1. سيد حسين كاظميني بروجردي، روحاني نماي بيسوادي كه به ضرب زبان چرب و قيافه غلط انداز خود، جماعتي از جهال را با خود همراه كرده و مدعي ارتباط با امام زمان(عج) بود؛ اما پس از دستگيري اعتراف كرد كه به جاي امام زمان با عليرضا نوري زاده ـ ضد انقلابي فراري و عامل سرويس هاي غرب ـ ارتباط داشته است! و ماهانه بيش از 50 ميليون تومان از اين راه كسب درآمد مي كرد!
Forwarded from Deleted Account
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اعترافات (کاظمینی بروجردی) یکی از مدعیان دروغین ارتباط با غیب
3. خانم 50 ساله اي به نام ب.ب كه ادعا داشت همزادي از نوع افعي دارد! و با اجنه و ارواح در ارتباط است، خود را يار ششم امام زمان(عج) معرفي و اعلام نمود كه طي السماء مي كند! وي كه قصد داشت در بيابان هاي اطراف قم مسجدي براي امام زمان(عج) ـ جمكران 2ـ بسازد، پس از دستگيري اعتراف كرد كه تنها در يك فقره از مريدانش كه يك پزشك خانم بوده، 70 ميليون تومان كلاهبرداري نموده است!
6. شيادي ديگر بيش از 40 نفر ساده انديش را براي انجام مناسك حج در تپه هاي اطراف هشتگرد احرام پوشانيد! و روزي سه نوبت خود و مريدانش به سجاده خالي منسوب به امام زمان اقتدا مي كرد! وي مدعي سير و سياحت در عوالم هستي به همراه امام زمان و در سفينه ايشان بود!
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدعیان دروغین
اهداف و انگيزه ها
الف) اهداف متمهدين
حضرت علي (ع) در باب بررسي ريشه هاي بروز فتنه مي فرمايد: "انّما بَدءُ وقوعِ الفِتنِ، اهواءٌ تُتَّبعَ و احكامٌ تُبتدعَ؛29 سر منشأ همه فتنه ها ، پيروي از خواهش هاي نفساني و احكامي است كه بر خلاف شرع صادر مي گردد ".
در يك تقسيم بندي كلي مي توان اهداف مدعيان را به: الف)انگيزه هاي شخصي و ب)اهداف گروهي و تشكيلاتي، تقسيم كرد. اسناد و تجربيات موجود ثابت مي كنند كه معمولاً گروه هاي منحرف مدعي، مستقيم و يا غير مستقيم، داراي رگه هاي سياسي بوده و تحت هدايت و يا حمايت بيگانگان ادامه حيات مي دهند. در يك جمع بندي مي توان موارد ذيل را از اهم اهداف و انگيزه هاي مدعيان ـ فردي و گروهي ـ مهدويت برشمرد:
1. كسب شهرت و آوازه.
2. كسب ثروت و سودجويي (از افراد ساده لوح)؛
فريب جلوه سالوسيان مخور، كاين قوم
اميدشان به خدا نه، به سيم و زر بسته است
3. شهوتراني و سوء استفاده جنسي (به ويژه با اغفال زنان و جوانان).
4. احساس خود برتربيني، خود ديگربيني ـ الينه شدن ـ قدرت طلبي و مريد پروري(معمولا اين نوع مدعيان، بيماران رواني هستند كه دچار تخيل و توهم شده اند).
5. جبران شكست هاي زندگي و پايان دادن به سرخوردگي هاي گذشته و پاسخ به عقده حقارت.
6. جبهه گيري و ضديت با دين، مذهب و نظام اسلامي.
7. تشكيل شبكه هاي فساد اخلاقي، باندهاي توزيع مواد مخدر، ايجاد گروه هاي ضد اجتماعي (مانند سرقت، قتل و تسويه حساب هاي شخصي و گروهي).
8. تشكيل شبكه هاي سياسي ـ امنيتي براي ايجاد اغتشاش و انجام عمليات هاي خرابكارانه در كشور(با هدايت و حمايت دشمنان نظام).
