پول و قدرت و مقام و همهی چیزای قلمبه سر جاشون ولی اما اگه زندگی فقط همون لحظهی ظریفی بوده باشه که نور از لای شاخه ها رد میشد و رو زمین میرقصید توعم دراز کشیده بودی و به لونه ساختنِ یاکریم نگاه میکردی چی؟
میگفت دریاهای بزرگ از قطره های کوچیک درست شدن و ساحلای بزرگ از دونه های شن، بعد آدما هنوز اونقدر درگیر کلیات میمونن که جزئیات از بین انگشتاشون سر میخوره و میره! میدونی؟ زندگی آدمم از لحظه درست شده نه از عُمر.
سیگارشو که فشار داد تو زیرسیگاری قاطیِ دودای آخرین کامِش گفت: کاش آدما از سوسکها یاد میگرفتن، یه سوسک همیشه یه سوسکه اما یه آدم تایمای زیادی رو آدم نیست.