خیزش
Photo
محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار، با انتقاد از وضعیت نظام سلامت، از نارضایتی گسترده #پرستاران به دلیل حقوق پایین، اضافهکاری اجباری، #کمبود_نیروی_انسانی، اجرا نشدن قوانین حمایتی و تاخیر طولانی در پرداخت مطالبات خبر داد. به گفته او، در حالی که پرستاران نقش مهمی در مراقبت از بیماران بر عهده دارند، کارانههای آنان با تاخیر هشت تا ۱۰ ماهه پرداخت میشود. وی افزود که فشار کاری، مشکلات معیشتی و بیتوجهی به مطالبات صنفی، انگیزه بسیاری از پرستاران را کاهش داده و شرایط کاری آنان را بیش از گذشته دشوار کرده است.
شریفیمقدم افزایش مهاجرت و ترک حرفه پرستاری را از پیامدهای این وضعیت دانست و گفت شماری از پرستاران برای ادامه فعالیت به خارج از کشور مهاجرت میکنند و برخی دیگر نیز به فعالیت در شرکتهای تجهیزات پزشکی، آموزش و پرورش یا حتی رانندگی اینترنتی روی میآورند. به گفته او، پرستارانی که در بیمارستانها باقی ماندهاند، با خستگی، فرسودگی و بیانگیزگی به کار ادامه میدهند و همین مسئله کیفیت خدمات درمانی و مراقبت از بیماران را تحت تأثیر قرار داده است. وی همچنین با انتقاد از برخورد با پرستاران منتقد، اظهار داشت که برخی از آنان به دلیل بیان مشکلات یا پیگیری مطالبات صنفی، با احضار، جابهجایی محل خدمت یا سایر فشارهای اداری و انضباطی مواجه میشوند.
باز نشر خیزش @khizesche
- @Hranews کانال هرانا 🆑
شریفیمقدم افزایش مهاجرت و ترک حرفه پرستاری را از پیامدهای این وضعیت دانست و گفت شماری از پرستاران برای ادامه فعالیت به خارج از کشور مهاجرت میکنند و برخی دیگر نیز به فعالیت در شرکتهای تجهیزات پزشکی، آموزش و پرورش یا حتی رانندگی اینترنتی روی میآورند. به گفته او، پرستارانی که در بیمارستانها باقی ماندهاند، با خستگی، فرسودگی و بیانگیزگی به کار ادامه میدهند و همین مسئله کیفیت خدمات درمانی و مراقبت از بیماران را تحت تأثیر قرار داده است. وی همچنین با انتقاد از برخورد با پرستاران منتقد، اظهار داشت که برخی از آنان به دلیل بیان مشکلات یا پیگیری مطالبات صنفی، با احضار، جابهجایی محل خدمت یا سایر فشارهای اداری و انضباطی مواجه میشوند.
باز نشر خیزش @khizesche
- @Hranews کانال هرانا 🆑
✈️🚀💣ارسال دهها هواپیمای سوخترسان آمریکایی به اسرائیل در آستانه تشدید جنگ با ایران
ایالات متحده آمریکا در آستانه گسترش احتمالی عملیات نظامی علیه ایران، دهها هواپیمای سوخترسان دیگر به فرودگاه بنگوریون اسرائیل خواهد فرستاد.
بنا بر اعلام مقامهای اسرائیلی، این تصمیم به این خاطر اتخاذ شده است که این فرودگاه در مقایسه با سایر پایگاههای منطقه، کمتر در معرض حملات احتمالی ایران قرار دارد. توضیح بیشتر با عکس
وبسایت آکسیوس پیش از این گزارش داده بود، ایالات متحده حدود ۳۰ فروند هواپیمای سوخترسان نظامی را در فرودگاه بینالمللی بنگوریون در نزدیکی تلآویو و تقریبا همین تعداد را در فرودگاه رامون در جنوب اسرائیل مستقر کرده است.
این در حالی است که استقرار این تعداد از هواپیماهای آمریکایی در فرودگاه بنگوریون برای اسرائیل به یک مشکل تبدیل شده است. وزارت حملونقل و سازمان فرودگاههای اسرائیل هشدار دادهاند، در صورت جابهجا نشدن این هواپیماها، ممکن است هزاران پرواز و حدود ۵۰ هزار بلیط به ناچار لغو شوند.
این متن به یکی از تازهترین چالشهای لجستیکی و سیاسی میان ایالات متحده و اسرائیل در جریان تنشهای نظامی منطقهای اشاره دارد.
د
نقش هواپیماهای سوخترسان (Tankers): هواپیماهای سوخترسان سنگین (مانند Boeing KC-135 Stratotanker و KC-46 Pegasus) شریان حیاتی عملیاتهای هوایی دوربرد هستند. این هواپیماها با سوخترسانی هوایی به جنگندهها و بمبافکنها، برد عملیاتی آنها را برای انجام حملات هوایی سنگین و مداوم (مثلاً در عمق خاک ایران) تا حد زیادی افزایش میدهند.
علت انتخاب فرودگاه بنگوریون: پایگاههای نظامی اسرائیل مانند نواطیم یا رامات دیوید ممکن است در خط اول هدفگیری موشکی قرار داشته باشند یا ظرفیت باند و پارکینگ آنها پر شده باشد. در مقابل، فرودگاه بینالمللی بنگوریون (نزدیک تلآویو) به سیستمهای پدافندی چندلایهتر متصل است و زیرساختهای عظیم پشتیبانی فرودگاهی دارد.
۲. بحران فرودگاهی و هوانوردی غیرنظامی
ترافیک غیرنظامی و فصل تابستان: قرار گرفتن دهها فرودوند هواپیمای غولپیکر سوخترسان نظامی در فرودگاه اصلی غیرنظامی اسرائیل، بخش زیادی از باندها، جایگاههای پارک (Apron) و خطوط تاکسیروی فرودگاه بنگوریون را مسدود کرده است.
تلاش برای توافق: وزارت حملونقل اسرائیل به ریاست میری رگو هشدار داده بود که ادامه این وضعیت خطر لغو دهها هزار بلیط و مختل شدن سفر حدود ۵۰ تا ۲۰۰ هزار مسافر تابستانی را به همراه دارد. در نهایت طی توافقی مقرر شد سقف حضور این هواپیماها در بنگوریون به حداکثر ۲۰ فروند کاهش یابد و مابقی نیروها به پایگاههای نیروی هوایی اسرائیل (IAF) منتقل شوند.
نکته: استقرار مستقیم تجهیزات سوخترسانی آمریکایی در بنگوریون علاوه بر مشکلات ترافیکی، این فرودگاه بینالمللی غیرنظامی را عملاً به یک هدف بالقوه نظامی در صورت پاسخهای موشکی تلافیجویانه تبدیل میکند. باز نشر خیزش @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4800
ایالات متحده آمریکا در آستانه گسترش احتمالی عملیات نظامی علیه ایران، دهها هواپیمای سوخترسان دیگر به فرودگاه بنگوریون اسرائیل خواهد فرستاد.
بنا بر اعلام مقامهای اسرائیلی، این تصمیم به این خاطر اتخاذ شده است که این فرودگاه در مقایسه با سایر پایگاههای منطقه، کمتر در معرض حملات احتمالی ایران قرار دارد. توضیح بیشتر با عکس
وبسایت آکسیوس پیش از این گزارش داده بود، ایالات متحده حدود ۳۰ فروند هواپیمای سوخترسان نظامی را در فرودگاه بینالمللی بنگوریون در نزدیکی تلآویو و تقریبا همین تعداد را در فرودگاه رامون در جنوب اسرائیل مستقر کرده است.
این در حالی است که استقرار این تعداد از هواپیماهای آمریکایی در فرودگاه بنگوریون برای اسرائیل به یک مشکل تبدیل شده است. وزارت حملونقل و سازمان فرودگاههای اسرائیل هشدار دادهاند، در صورت جابهجا نشدن این هواپیماها، ممکن است هزاران پرواز و حدود ۵۰ هزار بلیط به ناچار لغو شوند.
این متن به یکی از تازهترین چالشهای لجستیکی و سیاسی میان ایالات متحده و اسرائیل در جریان تنشهای نظامی منطقهای اشاره دارد.
د
نقش هواپیماهای سوخترسان (Tankers): هواپیماهای سوخترسان سنگین (مانند Boeing KC-135 Stratotanker و KC-46 Pegasus) شریان حیاتی عملیاتهای هوایی دوربرد هستند. این هواپیماها با سوخترسانی هوایی به جنگندهها و بمبافکنها، برد عملیاتی آنها را برای انجام حملات هوایی سنگین و مداوم (مثلاً در عمق خاک ایران) تا حد زیادی افزایش میدهند.
علت انتخاب فرودگاه بنگوریون: پایگاههای نظامی اسرائیل مانند نواطیم یا رامات دیوید ممکن است در خط اول هدفگیری موشکی قرار داشته باشند یا ظرفیت باند و پارکینگ آنها پر شده باشد. در مقابل، فرودگاه بینالمللی بنگوریون (نزدیک تلآویو) به سیستمهای پدافندی چندلایهتر متصل است و زیرساختهای عظیم پشتیبانی فرودگاهی دارد.
۲. بحران فرودگاهی و هوانوردی غیرنظامی
ترافیک غیرنظامی و فصل تابستان: قرار گرفتن دهها فرودوند هواپیمای غولپیکر سوخترسان نظامی در فرودگاه اصلی غیرنظامی اسرائیل، بخش زیادی از باندها، جایگاههای پارک (Apron) و خطوط تاکسیروی فرودگاه بنگوریون را مسدود کرده است.
تلاش برای توافق: وزارت حملونقل اسرائیل به ریاست میری رگو هشدار داده بود که ادامه این وضعیت خطر لغو دهها هزار بلیط و مختل شدن سفر حدود ۵۰ تا ۲۰۰ هزار مسافر تابستانی را به همراه دارد. در نهایت طی توافقی مقرر شد سقف حضور این هواپیماها در بنگوریون به حداکثر ۲۰ فروند کاهش یابد و مابقی نیروها به پایگاههای نیروی هوایی اسرائیل (IAF) منتقل شوند.
نکته: استقرار مستقیم تجهیزات سوخترسانی آمریکایی در بنگوریون علاوه بر مشکلات ترافیکی، این فرودگاه بینالمللی غیرنظامی را عملاً به یک هدف بالقوه نظامی در صورت پاسخهای موشکی تلافیجویانه تبدیل میکند. باز نشر خیزش @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4800
Telegram
نگارستان خیزش
✈️🚀💣جنگ میان ایران و آمریکا؛ چه کسانی از تداوم آن سود میبرند؟
سیاوش شهابی ـ در هر جنگ، همه بازنده نیستند. از کاسبان تحریم در ایران تا پیمانکاران صنایع نظامی و بازیگران بازارهای مالی، گروههایی هستند که تداوم بحران برایشان سودآور است. این مقاله با مرور تحولات اخیر در روابط ایران و آمریکا، میپرسد اقتصاد جنگ چگونه بر تصمیمهای سیاسی سایه میاندازد و چه کسانی بهای این سودآوری را با جان، معیشت و آینده خود میپردازند.
۲۸ تیر ۱۴۰۵
جیدی ونس در سوئیس ایستاد و گفت اگر بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران آزاد شود، این پول صرف خرید سویا، ذرت و گندم آمریکایی خواهد شد تا هم کشاورزان آمریکایی ثروتمندتر شوند و هم مردم ایران غذا داشته باشند. این جمله را در مقالهای دیگر هم آورده بودم، اما این هفته یک عدد تازه به دستم رسید که همان جمله را در یک قاب کاملاً متفاوت میگذارد.
رهبران جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا سهشنبه این هفته یک طرح بودجه منتشر کردند که قرار است از مسیر فرآیند صلحجویانهی تطبیق بودجه (reconciliation) تا ۹۵ میلیارد دلار منابع تازه آزاد کند. از این رقم، ۷۳ میلیارد دلار برای عملیات نظامی در ایران در نظر گرفته شده و تنها ۱۲ میلیارد دلار برای کشاورزان. این را نیویورکتایمز در گزارشی از جزئیات این بودجه نوشته است. یعنی همان کشاورزانی که ونس نامشان را وسط دیپلماسی آورد، در بودجهی واقعی کنگره سهمی کمتر از یکششم چیزی دارند که صرف ادامهی همان جنگی میشود که قرار است بازار فروش محصولاتشان را به ایران باز کند.
