مباحث اعتقادی خادمین شهدا
9 subscribers
5.35K photos
1.06K videos
33 files
1.39K links
ادمین کانال
@montazer_61


لینک کانال

https://t.me/khadmin61
Download Telegram
✔️اعتقادات انجمن حجتیه

✅بزرگ نمایى و جلوه‏دادن بهائیت به عنوان دشمن اصلى،‏ اصلی ترین ويژگي انجمن به حساب می آید، در اين زمينه شیخ حلبى تأکید مى‏کرد: «امروز امام زمان‏علیه السلام از کسى جز این خدمت را نمى‏پذیرد و چیزى جز این انتظار ندارد. به خدا قسم! امروز تکلیف شرعى و دینى همه ما آن است که با بهائیت مبارزه کنیم.»

✅اما شاید نکته ای که کمتر به آن توجه شده باشد، تناقض عقیده و عملکرد این انجمن است. یعنی در حالی که نخست وزیر و بسیاری از اعضای هیئت دولت و نزدیکان دربار بهایی هستند، نمی توانید انتقادی را نسبت به دربار از سوی انجمن بیابید.
حتی اعضایی که به نحوی به رژیم سلطنت اعتراض می کردند، بر اساس تبصره دوم انجمن بلافاصله به نحوی طرد می شدند، چراکه به زعم آنان، اسلام تنها دین عبادت است و دخالت در سیاست، زیبنده پیشوایان دینى نیست.

✅برخی از اعتقادات انجمن بدین شرح بود:
1. با توجه به تبصره 2 از ماده دوم كه در سال 1335 تدوين و تصويب شد به هيچ وجه انجمن در امور سياسي مداخله نخواهد داشت چون كه دخالت در سياست زيبنده پيشوايان ديني نيست.
2. مرحوم حلبي تأكيد مي كرد كه دشمن اصلي اسلام بهائيت است. و امروز تكليف شرعي و ديني همه ما آن است كه با بهائيت مبارزه كنيم.
3. قبل از امام زمان (عج) هر پرچمي كه بلند شود در ضلالت است و به شكست مي انجامد (تمسك به روايات رأيت) بايد منتظر بود تا خود حضرت بيايند.
4. تشكيل حكومت خالص در زمان امام مهدي (عج) است: استناد به روايت امام صادق ـ عليه السّلام ـ كه مي فرمايد: "ما خرج و لا يخرج منا اهل البيت الي قيام قائمنا احد ليدفع ظلما او ينعش حقا الا اصطلمة البلية و كان قيامه زيادة في مكر و هنا و شيعتنا".
5. بايد گناه و ستم و معصيت به اوج خود برسد تا زمينه قيام آن حضرت فراهم شود و حضرت بيايند.
6. جهاد در دوران غيبت معنا ندارد، گفتار مرحوم حلبي: شيعه مي گويد در عصر غيبت امام زمان (عج) جهاد نيست چرا و پاسخ مي دهد چون كه حاكم اسلامي بايد معصوم باشد مصداق پيدا نكرده است.
7. تقيه را در مقابل مبارزه قرار مي دادند و معتقد بودند كه مبارزه هدر دادن نيروهاست.
8. در عصر غيبت تمام مسئوليتها و وظايف يك انسان مسلمان، انتظار است و نديدن امام معصوم از بزرگترين مصيبت هاست .
9. بهايي ها وجود امام زمان (عج) را منكرند، انجمني ها آثار وجودي حضرت را نفي مي كنند.
10. يكي ديگر از برخوردها و روش هاي انجمن كه پس از پيروزي انقلاب و حتي هم اكنون به آن دامن مي زنند بحث اختلاف شيعه و سني است.
11. فلسفه را نوعي بدعت و ورود فلسفه يونان را به اسلام از طرح هاي استعماري مي دانند.
12. هر گونه مبارزه با استعمار و استبداد نه تنها سودي ندارد بلكه مايه نيرومندي وپيشرفت بهائيها خواهد و پيوسته اين انديشه را پراكنده مي ساختند كه مبارزه با زورمندان و قدرت هاي جهاني ويژه حضرت مهدي (عج) است و قرآن با صداي رسا اعلام مي دارد كه خود را به دست خويش هلاك نكنيد. و لا تلقوا بايديكم الي التهلكه.
