📌 #سمک_عیار
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "سمک عیار"
📝 توضیحات :
سَمَک عَیّار رمانی است مشهور و قدیمی به زبان فارسی که در سدهٔ ششم هجری نوشته شده است. داستانهای این کتاب سه جلدی به دست فرامرز پسر خداداد پسر عبدالله نویسنده (کاتب) ارجانی (ارگان یا بهبهان کنونی در استان خوزستان) جمعآوری شده است. وی داستانها را از زبان یک راوی به نام صدقهٔ ابوالقاسم فراهم آورده است.
سمک عیار، یکی از داستانهای عامیانهٔ فارسی است که سینهبهسینه نقل شده و سدهها مایهٔ سرگرمی مردم ایران بودهاست. قهرمان داستان پسر شاه حلب است که دلباختهٔ دختر فغفور شاه چین شده و سپس به جنگ پادشاه ماچین رفتهاست. بیشتر رویدادهای جلدهای یکم و دوم در چین و ماچین میگذرد.
کتاب سمکِ عیار این مزیّت را دارد که چون داستانهای آن روایت مردم بود و در میان عوام مشهور و محبوب بودهاند، زبان این کتاب نیز زبان عمومی آن دوره را نشان میدهد و به همین خاطر بسیار ساده و رواناست.
صحنههای این داستان در ایران و سرزمینهای نزدیک به آن اتّفاق میافتند. بیشتر شخصیتها و قهرمانان این کتاب نامهای ایرانی دارند. شخصیت اصلی این کتاب پهلوانی نامآور به نام سمکِ عیار است که در طی ماجراهایی با خورشیدشاه سوگند برادری میخورد.
در مقدمه جلد سوم این کتاب، نام مؤلف «فرامرز پسر خداداد پسر عبدالله الکاتب الارجانی» آمده اما خود او راوی اصل داستان را «صدقه بن ابی القاسم» بیان میکند. صدقه ابوالقاسم منسوب به شیراز و فرامرز خداداد منسوب به ارجان فارس (ارگان، بهبهان کنونی در استان خوزستان) است.
کاربرد نامهای ایرانی کهن همچون خردسب شیدو، هرمزکیل، شاهک، گیلسوار، سرخورد، مهرویه و زرند و مانند اینها این گمان را قوی میکند که این افسانه کهن بوده که بعدها یعنی در سدهٔ ششم به فراخور زمان نو شدهاست. موردی که در کتاب سمکِ عیار در پیوند با وجه تسمیه خورشیدشاه، قهرمان اصلی داستان ذکر شده درست همانند همان است که در کتاب پارسی میانه بندهش در مورد منوش خورشید، از نوادگان منوچهر، پادشاه کیانی آمدهاست. این میتواند گویای پیوند این کتاب با کتابهای پارسی پیش از اسلام باشد.
متن کامل سمک عیار به تصحیح دکتر پرویز ناتل خانلری در پنج جلد طی سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۵۳ در انتشارات بنیاد فرهنگ ایران منتشر شدهاست.
کتاب حاضر نسخه دوجلدی تلخیص و بازنویسی شده توسط آقای حسین فتاحی است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "سمک عیار"
📝 توضیحات :
سَمَک عَیّار رمانی است مشهور و قدیمی به زبان فارسی که در سدهٔ ششم هجری نوشته شده است. داستانهای این کتاب سه جلدی به دست فرامرز پسر خداداد پسر عبدالله نویسنده (کاتب) ارجانی (ارگان یا بهبهان کنونی در استان خوزستان) جمعآوری شده است. وی داستانها را از زبان یک راوی به نام صدقهٔ ابوالقاسم فراهم آورده است.
سمک عیار، یکی از داستانهای عامیانهٔ فارسی است که سینهبهسینه نقل شده و سدهها مایهٔ سرگرمی مردم ایران بودهاست. قهرمان داستان پسر شاه حلب است که دلباختهٔ دختر فغفور شاه چین شده و سپس به جنگ پادشاه ماچین رفتهاست. بیشتر رویدادهای جلدهای یکم و دوم در چین و ماچین میگذرد.
کتاب سمکِ عیار این مزیّت را دارد که چون داستانهای آن روایت مردم بود و در میان عوام مشهور و محبوب بودهاند، زبان این کتاب نیز زبان عمومی آن دوره را نشان میدهد و به همین خاطر بسیار ساده و رواناست.
صحنههای این داستان در ایران و سرزمینهای نزدیک به آن اتّفاق میافتند. بیشتر شخصیتها و قهرمانان این کتاب نامهای ایرانی دارند. شخصیت اصلی این کتاب پهلوانی نامآور به نام سمکِ عیار است که در طی ماجراهایی با خورشیدشاه سوگند برادری میخورد.
در مقدمه جلد سوم این کتاب، نام مؤلف «فرامرز پسر خداداد پسر عبدالله الکاتب الارجانی» آمده اما خود او راوی اصل داستان را «صدقه بن ابی القاسم» بیان میکند. صدقه ابوالقاسم منسوب به شیراز و فرامرز خداداد منسوب به ارجان فارس (ارگان، بهبهان کنونی در استان خوزستان) است.
کاربرد نامهای ایرانی کهن همچون خردسب شیدو، هرمزکیل، شاهک، گیلسوار، سرخورد، مهرویه و زرند و مانند اینها این گمان را قوی میکند که این افسانه کهن بوده که بعدها یعنی در سدهٔ ششم به فراخور زمان نو شدهاست. موردی که در کتاب سمکِ عیار در پیوند با وجه تسمیه خورشیدشاه، قهرمان اصلی داستان ذکر شده درست همانند همان است که در کتاب پارسی میانه بندهش در مورد منوش خورشید، از نوادگان منوچهر، پادشاه کیانی آمدهاست. این میتواند گویای پیوند این کتاب با کتابهای پارسی پیش از اسلام باشد.
متن کامل سمک عیار به تصحیح دکتر پرویز ناتل خانلری در پنج جلد طی سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۵۳ در انتشارات بنیاد فرهنگ ایران منتشر شدهاست.
کتاب حاضر نسخه دوجلدی تلخیص و بازنویسی شده توسط آقای حسین فتاحی است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #گهواره_گربه
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "گهواره گربه"
📝 توضیحات :
"گهواره گربه" چهارمین رمان نویسنده آمریکایی کورت ونهگات است که اولین بار در ۱۹۶۳ چاپ شد. این کتاب در مورد علم، تکنولوژی و مذهب بحث میکند و در همین حین، مسابقه تسلیحاتی و بسیاری مفاهیم دیگر را به سخره میگیرد. دانشگاه شیکاگو بعد از اینکه پایاننامه ونهگات را در سال ۱۹۷۱ رد کرد، به خاطر این کتاب به او مدرک افتخاری در رشته انسانشناسی داد.
گهواره گربه یا برچینک بازی همان نخ بازی است که معمولا دو نفر یا بیشتر با انگشتهای خود یک حلقه نخ را از روی دست و انگشتهای همبازی خود بر میچینند ونخ شکلهای هندسی به خود میگیرد و بازنده کسی است که نتواند شکل هندسی بدست بیاورد.
ونه گوت با کلمه گهواره و گربه بازی میکند...
در اوایل کتاب فلیکس هوینکر (مخترع فرضی بمب اتم) را میبینیم که درست در لحظه افتادن بمب مشغول انجام این بازی است.
بیشتر اتفاقات ایت کتاب در کشوری تخیلی با نام جمهوری سن لورنزو روی میدهد. کورت ونهگات در این کتاب به بیان مفاهیم دینی جدید با نام باکونونیسم نیز میپردازد که بدست باکونون بنیانگذاری شدهاست.
گهواره گربه در ۱۹۶۴ کاندیدای دریافت جایزه هوگو برای بهترین رمان شد.
باکونونیسم دینی خیالی که کورت ونهگات اولین بار در کتاب گهواره گربه به شرح آن میپردازد و پس از آن در دیگر نوشتارها و مقالاتش هم از آن و پیامبرش، باکونون، نام میبرد.
در حقیقت گهواره گربه کتابی است درباره بازیهای ساده روزگار ما. درباره بازیهای نظامی و بازیهای مذهبی. درباره بازیچه بودن علم در دست دانشمندان بیمسئولیت. دانشمندانی که خود ونهگات با خوشنودی نسل آنها را منقرض شده میداند. دانشمندانی که تربیت شده فرهنگ جنگهای جهانی بودهاند. کل کتاب توضیح همین فرهنگ جنگ است. سیاستمدارها، تاجرها، دیکتاتورها، رهبران مذهبی، همه و همه تحت تاثیر جنگهای جهانی بودهاند. شاید حرف ساده این کتاب این باشد که چیزهایی هست که خیلی دیر از خاطره بشریت پاک میشوند.
کتابی است درباره بازیچه بودن دین در دست حکومتها و درباره نیاز انسانها به بازیچهها. انسانهایی که هرچه پیچیدهتر به بازی گرفته شوند، راضیتر خواهند بود و زندگی برایشان قابل تحملتر خواهد بود. حکومتهایی که هر چه هنرمندانهتر مردم را به بازی بگیرند موفقتر خواهند بود. و مذهبی که هر دو را به بازی میگیرد.
"کتابی است که به یکی از چندین و چند روش موجود برای پایان دادن به دنیا میپردازد."
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "گهواره گربه"
📝 توضیحات :
"گهواره گربه" چهارمین رمان نویسنده آمریکایی کورت ونهگات است که اولین بار در ۱۹۶۳ چاپ شد. این کتاب در مورد علم، تکنولوژی و مذهب بحث میکند و در همین حین، مسابقه تسلیحاتی و بسیاری مفاهیم دیگر را به سخره میگیرد. دانشگاه شیکاگو بعد از اینکه پایاننامه ونهگات را در سال ۱۹۷۱ رد کرد، به خاطر این کتاب به او مدرک افتخاری در رشته انسانشناسی داد.
گهواره گربه یا برچینک بازی همان نخ بازی است که معمولا دو نفر یا بیشتر با انگشتهای خود یک حلقه نخ را از روی دست و انگشتهای همبازی خود بر میچینند ونخ شکلهای هندسی به خود میگیرد و بازنده کسی است که نتواند شکل هندسی بدست بیاورد.
ونه گوت با کلمه گهواره و گربه بازی میکند...
در اوایل کتاب فلیکس هوینکر (مخترع فرضی بمب اتم) را میبینیم که درست در لحظه افتادن بمب مشغول انجام این بازی است.
بیشتر اتفاقات ایت کتاب در کشوری تخیلی با نام جمهوری سن لورنزو روی میدهد. کورت ونهگات در این کتاب به بیان مفاهیم دینی جدید با نام باکونونیسم نیز میپردازد که بدست باکونون بنیانگذاری شدهاست.
گهواره گربه در ۱۹۶۴ کاندیدای دریافت جایزه هوگو برای بهترین رمان شد.
باکونونیسم دینی خیالی که کورت ونهگات اولین بار در کتاب گهواره گربه به شرح آن میپردازد و پس از آن در دیگر نوشتارها و مقالاتش هم از آن و پیامبرش، باکونون، نام میبرد.
در حقیقت گهواره گربه کتابی است درباره بازیهای ساده روزگار ما. درباره بازیهای نظامی و بازیهای مذهبی. درباره بازیچه بودن علم در دست دانشمندان بیمسئولیت. دانشمندانی که خود ونهگات با خوشنودی نسل آنها را منقرض شده میداند. دانشمندانی که تربیت شده فرهنگ جنگهای جهانی بودهاند. کل کتاب توضیح همین فرهنگ جنگ است. سیاستمدارها، تاجرها، دیکتاتورها، رهبران مذهبی، همه و همه تحت تاثیر جنگهای جهانی بودهاند. شاید حرف ساده این کتاب این باشد که چیزهایی هست که خیلی دیر از خاطره بشریت پاک میشوند.
کتابی است درباره بازیچه بودن دین در دست حکومتها و درباره نیاز انسانها به بازیچهها. انسانهایی که هرچه پیچیدهتر به بازی گرفته شوند، راضیتر خواهند بود و زندگی برایشان قابل تحملتر خواهد بود. حکومتهایی که هر چه هنرمندانهتر مردم را به بازی بگیرند موفقتر خواهند بود. و مذهبی که هر دو را به بازی میگیرد.
"کتابی است که به یکی از چندین و چند روش موجود برای پایان دادن به دنیا میپردازد."
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #ستاره_جاویدان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "ستاره جاویدان"
📝 توضیحات :
"ستاره ی جاویدان" به بررسی رویداد ها و زندگانی لطفعلی خان و درس هایی که از او میتوان گرفت میپردازد .
با شنیدن نام لطفعلی خان زند به یاد می آوریم رشادت های او را در برابر آقا محمد خان قاجار .
این کتاب از لطفعلی خان و اینکه چه میراثی برای نسل های آینده به جا گذاشت ؛ خواهد گفت. آری لطفعلی خان زند، شاهزاده ای زندی بود که شاید تراژدی غم انگیز پایان زندگانی اش هر انسان مهر ورز و هر ایرانی راستین را به گریستن وا میدارد. لطفعلی خان به دست سر دودمان ترک های قاجاری که سیاه ترین دوران را برای ایران زمین فراهم می آوردند، به گونه ای دلخراش و غیر انسانی شکنجه و کشته شد. پیش از دستگیری اش تا جایی که توانست در برابر ترک های قاجار یک تنه ایستادگی کرد و هنگامی که اسبش را به زانو در آوردند، دستانش را جلو آورد و فریاد زد : ببندید که دستان ایران را بسته اید.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "ستاره جاویدان"
📝 توضیحات :
"ستاره ی جاویدان" به بررسی رویداد ها و زندگانی لطفعلی خان و درس هایی که از او میتوان گرفت میپردازد .
با شنیدن نام لطفعلی خان زند به یاد می آوریم رشادت های او را در برابر آقا محمد خان قاجار .
این کتاب از لطفعلی خان و اینکه چه میراثی برای نسل های آینده به جا گذاشت ؛ خواهد گفت. آری لطفعلی خان زند، شاهزاده ای زندی بود که شاید تراژدی غم انگیز پایان زندگانی اش هر انسان مهر ورز و هر ایرانی راستین را به گریستن وا میدارد. لطفعلی خان به دست سر دودمان ترک های قاجاری که سیاه ترین دوران را برای ایران زمین فراهم می آوردند، به گونه ای دلخراش و غیر انسانی شکنجه و کشته شد. پیش از دستگیری اش تا جایی که توانست در برابر ترک های قاجار یک تنه ایستادگی کرد و هنگامی که اسبش را به زانو در آوردند، دستانش را جلو آورد و فریاد زد : ببندید که دستان ایران را بسته اید.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #جستار_هفته_شماره_سه
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "بهار نارنج"
📝 به قلم (ا-پهلوان) 30 فروردین 1395
خاله جون ، خاله خیر النساء همیشه خدا در خونه اش مشغول بود. پوست پرتقالها را به اندازه یک انگشت میبرید و کمی از قسمت سفید آن را با نوک چاقو جدا میکرد، اولی و دومی شاید سرگرم کننده باشد ، و شاید مثل یک بازی باشد ؛ سومی و چهارمی ، اما نه و اگر از روی اجبار و کار باشد و بخواهی مربای پرتقال و یا بالهنگ درست کنی دیگر باید از روی علاقه و عشق باشد و خاله جون اینگونه بود. این روزا که عطر بهار نارنج صبحها ی زود و غروبها غوغایی به پا می کند ، هستند آدمهایی که با چه علاقه ای بهار را جمع می کنند و بعد از شسشو با آب و پختن اش و تهیه شکر و قوام گرفتن مربا ، آماده اش می کنند ؛ شاید یک لحظه فکر کنی : «خب آماده بخر! این همه وقت بگذاری که چه؟! بیکاری؟!...» اما نه خاله جون اینگونه بود و نه مادرم. وقت می گذاشتند برای اینگونه کارها ؛ با خودم می گویم: «آماده؟!... همین کارها را کردهاند که این همه بیصبر و حوصله شدهایم ...» زنهای قدیم رشته آش و پلو درست میکردند، آن هم به چه مکافاتی!... مربای به و مربای آلبالوی خواهرم حرف نداشت و یادم هست خاله جون و مادرم، سر دیگ ساعتها میایستادند و رب گوجه میپختند، اصلا یک فصلهایی از سال زنان فامیل دور هم جمع میشدند برای این پخت و پزها. سبزی خشک میکردند برای زمستان، انواع ترشی، هفت بیجار و لیته، میدانی خرد کردن بادمجان و سیر آن هم ریز ریز چقدر وقت میبرد؟ تازه درست کردن بعضی مرباها مثل مربای گل سرخ و شقاقل چندین روز وقت می گرفت ، سختیها داشت...
مهمان سر زده که میآمد، مرغ و خروسی میسپردند به قصاب محل، سر میبرید، بعد با چه مکافاتی پَر آن را میکندند. همین کارها صبورشان میکرد، تمرین صبر میکردند انگار...» اما همین حالا هستند کسانی که اخم می کنند و می گویند اینها از روی ناچاری بود و وقت، حالا خیلی ارزش دارد و ... این جنگ و دعوا هنوز هم ادامه داره ولی راست این بود که قدیمی ها تمرین صبر میکردند. اینها تمرین صبر بود . والبته هستند آدمهایی که هنوزهم ، هم صبورند و هم عاشق.
متن بهار نارنج توسط استاد پهلوان بازخوانی شده که در فایل صوتی زیر میتونید استفاده کنید.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "بهار نارنج"
📝 به قلم (ا-پهلوان) 30 فروردین 1395
خاله جون ، خاله خیر النساء همیشه خدا در خونه اش مشغول بود. پوست پرتقالها را به اندازه یک انگشت میبرید و کمی از قسمت سفید آن را با نوک چاقو جدا میکرد، اولی و دومی شاید سرگرم کننده باشد ، و شاید مثل یک بازی باشد ؛ سومی و چهارمی ، اما نه و اگر از روی اجبار و کار باشد و بخواهی مربای پرتقال و یا بالهنگ درست کنی دیگر باید از روی علاقه و عشق باشد و خاله جون اینگونه بود. این روزا که عطر بهار نارنج صبحها ی زود و غروبها غوغایی به پا می کند ، هستند آدمهایی که با چه علاقه ای بهار را جمع می کنند و بعد از شسشو با آب و پختن اش و تهیه شکر و قوام گرفتن مربا ، آماده اش می کنند ؛ شاید یک لحظه فکر کنی : «خب آماده بخر! این همه وقت بگذاری که چه؟! بیکاری؟!...» اما نه خاله جون اینگونه بود و نه مادرم. وقت می گذاشتند برای اینگونه کارها ؛ با خودم می گویم: «آماده؟!... همین کارها را کردهاند که این همه بیصبر و حوصله شدهایم ...» زنهای قدیم رشته آش و پلو درست میکردند، آن هم به چه مکافاتی!... مربای به و مربای آلبالوی خواهرم حرف نداشت و یادم هست خاله جون و مادرم، سر دیگ ساعتها میایستادند و رب گوجه میپختند، اصلا یک فصلهایی از سال زنان فامیل دور هم جمع میشدند برای این پخت و پزها. سبزی خشک میکردند برای زمستان، انواع ترشی، هفت بیجار و لیته، میدانی خرد کردن بادمجان و سیر آن هم ریز ریز چقدر وقت میبرد؟ تازه درست کردن بعضی مرباها مثل مربای گل سرخ و شقاقل چندین روز وقت می گرفت ، سختیها داشت...
مهمان سر زده که میآمد، مرغ و خروسی میسپردند به قصاب محل، سر میبرید، بعد با چه مکافاتی پَر آن را میکندند. همین کارها صبورشان میکرد، تمرین صبر میکردند انگار...» اما همین حالا هستند کسانی که اخم می کنند و می گویند اینها از روی ناچاری بود و وقت، حالا خیلی ارزش دارد و ... این جنگ و دعوا هنوز هم ادامه داره ولی راست این بود که قدیمی ها تمرین صبر میکردند. اینها تمرین صبر بود . والبته هستند آدمهایی که هنوزهم ، هم صبورند و هم عاشق.
متن بهار نارنج توسط استاد پهلوان بازخوانی شده که در فایل صوتی زیر میتونید استفاده کنید.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #زادروز_توماس_مان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "زادروز توماس مان"
توماس مان نویسنده بزرگ آلمانی بود که در سال ۱۹۲۹ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
توماس مان در روز ۶ ژوئن ۱۸۷۵ در شهر لوبک آلمان متولد شد پدر توماس مان بازرگان غلات بود که بعدها به مقام سناتوری شهر لوبک هم رسید، او از جانب مادر یک رگه پرتغالی داشت. تحصیلاتش را تا ۱۹ سالگی در لوبک گذراند و پس از مرگ پدرش همراه خانوادهاش راهی مونیخ شد. در آنجا وارد یک شرکت بیمه شد و توانست نخستین اثر خود، افتادهها، را به پایان برساند. در همان زمان وارد دانشگاه مونیخ شد و رشتههای تاریخ و ادبیات و اقتصاد سیاسی را دنبال کرد.
در سال ۱۸۹۷ همراه برادرش به رم رفت و در همان سال کتاب بودنبروکها را آغازکرد که در سال ۱۹۰۱ توانست آن را چاپ برساند و شهرت زیادی کسب کند. در سال ۱۹۰۵ با خانم کاتیا پرینگسهایم دختر یکی از استادان دانشگاه مونیخ ازدواج کرد.
در این مدت چند اثر دیگر از او انتشار یافت: تریستان، گرسنگان، تونیو کروگر، ساعت دشوار، در آینه، اعلیحضرت، فونتان پیر، شامیسو و مرگ در ونیز. در سال ۱۹۲۴ کتاب کوه جادو را منتشر کرد که باعث شد شهرت او دو چندان شود. در فاصله سالهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۶ کتابهای گوته و تولستوی، گفتار و پاسخ، تلاشها، یادداشتهای پاریس را نوشت. در سال ۱۹۲۹ جایزه نوبل ادبیات به او اهدا شد. او نخستین آلمانی بود که این جایزه را به دست آورد.
در سال ۱۹۳۳ دولت هیتلر او را مورد تعقیب قرار داد و ناچار از آلمان به سوئیس رفت. درفاصله سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ در رادیو آمریکا برنامه اجرا کرد و در سال ۱۹۴۹ در جشن ۲۰۰ سالگی گوته بعد از ۱۵ سال تبعید به آلمان بازگشت. در همان سال دولت آلمان شرقی جایزه ادبی گوته را به او اهدا کرد و دکترای افتخاری دانشگاه آکسفورد را کسب نمود. در ۱۹۵۳ دولت فرانسه نشان افتخار صلیب لژیون دونور را به او هدیه داد و دانشگاه کمبریج نیز دکترای افتخاری به او اعطا کرد.
در سال ۱۹۵۲ در روستای کوچک ارلباخ در نزدیکی شهر زوریخ ساکن شد و تا آخر را عمر همانجا گذرانید. وی سرانجام در روز ۱۲ اوت ۱۹۵۵ در پایان یک بیماری چندروزه و بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان شهر زوریخ در میان جمعی از نزدیکانش درگذشت. دو ماه پیش از آن هشتادمین سال تولدش را جشن گرفته بود و سراسر اروپا با این مناسبت از او تجلیل کردند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "زادروز توماس مان"
توماس مان نویسنده بزرگ آلمانی بود که در سال ۱۹۲۹ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
توماس مان در روز ۶ ژوئن ۱۸۷۵ در شهر لوبک آلمان متولد شد پدر توماس مان بازرگان غلات بود که بعدها به مقام سناتوری شهر لوبک هم رسید، او از جانب مادر یک رگه پرتغالی داشت. تحصیلاتش را تا ۱۹ سالگی در لوبک گذراند و پس از مرگ پدرش همراه خانوادهاش راهی مونیخ شد. در آنجا وارد یک شرکت بیمه شد و توانست نخستین اثر خود، افتادهها، را به پایان برساند. در همان زمان وارد دانشگاه مونیخ شد و رشتههای تاریخ و ادبیات و اقتصاد سیاسی را دنبال کرد.
در سال ۱۸۹۷ همراه برادرش به رم رفت و در همان سال کتاب بودنبروکها را آغازکرد که در سال ۱۹۰۱ توانست آن را چاپ برساند و شهرت زیادی کسب کند. در سال ۱۹۰۵ با خانم کاتیا پرینگسهایم دختر یکی از استادان دانشگاه مونیخ ازدواج کرد.
در این مدت چند اثر دیگر از او انتشار یافت: تریستان، گرسنگان، تونیو کروگر، ساعت دشوار، در آینه، اعلیحضرت، فونتان پیر، شامیسو و مرگ در ونیز. در سال ۱۹۲۴ کتاب کوه جادو را منتشر کرد که باعث شد شهرت او دو چندان شود. در فاصله سالهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۶ کتابهای گوته و تولستوی، گفتار و پاسخ، تلاشها، یادداشتهای پاریس را نوشت. در سال ۱۹۲۹ جایزه نوبل ادبیات به او اهدا شد. او نخستین آلمانی بود که این جایزه را به دست آورد.
در سال ۱۹۳۳ دولت هیتلر او را مورد تعقیب قرار داد و ناچار از آلمان به سوئیس رفت. درفاصله سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ در رادیو آمریکا برنامه اجرا کرد و در سال ۱۹۴۹ در جشن ۲۰۰ سالگی گوته بعد از ۱۵ سال تبعید به آلمان بازگشت. در همان سال دولت آلمان شرقی جایزه ادبی گوته را به او اهدا کرد و دکترای افتخاری دانشگاه آکسفورد را کسب نمود. در ۱۹۵۳ دولت فرانسه نشان افتخار صلیب لژیون دونور را به او هدیه داد و دانشگاه کمبریج نیز دکترای افتخاری به او اعطا کرد.
در سال ۱۹۵۲ در روستای کوچک ارلباخ در نزدیکی شهر زوریخ ساکن شد و تا آخر را عمر همانجا گذرانید. وی سرانجام در روز ۱۲ اوت ۱۹۵۵ در پایان یک بیماری چندروزه و بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان شهر زوریخ در میان جمعی از نزدیکانش درگذشت. دو ماه پیش از آن هشتادمین سال تولدش را جشن گرفته بود و سراسر اروپا با این مناسبت از او تجلیل کردند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #بودنبروک_ها
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "بودنبروک ها"
📝 توضیحات :
سال 1897 توماس مان بیست و دو ساله با بهرهگیری از سرگذشت خانواده و پدران خود شروع به نوشتن "بودنبروکها" کرد. نوشتن رمان سه سال طول کشید، و سرانجام این رمان در سال 1901 منتشر شد.
توماس جوان شاید هیچوقت فکر نمیکرد که بهخاطر نوشتن این اثر، جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند. مان در این اثر یک زوال را به درازای چهار نسل شرح میدهد. او خود عقیده دارد که این زوال با زندگی از یک سو و تلطیف روح و اندیشه از سوی دیگر در ارتباط است.
توماس مان این اثرش را تنها رمان ناتورالیستی مهمی میداند که تا آن موقع به زبان آلمانی نوشته شده بود و عمیقترین محتوای اثر را وجه "روانشناسی" آن میداند، روانشناسی زندگیای که توان خود را از دست داده است.
پس از مرگ بزرگ خاندان بودنبروك در سال 1855، توماس پسر بودنبروك بزرگ، سرپرستی تجارتخانه قدیمی را برعهده میگیرد و با دختر یكی از تجار ثروتمند ازدواج میكند و کمی بعد به نمایندگی مجلس سنا انتخاب میشود. اما او نسبت به سرنوشت پسرش هانو، كه فاقد سلامت لازم و دچار عقب ماندگی است، در رنج است. او كه اعتماد به نفس خود را از دست داده روزی در وسط خیابان بر زمین میافتد و میمیرد. با مرگ توماس، تجارتخانه برچیده و خانهاش فروخته میشود. هانو نیز از تب میمیرد و مادرش شهر را ترك میكند...
توماس مان را نویسندهای رئالیست میدانند، که در نوشتههایش به تحلیل وضعیت اجتماعی و روانی شخصیتهایش میپرداخته است. بعضی از منتقدان بر این باورند که پس از لوتر، گوته و نیچه هیچ نثرنویس دیگری به توانایی توماس مان در ادبیات آلمانی بهوجود نیامده است.
خاندان بودنبروک او، علیرغم اینکه اولین رمان مان است، نخستین رمان خانوادگی آلمانی نیز به حساب میآید. همین اثر در آلمان صدها بار تجدید چاپ شده و میلیونها نسخه از آن به فروش رفته است. توماس مان را باید یکی از اصیلترین نویسندگان آلمانی دانست، زیرا هرگز از سنتهای فرهنگی کشورش غافل نماند.
والتر ینس درباره بودنبروکها گفته است: "بینیاز به زمینهچینی و آزمایش، بدون لرزش دست و دل، فارغ از کندوکاو تردیدآمیز در خزانه امکانات خویش: نوماس مان در نخستین رمان خود، همه اسباب بزرگی را فراهم آورده است."
یکی از ترجمههای خوبی که در ایران از این کتاب موجود است را علی اصغر حداد انجام داده است که توسط انتشارات ماهی از سال 1383 در دسترس فارسی زبانان قرار گرفته است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "بودنبروک ها"
📝 توضیحات :
سال 1897 توماس مان بیست و دو ساله با بهرهگیری از سرگذشت خانواده و پدران خود شروع به نوشتن "بودنبروکها" کرد. نوشتن رمان سه سال طول کشید، و سرانجام این رمان در سال 1901 منتشر شد.
توماس جوان شاید هیچوقت فکر نمیکرد که بهخاطر نوشتن این اثر، جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند. مان در این اثر یک زوال را به درازای چهار نسل شرح میدهد. او خود عقیده دارد که این زوال با زندگی از یک سو و تلطیف روح و اندیشه از سوی دیگر در ارتباط است.
توماس مان این اثرش را تنها رمان ناتورالیستی مهمی میداند که تا آن موقع به زبان آلمانی نوشته شده بود و عمیقترین محتوای اثر را وجه "روانشناسی" آن میداند، روانشناسی زندگیای که توان خود را از دست داده است.
پس از مرگ بزرگ خاندان بودنبروك در سال 1855، توماس پسر بودنبروك بزرگ، سرپرستی تجارتخانه قدیمی را برعهده میگیرد و با دختر یكی از تجار ثروتمند ازدواج میكند و کمی بعد به نمایندگی مجلس سنا انتخاب میشود. اما او نسبت به سرنوشت پسرش هانو، كه فاقد سلامت لازم و دچار عقب ماندگی است، در رنج است. او كه اعتماد به نفس خود را از دست داده روزی در وسط خیابان بر زمین میافتد و میمیرد. با مرگ توماس، تجارتخانه برچیده و خانهاش فروخته میشود. هانو نیز از تب میمیرد و مادرش شهر را ترك میكند...
توماس مان را نویسندهای رئالیست میدانند، که در نوشتههایش به تحلیل وضعیت اجتماعی و روانی شخصیتهایش میپرداخته است. بعضی از منتقدان بر این باورند که پس از لوتر، گوته و نیچه هیچ نثرنویس دیگری به توانایی توماس مان در ادبیات آلمانی بهوجود نیامده است.
خاندان بودنبروک او، علیرغم اینکه اولین رمان مان است، نخستین رمان خانوادگی آلمانی نیز به حساب میآید. همین اثر در آلمان صدها بار تجدید چاپ شده و میلیونها نسخه از آن به فروش رفته است. توماس مان را باید یکی از اصیلترین نویسندگان آلمانی دانست، زیرا هرگز از سنتهای فرهنگی کشورش غافل نماند.
والتر ینس درباره بودنبروکها گفته است: "بینیاز به زمینهچینی و آزمایش، بدون لرزش دست و دل، فارغ از کندوکاو تردیدآمیز در خزانه امکانات خویش: نوماس مان در نخستین رمان خود، همه اسباب بزرگی را فراهم آورده است."
یکی از ترجمههای خوبی که در ایران از این کتاب موجود است را علی اصغر حداد انجام داده است که توسط انتشارات ماهی از سال 1383 در دسترس فارسی زبانان قرار گرفته است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector