زیدیه به شاخهای از مذهب تشیع گفته میشود که به امامت زید بن علی بن الحسین(علیهالسلام) معتقدند و خود را پیرو او میدانند. به همین دلیل نیز نام خود را از نام زید بن علی (علیهالسلام) اتخاذ کردهاند. زیدیه به امامت علی(ع)، حسن(ع)، حسین(علیهالسلام) و زید بن علی و نیز هر فاطمیای که به خود دعوت کند و در ظاهر، عادل و اهل علم و شجاعت باشد و با او بر شمشیر کشیدن برای جهاد بیعت شود، قائل هستند. بنابراین تاریخ پیدایش زیدیه، پس از شهادت امام حسین(علیهالسلام) است. شیعیان پس از شهادت آن حضرت (علیهالسلام) به چند گروه تقسیم شدند. بیشتر شیعیان امامت زینالعابدین(علیهالسلام) را پذیرفتند ولی برخی محمد فرزند امام علی (علیهالسلام) ـ معروف به ابن حنفیه ـ را امام خود دانستند و به «کیسانیه» معروف شدند. گروه دیگر زیدیه بودند که اعتقاد به امامت فرد خاصی نداشتند و معتقد بودند امامت در فرزندان حضرت زهرا (سللاماللهعلیها) باقی میماند و هر یک از فرزندان آن حضرت که بتواند شرایط را برخوردار گردد ـ یکی از این شرایط خروج بر حاکم ظالم بود ـ میتواند امامت را به عهده بگیرد. زید در سال هفتاد و پنج هجری قمری در مدینه به دنیا آمد و پس از پدرش، امام زینالعابدین(ع)، شاگرد برادر بزرگتر خود امام محمد باقر(علیهالسلام) بود. وی در زمان حکومت هشام بن عبدالملک بن مروان در کوفه دست به قیام و شورش زد و در ذیالحجه سال 122 ه ق کشته شد. پس از مرگ زید بن علی (علیهالسلام) در کوفه (محرم سال 122 هجری قمری) فرزندش یحیی پرچمدار مبارزه با بنیامیه شد. قیامهای او نیز هرچند به سرکوبی منجر شد ولی مقدمات براندازی بنیامیه را فراهم کرد و پس از بنیامیه بنی عباس زمام قدرت را به دست گرفتند. مکتب فقهی آنها شباهتهایی با مذهب حنفی و نیز شیعه اثنیعشری دارد و از نظر کلامی نیز شباهتهای بسیاری با کلام معتزله دارند. آنها برخلاف شیعه اثنیعشری به عصمت امامان(علیهالسلام) معتقد نبودند و معتقد بودند هر یک از فرزندان امام حسن(علیهالسلام) یا امام حسین(علیهالسلام) میتواند به امامت برسد.
اسماعیلیه
فرقهی مذهبی اسماعیلیه برای اولین بار در نیمه دوم قرن سوم بر صحنه تاریخ اسلام ظاهر شد. مرکز این فرقه ابتدا در خوزستان بود ولی گسترش آن تا حدی بود که برخی قرن چهارم تاریخ اسلام را «سده اسماعیلیه» نامیدهاند. اسماعیلیه به طور کلی به تمام فرقههایی گفته میشود که پس از وفات امام جعفر صادق (علیهالسلام) اسماعیل، فرزند بزرگ آن حضرت را امام خود میدانستند. این عده، امامت امام موسی کاظم (علیهالسلام) را منکر بودند. تاریخ زمان مرگ اسماعیل را در زمان حیات امام صادق (علیهالسلام) معرفی میکند ولی اسماعیلیه معتقد است خبر مرگ اسماعیل تنها برای حفظ جان او بوده و او 5 سال بعد از حیات امام صادق (علیهالسلام) نیز به زندگی خود ادامه داد.
