی رسید.
به نظر میرسد نوعی ناهماهنگی یا تدبیر تاکتیکی میان موضعگیریهای عمومی کاخ سفید و ارزیابیهای میدانی فرماندهان سنتکام وجود دارد. ترامپ سعی دارد در فضای عمومی اقتدار نظامی آمریکا را حفظ کند، در حالی که گزارشهای میدانی نشان میدهد ادامه کارزار بمباران در تنگه هرمز به نقطه «بازده نزولی» رسیده و خطرات فرسایشی شدن جنگ و فشار بر ذخایر تسلیحاتی، واشنگتن را به سمت راهحلهای دیپلماتیک سوق داده است.۲. امنیت دریانوردی و تقابل بر سر کریدورهای کشتیرانی
خلاصه اخبار:
کاهش تردد در دریای سرخ و تنگه بابالمندب: پس از حملات حوثیها به تأسیسات نفتی عربستان در جیزان و ینبع، تردد کشتیها از بابالمندب به پایینترین سطح خود در چند ماه اخیر (تنها ۱۱ کشتی در یک روز) رسید. تردد در تنگه هرمز نیز همچنان پایین گزارش شده است.
حادثه برای کشتی «متخلف» در تنگه هرمز: صداوسیمای ایران به نقل از منابع آگاه گزارش داد که یک کشتی که قصد عبور از کریدور جنوبی تنگه هرمز (در آبهای عمان) را داشت، دچار حادثه شد و ۵ کشتی دیگر بازگردانده شدند. ایران این مسیر را «ناایمن» میداند، در حالی که عمان و آمریکا آن را مسیر امن تردد اعلام کرده بودند. ایران اصرار دارد کشتیرانی باید از کریدور شمالی و با مجوز تهران انجام شود.
امنیت خطوط مواصلاتی انرژی در خلیج فارس و دریای سرخ وارد مرحله پیچیدهای از «جنگ کریدورها» شده است. ایران با اعمال سیادت دریایی بر تنگه هرمز و نادیده گرفتن توافقات عمان و آمریکا، به دنبال تثبیت کنترل خود بر رفتوآمد شناورهاست؛ از سوی دیگر، حملات حوثیها در بابالمندب، زنجیره تأمین انرژی جهانی را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است.۳. تحولات دیپلماتیک و منطقهای (سوریه، اسرائیل و خلیج فارس)
خلاصه اخبار:
رویهشناسی جدید سوریه در قبال اسرائیل: احمد شرع، رئیسجمهور موقت سوریه، از تمایل کشورش برای دستیابی به یک «توافق امنیتی» با اسرائیل جهت هموار کردن راه صلح فراگیر خبر داد؛ البته با تاکید بر اینکه سوریه از ادعای مالکیت خود بر بلندیهای جولان صرفنظر نخواهد کرد.
حمله تند نفتالی بنت به قطر: نخستوزیر پیشین اسرائیل قطر را «سرطان یهودستیز» و حامی مالی سپاه پاسداران خواند و اعلام کرد در صورت رسیدن به قدرت، قطر را به عنوان «کشور متخاصم/دشمن» معرفی خواهد کرد.
رهگیری پهپادها در مرز اسرائیل و اردن: ارتشهای اسرائیل و اردن به طور جداگانه از سرنگونی دو فروند پهپاد در نزدیکی مناطق مرزی خود (نزدیک به بندر استراتژیک عقبه) خبر دادند.
تحولات سوریه نشاندهنده تغییرات بنیادین در موازنه قدرت منطقه پس از تحولات اخیر دمشق است که در آن دولت موقت سعی دارد از طریق ابزارهای دیپلماتیک از درگیری مستقیم با اسرائیل جلوگیری کند. در مقابل، سخنان تند نفتالی بنت نشاندهنده شکاف عمیق سیاسی در ساختار قدرت اسرائیل درباره نقش قطر به عنوان میانجی منطقهای است.https://t.me/negarestankhizesche023/4820
نشر خیزش. @khizesche
Telegram
نگارستان خیزش
🚀✈️💣پیامدهای حملۀ اوکراین به یک کشتی جنگی و چند شناور مرتبط با انتقال تجهیزات نظامی از ایران در دریای خزر چه می تواند باشد؟؟. این رخداد به همراه اتهامات کییف مبنی بر تبادل اطلاعات ماهوارهای و ناوبری میان مسکو و تهران علیه مواضع آمریکا و متحدانش، نشاندهنده ورود بحران اوکراین و تنشهای خاورمیانه به یک «همپوشانی استراتژیک و ژئوپلیتیک جدید» است. دریای خزر بهطور سنتی منطقهای امن و به دور از درگیریهای مستقیم نظامی تلقی میشد. با این حال، استفاده روسیه از ناوگان خزر (پرتاب موشکهای کروز کالیبر از کشتیها و زیردریاییها به سمت اوکراین) و اکنون عملیات پهپادی دوربرد اوکراین، معادلاتی تازه رقم زده است.
توان پهپادی اوکراین: اوکراین نشان داده که توانایی پرواز پهپادهای انتحاری و شناسایی در فواصل بیش از ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ کیلومتری را پیدا کرده است. این نشان میدهد اوکراین نهتنها هدفگیری در خاک روسیه، بلکه هدفگیری زنجیره تامین تجهیزات لجستیک و نظامی مسکو در حوزه خزر را دستیافتنی میداند.
زنجیره تامین (Logistics): دریای خزر اصلیترین و امنترین مسیر ترانزیت تجهیزات نظامی، قطعات پهپاد و کالاهای تحریمی میان ایران و روسیه بوده است؛ چراکه هیچ کشوری فراتر از ۵ کشور حاشیه خزر به این دریا دسترسی ندارد. ورود اوکراین به این جبهه، امپراتوری لجستیک امن مسکو-تهران را به چالش جدی کشیده است.
🔹 بعد حقوقی بینالملل: منشور سازمان ملل و کنوانسیونهای دریایی
در حوزه حقوق بینالملل، طرفین ادعاهای متفاوتی مطرح میکنند .
دیدگاه ایران (موضع حقوقی دولت): ایران بر پایه کنوانسیونهای بینالمللی (مانند مونتهگوبی ۱۹۸۲) تاکید دارد که شناورهای تجاری/نظامی تحت پرچم هر کشور، حکم قلمرو آن کشور را دارند. ایران این اقدام را «تجاوز به منشور سازمان ملل» و «اقدام مجرمانه» نامیده و تهدید به پاسخگویی کرده است.
دیدگاه اوکراین (دفاع مشروع و پاسخ متقابل):
ورود مستقیم به مخاصمه: بر اساس قواعد حقوق جنگ (حقوق بشردوستانه بینالمللی)، اگر کشوری به یکی از طرفین نبرد (روسیه) تسلیحات، بنادر یا ناوگان لجستیکی برای ادامه جنگ بدهد، شناورهای حملکننده این تجهیزات میتوانند بهعنوان «هدف نظامی مشروع» (Legitimate Military Target) تلقی شوند.
بلاتکلیفی رژیم حقوقی خزر: ناواضح بودن رژیم حقوقی خزر در آبهای آزاد، دست کییف را از نظر حقوقی برای توجیه حملات در خارج از آبهای ساحلی کشورهای حاشیه باز میگذارد.
دکترین رفتار متقابل (Discourse): بر اساس استدلال زلنسکی، وقتی ایران پهپاد، موشک و فناوری در اختیار مسکو میگذارد، اوکراین مدعی است که متقابلاً حق پاسخ به زنجیره پشتیبانی این تسلیحات را در هر نقطهای دارد.
🔹 بعد اطلاعاتی: مثلث امنیتی مسکو-تهران-واشنگتن
یکی از محورهای جنجالی این گزارش، ادعای زلنسکی و گزارش رویترز درباره ارسال تصاویر ماهوارهای نظامی آمریکا/سیا توسط روسیه به ایران است.
تغییر سطح همکاری اطلاعاتی: اگرچه رویترز اعلام کرده که سرویسهای اطلاعاتی آمریکا هنوز به جمعبندی قطعی نرسیدهاند، اما گزارشهای اختصاصی نشان میدهد دقت حملات اخیر ایران به برخی مواضع غربی و ایستگاههای سیا (در ریاض و عراق)، فرضیه «پشتیبانی ناوبری و ماهوارهای روسیه» را قویتر کرده است.
عبور از بیطرفی روسیه: همانطور که فرزانه روستایی تحلیل کرده، روسیه پس از امضای پیمانهای راهبردی و افزایش فشارهای نظامی اوکراین/ناتو در سال ۲۰۲۶، از بیطرفی یا همکاری محافظهکارانه به سمت «چتر اطلاعاتی علنی برای ایران» حرکت کرده است تا توجه و توان بازدارندگی غرب را چندپاره کند.
🔹اهداف استراتژیک طرفین:
این رویداد فراتر از یک درگیری منطقهای است و پیامدهای جهانی دارد:
[روسیه] ► گشودن جبهه جدید / سرگرم کردن غرب در خاورمیانه
[اوکراین] ► پیوند دادن پرونده ایران و روسیه / اخلال در لجستیک [ایران] ► تثبیت اتحاد استراتژیک با مسکو / مواجهه با ریسک درگیری جدید 📌📌اوکراین چه میخواهد؟
بینالمللی کردن هزینه همکاری با مسکو: کییف میخواهد به تهران و دیگر متحدان مسکو نشان دهد که کمک به جنگ روسیه بدون هزینه نخواهد بود.
اوکراین قصد ندارد رسماً پای اروپا را به جنگ مستقیم با ایران باز کند، بلکه میخواهد اروپا پرونده «ایران» و «روسیه» را یک پرونده امنیتیِ واحد ببیند و تحریمها و فشارهای همزمان اعمال کند.👇👇
توان پهپادی اوکراین: اوکراین نشان داده که توانایی پرواز پهپادهای انتحاری و شناسایی در فواصل بیش از ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ کیلومتری را پیدا کرده است. این نشان میدهد اوکراین نهتنها هدفگیری در خاک روسیه، بلکه هدفگیری زنجیره تامین تجهیزات لجستیک و نظامی مسکو در حوزه خزر را دستیافتنی میداند.
زنجیره تامین (Logistics): دریای خزر اصلیترین و امنترین مسیر ترانزیت تجهیزات نظامی، قطعات پهپاد و کالاهای تحریمی میان ایران و روسیه بوده است؛ چراکه هیچ کشوری فراتر از ۵ کشور حاشیه خزر به این دریا دسترسی ندارد. ورود اوکراین به این جبهه، امپراتوری لجستیک امن مسکو-تهران را به چالش جدی کشیده است.
🔹 بعد حقوقی بینالملل: منشور سازمان ملل و کنوانسیونهای دریایی
در حوزه حقوق بینالملل، طرفین ادعاهای متفاوتی مطرح میکنند .
دیدگاه ایران (موضع حقوقی دولت): ایران بر پایه کنوانسیونهای بینالمللی (مانند مونتهگوبی ۱۹۸۲) تاکید دارد که شناورهای تجاری/نظامی تحت پرچم هر کشور، حکم قلمرو آن کشور را دارند. ایران این اقدام را «تجاوز به منشور سازمان ملل» و «اقدام مجرمانه» نامیده و تهدید به پاسخگویی کرده است.
دیدگاه اوکراین (دفاع مشروع و پاسخ متقابل):
ورود مستقیم به مخاصمه: بر اساس قواعد حقوق جنگ (حقوق بشردوستانه بینالمللی)، اگر کشوری به یکی از طرفین نبرد (روسیه) تسلیحات، بنادر یا ناوگان لجستیکی برای ادامه جنگ بدهد، شناورهای حملکننده این تجهیزات میتوانند بهعنوان «هدف نظامی مشروع» (Legitimate Military Target) تلقی شوند.
بلاتکلیفی رژیم حقوقی خزر: ناواضح بودن رژیم حقوقی خزر در آبهای آزاد، دست کییف را از نظر حقوقی برای توجیه حملات در خارج از آبهای ساحلی کشورهای حاشیه باز میگذارد.
دکترین رفتار متقابل (Discourse): بر اساس استدلال زلنسکی، وقتی ایران پهپاد، موشک و فناوری در اختیار مسکو میگذارد، اوکراین مدعی است که متقابلاً حق پاسخ به زنجیره پشتیبانی این تسلیحات را در هر نقطهای دارد.
🔹 بعد اطلاعاتی: مثلث امنیتی مسکو-تهران-واشنگتن
یکی از محورهای جنجالی این گزارش، ادعای زلنسکی و گزارش رویترز درباره ارسال تصاویر ماهوارهای نظامی آمریکا/سیا توسط روسیه به ایران است.
تغییر سطح همکاری اطلاعاتی: اگرچه رویترز اعلام کرده که سرویسهای اطلاعاتی آمریکا هنوز به جمعبندی قطعی نرسیدهاند، اما گزارشهای اختصاصی نشان میدهد دقت حملات اخیر ایران به برخی مواضع غربی و ایستگاههای سیا (در ریاض و عراق)، فرضیه «پشتیبانی ناوبری و ماهوارهای روسیه» را قویتر کرده است.
عبور از بیطرفی روسیه: همانطور که فرزانه روستایی تحلیل کرده، روسیه پس از امضای پیمانهای راهبردی و افزایش فشارهای نظامی اوکراین/ناتو در سال ۲۰۲۶، از بیطرفی یا همکاری محافظهکارانه به سمت «چتر اطلاعاتی علنی برای ایران» حرکت کرده است تا توجه و توان بازدارندگی غرب را چندپاره کند.
🔹اهداف استراتژیک طرفین:
این رویداد فراتر از یک درگیری منطقهای است و پیامدهای جهانی دارد:
[روسیه] ► گشودن جبهه جدید / سرگرم کردن غرب در خاورمیانه
[اوکراین] ► پیوند دادن پرونده ایران و روسیه / اخلال در لجستیک [ایران] ► تثبیت اتحاد استراتژیک با مسکو / مواجهه با ریسک درگیری جدید 📌📌اوکراین چه میخواهد؟
بینالمللی کردن هزینه همکاری با مسکو: کییف میخواهد به تهران و دیگر متحدان مسکو نشان دهد که کمک به جنگ روسیه بدون هزینه نخواهد بود.
اوکراین قصد ندارد رسماً پای اروپا را به جنگ مستقیم با ایران باز کند، بلکه میخواهد اروپا پرونده «ایران» و «روسیه» را یک پرونده امنیتیِ واحد ببیند و تحریمها و فشارهای همزمان اعمال کند.👇👇
. روسیه چه سود یا خطری میبیند؟
ایجاد باتلاق برای غرب: گسترش بحران در خاورمیانه و درگیر شدن نیروهای آمریکا و اروپا با ایران، به معنای کاهش تمرکز مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی غرب بر جبهه اوکراین است. مسکو تنش در خزر و خاورمیانه را یک «تنفس استراتژیک» برای خود میداند.
خطر توسل به جبهه جدید برای ایران و منطقه
اگر ایران به تهدیدات خود مبنی بر «پاسخ متقابل» عمل کند (مثلاً هدف قرار دادن منافع اوکراین یا افزایش صادرات تسلیحاتی پیچیدهتر به روسیه)، دامنه جنگ اوکراین مستقیماً با امنیت خاورمیانه و حوزه خزر گره خواهد خورد.
این مسئله میتواند کشورهای حوزه خزر (مانند آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان) را که مایل به حفظ بیطرفی هستند، به شدت نگران ساخته و امنیت ترانزیت انرژی در خزر را مختل کند.
🔻دنیا در حال نزدیک شدن به نقطهای است که در آن «جنگهای منطقهای جداگانه در حال پیوند خوردن به یک درگیری فرامنطقهای متصل» هستند. حمله اوکراین به کشتی ایرانی در دریای خزر نشان داد که مرزهای جغرافیایی نبردها در حال فروریختن است و اتحادهای نظامی (مانند محور ایران-روسیه در برابر محور غرب-اوکراین) رفتارهای تهاجمیتر و مستقیمتری به خود میگیرند. حمله به کشتیها در دریای خزر چه تاثیری بر امنیت ترانزیت انرژی و رژیم حقوقی کشورهای حاشیه خزر دارد؟
حمله نیروهای اوکراین به شناورهای تجاری و نظامی مرتبط با ایران و روسیه در دریای خزر، یکی از نقطه عطفهای ژئوپلیتیک سالهای اخیر است. دریای خزر همواره به عنوان «حیاط خلوت امن» و منطقهای محصور در خشکی بدون حضور فیزیکی قدرتهای غربی تلقی میشد.
این رخداد پیامدهای عمیقی بر امنیت ترانزیت انرژی و تجاری و همچنین رژیم حقوقی و معادلات سیاسی ۵ کشور ساحلی خزر (ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان) برجای میگذارد:
🔹 پیامدها بر امنیت ترانزیت انرژی و کریدورهای تجاری
ناامنی کریدور شمال-جنوب (INSTC) و تحمیل هزینههای بیمه
تهدید صادرات نفت قزاقستان (کنسرسیوم خط لوله خزر - CPC)
چالش برای پروژههای سوآپ و خطوط لوله متقاطع (آذربایجان و ترکمنستان) تهدید شریان حیاتی کریدور شمال-جنوب (INSTC): دریای خزر قلب لجستیکی و تجاری ترانزیت میان ایران و روسیه است. خزر اصلیترین مسیر جایگزین برای دور زدن تحریمهای غربی به شمار میرفت. ورود پهپادهای انتحاری دوربرد و ناامنی ناوبرهای تجاری، باعث افزایش شدید ریسک بیمه کشتیرانی، کاهش تمایل شرکتهای تجاری بخش خصوصی برای حمل کالا و کند شدن روند مبادلات اقتصادی تهران-مسکو میشود.
به خطر افتادن صادرات نفت قزاقستان: بخش عمده نفت قزاقستان از طریق «کنسرسیوم خط لوله خزر» (CPC) و پایگاههای بندری روسیه در خزر/دریای سیاه به بازارهای جهانی منتقل میشود. پیش از این نیز حملات پهپادی به تأسیسات خزر نشان داد که هرگونه ناامنی در خزر میتواند مستقیماً صادرات نفت قزاقستان به اروپا را مختل کرده و شوک جدیدی به بازار جهانی انرژی وارد کند.
پیامدهای منفی برای خطوط لوله متقاطع و پروژههای سوآپ انرژی: کشورهایی مانند جمهوری آذربایجان و ترکمنستان که بخش عمده درآمدشان به ترانزیت نفت و گاز تکیه دارد (از جمله انتقال نفت قزاقستان از مسیر آذربایجان به ترکیه)، با نظامی شدن پهنه خزر دچار چالشهای امنیتی و سرمایهگذاری میشوند. هرگونه درگیری نظامی در دریا میتواند ریسک آسیب به زیرساختهای استخراج نفت و گاز آفشور (Offshore) مانند حقول آذری-چراغ-گونشلی را افزایش دهد.
۲. پیامدها بر رژیم حقوقی دریای خزر
کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر که در سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷) در آکتائو توسط ۵ کشور ساحلی امضا شد، بر چند اصل بنیادی استوار است که حمله اخیر، این اصول را به شدت به چالش میکشد:
نقض اصل «عدم حضور و دخالت نیروهای مسلح غیرساحلی»: ماده ۳ کنوانسیون آکتائو صراحتاً تأکید میکند که هیچ نیروی نظامی خارجی (غیر از ۵ کشور ساحلی) حق حضور در خزر را ندارد و امنیت دریا منحصراً بر عهده کشورهای حاشیه است. ورود حملات و پهپادهای نبردهای فرامنطقهای (اوکراین/ناتو) به این پهنه آبی، عملاً «چتر امنیتی پنججانبه» را کارافتاده کرده و نشان میدهد توانمندیهای نبرد از راه دور میتواند صلح در خزر را بفرساید. یکی دیگر از بندهای کلیدی رژیم حقوقی خزر، متعهد ساختن کشورها به استفاده اختصاصی از دریا برای اهداف صلحآمیز و عدم استفاده از قلمرو دریا علیه یکدیگر است. استفاده روسیه از ناوگان خزر برای پرتاب موشکهای کالیبر به اوکراین و متقابلاً حملات تلافیجویانه اوکراین به شناورهای تجاری و نظامی در خزر، وضعیت صلحآمیز این دریاچه را به «منطقه درگیری فعال نظامی» تغییر داده است.👇
ایجاد باتلاق برای غرب: گسترش بحران در خاورمیانه و درگیر شدن نیروهای آمریکا و اروپا با ایران، به معنای کاهش تمرکز مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی غرب بر جبهه اوکراین است. مسکو تنش در خزر و خاورمیانه را یک «تنفس استراتژیک» برای خود میداند.
خطر توسل به جبهه جدید برای ایران و منطقه
اگر ایران به تهدیدات خود مبنی بر «پاسخ متقابل» عمل کند (مثلاً هدف قرار دادن منافع اوکراین یا افزایش صادرات تسلیحاتی پیچیدهتر به روسیه)، دامنه جنگ اوکراین مستقیماً با امنیت خاورمیانه و حوزه خزر گره خواهد خورد.
این مسئله میتواند کشورهای حوزه خزر (مانند آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان) را که مایل به حفظ بیطرفی هستند، به شدت نگران ساخته و امنیت ترانزیت انرژی در خزر را مختل کند.
🔻دنیا در حال نزدیک شدن به نقطهای است که در آن «جنگهای منطقهای جداگانه در حال پیوند خوردن به یک درگیری فرامنطقهای متصل» هستند. حمله اوکراین به کشتی ایرانی در دریای خزر نشان داد که مرزهای جغرافیایی نبردها در حال فروریختن است و اتحادهای نظامی (مانند محور ایران-روسیه در برابر محور غرب-اوکراین) رفتارهای تهاجمیتر و مستقیمتری به خود میگیرند. حمله به کشتیها در دریای خزر چه تاثیری بر امنیت ترانزیت انرژی و رژیم حقوقی کشورهای حاشیه خزر دارد؟
حمله نیروهای اوکراین به شناورهای تجاری و نظامی مرتبط با ایران و روسیه در دریای خزر، یکی از نقطه عطفهای ژئوپلیتیک سالهای اخیر است. دریای خزر همواره به عنوان «حیاط خلوت امن» و منطقهای محصور در خشکی بدون حضور فیزیکی قدرتهای غربی تلقی میشد.
این رخداد پیامدهای عمیقی بر امنیت ترانزیت انرژی و تجاری و همچنین رژیم حقوقی و معادلات سیاسی ۵ کشور ساحلی خزر (ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان) برجای میگذارد:
🔹 پیامدها بر امنیت ترانزیت انرژی و کریدورهای تجاری
ناامنی کریدور شمال-جنوب (INSTC) و تحمیل هزینههای بیمه
تهدید صادرات نفت قزاقستان (کنسرسیوم خط لوله خزر - CPC)
چالش برای پروژههای سوآپ و خطوط لوله متقاطع (آذربایجان و ترکمنستان) تهدید شریان حیاتی کریدور شمال-جنوب (INSTC): دریای خزر قلب لجستیکی و تجاری ترانزیت میان ایران و روسیه است. خزر اصلیترین مسیر جایگزین برای دور زدن تحریمهای غربی به شمار میرفت. ورود پهپادهای انتحاری دوربرد و ناامنی ناوبرهای تجاری، باعث افزایش شدید ریسک بیمه کشتیرانی، کاهش تمایل شرکتهای تجاری بخش خصوصی برای حمل کالا و کند شدن روند مبادلات اقتصادی تهران-مسکو میشود.
به خطر افتادن صادرات نفت قزاقستان: بخش عمده نفت قزاقستان از طریق «کنسرسیوم خط لوله خزر» (CPC) و پایگاههای بندری روسیه در خزر/دریای سیاه به بازارهای جهانی منتقل میشود. پیش از این نیز حملات پهپادی به تأسیسات خزر نشان داد که هرگونه ناامنی در خزر میتواند مستقیماً صادرات نفت قزاقستان به اروپا را مختل کرده و شوک جدیدی به بازار جهانی انرژی وارد کند.
پیامدهای منفی برای خطوط لوله متقاطع و پروژههای سوآپ انرژی: کشورهایی مانند جمهوری آذربایجان و ترکمنستان که بخش عمده درآمدشان به ترانزیت نفت و گاز تکیه دارد (از جمله انتقال نفت قزاقستان از مسیر آذربایجان به ترکیه)، با نظامی شدن پهنه خزر دچار چالشهای امنیتی و سرمایهگذاری میشوند. هرگونه درگیری نظامی در دریا میتواند ریسک آسیب به زیرساختهای استخراج نفت و گاز آفشور (Offshore) مانند حقول آذری-چراغ-گونشلی را افزایش دهد.
۲. پیامدها بر رژیم حقوقی دریای خزر
کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر که در سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷) در آکتائو توسط ۵ کشور ساحلی امضا شد، بر چند اصل بنیادی استوار است که حمله اخیر، این اصول را به شدت به چالش میکشد:
نقض اصل «عدم حضور و دخالت نیروهای مسلح غیرساحلی»: ماده ۳ کنوانسیون آکتائو صراحتاً تأکید میکند که هیچ نیروی نظامی خارجی (غیر از ۵ کشور ساحلی) حق حضور در خزر را ندارد و امنیت دریا منحصراً بر عهده کشورهای حاشیه است. ورود حملات و پهپادهای نبردهای فرامنطقهای (اوکراین/ناتو) به این پهنه آبی، عملاً «چتر امنیتی پنججانبه» را کارافتاده کرده و نشان میدهد توانمندیهای نبرد از راه دور میتواند صلح در خزر را بفرساید. یکی دیگر از بندهای کلیدی رژیم حقوقی خزر، متعهد ساختن کشورها به استفاده اختصاصی از دریا برای اهداف صلحآمیز و عدم استفاده از قلمرو دریا علیه یکدیگر است. استفاده روسیه از ناوگان خزر برای پرتاب موشکهای کالیبر به اوکراین و متقابلاً حملات تلافیجویانه اوکراین به شناورهای تجاری و نظامی در خزر، وضعیت صلحآمیز این دریاچه را به «منطقه درگیری فعال نظامی» تغییر داده است.👇
👆رژیم حقوقی خزر هنوز به طور کامل در پارلمانهای همه ۵ کشور (بهویژه در بخش خطوط مبدأ و سهمبندی بستر) نهایی نشده است. با افزایش نظامیگری و امنیتی شدن فضای خزر، اعتماد متقابل میان کشورهای ساحلی مخدوش شده و دستیابی به توافق نهایی میان کشورهای همسایه دشوارتر خواهد شد.
۳. موضع و واکنش کشورهای حاشیه خزر
ایران و روسیه: این اقدام را تهاجم نظامی، «جنایت ضدانسانی» و نقض امنیت کشتیرانی تجاری نامیده و بر «ضرورت پاسخگو کردن کییف» تأکید کردهاند.
ترکمنستان: وزارت امور خارجه ترکمنستان حمله به کشتی تجاری در خزر را محکوم کرده و آن را «غیرقابل قبول» و خطری برای امنیت کشتیرانی خزر خوانده است.
جمهوری آذربایجان و قزاقستان: این دو کشور که تلاش میکنند در جنگ روسیه و اوکراین بیطرفی شکنندهای را حفظ کنند، اکنون با چالش بزرگی روبرو هستند؛ زیرا هرگونه کشیده شدن جنگ به خزر، منافع اقتصادی، نفتی و ترانزیتی آنها با غرب و شرق را همزمان به خطر میاندازد.
🔻حمله به کشتی تجاری/نظامی در خزر، این پهنه آبی را از یک «منطقه حیاتی برای دور زدن تحریمها و ترانزیت امن انرژی» به «جبهه جدیدی از گسلهای جنگ جهانی/منطقهای» تبدیل کرده است. این مسئله، هزینههای اقتصادی نقلوانتقال انرژی و کالا را در این حوزه افزایش داده و توافقات حقوقی-امنیتی ۵ کشور حاشیه خزر را با بحرانی بیسابقه مواجه ساخته است.
📌توافق جامع راهبردی ایران و روسیه شامل چه تعهدات نظامی و اطلاعاتی است و چه پیامدهایی دارد؟
«معاهده مشارکت جامع راهبردی ایران و روسیه» که در ۲۸ دیماه ۱۴۰۳ (۱۷ ژانویه ۲۰۲۵) میان مسعود پزشکیان و ولادیمیر پوتین در مسکو به امضا رسید، شامل یک مقدمه و ۴۷ ماده است که نقشه راه ۲۰ ساله روابط دو کشور را ترسیم میکند.
تعهدات نظامی و اطلاعاتی این پیمان نهتنها بر روابط دوجانبه، بلکه بر تحولات امنیتی منطقه و مواجهه با غرب تأثیرگذار است.
تعهدات نظامی و دفاعی
برخلاف معاهده دفاعی روسیه با کشورهایی مانند کره شمالی یا بلاروس، این پیمان حاوی بند «دفاع متقابل خودکار» (Mutual Defense Clause) در صورت وقوع جنگ نیست؛ اما شامل الزاماتی است:ممنوعیت کمک به متجاوز (تعهد سلبی): طبق بندهایی از این معاهده (از جمله ماده ۳)، اگر یکی از طرفین مورد تجاوز یا حمله نظامی کشور ثالث قرار گیرد، طرف دیگر متعهد است از ارائه هرگونه کمک نظامی، تسلیحاتی یا لوجستیکی به کشور متجاوز خودداری کند.
همکاریهای نظامی-فنی و تسلیحاتی (ماده ۵ و ۶): توافق بر برگزاری نشستهای سالانه برای هماهنگی همکاریهای نظامی-فنی. این موارد شامل تبادل هیئتها، پهلوگیری و بازدید سفینهها و شناورهای نظامی در بنادر یکدیگر (بهویژه در خزر)، آموزش کارکنان نظامی و تبادل دانشجو/استاد است.
پدافند و امنیت زیرساختها: تبادل تکنولوژیهای دفاعی، پدافند فیزیکی و سایبری و تقویت امنیت زیرساختهای حیاتی انرژی.
. تعهدات اطلاعاتی و امنیت سایبری
در حوزه اطلاعاتی، معاهده بیشتر بر ایجاد چارچوبهای عملیاتی از طریق نهادهای امنیتی طرفین (ماده ۴) استوار است:
مبارزه با تهدیدات مشترک: تبادل اطلاعات و همکاری نبردی در زمینه مبارزه با تروریسم فراملی، جرائم سازمانیافته، جریانهای مالی غیرقانونی و افراطگرایی.
همکاری در حوزه امنیت اطلاعات و سایبر: مفاد معاهده بر تبادل دادهها و همکاری برای جلوگیری از حملات سایبری به زیرساختها و مقابله با نفوذ اطلاعاتی کشورهای ثالث تاکید دارد.
چتر اطلاعاتی و ناوبری (بُعد عملیاتی): اگرچه در متن عمومی جزئیات عملیاتی ماهوارهای ذکر نشده، اما نهادهای غربی اشاره میکنند که در چارچوب این تعهدات اطلاعاتی، تبادل دادههای ماهوارهای و ناوبری نوین میان دو کشور برای رصد تحرکات منطقهای صورت میپذیرد.
تقویت بازدارندگی ایران بدون الزام ورود روسیه به جنگ: این توافق، ظرفیتهای اطلاعاتی و پدافندی ایران را ارتقا میدهد، اما روسیه را مکلف نمیکند که در صورت حمله به ایران مستقیم وارد نبرد شود؛ موضوعی که از نظر حفظ استقلال دفاعی مانع از وابستگی کامل مطلق میشود.
یکپارچهسازی پرونده امنیتی تهران-مسکو برای غرب: برای ایالات متحده، ناتو و اتحادیه اروپا، این توافق نشاندهنده شکلگیری یک بلوک امنیتی-اطلاعاتی رسمی است. پیامد مستقیم آن، حذف تمایز میان پروندههای تحریمی و امنیتی ایران و روسیه در محاسبات اروپا و آمریکاست. .
امنیتی شدن جبهههای جدید (از جمله خزر): با رسمیتر شدن همکاریهای اطلاعاتی و ترانزیت تجهیزات، بازیگران مخالف (مانند اوکراین با پشتیبانی ناتو) مجاب شدهاند که زنجیرههای تامین و پشتیبانی در دریای خزر را هدف قرار دهند؛ امری که منطقه را آبستن تنشهای پیشبینینشده میکند. تنظیم و نگارش از خیزش @khizesche
.https://t.me/negarestankhizesche023/4821
۳. موضع و واکنش کشورهای حاشیه خزر
ایران و روسیه: این اقدام را تهاجم نظامی، «جنایت ضدانسانی» و نقض امنیت کشتیرانی تجاری نامیده و بر «ضرورت پاسخگو کردن کییف» تأکید کردهاند.
