مباحث اعتقادی خادمین شهدا
9 subscribers
5.35K photos
1.06K videos
33 files
1.39K links
ادمین کانال
@montazer_61


لینک کانال

https://t.me/khadmin61
Download Telegram
آشنایی با مدعیان دروغین و فرقه های گمراه کننده قسمت دوازدهم - فرقه تصوف (صوفیه) بصورت خیلی خلاصه--- گروه مباحث اعتقادی و مذهبی خادمین شهدا
✨تقابل غرب با خط اصیل اسلامی تا کجاست؟
👈🏻👈🏻از فرقه سازی تا ترویج عرفان های شیطانی
💥💥تشکیل فرقه های گوناگونی همچون بهاییت، صوفیه، عرفان حلقه، اکنکار، شیطان پرستی، بودیسم، سای بابا، رام الله، اوشو، یوگا، انرژی درمانی، کوئیلو، TSM و ... همگی نقشه های طراحی شده دشمن برای تحریف در خط اصیل اسلامی و تشیع جامعه می باشد که هر روز با یک رنگ و لعاب متفاوت و هدف واحد بروز و ظهور میکند.
تصوف چیست و صوفی کیست؟ واژه «تصوف» بنا بر اظهر احتمالات از واژه «صوف» گرفته شده است و از لغات مستحدثه به معنی «پشمینه پوشی» به عنوان نمادی از زندگی سخت و دوری از تن پروری و لذت پرستی می باشد. یکی از مؤلفان «تاریخ تصوف در اسلام» پس از نقل اقوال و عقاید مسلمانان و بعضی از از مستشرقین درباره اصل و اشتقاق کلمه «صوفی» و «متصوف»، نتیجه گرفته است که نزدیک ترین قول ها به عقل و منطق و موازین لغت این است که (صوفی) کلمه ای است عربی و مشتق از لغت «صوف»; یعنی پشم. وجه تسمیه زهّاد و مرتاضین قرون اول اسلام به «صوفی» آن است که لباس پشمینه خشنی می پوشیدند و نیز لغت «تصوف» مصدر باب تفعّل و معنای آن پشمینه پوشیدن است، همان طور که «تقمّص» به معنی پیراهن پوشیدن است.
درباره معنی «تصوف» و این که به چه کسی «صوفی» می گویند، باید اعتراف کرد که یک تعریف جامع که طریقه و روش صوفیه را که در برگرفته و مورد قبول همگان باشد، یافت نمی گردد.
گویند: «ابو منصور عبدالقادر» (متوفی 429 هـ ق) در بغداد بر حسب حروف ابجد و با توجه به تالیفات بزرگان صوفیه، در حدود یک هزار تعریف درباره تصوف و صوفیه و نظریات آنان، جمع آوری کرده است، البته مشایخ صوفیه صدها تعریف برای تصوف و معنی «صوفی» ذکر کرده اند و از هر کدام از اقطاب و رؤسای این فرقه چند تعریف درباره تصوف نقل شده است; از این مطلب آشکار می گردد که تا چه اندازه تباین و اختلاف در فروع نظریه تصوف وجود دارد و به قول «ابو سعید بن اعرابی صوفی» (م. 340 هـ.ق) صوفیه قائل به جمع بودند; اما صورت این جمع نزد هر دسته از آنان بر خلاف آن چه بوده که در نزد دیگری است و با این ترتیب در اسماء متفق و در معانی مختلف بودند.
با وجود همه این تعریفات، تا به حال نتوانسته اند یک تعریف جامع برای «تصوف» بیان کنند و خود این همه اختلاف و مغایرت که در تعاریف آن ها وجود دارد، کاشف از این است که هر کدام، مفهوم جداگانه ای برای تصوف و صوفی قائل بوده اند و لذا باید گفت: تصوف یک مذهب خاص و منظم و محدود نیست. بلکه یک طریقه التقاطی است که از به هم آمیخن عقاید و افکار گوناگون به وجود آمده است. به همین جهت حد و حصاری ندارد و در طی قرون و اعصار با مقتضیات و شرایط و افکار هر دوره تغییر شکل می دهد.