الف) اهداف متمهدين
حضرت علي (ع) در باب بررسي ريشه هاي بروز فتنه مي فرمايد: "انّما بَدءُ وقوعِ الفِتنِ، اهواءٌ تُتَّبعَ و احكامٌ تُبتدعَ؛29 سر منشأ همه فتنه ها ، پيروي از خواهش هاي نفساني و احكامي است كه بر خلاف شرع صادر مي گردد ".
در يك تقسيم بندي كلي مي توان اهداف مدعيان را به: الف)انگيزه هاي شخصي و ب)اهداف گروهي و تشكيلاتي، تقسيم كرد. اسناد و تجربيات موجود ثابت مي كنند كه معمولاً گروه هاي منحرف مدعي، مستقيم و يا غير مستقيم، داراي رگه هاي سياسي بوده و تحت هدايت و يا حمايت بيگانگان ادامه حيات مي دهند. در يك جمع بندي مي توان موارد ذيل را از اهم اهداف و انگيزه هاي مدعيان ـ فردي و گروهي ـ مهدويت برشمرد:
1. كسب شهرت و آوازه.
2. كسب ثروت و سودجويي (از افراد ساده لوح)؛
فريب جلوه سالوسيان مخور، كاين قوم
اميدشان به خدا نه، به سيم و زر بسته است
3. شهوتراني و سوء استفاده جنسي (به ويژه با اغفال زنان و جوانان).
4. احساس خود برتربيني، خود ديگربيني ـ الينه شدن ـ قدرت طلبي و مريد پروري(معمولا اين نوع مدعيان، بيماران رواني هستند كه دچار تخيل و توهم شده اند).
5. جبران شكست هاي زندگي و پايان دادن به سرخوردگي هاي گذشته و پاسخ به عقده حقارت.
6. جبهه گيري و ضديت با دين، مذهب و نظام اسلامي.
7. تشكيل شبكه هاي فساد اخلاقي، باندهاي توزيع مواد مخدر، ايجاد گروه هاي ضد اجتماعي (مانند سرقت، قتل و تسويه حساب هاي شخصي و گروهي).
8. تشكيل شبكه هاي سياسي ـ امنيتي براي ايجاد اغتشاش و انجام عمليات هاي خرابكارانه در كشور(با هدايت و حمايت دشمنان نظام).
ب) انگيزه هاي مريدان
با مروري بر هويت مدعيان، اگر چه در مي يابيم كه آمار مدعيان مرد بيش از زنهاست، اما قاطبه تاثيرپذيران و مريدان، از قشر زنان و دختران مي باشند. مي توان موارد ذيل را از مهمترين انگيزه هاي پيروي از مدعيان دروغين دانست:
ارتباط آسان وسريع با عالم غيب و با حضرات معصومين(ع)، آگاهي از آينده، قدرت يافتن بر احضار ارواح و اجنه، رفع حاجات دنيايي و دستيابي به ثروت هاي كلان، درمان بيماري هاي صعب العلاج، رفع اختلافات خانوادگي و افزايش مهر و محبت او در دل ديگران، انتقام و شكست رقيب از راه غير طبيعي، موفقيت در زندگي و تحصيل، ... .
با مروري بر هويت مدعيان، اگر چه در مي يابيم كه آمار مدعيان مرد بيش از زنهاست، اما قاطبه تاثيرپذيران و مريدان، از قشر زنان و دختران مي باشند. مي توان موارد ذيل را از مهمترين انگيزه هاي پيروي از مدعيان دروغين دانست:
ارتباط آسان وسريع با عالم غيب و با حضرات معصومين(ع)، آگاهي از آينده، قدرت يافتن بر احضار ارواح و اجنه، رفع حاجات دنيايي و دستيابي به ثروت هاي كلان، درمان بيماري هاي صعب العلاج، رفع اختلافات خانوادگي و افزايش مهر و محبت او در دل ديگران، انتقام و شكست رقيب از راه غير طبيعي، موفقيت در زندگي و تحصيل، ... .
شگردهاي جذب متمهدين
افراد مدعي، بسته به موقعيت، امكانات و اهداف خود، هم از روش فردي ـ چهره به چهره ـ و هم از روش هاي سازماني ـ با تعيين سرگروه ها و حلقه هاي رابط ـ به جذب پيرو و مريد مشغولند. در مجموع روش ها و شگردهاي تاثير گذاري اين جماعت به قرار ذيل مي باشد:
1.شناسايي و جذب افراد ساده لوح و زودباور.
2.تأمين مايحتاج مريدان و تطميع جوانان با پول، مواد، مسكن و تأمين اسباب عيش و نوش آنها.
3. تشويق جوانان به ارتباطات آزاد جنسي و تن پروري؛ مانند برگزاري جلسات فساد اخلاقي و اردوهاي مختلط و توصيه به زنان براي كشف حجاب در مراسمات خود.
4.دادن اذكار و اوراد غير مأثور و ختومات عجيب و غريب و توزيع دستورالعمل هاي غيرشرعي و به ظاهر جذاب.
5.چشم بندي، كف بيني، رمالي و انجام امور خارق العاده و يا غير عادي نما مانند احضار اجنه و تسخير ارواح.
6. ادعاهاي گزاف و دروغ پردازي هاي بزرگ مانند: ادعاي كرامت و معجزه، ادعاي دانستن اسرار و رموز هستي و كشف اسرار و رازهاي مگو، تسلط بر علوم غريبه و دانستن خواص حروف و اعداد و جداول.
7. خواب سازي و يا تعبير خواب هاي مريدان به شكل جذاب و دلخواه.
8. لفاظي و سخنوري و سوء استفاده از قدرت بيان خود در جذب مخاطب.
9. تفسير به رأي قرآن و منابع مذهبي و بدعت در انجام مناسك ديني و صدور فتواهاي من درآوردي مانند خواندن نماز به زبان فارسي و يا ترك كامل آن در مواقع تشخيص مراد.
10. انتقال حس شخصيت كاذب به مريدان مانند دادن سفارت و مأموريت هاي خاص به هر مريد.
11. ادعاي شفاعت گناهان و شفاي امراض صعب العلاج.
12. ادعاي ارتباط و وابستگي به نهادهاي حوزوي، قضايي، امنيتي و انتظامي و ديگر مراكز موجه نظام براي جلب اعتماد مريدان.
13.ادعاي ايصال آسان و بدون زحمت مريدان به مقامات معنوي؛ مثلا تنها با بيعت كردن و دستبوسي و تبعيت بي چون و چرا از مراد.
14. نفوذ درNGO ها ـ تشكلات غير دولتي ـ با وعده كمك هاي مادي و دستگيري هاي معنوي
افراد مدعي، بسته به موقعيت، امكانات و اهداف خود، هم از روش فردي ـ چهره به چهره ـ و هم از روش هاي سازماني ـ با تعيين سرگروه ها و حلقه هاي رابط ـ به جذب پيرو و مريد مشغولند. در مجموع روش ها و شگردهاي تاثير گذاري اين جماعت به قرار ذيل مي باشد:
1.شناسايي و جذب افراد ساده لوح و زودباور.
2.تأمين مايحتاج مريدان و تطميع جوانان با پول، مواد، مسكن و تأمين اسباب عيش و نوش آنها.
3. تشويق جوانان به ارتباطات آزاد جنسي و تن پروري؛ مانند برگزاري جلسات فساد اخلاقي و اردوهاي مختلط و توصيه به زنان براي كشف حجاب در مراسمات خود.
4.دادن اذكار و اوراد غير مأثور و ختومات عجيب و غريب و توزيع دستورالعمل هاي غيرشرعي و به ظاهر جذاب.
5.چشم بندي، كف بيني، رمالي و انجام امور خارق العاده و يا غير عادي نما مانند احضار اجنه و تسخير ارواح.
6. ادعاهاي گزاف و دروغ پردازي هاي بزرگ مانند: ادعاي كرامت و معجزه، ادعاي دانستن اسرار و رموز هستي و كشف اسرار و رازهاي مگو، تسلط بر علوم غريبه و دانستن خواص حروف و اعداد و جداول.
7. خواب سازي و يا تعبير خواب هاي مريدان به شكل جذاب و دلخواه.
8. لفاظي و سخنوري و سوء استفاده از قدرت بيان خود در جذب مخاطب.
9. تفسير به رأي قرآن و منابع مذهبي و بدعت در انجام مناسك ديني و صدور فتواهاي من درآوردي مانند خواندن نماز به زبان فارسي و يا ترك كامل آن در مواقع تشخيص مراد.
10. انتقال حس شخصيت كاذب به مريدان مانند دادن سفارت و مأموريت هاي خاص به هر مريد.
11. ادعاي شفاعت گناهان و شفاي امراض صعب العلاج.
12. ادعاي ارتباط و وابستگي به نهادهاي حوزوي، قضايي، امنيتي و انتظامي و ديگر مراكز موجه نظام براي جلب اعتماد مريدان.
13.ادعاي ايصال آسان و بدون زحمت مريدان به مقامات معنوي؛ مثلا تنها با بيعت كردن و دستبوسي و تبعيت بي چون و چرا از مراد.
14. نفوذ درNGO ها ـ تشكلات غير دولتي ـ با وعده كمك هاي مادي و دستگيري هاي معنوي
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تلنگر- غافل از فتنه های آخرالزمان نشویم - دکتر رفیعی
راه هاي شناخت متمهدين
بايد دانست كه:
1. اساساً تشرف به محضر ولي الله الاعظم (عج) براي خواصي از اولياء امكان داشته و دارد؛ چنانكه تشرفات بزرگاني چون سيد ابن طاووس و سيد مهدي بحرالعلوم و ... در تاريخ مهدويت ثبت است؛ اما بديهي است كه در اين باب هر مدعي را نمي توان تصديق كرد. بلكه تصديق ادعاي تشرف، نيازمند ادله و قرائني است؛ از جمله عدم ضديت ادعا با مباني اعتقادي و نيز اثبات سوابق تقوايي فراوان مدعي. بايد دانست كه دو شاخصه انسان واصل عبارتند از: "اول) تقوا، يعني مقاومت در برابر شهوت، شراب و غفلت و دوم) معرفت و عقلانيت ".بي شك سوابق مدعيان، ميزان دقيقي براي سنجش عيار و راستي آزمايي از ادعاهايشان است.
2. چنانكه در بيان رهبري معظم انقلاب نيز آمد، تشرف يافتگان حقيقي و مرتبطان واقعي حضرت، اهل ادعا و باز نمودن دكان سودجويي نيستند؛ پس بايد مسلم دانست كساني كه اهل تشرفند، اهل ادعا نيستند. حديث قدسي "اوليايي تحت قبابي لا يعرفهم غيري " مبين مطلب است؛
هر كه را اسرار حق آموختند
مهر كردند و دهانش دوختند
3. اگر چه نمي توان منكر رؤيت حضرت شد، اما بايد دانست كه ملاقات با امام زمان(عج) ـ در صورت صحت ـ يكسويه است و نه دو سويه؛ يعني اين گونه نيست كه هرگاه مدعي اراده كند، بتواند مشرف شود. پس ادعاي تشرف و مشاهده ارادي، با مباني اعتقادي ما ناسازگار است.
شايد فلسفه صدور رواياتي كه بر طرد ادعاي تشرف ـ علي رغم اثبات تشرف برخي از بزرگان ـ تأكيد دارند، براي جلوگيري از رواج بازار مكاره مدعيان دروغين باشد، تا بدين وسيله هر كذابي نتواند كالاي تقلبي خود را عرضه كند.
4. اگر چه تشرف فيزيكي و يا رويت بصري حضرت فضيلت است؛ اما اصل و يا لياقتي منحصر به فرد نيست، چراكه اولاً معرفت و بصيرت در شناخت جايگاه، حقوق و عمل به دستورات آن حضرت، اصل است؛ "من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه " و ثانياً به گواهي مستندات تاريخ مهدويت، تاكنون برخي از مسيحيان، كليميان و اشخاص غير مسلمان و يا غير شيعه ـ بنا بر مصالحي ـ شرف حضور يافته اند كه واجد لياقت چنداني نبوده اند.
