اسماعیلیه
فرقهی مذهبی اسماعیلیه برای اولین بار در نیمه دوم قرن سوم بر صحنه تاریخ اسلام ظاهر شد. مرکز این فرقه ابتدا در خوزستان بود ولی گسترش آن تا حدی بود که برخی قرن چهارم تاریخ اسلام را «سده اسماعیلیه» نامیدهاند. اسماعیلیه به طور کلی به تمام فرقههایی گفته میشود که پس از وفات امام جعفر صادق (علیهالسلام) اسماعیل، فرزند بزرگ آن حضرت را امام خود میدانستند. این عده، امامت امام موسی کاظم (علیهالسلام) را منکر بودند. تاریخ زمان مرگ اسماعیل را در زمان حیات امام صادق (علیهالسلام) معرفی میکند ولی اسماعیلیه معتقد است خبر مرگ اسماعیل تنها برای حفظ جان او بوده و او 5 سال بعد از حیات امام صادق (علیهالسلام) نیز به زندگی خود ادامه داد.
فرقهی مذهبی اسماعیلیه برای اولین بار در نیمه دوم قرن سوم بر صحنه تاریخ اسلام ظاهر شد. مرکز این فرقه ابتدا در خوزستان بود ولی گسترش آن تا حدی بود که برخی قرن چهارم تاریخ اسلام را «سده اسماعیلیه» نامیدهاند. اسماعیلیه به طور کلی به تمام فرقههایی گفته میشود که پس از وفات امام جعفر صادق (علیهالسلام) اسماعیل، فرزند بزرگ آن حضرت را امام خود میدانستند. این عده، امامت امام موسی کاظم (علیهالسلام) را منکر بودند. تاریخ زمان مرگ اسماعیل را در زمان حیات امام صادق (علیهالسلام) معرفی میکند ولی اسماعیلیه معتقد است خبر مرگ اسماعیل تنها برای حفظ جان او بوده و او 5 سال بعد از حیات امام صادق (علیهالسلام) نیز به زندگی خود ادامه داد.
البته این مسئله در میان خود اسماعیلیه نیز مورد اختلاف است و برخی از اسماعیلیه معتقدند امامت (امامت از دیدگاه آنها) با مرگ اسماعیل به محمد فرزند اسماعیل رسیده است. این اختلافات باعث تشکیل فرق دیگری در میان خود اسماعیلیه شده است. طرفداران دیدگاه دوم به نام «مبارکیه» معروف شدهاند. «قرمطیه» نیز شاخهای از اسماعیلیه است که در ناحیهای در میان کوفه و بصره ظهور کرد. جنبش مذهبی فاطمیه و حسن صباح همگی از طرفداران فرقه اسماعیلیه هستند. ناصر خسرو، شاعر و نویسنده بزرگ فارسی نیز متعلق به همین فرقه است.
یکی از نامهای اسماعیلیه «باطنیه» است. علت این نامگذاری به دلیل عقاید خاص آنهاست که معتقد بودند: هر ظاهری یک باطن دارد. تعالیم ظاهری از دیدگاه آنها مسائل فقهی است. همانطور که گفتیم، آنها امامت امام هفتم شیعه را قبول نداشته و به امامت محمد بن اسماعیل معتقد بودند. یکی از عقاید آنها این بود که بعد از محمد بن اسماعیل دوران امامت امامان مستور شروع میشود. آنها به امامت ظاهری خلفای فاطمی معتقد بودند و به آنها لقب امام میدادند. آنها پس از پایان دوره امامت مستوری به امامت حضرت مهدی(علیهالسلام) نیز معتقد بودند. اسماعیلیه نظرات خاصی نیز درباره تأویل و تفسیر آیات قرآن داشتند که برای حفظ اختصار از ذکر آنها صرف نظر میکنیم.