13. خود را از علما و فقها، اسلام شناستر، آگاه تر، عالم تر و دلسوزتر براي اسلام مي دانستند.
14. رهبر و ولي و حاكم جامعه فقط بايد معصوم باشد، عدالت تنها كافي نيست، عصمت هم مي خواهد. [11]
16. اصول سه گانه: 1. خودداري از تعرض به شاه؛ 2. خودداري از تعرض به آمريكا و اسراييل؛ 3. خودداري از تعرض به مسايل سياسي.
منبع: http://goo.gl/PIJVDU
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هشدار!!! فتنه آینده انجمن حجتیه!!!!- رائفی پور —- —- گروه مباحث اعتقادی و مذهبی خادمین شهدا
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدگاه امام خامنه ای درباره تفکر انجمن حجتیه —- —- گروه مباحث اعتقادی و مذهبی خادمین شهدا
تحقیق حاضر بصور ت فقط گذرا و خلاصه از منابع ذیل استفاده شده است 1- سایت آپارت2- سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات آشنایی با فرقه های نوظهور 3- سایت سدیدو...
منتظر قسمتهای بعدی از مدعیان دروغین و فرقه های گمراه کننده باشید . التماس دعا-
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آشنایی با مدعیان دروغین و فرقه های گمراه کننده قسمت دوازدهم - فرقه تصوف (صوفیه) بصورت خیلی خلاصه--- گروه مباحث اعتقادی و مذهبی خادمین شهدا
✨تقابل غرب با خط اصیل اسلامی تا کجاست؟
👈🏻👈🏻از فرقه سازی تا ترویج عرفان های شیطانی
💥💥تشکیل فرقه های گوناگونی همچون بهاییت، صوفیه، عرفان حلقه، اکنکار، شیطان پرستی، بودیسم، سای بابا، رام الله، اوشو، یوگا، انرژی درمانی، کوئیلو، TSM و ... همگی نقشه های طراحی شده دشمن برای تحریف در خط اصیل اسلامی و تشیع جامعه می باشد که هر روز با یک رنگ و لعاب متفاوت و هدف واحد بروز و ظهور میکند.
تصوف چیست و صوفی کیست؟ واژه «تصوف» بنا بر اظهر احتمالات از واژه «صوف» گرفته شده است و از لغات مستحدثه به معنی «پشمینه پوشی» به عنوان نمادی از زندگی سخت و دوری از تن پروری و لذت پرستی می باشد. یکی از مؤلفان «تاریخ تصوف در اسلام» پس از نقل اقوال و عقاید مسلمانان و بعضی از از مستشرقین درباره اصل و اشتقاق کلمه «صوفی» و «متصوف»، نتیجه گرفته است که نزدیک ترین قول ها به عقل و منطق و موازین لغت این است که (صوفی) کلمه ای است عربی و مشتق از لغت «صوف»; یعنی پشم. وجه تسمیه زهّاد و مرتاضین قرون اول اسلام به «صوفی» آن است که لباس پشمینه خشنی می پوشیدند و نیز لغت «تصوف» مصدر باب تفعّل و معنای آن پشمینه پوشیدن است، همان طور که «تقمّص» به معنی پیراهن پوشیدن است.
درباره معنی «تصوف» و این که به چه کسی «صوفی» می گویند، باید اعتراف کرد که یک تعریف جامع که طریقه و روش صوفیه را که در برگرفته و مورد قبول همگان باشد، یافت نمی گردد.
گویند: «ابو منصور عبدالقادر» (متوفی 429 هـ ق) در بغداد بر حسب حروف ابجد و با توجه به تالیفات بزرگان صوفیه، در حدود یک هزار تعریف درباره تصوف و صوفیه و نظریات آنان، جمع آوری کرده است، البته مشایخ صوفیه صدها تعریف برای تصوف و معنی «صوفی» ذکر کرده اند و از هر کدام از اقطاب و رؤسای این فرقه چند تعریف درباره تصوف نقل شده است; از این مطلب آشکار می گردد که تا چه اندازه تباین و اختلاف در فروع نظریه تصوف وجود دارد و به قول «ابو سعید بن اعرابی صوفی» (م. 340 هـ.ق) صوفیه قائل به جمع بودند; اما صورت این جمع نزد هر دسته از آنان بر خلاف آن چه بوده که در نزد دیگری است و با این ترتیب در اسماء متفق و در معانی مختلف بودند.
با وجود همه این تعریفات، تا به حال نتوانسته اند یک تعریف جامع برای «تصوف» بیان کنند و خود این همه اختلاف و مغایرت که در تعاریف آن ها وجود دارد، کاشف از این است که هر کدام، مفهوم جداگانه ای برای تصوف و صوفی قائل بوده اند و لذا باید گفت: تصوف یک مذهب خاص و منظم و محدود نیست. بلکه یک طریقه التقاطی است که از به هم آمیخن عقاید و افکار گوناگون به وجود آمده است. به همین جهت حد و حصاری ندارد و در طی قرون و اعصار با مقتضیات و شرایط و افکار هر دوره تغییر شکل می دهد.
حدود اوائل قرن دوم هجری کم کم کلمه «صوفی» و طریقه تصوف شنیده شد که خود را سالکان طریق حق وعارفان الهی می دانستند؛ اما عرفان آنها با مبانی طریقتی ائمه هدی سازگاری و مطابقت نداشت. عرفان ناب اسلامی ـ شیعی ریشه در آموزه های ثقلین داشته و دارد؛ یعنی منشأ آن قرآن و سنت (قولی، فعلی و تقریری) معصومین (علیهم السلام) است، اما تصوف ریشه ای التقاطی داشته که هم از آموزه های نوافلاطونیان و هم نحله های معنوی مسیحی و حتی شبه عرفان های هندی و شرقی وام گرفته بود.
عدم سنخیت تصوف با تشیع و عدم ارتباط آنان با اهل بیت (علیهم السلام)
بر اثر انشعابات متعدد مشرب تصوف، فرقه های مختلفی بوجود آمد که هر دسته و فرقه در صدد حفظ موقعیت خود در برابر فرقه های دیگر و علمای مکتب اهل بیت (علیهم السلام) برمی آمد. بر این اساس هر کدام سعی کردند برای جبران مافات و جلوگیری از ازبین رفتن، به ظاهر سلسله مشایخ خود را به نحوی به ائمه اهلبیت (علیهم السلام) و یا به یکی از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله ) و یا معصومین برسانند! چنانکه اشاره شد، حقیقت آن است که تصوف از ابتدا جریانی بدلی به موازات حرکت مکتب اهل بیت(علیهم السلام) بوده است (ر ک: شناخت قرآن، سید علی کمالی دزفولی، بخش مکتب تفسیری متصوفه)
که معصومین(علیهم السلام) بارها به صراحت خطر آنها را گوشزد کرده و طریقه آنها را مخالف راه و روش حقه خود دانسته اند؛ پس بدیهی است که متصوفه در برهه هایی از تاریخ (درست مانند این زمان)، شرط ادامه حیات خود را در این تشخیص دهند که هم حدود و مرزهای عرفان و تصوف را با یکدیگر خلط کنند و هم خود را به ائمه و شاگردان آنها منسوب نمایند! اما واقع امر، عدم همبستگی و سنخیت میان تشیع و تصوف را گزارش می کند. تصوف از تشیع کاملا جدا و بیگانه است زیرا اصول و قواعد تصوف با تشیع در تضاد آشکار می باشد. مطالعات و تحقیقات در احوال و تراجم و مشایخ صوفیه روشن می نماید که اقطاب و مشایخ اولیه و سرسلسله های بزرگ آنها همگی از اهل سنت بوده اند و تاریخ به ما می گوید که تا قبل از روی کار آمدن دولت صفویه هیچ قطب صوفی را نمی توان پیدا کرد که شیعه و پیرو اهل بیت بوده باشد (عرفان و تصوف، داود الهامی، ص 316). ب)
درویش
« درویش» در لغت به معنای گدا وسائل است و در اصطلاح سالکان متصوفه و اعضای سلاسل آنها را عموما درویش و فقیر و صوفی می خوانند. واژه «درویش» و «شاه» در اول و آخر نام مشاهیر و مشایخ صوفیه نیز استعمال می شود مانند «درویش صالح علیشاه».
