📌 #نوچه_ها
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "نوچه ها"
📝 توضیحات :
جان ویندم در سال 1903 به دنیا آمد ، تا سال 1911 در بستون در شهرستان برمینگهام زندگی میکرد ؛ پس از آن در بخش های بیشماری از انگلستان زندگی نمود . پس از کسب تجربیات زیادی در مدرسه مقدماتی ، از سال 1918 تا 1921 در بلدیز بود ، به مشاغلی از قبیل کشاورزی ، حقوق ، هنرهای تجاری ، و تهیه اگهی پرداخت .
در آغاز، در سال 1925 شروع به نوشتن داستانهای کوتاه برای فروش نمود. از سال 1930 تا 1939 انواع داستانهای گوناگون نوشت که تقریبا تمامی آنها را برای مطبوعات آمریکایی نوشته بود . در زمان جنگ در ادارات دولتی مشغول به کار بود و سپس وارد ارتش شد . از سال 1946 دوباره به شغل نویسندگی بازگشت و مجددا داستانهایی کوتاه برای روزنامه های آمریکایی نوشت .سپس تصمیم گرفت سبک نگارش خود را به شیوه ای که امروزه به آن داستان علمی میگویند تغییر دهد، و با این سبک داستانهای: (روزگار تریفیدها) و (اثر عبور حیوان عظیم الجثه افسانه ای دریاها) را نوشت.این داستانها به چندین زبان ترجمه شده اند.
داستانهای دیگر او عبارتند از (نوچه ها) ، (فاخته های میدویچ) ، که از این داستان فیلمی با نام (دهکده لعنتیها) ساخته شد ، (دانه های زمان) ، (راندن به طرف خارج) که با لوکاس پارکس نوشته شده است ، (ناراحتی گل سنگ) ، (روش او و سایرین را در نظر بگیرید) ، (چاکی) و (وب) که تمامی این داستانها چاپ و منتشر شده اند.
سر انجام جان ویندم در ماه مارس سال 1969 در گذشت .
در آغاز داستان نوچه ها پسرکی به نام دیوید که اغلب شهری خیالی و پر زرق و برق ساحلی را که حتی یکبار هم در بیداری ندیده و نشنیده است در خواب میبیند سپس دیوید در حین بازی با دختری به نام صوفی آشنا میشود و طی اتفاقی که برای صوفی می افتد صوفی را نجات داده و تا درب منزلش میرساند به این ترتیب دیوید با مادر صوفی هم آشنا میشود و پس از مداوای صوفی مادر او از دیوید میخواهد رازی که دیوید هم متوجه آن شده است و تا آن وقت فقط صوفی ، پدر و مادرش از آن راز باخبر بوده اند را پیش خود امانت داشته باشد و باهیچکس راجع به این راز که پس از حادثه برای صوفی، دیوید هم آن را فهمید و به مادر صوفی قول داد که رازدار خوبی باشد ...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "نوچه ها"
📝 توضیحات :
جان ویندم در سال 1903 به دنیا آمد ، تا سال 1911 در بستون در شهرستان برمینگهام زندگی میکرد ؛ پس از آن در بخش های بیشماری از انگلستان زندگی نمود . پس از کسب تجربیات زیادی در مدرسه مقدماتی ، از سال 1918 تا 1921 در بلدیز بود ، به مشاغلی از قبیل کشاورزی ، حقوق ، هنرهای تجاری ، و تهیه اگهی پرداخت .
در آغاز، در سال 1925 شروع به نوشتن داستانهای کوتاه برای فروش نمود. از سال 1930 تا 1939 انواع داستانهای گوناگون نوشت که تقریبا تمامی آنها را برای مطبوعات آمریکایی نوشته بود . در زمان جنگ در ادارات دولتی مشغول به کار بود و سپس وارد ارتش شد . از سال 1946 دوباره به شغل نویسندگی بازگشت و مجددا داستانهایی کوتاه برای روزنامه های آمریکایی نوشت .سپس تصمیم گرفت سبک نگارش خود را به شیوه ای که امروزه به آن داستان علمی میگویند تغییر دهد، و با این سبک داستانهای: (روزگار تریفیدها) و (اثر عبور حیوان عظیم الجثه افسانه ای دریاها) را نوشت.این داستانها به چندین زبان ترجمه شده اند.
داستانهای دیگر او عبارتند از (نوچه ها) ، (فاخته های میدویچ) ، که از این داستان فیلمی با نام (دهکده لعنتیها) ساخته شد ، (دانه های زمان) ، (راندن به طرف خارج) که با لوکاس پارکس نوشته شده است ، (ناراحتی گل سنگ) ، (روش او و سایرین را در نظر بگیرید) ، (چاکی) و (وب) که تمامی این داستانها چاپ و منتشر شده اند.
سر انجام جان ویندم در ماه مارس سال 1969 در گذشت .
در آغاز داستان نوچه ها پسرکی به نام دیوید که اغلب شهری خیالی و پر زرق و برق ساحلی را که حتی یکبار هم در بیداری ندیده و نشنیده است در خواب میبیند سپس دیوید در حین بازی با دختری به نام صوفی آشنا میشود و طی اتفاقی که برای صوفی می افتد صوفی را نجات داده و تا درب منزلش میرساند به این ترتیب دیوید با مادر صوفی هم آشنا میشود و پس از مداوای صوفی مادر او از دیوید میخواهد رازی که دیوید هم متوجه آن شده است و تا آن وقت فقط صوفی ، پدر و مادرش از آن راز باخبر بوده اند را پیش خود امانت داشته باشد و باهیچکس راجع به این راز که پس از حادثه برای صوفی، دیوید هم آن را فهمید و به مادر صوفی قول داد که رازدار خوبی باشد ...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
Forwarded from کتابخوان
Forwarded from کتابخوان
📌 #داستان_بیژن_و_منیژه
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "داستان بیژن و منیژه"
📝 توضیحات :
داستان بیژن و منیژه یکی از داستانهای معروف کتاب شاهنامه، کتاب حماسی ایرانیان به زبان فارسی، چاپ بمبئی است. این داستان روایت عشق بیژن پسر گیو و منیژه دختر افراسیاب است.
در دوران پادشاهی کیخسرو پادشاه کیانی گروهی از مردم سرزمین ارمان نزد شاه ایران آمده و تظلم نمودند که سرزمینشان که در مرز توران قرار دارد مورد تاخت و تاز و هجوم گرازان قرار گرفتهاست. کیخسرو دو پهلوان ایرانی را برای این موضوع در نظر میگیرد که یکی گرگین میلاد و دیگری بیژن است که باوجود جوانی و مخالفتهای پدرش گیو به این مأموریت اعزام میشود. گرگین میلاد که به خباثت و فرصت طلبی در شاهنامه شناخته شده بیژن را به تنهایی به نبرد میفرستد. در آن روز بیژن بر گرازان چیره میشود.
هنگام بازگشت گرگین میلاد برای اینکه امتناع او نزد شاه فاش نشود بیژن را به نزدیکی اردوی تفریحی دختران تورانی میبرد. در این اردو منیژه دختر افراسیاب که در شاهنامه زیباییاش توصیف شده همراه ندیمههایش در دامان طبیعت اردو زده بود. بیژن تحریک میشود و پشت درخت تناوری ایستاده و منیژه را تماشا میکند. منیژه ازطریق ندیمهاش متوجه حضور بیژن میشود و حاجبی را نزد او میفرستد به این گمان که او سیاوش است که دوباره زنده شده. بیژن خود را پهلوانی ایرانی معرفی میکند و به سفارش منیژه وارد چادر او میشود. پس از سه روز که در چادر او بود منیژه تصمیم میگیرد اورا مخفیانه به کاخ پدرش افراسیاب ببرد. بیژن قبول نمیکند و سعی میکند خود را نجات دهد و به ایران زمین بازگردد. منیژه باکمک همراهانش بیژن را با دارو خواب کرده و لای البسه پیچیده و به درون کاخ میبرد.
پس از چند روز حضور مخفیانه در کاخ ماجرا فاش میشود. مأمور افراسیاب به نام گرسیوز وارد اتاق منیژه میشود و بیژن را از زیر تخت بیرون میکشد. بیژن سعی میکند با چاقویی که در چکمهاش داشت به گرسیوز حمله کند اما فریب چربزبانی او را میخورد و تسلیم میگردد. افراسیاب قصد کشتن او را داشت اما با وساطت پیران وزیر دانشمند افراسیاب به این دلیل که از خونخواهی ایرانیان جلوگیری کند او را نمیکشد. بااینحال بیژن را در چاهی عمیق انداخته و سنگی بر سر چاه میگذارد به حدی که آب و هوا و غذای اندک از آنجا رد شود. منیژه نیز با تحقیر از کاخ اخراج شده و آواره میگردد. منیژه که خود را باعث و بانی این حادثه میداند شبها را بر سر چاه مویه کرده و روزها به دنبال غذا برای بیژن میگردد.
گرگین میلاد که به هدف خود رسیدهبود به ایران بازگشته و داستانی میسازد که بیژن کشته شدهاست. شاه خشمگین میشود و دستور میدهد او را به بند کنند. باوجود مقبولیت ادعای گرگین گیو مرگ پسرش را باور نمیکند. در این هنگام کیخسرو با دیدن اندوه گیو جام جهاننمای خود را پیش آورده و احوال کشور را در آن مشاهده میکند. به دنبال این بالاخره کیخسرو در جام جهاننما بیژن را میبیند. گیو نامهای از سوی شاه به زابلستان نزد رستم میفرستد. رستم همراه گروهی برای نجات بیژن رهسپار توران میشوند و پیش از آن به درخواست گرگین میلاد برای او نزد شاه پادرمیانی میکند تا وی آزاد گردد. رستم و گروهش لباس تاجران و بازرگانان بر تن میکنند که کسی آنجا متوجه نیتشان نشود. پس از اینکه بهعنوان تاجر در توران غرفه میزنند...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "داستان بیژن و منیژه"
📝 توضیحات :
داستان بیژن و منیژه یکی از داستانهای معروف کتاب شاهنامه، کتاب حماسی ایرانیان به زبان فارسی، چاپ بمبئی است. این داستان روایت عشق بیژن پسر گیو و منیژه دختر افراسیاب است.
در دوران پادشاهی کیخسرو پادشاه کیانی گروهی از مردم سرزمین ارمان نزد شاه ایران آمده و تظلم نمودند که سرزمینشان که در مرز توران قرار دارد مورد تاخت و تاز و هجوم گرازان قرار گرفتهاست. کیخسرو دو پهلوان ایرانی را برای این موضوع در نظر میگیرد که یکی گرگین میلاد و دیگری بیژن است که باوجود جوانی و مخالفتهای پدرش گیو به این مأموریت اعزام میشود. گرگین میلاد که به خباثت و فرصت طلبی در شاهنامه شناخته شده بیژن را به تنهایی به نبرد میفرستد. در آن روز بیژن بر گرازان چیره میشود.
هنگام بازگشت گرگین میلاد برای اینکه امتناع او نزد شاه فاش نشود بیژن را به نزدیکی اردوی تفریحی دختران تورانی میبرد. در این اردو منیژه دختر افراسیاب که در شاهنامه زیباییاش توصیف شده همراه ندیمههایش در دامان طبیعت اردو زده بود. بیژن تحریک میشود و پشت درخت تناوری ایستاده و منیژه را تماشا میکند. منیژه ازطریق ندیمهاش متوجه حضور بیژن میشود و حاجبی را نزد او میفرستد به این گمان که او سیاوش است که دوباره زنده شده. بیژن خود را پهلوانی ایرانی معرفی میکند و به سفارش منیژه وارد چادر او میشود. پس از سه روز که در چادر او بود منیژه تصمیم میگیرد اورا مخفیانه به کاخ پدرش افراسیاب ببرد. بیژن قبول نمیکند و سعی میکند خود را نجات دهد و به ایران زمین بازگردد. منیژه باکمک همراهانش بیژن را با دارو خواب کرده و لای البسه پیچیده و به درون کاخ میبرد.
پس از چند روز حضور مخفیانه در کاخ ماجرا فاش میشود. مأمور افراسیاب به نام گرسیوز وارد اتاق منیژه میشود و بیژن را از زیر تخت بیرون میکشد. بیژن سعی میکند با چاقویی که در چکمهاش داشت به گرسیوز حمله کند اما فریب چربزبانی او را میخورد و تسلیم میگردد. افراسیاب قصد کشتن او را داشت اما با وساطت پیران وزیر دانشمند افراسیاب به این دلیل که از خونخواهی ایرانیان جلوگیری کند او را نمیکشد. بااینحال بیژن را در چاهی عمیق انداخته و سنگی بر سر چاه میگذارد به حدی که آب و هوا و غذای اندک از آنجا رد شود. منیژه نیز با تحقیر از کاخ اخراج شده و آواره میگردد. منیژه که خود را باعث و بانی این حادثه میداند شبها را بر سر چاه مویه کرده و روزها به دنبال غذا برای بیژن میگردد.
گرگین میلاد که به هدف خود رسیدهبود به ایران بازگشته و داستانی میسازد که بیژن کشته شدهاست. شاه خشمگین میشود و دستور میدهد او را به بند کنند. باوجود مقبولیت ادعای گرگین گیو مرگ پسرش را باور نمیکند. در این هنگام کیخسرو با دیدن اندوه گیو جام جهاننمای خود را پیش آورده و احوال کشور را در آن مشاهده میکند. به دنبال این بالاخره کیخسرو در جام جهاننما بیژن را میبیند. گیو نامهای از سوی شاه به زابلستان نزد رستم میفرستد. رستم همراه گروهی برای نجات بیژن رهسپار توران میشوند و پیش از آن به درخواست گرگین میلاد برای او نزد شاه پادرمیانی میکند تا وی آزاد گردد. رستم و گروهش لباس تاجران و بازرگانان بر تن میکنند که کسی آنجا متوجه نیتشان نشود. پس از اینکه بهعنوان تاجر در توران غرفه میزنند...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #مثنوی_هفت_اورنگ
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "مثنوی هفت اورنگ"
📝 توضیحات :
هفت اورنگ یکی از آثار منظوم جامی است که از هفت بخش تشکیل شدهاست:
مثنوی سلسلةالذهب در مسایل دینی و اخلاقی همراه با قصص گوناگون که به نام سلطان حسین بایقرا سروده شدهاست.
سلامان و ابسال که داستانی است عاشقانه و عرفانی از منابع یونانی و پیش از جامی، سیناپور و دیگران آن را تصنیف کردهاند.
تحفةالاحرار مثنوی عرفانی و دینی است به نام خواجه ناصرالدین نقشبندی.
سبحةالابرار نیز در تصوف و مسایل اخلاقی همراه با تمثیلات بسیار است.
یوسف و زلیخا که بهترین مثنویهای جامی و به نام سلطان حسین است.
لیلی و مجنون که روایتی از داستان لیلی و مجنون است.
خردنامه اسکندری در حکمت و مسایل فلسفی.
هر هفت منظومهٔ یادشده، در قالب مثنوی سروده شدهاند، قالبی مناسب روایت داستانهای حماسی، تاریخی، عاشقانه و اندرزگونه. سه منظومه از این میان، عاشقانههای تمثیلی است، مشتمل بر یوسف و زلیخا، لیلی و مجنون و سلامان و آبسال. مثنویهای سلسلةالذهب، سبحةالابرار و تحفةالاحرار راوی داستانهایی آموزندهاند، و اسکندرنامه یا خردنامهٔ اسکندری منظومهایست حماسی و آموزنده.
تاریخ سرایش اثر به یقین مشخص نیست (۸۷۳ ه. ق. روایت شده)، همچنین روشن نیست که این منظومه به دستور سلطان حسین بایقرا سروده شدهباشد. آنچه روشناست، این که جامی در شیوهٔ سرایش این اثر، از شعرای پیشین و به طور مشخص از نظامی گنجوی تاثیر پذیرفتهاست.
مضمون هفت اورنگ از اندیشههای صوفیه، علیالخصوص فرقهٔ نقشبندیه متاثر است، که جامی در جوانی پیرو آن بود. چه اینکه در ۸۶۱ هجری قمری، مرشد نقشبندیه در هرات بود. زبان جامی در این اثر، چون دیگر ادیبان صوفیمسلک، سرشار از استعاره و نماد عارفانهاست. با این فرض که انتقال و درک مفاهیم عرفانی، فلسفی و اخلاقی به مخاطب ساده نیست، حکایتها در قالبی تمثیلی، و از زبان شخصیتهای انسانی و حیوانی روایت شدهاست.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "مثنوی هفت اورنگ"
📝 توضیحات :
هفت اورنگ یکی از آثار منظوم جامی است که از هفت بخش تشکیل شدهاست:
مثنوی سلسلةالذهب در مسایل دینی و اخلاقی همراه با قصص گوناگون که به نام سلطان حسین بایقرا سروده شدهاست.
سلامان و ابسال که داستانی است عاشقانه و عرفانی از منابع یونانی و پیش از جامی، سیناپور و دیگران آن را تصنیف کردهاند.
تحفةالاحرار مثنوی عرفانی و دینی است به نام خواجه ناصرالدین نقشبندی.
سبحةالابرار نیز در تصوف و مسایل اخلاقی همراه با تمثیلات بسیار است.
یوسف و زلیخا که بهترین مثنویهای جامی و به نام سلطان حسین است.
لیلی و مجنون که روایتی از داستان لیلی و مجنون است.
خردنامه اسکندری در حکمت و مسایل فلسفی.
هر هفت منظومهٔ یادشده، در قالب مثنوی سروده شدهاند، قالبی مناسب روایت داستانهای حماسی، تاریخی، عاشقانه و اندرزگونه. سه منظومه از این میان، عاشقانههای تمثیلی است، مشتمل بر یوسف و زلیخا، لیلی و مجنون و سلامان و آبسال. مثنویهای سلسلةالذهب، سبحةالابرار و تحفةالاحرار راوی داستانهایی آموزندهاند، و اسکندرنامه یا خردنامهٔ اسکندری منظومهایست حماسی و آموزنده.
تاریخ سرایش اثر به یقین مشخص نیست (۸۷۳ ه. ق. روایت شده)، همچنین روشن نیست که این منظومه به دستور سلطان حسین بایقرا سروده شدهباشد. آنچه روشناست، این که جامی در شیوهٔ سرایش این اثر، از شعرای پیشین و به طور مشخص از نظامی گنجوی تاثیر پذیرفتهاست.
مضمون هفت اورنگ از اندیشههای صوفیه، علیالخصوص فرقهٔ نقشبندیه متاثر است، که جامی در جوانی پیرو آن بود. چه اینکه در ۸۶۱ هجری قمری، مرشد نقشبندیه در هرات بود. زبان جامی در این اثر، چون دیگر ادیبان صوفیمسلک، سرشار از استعاره و نماد عارفانهاست. با این فرض که انتقال و درک مفاهیم عرفانی، فلسفی و اخلاقی به مخاطب ساده نیست، حکایتها در قالبی تمثیلی، و از زبان شخصیتهای انسانی و حیوانی روایت شدهاست.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #دیوان_رشیدالدین_وطواط
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "دیوان رشیدالدین وطواط"
📝 توضیحات :
کتاب بارگذاری شده ذیل دیوان رشیدالدین وطواط با مقدمه و مقابله و تصحیح سعید نفیسی است به همراه کتاب حدائق السحر فی دقایق الشعر از روی چاپ عباس اقبال آشتیانی میباشد.
امیر امام رشیدالدین سعدالملک محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری معروف به رشیدالدین وَطواط شاعر ایرانی همدوره با خوارزمشاهیان در ایران است. او دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود. برای اندام کوچکش به او لقب وطواط (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادند.
رشید از شاهان خوارزمی، آتسز و ارسلان و تکش را درک کرد.
در موقعی که سلطان سنجر هزارسف را محاصره کرده بود انوری شاعر در خدمت وی بود. این دوبیتی نوشت و در شهر انداختند:
ای شاه همه ملک زمین حسبْ تراست وز دولت و اقبال جهان کسب تراست
امروز به یک حمله هزارسف بگیر فردا خوارزم و صد هزار اسب تراست
وطواط در هزارسف بود و در پاسخ این بیت نوشت و با تیر برای آنها بینداخت:گر خصم تو ای شاه شود رستم گرد یک خر ز هزارسب تو نتواند برد
چون سلطان سنجر پس از رنج و سختی بسیار شهر را فتح کرد سوگند خورد که اگر به وطواط دست یابد وی را هفت پاره کند. وطواط مدتها فراری بود و به دنبال شفیعی که شفاعتش کند تا این که منتجبالدین بدیعالکتاب رئیس دیوان انشا توانست موجب عفو وی توسط سلطان سنجر شود.
زمانی که وطواط در سنین نزدیک به هشتاد سالگی بود تکش در خوارزم به تخت پادشاهی نشست و وطواط را در یک تخت روان به خدمتش آوردند. وطواط گفت که به دلیل کهولت سن تنها به گفتن یک رباعی برای تبرک بسنده میکند. رباعی این است:
جدت ورق زمانه از ظلم بشست عدل پدرت شکستها کرد درست
ای بر تو قبای سلطنت آمده چست هان تا چه کنی که نوبت دولت توست
آثار رشیدالدین وطواط به شرح ذیل نامبرده شده است:
●حدائق السحر فی دقائق الشعر
●ابکار الافکار فی الرسائل و الاشعار
●عرائس الخواطر و نفائس النوادر
●دیوان فارسی (با بیش از ۸۵۰۰ بیت)
●دیوان عربی
●نثر اللئالی (مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب)
●لطایف الامثال و طرایف الاقوال (شرح فارسی ۲۸۱ مَثَل عربی).
●مجموعه رسائل عربی
●فصل الخطاب
●انس اللهفان
●جواهر القلائد و زواهر الفرائد (فرائد القلائد)
●لغت فارسی منظوم موسوم به حمد و ثنا
درر غرر
●تحفة الصدیق الی الصدیق من کلام ابی بکر صدیق
●و ۱۱ رساله و مجموعه، صدکلمهای از سخنان خود به عربی.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "دیوان رشیدالدین وطواط"
📝 توضیحات :
کتاب بارگذاری شده ذیل دیوان رشیدالدین وطواط با مقدمه و مقابله و تصحیح سعید نفیسی است به همراه کتاب حدائق السحر فی دقایق الشعر از روی چاپ عباس اقبال آشتیانی میباشد.
امیر امام رشیدالدین سعدالملک محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری معروف به رشیدالدین وَطواط شاعر ایرانی همدوره با خوارزمشاهیان در ایران است. او دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود. برای اندام کوچکش به او لقب وطواط (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادند.
رشید از شاهان خوارزمی، آتسز و ارسلان و تکش را درک کرد.
در موقعی که سلطان سنجر هزارسف را محاصره کرده بود انوری شاعر در خدمت وی بود. این دوبیتی نوشت و در شهر انداختند:
ای شاه همه ملک زمین حسبْ تراست وز دولت و اقبال جهان کسب تراست
امروز به یک حمله هزارسف بگیر فردا خوارزم و صد هزار اسب تراست
وطواط در هزارسف بود و در پاسخ این بیت نوشت و با تیر برای آنها بینداخت:گر خصم تو ای شاه شود رستم گرد یک خر ز هزارسب تو نتواند برد
چون سلطان سنجر پس از رنج و سختی بسیار شهر را فتح کرد سوگند خورد که اگر به وطواط دست یابد وی را هفت پاره کند. وطواط مدتها فراری بود و به دنبال شفیعی که شفاعتش کند تا این که منتجبالدین بدیعالکتاب رئیس دیوان انشا توانست موجب عفو وی توسط سلطان سنجر شود.
زمانی که وطواط در سنین نزدیک به هشتاد سالگی بود تکش در خوارزم به تخت پادشاهی نشست و وطواط را در یک تخت روان به خدمتش آوردند. وطواط گفت که به دلیل کهولت سن تنها به گفتن یک رباعی برای تبرک بسنده میکند. رباعی این است:
جدت ورق زمانه از ظلم بشست عدل پدرت شکستها کرد درست
ای بر تو قبای سلطنت آمده چست هان تا چه کنی که نوبت دولت توست
آثار رشیدالدین وطواط به شرح ذیل نامبرده شده است:
●حدائق السحر فی دقائق الشعر
●ابکار الافکار فی الرسائل و الاشعار
●عرائس الخواطر و نفائس النوادر
●دیوان فارسی (با بیش از ۸۵۰۰ بیت)
●دیوان عربی
●نثر اللئالی (مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب)
●لطایف الامثال و طرایف الاقوال (شرح فارسی ۲۸۱ مَثَل عربی).
●مجموعه رسائل عربی
●فصل الخطاب
●انس اللهفان
●جواهر القلائد و زواهر الفرائد (فرائد القلائد)
●لغت فارسی منظوم موسوم به حمد و ثنا
درر غرر
●تحفة الصدیق الی الصدیق من کلام ابی بکر صدیق
●و ۱۱ رساله و مجموعه، صدکلمهای از سخنان خود به عربی.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector