🔎 تحلیل و توضیحات تکمیلی بر گزارش اومانیته
گ در ادامه چند بعد مهم که این گزارش به آنها اشاره کرده یا زمینهساز آنهاست، بازتر شده است:
۱. مکانیزم «پرچمهای مصلحتی» (Flags of Convenience)
یکی از اساسیترین دلایل بیحقوقی خدمه، فرار از صلاحیت قضایی کشورها است.
روش کار: مالکان قایقها، شناور خود را در کشورهایی مانند جزایر مارشال، جزایر کوک، پاناما یا کیمن ثبت میکنند.
نتیجه: قانون کار کشور خریدار یا محل استقرار (مثلاً فرانسه یا ایتالیا) بر روی کاغذ بر قایق اعمال نمیشود؛ بلکه قوانین کشور ثبتکننده (که معمولاً حداقل حقوق کاری و ایمنی را دارند) حاکم است.
پیچیدگی چندلایه: مالک حقیقی پشت یک شرکت صوری در یک بهشت مالیاتی (Tax Haven) پنهان میشود، قایق در یک کشور ثبت شده و در آبهای بینالمللی حرکت میکند. این مسئله پیگیری حقوقی را برای خدمهای که اخراج یا قربانی آزار شدهاند، تقریباً غیرممکن میسازد.
۲. آناتومی روانشناختی فضای محصور (Isolation & Total Institution)
از نظر جامعهشناسی کار، یاتهای لوکس مصداق «نهاد کامل» (Total Institution) هستند؛ جایی که تمام ابعاد زندگی فرد (کار، خواب، غذا، تفریح) در یک محیط بسته و زیر نظر یک ساختار قدرت واحد انجام میشود.
درهمتنیدگی مرزها: عدم وجود مرز میان زمان کار و استراحت، خدمه را در حالت آمادهباش ۲۴/۷ قرار میدهد.
اهرم انعام (Tips): در سیستم یاتینگ، انعام دریافتی از مهمانان بخش بزرگی از درآمد را تشکیل میدهد. از آنجا که تقسیم این پول بر عهده ناخداست، فضایی از چشمپوشی بر تجاوزها و آزارها ایجاد میشود تا پاداش مالی ضربه نخورد.
۳. تقابل قوانین ملی و بینالمللی (رویه قضایی دادگاههای فرانسه)
همانطور که در گزارش اشاره شد، لایحه حقوقی و پرونده وارث دکاتلون (Thomas Leclercq) یک نقطه عطف محسوب میشود:
توقیف احتیاطی (Saisie Conservatoire): وکلا با استفاده از قوانین ناوبری اروپا و صلاحیت دادگاههای محلی (مانند فرانسه) موفق شدهاند یاتها را در بنادر توقیف کنند.
اگر قایقی به طور مرتب در آبها و بنادر یک کشور اروپایی (مثل سنتروپه یا موناکو) پهلو بگیرد، دادگاههای محلی میتوانند قوانین کار همان کشور را بر روابط کاری حاکم بدانند، حتی اگر قایق پرچم جزایر مارشال را داشته باشد.
صنعت یاتینگ بسیار کوچک و مبتنی بر شبکههای ارتباطی شخصی است. اگر خدمهای اقدام به شکایت کند، نام او به راحتی در میان کارفرمایان و آژانسهای استخدام پخش شده و امکان اشتغال مجدد او در کل این صنعت برای همیشه از بین میرود.
💡تغییراتی که از سال ۲۰۲۶ در کنوانسیون STCW (استانداردهای آموزش و گواهینامه دریانوردان) ایجاد شده و آموزشهای ضد آزار را اجباری کرده، گامی مثبت اما اولیه است. تا زمانی که ساختار پرچمهای مصلحتی و پیمانهای محرمانگی (NDA) در برابر قدرت مالی بیحدومرز مالکان تعدیل نشود، بخش عمدهای از این آسیبها زیر عرشههای مجلل پنهان خواهد ماند.
متن فرانسویِ گزارش تحقیقی و جنجالی روزنامه L'Humanité (اومانیته) که به قلم خبرنگار این روزنامه منتشر شده، یکی از جامعترین گزارشهای سالهای اخیر درباره ابعاد پنهان صنعت قایقهای لوکس است. @khizesche بازنشر خیزش https://t.me/negarestankhizesche023/4806
گ در ادامه چند بعد مهم که این گزارش به آنها اشاره کرده یا زمینهساز آنهاست، بازتر شده است:
۱. مکانیزم «پرچمهای مصلحتی» (Flags of Convenience)
یکی از اساسیترین دلایل بیحقوقی خدمه، فرار از صلاحیت قضایی کشورها است.
روش کار: مالکان قایقها، شناور خود را در کشورهایی مانند جزایر مارشال، جزایر کوک، پاناما یا کیمن ثبت میکنند.
نتیجه: قانون کار کشور خریدار یا محل استقرار (مثلاً فرانسه یا ایتالیا) بر روی کاغذ بر قایق اعمال نمیشود؛ بلکه قوانین کشور ثبتکننده (که معمولاً حداقل حقوق کاری و ایمنی را دارند) حاکم است.
پیچیدگی چندلایه: مالک حقیقی پشت یک شرکت صوری در یک بهشت مالیاتی (Tax Haven) پنهان میشود، قایق در یک کشور ثبت شده و در آبهای بینالمللی حرکت میکند. این مسئله پیگیری حقوقی را برای خدمهای که اخراج یا قربانی آزار شدهاند، تقریباً غیرممکن میسازد.
۲. آناتومی روانشناختی فضای محصور (Isolation & Total Institution)
از نظر جامعهشناسی کار، یاتهای لوکس مصداق «نهاد کامل» (Total Institution) هستند؛ جایی که تمام ابعاد زندگی فرد (کار، خواب، غذا، تفریح) در یک محیط بسته و زیر نظر یک ساختار قدرت واحد انجام میشود.
درهمتنیدگی مرزها: عدم وجود مرز میان زمان کار و استراحت، خدمه را در حالت آمادهباش ۲۴/۷ قرار میدهد.
«در یاتها، مرز میان کار و زندگی شخصی کاملاً از بین رفته است. قایق همزمان خانه و محل کار است. خدمه از لحظهای که یونیفرم میپوشند تا زمانی که میخوابند زیر نظر هستند و همین انزوای جغرافیایی و فیزیکی، زمینهساز سوءاستفادههای قدرتی و جنسی میشود.»
اهرم انعام (Tips): در سیستم یاتینگ، انعام دریافتی از مهمانان بخش بزرگی از درآمد را تشکیل میدهد. از آنجا که تقسیم این پول بر عهده ناخداست، فضایی از چشمپوشی بر تجاوزها و آزارها ایجاد میشود تا پاداش مالی ضربه نخورد.
۳. تقابل قوانین ملی و بینالمللی (رویه قضایی دادگاههای فرانسه)
همانطور که در گزارش اشاره شد، لایحه حقوقی و پرونده وارث دکاتلون (Thomas Leclercq) یک نقطه عطف محسوب میشود:
توقیف احتیاطی (Saisie Conservatoire): وکلا با استفاده از قوانین ناوبری اروپا و صلاحیت دادگاههای محلی (مانند فرانسه) موفق شدهاند یاتها را در بنادر توقیف کنند.
اگر قایقی به طور مرتب در آبها و بنادر یک کشور اروپایی (مثل سنتروپه یا موناکو) پهلو بگیرد، دادگاههای محلی میتوانند قوانین کار همان کشور را بر روابط کاری حاکم بدانند، حتی اگر قایق پرچم جزایر مارشال را داشته باشد.
علت اصلی سکوت
عدم آگاهی از حقوق
ترس از فهرست سیاه (Blacklisting) و توافقنامه عدم افشا (NDA)
صنعت یاتینگ بسیار کوچک و مبتنی بر شبکههای ارتباطی شخصی است. اگر خدمهای اقدام به شکایت کند، نام او به راحتی در میان کارفرمایان و آژانسهای استخدام پخش شده و امکان اشتغال مجدد او در کل این صنعت برای همیشه از بین میرود.
💡تغییراتی که از سال ۲۰۲۶ در کنوانسیون STCW (استانداردهای آموزش و گواهینامه دریانوردان) ایجاد شده و آموزشهای ضد آزار را اجباری کرده، گامی مثبت اما اولیه است. تا زمانی که ساختار پرچمهای مصلحتی و پیمانهای محرمانگی (NDA) در برابر قدرت مالی بیحدومرز مالکان تعدیل نشود، بخش عمدهای از این آسیبها زیر عرشههای مجلل پنهان خواهد ماند.
متن فرانسویِ گزارش تحقیقی و جنجالی روزنامه L'Humanité (اومانیته) که به قلم خبرنگار این روزنامه منتشر شده، یکی از جامعترین گزارشهای سالهای اخیر درباره ابعاد پنهان صنعت قایقهای لوکس است. @khizesche بازنشر خیزش https://t.me/negarestankhizesche023/4806
Telegram
نگارستان خیزش
حق رؤیاپردازی
ژوئیه 2026
لوموند دیپلماتیک
نویسنده Benoît Bréville برگردان مرمر کبير
اگر از مردم خواسته میشد برای بازسازی فرانسه ویرانشده پس از جنگ برنامه ارائه کنند، چه پیشنهادهایی مطرح میکردند؟ در سال ۱۹۴۵، دهها هزار فرانسوی در یک مشورت عمومی گسترده شرکت کردند، ابتکاری که نیروهای مقاومت برای ترسیم آینده کشور به راه انداخته بودند. این تجربه دموکراتیک که سالها به فراموشی سپرده شده بود، پنجرهای به امیدها، رؤیاها و شکافهای جامعه فرانسه در روزهای پس از رهایی از اشغال و فاشیسم هیتلری میگشاید.
نزدیک به هشتاد سال از «مجمعهای عمومی بازسازی فرانسه» که در سال ۱۹۴۵ به ابتکار شورای ملی مقاومت (CNR) برگزار شد، اطلاعات چندانی در دست نبود. هرچند برخی پژوهشهای محلی به این موضوع پرداخته بودند، اما هیچ بررسی جامعی وجود نداشت که ابعاد و نوآوری این تجربه کمنظیر را به تصویر بکشد. ابتکار برگزاری «مجمعهای عمومی» ــ با ارجاعی آشکار به مجمع عمومی سال ۱۷۸۹ فرانسه ــEtats généraux ـ از سپتامبر ۱۹۴۴، یعنی کمتر از سه هفته پس از آزادی پاریس، در میان نیروهای مقاومت شکل گرفت، زمانی که هنوز بخشهایی از خاک فرانسه در اشغال بود. شورای ملی مقاومت با این طرح سه هدف را دنبال میکرد: نخست، معرفی برنامهای که در مارس ۱۹۴۴ بهصورت مخفیانه تدوین و تصویب شده بود. دوم، گسترش پایگاه مردمی خود از طریق فرصت دادن به شهروندان برای بیان خواستهها و مطالباتشان در قالب «دفترچههای شکایات و مطالبات» و سوم، تأثیرگذاری بر عملکرد دولت موقت تا اصلاحات وعده دادهشده در دوران آزادی کشور به اجرا درآید.
