مباحث اعتقادی خادمین شهدا
9 subscribers
5.35K photos
1.06K videos
33 files
1.39K links
ادمین کانال
@montazer_61


لینک کانال

https://t.me/khadmin61
Download Telegram
اگر همه راهی را رفتند،دلیل بر صحت آن راه نیست،تو‌ راه اهلبیت را برو
آری جاده اهل بیت غریب است و کم رهگذر.... https://t.me/joinchat/AAAAAEMTQpFzGOZb8ifIPw
وارﺩ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺍﻡ ﺭﺍﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﻫﻨﺪ .
ﻓﺮﺩﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪ ﺍﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻦ؟
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺁﻣﯿﺰ ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ؟ ﺑﻠﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ .
ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺗﯿﺮ ﺁﻫﻦ ﻭ ﺁﺟﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺸﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ
ﯾﺎ ﺧﺎﺭﺟﯽ؟
ﺍﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﮔﺮﻭﻧﻪ ﻫﺎ

ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﻭﺧﺖ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ ﺩﺳﺘﺎﻡ ﺯﺑﺮ ﺷﺪﻩ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺧﺘﺮﻣﻮ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﻢ ؟؟.
ﺍﮔﻪ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﺑﻬﺘﺮﻩ، ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﺪﻩ
ﻣﺘﺼﺪﯼ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎﺵ ﯾﺦ ﺯﺩ ..
ﭼــﻪ ﺣﻘﯿــﺮﻭﻛﻮﭼﮏ ﺍﺳــﺖ ﺁﻥ ﮐﺴــﯽ ﻛــﻪ ﺑــﻪ ﺧﻮﺩﻣﻐــﺮﻭﺭﺍﺳﺖ !
ﭼــﺮﺍ ﻛـــﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧــﺪ ﺑﻌــﺪ ﺍﺯ ﺑــﺎﺯﯼ ﺷﻄﺮﻧــﺞ ، ﺷــــﺎﻩ ﻭ ﺳـﺮﺑــﺎﺯ ﻫـﻤــﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺟﻌﺒــﻪ ﻗــــﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧـــﺪ.
جايگاه شاه وگدا
دارا وندار قبراست
تقواست كه سرنوشت ساز است...
براے رسیدن به کبریا باید نه "کبر"داشت نه "ریا"....مواظب باشیم که " تقوا" ، بایک "تق" ، "وا" نرود.....
آشنایی با مدعیان دروغین و فرقه های گمراه کننده قسمت هیجدهم -بازخوانی پرونده مدعیان مهدویت
یکی از ابزار‌های کهن و قدیمی شیطان استفاده از ابزار بدل‌سازی و نسخۀ بدل حقایق است. افرادی که بخشی از حقایق را می‌فهمند نه کلّ آن را به همان اندازه حقیقت را پذیرفته و از بقیّه‌اش بی‌خبر می‌ماند یا با توجّه به کم اطّلاعی نسبت به بقیّۀ موضوع موضع‌گیری می‌کند. جریان‌های مدّعیان نبوّت، امامت، مهدویّت و معنویّت در طول قرن‌ها آدمیان بسیاری را به خود مشغول ساخته و آنها را یا از مسیر حق و حقیقت خارج ساخته‌اند یا حتّی در موارد متعدّد به ورطۀ هلاکت انداخته‌اند.
این جریان در طول قرن‌ها سیر رو به تزایدی داشته و این روزها شاهد چنان جریانی از مدّعیان مهدویّت و معنویّت شده‌ایم که اگر این دوره را دوره و عصر مدّعیان و فرقه‌ها بنامیم، سخن به گزاف نگفته‌ایم. فعّالیت بیش از دوهزار فرقه، تنها در ایران شاهدی بر این مدّعاست.
در آمد
در سال‌ هاي اخير، رواج پديده اوهام و خرافه، رونق بازار عرفان‌ هاي مجازي و معنويت‌ هاي فانتزي، گسترش طريقت‌ هاي منهاي شريعت، رشد شبه عرفان‌ هاي ژله‌ اي با انواع طعم‌ ها‌ ي شهوت، شهرت و ثروت و گرمي بازار مكاره مدعيان دروغين، به ويژه متمهدين، رشد فزاينده و البته نگران كننده‌ اي يافته است. روزي نيست مگر آنكه از يك سو، نفير گوساله‌ اي سامري به گوش مي‌ خورد و خواه ناخواه با ادعاهاي گزاف چند كلّاش نظر كرده و مدعي خود خوانده مواجه مي‌ شويم
جواهر فروشان به كنجي خموش
چه گرم است بازار شلغم فروش!
البته بايد اذعان نمود كه اين روند، مختص به ايران و يا كشورهاي اسلامي نيست، بلكه گرايش به معنويت‌ هاي مجازي در مغرب زمين نيز، رونق گرفته است؛ چراكه معنويت، گمشده دنياي معاصر است. واقعيتي به نام "خلاء معنويت "، علي رغم احساس شديد تشنگي انسان معاصر به حقايق ماوراي طبيعت، هم دست قدرت‌ هاي سياست پيشه را براي بهره برداري از اين خلاء باز مي‌ نهد و هم تشبث به هر حشيش و يا سيرابي با هر سرابي را براي اين انسان حيران توجيه مي‌ كند. آري، نسل تشنه معنويت، عطش خود را با سراب‌ هاي عرفان نما فرو مي‌ نشاند.
در بازار گرم مدعيان، بنجل‌ هاي خرافه و عرفان‌ هاي بدلي، فرصت عرضه مي‌ يابند و اين سيكل عرضه و تقاضا تا همواره وجود "جهل " و "ظلم "، در جهان ادامه خواهد داشت. ميلتون، پركارترين محقق در حوزة جامعه‌ شناسي اديان نوپديد، مي‌ نويسد: "بيش از دو هزار فرقة معنويت‌ گرا در آمريكا و بيش از دوهزار جريان معنويت‌ جو در اروپا هست كه درصد كمي از آنها مشتركند. "2 1. متمهدي: [ م ُ ت َ م َ ] [ ع ص ] دروغزن در دعوي مهدويت . مدعي مهدويت . آن كه به دروغ دعوي مهدويت كند. و آن كه دعوي مهدويت كند و نباشد. (لغتنامه دهخدا)
2. حميدرضا مظاهري سيف، عوامل پيدايش معنويت‌ هاي نوظهور، ماهنامه موعود شماره89.
جنگ نرم افزاري، فاز سوم رويارويي
حقيقت آن است كه‌ جريان‌ هاي به ظاهر معنويت گرا، چه در قالب فردي و يا گروهي و چه از نوع سنتي ـ مانند تصوف ـ و چه از نوع وارداتي آن ـ مانند عرفان‌ هاي غربي و شرقي ـ در "فاز سوم " رويارويي استكبار جهاني با انقلاب نوپاي اسلامي، احيا و روانه ميدان كارزار با بنيان‌ هاي عقلاني و اعتقادي آن شده اند. در فاز اول، دامن زدن به اختلافات قومي و هدايت و حمايت از فعاليت‌ هاي استقلال طلبانه اقوام غرب و جنوب ايران، و در فاز دوم، "جنگ گرم/ سخت افزاري " در دستور كار دشمنان قرار داشت كه عاقبت از اين حربه‌ ها طرفي نبستند.
همزمان با تناوري و برومندي درخت جوان انقلاب اسلامي، حربه‌ هاي دشمنان نيز ظريف تر و البته سهمگين تر مي‌ شد. "تهاجم فرهنگي " بلافاصله پس از پايان جنگ تحميلي و در آغاز دهه دوم انقلاب، به عنوان فاز سوم پيكار غرب، به كار گرفته شد و بدين ترتيب "جنگ سرد/ نرم افزاري " همه جانبه‌ اي كه دو دهه به درازا انجاميد، آغاز شد. اول بار، رهبر بيدار انقلاب، تغيير تاكتيكي جبهه دشمن را به درستي تشخيص داده و اعلام خطر نمود؛ اما تأسف برانگيزترين فصل داستان، عدم اعتقاد متوليان رسمي فرهنگي آن ساليان كشور به "تهاجم فرهنگي " بود. دشمن علي رغم هشدارهاي مكرر ديده‌ بان بيدار نظام مبني بر هشياري در مقابل "تهاجم فرهنگي "، "شبيخون فرهنگي " و بلكه "نسل كشي فرهنگي "، همچنان و بدون هيچ مانعي به جلو مي‌ تاخت.
در اين فاز، دشمن دريافت كه به جاي جبهه گيري علني، روياروي بنيان‌ هاي نظام، بايد چون موريانه در جان آن بنيادهاي عقلي و عقيدتي رخنه كند و با حربه شبه مذهب، به جنگ مذهب رود.
مسخ محتواي دين، بي رنگ و بو كردن اعتقادات مذهبي، حيراني و سرگرداني انسان معاصر، رهايي انسان سرگشته در برهوت خلسه‌ هاي مجازي،...، هدف عمده اين نوع تهاجم بوده است. البته "جنگ رواني " دشمن به عنوان مكمل آن در اين دو دهه، هرگز فراموش نگشت.
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهدويت و دشمنان آن
"نماد سرخ عاشورا " و "نگاه سبز انتظار " در هميشه تاريخ اسلامي، مولفه‌ هاي اصلي حيات و پويايي تشيع بوده اند؛ و بديهي است كه دشمن در ميدان پيكار با تفكر شيعي، اين دو پايه اساسي را در تيررس مستقيم شليك خود قرار دهد. البته "موعودگرايي " به عنوان نقطه تعامل و اشتراك تمام اديان آسماني، در جهان غرب نيز با آسيب‌ هاي جدي، دست به گريبان است. مباحث "آخرالزماني "، "آرماگدون " و "پايان تاريخ "، هر روز در مغرب زمين گرم تر و البته بحراني تر مي‌ شوند. تنها مي‌ توان با سيري گذرا بر سيماي منجي در سينماي غرب، عمق فاجعه را دريافت
رواج پديده متمهدين، به رغم اثبات حقيقت زنده "انتظار "، نشان از وارد شدن آسيب‌ هاي جدي بر پيكره اين آرزوي ديرينه ديني دارد. حقيقت آن است كه هم وجوه سه گانه "عقلي "، "قلبي/احساسي " و "عيني " فرهنگ مهدويت، در معرض هجمه دشمنان قرار گرفته و هم هواي آلوده خزان معنويت، مستعد رشد انواع بيماري‌ هاي مسري نحله‌ هاي تقلبي گشته است. براين باوريم كه بايد با بسط و گسترش مباحثي از اين دست، علاوه بر آسيب شناسي و آفت زدايي از اين باور ناب، مومنان را در مقابل آفات و ويروس‌ هاي آن واكسينه كرد؛ چنانكه ما مقام معظم رهبري، سال87و در زادروز حضرت ولي الله الاعظم (عج) به روشنگري و هشدار در اين باب پرداخته، بر ضرورت آسيب شناسي و لزوم آفت زدايي از جريان ناب مهدويت، به عنوان مهم‌ ترين منبع تحول آفريني شيعه، تأكيد فرمود. ايشان مهدي باوري شيعه را نه يك امر صرف انتزاعي و باور محض ذهني، بلكه بنابر آموزه‌ هاي روايي3، آن را حقيقتي تابناك برشمرد كه در نزد شيعه از واقعيتي موجود حكايت مي‌ كند كه قابل دستيابي و فيض دهي است؛ از اين رو زبان به هشدار گشوده و فرمود: "البته مثل همه حقايقي كه در برهه‌ هاي مختلفي از زمان، ملعبه دست سودجويان مي‌ شود، اين حقيقت هم گاهي ملعبه دست سودجويان مي‌ شود. اين كساني كه ادعاهاي خلاف واقع مي‌ كنند ـ ادعاي رويت، ادعاي تشرف، حتي به صورت كاملا خرافي، ادعاي اقتداي به آن حضرت در نماز ! ـ كه حقيقتاً ادعاهاي شرم آوري است، اينها همان پيرايه‌ هاي باطلي است كه اين حقيقت روشن را در چشم و دل انسان‌ هاي پاكنهاد، ممكن است مشوب كند. نبايد گذاشت. همه آحاد مردم توجه داشته باشند، اين ادعاهاي اتصال و ارتباط و تشرف به حضرت و دستور گرفتن از آن بزرگوار هيچ كدام قابل تصديق نيست. بزرگان ما، برجستگان ما، انسان‌ هاي باارزشي كه يك لحظه عمر آنها ارزش دارد به روزها و ماه‌ ها و سال‌ هاي عمر امثال ما، چنين ادعاهايي نكردند. ممكن است يك انسان سعادتمندي، چشمش، دلش اين ظرفيت را پيدا كند كه به نور آن جمال مبارك روشن شود، اما يك چنين كساني اهل ادعا نيستند؛ اهل گفتن نيستند؛ اهل دكان داري نيستند. اين كساني كه دكان داري مي‌ كنند به اين وسيله، انسان مي‌ تواند به طور قطع و يقين بگويد اينها دروغگو هستند؛ مفتري هستند. اين عقيده روشن و تابناك را بايستي از اين آفت اعتقادي دور نگه داشت "4. 3. رسول اكرم(ص): "افضل اعمال امتي، انتظار الفرج " (علامه مجلسي، بحار الانوار، ج50، ص317).
4. بيانات مقام معظم رهبري در نيمه شعبان، 87/5/27، روزنامه جمهوري اسلامي.
معظم له، پيشتر نيز از نقشه ضد مهدوي استعمار در كشورهاي اسلامي، پرده برداشته و فرموده بود: "همه اينها نقاط برجسته‏اي هستند كه اگر ما مسلمانان درست به حقيقتشان توجّه كنيم، تبديل به يك موتور حركت‏دهنده جامعه اسلامي مي‏شود؛ ولي وقتي روي آن كار كردند و آن را خراب و معناي آن را عوض كردند و در ذهن‌ ها به صورت ديگري جا انداختند، همين موتور محرّك، به يك داروي مخدّر و خواب‏آور تبديل مي‏گردد. اين‏گونه است! حال بحث ما در مورد دشمنان داناست كه سراغ اين عقيده آمدند. من سندي را ديدم كه مربوط به دهها سال قبل؛ يعني اوايل ورود استعمار به شمال آفريقاست. كشورهاي شمال آفريقا، گرايش بسياري به اهل بيت دارند. مذهبشان هر مذهبي از مذاهب اسلامي كه هست، باشد؛ اما محبِّ اهل بيتند. در كشورهاي سودان و مغرب و غيره عقيده به مهدويّت خيلي پُررنگ است. آن زمان كه استعمار وارد مناطقِ مذكور شد ... يكي از مسائلي كه مزاحم استعمار شد، عقيده به مهدويّت بود! در سندي كه من ديدم، بزرگان استعمار و فرماندهان استعماري توصيه مي‏كنند كه ما بايد كاري كنيم كه عقيده به مهدويّت، به تدريج از بين مردم زايل شود! " 5
جريان‌ ها‌يي چون "مستر همفر " جاسوس وزارت مستعمرات بريتانيا در ممالك اسلامي و "كينياز دالگوركي " مأمور امپراطوري تزار روسيه براي ايجاد فرقه‌ هاي جديد مذهبي در عهد قاجار، تنها نمونه‌ هاي آشكار هزينه‌ كردهاي قدرتهاي استعماري بر ضد بلاد اسلامي بوده اند. رد پاي استعمار در سرزمين‌ هاي اسلامي را مي‌ توان در قامت "وهابيت " در جزيرة العرب، "بابيت " و "بهائيت " در ايران و "آقاخاني " و "قاديانيه " در پاكستان، پيگيري كرد. هم افقي اين فرقه‌ ها با همديگر، مشهود است؛ چرا كه در همه آنها استعمار به دنبال معرفي امام زماني بدلي و منجي غير واقعي است، تا مردم را از نزديكي و پيروي از امام زمان حقيقي به دور دارند.
با اين مستندات، بي شك يكي از عمده دلايل رواج بازار مدعيان، "بالا گرفتن تقابل ميان دو نظام حق و باطل يا نظام اسلام و كفرجهاني6 " است. هيچگاه فراموش نگردد كه استعمار، "دشمن صلبي7 " مسلمانان بوده و هست. 6. حجت الاسلام و المسلمين قائم مقامي در گفتگو با خبرگزاري رجا نيوز87/5/31.
7. سيد جمالدين اسد آبادي، استعمار بريتانيا را "دشمن صلبي " مسلمانان مي‌ دانست.
متمهدين صدر اسلام
در لابلاي صفحات تاريخ پر نشيب و فراز اسلامي، دست سياست پيشگان طاغوتي در فرقه سازي‌ هاي مذهبي، مشهود است. ترفند سياست بازان اموي ـ به وي‍ژه در عهد معاويه ـ در موازي سازي براي خاندان رسالت و رقيب تراشي برابر ائمه هدي، در پيدا و پنهان تاريخ اسلامي، به وضوح قابل رؤيت است. جعل جماعتي به نام "زهّاد ثمانيه " و كرامت سازي براي آنان، نمونه‌ اي از مرجعيت سازي بدلي سياست ورزان اموي براي دور كردن امت از درب خانه علي(ع) و فرزندان او بود و اين همه، به گواهي مجامع روايي فريقين، علي رغم تأكيد مدام پيامبر(ص) براي حصر امامت در اهل بيت عصمت و طهارت و نهي امت از پيروي ائمه باطل بوده است؛ "معاشر الناس، انّه سيكون من بعدي ائمه يدعون الي النار و يوم القيامه لاينصرون
پديده رهبران ضلالت ـ كه به آتش دلالت مي‌ كنند ـ همپاي امامان هدايت و به موازات مأموريت الهي آنان، پديدار شد. فتنه امامت دروغين جعفر كذّاب، فرزند امام هادي (ع)، كه پدر او را "نمرود "10 ولي او خود را "نوح "11 مي‌ ناميد، يكي از آن بسيارِ ماجراهاست.
مهدويت نيز به عنوان عصاره امامت، از كيد و يا جهالت موازي سازان مصون نماند. در اين مجال تنها از باب نمونه، مواردي چند از فرقه‌ هاي مدعي مهدويت را از صدر اسلام تا عصر قبل از ولادت حضرت امام زمان(عج)، برمي شمريم:
1. فرقه "معيان " كه در سال 40 هجري و بعد از شهادت حضرت على(ع) پيدا شد. اينان قائل به غيبت على(ع) بوده و مي‌ گفتند روزي باز خواهد گشت.
2. فرقه "سبائيه " كه غلو را درباره على(ع) به حد اعلا رسانده و معتقد بودند كه على(ع) زنده است و در ابرها مأوي گزيده و روزي ظهور خواهد كرد12.
3. فرقه "كيسانيه " كه مي‌ پنداشتند محمدبن حنفيه، همان مهدى موعود(عج) است و روزي از كوه رضوي ظهور مي‌ كند.
4 فرقه "يزيديه " كه عقيده داشتند يزيد ابن معاويه به آسمان صعود كرده و روزي باز خواهد گشت و دنيا را پر از عدل و داد خواهد نمود13!!
5. فرقه "هاشميه " كه پيروان ابوهاشم عبدالله بن محمدبن حنفيه بوده و مي‌ گفتند اگرچه محمد مرده است، اما پسرش ابو هاشم، همان مهدي موعود است كه روزي قيام خواهد كرد. 14
5. "عمربن عبدالعزيز " هشتمين خليفه اموي كه گروهي قائل به مهدويت وى بودند. 15
6. فرقه "زيديه " كه مي‌ پنداشتند زيد بن على بن حسين بن على(ع) چون از نسل حسين(ع) است و بر عليه ظالمان قيام به سيف نموده، پس او همان مهدى موعود است كه قيام كرده.16
7. فرقه باقريه 8. فرقه ناووسيه 9. فرقه واقفيه 10- فرقه اسماعيليه ... .
مدعيان عصر غيبت
اگر چه تا قبل از ولادت حضرت امام زمان(عج)، مدعيان بيشتر از نوع متمهدين ـ مدعيان شخص مهدي(ع) ـ بودند، اما اين بار پس از ولادت حضرت، و دقيقاً از اواخر عصر غيبت صغري، نغمه‌ هاي مدعيان "بابيت " و "سفارت " امام، ساز شد. با اينكه حضرت چهار نماينده يكي پس از ديگري معين فرموده بود، باز كساني بودند كه به موازات آنان ادعاي نيابت و سفارت حضرت را داشتند؛ با اينكه نامه‌ هايي از جانب امام(ع) در رد و تكذيب آن‌ ها صادر شده بود.
ادعاي سفارت حضرت از زمان شيخ محمدبن عثمان عمروي، سفير دوم امام مهدي(ع)، آغاز شد. نخستين مدعي بابيت امام، " ابو محمد شريعي بود و در پي او محمد ابن نصير نميري موسس طريقه نصيريه است كه حضرت صاحب الامر او را لعن نمود و حسين ابن منصور حلاج صوفي معروف و ابو جعفر محمد ابن علي شلمغاني معروف به ابن ابي الغراقر و ابوبكر محمد ابن احمد عثمان بغدادي و احمد ابن هلال كوفي و ابو دلف مجنون محمد ابن مظفر عبدالله ابن ميمون قداح در سال 251 مدعي نيابت [امام]حاضر شد و يحيي ابن ذكرويه در سال 281 مدعي باب شدو احمد ابن حسين رازي و سيد شرف الدين ابراهيم، نخست مدعي باب امام بودند و سپس ادعاي امامت كردند. حسين ابن علي اصفهاني و علي ابن محمد سجستاني بغدادي و سيد محمد هندي مدعي باب شدند. عباس فاطمي در اواخر قرن هفتم و درويش رضا عبدالله حسان المهدي در 1899 خود را باب، سپس مهدي موعود اعلان نمود. محمد احمد ابن عبدالله سوداني صوفي، [مدعي] اول بابيت امام [شد.] و سپس اعلام نمود مهدي است و خلاصه سيد علي محمد شيرازي با باب بودن ادعايش را آغاز كرد و تا الوهيت پيش رفت. در اين اواخر صوفيان نعمت اللهي براي جنيد بغدادي، مدعي نيابت شده اند ".شيخ طوسي در كتاب الغيبه، در بابي مستقل به نام و مشخصات برخي از اين مدعيان اشاره كرده‌ اند
متمهدين صوفي
عرفان‌ هاي تكليف گريز، همان صورت امروزين طريقت‌ هاي مستقل از شريعت متصوفه سنتي است. روشن است كه همه جريان‌ ها‌ ي خرافه گرا و از جمله صوفيه، تمام موفقيت خود را مرهون زودباوري كساني است كه ميزان عقل و وحي را در سنجش و راستي آزمايي اعمال و سخنان اعجاب آور آنان ناديده مي گيرند. "ذكر اين نكته در شناخت ماهيت صوفيه ضروري است كه از اولين اصول اين طايفه "تفرّس " است. صوفيه بر مبناي اين اصل، ابتدا اشخاص بُله و زودباور را به دام مي‌ اندازند. حُمقاء خريداران هميشگي سخنان اعجاب آور آنها هستند. پيغمبر اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: ما رَفَعَ الله رايه ضلال الّا و قد لفّ عليه اناس سفهاء. "
تأمل و بررسي ـ هرچند گذرا ـ در اصطلاحات متصوفه، به ما ثابت مي‌ كند كه جعل بسياري از القاب اين طايفه، ريشه در ادعاهاي گزاف آنان در امر ولايت و مهدويت دارد؛ براي مثال، مي‌ توان از عناوين "قطب "، "غوث " و "غوث اعظم " نام برد؛ چنانكه جواد نوربخش، رهبر يكي از سلاسل صوفيه نعمت اللهي، در وجه تسميه "قطب " مي‌ نويسد: "از آن رو كه انسان كامل است و جهان علم و معرفت الهي پيرامون محور وجود او مي‌ چرخد "!! در حاليكه اين معنا تنها براي ائمه اطهار(ع) تحقق مي يابد.
برخي از فرق صوفيه با تقسيم بالسويه "ولايت " ميان رهبران خود و امامان معصوم(ع)، به جعل "ولايت قمريه "و "ولايت جزئيه " اقطاب، در عرض "ولايت شمسيه " و "ولايت كليه " ائمه معصومين (ع)، دست يازيده تا بدين ترتيب هم "پديده ولايت بدون امامت " را رسميت بخشيده باشند و هم ماهيت عقيدتي فرقه‌ ها‌ ي خود را بيش از پيش نمايان كنند. طرح عنوان "عالم صغير "24 براي قطب در مقابل عالم كبير؛ يعني امام معصوم(ع)، نشان ديگري از گزافه‌ گويي برخي از طوايف صوفيه مي‌ كند تا آنجا كه در شأن "عالم صغير " مي‌ نويسند: "پس آن اخباري كه در غيبت حضرت قائم وارد شده، تمام آنها در عالم صغير [قطب] جاري خواهد بود "!!
مدعيان عصر ارتباطات
براي تفنن هم كه باشد، اصطلاح "مدعيان دروغين " را در اينترنت جستجو كنيد، تا با انبوه آمار و اخبار اين اخوان الشياطين، در صفحات سايت‌ ها و خبرگزاري‌ ها برخوريد. البته بايد ديده باشيد كه در چند سال اخير، رسانه ملي با ساخت مجموعه‌ هاي مستندي به نام "مدعيان دروغين " به افشاي چهره پنهان برخي از اين افراد دست زد. بنا بر آخرين گزارش رسمي نيروي انتظامي، " بيش از 50 فرقه و گروه تخديري به ايران وارد شده كه نيمي از آن‌ ها‌ فعال اند و قريب 200 عنوان كتاب ترجمه و چاپ و توزيع " كرده اند.
در اينجا براي نمونه با چند سامري عصر ارتباطات، آشنا مي‌ شويم: 👇👇
(کاظمینی بروجردی) یکی از مدعیان دروغین ارتباط با غیب
1. سيد حسين كاظميني بروجردي، روحاني نماي بيسوادي كه به ضرب زبان چرب و قيافه غلط انداز خود، جماعتي از جهال را با خود همراه كرده و مدعي ارتباط با امام زمان(عج) بود؛ اما پس از دستگيري اعتراف كرد كه به جاي امام زمان با عليرضا نوري زاده ـ ضد انقلابي فراري و عامل سرويس‌ هاي غرب ـ ارتباط داشته است! و ماهانه بيش از 50 ميليون تومان از اين راه كسب درآمد مي‌ كرد!
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Deleted Account
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اعترافات (کاظمینی بروجردی) یکی از مدعیان دروغین ارتباط با غیب
مرد هميشه پنهان عراقي كه مدعي بود سيد حسني است!