1-خودشیفتگی
یکی از خصوصیات رهروان TSM خودشیفتگی است. از آنجا که TSMسعی دارد با شناساندن ارزشهای نایافته درونی افراد، آنان را از بحرانهای روحی خارج کرده و بر اوضاع زندگی مسلط گرداند، با زیادهروی در این امر، موجب شده افراد بیش از حد شیفته خود گشته و در این راه تنها خود را ببینند. برخلاف اینکه برای رسیدن به ” ما ” میبایست از “من ” بگذرند ولی در عمل، عکس این قضیه اتفاق افتاده است. به ویژه این مسئله برای نزدیکان و اطرافیان رهروان Tsm بسیار بغرنج و مشکلساز شده است.
یکی از خصوصیات رهروان TSM خودشیفتگی است. از آنجا که TSMسعی دارد با شناساندن ارزشهای نایافته درونی افراد، آنان را از بحرانهای روحی خارج کرده و بر اوضاع زندگی مسلط گرداند، با زیادهروی در این امر، موجب شده افراد بیش از حد شیفته خود گشته و در این راه تنها خود را ببینند. برخلاف اینکه برای رسیدن به ” ما ” میبایست از “من ” بگذرند ولی در عمل، عکس این قضیه اتفاق افتاده است. به ویژه این مسئله برای نزدیکان و اطرافیان رهروان Tsm بسیار بغرنج و مشکلساز شده است.
2-گسست پیوندهای خانوادگی
تعالیم افراطی و غلط TSM باعث دوری برخی از افراد از نزدیکان و دوستانشان شده است. تعدادی از شاگردان این مکتب ضمن اعلام شکایت در این خصوص بیان داشتهاند، تعالیم TSM بین همسران اختلاف ایجاد کرده و حتی همسرانی که هر دو رهرو TSM بودند، از یکدیگر جدا شده و یا در آستانه طلاق میباشند. علت این مسئله از یک سو، بحث افراد در پرداختن به خود و ایجاد یک نوع خودشیفتگی و از سوی دیگر روابط غلط بین زنان و مردان در کلاسها و جلسات TSM بوده است. هنگامی که در یکی از کلاسهای پیشرفته TSM افراد باید مقابل یکدیگر نشسته و در صورت و چشمان نامحرم نگریسته و مرتباً بیان کنند، تو را دوست دارم، عاشق تو هستم و این مسئله بارها تکرار شده و همسران شاهد یکدیگر و خود نیز مجری چنین رفتاری بودهاند. مسایلی دیگر همچون اعتراف به گناهان، نقاشی بدن برهنه خود، نقش زن فاحشه و یا مرد هرزه را بازی کردن، مراسم تشییع جنازه و حمل بدن زن از سوی افراد، از دیگر عوامل سست شدن پیوند خانوادهها در TSM میباشد.
تعالیم افراطی و غلط TSM باعث دوری برخی از افراد از نزدیکان و دوستانشان شده است. تعدادی از شاگردان این مکتب ضمن اعلام شکایت در این خصوص بیان داشتهاند، تعالیم TSM بین همسران اختلاف ایجاد کرده و حتی همسرانی که هر دو رهرو TSM بودند، از یکدیگر جدا شده و یا در آستانه طلاق میباشند. علت این مسئله از یک سو، بحث افراد در پرداختن به خود و ایجاد یک نوع خودشیفتگی و از سوی دیگر روابط غلط بین زنان و مردان در کلاسها و جلسات TSM بوده است. هنگامی که در یکی از کلاسهای پیشرفته TSM افراد باید مقابل یکدیگر نشسته و در صورت و چشمان نامحرم نگریسته و مرتباً بیان کنند، تو را دوست دارم، عاشق تو هستم و این مسئله بارها تکرار شده و همسران شاهد یکدیگر و خود نیز مجری چنین رفتاری بودهاند. مسایلی دیگر همچون اعتراف به گناهان، نقاشی بدن برهنه خود، نقش زن فاحشه و یا مرد هرزه را بازی کردن، مراسم تشییع جنازه و حمل بدن زن از سوی افراد، از دیگر عوامل سست شدن پیوند خانوادهها در TSM میباشد.
3-روابط نامحرمان
فرقه TSM با بیان اینکه هر فردی باید بتواند عاشق دیگران باشد و این موضوع را به وضوح و با صدای بلند بیان نماید، افراط را از حد گذرانده و این عشق را به نامحرمان نیز سرایت داده است. همانگونه که اشاره شد در بسیاری از کلاسها و جلسات TSM زن و مرد باید دیگر رهروان را در آغوش کشیده و به ایشان بگویند دوستشان دارند، عاشقشان هستند و…. استاد شاخه تهران نیز خود را مادر همه رهروان خوانده و همه مردان را به آغوش کشیده و ابراز علاقه نموده است. در هنگام خواندن سرود زن و مرد نامحرم دست یکدیگر را گرفته و آواز خوانده تا به شور و شوق، رسند. در مراسم تمرین مردن، زیر بدن رهرو را دیگر نامحرمان گرفته و او را به دوش خود حمل نموده و بدن وی را لمس مینمایند.
در اردوها حجاب را رعایت نکرده، ارتباط صمیمی داشته و به کنار دریا نیز میرفتهاند و در هر صورت در Tsm چیزی به عنوان حجاب و محرم و نامحرمی وجود ندارد.
فرقه TSM با بیان اینکه هر فردی باید بتواند عاشق دیگران باشد و این موضوع را به وضوح و با صدای بلند بیان نماید، افراط را از حد گذرانده و این عشق را به نامحرمان نیز سرایت داده است. همانگونه که اشاره شد در بسیاری از کلاسها و جلسات TSM زن و مرد باید دیگر رهروان را در آغوش کشیده و به ایشان بگویند دوستشان دارند، عاشقشان هستند و…. استاد شاخه تهران نیز خود را مادر همه رهروان خوانده و همه مردان را به آغوش کشیده و ابراز علاقه نموده است. در هنگام خواندن سرود زن و مرد نامحرم دست یکدیگر را گرفته و آواز خوانده تا به شور و شوق، رسند. در مراسم تمرین مردن، زیر بدن رهرو را دیگر نامحرمان گرفته و او را به دوش خود حمل نموده و بدن وی را لمس مینمایند.
در اردوها حجاب را رعایت نکرده، ارتباط صمیمی داشته و به کنار دریا نیز میرفتهاند و در هر صورت در Tsm چیزی به عنوان حجاب و محرم و نامحرمی وجود ندارد.
1-انزوای سیاسی در افراد
قبل از هر چیز با کشاندن افراد عضو به درونگرایی و انزوا و خودپردازی افراطی، نوعی انزواگرایی به ویژه در مسایل سیاسی و پیرامونی افراد ایجاد نموده است. لکن با تخریب مبانی اعتقادی آنان و سپس ایجاد مبانی انحرافی خود، نوعی بینش جدید و دلخواه سیاسی در آنان به وجود آورده است بطور مثال با دور شدن از اعتقادات عمیق اسلامی و احکام الهی، مسایلی چون جهاد و مبارزه با بیعدالتی و استکبار، شرکت در مراسم سیاسیـ عبادی در سطح اجتماع از یک طرف و از طرف دیگر ایجاد بناهایی چون گرفتاری افراد در کالبد بعدی به لحاظ اعمال هر دوره و نبودن بهشت و جهنم و عقاب و ثواب، لزوم درونپردازی، رسیدن به عشق، دوری از درگیری و بالاخره لزوم تحقق درد و رنج زندگی (شبیه نظرات بودا) و دیگر مسایل باعث دوری افراد از سیستم حاکمیا و عدم شرکت در مسایل سیاسی میگردد.
قبل از هر چیز با کشاندن افراد عضو به درونگرایی و انزوا و خودپردازی افراطی، نوعی انزواگرایی به ویژه در مسایل سیاسی و پیرامونی افراد ایجاد نموده است. لکن با تخریب مبانی اعتقادی آنان و سپس ایجاد مبانی انحرافی خود، نوعی بینش جدید و دلخواه سیاسی در آنان به وجود آورده است بطور مثال با دور شدن از اعتقادات عمیق اسلامی و احکام الهی، مسایلی چون جهاد و مبارزه با بیعدالتی و استکبار، شرکت در مراسم سیاسیـ عبادی در سطح اجتماع از یک طرف و از طرف دیگر ایجاد بناهایی چون گرفتاری افراد در کالبد بعدی به لحاظ اعمال هر دوره و نبودن بهشت و جهنم و عقاب و ثواب، لزوم درونپردازی، رسیدن به عشق، دوری از درگیری و بالاخره لزوم تحقق درد و رنج زندگی (شبیه نظرات بودا) و دیگر مسایل باعث دوری افراد از سیستم حاکمیا و عدم شرکت در مسایل سیاسی میگردد.
2-یارگیری و ایجاد شعبات
فرقه TSM با گسترش فعالیتهای خود، سعی بر یارگیری به ویژه در میان افراد دلخواه داشته است. توجه به افراد متمکن مالی، متخصص در مسایل فنی به ویژه روانشناسی و با بهاء دادن به افرادی خاص، سعی در ایجاد شعبات متعدد در شهرها و کشورهای مختلف داشته که نشان از نوعی فعالیت سیستمی و تشکیلاتی TSM است و با رشد خزنده، خواهان تشکیل شجرهای تنومند در بدنه تشکیلاتی خود میباشند.
فرقه TSM با گسترش فعالیتهای خود، سعی بر یارگیری به ویژه در میان افراد دلخواه داشته است. توجه به افراد متمکن مالی، متخصص در مسایل فنی به ویژه روانشناسی و با بهاء دادن به افرادی خاص، سعی در ایجاد شعبات متعدد در شهرها و کشورهای مختلف داشته که نشان از نوعی فعالیت سیستمی و تشکیلاتی TSM است و با رشد خزنده، خواهان تشکیل شجرهای تنومند در بدنه تشکیلاتی خود میباشند.
3-ارتباط با افراد یهودی
ارتباط استاد اشرفی با افراد یهودی نیز یکی از موارد بسیار قابل توجه دربارة TSM میباشد. همانگونه که بیان شد، مرکزیت TSM در کشور آمریکا بوده و توسط استاد اشرفی اداره شده و یکی از شاخههای مهم آن نیز شاخة نیویورک است. برابر بررسیهای انجام شده، نفر دوم در آمریکا پاسخگوی ایمیلهای شخصی استاد اشرفی در غیاب وی به رهروان میباشد. خانم سرور حسینی (رستگار) فرد ایرانیالاصل یهودی مقیم آمریکا و دوست صمیمی وی بوده که هر روز در منزل او حضور به هم میرساند. فرد مورد اشاره در مواردی به ایران آمده و به همراه خواهر استاد اشرفی در کلاسهای TSM حضور یافته و گویی به عنوان ارزیابی و بررسیکننده جلسات از آنجا دیدن کرده است. همچنین یکی از افراد مؤثر و ظاهراً مسئول شاخة نیویورک فردی به نام ایزاک (اسحاق) یهودی است که استاد اشرفی وی را خیلی قبول داشته و در مواردی از وی نام برده است. ارتباط تشکلات منحرف، مانند بهائیت، فراماسونری، وهابیت و... با تشکیلات صهیونیستی اسرائیل و یهود نکتة قابل توجهی است که در TSM شواهد آن دیده میشود
ارتباط استاد اشرفی با افراد یهودی نیز یکی از موارد بسیار قابل توجه دربارة TSM میباشد. همانگونه که بیان شد، مرکزیت TSM در کشور آمریکا بوده و توسط استاد اشرفی اداره شده و یکی از شاخههای مهم آن نیز شاخة نیویورک است. برابر بررسیهای انجام شده، نفر دوم در آمریکا پاسخگوی ایمیلهای شخصی استاد اشرفی در غیاب وی به رهروان میباشد. خانم سرور حسینی (رستگار) فرد ایرانیالاصل یهودی مقیم آمریکا و دوست صمیمی وی بوده که هر روز در منزل او حضور به هم میرساند. فرد مورد اشاره در مواردی به ایران آمده و به همراه خواهر استاد اشرفی در کلاسهای TSM حضور یافته و گویی به عنوان ارزیابی و بررسیکننده جلسات از آنجا دیدن کرده است. همچنین یکی از افراد مؤثر و ظاهراً مسئول شاخة نیویورک فردی به نام ایزاک (اسحاق) یهودی است که استاد اشرفی وی را خیلی قبول داشته و در مواردی از وی نام برده است. ارتباط تشکلات منحرف، مانند بهائیت، فراماسونری، وهابیت و... با تشکیلات صهیونیستی اسرائیل و یهود نکتة قابل توجهی است که در TSM شواهد آن دیده میشود
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آگاهی از فرقه انحرافی و گمراه کننده tsm و صحبت های رهبر بازداشت شده این فرقه.
;
;
*پایگاه اصلی در آمریکا
اصل حضور و تأسیس مرکزیت TSM در آمریکا نیز مسئلهای قابل توجه است. با توجه به دشمنیهای دیرینة حکومت آمریکا با انقلاب اسلامی ایران و بهرهگیری از راهها و حربههای گوناگون بر علیه نظام و جمهوری اسلامی شکلگیری و هدایت مرکزی TSM از داخل آمریکا امری مهم است چرا که به راحتی توانسته با هزاران نفر در ایران ارتباط گرفته، با تکتک آنان گفتگوهای اینترنتی و یا ایمیلی داشته، آنان را ارزیابی، جذب و هدایت نماید. مسلماً حکومت آمریکا و سرویسهای اطلاعاتی آن بر اینگونه ارتباطات نظارت داشته و به احتمال زیاد از آن بهرهجویی مینمایند.
اصل حضور و تأسیس مرکزیت TSM در آمریکا نیز مسئلهای قابل توجه است. با توجه به دشمنیهای دیرینة حکومت آمریکا با انقلاب اسلامی ایران و بهرهگیری از راهها و حربههای گوناگون بر علیه نظام و جمهوری اسلامی شکلگیری و هدایت مرکزی TSM از داخل آمریکا امری مهم است چرا که به راحتی توانسته با هزاران نفر در ایران ارتباط گرفته، با تکتک آنان گفتگوهای اینترنتی و یا ایمیلی داشته، آنان را ارزیابی، جذب و هدایت نماید. مسلماً حکومت آمریکا و سرویسهای اطلاعاتی آن بر اینگونه ارتباطات نظارت داشته و به احتمال زیاد از آن بهرهجویی مینمایند.
هشدار رهبر انقلاب در مورد رواج عرفان های کاذب
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: باید در مدارس و دانشگاه ها دائما، روحیه امید به آینده و حرکت و نشاط دمیده و از هرگونه القاء یأس و ناامیدی پرهیز شود.حضرت آیت الله خامنه ای معلمان و اساتید را به مراقبت از جوانان در مقابل رخنه ی عرفان های کاذب توصیه کردند و افزودند: معیار اسلام برای علوّ معنوی و روحی، تقوا و پاکدامنی، با تلاش برای دوری از گناهان و اهتمام به نماز و انس با قرآن است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: باید در مدارس و دانشگاه ها دائما، روحیه امید به آینده و حرکت و نشاط دمیده و از هرگونه القاء یأس و ناامیدی پرهیز شود.حضرت آیت الله خامنه ای معلمان و اساتید را به مراقبت از جوانان در مقابل رخنه ی عرفان های کاذب توصیه کردند و افزودند: معیار اسلام برای علوّ معنوی و روحی، تقوا و پاکدامنی، با تلاش برای دوری از گناهان و اهتمام به نماز و انس با قرآن است.
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرهنگ بدلی و عرفان های نوظهور (خیلی مهم) گزیده ای از فرمایشات مقام معظم رهبری پیرامون گسترش عرفان های نوظهور در جامعه و مشکلات پیش رو
ان شاء الله مورد استفاده همه بزرگواران قرار گرفته باشد .منابعی که در تحقیق حاضر استفاده شد1- سایت آپارات2- سایت باشگاه خبرنگاران جوان3-سایت موسسه راهبردی دیده بان4- سایت صاحب نیوز5-پایگاه تحلیلی فرقه های نوظهور و...
راه های خطا/امام صادق علیه السلام و فرقه های جعلی اسلامی!- در کانال مباحث اعتقادی خادمین شهدا https://t.me/joinchat/AAAAAEMTQpFzGOZb8ifIPw
در دوران امامت امام صادق (ع ) فرقه های زیادی به نام اسلام ، لیکن منحرف از خط امامت و ولایت ، پدید آمده و یا رشد کردند و هر کدام عده ای را به سوی خود جذب کردند. مهمترین و مشهورترین این فرقه ها عبارتنداز :
1 معتزله :فرقه معتزله در اوائل قرن هجری و در دوران امامت امام باقر(ع ) پدید آمد. مَعْبَد جُهَنِیّ، غیلان دمشقی و یونس اسواری نخستین کسانی بودند که نسبت افعالی انسان را به خداوند انکار کردند و گفتند: انسان در انجام افعال خود توانا و مستقل است و خداوند در افعال بندگانش هیچ نقشی ندارد.
امام صادق (ع ) برغم کشمکش ها و اختلافات فکری موجود موفق شد با تعلیمات و راهنماییهای لازم ، پیروان خود را از فرو افتادن در دام جریانات فکری حفظ کند. آن حضرت در گیرودار جدال فکری بین جبریها و قدریها با بیان جمله :
(لا جَبْرَ وَ لاتَفْویضَ وَلکِنْ اَمْرٌ بَیْنَ اَمْرَیْنِ)
نه جبر درست است و نه تفویض، بلکه امری است میان آن دو.
1 معتزله :فرقه معتزله در اوائل قرن هجری و در دوران امامت امام باقر(ع ) پدید آمد. مَعْبَد جُهَنِیّ، غیلان دمشقی و یونس اسواری نخستین کسانی بودند که نسبت افعالی انسان را به خداوند انکار کردند و گفتند: انسان در انجام افعال خود توانا و مستقل است و خداوند در افعال بندگانش هیچ نقشی ندارد.
امام صادق (ع ) برغم کشمکش ها و اختلافات فکری موجود موفق شد با تعلیمات و راهنماییهای لازم ، پیروان خود را از فرو افتادن در دام جریانات فکری حفظ کند. آن حضرت در گیرودار جدال فکری بین جبریها و قدریها با بیان جمله :
(لا جَبْرَ وَ لاتَفْویضَ وَلکِنْ اَمْرٌ بَیْنَ اَمْرَیْنِ)
نه جبر درست است و نه تفویض، بلکه امری است میان آن دو.
2 مرجئه : فرقه مرجئه پس از شهادت امیرمؤمنان علی(ع ) پدید آمد. این گروه در ابتدابا انگیزه ای سیاسی به وجود آمد و امویان در پدید آوردن آن نقش مؤ ثری داشتند.
آنان ایمان را تنها اعتقاد قلبی می دانستند و معتقد بودند با وجود ایمان ، هیچ گناهی به انسان زیان نمی رساند. کسی که در دل مؤ من به خدا باشد، هر چند با زبان اظهار کفر نماید یا در عملی بت بپرستد و یا طبق آیین یهود و نصارا رفتار کند، چون از دینا رود اهل بهشت خواهد بود
مرجئه با این اعتقاد سخیف ، افراد را در ارتکاب گناهان جری می ساختند و پشتیبان و یاور ستمگران بودند.
در مخالفت با این فرقه حدیثی از امام نقل می نماییم.از امام صادق (ع ) سؤ ال شد حقیقت ایمان چیست ؟ فرمود: (ایمان عبارت است از اعتقادی قلبی، اقرار زبانی و عمل به اعضا و جوارح)
علاوه براین رهنمودهای کلی ، در خصوص (مرجئه ) نیز بیانات صریحی دارند. عمربن معّمری می گوید: امام صادق (ع ) فرمود:
(خداوند، قدریّه را لعنت کند، خداوند حروریّه (خوارج ) را از رحمت خود دور گرداند. خداوند مرجئه را لعنت کند، خدا مرجئه را لعنت کند.)
روای پرسید: قدریه و خوارج را هر کدام یک بار لعنت کردید و لی مرجئه را دو بارفرمود:
(به خاطر اینکه اینان می پندارند کشندگان ما مؤ من هستند. بدین جهت لباس های آنان تا روز قیامت آغشته به خون ماست
آنان ایمان را تنها اعتقاد قلبی می دانستند و معتقد بودند با وجود ایمان ، هیچ گناهی به انسان زیان نمی رساند. کسی که در دل مؤ من به خدا باشد، هر چند با زبان اظهار کفر نماید یا در عملی بت بپرستد و یا طبق آیین یهود و نصارا رفتار کند، چون از دینا رود اهل بهشت خواهد بود
مرجئه با این اعتقاد سخیف ، افراد را در ارتکاب گناهان جری می ساختند و پشتیبان و یاور ستمگران بودند.
در مخالفت با این فرقه حدیثی از امام نقل می نماییم.از امام صادق (ع ) سؤ ال شد حقیقت ایمان چیست ؟ فرمود: (ایمان عبارت است از اعتقادی قلبی، اقرار زبانی و عمل به اعضا و جوارح)
علاوه براین رهنمودهای کلی ، در خصوص (مرجئه ) نیز بیانات صریحی دارند. عمربن معّمری می گوید: امام صادق (ع ) فرمود:
(خداوند، قدریّه را لعنت کند، خداوند حروریّه (خوارج ) را از رحمت خود دور گرداند. خداوند مرجئه را لعنت کند، خدا مرجئه را لعنت کند.)
روای پرسید: قدریه و خوارج را هر کدام یک بار لعنت کردید و لی مرجئه را دو بارفرمود:
(به خاطر اینکه اینان می پندارند کشندگان ما مؤ من هستند. بدین جهت لباس های آنان تا روز قیامت آغشته به خون ماست
3 کیسانیّه :مذهب شیعه ، تا پایان دوران امامت پیشوای سوّم انشعابی پیدا نکرد. پس از شهادت امام حسین (ع )، هر چند اکثریت شیعیان به امامت فرزندش امام سجاد(ع) قائل شدند ولی اقلّیتی ، معروف به (کسانیّه) قائل به امامت (محمدبن حنفیّه )، فرزند حضرت علی (ع )، شدند.
امام صادق (ع ) دربرابر این جریان منحرف موضع گرفت و با بیانات و سخنان روشنگرانه خود ضمن ابطال پندار آنان ، افراد گمراه شده را که زمینه اصلاح و بازگشت به حق در آنان وجود داشت ، هدایت کرد که سیّد حمیری از جمله ایشان بود.
4 غلات در آخر دوران امامت امیر مؤ منان (ع ) و در دوران جامعه اسلامی ، فرقه ای به نام (غلات ) شکل گرفت . این فرقه در اثر پیشگویی ها و معجزاتی که از آن حضرت می دیدند در دوستی خود نسبت به آن بزرگوار غلوّ کرده ، او را به مرتبه خدایی رسانده یا قائل به حلول روح خدایی در وی شدند.
در دوران امام باقر و امام صادق علیهم السّلام که شرایط برای آزادی نشر اندیشه های مختلف بیش ازپیش فراهم شده بود، فعّالیتهای این گروه نیز افزایش پیدا کرد. و کسانی همچون مغیرة بن سعید و ابوالخطاب به نشر این تفکر کفر آمیز پرداختند. تفکرغلات ، از سوی امامان معصوم بشدّت مورد نفی و انکار قرار گرفت و آن بزرگواران با صراحت ، بیزاری خود را از این فرقه گمراه اعلام کرده ، آنان را سزاوار غضب الهی دانستند.
امام صادق (ع) در باره آنان می فرماید: «گوش ، چشم ، پوست ، گوشت و خون ( خلاصه همه وجود) من از غلات بیزار است . خدا و پیامبرش نیز از ایشان بیزارند. آنان با آیین من و پدرانم رابطه ای ندارند.»
امام صادق (ع ) دربرابر این جریان منحرف موضع گرفت و با بیانات و سخنان روشنگرانه خود ضمن ابطال پندار آنان ، افراد گمراه شده را که زمینه اصلاح و بازگشت به حق در آنان وجود داشت ، هدایت کرد که سیّد حمیری از جمله ایشان بود.
4 غلات در آخر دوران امامت امیر مؤ منان (ع ) و در دوران جامعه اسلامی ، فرقه ای به نام (غلات ) شکل گرفت . این فرقه در اثر پیشگویی ها و معجزاتی که از آن حضرت می دیدند در دوستی خود نسبت به آن بزرگوار غلوّ کرده ، او را به مرتبه خدایی رسانده یا قائل به حلول روح خدایی در وی شدند.
در دوران امام باقر و امام صادق علیهم السّلام که شرایط برای آزادی نشر اندیشه های مختلف بیش ازپیش فراهم شده بود، فعّالیتهای این گروه نیز افزایش پیدا کرد. و کسانی همچون مغیرة بن سعید و ابوالخطاب به نشر این تفکر کفر آمیز پرداختند. تفکرغلات ، از سوی امامان معصوم بشدّت مورد نفی و انکار قرار گرفت و آن بزرگواران با صراحت ، بیزاری خود را از این فرقه گمراه اعلام کرده ، آنان را سزاوار غضب الهی دانستند.
امام صادق (ع) در باره آنان می فرماید: «گوش ، چشم ، پوست ، گوشت و خون ( خلاصه همه وجود) من از غلات بیزار است . خدا و پیامبرش نیز از ایشان بیزارند. آنان با آیین من و پدرانم رابطه ای ندارند.»
5 صوفیّه : در اوائل قرن دوّم هجری در درون جامعه اسلامی افرادی پیدا شدند که خود را زاهد و صوفی نامیدند.این گروه در راستای اعتقادات باطل و ضدّ اسلامی خود، در بهره گیری از نعمتهای الهی و مواهب طبیعی روش خاصی اتخاذ کردند و چنین وانمود می کردند که روش صحیح و راه دین همان است که ایشان می روند.
آنان مدعی بودند که بطور مطلق و در هر شرایطی باید از نعمت های دنیوی دوری جست . امام صادق در برابر این جریان انحرافی نیز موضعی گرفت و ضمن تأکید و توصیه بر تهذیب نفس و توجه به معنویات و دل نبستن به دنیا و مظاهر آن، رهبران این گروه را افرادی (فاسد العقیده ) و دشمن اهل بیت (ع ) قلمداد کرد. به نقل امام عسکری (ع) از امام صادق (ع) در باره ابوهاشم کوفی (بنیانگذار فرقه صوفیّه ) سؤ ال شد. آن حضرت فرمود: «او مردی فاسد العقیده بود. او کسی بود که مذهبی به نام تصوف اختراع کرد و آن را، راه فراری برای عقیده ناپاک خود قرار داد.»
منبع: کتاب زندگانی امام جعفر صادق علیه السلام
• پژوهشکده تحقیقات اسلامی سپاه - پایگاه اطلاع رسانی حوزه
آنان مدعی بودند که بطور مطلق و در هر شرایطی باید از نعمت های دنیوی دوری جست . امام صادق در برابر این جریان انحرافی نیز موضعی گرفت و ضمن تأکید و توصیه بر تهذیب نفس و توجه به معنویات و دل نبستن به دنیا و مظاهر آن، رهبران این گروه را افرادی (فاسد العقیده ) و دشمن اهل بیت (ع ) قلمداد کرد. به نقل امام عسکری (ع) از امام صادق (ع) در باره ابوهاشم کوفی (بنیانگذار فرقه صوفیّه ) سؤ ال شد. آن حضرت فرمود: «او مردی فاسد العقیده بود. او کسی بود که مذهبی به نام تصوف اختراع کرد و آن را، راه فراری برای عقیده ناپاک خود قرار داد.»
منبع: کتاب زندگانی امام جعفر صادق علیه السلام
• پژوهشکده تحقیقات اسلامی سپاه - پایگاه اطلاع رسانی حوزه