این طرح از حمایت حزب کمونیست فرانسه (PCF) و کنفدراسیون عمومی کار، سندیکای (CGT) برخوردار بود، اما حزب رادیکال، شاخه فرانسوی بینالملل کارگری (SFIO) و جنبش جمهوریخواه مردمی (MRP) با احتیاط و تردید بیشتری به آن مینگریستند. در این میان، ژنرال شارل دوگل آشکارا با این ابتکار مخالفت میکرد، زیرا بیم داشت چنین مشورتی دست دولت را ببندد و با تحمیل جهتگیریهایی که بهعنوان «اراده مردم» معرفی میشد، آزادی عمل دولت را محدود کند (۲) «مجمعهای ملی بازسازی فرانسه» در دسامبر ۱۹۴۴ رسماً اعلام وجود کرد، قرار بود با برگزاری نشستی ملی در کاخ شایو پاریس، از ۱۰ تا ۱۳ ژوئیه ۱۹۴۵، پیشنهادات جمع بندی شود. از دل این گردهماییهای محلی، هزاران دفترچه مطالبات و پیشنهادها پدید آمد که از نظر شکل و محتوا بسیار متنوع بودند. برخی تنها یک صفحه داشتند و پاسخهایی کوتاه و مختصر را در بر میگرفتند. برخی دیگر با دقت و حوصله در دفترهای مدرسه نوشته شده بودند و استدلالها و توضیحات مفصلی ارائه میکردند. مجموعه این اسناد، تصویری اجتماعی کمنظیر از فرانسه سال ۱۹۴۵ به دست میدهد؛ تصویری که زندگی روزمره مردم، امیدها و نگرانیهایشان و همچنین شکافها و اختلافهای موجود در جامعه را بهروشنی بازتاب میدهد. اما در این دفترچهها فقط از کمبودها و مشکلات سخن نمیرفت، آنها سرشار از امید به پیشرفت و اعتماد به توانایی جامعه برای دگرگونی نیز بود. همانطور که تاریخنگار ژان-ماری گیون، در پژوهش خود درباره استان وار، در جنوب فرانسه، اشاره کرده است، فقر و محرومیت مانع از طرح «رویاهای معقول» نمیشد در پایان این فرایند، نزدیک به دو هزار نماینده منتخب برای چهار روز بحث و گفتوگو، که گاه بسیار پرتنش بود، در کاخ شایو گرد هم آمدند. آنان در کمیسیونهای مختلف سازماندهی شده بودند و سرانجام به بیانیهای نهایی رسیدند که بنا بود حاصل یک توافق عمومی باشد، اما در عمل کلی و مبهم باقی ماند و بخش زیادی از غنای اولیه مطالبات کاسته شد. شماری از شرکتکنندگان نیز از این جمعبندیها انتقاد کردند و آنها را نادقیق و سرشار از «کلیشههای تکراری و پیشپاافتاده» میدانستند. در هر حال، این ابتکار عمل تا حدی زیر سایه تهاجم سیاسی شارل دوگل قرار گرفته بود. یک روز پیش از آغاز مجامع عمومی، او برگزاری انتخابات پارلمانی و همهپرسی درباره مجلس مؤسسان آینده را برای ماه اکتبر اعلام کرده بود و به این ترتیب توجه افکار عمومی فوراً به انتخابات پیش رو معطوف شده بود.
چند هفته بعد، مجامع عمومی تقریباً از صحنه ناپدید شد. این تجربه بعدها به لطف آرشیوهای لویی سایان دوباره شناخته شد، اما نه تصمیم مهمی از خود بر جای گذاشت و نه میراثی نهادی و پایدار. اهمیت واقعی آن در جای دیگری نهفته است، در این باور که آینده کشور میتوانست بهصورت جمعی و به دست خود شهروندان مورد بحث و تصمیمگیری قرار گیرد. همچنین در چیزی شکنندهتر و در عین حال ارزشمندتر، یعنی حق رؤیاپردازی، حتی در تاریکترین روزگارها. @khizesche بازنشر خیزش https://telegra.ph/حق-رؤیاپردازی-07-21
ژوئیه 2026
لوموند دیپلماتیک
نویسنده Benoît Bréville برگردان مرمر کبير
اگر از مردم خواسته میشد برای بازسازی فرانسه ویرانشده پس از جنگ برنامه ارائه کنند، چه پیشنهادهایی مطرح میکردند؟ در سال ۱۹۴۵، دهها هزار فرانسوی در یک مشورت عمومی گسترده شرکت کردند، ابتکاری که نیروهای مقاومت برای ترسیم آینده کشور به راه انداخته بودند. این تجربه دموکراتیک که سالها به فراموشی سپرده شده بود، پنجرهای به امیدها، رؤیاها و شکافهای جامعه فرانسه در روزهای پس از رهایی از اشغال و فاشیسم هیتلری میگشاید.
نزدیک به هشتاد سال از «مجمعهای عمومی بازسازی فرانسه» که در سال ۱۹۴۵ به ابتکار شورای ملی مقاومت (CNR) برگزار شد، اطلاعات چندانی در دست نبود. هرچند برخی پژوهشهای محلی به این موضوع پرداخته بودند، اما هیچ بررسی جامعی وجود نداشت که ابعاد و نوآوری این تجربه کمنظیر را به تصویر بکشد. ابتکار برگزاری «مجمعهای عمومی» ــ با ارجاعی آشکار به مجمع عمومی سال ۱۷۸۹ فرانسه ــEtats généraux ـ از سپتامبر ۱۹۴۴، یعنی کمتر از سه هفته پس از آزادی پاریس، در میان نیروهای مقاومت شکل گرفت، زمانی که هنوز بخشهایی از خاک فرانسه در اشغال بود. شورای ملی مقاومت با این طرح سه هدف را دنبال میکرد: نخست، معرفی برنامهای که در مارس ۱۹۴۴ بهصورت مخفیانه تدوین و تصویب شده بود. دوم، گسترش پایگاه مردمی خود از طریق فرصت دادن به شهروندان برای بیان خواستهها و مطالباتشان در قالب «دفترچههای شکایات و مطالبات» و سوم، تأثیرگذاری بر عملکرد دولت موقت تا اصلاحات وعده دادهشده در دوران آزادی کشور به اجرا درآید.
این طرح از حمایت حزب کمونیست فرانسه (PCF) و کنفدراسیون عمومی کار، سندیکای (CGT) برخوردار بود، اما حزب رادیکال، شاخه فرانسوی بینالملل کارگری (SFIO) و جنبش جمهوریخواه مردمی (MRP) با احتیاط و تردید بیشتری به آن مینگریستند. در این میان، ژنرال شارل دوگل آشکارا با این ابتکار مخالفت میکرد، زیرا بیم داشت چنین مشورتی دست دولت را ببندد و با تحمیل جهتگیریهایی که بهعنوان «اراده مردم» معرفی میشد، آزادی عمل دولت را محدود کند (۲) «مجمعهای ملی بازسازی فرانسه» در دسامبر ۱۹۴۴ رسماً اعلام وجود کرد، قرار بود با برگزاری نشستی ملی در کاخ شایو پاریس، از ۱۰ تا ۱۳ ژوئیه ۱۹۴۵، پیشنهادات جمع بندی شود. از دل این گردهماییهای محلی، هزاران دفترچه مطالبات و پیشنهادها پدید آمد که از نظر شکل و محتوا بسیار متنوع بودند. برخی تنها یک صفحه داشتند و پاسخهایی کوتاه و مختصر را در بر میگرفتند. برخی دیگر با دقت و حوصله در دفترهای مدرسه نوشته شده بودند و استدلالها و توضیحات مفصلی ارائه میکردند. مجموعه این اسناد، تصویری اجتماعی کمنظیر از فرانسه سال ۱۹۴۵ به دست میدهد؛ تصویری که زندگی روزمره مردم، امیدها و نگرانیهایشان و همچنین شکافها و اختلافهای موجود در جامعه را بهروشنی بازتاب میدهد. اما در این دفترچهها فقط از کمبودها و مشکلات سخن نمیرفت، آنها سرشار از امید به پیشرفت و اعتماد به توانایی جامعه برای دگرگونی نیز بود. همانطور که تاریخنگار ژان-ماری گیون، در پژوهش خود درباره استان وار، در جنوب فرانسه، اشاره کرده است، فقر و محرومیت مانع از طرح «رویاهای معقول» نمیشد در پایان این فرایند، نزدیک به دو هزار نماینده منتخب برای چهار روز بحث و گفتوگو، که گاه بسیار پرتنش بود، در کاخ شایو گرد هم آمدند. آنان در کمیسیونهای مختلف سازماندهی شده بودند و سرانجام به بیانیهای نهایی رسیدند که بنا بود حاصل یک توافق عمومی باشد، اما در عمل کلی و مبهم باقی ماند و بخش زیادی از غنای اولیه مطالبات کاسته شد. شماری از شرکتکنندگان نیز از این جمعبندیها انتقاد کردند و آنها را نادقیق و سرشار از «کلیشههای تکراری و پیشپاافتاده» میدانستند. در هر حال، این ابتکار عمل تا حدی زیر سایه تهاجم سیاسی شارل دوگل قرار گرفته بود. یک روز پیش از آغاز مجامع عمومی، او برگزاری انتخابات پارلمانی و همهپرسی درباره مجلس مؤسسان آینده را برای ماه اکتبر اعلام کرده بود و به این ترتیب توجه افکار عمومی فوراً به انتخابات پیش رو معطوف شده بود.
چند هفته بعد، مجامع عمومی تقریباً از صحنه ناپدید شد. این تجربه بعدها به لطف آرشیوهای لویی سایان دوباره شناخته شد، اما نه تصمیم مهمی از خود بر جای گذاشت و نه میراثی نهادی و پایدار. اهمیت واقعی آن در جای دیگری نهفته است، در این باور که آینده کشور میتوانست بهصورت جمعی و به دست خود شهروندان مورد بحث و تصمیمگیری قرار گیرد. همچنین در چیزی شکنندهتر و در عین حال ارزشمندتر، یعنی حق رؤیاپردازی، حتی در تاریکترین روزگارها. @khizesche بازنشر خیزش https://telegra.ph/حق-رؤیاپردازی-07-21
Le Monde diplomatique - لوموند ديپلوماتيك
حق رؤیاپردازی
نویسنده Benoît Bréville برگردان مرمر کبير - Le Monde diplomatique - لوموند ديپلوماتيك - ژوئيه 2026
سالروز قیام ملی ۳۰ تیر؛ فریاد «یا مرگ، یا مصدق» علیه دیکتاتوری سلطنتی
قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ یکی از ماندگارترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که مردم تهران و شهرهای دیگر با شعار «یا مرگ، یا مصدق» در حمایت از دکتر محمد مصدق و نهضت ملی، در برابر دیکتاتوری سلطنتی و نفوذ قدرتهای استعماری ایستادند. این خیزش، اراده ملتی را به نمایش گذاشت که استقلال، حاکمیت ملی و آزادی را بر هر مصلحتی ترجیح میداد. مصدق نیز با وصیت به دفن در کنار شهدای ۳۰ تیر، جایگاه تاریخی این قیام را پاس داشت و بعدها با تأکید بر تجربه ملتهایی که برای آزادی از همهچیز گذشتند، بر ضرورت ادامه راه استقلال و آزادی تأکید کرد. او درباره این روز تاریخی نوشت: «۳۰ تیر در تاریخ مبارزات ملت ایران فراموشنشدنی است، زیرا همه اقشار مردم یکدل و یکزبان در برابر دخالت بیگانگان قیام کردند.» قیام ۳۰ تیر همچنان نماد همبستگی ملی در دفاع از آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش است.
@khizesche بازنشر خیزش
قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ یکی از ماندگارترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که مردم تهران و شهرهای دیگر با شعار «یا مرگ، یا مصدق» در حمایت از دکتر محمد مصدق و نهضت ملی، در برابر دیکتاتوری سلطنتی و نفوذ قدرتهای استعماری ایستادند. این خیزش، اراده ملتی را به نمایش گذاشت که استقلال، حاکمیت ملی و آزادی را بر هر مصلحتی ترجیح میداد. مصدق نیز با وصیت به دفن در کنار شهدای ۳۰ تیر، جایگاه تاریخی این قیام را پاس داشت و بعدها با تأکید بر تجربه ملتهایی که برای آزادی از همهچیز گذشتند، بر ضرورت ادامه راه استقلال و آزادی تأکید کرد. او درباره این روز تاریخی نوشت: «۳۰ تیر در تاریخ مبارزات ملت ایران فراموشنشدنی است، زیرا همه اقشار مردم یکدل و یکزبان در برابر دخالت بیگانگان قیام کردند.» قیام ۳۰ تیر همچنان نماد همبستگی ملی در دفاع از آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش است.
@khizesche بازنشر خیزش
▪️اعلامیه قوام؛ «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» در آستانه قیام سی تیر ۱۳۳۱، احمد قوام، نخستوزیر تازه منصوبشده پس از استعفای محمد مصدق، اعلامیهای تند منتشر کرد؛ اعلامیهای که با عبارت معروف «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» در تاریخ سیاسی ایران ماندگار شد. قوام در این اعلامیه کوشید با زبان اقتدار، تهدید و نظم، جامعهای را که در میانه نهضت ملی شدن نفت و بحران سیاسی قرار داشت، به عقبنشینی وادارد.
استعفای مصدق پس از اختلاف با شاه برسر اختیار وزارت جنگ و کنترل ارتش رخ داده بود. شاه با نپذیرفتن خواست او، قوام را به نخستوزیری رساند. اما قوام، برخلاف محاسبه دربار، با جامعهای روبهرو شد که دیگر حاضر نبود سرنوشت دولت ملی و جنبش نفت را تنها در کاخ و دربار تعیینشده ببیند. اعلامیه او، به جای آرام کردن اوضاع، خشم نیروهای ملی، مذهبی، بازار، کارگران، دانشجویان و بخشهای وسیعی از مردم را تشدید کرد.
۲۷ تیر ۱۳۳۱ یکی از لحظههای تعیینکننده پیش از قیام ۳۰ تیر است. این روز نشان داد که مشروعیت سیاسی در دوره نهضت ملی، دیگر فقط از فرمان شاه یا رأی پشتپرده مجلس نمیآمد؛ خیابان، مردم و افکار عمومی به نیرویی تعیینکننده بدل شده بودند. در ۳۰ تیر ۱۳۳۱، گروهی از مردم در تهران و برخی شهرهای ایران، به خیابانها آمدند و خواستار کنارهگیری احمد قوام از نخستوزیری و بازگشت محمدمصدق به مقام نخستوزیری شدند. در ۲۵ تیر ۱۳۳۱ محمد مصدق به علت اختلاف با محمدرضاشاه پهلوی، بر سر تصدی وزارت جنگ از سمت نخستوزیری استعفا کرده بود. تعدادی از طرفداران مصدق در درگیری با نیروهای شهربانی، در روز ۳۰ تیر کشته شدند. تعداد دقیق کشتهها اعلام نشده اما گروهی نزدیک به 25 نفر از آنان در گورستان ابنبابویه تهران دفن شدهاند.
مصدق با طرح ملی کردن نفت همراهی و همگرائی وسیعی را بین همۀ نیروهای دموکرات و مردم ایجاد کرد، وتوانست رهبری جبهۀ ملی را بر جنبش تثبیت نماید. تا آنجا که با ملی شدن نفت، ظرفیت جنبش را آنچنان بالا برد که درخیزش 30 تیر1331 شاه را به عقب نشینی واداشت. متاًسفانه ترکیب به غایت ناهمگون جبهۀ ملی و جدائی و نزدیکی عناصر مهمی از آن به دربار و ارتجاع، از جمله مظفر بقائی و حزب زحمتکشان ملت ایران و حسن آیت (که درکودتای28 مرداد 1332 نیز دست داشتند) و عقب گرد و خیانت آیت الله کاشانی و بخش مهمی از نیروهای مذهبی (از جمله فدائیان اسلام) و مقابله شان با مصدق و نزدیکی آنها با شاه، جنبش ملی را تضعیف کرد. بدین ترتیب پیروزی و پیشرفتی که در 30 تیر نصیب ابتکار و خیزش توده ای شده بود، در 28 مرداد 1332 با بی عملی و تردیدهای جبهۀ ملی و شخص مصدق (علیرغم امکانات و اطلاعاتی که داشت)، و سر درگمی و بی عملی نیروهای طرفدار حزب توده ، توسط کودتا به شکست رسید.
https://t.me/negarestankhizesche023/4792
@khizesche
استعفای مصدق پس از اختلاف با شاه برسر اختیار وزارت جنگ و کنترل ارتش رخ داده بود. شاه با نپذیرفتن خواست او، قوام را به نخستوزیری رساند. اما قوام، برخلاف محاسبه دربار، با جامعهای روبهرو شد که دیگر حاضر نبود سرنوشت دولت ملی و جنبش نفت را تنها در کاخ و دربار تعیینشده ببیند. اعلامیه او، به جای آرام کردن اوضاع، خشم نیروهای ملی، مذهبی، بازار، کارگران، دانشجویان و بخشهای وسیعی از مردم را تشدید کرد.
۲۷ تیر ۱۳۳۱ یکی از لحظههای تعیینکننده پیش از قیام ۳۰ تیر است. این روز نشان داد که مشروعیت سیاسی در دوره نهضت ملی، دیگر فقط از فرمان شاه یا رأی پشتپرده مجلس نمیآمد؛ خیابان، مردم و افکار عمومی به نیرویی تعیینکننده بدل شده بودند. در ۳۰ تیر ۱۳۳۱، گروهی از مردم در تهران و برخی شهرهای ایران، به خیابانها آمدند و خواستار کنارهگیری احمد قوام از نخستوزیری و بازگشت محمدمصدق به مقام نخستوزیری شدند. در ۲۵ تیر ۱۳۳۱ محمد مصدق به علت اختلاف با محمدرضاشاه پهلوی، بر سر تصدی وزارت جنگ از سمت نخستوزیری استعفا کرده بود. تعدادی از طرفداران مصدق در درگیری با نیروهای شهربانی، در روز ۳۰ تیر کشته شدند. تعداد دقیق کشتهها اعلام نشده اما گروهی نزدیک به 25 نفر از آنان در گورستان ابنبابویه تهران دفن شدهاند.
مصدق با طرح ملی کردن نفت همراهی و همگرائی وسیعی را بین همۀ نیروهای دموکرات و مردم ایجاد کرد، وتوانست رهبری جبهۀ ملی را بر جنبش تثبیت نماید. تا آنجا که با ملی شدن نفت، ظرفیت جنبش را آنچنان بالا برد که درخیزش 30 تیر1331 شاه را به عقب نشینی واداشت. متاًسفانه ترکیب به غایت ناهمگون جبهۀ ملی و جدائی و نزدیکی عناصر مهمی از آن به دربار و ارتجاع، از جمله مظفر بقائی و حزب زحمتکشان ملت ایران و حسن آیت (که درکودتای28 مرداد 1332 نیز دست داشتند) و عقب گرد و خیانت آیت الله کاشانی و بخش مهمی از نیروهای مذهبی (از جمله فدائیان اسلام) و مقابله شان با مصدق و نزدیکی آنها با شاه، جنبش ملی را تضعیف کرد. بدین ترتیب پیروزی و پیشرفتی که در 30 تیر نصیب ابتکار و خیزش توده ای شده بود، در 28 مرداد 1332 با بی عملی و تردیدهای جبهۀ ملی و شخص مصدق (علیرغم امکانات و اطلاعاتی که داشت)، و سر درگمی و بی عملی نیروهای طرفدار حزب توده ، توسط کودتا به شکست رسید.
https://t.me/negarestankhizesche023/4792
@khizesche
Telegram
نگارستان خیزش
گوشه ای از تظاهرات مردم در 30 تیر 1331 @khizesche
وثیقه های سنگین؛ چگونه قرار تأمین به ابزاری برای ادامه بازداشت معترضان تبدیل میشود؟
کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ – همزمان با بازداشت گسترده شهروندان در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و همچنین موج اخیر بازداشتها با اتهاماتی مانند «همکاری با دشمن»، «اقدام علیه امنیت ملی» و فعالیت در شبکههای اجتماعی، گزارشهای متعددی از تعیین وثیقه های سنگین برای بازداشتشدگان منتشر شده است. در بسیاری از این پروندهها، مبالغ تعیینشده به اندازهای بالاست که خانوادهها امکان تأمین آن را ندارند و همین موضوع موجب میشود افراد، با وجود صدور قرار وثیقه، همچنان در بازداشت باقی بمانند.
@khizesche بازنشر خیزش
کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ – همزمان با بازداشت گسترده شهروندان در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و همچنین موج اخیر بازداشتها با اتهاماتی مانند «همکاری با دشمن»، «اقدام علیه امنیت ملی» و فعالیت در شبکههای اجتماعی، گزارشهای متعددی از تعیین وثیقه های سنگین برای بازداشتشدگان منتشر شده است. در بسیاری از این پروندهها، مبالغ تعیینشده به اندازهای بالاست که خانوادهها امکان تأمین آن را ندارند و همین موضوع موجب میشود افراد، با وجود صدور قرار وثیقه، همچنان در بازداشت باقی بمانند.
ادامه خبر
@khizesche بازنشر خیزش
محکومیت ندا ددهجانی و ستایش سرابی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه به حبس، شلاق و تبعید
ندا ددهجانی و ستایش (بهنوش) سرابی، دو شهروند کُرد اهل شهرستان قروه و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه سال گذشته، توسط دستگاه قضایی در مجموع به تحمل شش سال حبس، چهار سال تبعید به نیکشهر از توابع استان سیستان و بلوچستان و ۶۲ ضربه شلاق محکوم شدهاند.
ندا ددهجانی، هنرمند و عروسکگردان و ستایش (بهنوش) سرابی، توسط شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری این شهر هر یک بابت اتهام «اخلال در آسایش و نظم عمومی» به تحمل یک سال حبس، ۳۱ ضربه شلاق و ۲ سال تبعید به نیکشهر محکوم شدهاند.
این دو شهروند همچنین بابت اتهام «اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی» توسط شعبه اول دادگاه انقلاب قروه به تحمل دو سال حبس و در مجموع به سه سال حبس، ۳۱ ضربه شلاق و دو سال تبعید به نیکشهر محکوم شدهاند که دو سال از آن قابل اجرا است.
ندا ددهجانی در هشتمین جشنواره تئاتر منطقهای معلولین موفق به کسب جایزه برگزیده عروسکگردانی و جایزه اول طراحی و ساخت عروسک شده است.
@khizesche بازنشر خیزش
ندا ددهجانی و ستایش (بهنوش) سرابی، دو شهروند کُرد اهل شهرستان قروه و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه سال گذشته، توسط دستگاه قضایی در مجموع به تحمل شش سال حبس، چهار سال تبعید به نیکشهر از توابع استان سیستان و بلوچستان و ۶۲ ضربه شلاق محکوم شدهاند.
ندا ددهجانی، هنرمند و عروسکگردان و ستایش (بهنوش) سرابی، توسط شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری این شهر هر یک بابت اتهام «اخلال در آسایش و نظم عمومی» به تحمل یک سال حبس، ۳۱ ضربه شلاق و ۲ سال تبعید به نیکشهر محکوم شدهاند.
این دو شهروند همچنین بابت اتهام «اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی» توسط شعبه اول دادگاه انقلاب قروه به تحمل دو سال حبس و در مجموع به سه سال حبس، ۳۱ ضربه شلاق و دو سال تبعید به نیکشهر محکوم شدهاند که دو سال از آن قابل اجرا است.
ندا ددهجانی در هشتمین جشنواره تئاتر منطقهای معلولین موفق به کسب جایزه برگزیده عروسکگردانی و جایزه اول طراحی و ساخت عروسک شده است.
@khizesche بازنشر خیزش
صدور حکم اعدام برای مجتبی دهبندی و کیانوش همزهای کازرونی به اتهام کمک به معترضان زخمی
شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز مجتبی دهبندی و کیانوش همزهای کازرونی را به اتهام کمکرسانی پزشکی به معترضان زخمی در جریان اعتراضات سراسری دیماه، به اعدام محکوم کرد.
بنابه گزارشات منتشرشده، مجتبی دهبندی، ۲۳ ساله، و کیانوش همزهای کازرونی، ۲۷ ساله، در شعبه یک دادگاه انقلاب شیراز به اتهام محاربه از طریق آتش زدن اماکن عمومی و همچنین اقدام علیه امنیت ملی از طریق پناه دادن به معترضان، به اعدام محکوم شدهاند. حکم بدوی این دو زندانی بیش از دو ماه پیش صادر شده است. این دو اهل شیراز هستند و در زندان مرکزی شیراز (عادلآباد) نگهداری میشوند.
یک منبع مطلع درباره پرونده این زندانیان گفته است: «مجتبی همراه برادرش پردهفروش و کیانوش خاروبارفروش بود. آنها چند معترض زخمی را برای مداوا به داخل مغازه برده بودند. نیروهای امنیتی با استفاده از تصاویر دوربینهای مداربسته داخل مغازه هویت آنها را شناسایی کردند و هشت روز بعد، مجتبی و کیانوش را در خانههایشان بازداشت کردند. چهار معترض زخمی که همچنان داخل مغازه بودند نیز بازداشت شدند.»
تاکنون هیچ اطلاعاتی درباره سرنوشت آن چهار معترض زخمی بهدست نیامده است.
«تصویر مربوط به کیانوش همزهای کازرونی میباشد»
@khizesche بازنشر خیزش
صدور حکم اعدام برای مجتبی دهبندی و کیانوش همزهای کازرونی به اتهام کمک به معترضان زخمی
شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز مجتبی دهبندی و کیانوش همزهای کازرونی را به اتهام کمکرسانی پزشکی به معترضان زخمی در جریان اعتراضات سراسری دیماه، به اعدام محکوم کرد.
بنابه گزارشات منتشرشده، مجتبی دهبندی، ۲۳ ساله، و کیانوش همزهای کازرونی، ۲۷ ساله، در شعبه یک دادگاه انقلاب شیراز به اتهام محاربه از طریق آتش زدن اماکن عمومی و همچنین اقدام علیه امنیت ملی از طریق پناه دادن به معترضان، به اعدام محکوم شدهاند. حکم بدوی این دو زندانی بیش از دو ماه پیش صادر شده است. این دو اهل شیراز هستند و در زندان مرکزی شیراز (عادلآباد) نگهداری میشوند.
یک منبع مطلع درباره پرونده این زندانیان گفته است: «مجتبی همراه برادرش پردهفروش و کیانوش خاروبارفروش بود. آنها چند معترض زخمی را برای مداوا به داخل مغازه برده بودند. نیروهای امنیتی با استفاده از تصاویر دوربینهای مداربسته داخل مغازه هویت آنها را شناسایی کردند و هشت روز بعد، مجتبی و کیانوش را در خانههایشان بازداشت کردند. چهار معترض زخمی که همچنان داخل مغازه بودند نیز بازداشت شدند.»
تاکنون هیچ اطلاعاتی درباره سرنوشت آن چهار معترض زخمی بهدست نیامده است.
«تصویر مربوط به کیانوش همزهای کازرونی میباشد»
@khizesche بازنشر خیزش
🚀✈️💣 گزارشها نشاندهنده یک دور جدید از تشدید همهجانبه و بیسابقه در درگیری میان ایران و ایالات متحده در حوزه خلیج فارس، تنگه هرمز و پایگاههای منطقهای است.. میانجی گری و گزارش های اطلاعاتی........
محور درگیریهای دریایی و خطوط مواصلاتی (تنگه هرمز) است. اصابت به نفتکشها: گزارشها از هدف قرار گرفتن سه نفتکش در تنگه هرمز (از جمله یک نفتکش کویتی در نزدیکی «لیماه» عمان) توسط یگانهای موشکی و پهپادی سپاه پاسداران حکایت دارد.
تأثیر بر امنیت انرژی: تنگه هرمز شریان حیاتی انتقال انرژی جهانی است. هرگونه ناامنی مستقیم در این منطقه بلافاصله به جهش قیمت جهانی نفت، رشد سرسامآور هزینههای بیمه کشتیرانی (P&I) و اختلال در زنجیره تأمین منجر میشود.
۲. محور حملات متقابل زمین، هوا و پایگاههای منطقهای
این نشاندهنده تغییر سطح درگیری از «جنگ نیابتی یا محدود» به مواجهه مستقیم و متقابل است:
حملات سنگین به جنوب ایران:
گزارش وقوع انفجارهای متعدد و پیاپی در مناطق راهبردی جنوب ایران شامل چابهار، کنارک، بندرعباس، سیریک و بندر لنگه.
بر اساس اخبار، پایگاههای هوایی و نظامی جنوب کشور هدف حملات هوایی ارتش آمریکا قرار گرفتهاند.
پاسخ به پایگاههای منطقهای آمریکا:
هدف قرار دادن سامانههای موشکی هیمارس (HIMARS) در پایگاه عریفجان کویت توسط نیروی زمینی ارتش.
حملات همزمان موشکی و پهپادی به ۱۱ پایگاه آمریکایی در ۲۴ ساعت گذشته (۴ پایگاه در بحرین، ۵ پایگاه در کویت و ۲ پایگاه در اردن).
گزارش شنیده شدن انفجارها در مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین و فعالشدن آژیرهای قرمز در منامه.
۳. ارزیابی اطلاعاتی و راهبردی (گزارش واشنگتنپست)
عدم تغییر محاسبات تهران با فشار نظامی: جامعه اطلاعاتی آمریکا (IC) ارزیابی کرده که دور جدید حملات نظامی، حکومت ایران را وادار به عقبنشینی یا انعطاف در مذاکرات نخواهد کرد؛ زیرا تهران پذیرش شرایط تحت فشار را دلیلی بر تضعیف موضع خود میداند.
سناریوی فرسایشی: محتملترین سناریو از دیدگاه واشنگتن، ورود به یک بنبست و تقابل طولانیمدت (جنگ فرسایشی) است که در آن نه ابزار نظامی به نتیجه سریع سیاسی میرسد و نه دیپلماسی به راحتی پیشرفت میکند.
۴. تلاشهای دیپلماتیک و طرح آتشبس (گزارش آکسیوس)
ابتکار میانجیهای منطقهای: کشورهایی مانند قطر، مصر و پاکستان طرحی برای آتشبس ۱۰ روزه ارائه کردهاند.
جزئیات پیشنهادی:
برقراری توقف موقت درگیریها برای آغاز مذاکرات در مورد فرمول جامع امنیت دریانوردی در تنگه هرمز.
بررسی مدلهای مالی/حقوقی مانند پرداخت «هزینههای خدمات معقول» (حق عبور/ترانزیت یا خدمات امنیتی و زیستمحیطی) به ایران جهت تنظیم رفتوآمد کشتیها.
چشمانداز راهبردی نشان از گسترش دامنه آتش به پایگاههای کویت، بحرین و اردن + خطوط دریایی و خطر کشیده شدن کل منطقه خلیج فارس به درگیری مستقیم و وسیعتراست. باز نشر خیزش @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4808
محور درگیریهای دریایی و خطوط مواصلاتی (تنگه هرمز) است. اصابت به نفتکشها: گزارشها از هدف قرار گرفتن سه نفتکش در تنگه هرمز (از جمله یک نفتکش کویتی در نزدیکی «لیماه» عمان) توسط یگانهای موشکی و پهپادی سپاه پاسداران حکایت دارد.
تأثیر بر امنیت انرژی: تنگه هرمز شریان حیاتی انتقال انرژی جهانی است. هرگونه ناامنی مستقیم در این منطقه بلافاصله به جهش قیمت جهانی نفت، رشد سرسامآور هزینههای بیمه کشتیرانی (P&I) و اختلال در زنجیره تأمین منجر میشود.
۲. محور حملات متقابل زمین، هوا و پایگاههای منطقهای
این نشاندهنده تغییر سطح درگیری از «جنگ نیابتی یا محدود» به مواجهه مستقیم و متقابل است:
حملات سنگین به جنوب ایران:
گزارش وقوع انفجارهای متعدد و پیاپی در مناطق راهبردی جنوب ایران شامل چابهار، کنارک، بندرعباس، سیریک و بندر لنگه.
بر اساس اخبار، پایگاههای هوایی و نظامی جنوب کشور هدف حملات هوایی ارتش آمریکا قرار گرفتهاند.
پاسخ به پایگاههای منطقهای آمریکا:
هدف قرار دادن سامانههای موشکی هیمارس (HIMARS) در پایگاه عریفجان کویت توسط نیروی زمینی ارتش.
حملات همزمان موشکی و پهپادی به ۱۱ پایگاه آمریکایی در ۲۴ ساعت گذشته (۴ پایگاه در بحرین، ۵ پایگاه در کویت و ۲ پایگاه در اردن).
گزارش شنیده شدن انفجارها در مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین و فعالشدن آژیرهای قرمز در منامه.
۳. ارزیابی اطلاعاتی و راهبردی (گزارش واشنگتنپست)
عدم تغییر محاسبات تهران با فشار نظامی: جامعه اطلاعاتی آمریکا (IC) ارزیابی کرده که دور جدید حملات نظامی، حکومت ایران را وادار به عقبنشینی یا انعطاف در مذاکرات نخواهد کرد؛ زیرا تهران پذیرش شرایط تحت فشار را دلیلی بر تضعیف موضع خود میداند.
سناریوی فرسایشی: محتملترین سناریو از دیدگاه واشنگتن، ورود به یک بنبست و تقابل طولانیمدت (جنگ فرسایشی) است که در آن نه ابزار نظامی به نتیجه سریع سیاسی میرسد و نه دیپلماسی به راحتی پیشرفت میکند.
۴. تلاشهای دیپلماتیک و طرح آتشبس (گزارش آکسیوس)
ابتکار میانجیهای منطقهای: کشورهایی مانند قطر، مصر و پاکستان طرحی برای آتشبس ۱۰ روزه ارائه کردهاند.
جزئیات پیشنهادی:
برقراری توقف موقت درگیریها برای آغاز مذاکرات در مورد فرمول جامع امنیت دریانوردی در تنگه هرمز.
بررسی مدلهای مالی/حقوقی مانند پرداخت «هزینههای خدمات معقول» (حق عبور/ترانزیت یا خدمات امنیتی و زیستمحیطی) به ایران جهت تنظیم رفتوآمد کشتیها.
چشمانداز راهبردی نشان از گسترش دامنه آتش به پایگاههای کویت، بحرین و اردن + خطوط دریایی و خطر کشیده شدن کل منطقه خلیج فارس به درگیری مستقیم و وسیعتراست. باز نشر خیزش @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4808
Telegram
نگارستان خیزش
💠 #از_تاریخ
سهشنبه ۳۰ تیر – ۲۱ جولای
▪️قیام سی تیر؛ خیابان در برابر دربار و قوام
۳۰ تیر ۱۳۳۱، مردم تهران و چند شهر دیگر در اعتراض به دولت احمد قوام و در حمایت از بازگشت محمد مصدق به نخستوزیری به خیابان آمدند. چند روز پیشتر، مصدق پس از اختلاف با شاه بر سر اختیار وزارت جنگ و کنترل ارتش استعفا داده بود. شاه به جای پذیرش خواست او، قوام را مأمور تشکیل دولت کرد. قوام نیز با اعلامیهای تند و تهدیدآمیز، با عبارت معروف «کشتیبان را سیاستی دگر آمد»، کوشید جامعه را مرعوب کند.
اما جامعه ایران در میانه نهضت ملی شدن نفت دیگر بهسادگی به سیاست دربار و تصمیمهای پشتپرده تن نمیداد. بازار، نیروهای ملی، مذهبی، کارگران، دانشجویان و بخشهایی از مردم، هر یک از زاویهای، دولت قوام را عقبگردی در برابر جنبش ملی میدیدند. اعتراضها در ۳۰ تیر به درگیری خونین با نیروهای انتظامی و نظامی انجامید و شماری از معترضان کشته شدند.
قیام ۳۰ تیر دولت قوام را ساقط کرد و شاه ناچار شد مصدق را دوباره به نخستوزیری بازگرداند. اهمیت این روز در آن است که برای لحظهای، خیابان توانست در برابر دربار و دولت منصوب شاه بایستد و مسیر سیاست را تغییر دهد. ۳۰ تیر نشان داد که ملی شدن نفت فقط یک پرونده اقتصادی نبود؛ به مسئله حاکمیت مردم، استقلال دولت، کنترل ارتش و محدود کردن سلطنت گره خورده بود.
اما پیروزی ۳۰ تیر پایان بحران نبود. همان نیروهایی که از دولت ملی، استقلال نفت و نقش مردم نگران بودند، یک سال بعد در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ضربه نهایی را به دولت مصدق زدند. از این رو،
۳۰ تیر ۱۳۹۹، کارگران نیشکر هفتتپه در شوش در ادامه اعتصاب طولانی خود بار دیگر مقابل فرمانداری این شهر تجمع کردند. آنان خواستار پرداخت دستمزدهای معوقه، بازگشت به کار همکاران اخراجشده، تمدید دفترچههای درمانی، پایان دادن به خصوصیسازی رانتی و تعیین تکلیف مدیریت فاسد مجتمع بودند. هفتتپه در آن سال، از محدوده یک کارخانه فراتر رفت و به نامی برای مقاومت کارگری در ایران تبدیل شد.
اعتراض هفتتپه فقط اعتراض به حقوق عقبافتاده نبود. کارگران در برابر ساختاری ایستاده بودند که کارخانه را به میدان خصوصیسازی، فساد، رانت و سرکوب تبدیل کرده بود. آنان نشان دادند که کارگر فقط نیروی کار خاموش نیست؛ میتواند درباره سرنوشت واحد تولیدی، شیوه مدیریت، فساد اقتصادی و حق تشکل سخن بگوید. شعارها و تجمعهای هفتتپه، زبان تازهای به جنبش کارگری ایران داد.
خوزستان؛ هفتمین شب اعتراض به بیآبی و حق زندگی
۳۰ تیر ۱۴۰۰، اعتراضهای مردم خوزستان به بیآبی و بحران آب برای هفتمین شب ادامه یافت. در شهرهای مختلف استان، مردم علیه خشک شدن رودخانهها و تالابها، نابودی کشاورزی و دامداری، انتقال آب، نبود آب آشامیدنی سالم و بیاعتنایی حکومت به زندگی مردم شعار دادند. گزارشها از قطع یا اختلال اینترنت موبایل، تهدید دادستانی و برخورد امنیتی با معترضان خبر میدادند.
۳۰ تیر ۱۴۰۰ یادآور این حقیقت است که
#اخبار_روز
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
سهشنبه ۳۰ تیر – ۲۱ جولای
▪️قیام سی تیر؛ خیابان در برابر دربار و قوام
۳۰ تیر ۱۳۳۱، مردم تهران و چند شهر دیگر در اعتراض به دولت احمد قوام و در حمایت از بازگشت محمد مصدق به نخستوزیری به خیابان آمدند. چند روز پیشتر، مصدق پس از اختلاف با شاه بر سر اختیار وزارت جنگ و کنترل ارتش استعفا داده بود. شاه به جای پذیرش خواست او، قوام را مأمور تشکیل دولت کرد. قوام نیز با اعلامیهای تند و تهدیدآمیز، با عبارت معروف «کشتیبان را سیاستی دگر آمد»، کوشید جامعه را مرعوب کند.
اما جامعه ایران در میانه نهضت ملی شدن نفت دیگر بهسادگی به سیاست دربار و تصمیمهای پشتپرده تن نمیداد. بازار، نیروهای ملی، مذهبی، کارگران، دانشجویان و بخشهایی از مردم، هر یک از زاویهای، دولت قوام را عقبگردی در برابر جنبش ملی میدیدند. اعتراضها در ۳۰ تیر به درگیری خونین با نیروهای انتظامی و نظامی انجامید و شماری از معترضان کشته شدند.
قیام ۳۰ تیر دولت قوام را ساقط کرد و شاه ناچار شد مصدق را دوباره به نخستوزیری بازگرداند. اهمیت این روز در آن است که برای لحظهای، خیابان توانست در برابر دربار و دولت منصوب شاه بایستد و مسیر سیاست را تغییر دهد. ۳۰ تیر نشان داد که ملی شدن نفت فقط یک پرونده اقتصادی نبود؛ به مسئله حاکمیت مردم، استقلال دولت، کنترل ارتش و محدود کردن سلطنت گره خورده بود.
اما پیروزی ۳۰ تیر پایان بحران نبود. همان نیروهایی که از دولت ملی، استقلال نفت و نقش مردم نگران بودند، یک سال بعد در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ضربه نهایی را به دولت مصدق زدند. از این رو،
۳۰ تیر هم روز پیروزی خیابان است و هم هشداری درباره شکنندگی پیروزیهای مردمی، وقتی نهادهای دموکراتیک، سازمانیابی اجتماعی و توازن قدرت هنوز تثبیت نشدهاند.هفتتپه؛ اعتصاب، خصوصیسازی و ایستادگی کارگران
۳۰ تیر ۱۳۹۹، کارگران نیشکر هفتتپه در شوش در ادامه اعتصاب طولانی خود بار دیگر مقابل فرمانداری این شهر تجمع کردند. آنان خواستار پرداخت دستمزدهای معوقه، بازگشت به کار همکاران اخراجشده، تمدید دفترچههای درمانی، پایان دادن به خصوصیسازی رانتی و تعیین تکلیف مدیریت فاسد مجتمع بودند. هفتتپه در آن سال، از محدوده یک کارخانه فراتر رفت و به نامی برای مقاومت کارگری در ایران تبدیل شد.
اعتراض هفتتپه فقط اعتراض به حقوق عقبافتاده نبود. کارگران در برابر ساختاری ایستاده بودند که کارخانه را به میدان خصوصیسازی، فساد، رانت و سرکوب تبدیل کرده بود. آنان نشان دادند که کارگر فقط نیروی کار خاموش نیست؛ میتواند درباره سرنوشت واحد تولیدی، شیوه مدیریت، فساد اقتصادی و حق تشکل سخن بگوید. شعارها و تجمعهای هفتتپه، زبان تازهای به جنبش کارگری ایران داد.
۳۰ تیر ۱۳۹۹، در سایه خاطره قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱، معنای ویژهای پیدا میکند. در هر دو لحظه، مسئله حق مردم برای دخالت در سرنوشت خود بود؛ یکبار در برابر دربار و دولت قوام، و بار دیگر در برابر خصوصیسازی، فساد و سرکوب کارگری. تاریخ از خیابانهای تهران تا شوش ادامه یافت؛ از دفاع از دولت ملی تا دفاع از نان، کار، تشکل و کرامت انسانی.
خوزستان؛ هفتمین شب اعتراض به بیآبی و حق زندگی
۳۰ تیر ۱۴۰۰، اعتراضهای مردم خوزستان به بیآبی و بحران آب برای هفتمین شب ادامه یافت. در شهرهای مختلف استان، مردم علیه خشک شدن رودخانهها و تالابها، نابودی کشاورزی و دامداری، انتقال آب، نبود آب آشامیدنی سالم و بیاعتنایی حکومت به زندگی مردم شعار دادند. گزارشها از قطع یا اختلال اینترنت موبایل، تهدید دادستانی و برخورد امنیتی با معترضان خبر میدادند.
خوزستان فقط با بحران آب روبهرو نبود؛ با انباشت سالها تبعیض، تخریب محیطزیست، استخراج منابع، بیکاری، آلودگی، فقر و حاشیهنشینی در یکی از ثروتمندترین استانهای ایران روبهرو بود. استانی که نفت، گاز و آب کشور از آن بیرون کشیده میشود، بارها از ابتداییترین حقوق زندگی محروم مانده است. اعتراضهای تیر ۱۴۰۰، از دل همین تناقض بیرون آمد.
۳۰ تیر ۱۴۰۰ یادآور این حقیقت است که
مسئله آب از عدالت اجتماعی جدا نیست. وقتی مردم محلی در تصمیمگیری درباره منابع، زمین، رودخانهها و آینده منطقه خود نقشی ندارند، نتیجه فقط خشکی تالاب و مرگ دامها نیست؛ نتیجه خشم، مهاجرت، بیاعتمادی و سرکوب است. خوزستان تشنه در آن شبها فقط آب نمیخواست؛ زندگی، کرامت، حق اعتراض و پایان تبعیض را مطالبه میکرد.
#اخبار_روز
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
💠 #گزارش
ایلنا از کاهش تابآوری معیشتی طبقه کارگر گزارش میدهد؛
🔺زندگی در تابستان داغ بدون کولر آبی/ مردم حتی یخچالشان را میفروشند
بخش اول
✍️ نسرین هزارهمقدم
زندگی روزمرهی مردمان مزدبگیر که روزگاری دستشان به دهانشان میرسیده و بین غریبه و آشنا آبرویی داشتند، حالا به بنبست رسیده؛ در این بنبست ناهموار، زیر ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتی پول نداری حتی پمپ کولرت را تعمیر کنی، صحبت از «تابآوری معیشتی مردم» با واقعیتها همخوانی ندارد.....
به گزارش خبرنگار ایلنا، این روزها، بحث در رابطه با «تابآوری معیشتی مردم» به یکی از موضوعات داغ در رسانههای اصلی تبدیل شده است؛ سوالاتی عموماً بدون جواب روشن مطرح میشوند:
مردم تا کجا گرانیها و فشارهای اقتصادی را تاب میآورند و ساختارهای حاکمیتی تا چه اندازه عاملِ «تابآوری اقتصادی و معیشتی» را به عنوان یک اولویت اصلی در تصمیمسازیهای کلان، در نظر میگیرند.
افول سخت طبقه متوسط
براساس دادهها و برآوردها، مزدبگیران بخشهای مختلف بیش از ۶۰ درصد از جمعیت کشور را تشکیل میدهند؛ اما در چند دههی اخیر، این جمعیت گسترده دچار دگردیسی ساختاری و بنیادین شده است. در دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ شمسی، بخش قابل توجهی از مزد و حقوقبگیران به طبقهی متوسط تعلق داشتند، طبقهای که طبق تعریفهای پایهای اقتصاد، دغدغهی نان شب ندارد و اقتصاد، روبنا و زیربنای زندگی آنان را تشکیل نمیدهد.
اما حقوقزداییهای دهههای اخیر به موازات شوکهای پیاپی اقتصادی، طبقه متوسط را از مدار زندگی شهری ایران خارج کرده است؛ آب رفتن طبقه متوسط ایران به طور مشخص از میانهی دهه ۹۰ شمسی آغاز شد. اوج ریزش این طبقه زمانی اتفاق افتاد که زندگی در محدودهی شهرهای بزرگ و در محلههای برخوردار شهری از دسترس مزدبگیران طبقه متوسط خارج شد؛ کارمندان، پرستاران، معلمان و کارگران متخصص و یقه سفید هم مجبور شدند مانند کارگران ساده و روزمزد به حاشیهها کوچ کنند و در مناطقی که در واقعیت «گتوهای فرودستان ایرانی» است، سکونت گزینند.
در گام بعدی، برای مزدبگیرانی که از زندگی آبرومندانه قبلی و رفاه نسبیِ روزگاران گذشته دست شسته بودند، دغدغهی نان نیز به دغدغهی سرپناه شایسته اضافه شد. «گوشت کیلویی چند است، آیا میتوانیم یک کیسه گونی برنج بخریم، آیا توان مالی داریم دوستان و آشنایان را دعوت بگیریم و…» دغدغهها و چالشهای اینچنینی به مرور خود را به زندگی مردمانی تحمیل کرد که پیش از این، دغدغه فرهنگ، مشارکت سیاسی، آموزش شایسته و در بُعد مادی، سفر به خارج از کشور و خرید خودروهای باکیفیت داشتند. این گروه عظیم شهری در چشم بر هم زدنی، به طبقات فرودست جمعیتی افزوده شدند و به ناچار در صف مرغ دولتی، برنج قسطی و وام اجاره مسکن ایستادند.
حالا در میانه دهه ۱۴۰۰ شمسی، در شرایطی که طی چهار یا پنج سال، چندین شوک بزرگِ ارزی اتفاق افتاده و حذف یارانهها از اقلام ضروری مردم به حوزههایی مانند دارو نان سرایت کرده و با وجود دو جنگ پیاپی، مزدبگیران لایههای مختلف چقدر تابآوری معیشتی دارند؟
زندگی ساده به ۷۰ میلیون درآمد ماهانه نیاز دارد
براساس آخرین دادههای رسمی شورایعالی کار- نهاد متولی تعیین دستمزد کارگران- در اسفندماه سال قبل،
حال اگر حقوق کارمندان، پرستاران و کارگران متخصص را که معمولاً در محدوده ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان است با رقم ۷۰ میلیونِ سبد حداقلی قیاس کنیم، به خوبی متوجه میشویم که دیگر جایی برای طبقه متوسط در اقتصاد ایران باقی نمانده است.
وقتی مرکز آمار میگوید نرخ تورم سالانه در خردادماه به ۶۲ درصد رسیده و فقط در یک ماه، شاخص میانگین تورم بیش از ۴ درصد افزایش داشته است، بدیهیست زندگی در گتوهای فرودستان ایرانی اصلاً ساده نیست.
متن کامل:
https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1816055
🔹🔹🔹
باز نشر خیزش @khizesche
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
ایلنا از کاهش تابآوری معیشتی طبقه کارگر گزارش میدهد؛
🔺زندگی در تابستان داغ بدون کولر آبی/ مردم حتی یخچالشان را میفروشند
بخش اول
✍️ نسرین هزارهمقدم
زندگی روزمرهی مردمان مزدبگیر که روزگاری دستشان به دهانشان میرسیده و بین غریبه و آشنا آبرویی داشتند، حالا به بنبست رسیده؛ در این بنبست ناهموار، زیر ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتی پول نداری حتی پمپ کولرت را تعمیر کنی، صحبت از «تابآوری معیشتی مردم» با واقعیتها همخوانی ندارد.....
به گزارش خبرنگار ایلنا، این روزها، بحث در رابطه با «تابآوری معیشتی مردم» به یکی از موضوعات داغ در رسانههای اصلی تبدیل شده است؛ سوالاتی عموماً بدون جواب روشن مطرح میشوند:
مردم تا کجا گرانیها و فشارهای اقتصادی را تاب میآورند و ساختارهای حاکمیتی تا چه اندازه عاملِ «تابآوری اقتصادی و معیشتی» را به عنوان یک اولویت اصلی در تصمیمسازیهای کلان، در نظر میگیرند.
افول سخت طبقه متوسط
براساس دادهها و برآوردها، مزدبگیران بخشهای مختلف بیش از ۶۰ درصد از جمعیت کشور را تشکیل میدهند؛ اما در چند دههی اخیر، این جمعیت گسترده دچار دگردیسی ساختاری و بنیادین شده است. در دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ شمسی، بخش قابل توجهی از مزد و حقوقبگیران به طبقهی متوسط تعلق داشتند، طبقهای که طبق تعریفهای پایهای اقتصاد، دغدغهی نان شب ندارد و اقتصاد، روبنا و زیربنای زندگی آنان را تشکیل نمیدهد.
اما حقوقزداییهای دهههای اخیر به موازات شوکهای پیاپی اقتصادی، طبقه متوسط را از مدار زندگی شهری ایران خارج کرده است؛ آب رفتن طبقه متوسط ایران به طور مشخص از میانهی دهه ۹۰ شمسی آغاز شد. اوج ریزش این طبقه زمانی اتفاق افتاد که زندگی در محدودهی شهرهای بزرگ و در محلههای برخوردار شهری از دسترس مزدبگیران طبقه متوسط خارج شد؛ کارمندان، پرستاران، معلمان و کارگران متخصص و یقه سفید هم مجبور شدند مانند کارگران ساده و روزمزد به حاشیهها کوچ کنند و در مناطقی که در واقعیت «گتوهای فرودستان ایرانی» است، سکونت گزینند.
در گام بعدی، برای مزدبگیرانی که از زندگی آبرومندانه قبلی و رفاه نسبیِ روزگاران گذشته دست شسته بودند، دغدغهی نان نیز به دغدغهی سرپناه شایسته اضافه شد. «گوشت کیلویی چند است، آیا میتوانیم یک کیسه گونی برنج بخریم، آیا توان مالی داریم دوستان و آشنایان را دعوت بگیریم و…» دغدغهها و چالشهای اینچنینی به مرور خود را به زندگی مردمانی تحمیل کرد که پیش از این، دغدغه فرهنگ، مشارکت سیاسی، آموزش شایسته و در بُعد مادی، سفر به خارج از کشور و خرید خودروهای باکیفیت داشتند. این گروه عظیم شهری در چشم بر هم زدنی، به طبقات فرودست جمعیتی افزوده شدند و به ناچار در صف مرغ دولتی، برنج قسطی و وام اجاره مسکن ایستادند.
حالا در میانه دهه ۱۴۰۰ شمسی، در شرایطی که طی چهار یا پنج سال، چندین شوک بزرگِ ارزی اتفاق افتاده و حذف یارانهها از اقلام ضروری مردم به حوزههایی مانند دارو نان سرایت کرده و با وجود دو جنگ پیاپی، مزدبگیران لایههای مختلف چقدر تابآوری معیشتی دارند؟
زندگی ساده به ۷۰ میلیون درآمد ماهانه نیاز دارد
براساس آخرین دادههای رسمی شورایعالی کار- نهاد متولی تعیین دستمزد کارگران- در اسفندماه سال قبل،
نرخ سبد معیشت حداقلی خانوارهای کارگری، حدود ۴۲ میلیون تومان بوده است؛ به اعتقاد فعالان کارگری، تورم این چند ماه اخیر در دوران جنگ و التهاب، این رقم را به مرز ۷۰ میلیون تومان رسانده است؛ به این معنا که یک خانواده کارگری باید حدود ۷۰ میلیون تومان در ماه درآمد داشته باشد که بتواند فقط نیازهای ساده زندگی از جمله خوراکیهای ضروری و مسکن حداقلی را تامین کند؛
حال اگر حقوق کارمندان، پرستاران و کارگران متخصص را که معمولاً در محدوده ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان است با رقم ۷۰ میلیونِ سبد حداقلی قیاس کنیم، به خوبی متوجه میشویم که دیگر جایی برای طبقه متوسط در اقتصاد ایران باقی نمانده است.
وقتی مرکز آمار میگوید نرخ تورم سالانه در خردادماه به ۶۲ درصد رسیده و فقط در یک ماه، شاخص میانگین تورم بیش از ۴ درصد افزایش داشته است، بدیهیست زندگی در گتوهای فرودستان ایرانی اصلاً ساده نیست.
متن کامل:
https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1816055
🔹🔹🔹
باز نشر خیزش @khizesche
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرد شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز #مجتبی_دهبندی، ۲۳ ساله و کیانوش_حمزهای کازرونی، ۲۷ ساله را به اتهام کمکرسانی به معترضان زخمی در جریان اعتراضات سراسری دیماه، به اعدام محکوم کرده است.
این دو شهروند شیرازی با اتهام محاربه از طریق آتش زدن اماکن عمومی سوزاندن قرآن و همچنین اقدام علیه امنیت ملی از طریق پناه دادن به معترضان، در شعبه یک دادگاه انقلاب شیراز به اعدام محکوم شدهاند.
یک منبع آگاه گفت: «مجتبی همراه برادرش پردهفروش بود و کیانوش نیز به فروش خاروبار اشتغال داشت. آنها چند معترض زخمی را برای مداوا به داخل مغازه بردند، اما نیروهای امنیتی با بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته، هویت آنها را شناسایی کردند و هشت روز بعد، مجتبی و کیانوش را در خانههایشان بازداشت کردند. چهار معترض زخمی که همچنان در مغازه حضور داشتند نیز بازداشت شدند.»
بهگفته این منبع، تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آن چهار معترض بازداشتشده منتشر نشده است.
این سازمان اعلام کرد خانوادههای محکومان به اعدام بهطور مستمر تحت فشار و تهدید قرار میگیرند تا درباره پرونده عزیزان خود اطلاعرسانی نکنند
باز نشر خیزش @khizesche
این دو شهروند شیرازی با اتهام محاربه از طریق آتش زدن اماکن عمومی سوزاندن قرآن و همچنین اقدام علیه امنیت ملی از طریق پناه دادن به معترضان، در شعبه یک دادگاه انقلاب شیراز به اعدام محکوم شدهاند.
یک منبع آگاه گفت: «مجتبی همراه برادرش پردهفروش بود و کیانوش نیز به فروش خاروبار اشتغال داشت. آنها چند معترض زخمی را برای مداوا به داخل مغازه بردند، اما نیروهای امنیتی با بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته، هویت آنها را شناسایی کردند و هشت روز بعد، مجتبی و کیانوش را در خانههایشان بازداشت کردند. چهار معترض زخمی که همچنان در مغازه حضور داشتند نیز بازداشت شدند.»
بهگفته این منبع، تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آن چهار معترض بازداشتشده منتشر نشده است.
این سازمان اعلام کرد خانوادههای محکومان به اعدام بهطور مستمر تحت فشار و تهدید قرار میگیرند تا درباره پرونده عزیزان خود اطلاعرسانی نکنند
باز نشر خیزش @khizesche
حکم ۶۰ ضربه شلاق "روژین محمودی"، ۲۷ ساله، خواهر مهدی محمودی، از جانباختگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۵، روز یکشنبه در تهران اجراء شد.
روژین در مصاحبهای با روزنامهی تایمز، گفت که حکم در اتاقی بسته و توسط یک مأمور زن، پس از خواندن آیاتی از قرآن با استفاده از یک شمارندهی دیجیتال، اجراء شد. مأمور زن پس از هر دو ضربه عبارت «بسمالله الرحمن الرحیم» را بر زبان میآورد.
پروندهی قضایی "روژین محمودی"، پس از اعتراضهای او به کشتهشدن برادرش، مهدی محمودی، در خیزش دیماه ۱۴۰۴ تشکیل شد و او با اتهام «اخلال در نظم عمومی» به ۶۰ ضربه شلاق محکوم شد.
اجرای حکم قرون وسطیای شلاق، آنهم بهجرم دادخواهی؛ تنها از حکومت فاشیست آبروباختهای چون جمهوری اسلامی برمیآید.
هر ضربه شلاق بر گردهی روژین و سایر معترضین، ضربهای است به کرامت انسانی کل جامعه؛ ضرباتی که نهتنها مبارزه را بهعقب نخواهد راند بلکه انگیزه و عزم عمومی را برای پاياندادن به حاکمیت این نظام زنستیز و فاشیست جزمتر میسازد.
.
باز نشر خیزش @khizesche
دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
روژین در مصاحبهای با روزنامهی تایمز، گفت که حکم در اتاقی بسته و توسط یک مأمور زن، پس از خواندن آیاتی از قرآن با استفاده از یک شمارندهی دیجیتال، اجراء شد. مأمور زن پس از هر دو ضربه عبارت «بسمالله الرحمن الرحیم» را بر زبان میآورد.
پروندهی قضایی "روژین محمودی"، پس از اعتراضهای او به کشتهشدن برادرش، مهدی محمودی، در خیزش دیماه ۱۴۰۴ تشکیل شد و او با اتهام «اخلال در نظم عمومی» به ۶۰ ضربه شلاق محکوم شد.
اجرای حکم قرون وسطیای شلاق، آنهم بهجرم دادخواهی؛ تنها از حکومت فاشیست آبروباختهای چون جمهوری اسلامی برمیآید.
هر ضربه شلاق بر گردهی روژین و سایر معترضین، ضربهای است به کرامت انسانی کل جامعه؛ ضرباتی که نهتنها مبارزه را بهعقب نخواهد راند بلکه انگیزه و عزم عمومی را برای پاياندادن به حاکمیت این نظام زنستیز و فاشیست جزمتر میسازد.
.
باز نشر خیزش @khizesche
دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
🔶 پنتاگون از زخمی شدن ۱۰۰ نیروی نظامی آمریکا در پی حملات اخیر ایران خبر داد
شان پارنل، سخنگوی پنتاگون، در واکنش به گزارش نیویورک تایمز با انتشار پستی در شبکه ایکس اعلام کرد که از ۷ ژوئیه تاکنون حدود ۱۰۰ نفر از نیروهای نظامی ایالات متحده در پی حملات هوایی ایران به پایگاههای آمریکا در خاورمیانه، زخمی شدهاند.
به گفته او این نظامیان دچار "درجاتی از آسیبدیدگی" شدند که ۹۶ درصد آنها به خدمت بازگشتهاند. او بخش عمده آسیبهای واردشده به نظامیان آمریکایی را "ضربه مغزی خفیف" اعلام کرده و نوشت که آنها "مصمم هستند به میدان بازگردند".
پیشتر روزنامه نیویورک تایمز مدعی شده بود که پنتاگون دهها مورد از مجروح شدن نیروهای آمریکایی در جریان جنگ با ایران را اعلام نکرده و از افشای آمار در این باره خودداری کرده است.
شبکه سیانان نیز روز دوشنبه ۲۰ ژوئیه (۲۹ تیر) گزارش داده بود که ارتش آمریکا در اطلاعرسانی درباره مجروح شدن نیروهایش با تأخیر عمل کرده که هدف این تأخیر، حفاظت از نیروهای نظامی بوده است.
باز نشر خیزش @khizesche
شان پارنل، سخنگوی پنتاگون، در واکنش به گزارش نیویورک تایمز با انتشار پستی در شبکه ایکس اعلام کرد که از ۷ ژوئیه تاکنون حدود ۱۰۰ نفر از نیروهای نظامی ایالات متحده در پی حملات هوایی ایران به پایگاههای آمریکا در خاورمیانه، زخمی شدهاند.
به گفته او این نظامیان دچار "درجاتی از آسیبدیدگی" شدند که ۹۶ درصد آنها به خدمت بازگشتهاند. او بخش عمده آسیبهای واردشده به نظامیان آمریکایی را "ضربه مغزی خفیف" اعلام کرده و نوشت که آنها "مصمم هستند به میدان بازگردند".
پیشتر روزنامه نیویورک تایمز مدعی شده بود که پنتاگون دهها مورد از مجروح شدن نیروهای آمریکایی در جریان جنگ با ایران را اعلام نکرده و از افشای آمار در این باره خودداری کرده است.
شبکه سیانان نیز روز دوشنبه ۲۰ ژوئیه (۲۹ تیر) گزارش داده بود که ارتش آمریکا در اطلاعرسانی درباره مجروح شدن نیروهایش با تأخیر عمل کرده که هدف این تأخیر، حفاظت از نیروهای نظامی بوده است.
باز نشر خیزش @khizesche
🔶 وزیر اسرائیلی: علاقهای نداریم خودمان را وارد درگیری ایران و آمریکا کنیم
بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، روز سهشنبه ۳۰ تیر (۲۱ ژوئیه) در اظهاراتی گفت که اسرائیل "هیچ علاقهای" به کشیده شدن در درگیری کنونی میان ایران و آمریکا ندارد. چند رسانه اسرائیلی گزارش دادند که این وزیر راست افراطی کابینه بنیامین نتانیاهو در کنفرانسی اظهار داشت: «وضعیت کنونی برای ما مطلوب است و هیچ علاقهای نداریم خودمان را وارد آن کنیم.»
اسموتریچ افزود که هدف اصلی اسرائیل "تضعیف رهبری ایران" است و بهترین راه برای دستیابی به این هدف، از طریق اقدامات اقتصادی است.
این اظهارات در حالی بیان شدهاند که یک مقام ارشد اسرائیلی سه روز پیش به کانال ۱۲ اسرائیل گفته بود که این کشور خود را برای پیوستن به یک کارزار نظامی گستردهتر آمریکا علیه جمهوری اسلامی آماده میکند. این مقام تصریح کرده بود که ارزیابی نهادهای امنیتی اسرائیل این است که احتمال تشدید درگیریها در آینده نزدیک به طور چشمگیری افزایش یافته است.
باز نشر خیزش @khizesche
بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، روز سهشنبه ۳۰ تیر (۲۱ ژوئیه) در اظهاراتی گفت که اسرائیل "هیچ علاقهای" به کشیده شدن در درگیری کنونی میان ایران و آمریکا ندارد. چند رسانه اسرائیلی گزارش دادند که این وزیر راست افراطی کابینه بنیامین نتانیاهو در کنفرانسی اظهار داشت: «وضعیت کنونی برای ما مطلوب است و هیچ علاقهای نداریم خودمان را وارد آن کنیم.»
اسموتریچ افزود که هدف اصلی اسرائیل "تضعیف رهبری ایران" است و بهترین راه برای دستیابی به این هدف، از طریق اقدامات اقتصادی است.
این اظهارات در حالی بیان شدهاند که یک مقام ارشد اسرائیلی سه روز پیش به کانال ۱۲ اسرائیل گفته بود که این کشور خود را برای پیوستن به یک کارزار نظامی گستردهتر آمریکا علیه جمهوری اسلامی آماده میکند. این مقام تصریح کرده بود که ارزیابی نهادهای امنیتی اسرائیل این است که احتمال تشدید درگیریها در آینده نزدیک به طور چشمگیری افزایش یافته است.
باز نشر خیزش @khizesche
🔶 "سوریه تلاش برای قاچاق سلاح به حزبالله را خنثی کرد"
مقامهای سوری روز سهشنبه، ۲۱ ژوئیه (۳۰ تیر) اعلام کردند که برای دومین بار طی یک هفته، تلاش برای قاچاق سلاح از سوریه به لبنان را ناکام گذاشتهاند. به گفته این مقامات، این محموله احتمالاً برای حزبالله لبنان در نظر گرفته شده بود.
بر اساس اعلام اداره گذرگاههای مرزی و گمرک سوریه، مأموران گمرک در گذرگاه مرزی جدیده یابوس به یک خودروی شخصی که قصد ورود به لبنان را داشت مشکوک شدند و آن را بهطور کامل بازرسی کردند.
با کمک یک سگ موادیاب و سلاحیاب (K9)، مأموران موفق شدند سلاحهایی را که در داخل خودرو مخفی شده بود، کشف کنند.
مقامهای سوری اعلام کردند که در این عملیات ۲۲۶ گلوله پرتابگر نارنجک (Grenade Launcher Rounds)، به همراه مقادیری مهمات دیگر کشف و ضبط شده است. راننده خودرو در محل بازداشت شد و پرونده قضایی علیه او تشکیل شده است.
باز نشر خیزش @khizesche
مقامهای سوری روز سهشنبه، ۲۱ ژوئیه (۳۰ تیر) اعلام کردند که برای دومین بار طی یک هفته، تلاش برای قاچاق سلاح از سوریه به لبنان را ناکام گذاشتهاند. به گفته این مقامات، این محموله احتمالاً برای حزبالله لبنان در نظر گرفته شده بود.
بر اساس اعلام اداره گذرگاههای مرزی و گمرک سوریه، مأموران گمرک در گذرگاه مرزی جدیده یابوس به یک خودروی شخصی که قصد ورود به لبنان را داشت مشکوک شدند و آن را بهطور کامل بازرسی کردند.
با کمک یک سگ موادیاب و سلاحیاب (K9)، مأموران موفق شدند سلاحهایی را که در داخل خودرو مخفی شده بود، کشف کنند.
مقامهای سوری اعلام کردند که در این عملیات ۲۲۶ گلوله پرتابگر نارنجک (Grenade Launcher Rounds)، به همراه مقادیری مهمات دیگر کشف و ضبط شده است. راننده خودرو در محل بازداشت شد و پرونده قضایی علیه او تشکیل شده است.
باز نشر خیزش @khizesche
🔶 "حمله ایران به نیروگاهها و تاسیسات آبشیرینکن کویت برای چهارمین روز متوالی"
دولت کویت روز سهشنبه، ۲۱ جولای (۳۰ تیر) اعلام کرد که چندین نیروگاه تولید برق و تأسیسات آبشیرینکن این کشور برای چهارمین روز متوالی هدف حملات ایران قرار گرفتهاند و این حملات موجب آتشسوزی در چندین مرکز شده است.
وزارت برق، آب و انرژیهای تجدیدپذیر کویت در بیانیهای اعلام کرد که این حملات شامگاه دوشنبه و در بحبوحه ادامه حملات ایران علیه این کشور رخ داده است.
به گفته این وزارتخانه تیمهای امدادی با همکاری نیروی آتشنشانی کویت و دستگاههای امنیتی بلافاصله وارد عمل شه و موفق شدند آتشسوزیها را مهار کنند.
در این بیانیه آمده است که مقامها در حال ارزیابی میزان خسارت هستند و تیمهای فنی نیز عملیات تعمیر و بازسازی تأسیسات آسیبدیده را آغاز کردهاند.
وزارت برق کویت همچنین اعلام کرد که برای حفاظت از تجهیزات و حفظ پایداری شبکه برق و آب کشور، چندین واحد تولید برق مطابق دستورالعملهای احتیاطی بهطور موقت از مدار خارج شدهاند.
باز نشر خیزش @khizesche
دولت کویت روز سهشنبه، ۲۱ جولای (۳۰ تیر) اعلام کرد که چندین نیروگاه تولید برق و تأسیسات آبشیرینکن این کشور برای چهارمین روز متوالی هدف حملات ایران قرار گرفتهاند و این حملات موجب آتشسوزی در چندین مرکز شده است.
وزارت برق، آب و انرژیهای تجدیدپذیر کویت در بیانیهای اعلام کرد که این حملات شامگاه دوشنبه و در بحبوحه ادامه حملات ایران علیه این کشور رخ داده است.
به گفته این وزارتخانه تیمهای امدادی با همکاری نیروی آتشنشانی کویت و دستگاههای امنیتی بلافاصله وارد عمل شه و موفق شدند آتشسوزیها را مهار کنند.
در این بیانیه آمده است که مقامها در حال ارزیابی میزان خسارت هستند و تیمهای فنی نیز عملیات تعمیر و بازسازی تأسیسات آسیبدیده را آغاز کردهاند.
وزارت برق کویت همچنین اعلام کرد که برای حفاظت از تجهیزات و حفظ پایداری شبکه برق و آب کشور، چندین واحد تولید برق مطابق دستورالعملهای احتیاطی بهطور موقت از مدار خارج شدهاند.
باز نشر خیزش @khizesche
´🔶 "تیراندازی نیروهای اسرائیلی به سربازان لبنانی در نزدیکی منطقه خروج"
ارتش لبنان روز سهشنبه، ۲۱ جولای (۳۰ تیر) اعلام کرد نیروهای اسرائیلی به نزدیکی سربازان لبنانی که در حال استقرار در یک"منطقه آزمایشی" بودند، تیراندازی کردهاند؛ منطقهای که اسرائیل بر اساس یک توافق مورد حمایت آمریکا قرار است از آن خارج شود.
ارتش لبنان در بیانیهای گفت: «در حالی که نیروهای ما در شهر زوتر الغربیه در جنوب لبنان در حال استقرار بودند، نیروهای اسرائیلی در اطراف این واحدها تیراندازی کردند.»
در ادامه بیانیه گفته میشود: «این حمله روند اجرای استقرار نیروها در مناطق آزمایشی را مختل خواهد کرد.»
این حادثه در حالی رخ داده است که بر اساس توافق آتشبس میان اسرائیل و لبنان که با میانجیگری آمریکا شکل گرفته، قرار است کنترل تدریجی مناطق جنوب لبنان از نیروهای اسرائیلی به ارتش لبنان منتقل شود.
درهمین حال، قرار است دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا روز سهشنبه، در کاخ سفید با جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، دیدار کند.
📌تصویر تزئینی است.
باز نشر خیزش @khizesche
ارتش لبنان روز سهشنبه، ۲۱ جولای (۳۰ تیر) اعلام کرد نیروهای اسرائیلی به نزدیکی سربازان لبنانی که در حال استقرار در یک"منطقه آزمایشی" بودند، تیراندازی کردهاند؛ منطقهای که اسرائیل بر اساس یک توافق مورد حمایت آمریکا قرار است از آن خارج شود.
ارتش لبنان در بیانیهای گفت: «در حالی که نیروهای ما در شهر زوتر الغربیه در جنوب لبنان در حال استقرار بودند، نیروهای اسرائیلی در اطراف این واحدها تیراندازی کردند.»
در ادامه بیانیه گفته میشود: «این حمله روند اجرای استقرار نیروها در مناطق آزمایشی را مختل خواهد کرد.»
این حادثه در حالی رخ داده است که بر اساس توافق آتشبس میان اسرائیل و لبنان که با میانجیگری آمریکا شکل گرفته، قرار است کنترل تدریجی مناطق جنوب لبنان از نیروهای اسرائیلی به ارتش لبنان منتقل شود.
درهمین حال، قرار است دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا روز سهشنبه، در کاخ سفید با جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، دیدار کند.
📌تصویر تزئینی است.
باز نشر خیزش @khizesche
🔶ترامپ: به زودی به تأسیسات کوهکلنگ در ایران حمله خواهیم کرد
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با جوزف عون، رئیس جمهور لبنان در کاخ سفید، اعلام کرد که ایالات متحده بهزودی منطقه "کوه کلنگ" در ایران را هدف قرار خواهد داد.
این تأسیسات مستحکم زیرزمینی، حدود ۱٫۶ کیلومتر در جنوب سایت هستهای نطنز در مرکز ایران قرار دارد. ایران در سال ۲۰۲۰ این مجموعه را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) اعلام کرد و آن را بهعنوان تأسیساتی که قرار است در آینده برای مونتاژ سانتریفیوژهای مورد استفاده در تولید سوخت هستهای به کار گرفته شود، معرفی کرد.
ترامپ در پاسخ به این سؤال که آیا معتقد است ایران سانتریفیوژهای هستهای را به این سایت منتقل کرده است، گفت: «ما هیچ مدرکی در این باره نداریم.»
او افزود: «این موضوع اهمیتی ندارد، مگر اینکه آنها مواد [هستهای] را هم داشته باشند. آنها ندارند... ما جابهجایی مواد را دنبال میکنیم؛ اصل ماجرا همانجاست.»
📌تصویر تزئینی است.
باز نشر خیزش @khizesche
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با جوزف عون، رئیس جمهور لبنان در کاخ سفید، اعلام کرد که ایالات متحده بهزودی منطقه "کوه کلنگ" در ایران را هدف قرار خواهد داد.
این تأسیسات مستحکم زیرزمینی، حدود ۱٫۶ کیلومتر در جنوب سایت هستهای نطنز در مرکز ایران قرار دارد. ایران در سال ۲۰۲۰ این مجموعه را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) اعلام کرد و آن را بهعنوان تأسیساتی که قرار است در آینده برای مونتاژ سانتریفیوژهای مورد استفاده در تولید سوخت هستهای به کار گرفته شود، معرفی کرد.
ترامپ در پاسخ به این سؤال که آیا معتقد است ایران سانتریفیوژهای هستهای را به این سایت منتقل کرده است، گفت: «ما هیچ مدرکی در این باره نداریم.»
او افزود: «این موضوع اهمیتی ندارد، مگر اینکه آنها مواد [هستهای] را هم داشته باشند. آنها ندارند... ما جابهجایی مواد را دنبال میکنیم؛ اصل ماجرا همانجاست.»
📌تصویر تزئینی است.
باز نشر خیزش @khizesche
🔶حوثیها حملونقل مرتبط با عربستان را مختل کردند
محاصره کشتیرانی مرتبط با عربستان سعودی که روز دوشنبه، ۲۰ جولای (۲۹ تیر) از سوی مقامهای حوثی یمن مورد حمایت ایران اعلام شد، از هماکنون بر حملونقل دریایی تأثیر گذاشته و موجب نگرانی شرکتهای بزرگ شده است.
دو نفتکش حامل نفت خام عربستان که مقصد آنها چین و هند بود، روز سهشنبه پس از هشدارهای حوثیها، در دریای سرخ تغییر مسیر دادند و به جای حرکت به سمت تنگه بابالمندب، به سوی کانال سوئز حرکت کردند.
گروه بریتانیایی مدیریت ریسک دریایی Vanguard اعلام کرد: «این تحولات نخستین تغییرات تأییدشده در مسیر حرکت نفتکشهای تجاری پس از اعلام محاصره از سوی حوثیهاست و احتمالاً موجب اختلال بیشتر در صادرات نفت خام عربستان و الگوی کشتیرانی منطقه خواهد شد.»
شرکت آرامکوی عربستان، بزرگترین صادرکننده نفت جهان، از زمان آغاز درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران در ۲۸ فوریه، استفاده از پایانه نفتی ینبع در ساحل دریای سرخ را افزایش داده است.
باز نشر خیزش @khizesche
محاصره کشتیرانی مرتبط با عربستان سعودی که روز دوشنبه، ۲۰ جولای (۲۹ تیر) از سوی مقامهای حوثی یمن مورد حمایت ایران اعلام شد، از هماکنون بر حملونقل دریایی تأثیر گذاشته و موجب نگرانی شرکتهای بزرگ شده است.
دو نفتکش حامل نفت خام عربستان که مقصد آنها چین و هند بود، روز سهشنبه پس از هشدارهای حوثیها، در دریای سرخ تغییر مسیر دادند و به جای حرکت به سمت تنگه بابالمندب، به سوی کانال سوئز حرکت کردند.
گروه بریتانیایی مدیریت ریسک دریایی Vanguard اعلام کرد: «این تحولات نخستین تغییرات تأییدشده در مسیر حرکت نفتکشهای تجاری پس از اعلام محاصره از سوی حوثیهاست و احتمالاً موجب اختلال بیشتر در صادرات نفت خام عربستان و الگوی کشتیرانی منطقه خواهد شد.»
شرکت آرامکوی عربستان، بزرگترین صادرکننده نفت جهان، از زمان آغاز درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران در ۲۸ فوریه، استفاده از پایانه نفتی ینبع در ساحل دریای سرخ را افزایش داده است.
باز نشر خیزش @khizesche
🔶نگرانی شدید کشورهای آسهآن از احیای درگیریها میان آمریکا و ایران
کشورهای جنوب شرق آسیا "نگرانیهای جدی" خود را نسبت به ازسرگیری درگیریها میان ایالات متحده و ایران ابراز کردهاند، چرا که مسدود شدن دوباره تنگه هرمز، امنیت انرژی این منطقه را در معرض خطر قرار میدهد.
وزرای امور خارجه اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن) در بیانیهای مشترک اعلام کردند: «ما عمیقاً نگران هستیم که این تحولات به شدت تلاشهای در حال انجام میانجیهای کلیدی را تضعیف کرده و چشمانداز دستیابی به یک راهکار مسالمتآمیز از طریق گفتگو و دیپلماسی را کمرنگ کند.»
کشورهای آسیایی بیشترین آسیب را از انسداد عملی این تنگه توسط ایران متحمل شدهاند؛ گذرگاهی حیاتی که حدود ۶۰ درصد از انرژی مورد نیاز این منطقه از طریق آن تأمین میشود.
اوایل امسال، این کشورهای نیازمند انرژی برای سرپا نگه داشتن اقتصاد خود به اقدامات بیسابقهای متوسل شدند؛ تا جایی که فیلیپین حتی وضعیت اضطراری ملی اعلام کرد.
باز نشر خیزش @khizesche
کشورهای جنوب شرق آسیا "نگرانیهای جدی" خود را نسبت به ازسرگیری درگیریها میان ایالات متحده و ایران ابراز کردهاند، چرا که مسدود شدن دوباره تنگه هرمز، امنیت انرژی این منطقه را در معرض خطر قرار میدهد.
وزرای امور خارجه اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن) در بیانیهای مشترک اعلام کردند: «ما عمیقاً نگران هستیم که این تحولات به شدت تلاشهای در حال انجام میانجیهای کلیدی را تضعیف کرده و چشمانداز دستیابی به یک راهکار مسالمتآمیز از طریق گفتگو و دیپلماسی را کمرنگ کند.»
کشورهای آسیایی بیشترین آسیب را از انسداد عملی این تنگه توسط ایران متحمل شدهاند؛ گذرگاهی حیاتی که حدود ۶۰ درصد از انرژی مورد نیاز این منطقه از طریق آن تأمین میشود.
اوایل امسال، این کشورهای نیازمند انرژی برای سرپا نگه داشتن اقتصاد خود به اقدامات بیسابقهای متوسل شدند؛ تا جایی که فیلیپین حتی وضعیت اضطراری ملی اعلام کرد.
باز نشر خیزش @khizesche
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁🍂
🔻پایتخت ایران کجاست؟»
پرسشی ساده که هیچیک از دانشآموزان پاسخ درست آن را نمیدانند؛ اما مقصر، کودکان نیستند. در آزمون تیمز ۲۰۲۳ نیز میانگین دانشآموزان ایرانی در ریاضی و علوم، در هر دو پایه چهارم و هشتم، بهطور معناداری پایینتر از نقطه مرجع ۵۰۰ بوده است؛ نشانهای از بحرانی ساختاری در آموزش ایران.
پ.ن: انتشار چهره کودکان بدون محوکردن تصاویر، میتواند آنان را در معرض تمسخر، برچسبزنی و آسیبهای ماندگار قرار دهد. نقد نظام آموزشی نباید با قربانیکردن کرامت کودکان همراه شود.
متاسفانه بسیاری از سایتها و شبکههای اجتماعی بدون محو تصاویر کودکان این ویدیو را بازنشر کردند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
https://t.me/GEtehadbazneshastegan
🔻پایتخت ایران کجاست؟»
پرسشی ساده که هیچیک از دانشآموزان پاسخ درست آن را نمیدانند؛ اما مقصر، کودکان نیستند. در آزمون تیمز ۲۰۲۳ نیز میانگین دانشآموزان ایرانی در ریاضی و علوم، در هر دو پایه چهارم و هشتم، بهطور معناداری پایینتر از نقطه مرجع ۵۰۰ بوده است؛ نشانهای از بحرانی ساختاری در آموزش ایران.
حکومتی که مدرسه را به حاشیه رانده، معلم را فقیر و آموزش را ایدئولوژیک کرده، مسئول اصلی این عقبماندگی است. بااینحال، مسئولیت حرفهای معلمان نیز سنگینتر شده است: دفاع از حق آموزش باکیفیت، دیدن شکافهای یادگیری و نپذیرفتن عادیشدن این فاجعه.
پ.ن: انتشار چهره کودکان بدون محوکردن تصاویر، میتواند آنان را در معرض تمسخر، برچسبزنی و آسیبهای ماندگار قرار دهد. نقد نظام آموزشی نباید با قربانیکردن کرامت کودکان همراه شود.
متاسفانه بسیاری از سایتها و شبکههای اجتماعی بدون محو تصاویر کودکان این ویدیو را بازنشر کردند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
https://t.me/GEtehadbazneshastegan