رد شبهات خوارج
1.54K subscribers
58 photos
158 videos
30 files
364 links
سایت و کانال "مرکز رد شبهات خوارج" به منظور رد بر خوارجِ اخوان المسلمین و شبهات این حزب به صورت عام، و رد بر گروه‌های تکفیری امثال القاعده، داعش، جبهة النصرة، بوکو حرام و غیره است.
Download Telegram
شيخ ابراهيم المُحَيميد حفظه الله:
احمد شريف كه يكی از سران اخوان المسلمین است می گوید: ما جماعت مسلمین هستیم. هر کس بر ما خروج کند، عهد و پیمان اسلام را از گردن خود بیرون کرده - یعنی کافر است - .
طرطوسی که از تئوریسین های القاعده است، می گوید: القاعده همان جماعت برحق است.
عدنانی می گوید: ما با تیغه ی شمشیر، جماعتی برپا کرده ایم و هیچ جماعتی نمی تواند با وجود این جماعت، تشکیل شود، و هر کس که با ما مخالفت کند، سزایش یا تیر خلاص در سرش است و یا چاقویی بران بر گردنش.
داعش و القاعده از بوته ی اخوان روییده اند.

@khawareg
شیخ ابراهیم المُحَیمید حفظه الله:
فکرِ تکفیری خارجیِ معاصر از طریق دو نوع از جماعت‌ها آمده است:
نوع اول: جماعاتی که در ظاهر، لباس دعوت دینی به خود پوشیده‌اند، ولی در باطن، منهجشان تکفیر و خروج بر علیه حکام است. پرچمدار این گروه، جماعت اخوان المسلمین در مصر و شاخه‌های آن در بلاد اسلامی است.
نوع دوم: جماعاتی هستند که علنا عقیده‌ی خود را بروز داده و از دین به عنوان پوشش خود استفاده نمی‌کنند؛ مثل جماعت «التکفیر والهجرة»، و «جماعة الجهاد» و جماعت «نجات یافتگان از جهنم» که همه‌ی اینها نیرو و توانِ حسّی و معنوی خود را از جماعت اخوان المسلمین می‌گیرند. از نظر حسّی؛ بیشتر موسسین این گروه‌ها قبلا عضو جماعت اخوان المسلمین بوده‌اند. از نظر معنوی نیز همه‌ی این گروه‌ها، فکر خود را از تئوریسین‌های جماعت اخوان، امثال حسن البنا و مودودی و سید قطب اخذ کرده‌اند.
@khawareg
سمع و طاعت (از حاکم مسلمان) بین سروری‌ها و سلفیت

(رد بر عبدالعزیز آل عبداللطیف)

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم ورحمة الله وبركاته

أما بعد

بدون شک، اخلال در باب سمع و طاعت و همچنین تکفیر ناحق حکام و والیان امور، نتیجه‌ی اولین بدعتی است که در امت بوجود آمد و گروهی به وسیله‌ی آن باعث تفرقه شدند. این بدعت، همان بدعت خوارج است. چنان که شیخ الاسلام ابن تیمیه در کتابش “الإستقامة” و “مجموع الفتاوی” و ابن کثیر رحمه الله در تفسیرش و ابن رجب در “جامع العلوم و الحکم” تصریح کرده‌اند که خوارج اولین فرقه‌ی مبتدعی بودند که در اسلام بوجود آمدند.

ما در زمانی زندگی می‌کنیم که حدود بیست سال از جنگ دوم خلیج (تجاوز صدام به دولت کویت و سعودی) می‌گذرد و از آن زمان آثار خلل در این اصل که همان اصل سمع و طاعت نسبت به حکام مسلمان است، را مشاهده می‌کنیم.

سروری‌ها و قطبی‌ها از زمانی که در سال 1392هـ – یعنی حدود 46 سال قبل – حزبشان را تاسیس کردند که منشأ آن در سعودی، شهر ریاض و به دست محمد سرور زین العابدین بود که صراحتا در گفتگویی با او، اقرار می‌کند که تنظیماتی در سعودی و دیگر جاها دارد و برخی از جوانان نیز با او همراه بودند، اثر بزرگی در اختلال اصل سمع و طاعت که از اصول اعتقادی اهل سنت است دارند. چنان که این اصل در اکثر کتاب‌های اعتقادی مانند “أصول السنة” امام احمد، و “الشریعة” آجرّی، و “الإبانة الکبری” و “الإبانة الصغری” ابن بَطّة، و “شرح أصول السنة” امام بربهاری و “عقیدة السلف و أصحاب الحدیث” امام ابوعثمان صابونی و “لمعة الإعتقاد” ابن قدامه و سپس “العقیدة الواسطیة” شیخ الاسلام ابن تیمیه و کتب دیگری که بسیار بسیار زیاد هستند، ذکر شده است.

خلاصه‌ی اعتقاد اهل سنت این است که آنها هر چیزی در مورد سمع و طاعت از حاکم مسلمان در غیر معصیت الله را که قرآن و سنت تقریر کرده‌اند، و آنگونه که صحابه و کسانی که به نیکی از آنها پیروی می‌کنند، فهیده‌اند، گرفته و به آن عمل می‌کنند. حتی اگر این حاکم به زور بر قدرت مسلط شده باشد یا فاجر و یا فاسق باشد و فسق خود را نیز علنا با شرابخوری و غیره، آشکار نماید، اما تا مادامی که مسلمان است، فرمانبری از او را در غیر معصیت الله واجب می‌دانند، و معتقدند که در گردنشان بیعت آن حکام هست و هر کس دست از این بیعت بکشد و بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است و در حالی الله را ملاقات می‌کند که هیچ حجتی برای اینکارش ندارد، که نقل نصوص اهل سنت در این مورد، در چنین مقاله مختصری نمی‌گنجد. اما می توانید بعضی از این نقل قول‌ها را در رد صوتی که بر دکتر عبدالعزیز آل عبداللطیف – هداه الله – بنام...
برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مقاله لینک زیر را کلیک نمایید:
http://www.khawarej.com/?p=1112

نویسنده: دکتر عبدالعزیز بن ریِّس الرَّیِّس

مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

مرکز رد شبهات خوارج
http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:
https://www.facebook.com/khawarej/
کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موضوع: سوء استفاده اخوان المسلمين از اصطلاحات شرعی‌‌.
شیخ دکتر سلیمان رحیلی، استاد دانشگاه اسلامی مدینه نبوی و مدرس حرم نبوی صلی الله علیه وسلم
@khawareg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موضوع: قطبی ها در عربستان سعودی.
شیخ محمد سعید رسلان حفظه الله.
تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج.
@khawareg
مؤیدین تجاوز ترکیه به سوریه و قتل کوردها:
۱- قطر (اخوان المسلمین)
۲- صومالی.
۳- حزب اخوان المسلمین
۴- گروهک تروریستی «فجر لیبی» که همان گروه القاعده است در لیبی
۵- گروهک «هيئت تحرير الشام» که همان گروه «جبهة النصره» است در سوریه
فقط همینها موید تجاوز ترکیه به سوریه هستند و همپیمانان اردوغان اینها هستند. این نشانگر حقیقت ترکیه و ارزش این کشور در سطح بین المللی است.
@khawareg
Forwarded from سنت
افضل‌ترین امت اسلام

در پایان غزوۀ أحد، ابوسفیان بر بالای کوه احد رفت و رو به مسلمان صدایش بلند کرد و گفت:
آیا محمّد در میان شما است؟
رسول الله صلَّى‌الله‌عليه‌وسلَّم به صحابه گفت: جوابش ندهید.
ابوسفیان چون جواب نشنید، بار دیگر پرسید:
پسر أبي‌قُحافه چطور؟
دوباره رسول الله صلَّى‌الله‌عليه‌وسلَّم گفت: جوابش ندهید.
ابوسفیان برای بار سوم فریاد زد: پسر خطّاب چی.. آيا زنده است؟
این بار هم کسی به او جواب نداد.
ابوسفیان می‌دانست قوام اسلام به این سه نفر است، پس به گمان کشته شدن سه نفر خوشحال شد و ادامه داستان..
نکته این واقعه اینجاست که حتی کفّار مکه می‌دانستند چه کسانی مقام و برتری و فضیلت بیشتری در بین صحابه داشتند.. خب نمی‌شود این حقایق را انکار کرد مگر اینکه ..
در این‌باره امام ابن عثیمین در تعلیقش بر صحیح بخاری نوشته: «فيه دليلٌ على أنَّ أبا بكر وعمر -رضي‌الله‌عنهما- كانا معروفين حتى عند المشركين بأنهما أفضل الصحابة؛ ولهذا لم يُنادِ سواهما.» خب آخر اینکه معترف بودن بر این حقایق تاریخی تحریف نشده یعنی بر اسلام ناب محمّدی قرار دارید پس لطفاً همینطور در مسیرِ راست "آلوده نشدن به بدعت" حرکت کنید.

t.me/danesh_ju
«لا تسبّوا أصحابی»
اصحابم را بد مگویید...
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله والصلاة السلام علی رسول الله و علی آله و من اتّبع هُداه…

اما بعد:

بدان – رحمک الله – که صحابه‌ی رسول الله صلی الله علیه وسلم، خط قرمز اهل سنت هستند و جز انسان منحرف، کسی به آنها طعنه وارد نمی‌کند.

سید قطبِ مصری، یکی از کسانی است که جزء رهبران معنوی رده بالای بسیاری از جماعت‌های اسلامی به شمار می‌رود. او علاوه بر اینکه از رهبران اخوان المسلمین به شمار می‌رود، رهبر معنوی این حزب نیز شمرده می‌شود. همچنین بسیاری از گروه‌های تکفیری در عصر حاضر، از پیروان دو آتشه‌ی این شخص به حساب می‌آیند که همگی، او را شهید سید قطب و امام می‌نامند. شاید خیلی از کسانی که حقیقتِ این شخص را نمی‌دانند، از فریب خوردگانِ حزبی، فریب خورده و این شخص را از علما و ائمه‌ی اهل سنت بدانند. در حالی که این شخص دارای انحرافات بزرگی بوده که او را از سنی بودن خارج کرده، و اگر قضیه‌ی معذور بودنش به خاطر جهل، وجود نداشت، کافر شمرده می‌شد. در این نوشتار، فقط به یکی از انحرافات بزرگ او که طعن زدن و تکفیرِ برخی از صحابه است، اشاره می‌شود.

ابوسفیان بن حرب، و همسرش هند بنت عتبه، و پسرشان معاویه بن ابوسفیان، و عمرو بن عاص رضی الله عنهم، از کسانی هستند که توسط سید قطب مورد طعنه قرار گرفته، برخی تکفیر و بقیه نیز به اوصافی متهم شده‌اند که رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش و ائمه‌ی اسلام و مسلمانانِ صالح، آنها را از این اتهامات مبرا دانسته‌اند. البته اگر عمری باقی باشد، طعنه‌های سید قطبِ مصری بر امیر المومنین عثمان بن عفان ذی النورین را نیز ترجمه و به خوانندگان محترم ارائه خواهم نمود. إن شاءالله.

این نوشتار، ترجمه‌ی مقاله‌ای است از علّامه‌ی لغت شناسِ مصریِ هم عصرِ سید قطب، استاد محمود محمّد شاکر رحمه الله که برادرِ محدّث بزرگِ سرزمین مصر، امام احمد شاکر رحمه الله می‌باشد. ایشان این مقاله را در جواب کتابِ سید قطب به نام “العدالة الإجتماعیة فی الإسلام” به رشته‌ی تحریر در آورده که در مجله‌ی “المسلمون” به چاپ رسیده است. عنوانِ مقاله، “لا تسبّوا أصحابی” است، یعنی: “أصحابم را دشنام مدهید”.

این مقاله را بنده ترجمه کرده و پس از آن، جواب سید قطب به یکی از طرفدارانش که در رد این مقاله دست به قلم برده بود را به صورت گزینشی ذکر خواهم کرد تا بدانید که این شخص که حزب اخوان المسلمین و گروه‌های تکفیری جهادی، او را امام خود می‌دانند، تا چه حد بی ادبانه نسبت به صحابه و نسبت به کسی که از صحابه دفاع می‌کند، سخن می‌گوید.

علامه محمود محمد شاکر رحمه الله:



«لا تسبُوا أصحَابي»[1]

برای شخص مسلمان کافی است که این فرموده‌ی رسول الله صلی الله علیه وسلم به او برسد که: «اصحابم را بد مگویید! اصحابم را بد مگویید! قسم به ....
ادامه‌ی مقاله:
http://www.khawarej.com/?p=1115

نویسنده و مترجم:

سید ابوبکر یگانه قلاتی

مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com
صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:

https://www.facebook.com/khawarej/
کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg
لا تسبُوا أصحَابي .pdf
557.3 KB
فایل پی دی اف
مقاله‌ی: «لا تسبّوا أصحابی»
علّامه محمود محمد شاکر رحمه الله
گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی
تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج
@khawareg
ردی بر کتاب‌های شبهه برانگیز، قسمت (5)
بررسی کتاب

با توجه به نام این کتاب، مؤلف قصد توضیح و روشنگری پیرامون عبارات مندرج در عنوان کتاب را دارد: «ملة إبراهیم و دعوة الأنبیاء والمرسلین و أسالیب الطغاة فی تمییعها و صرف الدّعاة عنها» [دین ابراهیم و دعوت پیامبران و فرستادگان الهی و روش‌های سرکشان برای نابودی آن و رویگرداندن دعوتگران از آن]

اما برای رسیدن به بیان ملت ابراهیم، دچار اشتباهاتی شده است؛ از آن‌جمله:

1- وی برائت و بیزاری از کفر و کافران و نیز برائت از شرک و مشرکان را به گونه‌ای تفسیر کرده که با تفسیر اهل سنت و جماعت در تضاد می‌باشد.

2- این تفسیر مقدسی از برائت، او را به ورطه‌ی تکفیر حاکمان مسلمان کشانده است؛ زیرا بنا بر تعریف او از برائت، حاکمان مسلمان، اصل برائت از کفر و کافران و نیز شرک و مشرکان را محقق نساخته‌اند.

3- وی تا حدی به موضوع برائت پرداخته که خواننده تصور می‌کند اصل دعوت پیامبران، همین برائت است و گویا پیامبران چیزی جز برائت را به امت‌های خویش نیاموخته‌اند و گویا برائت فقط به همین بخش محدود می‌شود و دین چیزی جز این نیست که مسلمان بنا بر همین اصل، با کافران رویارو شود.

4- با همین دلیل قبلی، در ورطه‌ی تکفیر جوامع افتاده؛ یعنی جوامع نیز مساله‌ی برائت از کفار را محقق نساخته، و به آنچه که حکام در این مورد عمل می‌کنند، رضایت دارند.

5- دیدگاه و سخن علما را در جایی نامربوط به آن به کار می‌برد و در جایگاهی استعمال می‌کند که جایگاهش نیست....

ادامه‌ی مقاله:
http://www.khawarej.com/?p=1118

ترجمه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:
https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
ردی بر کتاب‌های شبهه بر انگیز، قسمت (6)
در «الدرر السنیة» آمده است: «از شیخ اسحاق بن عبدالرحمن بن حسن، درباره‌ی هَجر و دوری سؤال شد. وی پاسخ داد: برای دوری کردنِ مشروع، دلایل شرعی وارد شده، و بیشترِ سلف به آن اشاره کرده‌اند. هَجر و دوری کردن، دارای مراتب و حالات و جزئیاتی است که در قلب و زبان و اعضای بدن صورت می‌گیرد. الله تعالی فرمود:

{وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي}، (مریم: 48)

یعنی: {و از شما و از آنچه به‌جای الله فرامى‏خوانيد، كناره مى‏گيرم و پروردگارم را مى‏خوانم}.

و نیز الله تعالی در مورد اصحاب کهف فرموده است: {وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ}، (کهف: 16) یعنی: {و هنگامی‌که از آنها و از آن‌چه كه به‌جای الله عبادت می‌کردند، كناره گرفتيد}.

پیامبر صلی الله علیه و سلم نیز با آن سه نفر قطع رابطه کرد و از آنها دوری گزید که ماجرای آن‌ها معروف است و ابن قیم رحمه الله در کتاب «زاد المعاد فی هدي خیر العباد»، این قصه و استنباطاتی که از آن می‌شود را به قدر کفایت، ذکر نموده است.

اصل هَجر، به‌معنای ترک کردن، دوری جستن و بغض داشتن می‌باشد. در اصطلاح شرعی بدین معناست که مسلمان، از هر آن‌چه الله متعال نهی نموده، دوری کند و فاصله بگیرد.

هجر و دوری در میان مردم و کارهایشان، امری عمومی است و درباره‌ی مشرکین و کسی که به آنها پناه برده، آنچه را که دارند نیکو شمرده و به آن‌ها خدمت کند و اسلام را حقیر و بداند، نیز صورت می‌گیرد. زیرا قبح هر چیزی به خاطر متعلقات آن است. این اجمال دارای اقسامی است و تفاصیلی دارد:

یکی از آنها، دوری جستن از کفار و مشرکان است که در آیات بسیاری از قرآن، بدین مورد تصریح شده است و مصلحت و حکمتش این است که دوستان الله از دشمنانش قابل تشخیص باشند.

نزدیک به این مورد، دوری جستن از بدعت‌گزاران و اهل هوی می‌باشد. امام احمد و دیگر علمای سلف، به دوری کردن از این افراد و فاصله گرفتن از آنان و نخواندن نماز بر جنازه‌هایشان، تصریح کرده‌اند. وی می‌گوید: اگر اهل بدعت مریض شدند، با عیادتشان نروید و اگر مردند، در مراسمشان حاضر نشوید. دوری کردن از آن‌ها، با قلب و زبان و اعضای بدن، واجب است؛ مگر برای کسی که به دین دعوت می‌دهد و برای بیان حجت و دلیل با آن‌ها روبرو می‌شود؛ به شرطی که ترس از به فتنه افتادنش نباشد. الله تعالی فرموده است: {وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ}، (نساء: 140).

یعنی: {و در قرآن بر شما نازل كرده است كه هرگاه شنيديد آيات الله را مورد انكار و ريشخند قرار مى‏دهند، با آنان همنشین نشوید}. در این زمینه، آیات، احادیث و کلام علما، بسیار است...
ادامه‌ی مقاله:
http://www.khawarej.com/?p=1122

ترجمه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:
https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
تکذیب ادعای رجوع سید قطب از سبّ صحابه

شبهه‌ای که در مورد سید قطب وارد است، اینکه می‌‌گویند:

دوران مختلفی بر سید قطب گذشته و او چند مرحله را پشت سر گذاشته است. یک مدت کلا در شک و تردید بود. بعد به احزاب مختلف گروید. بعد هم کلا حزبگرایی را سه طلاقه کرد و کنار گذاشت و به دین نزدیک شد تا زمانی که اعدام شد.

جواب:

می‌گوییم این سخن درست است. اما بعدش چه؟

خواهند گفت: کتاب “العدالئة الإجتماعیة” که در آن سبّ و بدگویی به اصحاب وجود دارد، و همچنین کتاب “التصویر الفنی فی القرآن” که طعن به موسی علیه السلام در آن است، در مراحلی نوشته شده که سید قطب ملتزم به دین نبود یا در مرحله‌ای بود که هنوز توانایی این را نداشت که دانش صحیح را از غیر صحیح باز شناسد و علم واقعی را درک کند.

جواب:

این سخن را جز دو کس نمی‌گویند: یا شخص جاهل، و یا دروغگو. دلیلمان چیست؟

اولا: استاد محمود شاکر رحمه الله در مورد چیزهایی که سید قطب در کتاب “العدالة الإجتماعیة” نوشته، رد داده و ردیه‌اش را در مجله‌ی “المسلمون” شماره‌ی سوم، سال 1952م منتشر کرده، در آنجا گفته: (من از نوشته‌های مستشرقین مثال نمی‌آورم. زیرا آنها همان طوری هستند که همه می‌دانیم. نیز از کسانی مثال نمی‌آورم که مشهور به گمراهی و حقد و کینه بر اهل اسلام هستند؛ مثل صاحب کتاب «الفتنة الکبری» – یعنی طه حسین – و دیگر مولفین همفکر او. بلکه از سخن برخی دوآتشه‌ها نسبت به دین پروردگارشان مثال می‌آورم که فریاد دفاع از آن و جهاد در راه آن را سر داده‌اند – که منظور، سید قطب است – .

ثانیا: کتاب “العدالة الإجتماعیة” با همه‌ی سبّ و بدگویی‌هایی که نسبت به اصحاب در آن وجود دارد، یکی از آخرین نوشته‌های سید قطب است. کسی که غیر از این بگوید، نادانی است که نمی‌داند چه از کلّه و جیبش خارج می‌شود، یا کذابی است که عمدا می‌خواهد دروغ گفته و مردم را گمراه کرده و فریب دهد.

همانطور که گفتیم کتاب “العدالة الإجتماعیة” با همه‌ی سبّ و بدگویی‌هایی که نسبت به اصحاب در آن وجود دارد، یکی از آخرین نوشته‌های سید قطب است.

دلیل ما چیست؟

سید قطب این کتاب را نوشته بود و وقتی می‌خواست به آمریکا سفر کند، آن را نزد برادرش گذاشت و چاپ اول آن در سال 1949 م از طریق «دار الکتاب العربی» در قاهره منتشر شده و چندین بار تجدید چاپ شد. یکی از این چاپ‌ها، چاپ تصحیح شده‌ی سال 1964 م است که سید در این چاپ، برخی از افکار خود در چاپ‌های قبلی را تعدیل کرده بود. در مجله‌ی “الرسالة” در ستون “کشکول الأسبوع” سال نوزدهم، شماره‌ی 923 سال 1951م صفحه‌ی 315 این چنین آمده است:

شورای مطالعات اجتماعی آمریکا مقرر کرده تا کتاب “العدالة الإجتماعیة فی الاسلام” اثر استاد سید قطب را به انگلیسی ترجمه کرده و آن را در آمریکا منتشر کند تا سیاست اجتماعی اسلام را معرفی نماید. ترجمه‌ی این کتاب را مستشرق یوحنّا جون بیهاردی، استاد دانشگاه هالفکس در کانادا به عهده خواهند داشت.

تاریخ اهدایی که سید قطب در اول کتاب “العدالة الإجتماعیة” نوشته، رجب سال 1373 هـ مصادف با ماه مارس 1954 م است و این تاریخ را خودِ سید قطب نوشته است و تا به امروز در چاپ‌هایی که در دست مردم است، وجود دارد.

دلیل دیگر اینکه آیا کسی می‌تواند ادعا کند که سید قطب....
ادامه‌ی مقاله را در لینک زیر بخوانید:
http://www.khawarej.com/?p=1125

سید ابوبکر یگانه قلاتی

مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:
https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
عدم رجوع سید قطب از اشتباهاتش

علامه ربیع بن هادی مدخلی حفظه الله می‌گوید:

«گفته‌های سید قطب در مورد اعتقاد به وحدت وجود و نقش محوری این اعتقاد در تأليفاتش اعم از نظم و نثر، از سال 1935 میلادی تا اواخر دهه‌ی 1950میلادی به چشم می‌خورد.

او در کتاب‌های : “کتب و شخصیات”، “فی ظلال القرآن” و “دیوان” شعری خود، این اعتقاد را به تصویر می‌کشد.

سید قطب تا آخرین لحظات مرگش این کتاب‌ها را بارها چاپ کرده و نشر می‌دهد و در لا به لای کتاب‌هایش به معرفی کتب مذکور می‌پردازد.

او هیچگاه در هیچکدام از نوشته‌هایش از این اعتقاد الحادی و دیگر گمراهی‌هایش اعلان برائت نکرد.

پس از او برادرش محمد قطب و حزب اخوان المسلمین، کتاب‌هایش راچاپ کرده و ترویج داده‌اند و هیچ انتقادی از سوی آنان نسبت به گمراهی‌های موجود در کتاب‌های سید قطب نشنیده‌ایم.

مسأله‌ی دوم: طعنه‌های سید قطب نسبت به بسیاری از صحابه کرام رضی الله عنهم و شاگردان صحابه یعنی تابعین بزرگوار می‌باشد که در رأس آنان کسانی مثل عثمان، طلحه، زبیر، سعد ابن ابی وقاص، مقداد ابن اسود، معاویه و عمرو ابن عاص رضی الله عنهم اجمعین هستند.

طعنه‌های او بسیار است، و زخم‌هایی که می‌زند، بسیار عمیقند که قلب هر انسان مومنی که در ایمانش صادق است را به درد می آورد. همه‌ی این طعنه‌ها را در کتابی به نام “العدالة الإجتماعية في الإسلام” ذکر می‌کند. کتابی که در آن با تقریر نظام کمونیستی مارکس، اسلام را مورد ظلم قرار داده و به سبب آن قواعد شریعت اسلامی و نصوص قرآن و سنت را در معرض تحریف قرار می‌دهد تا با کمونیست‌ها و سوسیالیست‌ها همراه شود. سپس سید قطب، دشمنان کمونیست و سوسیالیست خود را که به نظام (سرمایه داری) مشهور هستند رها می‌کند و به هزار و سیصد و پنجاه سال پیش باز میگردد تا چهره‌ی اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم و در رأس آنان عثمان رضی الله عنه را خراب کرده و در ایشان طعن وارد سازد. او بار دیگر این طعنه‌ها را با اسلوبی متفاوت که از آن بوی کینه به مشام می‌رسد به تصویر می‌کشد. این موضوعی آشکار است که هر شخص مسلمان و کافر یا دیوانه و باهوشی می‌داند که از اولین چاپ کتاب “العدالة الإجتماعیة” تا آخرین چاپش که بر حسب اطلاع من، چاپ دوازدهم است، و همچنین در کتاب “کتب و شخصیات” تا آخرین چاپش این چنین طعنه‌ها موجود هستند.

اما ترویج دهندگان کتب سید قطب وقتی که گمراهی‌های سید قطب را که این دو گمراهی نیز جزء آنهاست، برایشان ذکر می‌کنی، ادعا می‌کنند که سید قطب از افکار خود توبه کرده و برگشته است. ولی تا به الان کوچک‌ترین دلیلی مبنی بر رجوع سید قطب از افکارش به کسی ارائه نداده‌اند. حتی در صورتی که دلیلی مبنی بر ادعای خود رائه دهند، اما سید قطب دلیلشان را خنثی کرده آن را فقط مجرد جوهری روی کاغذ قرار می‌دهد که ارزشی ندارد زیرا:

اول: اصرار و لجبازی سید قطب برای چاپ این کتاب‌ها که محتوی گمراهی‌های بزرگ اوست، و نشر آنها تا زمان مرگش بدون اینکه مبالاتی نسبت به انحرافات موجود در آنها داشته باشد.

دوم: برادرش محمد قطب بعد از او کتاب‌هایش را تا به امروز چاپ کرده و نشر می‌دهد. از آن زمان سی و چهار سال می‌گذرد که مدت زمان قابل توجهی است. همچنین تایید و چاپ و ترویج این کتاب‌ها توسط اخوان المسلمین و مؤسسه‌هایش را نیز می‌توان به آن اضافه کرد. آنان نیز شریک جرمِ سید قطب برای پخش و نشر این گمراهی‌ها میان مسلمین علی الخصوص جوانان هستند. سخن از چاپ‌های بسیار گوناگونیست که در سراسر جهان به شکل فراگیری منتشر می‌شود. چاپ برخی از این کتاب‌ها مانند کتاب “فی ظلال القرآن” به بیست و شیش چاپ می‌رسد. این به غیر از چاپ‌هایی است که به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. آیا پخش کردن چنین کتاب‌هایی در میان جوانان مسلمان که حامل انواع گمراهی‌هاست، صحیح می‌باشد؟ جوانانی که به دنبال حقیقت هستند اما به باطل کشیده می‌شوند، چرا که – محتوای این کتاب‌ها را – حق می‌پندارند و در نتیجه با اهل حق به مبارزه می‌پردازند؛ چرا که طوری شده که می‌پندارد حق، باطل است».

در ادامه می‌گویم: «اما اینکه...

ادامه‌ی مقاله را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
http://www.khawarej.com/?p=1127

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:
https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 اسلام دین رحمت هست ، نه قتل و انفجار و انتحار و ناامنی
دکتر صلاح الدین جوهری حفظه الله تعالی

@khawareg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موضوع: قتل مسلمان. کشته شدن دعوتگر تاجیک در اوکراین توسط یک داعشی.
شیخ صلاح الدین جوهری حفظه الله

مرکز رد شبهات خوارج
@khawareg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎙#تلاوات_خاشعة
📀 من سورة النور
📢 القارئ: #رعد_الکردي
قُرّاءُ القُرآن
@quranvois
🎙 سوره‌ی نور
📀 قاری: #رعد_الکردی
شیخ محمد بازمول حفظه الله:

اهل باطل وقتی که می‌خواهند بر جوامع استیلا یابند، دو روش را در پیش می‌گیرند:

روش اول: جدا کردن مردم از علما.

روش دوم: دور کردن مردم از محبت اولیای امورشان.

وقتی توانستند این دو را به دست آورند، آن وقت است که می‌توانند وارد جامعه شده و باطل خود را منتشر نموده و جامعه را به سوی آشوب روانه کنند تا بتوانند بر منابع طبیعی کشور مسلط شده و مردم را از اسلام باز دارند.

اگر کسی بگوید: دلیل شما برای این حرف چیست؟

جواب این است:

حدیث حذیفه رضی الله عنه بر این سخن دلالت می‌دهد، که در آن آمده:

«… فَقُلْتُ: هَلْ بَعْدَ ذَلِكَ الْخَيْرِ مِنْ شَرٍّ؟

قَالَ: نَعَمْ، دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا.

فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، صِفْهُمْ لَنَا.

قَالَ: نَعَمْ، قَوْمٌ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا.

قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، فَمَا تَرَى إِنْ أَدْرَكَنِي ذَلِكَ؟

قَالَ: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ.

فَقُلْتُ: فَإِنْ لَمْ تَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ؟

قَالَ: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا، وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ عَلَى أَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ».

یعنی: «… پس گفتم: آیا بعد از این خیر، شرّی وجود دارد؟

فرمود: بله، دعوتگرانی بر درهای جهنم، که هر کس آنها را اجابت کند، او را در آتش اندازند.

گفتم: یا رسول الله، آنها را برای ما توصیف فرما.

فرمود: بله، عده‌ای از فرزندان خودِ ما، که به زبان ما نیز سخن می‌گویند.

گفتم: یا رسول الله، اگر چنین زمانی را دیدم، چه باید بکنم؟

فرمود: همراه با جماعت مسلمین و امامشان باش.

گفتم: اگر مسلمانان نه جماعتی داشتند و نه امامی، چه کنم؟

فرمود: از همه‌ی آن گروه‌ها دوری گزین، حتی اگر شده – از گرسنگی – که ریشه‌ی درخت را بجوی، تا زمانی که مرگ به سراغت آید در حالی که تو بر همان حالت – دوری از گروه‌ها – هستی».

شاهد ما در این حدیث، فرموده‌ی رسول الله صلی الله علیه وسلم است: «همراه با جماعت مسلمانان و امامشان باش».

معنایش این است که دعوتگران باطل، دعوتشان به سوی خروج از جماعت مسلمانان و عدم سمع و طاعت از اولیای امور است.

در رأس جماعت مسلمانان، علما قرار دارند.

امامشان نیز حکام هستند.

می‌بینید؟ تا به امروز نیز روش آنها همین است.

دیر زمانی است که به دنبال ساقط کردن علما هستند. برای اینکه مردم را از آنها دور کنند، به آنها طعنه وارد می‌کنند. در مورد علما گفتند: علمای حیض و نفاس هستند و از واقع، آگاهی ندارند. در مورد علما می‌گویند: علمای درباری هستند. می‌گویند: اینها علمای دنیا هستند.

در حکام نیز طعن وارد کرده و چیزهای زشتی را به آنها نسبت داده و آن را بزرگ نمایی کردند.

اما در آخر، الله آنها را خوار کرده و دینش را عزت داد و آنها را در مقابل مردم رسوا ساخت. الحمد لله رب العالمین.


ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:
https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:
https://t.me/khawareg
طارق سویدان و انحرافات عقیدتی و منهجی

همه می‌دانیم که هر کس که در زمینه‌ای فعالیت می‌کند و در آن زمینه بُروز نموده و او را بزرگ می‌کنند، باید در همان زمینه تحصیل کرده و تخصص داشته باشد. طارق سویدان یکی از آنهایی است که رسانه‌های مشکوک – غالبا اخوانی – او را دعوتگر و متخصص دینی معرفی کرده‌‌اند.

اما آیا می‌دانید مدارک تحصیلی این شخص در چه زمینه‌ای است؟

او دارنده‌ی مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای مهندسی نفت از دانشگاه تولسای ایالت اوکلاهامای آمریکاست. یعنی این شخص در رشته‌ی مهندسی نفت تحصیل کرده و رشته‌اش هیچ ربطی به علوم دینی ندارد.

یعنی این شخص مثل خیلی دیگر از اخوانی‌هایی که در لباس دعوتگر، به شهرت رسیده‌اند، علوم دینی نخوانده، ولی در مسائل کلان دینی، اظهار نظر می‌کند، که مثال‌های آن را در قسمت انحرافات این شخص بیان خواهیم کرد.

در زمینه‌ی اداری و تعلیمی هم کار کرده و چند سال نیز مدیر کل شبکه‌ی ماهواره‌ای “الرّساله” بوده است که در سال 2013 م به دلیل عضویت در حزب اخوان المسلمین، از این سمت کنار گذارده شد.

عضو چند انجمن آمریکایی است که به عنوان نمونه:

انجمن آمریکایی آموزش و توسعه.

انجمن آمریکایی مهندسی نفت.

انجمن آمریکایی مدیریت.

طارق سویدان در سایتش چنین خود را معرفی می‌کند:

من نایب رییس هیئت مدیره‌ی شرکت سرمایه گذاری “زاد” در آمریکا از سال 1997 تا سال 1999 بودم. همچنین عضو هیئت مدیره‌ی گروه سرمایه‌گذاری “أبرار” در مالزی از سال 1992 تا سال 1996 بوده‌ام.

اما تجربه‌ی کاری: او از سال 1997 تا 2001 مدیر کل آکادمی آمریکایی ابداع، و رئیس هیئت مدیره‌ی مرکز “الوعی” برای توسعه‌ی روابط عربی و غربی از سال 2003 تا به امروز است.

حال من از شما می‌پرسم: با این کارنامه‌ای که این شخص دارد، کجا و چه وقت در حال تحصیل علوم دینی بوده است؟ علمایی که از آنها دین آموخته، چه کسانی هستند؟

ثمره‌ی این علم و دعوت طارق سویدان چه بوده است؟ با هم ببینیم:



انحرافات طارق سویدان:

طارق سویدان مردم را به عبادت الله دعوت می‌کند. اما نه آن گونه که الله دستور داده تا او را عبادت کنند. بلکه هر طور که خود به قناعت برسند، اشکالی ندارد که همان گونه الله را عبادت کنند.

او در یک سخنرانی با عنوان [حوار فی السّاحة الإسلامیة… واقع و معالجات] که در یکی از تجمعات رافضه در کویت ...

مقاله‌ی کامل را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
http://www.khawarej.com/?p=1135

گرد آوری و تالیف: سید ابوبکر یگانه قلاتی

تهیه شده در مرکز رد شبهات خوارج

http://www.khawarej.com

صفحه‌ی فیسبوک رد شبهات خوارج:

https://www.facebook.com/khawarej/

کانال تلگرام:

https://t.me/khawareg