درباره صوفيه و اعتقادات آنها
مسلكی است كه با مذهب آمیخته است و طرفداران این مسلك عقیده دارند كه دراین طریقه بهترین راه برای رسیدن به حق می باشد و انسان پس از تامل و تفكر و تجربه و مشاهده و سیر و سلوك می تواند به مقصود نهایی و مطلوب اصلی خود برسد.در مورد تاریخ پیدایش صوفیه اقوال مختلفی وجود دارد برخی گفته اند كه از نیمه ی اول قرن دوم هجری در میان جامعه ی اسلامی پدید آمد؛ ولی صحیح ترین آنها این است كه از أواخر قرن اول هجری و توسط حسن بصری بنیان گذاری شده است.[1] اولین فردی كه رسما صوفی نام گرفت، فردی به نام ابوهاشم كوفی بود.[2] هرچند زمینه های تولد چنین جریانی را فردی به نام حسن بصری سالها پیش از او پدید آورده بود.[3]
تصوف در ابتدا عبارت بود از زهدی مفرط و خشن كه عبادتهای شاق و طاقت فرسا و كناره گیری و گوشه نشینی را نیز باخود همراه داشت.[4] امامان معصوم علیهم السلام از همان ابتدا با همین نوع از تصوف نیز به دلیل منافات داشتن با روح اسلام ناب به مخالفت برخاسته و صراحتا این جریان و سران آن را مورد رد و انكار قرار دادند،[5][6]
ولی تصوف رفته رفته از چنین حالتی فاصله گرفته و با درآمیختن با فرهنگ ها و عقائد و آداب دیگر نحله ها[7]، آكنده شد از انحرافات، كژرویها و آداب و رسوم خود ساخته و غیر دینی كه اعتراض عالمان و عارفان حقیقی را برانگیخت و سبب طرد و انزوای صوفیان از اجتماع اسلامی گشت، هر چند در این میان عرفان و عرفای حقیقی نیز توسط برخی جاهلان متعصب متهم به تصوف شده و مورد بی مهری قرار گرفتند.[8]
بعدها امیری مسیحی برای صوفیان مكانی ساخت كه آن را خانقاه نامیدند.[9] صوفیان با دست كشیدن از كار و زندگی، در خانقاه ها گرد آمدند و روزگار خود را به رقص سماع و شطح گویی و ذكرهای خود ساخته و مرید و مراد بازی های بی ثمر گذراندند و چه مفاسد و انحرافاتی كه در این خانقاه ها و در میان حلقه های صوفیانه روی نداد. چنانكه مرحوم دكتر زرینكوب می نویسد:
... صوفیان جمال برتر را با ویژگی های مردانه ، یعنی قدرت و غیرت، ترسیم می كردند. به علاوه این تصویر انعكاسی از تمایلات هم جنس بازی بود كه صوفیان به مرور زمان در خلال زندگی خانه به دوشی خود پیدا كرده بودند، زیرا هم جنس بازی در میان صوفیان خانقاهی رسم نامعمولی نبود. حتی گفته میشود شعرای صوفی مانند سنائی، اوحدالدین كرمانی و عراقی تمایلی به عشق یونانی داشتند.[10] ادامه 👇👇👇
این جریان بعدها نیز دچار دگرگونی ها و تحولات بیشتری شد و در درون خود نیز به فرقه ها و دسته های بسیاری منشعب گشت كه هر كدام خود را حق می دانست و دیگر فرقه ها را باطل می خواند. امروزه نیز فرقه های مختلف صوفیه كما بیش در جوامع اسلامی از جمله كشور ما فعال بوده و سران این فرقه ها با روشها و شگردهای خاص خود سعی در جذب جوانان و مرید سازی آنان در جهت كسب منافع شخصی خود دارند. 1- عارف و صوفی چه میگویند؟، میرزا جواد تهرانی، ص 3 2- برای اطلاعات بیشتردر مورد وی رك:تصوف در یكصد پرسش و پاسخ، عبدالباقی گولپینارلی، ص30؛ نیز نفحات الآنس جامی ص27 3-برای اطلاعات بیشتر در مورد وی رك: حسن بصری، چهره جنجالی تصوف، مهدی عمادی 4-ذهبیه تصوف علمی-آثار ادبی ، اسدالله خاوری، ص 11 5-برای اطلاع از نمونه هایی ازین رد و انكارها رك:تصوف در یكصد پرسش و پاسخ، گولپینارلی، ص30به بعد 6-اثنی عشریه، شیخ حر عاملی، ص 22 7-گزارشی از منابع دخیل در تصوف را میتوانید در كتاب جستجو در تصوف ایران، دكتر زرینكوب 8-فلسفه ی عرفان، یحیی یثربی ص171 به بعد 9- نفحات الانس، جامی، ص27 10- تصوف ایرانی در منظر تاریخی آن،عبدالحسین زرینكوب، ص59
برخی از عقاید تصوف:
1.شریعت وطریقت: شریعت برای سالكان الی الله وسیله رسیدن به كمال می باشد و آنگاه كه سالك به مرتبه كمال و شهود و وصول به حق رسید ، تكالیف شرعیه از او ساقط می شوند ، چون شریعت ظاهر و پوسته دین است و مغز و باطن آن طریقت است كه عبارت است از ترك دنیا، دوام ذكر، توجه به مبداء هستی ...
2. اباحه گری: مشكل دیگر بسیاری از فرقه های صوفیه، مسأله تساهل و تسامح و اباحی گری است. سماع و آواز و غنا و آسیبهای اخلاقی و انحرافهای جنسی و فاصله گرفتن از شریعت نیز زاییده این انحراف بنیادین است و اصولاً برخی از گروندگان به تصوف نیز به همین جهت خود را منحرف ساخته اند.
3. پشمینه پوشی: انحراف دیگر برخی از صوفیان، پشمینه پوشی آنهاست كه در اواخر قرن دوم هجری در میان مسلمانان رواج یافت و به همین جهت، نام صوفی بر آنها نهاده شد. پیامبر اكرم(ص) در سفارش هایش به ابوذر غفاری فرمود: «در آخر الزمان، جماعتی خواهند بود كه در تابستان و زمستان، پشم پوشند و گمان كنند كه ایشان را به سبب این پشم پوشیدن، فضل و زیادی بر دیگران است. ملائكه آسمان و زمین، این گروه را لعنت می كنند.» (بحارالانوار، ج ۷۷ ، ص ۹۳ ) صوفیان معاصر، گرچه كمتر اهل پشمینه هستند، لكن ماهیت انحرافی را همچنان دارند.
4. كشف و شهودهای شیطانی: انحراف و بدعت دیگر صوفیان است. بر اهل فن پوشیده نیست كه كشف و شهود و اشراق بر دو نوع است، گاهی همچون رؤیاهای صادقه، شهود الهی و ربانی و قابل اعتمادند لكن در بسیاری از مواقع در اثر عواملی، شهود كاذب و شیطانی محقق می یابد. به همین دلیل، نمی توان بر مكاشفات منقول از صوفیان، مهر صحت نهاد و به تعبیر همه عارفان اصیل، برای تشخیص مشاهدات الهی از مشاهدات شیطانی باید به سراغ كشف معصوم یعنی قرآن و سنت رفت. بنابراین، توصیه ها و ارشادات قطب و مرشد هیچ گونه حجیتی ندارد، مگر اینكه مستند به قرآن و سنت باشد یعنی اقطاب باید قدرت اجتهاد و استنباط از متون دینی را داشته باشند تا معیار تمییز شهود الهی از شهود شیطانی را در اختیار داشته باشند، در حالی كه اقطاب و شیوخ صوفیه فاقد این ویژگی هستند.
آداب و اصطلاحات تصوف:
1.ریاضت: یعنی ترك همه خواسته های نفسانی از جمله ؛ همسر ، فرزند ، خانه و كاشانه و غذاهای مطبوع و به تعبیر دیگر كشتن نفس را ریاضت می گویند.