ترکمنستان: وزارت امور خارجه ترکمنستان حمله به کشتی تجاری در خزر را محکوم کرده و آن را «غیرقابل قبول» و خطری برای امنیت کشتیرانی خزر خوانده است.
جمهوری آذربایجان و قزاقستان: این دو کشور که تلاش میکنند در جنگ روسیه و اوکراین بیطرفی شکنندهای را حفظ کنند، اکنون با چالش بزرگی روبرو هستند؛ زیرا هرگونه کشیده شدن جنگ به خزر، منافع اقتصادی، نفتی و ترانزیتی آنها با غرب و شرق را همزمان به خطر میاندازد.
🔻حمله به کشتی تجاری/نظامی در خزر، این پهنه آبی را از یک «منطقه حیاتی برای دور زدن تحریمها و ترانزیت امن انرژی» به «جبهه جدیدی از گسلهای جنگ جهانی/منطقهای» تبدیل کرده است. این مسئله، هزینههای اقتصادی نقلوانتقال انرژی و کالا را در این حوزه افزایش داده و توافقات حقوقی-امنیتی ۵ کشور حاشیه خزر را با بحرانی بیسابقه مواجه ساخته است.
📌توافق جامع راهبردی ایران و روسیه شامل چه تعهدات نظامی و اطلاعاتی است و چه پیامدهایی دارد؟
«معاهده مشارکت جامع راهبردی ایران و روسیه» که در ۲۸ دیماه ۱۴۰۳ (۱۷ ژانویه ۲۰۲۵) میان مسعود پزشکیان و ولادیمیر پوتین در مسکو به امضا رسید، شامل یک مقدمه و ۴۷ ماده است که نقشه راه ۲۰ ساله روابط دو کشور را ترسیم میکند.
تعهدات نظامی و اطلاعاتی این پیمان نهتنها بر روابط دوجانبه، بلکه بر تحولات امنیتی منطقه و مواجهه با غرب تأثیرگذار است.
تعهدات نظامی و دفاعی
برخلاف معاهده دفاعی روسیه با کشورهایی مانند کره شمالی یا بلاروس، این پیمان حاوی بند «دفاع متقابل خودکار» (Mutual Defense Clause) در صورت وقوع جنگ نیست؛ اما شامل الزاماتی است:ممنوعیت کمک به متجاوز (تعهد سلبی): طبق بندهایی از این معاهده (از جمله ماده ۳)، اگر یکی از طرفین مورد تجاوز یا حمله نظامی کشور ثالث قرار گیرد، طرف دیگر متعهد است از ارائه هرگونه کمک نظامی، تسلیحاتی یا لوجستیکی به کشور متجاوز خودداری کند.
همکاریهای نظامی-فنی و تسلیحاتی (ماده ۵ و ۶): توافق بر برگزاری نشستهای سالانه برای هماهنگی همکاریهای نظامی-فنی. این موارد شامل تبادل هیئتها، پهلوگیری و بازدید سفینهها و شناورهای نظامی در بنادر یکدیگر (بهویژه در خزر)، آموزش کارکنان نظامی و تبادل دانشجو/استاد است.
پدافند و امنیت زیرساختها: تبادل تکنولوژیهای دفاعی، پدافند فیزیکی و سایبری و تقویت امنیت زیرساختهای حیاتی انرژی.
. تعهدات اطلاعاتی و امنیت سایبری
در حوزه اطلاعاتی، معاهده بیشتر بر ایجاد چارچوبهای عملیاتی از طریق نهادهای امنیتی طرفین (ماده ۴) استوار است:
مبارزه با تهدیدات مشترک: تبادل اطلاعات و همکاری نبردی در زمینه مبارزه با تروریسم فراملی، جرائم سازمانیافته، جریانهای مالی غیرقانونی و افراطگرایی.
همکاری در حوزه امنیت اطلاعات و سایبر: مفاد معاهده بر تبادل دادهها و همکاری برای جلوگیری از حملات سایبری به زیرساختها و مقابله با نفوذ اطلاعاتی کشورهای ثالث تاکید دارد.
چتر اطلاعاتی و ناوبری (بُعد عملیاتی): اگرچه در متن عمومی جزئیات عملیاتی ماهوارهای ذکر نشده، اما نهادهای غربی اشاره میکنند که در چارچوب این تعهدات اطلاعاتی، تبادل دادههای ماهوارهای و ناوبری نوین میان دو کشور برای رصد تحرکات منطقهای صورت میپذیرد.
تقویت بازدارندگی ایران بدون الزام ورود روسیه به جنگ: این توافق، ظرفیتهای اطلاعاتی و پدافندی ایران را ارتقا میدهد، اما روسیه را مکلف نمیکند که در صورت حمله به ایران مستقیم وارد نبرد شود؛ موضوعی که از نظر حفظ استقلال دفاعی مانع از وابستگی کامل مطلق میشود.
یکپارچهسازی پرونده امنیتی تهران-مسکو برای غرب: برای ایالات متحده، ناتو و اتحادیه اروپا، این توافق نشاندهنده شکلگیری یک بلوک امنیتی-اطلاعاتی رسمی است. پیامد مستقیم آن، حذف تمایز میان پروندههای تحریمی و امنیتی ایران و روسیه در محاسبات اروپا و آمریکاست. .
امنیتی شدن جبهههای جدید (از جمله خزر): با رسمیتر شدن همکاریهای اطلاعاتی و ترانزیت تجهیزات، بازیگران مخالف (مانند اوکراین با پشتیبانی ناتو) مجاب شدهاند که زنجیرههای تامین و پشتیبانی در دریای خزر را هدف قرار دهند؛ امری که منطقه را آبستن تنشهای پیشبینینشده میکند. تنظیم و نگارش از خیزش @khizesche
.https://t.me/negarestankhizesche023/4821
Telegram
نگارستان خیزش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قوه قضاییه اعلام کرد بامداد سهشنبه حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسینآبادی، دو معترض بازداشت شده در اعتراضات دیماه در اصفهان، اجرا شد.
تصاویر منتشر شده از امیرحسین صفری نشان میدهد که او از ناحیه دست دارای معلولیت بوده است.
این دو نفر از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی هستند. ادر این پرونده ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند که تا حکومت حکم ۴ نفر از آنها اجرا شده است.
در بامداد امروز، مردم اصفهان برای اعتراض به این حکم به محل میدان علیخانی رفتند ولی با تیراندازی مردم را متفرق کردند.
#نه_به_اعدام
https://t.me/khizesche
تصاویر منتشر شده از امیرحسین صفری نشان میدهد که او از ناحیه دست دارای معلولیت بوده است.
این دو نفر از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی هستند. ادر این پرونده ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند که تا حکومت حکم ۴ نفر از آنها اجرا شده است.
در بامداد امروز، مردم اصفهان برای اعتراض به این حکم به محل میدان علیخانی رفتند ولی با تیراندازی مردم را متفرق کردند.
#نه_به_اعدام
https://t.me/khizesche
🔻تجمع و اعتراض میدانی در اصفهان علیه صدور و اجرای حکم
مردم شجاع اصفهان همزمان با اجرای احکام جنایتکارانهی اعدام، در میدان علیخانی دست به اعتراض زده و با مزدوران حکومتی برای جلوگیری از اجرای این احکام درگیر شدند!
در جریان این درگیریها، یک دختر جوان به نام آناهیتا آذرشب، توسط وحوش سرکوبگر جان سپرده است
.
سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵
طلیعه
#نه_به_اعدام
#علیه_اعدام_و_شکنجه
#اعدام_قتل_عمد_حکومتیست
https://t.me/khizesche
مردم شجاع اصفهان همزمان با اجرای احکام جنایتکارانهی اعدام، در میدان علیخانی دست به اعتراض زده و با مزدوران حکومتی برای جلوگیری از اجرای این احکام درگیر شدند!
در جریان این درگیریها، یک دختر جوان به نام آناهیتا آذرشب، توسط وحوش سرکوبگر جان سپرده است
.
سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵
طلیعه
#نه_به_اعدام
#علیه_اعدام_و_شکنجه
#اعدام_قتل_عمد_حکومتیست
https://t.me/khizesche
🔴 تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوسیویکم در ۵۹ زندان
⭕️ حمایت از اعتصاب ۱۵۰۰ زندانی واحد دو زندان قزلحصار
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سالگرد سربهدار شدن بهروز احسانی و مهدی حسنی دو زندانی سیاسی و از اعضای کارزار نه به اعدام را گرامی میدارد. این دو زندانی سیاسی روز ۴ مرداد ۱۴۰۴ در حمله گارد زندان به بند زندانیان سیاسی زندان قزلحصار، با ضرب و شتم برای اجرای حکم اعدام منتقل شدند. سایر زندانیان سیاسی نیز در این بند مورد وحشیانهترین حمله و هجوم قرار گرفتند و هنوز خانوادههای آنان از محل دفن این دو زندانیِ اعدام شده بیخبرند.
حکومت سرمایهسالار ولایت فقیه همچنان بیتوجه به اعتراضات علیه اعدام، روزانه چوبههای دار را برپا میکند و جان شهروندان را میگیرد.
در هفته گذشته علاوه بر دهها زندانیِ جرایم عمومی، زندانی سیاسی مهدی خانکی نیز در بیخبری کامل و بدون برخورداری از حق دادرسی عادلانه به دار آویخته شد.
همچنین در ادامه همین سرکوبها برای زندانیان سیاسی عیسی چاری، امیرحسن اکبریمنفرد، سپهر امیرزاده، اکبر عربزاده و مهدی عربزاده نیز حکم غیرانسانی اعدام صادر شده است. آمار اعدامها از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون دستِ کم به ۳۰۳ تن رسیده است.
در واکنشهای بین المللی به اعدامها و احکام صادره ، در هفته اخیر کمیته حقیقتیاب سازمان ملل نسبت به حکم اعدام زندانیان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان هشدار داده و خواستار توقف آن شده است.
اتحادیه اروپا نیز ۵ قاضی که در صدور احکام اعدام و مجازاتهای غیرانسانی دیگر دست داشتند را تحریم کرده است. اسامی این قضات به ترتیب زیر است:
-مصطفی نریمانی، رئیس شعبه سوم دادگاه انقلاب کرج؛
- ابوالفضل عامری شهرابی، رئیس شعبه ۱۱۹۱ دادگاه کیفری دو تهران؛
- مهدی راسخی، قاضی شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت؛
- محمدرضا عموزاد، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران و قاضی مستشار شعبه ۱۵ همین دادگاه؛
- محمدرضا توکلی، رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان.
در کارزار اعتراضی دیگر، اعتصاب ۱۵۰۰ نفر از زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار دو هفته است که ادامه دارد، ولی همچنان عوامل این زندان و هیچ مسئول دیگری در این حاکمیت اعدامی، پاسخگوی خواسته آنها نشده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در کنار زندانیان واحد ۲ ایستاده است و از خواسته و اعتصاب به حق آنان حمایت میکند و از وجدانهای بیدار و جامعه بینالملل میخواهد صدای این زندانیان و همچنین تمامی محکومان به اعدام باشند:
به امید آزادی و برقراری برابری برای مردم ستمدیده و مقاوم ایران.
اعضای کارزار «سهشنبه های نه به اعدام» روز سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ در هفته صدوسیویکم در ۵۹ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام ، زندان کرمان، زندان بروجن و زندان نیشابور.
هفته صدوسی و یکم
۶ مرداد ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
⭕️ حمایت از اعتصاب ۱۵۰۰ زندانی واحد دو زندان قزلحصار
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سالگرد سربهدار شدن بهروز احسانی و مهدی حسنی دو زندانی سیاسی و از اعضای کارزار نه به اعدام را گرامی میدارد. این دو زندانی سیاسی روز ۴ مرداد ۱۴۰۴ در حمله گارد زندان به بند زندانیان سیاسی زندان قزلحصار، با ضرب و شتم برای اجرای حکم اعدام منتقل شدند. سایر زندانیان سیاسی نیز در این بند مورد وحشیانهترین حمله و هجوم قرار گرفتند و هنوز خانوادههای آنان از محل دفن این دو زندانیِ اعدام شده بیخبرند.
حکومت سرمایهسالار ولایت فقیه همچنان بیتوجه به اعتراضات علیه اعدام، روزانه چوبههای دار را برپا میکند و جان شهروندان را میگیرد.
در هفته گذشته علاوه بر دهها زندانیِ جرایم عمومی، زندانی سیاسی مهدی خانکی نیز در بیخبری کامل و بدون برخورداری از حق دادرسی عادلانه به دار آویخته شد.
همچنین در ادامه همین سرکوبها برای زندانیان سیاسی عیسی چاری، امیرحسن اکبریمنفرد، سپهر امیرزاده، اکبر عربزاده و مهدی عربزاده نیز حکم غیرانسانی اعدام صادر شده است. آمار اعدامها از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون دستِ کم به ۳۰۳ تن رسیده است.
در واکنشهای بین المللی به اعدامها و احکام صادره ، در هفته اخیر کمیته حقیقتیاب سازمان ملل نسبت به حکم اعدام زندانیان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان هشدار داده و خواستار توقف آن شده است.
اتحادیه اروپا نیز ۵ قاضی که در صدور احکام اعدام و مجازاتهای غیرانسانی دیگر دست داشتند را تحریم کرده است. اسامی این قضات به ترتیب زیر است:
-مصطفی نریمانی، رئیس شعبه سوم دادگاه انقلاب کرج؛
- ابوالفضل عامری شهرابی، رئیس شعبه ۱۱۹۱ دادگاه کیفری دو تهران؛
- مهدی راسخی، قاضی شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت؛
- محمدرضا عموزاد، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران و قاضی مستشار شعبه ۱۵ همین دادگاه؛
- محمدرضا توکلی، رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان.
در کارزار اعتراضی دیگر، اعتصاب ۱۵۰۰ نفر از زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار دو هفته است که ادامه دارد، ولی همچنان عوامل این زندان و هیچ مسئول دیگری در این حاکمیت اعدامی، پاسخگوی خواسته آنها نشده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در کنار زندانیان واحد ۲ ایستاده است و از خواسته و اعتصاب به حق آنان حمایت میکند و از وجدانهای بیدار و جامعه بینالملل میخواهد صدای این زندانیان و همچنین تمامی محکومان به اعدام باشند:
به امید آزادی و برقراری برابری برای مردم ستمدیده و مقاوم ایران.
اعضای کارزار «سهشنبه های نه به اعدام» روز سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ در هفته صدوسیویکم در ۵۹ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام ، زندان کرمان، زندان بروجن و زندان نیشابور.
هفته صدوسی و یکم
۶ مرداد ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
Telegram
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
📝درسهای تاریحی جنبش شورائی: جنبش آوریل ۱۹۲۰ در تورین ایتالیا در واقع یک رویداد بزرگ بود؛ نه تنها برای پرولتاریای ایتالیا، بلکه میتوان گفت برای پرولتاریای اروپا و تمام دنیا رویدادی بس بزرگ بهشمار میرفت. این اولین نمونه در تاریخ بود که پرولتاریا بدون آنکه متحمل بیکاری و گرسنگی شود، درگیر مبارزه برای کنترل تولید شد. علاوه بر این، این تنها یک اقلیت از پیشتازان طبقهٔ کارگر نبودند که میبایست بار مبارزه را به دوش میکشیدند، بلکه تمام کارگران تورین درگیر این اعتصاب شدند و این مبارزه را بدون محرومیتها و فداکاریهای معمول، درست تا به آخر ادامه دادند.
کارگران صنایع فلزی و مهندسی به مدت یک ماه و کارگران بخشهای دیگر به مدت ۱۰ روز اعتصاب کردند. این اعتصاب عمومی از ۱۰ روز پیش به تمام ناحیهٔ پیهمونت (واقع در شمال غربی ایتالیا) گسترش یافت و حدود نیم میلیون کارگر صنعتی و کشاورزی را بسیج کرد؛ به این ترتیب، حدود ۴ میلیون نفر از جمعیت ایتالیا درگیر پیامدهای این اعتصاب بودند.
...
تبلیغ برای ایجاد «شوراها» با شور و شوق تودهها مواجه شد. در یک دورهٔ ششماهه، شوراهای کارخانه (Consigli di Fabbrica) در تمام کارخانهها و کارگاههای مهندسی تشکیل گردید و کمونیستها در اتحادیهٔ مربوط به رشتهٔ مهندسی و فلزکاری (FIOM) اکثریت را به دست آوردند. آییننامهٔ شورای کارخانه و اصل کنترل تولید تصویب شد و مورد قبول اکثریت کنگره و بخش عمدهای از اتحادیههای متعلق به «خانهٔ مردم» (Camera del Lavoro) قرار گرفت.
سازمان شوراهای کارخانه بر این اصول مبتنی بود: در هر کارخانه و کارگاهی یک نهاد نمایندگی منتخب (که بر اساس سیستم بوروکراتیک قدیم نباشد) استقرار مییافت تا قدرت پرولتاریا را در مبارزه بر ضد سامان سرمایهدارانه و در جهت اجرای کنترل بر تولید به کار گیرد و همهٔ کارگران را در امر مبارزهٔ انقلابی و ایجاد دولت کارگری آموزش دهد.
کارگران صنایع فلزی و مهندسی به مدت یک ماه و کارگران بخشهای دیگر به مدت ۱۰ روز اعتصاب کردند. این اعتصاب عمومی از ۱۰ روز پیش به تمام ناحیهٔ پیهمونت (واقع در شمال غربی ایتالیا) گسترش یافت و حدود نیم میلیون کارگر صنعتی و کشاورزی را بسیج کرد؛ به این ترتیب، حدود ۴ میلیون نفر از جمعیت ایتالیا درگیر پیامدهای این اعتصاب بودند.
...
تبلیغ برای ایجاد «شوراها» با شور و شوق تودهها مواجه شد. در یک دورهٔ ششماهه، شوراهای کارخانه (Consigli di Fabbrica) در تمام کارخانهها و کارگاههای مهندسی تشکیل گردید و کمونیستها در اتحادیهٔ مربوط به رشتهٔ مهندسی و فلزکاری (FIOM) اکثریت را به دست آوردند. آییننامهٔ شورای کارخانه و اصل کنترل تولید تصویب شد و مورد قبول اکثریت کنگره و بخش عمدهای از اتحادیههای متعلق به «خانهٔ مردم» (Camera del Lavoro) قرار گرفت.
سازمان شوراهای کارخانه بر این اصول مبتنی بود: در هر کارخانه و کارگاهی یک نهاد نمایندگی منتخب (که بر اساس سیستم بوروکراتیک قدیم نباشد) استقرار مییافت تا قدرت پرولتاریا را در مبارزه بر ضد سامان سرمایهدارانه و در جهت اجرای کنترل بر تولید به کار گیرد و همهٔ کارگران را در امر مبارزهٔ انقلابی و ایجاد دولت کارگری آموزش دهد.
شوراهای کارخانه باید بر اساس سازمانهای صنعتی شکل میگرفتند. این شوراها میبایست مدلی از جامعهٔ کمونیستی را به طبقهٔ کارگر نشان میدادند؛ نمونهای که نشان میداد در جامعهٔ کمونیستی طبقات گوناگون وجود ندارد و همهٔ روابط اجتماعی بر اساس فناوریِ لازم برای تولید و نهادهای مربوط به آن مدیریت میشود و طبعاً زیرمجموعهای از یک قدرت دولتی نخواهد بود که از بالا سازمان مییابد. طبقهٔ کارگر باید تمامی زیبایی و اصالت آرمانی را که برای آن تلاش و فداکاری میکند درک کند؛ باید از این موضوع نیز آگاه باشد که رسیدن به چنین آرمانی ضرورتاً از مراحل متعددی عبور میکند و باید ضرورت انضباط انقلابی و دیکتاتوری پرولتاریا را تشخیص دهد.👇👇 https://t.me/negarestankhizesche023/4823
Telegram
نگارستان خیزش
گارد سرخ کارگری و اشغال کارخانهها. Source : workerscontrol.net / Proletarian Power: The Turin Factory Councils 1919-1920 ...
شوراهای کارگری و گارد سرخ: در زمان اوج جنبش، کارگران برای حفاظت از کارخانهها در برابر نیروهای دولتی و کارفرمایان، «گاردهای سرخ»…
شوراهای کارگری و گارد سرخ: در زمان اوج جنبش، کارگران برای حفاظت از کارخانهها در برابر نیروهای دولتی و کارفرمایان، «گاردهای سرخ»…
هر شرکت و کارخانهای خود را به بخشها و هر بخش خود را به تیمهای حرفهای معینی از کار تقسیم میکرد. هر تیم بخش ثابت و معینی از کار را انجام میداد. کارگران هر تیم یک نماینده (Delegato) انتخاب میکردند که وظایف معین و تعریفشدهای داشت. مجموع نمایندگان کل شرکت یک «شورا» تشکیل میدادند که از میان خود یک «کمیتهٔ اجرایی» انتخاب میکردند. مجموع دبیران سیاسی کمیتههای اجرایی، «کمیتهٔ مرکزی شوراها» را تشکیل میدادند که یک «کمیتهٔ پژوهشهای شهری» از میان خودشان انتخاب میکردند تا مسائلی مانند سازماندهی تبلیغات، توسعهٔ طرحهای مربوط به کار، تصویب پروژه و طرحهایی که از طرف شرکتها یا افراد کارگر پیشنهاد میشد و نهایتاً جهتگیری کلیت جنبش را مدیریت کند. از نوشتۀ عباس فرد « شوراگرائی خرده بورژوائی و اسماعیل بخشی»»
✍️این متن یکی از مهمترین اسناد تاریخی مربوط به جنبش «دو سال سرخ» (Biennio Rosso) در ایتالیا و بهویژه «اعتصاب ساعت آفتابی» (Sciopero delle lancette) در آوریل ۱۹۲۰ است که توسط آنتونیو گرامشی نوشته شده و در نشریه L'Ordine Nuovo (نظام جدید) به چاپ رسیده است.
برای درک اهمیت این متن، باید بستری را که این رویداد در آن شکل گرفت بررسی کنیم: در اینجا مشاهده می کنیم که آنچه ايجاد شوراها و سازمانيابی شورايی را از اساس ممکن میسازد وقوع موقعيت اعتلاي انقلابی است.
۱. زمینهٔ تاریخی: دوسال سرخ (Biennio Rosso)
بین سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۰، ایتالیا پس از جنگ جهانی اول دچار تورم شدید، بیکاری و ناآرامیهای اجتماعی گسترشیافته بود. تحت تأثیر انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، موجی از اعتصابات و اشغال کارخانهها کشور را فراگرفت که به دورهٔ «دو سال سرخ» معروف شد. تورین (مرکز کارخانجات بزرگ صنعتی مانند فیات) پایتخت صنعتی و قلب خروش انقلابی ایتالیا بود.
۲. «اعتصاب ساعت آفتابی» (آوریل ۱۹۲۰)
علت ظاهری شروع این جنبش در مارس و آوریل ۱۹۲۰، اختلاف بر سر ساعت تابستانی بود! مدیریت کارخانه فیات ساعت کارخانه را بدون هماهنگی با نمایندگان کارگران تغییر داد. کارگران به عنوان نمادی از کنترل خود بر محیط کار، ساعتها را به حالت قبل بازگرداندند. این اتفاق جرقهای شد برای اعتصابی بزرگ به نام «اعتصاب ساعتها» (Sciopero delle lancette) که به سرعت از یک درخواست صنفی ساده به اعتصاب عمومی نیممیلیون نفری در کل استان پیهمونت تبدیل شد و هدف اصلی آن «رسمیت یافتن شوراهای کارخانه» و «کنترل کارگری بر تولید» بود.
۳. نقش آنتونیو گرامشی و نشریه L'Ordine Nuovo
آنتونیو گرامشی به همراه اندیشمندانی چون پالمیرو تولیاتی و اومبرتو تراتچینی در سال ۱۹۱۹ نشریه L'Ordine Nuovo را در تورین تأسیس کردند. تز اصلی گرامشی این بود که:
کارگران نباید فقط به دنبال افزایش دستمزد (مبارزه صنفی و سندیکایی) باشند.
شوراهای کارخانه باید نطفه و الگوی مصداقی «دولت آیندهٔ کارگری» و جامعهٔ بدون طبقه باشند.
شوراها برخلاف سندیکاها مستقیماً از کف کارگاهها و توسط تمام کارگران (چه عضو اتحادیه باشند چه نباشند) انتخاب میشوند و کنترل و اداره تولید و قدرت سیاسی را نشانه می گیرند.
۴. چرا این جنبش شکست خورد؟
با وجود قدرت و انضباط بینظیر کارگران تورین، این جنبش در نهایت تنها ماند:
خیانت یا عدم همراهی حزب سوسیالیست (PSI) و اتحادیه سراسری (CGL): رهبران کشوری حزب و اتحادیه حاضر نشدند اعتصاب را به سراسر ایتالیا گسترش دهند و تورین را در انزوا تنها گذاشتند.
سرکوب و خستگی کارگران: دولت و کارفرمایان با اعزام دهها هزار سرباز و نیروهای نظامی، تورین را محاصره کردند.
۵. پیامد تاریخی
شکست جنبش شورایی ۱۹۲۰ در تورین، گرامشی و همفکرانش را به این نتیجه رساند که «حزب سوسیالیست ایتالیا» توان و ارادهٔ هدایت انقلاب را ندارد. همین امر باعث شد که آنها در ژانویه ۱۹۲۱ از حزب سوسیالیست جدا شده و حزب کمونیست ایتالیا (PCI) را تأسیس کنند. از سوی دیگر، ترس بورژوازی و کارخانهداران از قدرتگیری شوراهای کارگری، زمینه را برای حمایت مالی و سیاسی آنها از موسولینی و جنبش فاشیسم فراهم کرد. https://t.me/negarestankhizesche023/4822 تنظیم و نگارش از خیزش @khizesche
✍️این متن یکی از مهمترین اسناد تاریخی مربوط به جنبش «دو سال سرخ» (Biennio Rosso) در ایتالیا و بهویژه «اعتصاب ساعت آفتابی» (Sciopero delle lancette) در آوریل ۱۹۲۰ است که توسط آنتونیو گرامشی نوشته شده و در نشریه L'Ordine Nuovo (نظام جدید) به چاپ رسیده است.
برای درک اهمیت این متن، باید بستری را که این رویداد در آن شکل گرفت بررسی کنیم: در اینجا مشاهده می کنیم که آنچه ايجاد شوراها و سازمانيابی شورايی را از اساس ممکن میسازد وقوع موقعيت اعتلاي انقلابی است.
۱. زمینهٔ تاریخی: دوسال سرخ (Biennio Rosso)
بین سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۰، ایتالیا پس از جنگ جهانی اول دچار تورم شدید، بیکاری و ناآرامیهای اجتماعی گسترشیافته بود. تحت تأثیر انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، موجی از اعتصابات و اشغال کارخانهها کشور را فراگرفت که به دورهٔ «دو سال سرخ» معروف شد. تورین (مرکز کارخانجات بزرگ صنعتی مانند فیات) پایتخت صنعتی و قلب خروش انقلابی ایتالیا بود.
۲. «اعتصاب ساعت آفتابی» (آوریل ۱۹۲۰)
علت ظاهری شروع این جنبش در مارس و آوریل ۱۹۲۰، اختلاف بر سر ساعت تابستانی بود! مدیریت کارخانه فیات ساعت کارخانه را بدون هماهنگی با نمایندگان کارگران تغییر داد. کارگران به عنوان نمادی از کنترل خود بر محیط کار، ساعتها را به حالت قبل بازگرداندند. این اتفاق جرقهای شد برای اعتصابی بزرگ به نام «اعتصاب ساعتها» (Sciopero delle lancette) که به سرعت از یک درخواست صنفی ساده به اعتصاب عمومی نیممیلیون نفری در کل استان پیهمونت تبدیل شد و هدف اصلی آن «رسمیت یافتن شوراهای کارخانه» و «کنترل کارگری بر تولید» بود.
۳. نقش آنتونیو گرامشی و نشریه L'Ordine Nuovo
آنتونیو گرامشی به همراه اندیشمندانی چون پالمیرو تولیاتی و اومبرتو تراتچینی در سال ۱۹۱۹ نشریه L'Ordine Nuovo را در تورین تأسیس کردند. تز اصلی گرامشی این بود که:
کارگران نباید فقط به دنبال افزایش دستمزد (مبارزه صنفی و سندیکایی) باشند.
شوراهای کارخانه باید نطفه و الگوی مصداقی «دولت آیندهٔ کارگری» و جامعهٔ بدون طبقه باشند.
شوراها برخلاف سندیکاها مستقیماً از کف کارگاهها و توسط تمام کارگران (چه عضو اتحادیه باشند چه نباشند) انتخاب میشوند و کنترل و اداره تولید و قدرت سیاسی را نشانه می گیرند.
۴. چرا این جنبش شکست خورد؟
با وجود قدرت و انضباط بینظیر کارگران تورین، این جنبش در نهایت تنها ماند:
خیانت یا عدم همراهی حزب سوسیالیست (PSI) و اتحادیه سراسری (CGL): رهبران کشوری حزب و اتحادیه حاضر نشدند اعتصاب را به سراسر ایتالیا گسترش دهند و تورین را در انزوا تنها گذاشتند.
سرکوب و خستگی کارگران: دولت و کارفرمایان با اعزام دهها هزار سرباز و نیروهای نظامی، تورین را محاصره کردند.
۵. پیامد تاریخی
شکست جنبش شورایی ۱۹۲۰ در تورین، گرامشی و همفکرانش را به این نتیجه رساند که «حزب سوسیالیست ایتالیا» توان و ارادهٔ هدایت انقلاب را ندارد. همین امر باعث شد که آنها در ژانویه ۱۹۲۱ از حزب سوسیالیست جدا شده و حزب کمونیست ایتالیا (PCI) را تأسیس کنند. از سوی دیگر، ترس بورژوازی و کارخانهداران از قدرتگیری شوراهای کارگری، زمینه را برای حمایت مالی و سیاسی آنها از موسولینی و جنبش فاشیسم فراهم کرد. https://t.me/negarestankhizesche023/4822 تنظیم و نگارش از خیزش @khizesche
Telegram
نگارستان خیزش
تجمع کارگران تورین در کارخانه. Source : Libcom.org / 1918-1921: The Italian factory occupations and Biennio Rosso ... تجمع کارگران در کارخانه: در عکس اول، کارگران صنعتی تورین (عمدتاً کارگران صنایع خودرو و فلزکاری فیات) در داخل صحن کارخانه تجمع کردهاند…
سنندج
جانباختن يک فعال مدنی و دو عضو خانوادهاش توسط نیروهای رژیم جمهوری اسلامی
در پی تیراندازی مستقیم و کمینگذاری نیروهای سپاه پاسداران در جادهی مریوان به سنندج، مهدی توکلی، عکاس و فعال مدنی سرشناس سنندجی که پیشتر بهدلیل فعالیتهایش بارها بازداشت شده بود، بههمراه مادرش مریم اصلانی و خواهرش سمیه، جان خود را از دست دادند؛ این درحالی است که نهادهای امنیتی با اعمال فشار بر خانوادهی قربانیان، در تلاشاند علت جانباختن آنان را حادثهی رانندگی جلوه دهند.
.🔹🔹🔹 باز نشر خیزش @khizesche
دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
جانباختن يک فعال مدنی و دو عضو خانوادهاش توسط نیروهای رژیم جمهوری اسلامی
در پی تیراندازی مستقیم و کمینگذاری نیروهای سپاه پاسداران در جادهی مریوان به سنندج، مهدی توکلی، عکاس و فعال مدنی سرشناس سنندجی که پیشتر بهدلیل فعالیتهایش بارها بازداشت شده بود، بههمراه مادرش مریم اصلانی و خواهرش سمیه، جان خود را از دست دادند؛ این درحالی است که نهادهای امنیتی با اعمال فشار بر خانوادهی قربانیان، در تلاشاند علت جانباختن آنان را حادثهی رانندگی جلوه دهند.
.🔹🔹🔹 باز نشر خیزش @khizesche
دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh