مباحث اعتقادی خادمین شهدا
9 subscribers
5.35K photos
1.06K videos
33 files
1.39K links
ادمین کانال
@montazer_61


لینک کانال

https://t.me/khadmin61
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🍃خداوند به حضرت آدم علیه السلام وحي كرد :

🔹من همه سخن (حکمت) را در چهار كلمه 𑸨راي تو جمع مي كنم ؛
كه همين چهار دستور، جامع و فراگيرنده همه وظايف انساني و در بر گيرنده همه كمالات بشر است .

آدم: آن چهار كلمه چيست؟

خداوند:

❣يكي از آنها از آن من است
❣و يكي از آنها، از آن تو است
❣و سومي از آن ميان من و تو است
❣و چهارمي ميان تو و مردم است.

🔸آدم: خدايا! برايم شرح بده تا بدانم .
خداوند، چهار موضوع فوق را چنين شرح داد:

1⃣ آن كه از آن من است، اين است كه " تنها مرا پرستش كني و كسي را شريك من نسازي."

2⃣ آن كه از آن تو است، اين است كه " پاداش عمل نيك تو را بدهم، در آن هنگام كه از همه وقت، به آن نيازمندتر هستي."

3⃣ آن كه بين من و تو است، اين است كه " تو دعا كني و من دعايت را به اجابت برسانم."

4⃣ و آن كه بين تو و مردم است، آن است كه:
" آنچه را براي خود مي پسندي براي ديگران بپسندي و آنچه را كه براي خود نمي پسندي براي ديگران نيز نپسندي."

📚کافی
🔷🔶🔷آشنایی با فرقه ها و مدعیان دروغین

♦️♦️قسمت بیست و چهارم♦️♦️

این برنامه: 👇👇👇

⏪ "عرفان سرخ پوستی"
🔰🔰 مقدمه 🔰🔰

🔷🔶🔷 عرفان هاي آمريکايي 🔷🔶🔷


يكي از مهدهاي عرفان های کاذب و نوپدید قاره پهناور آمریکا می باشد. آمریکا که از دیر باز دست خوش تحولات بوده و بعد از پیدا شدن آمریکا و تسخیر آن توسط اروپایی ها و آمیخته شدن عقاید های باستانی و جدید باعث شکل گرفتن عقاید جدیدی شد شاید این که آمریکا را بعد از هند دومین مهد عرفان میدانیم به خاطر پهناور بودن و عدم هم فکری وهم اندیشی در این سرزمین دانست.

عرفان هاي آمريکايي از روزگاران قديم در آمريکاي جنوبي به ويژه در مکزيک شکل يافت، ولي پس از جنگ جهاني دوم توسعه پيدا کرد. عرفان هاي سرخ پوستي در شکل هاي گوناگون ✅تولتک(دون ميگوئل روئيز) ✅سو(گوزن سياه متولد 1862) ✅ساحري(کارلوس کاستاندا 1935) ظهور يافته است.
مهم ترين منابع عرفان سرخ پوستي، کتابهاي کاستاندا مانند:
📔آموزش هاي دون خوان، 📔واقعيتي جداگانه، 📔دومين حلقه اقتدار، 📔ارمغان عقاب، 📔آتش درون و 📔قدرت سکوت است که از سال 1968 به بعد منتشر شده و شرح ديدارهاي خود را با جادوگر مکزيکي به نام دون خوان مطرح مي کند.
انديشه هاي سرخ پوستي بيشتر به توصيه هاي اخلاقي مي پردازند و به اعتقادات مربوط به خدا و آخرت کاري ندارند و با استفاده از گياهان دارويي و حالتهاي توهم زا، انسانها را از واقعيت ها دور مي سازند.
#عرفان_اِکنکار يکي ديگر از عرفان هاي نوظهور و سکولار آمريکايي است که توسط پال توئيچل متوفاي 1971 پديد آمد. وي علاوه بر برگزاري کارگاه هاي آموزشي براي سفر روح در کاليفرنيا، در سال 1970 موفق به تأسيس مؤسسه اکنکار شد. بعد از توئيچل، «سري داروين گرايس» در سال 1971 تا 1981 و سپس «سري هارولد کلمپ» استاد حق در قيد حيات شدند. کلمپ در سال 1969 توسط توئيچل به مقام اک رسيد. هدف اکنکار قادر ساختن انسان براي سفر روح و ترک از کالبد فيزيکي است و در نهايت رسيدن به سرزمين بهشت حقيقي يا انامي لوک(جايي که سوگماد در آن به سر مي برد) هدف است. البته، انسان در اين سفر از مسير زمان مي گذرد. عنصر تفکر و عنصر نور و صوت در اکنکار نقش مؤثري دارند. توئيچل از اديان وعرفانهاي مختلف براي اين فرقه بهره برده است.
کتاب هاي اکنکار : 📔دندان ببر، 📔نسيم تحول، 📔سرزمين هاي دور، 📔اکنکار کليد جهان هاي اسرار و ... است.
مهم ترين مشکل هاي اکنکار اين است که بدون وحي و طريقت الهي مي خواهد مسير زمان را طي کند، در حالي که اگر هم با شهود، مسيري را دريابند باز احتمال خطاي شهود و خلط خيال متصل با منفصل است.
طرفداران اكنكار قائل به عدم ممنوعیت ازدواج با محارم هستند و چند نفر از اینها که در ایران ادعای جانشینی می کنند با مادر و خواهر خود ازدواج کرده اند.

#عرفان_عشقي_پائولوکوئيلو يکي ديگر از عرفان هاي آمريکايي است. وي در 1947 در برزيل به دنيا آمد پس از مشکلات متعدد با خانواده وتحصيل، جنبشهاي هيپي گري و مارکسيستي و بحران معنويت و مذاهب گوناگوني مانند کريشنا، بودا، يوگا، هندو والحاد را تجربه کرد و سالها با مواد مخدري چون کوکائين، مواد روان گردان، مسکالين، ماري جوانا سرگرم بود. وي در سال 1379 شمسي به ايران سفر کرد. کوئيلو با استفاده از مذاهب مختلف و با بهره گيري از رمان و عرفان و سياست به تأليف آثاري چون : 📔مکتوب، 📔کوه پنجم، 📔کيمياگر، 📔راهنماي دلاور نور، 📔دومين مکتوب، 📔عطيه برتر، 📔شيطان و 📔دوشيزه پريم پرداخت. کتاب 📔«سفر به دشت ستارگان» کوئيلو، بارها ترجمه و قبل و بعد از انقلاب منتشر شده اند. کتاب ديگري هم با عنوان 📔«سرخ پوستان بزرگ مي گويند» در نمايشگاه بين المللي کتاب سال 83، توزيع شده است. پيام اين عرفان سرخ پوستي، پيوند عرفان با زندگي است. اين مدل عرفاني، وارد مباحث عرفان نظري ابن عربي مانند: وحدت وجود و انسان کامل، حضرات خمس، اعيان ثابته و تعين اول و ثاني و ساير بحثهاي عرفان نظري نشده اند؛ بلکه عرفان و معنويت را با زندگي پيوند زده اند و به شدت از روان شناسي موجود هم استفاده مي کنند؛ شعار آنها اين است که ما ثروت نمي خواهيم؛ ما عشق و صلح مي خواهيم. يک مقوله جذاب و جوان پسند که هر انساني طالب صلح و عشق و محبت و اين چيزهاست. نکته جالبي که اين عرفان هاي سرخ پوستي دارند، دين ستيزي است؛ يعني مي گويند: "ما سعادت شما را تأمين مي کنيم، بدون اينکه حاجتي به دين و شريعت الهي داشته باشيد؛ اگر معنويت، صلح و آرامش مي خواهيد، عرفان سرخ پوستي را فراگيريد."
🔰🔰 عرفان های سرخ پوستی 🔰🔰
#عرفان_های_سرخ_پوستی به سه دسته تقسیم می شوند:

✅عرفان ساحری

✅تولتک

✅ سو هستند.

عرفان سرخ پوستی از نوع عرفان های طبیعت گراست؛ به این معنا که متعلق شهود در آن، وحدت روح طبیعت و فنای نهایی سالک در نیروی طبیعت است.
طبیعت گرایی از آن جا آغاز شد که انسان دعوت انبیاء را فراموش و به اندیشه منهای وحی و این جهانی خود تکیه کرد و کوشید تا نیاز خود را به قدسیت و پرستش ارضا کند؛ از این رو چون روزی، نعمت و نیز بلا و محنت زندگی خویش را در طبیعت دید، ایمان آورد و پنداشت که طبیعت دارای نیرویی برتر، ناشناخته، رمز آلود و مستقل است که می توان با آن، معنویت گرایی خدا خواهی فطری را پاسخ گفت.
بنابراین، پس از آن که با توجه به سود و زیان خود به شناختی سطحی از طبیعت رسید، با نظر عمیق تر در خود، این را یافت که با شیوه هایی در اندیشه و عمل می تواند با نیروی مرموز طبیعی ارتباط بر قرار کرده، از آن بهره برداری کند.
بنابراین در عرفان سرخ پوستی فرد می آموزد، که چگونه با اسرار طبیعت آشنا شود، و در آن ذوب و فانی گردد تا از نیروهای آن به سود خود استفاده نماید. با این رویکرد عقیده مانا Mana)) که به اشیاء که منبع نیرو هستند و جاندار انگاری(Animism) مظاهر طبیعی از اصول عقاید آنها است. عرفان سرخ پوستی زیر مجموعه عرفانهای آمریکای به شمار می روند، که به صورت عمده در آمریکای جنوبی- به ویژه مکزیک- گسترش یافته است.


1️⃣عرفان ساحري:

یکی از مشهورترین و مهم ترین انواع عرفان سرخ پوستی عرفان«ساحري» است، که نام دیگر آن عرفان عقاب است. دون خوان نام این طریقت را ساحري نهاده است. به باور وي ساحري طریقتی است که از مردان اهل معرفت قوم تولتک در مکزیک کهن به جاي مانده است. به پندار وي این نوع از ساحري با معناي رایج آن متفاوت می باشد.
کارلوس کاستاندا در معرفی دون خوان و مکتب وي نام جادوگري و جادوگر را برگزیده است. او معتقد است دون خوان به این اصطلاحات بیشتر راغب بوده است. کاستاندا ادعا می کند با نگاه جدي تر و دقیق تر باید مکتب او را معرفت و پیروانش را اهل معرفت نامید. او از معروف ترین و اصلی ترین طرفداران این جریان است. که به معرفی آن دو در ادامه می پردازیم.
2️⃣عرفان تولتک:

«تولتک» برگرفته از نام یک قوم یا نژاد است. در نوشته ها آمده، آنان زنان و مردانی خردمند بودند، که هزاران سال پیش براي رهایی از رنج و هدایت و حفظ معرفت معنوي انسان پدید آمده بودند. قلمرو تولتک ها، 10 پادشاه داشته است که از سال851-1168میلادی حکومت کرده اند.
در این فرهنگ از خدایان و ایزدان بسیاري نام برده می شود. و چند خدایی بین آنان رواج داشته است. افزون بر این، در میان تولتک ها سحر و جادو رواج داشت و کاهنان مقامی ارجمند داشتند و فرهنگ آنان مشحون از افسانه ها و اساطیر بوده است. در این عرفان استادان )ناوال ها) به راحتی مطالب را در اختیار شاگردان قرار نمی دادند، اما بعد از فتح قاره آمریکا و سوء استفاده های زیادی که از نو آموزان تولتک، صورت گرفت زمینه ای فراهم شد که بر مخفی کاري خود افزودند. بدین جهت بود که مطالب آنان سینه به سینه انتقال یافت.
3️⃣عرفان سو:


پایه گذار جریان «سو» یا «چپُق مقدس» شخصی به نام "گوزن سیاه" است. گفته می شود او داراي علم مقدسی بود، که از اجدادش به او رسیده بود و او از شهود هایش نیروهای خاصی کسب نمود که از آن براي بهروزي قومش بهره برد. آموزه ها عرفان سو به رغم پیچیدگی های خاصی که مربوط به فرهنگ و قومیت سرخپوستی است، می توان گفت همانند گاومیش است، که نماد کل جهان می باشد و همه چیز را در خود دارد. نماد نوع انسان، گوشت سر دست گاو میش است. این گوشت بسیار نزد سوها مقدس است. گاومیش و کل آفرینش نیز داراي قداست است. نزد سوها تمام خویشی هاي روي زمین، رمز خویشی بزرگ و حقیقتی است که انسان را به آسمان وصل می کند. نماد اتصال انسان به آسمان، چپُق مقدس است.
🔰🔰 مبانی و باورهای کاستاندا و عرفان سرخ پوستی 🔰🔰
دو محور به طور خلاصه می توان عرفان ساحری معرفی نمود:

1️⃣بصیرت:

منظور از بصیرت دیدن حقایق پنهان دنیا و طبیعت است. بصیرت، آمادگی دریافت ظرفیت ها و حقیقت پدیده های طبیعی است، که اگر کسی به آن دست یابد، راه استفاده از نیروی طبیعت به رویش گشوده می شود و می تواند از آن به اراده ی خود از قدرت آنها بهره بگیرد. آنها می گویند: «افراد جوان هرگز نباید کار کنند. کسانی که کار می کنند، نمی توانند به رویاها دست یابند و حکمت، همواره در رویا به دست می آید» مراد از رویا همان بصیرت نسبت به رموز دنیا است.

2️⃣اقتدار:

برای سلوک مراتبی لازم است از جمله، مقام «مرد شناخت» است. یک جنگ جو شکارچی بی نقصی است که به شکار می رود. اگر در این شکار موفق شود، مردشناخت(اهل معرفت) می شود. پایین ترین مراتب اقتدار جادوگری است؛ یعنی کسی که دنیا را متوقف کرده و نیروهای جهان را به کار می گیرد و با آنها هدایت می شود.
🔰🔰 ایده های اصلی 🔰🔰

1️⃣میدان های انرژی: انسان ها متشکل از تعداد بی پایانی از میدانهای انرژی رشته گونه هستند که همچون گوی درخشانی متجلی می شوند و جادوگران نام «تخم مرغ نورانی» بر آن نهاده اند. این رشته های(بی نهایت) انرژی از پدیده ای به نام «عقاب» به وجود آمده اند. دون خوان، این رشته های انرژی را «فیوضات عقاب» می نامد. به نظر دون خوان، انسان موجودی است، متشکل از مجموعه ای از رشته های انرژی نورانی شبیه تخم مرغ. درون این تخم مرغ نقطه درخشانی وجود دارد به نام پیوندگاه. انسان از طریق نقطه ای در درون پلیه درخشان خود به نام پیوندگاه، قسمت ناچیزی از فیوضات عقاب را جذب می کند و سپس مورد شناسایی قرار می دهد. آنچه برای ما قابل شناسایی است و آنچه ما به شکل این جهان و پدیدهای آن ملاحظه می کنیم ودر واقع برای ما ظهور می یابد، درواقع همین فیوضات عقاب است.

2️⃣ انسان می تواند با اعمال ساحری و سیر و سلوک، پیوندگاه خود را جا به جا نموده قسمت دیگری از فیوضات عقاب را درک و مشاهده نماید. او با این کار می تواند دنیاهای دیگری با ابعاد وجودی متفاوت تری درک کند.

3️⃣ بنا بر ادعای دون خوان و کاستاندا تنها واقعیت متعالی در جهان، همان میدان های انرژی هست(فیوضات عقاب) که در خوشه های نورانی دسته بندی شده است.

4️⃣ پیوندگاه: کاستاندا معتقد است(به گفته دو خوان) که دو نوع آگاهی در انسان وجود دارد. یکی آگاهی سوی راست که درواقع همه دانش های اکتسابی را در بر می گیرد و دیگر، آگاهی سوی چپ که آگاهی های غیر ارادی را شامل می شود.

5️⃣ محو گذشته: به عقیده دون خوان، سالم باید«من» را در خودش از بین ببرد تا بتواند در عالمی دیگر گام نهد و حقایقی را مشاده نماید. این عمل محو گذشته نام دارد.

6️⃣ تقدیس طبیعت: زمین و نیروهای طبیعت در عرفان سرخپوستی دارای تقدس و اهمیت خاصی است. درواقع زمین متعلق به یک سرخپوست نیست، بلکه سرخپوست متعلق به زمین است. اشتیاق روحی و معنوی عارف ساحر(سرخپوست) بر تجربه وحدت حقیقت او با زمین استوار است.
🔰🔰 نقد و بررسی 🔰🔰


در آموزش های دون خوان به کاستاندا، به کرات بازگو شده است که هدف نهایی و غایت در عرفان سرخپوستی، دست یافتن به سحر و قدرت های جادویی است. این نوع قدرت ها در سایه دست یافتن به مرکز تجمع انرژی می باشد. واژه «دیابلرو» به معنی جادوگر می باشد و به عارفان سرخپوست اطلاق می شود.

کاستدندا در صحبت هایش اشاره دارد که هدف در عرفان سرخپوستی تبدیل شدن به «مرد معرفت» می باشد و خود او مرد معرفت را چنین توضیح می دهد که از صحبت های دون خوان این چنین می توان نتیجه گرفت که مرد معرفت می تواند دیابلرو باشد که به منی جادوگرِ جادوی سیاه می باشد. لذا طریق بین مرد معرفت، دیابلرو، عرفان ناگسستنی می باشد.
باید توجه داشت که این گونه قدرت ها هیچ ارتباطی با عرفان راستین ندارد و این نیروه اختصاص به شمن ها و سالکان عرفان ساحری ندارد و در همه آیین ها افرادی از این گونه قدرتها برخوردار می باشند. باید از عارفان عرفان سرخپوستی پرسید که آیا تا کنون کسانی یافت شده اند که بتوانند آنگونه که عارفان ساحر معتقد هستند، حقیقت خود و سایر موجودات را تغییر دهند و اگر هم یافت شود این گونه اعمال شیطانی چه ارتباطی با مرام عرفان دارد. چه کمالی در این گونه اعمال نهفته است. کدام جنبه از ابعاد ملکوتی انسان با این گونه اعمال آشکار می شود. برفرض محال که کسی توانایی این گونه اعمال را به دست بیاورد، آیا چنین زندگی برای انسان قانع کننده است و آیا انجام چنین کارهایی هدف از خلقت انسان می باشد؟!!!
در عرفان ساحری ادعا شده است که«طبیعت چون انسان، زنده و با شعور است و هدفمند. می توان در سایه اتحاد با طبیعت، جلال، جمال و اقتدار و محبت را تجربه نمود. ارتباط با طبیعت، ارتباط با حقیقت هستی است و متحد شدن با آن، در واقع وحدت یافتن با روح جهان است و ...» در این بیان هرچند سخن از فنای با طبیعت به میان آمده است ولی باید توجه داشت که این چنین فنا، چیزی جز پذیرش یک هدف ناقص به نام طبیعت نیست و درواقع خالق طبیعت به فراموشی سپرده شده(مانند همه عرفان واره هایی که تحت آموزه ها و الهامات شیطان می باشد) وطبیعت که مخلوق اوست، جای او را گرفته است.
قوای عقل، وهم و خیال در ساحت وجودی انسان دارای جایگاهی قابل تامل می باشند و آنچه ما در عرفان ساحری می بینیم، درواقع«عقل ستیزی» می باشد. آن هم به بهانه دست یافتن به عالم باطن. در این مرام، عقل کنار گذاشته می شود و آنچه جایگزینش می شود، وهم است. شاه بیت در آموزه های کاستاندا و دون خوان، «توجه به احساسات» است. فصل الخطاب درواقع ناکارآمدی عقل و ناتوانی برهان می باشد.
گیاهان قدرت و داروهای روان گردان، همچون پیوت، قارچ، تاتوره و بذر ذرت که کاستداندا شرحی دراز در باره ی کشت و تربیت آنها و طرز استفاده از آنها را در کتاب های خود آورده است همگی منطبق بر محور قرار دارن قوه ی توهم و وهم و کنار گذاشتن هوشیاری و عقل انسان در عرفان ساحری می باشد.
عرفان ساحری به طرزی وحشتناک پیروانش را به مصرف گیاهان روانگردان و تجربه دنیای وهم تشویق نموده است. به راستی اگر قرار باشد با توسل به داروهای توهم زا، تجربه عرفانی محقق شود، دیگر چه نیازی به شعار «بازگشت به طبیعت و اتحاد با آن» وجود دارد. البته شاید هم تقدیس طبیعت و زمین به خاطر وجود این گونه مواد و گیاهان توهم زا در آن می باشد.
در نهایت باید یادآورد شد که؛ سالک در دنیای عرفان ساحری، با ورود به فضای توهم و وهم جهان، غایت هستی، و درنهایت خالق هستی را جز وهم نمی بیند و چند صباحی با صورت های خیالی خود را سرگرم ساخته و «بازی گرفتن همه چیز» و «بازی دادن خود» تنها دست آورد عارف سالک دنیای عرفان ساحری می باشد.
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاریخچه و آسیب های عرفان سرخ پوستی
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راه شناخت فرقه های انحرافی با عنوان عرفان چیست
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عرفان های وارونه در کلام رهبری
عرفان های نوظهور از منظر مقام معظم رهبری 👆👆👆
🔰🔰 نتیجه‌گیری 🔰🔰


عرفان‌های نوظهور به‌دلیل فاصله گرفتن از مؤلفه‌هایی مانند؛ شریعت‌مداری، عقل‌گرایی، عرف‌پذیری و اخلاق‌گرایی و حضور فعال در صحنه اجتماعی و غیره آسیب‌های گوناگونی را به همراه می‌آورند از قبیل: آسیب‌های اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی، سیاسی، شخصی و خانوادگی. نوع نخست از آسیب‌ها، هم در حوزه مطالعات اسلامی و هم غیراسلامی در قلمرو آرای نظری و عقیدتی عرفان‌های نوظهور و ناشی از ک‍‍‍ژروی‌های فکری در مباحث مختلف خداشناسی، وجود‌شناسی، معرفت‌شناسی، انسان‌شناسی و جهان‌شناسی به‌شکل خودآگاه و ناخودآگاه پدیدار می‌شود. این قبیل آسیب‌ها که مهم‌ترین انواع آسیب‌های عرفانی به‌شمار می‌آید، در طی فرآیندی پیچیده و با گذار از مراحل مختلف تجربه شامل تعبیر کردن و تأویل ذهنی از مکاشفه و رؤیت و شهود و تفسیری زبانی به‌شکلی بالقوه و پنهان ضمن تهدید اصل عرفان، صاحبان و پیروان آن را نیز تهدید می‌کند. دسته دوم شامل آسیب‌هایی است که ناشی از تخطی این‌گونه عرفان‌ها و صاحبان آنها از قواعد عرفی و هنجارهای زندگی روزمره فردی و اجتماعی، فاصله‌گرفتن از اجتماع، عزلت‌گزینی و جست‌وجوی آرامش و خلسه عرفانی، استفاده ابزاری نظام سلطه از آنان و متحمل شدن ضررهای اقتصادی از سوی پیروان بروز می‌کند.

گرچه گزند این نوع آسیب‌های عرفانی به اندازه نوع پیشین نیست و به‌دلیل ماهیت خاص خود، جلوه بیرونی و تظاهر علنی بیشتر و تشخیص‌پذیرتری دارند، اما دامنه ابتلای به آن به‌علت جاذبه ظاهری، عرف‌شکنی، عادت‌ستیزی، تنوع‌طلبی، شالوده‌شکنی، سنت‌شکنی، در نزد مردم به‌ویژه عوام یا حتی پاره‌ای خواص، گسترده‌تر از انواع دیگر است. نوع سوم آسیب‌های عرفانی شامل آن دسته از آموزه‌های عرفانیِ نوظهور است که به‌شکل اختلالات روانی، فردی، خانوادگی و شخصیتی ناشی از کاربرد تکنیک‌های مربوط به ریاضت‌های غیرمشروع، مراقبه و مدیتیشن برای رسیدن به خلسه‌های عرفانی از طریق استفاده بی‌رویه از مواد مخدر و داروهای روان‌گردان، توهم‌زا و مانند آن ظاهر می‌گردد. تهدید خانواده، تکثیر بیماری‌های جنسی، روابط نامشروع، گسست اخلاقی خانواده‌ها و تعارض بین مسایل سنتی و مدرن و ده‌ها و صدها اختلال دیگر از سوی این آیین‌های عرفانی در شمار مخاطره‌آمیزترین و پیچیده‌ترین اختلالات روانی – فردی و خانوادگی قرار دارد.

از دیگر نتایج حاصله این‌که وقتی از منظر مهم‌ترین دستاورد این عرفان‌ها، همان رسیدن به آرامش، موضوع را تجزیه و تحلیل می‌کنیم. متوجه می‌شویم که اگر تمام آموزه‌های عرفان‌های نوظهور، با موضوعیت «طرق کسب آرامش» جمع‌آوری شود، این آموزه‌ها از دو حالت خارج نیست. الف. تصدیقی ضعیف و خفیف به راه‌های کسب آرامش است؛ ب. مجموعه‌ای از ادعاهای پوچ و خالی است. نظریاتی که نه تنها موجب آرامش نمی‌شود، بلکه باعث بروز اختلالات شدید روانی می‌گردد.