فرقهی مذهبی اسماعیلیه برای اولین بار در نیمه دوم قرن سوم بر صحنه تاریخ اسلام ظاهر شد. مرکز این فرقه ابتدا در خوزستان بود ولی گسترش آن تا حدی بود که برخی قرن چهارم تاریخ اسلام را «سده اسماعیلیه» نامیدهاند. اسماعیلیه به طور کلی به تمام فرقههایی گفته میشود که پس از وفات امام جعفر صادق (علیهالسلام) اسماعیل، فرزند بزرگ آن حضرت را امام خود میدانستند. این عده، امامت امام موسی کاظم (علیهالسلام) را منکر بودند. تاریخ زمان مرگ اسماعیل را در زمان حیات امام صادق (علیهالسلام) معرفی میکند ولی اسماعیلیه معتقد است خبر مرگ اسماعیل تنها برای حفظ جان او بوده و او 5 سال بعد از حیات امام صادق (علیهالسلام) نیز به زندگی خود ادامه داد.
البته این مسئله در میان خود اسماعیلیه نیز مورد اختلاف است و برخی از اسماعیلیه معتقدند امامت (امامت از دیدگاه آنها) با مرگ اسماعیل به محمد فرزند اسماعیل رسیده است. این اختلافات باعث تشکیل فرق دیگری در میان خود اسماعیلیه شده است. طرفداران دیدگاه دوم به نام «مبارکیه» معروف شدهاند. «قرمطیه» نیز شاخهای از اسماعیلیه است که در ناحیهای در میان کوفه و بصره ظهور کرد. جنبش مذهبی فاطمیه و حسن صباح همگی از طرفداران فرقه اسماعیلیه هستند. ناصر خسرو، شاعر و نویسنده بزرگ فارسی نیز متعلق به همین فرقه است.
یکی از نامهای اسماعیلیه «باطنیه» است. علت این نامگذاری به دلیل عقاید خاص آنهاست که معتقد بودند: هر ظاهری یک باطن دارد. تعالیم ظاهری از دیدگاه آنها مسائل فقهی است. همانطور که گفتیم، آنها امامت امام هفتم شیعه را قبول نداشته و به امامت محمد بن اسماعیل معتقد بودند. یکی از عقاید آنها این بود که بعد از محمد بن اسماعیل دوران امامت امامان مستور شروع میشود. آنها به امامت ظاهری خلفای فاطمی معتقد بودند و به آنها لقب امام میدادند. آنها پس از پایان دوره امامت مستوری به امامت حضرت مهدی(علیهالسلام) نیز معتقد بودند. اسماعیلیه نظرات خاصی نیز درباره تأویل و تفسیر آیات قرآن داشتند که برای حفظ اختصار از ذکر آنها صرف نظر میکنیم.
یکی از نامهای اسماعیلیه «باطنیه» است. علت این نامگذاری به دلیل عقاید خاص آنهاست که معتقد بودند: هر ظاهری یک باطن دارد. تعالیم ظاهری از دیدگاه آنها مسائل فقهی است. همانطور که گفتیم، آنها امامت امام هفتم شیعه را قبول نداشته و به امامت محمد بن اسماعیل معتقد بودند. یکی از عقاید آنها این بود که بعد از محمد بن اسماعیل دوران امامت امامان مستور شروع میشود. آنها به امامت ظاهری خلفای فاطمی معتقد بودند و به آنها لقب امام میدادند. آنها پس از پایان دوره امامت مستوری به امامت حضرت مهدی(علیهالسلام) نیز معتقد بودند. اسماعیلیه نظرات خاصی نیز درباره تأویل و تفسیر آیات قرآن داشتند که برای حفظ اختصار از ذکر آنها صرف نظر میکنیم.
منابع مورد استفاده از سایت تبیان و سایت مبلغان سایبری چهارده خورشید ☝️☝️
#حدیث_مهدوی
🌹"نشانه های منتظر"
🔸قال الصادق عليه السلام:
🔸من سَرَّهُ أن يَكونَ مِن أصحابِ القائِمِ فَليَنتَظِر وَليَعمَل بِالوَرَعِ ومَحاسِنِ الأَخلاقِ وهُوَ مُنتَظِرٌ...
🔸امام صادق عليه السلام :
🔸هركه دوست دارد از ياران قائم باشد، پس بايد انتظار كشد و پارسايى و اخلاق نيك را در پيش گيرد،چنین کسی منتظر حقیقی است...
📚:الغيبة للنعمانيّ : 200 / 16 عن أبي بصير
اللهم عجل لولیک الفرج
🌹"نشانه های منتظر"
🔸قال الصادق عليه السلام:
🔸من سَرَّهُ أن يَكونَ مِن أصحابِ القائِمِ فَليَنتَظِر وَليَعمَل بِالوَرَعِ ومَحاسِنِ الأَخلاقِ وهُوَ مُنتَظِرٌ...
🔸امام صادق عليه السلام :
🔸هركه دوست دارد از ياران قائم باشد، پس بايد انتظار كشد و پارسايى و اخلاق نيك را در پيش گيرد،چنین کسی منتظر حقیقی است...
📚:الغيبة للنعمانيّ : 200 / 16 عن أبي بصير
اللهم عجل لولیک الفرج
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تأکید فوق العاده رهبری بر بصیرت
رهبرمعظم انقلاب در روزهای اخیر هشدارهای گوناگونی را در خصوص پروژه نفوذ دشمن اعلام کردند. ایشان در یکی از بیانات خود در خصوص نفوذ فرهنگی و اعتقادی فرمودند: « یکی از راههای ورود و نفوذ -که حالا در مورد نفوذ هم یک کلمهای عرض خواهم کرد؛ ما همینطور مدام دربارهی نفوذ دشمن تکرار میکنیم، تأکید میکنیم- ایجاد خلل در باورها است؛ باور انقلابی، باور دینی. در معرفتهای انقلابی و دینی اختلال ایجاد میکنند؛ رخنه کردن در اینها است. و از همهی طرق هم استفاده میکنند و آدمهای گوناگونی هم دارند؛ استاد دانشگاه هم دارند، فعّال دانشجویی هم دارند، نخبهی فکری و علمی هم دارند؛ همهجور آدمی برای ایجاد این رخنهها هستند.»
جریان های نوظهور اعتقادی و فرقه های جعلی که امروزه با دست اندازی و تحریف اصل و مبانی فکری اسلام، در داخل توسط مهره های بیگانگان مدیریت می شوند، یکی از شاخه های نفوذ فرهنگی و امنیتی دشمن به شمار می آیند.
برنامه ریزی، شخصیت سازی، پوشش رسانه ای، تجهیز سخت افزاری و مالی، پشتیبانی فکری، حمایت حقوق بشری و ... از برخی شاخه های انحرافی در داخل همچون دراویش گنابادی، عرفان حلقه، بهاییت و دیگر فرقه های ضاله از جمله اقداماتی است که در آینده شدت بیشتری به خود خواهد گرفت.
پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکدهی «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، به مقامات کاخ سفید چنین تجویز میکند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بینالمللی و نهادهای جامعهی مدنی در ایران تسهیل شود. واشنگتن باید به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران، که بهدنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»
در سال های اخیر به وضوح مشاهده گردیده که بیگانگان و در راس آنها آمریکا، در کنار تقویت اقدامات فکری و اعتقادی فرقه های ضاله، به دنبال استفاده سیاسی از این جریانات (پیاده نظام آمریکا) و امتیاز گیری در سطوح مختلف با اهرم حقوق بشر بوده اند.
با اشاره به موارد فوق، لزوم آگاهی بخشی بیش از پیش در بدنه جامعه و خصوصا جوانان در رابطه با هدف اصلی عرفان های نوین و فرقه های جعلی به نام نفوذ فرهنگی و امنیتی که با پوشش آرامش، مدیتیشن، موفقیت، اتصال به انرژی مثبت و ... دنبال می شوند، احساس می گردد.
جریان های نوظهور اعتقادی و فرقه های جعلی که امروزه با دست اندازی و تحریف اصل و مبانی فکری اسلام، در داخل توسط مهره های بیگانگان مدیریت می شوند، یکی از شاخه های نفوذ فرهنگی و امنیتی دشمن به شمار می آیند.
برنامه ریزی، شخصیت سازی، پوشش رسانه ای، تجهیز سخت افزاری و مالی، پشتیبانی فکری، حمایت حقوق بشری و ... از برخی شاخه های انحرافی در داخل همچون دراویش گنابادی، عرفان حلقه، بهاییت و دیگر فرقه های ضاله از جمله اقداماتی است که در آینده شدت بیشتری به خود خواهد گرفت.
پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکدهی «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، به مقامات کاخ سفید چنین تجویز میکند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بینالمللی و نهادهای جامعهی مدنی در ایران تسهیل شود. واشنگتن باید به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران، که بهدنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»
در سال های اخیر به وضوح مشاهده گردیده که بیگانگان و در راس آنها آمریکا، در کنار تقویت اقدامات فکری و اعتقادی فرقه های ضاله، به دنبال استفاده سیاسی از این جریانات (پیاده نظام آمریکا) و امتیاز گیری در سطوح مختلف با اهرم حقوق بشر بوده اند.
با اشاره به موارد فوق، لزوم آگاهی بخشی بیش از پیش در بدنه جامعه و خصوصا جوانان در رابطه با هدف اصلی عرفان های نوین و فرقه های جعلی به نام نفوذ فرهنگی و امنیتی که با پوشش آرامش، مدیتیشن، موفقیت، اتصال به انرژی مثبت و ... دنبال می شوند، احساس می گردد.
عرفان حلقه
یکی از عرفانهای به ظاهر بومی، عرفان «حلقه» است که به کرات به آیات قرانی هم تمسک میکنند اما اگر مبانی این فرقه استخراج شود هیچ کدام از اعتقادات این فرقه تناسبی با آموزههای اسلامی ندارد. به عبارت دیگر نه انسانشناسی و نه خداشناسی است. بنیان گذار حلقه محمدعلی طاهری است و کتاب های اصلی این گروه هم به قلم وی است؛ در کنار طاهری در هنگام شکل گیری آقای اسماعیل منصوری لاریجانی هم نقش داشت. چرا که کتاب های طاهری با مقدمه آقای منصوری به چاپ رسید. ایشان پس از دستگیری محمدعلی طاهری از وی اظهار برائت کرد. برخی مریدان این فرقه با خلط مباحثی مانند اینکه وای بر نمازگزاران جامعه ای که در آن گرسنه و درمانده ای باشد، به توجیه عدم پایبندی خود به نماز می پردازند. جالب اینجاست که یکی از شگردهای محمدعلی طاهری در جلساتش خارج کردن جن از بدن اشخاصی و یا احضار روح از طریق برخی زنان بوده است که فیلم آن نیز در وبلاگها و سایت های خبری منتشر شد اما این کار بعد از مدتی تعطیل می شود. علت آن هم افزایش اعتراضات به این موضوع بوده است که اولا چرا همیشه این امر بر روی افراد مشخصی امتحان می شود و ثانیا چرا همیشه این افراد مشخص زنان هستند!
یکی از عرفانهای به ظاهر بومی، عرفان «حلقه» است که به کرات به آیات قرانی هم تمسک میکنند اما اگر مبانی این فرقه استخراج شود هیچ کدام از اعتقادات این فرقه تناسبی با آموزههای اسلامی ندارد. به عبارت دیگر نه انسانشناسی و نه خداشناسی است. بنیان گذار حلقه محمدعلی طاهری است و کتاب های اصلی این گروه هم به قلم وی است؛ در کنار طاهری در هنگام شکل گیری آقای اسماعیل منصوری لاریجانی هم نقش داشت. چرا که کتاب های طاهری با مقدمه آقای منصوری به چاپ رسید. ایشان پس از دستگیری محمدعلی طاهری از وی اظهار برائت کرد. برخی مریدان این فرقه با خلط مباحثی مانند اینکه وای بر نمازگزاران جامعه ای که در آن گرسنه و درمانده ای باشد، به توجیه عدم پایبندی خود به نماز می پردازند. جالب اینجاست که یکی از شگردهای محمدعلی طاهری در جلساتش خارج کردن جن از بدن اشخاصی و یا احضار روح از طریق برخی زنان بوده است که فیلم آن نیز در وبلاگها و سایت های خبری منتشر شد اما این کار بعد از مدتی تعطیل می شود. علت آن هم افزایش اعتراضات به این موضوع بوده است که اولا چرا همیشه این امر بر روی افراد مشخصی امتحان می شود و ثانیا چرا همیشه این افراد مشخص زنان هستند!