حدود اوائل قرن دوم هجری کم کم کلمه «صوفی» و طریقه تصوف شنیده شد که خود را سالکان طریق حق وعارفان الهی می دانستند؛ اما عرفان آنها با مبانی طریقتی ائمه هدی سازگاری و مطابقت نداشت. عرفان ناب اسلامی ـ شیعی ریشه در آموزه های ثقلین داشته و دارد؛ یعنی منشأ آن قرآن و سنت (قولی، فعلی و تقریری) معصومین (علیهم السلام) است، اما تصوف ریشه ای التقاطی داشته که هم از آموزه های نوافلاطونیان و هم نحله های معنوی مسیحی و حتی شبه عرفان های هندی و شرقی وام گرفته بود.
عدم سنخیت تصوف با تشیع و عدم ارتباط آنان با اهل بیت (علیهم السلام)
بر اثر انشعابات متعدد مشرب تصوف، فرقه های مختلفی بوجود آمد که هر دسته و فرقه در صدد حفظ موقعیت خود در برابر فرقه های دیگر و علمای مکتب اهل بیت (علیهم السلام) برمی آمد. بر این اساس هر کدام سعی کردند برای جبران مافات و جلوگیری از ازبین رفتن، به ظاهر سلسله مشایخ خود را به نحوی به ائمه اهلبیت (علیهم السلام) و یا به یکی از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله ) و یا معصومین برسانند! چنانکه اشاره شد، حقیقت آن است که تصوف از ابتدا جریانی بدلی به موازات حرکت مکتب اهل بیت(علیهم السلام) بوده است (ر ک: شناخت قرآن، سید علی کمالی دزفولی، بخش مکتب تفسیری متصوفه)
که معصومین(علیهم السلام) بارها به صراحت خطر آنها را گوشزد کرده و طریقه آنها را مخالف راه و روش حقه خود دانسته اند؛ پس بدیهی است که متصوفه در برهه هایی از تاریخ (درست مانند این زمان)، شرط ادامه حیات خود را در این تشخیص دهند که هم حدود و مرزهای عرفان و تصوف را با یکدیگر خلط کنند و هم خود را به ائمه و شاگردان آنها منسوب نمایند! اما واقع امر، عدم همبستگی و سنخیت میان تشیع و تصوف را گزارش می کند. تصوف از تشیع کاملا جدا و بیگانه است زیرا اصول و قواعد تصوف با تشیع در تضاد آشکار می باشد. مطالعات و تحقیقات در احوال و تراجم و مشایخ صوفیه روشن می نماید که اقطاب و مشایخ اولیه و سرسلسله های بزرگ آنها همگی از اهل سنت بوده اند و تاریخ به ما می گوید که تا قبل از روی کار آمدن دولت صفویه هیچ قطب صوفی را نمی توان پیدا کرد که شیعه و پیرو اهل بیت بوده باشد (عرفان و تصوف، داود الهامی، ص 316). ب)
درویش
« درویش» در لغت به معنای گدا وسائل است و در اصطلاح سالکان متصوفه و اعضای سلاسل آنها را عموما درویش و فقیر و صوفی می خوانند. واژه «درویش» و «شاه» در اول و آخر نام مشاهیر و مشایخ صوفیه نیز استعمال می شود مانند «درویش صالح علیشاه».
درباره صوفيه و اعتقادات آنها
مسلكی است كه با مذهب آمیخته است و طرفداران این مسلك عقیده دارند كه دراین طریقه بهترین راه برای رسیدن به حق می باشد و انسان پس از تامل و تفكر و تجربه و مشاهده و سیر و سلوك می تواند به مقصود نهایی و مطلوب اصلی خود برسد.در مورد تاریخ پیدایش صوفیه اقوال مختلفی وجود دارد برخی گفته اند كه از نیمه ی اول قرن دوم هجری در میان جامعه ی اسلامی پدید آمد؛ ولی صحیح ترین آنها این است كه از أواخر قرن اول هجری و توسط حسن بصری بنیان گذاری شده است.[1] اولین فردی كه رسما صوفی نام گرفت، فردی به نام ابوهاشم كوفی بود.[2] هرچند زمینه های تولد چنین جریانی را فردی به نام حسن بصری سالها پیش از او پدید آورده بود.[3]
تصوف در ابتدا عبارت بود از زهدی مفرط و خشن كه عبادتهای شاق و طاقت فرسا و كناره گیری و گوشه نشینی را نیز باخود همراه داشت.[4] امامان معصوم علیهم السلام از همان ابتدا با همین نوع از تصوف نیز به دلیل منافات داشتن با روح اسلام ناب به مخالفت برخاسته و صراحتا این جریان و سران آن را مورد رد و انكار قرار دادند،[5][6]
ولی تصوف رفته رفته از چنین حالتی فاصله گرفته و با درآمیختن با فرهنگ ها و عقائد و آداب دیگر نحله ها[7]، آكنده شد از انحرافات، كژرویها و آداب و رسوم خود ساخته و غیر دینی كه اعتراض عالمان و عارفان حقیقی را برانگیخت و سبب طرد و انزوای صوفیان از اجتماع اسلامی گشت، هر چند در این میان عرفان و عرفای حقیقی نیز توسط برخی جاهلان متعصب متهم به تصوف شده و مورد بی مهری قرار گرفتند.[8]
بعدها امیری مسیحی برای صوفیان مكانی ساخت كه آن را خانقاه نامیدند.[9] صوفیان با دست كشیدن از كار و زندگی، در خانقاه ها گرد آمدند و روزگار خود را به رقص سماع و شطح گویی و ذكرهای خود ساخته و مرید و مراد بازی های بی ثمر گذراندند و چه مفاسد و انحرافاتی كه در این خانقاه ها و در میان حلقه های صوفیانه روی نداد. چنانكه مرحوم دكتر زرینكوب می نویسد:
... صوفیان جمال برتر را با ویژگی های مردانه ، یعنی قدرت و غیرت، ترسیم می كردند. به علاوه این تصویر انعكاسی از تمایلات هم جنس بازی بود كه صوفیان به مرور زمان در خلال زندگی خانه به دوشی خود پیدا كرده بودند، زیرا هم جنس بازی در میان صوفیان خانقاهی رسم نامعمولی نبود. حتی گفته میشود شعرای صوفی مانند سنائی، اوحدالدین كرمانی و عراقی تمایلی به عشق یونانی داشتند.[10] ادامه 👇👇👇
این جریان بعدها نیز دچار دگرگونی ها و تحولات بیشتری شد و در درون خود نیز به فرقه ها و دسته های بسیاری منشعب گشت كه هر كدام خود را حق می دانست و دیگر فرقه ها را باطل می خواند. امروزه نیز فرقه های مختلف صوفیه كما بیش در جوامع اسلامی از جمله كشور ما فعال بوده و سران این فرقه ها با روشها و شگردهای خاص خود سعی در جذب جوانان و مرید سازی آنان در جهت كسب منافع شخصی خود دارند. 1- عارف و صوفی چه میگویند؟، میرزا جواد تهرانی، ص 3 2- برای اطلاعات بیشتردر مورد وی رك:تصوف در یكصد پرسش و پاسخ، عبدالباقی گولپینارلی، ص30؛ نیز نفحات الآنس جامی ص27 3-برای اطلاعات بیشتر در مورد وی رك: حسن بصری، چهره جنجالی تصوف، مهدی عمادی 4-ذهبیه تصوف علمی-آثار ادبی ، اسدالله خاوری، ص 11 5-برای اطلاع از نمونه هایی ازین رد و انكارها رك:تصوف در یكصد پرسش و پاسخ، گولپینارلی، ص30به بعد 6-اثنی عشریه، شیخ حر عاملی، ص 22 7-گزارشی از منابع دخیل در تصوف را میتوانید در كتاب جستجو در تصوف ایران، دكتر زرینكوب 8-فلسفه ی عرفان، یحیی یثربی ص171 به بعد 9- نفحات الانس، جامی، ص27 10- تصوف ایرانی در منظر تاریخی آن،عبدالحسین زرینكوب، ص59
برخی از عقاید تصوف:
1.شریعت وطریقت: شریعت برای سالكان الی الله وسیله رسیدن به كمال می باشد و آنگاه كه سالك به مرتبه كمال و شهود و وصول به حق رسید ، تكالیف شرعیه از او ساقط می شوند ، چون شریعت ظاهر و پوسته دین است و مغز و باطن آن طریقت است كه عبارت است از ترك دنیا، دوام ذكر، توجه به مبداء هستی ...
2. اباحه گری: مشكل دیگر بسیاری از فرقه های صوفیه، مسأله تساهل و تسامح و اباحی گری است. سماع و آواز و غنا و آسیبهای اخلاقی و انحرافهای جنسی و فاصله گرفتن از شریعت نیز زاییده این انحراف بنیادین است و اصولاً برخی از گروندگان به تصوف نیز به همین جهت خود را منحرف ساخته اند.
3. پشمینه پوشی: انحراف دیگر برخی از صوفیان، پشمینه پوشی آنهاست كه در اواخر قرن دوم هجری در میان مسلمانان رواج یافت و به همین جهت، نام صوفی بر آنها نهاده شد. پیامبر اكرم(ص) در سفارش هایش به ابوذر غفاری فرمود: «در آخر الزمان، جماعتی خواهند بود كه در تابستان و زمستان، پشم پوشند و گمان كنند كه ایشان را به سبب این پشم پوشیدن، فضل و زیادی بر دیگران است. ملائكه آسمان و زمین، این گروه را لعنت می كنند.» (بحارالانوار، ج ۷۷ ، ص ۹۳ ) صوفیان معاصر، گرچه كمتر اهل پشمینه هستند، لكن ماهیت انحرافی را همچنان دارند.
4. كشف و شهودهای شیطانی: انحراف و بدعت دیگر صوفیان است. بر اهل فن پوشیده نیست كه كشف و شهود و اشراق بر دو نوع است، گاهی همچون رؤیاهای صادقه، شهود الهی و ربانی و قابل اعتمادند لكن در بسیاری از مواقع در اثر عواملی، شهود كاذب و شیطانی محقق می یابد. به همین دلیل، نمی توان بر مكاشفات منقول از صوفیان، مهر صحت نهاد و به تعبیر همه عارفان اصیل، برای تشخیص مشاهدات الهی از مشاهدات شیطانی باید به سراغ كشف معصوم یعنی قرآن و سنت رفت. بنابراین، توصیه ها و ارشادات قطب و مرشد هیچ گونه حجیتی ندارد، مگر اینكه مستند به قرآن و سنت باشد یعنی اقطاب باید قدرت اجتهاد و استنباط از متون دینی را داشته باشند تا معیار تمییز شهود الهی از شهود شیطانی را در اختیار داشته باشند، در حالی كه اقطاب و شیوخ صوفیه فاقد این ویژگی هستند.
آداب و اصطلاحات تصوف:
1.ریاضت: یعنی ترك همه خواسته های نفسانی از جمله ؛ همسر ، فرزند ، خانه و كاشانه و غذاهای مطبوع و به تعبیر دیگر كشتن نفس را ریاضت می گویند.
2. خانگاه: به محل استقرار و جتماع و اجرای مراسمات صوفیانه گفته می شود ، كه در خانگاه خانه ای برای قطب و مرشد و محلی برای مراسم چله نشینی و سماع و وجد در نظر گرفته می شود.
3. قطب، پیر و مرشد ،‌لقب هستند برای كسی كه سرپرستی سالك را قبول دارد .
4. سماع: مراسمی است كه یك نفر می خواند و دیگران می شنود حال یا به صورت جمعی و یا به صورت دف و نی ، سروده ای خانده می شود كه همراه با رقص و وجد است.
5. شطحیات : صوفیان در حال وجد بی خود شده و مطالبی می ویند كه به آن شطح گفته می شود و ادعا می كنند با خداوند متحد شده و از شریعت بی نیاز شده اند . ( یعنی به احكام و دستورات الهی نیازی ندارند)
صوفیه از دیدگاه روایات:
در روایات اسلامی نقد های تند و شدیدی نسبت به صوفیه شده است. امام رضا(ع) : كسی كه نزد او صوفیه ذكر شود و آنها را به زبان و به دل انكار نكند از ما نیست ، و كسی كه آنها را انكار كند گویا با رسول خدا (ص) قیام كرده است.( مستدرك الوسایل ج 12 ص 223)
امام علی النقی (ع) صوفیان نصاری و مجوس این امت هستند.( حدیقه الشیعه ص 602 مقدس اردبیلی)
مذاهب اسلامی در سه موضوع اعتقادات، احكام(فقه) و اخلاق و عرفان دچار اختلافات فراوانی شدند و این سبب شده است تا فرقه های متعددی پدید آید. مذاهب كلامی از مباحث اعتقادات، مذاهب فقهی از مباحث فقهی و مذاهب صوفی از مباحث اخلاقی شكل گرفته اند.
مذاهب صوفی مختص جهان اسلام دانست و صوفی غیر مسلمان وجود ندارد. تمامی مباحث و ریشه تصوف در قرن های دوم و سوم در اسلام مطرح شده است و امروز نزدیك به صد فرقه صوفی و جمعیتی بالغ بر 450 میلیون نفر در جهان وجود دارد. تصوف تنها اختصاص به اهل سنت ندارد و برخی از شیعیان هم صوفی هستند. در حال حاضر نزدیك به 370 میلیون نفر صوفی اهل سنت و بیست میلیون نفر صوفی شیعه در جهان اسلام وجود دارد.
فرقه های صوفی اهل سنت: فرقه قادریه(طرفداران عبدالقادرگیلانی) بزرگ‌ترین فرقه صوفی اهل سنت است و از كشور مغرب تا اندونزی پیرو و طرفدار دارد. اهل سنت غرب ایران(كردستان و نواحی غربی كشور) اكثرا صوفی قادری هستند. یكی دیگر از فرقه های صوفی، فرقه نقشبندیه (طرفداران خواجه بهاءالدین نقش بند) است. این فرقه در قرن های هشتم ونهم در شبه قاره هند ایجاد شده است و تأثیر چشمگیری در این شبه قاره و آسیای میانه داشته است. غالب تفكر تركمن های ایران، تفكر و مذهب صوفی نقشبندیه است.
فرقه های صوفی شیعه: فعال ترین فرقه صوفی شیعه گنابادی ها هستند كه از شاه نعمت الله ولی منشعب شده اند. این فرقه در حال حاضر نزدیك به سه الی چهار میلیون نفر در ایران (درشهر های تهران، گناباد، مشهد، یزد، بروجرد و بجنورد) پیرو دارد. یكی دیگر از فرقه های صوفی شیعه شاه نعمت اللهیه است؛ طرفداران این فرقه در كرمان هستند و فعالیت چشمگیری ندارند. فرقه نوربخشیه (طرفداران سید محمد نوربخش) یكی دیگر از فرقه های صوفی شیعه است كه در قرن هشتم شكل گرفته است. طرفداران این فرقه در تهران هستند و در حال حاضر این فرقه در شمال پاكستان نزدیك به پنجاه هزار نفر پیرو دارد.
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر علامه طباطبایی درباره صوفیان - —- گروه مباحث اعتقادی و مذهبی خادمین شهدا
پیش بینی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از ظهور صوفیه و برپایی مجالس سماع. منبع:سفينة البحار، ج‏5، ص: ....200
نظر مراجع عظام تقلید در مورد صوفیه
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای: شرکت کردن در مجالس صوفیه و انجام اعمال و گفتن اذکار آنان و حضور در خانقاه آنها جایز نیست و کسانی که اوامر و نواهی قرآن کریم را قبول داشته و به امامت ائمه معتقدند چه بهتر است که اسم جداگانه را که لازم نیست بلکه مضر است کنار گذاشته و در جماعت عظیم ملت بزرگ و مسلمان خود منسلک باشد. * حضرت آیت‌ الله العظمی گلپایگانی: مجالست با فرقه‌های ضاله حرام است و شرکت در مجالس آنها حرام است توضیح اینکه مجالست در مجالس آنها ولو و در تحت عناوین اسلامی مثل قرائت قرآن و ختم انعام و غیره باشد حرام است و هر چیزی که تقویت آنها به حساب آید حرام است. * حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی: تمامی فرقه‌های صوفیه دارای انحرافاتی هستند و شرکت در فعالیت‌های آنان و کمک به اهدافشان جایز نیست. تمام فرقه‌های صوفیه دارای انحرافاتی هستند و خوشبختانه بعد از انقلاب اسلامی بسیاری از مراکز آنان تعطیل شد. مسئولین محترم هم نباید اجازه تاسیس یا تعمیر خانقاه تحت هر اسم و عنوانی به آنها بدهند. * حضرت آیت الله العظمی سیستانی: اجتناب از حضور در مجامع آنان و دور کردن مردم از آنها لازم است.
*حضرت آیت‌العظمی فاضل لنکرانی: معبد مسلمان مسجد است و رفتن به خانقاه اگر بر این باشد که گمان کند آنجا خصوصیت و شرافتی بر سایر امکنه دارد صحیح نیست بلکه اگر به این عنوان بروند که آنجا شرعا پایگاه ذکر و مدح و منقبت است حرام می‌باشد. لذا بر عموم مسلمانان است که برای امور عبادی،‌مذهبی و اعیاد موالید ائمه در مساجد اجتماع کنند که «انما یعمر مساجد الله من آمن بالله» و شما هم در مقابله با این حرکت طبق شرایط و مراحل امر به معروف و نهی از منکر عمل کنید.
* حضرت آیت‌الله العظمی بهجت: هر عنوانی که سبب تشکیل حزب و گروهی شود که مولد فرقه‌ای از 72 فرقه شود باطل است و تاسیس و ترویج آن جایز نیست.
تاسیس و ترویج اماکن و مجالس فرقه‌های صوفیه کاملا جایز نیست و نهی از منکر و جلوگیری آنها با احراز شرایط امر به معروف و برهمگان واجب است.
* حضرت آیت‌آلله العظمی نوری همدانی: شرکت در مجالس ذکرو دعای فرقه‌های صوفیه و کمک مادی و معنوی در ساخت و عمران اماکن آنها همچون خانقاه و حسینه و نامهایی از این قبیل که ویژه عبادت این فرقه ساخته می‌شود جایز نیست.
* حضرت آیت‌الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی در صفحه 183 از تعلیقات جلد اول احقاق الحق می‌نویسد: حقیقتاً مصیبت صوفیه برعلیه اسلام در نزد من از بزرگترین مصیبت‌است که ارکان اسلام بواسطه این مصیبت منهدم و بنیان اسلام از هم پاشیده وامصیبتا از این همه غفلت و سکوت مردم.
* علامه سید محمد حسین طباطبایی رحمت الله علیه : این گروه صوفیه طریقت را در مقابل شریعت قرار داده‌اند در حالی که طریقت هرگز نمی‌تواند درمقابل شریعت قرار گیرد.
چند نقد از علماءبزرگ بر صوفیه
آیت اللّه سیّد شهاب‏الدّین مرعشى نجفى در تعلیقات جلد اول احقاق الحق مى‏نویسد:
به نظر من مصیبت صوفیه بر اسلام از بزرگترین مصیبتها است که ارکان و بنیان اسلام را منهدم مى‏کند و ظاهر شد بر من بعد از فحص زیاد و گردش در کلمات آنها و تامل در مطالبشان و نشست با رؤساى فرقه‏ شان اینکه از رهبانان نصارا تاثیر پذیرفته‏ اند سپس به بعضى از شیعیان نیز سرایت کرده و کار به جائى رسید که سنگ روى سنگ باقى نگذاشتند همه نصوص قرآن و روایت را تأویل کرده‏اند و با احکام فطرى عقلى مخالفت کردند و بر وردهائى که بوى کفر مى‏داد مداومت کرده و آن را ذکر خفى قلبى نامیدند و بعضى از آنها ادعا کردند که ما با خدا حالاتى داریم که او ما میشود و ما او میشویم خلاصه اینکه شیوخ تصوف و بناى خانقاه‏ها در قرن چهارم بود و لباس مخصوص اسلامى پوشیدند و آن را علم و شاخه‏اى براى فرقه خود قرار دادند و توسعه دادند تصوف را تأویلات و کشفهاى خیالى و اوهام و کتب متعددی نیز تألیف کردند و مردم را اغفال کردند و انشاء اللّه خداوند ما و شما را از این گروه دور بدارد.
ازملا احمد نراقى: کلام تندى در مذمت صوفیه آمده که به برخى فقط اشاره مى‏شود:
صوفیه گاهى با کلامى از توحید و یا شعرى از عشق خود را به زمین مى‏اندازند با این حال ایشان را از حقیقت توحید و محبت خدا مطلقا اطلاعى نیست و چنان پندارند که با این حرکات تارک دنیا و درویش مى‏شوند.
علامه محمّدباقر مجلسى: در رساله اعتقادات خود مطالب زیادى در ذمّ تصوف آورده. مثلا فرموده:از جمله بدعتهاى صوفیه ذکر جلى است که آوازه خوانى و زمزمه کنند به اشعارو مانند... صدا کنند و خدا را با دم گرفتن و کف زدن و هٍٍو حق گفتن عبادت کنند و گمان مى‏کنند عبادتى مانند این دو بدعت نیست.وما کان صلواتهم الا مکاء و تصدیه» و در آخر مى‏ نویسد پدرم نیز صریحا از ایشان بیزارى مى‏جست و در عقائد باطله ایشان را تکفیر مى‏نمود و من بهتر آگاهم به طریقه پدرم
شهید ثانى: در رساله علم درایه در پایان می نویسد: صوفیه براى جذب قلوب مردم به مواعظ خود احادیث دروغ جعل مى‏کنند. و در کتاب منیه المریدش مى‏فرماید: مراد از این حدیث پیغمبر که فرموده «اذا مررتم فى ریاض الجنة فارتعوا قالوا یا رسول اللّه و ما ریاض الجنّة قال حلق الذکر قال هى مجالس الحلال و الحرام» مجالس علم است نه آنچه صوفى از خود بدعت کرده ‏اند.
طریقت گمراهی