فراز های کمیل ...
" اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ "
تمام مشکلات و بدبختی ها و بیچارگی هام ازاینجا شروع میشه...از کثرت گناه!دعام حبس میشه..بازم خداروشکرکه امیرالمونین یادم داد بگم خدایا ببخش گناهانی را که مانع اجابت دعا می شوند...
" اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ "
تمام مشکلات و بدبختی ها و بیچارگی هام ازاینجا شروع میشه...از کثرت گناه!دعام حبس میشه..بازم خداروشکرکه امیرالمونین یادم داد بگم خدایا ببخش گناهانی را که مانع اجابت دعا می شوند...
🔶چهار علت نمازهای روزانه از زبان رسول خدا(صلےاللهعلیهوآله):
✅ چرا نماز صبح مۍخوانیم؟
«صبح آغاز فعالیت شیطان است هرکه در آن ساعت نماز بگذارد و خود را در معرض نسیم الهی قرار دهد از شر شیطان در امان مےماند.»
✅چرا نماز ظهر میخوانیم؟
ظهر، همه عالم تسبیح خدا مےگویند زشت است که امت من تسبیح خدانگوید. و نیز ظهر وقت به جهنم رفتن جهنمیان است لذا هر که در این ساعت مشغول عبادت شود از جهنم بیمه مےشود.
✅چرا نماز عصر مۍخوانیم؟
«عصر زمان خطای آدم و حواست و ما ملزم شدیم در این ساعت نماز بخوانیم و بگوییم ما تابع دستور خداییم.»
✅چرا نماز مغرب میخوانیم؟
«مغرب لحظه پذیرفته شدن توبه حضرت آدم است و ما همه به شکرانه آن نمازمی خوانیم.»
✅چرا نماز عشا میخوانیم؟
«خداوند متعال نماز عشا را برای روشنایی و راحتی قبر امتم قرارداد.»
🗒علل الشرایع ص ۳۳۷
✅ چرا نماز صبح مۍخوانیم؟
«صبح آغاز فعالیت شیطان است هرکه در آن ساعت نماز بگذارد و خود را در معرض نسیم الهی قرار دهد از شر شیطان در امان مےماند.»
✅چرا نماز ظهر میخوانیم؟
ظهر، همه عالم تسبیح خدا مےگویند زشت است که امت من تسبیح خدانگوید. و نیز ظهر وقت به جهنم رفتن جهنمیان است لذا هر که در این ساعت مشغول عبادت شود از جهنم بیمه مےشود.
✅چرا نماز عصر مۍخوانیم؟
«عصر زمان خطای آدم و حواست و ما ملزم شدیم در این ساعت نماز بخوانیم و بگوییم ما تابع دستور خداییم.»
✅چرا نماز مغرب میخوانیم؟
«مغرب لحظه پذیرفته شدن توبه حضرت آدم است و ما همه به شکرانه آن نمازمی خوانیم.»
✅چرا نماز عشا میخوانیم؟
«خداوند متعال نماز عشا را برای روشنایی و راحتی قبر امتم قرارداد.»
🗒علل الشرایع ص ۳۳۷
#حسین_جانم❤️
اصلا این دنیا ڪه جاےما حسینےها نبود
من بہ عشق ڪربلاےتو بہ دنیا آمدم
بین غربٺ مانده ام انگار دور از ڪربلا
ماهےام ڪه دور از آبےِدریا مانده ام
اصلا این دنیا ڪه جاےما حسینےها نبود
من بہ عشق ڪربلاےتو بہ دنیا آمدم
بین غربٺ مانده ام انگار دور از ڪربلا
ماهےام ڪه دور از آبےِدریا مانده ام
Forwarded from نقد تخصصی تشکیلات بهایی و بیان مختصر در موضوع مهدویت
🌸🍃خداوند به حضرت آدم علیه السلام وحي كرد :
🔹من همه سخن (حکمت) را در چهار كلمه راي تو جمع مي كنم ؛
كه همين چهار دستور، جامع و فراگيرنده همه وظايف انساني و در بر گيرنده همه كمالات بشر است .
آدم: آن چهار كلمه چيست؟
خداوند:
❣يكي از آنها از آن من است
❣و يكي از آنها، از آن تو است
❣و سومي از آن ميان من و تو است
❣و چهارمي ميان تو و مردم است.
🔸آدم: خدايا! برايم شرح بده تا بدانم .
خداوند، چهار موضوع فوق را چنين شرح داد:
1⃣ آن كه از آن من است، اين است كه " تنها مرا پرستش كني و كسي را شريك من نسازي."
2⃣ آن كه از آن تو است، اين است كه " پاداش عمل نيك تو را بدهم، در آن هنگام كه از همه وقت، به آن نيازمندتر هستي."
3⃣ آن كه بين من و تو است، اين است كه " تو دعا كني و من دعايت را به اجابت برسانم."
4⃣ و آن كه بين تو و مردم است، آن است كه:
" آنچه را براي خود مي پسندي براي ديگران بپسندي و آنچه را كه براي خود نمي پسندي براي ديگران نيز نپسندي."
📚کافی
🔹من همه سخن (حکمت) را در چهار كلمه راي تو جمع مي كنم ؛
كه همين چهار دستور، جامع و فراگيرنده همه وظايف انساني و در بر گيرنده همه كمالات بشر است .
آدم: آن چهار كلمه چيست؟
خداوند:
❣يكي از آنها از آن من است
❣و يكي از آنها، از آن تو است
❣و سومي از آن ميان من و تو است
❣و چهارمي ميان تو و مردم است.
🔸آدم: خدايا! برايم شرح بده تا بدانم .
خداوند، چهار موضوع فوق را چنين شرح داد:
1⃣ آن كه از آن من است، اين است كه " تنها مرا پرستش كني و كسي را شريك من نسازي."
2⃣ آن كه از آن تو است، اين است كه " پاداش عمل نيك تو را بدهم، در آن هنگام كه از همه وقت، به آن نيازمندتر هستي."
3⃣ آن كه بين من و تو است، اين است كه " تو دعا كني و من دعايت را به اجابت برسانم."
4⃣ و آن كه بين تو و مردم است، آن است كه:
" آنچه را براي خود مي پسندي براي ديگران بپسندي و آنچه را كه براي خود نمي پسندي براي ديگران نيز نپسندي."
📚کافی
🔰🔰 مقدمه 🔰🔰
🔷🔶🔷 عرفان هاي آمريکايي 🔷🔶🔷
يكي از مهدهاي عرفان های کاذب و نوپدید قاره پهناور آمریکا می باشد. آمریکا که از دیر باز دست خوش تحولات بوده و بعد از پیدا شدن آمریکا و تسخیر آن توسط اروپایی ها و آمیخته شدن عقاید های باستانی و جدید باعث شکل گرفتن عقاید جدیدی شد شاید این که آمریکا را بعد از هند دومین مهد عرفان میدانیم به خاطر پهناور بودن و عدم هم فکری وهم اندیشی در این سرزمین دانست.
عرفان هاي آمريکايي از روزگاران قديم در آمريکاي جنوبي به ويژه در مکزيک شکل يافت، ولي پس از جنگ جهاني دوم توسعه پيدا کرد. عرفان هاي سرخ پوستي در شکل هاي گوناگون ✅تولتک(دون ميگوئل روئيز) ✅سو(گوزن سياه متولد 1862) ✅ساحري(کارلوس کاستاندا 1935) ظهور يافته است.
مهم ترين منابع عرفان سرخ پوستي، کتابهاي کاستاندا مانند:
📔آموزش هاي دون خوان، 📔واقعيتي جداگانه، 📔دومين حلقه اقتدار، 📔ارمغان عقاب، 📔آتش درون و 📔قدرت سکوت است که از سال 1968 به بعد منتشر شده و شرح ديدارهاي خود را با جادوگر مکزيکي به نام دون خوان مطرح مي کند.
انديشه هاي سرخ پوستي بيشتر به توصيه هاي اخلاقي مي پردازند و به اعتقادات مربوط به خدا و آخرت کاري ندارند و با استفاده از گياهان دارويي و حالتهاي توهم زا، انسانها را از واقعيت ها دور مي سازند.
#عرفان_اِکنکار يکي ديگر از عرفان هاي نوظهور و سکولار آمريکايي است که توسط پال توئيچل متوفاي 1971 پديد آمد. وي علاوه بر برگزاري کارگاه هاي آموزشي براي سفر روح در کاليفرنيا، در سال 1970 موفق به تأسيس مؤسسه اکنکار شد. بعد از توئيچل، «سري داروين گرايس» در سال 1971 تا 1981 و سپس «سري هارولد کلمپ» استاد حق در قيد حيات شدند. کلمپ در سال 1969 توسط توئيچل به مقام اک رسيد. هدف اکنکار قادر ساختن انسان براي سفر روح و ترک از کالبد فيزيکي است و در نهايت رسيدن به سرزمين بهشت حقيقي يا انامي لوک(جايي که سوگماد در آن به سر مي برد) هدف است. البته، انسان در اين سفر از مسير زمان مي گذرد. عنصر تفکر و عنصر نور و صوت در اکنکار نقش مؤثري دارند. توئيچل از اديان وعرفانهاي مختلف براي اين فرقه بهره برده است.
کتاب هاي اکنکار : 📔دندان ببر، 📔نسيم تحول، 📔سرزمين هاي دور، 📔اکنکار کليد جهان هاي اسرار و ... است.
مهم ترين مشکل هاي اکنکار اين است که بدون وحي و طريقت الهي مي خواهد مسير زمان را طي کند، در حالي که اگر هم با شهود، مسيري را دريابند باز احتمال خطاي شهود و خلط خيال متصل با منفصل است.
طرفداران اكنكار قائل به عدم ممنوعیت ازدواج با محارم هستند و چند نفر از اینها که در ایران ادعای جانشینی می کنند با مادر و خواهر خود ازدواج کرده اند.
#عرفان_عشقي_پائولوکوئيلو يکي ديگر از عرفان هاي آمريکايي است. وي در 1947 در برزيل به دنيا آمد پس از مشکلات متعدد با خانواده وتحصيل، جنبشهاي هيپي گري و مارکسيستي و بحران معنويت و مذاهب گوناگوني مانند کريشنا، بودا، يوگا، هندو والحاد را تجربه کرد و سالها با مواد مخدري چون کوکائين، مواد روان گردان، مسکالين، ماري جوانا سرگرم بود. وي در سال 1379 شمسي به ايران سفر کرد. کوئيلو با استفاده از مذاهب مختلف و با بهره گيري از رمان و عرفان و سياست به تأليف آثاري چون : 📔مکتوب، 📔کوه پنجم، 📔کيمياگر، 📔راهنماي دلاور نور، 📔دومين مکتوب، 📔عطيه برتر، 📔شيطان و 📔دوشيزه پريم پرداخت. کتاب 📔«سفر به دشت ستارگان» کوئيلو، بارها ترجمه و قبل و بعد از انقلاب منتشر شده اند. کتاب ديگري هم با عنوان 📔«سرخ پوستان بزرگ مي گويند» در نمايشگاه بين المللي کتاب سال 83، توزيع شده است. پيام اين عرفان سرخ پوستي، پيوند عرفان با زندگي است. اين مدل عرفاني، وارد مباحث عرفان نظري ابن عربي مانند: وحدت وجود و انسان کامل، حضرات خمس، اعيان ثابته و تعين اول و ثاني و ساير بحثهاي عرفان نظري نشده اند؛ بلکه عرفان و معنويت را با زندگي پيوند زده اند و به شدت از روان شناسي موجود هم استفاده مي کنند؛ شعار آنها اين است که ما ثروت نمي خواهيم؛ ما عشق و صلح مي خواهيم. يک مقوله جذاب و جوان پسند که هر انساني طالب صلح و عشق و محبت و اين چيزهاست. نکته جالبي که اين عرفان هاي سرخ پوستي دارند، دين ستيزي است؛ يعني مي گويند: "ما سعادت شما را تأمين مي کنيم، بدون اينکه حاجتي به دين و شريعت الهي داشته باشيد؛ اگر معنويت، صلح و آرامش مي خواهيد، عرفان سرخ پوستي را فراگيريد."
🔷🔶🔷 عرفان هاي آمريکايي 🔷🔶🔷
يكي از مهدهاي عرفان های کاذب و نوپدید قاره پهناور آمریکا می باشد. آمریکا که از دیر باز دست خوش تحولات بوده و بعد از پیدا شدن آمریکا و تسخیر آن توسط اروپایی ها و آمیخته شدن عقاید های باستانی و جدید باعث شکل گرفتن عقاید جدیدی شد شاید این که آمریکا را بعد از هند دومین مهد عرفان میدانیم به خاطر پهناور بودن و عدم هم فکری وهم اندیشی در این سرزمین دانست.
عرفان هاي آمريکايي از روزگاران قديم در آمريکاي جنوبي به ويژه در مکزيک شکل يافت، ولي پس از جنگ جهاني دوم توسعه پيدا کرد. عرفان هاي سرخ پوستي در شکل هاي گوناگون ✅تولتک(دون ميگوئل روئيز) ✅سو(گوزن سياه متولد 1862) ✅ساحري(کارلوس کاستاندا 1935) ظهور يافته است.
مهم ترين منابع عرفان سرخ پوستي، کتابهاي کاستاندا مانند:
📔آموزش هاي دون خوان، 📔واقعيتي جداگانه، 📔دومين حلقه اقتدار، 📔ارمغان عقاب، 📔آتش درون و 📔قدرت سکوت است که از سال 1968 به بعد منتشر شده و شرح ديدارهاي خود را با جادوگر مکزيکي به نام دون خوان مطرح مي کند.
انديشه هاي سرخ پوستي بيشتر به توصيه هاي اخلاقي مي پردازند و به اعتقادات مربوط به خدا و آخرت کاري ندارند و با استفاده از گياهان دارويي و حالتهاي توهم زا، انسانها را از واقعيت ها دور مي سازند.
#عرفان_اِکنکار يکي ديگر از عرفان هاي نوظهور و سکولار آمريکايي است که توسط پال توئيچل متوفاي 1971 پديد آمد. وي علاوه بر برگزاري کارگاه هاي آموزشي براي سفر روح در کاليفرنيا، در سال 1970 موفق به تأسيس مؤسسه اکنکار شد. بعد از توئيچل، «سري داروين گرايس» در سال 1971 تا 1981 و سپس «سري هارولد کلمپ» استاد حق در قيد حيات شدند. کلمپ در سال 1969 توسط توئيچل به مقام اک رسيد. هدف اکنکار قادر ساختن انسان براي سفر روح و ترک از کالبد فيزيکي است و در نهايت رسيدن به سرزمين بهشت حقيقي يا انامي لوک(جايي که سوگماد در آن به سر مي برد) هدف است. البته، انسان در اين سفر از مسير زمان مي گذرد. عنصر تفکر و عنصر نور و صوت در اکنکار نقش مؤثري دارند. توئيچل از اديان وعرفانهاي مختلف براي اين فرقه بهره برده است.
کتاب هاي اکنکار : 📔دندان ببر، 📔نسيم تحول، 📔سرزمين هاي دور، 📔اکنکار کليد جهان هاي اسرار و ... است.
مهم ترين مشکل هاي اکنکار اين است که بدون وحي و طريقت الهي مي خواهد مسير زمان را طي کند، در حالي که اگر هم با شهود، مسيري را دريابند باز احتمال خطاي شهود و خلط خيال متصل با منفصل است.
طرفداران اكنكار قائل به عدم ممنوعیت ازدواج با محارم هستند و چند نفر از اینها که در ایران ادعای جانشینی می کنند با مادر و خواهر خود ازدواج کرده اند.
#عرفان_عشقي_پائولوکوئيلو يکي ديگر از عرفان هاي آمريکايي است. وي در 1947 در برزيل به دنيا آمد پس از مشکلات متعدد با خانواده وتحصيل، جنبشهاي هيپي گري و مارکسيستي و بحران معنويت و مذاهب گوناگوني مانند کريشنا، بودا، يوگا، هندو والحاد را تجربه کرد و سالها با مواد مخدري چون کوکائين، مواد روان گردان، مسکالين، ماري جوانا سرگرم بود. وي در سال 1379 شمسي به ايران سفر کرد. کوئيلو با استفاده از مذاهب مختلف و با بهره گيري از رمان و عرفان و سياست به تأليف آثاري چون : 📔مکتوب، 📔کوه پنجم، 📔کيمياگر، 📔راهنماي دلاور نور، 📔دومين مکتوب، 📔عطيه برتر، 📔شيطان و 📔دوشيزه پريم پرداخت. کتاب 📔«سفر به دشت ستارگان» کوئيلو، بارها ترجمه و قبل و بعد از انقلاب منتشر شده اند. کتاب ديگري هم با عنوان 📔«سرخ پوستان بزرگ مي گويند» در نمايشگاه بين المللي کتاب سال 83، توزيع شده است. پيام اين عرفان سرخ پوستي، پيوند عرفان با زندگي است. اين مدل عرفاني، وارد مباحث عرفان نظري ابن عربي مانند: وحدت وجود و انسان کامل، حضرات خمس، اعيان ثابته و تعين اول و ثاني و ساير بحثهاي عرفان نظري نشده اند؛ بلکه عرفان و معنويت را با زندگي پيوند زده اند و به شدت از روان شناسي موجود هم استفاده مي کنند؛ شعار آنها اين است که ما ثروت نمي خواهيم؛ ما عشق و صلح مي خواهيم. يک مقوله جذاب و جوان پسند که هر انساني طالب صلح و عشق و محبت و اين چيزهاست. نکته جالبي که اين عرفان هاي سرخ پوستي دارند، دين ستيزي است؛ يعني مي گويند: "ما سعادت شما را تأمين مي کنيم، بدون اينکه حاجتي به دين و شريعت الهي داشته باشيد؛ اگر معنويت، صلح و آرامش مي خواهيد، عرفان سرخ پوستي را فراگيريد."
#عرفان_های_سرخ_پوستی به سه دسته تقسیم می شوند:
✅عرفان ساحری
✅تولتک
✅ سو هستند.
عرفان سرخ پوستی از نوع عرفان های طبیعت گراست؛ به این معنا که متعلق شهود در آن، وحدت روح طبیعت و فنای نهایی سالک در نیروی طبیعت است.
طبیعت گرایی از آن جا آغاز شد که انسان دعوت انبیاء را فراموش و به اندیشه منهای وحی و این جهانی خود تکیه کرد و کوشید تا نیاز خود را به قدسیت و پرستش ارضا کند؛ از این رو چون روزی، نعمت و نیز بلا و محنت زندگی خویش را در طبیعت دید، ایمان آورد و پنداشت که طبیعت دارای نیرویی برتر، ناشناخته، رمز آلود و مستقل است که می توان با آن، معنویت گرایی خدا خواهی فطری را پاسخ گفت.
بنابراین، پس از آن که با توجه به سود و زیان خود به شناختی سطحی از طبیعت رسید، با نظر عمیق تر در خود، این را یافت که با شیوه هایی در اندیشه و عمل می تواند با نیروی مرموز طبیعی ارتباط بر قرار کرده، از آن بهره برداری کند.
بنابراین در عرفان سرخ پوستی فرد می آموزد، که چگونه با اسرار طبیعت آشنا شود، و در آن ذوب و فانی گردد تا از نیروهای آن به سود خود استفاده نماید. با این رویکرد عقیده مانا Mana)) که به اشیاء که منبع نیرو هستند و جاندار انگاری(Animism) مظاهر طبیعی از اصول عقاید آنها است. عرفان سرخ پوستی زیر مجموعه عرفانهای آمریکای به شمار می روند، که به صورت عمده در آمریکای جنوبی- به ویژه مکزیک- گسترش یافته است.
1️⃣عرفان ساحري:
یکی از مشهورترین و مهم ترین انواع عرفان سرخ پوستی عرفان«ساحري» است، که نام دیگر آن عرفان عقاب است. دون خوان نام این طریقت را ساحري نهاده است. به باور وي ساحري طریقتی است که از مردان اهل معرفت قوم تولتک در مکزیک کهن به جاي مانده است. به پندار وي این نوع از ساحري با معناي رایج آن متفاوت می باشد.
کارلوس کاستاندا در معرفی دون خوان و مکتب وي نام جادوگري و جادوگر را برگزیده است. او معتقد است دون خوان به این اصطلاحات بیشتر راغب بوده است. کاستاندا ادعا می کند با نگاه جدي تر و دقیق تر باید مکتب او را معرفت و پیروانش را اهل معرفت نامید. او از معروف ترین و اصلی ترین طرفداران این جریان است. که به معرفی آن دو در ادامه می پردازیم.
✅عرفان ساحری
✅تولتک
✅ سو هستند.
عرفان سرخ پوستی از نوع عرفان های طبیعت گراست؛ به این معنا که متعلق شهود در آن، وحدت روح طبیعت و فنای نهایی سالک در نیروی طبیعت است.
