🏠 خانه ادبیات نوجوان
136 subscribers
289 photos
1 video
13 files
60 links
خانه‌ای برای:
نوجوانانِ ادبیات‌دوست
ادبیاتِ‌نوجوان دوستان
و ادبیاتِ دوستانِ نوجوان

صفحه اینستاگرام ما:
https://instagram.com/khane_adabiat_nojavan?igshid=1m5yexdk0uo17

راه ارتباطی شما با خونه خودتون :

@vetr77
Download Telegram
[به نام خداوند بخشنده و مهربان]


🧹 «مگه روی پیشونی من نوشته کوزت؟!» فکر کنید کسی یک خروار کار کوزت‌گونه دارد و شما هم از او کار دیگری می‌خواهید. در این شرایط، او هم احتمالا برمی‌گردد و چنین سوالی را می‌پرسد! شما هم شاید چپ‌چپ نگاهش کنید و روی پیشانی یا لپ‌هایش دنبال چیزی که از آن حرف می‌زند بگردید تا ببینید او واقعا کوزت است یا نه.

🪧 اگر این شرایط برایتان پیش نیامده باشد، باید حداقل یکی دوبار تجربه این بازی بامزه را داشته باشید: این‌که با دوستان‌تان دور هم بنشینید و با توجه به خصوصیات هر نفر، برچسب یا کلمه‌ای را روی پیشانی‌اش بچسبانید تا آن را حدس بزند!

✏️ این بازی سرگرم‌کننده، دقیقا کاری است که ما امروز به مناسبت روز استیکر، با شخصیت‌هایی از دنیای کتاب‌ها انجام داده‌ایم. آن‌ها هم‌بازی‌های خیلی خوبی برای این کار بودند. برای هرکدام کلمه‌ای انتخاب کردیم و به آن‌ها چسباندیم! اگر می‌خواهید بدانید که روی پیشانی هرکسی چه برچسبی زده‌ایم؛ ورق بزنید و اسلایدهای این پست را بخوانید!


پ.ن: یادمان رفت بپرسیم! شما بودید، به چه شخصیتی چه برچسبی می‌چسباندید و چرا؟ (دو نمره!)


📚 @khane_adabiat_nojavan
5
🏠 خانه ادبیات نوجوان
Photo
[ به‌نام خداوند بخشنده مهربان ]

#فتح_خون
#سید_مرتضی_آوینی
#نشر_واحه

#فتح_خون از خیلی روضه‌ها روضه‌تر است و روضه‌ای است متفاوت و پربرکت، چون امام حسین (ع) را در موضع فردی مظلوم و بی‌دفاع که مظلومانه کشته شد قرار نمی‌دهد. امام حسین در فتح خون قدرتمند است و مظلوم. فتح خون نوع دیگری از مظلومیت را به ما نشان می‌دهد، مظلومیتی که علت آن ضعف نیست.

فتح خون همان روضه‌ای‌ است که باید در تمام هیئات جایگزین روضه‌های مکشوف می‌شد‌، روضه هایی که گریه بر آن ها نیز برکتی ندارد. فتح خون هم از دریچه‌ی سیاست و عقلانیت، و هم از دریچه احساس وقایعی که بر امام حسین(ع) گذشت را روایت می‌کند.

فتح خون یک کتاب چندجانبه است. یک شاهکار ادبی و پر از آرایه است، در عین حال متنی تاریخی ست و به مثابه یک مقاله علمی، هیچ حرف بی‌سند و مدرکی نمی‌آورد. همین استحکام کلمات این کتاب است که باعث می‌شود با خواندن هر فصل آن نفس حبس شود، اشک فروبریزد و ذهن به فکر فرو برود و به تاریخ و مردم آن زمانه فکر کند.

فهم بسیاری که شهید آوینی از وقایع عاشورا پیدا کرده بود، در ادبیات زیبا و متفاوتش تجلی پیدا کرده است. حسن تعلیل‌های متفاوت، تشبیه‌های دلنشین و لحن حماسی و تلنگر زننده‌اش قالبی‌ست متناسب برای قرارگیری چنین محتوایی.

فتح خون کتابی نیست که با یکبار خواندن تمام شود و بتوانی کنارش بگذاری، فتح خون را می‌توان هرسال از آغاز دهه محرم شروع کرد و خواند و هربار نکته‌ی دیگری از دلش یافت و بر آن گریست.

خواندن فتح خون را باید حدودا از سن ۱۶، ۱۷ سالگی آغاز کرد. شاید خواندن کتاب پیش از این سن، باعث شود حقیقت این کتاب قابل درک نباشد و حوصله خواننده سر برود. البته همانطور که در بالا گفتم، این کتاب با یک‌بار خواندن نباید رها شود. همان ‌طور که هرسالی از عمر می‌گذرد، تجربیات جدیدی پدید می‌آید، فهمی که از این کتاب داریم هم تغییر می کند.

📝 به قلم: #زهرا_الله_وردی ، ۱۸ ساله

@khane_adabiat_nojavan
6
[به نام خداوند بخشنده و مهربان]


🗓 حواس‌تان به تقویم هست دیگر؟ چیزی به اربعین امسال نمانده است. این یعنی چشم به هم زدیم و پنج‌سال از اولین اربعینی که «کاروان کلمات» را راهی کردیم گذشت!

📖 غرض از مزاحمت این است که اطلاع دهیم ما خانه‌ادبیاتی‌ها، شکر خدا امسال هم کاروانی از جنس کلمات داریم. پنجمین شمارهٔ نشریه اربعینی خانه ادبیات نوجوان -با یک ویژه‌نامه- خیلی زود منتشر می‌شود. پس حواس‌تان به کانال باشد تا داغ داغ، آن را بخوانید و همراه این کاروان دوست‌داشتنی شوید.


📚 @khane_adabiat_nojavan
12
به نام خداوند بخشنده و مهربان

به رسم سال‌های پیشین، «کلمات» _ ارزشمندترین دارایی‌مان را _ در کاروانی گرد هم آوردیم تا خودشان را به هزاروسیصدوهشتادوپنجمین اربعین امام حسین (ع) برسانند.

«قبلاً جایی در دفتر روزنوشت‌هایم نوشته بودم: «کاروان کلمات، بوی گردوخاک مسیر مشایه را می‌دهد. بوی پارچۀ کتیبه‌های نو و کهنه، عطر دود اسپند، گرمای چای روضه، همهمۀ زوار، همۀ اینها را می‌شود لابه‌لای خطوط و کلماتش دید و شنید و پیدا کرد.»

آن‌موقع، هنوز کاروان امسال‌مان را آمادۀ حرکت نکرده بودیم. حالا که کار انجام شده و شمارۀ پنجم «کاروان کلمات» هم پیش روی ماست، بیشتر به چیزی که در دفترم نوشته‌ام اطمینان دارم!»

بعد از بالاوپایین‌های بسیار، بعد از روزها و ساعت‌ها تلاش شبانه‌روزی اهالی خانه ادبیات، حالا کلمات ما مهمان نگاه‌تان هستند تا شما را به دریای بی‌کران زائران اباعبدالله (ع) متصل کنند. اگر جویباری از قلب‌تان جاری شد و به آن دریای زلال رسید، یعنی کاروان ما به منزل رسیده است.

این شما و این شمارهٔ پنجم «کاروان کلمات» که داغ‌داغ از تنور درآمده است!

@khane_adabiat_nojavan
12
به نام خداوند بخشنده مهربان

📝 همه‌ چیز کاملا مهیاست؛ حتی مدادهای مشکی‌مان هم قرار است پا در رکاب بگذارند تا در کاروانی از کلمات به سوی مقصد عشق حرکت کنیم.

کارگاه روایت‌نویسی " مداد مشکی" دورهمی و مجلس کوچکی است برای آن‌هایی که دوست دارند روایت شخصی خود را از کسی قلم بزنند که تاکنون همگان را حیرت زده حماسه خود کرده است.
ما کنار هم مدادهای مشکی‌مان را دست می‌گیریم، کلمه‌هایمان را تراش می‌دهیم و سیاهه‌ای آکنده از حب آقای خوب جهان که ما را کنار هم جمع کرده می‌نویسیم.


قرارمان
سه شنبه
ساعت ۱۷ الی ۱۹ بعد از ظهر
در محیط گوگل میت
ورق و مداد مشکی فراموش نشود.

برای همراه شدن در این لینک ثبت‌نام کنید
https://survey.porsline.ir/s/qcjJeVoM

@khane_adabiat_nojavan
2
شهر شما را نمی‌دانم، ولی این وقت سال، جمعیت شهر ما به وضوح کمتر می‌شود. خیابانها خلوت‌تر به نظر می‌رسند و ترافیک‌ها سبک‌تر. این‌جور وقتها حرصم می‌گیرد و بین خودمان باشد؛ حسادتم گل می‌کند! اصلا حالا که آنها رفته‌اند و ما را نبرده‌اند، کاروان خودمان را راه می‌اندازیم. مثل آدم‌های توی مشایه، از جاهای مختلف دور هم جمع می‌شویم: قم، تهران، همدان، یزد، اهواز و... . می‌آییم تا عمودعمود به سمت کربلا حرکت کنیم. با این فرق که اگر بقیه پیاده این مسیر را می‌روند، ما سوار قالیچۀ جادویی کلمات می‌شویم. یکی روایت‌نویس کاروان‌مان میشود، یکی آشپز، یکی عکاس، یکی موکبدار و... .

🕰 شماره ششم نشریه کاروان کلمات
تا دقایقی دیگر منتشر خواهد شد.

@khane_adabiat_nojavan
8
کاروان+کلمات 1404.pdf
16.9 MB
بفرمایید «شمارۀ ششم کاروان کلمات» و سوار قالیچۀ ما شوید! شاید از این بالا، چیزهایی ببینیم که آن پایین و در شلوغی راه، از چشم آدم‌ها مخفی می‌ماند. شاید سریع‌تر از همه برسیم و از همه‌شان جلو بزنیم! با هر کلمه یک قدم و با هر خط، یک عمود.

@khane_adabiat_nojavan
🔥83