5. مدعي نيابت، سفارت، نمايندگي و ابلاغ دستور خاص امام زمان(عج)، طبق نص صريح توقيع مبارك حضرت، مفتري و كذّاب است. حضرت در نامه اي خطاب به آخرين نايب خاص خويش، تأكيد فرمودند كه هركس ادعاي "مشاهده " نمود، او را تكذيب كنيد. البته در توضيح و تفسير اين فراز از توقيع مبارك بايد خاطر نشان نمود كه منظور از تكذيب مشاهده كننده، تكذيب اصل رويت نيست بلكه تكذيب مشاهده اي است كه صاحب آن ادعاي رويت ارادي و طرفيني داشته باشد. نكته ظريف آن است كه "مشاهده " بر وزن مفاعله است و حاكي از يك عمل طرفيني مثل معامله مي باشد كه اراده هر دو طرف در آن امر دخيل باشد؛ فتأمل.
بايد دانست كه:
1. اساساً تشرف به محضر ولي الله الاعظم (عج) براي خواصي از اولياء امكان داشته و دارد؛ چنانكه تشرفات بزرگاني چون سيد ابن طاووس و سيد مهدي بحرالعلوم و ... در تاريخ مهدويت ثبت است؛ اما بديهي است كه در اين باب هر مدعي را نمي توان تصديق كرد. بلكه تصديق ادعاي تشرف، نيازمند ادله و قرائني است؛ از جمله عدم ضديت ادعا با مباني اعتقادي و نيز اثبات سوابق تقوايي فراوان مدعي. بايد دانست كه دو شاخصه انسان واصل عبارتند از: "اول) تقوا، يعني مقاومت در برابر شهوت، شراب و غفلت و دوم) معرفت و عقلانيت ".بي شك سوابق مدعيان، ميزان دقيقي براي سنجش عيار و راستي آزمايي از ادعاهايشان است.
2. چنانكه در بيان رهبري معظم انقلاب نيز آمد، تشرف يافتگان حقيقي و مرتبطان واقعي حضرت، اهل ادعا و باز نمودن دكان سودجويي نيستند؛ پس بايد مسلم دانست كساني كه اهل تشرفند، اهل ادعا نيستند. حديث قدسي "اوليايي تحت قبابي لا يعرفهم غيري " مبين مطلب است؛
هر كه را اسرار حق آموختند
مهر كردند و دهانش دوختند
3. اگر چه نمي توان منكر رؤيت حضرت شد، اما بايد دانست كه ملاقات با امام زمان(عج) ـ در صورت صحت ـ يكسويه است و نه دو سويه؛ يعني اين گونه نيست كه هرگاه مدعي اراده كند، بتواند مشرف شود. پس ادعاي تشرف و مشاهده ارادي، با مباني اعتقادي ما ناسازگار است.
شايد فلسفه صدور رواياتي كه بر طرد ادعاي تشرف ـ علي رغم اثبات تشرف برخي از بزرگان ـ تأكيد دارند، براي جلوگيري از رواج بازار مكاره مدعيان دروغين باشد، تا بدين وسيله هر كذابي نتواند كالاي تقلبي خود را عرضه كند.
4. اگر چه تشرف فيزيكي و يا رويت بصري حضرت فضيلت است؛ اما اصل و يا لياقتي منحصر به فرد نيست، چراكه اولاً معرفت و بصيرت در شناخت جايگاه، حقوق و عمل به دستورات آن حضرت، اصل است؛ "من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه " و ثانياً به گواهي مستندات تاريخ مهدويت، تاكنون برخي از مسيحيان، كليميان و اشخاص غير مسلمان و يا غير شيعه ـ بنا بر مصالحي ـ شرف حضور يافته اند كه واجد لياقت چنداني نبوده اند.
5. مدعي نيابت، سفارت، نمايندگي و ابلاغ دستور خاص امام زمان(عج)، طبق نص صريح توقيع مبارك حضرت، مفتري و كذّاب است. حضرت در نامه اي خطاب به آخرين نايب خاص خويش، تأكيد فرمودند كه هركس ادعاي "مشاهده " نمود، او را تكذيب كنيد. البته در توضيح و تفسير اين فراز از توقيع مبارك بايد خاطر نشان نمود كه منظور از تكذيب مشاهده كننده، تكذيب اصل رويت نيست بلكه تكذيب مشاهده اي است كه صاحب آن ادعاي رويت ارادي و طرفيني داشته باشد. نكته ظريف آن است كه "مشاهده " بر وزن مفاعله است و حاكي از يك عمل طرفيني مثل معامله مي باشد كه اراده هر دو طرف در آن امر دخيل باشد؛ فتأمل.
6. روايات معتبر، ما را از توقيت ـ مشخص كردن زمان ظهور يا تعيين محدودة زماني ظهور حضرت ـ به شدت نهي كردهاند. امام باقر(ع) در پاسخ به پرسشي درباره زمان ظهور موعود، سه مرتبه فرمود: "آنها كه وقت تعيين ميكنند دروغ ميگويند "36. امام صادق(ع) نيز به محمدبن مسلم مي فرمايد: "محمد! اگر كسي وقتي از جانب ما براي ظهور حضرت مهدي(ع) نقل كرد، از تكذيب كردن او نترس! چرا كه ما براي احدي تعيين وقت نميكنيم ".
7. مكتب اسلام، مكتب "اصالت كمال " است نه مكتب اصالت رنج و رياضت و يا مكتب اصالت كرامت. اگر چه رياضت، موجب تقويت و قدرت نفس مي شود اما اين قدرت، نسبتي با حقانيت ندارد. پس بر فرض صحت ادعاي مدعيان در انجام امور خارق العاده، بايد دانست كه اولاً: خلق كرامت و يا قدرتمندي در شكستن قواعد طبيعت و يا ارتباط با موجودات نامريي، دليل بر مشروعيت و در نتيجه حقانيت مدعي نخواهد بود و ثانياً: قدرت در ارتباط گيري با موجودات ناديدني و يا توانايي هاي غير طبيعي، به گواهي اخبار مستند، از كفار، فجار، فاسقان و انسان هاي بي دين نيز بر مي آيد. نيروي برخاستن از زمين و يا پرواز در آسمان كه حشرات ضعيفي چون سوسك نيز قادر بر آنند، چه حقانيت و مشروعيتي را براي عامل آن مي تواند به بار آرد؟! همه مي دانند كه مرتاضان هندي و يا شخصي مانند ديويد كاپرفيلد، كه در جلوي دوربين هاي خبرگزاري ها ي سراسر جهان از ديوار چين رد شد، چنان كار هاي شگفتي انجام مي دهند كه مدعيان دروغين جامعه ما در خواب نيز قدرت بر تصور آنها ندارند!
8. اسلام ستيزي و مسلمان گريزي از نشانه هاي مدعيان دروغين است. ساده ترين راه شناخت اين افراد، خلاف شرع هاي صريح و گناهان بزرگي است كه مرتكب مي شوند؛ مانند: غيبت، تهمت، اختلاط بي مرز با نامحرم، روابط نامشروع و... . مدعيان در عمل ثابت كرده اند كه چندان توجهي به شرع، عرف و اخلاقيات جامعه اسلامي ندارند. 9. نبايد ناديده گرفت كه وعده الهي مبني بر گسترش عدالت و تحقق حكومت صالحان بر زمين و اعتلاي پرچم اسلام به دست بندگان صالح خدا، با وجود ادعاهاي مكرر اين مدعيان نه تنها هنوز تحقق نيافته بلكه هيچ كس صفت عدالت گستري را در اينان سراغ ندارد!
10. در مجموع مي توان گفت: وجه مشترك فكري تمام اين مدعيان و گروه هاي خرافه: الف) التقاط در اعتقادات ب) نگاه سكولاريستي، به دين و دنيا ج) تساهل و تسامح شديد ديني ـ مذهبي د) نگاه پلوراليستي، به عنوان جوهره انديشه و عمل آنهاست. مي توان گفت كه اين فرقه ها ، تبلور عيني ادعاي "صراط هاي مستقيم " هستند. در اين مسير مدعي متمهد، قطب، مرتاض، ساحر،... و خلاصه هر راهي براي وصول به حقايق متكثر، سفارش مي شود؛ و حال آنكه سفارش خداوند "وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ "38 است.
اللهم انا نرغب اليك في دوله كريمه، تعزّ بها الاسلام و اهله و تذّل بها النفاق و اهله
7. مكتب اسلام، مكتب "اصالت كمال " است نه مكتب اصالت رنج و رياضت و يا مكتب اصالت كرامت. اگر چه رياضت، موجب تقويت و قدرت نفس مي شود اما اين قدرت، نسبتي با حقانيت ندارد. پس بر فرض صحت ادعاي مدعيان در انجام امور خارق العاده، بايد دانست كه اولاً: خلق كرامت و يا قدرتمندي در شكستن قواعد طبيعت و يا ارتباط با موجودات نامريي، دليل بر مشروعيت و در نتيجه حقانيت مدعي نخواهد بود و ثانياً: قدرت در ارتباط گيري با موجودات ناديدني و يا توانايي هاي غير طبيعي، به گواهي اخبار مستند، از كفار، فجار، فاسقان و انسان هاي بي دين نيز بر مي آيد. نيروي برخاستن از زمين و يا پرواز در آسمان كه حشرات ضعيفي چون سوسك نيز قادر بر آنند، چه حقانيت و مشروعيتي را براي عامل آن مي تواند به بار آرد؟! همه مي دانند كه مرتاضان هندي و يا شخصي مانند ديويد كاپرفيلد، كه در جلوي دوربين هاي خبرگزاري ها ي سراسر جهان از ديوار چين رد شد، چنان كار هاي شگفتي انجام مي دهند كه مدعيان دروغين جامعه ما در خواب نيز قدرت بر تصور آنها ندارند!
8. اسلام ستيزي و مسلمان گريزي از نشانه هاي مدعيان دروغين است. ساده ترين راه شناخت اين افراد، خلاف شرع هاي صريح و گناهان بزرگي است كه مرتكب مي شوند؛ مانند: غيبت، تهمت، اختلاط بي مرز با نامحرم، روابط نامشروع و... . مدعيان در عمل ثابت كرده اند كه چندان توجهي به شرع، عرف و اخلاقيات جامعه اسلامي ندارند. 9. نبايد ناديده گرفت كه وعده الهي مبني بر گسترش عدالت و تحقق حكومت صالحان بر زمين و اعتلاي پرچم اسلام به دست بندگان صالح خدا، با وجود ادعاهاي مكرر اين مدعيان نه تنها هنوز تحقق نيافته بلكه هيچ كس صفت عدالت گستري را در اينان سراغ ندارد!
10. در مجموع مي توان گفت: وجه مشترك فكري تمام اين مدعيان و گروه هاي خرافه: الف) التقاط در اعتقادات ب) نگاه سكولاريستي، به دين و دنيا ج) تساهل و تسامح شديد ديني ـ مذهبي د) نگاه پلوراليستي، به عنوان جوهره انديشه و عمل آنهاست. مي توان گفت كه اين فرقه ها ، تبلور عيني ادعاي "صراط هاي مستقيم " هستند. در اين مسير مدعي متمهد، قطب، مرتاض، ساحر،... و خلاصه هر راهي براي وصول به حقايق متكثر، سفارش مي شود؛ و حال آنكه سفارش خداوند "وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ "38 است.
اللهم انا نرغب اليك في دوله كريمه، تعزّ بها الاسلام و اهله و تذّل بها النفاق و اهله
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدعیان دروغین و،دکانداران معنویی در کلام رهبری
منابعی مورد استفاده جهت این برنامه 1-سایت آپارات2- سایت تی وی شیعه و ...ان شاء الله مورد استفاده همه بزرگواران قرار گرفته باشد