رد شبهات خوارج
1.54K subscribers
58 photos
158 videos
30 files
364 links
سایت و کانال "مرکز رد شبهات خوارج" به منظور رد بر خوارجِ اخوان المسلمین و شبهات این حزب به صورت عام، و رد بر گروه‌های تکفیری امثال القاعده، داعش، جبهة النصرة، بوکو حرام و غیره است.
Download Telegram
انحرافات طارق سویدان.pdf
1.2 MB
📝نسخه‌ی پی‌دی‌اف (PDF) مقاله‌ی:
طارق سویدان و انحرافات عقیدتی و منهجی


✍🏻نویسنده و مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

📚تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج
@khawareg
صفات خوارج:

صفات خوارج که در سنت آمده‌اند:

اول: کم سِنّی: آنها غالبا جوانان کم سنی هستند که کم پیش می‌آید انسان‌های مسنّ یا بزرگسال که داری خبره هستند، در میان آنها باشند. رسول الله صلی الله علیه وسلم در موردشان می‌فرماید: (حُدَثَاءُ الْأَسْنَانِ).

حافظ ابن حجر عسقلانی رحمه الله در فتح الباری (12/287) می‌گوید: «‏والْحدث هوَ الصغير السن». یعنی: «حدَث به کسی می‌گویند که سِنی نداشته باشد».

دوم: کم عقلی و سفاهت: عامه‌ی خوارج و متبنِّیان فکرشان، جوانانی هستند که سبک‌سر بوده و عجله و حماسه در آنها بوده و دارای دید و درک کوتاه و تنگ نظری و بی بصیرتی هستند. در حدیث متّفق علیه چنین آمده است: (يَأْتِي فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ، حُدَثَاءُ الْأَسْنَانِ، سُفَهَاءُ الْأَحْلَامِ). یعنی: (در آخر الزمان گروهی می‌آیند که کم سن بوده، کم عقل و سفیه هستند).

احلام در اینجا به معنی عقل، و سفیه به معنی سبک‌سری و کم عقلی است.

نووی می‌گوید: «يُسْتَفَادُ مِنْهُ أَنَّ التَّثَبُّتَ وَقُوَّةَ الْبَصِيرَةِ تَكُونُ عِنْدَ كَمَالِ السِّنِّ وَكَثْرَةِ التَّجَارِبِ وَقُوَّةِ الْعَقْلِ». یعنی: «از این حدیث چنین استنباط می‌شود که تَثبُّت و قوّت بصیرت هنگام رسیدن به سن کمال و به دست آوردن تجارب زیاد و قوّت عقل است». این را حافظ ابن حجر رحمه الله در فتح الباری از او نقل می‌کند.

سوم: غرور و خود را بالاتر شمردن: آن چیزی که از خوارج سراغ داریم این است که متکبر بوده و خود را از دیگر مردم بالاتر دانسته و به خود و اعمالشان مغرور هستند. به همین خاطر نیز مشاهده می‌شود که بسیار به کارهایی که کرده‌اند، افتخار می‌کنند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (إِن فيكم قوما يعبدون ويدأَبون حتى يعجب بهم الناس وتعجبهم نفوسهم يمرقون من الدين مروق السهم من الرمية)، یعنی: (در میان شما گروهی هستند که عبادت کرده و پیوسته بر عبادت هستند، تا جایی که مردم از آنها در شگفت شده، و خود نیز به کرده‌ی خود مغرور می‌شوند؛ از دین خارج می‌شوند چنان که تیر از بدن شکار خارج می‌شود). روایت امام احمد با سند صحیح.

غرور باعث می‌شود که ادعای علم کرده، به علما بی احترامی کنند، و بدون اینکه چشم انداز یا تجربه‌ای داشته باشند، خود را در مصاف حوادث بزرگ قرار داده، و به اهل علم و فقه و رأی رجوع نکنند.

چهارم: زیاده روی در عبادت: خوارج اهل عبادت بوده، دائما در نماز و روزه و تلاوت قرآن و ذکر و تلاش و فداکاری هستند، و اینها باعث می‌شوند که مردم فریب آنها را بخورند. به همین خاطر نیز در بیان نبوی، بطور واضح و صریح در مورد این صفتشان سخن به میان آمده است. آنجا که رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (ليس قراءتكم إِلى قراءَتهم بِشيءٍولا صلَاتكم إِلى صلاتهم بشيءٍ ولا صيامكم إِلى صيامهم بِشيءٍ). یعنی: (قرائت شما در مقابل قرائت آنها، و نمازتان در مقابل نماز آنها، و رزه‌هایتان در مقابل روزه‌های آنها، هیچ نیست).

روایت مسلم.

همچنین می‌فرماید: (يحقرأَحدكم صلاته معَ صلاتِهم، وصِيامه مع صيامهم). یعنی: (شما، نمازهایتان را در مقابل نمازهای آنها، و روزه‌هایتان را در مقابل روزه‌های آنها، ناچیز می‌شمارید). متفق علیه.

وقتی صحابه رضی الله عنهم طبق این حدیث، نمازها و روزه‌ها و قرآن خواندنشان را در مقابل نماز و روزه و قرآن خواندن خوارج، ناچیز بشمارند، کسانی که بعد از صحابه می‌آیند، چه باید بگویند؟

عبدالله بن عباس رضی الله عنهما وقتی نزد خوارج رفت تا...

ادامه‌ی مقاله را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
http://www.khawarej.com/?p=1137

گرد آوری و تالیف: سید ابوبکر یگانه قلاتی

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:

https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موضوع: سوء استفاده اخوان المسلمين از اصطلاحات شرعی‌‌.
شیخ دکتر سلیمان رحیلی، استاد دانشگاه اسلامی مدینه نبوی و مدرس حرم نبوی صلی الله علیه وسلم
@khawareg
Forwarded from رویش
🎊 مژده به همراهان بزرگوار رویش:

📚 گزیده‌هایی از شرح ریاض الصالحین،

👈🏻بزودی از سایت دینی و اصلاحی رویش


با ما همراه باشید...

•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•

https://t.me/ruyeesh
https://www.instagram.com/ruyeesh
ردی بر کتاب‌های شبهه بر انگیز، قسمت (7)

مقدسی دیدگاه علما را حمل بر معنایی می‌کند که منظور علما نیست؛ بدین صورت که علما پیرامون ظاهر نمودن دین از سوی مسلمانی سخن می‌گویند که در میان مشرکان زندگی می‌کند؛ اما مقدسی این دیدگاه را در «تفسیر معنای برائت از مشرکان» می‌آورد و آن‌را به‌معنای رویارویی و جنگ همیشگی با کافران می‌داند.

اگر گفته شود: مقدسی این دیدگاه را بر این مبنا در تفسیر برائت وارد می‌کند که جوامعی که در آنها زندگی می‌کنیم، آن‌گونه که مقدسی می‌گوید، برائت از کفار ندارند؛ پس کافر هستند.

در پاسخ می‌گویم: به همین دلیل است که می‌گویم کلیت سخن مقدسی، تکفیر حاکمان مسلمان و سپس تکفیر جوامع اسلامی می‌باشد.

اکنون برای قضاوت بهتر، نمونه‌ای از روش نقل قول‌های مقدسی را آورده و تعلیقی هم بر آنها خواهیم گذاشت:

او در صفحه 55 کتاب خود، از شیخ حسین و شیخ عبداللطف، پسران شیخ محمد بن عبدالوهاب رحمهم الله، قسمتی از جواب آنها را در مورد سوالی نقل کرده که پرسیده‌اند: دیدگاه شما درباره‌ی آن مرد چیست که مسلمان شده و اسلام را دوست دارد؛ اما با مشرکان دشمنی و ستیز ندارد و یا اگر دارد، آن‌ها را کافر نمی‌داند؟

قسمتی از جواب آنها چنین است:

«کسی‌که بگوید با مشرکان ستیز و دشمنی ندارم؛ و یا اگر با آنان ستیز کرد و آنان را کافر نداست، پس او کافر است. مصداق این سخن الله تعالی که فرمود:

{وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا ﴿150﴾ أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا}. (النساء: 151-150)

یعنی: {و می‌گویند: به بعضى ايمان می‌آوریم و بعضى را نمی‌پذیریم و مى‏خواهند ميان اين‌دو، راهى براى خود انتخاب كنند (150) آنان در حقيقت كافر هستند و براى كافران، عذابى تحقیر کننده آماده كرده‏ايم}». (نقل از درر السنیة).

اکنون متن کامل آن سؤال و جواب را می‌آوریم تا دخل و تصرف مقدسی را در این نمونه ببینید. متن موجود در الدرر السنیة چنین است: ....
برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مقاله روی لینک زیر کلیک نمایید:
http://www.khawarej.com/?p=1144

گرد آوری و تالیف: سید ابوبکر یگانه قلاتی

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:

https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📀 سورة #الفجر #البلد
صلاة الفجر في السودان
📢 القارئ: #ماهر_المعيقلي
قُرّاءُ القُرآن
@quranvois
🎙 سوره‌ی #فجر #بلد
📀 قاری: #ماهر_المعیقلی
ردی بر کتاب‌های شبهه بر انگیز، قسمت (8)

5) تمرکز و توجه مؤلف کتاب ملة ابراهیم، برمسأله‌ی برائت از مشرکان است و نسبت به اصل نخست، یعنی تحقق و عملی نمودن توحید ذات یگانه‌ی الله، سهل‌انگاری و غفلت می‌کند. گویا نخستین اقدام تمامی پیامبران و اصل نخست دعوتشان، برائت است؛ اما هر کس در قرآن تأمل و تدبر نماید، می‌بیند که درحقیقت، نخستین اقدام پیامبران الهی، دعوت به اصل توحید و خالص نمودن عبادت برای ذات یگانه‌ی الله تعالی می‌باشد.

در بحث اصلاح، اولین و اساسی‌ترین موضوع، عبادت الله تعالی و یکتا دانستن اوست که همین، دعوت پیامبران می‌باشد؛ چه اینکه الله متعال، هر پیامبری را به خاطر همین قضیه، به‌سوی قوم خودش فرستاده است. الله تعالی می‌فرماید:

{وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}. (نحل: 36)

یعنی: {و قطعاً در ميان هر امتى، فرستاده‏اى برانگيخته‌ايم که (بگويد): الله را عبادت کنید و از طاغوت دوری نمایید؛ پس برخی از آنان كسى است كه الله هدايتش نموده و برخی از آنان، كسى است كه گمراهى بر او سزاوار گردید؛ بنابراين در زمين بگرديد و ببينيد سرانجام تكذيب‏كنندگان چگونه بوده است}.

و می‌فرماید:

{وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ}. (أنبیاء: 25)

یعنی: {و پيش از تو، هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اين‌كه به او وحى كرديم كه هیچ معبود شایسته‌ای جز من وجود ندارد؛ پس فقط مرا عبادت کنید}.

الله تعالی درباره‌ی نوع علیه السلام می‌فرماید:

{لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}. (أعراف: 59)

یعنی: {در حقیقت نوح را به‌سوى قومش فرستاده‌ايم؛ پس گفت: اى قوم من! فقط الله را عبادت کنید كه براى شما هیج معبود شایسته‌ای جز او وجود ندارد؛ من از عذاب روزى بزرگ، درباره‌ی شما هراس دارم}.

الله تبارک و تعالی درباره‌ی هود علیه السلام می‌فرماید:

{وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلاَ تَتَّقُونَ}. (اعراف: 65)

یعنی: {و به‌سوى عاد، برادرشان هود را فرستاديم؛ گفت: اى قوم من! فقط الله را عبادت کنیدکه معبود حقیقی جز او ندارید؛ آيا پروا نمى‏كنيد}.

الله متعال درباره‌ی صالح علیه السلام می‌فرماید:

{وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوَءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}. (اعراف: 73)

یعنی: {و به سوى قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستاديم؛ گفت: اى قوم من! فقط الله را عبادت کنید که هیچ معبود شایسته‌ای جز او ندارید؛ قطعاً از جانب صاحبتان، دليلى آشكار برایتان آمده است؛ اين ماده‏شتر الله براى شماست كه معجزه است؛ پس آن‌را رها کنید تا در زمين الله بخورد و آسیبی به او نرسانيد که شما را عذابى دردناك فرو می‌برد}.

الله متعال پیرامون شعیب علیه السلام می‌فرماید:

{وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}. (اعراف: 85)

یعنی: {و به سوى مدين، برادرشان شعيب را فرستاديم؛ گفت: اى قوم من! فقط الله را عبادت کنید؛ كه هيچ معبود حقیقی جز او ندارید؛ در حقيقت از سوی مالکتان، دلیلی روشن برای شما آمده است؛ پس پيمانه و ترازو را کامل کنید و اموال مردم را كم ندهيد و در زمين، پس از اصلاح آن، فساد و خرابکاری نكنيد؛ اگر مؤمن هستید، این براى شما بهتر است}.

یعنی: {و ابراهيم را (یاد کن) وقتی به قوم خود گفت: فقط الله را عبادت کنید و از او پروا نمایید؛ اگر می‌دانستید، اين برایتان بهتر است}.

رسول الله صلی الله علیه و سلم وقتی معاذ بن جبل رضی الله عنه را به یمن فرستاد، ....

برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مقاله، به لینک زیر بروید:
http://www.khawarej.com/?p=1150


تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:

https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
رد بر شبهه‌ی اخوان المسلمین در مورد تحذیر از سید قطب، و مناقشه‌ی سخن شیخ بکر ابو زید رحمه الله تعالی

[تذکر: چرا از سید قطب تحذیر داده می‌شود، اما از نووی و ابن حجر، خیر؟ و مناقشه‌ی سخن شیخ بکر ابو زید رحمه الله تعالی]

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

اما بعد:

بسیاری از اوقات اخوان المسلمین و قطبی‌ها و پیروانشان وقتی از سید قطب به خاطر گمراهی‌های بسیار و بی اندازه‌اش تحذیر داده می‌شود، اعتراض کرده و می‌گویند: همان طور که تحذیر از نووی و ابن حجر که دارای خطاهای عقیدتی هستند، درست نیست، تحذیر از سید قطب نیز درست نیست!

این اعتراض از چند جهت بی جا بوده و بی دلیل است:

اول: نووی و ابن حجر رحمة الله علیهما از علما بوده‌اند. اما سید قطب به اعتراف پیروانش، عالم نبوده است. نووی و ابن حجر اگر در اجتهادشان به صواب روند، دو اجر، و اگر به خطا روند، یک اجر دارند. اما سید قطب اگر خطا کند، اجر ندارد و بلکه گناهکار است. چرا که از اهل اجتهاد نیست. این مساله را شیخمان علامه صالح الفوزان حفظه الله نیز در مقدمه‌ای که بر کتاب شیخ عصام السنانی به نام: «براءة علماء الأمة من تزکیة أهل البدع و المذمة»، نوشته، ذکر کرده‌اند.

http://islamancient.com/ressources/docs/487.pdf



دوم: خطاهایی که سید قطب دارد را حتی اشاعره نیز ندارند. اشاعره هیچ گاه انبیاء الله را بدگویی نکرده‌اند. اما سید قطب این کار را کرده است. او در مورد موسی علیه السلام می‌گوید: موسی انسانی عصبی بود.

اشاعره، صحابه‌ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را بدگویی نمی‌کنند. اما سید قطب برخی از صحابه را بدگویی کرده و حتی ابوسفیان رضی الله عنه را تکفیر می‌کند. از این رو، گمراهی‌های او بسیار بیشتر از گمراهی‌های اشاعره است.



سوم: کتاب‌های نووی و ابن حجر را غالبا علما و طلاب علم مطالعه می‌کنند که آنها نیز در دینشان آگاه و بر بصیرت هستند. اما کتاب‌های سید قطب را علما نمی‌شناسند. به همین خاطر وقتی از علامه ابن عثیمین رحمه الله تعالی در مورد کتاب «فی ظلال» سوال شد، جواب دادند: «من این کتاب را ندارم و آن را نخوانده‌ام. اما به ردود شیخ ربیع و علامه عبدالله دُوَیِّش مراجعه کنید».

https://www.youtube.com/watch?v=kUIKQIgSDMw&app=desktop



بنا بر این کتاب‌های سید قطب را علما نمی‌شناسند؛ چون که در آنها علمی وجود ندارد، و برای علما نیز تالیف نشده. بلکه برای جوانان تالیف شده تا فکر حَرَکی و حماسی و جنگی و تکفیری و انقلابی را به آنها القا کند، و کسانی که علمی ندارند را بفریبد. بنا بر این باید خطرات آن را بیان نمود تا جوانان از چنین کتاب‌هایی بر حذر باشند.



چهارم: جوانان بر اساس کتاب‌های سید قطب تربیت شده و به آنها تعلق خاطر دارند. بر خلاف کتاب‌های نووی و ابن حجر.

بلکه تا چند سال قبل، خطیبان جمعه در سعودی بر روی منبر بسیار به کتاب سید قطب و نوشته‌های سید قطب استناد می‌کردند، و وقتی داعیان سلفیِ نصیحت‌گر آمدند و مردم را از کتاب‌های سید قطب تحذیر دادند، خطیبان نیز دست از استناد به این کتاب‌ها کشیدند، و این از حسنات داعیان سنت است که با منع نمودن از استناد به نوشته‌های سید قطب، از عقیده حمایت کرده‌‌اند.

یکی از مسائلی که نشان می‌دهد جوانان بر اساس کتاب‌های سید قطب تربیت و بزرگ شده و از آنها تاثیر پذیرفته‌اند این است که وقتی سید قطب مورد انتقاد قرار می‌گیرد، خشمگین شده و به سختی از این کار انتقاد می‌کنند. اما وقتی نووی یا ابن حجر مورد انتقاد قرار گیرند، می‌گویند: سخن هر کس قابل قبول یا رد است!!

همچنین وقتی شیخ ابن باز رحمه الله بر خطاهای حافظ ابن حجر در «فتح الباری» تعلیق می‌دادند، حرَکی‌ها از این کار انتقاد نکردند. همین طور وقتی که شیخ عبدالله الدُوَیِّش رحمه الله این انتقادات را تکمیل نمود، با زهم هیچ انتقادی از جانب حرَکی‌ها صورت نگرفت. اما وقتی خطاهای سید قطب در کتاب‌هایش مورد انتقاد قرار گرفت، بسیار عصبانی شده و به شدت از این کار انتقاد کردند. این نشان می‌دهد که حَرَکی‌ها و جوانانشان به شدت به فکر و شخصیت سید قطب تعلق خاطر دارند، بر خلاف نووی و ابن حجر رحمة الله تعالی علیهما.



نکته‌ی دیگر اینکه اخوان المسلمین در سعودی و آنهایی که تحت تاثیرشان هستند، شبهه‌ای دارند. آنها می‌گویند: شیخ بکر ابو زید رحمه الله تعالی در ورقه‌هایی که در رد شیخ ربیع مدخلی حفظه الله نوشته، سید قطب را مدح کرده است. ما با شیخ بکر ابو زید رحمه الله تعالی هم نظر هستیم.

در جواب باید گفت: جواب این شبهه از چندین وجه است:

اول: شیخ بکر ابو زید رحمه الله در این اوراق نگفته که سید قطب عالم یا دعوت‌گری سلفی است. نهایت چیزی که در این اوراق وجود دارد این است که ایشان با شیخ ربیع در برخی از مواردی که بر سید قطب ایراد گرفته، موافق نیست.
دوم: اگر فرض کنیم که شیخ بکر ابو زید رحمه الله سید قطب را از این اشتباهات مبرا دانسته باشد، اما علمایی که از او عالم‌ترند، و مشایخ او نیز هستند، در این زمینه با او مخالفند. اینها هم عالم‌تر و هم بیشتر هستند، و نیز اساتید شیخ بکر رحمه الله به شمار می‌آیند. مثل شیخ عبدالعزیز بن باز، و شیخ البانی، و شیخ ابن عثیمین رحمهم الله، که می‌توانید به فتاوای موثق این بزرگان در کتاب شیخ عصام السنانی که به آن اشاره کردیم، مراجعه کنید.

سوم: اگر فرض کنیم شیخ بکر ابو زید رحمه الله سید قطب را از همه‌ی گمراهی‌هایش مبرا دانسته باشد – که البته او اصلا چنین چیزی نگفته – اما حجت و دلیل و برهان، بر هر چیزی مقدم است؛ چرا که گمراهی‌ها و ضلالت‌های سید قطب به صورت موثق ثابت شده‌اند که هیچ کس – جز انسان مُکابر – را یارای گریز از اعتراف به آن نیست.

برای شناخت برخی از این گمراهی‌ها به درس: «موبقات سید قطب أحرجت أنصاره مراجعه نمایید»:

https://www.youtube.com/watch?v=hfQp4PD1ROQ



برای اطلاع، اصل این مقاله در درسی با عنوان «حقیقة الجامیة» است:

https://www.youtube.com/watch?v=5TLoV0w9Lsw



والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته



نویسنده: شیخ عبد العزیز ریِّس

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی



کانال تلگرام رد شبهات خوارج:

https://t.me/khawareg
ردی بر کتاب‌های شبهه بر انگیز، قسمت (9)
حال تغییر و اصلاح را از کجا آغاز نماید؟

آیا با حاکم به مبارزه برخیزد؟ چراکه او با قوانینی حکومت می‌کند که با دین الله مغایر است و بی‌تردید، قوانینش جاهلانه می‌باشد؛ ادعای ربوبیت و قانون‌گذاری دارد. یا این‌که با اصلاح عقیده‌ی جاهلانه‌ی مردم و حکومت آغاز کند؟

قرآن درباره‌ی این پیامبر دانا که پیشوای پیامبران است، به ما می‌گوید که او کارش را از اصلاح عقیده آغاز کرد؛ یعنی دعوت به توحید و یگانگی الله تعالی و خالص نمودن عبادت برای ذات یگانه‌اش و مبارزه با شرک و ریشه‌کن نمودن اعتقاد شرک و عوامل آن. پس مردم را به توحید و نفی عبادت معبودانی که غیر الله هستند، فراخواند. وی برای این منظور، با آنان مناظره نمود و با دلایل روشن و قاطع، آن‌ها را بی‌جواب گذاشت و از هر دلیل و برهانی، خلع سلاحشان کرد و واداشت تا به ستم، گمراهی، تعصب کورکورانه و تقلید مهلک از پدرانشان اعتراف کنند: {قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءنَا لَهَا عَابِدِينَ} : {گفتند: پدرانمان را عبادت گزارانِ آنان یافتیم}.

وقتی ابراهیم علیه السلام هوس‌های سرکش و عقل‌های متحجّر آنان را دید، چاره‌ای اندیشید و نقشه‌ای حکیمانه و شجاعانه برای نابود کردن معبودان دروغینشان طرح‌ریزی کرد و نقشه‌اش را با قدرت و شجاعت تمام، به انجام رسانید.

عملکرد قهرمانانه‌ی ابراهیم علیه السلام، حکومت و مردم را در برابرش تحریک کرد و او را به محاکمه‌ی علنی فراخواندند و به انجام آن کار متهم کردند: {قَالُوا أَأَنتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ} : {گفتند: ای ابراهیم! آیا تو این کار را با معبودان ما کردی}؟ وی با قاطعیت و ریشخند، جوابشان را داد: {بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ} : {بلکه بزرگترینشان این کار را کرده است؛ اگر سخن می‌گویند، از خودشان بپرسید}.

این پاسخ قاطعانه و کوبنده، هم‌چون صاعقه‌ای سخت بر سرهای فریفته‌شان کوبید: {ثُمَّ نُكِسُوا عَلَى رُؤُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَؤُلَاء يَنطِقُونَ} : {سپس سرافكنده شدند و گفتند: قطعا فهمیده‏اى كه اين‌ها سخن نمى‏گويند}.

وقتی که ابراهیم علیه السلام، آنان را بی‌جواب گذاشت، به زور متوسّل شدند که همیشه سلاح هر کسی است که از پاسخ عاقلانه عاجز می‌ماند: {قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ} : {گفتند: اگر كارى مى‏كنيد، او را بسوزانيد و معبودانتان را يارى رسانید}.

الله متعال پیامبر خلیلش ابراهیم علیه السلام را از نیرنگ کافرانِ درمانده نجات داد: {قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا....
ادامه‌ی مقاله را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
http://www.khawarej.com/?p=1152

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:

https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
بدگویی سید قطب (رهبر خوارج عصر) از خلیفه‌ی راشد، عثمان بن عفان رضی الله عنه

أ ) شیخ ربیع و قبل از ایشان، استاد محمود شاکر رحمه الله تعالی و دیگران، به سید قطب در مورد طعن و عیبجویی‌اش از خلیفه‌ی راشد، عثمان بن عفان رضی الله عنه و ناچیز جلوه دادن دوران خلافت ایشان، چنین ایراد گرفته‌اند:

1 ) سید قطب عفا الله عنه، خلافت عثمان رضی الله عنه را با این سخن، اسقاط می‌کند: «ونحن نميل إلى اعتبار خلافة علي رضي الله عنه امتداداً طبيعيّاً لخلافة الشيخين قبله، وأن عهد عثمان [الذي تحكّم فيه مروان] كان فجوة بينهما». (العدالة الاجتماعية فی الإسلام. ص172. دار الشروق. چاپ سال 1415هـ). بعد از ویرایش شدن.

یعنی: « و ما خلافت علی را امتداد طبیعی خلافت شیخین قبل از خودش (ابوبکر و عمر) می‌دانیم و اینکه دوران عثمان، [که مروان در آن حکومت می‌کرد] شکافی بین این دو دوره بود».
.
.
.
ب ) شیخ بکر ابو زید رحمه الله در کتاب خود «تصنیف الناس بین الظنّ والیقین»، (ص26) می‌گوید: «أطبق أهل الملة الإسلامية على أن الطعن في واحد من الصحابة رضي الله عنهم زندقة مكشوفة»، یعنی: «مسلمانان اجماع دارند که طعنه وارد کردن در یکی از صحابه، زندقه‌ی آشکار است».

عده‌ای گمان می‌برند که شیخ ربیع در انتقاد خود از سید قطب، به چاپ‌های گذشته از دو کتاب سید قطب، یعنی «العدالة الإجتماعیة» و «فی ظلال القرآن» اعتماد کرده، و جاهایی که شیخ ربیع بر آنها نقد وارد کرده، در چاپ‌های بعدی، منسوخ گشته‌اند.

اما حقیقت این است که شیخ ربیع، فرق بین الفاظ در چاپ‌های گذشته و چاپ‌های پس از آنها را به خاطر حرص بر امانتِ نقل، از کتاب «العدالة الإجتماعیة» بیان کرده است. اما کتاب «فی ظلال القرآن» : به یکی از آخرین چاپ‌های انتشاراتی دار الشروق استناد کرده که وارثان سید قطب رحمه الله آن را چاپ شرعیِ این کتاب توصیف نموده‌اند.

برای مطالعه‌ی متن کامل:
http://www.khawarej.com/?p=803

نقل از کتاب: «سید قطب بین رأیین» تالیف شیخ سعد الحُصَیِّن
مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی
مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com



صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:

https://www.facebook.com/khawarej/



کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
لیبرال‌ها و اخوان المسلمین از در سیاست برای مبارزه با اسلام وارد شده‌اند.
وظیفه‌ی لیبرال‌ها، انتشار الحاد در عقیده و انحلال اخلاقی و روی‌گردان کردن مردم از دینشان و نظام حکومتیِ مسلمان است.
اخوان المسلمین هم وظیفه‌اش انتشار بدعت‌ و تروریزم و عقیده‌ی خوارج و نوکریِ غرب برای زمینه سازی برای دموکراسی است.
با این دو گروه فقط باید به وسیله‌ی سیاست شرعی مقابله نمود تا در میان مردم رسوا شوند و به حقیقت آنها پی ببرند.
شیخ عاید شِمَّری
@khawareg
ردی بر کتاب‌های شبهه بر انگیز، قسمت (10)

دوم: پاسخ به کتاب:

الکواشف الجلیة

فی تکفیر الدولة السعودیة





به نام الله رحمان و رحیم

إن الحمدَ لله، نحمده، و نستعینه، و نستغفره، و نعوذ بالله من شرور انفسنا، و من سیئات أعمالنا، من یهده الله فلا مضلّ له، و من یضلل فلا هادیَ له.

و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له.

و أشهد أن محمدا عبده و رسوله صلی الله علیه وسلم.

{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ}. (آل عمران: 102).

یعنی:

{اى كسانى‌كه ايمان آورده‏ايد! از الله پروا داشته باشید آن‌گونه كه شایسته‌ی شرم و پروا كردن از اوست و فقط در حالی بمیرید که مسلمان و فرمانبردار باشید}.

{يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا}. (نساء: 1).

یعنی:

{اى مردم! از پروردگارتان پروا و شرم داشته باشید؛ از ذاتی كه شما را از یک نفس آفريد و جفتش را از او پدید آورد و از آن‌دو، مردان و زنان بسيارى پراكنده نمود؛ و از الله پروا کنید؛ ذاتی كه با (نام) او از همديگر درخواست مى‏كنيد و بر حذر باشید از این‌که با خويشاوندان قطع ارتباط کنید؛ چراكه الله، همواره بر شما نگهبان و مراقب می‌باشد}.

{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا}. (احزاب: 71-70).

یعنی:

{اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از الله پروا و شرم نمایید و سخنى استوار بگوييد (70) تا کارهایتان را درست گرداند و گناهانتان را ببخشد و هر كس که از الله و فرستاده‌اش فرمانبرداری کند، بدون شک به رستگارى بزرگى دست می‌یابد}.

اما بعد:

به‌راستی که صادق‌ترین سخن، کلام الله است و بهترین راهنمایی و ارشاد، راهنمایی محمد صلی الله علیه و سلّم می‌باشد؛ بدترین کارها، نوآوری در دین است و هر نوآوری، بدعت می‌باشد و هر بدعت، به معنای گمراهی و هر گمراهی، سرانجامش در آتش است.

این بخش، پاسخی به کتاب «الکواشف الجلیة» می‌باشد. در این بخش، به تحلیل و روشنگری مطالب این کتاب می‌پردازم و هدف اصلی، پرداختن به قضایای کلی می‌باشد که کتاب بر مبنای آن نگاشته شده است. زیرا با ابطال آن قضایا، دیدگاه و اصل کتاب نیز باطل می‌شود. در این بخش به موارد جزئی پرداخته نمی‌شود؛ زیرا با اثبات نادرستی اصل قضیه، جزئیاتی که بر آن اصل بنا شده‌اند، ابطال می‌گردند.

صاحب این کتاب، در کتاب دیگرش «ملة إبراهیم» تمامی حاکمان کشورهای اسلامی را تکفیر می‌کند. دست‌آویز وی در این عملکرد، ادعای ترک برائت از کفر و کافران می‌باشد. مقدسی در این کتاب نیز دوباره همان مسأله را مطرح می‌کند و این‌بار با دو ادعا، به طور اختصاصی به تکفیر حکومت سعودی، می‌پردازد:

یکی: قضیه‌ی موالات و ارتباط با کافران و عدم برائت از آنان.

دوم: صدور قوانین وضعی و حکم به غیر ما انزل الله.

موضوع کتاب «ملة ابراهیم»، به مورد نخست، یعنی ارتباط با کافران و عدم برائت از آنان می‌پرداخت که در صفحات قبل به آن پاسخ دادیم. در این‌جا نیز به‌طور خلاصه پیرامون این موضوع سخن می‌گوییم و به طور مفصل پیرامون «قانون‌گذاری و صدور حکم و دادخواهی بردن بر اساس این قوانین» سخن می‌گوییم.

این کتاب را بر اساس چهار هدف، یک پیشگفتار و یک خاتمه، به رشته‌ی تحریر در آورده‌ام:

پیشگفتار: در این قسمت به حکم تکفیر و ضوابط آن و نیز بیان ویژگی‌های علمایی که مرجع و صاحب‌نظر در این امر هستند، پرداخته می‌شود.

هدف یکم: عرضه‌ی محتویات کتاب.

هدف دوم: باطل نمودنِ محور‌های کتاب «الکواشف الجلیه».

هدف سوم: پرسش‌های شایان توجه.

هدف چهارم: راهِ خروج از فتنه.

خاتمه: بیان تمجید شیخ محمد بن ابراهیم آل شیخ و شیخ عبد العزیز بن باز رحمهما الله از حکومت سعودی و بیان وظایف حکومت و مردم در برابر نعمت اسلام که الله به ما عطا فرموده، و عمل نمودن به آن.

والله أسأل التوفیق والهدی والرشاد والسّداد.





پیشگفتار

حکم تکفیر و ضوابط آن و ویژگی‌های علمای صاحب‌نظر در امر تکفیر



حکم تکفیر کردنِ مسلمان:

تکفیر کردن مسلمان بدون عامل و دلیل، حرام است.

دلیل آن....

ادامه‌ی مقاله را در سایت ما بخوانید:
http://www.khawarej.com/?p=1154

مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com



صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:

https://www.facebook.com/khawarej/



کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
Forwarded from سنت
انواع هدایت در قرآن عبارت‌اند از:

▫️نوعِ اوّل: به معنای دلالت (إرشاد، ره‌نمایی) و دعوت و بیان (آشکار کردن پیچیدگی‌ها) است.

مثال:

«وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى» [فصلت:۱۷]
(اما قوم ثمود، هدايتشان كرديم. و آنها كورى را از هدايت بيشتر دوست مى‌داشتند.)

«وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» [شوری:۵۲]
(و تو -مسلّماً- به راه راست راه مى‌نمايى.)

پیامبران -و دانشمندان- این نوع از هدایت -یعنی تبلیغ و ارائه طریق- را انجام می‌دهند.

▫️نوعِ دوّم: هدایت به معنای «توفیق» و «إلهام» است. چنین هدایتی از عهدۀ پیامبر خارج است و فقط در دست خداوند است.

مثال:

«إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ» [قصص:۵۶]
(تو هر كس را كه بخواهى هدايت نمى‌كنى. خداست كه هر كه را بخواهد هدايت مى‌كند)

📓شرح العقیدة الواسطية (ص۸) شیخ صالح فوزان
عضويت، و تبلیغ .. کانالِ دانشجو 👈🏻 t.me/danesh_ju
دانستنی‌هایی در مورد ترکیه و رئیس جمهور آن، رجب طیب اردوغان



چند سالی هست که احزاب به اصطلاح اسلامی، برای کشور ترکیه تبلیغ کرده و این کشور را از هر لحاظ، پیشرو دانسته و حتی رئیس جمهور آن، رجب طیب اردوغان را شایسته‌ی خلافت و رهبری جهان اسلام می‌دانند. در این نوشتار کوتاه، نکاتی چند راجع به این کشور و رئیس جمهور آن به اطلاع خوانندگان محترم خواهد رسید.

ترکیه کشوری بی هویت است که هر روز رنگ عوض می‌کند… باری کشف عورت می‌کند تا در اتحادیه‌ی اروپا رای به عضویتش دهند… روزی دیگر هم ریشش را بلند می‌کند که ما او را به عنوان خلیفه‌ی مسلمین بپذیریم. ترکیه همه‌ی تناقضات و تضادها را در خود جمع کرده است.

ترکیه مثل شتر گری گرفته‌ای است که هیچ کس او را به خود نمی‌پذیرد. گمراهان او را بیرون می‌کنند و اهل هدایت هم پذیرای او نیستند. مثل فاحشه‌ای است که روی پله می‌رقصد. جز عرب، هیچ کسی را دشمن خود نمی‌داند. به خاطر همین نیز تلاش می‌کند تا در میان آنها فتنه به وجود آورد و اختلاف بیندازد. برخی مسلمانان نادان نیز او را تصدیق کرده‌اند و این طور به آنها باورانده شده که ترکیه نشانگر یک کشور نمونه‌ی اسلامی است.

اما حقیقت چیست؟ حقیقت این است که ترکیه یک کشور نمونه‌ی اسلامی نیست. ولی دارد برای ما فیلم بازی می‌کند!!!

در اینجا برخی از حقایقی که در مورد این کشورِ نمونه!!! یعنی ترکیه وجود دارد را برای شما ذکر می‌کنم تا بدانید که حقیقتِ ترکیه چیست…!



آیا می‌دانید:

با اتفاقیه‌ی لوزانِ اول یا معاهده‌ی اوشی، ترکیه‌ی وقت یعنی حکومت عثمانی، کشور مسلمان لیبی را به مبلغ 120 میلیون لیره‌ی طلا به ایتالیا فروخت؟

آیا می‌دانید که:

اردوغان بعد از تظاهرات مصر و برکناری حسنی مبارک، به مصری‌ها توصیه کرد که قانون اساسی را بر مبنای قوانین سکولار بنویسند؟

آیا می‌دانید که:

اردوغان روابط اقتصادی قوی با دولت میانمار که مسلمین را قتل عام می‌کند، دارد؟ و با این حال، برای ما فیلم بازی می‌کند و همسر و معاونش را می‌فرستد که در کنار مسلمانان برمه ایستاده و اشک تمساح بریزند و تظاهر کنند که در کنار مسلمانان برمه هستند.

آیا می‌دانید که:

ترکیه عضو پیمان ناتو است که مسلمانان را می‌کشد. اما طرفداران اردوغان، به خاطر اینکه برخی کشورهای مسلمان، با کشورهای عضو ناتو همکاری دارند، حاکمان آن کشورها را تکفیر می‌کنند. اما اردوغان را خلیفه‌ی مسلمین می‌دانند در حالی که اردوغان عضو پیمان ناتو است و مستقیم در قتل مسلمانان مشارکت دارد.

آیا می‌دانید که:

ترکیه در دهه‌ی 50 میلادی به همراه پیمان ناتو در جنگ با الجزایر شرکت داشت و در سازمان ملل ضد استقلال الجزایر رای داد.

آیا می‌دانید که:

ترکیه یکی از مسببین نابودی 4 کشور مسلمان است که مردم این کشورها را به انقلاب تشویق، و انقلابیون را ساپورت کرد.

آیا می‌دانید که:

ترکیه با کمک داعش، نفت سوریه را به سرقت برده است؟

آیا می‌دانید که:

ترکیه به مناسبت شصت و پنجمین سالگرد تاسیس اسرائیل، در سفارت اسرائیل در ترکیه جشن گرفته است؟ بعد اردوغان در جلوی دوربین‌های تلویزیونی، ادعای دشمنی با اسرائیل می‌کند و ابلهان باور می‌کنند!!!

آیا می‌دانید که:

در این روزها، اردوغان در سخنرانی‌هایش اسرائیل را تهدید می‌کند، اما همزمان و بنا به گزارش روزنامه‌ی حرّیّت ترکیه، یک عهدنامه‌ی سنگین تجاری با اسرائیل را امضاکرده است؟

آیا می‌دانید که:

خلبانان اسرائیلی در ترکیه آموزش می‌بینند؟

آیا می‌دانید که:

اردوغان در سال 2016 تصریح کرده که ترکیه نیازمند به وجود اسرائیل است؟

آیا می‌دانید که:

اردوغان در قضیه‌ی کشته شدن سه سرباز اسرائیلی که در هنگام محاصره‌ی قدس به هلاکت رسیده بودند، پیام تسلیت برای رئیس جمهور اسرائیل فرستاد؟

آیا می‌دانید که:

در ترکیه 26 پایگاه نظامی آمریکا وجود دارد که....

ادامه‌ی مقاله را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
http://www.khawarej.com/?p=1157

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج

تهیه و تنظیم و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:
https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
ضابطه سوم

کسی‌که یقینا اسلامش ثابت شده، فقط با وجود یقینی دیگر، حکم به کفرش داده می‌شود.

این سخن، بر مبنای یک قاعده‌ی شرعی ثابت شده در مجموعه قواعد فقه اسلامی است که می‌گوید: یقین، با وجود شک از بین نمی‌رود.

آنچه در ادامه می‌آید، بنا بر این قاعده است:





ضابطه‌ی چهارم

میان تکفیر نوع و تکفیر عین، تفاوت وجود دارد.

آنچه در تکفیر نوع وجود دارد این است که ثابت شود نوع مذکور کفر است.

اما شخص معین زمانی تکفیر می‌شود که حجت و برهان بر او اقامه گشته، شروط تکفیر در موردش به اثبات رسیده، و موانع تکفیر از او منتفی گشته باشند.

منظور از تکفیر شخص معین، تکفیر فرد مشخصی است که همه می‌دانند او فلان بن فلانی است.

کفر نوع، به‌معنای تکفیر گفتار یا کردار خاصی می‌باشد؛ مانند این سخن ائمه: کسی‌که بگوید قرآن مخلوق است، کافر شده است.

این سخن امام احمد بود، اما بر مبنای کلامش، مأمون را تکفیر نکرد؛ زیرا اطمینان نداشت که حجت و دلیل بر او اقامه گشته، شروط تکفیر در حقش ثابت، و موانعش برداشته شده باشند.

شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله می‌گوید: «اصل بر این است که وقتی یک سخن، بر مبنای قرآن و سنت و اجماع، کفر باشد، در موردش گفته می‌شود که کفر است و کفر بودنش به صورت مطلق ذکر می‌گردد. چنان که دلایل شرعی نیز به همین اصل اشاره دارند[1]».

وی در جای دیگر می‌گوید: «علما دو دیدگاه مشهور دارند که از احمد روایت شده است؛ این دو دیدگاه درباره‌ی خوارج و مارقین، مانند حروریه و روافض و امثال آنها می‌باشد.

صحیح این است که....

ادامه‌ی مقاله را در لینک پایین مطالعه فرمایید:
http://www.khawarej.com/?p=1161

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج

تهیه و تنظیم و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:
https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موضوع: حكم كمك گرفتن از غیر مسلمان
شیخ عزیز فرحان عنزی حفظه الله
تهیه شده در: مرکز رد شبهات خوارج
@khawareg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موضوع: تعاون و ارتباط اخوان المسلمين با شيعه
تهيه شده در: مركز رد شبهات خوارج

@khawareg