انتقال خطوط تولید (Conversion): رکود در بخشهای سنتی اقتصاد آلمان (مانند افت سودآوری خودروسازی و بحران انرژی) با «تب طلا» در صنایع نظامی جبران میشود. سرمایهداران از اولویتهای جدید نظامی دولت استفاده میکنند تا کارخانهها، زیرساختها و نیروی کاری را که در بخش غیرنظامی مازاد شناخته میشوند، به بخش تولیدات دفاعی منتق کنند.
تغییر الگوی سودآوری: ورود شرکتهای غیرنظامی (مانند تأسیس «دفتر دفاع گروهی» در فولکسواگن یا سرمایهگذاری پورشه در حوزههای نظامی) نشان میدهد که چگونه سیاست نظامی دولت، پتانسیلهای سرمایهگذاری را از حوزه غیرنظامی (مانند حملونقل سبز یا رفاه اجتماعی) به سمت «اقتصاد جنگی» منحرف میکند.
. پیامدهای اجتماعی و طبقاتی این پیوند
این مثلث (سیاست نظامی – تسلیح اروپا – سرمایهگذاری تسلیحاتی) دارای پیامدهای ملموس اجتماعی است که اعتراضات تشکلهای کارگری و جنبشهای ضدجنگ را رقم زده است:
بازتوزیع معکوس ثروت: بودجههای لازم برای این سرمایهگذاریهای عظیم نظامی، نه از مالیات بر ثروتمندان، بلکه از طریق کاهش بودجه خدمات عمومی، رفاهی، آموزش و سلامت تأمین میشود.
محدودسازی حقوق کارگری: تبدیل واحدهای صنعتی به سایتهای نظامی-امنیتی، نیازمند بررسیهای امنیتی سختگیرانه روی کارگران، محدود شدن حق اعتصاب و افزایش فشارهای کاری تحت قوانین وضعیت اضطراری است.
رابطه میان این سه مولفه، رابطهای مکمل و ساختاری است: سیاستهای نظامی آلمان زمینه سیاسی و قانونی را میسازند، برنامههای تسلیح مجدد اروپا بازار و تقاضای انبوه را تضمین میکنند، و سرمایهگذاری در تولیدات نظامی پاسخ سرمایهداری صنعتی آلمان برای کسب سود حداکثری و عبور از بحرانهای اقتصادی بخش غیرنظامی است. @khizesche باز نشر خیزش با استفاده از خبرهای مندرج در «اقدام علیه جنگ و نظامی گری» - Action Against War and Militarism
https://t.me/negarestankhizesche023/4812
Telegram
نگارستان خیزش
🔶 گزارش والاستریت ژورنال: حملات محرمانه بحرین و کویت به ایران
روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد که بحرین و کویت اوایل ماه جاری بهطور محرمانه جنگندههای خود را برای حمله به اهدافی در داخل ایران اعزام کردند؛ اقدامی که نخستین حمله مستقیم این دو کشور به ایران توصیف شده است.
به نوشته والاستریت ژورنال، این حملات، مراکز نگهداری پهپادها، انبارهای موشکی و برخی دیگر از تأسیسات نظامی ایران را هدف قرار داده است.
به گفته منابع آگاه، بحرین و کویت با وجود برخورداری از نیروی هوایی نسبتاً کوچک و مجهز به جنگندههای آمریکایی و اروپایی، نمیخواستند حملات ایران علیه خود را بدون پاسخ بگذارند.
در این گزارش آمده است که عمان و قطر سالها سیاستی متوازن میان ایران و کشورهای غربی در پیش گرفتهاند و تمایل چندانی به رویارویی مستقیم با تهران نشان ندادهاند.
والاستریت ژورنال همچنین به نقل از منابع خود نقل کرده است، عربستان سعودی که در مراحل اولیه جنگ به حملات امارات علیه ایران پیوسته بود، اکنون در حال بازنگری در موضع خود است.
@khizesche باز نشر خیزش
روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد که بحرین و کویت اوایل ماه جاری بهطور محرمانه جنگندههای خود را برای حمله به اهدافی در داخل ایران اعزام کردند؛ اقدامی که نخستین حمله مستقیم این دو کشور به ایران توصیف شده است.
به نوشته والاستریت ژورنال، این حملات، مراکز نگهداری پهپادها، انبارهای موشکی و برخی دیگر از تأسیسات نظامی ایران را هدف قرار داده است.
به گفته منابع آگاه، بحرین و کویت با وجود برخورداری از نیروی هوایی نسبتاً کوچک و مجهز به جنگندههای آمریکایی و اروپایی، نمیخواستند حملات ایران علیه خود را بدون پاسخ بگذارند.
در این گزارش آمده است که عمان و قطر سالها سیاستی متوازن میان ایران و کشورهای غربی در پیش گرفتهاند و تمایل چندانی به رویارویی مستقیم با تهران نشان ندادهاند.
والاستریت ژورنال همچنین به نقل از منابع خود نقل کرده است، عربستان سعودی که در مراحل اولیه جنگ به حملات امارات علیه ایران پیوسته بود، اکنون در حال بازنگری در موضع خود است.
@khizesche باز نشر خیزش
🔶 حمله هوایی به اربیل کردستان عراق و "سرنگون کردن پنج پهپاد"
رسانهها از شنیده شدن صدای چندین انفجار در صبح روز جمعه ۲ مرداد (۲۴ ژوئیه) پس از فعالشدن پدافند هوایی در نزدیکی فرودگاه بینالمللی اربیل کردستان عراق خبر دادهاند.
خبرگزاری فرانسه از مشاهده پهپادها بر فراز این شهر و برخاستن دود از محدوده فرودگاه اربیل خبر داده است. این فرودگاه میزبان نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا است و یک مجموعه بزرگ کنسولگری ایالات متحده نیز در اربیل قرار دارد.
اداره مبارزه با تروریسم اقلیم کردستان اعلام کرده که نیروهای ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا بین ساعت ۹ و ۳۲ دقیقه تا ۹ و ۴۵ دقیقه، پنج پهپاد حامل مواد منفجره را در آسمان اربیل رهگیری و سرنگون کردند. به گفته این اداره، این حملات تلفاتی برجا نگذاشته است.
رووداو، خبرگزاری اقلیم کردستانهم پیشتر رهگیری دستکم سه پهپاد را گزارش کرده و تصاویری از آتشگرفتن یکی از آنها منتشر کرده بود.
در همین حال رویترز به نقل از دو منبع از شروع مجدد پروازهای فرودگاه اربیل پس از تعلیقی کوتاه خبر داد. به گفته رویترز، آتشسوزی در محل سقوط پهپادها نیز مهار شده است.
@khizesche باز نشر خیزش
رسانهها از شنیده شدن صدای چندین انفجار در صبح روز جمعه ۲ مرداد (۲۴ ژوئیه) پس از فعالشدن پدافند هوایی در نزدیکی فرودگاه بینالمللی اربیل کردستان عراق خبر دادهاند.
خبرگزاری فرانسه از مشاهده پهپادها بر فراز این شهر و برخاستن دود از محدوده فرودگاه اربیل خبر داده است. این فرودگاه میزبان نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا است و یک مجموعه بزرگ کنسولگری ایالات متحده نیز در اربیل قرار دارد.
اداره مبارزه با تروریسم اقلیم کردستان اعلام کرده که نیروهای ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا بین ساعت ۹ و ۳۲ دقیقه تا ۹ و ۴۵ دقیقه، پنج پهپاد حامل مواد منفجره را در آسمان اربیل رهگیری و سرنگون کردند. به گفته این اداره، این حملات تلفاتی برجا نگذاشته است.
رووداو، خبرگزاری اقلیم کردستانهم پیشتر رهگیری دستکم سه پهپاد را گزارش کرده و تصاویری از آتشگرفتن یکی از آنها منتشر کرده بود.
در همین حال رویترز به نقل از دو منبع از شروع مجدد پروازهای فرودگاه اربیل پس از تعلیقی کوتاه خبر داد. به گفته رویترز، آتشسوزی در محل سقوط پهپادها نیز مهار شده است.
@khizesche باز نشر خیزش
@amookhtan
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴هدف اصلی مارکس و انگلس، [در خانواده مقدس]ایدئالیسم فلسفیِ برونو بائر و پیروانش بود. بائر استدلال میکرد که تاریخ اساساً بهوسیله رشد «خودآگاهی» یا «روح» به پیش رانده میشود. بر اساس این دیدگاه، پیشرفت در درجه نخست به تکامل ایدهها بستگی دارد، در حالی که تودهها صرفاً دریافتکنندگان منفعل روشنگری فکری هستند.
مارکس و انگلس این ديدگاه را بهکلی وارونه کردند.
آنان استدلال کردند، ایدهها همچون نیروهایی مستقل، فراز جامعه شناور نیستند. ایدهها از شرایط مادیای برمیخیزند که انسانها در آن زندگی و کار میکنند. تاریخ را نه مفاهیم انتزاعی، بلکه انسانهای واقعیای میسازند که درگیر تولید، کار و مبارزه اجتماعی هستند.
ایدهها تنها زمانی نیرویی دگرگونکننده پیدا میکنند که بیانگر منافع و نیازهای مادیِ انسانهای زنده باشند. این نه آگاهی است که هستی را تعیین میکند، بلکه این هستی اجتماعی است که آگاهی را شکل میدهد.
@khizesche باز نشر خیزش
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴هدف اصلی مارکس و انگلس، [در خانواده مقدس]ایدئالیسم فلسفیِ برونو بائر و پیروانش بود. بائر استدلال میکرد که تاریخ اساساً بهوسیله رشد «خودآگاهی» یا «روح» به پیش رانده میشود. بر اساس این دیدگاه، پیشرفت در درجه نخست به تکامل ایدهها بستگی دارد، در حالی که تودهها صرفاً دریافتکنندگان منفعل روشنگری فکری هستند.
مارکس و انگلس این ديدگاه را بهکلی وارونه کردند.
آنان استدلال کردند، ایدهها همچون نیروهایی مستقل، فراز جامعه شناور نیستند. ایدهها از شرایط مادیای برمیخیزند که انسانها در آن زندگی و کار میکنند. تاریخ را نه مفاهیم انتزاعی، بلکه انسانهای واقعیای میسازند که درگیر تولید، کار و مبارزه اجتماعی هستند.
ایدهها تنها زمانی نیرویی دگرگونکننده پیدا میکنند که بیانگر منافع و نیازهای مادیِ انسانهای زنده باشند. این نه آگاهی است که هستی را تعیین میکند، بلکه این هستی اجتماعی است که آگاهی را شکل میدهد.