پیامی که قرار نبود کسی از آن باخبر شود
چند روز پیش، دراپسایتنیوز، رسانهی تحقیقیای که بعد از جنگ غزه تاسیس شد و روزنامهنگاران شناخته شدهای آن را مدیریت می کنند، گزارشی منتشر کرد که بهگفتهی خودشان بر اساس گفتوگو با یک مقام ارشد ایرانی نوشته شده. این رسانه رابطه خوبی با مقامات جمهوری اسلامی دارد و برخی از گزارشهایش در مورد ایران یا جانبدارانه است یا اساساً در مورد مشکلات و بحرانهای داخلی ایران گزارشی تهیه نمیکنند. همین باعث شده است که آنها تبدیل به منبعی شوند که میتوان از طریقش برخی جزئیات مهم از پشت پرده وقایع را یافت. مقامات رژیم چیزهایی را به این نوع رسانهها میگویند که از رسانهها، روزنامهنگاران و کلاً افکار عمومی داخلی پنهان میکنند.
طبق این گزارش، در جریان مذاکرات لوسرن سوئیس در پایان خرداد، مذاکرهکنندگان ایرانی از طریق یک واسطه، پیامی محرمانه برای جیدی ونس فرستادند. در این پیام، ایران به ونس گفته بود حضور ادامهدار استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ، و جرد کوشنر، داماد ترامپ، دارد فرصت تبدیل چارچوب هفدهم ژوئن به یک توافق پایدار را از بین میبرد.
نکتهای که این گزارش را از یک اختلاف دیپلماتیک معمولی جدا میکند، اتهامی است که بهگفتهی همان مقام ایرانی در پیام مطرح شده. ایران به ونس گفته بود این دو نفر بیشتر از آنکه به نتیجه رساندن مذاکرات علاقهمند باشند، به سوءاستفاده از اطلاعات داخل مذاکرات برای سودجویی در بازارهای مالی علاقه دارند. مقام ایرانی همچنین از نگرانی درباره درز اطلاعات از سوی کوشنر به بنیامین نتانیاهو گفته است.
این ادعا از دل خلأ بیرون نیامده. از آغاز جنگ ایران، تحلیلگران مالی بارها به الگویی اشاره کردهاند که در آن، درست پیش از باز شدن بازارهای آمریکا در روزهای دوشنبه، پیشبینیها یا اعلامیههای ترامپ منتشر میشود و بلافاصله موقعیتهای سنگین در بازار نفت، سهام انرژی و بازارهای پیشبینی شکل میگیرد. گاردین و لوموند هر دو در ماههای گذشته به همین الگو پرداختهاند. طبق گزارش دراپسایت، در خرداد ماه ایران سود حاصل از این نوع دستکاری بازار را حدود ۹ میلیارد دلار برآورد کرده و رسماً و کتبی درخواست کرده که ۴٬۵ میلیارد دلار از این مبلغ سهم ایران باشد. یکی از مقامهای ایرانی به دراپسایت گفته این مکاتبات در نهایت بخشی از سند تاریخی این پرونده خواهند شد.
کاخ سفید این ادعا را رد کرده. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفته چنین پیامی هرگز به دست دولت آمریکا نرسیده و دراپسایت را متهم به تبلیغ برای جمهوری اسلامی کرده است. ویتکاف و کوشنر هم به درخواست دراپسایت برای اظهار نظر پاسخی ندادهاند. رابرت مالی، مذاکرهکننده سابق آمریکایی در برجام، در گفتوگو با همین رسانه گفته منطقی است ایران بهدنبال کانالی جدا با ونس باشد، چون او تنها مقام ارشد آمریکایی است که با نمایندگان جمهوری اسلامی دیدار کرده، اما هشدار داده حرف امروز ونس لزوماً حرف فردای ترامپ نیست.
دو نوع اقتصاد جنگ، یک منطق مشترک👇👇
سیاوش شهابی ـ در هر جنگ، همه بازنده نیستند. از کاسبان تحریم در ایران تا پیمانکاران صنایع نظامی و بازیگران بازارهای مالی، گروههایی هستند که تداوم بحران برایشان سودآور است. این مقاله با مرور تحولات اخیر در روابط ایران و آمریکا، میپرسد اقتصاد جنگ چگونه بر تصمیمهای سیاسی سایه میاندازد و چه کسانی بهای این سودآوری را با جان، معیشت و آینده خود میپردازند.
۲۸ تیر ۱۴۰۵
جیدی ونس در سوئیس ایستاد و گفت اگر بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران آزاد شود، این پول صرف خرید سویا، ذرت و گندم آمریکایی خواهد شد تا هم کشاورزان آمریکایی ثروتمندتر شوند و هم مردم ایران غذا داشته باشند. این جمله را در مقالهای دیگر هم آورده بودم، اما این هفته یک عدد تازه به دستم رسید که همان جمله را در یک قاب کاملاً متفاوت میگذارد.
رهبران جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا سهشنبه این هفته یک طرح بودجه منتشر کردند که قرار است از مسیر فرآیند صلحجویانهی تطبیق بودجه (reconciliation) تا ۹۵ میلیارد دلار منابع تازه آزاد کند. از این رقم، ۷۳ میلیارد دلار برای عملیات نظامی در ایران در نظر گرفته شده و تنها ۱۲ میلیارد دلار برای کشاورزان. این را نیویورکتایمز در گزارشی از جزئیات این بودجه نوشته است. یعنی همان کشاورزانی که ونس نامشان را وسط دیپلماسی آورد، در بودجهی واقعی کنگره سهمی کمتر از یکششم چیزی دارند که صرف ادامهی همان جنگی میشود که قرار است بازار فروش محصولاتشان را به ایران باز کند.
پیامی که قرار نبود کسی از آن باخبر شود
چند روز پیش، دراپسایتنیوز، رسانهی تحقیقیای که بعد از جنگ غزه تاسیس شد و روزنامهنگاران شناخته شدهای آن را مدیریت می کنند، گزارشی منتشر کرد که بهگفتهی خودشان بر اساس گفتوگو با یک مقام ارشد ایرانی نوشته شده. این رسانه رابطه خوبی با مقامات جمهوری اسلامی دارد و برخی از گزارشهایش در مورد ایران یا جانبدارانه است یا اساساً در مورد مشکلات و بحرانهای داخلی ایران گزارشی تهیه نمیکنند. همین باعث شده است که آنها تبدیل به منبعی شوند که میتوان از طریقش برخی جزئیات مهم از پشت پرده وقایع را یافت. مقامات رژیم چیزهایی را به این نوع رسانهها میگویند که از رسانهها، روزنامهنگاران و کلاً افکار عمومی داخلی پنهان میکنند.
طبق این گزارش، در جریان مذاکرات لوسرن سوئیس در پایان خرداد، مذاکرهکنندگان ایرانی از طریق یک واسطه، پیامی محرمانه برای جیدی ونس فرستادند. در این پیام، ایران به ونس گفته بود حضور ادامهدار استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ، و جرد کوشنر، داماد ترامپ، دارد فرصت تبدیل چارچوب هفدهم ژوئن به یک توافق پایدار را از بین میبرد.
نکتهای که این گزارش را از یک اختلاف دیپلماتیک معمولی جدا میکند، اتهامی است که بهگفتهی همان مقام ایرانی در پیام مطرح شده. ایران به ونس گفته بود این دو نفر بیشتر از آنکه به نتیجه رساندن مذاکرات علاقهمند باشند، به سوءاستفاده از اطلاعات داخل مذاکرات برای سودجویی در بازارهای مالی علاقه دارند. مقام ایرانی همچنین از نگرانی درباره درز اطلاعات از سوی کوشنر به بنیامین نتانیاهو گفته است.
این ادعا از دل خلأ بیرون نیامده. از آغاز جنگ ایران، تحلیلگران مالی بارها به الگویی اشاره کردهاند که در آن، درست پیش از باز شدن بازارهای آمریکا در روزهای دوشنبه، پیشبینیها یا اعلامیههای ترامپ منتشر میشود و بلافاصله موقعیتهای سنگین در بازار نفت، سهام انرژی و بازارهای پیشبینی شکل میگیرد. گاردین و لوموند هر دو در ماههای گذشته به همین الگو پرداختهاند. طبق گزارش دراپسایت، در خرداد ماه ایران سود حاصل از این نوع دستکاری بازار را حدود ۹ میلیارد دلار برآورد کرده و رسماً و کتبی درخواست کرده که ۴٬۵ میلیارد دلار از این مبلغ سهم ایران باشد. یکی از مقامهای ایرانی به دراپسایت گفته این مکاتبات در نهایت بخشی از سند تاریخی این پرونده خواهند شد.
کاخ سفید این ادعا را رد کرده. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفته چنین پیامی هرگز به دست دولت آمریکا نرسیده و دراپسایت را متهم به تبلیغ برای جمهوری اسلامی کرده است. ویتکاف و کوشنر هم به درخواست دراپسایت برای اظهار نظر پاسخی ندادهاند. رابرت مالی، مذاکرهکننده سابق آمریکایی در برجام، در گفتوگو با همین رسانه گفته منطقی است ایران بهدنبال کانالی جدا با ونس باشد، چون او تنها مقام ارشد آمریکایی است که با نمایندگان جمهوری اسلامی دیدار کرده، اما هشدار داده حرف امروز ونس لزوماً حرف فردای ترامپ نیست.
دو نوع اقتصاد جنگ، یک منطق مشترک👇👇
👆در یادداشتی دیگر از همینجا، درباره یک سرمایهدار در اتاق بازرگانی تهران نوشته بودم که گفته بود کشور را در جنگ، بخش خصوصی اداره کرده، و حتی به تأمین «لانچر» توسط بخش خصوصی اشاره کرده بود. آنجا نوشتم تحریم برای این لایه از سرمایه، تهدید نیست، دیوار حفاظتی است و جنگ هم سفارش است. حالا با همین دو گزارش، انگار همان منطق را از آن سوی مرز هم میبینم.
در ایران، شبکهای از واسطهها با کارمزد، اختلاف نرخ ارز و کنترل زمان آزادسازی پرداختها سود میبرند؛ همانهایی که در زبان عامه «کاسبان تحریم» خوانده میشوند. در آمریکا، بهگفتهی همین گزارشها، حلقهای نزدیک به کاخ سفید متهم است از زمانبندی اعلامیههای جنگی برای گرفتن موقعیت در بازار نفت و انرژی استفاده میکند. این دو شبکه هیچ ارتباط سازمانی با هم ندارند و حتی در دو جبهه متخاصم جنگ ایستادهاند، اما کارکردشان یکی است. هر دو از تداوم بیثباتی، نه از پایان آن، سود میبرند. هر دو در لحظهای که یک توافق نزدیک میشود، منافعی دارند که با آن توافق در تضاد است.
بودجه ۷۳ میلیارد دلاری برای عملیات نظامی هم از همین جنس است. این پول قرار نیست مستقیم به جیب یک فرد برود، اما مسیر تخصیص چنین بودجهای، یعنی قراردادهای تسلیحاتی، پیمانکاران دفاعی و شرکتهای خدمات نظامی، همان اقتصادی است که هرچه جنگ طولانیتر شود، بزرگتر میشود. در گزارش روزانه دراپسایت آمده که آمریکا در بخش نخست جنگ نزدیک به یک میلیارد دلار فقط بابت از دست دادن پهپادهای امکیو-۹ هزینه کرده، پهپادهایی که هرکدام بین سی تا چهل میلیون دلار قیمت دارند و ناوگان فعالشان از ۱۸۹ فروند به حدود ۱۳۵ فروند رسیده. این رقمها به یک بودجه دولتی مبدل میشوند، بودجهای که باید هر سال دوباره تصویب و توجیه شود، و توجیه آن چیزی نیست جز ادامه همان جنگی که این هزینهها را ایجاد کرده.
کشاورز آمریکایی، کارگر ایرانی
پیشنهاد ونس چیزی را که واقعاً اهمیت دارد تغییر نمیدهد، چون ساختاری که قیمت نهایی غذا را تعیین میکند، یعنی نرخ ارز، شبکه واسطه و سیاست سهمیه، دستنخورده میماند. حالا با این رقم بودجه، میشود یک لایه دیگر هم به آن تحلیل اضافه کرد. کشاورز آمریکایی که قرار بود از باز شدن بازار ایران سود ببرد، در بودجه واقعی کنگره کمتر از یکششم آنچه صرف تداوم جنگ میشود سهم دارد. یعنی حتی در کشوری که ادعا میشود جنگ به نفع کشاورزانش تمام خواهد شد، محاسبه بودجهای نشان میدهد اولویت واقعی جای دیگری است.