طبیعت گرایی از آن جا آغاز شد که انسان دعوت انبیاء را فراموش و به اندیشه منهای وحی و این جهانی خود تکیه کرد و کوشید تا نیاز خود را به قدسیت و پرستش ارضا کند؛ از این رو چون روزی، نعمت و نیز بلا و محنت زندگی خویش را در طبیعت دید، ایمان آورد و پنداشت که طبیعت دارای نیرویی برتر، ناشناخته، رمز آلود و مستقل است که می توان با آن، معنویت گرایی خدا خواهی فطری را پاسخ گفت.
بنابراین، پس از آن که با توجه به سود و زیان خود به شناختی سطحی از طبیعت رسید، با نظر عمیق تر در خود، این را یافت که با شیوه هایی در اندیشه و عمل می تواند با نیروی مرموز طبیعی ارتباط بر قرار کرده، از آن بهره برداری کند.
بنابراین در عرفان سرخ پوستی فرد می آموزد، که چگونه با اسرار طبیعت آشنا شود، و در آن ذوب و فانی گردد تا از نیروهای آن به سود خود استفاده نماید. با این رویکرد عقیده مانا Mana)) که به اشیاء که منبع نیرو هستند و جاندار انگاری(Animism) مظاهر طبیعی از اصول عقاید آنها است. عرفان سرخ پوستی زیر مجموعه عرفانهای آمریکای به شمار می روند، که به صورت عمده در آمریکای جنوبی- به ویژه مکزیک- گسترش یافته است.
1️⃣عرفان ساحري:
یکی از مشهورترین و مهم ترین انواع عرفان سرخ پوستی عرفان«ساحري» است، که نام دیگر آن عرفان عقاب است. دون خوان نام این طریقت را ساحري نهاده است. به باور وي ساحري طریقتی است که از مردان اهل معرفت قوم تولتک در مکزیک کهن به جاي مانده است. به پندار وي این نوع از ساحري با معناي رایج آن متفاوت می باشد.
کارلوس کاستاندا در معرفی دون خوان و مکتب وي نام جادوگري و جادوگر را برگزیده است. او معتقد است دون خوان به این اصطلاحات بیشتر راغب بوده است. کاستاندا ادعا می کند با نگاه جدي تر و دقیق تر باید مکتب او را معرفت و پیروانش را اهل معرفت نامید. او از معروف ترین و اصلی ترین طرفداران این جریان است. که به معرفی آن دو در ادامه می پردازیم.
2️⃣عرفان تولتک:
«تولتک» برگرفته از نام یک قوم یا نژاد است. در نوشته ها آمده، آنان زنان و مردانی خردمند بودند، که هزاران سال پیش براي رهایی از رنج و هدایت و حفظ معرفت معنوي انسان پدید آمده بودند. قلمرو تولتک ها، 10 پادشاه داشته است که از سال851-1168میلادی حکومت کرده اند.
در این فرهنگ از خدایان و ایزدان بسیاري نام برده می شود. و چند خدایی بین آنان رواج داشته است. افزون بر این، در میان تولتک ها سحر و جادو رواج داشت و کاهنان مقامی ارجمند داشتند و فرهنگ آنان مشحون از افسانه ها و اساطیر بوده است. در این عرفان استادان )ناوال ها) به راحتی مطالب را در اختیار شاگردان قرار نمی دادند، اما بعد از فتح قاره آمریکا و سوء استفاده های زیادی که از نو آموزان تولتک، صورت گرفت زمینه ای فراهم شد که بر مخفی کاري خود افزودند. بدین جهت بود که مطالب آنان سینه به سینه انتقال یافت.
«تولتک» برگرفته از نام یک قوم یا نژاد است. در نوشته ها آمده، آنان زنان و مردانی خردمند بودند، که هزاران سال پیش براي رهایی از رنج و هدایت و حفظ معرفت معنوي انسان پدید آمده بودند. قلمرو تولتک ها، 10 پادشاه داشته است که از سال851-1168میلادی حکومت کرده اند.
در این فرهنگ از خدایان و ایزدان بسیاري نام برده می شود. و چند خدایی بین آنان رواج داشته است. افزون بر این، در میان تولتک ها سحر و جادو رواج داشت و کاهنان مقامی ارجمند داشتند و فرهنگ آنان مشحون از افسانه ها و اساطیر بوده است. در این عرفان استادان )ناوال ها) به راحتی مطالب را در اختیار شاگردان قرار نمی دادند، اما بعد از فتح قاره آمریکا و سوء استفاده های زیادی که از نو آموزان تولتک، صورت گرفت زمینه ای فراهم شد که بر مخفی کاري خود افزودند. بدین جهت بود که مطالب آنان سینه به سینه انتقال یافت.
3️⃣عرفان سو:
پایه گذار جریان «سو» یا «چپُق مقدس» شخصی به نام "گوزن سیاه" است. گفته می شود او داراي علم مقدسی بود، که از اجدادش به او رسیده بود و او از شهود هایش نیروهای خاصی کسب نمود که از آن براي بهروزي قومش بهره برد. آموزه ها عرفان سو به رغم پیچیدگی های خاصی که مربوط به فرهنگ و قومیت سرخپوستی است، می توان گفت همانند گاومیش است، که نماد کل جهان می باشد و همه چیز را در خود دارد. نماد نوع انسان، گوشت سر دست گاو میش است. این گوشت بسیار نزد سوها مقدس است. گاومیش و کل آفرینش نیز داراي قداست است. نزد سوها تمام خویشی هاي روي زمین، رمز خویشی بزرگ و حقیقتی است که انسان را به آسمان وصل می کند. نماد اتصال انسان به آسمان، چپُق مقدس است.
پایه گذار جریان «سو» یا «چپُق مقدس» شخصی به نام "گوزن سیاه" است. گفته می شود او داراي علم مقدسی بود، که از اجدادش به او رسیده بود و او از شهود هایش نیروهای خاصی کسب نمود که از آن براي بهروزي قومش بهره برد. آموزه ها عرفان سو به رغم پیچیدگی های خاصی که مربوط به فرهنگ و قومیت سرخپوستی است، می توان گفت همانند گاومیش است، که نماد کل جهان می باشد و همه چیز را در خود دارد. نماد نوع انسان، گوشت سر دست گاو میش است. این گوشت بسیار نزد سوها مقدس است. گاومیش و کل آفرینش نیز داراي قداست است. نزد سوها تمام خویشی هاي روي زمین، رمز خویشی بزرگ و حقیقتی است که انسان را به آسمان وصل می کند. نماد اتصال انسان به آسمان، چپُق مقدس است.
دو محور به طور خلاصه می توان عرفان ساحری معرفی نمود:
1️⃣بصیرت:
منظور از بصیرت دیدن حقایق پنهان دنیا و طبیعت است. بصیرت، آمادگی دریافت ظرفیت ها و حقیقت پدیده های طبیعی است، که اگر کسی به آن دست یابد، راه استفاده از نیروی طبیعت به رویش گشوده می شود و می تواند از آن به اراده ی خود از قدرت آنها بهره بگیرد. آنها می گویند: «افراد جوان هرگز نباید کار کنند. کسانی که کار می کنند، نمی توانند به رویاها دست یابند و حکمت، همواره در رویا به دست می آید» مراد از رویا همان بصیرت نسبت به رموز دنیا است.
2️⃣اقتدار:
برای سلوک مراتبی لازم است از جمله، مقام «مرد شناخت» است. یک جنگ جو شکارچی بی نقصی است که به شکار می رود. اگر در این شکار موفق شود، مردشناخت(اهل معرفت) می شود. پایین ترین مراتب اقتدار جادوگری است؛ یعنی کسی که دنیا را متوقف کرده و نیروهای جهان را به کار می گیرد و با آنها هدایت می شود.
1️⃣بصیرت:
منظور از بصیرت دیدن حقایق پنهان دنیا و طبیعت است. بصیرت، آمادگی دریافت ظرفیت ها و حقیقت پدیده های طبیعی است، که اگر کسی به آن دست یابد، راه استفاده از نیروی طبیعت به رویش گشوده می شود و می تواند از آن به اراده ی خود از قدرت آنها بهره بگیرد. آنها می گویند: «افراد جوان هرگز نباید کار کنند. کسانی که کار می کنند، نمی توانند به رویاها دست یابند و حکمت، همواره در رویا به دست می آید» مراد از رویا همان بصیرت نسبت به رموز دنیا است.
2️⃣اقتدار:
برای سلوک مراتبی لازم است از جمله، مقام «مرد شناخت» است. یک جنگ جو شکارچی بی نقصی است که به شکار می رود. اگر در این شکار موفق شود، مردشناخت(اهل معرفت) می شود. پایین ترین مراتب اقتدار جادوگری است؛ یعنی کسی که دنیا را متوقف کرده و نیروهای جهان را به کار می گیرد و با آنها هدایت می شود.