2. خانگاه: به محل استقرار و جتماع و اجرای مراسمات صوفیانه گفته می شود ، كه در خانگاه خانه ای برای قطب و مرشد و محلی برای مراسم چله نشینی و سماع و وجد در نظر گرفته می شود.
3. قطب، پیر و مرشد ،‌لقب هستند برای كسی كه سرپرستی سالك را قبول دارد .
4. سماع: مراسمی است كه یك نفر می خواند و دیگران می شنود حال یا به صورت جمعی و یا به صورت دف و نی ، سروده ای خانده می شود كه همراه با رقص و وجد است.
5. شطحیات : صوفیان در حال وجد بی خود شده و مطالبی می ویند كه به آن شطح گفته می شود و ادعا می كنند با خداوند متحد شده و از شریعت بی نیاز شده اند . ( یعنی به احكام و دستورات الهی نیازی ندارند)
صوفیه از دیدگاه روایات:
در روایات اسلامی نقد های تند و شدیدی نسبت به صوفیه شده است. امام رضا(ع) : كسی كه نزد او صوفیه ذكر شود و آنها را به زبان و به دل انكار نكند از ما نیست ، و كسی كه آنها را انكار كند گویا با رسول خدا (ص) قیام كرده است.( مستدرك الوسایل ج 12 ص 223)
امام علی النقی (ع) صوفیان نصاری و مجوس این امت هستند.( حدیقه الشیعه ص 602 مقدس اردبیلی)
مذاهب اسلامی در سه موضوع اعتقادات، احكام(فقه) و اخلاق و عرفان دچار اختلافات فراوانی شدند و این سبب شده است تا فرقه های متعددی پدید آید. مذاهب كلامی از مباحث اعتقادات، مذاهب فقهی از مباحث فقهی و مذاهب صوفی از مباحث اخلاقی شكل گرفته اند.
مذاهب صوفی مختص جهان اسلام دانست و صوفی غیر مسلمان وجود ندارد. تمامی مباحث و ریشه تصوف در قرن های دوم و سوم در اسلام مطرح شده است و امروز نزدیك به صد فرقه صوفی و جمعیتی بالغ بر 450 میلیون نفر در جهان وجود دارد. تصوف تنها اختصاص به اهل سنت ندارد و برخی از شیعیان هم صوفی هستند. در حال حاضر نزدیك به 370 میلیون نفر صوفی اهل سنت و بیست میلیون نفر صوفی شیعه در جهان اسلام وجود دارد.
فرقه های صوفی اهل سنت: فرقه قادریه(طرفداران عبدالقادرگیلانی) بزرگ‌ترین فرقه صوفی اهل سنت است و از كشور مغرب تا اندونزی پیرو و طرفدار دارد. اهل سنت غرب ایران(كردستان و نواحی غربی كشور) اكثرا صوفی قادری هستند. یكی دیگر از فرقه های صوفی، فرقه نقشبندیه (طرفداران خواجه بهاءالدین نقش بند) است. این فرقه در قرن های هشتم ونهم در شبه قاره هند ایجاد شده است و تأثیر چشمگیری در این شبه قاره و آسیای میانه داشته است. غالب تفكر تركمن های ایران، تفكر و مذهب صوفی نقشبندیه است.
فرقه های صوفی شیعه: فعال ترین فرقه صوفی شیعه گنابادی ها هستند كه از شاه نعمت الله ولی منشعب شده اند. این فرقه در حال حاضر نزدیك به سه الی چهار میلیون نفر در ایران (درشهر های تهران، گناباد، مشهد، یزد، بروجرد و بجنورد) پیرو دارد. یكی دیگر از فرقه های صوفی شیعه شاه نعمت اللهیه است؛ طرفداران این فرقه در كرمان هستند و فعالیت چشمگیری ندارند. فرقه نوربخشیه (طرفداران سید محمد نوربخش) یكی دیگر از فرقه های صوفی شیعه است كه در قرن هشتم شكل گرفته است. طرفداران این فرقه در تهران هستند و در حال حاضر این فرقه در شمال پاكستان نزدیك به پنجاه هزار نفر پیرو دارد.
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر علامه طباطبایی درباره صوفیان - —- گروه مباحث اعتقادی و مذهبی خادمین شهدا