📌 #بودنبروک_ها
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "بودنبروک ها"
📝 توضیحات :
سال 1897 توماس مان بیست و دو ساله با بهرهگیری از سرگذشت خانواده و پدران خود شروع به نوشتن "بودنبروکها" کرد. نوشتن رمان سه سال طول کشید، و سرانجام این رمان در سال 1901 منتشر شد.
توماس جوان شاید هیچوقت فکر نمیکرد که بهخاطر نوشتن این اثر، جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند. مان در این اثر یک زوال را به درازای چهار نسل شرح میدهد. او خود عقیده دارد که این زوال با زندگی از یک سو و تلطیف روح و اندیشه از سوی دیگر در ارتباط است.
توماس مان این اثرش را تنها رمان ناتورالیستی مهمی میداند که تا آن موقع به زبان آلمانی نوشته شده بود و عمیقترین محتوای اثر را وجه "روانشناسی" آن میداند، روانشناسی زندگیای که توان خود را از دست داده است.
پس از مرگ بزرگ خاندان بودنبروك در سال 1855، توماس پسر بودنبروك بزرگ، سرپرستی تجارتخانه قدیمی را برعهده میگیرد و با دختر یكی از تجار ثروتمند ازدواج میكند و کمی بعد به نمایندگی مجلس سنا انتخاب میشود. اما او نسبت به سرنوشت پسرش هانو، كه فاقد سلامت لازم و دچار عقب ماندگی است، در رنج است. او كه اعتماد به نفس خود را از دست داده روزی در وسط خیابان بر زمین میافتد و میمیرد. با مرگ توماس، تجارتخانه برچیده و خانهاش فروخته میشود. هانو نیز از تب میمیرد و مادرش شهر را ترك میكند...
توماس مان را نویسندهای رئالیست میدانند، که در نوشتههایش به تحلیل وضعیت اجتماعی و روانی شخصیتهایش میپرداخته است. بعضی از منتقدان بر این باورند که پس از لوتر، گوته و نیچه هیچ نثرنویس دیگری به توانایی توماس مان در ادبیات آلمانی بهوجود نیامده است.
خاندان بودنبروک او، علیرغم اینکه اولین رمان مان است، نخستین رمان خانوادگی آلمانی نیز به حساب میآید. همین اثر در آلمان صدها بار تجدید چاپ شده و میلیونها نسخه از آن به فروش رفته است. توماس مان را باید یکی از اصیلترین نویسندگان آلمانی دانست، زیرا هرگز از سنتهای فرهنگی کشورش غافل نماند.
والتر ینس درباره بودنبروکها گفته است: "بینیاز به زمینهچینی و آزمایش، بدون لرزش دست و دل، فارغ از کندوکاو تردیدآمیز در خزانه امکانات خویش: نوماس مان در نخستین رمان خود، همه اسباب بزرگی را فراهم آورده است."
یکی از ترجمههای خوبی که در ایران از این کتاب موجود است را علی اصغر حداد انجام داده است که توسط انتشارات ماهی از سال 1383 در دسترس فارسی زبانان قرار گرفته است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "بودنبروک ها"
📝 توضیحات :
سال 1897 توماس مان بیست و دو ساله با بهرهگیری از سرگذشت خانواده و پدران خود شروع به نوشتن "بودنبروکها" کرد. نوشتن رمان سه سال طول کشید، و سرانجام این رمان در سال 1901 منتشر شد.
توماس جوان شاید هیچوقت فکر نمیکرد که بهخاطر نوشتن این اثر، جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند. مان در این اثر یک زوال را به درازای چهار نسل شرح میدهد. او خود عقیده دارد که این زوال با زندگی از یک سو و تلطیف روح و اندیشه از سوی دیگر در ارتباط است.
توماس مان این اثرش را تنها رمان ناتورالیستی مهمی میداند که تا آن موقع به زبان آلمانی نوشته شده بود و عمیقترین محتوای اثر را وجه "روانشناسی" آن میداند، روانشناسی زندگیای که توان خود را از دست داده است.
پس از مرگ بزرگ خاندان بودنبروك در سال 1855، توماس پسر بودنبروك بزرگ، سرپرستی تجارتخانه قدیمی را برعهده میگیرد و با دختر یكی از تجار ثروتمند ازدواج میكند و کمی بعد به نمایندگی مجلس سنا انتخاب میشود. اما او نسبت به سرنوشت پسرش هانو، كه فاقد سلامت لازم و دچار عقب ماندگی است، در رنج است. او كه اعتماد به نفس خود را از دست داده روزی در وسط خیابان بر زمین میافتد و میمیرد. با مرگ توماس، تجارتخانه برچیده و خانهاش فروخته میشود. هانو نیز از تب میمیرد و مادرش شهر را ترك میكند...
توماس مان را نویسندهای رئالیست میدانند، که در نوشتههایش به تحلیل وضعیت اجتماعی و روانی شخصیتهایش میپرداخته است. بعضی از منتقدان بر این باورند که پس از لوتر، گوته و نیچه هیچ نثرنویس دیگری به توانایی توماس مان در ادبیات آلمانی بهوجود نیامده است.
خاندان بودنبروک او، علیرغم اینکه اولین رمان مان است، نخستین رمان خانوادگی آلمانی نیز به حساب میآید. همین اثر در آلمان صدها بار تجدید چاپ شده و میلیونها نسخه از آن به فروش رفته است. توماس مان را باید یکی از اصیلترین نویسندگان آلمانی دانست، زیرا هرگز از سنتهای فرهنگی کشورش غافل نماند.
والتر ینس درباره بودنبروکها گفته است: "بینیاز به زمینهچینی و آزمایش، بدون لرزش دست و دل، فارغ از کندوکاو تردیدآمیز در خزانه امکانات خویش: نوماس مان در نخستین رمان خود، همه اسباب بزرگی را فراهم آورده است."
یکی از ترجمههای خوبی که در ایران از این کتاب موجود است را علی اصغر حداد انجام داده است که توسط انتشارات ماهی از سال 1383 در دسترس فارسی زبانان قرار گرفته است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #تونیوکروگر
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "تونیوکروگر"
📝 توضیحات :
تونیو کروگر رمان کوتاهی از توماس مان نویسنده آلمانی است که در سال ۱۹۰۳ برای اولین بار منتشر شد. این کتاب تاکنون توسط رضا سیدحسینی از فرانسه و محمود حدادی از آلمانی به فارسی ترجمه شدهاست.
