تاریخ و تصاویر نایاب خوانین و بزرگان لر بختیاری🌎☀️🔱❇️🔴🔵🟢
684 subscribers
2.99K photos
287 videos
35 files
157 links
ارتباط با مدیر کانال
@homayon21
خوش آمدید به جایگاه جهانی☀️ خوانین و سلاطین بزرگ لر بختیاری ایل بزرگ و کهنی که برای اعتلای نام ایران با خون خویش مرکب تاریخ درخشانی شدندکه با۱۲۰۰۰ سال قدمت و گذشته پر افتخار امید آینده ایران آریایی را دوباره رقم خواهد زد
Download Telegram
هواداران دکتر مصدق تابلو و پلاکاردهای او را بر سردر مجلس نصب میکنند. اسفند 1331
بختيارى هارا با لباس و شُلار ميشود تشخيص داد
👑 @khan721👑
ﺳﺮﻭﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﺩﺍﺩﮔﺮ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ پاﺭﺳﯽ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ "لباس بختـــــیارے" 💕

ﺍﻻ ﺍﯼ ﺷﯿﺮﻣﺮﺩ بختیاﺭﯼ
ﻧﺪﺍﻧﻢ ﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﺷﻬﺮ ﻭ ﺩﯾﺎﺭﯼ
به هرﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎﺵ ﺩلشاد
ﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻑ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﯾک دﻡ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ

ﺑﮑﻦ ﯾﺎﺩﯼ ﺯ ﻣﺮﺩﺍﻥ سلحشوﺭ
ﮐﻪ ﻫﺮﯾﮏ ﺑﺎﺩﻟﯽ ﮔﺮﻡ ﻭ ﭘﺮﺍﺯﺷﻮﺭ
ﮐﻼﻩ ﺧﺴﺮﻭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﺮ ﺳﺮ
دﺑﯿﺖ ﻭ ﭼﻮﻏﺎﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﺑﺮ

همیشه شالشاﻥ ﺩﻭﺭ ﮐﻤﺮ ﺑﻮﺩ
همیشه چشمشاﻥ ﺍﻧﺪﺭ ﻗﻤﺮ ﺑﻮﺩ
ﺍﮔﺮﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ
قدﻡ بر جاﯼ پایشاﻥ ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ

ﺑﭙﻮﺷﯿﻢ ﺭﺧﺖ ﭼوغا و ﺩﺑﯿﺘﯽ
ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﻢ ﺩﯼ ﺑﻼﻟﯽ ﭼﻨﺪ ﺑﯿﺘﯽ
ﻣﺠﺴﻢ ﮐﻦ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺍﮐﻨﻮﻥ
ﺩﺑﯿﺖ ﺑﺮ ﭘﺎ کﻼﻩ ﺑﺮﺳﺮ ﺑﻪ ﺷﻤﺮﻭﻥ

ﺑﺪﺳﺘﺶ ﺗﺴﺒﯿﺢ ﺩﺍﻧﻪ ﺩﺭﺷﺘﯽ
ﺳﺒﯿﻠﻬﺎﯼ ﻗﻄﻮﺭ ﻭ پهن پشتی
ﺑه ﻨﺮﻣﯽ میرﻭﺩ ﺍﻧﺪﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ
ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺎﺑﺮﺍﻥ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﻭ ﺣﯿﺮﺍﻥ

ﻫﻤﻪ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺑﺎﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺭﻋﻨﺎﺳﺖ
ﭼﻪ ﺧﻮﺵ ﻓﺮﻡ ﻭ ﭼﻪ ﻋﺎﻟﯽ ﻭ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ
ﻧﮕﻪ ﮐﻦ ﺍﯾﻦ ﮐﻼﻩ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﮐﻪ ﺗﺎﺝ ﺍﺳﺖ
ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﻫﯿﮑﻞ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﯾﺎ ﮐﻪ ﮐﺎﺝ ﺍﺳﺖ

ﭼﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﻣﻮﺝ
ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭﺑﺮﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺮﺍﻭﺝ
ﺗﺠﺴﻢ ﮐﻦ ﺍﺯﺍﯾﻦ ﻫﯿﮑﻞ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ
ﺭﻭﺍﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺗﻬﺮﺍﻥ

ﻣﺠﺴﻢ ﮐﻦ ﺗﻮﺟﺸﻨﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ
ﺩﺑﯿﺖ ﭘﻮﺷﺎﻥ ﺷﻮﻧﺪ ﺩﻋﻮﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ
ﺣﺴﺎﺑﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺁﻧﺠﺎ ﭼﻪ ﻏﻮﻏﺎﺳﺖ؟
ﮐﻪ ﻓﺴﺘﯿﻮﺍﻝ ﺷﻠﻮﺍﺭﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻮﻏﺎﺳﺖ

ﺗﻮ ﻫﻢ ﺟﺎﻧﺎ ﺑﯿﺎ ﺑﺮ ﺗﻦ ﺑﭙﻮﺷﺎﻥ
ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﻣﻦ ﺑﭙﻮﺷﺎﻥ
ﺑﯿﺎ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺭﻭﺍﻥ ﺍﻧﺪﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ
ﮐﻨﯿﻢ ﺭﺧﺖ ﭘﺪﺭﺟﺪ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ

ﻧﺒﯿﻨﯽ ﻣﺮﺩ ﮐُﺮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺗﺎﺯﯼ؟
ﺩﺭﻭﻥ ﺟﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﺮﻓﺮﺍﺯﯼ
ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻬﺮ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ ﺭﺍﻩ
ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ از فخر ﺑﺮ ﻣﺎﻩ؟

ﺗﻮﻫﻢ ﺍﯼ ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺐ ﻭ ﺗﯿﺮ ﻭ ﺑﺮنو
ﺑﯿﺎ ﺗﺮﻭﯾﺞ ﮐﻦ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻧﻮ

ﺗﻼﺵ ﻭ ﮐوششت ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ
ﺑﺮﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﻣﺎﻩ
ﺍﮔﺮﻟﺬﺕ ﺑﺮﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﺪﻩ ﻣﻦ
ﺑﻨﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭘﺎ ﺑﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﻦ

ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ
ﻣﻠﺒﺲ ﺷﻮ ﺑه ﯿﮑﺒﺎﺭﻩ ﻃﻠﻮﻉ ﮐﻦ
ﻟﺒﺎﺱ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺗو ﻣﺪ ﮐﻦ
ﻏﺮﻭﺭ ﻭ ﻓﺨﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﻮﺩ ﮐﻦ

ﮐﻼﻩ ﺧﺴﺮﻭﯼ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺑﺮﻭﻥ ﺁﯼ
ﺩﺑﯿﺖ مشکی ﻭ ﭘﺮ ﭼﯿﻦ ﺑﮑﻦ ﭘﺎﯼ
ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺗﻦ ﮐﻨﯽ ﭼﻮﻏﺎ ﻟﻮﯾﺴﯽ
ﺑﺘﻦ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻮ ﺍﻟﻤﺎﺱ ﻧﻔﯿﺴﯽ

ﺗﻦ ﺩﺍﺩﮔـــــﺮ ﺷﻮﺩ ﺭﻋﻨﺎ ﭼﻨﺎﺭﯼ
ﺍﮔﺮ ﭘﻮﺷـﺪ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﺨـــــﺘﯿﺎﺭﯼ ❤️



👑 @khan721👑
👑 @khan721👑
محمد خان هیبرون از خوانین ایل بزرگ بختیاری
👑 @khan721👑
🔶تندیس حیوان اسطوره ی ایرانی
🔸عکس ترکیبی از شیر و عقاب 🔸محل کشف محوطه تاریخی چغازنبیل
🔸تاریخ کشف بین سالهای 1329تا1341خورشیدی
🔸از جنس سفال با لعاب سفید،ارتفاع 1.12سانتیمتر

👑 @khan721👑
👇 دیوید اسعد بختیاری فرزند کارل اسعد بختیاری نوه ی خان بختیاری سردار اسعد عضو تیم راگبی امریکا 🌟🌟🌟🌟

👑 @khan721👑
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیو مربوط به مردمانی در شمال کلمبیا که به بختیاریها شبیه اند از لحاظ,لباس و زندگی کردن
╔═─═♡•♡═─═╗
★ ★

👑 @khan721👑

╚═─═♡•♡═─═╝
🔹🔶🔷🔹🔶
نَجَف‌قُلی خان بَختیاری مشهور به صَمصام‌السَلطَنه از سران ایل بختیاری و دو دوره رئیس‌الوزرای ایران در دورهٔ قاجار بود.
او فرزند حسینقلی خان ایلخان بختیاری و حاجی بی‌بی مهرافروز بود و در سال ۱۲۲۹ زاده شد. پس از مرگ پدر در ۱۲۸۱ از مظفرالدین شاه لقب صمصام‌السلطنه و مقام ایلخانی گرفت. صمصام‌السلطنه در جنبش مشروطه به مخالفان محمدعلی‌شاه پیوست و با برادر خود علیقلی خان سردار اسعد همراه شد. او به همراه سواران مسلح بختیاری اصفهان را تصرف کرد و حکومت اصفهان را به‌دست گرفت. در ۱۲۸۹ تا 1291رئیس‌الوزرا شد .
مسئله اولتیماتوم روسیه برای اخراج مورگان شوستر مستشار آمریکایی مالیه در زمان تصدی او پیش آمد. او بر خلاف مجلس از موافقان پذیرش اولتیماتوم بود. او بار دیگر در سال ۱۲۹۷ به مدت چهار ماه به نخست‌وزیری رسید و زمانی که احمدشاه فرمان عزل او را صادر کرد، مدتی حاضر به پذیرفتن نبود و خود را نخست‌وزیر می‌دانست
درسال 1313 قمری  مجدداً حکومت بختياری به ظل السلطان سپرده شد و فرزندان حسینقلی خان از امور ايلی محروم شدند. صمصام السلطنه با حمايت برادران و عموزادگان در مقابل  ظل السلطان ایستادگی میکردو در محل « دز شهی » با اردوی 3000 نفری ظل السلطان به زدوخورد پرداختند در اين جنگ اسب علی قلی خان گلوله خورد و ظل السلطان شکست خورد.  اما صمصام السلطنه با 1000 خانوار بختياری به لرستان رفته و دو سال در آنجا اقامت داشت و سرانجام با کمک اولاد حاج ايلخانی به بختياری مراجعت کردند و با توافق با هم توانستند اسباب معزولی ظل السلطان را فراهم سازند نجفقلی خان پس از فوت اسفندیار خان سردار اسعد اول  مدتی ایل بیگی و پس از فوت محمدحسین خان سپهدار در سال 1321 قمری به سمت ایلخانی بختیاری منصوب گردید اما در سال 1323 از سمت ایلخانی بختیاری عزل گردید. با عزل صمصام ،دولت از وی خواست که به تهران برود ولی او از دستور سر پيچی کرد و در بختياری ماند. دولت تهدید کرد ، چنانچه از آمدن خودداری کند تنها پسرش مرتضی قلی خان را که در تهران است به سختی مجازات خواهد کرد. صمصام السلطنه با وجود این تهدید از رفتن به تهران خوداری کرد و به تفنگچی های خود دستور داد پیک سفارت انگلیس را مورد حمله قرار دهند. اشرار کهکیلویه را نیز تشویق کرد تا به حوزه های نفتی دستبرد بزنند. همچنین با اشاره وی جاده های بختیاری ناامن گردید.نجفقلی خان چهره محبوب بختیاری ها که سمت ایلخانی بختیاری را حتی بر مقام وزارت نیز ترجیح می داد از عزل خود بسیار عصبانی و خشمگین بودمترصد فرصتی بود که بتواند به دولت ضربه ای وارد سازد. این ایام مقارن بود با دوران استبداد صغیر و تشدید مبارزات مشروطه طلبی و آزادیخواهی مردم ایران. يكي از كانونهاي مبارزه و آزاديخواهي شهر اصفهان بودكه پيش تر طعم ظلم وتعدي گسترده ي ظل السلطان را چشيده بود و هنوز عمال شاهزاده معزول در اصفهان به مردم ظلم مي نمودند . صمصام السلطنه با هدف مشورت و رايزنی  از كليه خوانين و كدخدايان بختياري دعوت نمود كه ظرف يك هفته خود را به شلمزار برسانند سرانجام 250نفر از بزرگان بختياري اجتماع كردند تا در باره ي اين موضوع مهم مذاكره كنند سران بختياري چند روز به شور نشستند واختلاف بین صمصام السلطنه و پسر عمویش ابراهیم خان ضرغام السلطنه که در فرادنبه بود پایان دادند و برای فتح اصفهان عهد و پیمان بستندروز هشتم ذي الحجه 1326 ه.ق. ضرغام السلطنه با حدود يكصد و ده نفراز فرزندان و برادران و ا طرافیان خود، به اصفهان تاخت و پس یک نبرد در روز دهم اصفهان بطور کامل به تصرف بختیاری ها در آمد دو روز بعد ( در روز 12 ذي الحجه) صمصام السلطنه به همراه پانصد سوار بختياري وارد اصفهان شد. نظم و امنيت به شهر بازگشت حاكم اصفهان با لباس زنانه به کنسولگری انگليس پناه برد و خانواده ي ظل السلطان نيز تحت الحمايه ي کنسول انگليس قرار گرفتند وقتی اصفهان به تصرف بختیاری ها در آمد.
تا قبل از ورود سردار اسعد به ایران ، فرماندهی نیروهای بختیاری مخالف شاه در دست صمصام السلطنه بود اما باورود سردار اسعد به اصفهان رهبری اردوی بختياری به وی واگذار گرديد. وی پس از سه روز توقف در اصفهان ، صلاح در آن ديد که اردوی نظامی در خارج از شهر برپا گردد با هماهنگی با مشروطه طلبان سراسر کشور چنین مقرر شد که نیروهای بختیاری به فرماندهی سردار اسعد به سمت تهران حرکت کنند پس از طی مسافت اصفهان و تهران و پیوستن نیروهایی از شمال کشور به آنها پس از نبرد در اطراف شهر تهران و خیابانهای آن تهران را به تصرف در آوردند و استبداد صغیر برچیده شد.صمصام السلطنه پس از فتح تهران؛
پس از فتح تهران و تشکیل مجلس عالی  در 2 رجب سال1327 قمری صمصام السلطنه به عنوان حاکم اصفهان منصوب گردید در سال 1329 که محمدولی خان تنکابنی مامور تشکیل کابینه گردید ، صمصام السلطنه به عنوان وزیر جنگ انتخاب شد

👑 @khan721👑
👑 @khan721👑
🔶🔷
حسنت به هزار جلوه آراسته است
زیبایت از رونق مه کاسته است
من آنچه دل تو خواست هرگز نشدم
اما تو همانی که دلم خواسته است

🔹 @khan721🔹
خان برجسته هفته
❤️شیر علیمردان خان بختیاری❤️
بپاس اتحاد ایلی و شجاعت و جوانمردی در راه اعتلا وجایگاه بزرگ بختیاری
در صف اول فرزندان ایران
و خدمات شایسته ایشان در راه ایران وبختیاری
👑 @khan721👑
صبح شهریورو آن صورت زیبا .چه بهاری شده است

همچو یک ساقه گندم.گونه ات.چه طلایی شده است

ارچه فصل بافتن . زلف سیاه تو. رسیده است ولی

اول صبح .لب سرخ تو بچینم..که بلایی شده است


*همایون بختیار* (آرام):
🔹🔶🔷🔸
#همایون_بختیار

telegram.me/bakhtiyar7
🔹🔶🔹🔶🔷🔹🔶🔹

خوانین عزیز (حمایتمان کنید)
عکسها را به اقوام و گروها ارسال کنید

(پارت پانزدهم .عکسهای خوانین بزرگ بختیاری اماده اشتراک هست
عکسهای خوانین ایل خود را به لینک زیر
بفرستین)
👇👇👇👇👇👇


@homayon21



برای ورود به کانال خوانین لینک زیر را لمس کنید

(لطفا این متن را اشتراک بگذارید)
کانال خوانین بختیاری .با بیش از 50/000عکس از بزرگان و خوانین تمامی لرهای بزرگ ایران
لینک کانال خوانین 👇👇👇👇

https://telegram.me/joinchat/BL7ZFDy8dZaPl7Lg5t3Cyg



👑 @khan721👑
👑 @khan721👑
🔹🔶🔷🔶
درود بر دلاوران دلوار و دشتستان
دلاوران لر بوشهری
درود برچگووارای ایران
ریس علی دلواری
دلاور جنوب و آزادیخواه لر دشتستانی.
بپاس یادبودش .این پست را در کانال اشتراک میگذاریم
👑 @khan721👑
❤️🔹🔷🔹🔶🔷🔶
ایستاده ایم
بپاس و احترام نام دلاور بی بدیل دلواری
ریسعلی دلواری

نام..ریسعلی..
فامیل...دلواری...
لقب....شیردشتستان.. وتنگستان
مادر: شهین (ازطوایف لر ممسنی)
پدر: کدخدامحمددلواری .
ریسعلی در شهریور 1261 در روستای دلوار بوشهربدنیا اومد.
و در 12 شهریور1294 به شهادت رسید.......
اواستعدادزیادی ازدوران کودکی به فنون نظامی وسوارکاری داشت با اینکه تحصیلاتی نداشت اما دنیا وبریتانیا کبیرشگفت زده شد ازاین بچه شیر ایرانی..باهجوم بی رحمانه قوای متحدبیگانه درجنگ جهانی اول۱۹۱۴ازشمال شوروی ازجنوب انگلیس و....ودولت بی کفایت وقوای ترسووضعیف محمدعلی شاه قاجار فرصت مناسبی برای استعمارایران بود.ارتش متحدبریتانیاکبیربا۵۰۰۰ نیروبه بنادرجنوب هجوم اورد.اماجوانان باغیرتی چون ریسعلی بیست ونه ساله وخالوحسین دشتی ازدلیران دشتستان و تنگستان باخون خودوافراد انگشت شماردربرابرارتش کلاسیک قوای متفق ازناموس ایران حمایت کردند قوای متفق هرگزنتوانستند براین جوانان ایران پیروز شوند۹ماه کل شهربوشهردرتصرف دلیران تنگستان بودانگلیس مجبورشد۲۰هزارنیروی کمکی ازهندوعراق راهی خلیج همیشه فارس کند.اماشبیخون هاوجنگهای چریکی جوانمرد دلوارآنان راناکام گذاشت وارتش کلاسیک متفق شکستهای مفتضحانه ای خوردند ازشیرمردی بی سواد اماباغیرت ایرانیسپس با بمباران شدید وناجوانمردانه شهرکوچک دلوارراباخاک یکسان کردنداما نتوانستند شیرمردان تنگستان راتسلیم کنند.درنهایت دولت انگلیس به دولت مرکزی قاجارنامه ای داد تا به حکمیت مبلغ۴۰۰هزارپوندرزمان فقروگرسنگی ایران دراون زمان به دلاوران دلوارپیشنهاد دادتادست ازمبارزه بکشند وبگذارندقوای متفق راحت وارد شیراز وکل ایران بشوند.اما فرمانده ریسعلی دلواری گفت ناموسم.سرزمینم بهایش خون اجنبی است نه زر وزیور دنیا.فرمانده ۳۲ساله دشتستان وتنگستان هرگزعقب ننشنست وهرگزباخت به اجنبی نداد امابالاخره دریکی ازشبیخون ها فردی خودفروخته ونفوذی به نام غلامحسین تنگکی ازپشت سر پهلوان دشتستان راباسه گلوله ازپا درآورد....
۱۲شهریور یاد شیرمردی که زیرپرچم هیچکی نرفت اما همه دولتها با اسم دلاورای دلوار نام خودشونو تثبیت کردند گرامی باد...
👑 @khan721👑
👑 @khan721👑
🔹🔶🔷🔶🔷🔸

خوش آمد به همه
خوانین
و بزرگان
و بزرگ زادگان با اصالتی که تازه به کانال تاریخی خودشان کانال خوانین و بزرگان بختیاری پیوستند .
مهربانان 2180نفر از بزرگ زادگان
در کانال حضور دارند و مایه مباهات است
وقتی عکسی از بزرگی در کانال اشتراک قرار می گیرد 2180 تن با نام و نشان صاحب عکس آشنا میشوند
تبلیغ و ارسال عکسهای کانال همراه لینک و متن موجب بیشتر شناختن
بزرگان طوایف ما می شود .

سپاس و تشکر از شما عزیزان که با ارسال عکسها و دعوت اقوام و دوستان به تاریخ و تمدن طایفه و ایل خویش احترام می گذارین


پیشکشی از طرف خدمتگزاران کانال ..🌺🌺❤️🌺❤️🌺

عزیزانم .بزرگان و بزرگ زادگان
به مناسبت ورود شما عزیزان
موسیقی زیر را به شما عزیزانم
تقدیم میکنم ..

و لطفا عکسهای خوانین ایل خود رابه آدرس زیر ارسال کنید تا در کانال جهانی خوانین اشتراک قرار گیرد
👇👇👇👇👇


@homayon21


🌺این متن را به همه عزیزان و اقوام ارسال کنید تا خوانین و مردان دیگری از ایلات محترم دیگر به کانال خودتان خوانین ورود کنند 🌺

سپاس .
#همایون_بختیار


👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
🔹🔶🔷🔹🔶🔸🔹

درود بر خوانین .
سروران
و بزرگان و بزرگ زادگان
🌺بشنوید موسیقی زیبای

❤️ایران❤️ را
با صدای
هنرمند عزیز
سالار عقیلی
تا عکسهای خوانین را از مقابل چشمانتان بگذرانیم
👑 @khan721👑
‍ شاهنامه بخوانیم 🔹🔶🔷🔹🔶🔷🔶🔷🔹

(🌺داستان سیاوش🌺)


روزی طوس به همراه گودرز و گیو و چندین سوار برای شکار به نخچیرگاه رفتند و شکارهای زیادی زدند . همین‌طور که طوس و گیو در جلو می‌تاختند چشمشان به زیبارویی افتاد با قدی چون سرو و رویی چون ماه .
طوس به او گفت : چه کسی تو را به این بیشه آورد؟ دختر گفت: دیشب پدر مرا زد و من خانه را رها کردم چون او می‌خواست سر از تنم جدا کند . طوس از نژادش پرسید و دختر پاسخ داد : من از خویشان گرسیوز هستم و نژادم به شاه فریدون می‌رسد . طوس و گیو هر دو از او خوششان آمده بود . طوس گفت : من بودم که اول او را یافتم و با سرعت به سمت او آمدم اما گیو می‌گفت: نه من اول رسیدم. خلاصه کارشان به دعوا کشید و برای داوری نزد کاووس شاه رفتند اما وقتی کاووس دخترک را دید دلش به‌سوی او پرکشید پس به آن دو گفت : من کارتان را آسان می‌کنم این آهویی که شکار کردید شایسته من است . بدین‌سان شاه با او ازدواج کرد بعد از گذشت نه ماه او پسر زیبایی به دنیا آورد و کاووس نام او را سیاوخش نهاد . ستاره شناسان طالع او را آشفته دیدند . کاووس آشفته شد و به خدا پناه برد و تصمیم گرفت او را برای پرورش یافتن نزد رستم بسپارد . پس رستم او را به زابلستان برد و بزرگ کرد و آئین رزم و پادشاهی و هنرهای دیگر را به او آموخت تا کارش به‌جایی رسید که شیر را به بند می‌آورد . پس روزی به رستم گفت: من دیگر باید به نزد پدرم بروم . رستم و سیاوش به‌سوی پایتخت رفتند و کاووس شاه از آنان استقبال کرد و جشنی بر پاشد. بعد از مدتی مادر سیاوش مرد و او را درد و حسرتی بسیار فراگرفت و به عزا نشست. روزی کاووس با پسرش نشسته بود که سودابه وارد شد و سیاوش را دید و دیدن همان و عاشق شدن همان . پس کسی را نزد سیاوش فرستاد که پنهانی از او بخواهد که به شبستان برود . سیاوش آشفته شد و پاسخ داد: به او بگو من مرد شبستان نیستم و کلک و حیله در کارم نیست . روز بعد سودابه نزد شاه رفت و به او کفت : بهتر است که پسرت را به شبستان بفرستی تا از بین دختران کسی را انتخاب کند . شاه پذیرفت و با سیاوش صحبت کرد. سیاوش ابتدا کراهت داشت ولی پس از اصرار زیاد پدرش مجبور شد بپذیرد . کلید شبستان در دست پاک‌مردی به نام هیربد بود شاه او را فراخواند و گفت : فردا نزد سیاوش برو و او را به شبستان ببر روز بعد سیاوش به شبستان رفت و زیبارویان به استقبالش آمدند و سودابه او را غرق بوسه کرد اما سیاوش با کراهت از نزد او گذشت و به‌سوی خواهرانش رفت و پس از مدتی آنجا را ترک کرد . شبانگاه شاه به شبستان رفت و نظر سودابه را پرسید و او گفت اگر شاه بخواهد می‌توانیم از دختران من یا کی آرش یا کی پشین انتخاب نموده و به عقدش درآوریم. شاه پذیرفت و با سیاوش صحبت کرد و از او خواست تا کسی را انتخاب کند.سیاوش روز بعد به شبستان رفت و سودابه زیبارویان را به او نشان داد و گفت که هرکدام را می‌پسندی انتخاب کن . سیاوش به فکر فرورفت و با خود گفت : من نباید زنم را از دشمنان انتخاب کنم . من ماجرای شاه هاماوران را از بزرگان شنیده‌ام و سودابه هم که دختر اوست خوبی مرا نمی‌خواهد پس سکوت کرد.
سودابه گفت : عجیب نیست که تو پاسخی نمی‌دهی چون این ماهرویان که در کنار خورشیدی چون من ایستاده‌اند زیبایی‌شان به چشم نمی‌آید پس بیا تا باهم پیمان ببندیم پس سر او را در برگرفت و بوسید . سیاوش شرمگین شد و با خود گفت : خداوندا مرا از بد دور بدار من نمی‌خواهم با پدرم بی‌وفایی کنم و اسیر اهریمن شوم اما اگر به او جواب سردی بدهم خشمگین می‌شود و نزد شاه از من بدگویی می‌کند . پس به‌آرامی به سودابه گفت: تو همتایی نداری و شایسته کسی جز شاه نیستی اکنون برای من دخترت کافی است تو سرور بانوان و جای مادر من هستی.

نویسنده: فریناز جلالی

👑 @khan721👑
👑 @khan721👑