@khizesche باز نشر خیزش
بر سر یک خیابان وسیع
منتظر تکه نانی بود که خدا برساند
خدا سرما فرستاد
طوفان فرستاد
گرد باد و گرد خاک فرستاد
شهربانی چند مامور
و حکومت
چند پلیس فرستاد
اما آن چه هرگز نیامد
نان بود
از : شیرکو بیکس
#نان_به_قیمت_جان
#کردستان_گورستان_فاشیستان
#کولبر
#سوختبر
#سرنگونی_انقلابی_رژیم_جمهوری_اسلامی
@kaarzaar
https://t.me/khizesche
منتظر تکه نانی بود که خدا برساند
خدا سرما فرستاد
طوفان فرستاد
گرد باد و گرد خاک فرستاد
شهربانی چند مامور
و حکومت
چند پلیس فرستاد
اما آن چه هرگز نیامد
نان بود
از : شیرکو بیکس
#نان_به_قیمت_جان
#کردستان_گورستان_فاشیستان
#کولبر
#سوختبر
#سرنگونی_انقلابی_رژیم_جمهوری_اسلامی
@kaarzaar
https://t.me/khizesche
#کولبری_نان_در_مقابل_جان
✍️کولبری (مرکب از «کول» به معنای پشت/دوش و «بر» به معنای حملکننده) به ساختاری معیشتی اشاره دارد که در آن افراد برای تأمین حداقل هزینههای زندگی، کالاهای گوناگون را روی پشت خود یا با استفاده از دواب (چهارپایان) از مسیرهای صعبالعبور و کوهستانی مرزی بین ایران و اقلیم کردستان عراق حمل میکنند.
این کار عمدتاً در استانهای غربی ایران مانند کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه رواج دارد و بهدلیل خطرات طبیعی و غیرطبیعی، یکی از طاقتفرساترین شیوههای درآمدزایی محسوب میشود. پدیده کولبری حاصل یک عامل یا یک تصمیم شخصی نیست، بلکه پیامد ترکیب چندین چالش ساختاری، اقتصادی و جغرافیایی است:
۱. توسعهنیافتگی اقتصادی و نابرابری منطقهای
مهمترین عامل شکلگیری کولبری، کمبود زیرساختهای صنعتی و عدم سرمایهگذاری کافی در استانهای مرزی غرب کشور است. در مقایسه با استانهای مرکزی، نرخ بیکاری در این مناطق بهطور متناوب بالاتر از میانگین کشوری بوده و فرصتهای شغلی رسمی (صنعتی، خدماتی و کشاورزی مدرن) بسیار محدود است.
۲. نبود فرصتهای شغلی جایگزین
در بسیاری از شهرهای مرزی مانند مریوان، بانه، پیرانشهر و پاوه، بازار کار رسمی توان جذب نیروی کار جوان و حتی تحصیلکرده را ندارد. وقتی گزینههایی مانند کارآفرینی، استخدام دولتی یا فعالیت در کارخانهها وجود نداشته باشد، افراد مجبور میشوند به اقتصاد غیررسمی مرز روی بیاورند.
۳. جغرافیا و موقعیت خاص مرزی
توپوگرافی این مناطق شامل کوهستانهای سرسخت و گذرگاههای دشوار است. از طرفی، اختلاف قیمت کالاها در دو طرف مرز و نیاز بازار داخلی به برخی کالاهای مصرفی (مانند پوشاک، لوازم خانگی و الکترونیکی) پتانسیل بالایی برای مبادله کالا ایجاد میکند که بخشی از آن از طریق کولبری جابهجا میشود.
۴. ضعف در زیرساختهای کشاورزی و دامداری
کشاورزی سنتی در مناطق کوهستانی به دلیل محدودیت زمینهای مسطح و کمبود منابع آبی مدرن، نمیتواند معیشت خانوارها را بهطور کامل تأمین کند. با تضعیف درآمد دامداری و کشاورزی، گرایش به شغلهای مرزی بیشتر شده است.
مخاطرات و ابعاد انسانی
کولبری تنها یک شغل سخت نیست، بلکه با خطرات جدی جانی همراه است: : کولبری یک انتخاب از روی علاقه نیست، بلکه یک «راهکار ناخواسته برای بقا ست.
عوامل طبیعی: سقوط از صخرهها، سرمازدگی و بهمن در فصل زمستان، و گرمازدگی در تابستان.
خطرات محیطی: وجود مینهای بهجامانده از دوران جنگ ایران و عراق در برخی مناطق مرزی.
مخاطرات امنیتی و حقوقی این کار در مواجهه با شلیکهای مرزی، ضبط کالا و برخوردهای قضایی به دلیل غیرقانونی تلقی شدن جابهجایی کالا خارج از مبادی رسمی است سرکوب سیستماتیک کولبران سیاست جاری و رسمی جمهوری اسلامی در غیاب ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و توسعه اقتصادی متوازن در مناطق مرزی است @khizesche
✍️کولبری (مرکب از «کول» به معنای پشت/دوش و «بر» به معنای حملکننده) به ساختاری معیشتی اشاره دارد که در آن افراد برای تأمین حداقل هزینههای زندگی، کالاهای گوناگون را روی پشت خود یا با استفاده از دواب (چهارپایان) از مسیرهای صعبالعبور و کوهستانی مرزی بین ایران و اقلیم کردستان عراق حمل میکنند.
این کار عمدتاً در استانهای غربی ایران مانند کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه رواج دارد و بهدلیل خطرات طبیعی و غیرطبیعی، یکی از طاقتفرساترین شیوههای درآمدزایی محسوب میشود. پدیده کولبری حاصل یک عامل یا یک تصمیم شخصی نیست، بلکه پیامد ترکیب چندین چالش ساختاری، اقتصادی و جغرافیایی است:
۱. توسعهنیافتگی اقتصادی و نابرابری منطقهای
مهمترین عامل شکلگیری کولبری، کمبود زیرساختهای صنعتی و عدم سرمایهگذاری کافی در استانهای مرزی غرب کشور است. در مقایسه با استانهای مرکزی، نرخ بیکاری در این مناطق بهطور متناوب بالاتر از میانگین کشوری بوده و فرصتهای شغلی رسمی (صنعتی، خدماتی و کشاورزی مدرن) بسیار محدود است.
۲. نبود فرصتهای شغلی جایگزین
در بسیاری از شهرهای مرزی مانند مریوان، بانه، پیرانشهر و پاوه، بازار کار رسمی توان جذب نیروی کار جوان و حتی تحصیلکرده را ندارد. وقتی گزینههایی مانند کارآفرینی، استخدام دولتی یا فعالیت در کارخانهها وجود نداشته باشد، افراد مجبور میشوند به اقتصاد غیررسمی مرز روی بیاورند.
۳. جغرافیا و موقعیت خاص مرزی
توپوگرافی این مناطق شامل کوهستانهای سرسخت و گذرگاههای دشوار است. از طرفی، اختلاف قیمت کالاها در دو طرف مرز و نیاز بازار داخلی به برخی کالاهای مصرفی (مانند پوشاک، لوازم خانگی و الکترونیکی) پتانسیل بالایی برای مبادله کالا ایجاد میکند که بخشی از آن از طریق کولبری جابهجا میشود.
۴. ضعف در زیرساختهای کشاورزی و دامداری
کشاورزی سنتی در مناطق کوهستانی به دلیل محدودیت زمینهای مسطح و کمبود منابع آبی مدرن، نمیتواند معیشت خانوارها را بهطور کامل تأمین کند. با تضعیف درآمد دامداری و کشاورزی، گرایش به شغلهای مرزی بیشتر شده است.
مخاطرات و ابعاد انسانی
کولبری تنها یک شغل سخت نیست، بلکه با خطرات جدی جانی همراه است: : کولبری یک انتخاب از روی علاقه نیست، بلکه یک «راهکار ناخواسته برای بقا ست.
عوامل طبیعی: سقوط از صخرهها، سرمازدگی و بهمن در فصل زمستان، و گرمازدگی در تابستان.
خطرات محیطی: وجود مینهای بهجامانده از دوران جنگ ایران و عراق در برخی مناطق مرزی.
مخاطرات امنیتی و حقوقی این کار در مواجهه با شلیکهای مرزی، ضبط کالا و برخوردهای قضایی به دلیل غیرقانونی تلقی شدن جابهجایی کالا خارج از مبادی رسمی است سرکوب سیستماتیک کولبران سیاست جاری و رسمی جمهوری اسلامی در غیاب ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و توسعه اقتصادی متوازن در مناطق مرزی است @khizesche
https://t.me/khizesche/78723
Telegram
خیزش
#کولبری_نان_در_مقابل_جان
🟥 بدون ترویج سوسیالیسم علمی تهییج انقلابی ناممکن است
بهمن ۱٣٩۴، بهروز فرهیخته
پس از کودتای ٢۸ مرداد سال ۱٣٣٢ تا انقلاب بهمن سال ۱٣٥٧ جنبش سیاسی طبقۀ کارگر از شکل محافل به اشکال سازمان های وسیع و احزاب سیاسی ارتقا نیافت. مهم ترین علت این حالت شدت سرکوب متمرکز رژیم شاه به ضد جنبش کارگری و سلطۀ یک اختناق امنیتی و پلیسی بود که هرگونه فضای تنفسی جمعی مبارزات کارگری را مسدود می کرد. با این همه این دورۀ طولانی ٢٥ ساله که باید آن را دورۀ محفلی جنبش سیاسی طبقۀ کارگر دانست، بی ثمر نبود. در این دوره، از میان عملکرد این محافل، شماری از کادرهایی به وجود آمدند که در جریان سال های نخستینِ انقلاب بهمن، رهبران سازمان های بالنسبه وسیع جنبش سیاسی طبقۀ کارگر را تشکیل دادند. در اینجا موضوع بر سر کیفت این کادرها و کمبودهای آموزش طبقاتی و سیاسی آنان و در نتیجه پایداری انقلابی شان نیست؛ چیزی که البته بررسی آن در جای خود اهمیتی اساسی دارد. نخست باید دید که این کادرها چگونه و تحت چه شرایطی به وجود آمدند و آیا این شرایط پس از سال های نخست انقلاب بهمن فراهم شد یا نه، و اگر نه، تأثیر آن بر وضعیت کنونی جنبش سیاسی طبقۀ کارگر چیست و چه کمبودهایی در این زمینه وجود دارد؟
کادرهایی که در دورۀ محفلی به وجود آمدند محصول چه فعالیت و کاری بودند؟ مهم ترین فعالیت و کار دورۀ محفلی ٢٥ ساله، ترویج مارکسیسم و تربیت سوسیالیستی در این محافل بود؛ هرچند که این ترویج و تربیت ناقص، دست و پا شکسته و دارای محدودیت های بسیاری بود و از اپورتونیسم و رویزیونیسم به ارث رسیدۀ از جنبش کارگری پیشین رنج می برد. قطعاً کمبودهای بسیاری در این باره وجود داشت که خود موضوع تحقیق جداگانه ای است. مثلا بررسی این امر مهم است که چرا ترویج پیشین حتی در سال های نخست پس انقلاب نتوانست به اشکال ارتقا یابندۀ مبارزاتی و سازمانی کمک کند. یکی از این بحث ها این است که فضای بسیار باز سیاسی دو سه سالۀ نخست انقلاب بهمن این توهم را به وجود آورد که این فضا به گونه ای دیرپا داوم خواهد آورد. به عبارت دیگر به قدرت رسیدن ارتجاع قرون وسطایی ای که دشمن هار و پیگیر دموکراسی و جنبش کارگری است به درستی شناخته نشد، یعنی می بینیم که جریان های چپ ایران در آن زمان به کمبود یک مشی انقلابی در جنبش سیاسی طبقۀ کارگر مبتلا بودند. برآورد روشنی از قوای بالقوه و بالفعل طبقاتی و جبهۀ انقلاب و ضد انقلاب نداشتند. توجه به اینکه در امر مبارزۀ طبقۀ کارگر به ضد سرمایه داری اصل بر سازماندهی مخفی در مبارزه است، به فراموشی سپرده شد. آنها درک نمی کردند که تا زمانی که تعادل نیروهای طبقاتی به طور کامل و قطعی به نفع جبهۀ انقلاب تغییر نکند نباید سازمان مبارزۀ سیاسی طبقۀ کارگر و تشکل های آن را علنی کرد یا آن را به گونه ای سازمان داد که سر تا پای آن علنی باشد. آنها درک نمی کردند که در مبارزۀ طبقاتی بین سرمایه داران و کارگران مسألۀ محوری جنگ بی رحمانه برای بود و نبود قدرت سیاسی این دو طبقه و نهایتاً موجودیت خود طبقات سرمایه داران و زمینداران است. هنگامی که دولت اسلامی سرمایه تهاجم فوق العاده ارتجاعی خود را به ضد نیروهای انقلابی به اجرا درآورد، کل جنبش طبقۀ کارگر به ویژه جنبش سیاسی این طبقه غافلگیر شد و نتوانست خود را در عقب تشینی سازماندهی کند؛ چیزی که صدمات آن تاکنون برجا مانده است. شدت استبداد و اختناق در ایران چنان زیاد است که تا کنون حتی تشکل های توده ای طبقۀ کارگر و نهادهای مبارزۀ اقتصادی این طبقه نتوانسته اند به طور علنی پابگیرند!
روشن است که بدون کادرهای تربیت یافتۀ سوسیالیست های انقلابی (کمونیست ها) امکان ایجاد سازمان وسیع انقلابی برای تهییج توده ای (آژیتاسیون) در مبارزۀ سیاسی انقلابی وجود ندارد. بنابراین برای ورود به امر تهییج توده ای، جنبش کارگری باید مرحلۀ ترویج را در سطوحی لازم و قابل پذیرش گذرانده باشد. ترویج سوسیالیسم علمی هیچگاه تعطیلی ندارد و هیچ محدویتی برای آن نمی توان قائل شد. ورود به کار و فعالیت تهییجی امر ترویج را فشرده تر و حرفه ای تر از پیش در دستور کار قرار خواهد داد. باید توجه داشت در مبارزۀ طبقاتی یکی از اشکال مبارزه عمده می شود که شناختن به موقع آن و تنظیم عمل انقلابی براساس آن اهمیت زیادی دارد. این امر در مورد ترویج و تهییج نیز صادق است.
در شرایط تدافعی مبارزۀ طبقۀ کارگر، حتی اگر با اعتصابات وسیع اقتصادی کارگران همراه باشد، و نیز در شرایط رکود اقتصادی، ترویج سوسیالیسم علمی اهمیت عمده ای می یابد. ترویج به کار مستمر و صبورانه نیاز دارد. در شرایط رکود و تدافعی ِ مبارزۀ طبقۀ کارگر، این وضعیت بیش از هر زمان دیگر با شرایط روانی طبقۀ کارگر که از استثمار و ستم سرمایه منقلب است و در جستجوی راه حل برای مبارزه ای اصولی و عمیق با سرمایه داری است، منطبق می باشد.
بهمن ۱٣٩۴، بهروز فرهیخته
پس از کودتای ٢۸ مرداد سال ۱٣٣٢ تا انقلاب بهمن سال ۱٣٥٧ جنبش سیاسی طبقۀ کارگر از شکل محافل به اشکال سازمان های وسیع و احزاب سیاسی ارتقا نیافت. مهم ترین علت این حالت شدت سرکوب متمرکز رژیم شاه به ضد جنبش کارگری و سلطۀ یک اختناق امنیتی و پلیسی بود که هرگونه فضای تنفسی جمعی مبارزات کارگری را مسدود می کرد. با این همه این دورۀ طولانی ٢٥ ساله که باید آن را دورۀ محفلی جنبش سیاسی طبقۀ کارگر دانست، بی ثمر نبود. در این دوره، از میان عملکرد این محافل، شماری از کادرهایی به وجود آمدند که در جریان سال های نخستینِ انقلاب بهمن، رهبران سازمان های بالنسبه وسیع جنبش سیاسی طبقۀ کارگر را تشکیل دادند. در اینجا موضوع بر سر کیفت این کادرها و کمبودهای آموزش طبقاتی و سیاسی آنان و در نتیجه پایداری انقلابی شان نیست؛ چیزی که البته بررسی آن در جای خود اهمیتی اساسی دارد. نخست باید دید که این کادرها چگونه و تحت چه شرایطی به وجود آمدند و آیا این شرایط پس از سال های نخست انقلاب بهمن فراهم شد یا نه، و اگر نه، تأثیر آن بر وضعیت کنونی جنبش سیاسی طبقۀ کارگر چیست و چه کمبودهایی در این زمینه وجود دارد؟
کادرهایی که در دورۀ محفلی به وجود آمدند محصول چه فعالیت و کاری بودند؟ مهم ترین فعالیت و کار دورۀ محفلی ٢٥ ساله، ترویج مارکسیسم و تربیت سوسیالیستی در این محافل بود؛ هرچند که این ترویج و تربیت ناقص، دست و پا شکسته و دارای محدودیت های بسیاری بود و از اپورتونیسم و رویزیونیسم به ارث رسیدۀ از جنبش کارگری پیشین رنج می برد. قطعاً کمبودهای بسیاری در این باره وجود داشت که خود موضوع تحقیق جداگانه ای است. مثلا بررسی این امر مهم است که چرا ترویج پیشین حتی در سال های نخست پس انقلاب نتوانست به اشکال ارتقا یابندۀ مبارزاتی و سازمانی کمک کند. یکی از این بحث ها این است که فضای بسیار باز سیاسی دو سه سالۀ نخست انقلاب بهمن این توهم را به وجود آورد که این فضا به گونه ای دیرپا داوم خواهد آورد. به عبارت دیگر به قدرت رسیدن ارتجاع قرون وسطایی ای که دشمن هار و پیگیر دموکراسی و جنبش کارگری است به درستی شناخته نشد، یعنی می بینیم که جریان های چپ ایران در آن زمان به کمبود یک مشی انقلابی در جنبش سیاسی طبقۀ کارگر مبتلا بودند. برآورد روشنی از قوای بالقوه و بالفعل طبقاتی و جبهۀ انقلاب و ضد انقلاب نداشتند. توجه به اینکه در امر مبارزۀ طبقۀ کارگر به ضد سرمایه داری اصل بر سازماندهی مخفی در مبارزه است، به فراموشی سپرده شد. آنها درک نمی کردند که تا زمانی که تعادل نیروهای طبقاتی به طور کامل و قطعی به نفع جبهۀ انقلاب تغییر نکند نباید سازمان مبارزۀ سیاسی طبقۀ کارگر و تشکل های آن را علنی کرد یا آن را به گونه ای سازمان داد که سر تا پای آن علنی باشد. آنها درک نمی کردند که در مبارزۀ طبقاتی بین سرمایه داران و کارگران مسألۀ محوری جنگ بی رحمانه برای بود و نبود قدرت سیاسی این دو طبقه و نهایتاً موجودیت خود طبقات سرمایه داران و زمینداران است. هنگامی که دولت اسلامی سرمایه تهاجم فوق العاده ارتجاعی خود را به ضد نیروهای انقلابی به اجرا درآورد، کل جنبش طبقۀ کارگر به ویژه جنبش سیاسی این طبقه غافلگیر شد و نتوانست خود را در عقب تشینی سازماندهی کند؛ چیزی که صدمات آن تاکنون برجا مانده است. شدت استبداد و اختناق در ایران چنان زیاد است که تا کنون حتی تشکل های توده ای طبقۀ کارگر و نهادهای مبارزۀ اقتصادی این طبقه نتوانسته اند به طور علنی پابگیرند!
روشن است که بدون کادرهای تربیت یافتۀ سوسیالیست های انقلابی (کمونیست ها) امکان ایجاد سازمان وسیع انقلابی برای تهییج توده ای (آژیتاسیون) در مبارزۀ سیاسی انقلابی وجود ندارد. بنابراین برای ورود به امر تهییج توده ای، جنبش کارگری باید مرحلۀ ترویج را در سطوحی لازم و قابل پذیرش گذرانده باشد. ترویج سوسیالیسم علمی هیچگاه تعطیلی ندارد و هیچ محدویتی برای آن نمی توان قائل شد. ورود به کار و فعالیت تهییجی امر ترویج را فشرده تر و حرفه ای تر از پیش در دستور کار قرار خواهد داد. باید توجه داشت در مبارزۀ طبقاتی یکی از اشکال مبارزه عمده می شود که شناختن به موقع آن و تنظیم عمل انقلابی براساس آن اهمیت زیادی دارد. این امر در مورد ترویج و تهییج نیز صادق است.
در شرایط تدافعی مبارزۀ طبقۀ کارگر، حتی اگر با اعتصابات وسیع اقتصادی کارگران همراه باشد، و نیز در شرایط رکود اقتصادی، ترویج سوسیالیسم علمی اهمیت عمده ای می یابد. ترویج به کار مستمر و صبورانه نیاز دارد. در شرایط رکود و تدافعی ِ مبارزۀ طبقۀ کارگر، این وضعیت بیش از هر زمان دیگر با شرایط روانی طبقۀ کارگر که از استثمار و ستم سرمایه منقلب است و در جستجوی راه حل برای مبارزه ای اصولی و عمیق با سرمایه داری است، منطبق می باشد.
تهییج، برعکس، با شرایط رونق اقتصادی و تهاجم مبارزۀ طبقاتی کارگران و اعتصابات سیاسی این طبقه منطبق است. تهییج زمانی می تواند موثر باشد که در نتیجۀ ترویج سوسیالیسم کادرهای سازمان دهندۀ تهییج و هدایت آن از پیش در نتیجۀ ترویج فراهم شده باشد. ما به این جهت به طور ویژه به موضوع تبلیغ نمی پردازیم زیرا که تبلیغ امر روزمرۀ مبارزۀ طبقاتی است و حوادث روزمرۀ جامعه را دربر می گیرد.
در ٢ سال نخستین ِ پس از انقلاب بهمن، سال های سرنوشت سازی که در آن ارتجاع مذهبی قدرت سیاسی خود را با دولت اسلامی سرمایه تثبیت کرد، اختناق و سرکوب وحشیانه ای که این دولت به ضد طبقۀ کارگر و زحمتکشان جامعه ایجاد کرد، شیرازۀ جنبش کارگری ایران، به ویژه جنبش سیاسی این طبقه، را از هم درید و آن را به طور کامل از هم پاشید. به دنبال دستگیری های بسیار وسیع، شکنجه های ممتد قرون وسطایی و زندان های طولانی برای اعضا و سمپات های سازمان های سیاسی و کشتار وسیع زندانیان سیاسی در دهۀ ٦۰ راهی جز فرار تتمۀ فعالان سیاسی باقی نماند و از آنجا که امنیت و امکان داشتن کار در کشورهای همسایه برای آنان وجود نداشت ناگزیر به مناطق دور، به ویژه به قارۀ اروپا و آمریکا، پناهنده شدند و مهاجرت کردند. سازمان های سیاسی در ایران یکی پس از دیگری از بین رفتند و برای مدتی دراز امکان ترویج سوسیالیسم علمی نیز در این کشور از بین رفت. شدت سرگشتگی سیاسی پناهندگان و مهاجران چپ به دنبال شکست انقلاب بهمن و تار و مار شدنشان و اثر اپورتونیسم و رویزیونیسم حاکم در میان این پناهندگان و مهاجران چنان بود که در خارج کشور هم نتوانستند خود را جمع و جور و سازماندهی کنند.