در طرف دیگر این معادله، کارگر ایرانی هم که در «وقتی دلار از مذاکره جلوتر میدود» از او نوشتم، در جایی قرار دارد که هیچکدام از این محاسبات به او مربوط نیست، جز از طریق نتیجه نهاییاش. وقتی مذاکره بهخاطر تضاد منافع مالی افرادی نزدیک به کاخ سفید به تعویق میافتد، این تعویق مستقیم روی نرخ دلار در تهران اثر میگذارد. وقتی بودجه جنگ ۷۳ میلیارد دلار میشود، این تصمیم به این معناست که فشار نظامی و اقتصادی روی ایران، و در نتیجه روی قیمت خوراک، دارو و اجاره، همچنان روند صعودی خودش را ادامه میدهد.
یک سؤال ساده
این گزارشها مدرک قطعی درباره درستی یا نادرستی هیچ اتهامی به دست نمیدهند. ادعای ایران را کاخ سفید رد کرده، و ما نمیدانیم پیام واقعاً به دست ونس رسیده یا نه. اما همین که چنین ادعایی اصلاً قابل طرح است، و همین که بودجه رسمی کنگره ایالات متحده روی کاغذ نشان میدهد جنگ چند برابر کشاورزی که قرار بود از آن سود ببرد بودجه میگیرد، سؤالی ساده پیش روی ما میگذارد: وقتی درباره تداوم یا پایان یک جنگ تصمیم گرفته میشود، این تصمیم را چه کسانی و بر اساس کدام منافع میگیرند؟ منافع مردم در کجای این سازوکار تصمیمگیری جای میگیرد؟⬇️
در ایران، شبکهای از واسطهها با کارمزد، اختلاف نرخ ارز و کنترل زمان آزادسازی پرداختها سود میبرند؛ همانهایی که در زبان عامه «کاسبان تحریم» خوانده میشوند. در آمریکا، بهگفتهی همین گزارشها، حلقهای نزدیک به کاخ سفید متهم است از زمانبندی اعلامیههای جنگی برای گرفتن موقعیت در بازار نفت و انرژی استفاده میکند. این دو شبکه هیچ ارتباط سازمانی با هم ندارند و حتی در دو جبهه متخاصم جنگ ایستادهاند، اما کارکردشان یکی است. هر دو از تداوم بیثباتی، نه از پایان آن، سود میبرند. هر دو در لحظهای که یک توافق نزدیک میشود، منافعی دارند که با آن توافق در تضاد است.
بودجه ۷۳ میلیارد دلاری برای عملیات نظامی هم از همین جنس است. این پول قرار نیست مستقیم به جیب یک فرد برود، اما مسیر تخصیص چنین بودجهای، یعنی قراردادهای تسلیحاتی، پیمانکاران دفاعی و شرکتهای خدمات نظامی، همان اقتصادی است که هرچه جنگ طولانیتر شود، بزرگتر میشود. در گزارش روزانه دراپسایت آمده که آمریکا در بخش نخست جنگ نزدیک به یک میلیارد دلار فقط بابت از دست دادن پهپادهای امکیو-۹ هزینه کرده، پهپادهایی که هرکدام بین سی تا چهل میلیون دلار قیمت دارند و ناوگان فعالشان از ۱۸۹ فروند به حدود ۱۳۵ فروند رسیده. این رقمها به یک بودجه دولتی مبدل میشوند، بودجهای که باید هر سال دوباره تصویب و توجیه شود، و توجیه آن چیزی نیست جز ادامه همان جنگی که این هزینهها را ایجاد کرده.
کشاورز آمریکایی، کارگر ایرانی
پیشنهاد ونس چیزی را که واقعاً اهمیت دارد تغییر نمیدهد، چون ساختاری که قیمت نهایی غذا را تعیین میکند، یعنی نرخ ارز، شبکه واسطه و سیاست سهمیه، دستنخورده میماند. حالا با این رقم بودجه، میشود یک لایه دیگر هم به آن تحلیل اضافه کرد. کشاورز آمریکایی که قرار بود از باز شدن بازار ایران سود ببرد، در بودجه واقعی کنگره کمتر از یکششم آنچه صرف تداوم جنگ میشود سهم دارد. یعنی حتی در کشوری که ادعا میشود جنگ به نفع کشاورزانش تمام خواهد شد، محاسبه بودجهای نشان میدهد اولویت واقعی جای دیگری است.
در طرف دیگر این معادله، کارگر ایرانی هم که در «وقتی دلار از مذاکره جلوتر میدود» از او نوشتم، در جایی قرار دارد که هیچکدام از این محاسبات به او مربوط نیست، جز از طریق نتیجه نهاییاش. وقتی مذاکره بهخاطر تضاد منافع مالی افرادی نزدیک به کاخ سفید به تعویق میافتد، این تعویق مستقیم روی نرخ دلار در تهران اثر میگذارد. وقتی بودجه جنگ ۷۳ میلیارد دلار میشود، این تصمیم به این معناست که فشار نظامی و اقتصادی روی ایران، و در نتیجه روی قیمت خوراک، دارو و اجاره، همچنان روند صعودی خودش را ادامه میدهد.
یک سؤال ساده
این گزارشها مدرک قطعی درباره درستی یا نادرستی هیچ اتهامی به دست نمیدهند. ادعای ایران را کاخ سفید رد کرده، و ما نمیدانیم پیام واقعاً به دست ونس رسیده یا نه. اما همین که چنین ادعایی اصلاً قابل طرح است، و همین که بودجه رسمی کنگره ایالات متحده روی کاغذ نشان میدهد جنگ چند برابر کشاورزی که قرار بود از آن سود ببرد بودجه میگیرد، سؤالی ساده پیش روی ما میگذارد: وقتی درباره تداوم یا پایان یک جنگ تصمیم گرفته میشود، این تصمیم را چه کسانی و بر اساس کدام منافع میگیرند؟ منافع مردم در کجای این سازوکار تصمیمگیری جای میگیرد؟⬇️
Radiozamaneh
جنگ میان ایران و آمریکا؛ چه کسانی از تداوم آن سود میبرند؟
سیاوش شهابی ـ در هر جنگ، همه بازنده نیستند. از کاسبان تحریم در ایران تا پیمانکاران صنایع نظامی و بازیگران بازارهای مالی، گروههایی هستند که تداوم بحران برایشان سودآور است. این مقاله با مرور تحولات اخیر در روابط ایران و آمریکا، میپرسد اقتصاد جنگ چگونه بر…
✍️ یادداشتی بر متن بالا : «اقتصاد سیاسی جنگ» (Political Economy of War) و تعارض منافع بازیگران مختلف در ایالات متحده و ایران : موضوعاتی که نویسنده (سیاوش شهابی) به آنها اشاره کرده است—از جمله رانت خواری از تحریمها، نقش پیمانکاران نظامی، نوسانات بازار مالی ناشی از اخبار جنگ، و سهم کشاورزان در برابر بودجههای نظامی—ریشه در واقعیتهای ساختاری و تاریخی اقتصاد بینالملل دارند.
میتوان ابعاد مطرحشده در مقاله را به بخشهای اصلی زیر تقسیم و بررسی کرد:
۱. مجتمعهای نظامی-صنعتی (Military-Industrial Complex) و بودجههای جنگی
یکی از محوریترین نکات ،سهم چشمگیر بودجه نظامی در مقایسه با بخش کشاورزی و تولید غیرنظامی است.
مفهوم و تاریخچه: اصطلاح «مجتمع نظامی-صنعتی» اولین بار توسط رئیسجمهور آمریکا، دوایت آیزنهاور، در سخنرانی تودیعش در سال ۱۹۶۱ مطرح شد. او هشدار داد که پیوند میان نیروهای مسلح، دولت و شرکتهای بزرگ اسلحه سازی (مانند لاکهید مارتین، بوئینگ، نورثروپ گرومان و General Dynamics) میتواند نفوذ نامطلوبی بر سیاست خارجی بگذارد و کشور را به سمت جنگهای دائم سوق دهد.
هزینههای تجهیزاتی (مانند پهپادها): نویسنده به انهدام پهپادهای expensive (مانند سری MQ-9 Reaper) اشاره کرده است. قیمت پایه هر فروند پهپاد MQ-9 بین ۳۰ تا ۳۵ میلیون دلار است (بدون احتساب تجهیزات جانبی و هزینههای عملیاتی). انهدام این تجهیزات مستقیماً به معنای ثبت سفارشهای جدید خرید برای کمپانیهای سازنده نظامی (General Atomics) و جایگزینی آنها از محل بودجه عمومی و مالیاتدهندگان است.
مکانیسم تطبیق بودجه (Reconciliation): فرآیند «Budget Reconciliation» در کنگره آمریکا روشی ویژه است که به لایحههای مرتبط با بودجه اجازه میدهد تنها با اکثر آراء (۵۱ رای در سنا) و بدون نیاز به ۶۰ رای (برای شکست دادن فیلیبستر/اطاله کلام) تصویب شوند. استفاده از این فرآیند برای آزادسازی یا تخصیص بودجههای اضطراری نظامی یک ابزار قدرتمند سیاسی-اقتصادی محسوب میشود.
۲. کاسبان تحریم و اقتصاد سایه در ایران
در طرف دیگر معادله، نوشته به نقش شبکه واسطهها در داخل ایران اشاره میکند که از شرایط بحرانی سود میبرند.
تفاوت نرخ ارز و کارمزدها: در شرایط تحریم و جنگ، شفافیت مالی و سیستم بانکی بینالمللی (SWIFT) از دست میرود. در نتیجه، مبادلات تجاری از طریق شرکتهای پوششی (Front Companies)، صرافیهای واسطه و مسیرهای غیررسمی صورت میگیرد. این واسطهها معمولاً کارمزدهای سنگینی (بین ۵٪ تا ۲۰٪) برای انتقال پول یا دور زدن تحریمها دریافت میکنند.
انحصار واردات: ذینفعان تحریم با مسدود کردن مسیرهای رسمی، بازار واردات کالاهای اساسی و تجهیزات را در اختیار میگیرند. در این ساختار، هرچه نااطمینانی و ریسک بالاتر برود، سود حاصل از «رانت اطلاعاتی» و «دستکاری در زمان آزادسازی ارز» بیشتر میشود.
۳. بازارهای مالی، دستکاری بازار (Insider Trading) و رانت اطلاعاتی
یکی از کارکردهای این مکانیسم، سوءاستفاده از اخبار جنگی برای کسب سود در بازارهای مالی (مانند معاملات نفت، آتی و سهام) است
معاملات بر اساس اخبار نهانی (Insider Trading): در بازارهای مالی جهان (مانند بازار نفت خام Brent یا WTI)، کوچکترین تغییر در وضعیت خاورمیانه باعث جهشهای ناگهانی قیمت میشود. افرادی که پیش از اعلام رسمی یک موضع سیاسی، توافق یا حمله نظامی از زمانبندی آن مطلع باشند، میتوانند از طریق بازار مشتقات (Derivatives)، معاملات آتی (Futures) یا معاملات آپشن (Options) موقعیتهای مالی (Position) اتخاذ کرده و در عرض چند ساعت سودهای کلان کسب کنند.
بازارهای پیشبینی (Prediction Markets): پلتفرمهایی مانند Polymarket یا PredictIt به کاربران اجازه میدهند روی وقایع سیاسی و نظامی (مثلاً «آیا تا پایان ماه توافقی امضا میشود؟») شرطبندی کنند. حجم مالی این بازارها در سالهای اخیر به شدت رشد کرده و زمینه را برای سوءاستفادههای مبتنی بر رانت اطلاعاتی فراهم آورده است.
۴. دیپلماسی کشاورزی در برابر بودجه نظامی
در متن مقاله به پیشنهادهایی در مورد خرید محصولات کشاورزی آمریکا (سویا، ذرت، گندم) اشاره شده است.
لابی کشاورزی آمریکا (Farm Belt): ایالتهای کشاورزی آمریکا (مانند آیووا، ایلینوی، نبرسکا) وزنه انتخابی مهمی برای حزب جمهوریخواه هستند. دیپلماتها یا سیاستمداران گاهی از گشایش بازارهای صادراتی برای کشاورزان بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی استفاده میکنند تا پشتیبانی این ایالتها را جلب کنند. واقعیت بودجهای: ر عمل، بودجههای واقعی تخصیصیافته به بخش نظامی و دفاعی دهها برابر بودجههای حمایتی یا صادراتی بخش کشاورزی است، زیرا منافع تجاری مجتمعهای نظامی قدرت لابیگری به مراتب بیشتری در واشنگتن دارند.
۵. قربانیان اصلی اقتصاد جنگ👇👇
میتوان ابعاد مطرحشده در مقاله را به بخشهای اصلی زیر تقسیم و بررسی کرد:
۱. مجتمعهای نظامی-صنعتی (Military-Industrial Complex) و بودجههای جنگی
یکی از محوریترین نکات ،سهم چشمگیر بودجه نظامی در مقایسه با بخش کشاورزی و تولید غیرنظامی است.
مفهوم و تاریخچه: اصطلاح «مجتمع نظامی-صنعتی» اولین بار توسط رئیسجمهور آمریکا، دوایت آیزنهاور، در سخنرانی تودیعش در سال ۱۹۶۱ مطرح شد. او هشدار داد که پیوند میان نیروهای مسلح، دولت و شرکتهای بزرگ اسلحه سازی (مانند لاکهید مارتین، بوئینگ، نورثروپ گرومان و General Dynamics) میتواند نفوذ نامطلوبی بر سیاست خارجی بگذارد و کشور را به سمت جنگهای دائم سوق دهد.
هزینههای تجهیزاتی (مانند پهپادها): نویسنده به انهدام پهپادهای expensive (مانند سری MQ-9 Reaper) اشاره کرده است. قیمت پایه هر فروند پهپاد MQ-9 بین ۳۰ تا ۳۵ میلیون دلار است (بدون احتساب تجهیزات جانبی و هزینههای عملیاتی). انهدام این تجهیزات مستقیماً به معنای ثبت سفارشهای جدید خرید برای کمپانیهای سازنده نظامی (General Atomics) و جایگزینی آنها از محل بودجه عمومی و مالیاتدهندگان است.
مکانیسم تطبیق بودجه (Reconciliation): فرآیند «Budget Reconciliation» در کنگره آمریکا روشی ویژه است که به لایحههای مرتبط با بودجه اجازه میدهد تنها با اکثر آراء (۵۱ رای در سنا) و بدون نیاز به ۶۰ رای (برای شکست دادن فیلیبستر/اطاله کلام) تصویب شوند. استفاده از این فرآیند برای آزادسازی یا تخصیص بودجههای اضطراری نظامی یک ابزار قدرتمند سیاسی-اقتصادی محسوب میشود.
۲. کاسبان تحریم و اقتصاد سایه در ایران
در طرف دیگر معادله، نوشته به نقش شبکه واسطهها در داخل ایران اشاره میکند که از شرایط بحرانی سود میبرند.
تفاوت نرخ ارز و کارمزدها: در شرایط تحریم و جنگ، شفافیت مالی و سیستم بانکی بینالمللی (SWIFT) از دست میرود. در نتیجه، مبادلات تجاری از طریق شرکتهای پوششی (Front Companies)، صرافیهای واسطه و مسیرهای غیررسمی صورت میگیرد. این واسطهها معمولاً کارمزدهای سنگینی (بین ۵٪ تا ۲۰٪) برای انتقال پول یا دور زدن تحریمها دریافت میکنند.
انحصار واردات: ذینفعان تحریم با مسدود کردن مسیرهای رسمی، بازار واردات کالاهای اساسی و تجهیزات را در اختیار میگیرند. در این ساختار، هرچه نااطمینانی و ریسک بالاتر برود، سود حاصل از «رانت اطلاعاتی» و «دستکاری در زمان آزادسازی ارز» بیشتر میشود.
۳. بازارهای مالی، دستکاری بازار (Insider Trading) و رانت اطلاعاتی
یکی از کارکردهای این مکانیسم، سوءاستفاده از اخبار جنگی برای کسب سود در بازارهای مالی (مانند معاملات نفت، آتی و سهام) است
معاملات بر اساس اخبار نهانی (Insider Trading): در بازارهای مالی جهان (مانند بازار نفت خام Brent یا WTI)، کوچکترین تغییر در وضعیت خاورمیانه باعث جهشهای ناگهانی قیمت میشود. افرادی که پیش از اعلام رسمی یک موضع سیاسی، توافق یا حمله نظامی از زمانبندی آن مطلع باشند، میتوانند از طریق بازار مشتقات (Derivatives)، معاملات آتی (Futures) یا معاملات آپشن (Options) موقعیتهای مالی (Position) اتخاذ کرده و در عرض چند ساعت سودهای کلان کسب کنند.
بازارهای پیشبینی (Prediction Markets): پلتفرمهایی مانند Polymarket یا PredictIt به کاربران اجازه میدهند روی وقایع سیاسی و نظامی (مثلاً «آیا تا پایان ماه توافقی امضا میشود؟») شرطبندی کنند. حجم مالی این بازارها در سالهای اخیر به شدت رشد کرده و زمینه را برای سوءاستفادههای مبتنی بر رانت اطلاعاتی فراهم آورده است.
۴. دیپلماسی کشاورزی در برابر بودجه نظامی
در متن مقاله به پیشنهادهایی در مورد خرید محصولات کشاورزی آمریکا (سویا، ذرت، گندم) اشاره شده است.
لابی کشاورزی آمریکا (Farm Belt): ایالتهای کشاورزی آمریکا (مانند آیووا، ایلینوی، نبرسکا) وزنه انتخابی مهمی برای حزب جمهوریخواه هستند. دیپلماتها یا سیاستمداران گاهی از گشایش بازارهای صادراتی برای کشاورزان بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی استفاده میکنند تا پشتیبانی این ایالتها را جلب کنند. واقعیت بودجهای: ر عمل، بودجههای واقعی تخصیصیافته به بخش نظامی و دفاعی دهها برابر بودجههای حمایتی یا صادراتی بخش کشاورزی است، زیرا منافع تجاری مجتمعهای نظامی قدرت لابیگری به مراتب بیشتری در واشنگتن دارند.
۵. قربانیان اصلی اقتصاد جنگ👇👇
👆در نهایت، بازنده اصلی این سازوکار، مردم عادی و بخشهای غیرانتفاعی جامعه هستند:
تورم و فشار بر معیشت: هرگونه تاخیر در دیپلماسی یا افزایش تنش، نرخ ارز را در ایران بالا برده و منجر به تورم انتظاری میشود. این تورم مستقیم بر قیمت کالاهای اساسی، دارو، مسکن و خوراک اثر میگذارد.
سایه انداختن اقتصاد بر تصمیمات سیاسی: هنگامی که ساختارهای مالی و ذینفعان نفوذ بالایی پیدا میکنند، «تداوم بحران کنترلشده» (Controlled Crisis) برای آنها مطلوبتر از «صلح پایدار» یا «جنگ تمامعیار» میشود؛ چرا که جنگ تمامعیار مخاطرهآمیز است و صلح نیز رانتهای مالی آنان را از بین میبرد. تصویر «اقتصاد جنگ: یک چرخه سود» این تصویر به طور بصری نشان میدهد که چگونه جنگ، علیرغم ویرانی و هزینههای انسانی، میتواند برای مجتمعهای نظامی-صنعتی و بازارهای مالی سودآور باشد. این چرخه، زمانی تکمیل میشود که خبرهای درگیری منجر به افزایش قیمت نفت و سهام شرکتهای دفاعی میشود. این امر، به نوبه خود، تقاضا برای تسلیحات و تجهیزات نظامی را افزایش میدهد، که منجر به تولید بیشتر، سود بیشتر برای شرکتهای تسلیحاتی و ادامه سرمایهگذاری در فناوریهای نظامی میشود. این چرخه به ما نشان می دهد که چگونه منافع مالی میتوانند بر تصمیمات سیاسی تأثیر بگذارند و چگونه اقتصاد جهانی میتواند با تداوم بحرانها و درگیریها مرتبط باشد. تنظیم و نگارش از خیزش @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4802
تورم و فشار بر معیشت: هرگونه تاخیر در دیپلماسی یا افزایش تنش، نرخ ارز را در ایران بالا برده و منجر به تورم انتظاری میشود. این تورم مستقیم بر قیمت کالاهای اساسی، دارو، مسکن و خوراک اثر میگذارد.
سایه انداختن اقتصاد بر تصمیمات سیاسی: هنگامی که ساختارهای مالی و ذینفعان نفوذ بالایی پیدا میکنند، «تداوم بحران کنترلشده» (Controlled Crisis) برای آنها مطلوبتر از «صلح پایدار» یا «جنگ تمامعیار» میشود؛ چرا که جنگ تمامعیار مخاطرهآمیز است و صلح نیز رانتهای مالی آنان را از بین میبرد. تصویر «اقتصاد جنگ: یک چرخه سود» این تصویر به طور بصری نشان میدهد که چگونه جنگ، علیرغم ویرانی و هزینههای انسانی، میتواند برای مجتمعهای نظامی-صنعتی و بازارهای مالی سودآور باشد. این چرخه، زمانی تکمیل میشود که خبرهای درگیری منجر به افزایش قیمت نفت و سهام شرکتهای دفاعی میشود. این امر، به نوبه خود، تقاضا برای تسلیحات و تجهیزات نظامی را افزایش میدهد، که منجر به تولید بیشتر، سود بیشتر برای شرکتهای تسلیحاتی و ادامه سرمایهگذاری در فناوریهای نظامی میشود. این چرخه به ما نشان می دهد که چگونه منافع مالی میتوانند بر تصمیمات سیاسی تأثیر بگذارند و چگونه اقتصاد جهانی میتواند با تداوم بحرانها و درگیریها مرتبط باشد. تنظیم و نگارش از خیزش @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4802
Telegram
نگارستان خیزش
💠 #خبر
🔴۱۲ حکم اعدام در پرونده "میدان علیخانی اصفهان" به مرحله اجرای احکام رسید
بر اساس گزارشهای منتشرشده و اطلاعاتی که به کمیته رسید، پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان» وارد مرحله اجرای احکام شده و جان ۱۲ زندانی در معرض خطر جدی اجرای حکم اعدام قرار دارد. گزارشها حاکی از آن است که احکام پس از تأیید در دیوان عالی کشور در روز ۱۴ تیر، به اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارسال شدهاند.
این پرونده به وقایع ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محدوده میدان علیخانی، میان ملکشهر و کاوه اصفهان، بازمیگردد؛ جایی که مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند چهار نیروی بسیج و یگان ویژه به نامهای حسین رمضانی، محمد همتی، سید علی خشوعی و ولیالله صفری کشته شدهاند. در پی این رخداد، ۵۹ نفر بازداشت شدند و برای آنان پروندهای گسترده تشکیل شد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، رسیدگی به این پرونده در شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست محمد براتی درچه و محمد توکلی (معروف به وکیلی، از قضات پرونده «خانه اصفهان») انجام شده و دادستان پرونده محمد نخجوان بوده است. همچنین گزارش شده که کل روند دادرسی تنها در سه جلسه یکساعته برگزار شده است؛ موضوعی که نگرانیهای جدی درباره رعایت اصول دادرسی عادلانه را افزایش داده است.
در میان ۵۹ متهم این پرونده، ۲۳ نفر با وجود تبرئه از برخی اتهامات، همچنان به احکام ۵ تا ۱۰ سال زندان محکوم شدهاند.
در مقابل، ۱۲ نفر با حکم اعدام روبهرو شدهاند که در میان آنان چندین نوجوان و یک شهروند افغانستان نیز دیده میشود.
اسامی محکومان به اعدام عبارتاند از:
علیرضا سپاهی (متولد ۱۳۸۰) – محکوم به چهار بار اعدام
ابوالفضل سپاهی (متولد ۱۳۸۲) – محکوم به سه بار اعدام
علیرضا رئیسی (متولد ۱۳۸۳) – محکوم به دو بار اعدام
قائم حسینی (متولد ۱۳۸۴) – محکوم به دو بار اعدام
گلمحمد محمدی (متولد ۱۳۸۱)، شهروند افغانستان که بنا بر گزارشها به معترضان پناه داده بود – محکوم به دو بار اعدام
امیرحسین صفری (متولد ۱۳۷۷) – محکوم به اعدام
امیرحسین ملکی (متولد ۱۳۸۵) – محکوم به اعدام
علی دشتی (متولد ۱۳۸۵) – محکوم به اعدام
امیرحسین ابراهیمی انالوجه (متولد ۱۳۸۵) – محکوم به اعدام
شروین باقریان (متولد ۱۳۸۶) – محکوم به اعدام
عرفان اسفندیاری (متولد ۱۳۸۶) – محکوم به اعدام
ابوالفضل ابراهیمی (متولد ۱۳۸۶) – محکوم به اعدام
▪️همزمان، گزارشها یادآوری میکنند که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در همین محدوده، شماری از شهروندان اصفهان در جریان اعتراضات با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست دادند.
▪️نام محمد توکلی نیز در این پرونده بار دیگر مطرح شده است؛ قاضیای که پیشتر در پرونده «خانه اصفهان» نیز حضور داشت؛ پروندهای که به اعدام مجید کاظمی، صالح میرهاشمی و سعید یعقوبی انجامید و همچنان از پروندههای بحثبرانگیز سالهای اخیر به شمار میرود.
▪️با توجه به گزارشهای منتشرشده درباره تأیید احکام در دیوان عالی کشور و ارسال پرونده به اجرای احکام، نگرانیها نسبت به احتمال اجرای قریبالوقوع این احکام افزایش یافته است.
#نه_به_اعدام
#نه_به_جنگ
🔹🔹🔹 🆔 @KSMtehran
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
باز نشر خیزش @khizesche
🔴۱۲ حکم اعدام در پرونده "میدان علیخانی اصفهان" به مرحله اجرای احکام رسید
بر اساس گزارشهای منتشرشده و اطلاعاتی که به کمیته رسید، پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان» وارد مرحله اجرای احکام شده و جان ۱۲ زندانی در معرض خطر جدی اجرای حکم اعدام قرار دارد. گزارشها حاکی از آن است که احکام پس از تأیید در دیوان عالی کشور در روز ۱۴ تیر، به اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارسال شدهاند.
این پرونده به وقایع ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محدوده میدان علیخانی، میان ملکشهر و کاوه اصفهان، بازمیگردد؛ جایی که مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند چهار نیروی بسیج و یگان ویژه به نامهای حسین رمضانی، محمد همتی، سید علی خشوعی و ولیالله صفری کشته شدهاند. در پی این رخداد، ۵۹ نفر بازداشت شدند و برای آنان پروندهای گسترده تشکیل شد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، رسیدگی به این پرونده در شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست محمد براتی درچه و محمد توکلی (معروف به وکیلی، از قضات پرونده «خانه اصفهان») انجام شده و دادستان پرونده محمد نخجوان بوده است. همچنین گزارش شده که کل روند دادرسی تنها در سه جلسه یکساعته برگزار شده است؛ موضوعی که نگرانیهای جدی درباره رعایت اصول دادرسی عادلانه را افزایش داده است.
در میان ۵۹ متهم این پرونده، ۲۳ نفر با وجود تبرئه از برخی اتهامات، همچنان به احکام ۵ تا ۱۰ سال زندان محکوم شدهاند.
در مقابل، ۱۲ نفر با حکم اعدام روبهرو شدهاند که در میان آنان چندین نوجوان و یک شهروند افغانستان نیز دیده میشود.
اسامی محکومان به اعدام عبارتاند از:
علیرضا سپاهی (متولد ۱۳۸۰) – محکوم به چهار بار اعدام
ابوالفضل سپاهی (متولد ۱۳۸۲) – محکوم به سه بار اعدام
علیرضا رئیسی (متولد ۱۳۸۳) – محکوم به دو بار اعدام
قائم حسینی (متولد ۱۳۸۴) – محکوم به دو بار اعدام
گلمحمد محمدی (متولد ۱۳۸۱)، شهروند افغانستان که بنا بر گزارشها به معترضان پناه داده بود – محکوم به دو بار اعدام
امیرحسین صفری (متولد ۱۳۷۷) – محکوم به اعدام
امیرحسین ملکی (متولد ۱۳۸۵) – محکوم به اعدام
علی دشتی (متولد ۱۳۸۵) – محکوم به اعدام
امیرحسین ابراهیمی انالوجه (متولد ۱۳۸۵) – محکوم به اعدام
شروین باقریان (متولد ۱۳۸۶) – محکوم به اعدام
عرفان اسفندیاری (متولد ۱۳۸۶) – محکوم به اعدام
ابوالفضل ابراهیمی (متولد ۱۳۸۶) – محکوم به اعدام
▪️همزمان، گزارشها یادآوری میکنند که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در همین محدوده، شماری از شهروندان اصفهان در جریان اعتراضات با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست دادند.
▪️نام محمد توکلی نیز در این پرونده بار دیگر مطرح شده است؛ قاضیای که پیشتر در پرونده «خانه اصفهان» نیز حضور داشت؛ پروندهای که به اعدام مجید کاظمی، صالح میرهاشمی و سعید یعقوبی انجامید و همچنان از پروندههای بحثبرانگیز سالهای اخیر به شمار میرود.
▪️با توجه به گزارشهای منتشرشده درباره تأیید احکام در دیوان عالی کشور و ارسال پرونده به اجرای احکام، نگرانیها نسبت به احتمال اجرای قریبالوقوع این احکام افزایش یافته است.
#نه_به_اعدام
#نه_به_جنگ
🔹🔹🔹 🆔 @KSMtehran
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
باز نشر خیزش @khizesche
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتصاب کارگران #ریختهگری_ماشینسازی #تبریز در اعتراض به دو ماه حقوق معوقه
▪️کارگران شرکت ریختهگری ماشینسازی تبریز در اعتراض به پرداختنشدن دو ماه حقوق معوقه، دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند.
▪️کارگران میگویند ادامه تأخیر در پرداخت دستمزدها، مشکلات معیشتی آنان و خانوادههایشان را تشدید کرده و تأمین هزینههای روزمره را با دشواری روبهرو ساخته است.
#اعتراض_اعتصاب
#نان_کار_آزادی
#صلح_رفاه_آبادی
▪️کارگران شرکت ریختهگری ماشینسازی تبریز در اعتراض به پرداختنشدن دو ماه حقوق معوقه، دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند.
▪️کارگران میگویند ادامه تأخیر در پرداخت دستمزدها، مشکلات معیشتی آنان و خانوادههایشان را تشدید کرده و تأمین هزینههای روزمره را با دشواری روبهرو ساخته است.
#اعتراض_اعتصاب
#نان_کار_آزادی
#صلح_رفاه_آبادی
🔴«حفره امنیتی» مورد اشاره عراقچی در مصاحبه اش در باره کشته شدن خامنه ای، از نظر اصلاح طلبان در این عکس بازنمایی شده است اردوی کار باز نشر خیزش @khizesche
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ادامه اعتصاب غذا در قزلحصار؛ اعتصاب غذای خشک و شعار «نه به اعدام»
اعتصاب غذای زندانیان محکوم به اعدام در واحد ۲ زندان قزلحصار کرج، در اعتراض به موج اعدامها و انتقال زندانیان به سلولهای انفرادی برای اجرای حکم، وارد هفتمین روز و آستانه هفته دوم شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده ، شماری از زندانیان در اعتراض به بیتوجهی مسئولان، لبهای خود را دوخته و اعتصاب غذای تر و خشک را آغاز کردهاند. گزارشها همچنین از وخامت وضعیت جسمانی و بیحالی تعدادی از اعتصابکنندگان حکایت دارد.
در یکی از ویدیوهای منتشرشده از اندرزگاه ۱۷، زندانیان با در دست داشتن دستنوشتههای «نه به اعدام» در راهروهای زندان تجمع کرده و علیه احکام اعدام شعار میدهند. آنان تأکید کردهاند تا زمان توقف اجرای احکام اعدام به اعتراض خود ادامه خواهند داد.
اعتصاب غذای زندانیان محکوم به اعدام در واحد ۲ زندان قزلحصار کرج، در اعتراض به موج اعدامها و انتقال زندانیان به سلولهای انفرادی برای اجرای حکم، وارد هفتمین روز و آستانه هفته دوم شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده ، شماری از زندانیان در اعتراض به بیتوجهی مسئولان، لبهای خود را دوخته و اعتصاب غذای تر و خشک را آغاز کردهاند. گزارشها همچنین از وخامت وضعیت جسمانی و بیحالی تعدادی از اعتصابکنندگان حکایت دارد.
در یکی از ویدیوهای منتشرشده از اندرزگاه ۱۷، زندانیان با در دست داشتن دستنوشتههای «نه به اعدام» در راهروهای زندان تجمع کرده و علیه احکام اعدام شعار میدهند. آنان تأکید کردهاند تا زمان توقف اجرای احکام اعدام به اعتراض خود ادامه خواهند داد.
خیزش
Photo
بیانیهی کانون نویسندگان ایران به مناسبت بیست و ششمین سالروز درگذشت احمد شاملو
در سرزمینی که هنوز کتاب را ممنوع میکنند، زبان را به بند میکشند، حقیقت را تحریف میکنند و آزادی بیان را به جرم بدل کردهاند، آنان که در جانب آزادی ایستادهاند از میان نمیروند، در حافظهی مردم، در پایداری کلمه و در هر صدایی که از سانسور و سرکوب جان به در میبرد، زنده میمانند. احمد شاملو از تبار همین پایداری بود؛ از تبار واژگانی که در آتش میبالند و در باد میپراکنند و هرگز خاموش نمیشوند.
بامداد شاعر، یار دیرینهی کانون نویسندگان ایران، آزادی را آرزویی دوردست و زینتی برای کلام نمیدانست؛ آزادی برای او، حق بنیادین و شرطِ ناگزیرِ زیستن انسان بود. از اینرو در سراسر زندگی، سر بر آستان هیچ قدرتی نسود و قلماش را به فرمان هیچ سلطهای نسپرد؛ نه در برابر استبداد سلطنت سر فرود آورد و نه در برابر استبداد جمهوری اسلامی گردن نهاد و تا پایان عمر خویش، در جانب آزادی بیقیدوشرطِ اندیشه و بیان ایستاد. شعرش زبان خاموشان بود، پناه فرودستان و انکار تمام خودکامگان.
امروز پس از گذشت بیست و شش سال از خاموشی او، هنوز احکام بیرویهی زندان پابرجاست و سرکوب صداهای مستقل ادامه دارد؛ سانسور همچنان بر اندیشه حکم میراند و نویسندگان، شاعران، روزنامهنگاران، هنرمندان، معلمان، دانشگاهیان، کنشگران اجتماعی و آزادیخواهان به جرم اندیشیدن، نوشتن و گفتن زیر فشار، تهدید، محرومیت، زندان، تبعید و اعدام قرار دارند. همزمان جنگ، فقر، گرانی، فروپاشی معیشت و تبعیض، زندگی میلیونها انسان را به حاشیه رانده و کرامت انسانی را هر روز بیش از پیش زیر فشار برده است. قطع دسترسی آزادانه به اینترنت و گسترش تاریکیِ بیخبری نیز به ابزارهایی برای تشدید کنترل و سرکوب بدل شدهاند. آنچه امروز بر مردم میگذرد، نه صرفاً پیامد جنگ که نتیجهی استمرار سیاستهای حاکمیتی است که آزادی را برنمیتابد.
کانون نویسندگان ایران از نخستین روز تأسیس خود بر اصلی پای فشرده است که امروز نیز حق بنیادین این سرزمین است: «آزادی اندیشه، بیان و نشر بیهیچ حصر و استثنا برای همگان». آزادیای که نه در سایهی «جنگ» تعلیقپذیر است، نه در پناه «امنیت» و نه با هیچ مصلحتی میتوان آن را به آیندهای نامعلوم حواله داد. در چنین شرایطی پاسداشت شاملو، مقاومت در برابر فراموشی است. یاد او، یاد تمام آزادیخواهانی است که در کنار حقیقت ایستادند و هزینه پرداختند؛ آنان که خواستند انسان بر سرنوشت خویش حاکم باشد، نه فرمانبردار استبداد.
اعضای کانون نویسندگان ایران به رسم هر سال، روز ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۵ عصر در امامزاده طاهر کرج گرد میآیند و با گلباران مزار او، یاد شاعر آزادی را گرامی میدارند. شاعری که همچنان به ما یادآوری میکند:
«تمامیِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم
که به کار آید
چرا که تنها یک سخن
یک سخن در میانه نبود:
ــ آزادی!»
کانون نویسندگان ایران
۲۹ تیر ۱۴۰۵
#احمد_شاملو
#شاعر_آزادی
#آزادی_اندیشه_بیان
باز نشر خیزش @khizesche
در سرزمینی که هنوز کتاب را ممنوع میکنند، زبان را به بند میکشند، حقیقت را تحریف میکنند و آزادی بیان را به جرم بدل کردهاند، آنان که در جانب آزادی ایستادهاند از میان نمیروند، در حافظهی مردم، در پایداری کلمه و در هر صدایی که از سانسور و سرکوب جان به در میبرد، زنده میمانند. احمد شاملو از تبار همین پایداری بود؛ از تبار واژگانی که در آتش میبالند و در باد میپراکنند و هرگز خاموش نمیشوند.
بامداد شاعر، یار دیرینهی کانون نویسندگان ایران، آزادی را آرزویی دوردست و زینتی برای کلام نمیدانست؛ آزادی برای او، حق بنیادین و شرطِ ناگزیرِ زیستن انسان بود. از اینرو در سراسر زندگی، سر بر آستان هیچ قدرتی نسود و قلماش را به فرمان هیچ سلطهای نسپرد؛ نه در برابر استبداد سلطنت سر فرود آورد و نه در برابر استبداد جمهوری اسلامی گردن نهاد و تا پایان عمر خویش، در جانب آزادی بیقیدوشرطِ اندیشه و بیان ایستاد. شعرش زبان خاموشان بود، پناه فرودستان و انکار تمام خودکامگان.
امروز پس از گذشت بیست و شش سال از خاموشی او، هنوز احکام بیرویهی زندان پابرجاست و سرکوب صداهای مستقل ادامه دارد؛ سانسور همچنان بر اندیشه حکم میراند و نویسندگان، شاعران، روزنامهنگاران، هنرمندان، معلمان، دانشگاهیان، کنشگران اجتماعی و آزادیخواهان به جرم اندیشیدن، نوشتن و گفتن زیر فشار، تهدید، محرومیت، زندان، تبعید و اعدام قرار دارند. همزمان جنگ، فقر، گرانی، فروپاشی معیشت و تبعیض، زندگی میلیونها انسان را به حاشیه رانده و کرامت انسانی را هر روز بیش از پیش زیر فشار برده است. قطع دسترسی آزادانه به اینترنت و گسترش تاریکیِ بیخبری نیز به ابزارهایی برای تشدید کنترل و سرکوب بدل شدهاند. آنچه امروز بر مردم میگذرد، نه صرفاً پیامد جنگ که نتیجهی استمرار سیاستهای حاکمیتی است که آزادی را برنمیتابد.
کانون نویسندگان ایران از نخستین روز تأسیس خود بر اصلی پای فشرده است که امروز نیز حق بنیادین این سرزمین است: «آزادی اندیشه، بیان و نشر بیهیچ حصر و استثنا برای همگان». آزادیای که نه در سایهی «جنگ» تعلیقپذیر است، نه در پناه «امنیت» و نه با هیچ مصلحتی میتوان آن را به آیندهای نامعلوم حواله داد. در چنین شرایطی پاسداشت شاملو، مقاومت در برابر فراموشی است. یاد او، یاد تمام آزادیخواهانی است که در کنار حقیقت ایستادند و هزینه پرداختند؛ آنان که خواستند انسان بر سرنوشت خویش حاکم باشد، نه فرمانبردار استبداد.
اعضای کانون نویسندگان ایران به رسم هر سال، روز ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۵ عصر در امامزاده طاهر کرج گرد میآیند و با گلباران مزار او، یاد شاعر آزادی را گرامی میدارند. شاعری که همچنان به ما یادآوری میکند:
«تمامیِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم
که به کار آید
چرا که تنها یک سخن
یک سخن در میانه نبود:
ــ آزادی!»
کانون نویسندگان ایران
۲۹ تیر ۱۴۰۵
#احمد_شاملو
#شاعر_آزادی
#آزادی_اندیشه_بیان
باز نشر خیزش @khizesche
🍁🍂
🔻بیحقوقی که به بهانهٔ جنگ آن را توجیە میکنند
در روزهایی که مقامات رژیم بر ضرورت حفظ خدمات عمومی و تابآوری شهری در شرایط جنگی تأکید میکنند، همان نیروهایی که این خدمات را بر دوش میکشند، ماههاست حقوقی دریافت نکردهاند. کارگرانی که باید زیر خطر بمباران در محل کار حاضر شوند، در دریافت بهموقع دستمزد خود با بلاتکلیفی کامل روبهرو هستند.
کارگران فضای سبز شهرداری چابهار ۲۲ تیرماه اعلام کردند وارد سومین ماه بیحقوقی شدهاند؛ نیروهای پروژههای عمرانی بندر بهشتی ۲۴ تیرماه از تعدیل نیرو و تأخیر در پرداخت دستمزد خبر دادند؛ و کارگران واحد تولیدی سپید پلاست ۲۵ تیرماه گفتند پس از سه ماه کار، تنها ده میلیون تومان علیالحساب گرفتهاند و باقی مطالباتشان به آیندهای نامعلوم موکول شده است. گزارشهای رسیده از بوشهر و هرمزگان نیز از همین معضل حکایت دارد: کارگران با وجود حضور مستمر سر کار، ماهها منتظر دستمزدی میمانند که قانون کار آن را حقی مسلم و غیرقابل تعویق میداند.
کودکان کار وخیابان
https://t.me/GEtehadbazneshastegan باز نشر خیزش @khizesche
🔻بیحقوقی که به بهانهٔ جنگ آن را توجیە میکنند
در روزهایی که مقامات رژیم بر ضرورت حفظ خدمات عمومی و تابآوری شهری در شرایط جنگی تأکید میکنند، همان نیروهایی که این خدمات را بر دوش میکشند، ماههاست حقوقی دریافت نکردهاند. کارگرانی که باید زیر خطر بمباران در محل کار حاضر شوند، در دریافت بهموقع دستمزد خود با بلاتکلیفی کامل روبهرو هستند.
کارگران فضای سبز شهرداری چابهار ۲۲ تیرماه اعلام کردند وارد سومین ماه بیحقوقی شدهاند؛ نیروهای پروژههای عمرانی بندر بهشتی ۲۴ تیرماه از تعدیل نیرو و تأخیر در پرداخت دستمزد خبر دادند؛ و کارگران واحد تولیدی سپید پلاست ۲۵ تیرماه گفتند پس از سه ماه کار، تنها ده میلیون تومان علیالحساب گرفتهاند و باقی مطالباتشان به آیندهای نامعلوم موکول شده است. گزارشهای رسیده از بوشهر و هرمزگان نیز از همین معضل حکایت دارد: کارگران با وجود حضور مستمر سر کار، ماهها منتظر دستمزدی میمانند که قانون کار آن را حقی مسلم و غیرقابل تعویق میداند.
کودکان کار وخیابان
https://t.me/GEtehadbazneshastegan باز نشر خیزش @khizesche
Telegram
گروه اتحاد بازنشستگان
کانال " گروه اتحاد بازنشستگان " منعکس کننده خواست های برحق تمام بازنشستگان ایران و سایر مزد بگیران زحمتکش می باشد و برای تحقق این مهم نیازمند مشارکت هم سرنوشتان خود هستیم.
کاخ سفید نتایج یک نظرسنجی را منتشر کرد که نشان میدهد بیش از ۶۰ درصد از رایدهندگان ثبتشده در آمریکا از «توافق صلح با ایران» حمایت میکنند، در حالی که تنها ۲۳.۷ درصد با آن مخالف هستند.
این اطلاع امروز ۲۰ جولای منتشر شد است، یعنی چند روز پس از آنکه ترامپ به طور یکجانبه جنگ علیه رژیم را از سر گرفت.
بنابراین، در حالی که نیروهای آمریکایی موشکها را بر سر غیرنظامیان شلیک می کنند، دولت آمریکا ادعا میکند که اکثریت مردم آمریکا در واقع طرفدار صلح هستند.
xxxx
این اطلاع امروز ۲۰ جولای منتشر شد است، یعنی چند روز پس از آنکه ترامپ به طور یکجانبه جنگ علیه رژیم را از سر گرفت.
بنابراین، در حالی که نیروهای آمریکایی موشکها را بر سر غیرنظامیان شلیک می کنند، دولت آمریکا ادعا میکند که اکثریت مردم آمریکا در واقع طرفدار صلح هستند.
xxxx
🔶 آمریکا "جنگندههای تازهای به خاورمیانه اعزام میکند"
شبکه خبری سیانان به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت، ایالات متحده قصد دارد جنگندههای اضافی از نوع "اف ۱۶" و "اف ۳۵" خود را از پایگاههایش در اروپا به همراه شماری هواپیماهای سوخترسان به منطقه اعزام کند.
یک منبع اسرائیلی نیز اعلام کرده، طی روزهای اخیر دهها فروند هواپیمای سوخترسان آمریکایی وارد اسرائیل شدهاند و فرایند اعزام آنها همچنان ادامه دارد.
به گفته این منبع، در جریان عملیات ماه مارس حدود ۹۴ هواپیمای سوخترسان در منطقه حضور داشتند که این تعداد به ۴۰ فروند کاهش یافته بود، اما از هفته گذشته روند آن دوباره صعودی شده است.
این تجهیزات و امکانات اضافی میتواند دست دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را برای انتخاب گزینههای مختلف در مواجهه با این درگیری رو به تصاعد بازتر کند.
باز نشر خیزش @khizesche
شبکه خبری سیانان به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت، ایالات متحده قصد دارد جنگندههای اضافی از نوع "اف ۱۶" و "اف ۳۵" خود را از پایگاههایش در اروپا به همراه شماری هواپیماهای سوخترسان به منطقه اعزام کند.
یک منبع اسرائیلی نیز اعلام کرده، طی روزهای اخیر دهها فروند هواپیمای سوخترسان آمریکایی وارد اسرائیل شدهاند و فرایند اعزام آنها همچنان ادامه دارد.
به گفته این منبع، در جریان عملیات ماه مارس حدود ۹۴ هواپیمای سوخترسان در منطقه حضور داشتند که این تعداد به ۴۰ فروند کاهش یافته بود، اما از هفته گذشته روند آن دوباره صعودی شده است.
این تجهیزات و امکانات اضافی میتواند دست دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را برای انتخاب گزینههای مختلف در مواجهه با این درگیری رو به تصاعد بازتر کند.
باز نشر خیزش @khizesche
🔶 فرانسه: بازداشت و آزار دو دیپلمات ما در ایران نمیتواند بیپیامد بماند
ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه روز دوشنبه ۲۹ تیر اعلام کرد که دو تن از کارکنان سفارت فرانسه در ایران، عصر روز گذشته از سوی سرویسهای امنیتی ایران هدف "اقدام ارعابآمیز فوقالعاده جدی" قرار گرفتهاند که "نقض آشکار مصونیتهای دیپلماتیک آنها محسوب میشود."
به گفته او، آنها "بدون هیچ دلیلی" برای "ساعاتی بازداشت و بازجویی شدهاند و "یکی از آنها نیز مورد بدرفتاری فیزیکی قرار گرفته" تا این که در نهایت توانستند به سفارت برگردند.
بارو اضافه کرد که آنها اکنون در امنیت هستند و انتظار میرود ظرف چند ساعت آینده به فرانسه بازگردند.
این دیپلمات ارشد فرانسه گفت: «این تعرض از آن جهت شوکهکنندهتر است که این دو کارمند، مسئولیت اجرای برنامههای ما در حمایت از جامعه مدنی، بهویژه هنرمندان و دانشمندان ایرانی را بر عهده دارند.»
وزیر خارجه فرانسه اعلام کرد، به عباس عراقچی، همتای ایرانی خود هشدار داده که این نقض"فوقالعاده جدی و غیرقابل قبول" مصونیت دیپلماتهای فرانسه نمیتواند "بدون پیامد باقی بماند."
باز نشر خیزش @khizesche
ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه روز دوشنبه ۲۹ تیر اعلام کرد که دو تن از کارکنان سفارت فرانسه در ایران، عصر روز گذشته از سوی سرویسهای امنیتی ایران هدف "اقدام ارعابآمیز فوقالعاده جدی" قرار گرفتهاند که "نقض آشکار مصونیتهای دیپلماتیک آنها محسوب میشود."
به گفته او، آنها "بدون هیچ دلیلی" برای "ساعاتی بازداشت و بازجویی شدهاند و "یکی از آنها نیز مورد بدرفتاری فیزیکی قرار گرفته" تا این که در نهایت توانستند به سفارت برگردند.
بارو اضافه کرد که آنها اکنون در امنیت هستند و انتظار میرود ظرف چند ساعت آینده به فرانسه بازگردند.
این دیپلمات ارشد فرانسه گفت: «این تعرض از آن جهت شوکهکنندهتر است که این دو کارمند، مسئولیت اجرای برنامههای ما در حمایت از جامعه مدنی، بهویژه هنرمندان و دانشمندان ایرانی را بر عهده دارند.»
