خیزش
567 subscribers
31.9K photos
16.4K videos
944 files
27.9K links
به کانال خیزش بپیوندید، و با ارسال پیامهای آن ما را یاری نمایید. آدرس تماس و ارسال مطالب، عکس و ویدئو بر ای درج در خیزش به امید فردای روشن @khizesh
Download Telegram
🔶گفت‌وگوی پاکستان و کویت درباره "گسترش پیمان دفاعی"

پنج منبع آگاه از روند مذاکرات میان پاکستان و کویت گفته‌اند که دو کشور در حال گفت‌وگو بر سر گسترش یک پیمان دفاعی هستند؛ توافقی که اسلام‌آباد در مقابل آن، خواهان همکاری در حوزه انرژی و سرمایه‌گذاری از سوی کویت است.

همه این منابع روز جمعه ۱۷ ژوئیه (۲۶ تیر) به خبرگزاری رویترز گفتند که مذاکرات هنوز در مراحل اولیه قرار دارد و یکی از آنها افزود که تشدید تنش‌ها میان ایالات متحده و ایران همچنان می‌تواند این گفت‌وگوها را با پیچیدگی‌هایی روبه‌رو کند.

رویترز روز پنجشنبه گزارش داده بود که در اسلام‌آباد نگرانی‌های فزاینده‌ای وجود دارد مبنی بر اینکه پیمان دفاع مشترک پاکستان با عربستان سعودی، که سال گذشته امضا شد، این کشور را به جنگ میان آمریکا و ایران بکشاند.
@khizesche. باز نشر خیزش
▪️اعلامیه قوام؛ «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» در آستانه قیام سی تیر ۱۳۳۱، احمد قوام، نخست‌وزیر تازه منصوب‌شده پس از استعفای محمد مصدق، اعلامیه‌ای تند منتشر کرد؛ اعلامیه‌ای که با عبارت معروف «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» در تاریخ سیاسی ایران ماندگار شد. قوام در این اعلامیه کوشید با زبان اقتدار، تهدید و نظم، جامعه‌ای را که در میانه نهضت ملی شدن نفت و بحران سیاسی قرار داشت، به عقب‌نشینی وادارد.

استعفای مصدق پس از اختلاف با شاه برسر اختیار وزارت جنگ و کنترل ارتش رخ داده بود. شاه با نپذیرفتن خواست او، قوام را به نخست‌وزیری رساند. اما قوام، برخلاف محاسبه دربار، با جامعه‌ای روبه‌رو شد که دیگر حاضر نبود سرنوشت دولت ملی و جنبش نفت را تنها در کاخ و دربار تعیین‌شده ببیند. اعلامیه او، به جای آرام کردن اوضاع، خشم نیروهای ملی، مذهبی، بازار، کارگران، دانشجویان و بخش‌های وسیعی از مردم را تشدید کرد.

۲۷ تیر ۱۳۳۱ یکی از لحظه‌های تعیین‌کننده پیش از قیام ۳۰ تیر است. این روز نشان داد که مشروعیت سیاسی در دوره نهضت ملی، دیگر فقط از فرمان شاه یا رأی پشت‌پرده مجلس نمی‌آمد؛ خیابان، مردم و افکار عمومی به نیرویی تعیین‌کننده بدل شده بودند. در ۳۰ تیر ۱۳۳۱، گروهی از مردم در تهران و برخی شهرهای ایران، به خیابان‌ها آمدند و خواستار کناره‌گیری احمد قوام از نخست‌وزیری و بازگشت محمدمصدق به مقام نخست‌وزیری شدند. در ۲۵ تیر ۱۳۳۱ محمد مصدق به علت اختلاف با محمدرضاشاه پهلوی، بر سر تصدی وزارت جنگ از سمت نخست‌وزیری استعفا کرده بود. تعدادی از طرفداران مصدق در درگیری با نیروهای شهربانی، در روز ۳۰ تیر کشته شدند. تعداد دقیق کشته‌ها اعلام نشده اما گروهی نزدیک به 25 نفر از آنان در گورستان ابن‌بابویه تهران دفن شده‌اند.
مصدق با طرح ملی کردن نفت همراهی و همگرائی وسیعی را بین همۀ نیروهای دموکرات و مردم ایجاد کرد، وتوانست رهبری جبهۀ ملی را بر جنبش تثبیت نماید. تا آنجا که با ملی شدن نفت، ظرفیت جنبش را آنچنان بالا برد که درخیزش 30 تیر1331 شاه را به عقب نشینی واداشت. متاًسفانه ترکیب به غایت ناهمگون جبهۀ ملی و جدائی و نزدیکی عناصر مهمی از آن به دربار و ارتجاع، از جمله مظفر بقائی و حزب زحمتکشان ملت ایران و حسن آیت (که درکودتای28 مرداد 1332 نیز دست داشتند) و عقب گرد و خیانت آیت الله کاشانی و بخش مهمی از نیروهای مذهبی (از جمله فدائیان اسلام) و مقابله شان با مصدق و نزدیکی آنها با شاه، جنبش ملی را تضعیف کرد. بدین ترتیب پیروزی و پیشرفتی که در 30 تیر نصیب ابتکار و خیزش توده ای شده بود، در 28 مرداد 1332 با بی عملی و تردیدهای جبهۀ ملی و شخص مصدق (علیرغم امکانات و اطلاعاتی که داشت)، و سر درگمی و بی عملی نیروهای طرفدار حزب توده ، توسط کودتا به شکست رسید.
https://t.me/negarestankhizesche023/4792
@khizesche
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌟 گذار و گذری بر #خاوران 🌺

هنوز ای وارث خون شقایق
تقاص عشقتو پس میدی، عاشق!

🔵 شعر« فرزند مصلوب»

🖌 اثر: سالواتوره کوازیمودو
۲۰ اوت ۱۹۰۱ ـ ۱۴ ژوئن ۱۹۶۸
نویسنده، شاعر و منتقد ادبی ایتالیایی

«و ما چگونه توان سرودن داشتیم
با دلی که پای بیگانه در آن بود
و مردگانی که در میدان‌ها
بر علف‌های خشکیده از یخ
رها شده بودند
با ناله‌ی کودکان...»
@khizesche
📚🖌🎶
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی بازنشستگان تأمین اجتماعی شوش؛ اعتراض به گرانی، تورم و شرایط معیشتی
جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی شوش روز یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ با برگزاری تجمع اعتراضی، کردند.
این تجمع در حالی برگزار شد که به گفته حاضران، دمای هوای خوزستان از ۵۰ درجه سانتی‌گراد فراتر رفته بود و بازنشستگان با حضور در خیابان، نسبت به وضعیت اقتصادی، افزایش هزینه‌های زندگی و پایین بودن مستمری‌ها اعتراض کردند.

ظلم و ستم کافیه، سفره ما خالیه
جنگ افروزی کافیه، سفره ما خالیه
تورم، گرانی، نه به جنگ و ویرانی
تجمع اعتراض حق مسلم ماست
حسین حسین شعارشون،  دروغ و دزدی کارشون
دولت حیا کن، سازمان را رها کن
هزینه ها دلار یه، حقوق ما ریالیه
مدعی عدالت تا کی دروغ به ملت
یخچال بازنشسته خالی تر از گذشته

https://t.me/khizesche
جنگ را متوقف کنید!

...حملات تازه در حوالی سیریک (هرمزگان) و شادگان (خوزستان) گزارش شده، اما جزئیات خسارات و تلفات هنوز روشن نیست.
تمرکز حملات آمریکا همچنان بر مناطق جنوبی ایران، به ویژه هرمزگان، خوزستان و سواحل مرتبط با تنگه هرمز است.
در حملات روزهای گذشته، پل‌ها، راه‌آهن، تأسیسات برق و زیرساخت‌های حمل‌ونقل آسیب دیده‌اند.
وزارت بهداشت ایران اعلام کرده از آغاز موج جدید حملات، دست‌کم ۵۰ نفر کشته و بیش از ۵۰۰ نفر زخمی شده‌اند.
ایران نیز حملات موشکی و پهپادی به اهداف مرتبط با آمریکا در اردن، کویت و بحرین را ادامه داده است.

حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی، از جمله برق، پل‌ها و تأسیسات انرژی، خطر تشدید بحران انسانی و گسترش جنگ را افزایش داده است.
اتحادیه اروپا و کشورهای خلیج فارس خواستار توقف حملات، حفظ امنیت کشتیرانی و باز ماندن تنگه هرمز شده‌اند.
در مجموع، درگیری‌ها وارد مرحله‌ای شده که علاوه بر اهداف نظامی، زیرساخت‌های حیاتی ایران هدف قرار می‌گیرند و چشم‌انداز دیپلماسی بیش از پیش تضعیف شده است.
#نه_به_جنگ_ویرانی_کشتار_سرکوب
#ننگ_و_نفرت_بر_جنگ_افروزان_و_جنگ_طلبان
بازنشر
https://t.me/khizesche
خیزش
Photo
🟥 تشکل‌یابی کارگری-توده‌ای در شرایط اختناق سیاسی
⁨ ⁨نیما مهاجر⁩
پنجشنبه ۳ آذر ۱۴۰۱
برای بررسی موضوع تشکل‌یابی در شرایط سرکوب و خفقان به دو بخش «قانون‌گرایی و علنی‌کاری» و «کار علنی و ضرورت مخفی‌کاری» می‌پردازیم.بخش اول: قانون‌گرایی و علنی‌کاری منطقی‌ترین گام برای شروع مبارزه در یک توازن قوای نامناسب (در شرایطی که خیزش‌های کارگری-توده‌ای در جریان نباشد) مبارزات قانونی است، به این اعتبار مبارزه‌ی قانونی یکی از اشکال معتبر و مؤثر جدال در موقعیت‌های مشخص می‌باشد. اما قانون گرایی معرف گرایشی است که قانون را به مثابه‌ی چهارچوب و مرزهای تخطی ناپذیری به مانعی بر سر راه اعتلای مبارزات طبقه‌ی کارگر تبدیل می‌کند. بدون شک لازم است قانون را به عنوان یکی از فاکتورهای مهم در مبارزه و موازنه‌ی قدرت لحاظ کرد اما انحراف زمانی به‌وجود می‌آید که به قانونی که در یک توازن قوای مشخص و غالبا به سود طبقه‌ی حاکم تصویب شده است حقانیت یا رسمیتی همیشگی و بی‌بروبرگرد ببخشیم. پیامد چنین رویکردی این است که قوه‌ی قهریه تطهیر می‌شود و کل گناه سرکوب اعتراضات برحق توده‌های زحمتکش -بدون آنکه بیان مشخصی از وضعیت توازن قوا به میان آید- به حساب عبور کفرآمیز از ساحت مقدس قانون نوشته می‌شود. این در حالی است که هدف نهایی کارگران از دامن زدن به یک مبارزه‌ی قانونی تقویت توازن قوای طبقاتی و نهایتا عبور از قانون و کل ساز و کارهای طبقه‌ی حاکم است. در غیر اینصورت مبارزه‌ی کارگران در محدوده‌ی رفورمیسم، سندیکالیسم و صنفی گرایی محبوس می‌ماند. چنین دیدگاهی از سوی دیگر با نادیده گرفتن وضعیت سیاسی-دمکراتیک جامعه و موانع جدی‌ای همچون دیکتاتوری و استبداد حاکم بر کشور، به ورطه‌ی علنی گرایی در می‌غلطد. هر گونه سازماندهی مخفی و نیمه‌مخفی کارگران تحت عنوان صنفی و قانونی بودن مبارزه مغفول می‌ماند، در نتیجه به تضعیف توازن قوای کارگران و حفظ نظم موجود توسط حاکمان یاری خواهد رساند. بورژوازی و استبداد حاکم بر جامعه به آسانی عناصر پیشرو را شناسایی می‌کنند و با سرکوب سخت و سازمان‌یافته‌ از رشد آگاهی و سازمان در صفوف پرولتاریا جلوگیری می‌کنند. در حقیقت دامن زدن به توهمات قانون گرایی و علنی کاری خود یکی از مظاهر سرکوب ذهنی کارگران و مبارزات این طبقه است.در چنین وضعیتی ما با رشد مارکسیسم‌های قانونی، تشکل‌ها و فعالین کارگری وابسته به جناح‌های مختلف بورژوازی، نفوذی‌ها و پرووکاتور‌های رنگارنگ، فرقه‌هایی از فعالین مستقل پر هیاهو اما کم اثر، حرکت‌های خودانگیخته‌ی فاقد سازمان و رهبری و در یک کلام شکست‌های مخرب و پی در پی در جنبش کارگری روبرو خواهیم بود. دستاورد ناچیز و متزلزل و هزینه‌های فراوان قانون‌گرایی و علنی‌کاری ناروا بودن این خط سیاسی را نشان می‌دهد. هر حرکت اعتراضی قبل از آنکه به سطحی از توازن قوا دست یافته باشد، نمی تواند نمایندگانش را به جامعه معرفی کند. در ثانی حتی پس از آنکه بنا به ضرورت مبارزه و با اتکا به توازن قوای مشخص نمایندگانی برای پیگیری مطالبات تعیین و معرفی شدند، باز لازم نیست تمام عناصر سازمانده را در صحنه ی عمومی نشان داد. لازم است همواره بخشی از عناصر سازمانده برای دوران رکود و عقب نشینی و ضرورت سازماندهی دوباره، مخفی بمانند. طبیعتا شکلی از فعالیت که حقانیت توده‌ای داشته باشد و برای توده‌ها قابل دفاع باشد، پتانسیل آن را دارد که توده‌گیر شود. واضح و مبرهن است که چنین فعالیتی به طور قطع در زمره‌ی «کار علنی» قرار می‌گیرد. اما اصول و قواعد «کارهای مخفی» اقتضا می‌کند که سازماندهی عناصر پیشرو در چهارچوب تیم‌های مجزا و مخفی ۳ الی ۵ نفره صورت پذیرد.بخش دوم: کار علنی و ضرورت مخفی‌کاریسازماندهی و ایجاد تشکل در جوامع استبدادی و شرایط اختناق سیاسی یک هنر است. چیزی که باید مورد توجه قرار گیرد تفاوت دو مفهوم «مخفی کاری» و «کار مخفی»، همچنین دو مفهوم «علنی کاری» و «کار علنی» با یکدیگر است. اگر بخواهیم این مفاهیم را از یکدیگر متمایز کنیم شاید ذکر مثالی یاری دهنده باشد. کارگران یک کارخانه را در نظر بگیریم که چندین ماه است حقوقشان به تعویق افتاده است. طبیعتاً در میان این کارگران بخش‌های پیشتازی وجود دارد که به فکر سازمان دادن اعتصاب هستند. عناصر سازمانده و بخش پیشرو کم کم با یکدیگر ارتباط می‌گیرند و در مورد ضرورت و زمان مناسب اعتصاب با هم مشورت می‌کنند. به عبارتی کارگران پیشرو یک کمیته‌ی اعتصاب تشکیل می‌دهند. پس از آنکه کمیته‌ی اعتصاب در مورد ضرورت و زمان مناسب اعتصاب به نتیجه رسید، اکنون با دیگر کارگران ارتباط می‌گیرد و سعی می‌کند آن‌ها را اقناع کند که به اعتصاب بپیوندند.
خیزش
Photo
به عبارتی روند ذهنیت سازی و سازماندهی اعتصاب را در میان بدنه‌ی کارگری آغاز می‌کنند.حال بیایید ببینیم که در یک جامعه‌ی استبدادی همچون ایران -یا حتی در دیگر جوامع بورژوازی- فعالیت‌ها فوق را چگونه باید پیش برد: مخفی یا علنی؟ کارگران باید کارشان را «علنی» به سرانجام برسانند یا «مخفی»؟ اصلا رعایت اصول «مخفی کاری» و آنچه که به عنوان یک انحراف نام می‌بریم -یعنی انحراف «علنی کاری»- در این مثال چه جایگاهی دارند. بدیهی است که اعتصاب یک شیوه‌ی اعتراض «علنی» است و کارگران نمی‌توانند «دزدکی» و «مخفیانه» دست از کار بکشند و مثلا اعتصاب کند. اعتصاب در شرایطی که کارگران مطالبات مشخص و روشنی دارند یک اعتراض برحق است و از اعتبار و حقانیت لازم در صفوف کارگران کارخانه برخوردار است. یعنی اعتصاب را می‌توان و باید به شکل «علنی» برگزار کرد. اما آیا این بدان معنا است که پروسه‌ی سازماندهی، شکل‌گیری و همه‌ی مراحل اعتصاب «علنی» انجام می‌گیرد؟ جواب به طور قطع خیر است.ضروری است که «کمیته‌ی اعتصاب» همواره از دید حراست و نیروهای امنیتی کارخانه «مخفی» بماند و در حقیقت به معنای واقعی کلمه همچون «کمیته‌ی مخفی کارخانه» عمل کند. وظیفه‌ی کمیته‌ی مخفی کارخانه در دوره‌های رکود مبارزه‌ی توده‌ی کارگران، تبلیغ و ترویج صبورانه در جهت بالا بردن توانایی و آمادگی سازماندهی در میان اعضای کمیته‌ی مخفی و رشد سطح آگاهی طبقاتی در صفوف توده‌ی کارگران کارخانه است. این امر مستلزم بکار بردن ابتکارات و روش‌های تبلیغ و ترویج «مخفی» و «نیمه مخفی» است. وظیفه‌ی بعدی کارگران پیشرو یا کمیته‌ی مخفی کارخانه تشخیص شکل و زمان مناسب اعتراض و اعتصاب کارگری است. و نهایتا این کمیته رسالت دارد که بستر دخالت مستقیم بدنه‌ی کارگری در اعتراض و اعتصاب را به صورت «مخفی» فراهم کند. همه‌ی این مراحل -تشکیل کمیته‌ی اعتصاب، سازماندهی اعتصاب و اقناع دیگر کارگران در پیوستن به اعتصاب- به صورت «مخفی» یا «نیمه مخفی» انجام می‌شود تا نهایتا اعتصاب همچون یک شیوه‌ی مبارزه‌ی «علنی» شکل بگیرد.همانطور که ذکر شد اشکال مختلفی از مبارزه‌ی طبقاتی مانند اعتصاب، تجمع، بست نشینی، اعتراض خیابانی و... در زمره‌ی «کار علنی» قرار می‌گیرند و اشکال دیگری از جمله پخش شب نامه، آکسیون‌های حزبی، حرکت‌های مسلحانه و... در زمره‌ی «کار مخفی» هستند. در حقیقت گسترش مبارزه‌ی طبقاتی مستلزم تقویت مبارزات علنی در صفوف کارگران و زحمتکشان است. اما برای سازماندهی و به پیروزی رساندن «کار علنی» نیز علی‌رغم علنی بودن شکل نهایی مبارزه لازم است از اصول «کار مخفی» و فعالیت‌های «نیمه مخفی» پیروی کرد. تا زمانی که «توازن قوا» و «آمادگی‌های لازم» برای به سرانجام رساندن شکلی از اعتراض علنی به وجود نیامده است، لازم است اصول «مخفی کاری» را به کار برده و از «علنی کاری» فاصله گرفت. در صورتی که کمیته‌ی اعتصاب از همان آغاز همچون یک «تشکل علنی» پا به میدان بگذارد بلافاصله با مشت آهنین سرکوب روبرو می‌شود و عناصر سازمانده پس از شناسایی توسط حراست و نیروهای امنیتی تحت تعقیب و فشار قرار می‌گیرند. طبیعتاً قدرت مانور و تأثیرگذاری کمیته‌ی اعتصاب علنی به شدت پایین می‌آید. از طرفی اگر روند سازماندهی اعتصاب، ارتباط با بدنه‌ی کارگری و اقناع کارگران برای پیوستن به اعتصاب به صورت «علنی» و پیش چشم مدیران و حراست کارخانه صورت گیرد، تمام تلاش‌ها بلافاصله توسط نیروهای امنیتی در نطفه خفه می‌شود و ضمن تحمیل هزینه‌هایی به پیشروان کارگری -از جمله اخراج، توبیخ، جریمه، کنترل و...- اعتصاب را به شکست می‌کشاند.به نظر می‌رسد در این مثال اهمیت «مخفی کاری» و انحرافی بودن «علنی کاری»، جایگاه واقعی «کار مخفی» و «کار علنی»، همچنین تفاوت هر کدام از این مفاهیم با یکدیگر قدری روشن شده باشد. این مثال را می‌توان به دیگر اشکال سازماندهی اعتراضات و تشکل‌های توده‌ای-طبقاتی (تشکل‌های محله‌محور، زنان، دانش‌آموزان، والدین، دانشجویان، معلمان، حفظ محیط زیست و...) تعمیم داد.
پایان
https://t.me/negarestankhizesche023/4793
باز نشر کارگران هم پیمان

https://t.me/kargaranehampeman5 @khizesche. باز نشر خیزش
🔻خار چشم سازمان،
بازنشستگان‌
نورچشم او شده،
دولتیان

آشکارا دیده ایم

در پس این
وارونگی
آنچنان درگیر حفظ صندلی

بی محابا می کِشند
چاقو
تا بُبرند سفره ی ما
همچنین بازمانده را

اما، همواره در میدان
تا هشدار دهیم؛
#فقر و #فساد،
عادی سازی نخواهد شد.

#یکشنبه_های_اعتراضی

@khizesche. باز نشر خیزش
@hamsedaeebazneshasteh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدایشان باشیم

صبح روز شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵، شماری از محکومان به اعدام پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان با خشونت از بند عمومی به سلول‌های انفرادی منتقل شده‌اند؛ اقدامی که نگرانی‌ها درباره اجرای قریب‌الوقوع احکام اعدام این زندانیان را تشدید کرده است.

حکومت در حال سرکوب و اهثعدام معترضان است

#پرونده_میدان_علیخانی
#نه_به_اعدام

#نه_به_جنگ_نه_به_جمهوری_اسلامی
#پیش_بسوی_اتحاد_جنبش_ها_حول_نان_کار_آزادی
@khizesche. باز نشر خیزش
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنجمین روز اعتصاب غذای زندانیان واحد ۲ قزل‌حصار؛ وخامت وضعیت جسمانی اعتصاب‌کنندگان

اعتصاب غذای زندانیان واحد ۲ زندان قزل‌حصار کرج در اعتراض به موج اعدام‌ها، امروز وارد پنجمین روز شد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، شماری از زندانیان اعتصاب‌کننده به دلیل ادامه اعتصاب غذا دچار افت شدید فشار خون، ضعف جسمانی و وخامت وضعیت جسمی شده‌اند. گفته می‌شود مسئولان زندان در تلاش هستند تعدادی از این زندانیان را برای دریافت خدمات درمانی به بهداری منتقل کنند، اما اعتصاب‌کنندگان همچنان بر ادامه اعتراض خود تأکید دارند.
این اعتصاب در واکنش به افزایش اجرای احکام اعدام و انتقال زندانیان محکوم به اعدام به سلول‌های انفرادی آغاز شده و با وجود وخامت وضعیت جسمانی برخی از زندانیان، همچنان ادامه دارد.
فعالان حقوق بشر نسبت به وضعیت سلامت اعتصاب‌کنندگان ابراز نگرانی کرده و خواستار رسیدگی فوری به شرایط آنان و توقف موج اعدام‌ها شده‌اند.
@khizesche. باز نشر خیزش
متاسفانه مادر جانباخته راه آزادی سامان ابراهیم پور که پسرش ۱۹ دی ماه در رشت جاودانه شد، بعد از ۶ ماه تحمل درد از دوری پسرش، امروز خودکشی کرد و به زندگیش پایان داد.
@khizesche. باز نشر خیزش
📌📌زهران ممدانی،‌شهردار نیویورک، امکان بازداشت نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل را بررسی می‌کند
«جای نخست‌وزیر اسرائیل در دیوان کیفری لاهه است»

زهران ممدانی، شهردار نیویورک، گفته است مقام‌های این شهر در حال بررسی امکان قانونی بازداشت بنیامین نتانیاهو در صورت حضور او در نشست سپتامبر مجمع عمومی سازمان ملل هستند؛ اقدامی که در پی حکم بازداشت دیوان کیفری بین‌المللی مطرح شده، اما با موانع جدی حقوقی و محدودیت اختیارات شهرداری در برابر دولت فدرال آمریکا روبه‌رو است.

نمایش مشخصات تصویر
زهران ممدانی شهردار نیویورک، ایالات متحده - ۴ ژوئیه ۲۰۲۵- شاتر استاک
۲۸ تیر ۱۴۰۵
زهران ممدانی، شهردار نیویورک، اعلام کرده است که درباره امکان قانونی بازداشت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در جریان نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ماه سپتامبر با مشاوران حقوقی و مقام‌های این شهر گفت‌وگو می‌کند؛ احتمالی که واکنش تند مقام‌های اسرائیلی را در پی داشته است.
ممدانی در گفت‌وگویی با نیویورک‌تایمز که شنبه منتشر شد، گفت: «به باور من، جای نخست‌وزیر نتانیاهو در لاهه است. او یک جنایتکار جنگی است که دیوان کیفری بین‌المللی حکم بازداشتش را صادر کرده است.»
با این حال، شهردار نیویورک اذعان کرد هنوز روشن نیست که آیا مقام‌های شهری اختیار قانونی بازداشت رئیس دولت یک کشور خارجی را دارند یا نه. او گفت در این زمینه «گفت‌وگوهایی فعال» با مشاوران حقوقی نیویورک در جریان است و افزود: «هر اقدامی که قانون در نیویورک به من اجازه دهد، انجام خواهیم داد.»
مجمع عمومی سازمان ملل هر سال در ماه سپتامبر رهبران کشورهای مختلف را در مقر این سازمان در نیویورک گرد هم می‌آورد. ممدانی پیش‌تر نیز، در جریان کارزار انتخاباتی خود، گفته بود در صورت ورود مقام‌هایی که دیوان کیفری بین‌المللی برای آنها حکم بازداشت صادر کرده است، از جمله نتانیاهو و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، خواهان اجرای این احکام خواهد شد.
دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، در واکنش به سخنان ممدانی، او را متهم کرد که با حمله به اسرائیل می‌کوشد «خصومت را شعله‌ور کند و از این طریق به تیتر رسانه‌ها راه یابد».
دانون در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «این موضع هیچ چیز را تغییر نخواهد داد. بنیامین نتانیاهو به نیویورک خواهد آمد، با افتخار در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی خواهد کرد و حقیقت اسرائیل و حق تزلزل‌ناپذیر آن برای دفاع از شهروندانش را در برابر جهان بیان خواهد کرد.»
نتانیاهو نیز در گفت‌وگو با یک شبکه رادیویی نیویورک، گفت: «فکر می‌کنم ممدانی در اعماق وجودش از ایالات متحده متنفر است.»
ممدانی که به جناح چپ حزب دموکرات تعلق دارد، پیش‌تر اسرائیل را «رژیم آپارتاید» توصیف کرده و عملیات نظامی این کشور در نوار غزه را «نسل‌کشی» خوانده است. او در عین حال بارها یهودستیزی را محکوم کرده و گفته است مخالفتش با دولت اسرائیل نباید به دشمنی با یهودیان تعبیر شود.
حکم دیوان چگونه سفرهای نتانیاهو را محدود کرده است؟
دیوان کیفری بین‌المللی در ۲۱ نوامبر ۲۰۲۴ برای نتانیاهو و یوآو گالانت، وزیر دفاع وقت اسرائیل، حکم بازداشت صادر کرد. قضات دیوان اعلام کردند دلایل معقولی وجود دارد که نشان می‌دهد این دو مقام در فاصله دست‌کم ۸ اکتبر ۲۰۲۳ تا ۲۰ مه ۲۰۲۴ در ارتکاب جنایت جنگی استفاده از گرسنگی به‌عنوان روش جنگ و جنایت‌هایی علیه بشریت، از جمله قتل، آزار و دیگر اعمال غیرانسانی، مسئولیت داشته‌اند. اسرائیل صلاحیت دیوان و اتهام‌های مطرح‌شده را رد کرده است. حکم بازداشت نتانیاهو همچنان معتبر است.
دیوان کیفری بین‌المللی نیروی پلیس مستقلی ندارد و برای اجرای احکام خود به همکاری دولت‌ها وابسته است. کشورهای عضو اساسنامه رم اصولاً موظف‌اند فرد تحت تعقیب را در صورت ورود به قلمروشان بازداشت و به دیوان تحویل دهند. همین الزام باعث شده دامنه سفرهای نتانیاهو پس از صدور حکم محدودتر شود و مقصدهای خارجی او عمدتاً به کشورهایی منحصر بماند که عضو دیوان نیستند یا از پیش اعلام کرده‌اند حکم را اجرا نخواهند کرد.
یکی از مهم‌ترین موارد، سفر نتانیاهو به مجارستان در آوریل ۲۰۲۵ بود. ویکتور اوربان، نخست‌وزیر وقت مجارستان، از پیش تضمین داده بود که حکم دیوان در این کشور اجرا نخواهد شد. نتانیاهو بدون خطر بازداشت وارد بوداپست شد و اوربان هم‌زمان اعلام کرد قصد دارد مجارستان را از دیوان خارج کند. با این حال، مجارستان در زمان سفر نتانیاهو همچنان عضو دیوان و ملزم به همکاری با آن بود. قضات دیوان چند ماه بعد رسماً اعلام کردند که این کشور با خودداری از بازداشت نتانیاهو به تعهداتش عمل نکرده و پرونده را به مجمع کشورهای عضو ارجاع دادند.👇👇
حکم بازداشت حتی بر مسیر پروازهای نخست‌وزیر اسرائیل نیز اثر گذاشته است. هواپیمای رسمی نتانیاهو در سپتامبر ۲۰۲۵، هنگام سفر به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی، مسیری طولانی و نامعمول را طی کرد و از بخش بزرگی از حریم هوایی کشورهای اروپایی عضو دیوان دور ماند. گزارش‌ها این تغییر مسیر را به نگرانی از احتمال فرود اضطراری در کشوری مرتبط دانستند که ممکن بود خود را موظف به اجرای حکم بداند. فرانسه اعلام کرده بود اجازه عبور هواپیمای نتانیاهو از حریم هوایی خود را صادر کرده، اما هواپیما در نهایت از مسیر دیگری پرواز کرد.
با وجود این سابقه، امکان بازداشت نتانیاهو در نیویورک با موانع حقوقی بسیار جدی روبه‌رو است. ایالات متحده، مانند اسرائیل، عضو اساسنامه رم نیست و تعهد معاهده‌ای برای اجرای احکام دیوان کیفری بین‌المللی ندارد. واشینگتن نه‌تنها حکم نتانیاهو را به رسمیت نمی‌شناسد، بلکه کارزاری سیاسی و حقوقی علیه دیوان و مقام‌های آن به راه انداخته است.
از سوی دیگر، روابط خارجی، مصونیت مقام‌های خارجی و تعهدات آمریکا به‌عنوان میزبان سازمان ملل در حوزه اختیارات دولت فدرال قرار دارد، نه شهرداری نیویورک. موافقت‌نامه مقر سازمان ملل نیز آمریکا را موظف می‌کند دسترسی نمایندگان کشورهای عضو به مقر این سازمان را برای انجام وظایف رسمی تسهیل کند. بنابراین پلیس نیویورک نمی‌تواند صرفاً با دستور شهردار و بر اساس حکم یک دادگاه بین‌المللی که آمریکا عضو آن نیست، مستقلاً دست به بازداشت بزند. هر اقدام احتمالی با قوانین فدرال، وضعیت مصونیت نتانیاهو و تعهدات آمریکا در قبال سازمان ملل برخورد خواهد کرد.
به همین دلیل، سخنان ممدانی بیش از آنکه از امکان روشن و فوری بازداشت خبر دهد، نشان‌دهنده تلاش او برای آزمودن مرز اختیارات حقوقی یک شهردار در برابر سیاست خارجی دولت فدرال است. با این همه، نفس مطرح‌شدن چنین بحثی در بزرگ‌ترین شهر آمریکا نشان می‌دهد که حکم دیوان، حتی در کشورهایی که آن را اجرا نمی‌کنند، به عاملی سیاسی تبدیل شده که سفرهای نتانیاهو را با مناقشه، تغییر مسیر و فشار دیپلماتیک همراه کرده است. @khizesche. باز نشر خیزش⬇️
⬆️زهران ممدانی،‌شهردار نیویورک، امکان بازداشت نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل را بررسی می‌کند
«جای نخست‌وزیر اسرائیل در دیوان کیفری لاهه است»
این گزارش نشان‌دهنده یک نقطه عطف حقوقی و سیاسی در روابط بین‌الملل است. صدور حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو توسط دیوان کیفری بین‌المللی () در نوامبر ۲۰۲۴، عملاً ژئوپلیتیک سفرهای دیپلماتیک را تغییر داده و حتی ساختار قدرت داخلی در آمریکا (تقابل شهرداری‌ها و دولت فدرال) را به چالش کشیده است.

۱. مبنای حقوقی حکم دیوان کیفری بین‌المللی
دیوان کیفری بین‌المللی بر اساس اساسنامه رم فعالیت می‌کند. حکم صادر شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۲۴ علیه نتانیاهو و یوآو گالانت (وزیر دفاع وقت)، بر مبنای بندهای زیر است:
جنایت جنگی: استفاده عمدی از گرسنگی دادن به غیرنظامیان به عنوان روشی برای جنگ (نقض ماده ۸ اساسنامه رم).
جنایت علیه بشریت: اقداماتی نظیر قتل، تعقیب و آزار (آزار و اذیت مبتنی بر گروه)، و سایر اعمال غیرانسانی به صورت سیستماتیک (نقض ماده ۷).
نکته کلیدی: از آنجا که فلسطین در سال ۲۰۱۵ اساسنامه رم را امضا کرده، دیوان بر قلمرو فلسطین (غزه و کرانه باختری) صلاحیت قضایی دارد، حتی اگر اسرائیل عضو دیوان نباشد.

۲. چالش‌های اجرایی و بحران‌های دیپلماتیک در اروپا
از زمان صدور حکم، کشورهای عضو دیوان (که بیش از ۱۲۰ کشور هستند) در موقعیت سختی قرار گرفته‌اند. طبق معاهده، آن‌ها ملزم به بازداشت فرد تحت تعقیب هستند. این امر دو بحران عمده ایجاد کرد:
الف) پرونده مجارستان و سفر آوریل ۲۰۲۵
ویکتور اوربان، نخست‌وزیر وقت مجارستان، با دعوت از نتانیاهو و تضمین عدم بازداشت او، عملاً اساسنامه رم را به چالش کشید.
پیامد حقوقی: از آنجا که مجارستان هنوز رسماً از دیوان خارج نشده بود، قضات دیوان در اواخر سال ۲۰۲۵ اعلام کردند که بوداپست تعهدات بین‌المللی خود را نقض کرده و پرونده را به مجمع کشورهای عضو فرستادند. این موضوع یک شکاف عمیق در اتحادیه اروپا ایجاد کرد.
ب) بحران حریم هوایی و پروازهای طولانی
حکم بازداشت حتی بر مسیرهای پروازی (Overflight rights) نیز تأثیر گذاشت. در سپتامبر ۲۰۲۵، هواپیمای نتانیاهو برای رفتن به نیویورک مجبور شد مسیر طولانی‌تری را طی کند تا وارد حریم هوایی کشورهای اروپایی غربی (مانند فرانسه یا آلمان) نشود.
علت: ترس از «فرود اضطراری». طبق حقوق بین‌الملل، اگر هواپیمای حامل یک فرد تحت تعقیب به دلیل نقص فنی یا وضعیت اضطراری در خاک یک کشور عضو دیوان فرود بیاید، آن کشور طبق قانون داخلی و بین‌المللی خود ممکن است مجبور به بازداشت او شود.
۳. مورد خاص نیویورک: زهران ممدانی در برابر دولت فدرال
اقدام اخیر زهران ممدانی، شهردار نیویورک (از جناح چپ حزب دموکرات)، بیش از آنکه جنبه اجرایی داشته باشد، یک مانور سیاسی-حقوقی سنگین است. در ساختار حقوقی ایالات متحده، این اقدام با بن‌بست‌های زیر مواجه است:
الف) عدم عضویت آمریکا در دیوان کیفری
آمریکا اساسنامه رم را امضا نکرده است. نه تنها تعهدی به اجرای احکام آن ندارد، بلکه بر اساس قانون لاهه (معروف به قانون حمایت از اعضای خدماتی آمریکا)، واشینگتن می‌تواند علیه دیوان تحریم وضع کند.
ب) توافق‌نامه مقر سازمان ملل متحد (۱۹۴۷)
طبق این توافق‌نامه بین ایالات متحده و سازمان ملل، واشینگتن موظف است به رهبران و دیپلمات‌های تمام کشورهای عضو (از جمله اسرائیل) اجازه ورود به خاک آمریکا و دسترسی به مقر سازمان ملل در نیویورک را بدهد، فارغ از روابط دوجانبه.
ج) سلسله‌مراتب قوانین (قانون فدرال در برابر قانون ایالتی/شهری)
سیاست خارجی و مصونیت دیپلماتیک (Diplomatic Immunity) کاملاً در اختیار دولت فدرال (رئیس‌جمهور و وزارت خارجه) است. شهردار نیویورک و پلیس این شهر حق ندارند سیاستی مغایر با وزارت امور خارجه آمریکا اتخاذ کنند و دست به بازداشت مقامات خارجی بزنند که دولت فدرال به آن‌ها مصونیت داده است.
هرچند زهران ممدانی عملاً قدرت بازداشت نتانیاهو را در خاک نیویورک ندارد (به دلیل حاکمیت قوانین فدرال و مصونیت سازمان ملل)، اما نفس مطرح شدن این موضوع در قلب تجاری و سیاسی آمریکا نشان می‌دهد که «هزینه دیپلماتیک» سفر برای نخست‌وزیر اسرائیل به شدت بالا رفته است. نتانیاهو دیگر نمی‌تواند مانند گذشته به راحتی به پایتخت‌های جهان سفر کند و هر سفر او مستلزم برنامه‌ریزی‌های پیچیده امنیتی، تغییر مسیرهای پروازی طولانی و مواجهه با اعتراضات شدید حقوقی و شهری است. @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4794
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هفتمین روز اعتصاب غذای زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار در اعتراض به اعدام‌ها

اعتصاب غذای زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار کرج که از دوشنبه ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ در اعتراض به افزایش اجرای احکام اعدام آغاز شده، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ وارد هفتمین روز خود شد.
بر اساس گزارش‌های منتشرشده، با وجود وخامت وضعیت جسمانی شماری از اعتصاب‌کنندگان، آنان اعلام کرده‌اند تا زمان رسیدگی به خواسته‌های خود به اعتصاب غذا ادامه خواهند داد. این اعتصاب با حمایت خانواده‌های زندانیان و با تأکید بر شعار «حق جوانان ایران زندان و اعدام نیست» ادامه دارد.

#نه_به_اعدام
#اعتصاب_غذا
#زندان_قزلحصار
شب هشتم جنگ؛ حملات تازه آمریکا به سیریک و شادگان

✍️ نه به جنگ، نه به رنج مردم ایران «از نیمه‌شب تا سپیده‌دم، ارتش آمریکا پهنه‌ای از جنوب ایران تا سمنان را زیر آتش گرفت. موشک‌ها در اطراف بیمارستانی فرود آمدند و بیماران و کارکنان ناچار به تخلیه شدند. خوابگاه سربازان جوان ویران شد؛ هفت تن کشته شدند و یازده تن زخمی شدند. در جنوب، زیرساخت‌ها یکی پس از دیگری نابود می‌شوند و شهرها و بندرها به جهنمی از آتش، دود و ویرانی بدل شده‌اند.
دیشب، در سراسر تهران، صدای ضدهوایی می‌پیچید و مردم، هراسان و بی‌خواب، در انتظار آغاز دوبارهٔ حملات بودند.» از پیام حسن مرتضوی برای بسیج ضد جنگ

📝آمریکا اعلام کرد هشتمین شب پیاپی حملات خود به ایران را تکمیل کرده است؛ حملاتی که به گفته سنتکام از ساعت ۶ عصر شنبه به وقت شرق آمریکا، برابر با ۲۲ گرینویچ، آغاز شد و هدف آن «تضعیف توان ایران برای تهدید کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز» و پاسخ به حمله‌ای بود که به کشته شدن دو نظامی آمریکایی در اردن و مفقود شدن یک نظامی دیگر انجامید. سنتکام گفته است در این موج، تأسیسات نظارت ساحلی، پدافند هوایی، توانمندی‌های دریایی و زیرساخت‌های مرتبط با موشک و پهپاد ایران هدف قرار گرفته‌اند.
خبرگزاری مهر گزارش داده است آمریکا در نزدیکی سیریک در جنوب ایران حمله‌ای انجام داده، اما بر اساس همین گزارش، تا زمان انتشار خبر، تلفات انسانی یا خسارت زیرساختی از این حمله اعلام نشده است. هم‌زمان، خبرگزاری تسنیم از هدف قرار گرفتن نقطه‌ای در نزدیکی شادگان، در استان خوزستان و نزدیک مرز عراق، خبر داده است؛ اما هنوز جزئیات روشنی از نوع هدف، میزان خسارت یا تلفات احتمالی در این منطقه منتشر نشده است.
سیریک در شرق هرمزگان و در امتداد ساحل مکران و دریای عمان قرار دارد و در روزهای گذشته نیز چند بار نام آن در گزارش‌های مربوط به حملات و انفجارها آمده بود. اهمیت این منطقه از آن روست که در حاشیه مسیرهای دریایی و نظامی مرتبط با تنگه هرمز قرار دارد. حمله تازه به حوالی سیریک نشان می‌دهد که تمرکز آمریکا همچنان بر زنجیره ساحلی جنوب ایران، از هرمزگان تا خوزستان و سیستان‌وبلوچستان، باقی مانده است.
شادگان نیز از نظر جغرافیایی در امتداد خوزستان جنوبی و نزدیک به مسیرهای انرژی، بندری و مرزی قرار دارد. هنوز معلوم نیست حمله گزارش‌شده در نزدیکی شادگان دقیقاً چه تأسیساتی را هدف گرفته است. با این حال، قرار گرفتن نام شادگان در کنار سیریک، بندرعباس، قشم، اهواز و یزد در گزارش‌های چند روز اخیر، نشان‌دهنده گسترش دامنه جغرافیایی جنگ از نقاط ساحلی هرمزگان به عمق جنوب و جنوب‌غرب ایران است.
حملات شب هشتم در ادامه موجی انجام شد که یک شب پیش‌تر خسارت‌های مشخصی در جنوب ایران بر جای گذاشته بود. تلویزیون دولتی ایران گزارش داده بود در حملات اولیه شنبه به استان هرمزگان، دست‌کم سه نفر کشته و هشت نفر زخمی شدند و دو پل و یک تونل جاده‌ای آسیب دیدند. هرمزگان، به‌ویژه محورهای ارتباطی اطراف بندرعباس و بندر خمیر، در روزهای اخیر یکی از اصلی‌ترین کانون‌های حملات آمریکا بوده است.
پیش از آن، گزارش‌های رسانه‌های ایرانی از تخریب چند پل در مسیرهای ارتباطی هرمزگان، آسیب به خطوط راه‌آهن و حمله به زیرساخت‌های حمل‌ونقل خبر داده بودند. خبرگزاری تسنیم گزارش کرده بود در حملات به هرمزگان، دست‌کم هشت نفر کشته و ۱۹ نفر زخمی شدند و شش پل آسیب دید؛ در یکی از سنگین‌ترین موارد، پس از تخریب پل در محدوده بندر خمیر، یک خودرو از پل سقوط کرد و هفت نفر جان باختند.
بر اساس گزارش‌های پیشین، محله تپه‌الله‌اکبر در بندرعباس نیز هدف قرار گرفته بود که در آن یک غیرنظامی کشته و هشت نفر زخمی شدند. همچنین گره راه‌آهن بندرعباس هدف حمله قرار گرفت و دو نفر در آن حادثه زخمی شدند. گزارش‌هایی هم از انفجار در حوالی روستای مسن در قشم، اصابت پرتابه در بندرلنگه و حمله در محدوده شهرستان سیریک منتشر شده بود.
حملات به زیرساخت‌های برق و انرژی نیز نگرانی‌های تازه‌ای ایجاد کرده است. گاردین گزارش داده است مقام‌های ایرانی برای نخستین بار از حملات موفق آمریکا به زیرساخت برق سخن گفته و وزارت نیرو از مردم خواسته مصرف برق را در استان‌های جنوبی، که هم‌زمان با گرمای شدید روبه‌رو هستند، کاهش دهند. این گزارش مشخص نمی‌کند دقیقاً چه تأسیساتی هدف قرار گرفته، اما روشن است که فشار بر شبکه برق جنوب، زندگی روزمره، بیمارستان‌ها، آب‌رسانی و خدمات عمومی را در معرض خطر قرار می‌دهد. ⬇️⬇️ https://t.me/negarestankhizesche023/4797
⬆️ وزارت بهداشت ایران اعلام کرده است از زمان ازسرگیری درگیری‌ها، حملات آمریکا دست‌کم ۵۰ کشته و بیش از ۵۰۰ زخمی در ایران بر جای گذاشته است. این آمار مربوط به کل موج تازه حملات است و هنوز روشن نیست آیا تلفات احتمالی حملات شب هشتم، به‌ویژه در اطراف سیریک و شادگان، به این رقم افزوده خواهد شد یا نه ایران نیز حملات خود را به پایگاه‌ها و تأسیسات مرتبط با آمریکا در منطقه گسترش داده است. رویترز گزارش داده است دو نظامی آمریکایی در حمله ایران در اردن کشته شده و یک نظامی دیگر مفقود است؛ با این رخداد، شمار نیروهای آمریکایی کشته‌شده از آغاز جنگ به ۱۶ نفر رسیده و بیش از ۴۲۰ نفر نیز زخمی شده‌اند. ایران همچنین حملات پهپادی و موشکی علیه اهدافی در کویت، بحرین و اردن را اعلام کرده است.در کویت، مقام‌ها از رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایرانی خبر داده‌اند و گفته‌اند شماری از آتش‌نشانان و کارکنان بخش نفت هنگام مهار آتش‌سوزی‌های ناشی از حملات زخمی شده‌اند. شرکت نفت کویت نیز اعلام کرده یکی از تأسیسات نفتی این کشور در حملات مکرر ایران آسیب قابل توجه دیده و شماری زخمی بر جای گذاشته است. هم‌زمان کویت، ایران را به هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی از جمله تأسیسات برق و آب‌شیرین‌کن متهم کرده است؛ موضوعی که در کشوری خشک و وابسته به آب‌شیرین‌کن‌ها، پیامد مستقیم انسانی دارد.
بحرین نیز آژیرهای هشدار را فعال کرد و از مردم خواست در پناهگاه بمانند. رسانه‌های ایرانی گزارش داده‌اند که پایگاه شیخ عیسی، محل استقرار هواپیماهای رزمی آمریکا، و یک مرکز داده و اطلاعاتی هدف قرار گرفته‌اند. در اردن نیز رسانه‌های ایرانی از هدف قرار گرفتن پایگاه الازرق و انهدام چند هواپیما سخن گفته‌اند، اما رویترز تأکید کرده که این ادعاها را به‌طور مستقل تأیید نکرده است.
در دریا، نبرد بر سر کنترل تنگه هرمز همچنان محور اصلی رویارویی است. آمریکا می‌گوید محاصره دریایی بنادر ایران را اجرا می‌کند و ایران نیز اعلام کرده کشتی‌هایی را که قواعد مورد نظر تهران برای عبور از تنگه را رعایت نکنند، هدف قرار می‌دهد یا متوقف می‌کند. سپاه پاسداران مدعی شده دو نفتکش پس از عبور از مسیری مین‌گذاری‌شده در جنوب تنگه منفجر شده‌اند، اما ارتش آمریکا این ادعا را نادرست خوانده است.
از نظر سیاسی، جنگ وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر شده است: دو طرف از حملات محدود و اعلام‌شده به اهداف نظامی، به حمله به پل‌ها، راه‌ها، تأسیسات برق، مراکز بندری، زیرساخت‌های نفتی و آب‌شیرین‌کن‌ها رسیده‌اند. خبرگزاری آسوشیتدپرس این روند را عبور پی‌درپی از خطوط قرمز توصیف کرده و نوشته است هر حمله و ضدحمله، پایه‌های توافق موقت ماه گذشته را فرسوده و احتمال بازگشت به جنگ تمام‌عیار را بیشتر کرده است. موضوعی که ترامپ در آخرین پیامش آنرا نیز اعلام کرد.
در سطح دیپلماتیک، اتحادیه اروپا و کشورهای خلیج فارس در بیانیه‌ای مشترک از ایران خواسته‌اند فوراً و بدون قیدوشرط حملات و هرگونه مداخله در کشتیرانی را متوقف کند و تنگه هرمز را بدون شرط و هزینه باز نگه دارد. در مقابل، تهران آمریکا را به تلاش برای کنترل تنگه هرمز متهم می‌کند و واشنگتن نیز حملات تازه را واکنشی به مرگ نیروهای خود و تهدید کشتیرانی می‌داند. به این ترتیب، مسیر دیپلماسی هرچند هنوز کاملاً بسته نشده، اما زیر آوار حملات شبانه، تلفات انسانی و جنگ بر سر هرمز، هر ساعت دشوارتر می‌شود. «ما آن راه سوم هستیم» باز نشر خیزش @khizesche https://t.me/negarestankhizesche023/4795