در برآمد دوبارۀ جنبش کارگری در ایران، در سال های اخیر، که خود را عمدتاً در مبارزات اقتصادی و علنی نشان می دهد، کمبود رابطۀ بین جنبش سیاسی طبقۀ کارگر با جنبش اقتصادی این طبقه به شکلی کاملا بارز ملاحظه می گردد. علت عمدۀ این امر، علاوه بر استبداد و اختناق حاکم بر کشور، نبود یا کمبود کادرهای تربیت یافته ای از سوسیالیست های انقلابی است که بتوانند بر جنبش کارگری تأثیر متشکلی بگذارند. در واقع در دورۀ طولانی اختناق بسیار وحشیانۀ رژیم جمهوری اسلامی امکان ترویج سوسیالیسم انقلابی ممکن نشد. اکنون با آنکه تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی طبقۀ کارگر به خاطر شدت تهاجم رژیم اسلامی و سرمایه داری حاکم در ایران وجود دارد و منجر به اعتصابات اقتصادی بسیاری شده اند، اما کاملا آشکار است که مبارزات اقتصادی طبقۀ کارگر خصلت دفاعی دارد و اهم آنها برای مقابله با عدم امنیت شغلی، مبارزه با قراردادهای موقت و سفید امضا، مبارزه با عدم پرداخت مزد و تعویق طولانی پرداخت آن، با بیکارسازی های وسیع و مستمر و از این قبیل موارد، صورت می گیرد. در دورۀ اخیر، تاکنون جنبش کارگری نه تهاجمی و سیاسی، بلکه دفاعی و حتی می توان گفت صرفاً اقتصادی بوده است.
اکنون به علت تعدد اعتصاب های اقتصادی و شدت و توسعۀ آنها، این اعتصابات دارند از حالت پراکنده خارج می شوند و یک رشته از صنایع را به طور کامل دربر می گیرند و امید این وجود دارد که اعتصابات کارگری در چندین رشته به طور هماهنگ و همزمان صورت گیرند و حتی به اعتصاب های سراسری تبدیل شوند. روشن است که نباید در این باره به دیدگاه اکونومیستی درغلتید و تصور کرد که همان مبارزۀ اقتصادی می تواند به مبارزۀ سیاسی تبدیل شود و اعتصاب های اقتصادی در روند رشد خود لزوماً و خود به خود به اعتصاب های سیاسی تبدیل خواهند شد!
تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی با آنکه لازمۀ مبارزۀ طبقۀ کارگر است ولی بدون تهییج سیاسی در جنبش کارگری، راهی انقلابی برای طبقۀ کارگر نخواهد گشود. حاصل هر تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی هرچه باشد طبقۀ کارگر یک گام در راه رهایی خویش برنخواهد داشت. تهییج سیاسی نیز بدون ترویج سوسیالیسم و تربیت کادرهای انقلابی که وظیفۀ تهییج سیاسی را به پیش برند، امری ناممکن است!
روشن است برای آنکه تهییج سیاسی در طبقۀ کارگر ممکن شود باید ترویج سوسیالیسم علمی و تئوری انقلابی در درجۀ نخست در میان خود طبقۀ کارگر و به ویژه در میان کارگران صنایع بزرگ به طور ممتد و با توجه به نیازهای زندۀ انقلابی طبقۀ کارگر صورت گیرد و هدف مقدم آن ایجاد هسته های مخفی کمونیستی رهبری کنندۀ مبارزات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظری طبقۀ کارگر و اتحاد این هسته ها برای ایجاد حزب طبقۀ کارگر باشد و نیز روشن است که این مهم بدون وجود شماری از کادرهایی که به گونۀ حرفه ای این امور را به پیش برند ممکن نیست! در این راستا باید همۀ شرایط فعالیت مخفی و علنی و فعالیت قانونی و غیر قانونی (به مفهوم فعالیت انقلابی) و رابطۀ آنها با هم در نظر گرفته شود و مفروض باشد.
در ٢ سال نخستین ِ پس از انقلاب بهمن، سال های سرنوشت سازی که در آن ارتجاع مذهبی قدرت سیاسی خود را با دولت اسلامی سرمایه تثبیت کرد، اختناق و سرکوب وحشیانه ای که این دولت به ضد طبقۀ کارگر و زحمتکشان جامعه ایجاد کرد، شیرازۀ جنبش کارگری ایران، به ویژه جنبش سیاسی این طبقه، را از هم درید و آن را به طور کامل از هم پاشید. به دنبال دستگیری های بسیار وسیع، شکنجه های ممتد قرون وسطایی و زندان های طولانی برای اعضا و سمپات های سازمان های سیاسی و کشتار وسیع زندانیان سیاسی در دهۀ ٦۰ راهی جز فرار تتمۀ فعالان سیاسی باقی نماند و از آنجا که امنیت و امکان داشتن کار در کشورهای همسایه برای آنان وجود نداشت ناگزیر به مناطق دور، به ویژه به قارۀ اروپا و آمریکا، پناهنده شدند و مهاجرت کردند. سازمان های سیاسی در ایران یکی پس از دیگری از بین رفتند و برای مدتی دراز امکان ترویج سوسیالیسم علمی نیز در این کشور از بین رفت. شدت سرگشتگی سیاسی پناهندگان و مهاجران چپ به دنبال شکست انقلاب بهمن و تار و مار شدنشان و اثر اپورتونیسم و رویزیونیسم حاکم در میان این پناهندگان و مهاجران چنان بود که در خارج کشور هم نتوانستند خود را جمع و جور و سازماندهی کنند.
در برآمد دوبارۀ جنبش کارگری در ایران، در سال های اخیر، که خود را عمدتاً در مبارزات اقتصادی و علنی نشان می دهد، کمبود رابطۀ بین جنبش سیاسی طبقۀ کارگر با جنبش اقتصادی این طبقه به شکلی کاملا بارز ملاحظه می گردد. علت عمدۀ این امر، علاوه بر استبداد و اختناق حاکم بر کشور، نبود یا کمبود کادرهای تربیت یافته ای از سوسیالیست های انقلابی است که بتوانند بر جنبش کارگری تأثیر متشکلی بگذارند. در واقع در دورۀ طولانی اختناق بسیار وحشیانۀ رژیم جمهوری اسلامی امکان ترویج سوسیالیسم انقلابی ممکن نشد. اکنون با آنکه تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی طبقۀ کارگر به خاطر شدت تهاجم رژیم اسلامی و سرمایه داری حاکم در ایران وجود دارد و منجر به اعتصابات اقتصادی بسیاری شده اند، اما کاملا آشکار است که مبارزات اقتصادی طبقۀ کارگر خصلت دفاعی دارد و اهم آنها برای مقابله با عدم امنیت شغلی، مبارزه با قراردادهای موقت و سفید امضا، مبارزه با عدم پرداخت مزد و تعویق طولانی پرداخت آن، با بیکارسازی های وسیع و مستمر و از این قبیل موارد، صورت می گیرد. در دورۀ اخیر، تاکنون جنبش کارگری نه تهاجمی و سیاسی، بلکه دفاعی و حتی می توان گفت صرفاً اقتصادی بوده است.
اکنون به علت تعدد اعتصاب های اقتصادی و شدت و توسعۀ آنها، این اعتصابات دارند از حالت پراکنده خارج می شوند و یک رشته از صنایع را به طور کامل دربر می گیرند و امید این وجود دارد که اعتصابات کارگری در چندین رشته به طور هماهنگ و همزمان صورت گیرند و حتی به اعتصاب های سراسری تبدیل شوند. روشن است که نباید در این باره به دیدگاه اکونومیستی درغلتید و تصور کرد که همان مبارزۀ اقتصادی می تواند به مبارزۀ سیاسی تبدیل شود و اعتصاب های اقتصادی در روند رشد خود لزوماً و خود به خود به اعتصاب های سیاسی تبدیل خواهند شد!
تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی با آنکه لازمۀ مبارزۀ طبقۀ کارگر است ولی بدون تهییج سیاسی در جنبش کارگری، راهی انقلابی برای طبقۀ کارگر نخواهد گشود. حاصل هر تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی هرچه باشد طبقۀ کارگر یک گام در راه رهایی خویش برنخواهد داشت. تهییج سیاسی نیز بدون ترویج سوسیالیسم و تربیت کادرهای انقلابی که وظیفۀ تهییج سیاسی را به پیش برند، امری ناممکن است!
روشن است برای آنکه تهییج سیاسی در طبقۀ کارگر ممکن شود باید ترویج سوسیالیسم علمی و تئوری انقلابی در درجۀ نخست در میان خود طبقۀ کارگر و به ویژه در میان کارگران صنایع بزرگ به طور ممتد و با توجه به نیازهای زندۀ انقلابی طبقۀ کارگر صورت گیرد و هدف مقدم آن ایجاد هسته های مخفی کمونیستی رهبری کنندۀ مبارزات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظری طبقۀ کارگر و اتحاد این هسته ها برای ایجاد حزب طبقۀ کارگر باشد و نیز روشن است که این مهم بدون وجود شماری از کادرهایی که به گونۀ حرفه ای این امور را به پیش برند ممکن نیست! در این راستا باید همۀ شرایط فعالیت مخفی و علنی و فعالیت قانونی و غیر قانونی (به مفهوم فعالیت انقلابی) و رابطۀ آنها با هم در نظر گرفته شود و مفروض باشد.
شرط تهییج سیاسی و در نهایت درهم شکستن قدرت سیاسی حاکم با انقلاب سیاسی پرولتاریا، وجود کادرهای انقلابی سوسیالیست متشکل در سازمان سیاسی طبقۀ کارگر (حزب کمونیست) است و این مهم بدون ترویج سوسیالیسم علمی و تئوری انقلابی غیر ممکن است! هر خط کلی دیگری غیر از این برای متشکل کردن طبقۀ کارگر برای پیشبرد مبارزۀ طبقاتی راه به جایی درست و انقلابی نمی برد!
منبع سایت آذرخش
Www.aazarakhsh.net
باز نشر کارگران هم پیمان
https://t.me/kargranhampeyman
@khizesche باز نشر خیزش
منبع سایت آذرخش
Www.aazarakhsh.net
باز نشر کارگران هم پیمان
https://t.me/kargranhampeyman
@khizesche باز نشر خیزش
تأثیرات_جنگ_بر_جامعه_ایران_و_وظایف_فعالان_کارگری.docx
31.3 KB
فایل بالا ⬆️ متن سخنرانی یکی از رفقای فعال کارگری است که برای «کارگران هم پیمان» ارسال شده است. مطالعه آن را به همراهان کانال توصیه می کنیم.
🔴 تأثیرات جنگ بر جامعه ایران و وظایف فعالان کارگری
درود به رفقای حاضر در اتاق و همۀ دوستانی که صدای ما را می شنوند.
پیش از پرداختن به تأثیرات جنگ بر جامعه ایران و وظایف فعالان کارگری، نگاهی مختصر و سریع به علل، اهداف و شرایط وقوع جنگ آمریکا- اسرائیل با جمهوری اسلامی که لازم و مفید به نظر می رسد، می اندازیم.. علل، شرایط و اهداف این جنگ باید در پیوند با سیاست و استراتژی هرسه طرف درگیری در نظر گرفته شوند. از این رو ما این علل، اهداف و شرایط را نخست به طور جداگانه در مورد هریک از طرف های درگیری به طور خلاصه مطرح می کنیم و سپس آنها را در یک مجموعه که به جنگ کنونی منجرشد و احتمال ادامۀ آن – در شکل جنگ چهل روزه یا به اشکال دیگر - زیاد است، مورد بررسی قرار می دهیم و در پایان مواضع و وظایفی را که از دید ما فعالان کارگری، نیروهای انقلابی پیشرو جامعه، و .....
ادامه در فایل بالا ⬆️⬆️
باز نشر کارگران هم پیمان
https://t.me/kargranhampeyman @khizesche باز نشر خیزش
🔴 تأثیرات جنگ بر جامعه ایران و وظایف فعالان کارگری
درود به رفقای حاضر در اتاق و همۀ دوستانی که صدای ما را می شنوند.
پیش از پرداختن به تأثیرات جنگ بر جامعه ایران و وظایف فعالان کارگری، نگاهی مختصر و سریع به علل، اهداف و شرایط وقوع جنگ آمریکا- اسرائیل با جمهوری اسلامی که لازم و مفید به نظر می رسد، می اندازیم.. علل، شرایط و اهداف این جنگ باید در پیوند با سیاست و استراتژی هرسه طرف درگیری در نظر گرفته شوند. از این رو ما این علل، اهداف و شرایط را نخست به طور جداگانه در مورد هریک از طرف های درگیری به طور خلاصه مطرح می کنیم و سپس آنها را در یک مجموعه که به جنگ کنونی منجرشد و احتمال ادامۀ آن – در شکل جنگ چهل روزه یا به اشکال دیگر - زیاد است، مورد بررسی قرار می دهیم و در پایان مواضع و وظایفی را که از دید ما فعالان کارگری، نیروهای انقلابی پیشرو جامعه، و .....
ادامه در فایل بالا ⬆️⬆️
باز نشر کارگران هم پیمان
https://t.me/kargranhampeyman @khizesche باز نشر خیزش
🔴 بیدارزنی: سقوط اقتصادی زنان در خلال جنگها (بخش اول)
گزارشی از وضعیت زنان کارگر، بیثباتکار، دانشجو و دستفروش
گزارش پیشرو بخش نخست از بررسی وضعیت زنان کارگر و بیثباتکار از تاریخ ۲۲ دیماه ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ است.
در این یادداشت، علاوه بر بررسی وضعیت عینی معیشت و ساختار امنیت زنان در خلال جنگ، با چهار زن ساکن در شهرهای تهران، زنجان، یزد و کرج گفتگوهایی صورت گرفته است. زنانی که به واسطهی طبقه اجتماعی و یا سایر محرومیتها و تبعیضهای جنسیتی، افزایش فقر و افول کیفیتهای زندگیشان در هیچ آمار رسمیای قرار نمیگیرد!
◼️به جهت حفظ امنیت این افراد، نام کامل آنان نزد رسانه محفوظ است و نام کوچک و اختصار نام خانوادگیشان، درج شده است.
از متن: «پنج سال بود برای گرفتن طلاق دوندگی میکردم، اذیتام کرد، کتکام زد؛ دخترهام رو به قصد مرگ، کتک میزد، خرجی نمیداد و آخر سر هم بدون اینکه طلاقم بده گذاشت رفت. برادر شوهرم میگه انگاری رفته عراق و همونجا هم مونده. نمیدونم. مُرده و زندهاش برام فرقی نمیکنه. این خامنهای بیشرف رو که زدن کُشتن، جاش خیلی نزدیک محل کار من بود. از موج انفجارش ساختمونهای سرِ نبشِ جمهوری همه ریخت پایین. توی تولیدی، 16 نفر بودیم. از هفتهی اول جنگ 12 نفر رو اخراج کردن. من موندم و 3 تا زن دیگه. صاحبکار پنجاه روز تمام به ما نگفت که بیایم سرکار. گفت شما چهار تا هم قدیمی هستین که نگهتون داشتم. اگه جایی کار بود برید، اگه نه هیچ تضمینی ندارم بگم کی تولیدی رو باز میکنم! ما هم بیکس و بیکار بودیم. وقتی تولیدیهای راستهی جمهوری ببندن، یعنی عملا جایی خیاط و سِریدوز نمیخواد. دو هفتهی اول جنگ رو با تهموندهی حساب سَر کردم. اما دیگه کرایهی خونهی دو ماه گذشته که نداشتم بدم، داشت به ماه سوم میرسید. ستایش، دختر بزرگم یه تیبا داره. ناخون کاره و توی آرایشگاه کار میکنه. اون هم با تعطیلی سالنهای زیبایی بیکار شده بود. به این نتیجه رسیدیم دو تایی توی اسنپ کار کنیم. ستایش صبح تا ظهر مسافرکشی میکرد و من ظهر تا 10 شب. نگم برات که چه مسافرهای مردِ بیوجدانی گیر آدم میفته. خلاصه بدون گرفتن عیدی و پاداش و حقوق اسفند و فروردین، بعد پنجاه روز بهم زنگ زدن که برگرد بیا تولیدی برای کار. ما که قرارداد و بیمه نداریم. کل دل خوشیمون کارای شب عید و تولیدی بالا و پاداشمون بود. که اونم امسال نگرفتیم. حقوق منم همون مثل قبل هست. صاحبکار، هزار تومن هم اضافه نکرد. تازه هر روز منت سرمون میذاره که همه بیکار شدن، شما باید ممنون من باشین که نگهتون داشتم! با این خرج گرون، من و دو تا دخترم داریم کار میکنیم و بازم کم میاریم. به خدا به مرگ خودم راضی شدم.»
https://t.me/negarestankhizesche023/4813
◼️متن کامل این گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://shorturl.at/YvI2h
#اشتغال_زنان #بیثباتکاری_زنان
#اقتصاد_سیاسی_جنگ
#خشونت_سیستماتیک_علیه_زنان
@khizesche باز نشر خیزش
@bidarzani
گزارشی از وضعیت زنان کارگر، بیثباتکار، دانشجو و دستفروش
گزارش پیشرو بخش نخست از بررسی وضعیت زنان کارگر و بیثباتکار از تاریخ ۲۲ دیماه ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ است.
در این یادداشت، علاوه بر بررسی وضعیت عینی معیشت و ساختار امنیت زنان در خلال جنگ، با چهار زن ساکن در شهرهای تهران، زنجان، یزد و کرج گفتگوهایی صورت گرفته است. زنانی که به واسطهی طبقه اجتماعی و یا سایر محرومیتها و تبعیضهای جنسیتی، افزایش فقر و افول کیفیتهای زندگیشان در هیچ آمار رسمیای قرار نمیگیرد!
◼️به جهت حفظ امنیت این افراد، نام کامل آنان نزد رسانه محفوظ است و نام کوچک و اختصار نام خانوادگیشان، درج شده است.
از متن: «پنج سال بود برای گرفتن طلاق دوندگی میکردم، اذیتام کرد، کتکام زد؛ دخترهام رو به قصد مرگ، کتک میزد، خرجی نمیداد و آخر سر هم بدون اینکه طلاقم بده گذاشت رفت. برادر شوهرم میگه انگاری رفته عراق و همونجا هم مونده. نمیدونم. مُرده و زندهاش برام فرقی نمیکنه. این خامنهای بیشرف رو که زدن کُشتن، جاش خیلی نزدیک محل کار من بود. از موج انفجارش ساختمونهای سرِ نبشِ جمهوری همه ریخت پایین. توی تولیدی، 16 نفر بودیم. از هفتهی اول جنگ 12 نفر رو اخراج کردن. من موندم و 3 تا زن دیگه. صاحبکار پنجاه روز تمام به ما نگفت که بیایم سرکار. گفت شما چهار تا هم قدیمی هستین که نگهتون داشتم. اگه جایی کار بود برید، اگه نه هیچ تضمینی ندارم بگم کی تولیدی رو باز میکنم! ما هم بیکس و بیکار بودیم. وقتی تولیدیهای راستهی جمهوری ببندن، یعنی عملا جایی خیاط و سِریدوز نمیخواد. دو هفتهی اول جنگ رو با تهموندهی حساب سَر کردم. اما دیگه کرایهی خونهی دو ماه گذشته که نداشتم بدم، داشت به ماه سوم میرسید. ستایش، دختر بزرگم یه تیبا داره. ناخون کاره و توی آرایشگاه کار میکنه. اون هم با تعطیلی سالنهای زیبایی بیکار شده بود. به این نتیجه رسیدیم دو تایی توی اسنپ کار کنیم. ستایش صبح تا ظهر مسافرکشی میکرد و من ظهر تا 10 شب. نگم برات که چه مسافرهای مردِ بیوجدانی گیر آدم میفته. خلاصه بدون گرفتن عیدی و پاداش و حقوق اسفند و فروردین، بعد پنجاه روز بهم زنگ زدن که برگرد بیا تولیدی برای کار. ما که قرارداد و بیمه نداریم. کل دل خوشیمون کارای شب عید و تولیدی بالا و پاداشمون بود. که اونم امسال نگرفتیم. حقوق منم همون مثل قبل هست. صاحبکار، هزار تومن هم اضافه نکرد. تازه هر روز منت سرمون میذاره که همه بیکار شدن، شما باید ممنون من باشین که نگهتون داشتم! با این خرج گرون، من و دو تا دخترم داریم کار میکنیم و بازم کم میاریم. به خدا به مرگ خودم راضی شدم.»
https://t.me/negarestankhizesche023/4813
◼️متن کامل این گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://shorturl.at/YvI2h
#اشتغال_زنان #بیثباتکاری_زنان
#اقتصاد_سیاسی_جنگ
#خشونت_سیستماتیک_علیه_زنان
@khizesche باز نشر خیزش
@bidarzani
Telegram
نگارستان خیزش
تصویر مجازی
پدر بزرگم مردی آزادی خواه بود
پیش از آنکه تیر بارانش کنند
تمام شعرهایش را
پای درخت انار باغچه چال کرد
من هیچ وقت شعرهایش را نخواندم
اما از انارهای باغچه
می شودفهمید
"آزادی"
باید"سرخ و شیرین" باشد…!
#داستایوفسکی
پیش از آنکه تیر بارانش کنند
تمام شعرهایش را
پای درخت انار باغچه چال کرد
من هیچ وقت شعرهایش را نخواندم
اما از انارهای باغچه
می شودفهمید
"آزادی"
باید"سرخ و شیرین" باشد…!
#داستایوفسکی
خبر
ممانعت نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم بیستوششمین سالگرد درگذشت احمد شاملو
برگزاری مراسم بیستوششمین سالگرد درگذشت احمد شاملو، شاعر آزادی، بار دیگر با ممانعت نیروهای امنیتی و انتظامی روبهرو شد؛ اقدامی که در سالهای اخیر به رویهای تکرارشونده تبدیل شده است.
نیروهای سرکوبگر روز دوم مردادماه، ساعتها پیش از آغاز مراسم، با حضور در امامزاده طاهر کرج، بستن درهای گورستان، قرق محوطه و استقرار گسترده در اطراف آن، فضایی امنیتی ایجاد کرده بودند.
آنها با تهدید به توقیف خودروها، مانع از پیاده شدن شماری از حاضران شده و با تعقیب افراد، تصویربرداری و ایجاد فضای ارعاب، مانع از حضور اعضای کانون نویسندگان ایران و دوستداران شاملو بر سر مزار او شدند.
نیروهای امنیتی پیش از این نیز با ایجاد محدودیت و مزاحمت برای حاضران در مراسمهای یادبود او تلاش کرده بودند مانع از برگزاری آزادانه این مراسم شوند، اما در سالهای اخیر این کار شکل مستقیمتر و گستردهتری به خود گرفته است.
کانون نویسندگان ایران با گرامیداشت یاد شاعر آزادی، احمد شاملو بر آرمان آزادیخواهانهی او پای فشرده و رفتار سرکوبگرانهی نیروهای حکومتی را محکوم میکند.
https://t.me/khizesche
ممانعت نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم بیستوششمین سالگرد درگذشت احمد شاملو
برگزاری مراسم بیستوششمین سالگرد درگذشت احمد شاملو، شاعر آزادی، بار دیگر با ممانعت نیروهای امنیتی و انتظامی روبهرو شد؛ اقدامی که در سالهای اخیر به رویهای تکرارشونده تبدیل شده است.
نیروهای سرکوبگر روز دوم مردادماه، ساعتها پیش از آغاز مراسم، با حضور در امامزاده طاهر کرج، بستن درهای گورستان، قرق محوطه و استقرار گسترده در اطراف آن، فضایی امنیتی ایجاد کرده بودند.
آنها با تهدید به توقیف خودروها، مانع از پیاده شدن شماری از حاضران شده و با تعقیب افراد، تصویربرداری و ایجاد فضای ارعاب، مانع از حضور اعضای کانون نویسندگان ایران و دوستداران شاملو بر سر مزار او شدند.
نیروهای امنیتی پیش از این نیز با ایجاد محدودیت و مزاحمت برای حاضران در مراسمهای یادبود او تلاش کرده بودند مانع از برگزاری آزادانه این مراسم شوند، اما در سالهای اخیر این کار شکل مستقیمتر و گستردهتری به خود گرفته است.
کانون نویسندگان ایران با گرامیداشت یاد شاعر آزادی، احمد شاملو بر آرمان آزادیخواهانهی او پای فشرده و رفتار سرکوبگرانهی نیروهای حکومتی را محکوم میکند.
https://t.me/khizesche
Telegram
خیزش
به کانال خیزش بپیوندید، و با ارسال پیامهای آن ما را یاری نمایید. آدرس تماس و ارسال مطالب، عکس و ویدئو بر ای درج در خیزش به امید فردای روشن @khizesh
خیزش
Photo
🩸وجود فرهنگ شهادت و ایده های آخر زمانی در میان شیعیان و تبلیغ و ترویج آن در میان مومنان و اعتقاد به جهاد و پاداش بهشتی برای شهادت در راه آن یکی از ارکان قدرت و باز ماندگی سلسله مراتب شیعی می باشد و باعث شده است که در جای جای تاریخ قدرت گیری آخوندها ه ویژه بعد از تسلط صوفی مشربان و شیعی گرایان صفوی بر حکومت تا به امروز، همیشه موجب خسران و بلا برای مملکت و مردم بوده است جنگ و فداکردن جان توده های مردم دراین راه بدون توجه به وجوب آن به یکی از ارکان سیاستهای توصیه شده و دخالتهای آنها در سیاست و امور دولتی بوده و هست. دو واقعۀ تاریخی زیر نمونه ا ی گویا یند.! ✔️توصیه به تهیه آش مخصوص به مردم و شاه سلطان حسین به وقت شورش افغان و در آستانه سقوط اصفهان🔻
«راست است، فتنه افاغنه در کار است. ما هم خود به علاوه تدارک دولتی، تدارک دعایی کرده، قدغن فرمودهایم در اندرونها که رجال و نساء سادات موسوی، نخود را لا إله إلا الله بخوانند، صباحا و مساء در کارند.
ان شاء الله، آش معتبری فراهم کرده، به کل خلق خدا میخورانیم، از باطن اجداد موسویه دفع بلا خواهد شد، از جناب شما ملتمس دعا هستیم که دولت خواهی فرمودهاید».
✔️منبع:« طب الممالک» رساله به پادشاه صفوی تالیف «سیدقطبالدین محمد نیریزی شیرازی» از فقها و حکما و اندیشمندان سیاسی اواخر دوره صفویه 👇
@khizesche
«راست است، فتنه افاغنه در کار است. ما هم خود به علاوه تدارک دولتی، تدارک دعایی کرده، قدغن فرمودهایم در اندرونها که رجال و نساء سادات موسوی، نخود را لا إله إلا الله بخوانند، صباحا و مساء در کارند.
ان شاء الله، آش معتبری فراهم کرده، به کل خلق خدا میخورانیم، از باطن اجداد موسویه دفع بلا خواهد شد، از جناب شما ملتمس دعا هستیم که دولت خواهی فرمودهاید».
✔️منبع:« طب الممالک» رساله به پادشاه صفوی تالیف «سیدقطبالدین محمد نیریزی شیرازی» از فقها و حکما و اندیشمندان سیاسی اواخر دوره صفویه 👇
@khizesche
❌ ❌ وقتی بخاطر بی کفایتی فتحعلی، شاه دین پناه قاجار، عهدنامه گلستان امضا و قفقاز ،ارمنستان و ایالتهای شرقی گرجستان از ایران جدا می شود، بعضی از روحانیون که فضا را برای منکوب کردن پادشاه و بهم زدن توازن :"شاه و مذهب" به نفع خویش مناسب می بینند، خواستار جهاد و جنگ می شوند:" زیرا حاکم روس سرزمین های اشغالی این مناطق را با قواعد مسیحیه اداره می کند".
🔸به تحریک سید محمد مجاهد(سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۹، ص ۴۴۳) افرادی چون سيد عبدالله بهبهانی ( با بهبهانی دوران مشروطیت فرق دارد)، آيت الله استرآبادی، ملاهادی نراقی، ملا محمد تقی برغانی، میرزا عبدالوهاب قزوینی، ملا احمد نراقی، سید عزیزالله مجتهد طالشی و آخوند ملا محمد ممقانی به سمت تبریز حرکت می کنند تا چنین القا شود که همه علما خواهان جهادند و به شاه اولتیماتوم داده می شود که اگر به خواست آنها تمکین نکند خود وارد عمل خواهند شد تا به ملت تفهیم شود که اگرفتحعلی شاه ( یکی ضعیف ترین کشورهای آن زمان ) عرضه حفظ عزت کشور و مقابله با روسیه(ابرقدرت آن زمان)را ندارد علما اما دارند(عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران، ص ۲۲۳، انتشارات امیرکبیر).
🔸فضای جنگ با روسیه در حالی فراهم می شد که عباس میرزا و انسان فهیمی چون قائم مقام بخاطر درک محدودیت ها و نیز شناخت بازیگران نظام بین الملل خواهان مذاکره با حکومت اشغالگر برای مدارا با مردم تحت اشغال بودند (تا قبل از ترکمانچای مناطق مذکور اشغالی نامیده می شد و بعد از مذاکرات ایران مجبور شد از این عنوان نیز دست بکشد).در صفحه 42 كتاب "كشتگان بر سر قدرت" آمده است:
نايب السلطنه "عباس ميرزا" و قائم مقام (صدراعظم) دل خون و ساكت بودند. تا شاه نظر قائم مقام را پرسيد، او بهانه آورد كه: ”كار جنگ و لشكرآرايی را بايد از لشكريان خواست كه من مرد قلمم“.
شاه اصرار كرد. قائم مقام پاسخ خود را با اين سؤال بيان كرد:
”شاهنشاها! ماليات ممالك محروسه چقدر تواند بود؟“
شاه روی در هم كشيده پاسخ داد:
”شش كرور“
البته، شاه می دانست كه قائم مقام خود اين را بهتر می داند. آنگاه قائم مقام پرسيد:
”آيا ماليات ممالك روس به عرض مبارك رسيده است؟“
شاه با كمی تندی پاسخ داد:
”آری! ششصد كرور است، می دانيم“
و قائم مقام جوابی را كه آماده كرده بود باز گفت:
”جنگ شش كرور و ششصد كرور نه شرط عقل است“.
علما اصرار بر جنگ داشتند و شاه خواست طالعی بگیرند...پايان اين جنگ برای قائم مقام روشن بود، پس دم دركشيد و ساكت شد،
🔸فرجام هم این بود که فتحعلی شاه از سید محمد مجاهد، مسوّده ای برای آغاز جنگ با روسیه درخواست کرد، تا درشب اول قبر آن را به نکیر و منکر نشان دهد تا ثابت شود به دستور روحانیون به جنگ پرداخته است (!)و این درحالی بود که مخالفان جنگ به درستی معتقد بودند که با توجه به تمایل الکساندر اول تزار جدید برای بهبود روابط با ایران و حل و فصل اختلافات می توان با مذاکره مشکلات را حل کرد(نقش روحانیت در تاریخ معاصر ایران- نوشته دکتر م.یاوری-۱۳۶۰ – ص ۲۱).
جنگ در گرفت و سپاه ایران چنان شکستی خورد که ایوان پاسکویچ فرمانده سپاه روس به درستی ادعا کرد که براحتی می تواندر تهران،آذربایجان، قزوین و سایر مناطق ممالک محروسه ایران را فتح کند .از این به بعد هنر قائم مقام و هیات مذاکره کننده ایرانی بود که بادست خالی و ارتشی مضمحل در حالی به از دست دادن دربند، باکو، شیروان، قراباغ رضا دادند که فتح تهران برای سپاه روس کاری بسیار ساده بود اما در نهایت و به لطف مذاکرات، روسیه در اوج قدرت و با وجود برتری نظامی، حاضر شد تبریز اشغالی را تخلیه کند و به آن سوی ارس برود هرچند ایران بخاطر آغاز دوباره جنگ مجبور به پرداخت غرامت به عنوان کشور آغاز گر جنگ شد.
🔸عهدنامه ترکمانچای قراردادی است که همیشه از منظر" از دست دادن" نگریسته شده و کمتر به این اندیشیده شده است شده که اولا این قرارداد ناشی از رویکرد غیرعقلانی و هیجانی آغاز دوباره جنگ با روسیه بود و ثانیا مانعی برای از دست رفتن آذربایجان و گیلان و قزوین و سقوط تهران، محسوب می شد آن هم در شرایطی که نه سپاهی در کار بود و نه سرداری و طرف مذاکره روسیه ای بود که با وجود مساعد بودن ادامه پیشروی و تثبیت موقعیت به لطف مذاکره کنندگان ایرانی، در اوج قدرت و پیروزی به مرز ارس عقب نشینی کرد! 👇 https://t.me/negarestankhizesche023/4815
🔸به تحریک سید محمد مجاهد(سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۹، ص ۴۴۳) افرادی چون سيد عبدالله بهبهانی ( با بهبهانی دوران مشروطیت فرق دارد)، آيت الله استرآبادی، ملاهادی نراقی، ملا محمد تقی برغانی، میرزا عبدالوهاب قزوینی، ملا احمد نراقی، سید عزیزالله مجتهد طالشی و آخوند ملا محمد ممقانی به سمت تبریز حرکت می کنند تا چنین القا شود که همه علما خواهان جهادند و به شاه اولتیماتوم داده می شود که اگر به خواست آنها تمکین نکند خود وارد عمل خواهند شد تا به ملت تفهیم شود که اگرفتحعلی شاه ( یکی ضعیف ترین کشورهای آن زمان ) عرضه حفظ عزت کشور و مقابله با روسیه(ابرقدرت آن زمان)را ندارد علما اما دارند(عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران، ص ۲۲۳، انتشارات امیرکبیر).
🔸فضای جنگ با روسیه در حالی فراهم می شد که عباس میرزا و انسان فهیمی چون قائم مقام بخاطر درک محدودیت ها و نیز شناخت بازیگران نظام بین الملل خواهان مذاکره با حکومت اشغالگر برای مدارا با مردم تحت اشغال بودند (تا قبل از ترکمانچای مناطق مذکور اشغالی نامیده می شد و بعد از مذاکرات ایران مجبور شد از این عنوان نیز دست بکشد).در صفحه 42 كتاب "كشتگان بر سر قدرت" آمده است:
نايب السلطنه "عباس ميرزا" و قائم مقام (صدراعظم) دل خون و ساكت بودند. تا شاه نظر قائم مقام را پرسيد، او بهانه آورد كه: ”كار جنگ و لشكرآرايی را بايد از لشكريان خواست كه من مرد قلمم“.
شاه اصرار كرد. قائم مقام پاسخ خود را با اين سؤال بيان كرد:
”شاهنشاها! ماليات ممالك محروسه چقدر تواند بود؟“
شاه روی در هم كشيده پاسخ داد:
”شش كرور“
البته، شاه می دانست كه قائم مقام خود اين را بهتر می داند. آنگاه قائم مقام پرسيد:
”آيا ماليات ممالك روس به عرض مبارك رسيده است؟“
شاه با كمی تندی پاسخ داد:
”آری! ششصد كرور است، می دانيم“
و قائم مقام جوابی را كه آماده كرده بود باز گفت:
”جنگ شش كرور و ششصد كرور نه شرط عقل است“.
علما اصرار بر جنگ داشتند و شاه خواست طالعی بگیرند...پايان اين جنگ برای قائم مقام روشن بود، پس دم دركشيد و ساكت شد،
🔸فرجام هم این بود که فتحعلی شاه از سید محمد مجاهد، مسوّده ای برای آغاز جنگ با روسیه درخواست کرد، تا درشب اول قبر آن را به نکیر و منکر نشان دهد تا ثابت شود به دستور روحانیون به جنگ پرداخته است (!)و این درحالی بود که مخالفان جنگ به درستی معتقد بودند که با توجه به تمایل الکساندر اول تزار جدید برای بهبود روابط با ایران و حل و فصل اختلافات می توان با مذاکره مشکلات را حل کرد(نقش روحانیت در تاریخ معاصر ایران- نوشته دکتر م.یاوری-۱۳۶۰ – ص ۲۱).
جنگ در گرفت و سپاه ایران چنان شکستی خورد که ایوان پاسکویچ فرمانده سپاه روس به درستی ادعا کرد که براحتی می تواندر تهران،آذربایجان، قزوین و سایر مناطق ممالک محروسه ایران را فتح کند .از این به بعد هنر قائم مقام و هیات مذاکره کننده ایرانی بود که بادست خالی و ارتشی مضمحل در حالی به از دست دادن دربند، باکو، شیروان، قراباغ رضا دادند که فتح تهران برای سپاه روس کاری بسیار ساده بود اما در نهایت و به لطف مذاکرات، روسیه در اوج قدرت و با وجود برتری نظامی، حاضر شد تبریز اشغالی را تخلیه کند و به آن سوی ارس برود هرچند ایران بخاطر آغاز دوباره جنگ مجبور به پرداخت غرامت به عنوان کشور آغاز گر جنگ شد.
🔸عهدنامه ترکمانچای قراردادی است که همیشه از منظر" از دست دادن" نگریسته شده و کمتر به این اندیشیده شده است شده که اولا این قرارداد ناشی از رویکرد غیرعقلانی و هیجانی آغاز دوباره جنگ با روسیه بود و ثانیا مانعی برای از دست رفتن آذربایجان و گیلان و قزوین و سقوط تهران، محسوب می شد آن هم در شرایطی که نه سپاهی در کار بود و نه سرداری و طرف مذاکره روسیه ای بود که با وجود مساعد بودن ادامه پیشروی و تثبیت موقعیت به لطف مذاکره کنندگان ایرانی، در اوج قدرت و پیروزی به مرز ارس عقب نشینی کرد! 👇 https://t.me/negarestankhizesche023/4815
Telegram
نگارستان خیزش
«فاصلهٔ بین جنگ اول و دوم — یا معاهدهٔ اول و دوم — ۱۵ سال است؛ ۱۸۱۳ تا ۱۸۲۸ میلادی. در این مدت نیکلای بهجای الکساندر، تزار روسیه شده بود که به دلایل سیاسی و جنگ با ناپلئون بناپارت در مرزهای شرقی به هیچ وجه مایل به جنگ جدید با همسایهٔ جنوبی نبود. از این رو سیاستمداری به نام مانژیکف را به نمایندگی از خود همراه هیئت صلح به ایران فرستاد. در ایران از او استقبال نشد ودر طی مسیر مانژیکف را بسیار اذیت کردند و بهنوعی فضای سیاسی چنان به تندی گرائید که میتوان گفت تزار پس از گزارشهای عجیب از ایران، به نوعی، به جنگ کشیده شد. در نظام حکمرانی ایران و نیز در دربار، عدهای از سیاسیون و متشرعین، استقبال از فرستادهٔ تزار را معادل سازش و بیغیرتی و اباحهگری و پایمال کردن خون شهدا میدانستند و این نظر را رواج دادند که کفار روسیه به ناموس مسلمین نظر دارند. کار به جایی رسید که به نمایندگان سیاسی روسیه — که علیالقاعده مصونیت دیپلماتیک داشتند ــ، تعرض فیزیکی شد و عدهای از ایرانیان خشمگین، آنها را کتک زدند.
🔻در جریان جنگ دوم و شکست قطعی قشون ایران، پاسکویچ نه تنها میتوانست عباس میرزا را اسیر کند بلکه تهران را هم میتوانست بگیرد. تبریز را در اختیار گرفت و زنجان و تمام شمال شرق تا گیلان را در قلمرو داشت و میتوانست مستقر شود. اما اشغال ایران — آنهم در هنگامهٔ جنگ در نواحی دیگر — برای روسیه سودی نداشت و او ترجیح میداد دستکم کسی در هیات حاکمهٔ ایران باقی بماند که دیپلماسی بفهمد و بتوان با او مذاکره کرد. قدرت چندپاره بود و برای ژنرال روسی مهم این بود که منافع کشورش را تأمین کند.
🔻«این فصل از تاریخ ما، بسیار غم انگیز است. عهدنامهٔ ترکمانچای در شبستر منعقد شد و عباس میرزا رسماً به دست و پای ژنرال روسی افتاد و گریست. در آن میان، سفرای بریتانیا و فرانسه که حاضر بودند، برای صلح تلاش کردند. پاسکویچ ۱۴ کرور طلا غرامت میخواست، که عباس میرزا عجز و لابه کرد: «والله نداریم! رعیت (رعایا) گرسنهاند، بیمارند، محتضرند، توان خراج به تومان ندارند، سپاهی نان ندارد… والله جلاله اعلم که نداریم و فقیریم…». در نهایت با پادرمیانی سفیر فرانسه، فرماندهٔ پیروز، دو کرور را بخشید.۱۷ منطقه از ایران در خفت تمام از دست رفت و عباس میرزا تنها توانست در فصل ۷ قرارداد، ولیعهدی خود و فرزندانش را به حمایت دولت روسیه برساند و بهزعم خود تضمین کند» ( از نکاتی دربارهٔ عهدنامهٔ ترکمانچای- فرشین کاظمینیا ) 📌📌این چند جمله تاریخی که عباس میرزا (ولیعهد ایران) نوشته است را بخوانید : ✍️ « سیزده سال و یک ماه از پایان جنگ اول ایران و روس گذشته بود که جنگ دوم ما با روس ها شروع شد. من هم دیگر آن جوان خام و ناآزموده نبودم که به راحتی وارد کشمکش شوم ...
در این سیزده سال اختلافات مرزی که بین طرفین پدید میآمد، با رفت و آمد آدم و کاغذ حل میشد و سفرای دو کشور با احترام در کشور دیگر پذیرفته میشدند ...https://t.me/negarestankhizesche023/4814
عامل جدیدی که بهانهای برای آغاز نبردی دیگر باشد، رخ نداده بود و تنها بهانه، زخمهای باقیمانده از جنگ اول و نیز توطئههای اشراف قاجار بود که برای از چشم شاه انداختن و سرنگونی من با یاری گرفتن از روحانیون و علما بود ....
بدین ترتیب غوغای جهاد با روسیانِ کافر بالا گرفت و مراجع و علما، در رأس آنان آیتالله سید محمد مجتهد، برای واداشتن دولت برای آغاز جنگ، از کربلا و نجف به دارالخلافه تهران مهاجرت کردند ...
من به اتفاق قائم مقام فراهانی و میرزا معتمد الدوله نشاط، به ملاقات آقایان رفتیم و سعی کردیم مشکلات ورود در جنگی تازه را برایشان توضیح دهیم ...
آیتالله سید محمد مجتهد (مجاهد)، آیت الله ملا احمد نراقی وآیت الله جعفر کاشف الغطاء ، در صدر اتاق نشسته بودند، با جمعی از نزدیکان و منصوبان شان.بی آنکه نگاهی به ما کنند، در سکوت به سخنان من گوش میدادند و گاهی آیت الله سید محمد مجتهد (مجاهد) نفسی از قلیان میگرفت، عرض کردم:
آقایان البته میتوانند با چرخش قلم، فتوای جهاد صادر کنند، ولی اجرای آن مشکل است. از یک مشت روستانشین یا شهرنشین که برای جهاد راه افتاده اند در برابر یک لشکر عظیم و آموزش دیده و مسلح کاری از ما ساخته نیست....
جنگ، جنگاور و سلاح کامل میخواهد!!! جنگ، جیره و مواجب میخواهد!!!
جنگ پول میخواهد!!!.
سربازها پوشاک گرم و اسلحه و آذوقه میخواهند !!
کل مالیاتی که در سال اخذ میکنیم، حدود پنج کرور تومان است و روسیه پانصد کرور تومان از مردمش در سال مالیات اخذ میکند ...👇
🔻در جریان جنگ دوم و شکست قطعی قشون ایران، پاسکویچ نه تنها میتوانست عباس میرزا را اسیر کند بلکه تهران را هم میتوانست بگیرد. تبریز را در اختیار گرفت و زنجان و تمام شمال شرق تا گیلان را در قلمرو داشت و میتوانست مستقر شود. اما اشغال ایران — آنهم در هنگامهٔ جنگ در نواحی دیگر — برای روسیه سودی نداشت و او ترجیح میداد دستکم کسی در هیات حاکمهٔ ایران باقی بماند که دیپلماسی بفهمد و بتوان با او مذاکره کرد. قدرت چندپاره بود و برای ژنرال روسی مهم این بود که منافع کشورش را تأمین کند.
🔻«این فصل از تاریخ ما، بسیار غم انگیز است. عهدنامهٔ ترکمانچای در شبستر منعقد شد و عباس میرزا رسماً به دست و پای ژنرال روسی افتاد و گریست. در آن میان، سفرای بریتانیا و فرانسه که حاضر بودند، برای صلح تلاش کردند. پاسکویچ ۱۴ کرور طلا غرامت میخواست، که عباس میرزا عجز و لابه کرد: «والله نداریم! رعیت (رعایا) گرسنهاند، بیمارند، محتضرند، توان خراج به تومان ندارند، سپاهی نان ندارد… والله جلاله اعلم که نداریم و فقیریم…». در نهایت با پادرمیانی سفیر فرانسه، فرماندهٔ پیروز، دو کرور را بخشید.۱۷ منطقه از ایران در خفت تمام از دست رفت و عباس میرزا تنها توانست در فصل ۷ قرارداد، ولیعهدی خود و فرزندانش را به حمایت دولت روسیه برساند و بهزعم خود تضمین کند» ( از نکاتی دربارهٔ عهدنامهٔ ترکمانچای- فرشین کاظمینیا ) 📌📌این چند جمله تاریخی که عباس میرزا (ولیعهد ایران) نوشته است را بخوانید : ✍️ « سیزده سال و یک ماه از پایان جنگ اول ایران و روس گذشته بود که جنگ دوم ما با روس ها شروع شد. من هم دیگر آن جوان خام و ناآزموده نبودم که به راحتی وارد کشمکش شوم ...
در این سیزده سال اختلافات مرزی که بین طرفین پدید میآمد، با رفت و آمد آدم و کاغذ حل میشد و سفرای دو کشور با احترام در کشور دیگر پذیرفته میشدند ...https://t.me/negarestankhizesche023/4814
عامل جدیدی که بهانهای برای آغاز نبردی دیگر باشد، رخ نداده بود و تنها بهانه، زخمهای باقیمانده از جنگ اول و نیز توطئههای اشراف قاجار بود که برای از چشم شاه انداختن و سرنگونی من با یاری گرفتن از روحانیون و علما بود ....
بدین ترتیب غوغای جهاد با روسیانِ کافر بالا گرفت و مراجع و علما، در رأس آنان آیتالله سید محمد مجتهد، برای واداشتن دولت برای آغاز جنگ، از کربلا و نجف به دارالخلافه تهران مهاجرت کردند ...
من به اتفاق قائم مقام فراهانی و میرزا معتمد الدوله نشاط، به ملاقات آقایان رفتیم و سعی کردیم مشکلات ورود در جنگی تازه را برایشان توضیح دهیم ...
آیتالله سید محمد مجتهد (مجاهد)، آیت الله ملا احمد نراقی وآیت الله جعفر کاشف الغطاء ، در صدر اتاق نشسته بودند، با جمعی از نزدیکان و منصوبان شان.بی آنکه نگاهی به ما کنند، در سکوت به سخنان من گوش میدادند و گاهی آیت الله سید محمد مجتهد (مجاهد) نفسی از قلیان میگرفت، عرض کردم:
آقایان البته میتوانند با چرخش قلم، فتوای جهاد صادر کنند، ولی اجرای آن مشکل است. از یک مشت روستانشین یا شهرنشین که برای جهاد راه افتاده اند در برابر یک لشکر عظیم و آموزش دیده و مسلح کاری از ما ساخته نیست....
جنگ، جنگاور و سلاح کامل میخواهد!!! جنگ، جیره و مواجب میخواهد!!!
جنگ پول میخواهد!!!.
سربازها پوشاک گرم و اسلحه و آذوقه میخواهند !!
کل مالیاتی که در سال اخذ میکنیم، حدود پنج کرور تومان است و روسیه پانصد کرور تومان از مردمش در سال مالیات اخذ میکند ...👇
https://t.me/negarestankhizesche023/4814
یکی از آقایان گفت: چرا دولت پول ندارد ؟!
چه بر سر جواهرات نادری آوردهاید ؟!
گفتم : آن جواهرات در خزانه است، ولی جواهرات را به راحتی نمیتوان به پول تبدیل کرد...
اگر بخواهیم آن را یک مرتبه بفروشیم از ما نمیخرند و اگر یکایک بفروشیم، عایدات آن در برابر مخارج سنگین جنگ هیچ است ...
تصور شما آقایان از جنگ، مانند غزواتِ صدر اسلام و بَدر و اُحُد است . ولی زمانه خیلی عوض شده!!!
در جنگ قبلی به قدر کافی مردانمان به خاک افتادند ...
چرا باز بخواهیم خلق الله را به کشتن دهیم ؟ !!
در اینجا آیت الله سید محمد مجتهد که گویی از توضیح من حوصله اش سر رفته بود سرش را بلند کرد و با صدای لرزان وچهره ی عبوس گفت:
حضرت والا بدانند که ما به اینجا نیامدیم که با این حرفها دوباره به عتبات بازگردیم ...
این سخنان شاهزاده ، ظنی را که از قبل در اسلامخواهی ولیعهد بود،مع الاسف تقویت میکند !!
به چه مناسبت از طرف ولیعهد در جراید لندن و پاریس از فرنگیان برای زندگی در ایران دعوت میکنند ؟ !
پای فرنگی به ایران باز شود، که چه شود؟
این تنبانهای تنگ و چسبان چیست که به بهانه چابک کردن و اصلاح امر نظام بر تن قشون مسلمین میکنند ؟
به چه دلیل در دارالسلطنه تبریز چاپخانه زدید و کتاب تاریخ اروپا چاپ میکنید که مردم به جای قَصَصُ الانبیاء با اطوار معاش فرنگیان آشنا شوند؟؟ و.....
سرانجام اِصرار علما و روحانیون مجتهد، و صدور فتاوای جهاد کار را بر من تنگ کرد ... و چون اجماع خواص و عوام را در این باب مشاهده کردیم به جنگی دیگر ناخواسته وارد شدیم ..
این جنگ هم چند ماه طول کشید، به رغم پیروزیهایی که در ابتدا به خاطر غافل گیری و درگیری لشکر روس با عثمانی کسب کردیم ولی در نهایت ایران شکست خورد ..
در ناحیهای میان زنجان و میانه که روسها تا آنجا پیش آمده بودند عهدنامه ترکمانچای منعقد گردید ...
مطابق این عهدنامه نخجوان و ایروان هم از دست رفت و چون روسیه طرف ایرانی را آغازگر جنگ معرفی می نمود درخواست غرامت سنگینی از ایران کرد و تخلیه خاک ایران رامشروط به پرداخت اقساط آن غرامت دانستند، حق کاپیتولاسیون را روس ها برای خود گرفتند و ...
من و سربازانم صادقانه تا آخر جنگیدیم ...
لیک همان آیت الله سیدمحمد مجتهد هنگام محاصره تبریز ، گُل و قربانی سوی روسها فرستاد و خودش به فرمانده روسها که تبریز را محاصره کرده بودند گفت :
*ما جانمان از قاجاریه به لب رسیده و میخواهیم رعیت دولت روس باشیم !*
تاریخ معاصرایران
یکی از آقایان گفت: چرا دولت پول ندارد ؟!
چه بر سر جواهرات نادری آوردهاید ؟!
گفتم : آن جواهرات در خزانه است، ولی جواهرات را به راحتی نمیتوان به پول تبدیل کرد...
اگر بخواهیم آن را یک مرتبه بفروشیم از ما نمیخرند و اگر یکایک بفروشیم، عایدات آن در برابر مخارج سنگین جنگ هیچ است ...
تصور شما آقایان از جنگ، مانند غزواتِ صدر اسلام و بَدر و اُحُد است . ولی زمانه خیلی عوض شده!!!
در جنگ قبلی به قدر کافی مردانمان به خاک افتادند ...
چرا باز بخواهیم خلق الله را به کشتن دهیم ؟ !!
در اینجا آیت الله سید محمد مجتهد که گویی از توضیح من حوصله اش سر رفته بود سرش را بلند کرد و با صدای لرزان وچهره ی عبوس گفت:
حضرت والا بدانند که ما به اینجا نیامدیم که با این حرفها دوباره به عتبات بازگردیم ...
این سخنان شاهزاده ، ظنی را که از قبل در اسلامخواهی ولیعهد بود،مع الاسف تقویت میکند !!
به چه مناسبت از طرف ولیعهد در جراید لندن و پاریس از فرنگیان برای زندگی در ایران دعوت میکنند ؟ !
پای فرنگی به ایران باز شود، که چه شود؟
این تنبانهای تنگ و چسبان چیست که به بهانه چابک کردن و اصلاح امر نظام بر تن قشون مسلمین میکنند ؟
به چه دلیل در دارالسلطنه تبریز چاپخانه زدید و کتاب تاریخ اروپا چاپ میکنید که مردم به جای قَصَصُ الانبیاء با اطوار معاش فرنگیان آشنا شوند؟؟ و.....
سرانجام اِصرار علما و روحانیون مجتهد، و صدور فتاوای جهاد کار را بر من تنگ کرد ... و چون اجماع خواص و عوام را در این باب مشاهده کردیم به جنگی دیگر ناخواسته وارد شدیم ..
این جنگ هم چند ماه طول کشید، به رغم پیروزیهایی که در ابتدا به خاطر غافل گیری و درگیری لشکر روس با عثمانی کسب کردیم ولی در نهایت ایران شکست خورد ..
در ناحیهای میان زنجان و میانه که روسها تا آنجا پیش آمده بودند عهدنامه ترکمانچای منعقد گردید ...
مطابق این عهدنامه نخجوان و ایروان هم از دست رفت و چون روسیه طرف ایرانی را آغازگر جنگ معرفی می نمود درخواست غرامت سنگینی از ایران کرد و تخلیه خاک ایران رامشروط به پرداخت اقساط آن غرامت دانستند، حق کاپیتولاسیون را روس ها برای خود گرفتند و ...
من و سربازانم صادقانه تا آخر جنگیدیم ...
لیک همان آیت الله سیدمحمد مجتهد هنگام محاصره تبریز ، گُل و قربانی سوی روسها فرستاد و خودش به فرمانده روسها که تبریز را محاصره کرده بودند گفت :
*ما جانمان از قاجاریه به لب رسیده و میخواهیم رعیت دولت روس باشیم !*
تاریخ معاصرایران
Telegram
نگارستان خیزش
هیات ایرانی به روسیه غرامت جنگ میپردازد، قصبهی ترکمانچای ۱۸۲۸.