کشتهشدن رسول قلندری، کولبر ۲۱ ساله مجروح با شلیک سه تیر خلاص به سرش
یک کولبر ۲۱ ساله کُرد به نام رسول قلندری، پدر دو فرزند خردسال و اهل قطور، با شلیک مستقیم نیروهای هنگ مرزی جان باخت. وی ابتدا مجروح و سپس با شلیک سه تیر خلاص به سرش کشته شده است.
روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ در ارتفاعات مرزی روستای «بلجوک» از توابع بخش قطور در شهرستان خوی این کولبر با شلیک مستقیم نیروهای هنگمرزی کشته شد.
منابع مطلع گزارش دادهاند که نیروهای هنگ مرزی ابتدا بدون اخطار قبلی به سوی گروهی از کولبران شلیک کردند که در نتیجه آن رسول قلندری مجروح شده است. نیروهای مرزبانی پس از مجروح شدن این کولبر، بالای سر وی رفته و در حالی که وی زخمی و بیدفاع روی زمین افتاده بود، با شلیک ۳ گلوله به سرش، وی را به قتل رساندند.
رسول قلندری تنها ۲۱ سال سن داشت. وی متاهل و پدر دو فرزند خردسال ۳ ساله و ۵ ماهه بود که برای تامین حداقل معیشت خانوادهاش به کولبری روی آورده بود.
. باز نشر خیزش @khizesche/
یک کولبر ۲۱ ساله کُرد به نام رسول قلندری، پدر دو فرزند خردسال و اهل قطور، با شلیک مستقیم نیروهای هنگ مرزی جان باخت. وی ابتدا مجروح و سپس با شلیک سه تیر خلاص به سرش کشته شده است.
روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ در ارتفاعات مرزی روستای «بلجوک» از توابع بخش قطور در شهرستان خوی این کولبر با شلیک مستقیم نیروهای هنگمرزی کشته شد.
منابع مطلع گزارش دادهاند که نیروهای هنگ مرزی ابتدا بدون اخطار قبلی به سوی گروهی از کولبران شلیک کردند که در نتیجه آن رسول قلندری مجروح شده است. نیروهای مرزبانی پس از مجروح شدن این کولبر، بالای سر وی رفته و در حالی که وی زخمی و بیدفاع روی زمین افتاده بود، با شلیک ۳ گلوله به سرش، وی را به قتل رساندند.
رسول قلندری تنها ۲۱ سال سن داشت. وی متاهل و پدر دو فرزند خردسال ۳ ساله و ۵ ماهه بود که برای تامین حداقل معیشت خانوادهاش به کولبری روی آورده بود.
. باز نشر خیزش @khizesche/
♦️این جامعه نرینه سالاری است که رژیم زنستیز جمهوری اسلامی ساخته که هر مردی در هر مکانی خود را مالک زنان بداند.
📌برای این که هیچ زنی در هیچ مکانی به قتل نرسد و از تمامی اشکال خشونت رهایییاید، باید با مبارزه متشکل و آگاهانه زنان به همراه سایر اقشار و طبقات ستمدیده حلقه اصلی این زنجیر، یعنی خشونت دولتی که در تدوام و تقویت خشونت خانگی و اجتماعی نقش اصلی را دارد، در هم شکسته شود و بر ویرانه های آن دولتی نوین و انقلابی ساخته شود که رهایی زنان از خشونت و فرودستی در دستور کارش قرار دارد.
#زن_انقلاب_رهایی
#رهایی_زن_رهایی_جامعه
#نه_به_مالکیت_بر_بدن_زن
#سرنگونی_انقلابی_رژیم_جمهوری_اسلامی
. باز نشر خیزش @khizesche @kaarzaar
📌برای این که هیچ زنی در هیچ مکانی به قتل نرسد و از تمامی اشکال خشونت رهایییاید، باید با مبارزه متشکل و آگاهانه زنان به همراه سایر اقشار و طبقات ستمدیده حلقه اصلی این زنجیر، یعنی خشونت دولتی که در تدوام و تقویت خشونت خانگی و اجتماعی نقش اصلی را دارد، در هم شکسته شود و بر ویرانه های آن دولتی نوین و انقلابی ساخته شود که رهایی زنان از خشونت و فرودستی در دستور کارش قرار دارد.
#زن_انقلاب_رهایی
#رهایی_زن_رهایی_جامعه
#نه_به_مالکیت_بر_بدن_زن
#سرنگونی_انقلابی_رژیم_جمهوری_اسلامی
. باز نشر خیزش @khizesche @kaarzaar
🔶 حضور مستشاران سپاه در یمن و تشدید بحران امنیتی در دریای سرخ
خبرگزاری رویترز روز پنجشنبه، ۲۳ ژوئیه به نقل از "منابع مطلع"، از جمله دو منبع ایرانی و مسئولان استخباراتی یمن گزارش داد که ایران در ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۲ تیر) گروهی از فرماندهان و مستشاران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به همراه قطعات موشکی، پهپادی و شمشهای طلا را از طریق پرواز شرکت ماهان ایر از تهران به یمن منتقل کرده است.
این پرواز که در ابتدا عازم فرودگاه صنعا بوده، به دلیل حملات هوایی نیروهای مورد حمایت عربستان به باند فرودگاه، مسیر خود را تغییر داد و در بندر حدیده به زمین نشست.
این هواپیما به نوشته رویترز حامل ۱۰ تا ۲۱ نفر از فرماندهان و مستشاران ارشد سپاه بوده که جهت ارائه آموزشهای تخصصی روی سامانههای موشکی جدید و هدایت عملیاتی نیروها وارد یمن شدهاند.
یک محموله شامل قطعات موشکهای کوتاهبرد و میانبرد، قطعات پهپادی و همچنین شمشهای طلا برای تأمین مالی فعالیتهای نظامی حوثیها نیز در این هواپیما بوده است.👇👇
. باز نشر خیزش @khizesche
خبرگزاری رویترز روز پنجشنبه، ۲۳ ژوئیه به نقل از "منابع مطلع"، از جمله دو منبع ایرانی و مسئولان استخباراتی یمن گزارش داد که ایران در ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۲ تیر) گروهی از فرماندهان و مستشاران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به همراه قطعات موشکی، پهپادی و شمشهای طلا را از طریق پرواز شرکت ماهان ایر از تهران به یمن منتقل کرده است.
این پرواز که در ابتدا عازم فرودگاه صنعا بوده، به دلیل حملات هوایی نیروهای مورد حمایت عربستان به باند فرودگاه، مسیر خود را تغییر داد و در بندر حدیده به زمین نشست.
این هواپیما به نوشته رویترز حامل ۱۰ تا ۲۱ نفر از فرماندهان و مستشاران ارشد سپاه بوده که جهت ارائه آموزشهای تخصصی روی سامانههای موشکی جدید و هدایت عملیاتی نیروها وارد یمن شدهاند.
یک محموله شامل قطعات موشکهای کوتاهبرد و میانبرد، قطعات پهپادی و همچنین شمشهای طلا برای تأمین مالی فعالیتهای نظامی حوثیها نیز در این هواپیما بوده است.👇👇
. باز نشر خیزش @khizesche
📝مجموعه خبرها نشاندهنده یک بحران همهجانبه و تصاعدی در روز دوازدهم از درگیریهای مستقیم میان ایران و آمریکا است.
الف) حملات آمریکا به خاک ایران
ارتش آمریکا در دوازدهمین شب درگیریها، حملات موشکی و هوایی گستردهای را علیه ۵ استان ایران (خوزستان، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، هرمزگان و کرمانشاه) انجام داد:
استفاده از بمبافکن B-1: ارتش آمریکا برای نخستینبار در ۱۲ روز گذشته از بمبافکن دوربرد B-1 (اعزامشده از پایگاهی در بریتانیا) برای هدف قرار دادن مواضع سپاه پاسداران استفاده کرده است.
تلفات و خسارات جانی: حمله موشکی به اطراف پایانه مسافربری مرز شلمچه منجر به ۲ کشته و ۱۱ مجروح شد.
نقاط هدفقرارگرفته: اصابت موشک به ساحل شهر سوزا در جزیره قشم، حریم نیروگاه اتمی بوشهر، ادوات کشاورزی در دشتی، شناورهای نجات در هرمزگان و حوالی شهرهای اهواز، اندیمشک، رامشیر، کیار، جاسک و اسلامآباد غرب.
ب) پاسخ تلافیجویانه ایران و جبهه منطقهای
حملات پهپادی به پایگاههای آمریکا: سپاه پاسداران و ارتش ایران پایگاههای آمریکا در کویت (علیالسالم و العدیری) و اردن (العقبه) را هدف حملات پهپادی قرار دادند.
ادعای خسارات به نیروهای آمریکایی: سپاه مدعی نابودی یک سامانه پاتریوت، آشیانه پهپاد MQ، آشیانه بالگردها، یک انبار تجهیزات و کشته/مجروح شدن نیروهای آمریکایی در کویت شده است.
تداوم محاصره دریایی: حوثیهای یمن اعلام کردند محاصره کشتیهای مرتبط با عربستان در دریای سرخ تا زمان رفع محاصره یمن ادامه خواهد داشت.
انتقال تجهیزات و مستشار به یمن: خبرگزاری رویترز روز پنجشنبه، ۲۳ ژوئیه به نقل از "منابع مطلع"، از جمله دو منبع ایرانی و مسئولان استخباراتی یمن گزارش داد که ایران در ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۲ تیر) گروهی از فرماندهان و مستشاران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به همراه قطعات موشکی، پهپادی و شمشهای طلا را از طریق پرواز شرکت ماهان ایر از تهران به یمن منتقل کرده است.
این پرواز که در ابتدا عازم فرودگاه صنعا بوده، به دلیل حملات هوایی نیروهای مورد حمایت عربستان به باند فرودگاه، مسیر خود را تغییر داد و در بندر حدیده به زمین نشست.
این هواپیما به نوشته رویترز حامل ۱۰ تا ۲۱ نفر از فرماندهان و مستشاران ارشد سپاه بوده که جهت ارائه آموزشهای تخصصی روی سامانههای موشکی جدید و هدایت عملیاتی نیروها وارد یمن شدهاند.
۲. دیپلماسی و وضعیت سفارتخانهها
تخلیه دیپلماتهای غربی: کشورهای بریتانیا و فرانسه سفارتخانههای خود در تهران را تخلیه کرده و کادر دیپلماتیک خود را به دلیل شرایط حاد امنیتی خارج یا به حالت دورکار درآوردهاند.
موضع رسمی ایران درباره مذاکره: عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، ضمن اشاره به سفر نخستوزیر عراق به واشنگتن تأکید کرد که مشکل در نبود میانجی نیست، بلکه در "رویکرد زیادهخواهانه آمریکا" است و تا تغییر این رویکرد، حتی تبادل پیام نیز بیفایده خواهد بود.
خطونشان خطوط دفاعی: عراقچی بر دکترین «چشم در برابر چشم» تاکید کرد و سخنگوی ارتش ایران (محمد اکرمینیا) اعلام کرد حملات تلافیجویانه تا زمان توقف حملات آمریکا به زیرساختهای ایران ادامه مییابد.
۳. موضعگیریها و تحرکات ایالات متحده
وزارت خارجه آمریکا: مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، با اشاره به دکترین «سر در برابر چشم» مدعی شد ایران هزینه سنگینی خواهد پرداخت و به زودی مجبور به تجدیدنظر و آمادگی برای توافق میشود.
تجهیز و اعزام نیرو به منطقه: وال استریت ژورنال از تقویت نیروهای عملیات ویژه، اعزام تجهیزات پزشکی (از جمله ۱۵۰ کادر درمان به آلمان) و آمادهباش کامل بمبافکنها در پایگاههای آمریکا و بریتانیا خبر داد.به نوشته اکسیوس استفاده از بمبافکنهای بی۱ که توان حمل ۲۴ بمب دو هزار پوندی (حدود ۹۰۷ کیلوگرمی) یا دهها موشک کروز را دارند، نشانه تشدید قابل توجه عملیات نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی به شمار میرود.
این بمبافکن میتواند در ارتفاع پایین با سرعتی بیش از سرعت صوت پرواز کند و در میان انواع بمبافکنها، بیشترین ظرفیت حمل بمب را دارد.
به نوشته اکسیوس بمبافکن بی۱ که در حمله سهشنبه شب استفاده شد، مأموریت خود را از یک پایگاه هوایی در بریتانیا آغاز کرد که رد آن در وبسایتهای ردیابی پرواز نیز مشاهد شد.
احتمال دخالت روسیه: تحلیلگران اطلاعاتی آمریکا در حال بررسی نقش احتمالی روسیه در ارائه اطلاعات هدفگیری یا فناوری پهپادی به ایران برای حمله به ایستگاههای CIA در عربستان و عراق هستند.
۴. تحولات قانونگذاری در واشنگتن (کنگره آمریکا)👇👇
الف) حملات آمریکا به خاک ایران
ارتش آمریکا در دوازدهمین شب درگیریها، حملات موشکی و هوایی گستردهای را علیه ۵ استان ایران (خوزستان، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، هرمزگان و کرمانشاه) انجام داد:
استفاده از بمبافکن B-1: ارتش آمریکا برای نخستینبار در ۱۲ روز گذشته از بمبافکن دوربرد B-1 (اعزامشده از پایگاهی در بریتانیا) برای هدف قرار دادن مواضع سپاه پاسداران استفاده کرده است.
تلفات و خسارات جانی: حمله موشکی به اطراف پایانه مسافربری مرز شلمچه منجر به ۲ کشته و ۱۱ مجروح شد.
نقاط هدفقرارگرفته: اصابت موشک به ساحل شهر سوزا در جزیره قشم، حریم نیروگاه اتمی بوشهر، ادوات کشاورزی در دشتی، شناورهای نجات در هرمزگان و حوالی شهرهای اهواز، اندیمشک، رامشیر، کیار، جاسک و اسلامآباد غرب.
ب) پاسخ تلافیجویانه ایران و جبهه منطقهای
حملات پهپادی به پایگاههای آمریکا: سپاه پاسداران و ارتش ایران پایگاههای آمریکا در کویت (علیالسالم و العدیری) و اردن (العقبه) را هدف حملات پهپادی قرار دادند.
ادعای خسارات به نیروهای آمریکایی: سپاه مدعی نابودی یک سامانه پاتریوت، آشیانه پهپاد MQ، آشیانه بالگردها، یک انبار تجهیزات و کشته/مجروح شدن نیروهای آمریکایی در کویت شده است.
تداوم محاصره دریایی: حوثیهای یمن اعلام کردند محاصره کشتیهای مرتبط با عربستان در دریای سرخ تا زمان رفع محاصره یمن ادامه خواهد داشت.
انتقال تجهیزات و مستشار به یمن: خبرگزاری رویترز روز پنجشنبه، ۲۳ ژوئیه به نقل از "منابع مطلع"، از جمله دو منبع ایرانی و مسئولان استخباراتی یمن گزارش داد که ایران در ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۲ تیر) گروهی از فرماندهان و مستشاران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به همراه قطعات موشکی، پهپادی و شمشهای طلا را از طریق پرواز شرکت ماهان ایر از تهران به یمن منتقل کرده است.
این پرواز که در ابتدا عازم فرودگاه صنعا بوده، به دلیل حملات هوایی نیروهای مورد حمایت عربستان به باند فرودگاه، مسیر خود را تغییر داد و در بندر حدیده به زمین نشست.
این هواپیما به نوشته رویترز حامل ۱۰ تا ۲۱ نفر از فرماندهان و مستشاران ارشد سپاه بوده که جهت ارائه آموزشهای تخصصی روی سامانههای موشکی جدید و هدایت عملیاتی نیروها وارد یمن شدهاند.
۲. دیپلماسی و وضعیت سفارتخانهها
تخلیه دیپلماتهای غربی: کشورهای بریتانیا و فرانسه سفارتخانههای خود در تهران را تخلیه کرده و کادر دیپلماتیک خود را به دلیل شرایط حاد امنیتی خارج یا به حالت دورکار درآوردهاند.
موضع رسمی ایران درباره مذاکره: عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، ضمن اشاره به سفر نخستوزیر عراق به واشنگتن تأکید کرد که مشکل در نبود میانجی نیست، بلکه در "رویکرد زیادهخواهانه آمریکا" است و تا تغییر این رویکرد، حتی تبادل پیام نیز بیفایده خواهد بود.
خطونشان خطوط دفاعی: عراقچی بر دکترین «چشم در برابر چشم» تاکید کرد و سخنگوی ارتش ایران (محمد اکرمینیا) اعلام کرد حملات تلافیجویانه تا زمان توقف حملات آمریکا به زیرساختهای ایران ادامه مییابد.
۳. موضعگیریها و تحرکات ایالات متحده
وزارت خارجه آمریکا: مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، با اشاره به دکترین «سر در برابر چشم» مدعی شد ایران هزینه سنگینی خواهد پرداخت و به زودی مجبور به تجدیدنظر و آمادگی برای توافق میشود.
تجهیز و اعزام نیرو به منطقه: وال استریت ژورنال از تقویت نیروهای عملیات ویژه، اعزام تجهیزات پزشکی (از جمله ۱۵۰ کادر درمان به آلمان) و آمادهباش کامل بمبافکنها در پایگاههای آمریکا و بریتانیا خبر داد.به نوشته اکسیوس استفاده از بمبافکنهای بی۱ که توان حمل ۲۴ بمب دو هزار پوندی (حدود ۹۰۷ کیلوگرمی) یا دهها موشک کروز را دارند، نشانه تشدید قابل توجه عملیات نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی به شمار میرود.
این بمبافکن میتواند در ارتفاع پایین با سرعتی بیش از سرعت صوت پرواز کند و در میان انواع بمبافکنها، بیشترین ظرفیت حمل بمب را دارد.
به نوشته اکسیوس بمبافکن بی۱ که در حمله سهشنبه شب استفاده شد، مأموریت خود را از یک پایگاه هوایی در بریتانیا آغاز کرد که رد آن در وبسایتهای ردیابی پرواز نیز مشاهد شد.
احتمال دخالت روسیه: تحلیلگران اطلاعاتی آمریکا در حال بررسی نقش احتمالی روسیه در ارائه اطلاعات هدفگیری یا فناوری پهپادی به ایران برای حمله به ایستگاههای CIA در عربستان و عراق هستند.
۴. تحولات قانونگذاری در واشنگتن (کنگره آمریکا)👇👇
تصویب بودجه جنگی: مجلس نمایندگان آمریکا بودجه ۹۵ میلیارد دلاری (شامل ۷۳ میلیارد دلار برای عملیات نظامی و اطلاعاتی مرتبط با ایران) را با اختلاف شکننده (۲۱۶ در برابر ۲۱۴) تصویب کرد.
تنش بر سر اختیارات جنگی ترامپ:
مجلس نمایندگان قطعنامهای را برای محدود ساختن اختیارات جنگی ترامپ علیه ایران به تصویب رساند.
سنای آمریکا تنها چند ساعت بعد با ۴۹ رأی مخالف در برابر ۴۷ رأی موافق، این طرح را بلوکه و رد کرد.
۵. واکنشها و تحرکات بینالمللی و منطقهای
هشدار بریتانیا: در پی تهدیدهای سپاه پاسداران درباره استفاده بمبافکنهای آمریکایی از پایگاههای انگلیس، لندن اعلام کرد سامانه پدافند هوایی و نیروهای مسلح آن کشور بهصورت ۲۴/۷ در آمادهباش کامل دفاعی قرار دارند.سخنگوی دولت بریتانیا در این باره گفت: «نیروهای مسلح ما آمادگی کامل دارند تا از بریتانیا در برابر هر نوع حملهای، چه در خاک خودمان و چه از خارج کشور ، محافظت کنند. بریتانیا به صورت ۲۴ ساعته و هفت روز هفته آماده دفاع از خود است.»
وی در ادامه افزود: «این آمادگی شامل بهکارگیری یک سیستم پدافند هوایی و موشکی چندلایهای است که توسط تجهیزات نیروی دریایی سلطنتی، نیروی زمینی و نیروی هوایی بریتانیا و متکی بر طیفی از قابلیتهای پیشرفته و با همکاری نزدیک با متحدانمان در ناتو پشتیبانی میشود.»
محکومیت شدید توسط مصر و عمان: وزرای خارجه مصر و عمان حملات ایران به خاک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را "نقض حاکمیت و تهدید جدی برای امنیت منطقه" خوانده و خواستار توقف فوری آن شدند.
بدبینی کشورهای خلیج فارس: دیپلماتهای عرب از تشدید تنشها و بنبست در راهحلهای دیپلماتیک ابراز نگرانی شدید کردهاند.وزرای خارجه مصر و عمان روز پنجشنبه ۲۳ ژوئیه (اول مرداد) در حاشیه نشست وزیران خارجه آسهآن در مانیل، با یکدیگر دیدار و گفتوگو کردند.
وزارت خارجه مصر با انتشار بیانیهای اعلام کرد بدر عبدالعاطی و بدر بوسعیدی بار دیگر حملات مکرر ایران به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را محکوم کردند و وزیر خارجه مصر "تلاشهای فشرده این کشور برای کاهش تنشها و نزدیک کردن دیدگاههای طرفهای مختلف" را تشریح کرد. بدر عبدالعاطی همچنین بر همبستگی کامل مصر با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و اردن تأکید کرد.
💡
تنش بر سر اختیارات جنگی ترامپ:
مجلس نمایندگان قطعنامهای را برای محدود ساختن اختیارات جنگی ترامپ علیه ایران به تصویب رساند.
سنای آمریکا تنها چند ساعت بعد با ۴۹ رأی مخالف در برابر ۴۷ رأی موافق، این طرح را بلوکه و رد کرد.
۵. واکنشها و تحرکات بینالمللی و منطقهای
هشدار بریتانیا: در پی تهدیدهای سپاه پاسداران درباره استفاده بمبافکنهای آمریکایی از پایگاههای انگلیس، لندن اعلام کرد سامانه پدافند هوایی و نیروهای مسلح آن کشور بهصورت ۲۴/۷ در آمادهباش کامل دفاعی قرار دارند.سخنگوی دولت بریتانیا در این باره گفت: «نیروهای مسلح ما آمادگی کامل دارند تا از بریتانیا در برابر هر نوع حملهای، چه در خاک خودمان و چه از خارج کشور ، محافظت کنند. بریتانیا به صورت ۲۴ ساعته و هفت روز هفته آماده دفاع از خود است.»
وی در ادامه افزود: «این آمادگی شامل بهکارگیری یک سیستم پدافند هوایی و موشکی چندلایهای است که توسط تجهیزات نیروی دریایی سلطنتی، نیروی زمینی و نیروی هوایی بریتانیا و متکی بر طیفی از قابلیتهای پیشرفته و با همکاری نزدیک با متحدانمان در ناتو پشتیبانی میشود.»
محکومیت شدید توسط مصر و عمان: وزرای خارجه مصر و عمان حملات ایران به خاک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را "نقض حاکمیت و تهدید جدی برای امنیت منطقه" خوانده و خواستار توقف فوری آن شدند.
بدبینی کشورهای خلیج فارس: دیپلماتهای عرب از تشدید تنشها و بنبست در راهحلهای دیپلماتیک ابراز نگرانی شدید کردهاند.وزرای خارجه مصر و عمان روز پنجشنبه ۲۳ ژوئیه (اول مرداد) در حاشیه نشست وزیران خارجه آسهآن در مانیل، با یکدیگر دیدار و گفتوگو کردند.
وزارت خارجه مصر با انتشار بیانیهای اعلام کرد بدر عبدالعاطی و بدر بوسعیدی بار دیگر حملات مکرر ایران به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را محکوم کردند و وزیر خارجه مصر "تلاشهای فشرده این کشور برای کاهش تنشها و نزدیک کردن دیدگاههای طرفهای مختلف" را تشریح کرد. بدر عبدالعاطی همچنین بر همبستگی کامل مصر با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و اردن تأکید کرد.
💡
درگیریها از فاز محدود خارج شده و وارد یک جنگ فرسایشی و تصاعدی regional (منطقهای) شده است؛ از یکسو آمریکا با بهکارگیری تجهیزات سنگین (مانند بمبافکن B-1) و تصویب بودجههای میلیاردی قصد فشار حداکثری دارد و از سوی دیگر ایران با هدف قرار دادن پایگاهها و منافع آمریکا در کشورهای همسایه و تقویت جبهههای فرعی (مانند یمن)، استراتژی «پاسخ متوازن و بازدارنده» را دنبال میکند. همزمان، با خروج دیپلماتهای غربی، کانالهای دیپلماتیک مستقیم کاملاً مسدود شدهاند. تنظیم و نگارش از خیزش @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4811
Telegram
نگارستان خیزش
🔻«من یک بار متولد شدهام؛ لیکن هزارها بار مُردهام. شعر به من یاری داد تا عذابهای این مرگ را کمتر حس کنم. شعر تخفیف مرگهای من است.»
#احمد_شاملو
دوم مرداد سالروز مرگ شاعر
🥀🥀🥀
#احمد_شاملو
دوم مرداد سالروز مرگ شاعر
🥀🥀🥀
درهای گلزار خاوران همچنان بر روی خانواده های زندانیان سیاسی اعدامشده در دهه ۶۰ بسته است
امروز جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵ جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ و قتل عام تابستان ۶۷ برای گرامی داشت یاد عزیزان خود به گلزار خاوران رفتند. اما مأموران نظامی و امنیتی همچنان با بستن درهای این گلزار مانع ورود خانواده و حضور آنان بر مزار عزیزان خود شدند. با این همه خانواده های دادخواه خاوران با گذاردن عکس های عزیزان اعدام شده خود در پشت درهای بسته و گلباران آن تصاویر آن جان های به خون خفته یاد عزیزان خود را گرامی داشتند.
جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵
#گلزار_خاوران
#کشتار_زندانیان_سیاسی۶۷
#نه_به_اعدام
بازنشر
https://t.me/khizesche
امروز جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵ جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ و قتل عام تابستان ۶۷ برای گرامی داشت یاد عزیزان خود به گلزار خاوران رفتند. اما مأموران نظامی و امنیتی همچنان با بستن درهای این گلزار مانع ورود خانواده و حضور آنان بر مزار عزیزان خود شدند. با این همه خانواده های دادخواه خاوران با گذاردن عکس های عزیزان اعدام شده خود در پشت درهای بسته و گلباران آن تصاویر آن جان های به خون خفته یاد عزیزان خود را گرامی داشتند.
جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵
#گلزار_خاوران
#کشتار_زندانیان_سیاسی۶۷
#نه_به_اعدام
بازنشر
https://t.me/khizesche
🔻از تلخی تمامی دریاها
در اشک ناتوانی خود ساغری زدم
آنان به آفتاب شیفته بودند
زیرا که آفتاب تنهاترین حقیقتشان بود
احساس واقعیتشان بود
با نور و گرمیش مفهوم بیریای رفاقت بود
با تابناکیاش مفهوم بی فریب صداقت بود
ای کاش میتوانستند از آفتاب یاد بگیرند
ای کاش میتوانستم
خون رگان خود را من
قطره
قطره
قطره
بگریم تا باورم کنند
#احمدشاملو
🩸🩸🩸تابستان خونین ۱۳۶۷ لکۀ ننگی است بر دامان جمهوری اسلامی که جز با نابودی آن پاک نمی شود. نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم!
https://t.me/khizesche
در اشک ناتوانی خود ساغری زدم
آنان به آفتاب شیفته بودند
زیرا که آفتاب تنهاترین حقیقتشان بود
احساس واقعیتشان بود
با نور و گرمیش مفهوم بیریای رفاقت بود
با تابناکیاش مفهوم بی فریب صداقت بود
ای کاش میتوانستند از آفتاب یاد بگیرند
ای کاش میتوانستم
خون رگان خود را من
قطره
قطره
قطره
بگریم تا باورم کنند
#احمدشاملو
🩸🩸🩸تابستان خونین ۱۳۶۷ لکۀ ننگی است بر دامان جمهوری اسلامی که جز با نابودی آن پاک نمی شود. نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم!
https://t.me/khizesche
🚀✈️💣❌شکلگیری و شدتگرفتن موج جدیدی از جنبش ضدجنگ و ضدنظامیگری در آلمان ✍️این جنبش دارای ساختاری دوگانه اما کاملاً همسو است: از یکسو دانشآموزان و فعالان جوان چپگرا در سطح خیابان و مدارس، و از سوی دیگر بدنه کارگری و نمایندگان اتحادیهها (بهویژه IG Metall) در داخل بزرگترین مجتمعهای صنعتی کشور. این جنبش از کجا سر گرفته است؟
آیا بهزودی صنعت خودروسازی در فولکسواگن نیز به صنعت تسلیحات تبدیل میشود؟ احزاب سبزها، سوسیال دمکرات (SPD) و دمکرات مسیحی (CDU) بر سر یک بودجهی ویژهی نظامی توافق کردهاند. این بودجهی ویژه را نمیتوان با چند مورد کاهش در حقوق پایهی شهروندی تأمین کرد: کاهش مستمری بازنشستگی، حذف یک روز تعطیل رسمی، افزایش مالیات بر ارزش افزوده و غیره. ایدههای کاهش بودجه هیچ مرزی نمیشناسند، جز اینکه ثروتمندان از تأمین مالی تسلیحات معاف هستند. حس و حال «تب طلا» میان حاکمان و نوکرانشان شکل گرفته و آنها ایدههای مرگباری دربارهی اینکه با پولهای ما چه کنند در سر دارند. هرچه باشد، از این راه میتوان پول درآورد. آیا در یک دنیای هستهای و مسلح – که امکان نابودی تمام حیات این سیاره تنها در هفت دقیقه را فراهم میکند – ادامهی افزایش تسلیحات منطقی است؟ برای آرمین پاپرگر (مدیرعامل راینمتال) و اولیویر بلومه (مدیرعامل فولکسواگن) بله، زیرا در اینجا میتوان روی دوش مردم سودهایی در ابعاد غیرقابل تصور بهدست آورد.
به گفتهی مدیرعامل فولکسواگن، اولیویر بلومه، در آخرین کنفرانس سرمایهگذاران، او میخواهد این گروه صنعتی عهدهدار وظایف نظامی شود (نشریه Auto, Motor Sport، ۱۳ مارس ۲۰۲۵). آرمین پاپرگر، مدیرعامل راینمتال، کارخانه فولکسواگن در اُزنابروک را برای تولید تجهیزات نظامی «بسیار مناسب» توصیف کرده است. پیش از آن، اولیویر بلومه تمایل خود را برای تغییر کاربری این کارخانه ابراز کرده بود (شبکه NDR، ۱۴ مارس ۲۰۲۵).
«اقتصاد جنگی» و منطق سودآوری سرمایهداری
بحران در صنعت خودروسازی در حال تبدیلشدن به زمینهای برای رونق بخش تسلیحاتی است:
تغییر کاربری کارخانهها (Conversion): خودروسازان بزرگی مانند فولکسواگن (VW) و قطعهسازانی مثل ZF، بهدلیل افت سودآوری در بخش خودروهای غیرنظامی (۲ تا ۳ درصد)، به سمت بازار پرظرفیت تسلیحات (با بازدهی ۸ تا ۱۰ درصد) سوق پیدا کردهاند. تاسیس «دفتر دفاع گروهی» در فولکسواگن و ابراز تمایل شرکتهای تسلیحاتی مثل Rheinmetall برای جذب کارخانههایی نظیر Osnabrück نمونههای عینی این روند هستند.
بازتوزیع معکوس ثروت: بودجههای هنگفت نظامی از طریق کاهش خدمات رفاهی، مستمریها، افزایش مالیات و فشار بر حقوق بگیران تأمین میشود و مستقیماً به جیب سهامداران و کارخانهداران صنایع نظامی سرریز میگردد.
افسانه «حفظ شغل»: فعالان کارگری استدلال میکنند که تولید سلاح شغلی پایدار ایجاد نمیکند؛ چراکه سلاحها وارد چرخه ارزشآفرینی اقتصادی نمیشوند و صرفاً برای نابودی یا پوسیدن در انبارها ساخته میشوند.
بررسیهای امنیتی و حقوق کارگران
تغییر خطوط تولید به سمت صنایع دفاعی، مستقیمترین ضربه را به بدنه کارگری وارد میکند:
احتمال تعدیل نیرو و کار اجباری: ورود به اقتصاد جنگی، با محدود شدن حق اعتصاب، افزایش ساعات کار و حتی سایه «کار اجباری» طبق قوانین وضعیت اضطراری (مانند ASG) همراه است.
تفتیش عقاید و بررسیهای امنیتی (Verfassungsschutz): تبدیل کارخانه به سایت نظامی، مستلزم بررسیهای امنیتی گسترده روی کارگران است. این روند به اخراج اخلاقی، اعمال فشار بر نیروهای معترض و از بین رفتن حریم خصوصی/سیاسی کارگران میانجامد. یکی از پررنگترین سوژهها، افزایش برخوردهای امنیتی و قضایی با فعالان ضدجنگ است.
برخوردها از احکام کیفری و ارسال نامههای تهدیدآمیز تا بازرسی منازل فعالان و تهدید دانشآموزان به اخراج از مدرسه گسترش یافته است. اقداماتی کاملاً نمادین و بدون خشونت (مانند زنجیر کردن درِ ورودی آژانس تبلیغاتی Castenow یا قرار دادن عروسک در مقابل آن) تحت عناوین سنگینی چون «اعمال زور» پروندهسازی میشوند.هدف سرکوب ارعاب جریانهای نوپا و جلوگیری از پیوند اعتراضات خیابانی و دانشآموزی با بدنه اجتماعی جامعه است. تبدیل کارخانهها به اهداف نظامی: کارگران هشدار میدهند که تولید سلاح، کارخانهها و شهرهای صنعتی (مانند تجربه تاریخی کاسل در جنگهای جهانی) را در مناقشات آتی به هدف اول حملات موشکی و نظامی تبدیل میکند.در اتحادیهی IG Metall مقاومت فزایندهای علیه نظامیسازی سریع صنعت خودرو در آلمان در حال شکلگیری است. پس از مصوبهی نمایندگان اتحادیه در کارخانههای فورد کلن تحت عنوان «نه به اقتصاد جنگی – ما فرزندانمان را برای جنگها نمیدهیم»👇👇
آیا بهزودی صنعت خودروسازی در فولکسواگن نیز به صنعت تسلیحات تبدیل میشود؟ احزاب سبزها، سوسیال دمکرات (SPD) و دمکرات مسیحی (CDU) بر سر یک بودجهی ویژهی نظامی توافق کردهاند. این بودجهی ویژه را نمیتوان با چند مورد کاهش در حقوق پایهی شهروندی تأمین کرد: کاهش مستمری بازنشستگی، حذف یک روز تعطیل رسمی، افزایش مالیات بر ارزش افزوده و غیره. ایدههای کاهش بودجه هیچ مرزی نمیشناسند، جز اینکه ثروتمندان از تأمین مالی تسلیحات معاف هستند. حس و حال «تب طلا» میان حاکمان و نوکرانشان شکل گرفته و آنها ایدههای مرگباری دربارهی اینکه با پولهای ما چه کنند در سر دارند. هرچه باشد، از این راه میتوان پول درآورد. آیا در یک دنیای هستهای و مسلح – که امکان نابودی تمام حیات این سیاره تنها در هفت دقیقه را فراهم میکند – ادامهی افزایش تسلیحات منطقی است؟ برای آرمین پاپرگر (مدیرعامل راینمتال) و اولیویر بلومه (مدیرعامل فولکسواگن) بله، زیرا در اینجا میتوان روی دوش مردم سودهایی در ابعاد غیرقابل تصور بهدست آورد.
به گفتهی مدیرعامل فولکسواگن، اولیویر بلومه، در آخرین کنفرانس سرمایهگذاران، او میخواهد این گروه صنعتی عهدهدار وظایف نظامی شود (نشریه Auto, Motor Sport، ۱۳ مارس ۲۰۲۵). آرمین پاپرگر، مدیرعامل راینمتال، کارخانه فولکسواگن در اُزنابروک را برای تولید تجهیزات نظامی «بسیار مناسب» توصیف کرده است. پیش از آن، اولیویر بلومه تمایل خود را برای تغییر کاربری این کارخانه ابراز کرده بود (شبکه NDR، ۱۴ مارس ۲۰۲۵).
«اقتصاد جنگی» و منطق سودآوری سرمایهداری
بحران در صنعت خودروسازی در حال تبدیلشدن به زمینهای برای رونق بخش تسلیحاتی است:
تغییر کاربری کارخانهها (Conversion): خودروسازان بزرگی مانند فولکسواگن (VW) و قطعهسازانی مثل ZF، بهدلیل افت سودآوری در بخش خودروهای غیرنظامی (۲ تا ۳ درصد)، به سمت بازار پرظرفیت تسلیحات (با بازدهی ۸ تا ۱۰ درصد) سوق پیدا کردهاند. تاسیس «دفتر دفاع گروهی» در فولکسواگن و ابراز تمایل شرکتهای تسلیحاتی مثل Rheinmetall برای جذب کارخانههایی نظیر Osnabrück نمونههای عینی این روند هستند.
بازتوزیع معکوس ثروت: بودجههای هنگفت نظامی از طریق کاهش خدمات رفاهی، مستمریها، افزایش مالیات و فشار بر حقوق بگیران تأمین میشود و مستقیماً به جیب سهامداران و کارخانهداران صنایع نظامی سرریز میگردد.
افسانه «حفظ شغل»: فعالان کارگری استدلال میکنند که تولید سلاح شغلی پایدار ایجاد نمیکند؛ چراکه سلاحها وارد چرخه ارزشآفرینی اقتصادی نمیشوند و صرفاً برای نابودی یا پوسیدن در انبارها ساخته میشوند.
بررسیهای امنیتی و حقوق کارگران
تغییر خطوط تولید به سمت صنایع دفاعی، مستقیمترین ضربه را به بدنه کارگری وارد میکند:
احتمال تعدیل نیرو و کار اجباری: ورود به اقتصاد جنگی، با محدود شدن حق اعتصاب، افزایش ساعات کار و حتی سایه «کار اجباری» طبق قوانین وضعیت اضطراری (مانند ASG) همراه است.
تفتیش عقاید و بررسیهای امنیتی (Verfassungsschutz): تبدیل کارخانه به سایت نظامی، مستلزم بررسیهای امنیتی گسترده روی کارگران است. این روند به اخراج اخلاقی، اعمال فشار بر نیروهای معترض و از بین رفتن حریم خصوصی/سیاسی کارگران میانجامد. یکی از پررنگترین سوژهها، افزایش برخوردهای امنیتی و قضایی با فعالان ضدجنگ است.
برخوردها از احکام کیفری و ارسال نامههای تهدیدآمیز تا بازرسی منازل فعالان و تهدید دانشآموزان به اخراج از مدرسه گسترش یافته است. اقداماتی کاملاً نمادین و بدون خشونت (مانند زنجیر کردن درِ ورودی آژانس تبلیغاتی Castenow یا قرار دادن عروسک در مقابل آن) تحت عناوین سنگینی چون «اعمال زور» پروندهسازی میشوند.هدف سرکوب ارعاب جریانهای نوپا و جلوگیری از پیوند اعتراضات خیابانی و دانشآموزی با بدنه اجتماعی جامعه است. تبدیل کارخانهها به اهداف نظامی: کارگران هشدار میدهند که تولید سلاح، کارخانهها و شهرهای صنعتی (مانند تجربه تاریخی کاسل در جنگهای جهانی) را در مناقشات آتی به هدف اول حملات موشکی و نظامی تبدیل میکند.در اتحادیهی IG Metall مقاومت فزایندهای علیه نظامیسازی سریع صنعت خودرو در آلمان در حال شکلگیری است. پس از مصوبهی نمایندگان اتحادیه در کارخانههای فورد کلن تحت عنوان «نه به اقتصاد جنگی – ما فرزندانمان را برای جنگها نمیدهیم»👇👇
در اواخر ژانویهی ۲۰۲۶، در اواسط مارس همکاران شرکت قطعهسازی ZF هانوفر با بیانیهی «کار ما برای زندگی است، نه برای جنگ» همراه شدند. این بیانیه به امضای اورکان فیرات (رئیس بدنه نمایندگان) و ینس شفر (رئیس شورای کارگری) رسیده است. در نهایت، فلزکارانی از کارخانههای مختلف فولکسواگن نیز در ماه مارس قطعنامهای را علیه «بازسازی و تبدیل به اقتصاد جنگی» به تصویب رساندند. (...)
در شرکت قطعهسازی ZF در هانوفر، در قطعنامه نمایندگان پرسنل آمده است که تولید نظامی یک »استراتژی پایدار نیست«. این اقدام منابعی را که برای تغییر ساختار حملونقل، خودروهای برقی و نوآوریهای غیرنظامی مورد نیاز است بلعیده و از بین میبرد. از این رو، کارگران از مدیریت شرکت خواستار »طرحهای تغییر کاربری: تدوین برنامههایی برای انتقال بخشهای وابسته به تسلیحات به بخشهای غیرنظامی، بدون از دست رفتن مشاغل« هستند. علاوه بر این، دولت فدرال باید از هزینههای تسلیحاتی »در ارقام سرسامآور« دست بکشد…»
---------------------------------------------
در تمام بیانیهها ی کارگری ، یک بازگشت هوشمندانه به اساسنامههای اولیه و تاریخی اتحادیه IG Metall دیده میشود:اصل «ملیسازی/عمومیسازی صنایع»: کارگران تاکید میکنند طبق اساسنامه post-WWII (پس از جنگ جهانی دوم)، تصمیمگیری درباره اینکه «چه چیزی و چگونه تولید شود» باید در اختیار خود نیروهای کار باشد، نه هیئتمدیره و سرمایهداران.
جنبه انترناسیونالیستی (بینالمللگرایی): کارگران مطرح میکنند که سلاحهای ساخت آنان در نهایت برای کشتن همکاران و کارگران دیگر کشورها (مانند کارگران سابق فولکسواگن در روسیه یا چین) به کار خواهد رفت.
تشکلها بهجای تولید تانک و ماشینهای جنگی، خواستار سرمایهگذاری بر روی حملونقل عمومی، خودروهای برقی و زیرساختهای غیرنظامی هستند که هم مشاغل را تضمین میکند و هم محیطزیست و جامعه را ارتقا میدهد.
تکثیر زنجیره مقاومت (از مدرسه تا کارخانه)
ساختار مقاومت در برابر نظامیگری در آلمان، زنجیرهای پیوسته از بازیگران مختلف را شکل داده است:
تصمیمات سیاسی دولت آلمان (مانند تخصیص بودجههای ویژه نظامی و افزایش بودجه دفاعی) ریشه در چرخشهای ژئوپلیتیک دارد. این تصمیمات، چارچوب قانونی و ایدئولوژیک لازم را برای بازتعریف اولویتهای ملی فراهم میکنند. آلمان بهعنوان بزرگترین قدرت اقتصادی اتحادیه اروپا، نقش رهبری و هماهنگکننده را در تسلیح مجدد قاره ایفا میکند. این امر تقاضایی تضمینشده، بلندمدت و فراملی برای تجهیزات نظامی ایجاد میکند. شرکتهای بزرگ صنعتی (نظیر Rheinmetall) و حتی غولهای غیرنظامی (نظیر Volkswagen و ZF) با مشاهده این تقاضای تضمینشده و سودآوری بالا (۸ تا ۱۰ درصد در مقایسه با ۲ تا ۳ درصد صنعت خودرو)، سرمایههای خود را به سمت خطوط تولید نظامی، پهپادی، لجستیک و فناوریهای پهپادی/ماهوارهای هدایت میکنند.
پیوستگی سیاست نظامی آلمان با تسلیح مجدد اروپا صرفاً جنبه دفاعی ندارد، بلکه یک استراتژی صنعتی-اقتصادی است: سیاستهای جدید بر این فرض استوارند که اروپا باید وابستگی خود را به تسلیحات آمریکایی کاهش دهد. در این میان، زیرساخت صنعتی و پیشرفته آلمان بهترین گزینه برای تبدیلشدن به مرکز اصلی تأمین نیازهای تسلیحاتی کل قاره است.وقتی آلمان در سیاستهای اروپایی بر «تسلیح مجدد متحدان» تأکید میکند، در واقع بازار فروش شرکتهای نظامی خود را در سطح اتحادیه اروپا تثبیت و تضمین مینماید.مهمترین نمودِ رابطه بین سیاست نظامی و سرمایهگذاری تولیدی، نفوذ نظامیگری به بدنه صنایع ساختاری و غیرنظامی آلمان است: .👇
در شرکت قطعهسازی ZF در هانوفر، در قطعنامه نمایندگان پرسنل آمده است که تولید نظامی یک »استراتژی پایدار نیست«. این اقدام منابعی را که برای تغییر ساختار حملونقل، خودروهای برقی و نوآوریهای غیرنظامی مورد نیاز است بلعیده و از بین میبرد. از این رو، کارگران از مدیریت شرکت خواستار »طرحهای تغییر کاربری: تدوین برنامههایی برای انتقال بخشهای وابسته به تسلیحات به بخشهای غیرنظامی، بدون از دست رفتن مشاغل« هستند. علاوه بر این، دولت فدرال باید از هزینههای تسلیحاتی »در ارقام سرسامآور« دست بکشد…»
---------------------------------------------
در تمام بیانیهها ی کارگری ، یک بازگشت هوشمندانه به اساسنامههای اولیه و تاریخی اتحادیه IG Metall دیده میشود:اصل «ملیسازی/عمومیسازی صنایع»: کارگران تاکید میکنند طبق اساسنامه post-WWII (پس از جنگ جهانی دوم)، تصمیمگیری درباره اینکه «چه چیزی و چگونه تولید شود» باید در اختیار خود نیروهای کار باشد، نه هیئتمدیره و سرمایهداران.
جنبه انترناسیونالیستی (بینالمللگرایی): کارگران مطرح میکنند که سلاحهای ساخت آنان در نهایت برای کشتن همکاران و کارگران دیگر کشورها (مانند کارگران سابق فولکسواگن در روسیه یا چین) به کار خواهد رفت.
تشکلها بهجای تولید تانک و ماشینهای جنگی، خواستار سرمایهگذاری بر روی حملونقل عمومی، خودروهای برقی و زیرساختهای غیرنظامی هستند که هم مشاغل را تضمین میکند و هم محیطزیست و جامعه را ارتقا میدهد.
تکثیر زنجیره مقاومت (از مدرسه تا کارخانه)
ساختار مقاومت در برابر نظامیگری در آلمان، زنجیرهای پیوسته از بازیگران مختلف را شکل داده است:
مبارزه علیه جنگ در آلمان دیگر صرفاً یک شعار اخلاقی یا انتزاعی نیست؛ بلکه به یک نبرد واقعی بر سر طبقه، شغل، حقوق کارگری و آینده رفاهی جامعه تبدیل شده است.
پاسخ تشکلهای مستقل به «تب طلا» و سودجویی شرکتهای بزرگ از بودجههای نظامی، فراخوان برای همبستگی طبقاتی، تبدیل سرکوبها به فرصت افشاگری، و تلاش برای تغییر رادیکال خطوط تولید از «صنعت مرگ» به «خدمات عمومی و غیرنظامی» است.
رابطه بین گسترش سیاستهای نظامی آلمان، مشارکت آن در تسلیح مجدد اروپا و گسترش سرمایهگذاری در تولیدات نظامی یک رابطه عِلی و متقابل (چرخه تقویتکننده) است. سیاستهای دولت، تقاضای منطقهای (اروپا) را میسازد و سرمایهداری صنعتی آلمان نیز جهش تولیدی و مالی این فرآیند را محقق میکند.
تصمیمات سیاسی دولت آلمان (مانند تخصیص بودجههای ویژه نظامی و افزایش بودجه دفاعی) ریشه در چرخشهای ژئوپلیتیک دارد. این تصمیمات، چارچوب قانونی و ایدئولوژیک لازم را برای بازتعریف اولویتهای ملی فراهم میکنند. آلمان بهعنوان بزرگترین قدرت اقتصادی اتحادیه اروپا، نقش رهبری و هماهنگکننده را در تسلیح مجدد قاره ایفا میکند. این امر تقاضایی تضمینشده، بلندمدت و فراملی برای تجهیزات نظامی ایجاد میکند. شرکتهای بزرگ صنعتی (نظیر Rheinmetall) و حتی غولهای غیرنظامی (نظیر Volkswagen و ZF) با مشاهده این تقاضای تضمینشده و سودآوری بالا (۸ تا ۱۰ درصد در مقایسه با ۲ تا ۳ درصد صنعت خودرو)، سرمایههای خود را به سمت خطوط تولید نظامی، پهپادی، لجستیک و فناوریهای پهپادی/ماهوارهای هدایت میکنند.
پیوستگی سیاست نظامی آلمان با تسلیح مجدد اروپا صرفاً جنبه دفاعی ندارد، بلکه یک استراتژی صنعتی-اقتصادی است: سیاستهای جدید بر این فرض استوارند که اروپا باید وابستگی خود را به تسلیحات آمریکایی کاهش دهد. در این میان، زیرساخت صنعتی و پیشرفته آلمان بهترین گزینه برای تبدیلشدن به مرکز اصلی تأمین نیازهای تسلیحاتی کل قاره است.وقتی آلمان در سیاستهای اروپایی بر «تسلیح مجدد متحدان» تأکید میکند، در واقع بازار فروش شرکتهای نظامی خود را در سطح اتحادیه اروپا تثبیت و تضمین مینماید.مهمترین نمودِ رابطه بین سیاست نظامی و سرمایهگذاری تولیدی، نفوذ نظامیگری به بدنه صنایع ساختاری و غیرنظامی آلمان است: .👇
انتقال خطوط تولید (Conversion): رکود در بخشهای سنتی اقتصاد آلمان (مانند افت سودآوری خودروسازی و بحران انرژی) با «تب طلا» در صنایع نظامی جبران میشود. سرمایهداران از اولویتهای جدید نظامی دولت استفاده میکنند تا کارخانهها، زیرساختها و نیروی کاری را که در بخش غیرنظامی مازاد شناخته میشوند، به بخش تولیدات دفاعی منتق کنند.
تغییر الگوی سودآوری: ورود شرکتهای غیرنظامی (مانند تأسیس «دفتر دفاع گروهی» در فولکسواگن یا سرمایهگذاری پورشه در حوزههای نظامی) نشان میدهد که چگونه سیاست نظامی دولت، پتانسیلهای سرمایهگذاری را از حوزه غیرنظامی (مانند حملونقل سبز یا رفاه اجتماعی) به سمت «اقتصاد جنگی» منحرف میکند.
. پیامدهای اجتماعی و طبقاتی این پیوند
این مثلث (سیاست نظامی – تسلیح اروپا – سرمایهگذاری تسلیحاتی) دارای پیامدهای ملموس اجتماعی است که اعتراضات تشکلهای کارگری و جنبشهای ضدجنگ را رقم زده است:
بازتوزیع معکوس ثروت: بودجههای لازم برای این سرمایهگذاریهای عظیم نظامی، نه از مالیات بر ثروتمندان، بلکه از طریق کاهش بودجه خدمات عمومی، رفاهی، آموزش و سلامت تأمین میشود.
محدودسازی حقوق کارگری: تبدیل واحدهای صنعتی به سایتهای نظامی-امنیتی، نیازمند بررسیهای امنیتی سختگیرانه روی کارگران، محدود شدن حق اعتصاب و افزایش فشارهای کاری تحت قوانین وضعیت اضطراری است.
رابطه میان این سه مولفه، رابطهای مکمل و ساختاری است: سیاستهای نظامی آلمان زمینه سیاسی و قانونی را میسازند، برنامههای تسلیح مجدد اروپا بازار و تقاضای انبوه را تضمین میکنند، و سرمایهگذاری در تولیدات نظامی پاسخ سرمایهداری صنعتی آلمان برای کسب سود حداکثری و عبور از بحرانهای اقتصادی بخش غیرنظامی است. @khizesche باز نشر خیزش با استفاده از خبرهای مندرج در «اقدام علیه جنگ و نظامی گری» - Action Against War and Militarism
https://t.me/negarestankhizesche023/4812
Telegram
نگارستان خیزش
🔶 گزارش والاستریت ژورنال: حملات محرمانه بحرین و کویت به ایران
روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد که بحرین و کویت اوایل ماه جاری بهطور محرمانه جنگندههای خود را برای حمله به اهدافی در داخل ایران اعزام کردند؛ اقدامی که نخستین حمله مستقیم این دو کشور به ایران توصیف شده است.
به نوشته والاستریت ژورنال، این حملات، مراکز نگهداری پهپادها، انبارهای موشکی و برخی دیگر از تأسیسات نظامی ایران را هدف قرار داده است.
به گفته منابع آگاه، بحرین و کویت با وجود برخورداری از نیروی هوایی نسبتاً کوچک و مجهز به جنگندههای آمریکایی و اروپایی، نمیخواستند حملات ایران علیه خود را بدون پاسخ بگذارند.
در این گزارش آمده است که عمان و قطر سالها سیاستی متوازن میان ایران و کشورهای غربی در پیش گرفتهاند و تمایل چندانی به رویارویی مستقیم با تهران نشان ندادهاند.
والاستریت ژورنال همچنین به نقل از منابع خود نقل کرده است، عربستان سعودی که در مراحل اولیه جنگ به حملات امارات علیه ایران پیوسته بود، اکنون در حال بازنگری در موضع خود است.
@khizesche باز نشر خیزش
روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد که بحرین و کویت اوایل ماه جاری بهطور محرمانه جنگندههای خود را برای حمله به اهدافی در داخل ایران اعزام کردند؛ اقدامی که نخستین حمله مستقیم این دو کشور به ایران توصیف شده است.
به نوشته والاستریت ژورنال، این حملات، مراکز نگهداری پهپادها، انبارهای موشکی و برخی دیگر از تأسیسات نظامی ایران را هدف قرار داده است.
به گفته منابع آگاه، بحرین و کویت با وجود برخورداری از نیروی هوایی نسبتاً کوچک و مجهز به جنگندههای آمریکایی و اروپایی، نمیخواستند حملات ایران علیه خود را بدون پاسخ بگذارند.
در این گزارش آمده است که عمان و قطر سالها سیاستی متوازن میان ایران و کشورهای غربی در پیش گرفتهاند و تمایل چندانی به رویارویی مستقیم با تهران نشان ندادهاند.
والاستریت ژورنال همچنین به نقل از منابع خود نقل کرده است، عربستان سعودی که در مراحل اولیه جنگ به حملات امارات علیه ایران پیوسته بود، اکنون در حال بازنگری در موضع خود است.
@khizesche باز نشر خیزش
🔶 حمله هوایی به اربیل کردستان عراق و "سرنگون کردن پنج پهپاد"
رسانهها از شنیده شدن صدای چندین انفجار در صبح روز جمعه ۲ مرداد (۲۴ ژوئیه) پس از فعالشدن پدافند هوایی در نزدیکی فرودگاه بینالمللی اربیل کردستان عراق خبر دادهاند.
خبرگزاری فرانسه از مشاهده پهپادها بر فراز این شهر و برخاستن دود از محدوده فرودگاه اربیل خبر داده است. این فرودگاه میزبان نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا است و یک مجموعه بزرگ کنسولگری ایالات متحده نیز در اربیل قرار دارد.
اداره مبارزه با تروریسم اقلیم کردستان اعلام کرده که نیروهای ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا بین ساعت ۹ و ۳۲ دقیقه تا ۹ و ۴۵ دقیقه، پنج پهپاد حامل مواد منفجره را در آسمان اربیل رهگیری و سرنگون کردند. به گفته این اداره، این حملات تلفاتی برجا نگذاشته است.
رووداو، خبرگزاری اقلیم کردستانهم پیشتر رهگیری دستکم سه پهپاد را گزارش کرده و تصاویری از آتشگرفتن یکی از آنها منتشر کرده بود.
در همین حال رویترز به نقل از دو منبع از شروع مجدد پروازهای فرودگاه اربیل پس از تعلیقی کوتاه خبر داد. به گفته رویترز، آتشسوزی در محل سقوط پهپادها نیز مهار شده است.
@khizesche باز نشر خیزش
رسانهها از شنیده شدن صدای چندین انفجار در صبح روز جمعه ۲ مرداد (۲۴ ژوئیه) پس از فعالشدن پدافند هوایی در نزدیکی فرودگاه بینالمللی اربیل کردستان عراق خبر دادهاند.
خبرگزاری فرانسه از مشاهده پهپادها بر فراز این شهر و برخاستن دود از محدوده فرودگاه اربیل خبر داده است. این فرودگاه میزبان نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا است و یک مجموعه بزرگ کنسولگری ایالات متحده نیز در اربیل قرار دارد.
اداره مبارزه با تروریسم اقلیم کردستان اعلام کرده که نیروهای ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا بین ساعت ۹ و ۳۲ دقیقه تا ۹ و ۴۵ دقیقه، پنج پهپاد حامل مواد منفجره را در آسمان اربیل رهگیری و سرنگون کردند. به گفته این اداره، این حملات تلفاتی برجا نگذاشته است.
رووداو، خبرگزاری اقلیم کردستانهم پیشتر رهگیری دستکم سه پهپاد را گزارش کرده و تصاویری از آتشگرفتن یکی از آنها منتشر کرده بود.
در همین حال رویترز به نقل از دو منبع از شروع مجدد پروازهای فرودگاه اربیل پس از تعلیقی کوتاه خبر داد. به گفته رویترز، آتشسوزی در محل سقوط پهپادها نیز مهار شده است.
@khizesche باز نشر خیزش
@amookhtan
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴هدف اصلی مارکس و انگلس، [در خانواده مقدس]ایدئالیسم فلسفیِ برونو بائر و پیروانش بود. بائر استدلال میکرد که تاریخ اساساً بهوسیله رشد «خودآگاهی» یا «روح» به پیش رانده میشود. بر اساس این دیدگاه، پیشرفت در درجه نخست به تکامل ایدهها بستگی دارد، در حالی که تودهها صرفاً دریافتکنندگان منفعل روشنگری فکری هستند.
مارکس و انگلس این ديدگاه را بهکلی وارونه کردند.
آنان استدلال کردند، ایدهها همچون نیروهایی مستقل، فراز جامعه شناور نیستند. ایدهها از شرایط مادیای برمیخیزند که انسانها در آن زندگی و کار میکنند. تاریخ را نه مفاهیم انتزاعی، بلکه انسانهای واقعیای میسازند که درگیر تولید، کار و مبارزه اجتماعی هستند.
ایدهها تنها زمانی نیرویی دگرگونکننده پیدا میکنند که بیانگر منافع و نیازهای مادیِ انسانهای زنده باشند. این نه آگاهی است که هستی را تعیین میکند، بلکه این هستی اجتماعی است که آگاهی را شکل میدهد.
@khizesche باز نشر خیزش
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴هدف اصلی مارکس و انگلس، [در خانواده مقدس]ایدئالیسم فلسفیِ برونو بائر و پیروانش بود. بائر استدلال میکرد که تاریخ اساساً بهوسیله رشد «خودآگاهی» یا «روح» به پیش رانده میشود. بر اساس این دیدگاه، پیشرفت در درجه نخست به تکامل ایدهها بستگی دارد، در حالی که تودهها صرفاً دریافتکنندگان منفعل روشنگری فکری هستند.
مارکس و انگلس این ديدگاه را بهکلی وارونه کردند.
آنان استدلال کردند، ایدهها همچون نیروهایی مستقل، فراز جامعه شناور نیستند. ایدهها از شرایط مادیای برمیخیزند که انسانها در آن زندگی و کار میکنند. تاریخ را نه مفاهیم انتزاعی، بلکه انسانهای واقعیای میسازند که درگیر تولید، کار و مبارزه اجتماعی هستند.
ایدهها تنها زمانی نیرویی دگرگونکننده پیدا میکنند که بیانگر منافع و نیازهای مادیِ انسانهای زنده باشند. این نه آگاهی است که هستی را تعیین میکند، بلکه این هستی اجتماعی است که آگاهی را شکل میدهد.
@khizesche باز نشر خیزش
بر سر یک خیابان وسیع
منتظر تکه نانی بود که خدا برساند
خدا سرما فرستاد
طوفان فرستاد
گرد باد و گرد خاک فرستاد
شهربانی چند مامور
و حکومت
چند پلیس فرستاد
اما آن چه هرگز نیامد
نان بود
از : شیرکو بیکس
#نان_به_قیمت_جان
#کردستان_گورستان_فاشیستان
#کولبر
#سوختبر
#سرنگونی_انقلابی_رژیم_جمهوری_اسلامی
@kaarzaar
https://t.me/khizesche
منتظر تکه نانی بود که خدا برساند
خدا سرما فرستاد
طوفان فرستاد
گرد باد و گرد خاک فرستاد
شهربانی چند مامور
و حکومت
چند پلیس فرستاد
اما آن چه هرگز نیامد
نان بود
از : شیرکو بیکس
#نان_به_قیمت_جان
#کردستان_گورستان_فاشیستان
#کولبر
#سوختبر
#سرنگونی_انقلابی_رژیم_جمهوری_اسلامی
@kaarzaar
https://t.me/khizesche
#کولبری_نان_در_مقابل_جان
✍️کولبری (مرکب از «کول» به معنای پشت/دوش و «بر» به معنای حملکننده) به ساختاری معیشتی اشاره دارد که در آن افراد برای تأمین حداقل هزینههای زندگی، کالاهای گوناگون را روی پشت خود یا با استفاده از دواب (چهارپایان) از مسیرهای صعبالعبور و کوهستانی مرزی بین ایران و اقلیم کردستان عراق حمل میکنند.
این کار عمدتاً در استانهای غربی ایران مانند کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه رواج دارد و بهدلیل خطرات طبیعی و غیرطبیعی، یکی از طاقتفرساترین شیوههای درآمدزایی محسوب میشود. پدیده کولبری حاصل یک عامل یا یک تصمیم شخصی نیست، بلکه پیامد ترکیب چندین چالش ساختاری، اقتصادی و جغرافیایی است:
۱. توسعهنیافتگی اقتصادی و نابرابری منطقهای
مهمترین عامل شکلگیری کولبری، کمبود زیرساختهای صنعتی و عدم سرمایهگذاری کافی در استانهای مرزی غرب کشور است. در مقایسه با استانهای مرکزی، نرخ بیکاری در این مناطق بهطور متناوب بالاتر از میانگین کشوری بوده و فرصتهای شغلی رسمی (صنعتی، خدماتی و کشاورزی مدرن) بسیار محدود است.
۲. نبود فرصتهای شغلی جایگزین
در بسیاری از شهرهای مرزی مانند مریوان، بانه، پیرانشهر و پاوه، بازار کار رسمی توان جذب نیروی کار جوان و حتی تحصیلکرده را ندارد. وقتی گزینههایی مانند کارآفرینی، استخدام دولتی یا فعالیت در کارخانهها وجود نداشته باشد، افراد مجبور میشوند به اقتصاد غیررسمی مرز روی بیاورند.
۳. جغرافیا و موقعیت خاص مرزی
توپوگرافی این مناطق شامل کوهستانهای سرسخت و گذرگاههای دشوار است. از طرفی، اختلاف قیمت کالاها در دو طرف مرز و نیاز بازار داخلی به برخی کالاهای مصرفی (مانند پوشاک، لوازم خانگی و الکترونیکی) پتانسیل بالایی برای مبادله کالا ایجاد میکند که بخشی از آن از طریق کولبری جابهجا میشود.
۴. ضعف در زیرساختهای کشاورزی و دامداری
کشاورزی سنتی در مناطق کوهستانی به دلیل محدودیت زمینهای مسطح و کمبود منابع آبی مدرن، نمیتواند معیشت خانوارها را بهطور کامل تأمین کند. با تضعیف درآمد دامداری و کشاورزی، گرایش به شغلهای مرزی بیشتر شده است.
مخاطرات و ابعاد انسانی
کولبری تنها یک شغل سخت نیست، بلکه با خطرات جدی جانی همراه است: : کولبری یک انتخاب از روی علاقه نیست، بلکه یک «راهکار ناخواسته برای بقا ست.
عوامل طبیعی: سقوط از صخرهها، سرمازدگی و بهمن در فصل زمستان، و گرمازدگی در تابستان.
خطرات محیطی: وجود مینهای بهجامانده از دوران جنگ ایران و عراق در برخی مناطق مرزی.
مخاطرات امنیتی و حقوقی این کار در مواجهه با شلیکهای مرزی، ضبط کالا و برخوردهای قضایی به دلیل غیرقانونی تلقی شدن جابهجایی کالا خارج از مبادی رسمی است سرکوب سیستماتیک کولبران سیاست جاری و رسمی جمهوری اسلامی در غیاب ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و توسعه اقتصادی متوازن در مناطق مرزی است @khizesche
✍️کولبری (مرکب از «کول» به معنای پشت/دوش و «بر» به معنای حملکننده) به ساختاری معیشتی اشاره دارد که در آن افراد برای تأمین حداقل هزینههای زندگی، کالاهای گوناگون را روی پشت خود یا با استفاده از دواب (چهارپایان) از مسیرهای صعبالعبور و کوهستانی مرزی بین ایران و اقلیم کردستان عراق حمل میکنند.
این کار عمدتاً در استانهای غربی ایران مانند کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه رواج دارد و بهدلیل خطرات طبیعی و غیرطبیعی، یکی از طاقتفرساترین شیوههای درآمدزایی محسوب میشود. پدیده کولبری حاصل یک عامل یا یک تصمیم شخصی نیست، بلکه پیامد ترکیب چندین چالش ساختاری، اقتصادی و جغرافیایی است:
۱. توسعهنیافتگی اقتصادی و نابرابری منطقهای
مهمترین عامل شکلگیری کولبری، کمبود زیرساختهای صنعتی و عدم سرمایهگذاری کافی در استانهای مرزی غرب کشور است. در مقایسه با استانهای مرکزی، نرخ بیکاری در این مناطق بهطور متناوب بالاتر از میانگین کشوری بوده و فرصتهای شغلی رسمی (صنعتی، خدماتی و کشاورزی مدرن) بسیار محدود است.
۲. نبود فرصتهای شغلی جایگزین
در بسیاری از شهرهای مرزی مانند مریوان، بانه، پیرانشهر و پاوه، بازار کار رسمی توان جذب نیروی کار جوان و حتی تحصیلکرده را ندارد. وقتی گزینههایی مانند کارآفرینی، استخدام دولتی یا فعالیت در کارخانهها وجود نداشته باشد، افراد مجبور میشوند به اقتصاد غیررسمی مرز روی بیاورند.
۳. جغرافیا و موقعیت خاص مرزی
توپوگرافی این مناطق شامل کوهستانهای سرسخت و گذرگاههای دشوار است. از طرفی، اختلاف قیمت کالاها در دو طرف مرز و نیاز بازار داخلی به برخی کالاهای مصرفی (مانند پوشاک، لوازم خانگی و الکترونیکی) پتانسیل بالایی برای مبادله کالا ایجاد میکند که بخشی از آن از طریق کولبری جابهجا میشود.
۴. ضعف در زیرساختهای کشاورزی و دامداری
کشاورزی سنتی در مناطق کوهستانی به دلیل محدودیت زمینهای مسطح و کمبود منابع آبی مدرن، نمیتواند معیشت خانوارها را بهطور کامل تأمین کند. با تضعیف درآمد دامداری و کشاورزی، گرایش به شغلهای مرزی بیشتر شده است.
مخاطرات و ابعاد انسانی
کولبری تنها یک شغل سخت نیست، بلکه با خطرات جدی جانی همراه است: : کولبری یک انتخاب از روی علاقه نیست، بلکه یک «راهکار ناخواسته برای بقا ست.
عوامل طبیعی: سقوط از صخرهها، سرمازدگی و بهمن در فصل زمستان، و گرمازدگی در تابستان.
خطرات محیطی: وجود مینهای بهجامانده از دوران جنگ ایران و عراق در برخی مناطق مرزی.
مخاطرات امنیتی و حقوقی این کار در مواجهه با شلیکهای مرزی، ضبط کالا و برخوردهای قضایی به دلیل غیرقانونی تلقی شدن جابهجایی کالا خارج از مبادی رسمی است سرکوب سیستماتیک کولبران سیاست جاری و رسمی جمهوری اسلامی در غیاب ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و توسعه اقتصادی متوازن در مناطق مرزی است @khizesche
https://t.me/khizesche/78723
Telegram
خیزش
#کولبری_نان_در_مقابل_جان
🟥 بدون ترویج سوسیالیسم علمی تهییج انقلابی ناممکن است
بهمن ۱٣٩۴، بهروز فرهیخته
پس از کودتای ٢۸ مرداد سال ۱٣٣٢ تا انقلاب بهمن سال ۱٣٥٧ جنبش سیاسی طبقۀ کارگر از شکل محافل به اشکال سازمان های وسیع و احزاب سیاسی ارتقا نیافت. مهم ترین علت این حالت شدت سرکوب متمرکز رژیم شاه به ضد جنبش کارگری و سلطۀ یک اختناق امنیتی و پلیسی بود که هرگونه فضای تنفسی جمعی مبارزات کارگری را مسدود می کرد. با این همه این دورۀ طولانی ٢٥ ساله که باید آن را دورۀ محفلی جنبش سیاسی طبقۀ کارگر دانست، بی ثمر نبود. در این دوره، از میان عملکرد این محافل، شماری از کادرهایی به وجود آمدند که در جریان سال های نخستینِ انقلاب بهمن، رهبران سازمان های بالنسبه وسیع جنبش سیاسی طبقۀ کارگر را تشکیل دادند. در اینجا موضوع بر سر کیفت این کادرها و کمبودهای آموزش طبقاتی و سیاسی آنان و در نتیجه پایداری انقلابی شان نیست؛ چیزی که البته بررسی آن در جای خود اهمیتی اساسی دارد. نخست باید دید که این کادرها چگونه و تحت چه شرایطی به وجود آمدند و آیا این شرایط پس از سال های نخست انقلاب بهمن فراهم شد یا نه، و اگر نه، تأثیر آن بر وضعیت کنونی جنبش سیاسی طبقۀ کارگر چیست و چه کمبودهایی در این زمینه وجود دارد؟
کادرهایی که در دورۀ محفلی به وجود آمدند محصول چه فعالیت و کاری بودند؟ مهم ترین فعالیت و کار دورۀ محفلی ٢٥ ساله، ترویج مارکسیسم و تربیت سوسیالیستی در این محافل بود؛ هرچند که این ترویج و تربیت ناقص، دست و پا شکسته و دارای محدودیت های بسیاری بود و از اپورتونیسم و رویزیونیسم به ارث رسیدۀ از جنبش کارگری پیشین رنج می برد. قطعاً کمبودهای بسیاری در این باره وجود داشت که خود موضوع تحقیق جداگانه ای است. مثلا بررسی این امر مهم است که چرا ترویج پیشین حتی در سال های نخست پس انقلاب نتوانست به اشکال ارتقا یابندۀ مبارزاتی و سازمانی کمک کند. یکی از این بحث ها این است که فضای بسیار باز سیاسی دو سه سالۀ نخست انقلاب بهمن این توهم را به وجود آورد که این فضا به گونه ای دیرپا داوم خواهد آورد. به عبارت دیگر به قدرت رسیدن ارتجاع قرون وسطایی ای که دشمن هار و پیگیر دموکراسی و جنبش کارگری است به درستی شناخته نشد، یعنی می بینیم که جریان های چپ ایران در آن زمان به کمبود یک مشی انقلابی در جنبش سیاسی طبقۀ کارگر مبتلا بودند. برآورد روشنی از قوای بالقوه و بالفعل طبقاتی و جبهۀ انقلاب و ضد انقلاب نداشتند. توجه به اینکه در امر مبارزۀ طبقۀ کارگر به ضد سرمایه داری اصل بر سازماندهی مخفی در مبارزه است، به فراموشی سپرده شد. آنها درک نمی کردند که تا زمانی که تعادل نیروهای طبقاتی به طور کامل و قطعی به نفع جبهۀ انقلاب تغییر نکند نباید سازمان مبارزۀ سیاسی طبقۀ کارگر و تشکل های آن را علنی کرد یا آن را به گونه ای سازمان داد که سر تا پای آن علنی باشد. آنها درک نمی کردند که در مبارزۀ طبقاتی بین سرمایه داران و کارگران مسألۀ محوری جنگ بی رحمانه برای بود و نبود قدرت سیاسی این دو طبقه و نهایتاً موجودیت خود طبقات سرمایه داران و زمینداران است. هنگامی که دولت اسلامی سرمایه تهاجم فوق العاده ارتجاعی خود را به ضد نیروهای انقلابی به اجرا درآورد، کل جنبش طبقۀ کارگر به ویژه جنبش سیاسی این طبقه غافلگیر شد و نتوانست خود را در عقب تشینی سازماندهی کند؛ چیزی که صدمات آن تاکنون برجا مانده است. شدت استبداد و اختناق در ایران چنان زیاد است که تا کنون حتی تشکل های توده ای طبقۀ کارگر و نهادهای مبارزۀ اقتصادی این طبقه نتوانسته اند به طور علنی پابگیرند!
روشن است که بدون کادرهای تربیت یافتۀ سوسیالیست های انقلابی (کمونیست ها) امکان ایجاد سازمان وسیع انقلابی برای تهییج توده ای (آژیتاسیون) در مبارزۀ سیاسی انقلابی وجود ندارد. بنابراین برای ورود به امر تهییج توده ای، جنبش کارگری باید مرحلۀ ترویج را در سطوحی لازم و قابل پذیرش گذرانده باشد. ترویج سوسیالیسم علمی هیچگاه تعطیلی ندارد و هیچ محدویتی برای آن نمی توان قائل شد. ورود به کار و فعالیت تهییجی امر ترویج را فشرده تر و حرفه ای تر از پیش در دستور کار قرار خواهد داد. باید توجه داشت در مبارزۀ طبقاتی یکی از اشکال مبارزه عمده می شود که شناختن به موقع آن و تنظیم عمل انقلابی براساس آن اهمیت زیادی دارد. این امر در مورد ترویج و تهییج نیز صادق است.
در شرایط تدافعی مبارزۀ طبقۀ کارگر، حتی اگر با اعتصابات وسیع اقتصادی کارگران همراه باشد، و نیز در شرایط رکود اقتصادی، ترویج سوسیالیسم علمی اهمیت عمده ای می یابد. ترویج به کار مستمر و صبورانه نیاز دارد. در شرایط رکود و تدافعی ِ مبارزۀ طبقۀ کارگر، این وضعیت بیش از هر زمان دیگر با شرایط روانی طبقۀ کارگر که از استثمار و ستم سرمایه منقلب است و در جستجوی راه حل برای مبارزه ای اصولی و عمیق با سرمایه داری است، منطبق می باشد.
بهمن ۱٣٩۴، بهروز فرهیخته
پس از کودتای ٢۸ مرداد سال ۱٣٣٢ تا انقلاب بهمن سال ۱٣٥٧ جنبش سیاسی طبقۀ کارگر از شکل محافل به اشکال سازمان های وسیع و احزاب سیاسی ارتقا نیافت. مهم ترین علت این حالت شدت سرکوب متمرکز رژیم شاه به ضد جنبش کارگری و سلطۀ یک اختناق امنیتی و پلیسی بود که هرگونه فضای تنفسی جمعی مبارزات کارگری را مسدود می کرد. با این همه این دورۀ طولانی ٢٥ ساله که باید آن را دورۀ محفلی جنبش سیاسی طبقۀ کارگر دانست، بی ثمر نبود. در این دوره، از میان عملکرد این محافل، شماری از کادرهایی به وجود آمدند که در جریان سال های نخستینِ انقلاب بهمن، رهبران سازمان های بالنسبه وسیع جنبش سیاسی طبقۀ کارگر را تشکیل دادند. در اینجا موضوع بر سر کیفت این کادرها و کمبودهای آموزش طبقاتی و سیاسی آنان و در نتیجه پایداری انقلابی شان نیست؛ چیزی که البته بررسی آن در جای خود اهمیتی اساسی دارد. نخست باید دید که این کادرها چگونه و تحت چه شرایطی به وجود آمدند و آیا این شرایط پس از سال های نخست انقلاب بهمن فراهم شد یا نه، و اگر نه، تأثیر آن بر وضعیت کنونی جنبش سیاسی طبقۀ کارگر چیست و چه کمبودهایی در این زمینه وجود دارد؟
کادرهایی که در دورۀ محفلی به وجود آمدند محصول چه فعالیت و کاری بودند؟ مهم ترین فعالیت و کار دورۀ محفلی ٢٥ ساله، ترویج مارکسیسم و تربیت سوسیالیستی در این محافل بود؛ هرچند که این ترویج و تربیت ناقص، دست و پا شکسته و دارای محدودیت های بسیاری بود و از اپورتونیسم و رویزیونیسم به ارث رسیدۀ از جنبش کارگری پیشین رنج می برد. قطعاً کمبودهای بسیاری در این باره وجود داشت که خود موضوع تحقیق جداگانه ای است. مثلا بررسی این امر مهم است که چرا ترویج پیشین حتی در سال های نخست پس انقلاب نتوانست به اشکال ارتقا یابندۀ مبارزاتی و سازمانی کمک کند. یکی از این بحث ها این است که فضای بسیار باز سیاسی دو سه سالۀ نخست انقلاب بهمن این توهم را به وجود آورد که این فضا به گونه ای دیرپا داوم خواهد آورد. به عبارت دیگر به قدرت رسیدن ارتجاع قرون وسطایی ای که دشمن هار و پیگیر دموکراسی و جنبش کارگری است به درستی شناخته نشد، یعنی می بینیم که جریان های چپ ایران در آن زمان به کمبود یک مشی انقلابی در جنبش سیاسی طبقۀ کارگر مبتلا بودند. برآورد روشنی از قوای بالقوه و بالفعل طبقاتی و جبهۀ انقلاب و ضد انقلاب نداشتند. توجه به اینکه در امر مبارزۀ طبقۀ کارگر به ضد سرمایه داری اصل بر سازماندهی مخفی در مبارزه است، به فراموشی سپرده شد. آنها درک نمی کردند که تا زمانی که تعادل نیروهای طبقاتی به طور کامل و قطعی به نفع جبهۀ انقلاب تغییر نکند نباید سازمان مبارزۀ سیاسی طبقۀ کارگر و تشکل های آن را علنی کرد یا آن را به گونه ای سازمان داد که سر تا پای آن علنی باشد. آنها درک نمی کردند که در مبارزۀ طبقاتی بین سرمایه داران و کارگران مسألۀ محوری جنگ بی رحمانه برای بود و نبود قدرت سیاسی این دو طبقه و نهایتاً موجودیت خود طبقات سرمایه داران و زمینداران است. هنگامی که دولت اسلامی سرمایه تهاجم فوق العاده ارتجاعی خود را به ضد نیروهای انقلابی به اجرا درآورد، کل جنبش طبقۀ کارگر به ویژه جنبش سیاسی این طبقه غافلگیر شد و نتوانست خود را در عقب تشینی سازماندهی کند؛ چیزی که صدمات آن تاکنون برجا مانده است. شدت استبداد و اختناق در ایران چنان زیاد است که تا کنون حتی تشکل های توده ای طبقۀ کارگر و نهادهای مبارزۀ اقتصادی این طبقه نتوانسته اند به طور علنی پابگیرند!
روشن است که بدون کادرهای تربیت یافتۀ سوسیالیست های انقلابی (کمونیست ها) امکان ایجاد سازمان وسیع انقلابی برای تهییج توده ای (آژیتاسیون) در مبارزۀ سیاسی انقلابی وجود ندارد. بنابراین برای ورود به امر تهییج توده ای، جنبش کارگری باید مرحلۀ ترویج را در سطوحی لازم و قابل پذیرش گذرانده باشد. ترویج سوسیالیسم علمی هیچگاه تعطیلی ندارد و هیچ محدویتی برای آن نمی توان قائل شد. ورود به کار و فعالیت تهییجی امر ترویج را فشرده تر و حرفه ای تر از پیش در دستور کار قرار خواهد داد. باید توجه داشت در مبارزۀ طبقاتی یکی از اشکال مبارزه عمده می شود که شناختن به موقع آن و تنظیم عمل انقلابی براساس آن اهمیت زیادی دارد. این امر در مورد ترویج و تهییج نیز صادق است.
در شرایط تدافعی مبارزۀ طبقۀ کارگر، حتی اگر با اعتصابات وسیع اقتصادی کارگران همراه باشد، و نیز در شرایط رکود اقتصادی، ترویج سوسیالیسم علمی اهمیت عمده ای می یابد. ترویج به کار مستمر و صبورانه نیاز دارد. در شرایط رکود و تدافعی ِ مبارزۀ طبقۀ کارگر، این وضعیت بیش از هر زمان دیگر با شرایط روانی طبقۀ کارگر که از استثمار و ستم سرمایه منقلب است و در جستجوی راه حل برای مبارزه ای اصولی و عمیق با سرمایه داری است، منطبق می باشد.
تهییج، برعکس، با شرایط رونق اقتصادی و تهاجم مبارزۀ طبقاتی کارگران و اعتصابات سیاسی این طبقه منطبق است. تهییج زمانی می تواند موثر باشد که در نتیجۀ ترویج سوسیالیسم کادرهای سازمان دهندۀ تهییج و هدایت آن از پیش در نتیجۀ ترویج فراهم شده باشد. ما به این جهت به طور ویژه به موضوع تبلیغ نمی پردازیم زیرا که تبلیغ امر روزمرۀ مبارزۀ طبقاتی است و حوادث روزمرۀ جامعه را دربر می گیرد.
در ٢ سال نخستین ِ پس از انقلاب بهمن، سال های سرنوشت سازی که در آن ارتجاع مذهبی قدرت سیاسی خود را با دولت اسلامی سرمایه تثبیت کرد، اختناق و سرکوب وحشیانه ای که این دولت به ضد طبقۀ کارگر و زحمتکشان جامعه ایجاد کرد، شیرازۀ جنبش کارگری ایران، به ویژه جنبش سیاسی این طبقه، را از هم درید و آن را به طور کامل از هم پاشید. به دنبال دستگیری های بسیار وسیع، شکنجه های ممتد قرون وسطایی و زندان های طولانی برای اعضا و سمپات های سازمان های سیاسی و کشتار وسیع زندانیان سیاسی در دهۀ ٦۰ راهی جز فرار تتمۀ فعالان سیاسی باقی نماند و از آنجا که امنیت و امکان داشتن کار در کشورهای همسایه برای آنان وجود نداشت ناگزیر به مناطق دور، به ویژه به قارۀ اروپا و آمریکا، پناهنده شدند و مهاجرت کردند. سازمان های سیاسی در ایران یکی پس از دیگری از بین رفتند و برای مدتی دراز امکان ترویج سوسیالیسم علمی نیز در این کشور از بین رفت. شدت سرگشتگی سیاسی پناهندگان و مهاجران چپ به دنبال شکست انقلاب بهمن و تار و مار شدنشان و اثر اپورتونیسم و رویزیونیسم حاکم در میان این پناهندگان و مهاجران چنان بود که در خارج کشور هم نتوانستند خود را جمع و جور و سازماندهی کنند.
در برآمد دوبارۀ جنبش کارگری در ایران، در سال های اخیر، که خود را عمدتاً در مبارزات اقتصادی و علنی نشان می دهد، کمبود رابطۀ بین جنبش سیاسی طبقۀ کارگر با جنبش اقتصادی این طبقه به شکلی کاملا بارز ملاحظه می گردد. علت عمدۀ این امر، علاوه بر استبداد و اختناق حاکم بر کشور، نبود یا کمبود کادرهای تربیت یافته ای از سوسیالیست های انقلابی است که بتوانند بر جنبش کارگری تأثیر متشکلی بگذارند. در واقع در دورۀ طولانی اختناق بسیار وحشیانۀ رژیم جمهوری اسلامی امکان ترویج سوسیالیسم انقلابی ممکن نشد. اکنون با آنکه تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی طبقۀ کارگر به خاطر شدت تهاجم رژیم اسلامی و سرمایه داری حاکم در ایران وجود دارد و منجر به اعتصابات اقتصادی بسیاری شده اند، اما کاملا آشکار است که مبارزات اقتصادی طبقۀ کارگر خصلت دفاعی دارد و اهم آنها برای مقابله با عدم امنیت شغلی، مبارزه با قراردادهای موقت و سفید امضا، مبارزه با عدم پرداخت مزد و تعویق طولانی پرداخت آن، با بیکارسازی های وسیع و مستمر و از این قبیل موارد، صورت می گیرد. در دورۀ اخیر، تاکنون جنبش کارگری نه تهاجمی و سیاسی، بلکه دفاعی و حتی می توان گفت صرفاً اقتصادی بوده است.
اکنون به علت تعدد اعتصاب های اقتصادی و شدت و توسعۀ آنها، این اعتصابات دارند از حالت پراکنده خارج می شوند و یک رشته از صنایع را به طور کامل دربر می گیرند و امید این وجود دارد که اعتصابات کارگری در چندین رشته به طور هماهنگ و همزمان صورت گیرند و حتی به اعتصاب های سراسری تبدیل شوند. روشن است که نباید در این باره به دیدگاه اکونومیستی درغلتید و تصور کرد که همان مبارزۀ اقتصادی می تواند به مبارزۀ سیاسی تبدیل شود و اعتصاب های اقتصادی در روند رشد خود لزوماً و خود به خود به اعتصاب های سیاسی تبدیل خواهند شد!
تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی با آنکه لازمۀ مبارزۀ طبقۀ کارگر است ولی بدون تهییج سیاسی در جنبش کارگری، راهی انقلابی برای طبقۀ کارگر نخواهد گشود. حاصل هر تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی هرچه باشد طبقۀ کارگر یک گام در راه رهایی خویش برنخواهد داشت. تهییج سیاسی نیز بدون ترویج سوسیالیسم و تربیت کادرهای انقلابی که وظیفۀ تهییج سیاسی را به پیش برند، امری ناممکن است!
روشن است برای آنکه تهییج سیاسی در طبقۀ کارگر ممکن شود باید ترویج سوسیالیسم علمی و تئوری انقلابی در درجۀ نخست در میان خود طبقۀ کارگر و به ویژه در میان کارگران صنایع بزرگ به طور ممتد و با توجه به نیازهای زندۀ انقلابی طبقۀ کارگر صورت گیرد و هدف مقدم آن ایجاد هسته های مخفی کمونیستی رهبری کنندۀ مبارزات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظری طبقۀ کارگر و اتحاد این هسته ها برای ایجاد حزب طبقۀ کارگر باشد و نیز روشن است که این مهم بدون وجود شماری از کادرهایی که به گونۀ حرفه ای این امور را به پیش برند ممکن نیست! در این راستا باید همۀ شرایط فعالیت مخفی و علنی و فعالیت قانونی و غیر قانونی (به مفهوم فعالیت انقلابی) و رابطۀ آنها با هم در نظر گرفته شود و مفروض باشد.
در ٢ سال نخستین ِ پس از انقلاب بهمن، سال های سرنوشت سازی که در آن ارتجاع مذهبی قدرت سیاسی خود را با دولت اسلامی سرمایه تثبیت کرد، اختناق و سرکوب وحشیانه ای که این دولت به ضد طبقۀ کارگر و زحمتکشان جامعه ایجاد کرد، شیرازۀ جنبش کارگری ایران، به ویژه جنبش سیاسی این طبقه، را از هم درید و آن را به طور کامل از هم پاشید. به دنبال دستگیری های بسیار وسیع، شکنجه های ممتد قرون وسطایی و زندان های طولانی برای اعضا و سمپات های سازمان های سیاسی و کشتار وسیع زندانیان سیاسی در دهۀ ٦۰ راهی جز فرار تتمۀ فعالان سیاسی باقی نماند و از آنجا که امنیت و امکان داشتن کار در کشورهای همسایه برای آنان وجود نداشت ناگزیر به مناطق دور، به ویژه به قارۀ اروپا و آمریکا، پناهنده شدند و مهاجرت کردند. سازمان های سیاسی در ایران یکی پس از دیگری از بین رفتند و برای مدتی دراز امکان ترویج سوسیالیسم علمی نیز در این کشور از بین رفت. شدت سرگشتگی سیاسی پناهندگان و مهاجران چپ به دنبال شکست انقلاب بهمن و تار و مار شدنشان و اثر اپورتونیسم و رویزیونیسم حاکم در میان این پناهندگان و مهاجران چنان بود که در خارج کشور هم نتوانستند خود را جمع و جور و سازماندهی کنند.
در برآمد دوبارۀ جنبش کارگری در ایران، در سال های اخیر، که خود را عمدتاً در مبارزات اقتصادی و علنی نشان می دهد، کمبود رابطۀ بین جنبش سیاسی طبقۀ کارگر با جنبش اقتصادی این طبقه به شکلی کاملا بارز ملاحظه می گردد. علت عمدۀ این امر، علاوه بر استبداد و اختناق حاکم بر کشور، نبود یا کمبود کادرهای تربیت یافته ای از سوسیالیست های انقلابی است که بتوانند بر جنبش کارگری تأثیر متشکلی بگذارند. در واقع در دورۀ طولانی اختناق بسیار وحشیانۀ رژیم جمهوری اسلامی امکان ترویج سوسیالیسم انقلابی ممکن نشد. اکنون با آنکه تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی طبقۀ کارگر به خاطر شدت تهاجم رژیم اسلامی و سرمایه داری حاکم در ایران وجود دارد و منجر به اعتصابات اقتصادی بسیاری شده اند، اما کاملا آشکار است که مبارزات اقتصادی طبقۀ کارگر خصلت دفاعی دارد و اهم آنها برای مقابله با عدم امنیت شغلی، مبارزه با قراردادهای موقت و سفید امضا، مبارزه با عدم پرداخت مزد و تعویق طولانی پرداخت آن، با بیکارسازی های وسیع و مستمر و از این قبیل موارد، صورت می گیرد. در دورۀ اخیر، تاکنون جنبش کارگری نه تهاجمی و سیاسی، بلکه دفاعی و حتی می توان گفت صرفاً اقتصادی بوده است.
اکنون به علت تعدد اعتصاب های اقتصادی و شدت و توسعۀ آنها، این اعتصابات دارند از حالت پراکنده خارج می شوند و یک رشته از صنایع را به طور کامل دربر می گیرند و امید این وجود دارد که اعتصابات کارگری در چندین رشته به طور هماهنگ و همزمان صورت گیرند و حتی به اعتصاب های سراسری تبدیل شوند. روشن است که نباید در این باره به دیدگاه اکونومیستی درغلتید و تصور کرد که همان مبارزۀ اقتصادی می تواند به مبارزۀ سیاسی تبدیل شود و اعتصاب های اقتصادی در روند رشد خود لزوماً و خود به خود به اعتصاب های سیاسی تبدیل خواهند شد!
تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی با آنکه لازمۀ مبارزۀ طبقۀ کارگر است ولی بدون تهییج سیاسی در جنبش کارگری، راهی انقلابی برای طبقۀ کارگر نخواهد گشود. حاصل هر تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی هرچه باشد طبقۀ کارگر یک گام در راه رهایی خویش برنخواهد داشت. تهییج سیاسی نیز بدون ترویج سوسیالیسم و تربیت کادرهای انقلابی که وظیفۀ تهییج سیاسی را به پیش برند، امری ناممکن است!
روشن است برای آنکه تهییج سیاسی در طبقۀ کارگر ممکن شود باید ترویج سوسیالیسم علمی و تئوری انقلابی در درجۀ نخست در میان خود طبقۀ کارگر و به ویژه در میان کارگران صنایع بزرگ به طور ممتد و با توجه به نیازهای زندۀ انقلابی طبقۀ کارگر صورت گیرد و هدف مقدم آن ایجاد هسته های مخفی کمونیستی رهبری کنندۀ مبارزات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظری طبقۀ کارگر و اتحاد این هسته ها برای ایجاد حزب طبقۀ کارگر باشد و نیز روشن است که این مهم بدون وجود شماری از کادرهایی که به گونۀ حرفه ای این امور را به پیش برند ممکن نیست! در این راستا باید همۀ شرایط فعالیت مخفی و علنی و فعالیت قانونی و غیر قانونی (به مفهوم فعالیت انقلابی) و رابطۀ آنها با هم در نظر گرفته شود و مفروض باشد.
شرط تهییج سیاسی و در نهایت درهم شکستن قدرت سیاسی حاکم با انقلاب سیاسی پرولتاریا، وجود کادرهای انقلابی سوسیالیست متشکل در سازمان سیاسی طبقۀ کارگر (حزب کمونیست) است و این مهم بدون ترویج سوسیالیسم علمی و تئوری انقلابی غیر ممکن است! هر خط کلی دیگری غیر از این برای متشکل کردن طبقۀ کارگر برای پیشبرد مبارزۀ طبقاتی راه به جایی درست و انقلابی نمی برد!
منبع سایت آذرخش
Www.aazarakhsh.net
باز نشر کارگران هم پیمان
https://t.me/kargranhampeyman
@khizesche باز نشر خیزش
منبع سایت آذرخش
Www.aazarakhsh.net
باز نشر کارگران هم پیمان
https://t.me/kargranhampeyman
@khizesche باز نشر خیزش
تأثیرات_جنگ_بر_جامعه_ایران_و_وظایف_فعالان_کارگری.docx
31.3 KB
فایل بالا ⬆️ متن سخنرانی یکی از رفقای فعال کارگری است که برای «کارگران هم پیمان» ارسال شده است. مطالعه آن را به همراهان کانال توصیه می کنیم.
🔴 تأثیرات جنگ بر جامعه ایران و وظایف فعالان کارگری
درود به رفقای حاضر در اتاق و همۀ دوستانی که صدای ما را می شنوند.
پیش از پرداختن به تأثیرات جنگ بر جامعه ایران و وظایف فعالان کارگری، نگاهی مختصر و سریع به علل، اهداف و شرایط وقوع جنگ آمریکا- اسرائیل با جمهوری اسلامی که لازم و مفید به نظر می رسد، می اندازیم.. علل، شرایط و اهداف این جنگ باید در پیوند با سیاست و استراتژی هرسه طرف درگیری در نظر گرفته شوند. از این رو ما این علل، اهداف و شرایط را نخست به طور جداگانه در مورد هریک از طرف های درگیری به طور خلاصه مطرح می کنیم و سپس آنها را در یک مجموعه که به جنگ کنونی منجرشد و احتمال ادامۀ آن – در شکل جنگ چهل روزه یا به اشکال دیگر - زیاد است، مورد بررسی قرار می دهیم و در پایان مواضع و وظایفی را که از دید ما فعالان کارگری، نیروهای انقلابی پیشرو جامعه، و .....
ادامه در فایل بالا ⬆️⬆️
باز نشر کارگران هم پیمان
https://t.me/kargranhampeyman @khizesche باز نشر خیزش
🔴 تأثیرات جنگ بر جامعه ایران و وظایف فعالان کارگری
درود به رفقای حاضر در اتاق و همۀ دوستانی که صدای ما را می شنوند.
پیش از پرداختن به تأثیرات جنگ بر جامعه ایران و وظایف فعالان کارگری، نگاهی مختصر و سریع به علل، اهداف و شرایط وقوع جنگ آمریکا- اسرائیل با جمهوری اسلامی که لازم و مفید به نظر می رسد، می اندازیم.. علل، شرایط و اهداف این جنگ باید در پیوند با سیاست و استراتژی هرسه طرف درگیری در نظر گرفته شوند. از این رو ما این علل، اهداف و شرایط را نخست به طور جداگانه در مورد هریک از طرف های درگیری به طور خلاصه مطرح می کنیم و سپس آنها را در یک مجموعه که به جنگ کنونی منجرشد و احتمال ادامۀ آن – در شکل جنگ چهل روزه یا به اشکال دیگر - زیاد است، مورد بررسی قرار می دهیم و در پایان مواضع و وظایفی را که از دید ما فعالان کارگری، نیروهای انقلابی پیشرو جامعه، و .....
ادامه در فایل بالا ⬆️⬆️
باز نشر کارگران هم پیمان
https://t.me/kargranhampeyman @khizesche باز نشر خیزش