📌 #نام_من_سرخ
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "نام من سرخ"
📝 توضیحات :
"نام من سرخ" رمانی از اورهان پاموک است تحت تأثیر رمان مشهور ایتالیایی نام گل سرخ. نام من سرخ برنده جایزه نوبل ادبیات است.
رمان نام من سرخ در بستر بخشی از تاریخ امپراتوری عثمانی در زمان سلطان مراد سوم میگذرد. در این رمان، شیوهٔ چند صدایی یا پلی فونی روایتِ حوادث مختلف را توسط شخصیتهای رمان ممکن کردهاست.
پاموک در این رمان نقطه مشترک تاریخ عثمانی و ایران را در نظر داشتهاست. نویسنده به شرح عشق و قتل در این رمان پرداختهاست.
چگونگی روابط بین دو فرهنگ غرب و شرق از دیگر موضوعات این رمان است که از زبان نقاشان روایت میشود.
پاموک در گفتگو با مجله نافه درباره انگیزه خود از نوشتن این رمان گفتهاست «بین ۷ تا ۲۲ سالگیام میخواستم نقاش شوم. بعدها وقتی نویسنده مشهور ترک شدم همیشه دوست داشتم درباره لذت نقاشی بنویسم. میخواستم توصیف کنم که نقاشی کردن چه حسی دارد و یک نقاش چه عقایدی دارد.»
شخصیتهای اصلی در رمان نام من سرخ نقاشان هستند. در آغاز داستان استادِ طلاکاری به دست نقاشی کشته میشود. هیچ کس مطمئن نیست که قاتل یک نقاش است. با این حال ماجرای تمام رمان از آغاز تا پایان یافتن نقاشِ قاتل است.
پاموک در خلال رمانش به موضوعاتی مانند عشق و تاریخ نقاشی در سرزمینهای اسلامی نیز میپردازد.
او از کتابهای بسیاری در این رمان نام میبرد که در فرهنگ و تمدن اسلامی نامی بودهاند. اغلب این کتابها از آن جمله شاهنامه شاه طهماسبی ایرانی هستند. او همچنین برخی حکایتهای نظامی و فردوسی را نیز در رمانش بازگو کردهاست.
پاموک گفتهاست «یکی از انگیزههای من برای نوشتن رمان نام من سرخ بازآفرینی داستانهای ادبیات کلاسیک بود. زمانی که داشتم کتابم را مینوشتم از خواندن شاهنامه و خسرو و شیرین لذت میبردم.»
این رمان را عیناله غریب از زبان ترکی به فارسی ترجمه کرده و نشر چشمه سال ۱۳۸۹ منتشرش کرده است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "نام من سرخ"
📝 توضیحات :
"نام من سرخ" رمانی از اورهان پاموک است تحت تأثیر رمان مشهور ایتالیایی نام گل سرخ. نام من سرخ برنده جایزه نوبل ادبیات است.
رمان نام من سرخ در بستر بخشی از تاریخ امپراتوری عثمانی در زمان سلطان مراد سوم میگذرد. در این رمان، شیوهٔ چند صدایی یا پلی فونی روایتِ حوادث مختلف را توسط شخصیتهای رمان ممکن کردهاست.
پاموک در این رمان نقطه مشترک تاریخ عثمانی و ایران را در نظر داشتهاست. نویسنده به شرح عشق و قتل در این رمان پرداختهاست.
چگونگی روابط بین دو فرهنگ غرب و شرق از دیگر موضوعات این رمان است که از زبان نقاشان روایت میشود.
پاموک در گفتگو با مجله نافه درباره انگیزه خود از نوشتن این رمان گفتهاست «بین ۷ تا ۲۲ سالگیام میخواستم نقاش شوم. بعدها وقتی نویسنده مشهور ترک شدم همیشه دوست داشتم درباره لذت نقاشی بنویسم. میخواستم توصیف کنم که نقاشی کردن چه حسی دارد و یک نقاش چه عقایدی دارد.»
شخصیتهای اصلی در رمان نام من سرخ نقاشان هستند. در آغاز داستان استادِ طلاکاری به دست نقاشی کشته میشود. هیچ کس مطمئن نیست که قاتل یک نقاش است. با این حال ماجرای تمام رمان از آغاز تا پایان یافتن نقاشِ قاتل است.
پاموک در خلال رمانش به موضوعاتی مانند عشق و تاریخ نقاشی در سرزمینهای اسلامی نیز میپردازد.
او از کتابهای بسیاری در این رمان نام میبرد که در فرهنگ و تمدن اسلامی نامی بودهاند. اغلب این کتابها از آن جمله شاهنامه شاه طهماسبی ایرانی هستند. او همچنین برخی حکایتهای نظامی و فردوسی را نیز در رمانش بازگو کردهاست.
پاموک گفتهاست «یکی از انگیزههای من برای نوشتن رمان نام من سرخ بازآفرینی داستانهای ادبیات کلاسیک بود. زمانی که داشتم کتابم را مینوشتم از خواندن شاهنامه و خسرو و شیرین لذت میبردم.»
این رمان را عیناله غریب از زبان ترکی به فارسی ترجمه کرده و نشر چشمه سال ۱۳۸۹ منتشرش کرده است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #هژبر_سلطان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "سالمرگ هژبر سلطان اسدالله خان باوند"
هجده ام خرداد سالگرد مرگ هژبر سلطون اسد الله خان باوند می باشد.ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﻧﺴﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻭ ﭘﺴﺮ ﺷﺎﭘﻮﺭ،ﺍﺳﭙﻬﺒﺪﺗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ،ﺑﻪ ﻛﻴﻮﺱ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﺴﺮﻭ ﺍﻧﻮﺷﻴﺮﻭﺍﻥ ﻣﻲﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ . ﻧﻴﺎﻛﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﭘﺪﺭﺵﺣﺎﻛﻢ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﻟﺘﻤﺮﺩﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﺁﻭﺍﺯﻩ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﻮﺩ .ﺍﺳﺪﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﺑﺮﺁﻣﺪ.ﻧﺨﺴﺖ ﻟﻘﺐ ﺍﻳﻠﺨﺎﻧﻲ
ﺩﺍﺷﺖ.ﺩﺭ 1326 ﻩ .ﻕ ﭘﺎﻧﻮﻑ ﺑﻠﻐﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺩﺳﺘﻪ ﭘﻴﺮﻡ ﺧﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﻓﺮﻭﺵ ﻳﻮﺭﺵ ﺁﻭﺭﺩﺍﻣﺎ ﺍﺳﺪﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﭘﺎﻧﻮﻑ ﺩﺭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﭘﺎﻧﻮﻑ ﺭﺍ ﺍﺯﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﻴﻨﻪ ﻭﻱﻧﺸﺎﻧﺪ ﻭ ﺳﺮﻛﺮﺩﻩ ﺑﻠﻐﺎﺭﻱ ﺯﺧﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﮔﺮﻳﺨﺖ .ﺍﺣﺘﻤﺎﻻﻗﺒﻞ ﺍﺯ1331 ﻕ ﻟﻘﺐ ﻫﮋﺑﺮ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ.ﺩﺭ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥﻫﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﻋﺒﺎﺱ ﺧﺎﻥ ﺳﻬﻢ ﺍﻟﻤﻤﺎﻟﻚ ﻭﮔﺮﻭﻫﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﻗﺎﺳﻢ ﺧﺎﻥ ﻫﮋﺑﺮ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﻛﻪ ﺍﺯﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﻴﻮﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺯﺍﻍ ﻣﺮﺯﺭﻓﺖ.ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﻋﺴﮕﺮﺧﺎﻥ ﻋﻈﺎﻡ ﺍﻟﻤﻠﻚ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻠﻜﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩﻱ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ .ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﻭﺛﻮﻕ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ 1329 ﺧﻮﺭﺷﻴﺪﻱ ﻧﺨﺴﺖﻭﺯﻳﺮ،ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺧﺎﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻳﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻩ ﺗﺒﻌﻴﺪﻛﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﻠﻊ ﺳﻼﺡ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻭﻱ ﻭﺩﻳﮕﺮ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻳﺪ ﺍﺯ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﺳﻼﺣﻬﺎ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻱﻭﺭﺯﻳﺪﻧﺪ.ﺩﺭ ﭘﻲ ﺁﻥ ﻗﺰﺍﻗﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﻳﻮﺭﺵﺁﻭﺭﺩﻧﺪ.ﻫﮋﺑﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﺰﺍﻗﻬﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭﻋﻤﻮﻳﺶ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﺷﺮﻑ ﺧﺎﻥ ﻭ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻨﺪ ﭘﻲﺭﻓﺖ (ﺟﻨﮓ ﺍﻭﻝ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ).ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩﻱ ﻛﻪ ﺭﺥ ﺩﺍﺩ ﻋﺒﺎﺱ ﺧﺎﻥ ﺳﻬﻢ ﺍﻟﻤﻤﺎﻟﻚ ﻭ ﻋﻤﻮﻳﺶ ﺍﺳﻴﺮ ﺷﺪﻧﺪ.ﺍﻣﺎ ﻫﮋﺑﺮ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﺳﻴﻒﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺳﺮﺗﻴﭗ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﺯﺩ.ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺁﻥ ﺳﺎﻝﺭﺍ ﺩﺭ ﻏﺎﺭ ﻭﺭﺳﻚ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻧﺪ.ﺩﺭ ﺑﻬﺎﺭ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺮﻛﺰﻱﺷﻤﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﺄﻣﻮﺭﻳﻦ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺁﻧﺎﻥﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﻫﮋﺑﺮ ﻭ ﺳﻴﻒ ﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﺵﻓﺮﺍﺧﻮﺍﻧﻨﺪ،ﺍﻣﺎ ﻫﮋﺑﺮ ﻭ ﺳﻴﻒ ﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻧﻴﺮﻧﮓﺩﻭﻟﺘﻴﺎﻥ ﺑﻴﻤﻨﺎﻙ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺮ ﺣﻤﻼﺕ ﺧﻮﺩ ﺍﻓﺰﻭﺩﻧﺪ ﻭﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﻬﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﺁﻣﺪﻩﺑﻮﺩﻧﺪ ﺧﻠﻊ ﺳﻼﺡ ﻛﺮﺩ.ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﺮﻱ ﺩﺭﺷﻴﺮﮔﺎﻩ ﭘﺎﺩﮔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺳﺎﺧﺖ.ﺩﺭ 26 ﺧﺮﺩﺍﺩ 1299 ﻇﻬﻴﺮ ﺍﻟﻤﻠﻚ، ﺣﺎﻛﻢ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﻃﻲ ﺗﻠﮕﺮﺍﻓﻲ ﺑﻪﻭﺛﻮﻕ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺎﭘﻴﺘﺎﻥ ﺍﻳﻠﻴﻒ
ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻭﻱﺿﻤﻦ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺭﻭﺣﻴﻪ ﺍﺭﺩﻭﻫﺎﻱ ﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﻬﺎ ﺑﺎ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺍﻣﻴﺮﻣﺆﻳﺪ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ.ﺍﻳﻦ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺩﺭ ﺻﻨﻢ ﺣﺎﺟﻴﻜﻼ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ،ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﺩﻭﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺍﺳﻠﺤﻪ ﻧﺸﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵﺍﻳﻠﻴﻒ:ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﭘﺴﺮﻫﺎﻱ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻳﺪ ﺟﻮﺍﻧﻬﺎﻱ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺷﺪﻩﺑﺸﻜﻞ ﻗﻔﻘﺎﺯﻱ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﻏﻠﺐ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻳﻚﻧﻮﻉ ﻣﻮﺷﻚ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﻭﺷﻦ ﻛﺮﺩﻥ ﺳﻨﮕﺮﻫﺎﻱﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ .
اسدالله خان هوژبر سلطان باوند سردار دلاور به سال 1266 هجری شمسی در سواد کوه به دنیا آمد. او سومین و آخرین فرزند اسماعیل خان امیر موید بود. پدرش در زمان محمد علی شاه درجه امیر تومانی رئیس قشون مازندران بود. از همان دوران کودکی در قشون پدر با تعلیمات نظامی آشنا شد. ابتدا لقب ایلخانی داشت. پیش از 1289 به شجاعت ها و رشادت هایش در مقابل نیروهای متجاوز روسیه لقب هوژبر سلطان گرفت. به فرمان وثوق الدوله نخست وزیر وقت , ظهیر الملک حاکم مازندران دست به خلع سلاح عمومی زد. هوژبر و دیگر پسران امیر موید از تحویل سلاح خودداری کردند و به مبارزات مسلحانه خود علیه قرار داد 1919 تا سقوط وثوق الدوله و لغو قرار داد ننگین ادامه دادند. زمانی که سعدالله خان نماینده میرزا کوچک خان به همراه جنگجویانش در بابل مستقر شد هوژبر با یک افسر روسی در پارک شهر بابل به سازماندهی تشکیلات پارتیزانی پرداخت. با ایجاد دولت مرکزی , امیر موید به مبارزاتش پایان داد و هوژبر با درجه سروانی در ارتش استر آباد (گرگان) به خدمت پرداخت . اما رضا شاه که از امیر موید و پسرانش بیمناک بود سران ارتش استر آباد را بر هژبر و سهم الممالک بر انگیخت . آنها به سرکردگی امیراکرم پهلونژاد ( پسرعموی رضا شاه ) , با نیرنگ بر دو برادر دست یافتند و بازوان آنها را بستند و در 18 خرداد 1303 هجری شمسی در کلاک کلباد (بین بهشهر و گرگان ) تیر باران کردند . به روایت مرحوم بهار یکی از موارد استیضاح رضا شاه توسط اقلیت مجلس به رهبری مرحوم مدرس , قتل بدون تقصیر و محکمه پسران امیر موید بود.
این پست جهت ادای دین و آشنایی بیشتر، عزیزان کتابخوان با یکی از مفاخر گمنام ایران گذاشته شده است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "سالمرگ هژبر سلطان اسدالله خان باوند"
هجده ام خرداد سالگرد مرگ هژبر سلطون اسد الله خان باوند می باشد.ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﻧﺴﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻭ ﭘﺴﺮ ﺷﺎﭘﻮﺭ،ﺍﺳﭙﻬﺒﺪﺗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ،ﺑﻪ ﻛﻴﻮﺱ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﺴﺮﻭ ﺍﻧﻮﺷﻴﺮﻭﺍﻥ ﻣﻲﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ . ﻧﻴﺎﻛﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﭘﺪﺭﺵﺣﺎﻛﻢ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﻟﺘﻤﺮﺩﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﺁﻭﺍﺯﻩ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﻮﺩ .ﺍﺳﺪﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﺑﺮﺁﻣﺪ.ﻧﺨﺴﺖ ﻟﻘﺐ ﺍﻳﻠﺨﺎﻧﻲ
ﺩﺍﺷﺖ.ﺩﺭ 1326 ﻩ .ﻕ ﭘﺎﻧﻮﻑ ﺑﻠﻐﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺩﺳﺘﻪ ﭘﻴﺮﻡ ﺧﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﻓﺮﻭﺵ ﻳﻮﺭﺵ ﺁﻭﺭﺩﺍﻣﺎ ﺍﺳﺪﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﭘﺎﻧﻮﻑ ﺩﺭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﭘﺎﻧﻮﻑ ﺭﺍ ﺍﺯﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﻴﻨﻪ ﻭﻱﻧﺸﺎﻧﺪ ﻭ ﺳﺮﻛﺮﺩﻩ ﺑﻠﻐﺎﺭﻱ ﺯﺧﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﮔﺮﻳﺨﺖ .ﺍﺣﺘﻤﺎﻻﻗﺒﻞ ﺍﺯ1331 ﻕ ﻟﻘﺐ ﻫﮋﺑﺮ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ.ﺩﺭ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥﻫﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﻋﺒﺎﺱ ﺧﺎﻥ ﺳﻬﻢ ﺍﻟﻤﻤﺎﻟﻚ ﻭﮔﺮﻭﻫﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﻗﺎﺳﻢ ﺧﺎﻥ ﻫﮋﺑﺮ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﻛﻪ ﺍﺯﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﻴﻮﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺯﺍﻍ ﻣﺮﺯﺭﻓﺖ.ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﻋﺴﮕﺮﺧﺎﻥ ﻋﻈﺎﻡ ﺍﻟﻤﻠﻚ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻠﻜﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩﻱ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ .ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﻭﺛﻮﻕ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ 1329 ﺧﻮﺭﺷﻴﺪﻱ ﻧﺨﺴﺖﻭﺯﻳﺮ،ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺧﺎﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻳﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻩ ﺗﺒﻌﻴﺪﻛﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﻠﻊ ﺳﻼﺡ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻭﻱ ﻭﺩﻳﮕﺮ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻳﺪ ﺍﺯ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﺳﻼﺣﻬﺎ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻱﻭﺭﺯﻳﺪﻧﺪ.ﺩﺭ ﭘﻲ ﺁﻥ ﻗﺰﺍﻗﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﻳﻮﺭﺵﺁﻭﺭﺩﻧﺪ.ﻫﮋﺑﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﺰﺍﻗﻬﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭﻋﻤﻮﻳﺶ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﺷﺮﻑ ﺧﺎﻥ ﻭ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻨﺪ ﭘﻲﺭﻓﺖ (ﺟﻨﮓ ﺍﻭﻝ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ).ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩﻱ ﻛﻪ ﺭﺥ ﺩﺍﺩ ﻋﺒﺎﺱ ﺧﺎﻥ ﺳﻬﻢ ﺍﻟﻤﻤﺎﻟﻚ ﻭ ﻋﻤﻮﻳﺶ ﺍﺳﻴﺮ ﺷﺪﻧﺪ.ﺍﻣﺎ ﻫﮋﺑﺮ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﺳﻴﻒﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺳﺮﺗﻴﭗ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﺯﺩ.ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺁﻥ ﺳﺎﻝﺭﺍ ﺩﺭ ﻏﺎﺭ ﻭﺭﺳﻚ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻧﺪ.ﺩﺭ ﺑﻬﺎﺭ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺮﻛﺰﻱﺷﻤﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﺄﻣﻮﺭﻳﻦ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺁﻧﺎﻥﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﻫﮋﺑﺮ ﻭ ﺳﻴﻒ ﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﺵﻓﺮﺍﺧﻮﺍﻧﻨﺪ،ﺍﻣﺎ ﻫﮋﺑﺮ ﻭ ﺳﻴﻒ ﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻧﻴﺮﻧﮓﺩﻭﻟﺘﻴﺎﻥ ﺑﻴﻤﻨﺎﻙ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺮ ﺣﻤﻼﺕ ﺧﻮﺩ ﺍﻓﺰﻭﺩﻧﺪ ﻭﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﻬﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﺁﻣﺪﻩﺑﻮﺩﻧﺪ ﺧﻠﻊ ﺳﻼﺡ ﻛﺮﺩ.ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﺮﻱ ﺩﺭﺷﻴﺮﮔﺎﻩ ﭘﺎﺩﮔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺳﺎﺧﺖ.ﺩﺭ 26 ﺧﺮﺩﺍﺩ 1299 ﻇﻬﻴﺮ ﺍﻟﻤﻠﻚ، ﺣﺎﻛﻢ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﻃﻲ ﺗﻠﮕﺮﺍﻓﻲ ﺑﻪﻭﺛﻮﻕ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺎﭘﻴﺘﺎﻥ ﺍﻳﻠﻴﻒ
ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻭﻱﺿﻤﻦ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺭﻭﺣﻴﻪ ﺍﺭﺩﻭﻫﺎﻱ ﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﻬﺎ ﺑﺎ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺍﻣﻴﺮﻣﺆﻳﺪ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ.ﺍﻳﻦ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺩﺭ ﺻﻨﻢ ﺣﺎﺟﻴﻜﻼ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ،ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﺩﻭﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺍﺳﻠﺤﻪ ﻧﺸﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵﺍﻳﻠﻴﻒ:ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﭘﺴﺮﻫﺎﻱ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻳﺪ ﺟﻮﺍﻧﻬﺎﻱ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺷﺪﻩﺑﺸﻜﻞ ﻗﻔﻘﺎﺯﻱ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﻏﻠﺐ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻳﻚﻧﻮﻉ ﻣﻮﺷﻚ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﻭﺷﻦ ﻛﺮﺩﻥ ﺳﻨﮕﺮﻫﺎﻱﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ .
اسدالله خان هوژبر سلطان باوند سردار دلاور به سال 1266 هجری شمسی در سواد کوه به دنیا آمد. او سومین و آخرین فرزند اسماعیل خان امیر موید بود. پدرش در زمان محمد علی شاه درجه امیر تومانی رئیس قشون مازندران بود. از همان دوران کودکی در قشون پدر با تعلیمات نظامی آشنا شد. ابتدا لقب ایلخانی داشت. پیش از 1289 به شجاعت ها و رشادت هایش در مقابل نیروهای متجاوز روسیه لقب هوژبر سلطان گرفت. به فرمان وثوق الدوله نخست وزیر وقت , ظهیر الملک حاکم مازندران دست به خلع سلاح عمومی زد. هوژبر و دیگر پسران امیر موید از تحویل سلاح خودداری کردند و به مبارزات مسلحانه خود علیه قرار داد 1919 تا سقوط وثوق الدوله و لغو قرار داد ننگین ادامه دادند. زمانی که سعدالله خان نماینده میرزا کوچک خان به همراه جنگجویانش در بابل مستقر شد هوژبر با یک افسر روسی در پارک شهر بابل به سازماندهی تشکیلات پارتیزانی پرداخت. با ایجاد دولت مرکزی , امیر موید به مبارزاتش پایان داد و هوژبر با درجه سروانی در ارتش استر آباد (گرگان) به خدمت پرداخت . اما رضا شاه که از امیر موید و پسرانش بیمناک بود سران ارتش استر آباد را بر هژبر و سهم الممالک بر انگیخت . آنها به سرکردگی امیراکرم پهلونژاد ( پسرعموی رضا شاه ) , با نیرنگ بر دو برادر دست یافتند و بازوان آنها را بستند و در 18 خرداد 1303 هجری شمسی در کلاک کلباد (بین بهشهر و گرگان ) تیر باران کردند . به روایت مرحوم بهار یکی از موارد استیضاح رضا شاه توسط اقلیت مجلس به رهبری مرحوم مدرس , قتل بدون تقصیر و محکمه پسران امیر موید بود.
این پست جهت ادای دین و آشنایی بیشتر، عزیزان کتابخوان با یکی از مفاخر گمنام ایران گذاشته شده است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #زادروز_سعید_نفیسی
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "زادروز سعید نفیسی"
سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ - ۲۳ آبان ۱۳۴۵ خورشیدی)، دانشپژوه، ادیب، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی بود.
او جزو نسل اول استادان دانشکدهٔ تاریخ دانشگاه تهران بود.
سعید نفیسی، فرزند میرزا علیاکبر ناظمالاطبا (معروف به "ناظمالاطباء کرمانی") و از اَحفاد حکیم نفیس بن عوض کرمانی (طبیب نامدار ایران در قرن نهم هجری) در ۱۸ خرداد ۱۲۷۴ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. تحصیلات سهسالهٔ ابتدایی را در مدرسهٔ شرف، یکی از نخستین مدارس جدید که پدرش تأسیس کرده بود گذراند و تحصیلات متوسطه را در مدرسهٔ علمیه، تنها مدرسهای که دورهٔ متوسطه داشت، در بهار ۱۲۸۸ در تهران به پایان رساند. پانزده ساله بود که برادر بزرگترش دکتر اکبر مؤدب نفیسی او را برای ادامهٔ تحصیل به اروپا برد. نفیسی تحصیلات خود را در شهر نوشاتل سوئیس و دانشگاه پاریس انجام داد و در سال ۱۲۹۷ به ایران بازگشت. ابتدا در دبیرستانهای تهران به تدریس زبان فرانسه پرداخت و بعد در وزارت فواید عامه مشغول خدمت شد. در سال ۱۲۹۷ به گروه نویسندگان مجلهٔ دانشکده پیوست و در مدت یک سالهٔ فعالیت این مجله با ملکالشعرا بهار همکاری داشت.
در سال ۱۳۰۸ خورشیدی به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و علاوه بر تدریس زبان فرانسه در دبیرستانها، به کار آموزش در مدارس علوم سیاسی، دارالفنون، مدرسه عالی تجارت و مدرسه صنعتی پرداخت. در سالهای بعد به تدریس در دانشکدههای حقوق و ادبیات پرداخت و به عضویت فرهنگستان ایران درآمد.
وی از آغاز بنیانِ دانشگاه تهران در جایگاه استاد دانشکدهٔ حقوق و پس از آن، به استادی دانشکدهٔ ادبیات برگزیده شد. نفیسی از هموندان پیوستهٔ فرهنگستان بود و چندی در دانشگاههای کابل و شهرهایی چون دهلی، کلکته، دانشگاههای قاهره و بیروت به آموزش پرداخت.
وی از بنیانگذاران مکتب نثر دانشگاهی است که از جمله ویژگی این نثر پیراستگی عبارات در لفظ و معنا بوده، به طوری که نویسنده میکوشید، اندیشه خود را چنان ساده بیان کند که عبارات او از هر گونه پیچیدگی دور بماند و به جای زیورهای بیهوده لفظی، از استحکام دستوری بهره بگیرد.
نفیسی را معمار نثر جدید معاصر ایران نامیدهاند و این تبحر و چیرگی، ناشی از احاطه کامل وی به زبانهای یونانی، لاتین، فرانسه، روسی، اردو، پشتو، عربی و فارسی میباشد. ترجمههای کمنظیر استاد از زبانهای بیگانه دارای معروفیت خاصی میباشد. بزرگترین خدمت استاد به زبان و ادب و فرهنگ فارسی، تصحیح و تنقیح متون قدیمی است که از گوشههای کتابخانههای جهان بیرون کشیده و روی آنها با جدیت تمام کار کرده و به صورت کتاب عرضه داشته است. یکی از افتخارات استاد نفیسی، احیا و بنیانگذاری شیوه داستاننویسی تاریخ است که در آنها روح وطن پرستی و سلحشوری و قهرمانی را تقویت کرده، جوانان ایران زمین را به حب وطن و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور فرا میخواند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "زادروز سعید نفیسی"
سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ - ۲۳ آبان ۱۳۴۵ خورشیدی)، دانشپژوه، ادیب، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی بود.
او جزو نسل اول استادان دانشکدهٔ تاریخ دانشگاه تهران بود.
سعید نفیسی، فرزند میرزا علیاکبر ناظمالاطبا (معروف به "ناظمالاطباء کرمانی") و از اَحفاد حکیم نفیس بن عوض کرمانی (طبیب نامدار ایران در قرن نهم هجری) در ۱۸ خرداد ۱۲۷۴ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. تحصیلات سهسالهٔ ابتدایی را در مدرسهٔ شرف، یکی از نخستین مدارس جدید که پدرش تأسیس کرده بود گذراند و تحصیلات متوسطه را در مدرسهٔ علمیه، تنها مدرسهای که دورهٔ متوسطه داشت، در بهار ۱۲۸۸ در تهران به پایان رساند. پانزده ساله بود که برادر بزرگترش دکتر اکبر مؤدب نفیسی او را برای ادامهٔ تحصیل به اروپا برد. نفیسی تحصیلات خود را در شهر نوشاتل سوئیس و دانشگاه پاریس انجام داد و در سال ۱۲۹۷ به ایران بازگشت. ابتدا در دبیرستانهای تهران به تدریس زبان فرانسه پرداخت و بعد در وزارت فواید عامه مشغول خدمت شد. در سال ۱۲۹۷ به گروه نویسندگان مجلهٔ دانشکده پیوست و در مدت یک سالهٔ فعالیت این مجله با ملکالشعرا بهار همکاری داشت.
در سال ۱۳۰۸ خورشیدی به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و علاوه بر تدریس زبان فرانسه در دبیرستانها، به کار آموزش در مدارس علوم سیاسی، دارالفنون، مدرسه عالی تجارت و مدرسه صنعتی پرداخت. در سالهای بعد به تدریس در دانشکدههای حقوق و ادبیات پرداخت و به عضویت فرهنگستان ایران درآمد.
وی از آغاز بنیانِ دانشگاه تهران در جایگاه استاد دانشکدهٔ حقوق و پس از آن، به استادی دانشکدهٔ ادبیات برگزیده شد. نفیسی از هموندان پیوستهٔ فرهنگستان بود و چندی در دانشگاههای کابل و شهرهایی چون دهلی، کلکته، دانشگاههای قاهره و بیروت به آموزش پرداخت.
وی از بنیانگذاران مکتب نثر دانشگاهی است که از جمله ویژگی این نثر پیراستگی عبارات در لفظ و معنا بوده، به طوری که نویسنده میکوشید، اندیشه خود را چنان ساده بیان کند که عبارات او از هر گونه پیچیدگی دور بماند و به جای زیورهای بیهوده لفظی، از استحکام دستوری بهره بگیرد.