در فصل اول کتاب تونیو کروگر یک دانشآموز است که روحیهای ظریف و هنرمندانه دارد. پدرش بورژوایی از اهالی شمال آلمان و مادرش یک زن هنرمند ایتالیایی است. در فصل دوم تونیو کروگر که در جنوب آلمان زندگی میکند نویسندهای جوان، خوش ذوق و ایدهآلیست است. در فصل سوم تونیو به زادگاهش در شمال آلمان زندگی میکند و از مشاهده زندگی بورژواهایی که همیشه آنها را بیذوق و دور از حساسیتهای والای فکری میدید متاثر میشود و ارزش زندگی روزمره را درمییابد.
تونیو کروگر و رمان دیگر توماس مان مرگ در ونیز هردو به مضمون حیات هنرمندانه، ارزشهای والا و ایدهآلیسم در تقابل زندگی روزمره میپردازد. در تونیو کروگر جنوب آلمان نماد روحیه لاتین، گرما و حیات هنرمندانه و شمال آلمان نماد نمایانگر ارزشهای زندگی بورژوازی مثل کار، تجارت و ابتذال است. در این رمان توماس مان تعادل بین این دو روحیه را به عنوان بهترین وضعیت زندگی تصویر میکند.
این رمان شباهت زیادی با دیگر اثر نویسنده مرگ در ونیز دارد. هر دو اثر در قالب شرح زندگی یک هنرمند، بیانگر نظرات توماس مان درباره هنر هستند. مشابهت ضربآهنگ روایی دو داستان هم دلیل دیگر بر شباهت آنهاست.
در سال ۱۹۶۴ از این کتاب فیلمی با همین نام به کارگردانی رولف تیله ساخته شدهست .
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "تونیوکروگر"
📝 توضیحات :
تونیو کروگر رمان کوتاهی از توماس مان نویسنده آلمانی است که در سال ۱۹۰۳ برای اولین بار منتشر شد. این کتاب تاکنون توسط رضا سیدحسینی از فرانسه و محمود حدادی از آلمانی به فارسی ترجمه شدهاست.
در فصل اول کتاب تونیو کروگر یک دانشآموز است که روحیهای ظریف و هنرمندانه دارد. پدرش بورژوایی از اهالی شمال آلمان و مادرش یک زن هنرمند ایتالیایی است. در فصل دوم تونیو کروگر که در جنوب آلمان زندگی میکند نویسندهای جوان، خوش ذوق و ایدهآلیست است. در فصل سوم تونیو به زادگاهش در شمال آلمان زندگی میکند و از مشاهده زندگی بورژواهایی که همیشه آنها را بیذوق و دور از حساسیتهای والای فکری میدید متاثر میشود و ارزش زندگی روزمره را درمییابد.
تونیو کروگر و رمان دیگر توماس مان مرگ در ونیز هردو به مضمون حیات هنرمندانه، ارزشهای والا و ایدهآلیسم در تقابل زندگی روزمره میپردازد. در تونیو کروگر جنوب آلمان نماد روحیه لاتین، گرما و حیات هنرمندانه و شمال آلمان نماد نمایانگر ارزشهای زندگی بورژوازی مثل کار، تجارت و ابتذال است. در این رمان توماس مان تعادل بین این دو روحیه را به عنوان بهترین وضعیت زندگی تصویر میکند.
این رمان شباهت زیادی با دیگر اثر نویسنده مرگ در ونیز دارد. هر دو اثر در قالب شرح زندگی یک هنرمند، بیانگر نظرات توماس مان درباره هنر هستند. مشابهت ضربآهنگ روایی دو داستان هم دلیل دیگر بر شباهت آنهاست.
در سال ۱۹۶۴ از این کتاب فیلمی با همین نام به کارگردانی رولف تیله ساخته شدهست .
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #زادروز_اورهان_پاموک
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "زادروز اورهان پاموک"
فرید اورخان پاموک که در ایران به اورهان پاموک معروف شده است، نویسنده و رماننویس اهل کشور ترکیه و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۰۶ است. او نخستین ترکتباری است که این جایزه را دریافت کردهاست.
پاموک در کشور خود نویسندهای بسیار نامدار است. آثار او پیش از دریافت جایزه نوبل ادبیات به ۴۶ زبان و پس از آن به ۵۶ زبان ترجمه شدهاست.
اورهان پاموک در خانوادهای پر فرزند و مرفه در محلهٔ نیشان تاشی استانبول متولد شد. او دروس متوسطه را در کالج آمریکایی رابرت در استانبول گذراند. پس از پایان تحصیلات متوسطه به اصرار خانوادهٔ خود به ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ معماری در دانشکدهٔ فنی استانبول مشغول شد، هرچند پس از مدتی این رشته را نیمهتمام رها کرد. او سپس در دانشگاه استانبول و در رشته روزنامهنگاری به تحصیل پرداخت و فارغالتحصیل شد. با این حال هیچگاه کار روزنامهنگاری نکرد.
اولین رمانش آقای جودت و پسران را که حکایت خانوادهای متمول و پرتعداد است در سال ۱۹۸۲ نوشت که جوایز ملی ارهان کمال و کتاب سال را برایش به ارمغان آورد.
پاموک بعد از انتشار رمان قلعه سفید کرسی تدریس ادبیات داستانی را در دانشگاه کلمبیا پذیرفت و به همراه همسرش از ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۸ مقیم نیویورک شد. این رمان تقریباً به همه زبانهای اروپایی ترجمه شد. او در این رمان رفاقت یک دانشمند عثمانی را با بردهای رومی روایت کردهاست. اوج شهرت پاموک زمانی بود که رمان نام من سرخ را در سال ۱۹۹۸ منتشر کرد و انبوهی از جوایز ادبی در کشورهای مختلف را برایش به ارمغان آورد. سال ۲۰۰۲ رمان برف را منتشر کرد که خودش آن را نخستین و آخرین رمان سیاسی در کارنامه کاریاش خواند. ضمیمهٔ روزنامهٔ نیویورک تایمز سال ۲۰۰۴ این رمان را یکی از ۱۰ رمان برتر جهان معرفی کرد. پاموک سال ۲۰۰۳ کتابی با عنوان استانبول منتشر کرد که در واقع اتوبیوگرافی نویسندهاست. بسیاری این کتاب را یکی از بهترین اتوبیوگرافیهای نویسندگان ادبی میدانند. آخرین رمان او موزه معصومیت نام دارد که به موضوع عشقهای ممنوعه در کشورهای اسلامی میپردازد.
او سال ۱۹۸۲ ازدواج کرد و سال ۱۹۹۱ اولین فرزندش که دختری است به دنیا آمد. پاموک اکنون به اتفاق خانواده اش مقیم استانبول است.
او اظهارات جنجالبرانگیزی در مورد کشتار کردهای ترکیه و نسلکشی ارمنیها ساکن ترکیه در سالهای ابتدایی جنگ جهانی اول داشت که با واکنش ملیگرایان ترکیه مواجه شد و در پی آن سال ۲۰۰۵ شکایتهایی از او صورت گرفت.
پاموک در مصاحبهای با نشریه سوئسیی Das Magazin گفت «سی هزار کرد و یک میلیون ارمنی در این کشور کشته شدهاست. تقریباً هیچکس جرأت نمیکند اسمی از آن ببرد. اما من این کار را میکنم.
پاموک نخستین نویسنده جهان اسلام به شمار میرود که با فتوای مرگ سلمان رشدی مخالفت کرد.
جوایز ادبی اورهان پاموک به شرح ذیل میباشد؛
جایزه صلح کتابفروشان آلمان، سال ۲۰۰۵.
جایزه نوبل ادبیات، سال ۲۰۰۶
جایزه آیدین دوغان، سال 2015
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "زادروز اورهان پاموک"
فرید اورخان پاموک که در ایران به اورهان پاموک معروف شده است، نویسنده و رماننویس اهل کشور ترکیه و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۰۶ است. او نخستین ترکتباری است که این جایزه را دریافت کردهاست.
پاموک در کشور خود نویسندهای بسیار نامدار است. آثار او پیش از دریافت جایزه نوبل ادبیات به ۴۶ زبان و پس از آن به ۵۶ زبان ترجمه شدهاست.
اورهان پاموک در خانوادهای پر فرزند و مرفه در محلهٔ نیشان تاشی استانبول متولد شد. او دروس متوسطه را در کالج آمریکایی رابرت در استانبول گذراند. پس از پایان تحصیلات متوسطه به اصرار خانوادهٔ خود به ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ معماری در دانشکدهٔ فنی استانبول مشغول شد، هرچند پس از مدتی این رشته را نیمهتمام رها کرد. او سپس در دانشگاه استانبول و در رشته روزنامهنگاری به تحصیل پرداخت و فارغالتحصیل شد. با این حال هیچگاه کار روزنامهنگاری نکرد.
اولین رمانش آقای جودت و پسران را که حکایت خانوادهای متمول و پرتعداد است در سال ۱۹۸۲ نوشت که جوایز ملی ارهان کمال و کتاب سال را برایش به ارمغان آورد.
پاموک بعد از انتشار رمان قلعه سفید کرسی تدریس ادبیات داستانی را در دانشگاه کلمبیا پذیرفت و به همراه همسرش از ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۸ مقیم نیویورک شد. این رمان تقریباً به همه زبانهای اروپایی ترجمه شد. او در این رمان رفاقت یک دانشمند عثمانی را با بردهای رومی روایت کردهاست. اوج شهرت پاموک زمانی بود که رمان نام من سرخ را در سال ۱۹۹۸ منتشر کرد و انبوهی از جوایز ادبی در کشورهای مختلف را برایش به ارمغان آورد. سال ۲۰۰۲ رمان برف را منتشر کرد که خودش آن را نخستین و آخرین رمان سیاسی در کارنامه کاریاش خواند. ضمیمهٔ روزنامهٔ نیویورک تایمز سال ۲۰۰۴ این رمان را یکی از ۱۰ رمان برتر جهان معرفی کرد. پاموک سال ۲۰۰۳ کتابی با عنوان استانبول منتشر کرد که در واقع اتوبیوگرافی نویسندهاست. بسیاری این کتاب را یکی از بهترین اتوبیوگرافیهای نویسندگان ادبی میدانند. آخرین رمان او موزه معصومیت نام دارد که به موضوع عشقهای ممنوعه در کشورهای اسلامی میپردازد.
او سال ۱۹۸۲ ازدواج کرد و سال ۱۹۹۱ اولین فرزندش که دختری است به دنیا آمد. پاموک اکنون به اتفاق خانواده اش مقیم استانبول است.
او اظهارات جنجالبرانگیزی در مورد کشتار کردهای ترکیه و نسلکشی ارمنیها ساکن ترکیه در سالهای ابتدایی جنگ جهانی اول داشت که با واکنش ملیگرایان ترکیه مواجه شد و در پی آن سال ۲۰۰۵ شکایتهایی از او صورت گرفت.
پاموک در مصاحبهای با نشریه سوئسیی Das Magazin گفت «سی هزار کرد و یک میلیون ارمنی در این کشور کشته شدهاست. تقریباً هیچکس جرأت نمیکند اسمی از آن ببرد. اما من این کار را میکنم.
پاموک نخستین نویسنده جهان اسلام به شمار میرود که با فتوای مرگ سلمان رشدی مخالفت کرد.
جوایز ادبی اورهان پاموک به شرح ذیل میباشد؛
جایزه صلح کتابفروشان آلمان، سال ۲۰۰۵.
جایزه نوبل ادبیات، سال ۲۰۰۶
جایزه آیدین دوغان، سال 2015
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #نام_من_سرخ
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "نام من سرخ"
📝 توضیحات :
"نام من سرخ" رمانی از اورهان پاموک است تحت تأثیر رمان مشهور ایتالیایی نام گل سرخ. نام من سرخ برنده جایزه نوبل ادبیات است.
رمان نام من سرخ در بستر بخشی از تاریخ امپراتوری عثمانی در زمان سلطان مراد سوم میگذرد. در این رمان، شیوهٔ چند صدایی یا پلی فونی روایتِ حوادث مختلف را توسط شخصیتهای رمان ممکن کردهاست.
پاموک در این رمان نقطه مشترک تاریخ عثمانی و ایران را در نظر داشتهاست. نویسنده به شرح عشق و قتل در این رمان پرداختهاست.
چگونگی روابط بین دو فرهنگ غرب و شرق از دیگر موضوعات این رمان است که از زبان نقاشان روایت میشود.
پاموک در گفتگو با مجله نافه درباره انگیزه خود از نوشتن این رمان گفتهاست «بین ۷ تا ۲۲ سالگیام میخواستم نقاش شوم. بعدها وقتی نویسنده مشهور ترک شدم همیشه دوست داشتم درباره لذت نقاشی بنویسم. میخواستم توصیف کنم که نقاشی کردن چه حسی دارد و یک نقاش چه عقایدی دارد.»
شخصیتهای اصلی در رمان نام من سرخ نقاشان هستند. در آغاز داستان استادِ طلاکاری به دست نقاشی کشته میشود. هیچ کس مطمئن نیست که قاتل یک نقاش است. با این حال ماجرای تمام رمان از آغاز تا پایان یافتن نقاشِ قاتل است.
پاموک در خلال رمانش به موضوعاتی مانند عشق و تاریخ نقاشی در سرزمینهای اسلامی نیز میپردازد.
او از کتابهای بسیاری در این رمان نام میبرد که در فرهنگ و تمدن اسلامی نامی بودهاند. اغلب این کتابها از آن جمله شاهنامه شاه طهماسبی ایرانی هستند. او همچنین برخی حکایتهای نظامی و فردوسی را نیز در رمانش بازگو کردهاست.
پاموک گفتهاست «یکی از انگیزههای من برای نوشتن رمان نام من سرخ بازآفرینی داستانهای ادبیات کلاسیک بود. زمانی که داشتم کتابم را مینوشتم از خواندن شاهنامه و خسرو و شیرین لذت میبردم.»
این رمان را عیناله غریب از زبان ترکی به فارسی ترجمه کرده و نشر چشمه سال ۱۳۸۹ منتشرش کرده است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "نام من سرخ"
📝 توضیحات :
"نام من سرخ" رمانی از اورهان پاموک است تحت تأثیر رمان مشهور ایتالیایی نام گل سرخ. نام من سرخ برنده جایزه نوبل ادبیات است.
رمان نام من سرخ در بستر بخشی از تاریخ امپراتوری عثمانی در زمان سلطان مراد سوم میگذرد. در این رمان، شیوهٔ چند صدایی یا پلی فونی روایتِ حوادث مختلف را توسط شخصیتهای رمان ممکن کردهاست.
پاموک در این رمان نقطه مشترک تاریخ عثمانی و ایران را در نظر داشتهاست. نویسنده به شرح عشق و قتل در این رمان پرداختهاست.
چگونگی روابط بین دو فرهنگ غرب و شرق از دیگر موضوعات این رمان است که از زبان نقاشان روایت میشود.
پاموک در گفتگو با مجله نافه درباره انگیزه خود از نوشتن این رمان گفتهاست «بین ۷ تا ۲۲ سالگیام میخواستم نقاش شوم. بعدها وقتی نویسنده مشهور ترک شدم همیشه دوست داشتم درباره لذت نقاشی بنویسم. میخواستم توصیف کنم که نقاشی کردن چه حسی دارد و یک نقاش چه عقایدی دارد.»
شخصیتهای اصلی در رمان نام من سرخ نقاشان هستند. در آغاز داستان استادِ طلاکاری به دست نقاشی کشته میشود. هیچ کس مطمئن نیست که قاتل یک نقاش است. با این حال ماجرای تمام رمان از آغاز تا پایان یافتن نقاشِ قاتل است.
پاموک در خلال رمانش به موضوعاتی مانند عشق و تاریخ نقاشی در سرزمینهای اسلامی نیز میپردازد.
او از کتابهای بسیاری در این رمان نام میبرد که در فرهنگ و تمدن اسلامی نامی بودهاند. اغلب این کتابها از آن جمله شاهنامه شاه طهماسبی ایرانی هستند. او همچنین برخی حکایتهای نظامی و فردوسی را نیز در رمانش بازگو کردهاست.
پاموک گفتهاست «یکی از انگیزههای من برای نوشتن رمان نام من سرخ بازآفرینی داستانهای ادبیات کلاسیک بود. زمانی که داشتم کتابم را مینوشتم از خواندن شاهنامه و خسرو و شیرین لذت میبردم.»
این رمان را عیناله غریب از زبان ترکی به فارسی ترجمه کرده و نشر چشمه سال ۱۳۸۹ منتشرش کرده است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #هژبر_سلطان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "سالمرگ هژبر سلطان اسدالله خان باوند"
هجده ام خرداد سالگرد مرگ هژبر سلطون اسد الله خان باوند می باشد.ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﻧﺴﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻭ ﭘﺴﺮ ﺷﺎﭘﻮﺭ،ﺍﺳﭙﻬﺒﺪﺗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ،ﺑﻪ ﻛﻴﻮﺱ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﺴﺮﻭ ﺍﻧﻮﺷﻴﺮﻭﺍﻥ ﻣﻲﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ . ﻧﻴﺎﻛﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﭘﺪﺭﺵﺣﺎﻛﻢ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﻟﺘﻤﺮﺩﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﺁﻭﺍﺯﻩ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﻮﺩ .ﺍﺳﺪﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﺑﺮﺁﻣﺪ.ﻧﺨﺴﺖ ﻟﻘﺐ ﺍﻳﻠﺨﺎﻧﻲ
ﺩﺍﺷﺖ.ﺩﺭ 1326 ﻩ .ﻕ ﭘﺎﻧﻮﻑ ﺑﻠﻐﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺩﺳﺘﻪ ﭘﻴﺮﻡ ﺧﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﻓﺮﻭﺵ ﻳﻮﺭﺵ ﺁﻭﺭﺩﺍﻣﺎ ﺍﺳﺪﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﭘﺎﻧﻮﻑ ﺩﺭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﭘﺎﻧﻮﻑ ﺭﺍ ﺍﺯﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﻴﻨﻪ ﻭﻱﻧﺸﺎﻧﺪ ﻭ ﺳﺮﻛﺮﺩﻩ ﺑﻠﻐﺎﺭﻱ ﺯﺧﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﮔﺮﻳﺨﺖ .ﺍﺣﺘﻤﺎﻻﻗﺒﻞ ﺍﺯ1331 ﻕ ﻟﻘﺐ ﻫﮋﺑﺮ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ.ﺩﺭ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥﻫﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﻋﺒﺎﺱ ﺧﺎﻥ ﺳﻬﻢ ﺍﻟﻤﻤﺎﻟﻚ ﻭﮔﺮﻭﻫﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﻗﺎﺳﻢ ﺧﺎﻥ ﻫﮋﺑﺮ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﻛﻪ ﺍﺯﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﻴﻮﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺯﺍﻍ ﻣﺮﺯﺭﻓﺖ.ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﻋﺴﮕﺮﺧﺎﻥ ﻋﻈﺎﻡ ﺍﻟﻤﻠﻚ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻠﻜﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩﻱ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ .ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﻭﺛﻮﻕ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ 1329 ﺧﻮﺭﺷﻴﺪﻱ ﻧﺨﺴﺖﻭﺯﻳﺮ،ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺧﺎﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻳﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻩ ﺗﺒﻌﻴﺪﻛﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﻠﻊ ﺳﻼﺡ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻭﻱ ﻭﺩﻳﮕﺮ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻳﺪ ﺍﺯ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﺳﻼﺣﻬﺎ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻱﻭﺭﺯﻳﺪﻧﺪ.ﺩﺭ ﭘﻲ ﺁﻥ ﻗﺰﺍﻗﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﻳﻮﺭﺵﺁﻭﺭﺩﻧﺪ.ﻫﮋﺑﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﺰﺍﻗﻬﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭﻋﻤﻮﻳﺶ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﺷﺮﻑ ﺧﺎﻥ ﻭ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻨﺪ ﭘﻲﺭﻓﺖ (ﺟﻨﮓ ﺍﻭﻝ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ).ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩﻱ ﻛﻪ ﺭﺥ ﺩﺍﺩ ﻋﺒﺎﺱ ﺧﺎﻥ ﺳﻬﻢ ﺍﻟﻤﻤﺎﻟﻚ ﻭ ﻋﻤﻮﻳﺶ ﺍﺳﻴﺮ ﺷﺪﻧﺪ.ﺍﻣﺎ ﻫﮋﺑﺮ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﺳﻴﻒﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺳﺮﺗﻴﭗ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﺯﺩ.ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺁﻥ ﺳﺎﻝﺭﺍ ﺩﺭ ﻏﺎﺭ ﻭﺭﺳﻚ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻧﺪ.ﺩﺭ ﺑﻬﺎﺭ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺮﻛﺰﻱﺷﻤﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﺄﻣﻮﺭﻳﻦ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺁﻧﺎﻥﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﻫﮋﺑﺮ ﻭ ﺳﻴﻒ ﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﺵﻓﺮﺍﺧﻮﺍﻧﻨﺪ،ﺍﻣﺎ ﻫﮋﺑﺮ ﻭ ﺳﻴﻒ ﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻧﻴﺮﻧﮓﺩﻭﻟﺘﻴﺎﻥ ﺑﻴﻤﻨﺎﻙ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺮ ﺣﻤﻼﺕ ﺧﻮﺩ ﺍﻓﺰﻭﺩﻧﺪ ﻭﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﻬﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﺁﻣﺪﻩﺑﻮﺩﻧﺪ ﺧﻠﻊ ﺳﻼﺡ ﻛﺮﺩ.ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﺮﻱ ﺩﺭﺷﻴﺮﮔﺎﻩ ﭘﺎﺩﮔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺳﺎﺧﺖ.ﺩﺭ 26 ﺧﺮﺩﺍﺩ 1299 ﻇﻬﻴﺮ ﺍﻟﻤﻠﻚ، ﺣﺎﻛﻢ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﻃﻲ ﺗﻠﮕﺮﺍﻓﻲ ﺑﻪﻭﺛﻮﻕ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺎﭘﻴﺘﺎﻥ ﺍﻳﻠﻴﻒ
ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻭﻱﺿﻤﻦ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺭﻭﺣﻴﻪ ﺍﺭﺩﻭﻫﺎﻱ ﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﻬﺎ ﺑﺎ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺍﻣﻴﺮﻣﺆﻳﺪ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ.ﺍﻳﻦ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺩﺭ ﺻﻨﻢ ﺣﺎﺟﻴﻜﻼ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ،ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﺩﻭﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺍﺳﻠﺤﻪ ﻧﺸﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵﺍﻳﻠﻴﻒ:ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﭘﺴﺮﻫﺎﻱ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻳﺪ ﺟﻮﺍﻧﻬﺎﻱ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺷﺪﻩﺑﺸﻜﻞ ﻗﻔﻘﺎﺯﻱ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﻏﻠﺐ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻳﻚﻧﻮﻉ ﻣﻮﺷﻚ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﻭﺷﻦ ﻛﺮﺩﻥ ﺳﻨﮕﺮﻫﺎﻱﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ .
اسدالله خان هوژبر سلطان باوند سردار دلاور به سال 1266 هجری شمسی در سواد کوه به دنیا آمد. او سومین و آخرین فرزند اسماعیل خان امیر موید بود. پدرش در زمان محمد علی شاه درجه امیر تومانی رئیس قشون مازندران بود. از همان دوران کودکی در قشون پدر با تعلیمات نظامی آشنا شد. ابتدا لقب ایلخانی داشت. پیش از 1289 به شجاعت ها و رشادت هایش در مقابل نیروهای متجاوز روسیه لقب هوژبر سلطان گرفت. به فرمان وثوق الدوله نخست وزیر وقت , ظهیر الملک حاکم مازندران دست به خلع سلاح عمومی زد. هوژبر و دیگر پسران امیر موید از تحویل سلاح خودداری کردند و به مبارزات مسلحانه خود علیه قرار داد 1919 تا سقوط وثوق الدوله و لغو قرار داد ننگین ادامه دادند. زمانی که سعدالله خان نماینده میرزا کوچک خان به همراه جنگجویانش در بابل مستقر شد هوژبر با یک افسر روسی در پارک شهر بابل به سازماندهی تشکیلات پارتیزانی پرداخت. با ایجاد دولت مرکزی , امیر موید به مبارزاتش پایان داد و هوژبر با درجه سروانی در ارتش استر آباد (گرگان) به خدمت پرداخت . اما رضا شاه که از امیر موید و پسرانش بیمناک بود سران ارتش استر آباد را بر هژبر و سهم الممالک بر انگیخت . آنها به سرکردگی امیراکرم پهلونژاد ( پسرعموی رضا شاه ) , با نیرنگ بر دو برادر دست یافتند و بازوان آنها را بستند و در 18 خرداد 1303 هجری شمسی در کلاک کلباد (بین بهشهر و گرگان ) تیر باران کردند . به روایت مرحوم بهار یکی از موارد استیضاح رضا شاه توسط اقلیت مجلس به رهبری مرحوم مدرس , قتل بدون تقصیر و محکمه پسران امیر موید بود.
این پست جهت ادای دین و آشنایی بیشتر، عزیزان کتابخوان با یکی از مفاخر گمنام ایران گذاشته شده است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "سالمرگ هژبر سلطان اسدالله خان باوند"
هجده ام خرداد سالگرد مرگ هژبر سلطون اسد الله خان باوند می باشد.ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﻧﺴﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻭ ﭘﺴﺮ ﺷﺎﭘﻮﺭ،ﺍﺳﭙﻬﺒﺪﺗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ،ﺑﻪ ﻛﻴﻮﺱ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﺴﺮﻭ ﺍﻧﻮﺷﻴﺮﻭﺍﻥ ﻣﻲﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ . ﻧﻴﺎﻛﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﭘﺪﺭﺵﺣﺎﻛﻢ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﻟﺘﻤﺮﺩﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﺁﻭﺍﺯﻩ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﻮﺩ .ﺍﺳﺪﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﺑﺮﺁﻣﺪ.ﻧﺨﺴﺖ ﻟﻘﺐ ﺍﻳﻠﺨﺎﻧﻲ
ﺩﺍﺷﺖ.ﺩﺭ 1326 ﻩ .ﻕ ﭘﺎﻧﻮﻑ ﺑﻠﻐﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺩﺳﺘﻪ ﭘﻴﺮﻡ ﺧﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﻓﺮﻭﺵ ﻳﻮﺭﺵ ﺁﻭﺭﺩﺍﻣﺎ ﺍﺳﺪﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﭘﺎﻧﻮﻑ ﺩﺭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﭘﺎﻧﻮﻑ ﺭﺍ ﺍﺯﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﻴﻨﻪ ﻭﻱﻧﺸﺎﻧﺪ ﻭ ﺳﺮﻛﺮﺩﻩ ﺑﻠﻐﺎﺭﻱ ﺯﺧﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﮔﺮﻳﺨﺖ .ﺍﺣﺘﻤﺎﻻﻗﺒﻞ ﺍﺯ1331 ﻕ ﻟﻘﺐ ﻫﮋﺑﺮ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ.ﺩﺭ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥﻫﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﻋﺒﺎﺱ ﺧﺎﻥ ﺳﻬﻢ ﺍﻟﻤﻤﺎﻟﻚ ﻭﮔﺮﻭﻫﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﻗﺎﺳﻢ ﺧﺎﻥ ﻫﮋﺑﺮ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﻛﻪ ﺍﺯﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﻴﻮﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺯﺍﻍ ﻣﺮﺯﺭﻓﺖ.ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﻋﺴﮕﺮﺧﺎﻥ ﻋﻈﺎﻡ ﺍﻟﻤﻠﻚ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻠﻜﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩﻱ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ .ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﻭﺛﻮﻕ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ 1329 ﺧﻮﺭﺷﻴﺪﻱ ﻧﺨﺴﺖﻭﺯﻳﺮ،ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺧﺎﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻳﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻩ ﺗﺒﻌﻴﺪﻛﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﻠﻊ ﺳﻼﺡ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻭﻱ ﻭﺩﻳﮕﺮ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻳﺪ ﺍﺯ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﺳﻼﺣﻬﺎ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻱﻭﺭﺯﻳﺪﻧﺪ.ﺩﺭ ﭘﻲ ﺁﻥ ﻗﺰﺍﻗﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﻳﻮﺭﺵﺁﻭﺭﺩﻧﺪ.ﻫﮋﺑﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﺰﺍﻗﻬﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭﻋﻤﻮﻳﺶ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﺷﺮﻑ ﺧﺎﻥ ﻭ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻨﺪ ﭘﻲﺭﻓﺖ (ﺟﻨﮓ ﺍﻭﻝ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ).ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩﻱ ﻛﻪ ﺭﺥ ﺩﺍﺩ ﻋﺒﺎﺱ ﺧﺎﻥ ﺳﻬﻢ ﺍﻟﻤﻤﺎﻟﻚ ﻭ ﻋﻤﻮﻳﺶ ﺍﺳﻴﺮ ﺷﺪﻧﺪ.ﺍﻣﺎ ﻫﮋﺑﺮ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﺳﻴﻒﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺳﺮﺗﻴﭗ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﺯﺩ.ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺁﻥ ﺳﺎﻝﺭﺍ ﺩﺭ ﻏﺎﺭ ﻭﺭﺳﻚ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻧﺪ.ﺩﺭ ﺑﻬﺎﺭ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺮﻛﺰﻱﺷﻤﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﺄﻣﻮﺭﻳﻦ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺁﻧﺎﻥﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﻫﮋﺑﺮ ﻭ ﺳﻴﻒ ﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﺵﻓﺮﺍﺧﻮﺍﻧﻨﺪ،ﺍﻣﺎ ﻫﮋﺑﺮ ﻭ ﺳﻴﻒ ﺍﻟﻠّﻪ ﺧﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻧﻴﺮﻧﮓﺩﻭﻟﺘﻴﺎﻥ ﺑﻴﻤﻨﺎﻙ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺮ ﺣﻤﻼﺕ ﺧﻮﺩ ﺍﻓﺰﻭﺩﻧﺪ ﻭﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﻬﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺩﻛﻮﻩ ﺁﻣﺪﻩﺑﻮﺩﻧﺪ ﺧﻠﻊ ﺳﻼﺡ ﻛﺮﺩ.ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﺮﻱ ﺩﺭﺷﻴﺮﮔﺎﻩ ﭘﺎﺩﮔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺳﺎﺧﺖ.ﺩﺭ 26 ﺧﺮﺩﺍﺩ 1299 ﻇﻬﻴﺮ ﺍﻟﻤﻠﻚ، ﺣﺎﻛﻢ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﻃﻲ ﺗﻠﮕﺮﺍﻓﻲ ﺑﻪﻭﺛﻮﻕ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺎﭘﻴﺘﺎﻥ ﺍﻳﻠﻴﻒ
ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻭﻱﺿﻤﻦ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺭﻭﺣﻴﻪ ﺍﺭﺩﻭﻫﺎﻱ ﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﻬﺎ ﺑﺎ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺍﻣﻴﺮﻣﺆﻳﺪ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ.ﺍﻳﻦ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺩﺭ ﺻﻨﻢ ﺣﺎﺟﻴﻜﻼ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ،ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﺩﻭﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺍﺳﻠﺤﻪ ﻧﺸﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵﺍﻳﻠﻴﻒ:ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﭘﺴﺮﻫﺎﻱ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻳﺪ ﺟﻮﺍﻧﻬﺎﻱ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺷﺪﻩﺑﺸﻜﻞ ﻗﻔﻘﺎﺯﻱ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﻏﻠﺐ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻳﻚﻧﻮﻉ ﻣﻮﺷﻚ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﻭﺷﻦ ﻛﺮﺩﻥ ﺳﻨﮕﺮﻫﺎﻱﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ .
اسدالله خان هوژبر سلطان باوند سردار دلاور به سال 1266 هجری شمسی در سواد کوه به دنیا آمد. او سومین و آخرین فرزند اسماعیل خان امیر موید بود. پدرش در زمان محمد علی شاه درجه امیر تومانی رئیس قشون مازندران بود. از همان دوران کودکی در قشون پدر با تعلیمات نظامی آشنا شد. ابتدا لقب ایلخانی داشت. پیش از 1289 به شجاعت ها و رشادت هایش در مقابل نیروهای متجاوز روسیه لقب هوژبر سلطان گرفت. به فرمان وثوق الدوله نخست وزیر وقت , ظهیر الملک حاکم مازندران دست به خلع سلاح عمومی زد. هوژبر و دیگر پسران امیر موید از تحویل سلاح خودداری کردند و به مبارزات مسلحانه خود علیه قرار داد 1919 تا سقوط وثوق الدوله و لغو قرار داد ننگین ادامه دادند. زمانی که سعدالله خان نماینده میرزا کوچک خان به همراه جنگجویانش در بابل مستقر شد هوژبر با یک افسر روسی در پارک شهر بابل به سازماندهی تشکیلات پارتیزانی پرداخت. با ایجاد دولت مرکزی , امیر موید به مبارزاتش پایان داد و هوژبر با درجه سروانی در ارتش استر آباد (گرگان) به خدمت پرداخت . اما رضا شاه که از امیر موید و پسرانش بیمناک بود سران ارتش استر آباد را بر هژبر و سهم الممالک بر انگیخت . آنها به سرکردگی امیراکرم پهلونژاد ( پسرعموی رضا شاه ) , با نیرنگ بر دو برادر دست یافتند و بازوان آنها را بستند و در 18 خرداد 1303 هجری شمسی در کلاک کلباد (بین بهشهر و گرگان ) تیر باران کردند . به روایت مرحوم بهار یکی از موارد استیضاح رضا شاه توسط اقلیت مجلس به رهبری مرحوم مدرس , قتل بدون تقصیر و محکمه پسران امیر موید بود.
این پست جهت ادای دین و آشنایی بیشتر، عزیزان کتابخوان با یکی از مفاخر گمنام ایران گذاشته شده است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #زادروز_سعید_نفیسی
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "زادروز سعید نفیسی"
سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ - ۲۳ آبان ۱۳۴۵ خورشیدی)، دانشپژوه، ادیب، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی بود.
او جزو نسل اول استادان دانشکدهٔ تاریخ دانشگاه تهران بود.
سعید نفیسی، فرزند میرزا علیاکبر ناظمالاطبا (معروف به "ناظمالاطباء کرمانی") و از اَحفاد حکیم نفیس بن عوض کرمانی (طبیب نامدار ایران در قرن نهم هجری) در ۱۸ خرداد ۱۲۷۴ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. تحصیلات سهسالهٔ ابتدایی را در مدرسهٔ شرف، یکی از نخستین مدارس جدید که پدرش تأسیس کرده بود گذراند و تحصیلات متوسطه را در مدرسهٔ علمیه، تنها مدرسهای که دورهٔ متوسطه داشت، در بهار ۱۲۸۸ در تهران به پایان رساند. پانزده ساله بود که برادر بزرگترش دکتر اکبر مؤدب نفیسی او را برای ادامهٔ تحصیل به اروپا برد. نفیسی تحصیلات خود را در شهر نوشاتل سوئیس و دانشگاه پاریس انجام داد و در سال ۱۲۹۷ به ایران بازگشت. ابتدا در دبیرستانهای تهران به تدریس زبان فرانسه پرداخت و بعد در وزارت فواید عامه مشغول خدمت شد. در سال ۱۲۹۷ به گروه نویسندگان مجلهٔ دانشکده پیوست و در مدت یک سالهٔ فعالیت این مجله با ملکالشعرا بهار همکاری داشت.
در سال ۱۳۰۸ خورشیدی به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و علاوه بر تدریس زبان فرانسه در دبیرستانها، به کار آموزش در مدارس علوم سیاسی، دارالفنون، مدرسه عالی تجارت و مدرسه صنعتی پرداخت. در سالهای بعد به تدریس در دانشکدههای حقوق و ادبیات پرداخت و به عضویت فرهنگستان ایران درآمد.
وی از آغاز بنیانِ دانشگاه تهران در جایگاه استاد دانشکدهٔ حقوق و پس از آن، به استادی دانشکدهٔ ادبیات برگزیده شد. نفیسی از هموندان پیوستهٔ فرهنگستان بود و چندی در دانشگاههای کابل و شهرهایی چون دهلی، کلکته، دانشگاههای قاهره و بیروت به آموزش پرداخت.
وی از بنیانگذاران مکتب نثر دانشگاهی است که از جمله ویژگی این نثر پیراستگی عبارات در لفظ و معنا بوده، به طوری که نویسنده میکوشید، اندیشه خود را چنان ساده بیان کند که عبارات او از هر گونه پیچیدگی دور بماند و به جای زیورهای بیهوده لفظی، از استحکام دستوری بهره بگیرد.
نفیسی را معمار نثر جدید معاصر ایران نامیدهاند و این تبحر و چیرگی، ناشی از احاطه کامل وی به زبانهای یونانی، لاتین، فرانسه، روسی، اردو، پشتو، عربی و فارسی میباشد. ترجمههای کمنظیر استاد از زبانهای بیگانه دارای معروفیت خاصی میباشد. بزرگترین خدمت استاد به زبان و ادب و فرهنگ فارسی، تصحیح و تنقیح متون قدیمی است که از گوشههای کتابخانههای جهان بیرون کشیده و روی آنها با جدیت تمام کار کرده و به صورت کتاب عرضه داشته است. یکی از افتخارات استاد نفیسی، احیا و بنیانگذاری شیوه داستاننویسی تاریخ است که در آنها روح وطن پرستی و سلحشوری و قهرمانی را تقویت کرده، جوانان ایران زمین را به حب وطن و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور فرا میخواند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "زادروز سعید نفیسی"
سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ - ۲۳ آبان ۱۳۴۵ خورشیدی)، دانشپژوه، ادیب، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی بود.
او جزو نسل اول استادان دانشکدهٔ تاریخ دانشگاه تهران بود.
سعید نفیسی، فرزند میرزا علیاکبر ناظمالاطبا (معروف به "ناظمالاطباء کرمانی") و از اَحفاد حکیم نفیس بن عوض کرمانی (طبیب نامدار ایران در قرن نهم هجری) در ۱۸ خرداد ۱۲۷۴ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. تحصیلات سهسالهٔ ابتدایی را در مدرسهٔ شرف، یکی از نخستین مدارس جدید که پدرش تأسیس کرده بود گذراند و تحصیلات متوسطه را در مدرسهٔ علمیه، تنها مدرسهای که دورهٔ متوسطه داشت، در بهار ۱۲۸۸ در تهران به پایان رساند. پانزده ساله بود که برادر بزرگترش دکتر اکبر مؤدب نفیسی او را برای ادامهٔ تحصیل به اروپا برد. نفیسی تحصیلات خود را در شهر نوشاتل سوئیس و دانشگاه پاریس انجام داد و در سال ۱۲۹۷ به ایران بازگشت. ابتدا در دبیرستانهای تهران به تدریس زبان فرانسه پرداخت و بعد در وزارت فواید عامه مشغول خدمت شد. در سال ۱۲۹۷ به گروه نویسندگان مجلهٔ دانشکده پیوست و در مدت یک سالهٔ فعالیت این مجله با ملکالشعرا بهار همکاری داشت.
در سال ۱۳۰۸ خورشیدی به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و علاوه بر تدریس زبان فرانسه در دبیرستانها، به کار آموزش در مدارس علوم سیاسی، دارالفنون، مدرسه عالی تجارت و مدرسه صنعتی پرداخت. در سالهای بعد به تدریس در دانشکدههای حقوق و ادبیات پرداخت و به عضویت فرهنگستان ایران درآمد.
وی از آغاز بنیانِ دانشگاه تهران در جایگاه استاد دانشکدهٔ حقوق و پس از آن، به استادی دانشکدهٔ ادبیات برگزیده شد. نفیسی از هموندان پیوستهٔ فرهنگستان بود و چندی در دانشگاههای کابل و شهرهایی چون دهلی، کلکته، دانشگاههای قاهره و بیروت به آموزش پرداخت.
وی از بنیانگذاران مکتب نثر دانشگاهی است که از جمله ویژگی این نثر پیراستگی عبارات در لفظ و معنا بوده، به طوری که نویسنده میکوشید، اندیشه خود را چنان ساده بیان کند که عبارات او از هر گونه پیچیدگی دور بماند و به جای زیورهای بیهوده لفظی، از استحکام دستوری بهره بگیرد.
نفیسی را معمار نثر جدید معاصر ایران نامیدهاند و این تبحر و چیرگی، ناشی از احاطه کامل وی به زبانهای یونانی، لاتین، فرانسه، روسی، اردو، پشتو، عربی و فارسی میباشد. ترجمههای کمنظیر استاد از زبانهای بیگانه دارای معروفیت خاصی میباشد. بزرگترین خدمت استاد به زبان و ادب و فرهنگ فارسی، تصحیح و تنقیح متون قدیمی است که از گوشههای کتابخانههای جهان بیرون کشیده و روی آنها با جدیت تمام کار کرده و به صورت کتاب عرضه داشته است. یکی از افتخارات استاد نفیسی، احیا و بنیانگذاری شیوه داستاننویسی تاریخ است که در آنها روح وطن پرستی و سلحشوری و قهرمانی را تقویت کرده، جوانان ایران زمین را به حب وطن و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور فرا میخواند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📚📲 @ketabkhvan
زادروز سعید نفیسی
نشان لژیون دونور فرانسه به خاطر سالها پژوهش و کوشش در باب زبان و ادبیات فرانسه
زادروز سعید نفیسی
نشان لژیون دونور فرانسه به خاطر سالها پژوهش و کوشش در باب زبان و ادبیات فرانسه
📌 #یادنامه_سعید_نفیسی
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "یادنامه سعید نفیسی در مجله بخارا"
📝 توضیحات :
این مجموعه فقط شامل بخش یادنامه سعید نفیسی می باشد که در مجله بخارا شماره 82 چاپ شده است :
خانه سعید نفیسی، از خانه هایی که می توانند موزه باشند/ شیرین مستغاثی
گفتگو با سعید نفیسی / رادیو تبریز
آغاز و پایان یک زندگی/ پریمرز نفیسی
فرازهایی از زندگی من/ سعید نفیسی
پدرم، علی کبر ناظم الاطباء نفیسی/ سعید نفیسی
عمری با سعید نفیسی/ پریمرز نفیسی
آوازی که از دل می آید/ ایرج افشار
سعید نفیسی روزنامه نگار و…/ دکتر علی بهزادی
گوهر نفیسی رفت/ جلالالدین همایی
به یاد مردی صمیم و پاکدل/ حبیب یغمائی
بیاد سعید نفیسی/ صادق رضازاده شفق
مجموعه سعید نفیسی در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران/ پریسا کرمرضایی
از یادداشتهای سفر افغانستان/ سعید نفیسی
کتابشناسی آثار سعید نفیسی/ ایرج افشار
فهرست مقالات پژوهشی در زمینه ایرانشناسی/ ایرج افشار
شش شعر از سعید نفیسی
مرگ سعید/ مظاهر مصفا
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "یادنامه سعید نفیسی در مجله بخارا"
📝 توضیحات :
این مجموعه فقط شامل بخش یادنامه سعید نفیسی می باشد که در مجله بخارا شماره 82 چاپ شده است :
خانه سعید نفیسی، از خانه هایی که می توانند موزه باشند/ شیرین مستغاثی
گفتگو با سعید نفیسی / رادیو تبریز
آغاز و پایان یک زندگی/ پریمرز نفیسی
فرازهایی از زندگی من/ سعید نفیسی
پدرم، علی کبر ناظم الاطباء نفیسی/ سعید نفیسی
عمری با سعید نفیسی/ پریمرز نفیسی
آوازی که از دل می آید/ ایرج افشار
سعید نفیسی روزنامه نگار و…/ دکتر علی بهزادی
گوهر نفیسی رفت/ جلالالدین همایی
به یاد مردی صمیم و پاکدل/ حبیب یغمائی
بیاد سعید نفیسی/ صادق رضازاده شفق
مجموعه سعید نفیسی در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران/ پریسا کرمرضایی
از یادداشتهای سفر افغانستان/ سعید نفیسی
کتابشناسی آثار سعید نفیسی/ ایرج افشار
فهرست مقالات پژوهشی در زمینه ایرانشناسی/ ایرج افشار
شش شعر از سعید نفیسی
مرگ سعید/ مظاهر مصفا
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector