رد شبهات خوارج
1.54K subscribers
58 photos
158 videos
30 files
364 links
سایت و کانال "مرکز رد شبهات خوارج" به منظور رد بر خوارجِ اخوان المسلمین و شبهات این حزب به صورت عام، و رد بر گروه‌های تکفیری امثال القاعده، داعش، جبهة النصرة، بوکو حرام و غیره است.
Download Telegram
ردی بر کتاب‌های شبهه بر انگیز، قسمت (6)
در «الدرر السنیة» آمده است: «از شیخ اسحاق بن عبدالرحمن بن حسن، درباره‌ی هَجر و دوری سؤال شد. وی پاسخ داد: برای دوری کردنِ مشروع، دلایل شرعی وارد شده، و بیشترِ سلف به آن اشاره کرده‌اند. هَجر و دوری کردن، دارای مراتب و حالات و جزئیاتی است که در قلب و زبان و اعضای بدن صورت می‌گیرد. الله تعالی فرمود:

{وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي}، (مریم: 48)

یعنی: {و از شما و از آنچه به‌جای الله فرامى‏خوانيد، كناره مى‏گيرم و پروردگارم را مى‏خوانم}.

و نیز الله تعالی در مورد اصحاب کهف فرموده است: {وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ}، (کهف: 16) یعنی: {و هنگامی‌که از آنها و از آن‌چه كه به‌جای الله عبادت می‌کردند، كناره گرفتيد}.

پیامبر صلی الله علیه و سلم نیز با آن سه نفر قطع رابطه کرد و از آنها دوری گزید که ماجرای آن‌ها معروف است و ابن قیم رحمه الله در کتاب «زاد المعاد فی هدي خیر العباد»، این قصه و استنباطاتی که از آن می‌شود را به قدر کفایت، ذکر نموده است.

اصل هَجر، به‌معنای ترک کردن، دوری جستن و بغض داشتن می‌باشد. در اصطلاح شرعی بدین معناست که مسلمان، از هر آن‌چه الله متعال نهی نموده، دوری کند و فاصله بگیرد.

هجر و دوری در میان مردم و کارهایشان، امری عمومی است و درباره‌ی مشرکین و کسی که به آنها پناه برده، آنچه را که دارند نیکو شمرده و به آن‌ها خدمت کند و اسلام را حقیر و بداند، نیز صورت می‌گیرد. زیرا قبح هر چیزی به خاطر متعلقات آن است. این اجمال دارای اقسامی است و تفاصیلی دارد:

یکی از آنها، دوری جستن از کفار و مشرکان است که در آیات بسیاری از قرآن، بدین مورد تصریح شده است و مصلحت و حکمتش این است که دوستان الله از دشمنانش قابل تشخیص باشند.

نزدیک به این مورد، دوری جستن از بدعت‌گزاران و اهل هوی می‌باشد. امام احمد و دیگر علمای سلف، به دوری کردن از این افراد و فاصله گرفتن از آنان و نخواندن نماز بر جنازه‌هایشان، تصریح کرده‌اند. وی می‌گوید: اگر اهل بدعت مریض شدند، با عیادتشان نروید و اگر مردند، در مراسمشان حاضر نشوید. دوری کردن از آن‌ها، با قلب و زبان و اعضای بدن، واجب است؛ مگر برای کسی که به دین دعوت می‌دهد و برای بیان حجت و دلیل با آن‌ها روبرو می‌شود؛ به شرطی که ترس از به فتنه افتادنش نباشد. الله تعالی فرموده است: {وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ}، (نساء: 140).

یعنی: {و در قرآن بر شما نازل كرده است كه هرگاه شنيديد آيات الله را مورد انكار و ريشخند قرار مى‏دهند، با آنان همنشین نشوید}. در این زمینه، آیات، احادیث و کلام علما، بسیار است...
ادامه‌ی مقاله:
http://www.khawarej.com/?p=1122

ترجمه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:
https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
تکذیب ادعای رجوع سید قطب از سبّ صحابه

شبهه‌ای که در مورد سید قطب وارد است، اینکه می‌‌گویند:

دوران مختلفی بر سید قطب گذشته و او چند مرحله را پشت سر گذاشته است. یک مدت کلا در شک و تردید بود. بعد به احزاب مختلف گروید. بعد هم کلا حزبگرایی را سه طلاقه کرد و کنار گذاشت و به دین نزدیک شد تا زمانی که اعدام شد.

جواب:

می‌گوییم این سخن درست است. اما بعدش چه؟

خواهند گفت: کتاب “العدالئة الإجتماعیة” که در آن سبّ و بدگویی به اصحاب وجود دارد، و همچنین کتاب “التصویر الفنی فی القرآن” که طعن به موسی علیه السلام در آن است، در مراحلی نوشته شده که سید قطب ملتزم به دین نبود یا در مرحله‌ای بود که هنوز توانایی این را نداشت که دانش صحیح را از غیر صحیح باز شناسد و علم واقعی را درک کند.

جواب:

این سخن را جز دو کس نمی‌گویند: یا شخص جاهل، و یا دروغگو. دلیلمان چیست؟

اولا: استاد محمود شاکر رحمه الله در مورد چیزهایی که سید قطب در کتاب “العدالة الإجتماعیة” نوشته، رد داده و ردیه‌اش را در مجله‌ی “المسلمون” شماره‌ی سوم، سال 1952م منتشر کرده، در آنجا گفته: (من از نوشته‌های مستشرقین مثال نمی‌آورم. زیرا آنها همان طوری هستند که همه می‌دانیم. نیز از کسانی مثال نمی‌آورم که مشهور به گمراهی و حقد و کینه بر اهل اسلام هستند؛ مثل صاحب کتاب «الفتنة الکبری» – یعنی طه حسین – و دیگر مولفین همفکر او. بلکه از سخن برخی دوآتشه‌ها نسبت به دین پروردگارشان مثال می‌آورم که فریاد دفاع از آن و جهاد در راه آن را سر داده‌اند – که منظور، سید قطب است – .

ثانیا: کتاب “العدالة الإجتماعیة” با همه‌ی سبّ و بدگویی‌هایی که نسبت به اصحاب در آن وجود دارد، یکی از آخرین نوشته‌های سید قطب است. کسی که غیر از این بگوید، نادانی است که نمی‌داند چه از کلّه و جیبش خارج می‌شود، یا کذابی است که عمدا می‌خواهد دروغ گفته و مردم را گمراه کرده و فریب دهد.

همانطور که گفتیم کتاب “العدالة الإجتماعیة” با همه‌ی سبّ و بدگویی‌هایی که نسبت به اصحاب در آن وجود دارد، یکی از آخرین نوشته‌های سید قطب است.

دلیل ما چیست؟

سید قطب این کتاب را نوشته بود و وقتی می‌خواست به آمریکا سفر کند، آن را نزد برادرش گذاشت و چاپ اول آن در سال 1949 م از طریق «دار الکتاب العربی» در قاهره منتشر شده و چندین بار تجدید چاپ شد. یکی از این چاپ‌ها، چاپ تصحیح شده‌ی سال 1964 م است که سید در این چاپ، برخی از افکار خود در چاپ‌های قبلی را تعدیل کرده بود. در مجله‌ی “الرسالة” در ستون “کشکول الأسبوع” سال نوزدهم، شماره‌ی 923 سال 1951م صفحه‌ی 315 این چنین آمده است:

شورای مطالعات اجتماعی آمریکا مقرر کرده تا کتاب “العدالة الإجتماعیة فی الاسلام” اثر استاد سید قطب را به انگلیسی ترجمه کرده و آن را در آمریکا منتشر کند تا سیاست اجتماعی اسلام را معرفی نماید. ترجمه‌ی این کتاب را مستشرق یوحنّا جون بیهاردی، استاد دانشگاه هالفکس در کانادا به عهده خواهند داشت.

تاریخ اهدایی که سید قطب در اول کتاب “العدالة الإجتماعیة” نوشته، رجب سال 1373 هـ مصادف با ماه مارس 1954 م است و این تاریخ را خودِ سید قطب نوشته است و تا به امروز در چاپ‌هایی که در دست مردم است، وجود دارد.

دلیل دیگر اینکه آیا کسی می‌تواند ادعا کند که سید قطب....
ادامه‌ی مقاله را در لینک زیر بخوانید:
http://www.khawarej.com/?p=1125

سید ابوبکر یگانه قلاتی

مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:
https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
عدم رجوع سید قطب از اشتباهاتش

علامه ربیع بن هادی مدخلی حفظه الله می‌گوید:

«گفته‌های سید قطب در مورد اعتقاد به وحدت وجود و نقش محوری این اعتقاد در تأليفاتش اعم از نظم و نثر، از سال 1935 میلادی تا اواخر دهه‌ی 1950میلادی به چشم می‌خورد.

او در کتاب‌های : “کتب و شخصیات”، “فی ظلال القرآن” و “دیوان” شعری خود، این اعتقاد را به تصویر می‌کشد.

سید قطب تا آخرین لحظات مرگش این کتاب‌ها را بارها چاپ کرده و نشر می‌دهد و در لا به لای کتاب‌هایش به معرفی کتب مذکور می‌پردازد.

او هیچگاه در هیچکدام از نوشته‌هایش از این اعتقاد الحادی و دیگر گمراهی‌هایش اعلان برائت نکرد.

پس از او برادرش محمد قطب و حزب اخوان المسلمین، کتاب‌هایش راچاپ کرده و ترویج داده‌اند و هیچ انتقادی از سوی آنان نسبت به گمراهی‌های موجود در کتاب‌های سید قطب نشنیده‌ایم.

مسأله‌ی دوم: طعنه‌های سید قطب نسبت به بسیاری از صحابه کرام رضی الله عنهم و شاگردان صحابه یعنی تابعین بزرگوار می‌باشد که در رأس آنان کسانی مثل عثمان، طلحه، زبیر، سعد ابن ابی وقاص، مقداد ابن اسود، معاویه و عمرو ابن عاص رضی الله عنهم اجمعین هستند.

طعنه‌های او بسیار است، و زخم‌هایی که می‌زند، بسیار عمیقند که قلب هر انسان مومنی که در ایمانش صادق است را به درد می آورد. همه‌ی این طعنه‌ها را در کتابی به نام “العدالة الإجتماعية في الإسلام” ذکر می‌کند. کتابی که در آن با تقریر نظام کمونیستی مارکس، اسلام را مورد ظلم قرار داده و به سبب آن قواعد شریعت اسلامی و نصوص قرآن و سنت را در معرض تحریف قرار می‌دهد تا با کمونیست‌ها و سوسیالیست‌ها همراه شود. سپس سید قطب، دشمنان کمونیست و سوسیالیست خود را که به نظام (سرمایه داری) مشهور هستند رها می‌کند و به هزار و سیصد و پنجاه سال پیش باز میگردد تا چهره‌ی اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم و در رأس آنان عثمان رضی الله عنه را خراب کرده و در ایشان طعن وارد سازد. او بار دیگر این طعنه‌ها را با اسلوبی متفاوت که از آن بوی کینه به مشام می‌رسد به تصویر می‌کشد. این موضوعی آشکار است که هر شخص مسلمان و کافر یا دیوانه و باهوشی می‌داند که از اولین چاپ کتاب “العدالة الإجتماعیة” تا آخرین چاپش که بر حسب اطلاع من، چاپ دوازدهم است، و همچنین در کتاب “کتب و شخصیات” تا آخرین چاپش این چنین طعنه‌ها موجود هستند.

اما ترویج دهندگان کتب سید قطب وقتی که گمراهی‌های سید قطب را که این دو گمراهی نیز جزء آنهاست، برایشان ذکر می‌کنی، ادعا می‌کنند که سید قطب از افکار خود توبه کرده و برگشته است. ولی تا به الان کوچک‌ترین دلیلی مبنی بر رجوع سید قطب از افکارش به کسی ارائه نداده‌اند. حتی در صورتی که دلیلی مبنی بر ادعای خود رائه دهند، اما سید قطب دلیلشان را خنثی کرده آن را فقط مجرد جوهری روی کاغذ قرار می‌دهد که ارزشی ندارد زیرا:

اول: اصرار و لجبازی سید قطب برای چاپ این کتاب‌ها که محتوی گمراهی‌های بزرگ اوست، و نشر آنها تا زمان مرگش بدون اینکه مبالاتی نسبت به انحرافات موجود در آنها داشته باشد.

دوم: برادرش محمد قطب بعد از او کتاب‌هایش را تا به امروز چاپ کرده و نشر می‌دهد. از آن زمان سی و چهار سال می‌گذرد که مدت زمان قابل توجهی است. همچنین تایید و چاپ و ترویج این کتاب‌ها توسط اخوان المسلمین و مؤسسه‌هایش را نیز می‌توان به آن اضافه کرد. آنان نیز شریک جرمِ سید قطب برای پخش و نشر این گمراهی‌ها میان مسلمین علی الخصوص جوانان هستند. سخن از چاپ‌های بسیار گوناگونیست که در سراسر جهان به شکل فراگیری منتشر می‌شود. چاپ برخی از این کتاب‌ها مانند کتاب “فی ظلال القرآن” به بیست و شیش چاپ می‌رسد. این به غیر از چاپ‌هایی است که به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. آیا پخش کردن چنین کتاب‌هایی در میان جوانان مسلمان که حامل انواع گمراهی‌هاست، صحیح می‌باشد؟ جوانانی که به دنبال حقیقت هستند اما به باطل کشیده می‌شوند، چرا که – محتوای این کتاب‌ها را – حق می‌پندارند و در نتیجه با اهل حق به مبارزه می‌پردازند؛ چرا که طوری شده که می‌پندارد حق، باطل است».

در ادامه می‌گویم: «اما اینکه...

ادامه‌ی مقاله را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
http://www.khawarej.com/?p=1127

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:
https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 اسلام دین رحمت هست ، نه قتل و انفجار و انتحار و ناامنی
دکتر صلاح الدین جوهری حفظه الله تعالی

@khawareg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موضوع: قتل مسلمان. کشته شدن دعوتگر تاجیک در اوکراین توسط یک داعشی.
شیخ صلاح الدین جوهری حفظه الله

مرکز رد شبهات خوارج
@khawareg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎙#تلاوات_خاشعة
📀 من سورة النور
📢 القارئ: #رعد_الکردي
قُرّاءُ القُرآن
@quranvois
🎙 سوره‌ی نور
📀 قاری: #رعد_الکردی
شیخ محمد بازمول حفظه الله:

اهل باطل وقتی که می‌خواهند بر جوامع استیلا یابند، دو روش را در پیش می‌گیرند:

روش اول: جدا کردن مردم از علما.

روش دوم: دور کردن مردم از محبت اولیای امورشان.

وقتی توانستند این دو را به دست آورند، آن وقت است که می‌توانند وارد جامعه شده و باطل خود را منتشر نموده و جامعه را به سوی آشوب روانه کنند تا بتوانند بر منابع طبیعی کشور مسلط شده و مردم را از اسلام باز دارند.

اگر کسی بگوید: دلیل شما برای این حرف چیست؟

جواب این است:

حدیث حذیفه رضی الله عنه بر این سخن دلالت می‌دهد، که در آن آمده:

«… فَقُلْتُ: هَلْ بَعْدَ ذَلِكَ الْخَيْرِ مِنْ شَرٍّ؟

قَالَ: نَعَمْ، دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا.

فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، صِفْهُمْ لَنَا.

قَالَ: نَعَمْ، قَوْمٌ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا.

قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، فَمَا تَرَى إِنْ أَدْرَكَنِي ذَلِكَ؟

قَالَ: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ.

فَقُلْتُ: فَإِنْ لَمْ تَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ؟

قَالَ: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا، وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ عَلَى أَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ».

یعنی: «… پس گفتم: آیا بعد از این خیر، شرّی وجود دارد؟

فرمود: بله، دعوتگرانی بر درهای جهنم، که هر کس آنها را اجابت کند، او را در آتش اندازند.

گفتم: یا رسول الله، آنها را برای ما توصیف فرما.

فرمود: بله، عده‌ای از فرزندان خودِ ما، که به زبان ما نیز سخن می‌گویند.

گفتم: یا رسول الله، اگر چنین زمانی را دیدم، چه باید بکنم؟

فرمود: همراه با جماعت مسلمین و امامشان باش.

گفتم: اگر مسلمانان نه جماعتی داشتند و نه امامی، چه کنم؟

فرمود: از همه‌ی آن گروه‌ها دوری گزین، حتی اگر شده – از گرسنگی – که ریشه‌ی درخت را بجوی، تا زمانی که مرگ به سراغت آید در حالی که تو بر همان حالت – دوری از گروه‌ها – هستی».

شاهد ما در این حدیث، فرموده‌ی رسول الله صلی الله علیه وسلم است: «همراه با جماعت مسلمانان و امامشان باش».

معنایش این است که دعوتگران باطل، دعوتشان به سوی خروج از جماعت مسلمانان و عدم سمع و طاعت از اولیای امور است.

در رأس جماعت مسلمانان، علما قرار دارند.

امامشان نیز حکام هستند.

می‌بینید؟ تا به امروز نیز روش آنها همین است.

دیر زمانی است که به دنبال ساقط کردن علما هستند. برای اینکه مردم را از آنها دور کنند، به آنها طعنه وارد می‌کنند. در مورد علما گفتند: علمای حیض و نفاس هستند و از واقع، آگاهی ندارند. در مورد علما می‌گویند: علمای درباری هستند. می‌گویند: اینها علمای دنیا هستند.

در حکام نیز طعن وارد کرده و چیزهای زشتی را به آنها نسبت داده و آن را بزرگ نمایی کردند.

اما در آخر، الله آنها را خوار کرده و دینش را عزت داد و آنها را در مقابل مردم رسوا ساخت. الحمد لله رب العالمین.


ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:
https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
طارق سویدان و انحرافات عقیدتی و منهجی

همه می‌دانیم که هر کس که در زمینه‌ای فعالیت می‌کند و در آن زمینه بُروز نموده و او را بزرگ می‌کنند، باید در همان زمینه تحصیل کرده و تخصص داشته باشد. طارق سویدان یکی از آنهایی است که رسانه‌های مشکوک – غالبا اخوانی – او را دعوتگر و متخصص دینی معرفی کرده‌‌اند.

اما آیا می‌دانید مدارک تحصیلی این شخص در چه زمینه‌ای است؟

او دارنده‌ی مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای مهندسی نفت از دانشگاه تولسای ایالت اوکلاهامای آمریکاست. یعنی این شخص در رشته‌ی مهندسی نفت تحصیل کرده و رشته‌اش هیچ ربطی به علوم دینی ندارد.

یعنی این شخص مثل خیلی دیگر از اخوانی‌هایی که در لباس دعوتگر، به شهرت رسیده‌اند، علوم دینی نخوانده، ولی در مسائل کلان دینی، اظهار نظر می‌کند، که مثال‌های آن را در قسمت انحرافات این شخص بیان خواهیم کرد.

در زمینه‌ی اداری و تعلیمی هم کار کرده و چند سال نیز مدیر کل شبکه‌ی ماهواره‌ای “الرّساله” بوده است که در سال 2013 م به دلیل عضویت در حزب اخوان المسلمین، از این سمت کنار گذارده شد.

عضو چند انجمن آمریکایی است که به عنوان نمونه:

انجمن آمریکایی آموزش و توسعه.

انجمن آمریکایی مهندسی نفت.

انجمن آمریکایی مدیریت.

طارق سویدان در سایتش چنین خود را معرفی می‌کند:

من نایب رییس هیئت مدیره‌ی شرکت سرمایه گذاری “زاد” در آمریکا از سال 1997 تا سال 1999 بودم. همچنین عضو هیئت مدیره‌ی گروه سرمایه‌گذاری “أبرار” در مالزی از سال 1992 تا سال 1996 بوده‌ام.

اما تجربه‌ی کاری: او از سال 1997 تا 2001 مدیر کل آکادمی آمریکایی ابداع، و رئیس هیئت مدیره‌ی مرکز “الوعی” برای توسعه‌ی روابط عربی و غربی از سال 2003 تا به امروز است.

حال من از شما می‌پرسم: با این کارنامه‌ای که این شخص دارد، کجا و چه وقت در حال تحصیل علوم دینی بوده است؟ علمایی که از آنها دین آموخته، چه کسانی هستند؟

ثمره‌ی این علم و دعوت طارق سویدان چه بوده است؟ با هم ببینیم:



انحرافات طارق سویدان:

طارق سویدان مردم را به عبادت الله دعوت می‌کند. اما نه آن گونه که الله دستور داده تا او را عبادت کنند. بلکه هر طور که خود به قناعت برسند، اشکالی ندارد که همان گونه الله را عبادت کنند.

او در یک سخنرانی با عنوان [حوار فی السّاحة الإسلامیة… واقع و معالجات] که در یکی از تجمعات رافضه در کویت ...

مقاله‌ی کامل را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
http://www.khawarej.com/?p=1135

گرد آوری و تالیف: سید ابوبکر یگانه قلاتی

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:

https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
انحرافات طارق سویدان.pdf
1.2 MB
📝نسخه‌ی پی‌دی‌اف (PDF) مقاله‌ی:
طارق سویدان و انحرافات عقیدتی و منهجی


✍🏻نویسنده و مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

📚تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج
@khawareg
صفات خوارج:

صفات خوارج که در سنت آمده‌اند:

اول: کم سِنّی: آنها غالبا جوانان کم سنی هستند که کم پیش می‌آید انسان‌های مسنّ یا بزرگسال که داری خبره هستند، در میان آنها باشند. رسول الله صلی الله علیه وسلم در موردشان می‌فرماید: (حُدَثَاءُ الْأَسْنَانِ).

حافظ ابن حجر عسقلانی رحمه الله در فتح الباری (12/287) می‌گوید: «‏والْحدث هوَ الصغير السن». یعنی: «حدَث به کسی می‌گویند که سِنی نداشته باشد».

دوم: کم عقلی و سفاهت: عامه‌ی خوارج و متبنِّیان فکرشان، جوانانی هستند که سبک‌سر بوده و عجله و حماسه در آنها بوده و دارای دید و درک کوتاه و تنگ نظری و بی بصیرتی هستند. در حدیث متّفق علیه چنین آمده است: (يَأْتِي فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ، حُدَثَاءُ الْأَسْنَانِ، سُفَهَاءُ الْأَحْلَامِ). یعنی: (در آخر الزمان گروهی می‌آیند که کم سن بوده، کم عقل و سفیه هستند).

احلام در اینجا به معنی عقل، و سفیه به معنی سبک‌سری و کم عقلی است.

نووی می‌گوید: «يُسْتَفَادُ مِنْهُ أَنَّ التَّثَبُّتَ وَقُوَّةَ الْبَصِيرَةِ تَكُونُ عِنْدَ كَمَالِ السِّنِّ وَكَثْرَةِ التَّجَارِبِ وَقُوَّةِ الْعَقْلِ». یعنی: «از این حدیث چنین استنباط می‌شود که تَثبُّت و قوّت بصیرت هنگام رسیدن به سن کمال و به دست آوردن تجارب زیاد و قوّت عقل است». این را حافظ ابن حجر رحمه الله در فتح الباری از او نقل می‌کند.

سوم: غرور و خود را بالاتر شمردن: آن چیزی که از خوارج سراغ داریم این است که متکبر بوده و خود را از دیگر مردم بالاتر دانسته و به خود و اعمالشان مغرور هستند. به همین خاطر نیز مشاهده می‌شود که بسیار به کارهایی که کرده‌اند، افتخار می‌کنند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (إِن فيكم قوما يعبدون ويدأَبون حتى يعجب بهم الناس وتعجبهم نفوسهم يمرقون من الدين مروق السهم من الرمية)، یعنی: (در میان شما گروهی هستند که عبادت کرده و پیوسته بر عبادت هستند، تا جایی که مردم از آنها در شگفت شده، و خود نیز به کرده‌ی خود مغرور می‌شوند؛ از دین خارج می‌شوند چنان که تیر از بدن شکار خارج می‌شود). روایت امام احمد با سند صحیح.

غرور باعث می‌شود که ادعای علم کرده، به علما بی احترامی کنند، و بدون اینکه چشم انداز یا تجربه‌ای داشته باشند، خود را در مصاف حوادث بزرگ قرار داده، و به اهل علم و فقه و رأی رجوع نکنند.

چهارم: زیاده روی در عبادت: خوارج اهل عبادت بوده، دائما در نماز و روزه و تلاوت قرآن و ذکر و تلاش و فداکاری هستند، و اینها باعث می‌شوند که مردم فریب آنها را بخورند. به همین خاطر نیز در بیان نبوی، بطور واضح و صریح در مورد این صفتشان سخن به میان آمده است. آنجا که رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (ليس قراءتكم إِلى قراءَتهم بِشيءٍولا صلَاتكم إِلى صلاتهم بشيءٍ ولا صيامكم إِلى صيامهم بِشيءٍ). یعنی: (قرائت شما در مقابل قرائت آنها، و نمازتان در مقابل نماز آنها، و رزه‌هایتان در مقابل روزه‌های آنها، هیچ نیست).

روایت مسلم.

همچنین می‌فرماید: (يحقرأَحدكم صلاته معَ صلاتِهم، وصِيامه مع صيامهم). یعنی: (شما، نمازهایتان را در مقابل نمازهای آنها، و روزه‌هایتان را در مقابل روزه‌های آنها، ناچیز می‌شمارید). متفق علیه.

وقتی صحابه رضی الله عنهم طبق این حدیث، نمازها و روزه‌ها و قرآن خواندنشان را در مقابل نماز و روزه و قرآن خواندن خوارج، ناچیز بشمارند، کسانی که بعد از صحابه می‌آیند، چه باید بگویند؟

عبدالله بن عباس رضی الله عنهما وقتی نزد خوارج رفت تا...

ادامه‌ی مقاله را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
http://www.khawarej.com/?p=1137

گرد آوری و تالیف: سید ابوبکر یگانه قلاتی

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:

https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موضوع: سوء استفاده اخوان المسلمين از اصطلاحات شرعی‌‌.
شیخ دکتر سلیمان رحیلی، استاد دانشگاه اسلامی مدینه نبوی و مدرس حرم نبوی صلی الله علیه وسلم
@khawareg
Forwarded from رویش
🎊 مژده به همراهان بزرگوار رویش:

📚 گزیده‌هایی از شرح ریاض الصالحین،

👈🏻بزودی از سایت دینی و اصلاحی رویش


با ما همراه باشید...

•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•

https://t.me/ruyeesh
https://www.instagram.com/ruyeesh
ردی بر کتاب‌های شبهه بر انگیز، قسمت (7)

مقدسی دیدگاه علما را حمل بر معنایی می‌کند که منظور علما نیست؛ بدین صورت که علما پیرامون ظاهر نمودن دین از سوی مسلمانی سخن می‌گویند که در میان مشرکان زندگی می‌کند؛ اما مقدسی این دیدگاه را در «تفسیر معنای برائت از مشرکان» می‌آورد و آن‌را به‌معنای رویارویی و جنگ همیشگی با کافران می‌داند.

اگر گفته شود: مقدسی این دیدگاه را بر این مبنا در تفسیر برائت وارد می‌کند که جوامعی که در آنها زندگی می‌کنیم، آن‌گونه که مقدسی می‌گوید، برائت از کفار ندارند؛ پس کافر هستند.

در پاسخ می‌گویم: به همین دلیل است که می‌گویم کلیت سخن مقدسی، تکفیر حاکمان مسلمان و سپس تکفیر جوامع اسلامی می‌باشد.

اکنون برای قضاوت بهتر، نمونه‌ای از روش نقل قول‌های مقدسی را آورده و تعلیقی هم بر آنها خواهیم گذاشت:

او در صفحه 55 کتاب خود، از شیخ حسین و شیخ عبداللطف، پسران شیخ محمد بن عبدالوهاب رحمهم الله، قسمتی از جواب آنها را در مورد سوالی نقل کرده که پرسیده‌اند: دیدگاه شما درباره‌ی آن مرد چیست که مسلمان شده و اسلام را دوست دارد؛ اما با مشرکان دشمنی و ستیز ندارد و یا اگر دارد، آن‌ها را کافر نمی‌داند؟

قسمتی از جواب آنها چنین است:

«کسی‌که بگوید با مشرکان ستیز و دشمنی ندارم؛ و یا اگر با آنان ستیز کرد و آنان را کافر نداست، پس او کافر است. مصداق این سخن الله تعالی که فرمود:

{وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا ﴿150﴾ أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا}. (النساء: 151-150)

یعنی: {و می‌گویند: به بعضى ايمان می‌آوریم و بعضى را نمی‌پذیریم و مى‏خواهند ميان اين‌دو، راهى براى خود انتخاب كنند (150) آنان در حقيقت كافر هستند و براى كافران، عذابى تحقیر کننده آماده كرده‏ايم}». (نقل از درر السنیة).

اکنون متن کامل آن سؤال و جواب را می‌آوریم تا دخل و تصرف مقدسی را در این نمونه ببینید. متن موجود در الدرر السنیة چنین است: ....
برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مقاله روی لینک زیر کلیک نمایید:
http://www.khawarej.com/?p=1144

گرد آوری و تالیف: سید ابوبکر یگانه قلاتی

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:

https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📀 سورة #الفجر #البلد
صلاة الفجر في السودان
📢 القارئ: #ماهر_المعيقلي
قُرّاءُ القُرآن
@quranvois
🎙 سوره‌ی #فجر #بلد
📀 قاری: #ماهر_المعیقلی
ردی بر کتاب‌های شبهه بر انگیز، قسمت (8)

5) تمرکز و توجه مؤلف کتاب ملة ابراهیم، برمسأله‌ی برائت از مشرکان است و نسبت به اصل نخست، یعنی تحقق و عملی نمودن توحید ذات یگانه‌ی الله، سهل‌انگاری و غفلت می‌کند. گویا نخستین اقدام تمامی پیامبران و اصل نخست دعوتشان، برائت است؛ اما هر کس در قرآن تأمل و تدبر نماید، می‌بیند که درحقیقت، نخستین اقدام پیامبران الهی، دعوت به اصل توحید و خالص نمودن عبادت برای ذات یگانه‌ی الله تعالی می‌باشد.

در بحث اصلاح، اولین و اساسی‌ترین موضوع، عبادت الله تعالی و یکتا دانستن اوست که همین، دعوت پیامبران می‌باشد؛ چه اینکه الله متعال، هر پیامبری را به خاطر همین قضیه، به‌سوی قوم خودش فرستاده است. الله تعالی می‌فرماید:

{وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}. (نحل: 36)

یعنی: {و قطعاً در ميان هر امتى، فرستاده‏اى برانگيخته‌ايم که (بگويد): الله را عبادت کنید و از طاغوت دوری نمایید؛ پس برخی از آنان كسى است كه الله هدايتش نموده و برخی از آنان، كسى است كه گمراهى بر او سزاوار گردید؛ بنابراين در زمين بگرديد و ببينيد سرانجام تكذيب‏كنندگان چگونه بوده است}.

و می‌فرماید:

{وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ}. (أنبیاء: 25)

یعنی: {و پيش از تو، هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اين‌كه به او وحى كرديم كه هیچ معبود شایسته‌ای جز من وجود ندارد؛ پس فقط مرا عبادت کنید}.

الله تعالی درباره‌ی نوع علیه السلام می‌فرماید:

{لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}. (أعراف: 59)

یعنی: {در حقیقت نوح را به‌سوى قومش فرستاده‌ايم؛ پس گفت: اى قوم من! فقط الله را عبادت کنید كه براى شما هیج معبود شایسته‌ای جز او وجود ندارد؛ من از عذاب روزى بزرگ، درباره‌ی شما هراس دارم}.

الله تبارک و تعالی درباره‌ی هود علیه السلام می‌فرماید:

{وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلاَ تَتَّقُونَ}. (اعراف: 65)

یعنی: {و به‌سوى عاد، برادرشان هود را فرستاديم؛ گفت: اى قوم من! فقط الله را عبادت کنیدکه معبود حقیقی جز او ندارید؛ آيا پروا نمى‏كنيد}.

الله متعال درباره‌ی صالح علیه السلام می‌فرماید:

{وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوَءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}. (اعراف: 73)

یعنی: {و به سوى قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستاديم؛ گفت: اى قوم من! فقط الله را عبادت کنید که هیچ معبود شایسته‌ای جز او ندارید؛ قطعاً از جانب صاحبتان، دليلى آشكار برایتان آمده است؛ اين ماده‏شتر الله براى شماست كه معجزه است؛ پس آن‌را رها کنید تا در زمين الله بخورد و آسیبی به او نرسانيد که شما را عذابى دردناك فرو می‌برد}.

الله متعال پیرامون شعیب علیه السلام می‌فرماید:

{وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}. (اعراف: 85)

یعنی: {و به سوى مدين، برادرشان شعيب را فرستاديم؛ گفت: اى قوم من! فقط الله را عبادت کنید؛ كه هيچ معبود حقیقی جز او ندارید؛ در حقيقت از سوی مالکتان، دلیلی روشن برای شما آمده است؛ پس پيمانه و ترازو را کامل کنید و اموال مردم را كم ندهيد و در زمين، پس از اصلاح آن، فساد و خرابکاری نكنيد؛ اگر مؤمن هستید، این براى شما بهتر است}.

یعنی: {و ابراهيم را (یاد کن) وقتی به قوم خود گفت: فقط الله را عبادت کنید و از او پروا نمایید؛ اگر می‌دانستید، اين برایتان بهتر است}.

رسول الله صلی الله علیه و سلم وقتی معاذ بن جبل رضی الله عنه را به یمن فرستاد، ....

برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مقاله، به لینک زیر بروید:
http://www.khawarej.com/?p=1150


تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:

https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
رد بر شبهه‌ی اخوان المسلمین در مورد تحذیر از سید قطب، و مناقشه‌ی سخن شیخ بکر ابو زید رحمه الله تعالی

[تذکر: چرا از سید قطب تحذیر داده می‌شود، اما از نووی و ابن حجر، خیر؟ و مناقشه‌ی سخن شیخ بکر ابو زید رحمه الله تعالی]

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

اما بعد:

بسیاری از اوقات اخوان المسلمین و قطبی‌ها و پیروانشان وقتی از سید قطب به خاطر گمراهی‌های بسیار و بی اندازه‌اش تحذیر داده می‌شود، اعتراض کرده و می‌گویند: همان طور که تحذیر از نووی و ابن حجر که دارای خطاهای عقیدتی هستند، درست نیست، تحذیر از سید قطب نیز درست نیست!

این اعتراض از چند جهت بی جا بوده و بی دلیل است:

اول: نووی و ابن حجر رحمة الله علیهما از علما بوده‌اند. اما سید قطب به اعتراف پیروانش، عالم نبوده است. نووی و ابن حجر اگر در اجتهادشان به صواب روند، دو اجر، و اگر به خطا روند، یک اجر دارند. اما سید قطب اگر خطا کند، اجر ندارد و بلکه گناهکار است. چرا که از اهل اجتهاد نیست. این مساله را شیخمان علامه صالح الفوزان حفظه الله نیز در مقدمه‌ای که بر کتاب شیخ عصام السنانی به نام: «براءة علماء الأمة من تزکیة أهل البدع و المذمة»، نوشته، ذکر کرده‌اند.

http://islamancient.com/ressources/docs/487.pdf



دوم: خطاهایی که سید قطب دارد را حتی اشاعره نیز ندارند. اشاعره هیچ گاه انبیاء الله را بدگویی نکرده‌اند. اما سید قطب این کار را کرده است. او در مورد موسی علیه السلام می‌گوید: موسی انسانی عصبی بود.

اشاعره، صحابه‌ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را بدگویی نمی‌کنند. اما سید قطب برخی از صحابه را بدگویی کرده و حتی ابوسفیان رضی الله عنه را تکفیر می‌کند. از این رو، گمراهی‌های او بسیار بیشتر از گمراهی‌های اشاعره است.



سوم: کتاب‌های نووی و ابن حجر را غالبا علما و طلاب علم مطالعه می‌کنند که آنها نیز در دینشان آگاه و بر بصیرت هستند. اما کتاب‌های سید قطب را علما نمی‌شناسند. به همین خاطر وقتی از علامه ابن عثیمین رحمه الله تعالی در مورد کتاب «فی ظلال» سوال شد، جواب دادند: «من این کتاب را ندارم و آن را نخوانده‌ام. اما به ردود شیخ ربیع و علامه عبدالله دُوَیِّش مراجعه کنید».

https://www.youtube.com/watch?v=kUIKQIgSDMw&app=desktop



بنا بر این کتاب‌های سید قطب را علما نمی‌شناسند؛ چون که در آنها علمی وجود ندارد، و برای علما نیز تالیف نشده. بلکه برای جوانان تالیف شده تا فکر حَرَکی و حماسی و جنگی و تکفیری و انقلابی را به آنها القا کند، و کسانی که علمی ندارند را بفریبد. بنا بر این باید خطرات آن را بیان نمود تا جوانان از چنین کتاب‌هایی بر حذر باشند.



چهارم: جوانان بر اساس کتاب‌های سید قطب تربیت شده و به آنها تعلق خاطر دارند. بر خلاف کتاب‌های نووی و ابن حجر.

بلکه تا چند سال قبل، خطیبان جمعه در سعودی بر روی منبر بسیار به کتاب سید قطب و نوشته‌های سید قطب استناد می‌کردند، و وقتی داعیان سلفیِ نصیحت‌گر آمدند و مردم را از کتاب‌های سید قطب تحذیر دادند، خطیبان نیز دست از استناد به این کتاب‌ها کشیدند، و این از حسنات داعیان سنت است که با منع نمودن از استناد به نوشته‌های سید قطب، از عقیده حمایت کرده‌‌اند.

یکی از مسائلی که نشان می‌دهد جوانان بر اساس کتاب‌های سید قطب تربیت و بزرگ شده و از آنها تاثیر پذیرفته‌اند این است که وقتی سید قطب مورد انتقاد قرار می‌گیرد، خشمگین شده و به سختی از این کار انتقاد می‌کنند. اما وقتی نووی یا ابن حجر مورد انتقاد قرار گیرند، می‌گویند: سخن هر کس قابل قبول یا رد است!!

همچنین وقتی شیخ ابن باز رحمه الله بر خطاهای حافظ ابن حجر در «فتح الباری» تعلیق می‌دادند، حرَکی‌ها از این کار انتقاد نکردند. همین طور وقتی که شیخ عبدالله الدُوَیِّش رحمه الله این انتقادات را تکمیل نمود، با زهم هیچ انتقادی از جانب حرَکی‌ها صورت نگرفت. اما وقتی خطاهای سید قطب در کتاب‌هایش مورد انتقاد قرار گرفت، بسیار عصبانی شده و به شدت از این کار انتقاد کردند. این نشان می‌دهد که حَرَکی‌ها و جوانانشان به شدت به فکر و شخصیت سید قطب تعلق خاطر دارند، بر خلاف نووی و ابن حجر رحمة الله تعالی علیهما.



نکته‌ی دیگر اینکه اخوان المسلمین در سعودی و آنهایی که تحت تاثیرشان هستند، شبهه‌ای دارند. آنها می‌گویند: شیخ بکر ابو زید رحمه الله تعالی در ورقه‌هایی که در رد شیخ ربیع مدخلی حفظه الله نوشته، سید قطب را مدح کرده است. ما با شیخ بکر ابو زید رحمه الله تعالی هم نظر هستیم.

در جواب باید گفت: جواب این شبهه از چندین وجه است:

اول: شیخ بکر ابو زید رحمه الله در این اوراق نگفته که سید قطب عالم یا دعوت‌گری سلفی است. نهایت چیزی که در این اوراق وجود دارد این است که ایشان با شیخ ربیع در برخی از مواردی که بر سید قطب ایراد گرفته، موافق نیست.
دوم: اگر فرض کنیم که شیخ بکر ابو زید رحمه الله سید قطب را از این اشتباهات مبرا دانسته باشد، اما علمایی که از او عالم‌ترند، و مشایخ او نیز هستند، در این زمینه با او مخالفند. اینها هم عالم‌تر و هم بیشتر هستند، و نیز اساتید شیخ بکر رحمه الله به شمار می‌آیند. مثل شیخ عبدالعزیز بن باز، و شیخ البانی، و شیخ ابن عثیمین رحمهم الله، که می‌توانید به فتاوای موثق این بزرگان در کتاب شیخ عصام السنانی که به آن اشاره کردیم، مراجعه کنید.

سوم: اگر فرض کنیم شیخ بکر ابو زید رحمه الله سید قطب را از همه‌ی گمراهی‌هایش مبرا دانسته باشد – که البته او اصلا چنین چیزی نگفته – اما حجت و دلیل و برهان، بر هر چیزی مقدم است؛ چرا که گمراهی‌ها و ضلالت‌های سید قطب به صورت موثق ثابت شده‌اند که هیچ کس – جز انسان مُکابر – را یارای گریز از اعتراف به آن نیست.

برای شناخت برخی از این گمراهی‌ها به درس: «موبقات سید قطب أحرجت أنصاره مراجعه نمایید»:

https://www.youtube.com/watch?v=hfQp4PD1ROQ



برای اطلاع، اصل این مقاله در درسی با عنوان «حقیقة الجامیة» است:

https://www.youtube.com/watch?v=5TLoV0w9Lsw



والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته



نویسنده: شیخ عبد العزیز ریِّس

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی



کانال تلگرام رد شبهات خوارج:

https://t.me/khawareg