خرمگس
8.62K members
1.56K photos
561 videos
157 files
230 links
 من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده و برمی انگیزانم.
دیگر به آسانی کسی چون مرانخواهید یافت و از این رو به شما اندرز می دهم که از گرفتن جان من درگذرید.
«دفاعیات سقراط»


@farhad_ghanbariiiii
Download Telegram
to view and join the conversation
افسردگی بیماری دنیای مدرن است.
کسی نمی داند اگر این مقدار کیلینک ها، شوکرها و داروهای روانپزشکی نبود، چه اتفاقی رخ می داد و این جماعت انبوه پناه برده به قرص ها و شوکرها در چه شرایطی قرار داشتند.

زیست جهان ما، زیست جهانی است که در آن امیدها و آرزوهای انسان تماما به مارکتینگ، خودرو، خانه و حساب های بانکی خلاصه شده است و سوژ هایی که نتوانند خود را همراه و همدل کنند، سوژه هایی که در پس این زرق و برق ظاهری معنایی فراتر را طلب کنند، سوژه هایی که ابزارها و پول لازم را برای خرید هویت و جایگاه خود نداشته باشند، با دلهره و سرخوردگی به حاشیه رانده شده و در آخر سر از کلینیک ها و داروهای روان درمانی می آورند.

در این جهان ترسناک که روز به روز به سمت حذف بیشتر انسان و حاکمیت بیشتر پول و تکنولوژی فرو می افتد، روانپزشکی و روانشناسی و مشاوره درمانی، سکه روز است و وظیفه دارد به افراد تلقین کند که ریشه تمام این بیمارها و مشکلات از ژنتیک و اختلالات فردی است نه جامعه و سیستم سرمایه سالار حاکم بر آن..

@نقاشی از ونسان ونگوگ

@kharmagaas
در روزهای اخر سال که دغدغه بیش از هشتاد درصد مردم چگونگی تامین کالاهای اساسی در این سیاه بازار بی در و پیکر و شرمنده نشدن پیش خانواده و اقوام است، دوباره بسیاری از رسانه های و کانال های خبری و تحلیلی به صف شده اند تا پخش یا عدم پخش یک برنامه تلویزیونی را در حد یک فاجعه نشان داده و پوشش دهند.

عجب بساطیست...

@kharmagaas
Forwarded from خرمگس
فرهاد قنبری:
فردوسی پور و صدا و سیما

عادل فردوسی پور با سابقه بیش از دو دهه حضور در صدا و سیما حالا بازی رو خوب یاد گرفته است و بهتر از هر کسی می داند که در مشاجره با صدا و سیما هر که مقابل آن سازمان قرار بگیرد، در افکال عمومی موجه جلوه خواهد داد و مردم با او همراهی و همدلی خواهد نمود.
فردوسی پور به خوبی به نقش و قدرت رسانه ها واقف است و خوب می داند که با مدیریت فضای رسانه ای بعد چند هفته دوباره به تلویزیون بازخواهد گشت و این بار هم قدرت خود را به چشم مسئولان این سازمان عریض و طویل بی خاصیت نشان خواهد داد.

اما به برنامه نود و مجری آن فراسوی تفکر حاکم بر صدا و سیما بنگریم و کمی تامل کنیم که آیا واقعا امثال آقای فردوسی پور در خدمت ورزش ایران هستند یا با گل الود کردن آب ماهی های مد نظر خود را صید می کنند!!
باید در ابتدا به هر کسی که موفق می شود از هفت خان سفت و سخت صدا و سیما گذشته و در آنجا به چهره ای محبوب و همه کاره تبدیل می شود با دیده تردید نگریست. بی شک در این صدا و سیما کسی که بخواهد با صداقت و عدالت و انصاف قدم بردارد ره به جایی نخواهد و پس از یک دوره کوتاه برای همیشه کنار گذاشته خواهد شد.

برنامه نود و آقای فردوسی پور یکی از کسانی بود که مقابل رشد فوتبال ایران پس از جام جهانی نود و هشت ایستاد و فوتبالیست های جوان را به افرادی پرحاشیه و زیاده خواه تبدیل کرد.

فردوسی پور با مافیای "نود" در این سالها هر چه خواسته انجام داده است، او زمانی تصمیم گرفت علی دائی را بی آبرو کند و چنان کاری کرد که در هیچ ورزشگاهی از فحاشی در امان نبود یا گاهی بسیاری از مربیان و فوتبالیست های با استعدادی را از همان آغاز شروع فعالیت تخطئه کرد و در مقابل در عده ای همچون بادکنکی توخالی دمید. فردوسی پور گاهی یاد سربازی نرفته فوتبالیست ها می افتاد و چند روز بعد تقاضای عفو آنها را می کرد و فقط خدا می دانست این میان چه اتفاقی رخ داده است.
در همین اواخر سعی کرد با علی کریمی هم همان کاری را بکند که سالها پیش با دائی کرده بود اما به سرعت متوجه تفاوت کریمی و میزان محبوبیت او با دائی شد و با دعوت او در برنامه (و به نوعی بستن دهانش) مانع به خطر افتادن موقعیت خود از طریق افشاگری های کریمی شد.
فردوسی پور برای دعوت از فیگو و پویول و اتوئو و...بیش از پانصد میلیون پول پرداخت کرد و در پاسخ اسپانسرها را مسئول پرداخت حقوق آنها دانست. (اسپانسرهایی از جنس ثامن الحجج و روبیکایی که مدتی دیگر بوی نامطبوع اختلاس و باندش بلند خواهد شد) و کوچکترین انتقادی را با تمسخر و توهین به منتقدان و متهم کردن آنها به کوته بینی پاسخ داد.
فردوسی پور به مانند علیخانی و مدیری و جوان و... سر این سفره پهن شده صدا و سیمایی نشسته است که از پول بیت المال تغذیه می شود. او با ژست های شبه روشنفکری و روشنگری و طرفداری از حقوق مردم همیشه سعی کرده است خود را فردی هنر دوست و دمکرات معرفی کند اما در برنامه خود روشی کاملا خود محور را به نمایش بگذارد.
مهران مدیری، رامبد جوان، فرزاد حسنی، احسان علیخانی، رشید پور، فردوسی پور و سایر مجریهای تلویزیون محصول یک سیستم هستند. سیستمی معیوب که چنین افرادی را پرورش می دهد. سیستمی که هر کدام از ما هم شاید در آن قرار می گرفتیم به مانند آنها رفتار می کردیم.
@kharmagaas
توییت جدید یاشار سلطانی در مورد اقایان آملی لاریجانی و ناطق‌نوری:

صحنه‌گردان پروژه کلاک آقایان آملی‌لاریجانی و ناطق‌نوری بودند روسای سابق قوه‌قضاییه و بازرسی دفتر رهبری
نتیجه این دخالتها مجوز ۶۲ویلای ۲۰۰۰متری و تولید ثروت ۶۰۰۰میلیاردی برای مالکان زمین بود.

پ.ن: لازم به ذکر است در همین ایام رسانه های اصلاح طلب و اصولگرا هم درگیر انتخاب القابی مانند شیخ نور و شیخ معتدل و شیخ شکلاتی و شیخ آب نباتی و امثالهم بودند...

@kharmagaas
طرح رورنامه ابتکار در مورد گدایی تلویزیون (یا بهتر بگوییم جیب بری) از مردم با مربع، ستاره....

@kharmagaas
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای ما متولدین نیمه اول دهه شصت و نسل قبل از ما که دوران نوجوانی شان را دهه هفتاد شمسی سپری کردند و تجربه گوش سپردن به موسیقی را با صدای خوانندگانی مانند معین و حمیرا و مهستی و شکیلا و هایده و ابی و داریوش و ... به دست اوردند، در مقایسه با نسلی که امروز وارد سن نوجوانی شده و تجربه آشنایی با موسیقی را با این ترانه های های بی معنی و مضحک مد روز به دست می آوزد، موسیقی به مراتب لذت بیشتری داشت...

برای نسلی که روزهها و ماهها منتظر می ماند تا با سختی آلبوم جدید خواننده محبوبش را تهیه کند و به دیدن تنها عکسی از او بر روی قاب نوار کاست خرسند و دلخوش بود. برای نسلی که با آرامش و دقتی فراوان نوار کاست را در دستگاه پخش قرار داده و به آن گوش می سپرد، موسیقی احساس دیگری داشت.

این نسل با ساقی ساقی هایده ، با مرد تنهای شب حبیب، با خاطرات شمال حمیرا، با شقایق داریوش و بسیاری دیگر ترانه ها خاطرات فراوانی دارد که با شنیدن دوباره هر کدام از آنها با هجوم انبوهی از احساسات نوستالژیک مواجه می شود. نوستالژی که گمان نمی کنم نسل نوجوان امروز با هیچ آهنگ و ترانه امروزی بتواند به خاطر بسپارد..

@kharmagaas
فرهاد قنبری:
"میل هماره میل دیگریست"

در خبرها و به نقل از مسئولین آمده است واردات گوشت و مرغ امسال نسبت به مدت مشابه سالهای گذشته بیش از بیست درصد افزایش داشته است. در سوی دیگر در زمینه تولید و عرضه داخلی نیز صاحبان دامداری و مرغداری ها به نسبت سال گذشته تولید و عرضه بیشتری داشته اند، اما چه عاملی باعث شده است که همچنان در بازار کمبود شدید این محصول وجود دارد و صف های طولانی برای خرید آن شکل می گیرد؟!

شاید ریشه اصلی این بحران را باید در ساختار ناخودآگاه انسان جستجو کرد. ناخوداگاه انسان به گونه ای است که همیشه نسبت به چیزی که تمنا و خواست بیشتر و همگانی تری نسبت به آن وجود دارد، علاقه و ولع بیشتری نشان می دهد و به اصطلاح میل انسان هماره چیزی را طلب می کند که "میل دیگران" خواهان آن است. (به عنوان مثال وقتی بزرگسالی آب طلب می کند یا در حال نوشیدن و خوردن چیزی است، کودکی که تا چند ثانیه پیش مشغول بازی بود به سرعت بلند شده و همان آب یا خوراکی را با بی تابی فراوانی طلب می کند. یا در مورد دیگر وقتی یک کودک مشاهده می کند که کودک دیگری مشغول بازی با یک اسباب بازی خاص است، به سرعت فعالیت عادی خود را تعطیل کرده و با اصرار و گریه فراوان همان اسباب بازی را که شاید تا چند لحظه قبل هیچ توجهی به آن نداشت را طلب می کند. یا در مورد بزرگسالان باید بگوییم ما مردان همیشه زنانی را طلب می کنیم که دل مردان بسیاری را ربوده است یا برعکس اکثریت زنان مردانی را طلب می کنند که توجه بسیاری از زنان را به خود جلب می کند) در بسیاری موارد مشاهده می شود که هنگام بحران های طبیعی یا کمبود برخی اقلام مصرفی ولع و علاقه مردم به مصرف آن کالا بیشتر می شود..(همگی کم و بیش با شرایط کمبود خمیر در ساعات پایانی کار نانوایی ها مواجه شده ایم. شرایطی که وقتی نانوا از مشتری ها درخواست می کند نان کمتری ببرند تا به همه برسد، اکثریت با همهمه و سر و صدا و کنار گذاشتن لایه های تمدنی، با شدت و حدت بیشتری نه تنها به کمتر قانع نبوده بلکه نان بیشتری هم طلب می کنند..)

شرایط امروز جامعه ما هم همین است. امروزه بسیاری از دلالان و محتکران با سواستفاده از شرایط تحریم و بدون اینکه به ریشه های روانی "بازی میل" آگاهی داشته باشند، به خوبی سوار این موج شده اند و هر از چند روزی با جلب کردن توجه مردم به یکی از کالاهای مصرفی قیمت آن را بالا برده و سود کلانی به جیب می زنند. آنها یک روز با رب گوجه فرنگی، روز دیگر با قند و شکر و روزی دیگر با گوشت و مرغ و ... امیال مردم را به سوی مصرف بیشتر آن کالاها کشانده و سود فراوانی را نصیب خود می کنند.

@kharmagaas
Forwarded from خرمگس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تلفیق نقاشی، سینما و موسیقی در سکانسی از فيلم "روياها"
@kharmagaas

ساختهٔ «آکیرا کوروساوا»
نقاشی های ون گوگ
موسيقی شوپن'
بیست و نه اسفند روزی فراتر از ملی اعلام شدن نفت است. این روز یک نماد است.
نمادی که می خواست به یک ملت حس اعتماد به نفس و خوباوری بدهد. نمادی که می خواست به ملتی یاد بدهد تا برای بلند شدن دست به روی زانوهای خود بگذارد. نماد روزی است که مردی در عمل (نه شعاری تهی و خالی از معنی) می خواست «ما می توانیم» را به جهانیان ثابت کند.

رزم آرا معتقد بود «ملت ایران قادر به ساختن «لولهنگ»(آفتابه گلی) هم نیست و یک کارخانه سیمان را نمی‌تواند اداره کند» چطور می تواند صنعت نفت را اداره کند؟
بیست و نه اسفند روزی بود که پیرمرد، احمدی آبادی ثابت کرد با تغییر نگرش می توان دنیا را هم دوباره ساخت چه برسد به سیمان و آفتابه..

بیست و نه اسفند همان پیرمرد غشی(به قول انگلیسی ها) توانست به بریتانیا و تمام کسانی که محو جبروت آن بودند ثابت کند که می تواند بدون تپق و لکنت هم کارهای بزرگ انجام داد.

این روز یک نشانه است.
نشانه ای که اسطوره شکست ناپذیری استعمار کبیر را برای مردم خاورمیانه در هم پیچید.

@kharmagaas
Bina-Norooz
<unknown>
بیا بیا دلبرُوک مو قربون تو شُم دنیا دو روزه 
بیا مکن شو روز مُو خورشید مُو صبح نوروزه 
دیدی چطور مانند اُو یک سال برفت سال نو اومد 
یک سال چونو تندِ برفت که پنِداری همین دیروزه

@kharmagaas
فرهاد قنبری:
اندر حکایت تحویل سال و تلویزیون


ساعت های قبل و بعد از تحویل سال، ساعت های طلایی تلویزیون است، ساعت هایی که شبکه های مختلف این رسانه فاخر تلاش می کنند گوی سبقت را از یکدیگر ربوده و لحظات به یادماندنی را برای مخاطبان خود رقم بزنند.

در هر کدام از این شبکه های فاخر ابتدا مجریان جوانی حضور دارند که از یک طرف سعی می کنند در لباس پوشیدن و اداها از شومن ها و مجریان شبکه های معروف جهانی تقلید کنند و از سوی دیگر می خواهند وجه اسلامی ظاهر و رفتار خود را رعایت کرده و حدالمقدور موقع اذان و خواندن دعای مقلب القلوب با یاد خدا و ترس از آتش جهنم قطره اشکی هم بریزند...

در شروع این ویژه برنامه های نوروزی جوانی با موهای سیخ سیخ و براق وارد شده و بدون سلام و علیک شروع به خواندن می کند و پس از پایان با قربان صدقه رفتن های مجری شروع به سخن گفتن از دستاوردهای والای هنری خود کرده و با برشمردن چگونگی طی کردن پله ها ترقی و رسیدن به قله خوانندگی، دوباره میکروفون به دست می گیرد تا با پرده برداری از کار جدیدش کم کم سالن را ترک نماید...
مهمان بعدی این برنامه وزین یحتمل آقای حیاطی یا مجری اخبار بیست و سی است که اینبار بدون در دست داشتن برگه های خبر، با حاج خانوم حاضر شده و پس از کمی لعن و نفرین به استکبار و غول های خبری جهان و سخن گفتن از سختی های کار گویندگی، به سراغ داستان چگونگی آشنایی خود و همسر جان رفته و قند در دلشان آب می شود.... هنوز مجری بیست و سی هنوز پا را بیرون نگذاشته که بزرگان عرصه هنر سینما و تئاتر و کمدی از راه می رسند و با ماچ و موچ و بالا و پایین پریدن ها قربان صدقه مجری می روند و از کارها و آثار فاخر سال گدشته و سال پیش رویشان سخن ها خواهند می گویند.( پیش بینی میکنم امسال چند تن از این هنرمندان آوانگارد و خط شکن از خطوط قرمز این رسانه پا را فراتر گذاشته و نام عادل فردوسی پور و برنامه محبوب او را آورده و مرزهای کنشگری سیاسی و تعهد اجتماعی را یکجا جابه جا نمایند..)

پس از مدتی آخوند برتر سال که پای ثابت برنامه هایی مانند زلال احکام و زلال اخلاق و... بوده با عبای سفید و چهره خندان وارد سالن می شود و پس از نصیحت های نیم خطی، سال خوب و پر معنویتی را برای همگان آرزو می کند...
ما تماشاگران که تازه شیفته و ذوق زده این همه جذابیت از رسانه ملی شده ایم تا می آییم به فضای روحانی و پر از معنویتی که حاج آقا ایجاد نموده عادت کنیم، میبینم که یهویی سری جدیدی از هنرمندان بزرگ سرزمین آریایی مان اعم از بهنوش بختیاری و مهران غفوریان و غول برره و... از راه می رسند و دوباره کل فضای ذهنی و روحیمان را تغییر می دهند و با جک ها و اداهای شیرین شان حسابی قلقلکمان می دهند...

هر چه به لحظه تحویل سال نزدیک تر می شویم، جوان شیک پوش دیگری دوباره میکرفون به دست وارد شده و در میان انبوهی از دود و مه، از "محکم نبستن در" و "کمتر کردن دلبری" و "تیغ و عشق و معرفت" و... شروع به خواندن می کند و ما ببیندگان را غرق در لذت و کیف حاصل از موسیقی می نماید..

در لحظه تحویل سال هم پدر و مادر شهیدی، با چهره ای شکسته و رنج دیده(که معلوم است با این محیط و سالن احساس بیگانگی دارد) حاضر می شود و مجری با قدردانی فراوان از شهدا به ما هشدار می دهد که اگر امروز به اینجا رسیده ایم و با چنین رسانه فاخری و هنرمندان بزرگی در خدمت شما هستیم همه و همه از صدقه سری خون شهدا و صبر و ایثار خانواده های آنهاست.....
@kharmagaas
استاندار مازنداران لباس امدادگران را پوشیده و با عکاسی راهی مناطق سیل زده شده است. ایشان پس از ایستادن در وسط مسیر سیلاب و خیس و گل الود چند عکس به ثبت رسانده و خبرگزاری ها هم خبر حضور ایشان با تیتر " استاندار مازندران در حال امداد رسانی به سیل زده گان" پوشش داده اند..

پ.ن: آقای استاندار باور کنید در هیچ کجای دنیا رفتن و ایستادن در وسط گل و لای سیلاب و چند عکس یادگاری ثبت کردن را امدادرسانی نمی گویند.
شما اگر به فکر امداد رسانی و کمک به مردم بودید باید مقابل کسانی که سالانه هزاران هکتار از جنگ های مازندران را به ویلا و جاده و کارخانه تبدیل کرده یا در حال قاچاق چوب هستند می ایستادید، چرا که امروز کارشناسان عامل اصلی همین سیلاب ها را هم جنگ زدایی این منطقه عنوان کرده اند...

@kharmagaas
نو شدن فصل ها و سالها زمانی ارزشمند بوده و قابلیت قابل تبریک گفتن را داراست که با گذشت هر فصل و سال پوست اندازی تازه ای کرده و به انسان بهتری بدل شده باشیم.
نو شدن سال زمانی ارزشمند است که شعر و کتاب های تازه ای خوانده باشیم،
آثار هنری تازه ای را کشف کرده باشیم، با نویسندگان و اندیشمندان جدیدی آشنا شده باشیم،
دست هایی را گرفته باشیم، کمکی هر چند کودک در شادی انسانها داشته باشیم،
افق های جدیدی را گشوده باشیم، در شناخت افق های جدید تلاش کرده باشیم،
در کمک به مظلوم و مقابله با ظالم سکوت نکرده باشیم،
با انسانهای بهتری آشنا شده باشیم، دریچه های ذهنی مان را بازتر کرده باشیم و.....
ور نه اگر همان آدم سابق بوده باشیم، همان حرف هایی را بزنیم که همیشه گفته ایم، همان خط فکر و جمودی را پیگیری کنیم که همیشه بودیم ..با مرداب و گنداب تفاوتی نخواهیم داشت و گذر سالها چیزی جز تغییر اعداد تقویم و تغییر فیزیک و چروکی پوست هایمان چیز جدیدی نخواهد داشت...

@kharmagaas
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدون شرح...

ایشان مدیر شبکه سه تلویزیون ملی است که سالانه چند هزار میلیارد تومان بودجه دارد...

توی گوگل میزنید عکس برج میلاد ۱۰ تا چیز مسئله‌دار میاد ، چرا؟چون سرچش منوال تنظیم میشه
خواهر چادری‌ام بارها گفت چرا این‌ها اینجوری تو خیابون میگردن؟
من موافق سانسور هستم.
چیز فاسد راباید حذف کرد،چه غذا، چه دارو، چه فرهنگی..

@kharmagaas
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوروز به عنوان مهمترین جشن ملی ایرانیان شناخته می شود.
نوروز به مانند همه جشن های ایران باستان جشنی عمومی و جمعی محسوب میشد و بهانه ای بوده تا ساکنان این سرزمین کهن در کنار یکدیگر به رقص، شادی و شکرگذاری بپردازند.
نوروز به عنوان کارناوال بزرگ و قدیمی ایرانیان پیام آور شادی و نزدیکی دلها در میان مردم بود.

متاسفانه در دهه های اخیر نوروز از مفهوم اصلی و باستانی خود تهی شده و به حوزه خصوصی افراد و برخی اقوام نزدیک و دید و بازدید های کوتاه مدت و گاهی هم ابزاری برای فخر فروشی یا شرمندگی بعضی خانواده ها بدل گشته است.

به امید اینکه روزی یکی از میادین بزرگ هر یک از شهرها و روستاهایمان به نام «نوروز» نامگذاری شود و این جشن بزرگ را به دوباره به صورت عمومی و همگانی در آنجا برگزار نماییم..
به امید اینکه، روزی در این سرزمین نوروز را با پیام ریشه کنی تبعیض، فقر، جهل و خشونت جشن بگیریم.
به امید اینکه روزی نام نوروز پیام آور خوشبختی و شادی برای تک تک ساکنان این سرزمین باشد و هیچ خانواده ای از آمدن نوروز احساس دلهره و شرمندگی نداشته باشد.

فرارسیدن سال جدید رو خدمت همه دوستان و همراهان عزیز تبریک عرض میکنم🌸
@kharmagaas
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اقدام محیر العقول شبکه چهار صدا و سیما در شب تحویل سال

مردی را گریم کرده و به نام سعدی در برنامه حاضر کرده اند!!!

صدا و سیما با همین فرمان حرکت کند تا چند سال دیگر می تواند به طور کامل دیوانه خانه "شعبه جام جم" را راه اندازی نماید.:-)
@kharmagaas
شادی‌هایت را
بر صورت من بریز فروردین من!
و اضافه‌هایش را
پست کن برای کسی که بهاری ندارد.
@kharmagaas

شمس لنگرودی
فرهاد قنبری:
رقص های ایرانی

بسته به اینکه چگونه به تفاوت ها، رسم و رسومات، گویش و زبان و فرهنگ اقوام مختلف ایران بنگریم برداشت های متفاوتی را ارائه می دهیم.
اگر از دریچه تک ساحتی و بسته گفتمان و زیست جهان خود به سایر اقوام بنگریم نه تنها زیبایی آنها را درک نخواهیم کرد بلکه بیشتر با نگاه تمسخر و تحقیر با سایر فرهنگ ها برخورد خواهیم کرد.

اما اگر دریچه های ذهنی خود را بازکنیم، اگر بتوانیم از قلمروهای تعین شده گفتمان فرهنگی خود خارج شده و به تفاوت ها به چشم زیبایی شناسانه بنگریم، آنگاه بهشت رنگانگی از زیبایی را تجربه خواهیم کرد. تجربه هایی که هر کدام شور و شعفی بی پایان را به دنبال دارد.

ایران سرزمین رقص و موسیقی های محلی است و نوروز نیز بر اساس نوشته ها و آثار بر جای مانده جشن رقص و موسیقی و هلهله جمعی بوده است.
به شخصه برای من شاید به علت زیست جهان متفاوت هیچ رقص غربی (انواع باله و...) جذابیت خاصی نداشته و ندارد، اما بالعکس رقص های اقوام مختلف ایرانی همیشه شور و شعف خاصی را به همراه داشته است.

رقص هر کدام از این مناطق ایرانی که با پوشش های برآمده از سنت زیسته هر منطقه ای عجین شده است بیانگر احساسات و نوع نگاه مردم هر منطقه به جشن و شادی است.
رقص های اقوام ایرانی اغلب به صورت گروهی و دسته جمعی صورت می گیرد، رقص هایی که در آن هر "فرد" به عنوان زنجیره ای جدا نشدنی از سایر اعضاء عمومی بودن شادی را نشان می دهد و هر کدام به گونه ای کلیت را بر فردیت ارجح می دادند و اینگونه به دهن متبادر می کند که شادی و جشن یک مقوله عمومی است و با بودن در کنار یکدیگر معنا می یابد.. در اغلب این رقص ها "فردیت" به آن صورت جلوه گر نیست و هارمونی متناسبی از حرکات در کلیت خود، ذوق و شوق و لذت خاصی را در تماشاگر ایجاد می کند.
رقص‌های مناطق مختلف ایران، مانند رقص لری،رقص بندری، رقص شمالی یا گیلانی، رقص بلوچی، رقص خراسانی، رقص سیستانی، رقص کردی،رقص آذربایجانی و ...همه جذابیت های خاص خود را دارد.
در رقص کردی مجموعه کثیری از افراد با فیزیک و جنسیت و پوشش های رنگارنگ دست در دست هم با آهنگ خاصی حرکاتی هماهنگ را به اجرا می گذارند.
رقص بندری با صدای نی انبان و هلهله و همراهی جمعی که اغلب به صورت دایره وار صورت می گیرد شبیه نیایش و فرا رفتن از جسم است.
اغلب رقص های ایرانی در دل طبیعت و فضاهای باز جلوه های خاصی پیدا می کند. رقص چوب در سیستان و خراسان جنوبی، رقص کردی، آذربایجانی، لری، گیلکی، بندری و... همه در دل طبیعت جذابیت و دلنشینی خاصی دارد.
در این رقص ها اغلب نگاه به آسمان است و گویی فریاد رهایی انسان از جسم را سر میدهد،انگار فضای تنگ و محصور اتاق و خانه روح این رقص ها را نیز محصور می کند.
رقص های اقوام ایران زیبایی و شکوه محض است و هیچ جنبه اروتیکی در آنها وجود ندارد.

این رقص ها زیبایی محض است. زیبایی که ساعت ها می توان محو تماشای آنها شد.
@kharmagaas