وزیر خارجه فرانسه اعلام کرد، به عباس عراقچی، همتای ایرانی خود هشدار داده که این نقض"فوقالعاده جدی و غیرقابل قبول" مصونیت دیپلماتهای فرانسه نمیتواند "بدون پیامد باقی بماند."
باز نشر خیزش @khizesche
🍁🍂
🔻چرا باید از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران حمایت کرد؟
✍️ناصر زمانی/فرهنگی بازنشسته
حمایت از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، حمایت از یک تشکل صرف نیست؛ بلکه دفاع از حق تشکلیابی مستقل، آموزش عمومی باکیفیت و حق زندگی شایسته برای میلیونها انسان مزدبگیر است. معلمان در صف مقدم دفاع از آموزش رایگان، منزلت شغلی، امنیت معیشتی و حقوق اجتماعی قرار دارند و مطالبات آنان از مرزهای یک صنف فراتر رفته و به مطالبات بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده است.
معلمان بخشی جداییناپذیر از طبقه کارگر ایران هستند، زیرا مانند میلیونها مزدبگیر دیگر، مالک ابزار و منابع تولید ثروت نیستند و تنها راه تأمین زندگی آنان، فروش نیروی کار فکری و تخصصیشان در برابر دستمزد است. تفاوت میان کار فکری و کار یدی، تفاوتی در ماهیت کار است، نه در جایگاه اقتصادی و اجتماعی، به این معنا آنچه موقعیت مشترک معلمان، کارگران، پرستاران، کارگران خدمات عمومی و بسیاری از کارمندان مزدبگیر را شکل میدهد، وابستگی همگی آنان به دستمزدی است که هر روز قدرت خریدش کاهش مییابد.
فشار تورم، سقوط ارزش واقعی دستمزدها، گرانی مسکن، درمان و آموزش، ناامنی شغلی، گسترش قراردادهای موقت و کاهش خدمات رفاهی، همه این بخشها را با مشکلاتی مشترک مواجه کرده است. معلمان، پرستاران، بازنشستگان و کارگران، اگرچه در محیطهای کاری متفاوت فعالیت میکنند، اما با یک سیاست اقتصادی مشترک مواجهاند؛ سیاستی که هزینه بحرانهای اقتصادی را بر دوش مزدبگیران میگذارد و سهم آنان را از ثروتی که با کارشان تولید میشود، پیوسته کاهش میدهد.
بازنشستگان نیز از همین چرخه جدا نیستند. آنان نیروی کار دیروز جامعهاند که امروز با مستمریهایی بسیار پایینتر از هزینه واقعی زندگی روزگار میگذرانند. پرستاران نیز در شرایطی مشابه، با کمبود نیرو، اضافهکاری اجباری، فرسودگی شغلی و دستمزدهای ناکافی درگیر هستند. این واقعیتها نشان میدهد که ریشه مشکلات این بخشها مشترک است و راه حلهای پایدار نیز بدون همبستگی آنان دست یافتنی نخواهد بود.
از همین رو، پیوند مبارزات شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان با جنبش کارگری، تشکلهای بازنشستگان، پرستاران و دیگر مزدبگیران، یک انتخاب تاکتیکی یا اقدامی صرفن همدلانه نیست، بلکه ضرورتی عینی است. هنگامی که هر بخش به تنهایی مبارزه میکند، امکان فرسایش، انزوا و عقبراندن مطالبات آن بیشتر میشود. اما هنگامی که این مبارزات بر محور مطالبات مشترکی چون دستمزد عادلانه، امنیت شغلی، حق تشکلیابی، بیمه و تأمین اجتماعی، آموزش و درمان عمومی و مقابله با فقر و نابرابری به یکدیگر گره میخورند، ظرفیت اجتماعی بسیار بزرگتری برای دفاع از حقوق اکثریت جامعه شکل میگیرد.
شورای هماهنگی طی سالهای گذشته نشان داده است که مطالبات معلمان را از چهارچوب محدود صنفی فراتر برده و از آموزش رایگان، آزادی فعالان صنفی، عدالت آموزشی و کرامت انسانی دفاع کرده است. همین ویژگی، آن را به بخشی از جنبش گسترده مزدبگیران ایران تبدیل کرده است. دفاع از این شورا، دفاع از حق سازمانیابی مستقل، از همبستگی اجتماعی و از مبارزه مشترک همه کسانی است که زندگی خود را از راه کار و دریافت دستمزد تأمین میکنند.
در شرایطی که حق تشکلیابی مستقل کارگران، معلمان، پرستاران و دیگر مزدبگیران با محدودیتها و فشارهای گسترده مواجه است، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران به یکی از مهمترین تشکلهای مستقل و سراسری مزدبگیران کشور تبدیل شده است. اهمیت این شورا تنها به پیگیری مطالبات فرهنگیان محدود نمیشود، بلکه در آن است که طی سالهای گذشته تجربهای از سازمانیابی، همبستگی و دفاع جمعی از حقوق مزدبگیران را شکل داده و حفظ کرده است. هرگونه فشار و محدودیت علیه این شورا، تلاشی برای تضعیف ظرفیت سازمانیابی مستقل و همبستگی بخش بزرگی از جامعه است. از همین رو، حمایت از شورای هماهنگی تنها دفاع از حقوق معلمان نیست، بلکه دفاع از یکی از مهمترین سنگرهای سازمانیابی مستقل و مبارزه جمعی برای برابری، رفاه اجتماعی و حقوق همه مزدبگیران ایران است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، تقویت پیوند میان #معلمان #کارگران #پرستاران #بازنشستگان و دیگر مزدبگیران، ضرورتی عینی برای افزایش قدرت اجتماعی این جنبشهاست. این همبستگی نه بر پایه شباهت شغلی، بلکه بر پایه منافع و مطالبات مشترکی چون دستمزد متناسب با هزینههای زندگی، امنیت شغلی، حق تشکلیابی، تأمین اجتماعی، آموزش و درمان عمومی شکل میگیرد.
هر اندازه این پیوندها آگاهانهتر، گستردهتر و سازمانیافتهتر شوند، توان جامعه مزدبگیر برای دفاع از حقوق خود، پیشبرد مطالبات مشترک و تغییر توازن قوای اجتماعی به سود اکثریت مردم نیز افزایش خواهد یافت.
#همبستگی_اتحاد_چاره_ظلم_وبیداد
باز نشر
https://t.me/GEtehadbazneshastegan باز نشر خیزش @khizesche
🔻چرا باید از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران حمایت کرد؟
✍️ناصر زمانی/فرهنگی بازنشسته
حمایت از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، حمایت از یک تشکل صرف نیست؛ بلکه دفاع از حق تشکلیابی مستقل، آموزش عمومی باکیفیت و حق زندگی شایسته برای میلیونها انسان مزدبگیر است. معلمان در صف مقدم دفاع از آموزش رایگان، منزلت شغلی، امنیت معیشتی و حقوق اجتماعی قرار دارند و مطالبات آنان از مرزهای یک صنف فراتر رفته و به مطالبات بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده است.
معلمان بخشی جداییناپذیر از طبقه کارگر ایران هستند، زیرا مانند میلیونها مزدبگیر دیگر، مالک ابزار و منابع تولید ثروت نیستند و تنها راه تأمین زندگی آنان، فروش نیروی کار فکری و تخصصیشان در برابر دستمزد است. تفاوت میان کار فکری و کار یدی، تفاوتی در ماهیت کار است، نه در جایگاه اقتصادی و اجتماعی، به این معنا آنچه موقعیت مشترک معلمان، کارگران، پرستاران، کارگران خدمات عمومی و بسیاری از کارمندان مزدبگیر را شکل میدهد، وابستگی همگی آنان به دستمزدی است که هر روز قدرت خریدش کاهش مییابد.
فشار تورم، سقوط ارزش واقعی دستمزدها، گرانی مسکن، درمان و آموزش، ناامنی شغلی، گسترش قراردادهای موقت و کاهش خدمات رفاهی، همه این بخشها را با مشکلاتی مشترک مواجه کرده است. معلمان، پرستاران، بازنشستگان و کارگران، اگرچه در محیطهای کاری متفاوت فعالیت میکنند، اما با یک سیاست اقتصادی مشترک مواجهاند؛ سیاستی که هزینه بحرانهای اقتصادی را بر دوش مزدبگیران میگذارد و سهم آنان را از ثروتی که با کارشان تولید میشود، پیوسته کاهش میدهد.
بازنشستگان نیز از همین چرخه جدا نیستند. آنان نیروی کار دیروز جامعهاند که امروز با مستمریهایی بسیار پایینتر از هزینه واقعی زندگی روزگار میگذرانند. پرستاران نیز در شرایطی مشابه، با کمبود نیرو، اضافهکاری اجباری، فرسودگی شغلی و دستمزدهای ناکافی درگیر هستند. این واقعیتها نشان میدهد که ریشه مشکلات این بخشها مشترک است و راه حلهای پایدار نیز بدون همبستگی آنان دست یافتنی نخواهد بود.
از همین رو، پیوند مبارزات شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان با جنبش کارگری، تشکلهای بازنشستگان، پرستاران و دیگر مزدبگیران، یک انتخاب تاکتیکی یا اقدامی صرفن همدلانه نیست، بلکه ضرورتی عینی است. هنگامی که هر بخش به تنهایی مبارزه میکند، امکان فرسایش، انزوا و عقبراندن مطالبات آن بیشتر میشود. اما هنگامی که این مبارزات بر محور مطالبات مشترکی چون دستمزد عادلانه، امنیت شغلی، حق تشکلیابی، بیمه و تأمین اجتماعی، آموزش و درمان عمومی و مقابله با فقر و نابرابری به یکدیگر گره میخورند، ظرفیت اجتماعی بسیار بزرگتری برای دفاع از حقوق اکثریت جامعه شکل میگیرد.
شورای هماهنگی طی سالهای گذشته نشان داده است که مطالبات معلمان را از چهارچوب محدود صنفی فراتر برده و از آموزش رایگان، آزادی فعالان صنفی، عدالت آموزشی و کرامت انسانی دفاع کرده است. همین ویژگی، آن را به بخشی از جنبش گسترده مزدبگیران ایران تبدیل کرده است. دفاع از این شورا، دفاع از حق سازمانیابی مستقل، از همبستگی اجتماعی و از مبارزه مشترک همه کسانی است که زندگی خود را از راه کار و دریافت دستمزد تأمین میکنند.
در شرایطی که حق تشکلیابی مستقل کارگران، معلمان، پرستاران و دیگر مزدبگیران با محدودیتها و فشارهای گسترده مواجه است، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران به یکی از مهمترین تشکلهای مستقل و سراسری مزدبگیران کشور تبدیل شده است. اهمیت این شورا تنها به پیگیری مطالبات فرهنگیان محدود نمیشود، بلکه در آن است که طی سالهای گذشته تجربهای از سازمانیابی، همبستگی و دفاع جمعی از حقوق مزدبگیران را شکل داده و حفظ کرده است. هرگونه فشار و محدودیت علیه این شورا، تلاشی برای تضعیف ظرفیت سازمانیابی مستقل و همبستگی بخش بزرگی از جامعه است. از همین رو، حمایت از شورای هماهنگی تنها دفاع از حقوق معلمان نیست، بلکه دفاع از یکی از مهمترین سنگرهای سازمانیابی مستقل و مبارزه جمعی برای برابری، رفاه اجتماعی و حقوق همه مزدبگیران ایران است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، تقویت پیوند میان #معلمان #کارگران #پرستاران #بازنشستگان و دیگر مزدبگیران، ضرورتی عینی برای افزایش قدرت اجتماعی این جنبشهاست. این همبستگی نه بر پایه شباهت شغلی، بلکه بر پایه منافع و مطالبات مشترکی چون دستمزد متناسب با هزینههای زندگی، امنیت شغلی، حق تشکلیابی، تأمین اجتماعی، آموزش و درمان عمومی شکل میگیرد.
هر اندازه این پیوندها آگاهانهتر، گستردهتر و سازمانیافتهتر شوند، توان جامعه مزدبگیر برای دفاع از حقوق خود، پیشبرد مطالبات مشترک و تغییر توازن قوای اجتماعی به سود اکثریت مردم نیز افزایش خواهد یافت.
#همبستگی_اتحاد_چاره_ظلم_وبیداد
باز نشر
https://t.me/GEtehadbazneshastegan باز نشر خیزش @khizesche
Telegram
گروه اتحاد بازنشستگان
کانال " گروه اتحاد بازنشستگان " منعکس کننده خواست های برحق تمام بازنشستگان ایران و سایر مزد بگیران زحمتکش می باشد و برای تحقق این مهم نیازمند مشارکت هم سرنوشتان خود هستیم.
💠 #خبر
🔺رئيسکل بانک مرکزی به رسانهها گفته درآمد سرانه ایرانیان ظرف ۱۳سال نصف شده است.
درآمد سرانه مردم یک کشور، میانگین درآمد هر فرد، در یک کشور، در یک سال را نشان میدهد و کاربردهای آن،
۱. سنجش رفاه مردم کشورهای گوناگون با هم دیگر است و
۲. بررسی این مهم که آیا ثروت یک کشور، متناسب با جمعیتش رشد کرده یا نه.
البته شاخص درآمد سرانه نشان نمیدهد که مثلا بخشهای محروم و فقیر جامعه چه اندازه درآمدشان با ثروتمندان جامعه تفاوت دارد و مثلا در این ۱۳سال مورد اشاره، کدام بخش جامعه بیشتر درآمدش را از دست داده است.
#روزآروز
🔹🔹🔹
🆔 @KSMtehran
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
باز نشر خیزش @khizesche
🔺رئيسکل بانک مرکزی به رسانهها گفته درآمد سرانه ایرانیان ظرف ۱۳سال نصف شده است.
درآمد سرانه مردم یک کشور، میانگین درآمد هر فرد، در یک کشور، در یک سال را نشان میدهد و کاربردهای آن،
۱. سنجش رفاه مردم کشورهای گوناگون با هم دیگر است و
۲. بررسی این مهم که آیا ثروت یک کشور، متناسب با جمعیتش رشد کرده یا نه.
البته شاخص درآمد سرانه نشان نمیدهد که مثلا بخشهای محروم و فقیر جامعه چه اندازه درآمدشان با ثروتمندان جامعه تفاوت دارد و مثلا در این ۱۳سال مورد اشاره، کدام بخش جامعه بیشتر درآمدش را از دست داده است.
#روزآروز
🔹🔹🔹
🆔 @KSMtehran
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
باز نشر خیزش @khizesche
اعلام حفرههای امنیتی؛ نشانه عمومیشدن درگیری دو جناح در ساختار قدرت رژیم دینی ایران
هرچند از همان لحظه کشتهشدن اسماعیل هنیه و متعاقب آن، کشتار سران سپاه در خانه، محل کار و حتی در خیابان، در جنگ دوازدهروزه، بهخوبی وجود حفرههای امنیتی در بالاترین بخشهای حکومتی و اطلاعاتی را نشان میداد، اما اعلام آن به شکل آشکاری که عباس عراقچی در مصاحبه خود مطرح نمود صرفاً بیان اطلاعاتی از پیش دانستهشده نیست، بلکه نشانه ورود درگیریهای درونی رژیم به مرحلهای تازه است.
عراقچی در مصاحبهاش میگوید: "شورای راهبردی روابط خارجی جلسه داشت که در جایی غیر از محل همیشگی برگزار شد و معلوم نیست چرا آن روز به بیت رهبری منتقل شده بود."
او اضافه میکند: "از آن بدتر، جلسهای بود که علی شمخانی با شماری از فرماندهان نظامی گذاشته بود."
علی شمخانی و افراد حاضر در آن جلسه، در همان روز و در بمباران بیت رهبری کشته شدند. عراقچی فاش میکند که: "جلسه آقای شمخانی در بیت و دفاتر آقای شیرازی و آقای حجازی و رهبر شهید، هدف بودند و سریعاً مورد حمله قرار گرفتند. در آن لحظه، حضرت آقا در دفترشان حضور داشتند و اطلاعداشتن دشمن از برگزاری این جلسات، نشانه وجود حفرههای امنیتی است."
عراقچی از وجود یک حفره صحبت نمیکند. او شکل جمع بهکار میبرد و از "حفرههای امنیتی" نام میبرد.
پرسش این است که چرا پس از برهمزدن تفاهمنامه توسط سپاه و کاسبکاران جنگطلب رانتخوار، وزیر امور خارجه که در بخش تعاملگرایان درون رژیم است، در هشتمین روز شعلهورشدن جنگ بین آمریکا و ایران، باید این مطالب را عمومی سازد؟
همانطور که در نوشتار پیشین مطرح شد، جنگ قدرت بین دو جناح جنگ طلب و تعاملگرا برای تثبیت ، وارد فاز تازهای گشته است. با شروع جنگ و برهمزدن تفاهمنامه، جنگطلبان ظاهراً دست بالا را پیدا کردند. آنها با عنوانکردن شرایط جنگی، خواستند نهتنها موضوع مذاکره را کاملاً به محاق ببرند، بلکه با عَلَمکردن خونخواهی، هرگونه امکان آن را تا زمانی که خود را بهطور کامل تثبیت نکردهاند، غیرممکن سازند.
بیانات عراقچی را باید ضدحمله حساب نمود. امروزه، جنگطلبان داخلی، جنگطلبان آمریکایی که همه هوادار سرسخت اسرائیل میباشند، همراه با دولت ماورای راست و افراطی اسرائیل، درست کنار هم قرار گرفته و همسو عمل میکنند.
در بخش داخلی، همان کسانی که در رأس آن حفرههای امنیتی هستند، بخشی از جبهه همسو اما نانوشته مثلث جنگطلبان آمریکایی و دولت افراطی اسرائیل هستند؛ البته همراه با کاسبکاران رانتخوار و بخش سرمایهداری تجاری هوادار تحریم و تشنج. همان نیروهایی که مسئولیت حفظ امنیت ساختار قدرت را بر عهده دارند و در عین حال متهم به ایجاد یا پنهانکردن این حفرهها هستند.
(نادر هژبری) باز نشر خیزش @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4804
20 ژوئیه 2026
هرچند از همان لحظه کشتهشدن اسماعیل هنیه و متعاقب آن، کشتار سران سپاه در خانه، محل کار و حتی در خیابان، در جنگ دوازدهروزه، بهخوبی وجود حفرههای امنیتی در بالاترین بخشهای حکومتی و اطلاعاتی را نشان میداد، اما اعلام آن به شکل آشکاری که عباس عراقچی در مصاحبه خود مطرح نمود صرفاً بیان اطلاعاتی از پیش دانستهشده نیست، بلکه نشانه ورود درگیریهای درونی رژیم به مرحلهای تازه است.
عراقچی در مصاحبهاش میگوید: "شورای راهبردی روابط خارجی جلسه داشت که در جایی غیر از محل همیشگی برگزار شد و معلوم نیست چرا آن روز به بیت رهبری منتقل شده بود."
او اضافه میکند: "از آن بدتر، جلسهای بود که علی شمخانی با شماری از فرماندهان نظامی گذاشته بود."
علی شمخانی و افراد حاضر در آن جلسه، در همان روز و در بمباران بیت رهبری کشته شدند. عراقچی فاش میکند که: "جلسه آقای شمخانی در بیت و دفاتر آقای شیرازی و آقای حجازی و رهبر شهید، هدف بودند و سریعاً مورد حمله قرار گرفتند. در آن لحظه، حضرت آقا در دفترشان حضور داشتند و اطلاعداشتن دشمن از برگزاری این جلسات، نشانه وجود حفرههای امنیتی است."
عراقچی از وجود یک حفره صحبت نمیکند. او شکل جمع بهکار میبرد و از "حفرههای امنیتی" نام میبرد.
پرسش این است که چرا پس از برهمزدن تفاهمنامه توسط سپاه و کاسبکاران جنگطلب رانتخوار، وزیر امور خارجه که در بخش تعاملگرایان درون رژیم است، در هشتمین روز شعلهورشدن جنگ بین آمریکا و ایران، باید این مطالب را عمومی سازد؟
همانطور که در نوشتار پیشین مطرح شد، جنگ قدرت بین دو جناح جنگ طلب و تعاملگرا برای تثبیت ، وارد فاز تازهای گشته است. با شروع جنگ و برهمزدن تفاهمنامه، جنگطلبان ظاهراً دست بالا را پیدا کردند. آنها با عنوانکردن شرایط جنگی، خواستند نهتنها موضوع مذاکره را کاملاً به محاق ببرند، بلکه با عَلَمکردن خونخواهی، هرگونه امکان آن را تا زمانی که خود را بهطور کامل تثبیت نکردهاند، غیرممکن سازند.
بیانات عراقچی را باید ضدحمله حساب نمود. امروزه، جنگطلبان داخلی، جنگطلبان آمریکایی که همه هوادار سرسخت اسرائیل میباشند، همراه با دولت ماورای راست و افراطی اسرائیل، درست کنار هم قرار گرفته و همسو عمل میکنند.
در بخش داخلی، همان کسانی که در رأس آن حفرههای امنیتی هستند، بخشی از جبهه همسو اما نانوشته مثلث جنگطلبان آمریکایی و دولت افراطی اسرائیل هستند؛ البته همراه با کاسبکاران رانتخوار و بخش سرمایهداری تجاری هوادار تحریم و تشنج. همان نیروهایی که مسئولیت حفظ امنیت ساختار قدرت را بر عهده دارند و در عین حال متهم به ایجاد یا پنهانکردن این حفرهها هستند.
(نادر هژبری) باز نشر خیزش @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4804
20 ژوئیه 2026
Telegram
نگارستان خیزش
🔴«حفره امنیتی» مورد اشاره عراقچی در مصاحبه اش در باره کشته شدن خامنه ای، از نظر اصلاح طلبان در این عکس بازنمایی شده است اردوی کار باز نشر خیزش @khizesche
🔶معاون عراقچی: کوچکنمایی اهمیت رفع تحریمها از خطرات جدی است
حمید قنبری، معاون عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران کوچکنمایی اهمیت رفع تحریمها را از "خطرات جدی" خواند.
به گزارش اقتصادنیوز، او در همایش "چشمانداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵" در روز دوشنبه ۲۹ تیرماه خطر جدی دیگر را "اشتباه گرفتن راهکارهای کوتاهمدت با راهحلهای بلندمدت" نامید و افزود: «اگر تفاهم حاصل نشود و رفع تحریمها اتفاق نیفتد، شاید بتوان زنده ماند، اما زندگی کردن موضوع دیگری است.»
این معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت خارحه ایران ادامه داد: «در شرایط تحریم نمیتوان رشد اقتصادی مستمر، ایجاد کارخانههای جدید و تأمین نیازهای صنایع را انتظار داشت.»
حمید قنبری با تأکید بر اهمیت روابط بانکی فعال با سایر کشورها و اشاره به گزارش یکی از دیپلماتهای جوان اعزامی به یکی از شرکای اصلی تجاری ایران گفت: «این دیپلمات پس از گفتوگو با فعالان اقتصادی ایرانی مقیم آن کشور گزارش داد، تا زمانی که ایران رابطه بانکی و شبکه بانکی فعال در آن کشور نداشته باشد، نام ایران در بازار آن کشور به تدریج فراموش خواهد شد.»
باز نشر خیزش @khizesche
حمید قنبری، معاون عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران کوچکنمایی اهمیت رفع تحریمها را از "خطرات جدی" خواند.
به گزارش اقتصادنیوز، او در همایش "چشمانداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵" در روز دوشنبه ۲۹ تیرماه خطر جدی دیگر را "اشتباه گرفتن راهکارهای کوتاهمدت با راهحلهای بلندمدت" نامید و افزود: «اگر تفاهم حاصل نشود و رفع تحریمها اتفاق نیفتد، شاید بتوان زنده ماند، اما زندگی کردن موضوع دیگری است.»
این معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت خارحه ایران ادامه داد: «در شرایط تحریم نمیتوان رشد اقتصادی مستمر، ایجاد کارخانههای جدید و تأمین نیازهای صنایع را انتظار داشت.»
حمید قنبری با تأکید بر اهمیت روابط بانکی فعال با سایر کشورها و اشاره به گزارش یکی از دیپلماتهای جوان اعزامی به یکی از شرکای اصلی تجاری ایران گفت: «این دیپلمات پس از گفتوگو با فعالان اقتصادی ایرانی مقیم آن کشور گزارش داد، تا زمانی که ایران رابطه بانکی و شبکه بانکی فعال در آن کشور نداشته باشد، نام ایران در بازار آن کشور به تدریج فراموش خواهد شد.»
باز نشر خیزش @khizesche