📌 #داستان_بیژن_و_منیژه
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "داستان بیژن و منیژه"
📝 توضیحات :
داستان بیژن و منیژه یکی از داستانهای معروف کتاب شاهنامه، کتاب حماسی ایرانیان به زبان فارسی، چاپ بمبئی است. این داستان روایت عشق بیژن پسر گیو و منیژه دختر افراسیاب است.
در دوران پادشاهی کیخسرو پادشاه کیانی گروهی از مردم سرزمین ارمان نزد شاه ایران آمده و تظلم نمودند که سرزمینشان که در مرز توران قرار دارد مورد تاخت و تاز و هجوم گرازان قرار گرفتهاست. کیخسرو دو پهلوان ایرانی را برای این موضوع در نظر میگیرد که یکی گرگین میلاد و دیگری بیژن است که باوجود جوانی و مخالفتهای پدرش گیو به این مأموریت اعزام میشود. گرگین میلاد که به خباثت و فرصت طلبی در شاهنامه شناخته شده بیژن را به تنهایی به نبرد میفرستد. در آن روز بیژن بر گرازان چیره میشود.
هنگام بازگشت گرگین میلاد برای اینکه امتناع او نزد شاه فاش نشود بیژن را به نزدیکی اردوی تفریحی دختران تورانی میبرد. در این اردو منیژه دختر افراسیاب که در شاهنامه زیباییاش توصیف شده همراه ندیمههایش در دامان طبیعت اردو زده بود. بیژن تحریک میشود و پشت درخت تناوری ایستاده و منیژه را تماشا میکند. منیژه ازطریق ندیمهاش متوجه حضور بیژن میشود و حاجبی را نزد او میفرستد به این گمان که او سیاوش است که دوباره زنده شده. بیژن خود را پهلوانی ایرانی معرفی میکند و به سفارش منیژه وارد چادر او میشود. پس از سه روز که در چادر او بود منیژه تصمیم میگیرد اورا مخفیانه به کاخ پدرش افراسیاب ببرد. بیژن قبول نمیکند و سعی میکند خود را نجات دهد و به ایران زمین بازگردد. منیژه باکمک همراهانش بیژن را با دارو خواب کرده و لای البسه پیچیده و به درون کاخ میبرد.
پس از چند روز حضور مخفیانه در کاخ ماجرا فاش میشود. مأمور افراسیاب به نام گرسیوز وارد اتاق منیژه میشود و بیژن را از زیر تخت بیرون میکشد. بیژن سعی میکند با چاقویی که در چکمهاش داشت به گرسیوز حمله کند اما فریب چربزبانی او را میخورد و تسلیم میگردد. افراسیاب قصد کشتن او را داشت اما با وساطت پیران وزیر دانشمند افراسیاب به این دلیل که از خونخواهی ایرانیان جلوگیری کند او را نمیکشد. بااینحال بیژن را در چاهی عمیق انداخته و سنگی بر سر چاه میگذارد به حدی که آب و هوا و غذای اندک از آنجا رد شود. منیژه نیز با تحقیر از کاخ اخراج شده و آواره میگردد. منیژه که خود را باعث و بانی این حادثه میداند شبها را بر سر چاه مویه کرده و روزها به دنبال غذا برای بیژن میگردد.
گرگین میلاد که به هدف خود رسیدهبود به ایران بازگشته و داستانی میسازد که بیژن کشته شدهاست. شاه خشمگین میشود و دستور میدهد او را به بند کنند. باوجود مقبولیت ادعای گرگین گیو مرگ پسرش را باور نمیکند. در این هنگام کیخسرو با دیدن اندوه گیو جام جهاننمای خود را پیش آورده و احوال کشور را در آن مشاهده میکند. به دنبال این بالاخره کیخسرو در جام جهاننما بیژن را میبیند. گیو نامهای از سوی شاه به زابلستان نزد رستم میفرستد. رستم همراه گروهی برای نجات بیژن رهسپار توران میشوند و پیش از آن به درخواست گرگین میلاد برای او نزد شاه پادرمیانی میکند تا وی آزاد گردد. رستم و گروهش لباس تاجران و بازرگانان بر تن میکنند که کسی آنجا متوجه نیتشان نشود. پس از اینکه بهعنوان تاجر در توران غرفه میزنند...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "داستان بیژن و منیژه"
📝 توضیحات :
داستان بیژن و منیژه یکی از داستانهای معروف کتاب شاهنامه، کتاب حماسی ایرانیان به زبان فارسی، چاپ بمبئی است. این داستان روایت عشق بیژن پسر گیو و منیژه دختر افراسیاب است.
در دوران پادشاهی کیخسرو پادشاه کیانی گروهی از مردم سرزمین ارمان نزد شاه ایران آمده و تظلم نمودند که سرزمینشان که در مرز توران قرار دارد مورد تاخت و تاز و هجوم گرازان قرار گرفتهاست. کیخسرو دو پهلوان ایرانی را برای این موضوع در نظر میگیرد که یکی گرگین میلاد و دیگری بیژن است که باوجود جوانی و مخالفتهای پدرش گیو به این مأموریت اعزام میشود. گرگین میلاد که به خباثت و فرصت طلبی در شاهنامه شناخته شده بیژن را به تنهایی به نبرد میفرستد. در آن روز بیژن بر گرازان چیره میشود.
هنگام بازگشت گرگین میلاد برای اینکه امتناع او نزد شاه فاش نشود بیژن را به نزدیکی اردوی تفریحی دختران تورانی میبرد. در این اردو منیژه دختر افراسیاب که در شاهنامه زیباییاش توصیف شده همراه ندیمههایش در دامان طبیعت اردو زده بود. بیژن تحریک میشود و پشت درخت تناوری ایستاده و منیژه را تماشا میکند. منیژه ازطریق ندیمهاش متوجه حضور بیژن میشود و حاجبی را نزد او میفرستد به این گمان که او سیاوش است که دوباره زنده شده. بیژن خود را پهلوانی ایرانی معرفی میکند و به سفارش منیژه وارد چادر او میشود. پس از سه روز که در چادر او بود منیژه تصمیم میگیرد اورا مخفیانه به کاخ پدرش افراسیاب ببرد. بیژن قبول نمیکند و سعی میکند خود را نجات دهد و به ایران زمین بازگردد. منیژه باکمک همراهانش بیژن را با دارو خواب کرده و لای البسه پیچیده و به درون کاخ میبرد.
پس از چند روز حضور مخفیانه در کاخ ماجرا فاش میشود. مأمور افراسیاب به نام گرسیوز وارد اتاق منیژه میشود و بیژن را از زیر تخت بیرون میکشد. بیژن سعی میکند با چاقویی که در چکمهاش داشت به گرسیوز حمله کند اما فریب چربزبانی او را میخورد و تسلیم میگردد. افراسیاب قصد کشتن او را داشت اما با وساطت پیران وزیر دانشمند افراسیاب به این دلیل که از خونخواهی ایرانیان جلوگیری کند او را نمیکشد. بااینحال بیژن را در چاهی عمیق انداخته و سنگی بر سر چاه میگذارد به حدی که آب و هوا و غذای اندک از آنجا رد شود. منیژه نیز با تحقیر از کاخ اخراج شده و آواره میگردد. منیژه که خود را باعث و بانی این حادثه میداند شبها را بر سر چاه مویه کرده و روزها به دنبال غذا برای بیژن میگردد.
گرگین میلاد که به هدف خود رسیدهبود به ایران بازگشته و داستانی میسازد که بیژن کشته شدهاست. شاه خشمگین میشود و دستور میدهد او را به بند کنند. باوجود مقبولیت ادعای گرگین گیو مرگ پسرش را باور نمیکند. در این هنگام کیخسرو با دیدن اندوه گیو جام جهاننمای خود را پیش آورده و احوال کشور را در آن مشاهده میکند. به دنبال این بالاخره کیخسرو در جام جهاننما بیژن را میبیند. گیو نامهای از سوی شاه به زابلستان نزد رستم میفرستد. رستم همراه گروهی برای نجات بیژن رهسپار توران میشوند و پیش از آن به درخواست گرگین میلاد برای او نزد شاه پادرمیانی میکند تا وی آزاد گردد. رستم و گروهش لباس تاجران و بازرگانان بر تن میکنند که کسی آنجا متوجه نیتشان نشود. پس از اینکه بهعنوان تاجر در توران غرفه میزنند...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #مثنوی_هفت_اورنگ
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "مثنوی هفت اورنگ"
📝 توضیحات :
هفت اورنگ یکی از آثار منظوم جامی است که از هفت بخش تشکیل شدهاست:
مثنوی سلسلةالذهب در مسایل دینی و اخلاقی همراه با قصص گوناگون که به نام سلطان حسین بایقرا سروده شدهاست.
سلامان و ابسال که داستانی است عاشقانه و عرفانی از منابع یونانی و پیش از جامی، سیناپور و دیگران آن را تصنیف کردهاند.
تحفةالاحرار مثنوی عرفانی و دینی است به نام خواجه ناصرالدین نقشبندی.
سبحةالابرار نیز در تصوف و مسایل اخلاقی همراه با تمثیلات بسیار است.
یوسف و زلیخا که بهترین مثنویهای جامی و به نام سلطان حسین است.
لیلی و مجنون که روایتی از داستان لیلی و مجنون است.
خردنامه اسکندری در حکمت و مسایل فلسفی.
هر هفت منظومهٔ یادشده، در قالب مثنوی سروده شدهاند، قالبی مناسب روایت داستانهای حماسی، تاریخی، عاشقانه و اندرزگونه. سه منظومه از این میان، عاشقانههای تمثیلی است، مشتمل بر یوسف و زلیخا، لیلی و مجنون و سلامان و آبسال. مثنویهای سلسلةالذهب، سبحةالابرار و تحفةالاحرار راوی داستانهایی آموزندهاند، و اسکندرنامه یا خردنامهٔ اسکندری منظومهایست حماسی و آموزنده.
تاریخ سرایش اثر به یقین مشخص نیست (۸۷۳ ه. ق. روایت شده)، همچنین روشن نیست که این منظومه به دستور سلطان حسین بایقرا سروده شدهباشد. آنچه روشناست، این که جامی در شیوهٔ سرایش این اثر، از شعرای پیشین و به طور مشخص از نظامی گنجوی تاثیر پذیرفتهاست.
مضمون هفت اورنگ از اندیشههای صوفیه، علیالخصوص فرقهٔ نقشبندیه متاثر است، که جامی در جوانی پیرو آن بود. چه اینکه در ۸۶۱ هجری قمری، مرشد نقشبندیه در هرات بود. زبان جامی در این اثر، چون دیگر ادیبان صوفیمسلک، سرشار از استعاره و نماد عارفانهاست. با این فرض که انتقال و درک مفاهیم عرفانی، فلسفی و اخلاقی به مخاطب ساده نیست، حکایتها در قالبی تمثیلی، و از زبان شخصیتهای انسانی و حیوانی روایت شدهاست.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "مثنوی هفت اورنگ"
📝 توضیحات :
هفت اورنگ یکی از آثار منظوم جامی است که از هفت بخش تشکیل شدهاست:
مثنوی سلسلةالذهب در مسایل دینی و اخلاقی همراه با قصص گوناگون که به نام سلطان حسین بایقرا سروده شدهاست.
سلامان و ابسال که داستانی است عاشقانه و عرفانی از منابع یونانی و پیش از جامی، سیناپور و دیگران آن را تصنیف کردهاند.
تحفةالاحرار مثنوی عرفانی و دینی است به نام خواجه ناصرالدین نقشبندی.
سبحةالابرار نیز در تصوف و مسایل اخلاقی همراه با تمثیلات بسیار است.
یوسف و زلیخا که بهترین مثنویهای جامی و به نام سلطان حسین است.
لیلی و مجنون که روایتی از داستان لیلی و مجنون است.
خردنامه اسکندری در حکمت و مسایل فلسفی.
هر هفت منظومهٔ یادشده، در قالب مثنوی سروده شدهاند، قالبی مناسب روایت داستانهای حماسی، تاریخی، عاشقانه و اندرزگونه. سه منظومه از این میان، عاشقانههای تمثیلی است، مشتمل بر یوسف و زلیخا، لیلی و مجنون و سلامان و آبسال. مثنویهای سلسلةالذهب، سبحةالابرار و تحفةالاحرار راوی داستانهایی آموزندهاند، و اسکندرنامه یا خردنامهٔ اسکندری منظومهایست حماسی و آموزنده.
تاریخ سرایش اثر به یقین مشخص نیست (۸۷۳ ه. ق. روایت شده)، همچنین روشن نیست که این منظومه به دستور سلطان حسین بایقرا سروده شدهباشد. آنچه روشناست، این که جامی در شیوهٔ سرایش این اثر، از شعرای پیشین و به طور مشخص از نظامی گنجوی تاثیر پذیرفتهاست.
مضمون هفت اورنگ از اندیشههای صوفیه، علیالخصوص فرقهٔ نقشبندیه متاثر است، که جامی در جوانی پیرو آن بود. چه اینکه در ۸۶۱ هجری قمری، مرشد نقشبندیه در هرات بود. زبان جامی در این اثر، چون دیگر ادیبان صوفیمسلک، سرشار از استعاره و نماد عارفانهاست. با این فرض که انتقال و درک مفاهیم عرفانی، فلسفی و اخلاقی به مخاطب ساده نیست، حکایتها در قالبی تمثیلی، و از زبان شخصیتهای انسانی و حیوانی روایت شدهاست.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #دیوان_رشیدالدین_وطواط
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "دیوان رشیدالدین وطواط"
📝 توضیحات :
کتاب بارگذاری شده ذیل دیوان رشیدالدین وطواط با مقدمه و مقابله و تصحیح سعید نفیسی است به همراه کتاب حدائق السحر فی دقایق الشعر از روی چاپ عباس اقبال آشتیانی میباشد.
امیر امام رشیدالدین سعدالملک محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری معروف به رشیدالدین وَطواط شاعر ایرانی همدوره با خوارزمشاهیان در ایران است. او دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود. برای اندام کوچکش به او لقب وطواط (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادند.
رشید از شاهان خوارزمی، آتسز و ارسلان و تکش را درک کرد.
در موقعی که سلطان سنجر هزارسف را محاصره کرده بود انوری شاعر در خدمت وی بود. این دوبیتی نوشت و در شهر انداختند:
ای شاه همه ملک زمین حسبْ تراست وز دولت و اقبال جهان کسب تراست
امروز به یک حمله هزارسف بگیر فردا خوارزم و صد هزار اسب تراست
وطواط در هزارسف بود و در پاسخ این بیت نوشت و با تیر برای آنها بینداخت:گر خصم تو ای شاه شود رستم گرد یک خر ز هزارسب تو نتواند برد
چون سلطان سنجر پس از رنج و سختی بسیار شهر را فتح کرد سوگند خورد که اگر به وطواط دست یابد وی را هفت پاره کند. وطواط مدتها فراری بود و به دنبال شفیعی که شفاعتش کند تا این که منتجبالدین بدیعالکتاب رئیس دیوان انشا توانست موجب عفو وی توسط سلطان سنجر شود.
زمانی که وطواط در سنین نزدیک به هشتاد سالگی بود تکش در خوارزم به تخت پادشاهی نشست و وطواط را در یک تخت روان به خدمتش آوردند. وطواط گفت که به دلیل کهولت سن تنها به گفتن یک رباعی برای تبرک بسنده میکند. رباعی این است:
جدت ورق زمانه از ظلم بشست عدل پدرت شکستها کرد درست
ای بر تو قبای سلطنت آمده چست هان تا چه کنی که نوبت دولت توست
آثار رشیدالدین وطواط به شرح ذیل نامبرده شده است:
●حدائق السحر فی دقائق الشعر
●ابکار الافکار فی الرسائل و الاشعار
●عرائس الخواطر و نفائس النوادر
●دیوان فارسی (با بیش از ۸۵۰۰ بیت)
●دیوان عربی
●نثر اللئالی (مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب)
●لطایف الامثال و طرایف الاقوال (شرح فارسی ۲۸۱ مَثَل عربی).
●مجموعه رسائل عربی
●فصل الخطاب
●انس اللهفان
●جواهر القلائد و زواهر الفرائد (فرائد القلائد)
●لغت فارسی منظوم موسوم به حمد و ثنا
درر غرر
●تحفة الصدیق الی الصدیق من کلام ابی بکر صدیق
●و ۱۱ رساله و مجموعه، صدکلمهای از سخنان خود به عربی.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "دیوان رشیدالدین وطواط"
📝 توضیحات :
کتاب بارگذاری شده ذیل دیوان رشیدالدین وطواط با مقدمه و مقابله و تصحیح سعید نفیسی است به همراه کتاب حدائق السحر فی دقایق الشعر از روی چاپ عباس اقبال آشتیانی میباشد.
امیر امام رشیدالدین سعدالملک محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری معروف به رشیدالدین وَطواط شاعر ایرانی همدوره با خوارزمشاهیان در ایران است. او دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود. برای اندام کوچکش به او لقب وطواط (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادند.
رشید از شاهان خوارزمی، آتسز و ارسلان و تکش را درک کرد.
در موقعی که سلطان سنجر هزارسف را محاصره کرده بود انوری شاعر در خدمت وی بود. این دوبیتی نوشت و در شهر انداختند:
ای شاه همه ملک زمین حسبْ تراست وز دولت و اقبال جهان کسب تراست
امروز به یک حمله هزارسف بگیر فردا خوارزم و صد هزار اسب تراست
وطواط در هزارسف بود و در پاسخ این بیت نوشت و با تیر برای آنها بینداخت:گر خصم تو ای شاه شود رستم گرد یک خر ز هزارسب تو نتواند برد
چون سلطان سنجر پس از رنج و سختی بسیار شهر را فتح کرد سوگند خورد که اگر به وطواط دست یابد وی را هفت پاره کند. وطواط مدتها فراری بود و به دنبال شفیعی که شفاعتش کند تا این که منتجبالدین بدیعالکتاب رئیس دیوان انشا توانست موجب عفو وی توسط سلطان سنجر شود.
زمانی که وطواط در سنین نزدیک به هشتاد سالگی بود تکش در خوارزم به تخت پادشاهی نشست و وطواط را در یک تخت روان به خدمتش آوردند. وطواط گفت که به دلیل کهولت سن تنها به گفتن یک رباعی برای تبرک بسنده میکند. رباعی این است:
جدت ورق زمانه از ظلم بشست عدل پدرت شکستها کرد درست
ای بر تو قبای سلطنت آمده چست هان تا چه کنی که نوبت دولت توست
آثار رشیدالدین وطواط به شرح ذیل نامبرده شده است:
●حدائق السحر فی دقائق الشعر
●ابکار الافکار فی الرسائل و الاشعار
●عرائس الخواطر و نفائس النوادر
●دیوان فارسی (با بیش از ۸۵۰۰ بیت)
●دیوان عربی
●نثر اللئالی (مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب)
●لطایف الامثال و طرایف الاقوال (شرح فارسی ۲۸۱ مَثَل عربی).
●مجموعه رسائل عربی
●فصل الخطاب
●انس اللهفان
●جواهر القلائد و زواهر الفرائد (فرائد القلائد)
●لغت فارسی منظوم موسوم به حمد و ثنا
درر غرر
●تحفة الصدیق الی الصدیق من کلام ابی بکر صدیق
●و ۱۱ رساله و مجموعه، صدکلمهای از سخنان خود به عربی.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #مجالس_النفایس
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "مجالس النفایس"
📝 توضیحات :
كتاب مجالس النّفائس را نوایی ده سال پیش از وفات خود تألیف كرده است. در آن، شرح حال مختصر و نمونهی آثار بیش از 380 تن از شعرای عصر خود را آورده است. مرحوم علی اصغر حكمت در ارزیابی از این كتاب مینویسد:
« . . . از این تذكرهی كوچك به خوبی مستفاد میشود كه در مدت پنجاه سال- یعنی از عصر امیر تیمور تا آخر سلطنت فرزندش شاهرخ- اهل زمان نسبت به شعر و ادب تا چه میزان توجه و دلبستگی داشتهاند و نیز در نیمهی دوم آن قرن، یعنی در زمان سلطنت بابر و ابوسعید و سلطان حسین بایقارا در مشرق ایران، و اوزون حسن و سلطان یعقوب تركمان آققویونلو در مغرب ایران، در اثر علاقهی شدید آن سلاطین بزرگ و توجه امرا و صدور- كه امیر علیشیر مؤلف كتاب خود یكی از آنان است- چه مقدار اهل فضل و ادب در این مرز و بوم بوجود آمده و چگونه عواطف و احساسات و افكار خود را به زبان شعر به روزگاران باقی گذاشتهاند . . . »
مجالس النفایس یكی از نخستین تذكرههای شعراست كه به زبان تركی نوشته شده است.
ظاهرا کتاب حاضر پس از بررسی و کنکاش دقیق سه نسخه اصل ترکی که دو نسخه از آن متعلق به کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار و یک نسخه متعلق به کتابخانه شخصی آقای محمد علی تربیت بوده و دونسخه ترجمه فارسی نوشته شده است.
امید که لذت وافی از مطالعه کتاب ببرید.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "مجالس النفایس"
📝 توضیحات :
كتاب مجالس النّفائس را نوایی ده سال پیش از وفات خود تألیف كرده است. در آن، شرح حال مختصر و نمونهی آثار بیش از 380 تن از شعرای عصر خود را آورده است. مرحوم علی اصغر حكمت در ارزیابی از این كتاب مینویسد:
« . . . از این تذكرهی كوچك به خوبی مستفاد میشود كه در مدت پنجاه سال- یعنی از عصر امیر تیمور تا آخر سلطنت فرزندش شاهرخ- اهل زمان نسبت به شعر و ادب تا چه میزان توجه و دلبستگی داشتهاند و نیز در نیمهی دوم آن قرن، یعنی در زمان سلطنت بابر و ابوسعید و سلطان حسین بایقارا در مشرق ایران، و اوزون حسن و سلطان یعقوب تركمان آققویونلو در مغرب ایران، در اثر علاقهی شدید آن سلاطین بزرگ و توجه امرا و صدور- كه امیر علیشیر مؤلف كتاب خود یكی از آنان است- چه مقدار اهل فضل و ادب در این مرز و بوم بوجود آمده و چگونه عواطف و احساسات و افكار خود را به زبان شعر به روزگاران باقی گذاشتهاند . . . »
مجالس النفایس یكی از نخستین تذكرههای شعراست كه به زبان تركی نوشته شده است.
ظاهرا کتاب حاضر پس از بررسی و کنکاش دقیق سه نسخه اصل ترکی که دو نسخه از آن متعلق به کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار و یک نسخه متعلق به کتابخانه شخصی آقای محمد علی تربیت بوده و دونسخه ترجمه فارسی نوشته شده است.
امید که لذت وافی از مطالعه کتاب ببرید.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #پرندگان_میروند_در_پرو_میمیرند
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "پرندگان میروند در پرو میمیرند"
📝 توضیحات :
"پرندگان می روند در پرو می میرند" نوشته «رومن گاری» از تاثیرگذارترین نوشته های اوست که سال ۱۹۶۸ از روی آن فیلمی ساخته شد. داستان ماجرای پرندگانی است که از جزایر «گوانو» به سمت ساحلی در صدکیلومتری «لیما» حرکت می کنند تا به هر زحمتی شده به آن جا برسند و بمیرند. این کتاب مجموعه پنج داستان کوتاه است شامل «پرندگان می روند در پرو می میرند»، «بشردوست»، «ملالی نیست جز دوری شما»، «همشهری کبوتر» و «کهن ترین داستان جهان» که اولین بار سال ۱۳۵۲ «ابوالحسن نجفی» آن را به فارسی برگرداند و پس از چاپ سومش در سال ۱۳۵۷ اجازه چاپ مجدد نگرفت.
در سال 1968 فیلمی از این کتاب تهیه شد و به اکران در آمد.
قسمتی از کتاب:
بیرون آمد، روی ایوان ایستاد و دوباره مالک تنهایی خود شد: تپههای شنی، اقیانوس، هزاران پرندهی مرده در ماسه، یک زورق، یک تور ماهیگیری زنگزده، و گاهی چند علامت تازه: استخوانبندی یک نهنگ به خشکی افتاده، جای پاها، یک رج قایق ماهیگیری در دوردست، آنجا که جزیرههای گوانو* در سفیدی با آسمان همچشمی میکردند.
قهوهخانه روی پایههای چوبی، میان ماسهزار، بنا شده بود. جاده از صد متری میگذشت: صدای آن شنیده نمیشد. پل متحرکی به شکل پلکان از قهوهخانه تا روی ساحل پایین میآمد. از وقتی که دو راهزن از زندان «لیما» گریخته و او را در خواب با ضربهی بطری بیهوش کرده بودند و صبح آنها را مست و لایعقل در گوشهی نوشگاه قهوهخانه افتاده دیده بود شبها پل را بالا میکشید.
به نرده تکیه داد و سیگار اول را کشید و مشغول تماشای پرندگان شد که روی ماسه افتاده بودند؛ چند تایی از آنها هنوز بال و پر میزدند. کسی هرگز نتوانسته بود برای اون توضیح بدهد که چرا پرندگان از جزیرههای میان دریا برمیخاستند تا بیایند و روی این ساحل، در فاصلهی ده کیلومتری شما لیما، جان بدهند: هرگز نمیشد که بالاتر از پایینتر بروند، درست روی همین حاشیهی باریک شنی که طولش دقیقا سه کیلومتر بود. شاید اینجا برای آنها مکان مقدسی بود، مانند شهر بنارس در هند که مومنان برای مردن به آنجا میرفتند: پیش از آنکه جان از تنشان پرواز کند میآمدند و لاشهی خود را روی خاک میافکندند. یا شاید، از ساده تر، از جزیرههای گوانو که صخرههایی لخت و سرد بود، هنگامی که خون در تنشان شروع به ماسیدن میکرد و همان مایه نیرو برایشان میماند که دریا را بپیمایند، یک راست میپریدند تا خود را در اینجا به ماسهی گرم و نرم برسانند.
به هر حال، باید این را قبول کرد: همیشه برای همه چیز توضیحی علمی هست. البته میتوان به شعر پناه برد، یا با اقیانوس عهد دوستی بست، به صدایش گوش داد، یا نیز به رازهای طبیعت همچنان اعتقاد داشت. کمی شاعر، کمی خیالپرست ... به پرو پناه میآوری، در پای جبالاند، روی ساحلی که همه چیز به آن ختم میشود – پس از آنکه در اسپانیا با فاشیست ها، در فرانسه با نازی ها، در کوبا با غاصبها جنگیدهای زیرا که در چهل و هفت سالگی هرچه باید بدانی دانستهای و دیگر انتظاری نه از هدفهای بزرگ داری و نه از زن ها: به منظرهای زیبا دل خوش میکنی. مناظر کمتر به تو نارو میزنند. کمی شاعر، کمی خیا... وانگهی شعر را روزی به شیوهی علمی توضیح خواهند داد، به عنوان یکی پدیدهی مترشح داخلی بررسی خواهند کرد. علم از همه سو مظفرانه بر انسان تاخت آورده است. مالک قهوهخانهای در ماسهزارهای ساحل پرو میشوی و تنها مونست اقیانوس است. اما برای این هم دلیلی هست: مگر نه اینکه اقیانوس تصویر زندگی ابدی، وعدهی ادامهی حیات و تسلای آخرین است؟ کمی شاعر، کمی ... خدا کند که روح وجود نداشته باشد: این تنها راه است برای او که اغفال نشود، به دام نیفتد. دانشمندان به زودی وزن دقیق، درجهی غلظت، سرعت عروج آن رااندازه خواهند گرفت ... وقتی آدم فکر میلیاردها روح را میکند که از آغاز تاریخ تا امروز پریده و رفتهاند گریهاش میگیرد: یه منبع عظیم نیرو که به هدر رفته است. اگر سدهایی ببندند تا آنها را هنگام عروج جذب کنند، نیرویی به دست میآید که با آن میتوان سراسر زمین را روشن کرد. به زودی انسان تماما قابل استفاده خواهد شد. مگر نه اینکه از مدتها پیش زیباترین رویاهایش را گرفتهاند تا از آنها جنگ و زندان بسازند؟...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "پرندگان میروند در پرو میمیرند"
📝 توضیحات :
"پرندگان می روند در پرو می میرند" نوشته «رومن گاری» از تاثیرگذارترین نوشته های اوست که سال ۱۹۶۸ از روی آن فیلمی ساخته شد. داستان ماجرای پرندگانی است که از جزایر «گوانو» به سمت ساحلی در صدکیلومتری «لیما» حرکت می کنند تا به هر زحمتی شده به آن جا برسند و بمیرند. این کتاب مجموعه پنج داستان کوتاه است شامل «پرندگان می روند در پرو می میرند»، «بشردوست»، «ملالی نیست جز دوری شما»، «همشهری کبوتر» و «کهن ترین داستان جهان» که اولین بار سال ۱۳۵۲ «ابوالحسن نجفی» آن را به فارسی برگرداند و پس از چاپ سومش در سال ۱۳۵۷ اجازه چاپ مجدد نگرفت.
در سال 1968 فیلمی از این کتاب تهیه شد و به اکران در آمد.
قسمتی از کتاب:
بیرون آمد، روی ایوان ایستاد و دوباره مالک تنهایی خود شد: تپههای شنی، اقیانوس، هزاران پرندهی مرده در ماسه، یک زورق، یک تور ماهیگیری زنگزده، و گاهی چند علامت تازه: استخوانبندی یک نهنگ به خشکی افتاده، جای پاها، یک رج قایق ماهیگیری در دوردست، آنجا که جزیرههای گوانو* در سفیدی با آسمان همچشمی میکردند.
قهوهخانه روی پایههای چوبی، میان ماسهزار، بنا شده بود. جاده از صد متری میگذشت: صدای آن شنیده نمیشد. پل متحرکی به شکل پلکان از قهوهخانه تا روی ساحل پایین میآمد. از وقتی که دو راهزن از زندان «لیما» گریخته و او را در خواب با ضربهی بطری بیهوش کرده بودند و صبح آنها را مست و لایعقل در گوشهی نوشگاه قهوهخانه افتاده دیده بود شبها پل را بالا میکشید.
به نرده تکیه داد و سیگار اول را کشید و مشغول تماشای پرندگان شد که روی ماسه افتاده بودند؛ چند تایی از آنها هنوز بال و پر میزدند. کسی هرگز نتوانسته بود برای اون توضیح بدهد که چرا پرندگان از جزیرههای میان دریا برمیخاستند تا بیایند و روی این ساحل، در فاصلهی ده کیلومتری شما لیما، جان بدهند: هرگز نمیشد که بالاتر از پایینتر بروند، درست روی همین حاشیهی باریک شنی که طولش دقیقا سه کیلومتر بود. شاید اینجا برای آنها مکان مقدسی بود، مانند شهر بنارس در هند که مومنان برای مردن به آنجا میرفتند: پیش از آنکه جان از تنشان پرواز کند میآمدند و لاشهی خود را روی خاک میافکندند. یا شاید، از ساده تر، از جزیرههای گوانو که صخرههایی لخت و سرد بود، هنگامی که خون در تنشان شروع به ماسیدن میکرد و همان مایه نیرو برایشان میماند که دریا را بپیمایند، یک راست میپریدند تا خود را در اینجا به ماسهی گرم و نرم برسانند.
به هر حال، باید این را قبول کرد: همیشه برای همه چیز توضیحی علمی هست. البته میتوان به شعر پناه برد، یا با اقیانوس عهد دوستی بست، به صدایش گوش داد، یا نیز به رازهای طبیعت همچنان اعتقاد داشت. کمی شاعر، کمی خیالپرست ... به پرو پناه میآوری، در پای جبالاند، روی ساحلی که همه چیز به آن ختم میشود – پس از آنکه در اسپانیا با فاشیست ها، در فرانسه با نازی ها، در کوبا با غاصبها جنگیدهای زیرا که در چهل و هفت سالگی هرچه باید بدانی دانستهای و دیگر انتظاری نه از هدفهای بزرگ داری و نه از زن ها: به منظرهای زیبا دل خوش میکنی. مناظر کمتر به تو نارو میزنند. کمی شاعر، کمی خیا... وانگهی شعر را روزی به شیوهی علمی توضیح خواهند داد، به عنوان یکی پدیدهی مترشح داخلی بررسی خواهند کرد. علم از همه سو مظفرانه بر انسان تاخت آورده است. مالک قهوهخانهای در ماسهزارهای ساحل پرو میشوی و تنها مونست اقیانوس است. اما برای این هم دلیلی هست: مگر نه اینکه اقیانوس تصویر زندگی ابدی، وعدهی ادامهی حیات و تسلای آخرین است؟ کمی شاعر، کمی ... خدا کند که روح وجود نداشته باشد: این تنها راه است برای او که اغفال نشود، به دام نیفتد. دانشمندان به زودی وزن دقیق، درجهی غلظت، سرعت عروج آن رااندازه خواهند گرفت ... وقتی آدم فکر میلیاردها روح را میکند که از آغاز تاریخ تا امروز پریده و رفتهاند گریهاش میگیرد: یه منبع عظیم نیرو که به هدر رفته است. اگر سدهایی ببندند تا آنها را هنگام عروج جذب کنند، نیرویی به دست میآید که با آن میتوان سراسر زمین را روشن کرد. به زودی انسان تماما قابل استفاده خواهد شد. مگر نه اینکه از مدتها پیش زیباترین رویاهایش را گرفتهاند تا از آنها جنگ و زندان بسازند؟...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #مردی_از_نیشابور
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "مردی از نیشابور"
📝 توضیحات :
"مردی از نیشابور" کتابی است به تالیف محسن فرزانه که در سال 1349 به چاپ رسیده است.
همانگونه که از نام کتاب پیداست محسن فرزانه در این کتاب به معرفی مردی با شهرت جهانی از نیشابور، به نام خیام پرداخته است .
مؤلف در این کتاب به معرفی خیام ، محل سکونت و زندگی وی و همچنین حالات روحی ، مراودات اجتماعی و تمایلات دینی او پرداخته است و بررسی دقیقی بر رباعیات، آثار و تصنیفات خیام و دیدگاه بزرگان هم عصر او در مورد ایشان و نیز بررسی تاثیر گذاران و تاثیر پذیران بر خیام در سطور کتاب مشاهده میشود.
نهصد سال پیش بود که مردی به ظاهر آرام و خموش اما صاحب دها و نبوغ با هیبت خاص خراسانی در شهر بزرگ نیشابور زندگی می کرد. پیشانی گسترده، چهره ای کشیده و چشمانی نافذ داشت که با ریش متوسط به او قیافه ی مرد متفکر صاحب اندیشه ای میداد و از مصاحبت دو دسته گریزان بود:
جاهلان و سالوسان
بنا به طبع خراسانی رک و صریح بود و بنا به همان طبع نیز شاعر بود. از زیباییهای طبیعت لذت می برد، اما آنچه او درباره ی هستی و وجود می اندیشید سوای آن بود که مردم حتی برگزیدگان آن عصر می اندیشیدند.
او ریاضی دانی بی نظیر بود در نجوم و پزشکی و شعر و ادب و بالاتر از همه در فلسفه استادی بی همتا بود.
او خیام بود، عمر خیام...
خیام نیشابوری در نیمه اول سده 5 در نیشابور متولد شده است.
خیام یکی از برترین و سر آمدترین مردم زمان خودبود. ایشان احتمالا در سال467زمانی که سلطان جلالدین سلجوقی تصمیم به ساخت تقویم دقیق گرفتن در آن جا حاضر بوده اند .وی به همراه دیگر دانشمندان دقیق ترین تقویم روز یعنی تقویم جلالی را را با محاسبات دقیق به دست آوردند.
حکیم عمر خیام نیشابوری در علم ریاضی درجه3 ،جبر و مقابله بسیار مهارت داشته اند ارزش ایشان زمانی مشخص شد که کتاب جبر ومقابله ایشان در پاریس ترجمه شد.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "مردی از نیشابور"
📝 توضیحات :
"مردی از نیشابور" کتابی است به تالیف محسن فرزانه که در سال 1349 به چاپ رسیده است.
همانگونه که از نام کتاب پیداست محسن فرزانه در این کتاب به معرفی مردی با شهرت جهانی از نیشابور، به نام خیام پرداخته است .
مؤلف در این کتاب به معرفی خیام ، محل سکونت و زندگی وی و همچنین حالات روحی ، مراودات اجتماعی و تمایلات دینی او پرداخته است و بررسی دقیقی بر رباعیات، آثار و تصنیفات خیام و دیدگاه بزرگان هم عصر او در مورد ایشان و نیز بررسی تاثیر گذاران و تاثیر پذیران بر خیام در سطور کتاب مشاهده میشود.
نهصد سال پیش بود که مردی به ظاهر آرام و خموش اما صاحب دها و نبوغ با هیبت خاص خراسانی در شهر بزرگ نیشابور زندگی می کرد. پیشانی گسترده، چهره ای کشیده و چشمانی نافذ داشت که با ریش متوسط به او قیافه ی مرد متفکر صاحب اندیشه ای میداد و از مصاحبت دو دسته گریزان بود:
جاهلان و سالوسان
بنا به طبع خراسانی رک و صریح بود و بنا به همان طبع نیز شاعر بود. از زیباییهای طبیعت لذت می برد، اما آنچه او درباره ی هستی و وجود می اندیشید سوای آن بود که مردم حتی برگزیدگان آن عصر می اندیشیدند.
او ریاضی دانی بی نظیر بود در نجوم و پزشکی و شعر و ادب و بالاتر از همه در فلسفه استادی بی همتا بود.
او خیام بود، عمر خیام...
خیام نیشابوری در نیمه اول سده 5 در نیشابور متولد شده است.
خیام یکی از برترین و سر آمدترین مردم زمان خودبود. ایشان احتمالا در سال467زمانی که سلطان جلالدین سلجوقی تصمیم به ساخت تقویم دقیق گرفتن در آن جا حاضر بوده اند .وی به همراه دیگر دانشمندان دقیق ترین تقویم روز یعنی تقویم جلالی را را با محاسبات دقیق به دست آوردند.
حکیم عمر خیام نیشابوری در علم ریاضی درجه3 ،جبر و مقابله بسیار مهارت داشته اند ارزش ایشان زمانی مشخص شد که کتاب جبر ومقابله ایشان در پاریس ترجمه شد.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector