رد شبهات خوارج
1.54K subscribers
58 photos
158 videos
30 files
364 links
سایت و کانال "مرکز رد شبهات خوارج" به منظور رد بر خوارجِ اخوان المسلمین و شبهات این حزب به صورت عام، و رد بر گروه‌های تکفیری امثال القاعده، داعش، جبهة النصرة، بوکو حرام و غیره است.
Download Telegram
رد بر شبهه‌ی اخوان المسلمین در مورد تحذیر از سید قطب، و مناقشه‌ی سخن شیخ بکر ابو زید رحمه الله تعالی

[تذکر: چرا از سید قطب تحذیر داده می‌شود، اما از نووی و ابن حجر، خیر؟ و مناقشه‌ی سخن شیخ بکر ابو زید رحمه الله تعالی]

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

اما بعد:

بسیاری از اوقات اخوان المسلمین و قطبی‌ها و پیروانشان وقتی از سید قطب به خاطر گمراهی‌های بسیار و بی اندازه‌اش تحذیر داده می‌شود، اعتراض کرده و می‌گویند: همان طور که تحذیر از نووی و ابن حجر که دارای خطاهای عقیدتی هستند، درست نیست، تحذیر از سید قطب نیز درست نیست!

این اعتراض از چند جهت بی جا بوده و بی دلیل است:

اول: نووی و ابن حجر رحمة الله علیهما از علما بوده‌اند. اما سید قطب به اعتراف پیروانش، عالم نبوده است. نووی و ابن حجر اگر در اجتهادشان به صواب روند، دو اجر، و اگر به خطا روند، یک اجر دارند. اما سید قطب اگر خطا کند، اجر ندارد و بلکه گناهکار است. چرا که از اهل اجتهاد نیست. این مساله را شیخمان علامه صالح الفوزان حفظه الله نیز در مقدمه‌ای که بر کتاب شیخ عصام السنانی به نام: «براءة علماء الأمة من تزکیة أهل البدع و المذمة»، نوشته، ذکر کرده‌اند.

http://islamancient.com/ressources/docs/487.pdf



دوم: خطاهایی که سید قطب دارد را حتی اشاعره نیز ندارند. اشاعره هیچ گاه انبیاء الله را بدگویی نکرده‌اند. اما سید قطب این کار را کرده است. او در مورد موسی علیه السلام می‌گوید: موسی انسانی عصبی بود.

اشاعره، صحابه‌ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را بدگویی نمی‌کنند. اما سید قطب برخی از صحابه را بدگویی کرده و حتی ابوسفیان رضی الله عنه را تکفیر می‌کند. از این رو، گمراهی‌های او بسیار بیشتر از گمراهی‌های اشاعره است.



سوم: کتاب‌های نووی و ابن حجر را غالبا علما و طلاب علم مطالعه می‌کنند که آنها نیز در دینشان آگاه و بر بصیرت هستند. اما کتاب‌های سید قطب را علما نمی‌شناسند. به همین خاطر وقتی از علامه ابن عثیمین رحمه الله تعالی در مورد کتاب «فی ظلال» سوال شد، جواب دادند: «من این کتاب را ندارم و آن را نخوانده‌ام. اما به ردود شیخ ربیع و علامه عبدالله دُوَیِّش مراجعه کنید».

https://www.youtube.com/watch?v=kUIKQIgSDMw&app=desktop



بنا بر این کتاب‌های سید قطب را علما نمی‌شناسند؛ چون که در آنها علمی وجود ندارد، و برای علما نیز تالیف نشده. بلکه برای جوانان تالیف شده تا فکر حَرَکی و حماسی و جنگی و تکفیری و انقلابی را به آنها القا کند، و کسانی که علمی ندارند را بفریبد. بنا بر این باید خطرات آن را بیان نمود تا جوانان از چنین کتاب‌هایی بر حذر باشند.



چهارم: جوانان بر اساس کتاب‌های سید قطب تربیت شده و به آنها تعلق خاطر دارند. بر خلاف کتاب‌های نووی و ابن حجر.

بلکه تا چند سال قبل، خطیبان جمعه در سعودی بر روی منبر بسیار به کتاب سید قطب و نوشته‌های سید قطب استناد می‌کردند، و وقتی داعیان سلفیِ نصیحت‌گر آمدند و مردم را از کتاب‌های سید قطب تحذیر دادند، خطیبان نیز دست از استناد به این کتاب‌ها کشیدند، و این از حسنات داعیان سنت است که با منع نمودن از استناد به نوشته‌های سید قطب، از عقیده حمایت کرده‌‌اند.

یکی از مسائلی که نشان می‌دهد جوانان بر اساس کتاب‌های سید قطب تربیت و بزرگ شده و از آنها تاثیر پذیرفته‌اند این است که وقتی سید قطب مورد انتقاد قرار می‌گیرد، خشمگین شده و به سختی از این کار انتقاد می‌کنند. اما وقتی نووی یا ابن حجر مورد انتقاد قرار گیرند، می‌گویند: سخن هر کس قابل قبول یا رد است!!

همچنین وقتی شیخ ابن باز رحمه الله بر خطاهای حافظ ابن حجر در «فتح الباری» تعلیق می‌دادند، حرَکی‌ها از این کار انتقاد نکردند. همین طور وقتی که شیخ عبدالله الدُوَیِّش رحمه الله این انتقادات را تکمیل نمود، با زهم هیچ انتقادی از جانب حرَکی‌ها صورت نگرفت. اما وقتی خطاهای سید قطب در کتاب‌هایش مورد انتقاد قرار گرفت، بسیار عصبانی شده و به شدت از این کار انتقاد کردند. این نشان می‌دهد که حَرَکی‌ها و جوانانشان به شدت به فکر و شخصیت سید قطب تعلق خاطر دارند، بر خلاف نووی و ابن حجر رحمة الله تعالی علیهما.



نکته‌ی دیگر اینکه اخوان المسلمین در سعودی و آنهایی که تحت تاثیرشان هستند، شبهه‌ای دارند. آنها می‌گویند: شیخ بکر ابو زید رحمه الله تعالی در ورقه‌هایی که در رد شیخ ربیع مدخلی حفظه الله نوشته، سید قطب را مدح کرده است. ما با شیخ بکر ابو زید رحمه الله تعالی هم نظر هستیم.

در جواب باید گفت: جواب این شبهه از چندین وجه است:

اول: شیخ بکر ابو زید رحمه الله در این اوراق نگفته که سید قطب عالم یا دعوت‌گری سلفی است. نهایت چیزی که در این اوراق وجود دارد این است که ایشان با شیخ ربیع در برخی از مواردی که بر سید قطب ایراد گرفته، موافق نیست.
دوم: اگر فرض کنیم که شیخ بکر ابو زید رحمه الله سید قطب را از این اشتباهات مبرا دانسته باشد، اما علمایی که از او عالم‌ترند، و مشایخ او نیز هستند، در این زمینه با او مخالفند. اینها هم عالم‌تر و هم بیشتر هستند، و نیز اساتید شیخ بکر رحمه الله به شمار می‌آیند. مثل شیخ عبدالعزیز بن باز، و شیخ البانی، و شیخ ابن عثیمین رحمهم الله، که می‌توانید به فتاوای موثق این بزرگان در کتاب شیخ عصام السنانی که به آن اشاره کردیم، مراجعه کنید.

سوم: اگر فرض کنیم شیخ بکر ابو زید رحمه الله سید قطب را از همه‌ی گمراهی‌هایش مبرا دانسته باشد – که البته او اصلا چنین چیزی نگفته – اما حجت و دلیل و برهان، بر هر چیزی مقدم است؛ چرا که گمراهی‌ها و ضلالت‌های سید قطب به صورت موثق ثابت شده‌اند که هیچ کس – جز انسان مُکابر – را یارای گریز از اعتراف به آن نیست.

برای شناخت برخی از این گمراهی‌ها به درس: «موبقات سید قطب أحرجت أنصاره مراجعه نمایید»:

https://www.youtube.com/watch?v=hfQp4PD1ROQ



برای اطلاع، اصل این مقاله در درسی با عنوان «حقیقة الجامیة» است:

https://www.youtube.com/watch?v=5TLoV0w9Lsw



والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته



نویسنده: شیخ عبد العزیز ریِّس

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی



کانال تلگرام رد شبهات خوارج:

https://t.me/khawareg
شبهه چهارم

داعشی می‌گوید: «در زمان امام احمد، مامون خلیفه‌ی مسلمانان بود. او شخصی معتزلی و جهمی بود. احمد بن حنبل رحمه الله کسانی را که معتقد به این عقیده بوده، و عقیده‌ای مانند اعتقاد به مخلوق بودن قرآن داشتند را تکفیر می‌کرد. اما با این حال، مامون را تکفیر نکرد. چرا که او مطابق با شریعت الله عمل می‌کرد. به همین خاطر امام احمد از مامون اطاعت می‌کرد». «بنا بر این بر همه‌ی ما واجب است که به پیروی از سلف، از ابوبکر بغدادی اطاعت کنیم، همان طور که امام احمد از مامون اطاعت کرد. گرچه این خلیفه در برخی از امور، بر خطا باشد».

رد بر این شبهه:

این کلام از چندین وجه قابل ملاحظه است:

اول: اینکه امام احمد رحمه الله مامون را تکفیر نمی‌کرد، به خاطر تطبیق شریعت توسط مامون نبود. بلکه سببش این بود که تکفیر شخص معین جایز نیست، مگر بعد از اینکه به وسیله‌ی ثبوت شروط تکفیر و انتفای موانع آن، حجت بر او اقامه شده باشد. مامون تحت تاثیر ابو دُؤاد که او را عالم می‌دانست، بود و او بود که این مساله، یعنی قول به مخلوق بودن قرآن را در قلب و ذهن مامون وارد نمود.

دوم: فرضا قبول کنیم که آنچه در مورد مامون گفت، درست است. اما تطبیق شریعت نزد ابوبکر بغدادی کجاست؟

سوم: فرضا آنچه این داعشی گفت را قبول کردیم. به او می‌گوییم: پس چرا بر همه واجب دانستی که از او اطاعت کنند؟ آیا دلیلی که در مورد وجوب اطاعت از ابوبکر بغدادی ذکر کردی، در حق هر حاکمی که بر مردم خود حکومت دارد، صدق نمی‌کند؟ که در این صورت گفته شود: علی رغم اشتباهاتی که دارند، اطاعت از آنها بر مردمی که بر آنها حکومت دارند، واجب است؟!

چطور برای بغدادی چیزی را درست می‌داند که برای دیگران نمی‌داند؟

چهارم: اصل بر این است که مسلمانان بر یک امام واحد اجماع کنند. اما مردم به خاطر ضعف و دوری از سنت، خلاف این اصل رفته‌اند. با این حال، اهل سنت و جماعت اطاعت از هر کسی که بر کشوری غلبه می‌کند را بر مردم آن کشور واجب می‌دانند؛ به شرطی که شریعت الهی را در میان آنان اجرا نماید!

پنجم: شریعتی که بر دست این ابوبکر بغدادی اقامه شده، کجاست؟

نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

سایت رد شبهات خوارج:
www.khawarej.com

کانال تلگرام رد شبهات خوارج:

https://t.me/khawareg
رد شبهه‌ی داعشی
شبهه‌ی پنجم:
داعشی می‌گوید: «داعشیان الان بر منطقه‌ی بزرگی که بزرگ‌تر از سوریه و عراق است، سیطره دارند. به همین خاطر ما باید از ابوبکر بغدادی اطاعت کنیم. حتی اگر منحرف باشد. چون مساحت دولتشان بسیار بزرگ است. به همین خاطر اطاعت از او اجب است».
رد شبهه:
شاید منظورش این است که دولت داعش بر سرزمین بزرگی غلبه کرده و بر آن سیطره یافته، و این باعث لزوم اطاعت از آنهاست! خواسته‌ی آنها به دو شرط درست است:
اول: امور کاملا به دست آنها بوده و پایدار و پابرجا باشد، و کسی با آنها در این زمینه منازعه نکند.
دوم: شرع الله را در بین مردم تطبیق دهند.
هیچ کدام از این دو مورد برای داعش حاصل نشده است!
سوال کننده: شیخ بزرگوار، در مورد فهم شرط دوم کمی مشکل داریم؛ چطوری است؟ چون امروزه می‌بینیم که غالب حکام مسلمان، شرع الله را در میان مردم تطبیق نمی‌دهند، و ما اهل سنت معتقد به وجوب اطاعت از آنها در اموری هستیم که مخالف شرع نباشد. امیدواریم در این مورد بیشتر توضیح دهید.
شیخ: اهل سنت و جماعت در این زمینه به احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم عمل می‌کنند. احادیث ما را امر به لزوم سمع و طاعت در معروف می‌کنند، و نیز به ما دستور می‌دهند که در معصیت از آنها اطاعت نکنیم، و همچنین بیعت خود را تا زمانی که مرتکب کفر واضح و آشکاری نشده باشند که در کفر بودن آن کار، نزد الله دلیل و برهانی داشته باشیم، نشکنیم، و صبر کنیم تا وقتی که الله را ملاقات می‌کنیم.
به همین خاطر اهل سنت بر صبر نمودن بر ظلم حکام و عدم خروج بر آنان اجماع کرده‌اند. این تا زمانی است که کفر آشکار و واضحی که هیچ اختلافی در کفر بودن آن نیست، از آنها سر زند، و علما کفر آنها را تایید کنند. در این صورت سمع و طاعت از آنها بر ما واجب نیست، و به دو شرط، خروج بر آنها جایز است: ترس از ریخته شدن خون مردم نباشد، و دوم اینکه فسادی بزرگ‌تر از فساد فعلی به وجود نیاید. والله الموفق.

مولف: شیخ محمد بن عمر بازمول حفظه الله
مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

مرکز رد شبهات خوارج
www.khawarej.com
کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
رد شبهه‌ی داعشی: شروط خلافت

شبهه‌ی ششم:

داعشی می‌گوید: «برای اثبات خلافت، حتما باید شروط آن نیز موجود باشد. سپس سه شرط از این شروط را ذکر می‌کند:

شرط اول: واجب است که خلیفه مسلمان باشد.

شرط دوم: واجب است که لشکری تحت سلطه‌ی این خلیفه باشد که از کشور حمایت کند.

شرط سوم: واجب است که این خلیفه دارای لشکری باشد که جلوی حملات دشمن بایستد و از مرزها حمایت کند».

سپس می‌گوید: «آیا ابوبکر بغدادی چیزی مخالف با این شروط دارد؟ اگر دارد به من بگو. چون که او دارای همه‌ی شروط خلافت است».

رد شبهه:

شروطی را که علما در مورد امام[1] مسلمانان ذکر کرده‌اند را خواهم گفت. نگاه کن ببین شخص مذکور – ابوبکر بغدادی – حایز کدام یک از این شروط است؟

علامه محمد امین شنقیطی رحمه الله در کتاب «أضواء البیان» می‌گوید:

«این را بدان که امامت با یکی از این امور برای امام، منعقد می‌شود:

اول: اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم به صراحت فرموده باشد که فلانی باید امام باشد، امامت برای این شخص منعقد می‌شود.

دوم: اتفاق نمودن اهل حلّ و عقد[2] بر بیعت با او.

سوم: خلیفه‌ی قبلی، او را به عنوان ولی عهد قرار دهد. چنان که ابوبکر رضی الله عنه، عمر را ولی عهد خود نمود.

چهارم: با شمشیر خود بر مردم غلبه کرده، و خلافت را به زور بگیرد، تا اینکه حکومت برایش مستحکم شده و مردم مطیع او شوند. چرا که در این صورت خروج بر علیه او باعث تفرقه‌ی مسلمین و ریختن خونشان می‌شود.

این خلاصه‌ی چیزهایی بود که امامت کبری به وسیله‌ی آن منعقد می‌شود.

همچنین مقتضای کلام شیخ تقی الدین ابو العباس بن تیمیه رحمه الله در «منهاج السنة» این است که امامت برای او با بیعت کسانی که موجب تقویت شوکت او شده و با آن می‌تواند احکام امامت را بر مردم اجرا کند، منعقد می‌شود؛ زیرا کسی که این قدرت را نداشته باشد، مثل بقیه‌ی مردم است، و امام به حساب نمی‌آید».[3]

می‌گویم: هیچ یک از این شروط در مورد داعش تحقق نیافته است! حتی قضیه‌ی غلبه که بسیار حول آن مانور می‌دهند نیز برایشان محقق نشده. چون امور برای آنها مستقر نشده و دیده نشده که شریعت الهی را تطبیق داده باشند.

شنقیطی رحمه الله در «أضواء البیان» به اختصار می‌گوید:

«این را بدان که در مورد امام اعظم شروطی وجود دارد:

اول: از قریش باشد. قریش، فرزندان فِهر بن مالک هستند. و گفته شده: فرزندان نضر بن کِنانه هستند. هر کس فِهری باشد، بدون هیچ نزاعی، قریشی است، و کسی که از اولاد مالک بن نضر یا از اولاد نضر بن کِنانه باشد؛ اختلاف است که آیا قریشی است یا خیر؟ همچنین هر کسی که از فرزندان کِنانه باشد، اما فرزند نضر بن کِنانه نباشد، در قریشی نبودنش هیچ اختلافی نیست.

دوم: یکی دیگر از شروط امام اعظم این است که مرد باشد. در این مورد هیچ اختلافی بین علما وجود ندارد.

سوم: یکی دیگر از شروط امام اعظم این است که آزاد باشد. جایز نیست امام اعظم مسلمانان، برده باشد. در این مورد نیز هیچ اختلافی بین علما وجود ندارد.

چهارم: از دیگر شروط امام اعظم این است که بالغ باشد. به اجماع علما، جایز نیست پسر بچه‌ای خلیفه‌ی اعظم مسلمین باشد. چرا که قدرت اداره‌ی امور خلافت را ندارد.

پنجم: باید عاقل باشد. خلافت و حکومت شخص دیوانه، جایز نیست. همچنین خلافت شخص کم عقل و سخیف نیز جایز نیست، و در این مساله هیچ اختلافی جود ندارد.

ششم: باید عادل باشد. امامت فاسق جایز نیست. دلیل این مساله را برخی از علما، این آیه شمرده‌اند: {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}، یعنی: {فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار می‌دهم. گفت: و از فرزندانم (نیز کسانی را پیشوا قرار بده). فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد}. [بقره:124]. و اسلام نیز تحت شرط عدالت وارد می‌شود؛ زیرا کسی جز مسلمان، عادل نیست.

هفتم: از کسانی باشد که این شایستگی را دارد که به عنوان قاضی مسلمانان باشد. مجتهد باشد و در حوادث که اتفاق می‌افتد، این امکان را داشته باشد که از فتوای دیگران، بی نیاز باشد.

هشتم: اعضایش سالم باشد. زمینگیر یا کور و غیره نباشد. دلیلی که برای این دو شرط آخر، یعنی علم و سلامت جسمی وجود دارد، فرموده‌ی الله تعالی در مورد طالوت است: {إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ}، یعنی: {الله، او را بر شما برگزیده و بر علم و قدرتش افزوده است}. [بقره:247].

نهم: دارای خبره و رای استوار و محکم در امور جنگی، و تدبیر ارتش، و محافظت از مرزها، و حمایت از مسلمانان، و حفاظت از امت، و انتقام از ظالم، و گرفتن حق مظلوم باشد.
دهم: از کسانی نباشد که در هنگام اقامه‌ی حدود، نرم دل باشد، و هنگام گردن زدن یا قطع اعضا، بترسد. آنچه دال بر این است، اجماع صحابه رضی الله عنهم بر این مساله است که امام حتما باید این گونه باشد. این را قرطبی رحمه الله می‌گوید».[4]

می‌گویم: برخی از این شروط برای زمان اختیار نمودن خلیفه در ابتدای امر است. مثلا قریشی بودن، شرط صحت خلافت نیست. همچنین فاسق نبودن نیز شرط صحت خلافت نیست. زیرا ولایت چنین کسی صحیح است و از او در غیر معصیت الله، حرف شنوی و اطاعت می‌شود. والله الموفق.



نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول حفظه الله

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

آدرس سایت:

www.khawarej.com



کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg

[1] – منظور از امام، حاکم و خلیفه‌ی مسلمین است، نه امامتی که شیعه قائل به آن است.

[2] – اهل حل و عقد شامل بزرگان و امرای لشکر و روسای قبایل و قدرتمندان است.

[3] – «أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن» 1/22-28.

[4] – «أضواء البیان» 1/22-28.
رد شبهات داعشی: ابوبکر بغدادی خارجی نیست...
شبهه‌ی هفتم:
داعشی می‌گوید: «من صحابه را تکفیر نمی‌کنم. علی و معاویه رضی الله عنهما را تکفیر نمی‌کنم. بلکه معتقدم که ایمان زیاد و کم می‌شود. مرتکب کبیره را تکفیر نمی‌کنم...، و علامت‌های خوارج را ذکر می‌کند. سپس می‌گوید: الله را با خوف و رجاء عبادت می‌کنم. سپس می‌گوید: من خطبه‌ی ابوبکر بغدادی را مشاهده کردم. طرف بیست سال است که سلفی است. می‌گوید: ابوبکر بغدادی، مرتکب کبیره را از دین خارج نمی‌داند. سپس می‌گوید: دلیلی قطعی بیاور که او خارجی است؟ زیرا علامت‌های خوارج بر او تطبیق ندارند».
رد شبهه:
داعشیان، خوارج هستند؛ شرط خارجی بودن این نیست که مرتکبین کبیره را تکفیر کند. بلکه فقط کافی است که بر ولی امر خروج کند تا حکم به خارجی بودنش داده شود. چه رسد به اینکه با ادعای تطبیق شریعت، بر اهل سنت و جماعت خروج کند؟! چه می‌گویی وقتی که بر جماعت مسلمانان خروج کرده، مسلمانان را کشته و بت پرستان را رها می‌کند؟!
چه می‌گویی وقتی که قرائن دال بر این باشد که او را دستگاه‌های استعماری روی کار آورده‌اند تا نقشه‌هایشان را در کشورهای مسلمان پیاده کند؟
اگر بگویی: دلیلت چیست که در خارجی بودن، تکفیر مرتکب کبیره شرط نیست؟
جواب:
اولین خارجی در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج شد، و اسلاف خوارج از پشت او هستند. هیچ کجا نقل نشده که این شخص، به خاطر ارتکاب معاصی، کسی را تکفیر کرده باشد. بلکه بر رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج شد و به ایشان اعتراض کرد! و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در وصف آنها چیزی جز این نگفته که بر جماعت مسلمانان خروج می‌کنند، و مسلمانان را کشته و بت پرستان را رها می‌کنند.
همچنین در کتب فِرَق، فرقه‌هایی از خوارج ذکر شده‌اند که به خاطر ارتکاب گناه، کسی را تکفیر نمی‌کنند، که این دلالت دارد این وصف در خارجی نامیدن آنان شرط نیست. بلکه شرط خارجی بودنشان خروج بر علیه جماعت مسلمین است. بنا بر این دواعش خارجیانی هستند که گمان می‌برند دولت اسلام را برپا می‌کنند، در حالی که دولتشان دولت طغیان است.
از الله هدایت آنها و رجوعشان به صراط مستقیم را خواهانم.

نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

آدرس سایت:

www.khawarej.com

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
رد شبهات داعشی (قسمت 08) داعش فقط با رافضه می‌جنگد

شبهه‌ی هشتم:
داعشی می‌گوید: «داعش فقط با رافضه می‌جنگد. بر دو حاکم کافر شیعه خروج کرده‌اند. بر مسلمان خروج نکرده‌اند، و اهل سنت عراق و سوریه با آنها هستند. چطور خارجی است در حالی که اصلا بر مسلمانی خروج نکرده است»؟
رد شبهه
این بر خلاف آن چیزی است که از آنها می‌شنویم و می‌بینیم! بر خلاف شهادت کسانی است که پس از اینکه آنها را تصدیق می‌کرد، از نزد آنها گریخته و برگشته‌اند. خلاف واقعیت اعمال خرابکارانه‌شان در کشورهای مسلمان مثل سعودی و کویت و بحرین و اردن و مصر و لیبی و تونس و دیگر کشورهای مسلمان است. الله شرشان را از مسلمانان دور کند! می‌توانی به گوگل رفته و سرچ کنی و بنویسی: تفجیر داعش، یا ارهاب داعش. ببین و بخوان.
جنگشان با ایران کجاست؟
جنگشان با دولت صهیونست‌ها در فلسطین کجاست؟
آیا بر جماعت مسلمانان خروج نکرده‌اند؟!
آیا اعمال تفجیر و تخریبشان در کشورهای مسلمان نیست؟!
آیا جوانان سنی را برای عملیات تخریب و ارهابی که هیچ دلیلی از جانب الله بر آن نیست، بسیج نکرده‌اند؟
کجا آنها با رافضه می‌جنگند؟!

نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

آدرس سایت:

www.khawarej.com

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
اخوان المسلمین بین ماسونیت و پوشش دین (قسمت 01)

نویسنده: فرج المالکی

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی
مرکز رد شبهات خوارج
وقتی در مورد فکر اخوان مطالعه کنی و در آن تدبر نمایی، خواهی دید که رد پای ماسونیت در آن کاملا آشکار است. مثل مشابهتشان با یکدیگر در شعارهای فریبنده‌ای مانند: (آزادی، برادری، برابری، انسانیت)، و در مقدمه‌ی این آزادی‌ها، چیزی به نام «آزادی زن» قرار دارد؛ یعنی: کنار گذاشته شدن دین و اخلاق توسط زن. همچنین «اخوّت و برادری» که نزد ماسونیت جهانی و محافل کشوری آنها مصطلح است، دلالت واضحی بر این است که مصطلح «اخوان» نیز از همان تنظیمات گرفته شده، و از اسلام[5] نیست؛ چرا که نزد اخوان المسلمین «اخوّت و برادری» حتی برای کسی که یهودی یا نصرانی یا کمونیست هم باشد، تا زمانی که با آنها در یک منهج و حزب باشد، حاصل می‌شود.

قبل از پرداختن به فکر اخوان، کمی به ماسونیت و ماهیت آن پرداخته و بعضی درجات آن را ذکر می‌کنیم. همچنین کیفیت قبول اعضایشان را ذکر کرده و بعد از هر قسمت، آن را با فرقه‌ی اخوان المسلمین مقارنه می‌کنیم.

مطالعه‌ی مقاله به صورت کامل:
http://www.khawarej.com/?p=102

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
رد شبهه‌ی داعشی (قسمت 09 و آخر) دفاع از سید قطب

شبهه‌ی نهم:
سوال:
این داعشی از سید قطب دفاع می‌کند و به فتوایی قدیمی از شیخ آلبانی رحمه الله و قبل از اینکه شیخ ربیع بر سید قطب رد بدهد، استناد می‌کند. سپس می‌گوید: در حقیقت علما در سعودی، همه زندانی هستند. سپس در مورد سعودی تشکیک ایجاد کرده می‌گوید: سعودی، علما را زندانی می‌کند.
رد شبهه:
این دلالت دارد که او بر فکر خوارج است.
همچنین دلالت دارد که داعشیان همه به فکر سید قطب منسوب هستند. مذهب خوارج را به عنوان اینکه مذهب اهل سنت و جماعت است، مطرح می‌کنند، و مذهب اهل سنت و جماعت را مذهب مرجئه و ممیّعانی که پیروان استعمارند، توصیف می‌نماید.
در حقیقت سید قطب رأس و اقنوم تروریسم در عصر حاضر، و بر فکر خوارج است. این قضیه‌ای است که اهل علم تقریر و مطالعه و اثبات آن را از کتاب‌های خودش به پایان برده‌اند، که می‌توانید به آن مراجعه کنید!
اما تصوری که در مورد سعودی دارد، کذب و افترای محض است.
چنین سخن گفتن در مورد سعودی، با این روش، تاکید می‌کند که او بر فکر خوارج است، و حقایقی دستکاری شده نزد او وجود دارد و چیزی می‌گوید که نمی‌داند.
من می‌خواهم برای من یکی از علمای ربانی در سعودی را نام ببرد که در زندان است، تا سپس در حقیقت حالی که مدعی است، نظر کنم!
اولیای امور در سعودی به انتسابشان به مذهب سلف صالح افتخار می‌کنند، و تلاششان برای جمع کلمه‌ی مسلمین و اتخاذ موضع اسلامی واحد هستند. از قضایای امت اسلامی دفاع می‌کنند. قضایایی که داعش آمده تا آنها را ضایع نموده و نیروها را از اطراف آن پراکنده کند، و دشمنان اسلام را بر ضد امت اسلام یاری کند. و انا لله و انا الیه راجعون.
اینها مسائلی متعلق به رد این شبهات بودند. از الله تعالی خواهی توفیق و هدایت و رشد هستم. از الله می‌خواهم که مسلمانان گمراه را با رحمت و هدایت خود، به حق بازگرداند.
وصلِّ اللهم علی محمد و علی آله و صحبه و سلم

سوال:
اگر داعشی گفت: «من از طاعت کدام ولی امر خارج شده‌ام»، در جوابش چه باید گفت؟
جواب:
خروج بر ولی امر گاهی به وسیله‌ی شمشیر کشیدن و شکستن بیعت است.
گاهی نیز با خروج از عقیده‌ی اهل سنت و جماعت است. از این رو از برخی سلف نقل شده که هر مبتدعی، خارجی است، و سرنوشت هر صاحب بدعتی این است که قائل به شمشیر کشیدن بر علیه امت محمد صلی الله علیه وسلم می‌شود.
گاهی نیز به وسیله‌ی شمشیر کشیدن بر همه‌ی مسلمانان است.
این صفات در خوارجی که در میان فرقه‌های مسلمان ذکر شده‌اند، یا به صورت مباشر وجود دارد، یا لازمه‌ی سخن و اعتقادشان است؛ مثل خوارج قعدیه.
همه‌ی این معانی در داعش وجود دارد و به همین خاطر، خارجی هستند؛
زیرا داعشیان بر آنچه که اهل سنت و جماعت بر آن هستند، خروج کرده‌اند.
همچنین بر جماعت مسلمانان خروج کرده و در میان آنها شمشیر به کار برده‌اند، و اهل اسلام را به قتل رسانده و کاری به بت پرستان ندارند.
افراد داعش همگی بیعت اولیای امورشان را شکسته و به داعش ملحق شده‌اند. خصوصا کسانی که از کشورهای خلیج هستند، و این کار، خروج بر ولی امر کشورشان به حساب می‌آید. والله الموفق.
نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

آدرس سایت:

www.khawarej.com

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
اخوان المسلمین بین ماسونیت و پوشش دینی (قسمت 02)

انحلال و فحشا

نزد اخوان و ماسونیت

اما دعوت به فساد و فحشا و پذیرش الحاد توسط اخوان المسلمین و ماسونیت چگونه است؟ فقط توجه کنید؛ هنگامی که گفته‌های آنان را می‌خوانی، از کارهایشان به الله پناه ببر.

ماسونیت «فحشا و استفاده از زن به عنوان ابزاری برای سیطره، و نابود کردن بنیان‌های اخلاقی و فکری و دینی و دادن رشوه به وسیله‌ی پول و سکس برای همه، و دعوت پسران و دختران جوان به غرق شدن در رذیلت و فراهم نمودن اسباب آن و اباحه‌ی رابطه با محارم و بی ارزش نمودن روابط زناشویی و از بین بردن روابط خانوادگی را حلال می‌شمارد». [الموسوعة المیسّرة فی الأدیان والمذاهب و الأحزاب المعاصرة (ص511-512)] با تصرّف.

این دعوت ماسونیت است. شاید خواننده‌ی گرامی با حیرت بپرسد: آیا دعوت اخوان نیز چنین است؟! جوابی که می‌خواهید، اینجاست.یاد آوری می‌کنم: از آنچه مطالعه خواهی کرد، به الله پناه بر.

محمد مهدی عاکف – مرشد سابق اخوان و رهبر معروفشان – می‌گوید:

برای مطالعه‌ی بیشتر:
مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com/?p=108

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg

نویسنده: ابو ابراهیم فرج المالکی

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی
اخوان المسلمین بین ماسونیت و پوشش دین (قسمت 03)

انحلال و فحشا
نزد اخوان و ماسونیت (قسمت دوم)

دیگر رهبرشان، یوسف قرضاوی شیخ اخوان است که عاشق ترانه و فیلم‌های بی حیایی است. روزنامه نگاری با تعجب و نیشخند از او می‌پرسد: «صدای ترانه از خانه‌ی شیخ قرضاوی به گوشم خورد. از خود پرسیدم: دکتر قرضاوی به ترانه‌ی چه کسی گوش می‌دهد»؟

قرضاوی جواب می‌دهد: (در حقیقت من بیشتر از آن چیزی مشغولم که بتوانم به ترانه گوش کنم. اما گاهی به عبدالوهاب گوش می‌دهم که ترانه‌ی (بلبل)، یا (یا سماء الشرق جودی بالضیاء) یا (أخی جاوز الظالمون المدی) را می‌خواند. گاهی نیز به ام کلثوم گوش می‌دهم که (نهج البُردة)[7] یا (سلوا قلبی غداة سلا و تابا) را ‌می‌خواند. همچنین با لذت به صدای فایزه احمد[8] گوش می‌دهم، خصوصا ترانه‌هایی که در مورد خانواده می‌خواند، مثل (ستّ الحبایب)، و (یا حبیبی یا خوی یا بو عیالی)، و (بیت العزّ یا بیتنا، علی بابِکَ عنبتنا)، و این ترانه‌ها بسیار لطیف هستند...». سپس قرضاوی درباره‌ی این ترانه و اینکه صدای زنان خواننده در آنها، عورت نیست، سخن می‌گوید.

تا آنجا که می‌گوید: «صدای فایزه احمد در ترانه‌ی (ستّ الحبایب) اصلا تحریک آمیز نیست. بلکه صوت آواز خوانی است که می‌‌خواند (یا دبلة الخطوبة عقب لنا کلنا) و (یا معجبانی یا غالی)؛ اینها ترانه‌هایی است که در جشن‌ها و عروسی‌ها می‌شنویم. همچنین صدای فیروز را در ترانه‌ی (القدس)[9] و ترانه‌های (مکه) دوست دارم بشنوم. اما ترانه‌های احساسی‌اش را گوش نمی‌کنم. نه به خاطر اینکه حرام است؛ بلکه فقط به خاطر اینکه مشغولم، و حقیقتا نمی‌توانم ترانه‌های عاطفی امّ کلثوم را به طور کامل گوش کنم، چون بسیار طولانی است و نیازمند کسی است که وقتش را به آن اختصاص دهد[10]». مصدر: [روزنامه الرایة، شماره (5970)، تاریخ 20 جمادی الاولی 1419هـ].

برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مقاله کلیک کنید
http://www.khawarej.com/?p=110

نویسنده: ابو ابراهیم فرج المالکی

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com



کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
اخوان المسلمین بین ماسونیت و پوشش دین (قسمت 04)
نوشته‌ی: ابو ابراهیم فرج المالکی
مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

زمینه سازی برای ارتداد به نام دین

و مدح کافران (قسمت اول)

شاید تیتر این فصل عجیب و غریب به نظر آید. یعنی آیا اخوان به ارتداد دعوت می‌دهند؟ و برای کفر، زمینه سازی می‌کنند؟!

جواب: هیچ دلیلی برتر از گواهی خودِ اخوان وجود ندارد. آنها برای کفر به نام دین، زمینه سازی می‌کنند؛ و احکام دین را به نام دین و سیاست، و به تصور خود، به اسم دموکراسی، رد می‌کنند! دموکراسی‌ای که می‌خواهند آن را اسلامی نشان دهند و می‌گویند: «دموکراسی اسلامی»! همان طور که می‌گویند: «سوسیالیزم اسلامی». پس تعجبی ندارد اگر روزی بگویند: «کمونیسم اسلامی»، یا «لیبرالیسم اسلامی» یا «کفر اسلامی» که این آخری، یعنی «کفر اسلامی» عین همان چیزی است که منیر محمد غضبان – اخوانی – در کتاب خود «المنهج الحَرَکی» می‌گوید: «به کار بردن مظاهر کفر، و اعلان کفر! و ضربه زدن به اسلام و مسلمین برای تحقق این هدف، اشکالی ندارد». [ص 352].

می‌گویم: اعلان کفر! و ضربه زدن زدن به اسلام به نام اسلام، مشخصه‌ی آشکار نزد جماعت اخوان است… و به بهترین وجهی که خود و دشمنان اسلام می‌خوهند، آن را تطبیق داده و بر اساس فکر منیر غضبان به عنوان نظریه پرداز خود، حرکت کرده‌‌اند.

از این رو است که سبک مغزی مثل طارق سُوَیدان با دعوت مردم به آزادی کفر، می‌گوید: «قسمتی دیگر از قضیه‌ی آزادی به نسبت من، آزادیِ متعلق به تعبیر – یعنی آزادی بیان – است. حق مردم است که هر چه بخواهند بگویند، به جز مواردی که جزء فساد اخلاقی است[1]. دعوت به افکار، اعتراض بر دولت، اعتراض به حاکم، حتی اعتراض به اسلام هم نزد من مشکلی ندارد. حتی اعتراض بر الله تعالی و بر رسول الله صلی الله علیه وسلم مشکلی ندارد».[2]

می‌گویم: پروردگارا من از کفر و دعوت به کفر که توسط این شخص گستاخ، به اسم آزادی و دموکراسی صورت می‌گیرد، به تو پناه می‌برم.

همچنین می‌گوید: «حق انسان است که هر دینی می‌خواهد، اختیار کند! حق اوست که مذهبش را اختیار نماید. می‌خواهد سنی باشد یا شیعی یا دُرزی. در هر صورت، آزاد است! و حق هر انسانی است که هر معبودی را به هر طریقی که بخواهد، بپرستد[3]! نباید از ساختن کنیسه و معبد و غیره ممانعت به عمل آید… حق مردم است که این را داشته باشند».

می‌گویم: این نیز همانند سخن قبلی است که از او نقل کردیم.

همچنین به اعتقاد طارق سویدان، حدّ ارتداد، حدّی سیاسی است و به لحاظ دینی، به آن اعتراف نمی‌کند. او می‌گوید: «من به نسبت حدّ ارتداد، قبول ندارم که یک حدّ دینی باشد! من آن را حدّی سیاسی می‌دانم»! [مجموعه کلیپ‌های ویدیویی].

یکی دیگر از کسانی که در تلفظ کفر، از سویدان سبقت گرفته، دعوتگر اخوانی، راشد غنّوشی – رئیس «حزب النهضة» تونس – است. او می‌گوید: «دور انداختن اسلام مثل ادیان دیگر، واجب است! و باید به اراده‌ی ملت‌ها احترام گذاشت. حتی اگر ملت‌ها خواهان الحاد و کمونیسم باشند»! [الطریق إلی الجماعة الأمّ (ص183)] به واسطه‌ی [المجموع الحسن (ص635)].

برای ادامه‌ی مطلب روی لینک زیر کلیک کنید:
http://www.khawarej.com/?p=112


مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com



کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎧 شبهه: حکام جهاد را تعطیل کرده‌اند.

🎙️ د. #شیخ_سلیمان_الرحیلی -حفظه‌الله-

▪︎امام و خطیب مسجد قباء، مدرس در مسجد نبوی و رئیس کرسی فتوا در دانشگاه اسلامی مدینه‌ی منوّره

🍃تهیه شده در: https://t.me/khawareg
اخوان المسلمین بین ماسونیت و پوشش دین (قسمت 05)

زمینه سازی برای ارتداد به نام دین

و مدح کافران (قسمت دوم)

دوباره باز می‌گردیم به سخن از ماسونیت و وجه شبه بین آن و اخوان:

مستشرق هلند، «دوزی» ماسونیت را چنین تعریف می‌کند: «گروه زیادی از مذاهب مختلف هستند که برای هدفی واحد کار می‌کنند. این هدف، اعاده‌ی هیکل سلیمان است؛ چرا که این هیکل، نشانه و سمبل اسرائیل است». [حقیقة الماسونیة، تالیف محمد سعید رسلان (ص1)].

ما نیز می‌گوییم: «اخوان المسلمین، گروه بزرگی از مذاهب و ادیان مختلف هستند که به خاطر هدفی واحد، یعنی بازگشت خلافت اسلامی – به زعم خود – عمل می‌کنند. حتی اگر این کار به طریقی غیر از طریق اسلامی صورت گیرد».

بله، گروهک اخوان گروهکی است که همه‌ی گروه‌های اهل شر در آن جمع شده‌اند؛ چه مبتدع و چه کافر. ای مسلمان، اسم این جماعت و شعارهای فریبنده‌شان تو را فریب ندهد که می‌گویند: «الله غایتنا، الرسول زعیمنا، القرآن دستورنا»، یعنی: «الله، هدف ما، و پیامبر، رهبر ما، و قرآن، قانون اساسی ماست».

مولف کتاب «حسن البنّا بأقلام تلامذته و معاصریه»، در کتاب خود می‌گوید: «دعوت این مرد، انعکاس و تصدیق خود را نزد مسلمانان و اقباط!! (مسیحیان مصر) یافته بود… و کافیست به یاد کسانی بیاورم که تصور می‌کنند این مرد، دشمن نصاری است؛ استاد (لویس فانوس) از رهبران اقباط – که الان به لقای پروردگارش شتافته!! – از مشتریان همیشگی درس‌های سه شنبه بود که حسن البنا برگزار می‌کرد… و همچنین حسن البنا وقتی به کاندیداتوری برای انتخابات پارلمان اقدام کرد، نماینده‌اش که در یکی از شعبه‌های انتخابی به جای او بود، مردی قبطی و نصرانی بود». [حسن البنا بأقلام تلامذته و معاصریه].

همچنین نقل قول سابقمان از قرضاوی نیز بر این نکته تاکید دارد که در مورد حسن البنا می‌گوید: «برخی از مشاورانش قبطیان بودند! و او آنها را در تشکّل سیاسی وارد کرده بود!! و در برخی کنفرانس‌ها با آنها همراه می‌شد، و قائل به تقارب با شیعه بود! و از رهبران شیعه در مرکز عمومی اخوان در قاهره استقبال می‌کرد». [الاسلام و الغرب، قرضاوی. (ص72)].

همچنین حسن البنا به عنوان مرشد عام اخوان در مجله‌ی «المصوّر» به تاریخ 5 آوریل 1946 م تصریح می‌کند: «مریت بک بزگوار و شیخ لویس فانوس و … اعضای فعالی در گروه اخوان المسلمین هستند[1]!!

برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مقاله:
http://www.khawarej.com/?p=114


نویسنده: ابو ابراهیم فرج المالکی

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com



کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
اخوان المسلمین بین ماسونیت و پوشش دینی (قسمت 06)

بدگویی اخوان از یکدیگر
و متهم نمودن همدیگر به جیره خواری و ماسونیت و کم عقلی و …

این اتهام‌زنی‌ها به یکدیگر در مورد جیره‌خواری و ماسونیت به همین حد منتهی نمی‌شود! بلکه خودِ محمد غزالی، متهم دیگر است. محمود عبدالحلیم در کتاب «اخوان المسلمون احداث صنعت التاریخ» (ج3 ص223-225) و عباس السیسی در کتاب «قافلة الاخوان المسلمین» می‌نویسند: «…غزالی دروغگوست و کارگزار جمال عبدالناصر، و جمال عبدالناصر نیز کارگزار آمریکاست»، چنان که خود تصور می‌کنند(!!!).

یکی از قضایایی که آدم نمی‌داند به آن بخندد، یا گریه کند، این است که اخوان در تحرکات خود، از زنی استفاده می‌کنند که «زینب غزالی» نامیده می‌شود. این زن، حلقه‌ی وصل بین سید قطب در زندان و کادرهای اخوان در دنیاست. پنج تن از رهبران اخوان به این زن اتهام زده‌‌اند که: «جاسوس، و مامور مخفی اطلاعات آمریکا» است. این پنج تن: منیر الدلة، و عبدالرزاق هویدی، و صلاح شادی، و محمد فرید عبدالخالق هستند، و عجیب‌تر اینکه سید قطب این اتهامات را تایید می‌کند و شاگرد سید قطب، علی عشماوی نیز چنان که در کتابش آمده، آن را درست می‌داند. [أحداث صنعت التاریخ، (ص109-113)].

مطالعه‌ی مقاله به صورت کامل:
http://www.khawarej.com/?p=116

نویسنده: ابو ابراهیم فرج المالکی

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com



کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موضوع: فتوای قرضاوی مبنی بر جواز بی حجاب شدن دختران
در کشورهای غربی به خاطر رد نشدن در درس ورزش،
و جواز پوشیدن لباس شنا برای دختران در مدرسه و هنگام
زنگ ورزش برای شنای مختلط.
https://t.me/khawareg
اخوان المسلمین بین ماسونیت و پوشش دینی (قسمت 07)

می‌خواهد عضو جمعیت شود، حاجب او را چشم بسته تحویل کسی می‌دهد تا او را نزد رئیس ببرد، و همه‌ی اینها در جوی عجیب و ترسناک اتفاق می‌افتد، و به محض اینکه چشم بندش را باز می‌کنند، ناگهان می‌بیند که شمشیرهایی روی گردنش گذاشته و جلویش کتاب عهد قدیم نهاده‌اند… و جوّ هیکل یا مکان اجتماع خود را هیجان آور و مهم می‌کنند». [الماسونیة، احمد عبدالغفور عطار، (ص25)].

«و مجلس سرّی اعلی متشکل از نه نفر است که در راس آنها سه نفر اولیه، یعنی: «هیردوس»، و «أحیرام»، و «موآب لاوی» هستند، و قسم می‌خورند که قضیه‌ی جماعتشان فقط بین خودشان بماند و بازگویی آن یا اظهار نمودنش حرام است». [الماسونیة، احمد عبدالغفور عطار، (ص23)].

تاکید این امر که اخوان المسلمین در کشورهای جهان قدم به قدم پا جای پای ماسونیت می‌گذارند، این است که آنها نیز برای بیعت گرفتن برای مرشدان و رهبرانشان سری عمل می‌کنند، بدون اینکه کسی را که با او بیعت می‌کنند، بشناسند یا چهره‌اش را ببینند!

محمود عَسّاف – یکی از اعضای تنظیمات اخوان المسلمین و امین تشکیلات جمع آوری اطلاعات و منشی حسن البنا – بیعت کردن خود را توصیف کرده، می‌گوید: «در یکی از روزهای سال 1944 م، من و.....
ادامه در :http://www.khawarej.com/?p=120

نویسنده: ابو ابراهیم فرج المالکی

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com



کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
اخوان المسلمین بین ماسونیت و پوشش دینی (قسمت 08)

اخوان و ماسونیت؛
اصلِ بدنام کردن مخالفین با روش‌های ناشایست

یکی از اصول ماسونیت کافر: «… منتشر کردن اخبار دروغین، و اباطیل و دسیسه‌های کذب است، تا جایی که همانند حقیقت به نظر آیند؛ تا عقل جمهور مردم را تغییر داده و حقایق را از جلوی روی آنها پاک کنند». [«الموسوعة المیسّرة فی الأدیان و المذاهب المعاصرة»(1/512)].

از اصول اخوان المسلمین نیز تشویه و بدنام جلوه دادن هر کسی است که در این تفکر مریضشان با آنها مخالف باشد. این شهادتی بزرگ از سوی قرضاوی است که روش مورد استفاده‌ی اخوان در بدنام جلوه دادن مردم، فرقی نمی‌کند که فرد باشد یا گروه یا دولت، حتی اگر دولتی اسلامی نیز باشد!!! را معرفی می‌کند. او می‌گوید: «اخوان المسلمین وقتی کسی را دوست داشته باشند او را تا آسمان هفتم بالا می‌برند، و وقتی از کسی بدشان بیاید، او را تا پایین‌ترین طبق‌ی زمین به زیر می‌کشند». [سیرة و مسیرة، (2/78)].

قبل از قرضاوی، محمود عبدالحلیم چنین شهادتی می‌دهد. او می‌گوید: «چنین می‌نماید که برادرانمان این قاعده‌ی ماکیاولی را مباح دانسته‌اند که می‌گوید: (هدف، وسیله را توجیه می‌کند!). بنا بر این در مقابل این اعتقاد که آنها بر حق هستند و طریقشان برترین طریق برای مصلحت دعوت است، و بر اساس اینکه گروه مقابل چنان قدرتی دارد که نمی‌توانند با اسلوب‌های مشروع، جلوی آن را بگیرند؛ رو به اسلوبی می‌آورند که اگر چه ناشایست است، اما رسیدن به آنچه آرزویشان است را برایشان تضمین می‌کند»[1]. [اخوان المسلمون احداث صنعت التاریخ (3/419)].

این محمد صوان رئیس حزب اخوانیِ عدالت و بناء در لیبی است که...
ادامه‌ی مقاله:
http://www.khawarej.com/?p=122

نویسنده: ابو ابراهیم فرج المالکی

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی



مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com



کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
اخوان المسلمین بین ماسونیت و پوشش دینی (قسمت 09)

یکی دیگر از روش‌های تخریب مخالفین:

کافر خواندن آنهاست، مگر اینکه در جماعتشان باشند

از این رو؛ اخوان المسلمین در دنیا و در همه‌ی کشورهای اسلامی جنگی بی وقفه را بر علیه همه‌ی کسانی به راه می‌اندازند که زیر نظر جماعت آنها نیستند. حتی اگر این اشخاص دارای فهم و عمل بیشتری نسبت به اسلام باشند، اما باز هم دائما محل اتهام و جنگ و حملات تخریبی قرار دارند و اخوان نیز این عمل را تا زمانی که در خدمت جماعتشان باشد، مشروع می‌دانند. چنان که قبلا – در بخش قبل – از مختار نوح و یوسف قرضاوی و عبدالحلیم محمود ذکر کردیم.

خرباوی در کتاب «سرّ المعبد» (ص279) می‌نویسد که سعید حوّی – مسئول عام جماعت اخوان در سوریه و متفکر آنها – در کتاب خود «المدخل إلی دعوة الإخوان المسلمین» می‌گویند: «ما در اینجا به مطالعه‌ی نصوص خواهیم پرداخت تا به ویژگی‌های جماعت مسلمین دست یابیم، و مبرهن نموده‌ایم که این ویژگی‌ها در دعوت استاد حسن البنا موجود است»!.

می‌گویم: اگر مواصفات جماعت مسلمین همان است که در دعوت حسن البنا موجود می‌باشد که طبعا همان دعوت اخوان المسلمین است! پس محل إعراب کسی که تحت پوشش این جماعت نباشد، چیست؟!

جواب این سوال را خرباوی به ما می‌دهد.


ادامه‌ی مقاله:
http://www.khawarej.com/?p=124

نویسنده: ابو ابراهیم فرج المالکی

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی



مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com



کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علامة :شيخ محمد سعيد رسلان
بعد از انفجار مسجد روضة توسط داعش و كشته شدن بيش از ٣٠٠ تن
تهیه شده در: مرکز رد شبهات خوارج
https://t.me/khawareg كانال رد شبهات خوارج