نفیسی را معمار نثر جدید معاصر ایران نامیدهاند و این تبحر و چیرگی، ناشی از احاطه کامل وی به زبانهای یونانی، لاتین، فرانسه، روسی، اردو، پشتو، عربی و فارسی میباشد. ترجمههای کمنظیر استاد از زبانهای بیگانه دارای معروفیت خاصی میباشد. بزرگترین خدمت استاد به زبان و ادب و فرهنگ فارسی، تصحیح و تنقیح متون قدیمی است که از گوشههای کتابخانههای جهان بیرون کشیده و روی آنها با جدیت تمام کار کرده و به صورت کتاب عرضه داشته است. یکی از افتخارات استاد نفیسی، احیا و بنیانگذاری شیوه داستاننویسی تاریخ است که در آنها روح وطن پرستی و سلحشوری و قهرمانی را تقویت کرده، جوانان ایران زمین را به حب وطن و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور فرا میخواند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📚📲 @ketabkhvan
زادروز سعید نفیسی
نشان لژیون دونور فرانسه به خاطر سالها پژوهش و کوشش در باب زبان و ادبیات فرانسه
زادروز سعید نفیسی
نشان لژیون دونور فرانسه به خاطر سالها پژوهش و کوشش در باب زبان و ادبیات فرانسه
📌 #یادنامه_سعید_نفیسی
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "یادنامه سعید نفیسی در مجله بخارا"
📝 توضیحات :
این مجموعه فقط شامل بخش یادنامه سعید نفیسی می باشد که در مجله بخارا شماره 82 چاپ شده است :
خانه سعید نفیسی، از خانه هایی که می توانند موزه باشند/ شیرین مستغاثی
گفتگو با سعید نفیسی / رادیو تبریز
آغاز و پایان یک زندگی/ پریمرز نفیسی
فرازهایی از زندگی من/ سعید نفیسی
پدرم، علی کبر ناظم الاطباء نفیسی/ سعید نفیسی
عمری با سعید نفیسی/ پریمرز نفیسی
آوازی که از دل می آید/ ایرج افشار
سعید نفیسی روزنامه نگار و…/ دکتر علی بهزادی
گوهر نفیسی رفت/ جلالالدین همایی
به یاد مردی صمیم و پاکدل/ حبیب یغمائی
بیاد سعید نفیسی/ صادق رضازاده شفق
مجموعه سعید نفیسی در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران/ پریسا کرمرضایی
از یادداشتهای سفر افغانستان/ سعید نفیسی
کتابشناسی آثار سعید نفیسی/ ایرج افشار
فهرست مقالات پژوهشی در زمینه ایرانشناسی/ ایرج افشار
شش شعر از سعید نفیسی
مرگ سعید/ مظاهر مصفا
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "یادنامه سعید نفیسی در مجله بخارا"
📝 توضیحات :
این مجموعه فقط شامل بخش یادنامه سعید نفیسی می باشد که در مجله بخارا شماره 82 چاپ شده است :
خانه سعید نفیسی، از خانه هایی که می توانند موزه باشند/ شیرین مستغاثی
گفتگو با سعید نفیسی / رادیو تبریز
آغاز و پایان یک زندگی/ پریمرز نفیسی
فرازهایی از زندگی من/ سعید نفیسی
پدرم، علی کبر ناظم الاطباء نفیسی/ سعید نفیسی
عمری با سعید نفیسی/ پریمرز نفیسی
آوازی که از دل می آید/ ایرج افشار
سعید نفیسی روزنامه نگار و…/ دکتر علی بهزادی
گوهر نفیسی رفت/ جلالالدین همایی
به یاد مردی صمیم و پاکدل/ حبیب یغمائی
بیاد سعید نفیسی/ صادق رضازاده شفق
مجموعه سعید نفیسی در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران/ پریسا کرمرضایی
از یادداشتهای سفر افغانستان/ سعید نفیسی
کتابشناسی آثار سعید نفیسی/ ایرج افشار
فهرست مقالات پژوهشی در زمینه ایرانشناسی/ ایرج افشار
شش شعر از سعید نفیسی
مرگ سعید/ مظاهر مصفا
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📚📲 @ketabkhvan
حلول ماه مبارک رمضان، ماه همراهی دلها در ضیافت الهی، مبارک باد.
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📚 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
حلول ماه مبارک رمضان، ماه همراهی دلها در ضیافت الهی، مبارک باد.
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📚 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚📲 @ketabkhvan
ضمن عرض قبولی عبادات روزه داران گرامی، خیریه طلوع طی اقدامی ارزشمند، غذای اضافی سفره داران گرامی را با یک تماس تلفنی از درب منزل تحویل گرفته و به افراد نیازمند و محتاج میرساند.
ضمن عرض قبولی عبادات روزه داران گرامی، خیریه طلوع طی اقدامی ارزشمند، غذای اضافی سفره داران گرامی را با یک تماس تلفنی از درب منزل تحویل گرفته و به افراد نیازمند و محتاج میرساند.
📚📲 @ketabkhvan
لینک گروه تلگرامی کمپین شهر بدون گرسنه من (مشهد)
https://telegram.me/joinchat/CSnI8D5BERnr_7Nvz7oxbA
لینک گروه تلگرامی کمپین شهر بدون گرسنه من (مشهد)
https://telegram.me/joinchat/CSnI8D5BERnr_7Nvz7oxbA
📌 #آداب_الحرب_والشجاعه
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "آداب الحرب والشجاعه"
.📝 توضیحات :
کتاب آداب الحرب والشاعه بر خلاف نامش كه با لغات عربي تركيب يافته از متون فارسي قرن ششم است كه حاوي داستان هاي پند آموز از سيره ؛ شخصيت و زندگي بزرگان و شهيران تاريخ و نيز به راه و رسم جنگاوري و شكار و چوگان بازي و ... مي پردازد.
يكي از كتابهايي كه در نوع خود بي مانند است كتاب آداب الحرب و الشجاعه است دربارۀ رسوم جنگاوران و صف آرايي و مسائل مربوط بدان از قبيل انواع سلاحهايي كه در قديم به كار مي رفته است و نحوۀ تربيت اسب و معالجه بيماري اسب و نحوۀ فرماندهي لشكر و سپاه و فرهنگ و دانش حرب و اينگونه موضوعاتي كه مربوط به سلحشوري و شجاعت است.
اندر آنچه استادان بزرگ كار ديدۀ تجربه يافته ساخته اند از سلاحها و چيزهاي ديگر، چون: گوي و چوگان و گوي شاهنامه پهنه و سنگ برداشتن و زور آزمودن و كشتي گرفتن و جنگ مشت كردن و سنگ فلاخن انداختن و لت بازي كردن و چك انداختن و آنچه بدين ماند از بهر كاري و فايده اي ساخته اند و فايده گوي پهنه انداختن و گرفتن، آنست كه دست در حرب روان شود و انگشتان بر پهنه تاودار شود و از بسياري انداختن و برگرفتن گوي، ديدار تيز شود از نظر كردن به دقت چوگان زدن.
