Forwarded from ☀️homayon.star
غلامرضاخان سرداربختیار( کلاه سفید) ،رحمت اله خان جمشیدخان فریدون خان و ناشناس
از خوانین ایل بزرگ بختیاری
👑 @khan721 👑
از خوانین ایل بزرگ بختیاری
👑 @khan721 👑
Forwarded from ☀️homayon.star
(نوجوانان با اصالت بختیاری) امیر سام باجول از ایل بزرگ موگویی بختیاری
👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
👍1
Forwarded from ☀️homayon.star
خانواده خواجه حسین قلی تیموری همسرش بی بی ملک جان مرتض قلی خان جعفر قلی خان بی بی توران بی بی جهان وخدمه
👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
Forwarded from ☀️homayon.star
بی بی جواهر تیموری دختر خواجه رضا قلی خان تیموری از شیرزنان ایل بزرگ موگویی بختیاری
👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
Forwarded from ☀️homayon.star
دکتر منوچهر خان و مرحوم دکتر بهرام خان تیموری موگویی از خوانین و فرزندان پرافتخار ایران و بختیاری
👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
Forwarded from ☀️homayon.star
مرحوم دکتر بهرام خان تیموری فرزند جعفرقلی خان تیموری از خوانین ایل بزرگ موگویی بختیاری
👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
Forwarded from ☀️homayon.star
نادر خان موگویی فرزند خواجه ناصرقلی خان موگویی و فرزندش از ایل بزرگ موگویی بختیاری
👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
Forwarded from ☀️homayon.star
صارم الملک فرزند سردار ظفر بختیاری و همسرشان بی بی خانم سلطان. از خوانین ایل بزرگ بختیاری
👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
Forwarded from ☀️homayon.star
ایوب خان ایلخان فرزند صارم الملک از خوانین ایل بزرگ بختیاری
👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
Forwarded from ☀️homayon.star
علیداد خان ایلخان فرزند صارم الملک از خوانین ایل بزرگ بختیاری
👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
Forwarded from ☀️homayon.star
مرحوم خواجه عباس موگویی فرزند خواجه حسن موگویی از ایل بزرگ موگویی بختیاری
👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
Forwarded from ☀️homayon.star
از چپ خواجه علیقلی خان موگویی.رجبعلی آسترکی .حاج سردار کیماس .خواجه حسن موگویی.(کولت بدست) کلاه سفید ناشناس
👑 @khan721 👑
👑 @khan721 👑
Forwarded from ☀️homayon.star
🔹🔶🔷🔶🔷
(در گذشته غارت لزوما به منزله نداری و تنگ دستی نبوده بلکه گاهی برای بدست آودن اقتدار یا نشان دادن قدرت بوده)
(ایسف خان عیسوند)
(آ یوسف مهرابی. عیسوند)
یکی از خوانین شجاع ایسوند مرحوم یوسف خان مهرابی فرزند مهراب خان که در شناسنامه طهماسبی می باشد.
تقریبا در سال یکهزار و سیصد شمسی یکی از خوانین بنام میرزاعلیخان به سر کردگی عده ای مسلح از خدمه منطقه ی گرمسیری در کوهی بنام سه گریون شبانه راهی را که ایل عیسوند قرار بود از انجا عبور کنند مسدود می نماید . به طوری که راوی گفته سر تیغ افتاب به ایل حمله می کنند و دست به غارت میزنند. همراهان میرزا علیخان سر گرم غارت می شوند.
یوسف خان هنگامی که صحنه را می بیند به همراهان خود دستور می دهد بگذارید غارت کنند که جایی نمی روند. در این حال خودش به همراه چند نفر تفنگ چی ( مسلح ) گردنه ی بعدی که پشت سر انها می باشد را می گیرند. و به یاران خود که عده ی کمی نیز هستند می گوید که این جنگ ، جنگ شرف است و تیر از انها رد نکنید چرا که با دوربین که نگاه کرده ام خانه ها و اموال را بطور کلی بار کرده اند.
میرزا علیخان که گردنه ی اولی را براحتی و بدون مانع پشت سر گذاشته بود بیخیال از اینکه گردنه ی بعدی بدست یوسف خان عیسوند مسدود شده به راه خود ادامه می دهد. زمانیکه میرزا علی در جلوی چپاولگرانش به راه خود ادامه می داد یوسف خان صحنه را مشاهده می کند ،اتش از نهادش بلند می شود و دستور حمله و تیر اندازی را صادر می نماید.و می گوید خداوندا به تو پناه می برم و می بینی که اموال ایل دارد به غارت میرود.
یکی از همراهانش گفته که چند مرتبه می گفت خداوندا به تو پناه می برم و تیر اولی را به سمت میرزا علیخان شلیک می نماید که از اسب به زمین می افتد و به هلاکت می رسد.و بقیه یارانش که عده ی کم بوده اند شروع به تیر اندازی می نمایند . بدلیل اینکه خروجی کمینگاه به سختی مسدود شده بود ، همراهان میرزا علیخان راه دیگری برای فرار ندارند و همه در انجا به هلاکت می رسند . و ایل عیسوند با یاری یوسف خان پیروز می گردد.
در این زمینه اشعاری به یادگار مانده که می گویند :
بند بندانه بگرین ، بندا روهینه مهلین به در روه میرزا علینه
مو خووم بیدوم دو غولوم دو دواوی طهماسوند اووه رسی چی داله خوبین
بی بی تاجما تو کل بزن کل بساکی
ته سون زور خین نداره باکی
ای خدا بم برسون سه تا پیانه ادرویش امم باقر علیخان سیانه
ای خدا روزه چینو علینه خواستوم جنگ کنه بمثله خووم به شونه راسوم
ایسوف خان ایسوند ای شیر جنگی
صد زینه زه لرستون بیوه نشندی
ایسوف خان نشسته بید دست به سر دست جار ره سی حسنقلی سه تیرم اشکست
سه پیرونه بوالحسن دو یار وه شونوم
ار خدا نجات بده غارت اسونوم
ایسوف خان نشسته بید لوا خوشک و دل تنگ علی خان به چغاخور کی سیم کنه جنگ
👑 @khan721 👑
(در گذشته غارت لزوما به منزله نداری و تنگ دستی نبوده بلکه گاهی برای بدست آودن اقتدار یا نشان دادن قدرت بوده)
(ایسف خان عیسوند)
(آ یوسف مهرابی. عیسوند)
یکی از خوانین شجاع ایسوند مرحوم یوسف خان مهرابی فرزند مهراب خان که در شناسنامه طهماسبی می باشد.
تقریبا در سال یکهزار و سیصد شمسی یکی از خوانین بنام میرزاعلیخان به سر کردگی عده ای مسلح از خدمه منطقه ی گرمسیری در کوهی بنام سه گریون شبانه راهی را که ایل عیسوند قرار بود از انجا عبور کنند مسدود می نماید . به طوری که راوی گفته سر تیغ افتاب به ایل حمله می کنند و دست به غارت میزنند. همراهان میرزا علیخان سر گرم غارت می شوند.
یوسف خان هنگامی که صحنه را می بیند به همراهان خود دستور می دهد بگذارید غارت کنند که جایی نمی روند. در این حال خودش به همراه چند نفر تفنگ چی ( مسلح ) گردنه ی بعدی که پشت سر انها می باشد را می گیرند. و به یاران خود که عده ی کمی نیز هستند می گوید که این جنگ ، جنگ شرف است و تیر از انها رد نکنید چرا که با دوربین که نگاه کرده ام خانه ها و اموال را بطور کلی بار کرده اند.
میرزا علیخان که گردنه ی اولی را براحتی و بدون مانع پشت سر گذاشته بود بیخیال از اینکه گردنه ی بعدی بدست یوسف خان عیسوند مسدود شده به راه خود ادامه می دهد. زمانیکه میرزا علی در جلوی چپاولگرانش به راه خود ادامه می داد یوسف خان صحنه را مشاهده می کند ،اتش از نهادش بلند می شود و دستور حمله و تیر اندازی را صادر می نماید.و می گوید خداوندا به تو پناه می برم و می بینی که اموال ایل دارد به غارت میرود.
یکی از همراهانش گفته که چند مرتبه می گفت خداوندا به تو پناه می برم و تیر اولی را به سمت میرزا علیخان شلیک می نماید که از اسب به زمین می افتد و به هلاکت می رسد.و بقیه یارانش که عده ی کم بوده اند شروع به تیر اندازی می نمایند . بدلیل اینکه خروجی کمینگاه به سختی مسدود شده بود ، همراهان میرزا علیخان راه دیگری برای فرار ندارند و همه در انجا به هلاکت می رسند . و ایل عیسوند با یاری یوسف خان پیروز می گردد.
در این زمینه اشعاری به یادگار مانده که می گویند :
بند بندانه بگرین ، بندا روهینه مهلین به در روه میرزا علینه
مو خووم بیدوم دو غولوم دو دواوی طهماسوند اووه رسی چی داله خوبین
بی بی تاجما تو کل بزن کل بساکی
ته سون زور خین نداره باکی
ای خدا بم برسون سه تا پیانه ادرویش امم باقر علیخان سیانه
ای خدا روزه چینو علینه خواستوم جنگ کنه بمثله خووم به شونه راسوم
ایسوف خان ایسوند ای شیر جنگی
صد زینه زه لرستون بیوه نشندی
ایسوف خان نشسته بید دست به سر دست جار ره سی حسنقلی سه تیرم اشکست
سه پیرونه بوالحسن دو یار وه شونوم
ار خدا نجات بده غارت اسونوم
ایسوف خان نشسته بید لوا خوشک و دل تنگ علی خان به چغاخور کی سیم کنه جنگ
👑 @khan721 👑
سال نو .ونوروز بر تمام خوانین و بزرگان و بزرگ زادگان بختیاری مبارک و فرخ بادا .سالی پر از اعتزاز برای قبیله عشق .قبیله کهن لره بختیاری.سال پر از نام و پر از گام در اعتلای اتحاد ایلی 👑 @khan721 👑
نوروز این جشن کهن باستان بر ایران و رستمان ایران زمین بختیاریها فرخ بادا.اهورا مزدا سالی پر از سفره شایسته.دست گشاده و نام بلند برای تک تک شما بزرگان و بزرگ زادگان عطا کند .آمین ..... 👑 @khan721 👑