تاریخ و تصاویر نایاب خوانین و بزرگان لر بختیاری🌎☀️🔱❇️🔴🔵🟢
683 subscribers
2.99K photos
287 videos
35 files
157 links
ارتباط با مدیر کانال
@homayon21
خوش آمدید به جایگاه جهانی☀️ خوانین و سلاطین بزرگ لر بختیاری ایل بزرگ و کهنی که برای اعتلای نام ایران با خون خویش مرکب تاریخ درخشانی شدندکه با۱۲۰۰۰ سال قدمت و گذشته پر افتخار امید آینده ایران آریایی را دوباره رقم خواهد زد
Download Telegram
مرحوم عباسقلی خان همایونی فرزند مرحوم اسد خان همایونی ونوه ی مرحوم چراغعلی خان چهارلنگ محمود صالح
👑 @khan721👑
فضل الله خان کیان ارثی فرزند تاج محمد خان کیان ارثی هستند ایل بزرگ کیان ارثی بختیاری
👑 @khan721👑
🔹🔶🔷🔷🔶🔷🔶🔹
(عزیزان شاهنامه را دنبال کنید از این تاریخ داستانهای شاهنامه را به پیشنهاد شما خوانین به اشتراک خواهیم گذاشت)
‍ داستان سیاوش
روزی طوس به همراه گودرز و گیو و چندین سوار برای شکار به نخچیرگاه رفتند و شکارهای زیادی زدند . همین‌طور که طوس و گیو در جلو می‌تاختند چشمشان به زیبارویی افتاد با قدی چون سرو و رویی چون ماه .
طوس به او گفت : چه کسی تو را به این بیشه آورد؟ دختر گفت: دیشب پدر مرا زد و من خانه را رها کردم چون او می‌خواست سر از تنم جدا کند . طوس از نژادش پرسید و دختر پاسخ داد : من از خویشان گرسیوز هستم و نژادم به شاه فریدون می‌رسد . طوس و گیو هر دو از او خوششان آمده بود . طوس گفت : من بودم که اول او را یافتم و با سرعت به سمت او آمدم اما گیو می‌گفت: نه من اول رسیدم. خلاصه کارشان به دعوا کشید و برای داوری نزد کاووس شاه رفتند اما وقتی کاووس دخترک را دید دلش به‌سوی او پرکشید پس به آن دو گفت : من کارتان را آسان می‌کنم این آهویی که شکار کردید شایسته من است . بدین‌سان شاه با او ازدواج کرد بعد از گذشت نه ماه او پسر زیبایی به دنیا آورد و کاووس نام او را سیاوخش نهاد . ستاره شناسان طالع او را آشفته دیدند . کاووس آشفته شد و به خدا پناه برد و تصمیم گرفت او را برای پرورش یافتن نزد رستم بسپارد . پس رستم او را به زابلستان برد و بزرگ کرد و آئین رزم و پادشاهی و هنرهای دیگر را به او آموخت تا کارش به‌جایی رسید که شیر را به بند می‌آورد . پس روزی به رستم گفت: من دیگر باید به نزد پدرم بروم . رستم و سیاوش به‌سوی پایتخت رفتند و کاووس شاه از آنان استقبال کرد و جشنی بر پاشد. بعد از مدتی مادر سیاوش مرد و او را درد و حسرتی بسیار فراگرفت و به عزا نشست. روزی کاووس با پسرش نشسته بود که سودابه وارد شد و سیاوش را دید و دیدن همان و عاشق شدن همان . پس کسی را نزد سیاوش فرستاد که پنهانی از او بخواهد که به شبستان برود . سیاوش آشفته شد و پاسخ داد: به او بگو من مرد شبستان نیستم و کلک و حیله در کارم نیست . روز بعد سودابه نزد شاه رفت و به او کفت : بهتر است که پسرت را به شبستان بفرستی تا از بین دختران کسی را انتخاب کند . شاه پذیرفت و با سیاوش صحبت کرد. سیاوش ابتدا کراهت داشت ولی پس از اصرار زیاد پدرش مجبور شد بپذیرد . کلید شبستان در دست پاک‌مردی به نام هیربد بود شاه او را فراخواند و گفت : فردا نزد سیاوش برو و او را به شبستان ببر روز بعد سیاوش به شبستان رفت و زیبارویان به استقبالش آمدند و سودابه او را غرق بوسه کرد اما سیاوش با کراهت از نزد او گذشت و به‌سوی خواهرانش رفت و پس از مدتی آنجا را ترک کرد . شبانگاه شاه به شبستان رفت و نظر سودابه را پرسید و او گفت اگر شاه بخواهد می‌توانیم از دختران من یا کی آرش یا کی پشین انتخاب نموده و به عقدش درآوریم. شاه پذیرفت و با سیاوش صحبت کرد و از او خواست تا کسی را انتخاب کند.سیاوش روز بعد به شبستان رفت و سودابه زیبارویان را به او نشان داد و گفت که هرکدام را می‌پسندی انتخاب کن . سیاوش به فکر فرورفت و با خود گفت : من نباید زنم را از دشمنان انتخاب کنم . من ماجرای شاه هاماوران را از بزرگان شنیده‌ام و سودابه هم که دختر اوست خوبی مرا نمی‌خواهد پس سکوت کرد.
سودابه گفت : عجیب نیست که تو پاسخی نمی‌دهی چون این ماهرویان که در کنار خورشیدی چون من ایستاده‌اند زیبایی‌شان به چشم نمی‌آید پس بیا تا باهم پیمان ببندیم پس سر او را در برگرفت و بوسید . سیاوش شرمگین شد و با خود گفت : خداوندا مرا از بد دور بدار من نمی‌خواهم با پدرم بی‌وفایی کنم و اسیر اهریمن شوم اما اگر به او جواب سردی بدهم خشمگین می‌شود و نزد شاه از من بدگویی می‌کند . پس به‌آرامی به سودابه گفت: تو همتایی نداری و شایسته کسی جز شاه نیستی اکنون برای من دخترت کافی است تو سرور بانوان و جای مادر من هستی.

نویسنده: فریناز جلالی

👑 @khan721👑
بی بی عظیمه بختیار
هنگام حکومت ابوالقاسم خان در کردستان
🔷(با تشکر ویژه ازآقای آ داود نوروزی دینارونی بابت فرستادن عکسهای بی نظیر و از حامیان کانال خوانین بختیاری)🔷
👑 @khan721👑
🔹🔶🔷🔹🔶🔷🔶

ازدواج در محضر ابن‌سینا

مراسم عقد و ازدواج یک زوج دانشجوی پزشکی دیروز ساعت 11 صبح در مقبره پورسینا برگزار شد
👑 @khan721👑
رضا شاه پهلوی و جعفر قلی خان سردار اسعد سوم .در چپ تصویر هنگام بازدیدهای رضا شاه از ساخت و ساز پلها و جاده ها

👑 @khan721👑
محمدرفیع خان بختیار پسر سردار مفخم و همسرشان
👑 @khan721👑
سردارمعظم بختیار و حاجیه بی بی کوکب در آلمان

👑 @khan721👑
سردار محسن رضایی و آ حیدر موگویی فرزند کدخدا علی اکبر در بازدید از دریاچه زیبای گهر لرستان و روستاهای اطراف .جهت کار آفرینی روستاییان
👑 @khan721👑
سیاوش خان صالحی بهداروندفرزندمرحوم سامخان صالحی بهداروندازایل بزرگ بهداروندبختیاری
👑 @khan721👑
دوست فرهیخته و هنرمندم آرمان راکیان در کنار استاد دکتر میرجلال الدین کزازی یکی از استادان مطرح ادبیات ایران و جهان ،استاد کزازی افتخار دادند و لباس فاخر بختیاری را پوشیدند
👑 @khan721👑
استاد شاعر .حاج احمد عبدالهی موگویی از فرهیختگان و معلمان فرهیخته از ایل بزرگ موگویی بختیاری
👑 @khan721👑
آناصر خان ابدالی دهدزی- از ایل بزرگ اورک بختیاری
👑 @khan721👑
جوانان با اصالت بختیاری از ایل بزرگ ململی بختیاری .عکس با اسب تفنگ یعنی همیشه
اماده ام برای حفظ ناموس وطنم

👑 @khan721👑
سپهبد تیمسار تیمور بختیار و آقای ذوالفقاری در سال1324 نجات آذربایجان
👑 @khan721👑
رضا شاه پهلوی در دیدار از عشایر بهمراه ولیعهد
👑 @khan721👑
قهرمان المپیک چند هزاره ایران .قهرمان ناموس شرف .اصالت .بزرگی .تمدت .غیرت .شعور ادب .انسانیت.خانواده دوستی .وفاداری.قهرمان زنان جهان .بخاطر حفظ آبرو ناموس و شوکت خانواده ساده بختیاری
👑 @khan721👑
ازسمت راست نفر پنجم کدخدا سهراب آرپناهی ونفر بعد سلطان محمد خان مرادنی فرزند ممدلی خان و نفربعد کدخدامحمدمراد آرپناهی از یازان نزدیک مراد خان مرادنی وجمعی ازبزرگان طایفه آرپناهی
👑 @khan721👑
اسدالله خان چهارلنگ کیانرسی از خوانین ایل بزرگ کیان ارثی بختیاری
👑 @khan721👑
مردان و زنان بختیاری .آیا لباس فاخر ما قشنگترین .مد لباس جهان نیست.آیا .تمدن لباس ما والاترین تمدن لباس جهان نیست .آیا فرانسوی ها ایتالیایی ها.و لندنی ها حرفی برای گفتن در مقابل ما دارند
👑 @khan721👑