یکی از نامهای اسماعیلیه «باطنیه» است. علت این نامگذاری به دلیل عقاید خاص آنهاست که معتقد بودند: هر ظاهری یک باطن دارد. تعالیم ظاهری از دیدگاه آنها مسائل فقهی است. همانطور که گفتیم، آنها امامت امام هفتم شیعه را قبول نداشته و به امامت محمد بن اسماعیل معتقد بودند. یکی از عقاید آنها این بود که بعد از محمد بن اسماعیل دوران امامت امامان مستور شروع میشود. آنها به امامت ظاهری خلفای فاطمی معتقد بودند و به آنها لقب امام میدادند. آنها پس از پایان دوره امامت مستوری به امامت حضرت مهدی(علیهالسلام) نیز معتقد بودند. اسماعیلیه نظرات خاصی نیز درباره تأویل و تفسیر آیات قرآن داشتند که برای حفظ اختصار از ذکر آنها صرف نظر میکنیم.
منابع مورد استفاده از سایت تبیان و سایت مبلغان سایبری چهارده خورشید ☝️☝️
#حدیث_مهدوی
🌹"نشانه های منتظر"
🔸قال الصادق عليه السلام:
🔸من سَرَّهُ أن يَكونَ مِن أصحابِ القائِمِ فَليَنتَظِر وَليَعمَل بِالوَرَعِ ومَحاسِنِ الأَخلاقِ وهُوَ مُنتَظِرٌ...
🔸امام صادق عليه السلام :
🔸هركه دوست دارد از ياران قائم باشد، پس بايد انتظار كشد و پارسايى و اخلاق نيك را در پيش گيرد،چنین کسی منتظر حقیقی است...
📚:الغيبة للنعمانيّ : 200 / 16 عن أبي بصير
اللهم عجل لولیک الفرج
🌹"نشانه های منتظر"
🔸قال الصادق عليه السلام:
🔸من سَرَّهُ أن يَكونَ مِن أصحابِ القائِمِ فَليَنتَظِر وَليَعمَل بِالوَرَعِ ومَحاسِنِ الأَخلاقِ وهُوَ مُنتَظِرٌ...
🔸امام صادق عليه السلام :
🔸هركه دوست دارد از ياران قائم باشد، پس بايد انتظار كشد و پارسايى و اخلاق نيك را در پيش گيرد،چنین کسی منتظر حقیقی است...
📚:الغيبة للنعمانيّ : 200 / 16 عن أبي بصير
اللهم عجل لولیک الفرج
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تأکید فوق العاده رهبری بر بصیرت
رهبرمعظم انقلاب در روزهای اخیر هشدارهای گوناگونی را در خصوص پروژه نفوذ دشمن اعلام کردند. ایشان در یکی از بیانات خود در خصوص نفوذ فرهنگی و اعتقادی فرمودند: « یکی از راههای ورود و نفوذ -که حالا در مورد نفوذ هم یک کلمهای عرض خواهم کرد؛ ما همینطور مدام دربارهی نفوذ دشمن تکرار میکنیم، تأکید میکنیم- ایجاد خلل در باورها است؛ باور انقلابی، باور دینی. در معرفتهای انقلابی و دینی اختلال ایجاد میکنند؛ رخنه کردن در اینها است. و از همهی طرق هم استفاده میکنند و آدمهای گوناگونی هم دارند؛ استاد دانشگاه هم دارند، فعّال دانشجویی هم دارند، نخبهی فکری و علمی هم دارند؛ همهجور آدمی برای ایجاد این رخنهها هستند.»
جریان های نوظهور اعتقادی و فرقه های جعلی که امروزه با دست اندازی و تحریف اصل و مبانی فکری اسلام، در داخل توسط مهره های بیگانگان مدیریت می شوند، یکی از شاخه های نفوذ فرهنگی و امنیتی دشمن به شمار می آیند.
برنامه ریزی، شخصیت سازی، پوشش رسانه ای، تجهیز سخت افزاری و مالی، پشتیبانی فکری، حمایت حقوق بشری و ... از برخی شاخه های انحرافی در داخل همچون دراویش گنابادی، عرفان حلقه، بهاییت و دیگر فرقه های ضاله از جمله اقداماتی است که در آینده شدت بیشتری به خود خواهد گرفت.
پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکدهی «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، به مقامات کاخ سفید چنین تجویز میکند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بینالمللی و نهادهای جامعهی مدنی در ایران تسهیل شود. واشنگتن باید به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران، که بهدنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»
در سال های اخیر به وضوح مشاهده گردیده که بیگانگان و در راس آنها آمریکا، در کنار تقویت اقدامات فکری و اعتقادی فرقه های ضاله، به دنبال استفاده سیاسی از این جریانات (پیاده نظام آمریکا) و امتیاز گیری در سطوح مختلف با اهرم حقوق بشر بوده اند.
با اشاره به موارد فوق، لزوم آگاهی بخشی بیش از پیش در بدنه جامعه و خصوصا جوانان در رابطه با هدف اصلی عرفان های نوین و فرقه های جعلی به نام نفوذ فرهنگی و امنیتی که با پوشش آرامش، مدیتیشن، موفقیت، اتصال به انرژی مثبت و ... دنبال می شوند، احساس می گردد.
جریان های نوظهور اعتقادی و فرقه های جعلی که امروزه با دست اندازی و تحریف اصل و مبانی فکری اسلام، در داخل توسط مهره های بیگانگان مدیریت می شوند، یکی از شاخه های نفوذ فرهنگی و امنیتی دشمن به شمار می آیند.
برنامه ریزی، شخصیت سازی، پوشش رسانه ای، تجهیز سخت افزاری و مالی، پشتیبانی فکری، حمایت حقوق بشری و ... از برخی شاخه های انحرافی در داخل همچون دراویش گنابادی، عرفان حلقه، بهاییت و دیگر فرقه های ضاله از جمله اقداماتی است که در آینده شدت بیشتری به خود خواهد گرفت.
پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکدهی «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، به مقامات کاخ سفید چنین تجویز میکند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بینالمللی و نهادهای جامعهی مدنی در ایران تسهیل شود. واشنگتن باید به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران، که بهدنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»
در سال های اخیر به وضوح مشاهده گردیده که بیگانگان و در راس آنها آمریکا، در کنار تقویت اقدامات فکری و اعتقادی فرقه های ضاله، به دنبال استفاده سیاسی از این جریانات (پیاده نظام آمریکا) و امتیاز گیری در سطوح مختلف با اهرم حقوق بشر بوده اند.
با اشاره به موارد فوق، لزوم آگاهی بخشی بیش از پیش در بدنه جامعه و خصوصا جوانان در رابطه با هدف اصلی عرفان های نوین و فرقه های جعلی به نام نفوذ فرهنگی و امنیتی که با پوشش آرامش، مدیتیشن، موفقیت، اتصال به انرژی مثبت و ... دنبال می شوند، احساس می گردد.
عرفان حلقه
یکی از عرفانهای به ظاهر بومی، عرفان «حلقه» است که به کرات به آیات قرانی هم تمسک میکنند اما اگر مبانی این فرقه استخراج شود هیچ کدام از اعتقادات این فرقه تناسبی با آموزههای اسلامی ندارد. به عبارت دیگر نه انسانشناسی و نه خداشناسی است. بنیان گذار حلقه محمدعلی طاهری است و کتاب های اصلی این گروه هم به قلم وی است؛ در کنار طاهری در هنگام شکل گیری آقای اسماعیل منصوری لاریجانی هم نقش داشت. چرا که کتاب های طاهری با مقدمه آقای منصوری به چاپ رسید. ایشان پس از دستگیری محمدعلی طاهری از وی اظهار برائت کرد. برخی مریدان این فرقه با خلط مباحثی مانند اینکه وای بر نمازگزاران جامعه ای که در آن گرسنه و درمانده ای باشد، به توجیه عدم پایبندی خود به نماز می پردازند. جالب اینجاست که یکی از شگردهای محمدعلی طاهری در جلساتش خارج کردن جن از بدن اشخاصی و یا احضار روح از طریق برخی زنان بوده است که فیلم آن نیز در وبلاگها و سایت های خبری منتشر شد اما این کار بعد از مدتی تعطیل می شود. علت آن هم افزایش اعتراضات به این موضوع بوده است که اولا چرا همیشه این امر بر روی افراد مشخصی امتحان می شود و ثانیا چرا همیشه این افراد مشخص زنان هستند!
یکی از عرفانهای به ظاهر بومی، عرفان «حلقه» است که به کرات به آیات قرانی هم تمسک میکنند اما اگر مبانی این فرقه استخراج شود هیچ کدام از اعتقادات این فرقه تناسبی با آموزههای اسلامی ندارد. به عبارت دیگر نه انسانشناسی و نه خداشناسی است. بنیان گذار حلقه محمدعلی طاهری است و کتاب های اصلی این گروه هم به قلم وی است؛ در کنار طاهری در هنگام شکل گیری آقای اسماعیل منصوری لاریجانی هم نقش داشت. چرا که کتاب های طاهری با مقدمه آقای منصوری به چاپ رسید. ایشان پس از دستگیری محمدعلی طاهری از وی اظهار برائت کرد. برخی مریدان این فرقه با خلط مباحثی مانند اینکه وای بر نمازگزاران جامعه ای که در آن گرسنه و درمانده ای باشد، به توجیه عدم پایبندی خود به نماز می پردازند. جالب اینجاست که یکی از شگردهای محمدعلی طاهری در جلساتش خارج کردن جن از بدن اشخاصی و یا احضار روح از طریق برخی زنان بوده است که فیلم آن نیز در وبلاگها و سایت های خبری منتشر شد اما این کار بعد از مدتی تعطیل می شود. علت آن هم افزایش اعتراضات به این موضوع بوده است که اولا چرا همیشه این امر بر روی افراد مشخصی امتحان می شود و ثانیا چرا همیشه این افراد مشخص زنان هستند!
وقتی در اواسط دهه هفتاد شمسی، شخصی ناشناس مدعی فرادرمانی شد، کمتر کسی به او توجهی نشان داد. همین موجب شد تا وی کمی بعدتر، مدعی راه اندازی گونه ای عرفان شود که این روزها با نام "حلقه" یا کیهانی می شناسیم. موسس این فرقه شخصی بنام"محمدعلي طاهري" است که بهره ای از اطلاعات دینی نداشته و با کمک چند خانم، که برخی از آنها مطالعات عرفانی و قرآنی داشته اند توانست این فرقه را گسترش دهد.
شروع فعالیت وی از سال 1383 بود که بعدها تلاش نمود در پوشش یک موسسه فعالیت خود را ادامه دهد. رييس اين فرقه در سال 1385 مجوز یک سازمان مردم نهاد را کسب نمود که به دلیل تخلفات گسترده، مجوز وی تمدید نگردید و تاکنون بدون هیچ گونه مجوزی در قالب یک فرقه انحرافی در حال تبلیغ و جذب نیرو می باشد.
علیرغم اینکه هیچ گونه مجوز آموزشی برای آقای طاهري صادر نشده بود؛ ولی کلاسهای گسترده ای را در تهران و چند شهر کشور فعال نمود که در برخی از این کلاسهای تا 300 هزار تومان برای 6 دوره کوتاه مدت آموزشی دریافت می کرد و از این طریق میلیون ها تومان ثروت نامشروع و غیر قانونی کسب نمود.
شروع فعالیت وی از سال 1383 بود که بعدها تلاش نمود در پوشش یک موسسه فعالیت خود را ادامه دهد. رييس اين فرقه در سال 1385 مجوز یک سازمان مردم نهاد را کسب نمود که به دلیل تخلفات گسترده، مجوز وی تمدید نگردید و تاکنون بدون هیچ گونه مجوزی در قالب یک فرقه انحرافی در حال تبلیغ و جذب نیرو می باشد.
علیرغم اینکه هیچ گونه مجوز آموزشی برای آقای طاهري صادر نشده بود؛ ولی کلاسهای گسترده ای را در تهران و چند شهر کشور فعال نمود که در برخی از این کلاسهای تا 300 هزار تومان برای 6 دوره کوتاه مدت آموزشی دریافت می کرد و از این طریق میلیون ها تومان ثروت نامشروع و غیر قانونی کسب نمود.
محمدعلي طاهري؛ مردی با گذشتهای در غبار
طاهری که چند صباحي خود را در مقام رهبری مذهبی (!) می ديد، گذشته ای نا مشخص و غبار آلود دارد. از وی اطلاع چندانی در دست نیست و همین بر دامنه ابهامات و شبهات می افزاید. نباید فراموش کرد خود نیز با سکوتش و عدم پاسخگویی، بر گرمای این اتفاق می دمد. تا کنون، دلیل عدم وضوح و شفافیت در این باره مشخص نشده است.
می توانید هر گمانی را در این باره، متصور باشید. آنچه درباره وی قطعی است، عضویت در گروه "چریک فدائی خلق" است. اگرچه وی در رتبه گردانندگان یا سران این جریان نبوده؛ اما مدتی در آن فعال بوده است.
برخی کارشناسان معتقدند، ریشه برخی باورهای وی را می توان در این سال ها و روزها جست. وجود تفکرات الحادی و دهری فرقه هرمی حلقه را می توان در این دوران دانست که سرکرده آن، تاثیرات فراوانی از مارکسیسم و تجربه گرایی الحادی پذیرفته است. در حقیقت، اساس تفکر وی را می توان در این برهه دانست که بعدها، بسط یافته و از طریق یارانش در شورای مرکزی، ظاهری اسلامی هم یافته است.
نکته قابل توجه این است که به غیر از این مورد که وی در قبال آن سکوت داشته و هرگز درباره آن صحبتی نکرده، باقی زندگی وی نیز در ابهام است. مشخص نیست فعالیت وی پیش از انقلاب اسلامی و بعد از آن به چه شکل بوده است. البته، مدعی است در دوره ای، اختراعاتی نیز داشته که در صحت و سقم آن، تردیدهایی وارد است؛ اما صحت فرضی آن هم دخلی به موضوع این فرقه ندارد چرا که عمدتا، مباحث فنی بوده است.
طاهری که چند صباحي خود را در مقام رهبری مذهبی (!) می ديد، گذشته ای نا مشخص و غبار آلود دارد. از وی اطلاع چندانی در دست نیست و همین بر دامنه ابهامات و شبهات می افزاید. نباید فراموش کرد خود نیز با سکوتش و عدم پاسخگویی، بر گرمای این اتفاق می دمد. تا کنون، دلیل عدم وضوح و شفافیت در این باره مشخص نشده است.
می توانید هر گمانی را در این باره، متصور باشید. آنچه درباره وی قطعی است، عضویت در گروه "چریک فدائی خلق" است. اگرچه وی در رتبه گردانندگان یا سران این جریان نبوده؛ اما مدتی در آن فعال بوده است.
برخی کارشناسان معتقدند، ریشه برخی باورهای وی را می توان در این سال ها و روزها جست. وجود تفکرات الحادی و دهری فرقه هرمی حلقه را می توان در این دوران دانست که سرکرده آن، تاثیرات فراوانی از مارکسیسم و تجربه گرایی الحادی پذیرفته است. در حقیقت، اساس تفکر وی را می توان در این برهه دانست که بعدها، بسط یافته و از طریق یارانش در شورای مرکزی، ظاهری اسلامی هم یافته است.
نکته قابل توجه این است که به غیر از این مورد که وی در قبال آن سکوت داشته و هرگز درباره آن صحبتی نکرده، باقی زندگی وی نیز در ابهام است. مشخص نیست فعالیت وی پیش از انقلاب اسلامی و بعد از آن به چه شکل بوده است. البته، مدعی است در دوره ای، اختراعاتی نیز داشته که در صحت و سقم آن، تردیدهایی وارد است؛ اما صحت فرضی آن هم دخلی به موضوع این فرقه ندارد چرا که عمدتا، مباحث فنی بوده است.
ادعاهاي طاهري درباره مدارك علمي
این ابهامات و غبارآلودگی هنگام بیشتر می شود که بدانیم طاهري اساساً تحصیلات مشخصی ندارد. اگرچه مریدان و یاران طاهری، وی را مهندس خطاب می کنند؛ اما معلوم نیست در کدام دانشگاه تحصیل کرده است.
برخی بر این باورند که حتی موفق به گذراندن دوره دیپلم هم نشده و فقط مدعی تحصیلات تکمیلی است. این در حالی است که گویا مدعی تحصیل در دانشگاهی در ترکیه شده است. طاهری عنوان داشته در حین تحصیل نیز به دلیل فعالیت های انقلابی (!)، از دانشگاه اخراج شده و به کشور بازگشته است.
این موضوع در حالی از سوی وی مطرح شده که اساسا دانشگاهی که از آن نام برده، در آن دوران وجود خارجی نداشته است. از سوی دیگر، چگونه مبارزی است که اقدامات انقلابی وی در هیچ سند و سازمانی به ثبت نرسیده؛ مگر در یاد و خاطره خودش؟ تا کنون، هیچ مبارز ایرانی که در ترکیه حضور داشته، او را تایید نکرده است. هیچ رسانه ای هم در آن دوران نامی از وی و این اقداماتش ثبت نکرده است. البته، نباید از خاطر برد، در حالی از تحصیل و مبارزه در ترکیه می گوید که این کشور، بهشت جاسوسان صهیونیست به شمار رفته و بسیاری از جذب های این رژیم، در این کشور صورت می گیرد.
در زمینه علوم دینی نیز با وجود مدعیات عجیب و عمدتا غیر الهی فرقه هرمی حلقه، طاهری در هیچ حوزه دینی و اسلامی تحصیل نکرده است. در حقیقت، ارتباط رسمی و جدی با نهادهای رسمی حوزوی و دینی نداشته است.
مرقومات وی نیز نشان از این دارد که هیچگاه از محضر مراجع عظام یا اساتید مطرح حوزوی یا دانشگاهی بهره نبرده است. موضوعی که منجر به این شده تا برخی نزدیکانش، مدعیات وی را حاصل شهود و دریافت های ماورایی وی کنند. و تو بخوان حدیث مفصل از این مجمل!
این ابهامات و غبارآلودگی هنگام بیشتر می شود که بدانیم طاهري اساساً تحصیلات مشخصی ندارد. اگرچه مریدان و یاران طاهری، وی را مهندس خطاب می کنند؛ اما معلوم نیست در کدام دانشگاه تحصیل کرده است.
برخی بر این باورند که حتی موفق به گذراندن دوره دیپلم هم نشده و فقط مدعی تحصیلات تکمیلی است. این در حالی است که گویا مدعی تحصیل در دانشگاهی در ترکیه شده است. طاهری عنوان داشته در حین تحصیل نیز به دلیل فعالیت های انقلابی (!)، از دانشگاه اخراج شده و به کشور بازگشته است.
این موضوع در حالی از سوی وی مطرح شده که اساسا دانشگاهی که از آن نام برده، در آن دوران وجود خارجی نداشته است. از سوی دیگر، چگونه مبارزی است که اقدامات انقلابی وی در هیچ سند و سازمانی به ثبت نرسیده؛ مگر در یاد و خاطره خودش؟ تا کنون، هیچ مبارز ایرانی که در ترکیه حضور داشته، او را تایید نکرده است. هیچ رسانه ای هم در آن دوران نامی از وی و این اقداماتش ثبت نکرده است. البته، نباید از خاطر برد، در حالی از تحصیل و مبارزه در ترکیه می گوید که این کشور، بهشت جاسوسان صهیونیست به شمار رفته و بسیاری از جذب های این رژیم، در این کشور صورت می گیرد.
در زمینه علوم دینی نیز با وجود مدعیات عجیب و عمدتا غیر الهی فرقه هرمی حلقه، طاهری در هیچ حوزه دینی و اسلامی تحصیل نکرده است. در حقیقت، ارتباط رسمی و جدی با نهادهای رسمی حوزوی و دینی نداشته است.
مرقومات وی نیز نشان از این دارد که هیچگاه از محضر مراجع عظام یا اساتید مطرح حوزوی یا دانشگاهی بهره نبرده است. موضوعی که منجر به این شده تا برخی نزدیکانش، مدعیات وی را حاصل شهود و دریافت های ماورایی وی کنند. و تو بخوان حدیث مفصل از این مجمل!