چون گوي پرتابي آيد از آن حذر بايد كرد و سنگها كه از حصار آيد از منجنيق6 عراده و فلاخن، چون چشم مردم بر گوي پهنه خو كرده باشد، اندازۀ آمدن آن بداند كه كجا خواهد افتاد و از آن پرهيز تواند كرد و جز اين اندر پهنه سخن بسيارست چون:
اندام نرم شدن و نظر تيز بين شدن و دست راست شدن و آنچه بدان ماند...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "آداب الحرب والشجاعه"
.📝 توضیحات :
کتاب آداب الحرب والشاعه بر خلاف نامش كه با لغات عربي تركيب يافته از متون فارسي قرن ششم است كه حاوي داستان هاي پند آموز از سيره ؛ شخصيت و زندگي بزرگان و شهيران تاريخ و نيز به راه و رسم جنگاوري و شكار و چوگان بازي و ... مي پردازد.
يكي از كتابهايي كه در نوع خود بي مانند است كتاب آداب الحرب و الشجاعه است دربارۀ رسوم جنگاوران و صف آرايي و مسائل مربوط بدان از قبيل انواع سلاحهايي كه در قديم به كار مي رفته است و نحوۀ تربيت اسب و معالجه بيماري اسب و نحوۀ فرماندهي لشكر و سپاه و فرهنگ و دانش حرب و اينگونه موضوعاتي كه مربوط به سلحشوري و شجاعت است.
اندر آنچه استادان بزرگ كار ديدۀ تجربه يافته ساخته اند از سلاحها و چيزهاي ديگر، چون: گوي و چوگان و گوي شاهنامه پهنه و سنگ برداشتن و زور آزمودن و كشتي گرفتن و جنگ مشت كردن و سنگ فلاخن انداختن و لت بازي كردن و چك انداختن و آنچه بدين ماند از بهر كاري و فايده اي ساخته اند و فايده گوي پهنه انداختن و گرفتن، آنست كه دست در حرب روان شود و انگشتان بر پهنه تاودار شود و از بسياري انداختن و برگرفتن گوي، ديدار تيز شود از نظر كردن به دقت چوگان زدن.
چون گوي پرتابي آيد از آن حذر بايد كرد و سنگها كه از حصار آيد از منجنيق6 عراده و فلاخن، چون چشم مردم بر گوي پهنه خو كرده باشد، اندازۀ آمدن آن بداند كه كجا خواهد افتاد و از آن پرهيز تواند كرد و جز اين اندر پهنه سخن بسيارست چون:
اندام نرم شدن و نظر تيز بين شدن و دست راست شدن و آنچه بدان ماند...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #قیام_مرعشیان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "قیام مرعشیان"
📝 توضیحات :
قیام مرعشیان نوشته یقوب آژند، به بررسی اوضاع مرعشیان و قیام آنها در مازندران و گیلان میپردازد.
قیام مرعشیان ، محصول و نتیجه قیام سربداران بود که از آمل آغاز شد و این منطقه را نیز زیر چتر خود گرفت . چون شیخ خلیفه ، مقتداى مذهبى سربداران مرد پاکیزه روزگارى که از اهالى آمل بوده ، پس از سیر و سلوک ، راهى سبزوار شد و نطفه ى قیام سربداران را در آن جا به بار نشاند، بعدها قیام مرعشیان ، به عنوان شعبه اى از قیام سربداران در مازندران ایجاد شد.
ایدئولوژى قیام مرعشیان ، شیعه اثنى عشرى بود که با الهام گیرى از تعلیم مذهبى - سیاسى رهبران مذهبى سربداران توانست از آن به عنوان مکتبى براى قیام خود استفاده کند. یکى از اصول اساسى این قیام مبارزه با ظلم و ستم بود. ظلم و ستم در این دوره جنبه اجتماعى ، اقتصادى و گاهى سیاسى داشت که بر رعایا اعمال مى شد. هیچ نوع امنیتى در جامعه وجود نداشت و جامعه جولانگاه خانان و حکام بود و اینان بارى رسیدن به خواسته هاى خود، رعایا و فرودستان را تحت فشار قرار مى دادند.
« قیام مرعشیان » شناخت مناسب از آن دوره و تحلیل وقایع تاریخی در اختیار علاقمندان به وقایع تاریخی ، سیاسی و اجتماعی سرزمین ایران قرار می دهد.
مرعشیان، سربدارن مازندران یا مرعشیه دودمانی شیعه بود که در قرن هشتم هجری در طبرستان حکومت میکرد.
سادات حسینی، مرعشی که در سرزمین مازندران ساکن بودند، نسبشان به علی بن حسین میرسید. مؤسس دولت مرعشیان قوامالدین بن عبدالله نیز از حامیان و پیروان علما و رهبران سربداران بودهاست. جنبش مرعشیان نیز بر این اساس در همهٔ زمینهها از سربداران تأثیر پذیرفت.
قوامالدین، ملقب به میربزرگ، که از سادات مرعشی بود در ۷۶۰ هجری قمری مقارن ۱۳۵۹ میلادی، با قیام علیه چلاویان حکومت مرعشی را تأسیس کرد. او پیش از آنکه به قدرت برسد، با کیا افراسیاب چلاوی، متحد شد، ولی «تضاد گوناگون بین آن دو و خوی و اشرافیت کیا افراسیاب»، سبب قیام و در نهایت پیروزی میربزرگ شد و مرعشیان در اندک زمانی تمامی مازندران را در حیطهٔ نفوذ خود درآوردند. نهضت مرعشیان به لحاظ رشد مذهب شیعه دوازده امامی در مازندران و گسترش آن به نواحی مجاور و ارتباط آن با کیاییان، سلسله حاکم بر بیه پیش و رسمی شدن تشیع دوازدهامامی در زمان صفویان اهمیت دارد.
مرعشیان در واقع هرمی بود که قاعدهٔ آن بر مَلِکهای کوچک استوار بود. تا وقتی این ملکها تابع مرعشیان بودند، قدرت حکومت استحکام داشت ولی رقابتهای دیرینه گاه موجب خدعه و دسیسههایی میشدند که حکومت مرعشی را تضعیف میکرد. همچنین مرعشیان با تکیه بر صوفیان و درویشان قدرت کسب نموده بودند و تا آنگاه که درویشان را در کنار خویش داشتند، قدرت داشته و میتوانستند به وسیلهٔ آن مردم را به جنگها بکشانند یا از نیروی مردمی در سرکوب اعتراضات بهره ببرند.
اوج قدرت مرعشیان از زمان تأسیس تا سال ۷۹۵ هجری بود که تیمور گورکانی به طبرستان یورش برد. علت عمدهٔ فروپاشی مرعشیان در درجهٔ یکم ظهور تیمور بودهاست، البته جنگهای پیدرپی این خاندان با امرای محلی و همسایگان و همچنین دنیاگرایی رهبران بعدی از عوامل فروپاشی این نظام به شمار میروند. مرعشیان هیچگاه به قدرت اولیهٔ حکومت میربزرگ برنگشت و آن «یکپارچگی و وحدت» هرگز به این ناحیه بازنگشت. در زمان صفویه مرعشیان تابع آنان شدند. در زمان شاه عباس یکم شورشهای پیاپی در طبرستان، وی را بدان واداشت که از پایتخت حاکم را تعیین کند. در دوره صفویان به صورت تدریجی و نهایتاً در عصر شاه عباس، در سال ۹۹۰ قمری، مازندران کلاً تحت سیطرهٔ مستقیم صفویان درآمد. و سادات مرعشی به شیراز، هند و کرمان تبعید شدند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "قیام مرعشیان"
📝 توضیحات :
قیام مرعشیان نوشته یقوب آژند، به بررسی اوضاع مرعشیان و قیام آنها در مازندران و گیلان میپردازد.
قیام مرعشیان ، محصول و نتیجه قیام سربداران بود که از آمل آغاز شد و این منطقه را نیز زیر چتر خود گرفت . چون شیخ خلیفه ، مقتداى مذهبى سربداران مرد پاکیزه روزگارى که از اهالى آمل بوده ، پس از سیر و سلوک ، راهى سبزوار شد و نطفه ى قیام سربداران را در آن جا به بار نشاند، بعدها قیام مرعشیان ، به عنوان شعبه اى از قیام سربداران در مازندران ایجاد شد.
ایدئولوژى قیام مرعشیان ، شیعه اثنى عشرى بود که با الهام گیرى از تعلیم مذهبى - سیاسى رهبران مذهبى سربداران توانست از آن به عنوان مکتبى براى قیام خود استفاده کند. یکى از اصول اساسى این قیام مبارزه با ظلم و ستم بود. ظلم و ستم در این دوره جنبه اجتماعى ، اقتصادى و گاهى سیاسى داشت که بر رعایا اعمال مى شد. هیچ نوع امنیتى در جامعه وجود نداشت و جامعه جولانگاه خانان و حکام بود و اینان بارى رسیدن به خواسته هاى خود، رعایا و فرودستان را تحت فشار قرار مى دادند.
« قیام مرعشیان » شناخت مناسب از آن دوره و تحلیل وقایع تاریخی در اختیار علاقمندان به وقایع تاریخی ، سیاسی و اجتماعی سرزمین ایران قرار می دهد.
مرعشیان، سربدارن مازندران یا مرعشیه دودمانی شیعه بود که در قرن هشتم هجری در طبرستان حکومت میکرد.
سادات حسینی، مرعشی که در سرزمین مازندران ساکن بودند، نسبشان به علی بن حسین میرسید. مؤسس دولت مرعشیان قوامالدین بن عبدالله نیز از حامیان و پیروان علما و رهبران سربداران بودهاست. جنبش مرعشیان نیز بر این اساس در همهٔ زمینهها از سربداران تأثیر پذیرفت.
قوامالدین، ملقب به میربزرگ، که از سادات مرعشی بود در ۷۶۰ هجری قمری مقارن ۱۳۵۹ میلادی، با قیام علیه چلاویان حکومت مرعشی را تأسیس کرد. او پیش از آنکه به قدرت برسد، با کیا افراسیاب چلاوی، متحد شد، ولی «تضاد گوناگون بین آن دو و خوی و اشرافیت کیا افراسیاب»، سبب قیام و در نهایت پیروزی میربزرگ شد و مرعشیان در اندک زمانی تمامی مازندران را در حیطهٔ نفوذ خود درآوردند. نهضت مرعشیان به لحاظ رشد مذهب شیعه دوازده امامی در مازندران و گسترش آن به نواحی مجاور و ارتباط آن با کیاییان، سلسله حاکم بر بیه پیش و رسمی شدن تشیع دوازدهامامی در زمان صفویان اهمیت دارد.
مرعشیان در واقع هرمی بود که قاعدهٔ آن بر مَلِکهای کوچک استوار بود. تا وقتی این ملکها تابع مرعشیان بودند، قدرت حکومت استحکام داشت ولی رقابتهای دیرینه گاه موجب خدعه و دسیسههایی میشدند که حکومت مرعشی را تضعیف میکرد. همچنین مرعشیان با تکیه بر صوفیان و درویشان قدرت کسب نموده بودند و تا آنگاه که درویشان را در کنار خویش داشتند، قدرت داشته و میتوانستند به وسیلهٔ آن مردم را به جنگها بکشانند یا از نیروی مردمی در سرکوب اعتراضات بهره ببرند.
اوج قدرت مرعشیان از زمان تأسیس تا سال ۷۹۵ هجری بود که تیمور گورکانی به طبرستان یورش برد. علت عمدهٔ فروپاشی مرعشیان در درجهٔ یکم ظهور تیمور بودهاست، البته جنگهای پیدرپی این خاندان با امرای محلی و همسایگان و همچنین دنیاگرایی رهبران بعدی از عوامل فروپاشی این نظام به شمار میروند. مرعشیان هیچگاه به قدرت اولیهٔ حکومت میربزرگ برنگشت و آن «یکپارچگی و وحدت» هرگز به این ناحیه بازنگشت. در زمان صفویه مرعشیان تابع آنان شدند. در زمان شاه عباس یکم شورشهای پیاپی در طبرستان، وی را بدان واداشت که از پایتخت حاکم را تعیین کند. در دوره صفویان به صورت تدریجی و نهایتاً در عصر شاه عباس، در سال ۹۹۰ قمری، مازندران کلاً تحت سیطرهٔ مستقیم صفویان درآمد. و سادات مرعشی به شیراز، هند و کرمان تبعید شدند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector