📌 #آقایی_خیلی_پیر_با_بالهایی_خیلی_بزرگ
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "آقایی خیلی پیر با بالهایی خیلی بزرگ"
📝 توضیحات :
«مرد كهنسال با بالهاي بس بزرگ» كه مترجم با كمال تاسف آن را «پيرمرد فرتوت با بالهاي بزرگ بزرگ» ترجمه كرده ـ نام انگليسي اثر Avery old man with Erermous wings است. old man برخلاف واژهي فارسي فرتوت به هيچ عنوان از معناي تجربي (connotation) منفي برخوردار نيست-يكي از داستانهاي بسيار درخشان ماركز است كه مابين دو رمان بسيار مهم او، «صد سال تنهايي» و«پاييز پدر سالار» منتشر شده است. بسياري از مفسران، اين اثر را بهترين و شاخصترين نمونهي رئاليسم (واقعگرايي) جادويي ميدانند و بر اين اعتقادند كه مرد كهن سال، همانا خود ماركز است كه پس از شهرت و مقبوليت عام پس از انتشار صد سال تنهايي، در معرض قضاوت مردم و گروههاي مختلف قرار ميگيرد و به تدريج از يادها ميرود- تب تند زود به عرق مي نشيند.
اما داستان فراتر از اينهاست. مرد كهنسال در واقع نماد انسان فرهيخته است و فرهيختگي در جواني دست نميدهد. ماركز، در پاسخ به اين پرسش كه چرا بيشتر تصويرهاي آغازين آثار او با سيماي مردي كهن سال آغاز ميشود ميگويد: «فرشتهي نگهبان دوران كودكي من مرد پيري، يعني در واقع پدربزرگم بوده است و من هميشه در ذهنم پدربزرگم را ميبينم كه پديدههاي گوناگون زندگي را به من نشان ميدهد. انسان فرهيخته فرشته است و آيا فرشته همان انسان فرهيخته نبوده است كه در ذهن انسان آغازين، جنبهاي اسطورهاي و نمادين به خود گرفته است؟ مرد كهنسال بال دارد اما اين بالها، بال پروازند ،پرواز به بلنداي انديشه و عمل. فرزانگي به انسان امكان (بال) فراتر رفتن از زندگي عادي روزمره را ميبخشد و او را از هزارتوي گلهاي روزمرگي فرا ميبرد. تا خواننده ميخواهد از مرد كهن سال فرشتهي قصههاي ديني را بسازد، ماركز با توضيح، «بالهاي كركسوار» او و اين كه او بيشتر «شبيه انسانها بود تا فرشتهها» و از او«بوي تحملناپذير خانه به دوشان به مشام ميرسيد» و«پرهاي اصليش را بادهاي زميني درهم شكسته بودند» او را (خواننده را) به زمين به واقعيت بازميگرداند.
گابریل خوزه گارسیا مارکِز رماننویس، نویسنده، روزنامهنگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی بود. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو (برای تحبیب) مشهور بود و پس از درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی میکرد. مارکز برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۲ را بیش از سایر آثارش به خاطر رمان صد سال تنهایی چاپ ۱۹۶۷ میشناسند که یکی از پرفروشترین کتابهای جهان است.
از آثار مارکز به خاطر نثر غنی آن در منتقل کردن تخیلات سرشار نویسنده به خواننده ستایش شده است. اما برخی از منتقدان، آثار او را اغراقی آگاهانه و توسل به افسانه و مارواء طبیعت برای گریز از ناآرامی و خشونتهای جاری در کلمبیای آن دوران میدانند.
ناآرامی و خشونتهای سیاسی، خانواده به عنوان یک عنصر وحدت بخش، ترکیب آن با شور مذهبی و باور به فراطبیعت روی هم رفته سبک ادبی شاخص مارکز را به هم بافتهاند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "آقایی خیلی پیر با بالهایی خیلی بزرگ"
📝 توضیحات :
«مرد كهنسال با بالهاي بس بزرگ» كه مترجم با كمال تاسف آن را «پيرمرد فرتوت با بالهاي بزرگ بزرگ» ترجمه كرده ـ نام انگليسي اثر Avery old man with Erermous wings است. old man برخلاف واژهي فارسي فرتوت به هيچ عنوان از معناي تجربي (connotation) منفي برخوردار نيست-يكي از داستانهاي بسيار درخشان ماركز است كه مابين دو رمان بسيار مهم او، «صد سال تنهايي» و«پاييز پدر سالار» منتشر شده است. بسياري از مفسران، اين اثر را بهترين و شاخصترين نمونهي رئاليسم (واقعگرايي) جادويي ميدانند و بر اين اعتقادند كه مرد كهن سال، همانا خود ماركز است كه پس از شهرت و مقبوليت عام پس از انتشار صد سال تنهايي، در معرض قضاوت مردم و گروههاي مختلف قرار ميگيرد و به تدريج از يادها ميرود- تب تند زود به عرق مي نشيند.
اما داستان فراتر از اينهاست. مرد كهنسال در واقع نماد انسان فرهيخته است و فرهيختگي در جواني دست نميدهد. ماركز، در پاسخ به اين پرسش كه چرا بيشتر تصويرهاي آغازين آثار او با سيماي مردي كهن سال آغاز ميشود ميگويد: «فرشتهي نگهبان دوران كودكي من مرد پيري، يعني در واقع پدربزرگم بوده است و من هميشه در ذهنم پدربزرگم را ميبينم كه پديدههاي گوناگون زندگي را به من نشان ميدهد. انسان فرهيخته فرشته است و آيا فرشته همان انسان فرهيخته نبوده است كه در ذهن انسان آغازين، جنبهاي اسطورهاي و نمادين به خود گرفته است؟ مرد كهنسال بال دارد اما اين بالها، بال پروازند ،پرواز به بلنداي انديشه و عمل. فرزانگي به انسان امكان (بال) فراتر رفتن از زندگي عادي روزمره را ميبخشد و او را از هزارتوي گلهاي روزمرگي فرا ميبرد. تا خواننده ميخواهد از مرد كهن سال فرشتهي قصههاي ديني را بسازد، ماركز با توضيح، «بالهاي كركسوار» او و اين كه او بيشتر «شبيه انسانها بود تا فرشتهها» و از او«بوي تحملناپذير خانه به دوشان به مشام ميرسيد» و«پرهاي اصليش را بادهاي زميني درهم شكسته بودند» او را (خواننده را) به زمين به واقعيت بازميگرداند.
گابریل خوزه گارسیا مارکِز رماننویس، نویسنده، روزنامهنگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی بود. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو (برای تحبیب) مشهور بود و پس از درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی میکرد. مارکز برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۲ را بیش از سایر آثارش به خاطر رمان صد سال تنهایی چاپ ۱۹۶۷ میشناسند که یکی از پرفروشترین کتابهای جهان است.
از آثار مارکز به خاطر نثر غنی آن در منتقل کردن تخیلات سرشار نویسنده به خواننده ستایش شده است. اما برخی از منتقدان، آثار او را اغراقی آگاهانه و توسل به افسانه و مارواء طبیعت برای گریز از ناآرامی و خشونتهای جاری در کلمبیای آن دوران میدانند.
ناآرامی و خشونتهای سیاسی، خانواده به عنوان یک عنصر وحدت بخش، ترکیب آن با شور مذهبی و باور به فراطبیعت روی هم رفته سبک ادبی شاخص مارکز را به هم بافتهاند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #امثال_و_حکم
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "امثال و حکم"
📝 توضیحات :
کتاب امثال و حکم در سال ۱۳۱۰ کتاب قطور چهار جلدی به تالیف علی اکبر دهخدا است که در تهران منتشر شد. این مجموعه دارای نزدیک به ۵۰هزار امثال و حکم (ضرب المثل) و کلمات قصار و ابیات متفرقهاست. مطالب به ترتیب الفبا تنظیم یافته و ضرب المثلها شرح و تفسیر شدهاست و بین سالهای ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۰ جمعآوری شدند و منتشر شد.
دهخدا، از خرد سالگی به گردآوری امثال عوام، کوشش کرده بود.
بخش بزرگ تر کتاب (۹۷ درصد آن) عبارت از ضرب المثلهای مکتوب ادیبانه، کلمات قصار و اشعاری از قدمای شاعران ایران یا شاعران فارسی زبان و تنها ۳درصد آن ضرب المثلهای عامیانهاست.
دهخدا برای جمعآوری مطالب کتاب از منابع زیر استفاده کرد.
مجموعهٔ «امثال میدانی» که در سدهٔ پنجم هجری به زبان عربی تالیف شدهاست. دهخدا از این کتاب نزدیک به هزار ضرب المثل عربی بر گرفته و به مجموعهٔ خود وارد کردهاست.
«مجموعهٔ مختصر امثال» چاپ هندوستان که یک صد ضرب المثل از آن اقتباس کردهاست.
«جامع التمثیل» که در هند و در سدهٔ ۱۱هجری چاپ شده و دهخدا نزدیک به سیصد مثل از آن در کتاب خود آوردهاست.
«شاهد صادق»که یک مجموعهٔ هندی است و دهخدا توجه ویژهای به آن نداشته و به نقل از چند مثال از آن بسنده کردهاست.
دهخدا به پیروی از رسم و شیوهٔ شاعران و نویسندگان قدیم ایران ضربالمثلها را نه به صورتی که در زبان مردم بوده، بلکه به صورتی که در کتابها و دیوانها آمده نقل کردهاست. چنانکه گویی اصلاً در صدد گردآوری فولکلور نبوده، بلکه قصد داشته که شعرها و کلمات اخلاقی و پندآموز را در یک جا گرد آورد. از اینرو است که ضربالمثلها در کتاب او مقام دوم را گرفته و اغلب تنها به عنوان مترادف امثال و حکم ادبی ذکر گردیدهاست.
مؤلف مفهوم ضربالمثل را با مفهوم کلمات کوتاه حکیمانه و اخلاقی در هم ریختهاست.
دهخدا در تألیف خود بیش از هزار عبارت عربی آوردهاست که بیشتر آیات قرآن و احادیث نبوی و کلمات منسوب به امامان شیعه و امثال و نظایر آنهاست.
چهلوپنج هزار بیت از شاعران کلاسیک (از جمله پنجهزار بیت از فردوسی، چهار هزار بیت از سعدی، دو هزار و پانصد بیت از نظامی گنجهای، دو هزار و پانصد بیت از اسدی طوسی، دو هزار و پانصد بیت از جلال الدین رومی) در کتاب جمعآوری شدهاست. بیشتر این بیتها شکلهای گوناگون یک ضرب المثل است که هر شاعری به سلیقهٔ خود و با بیانی خاص به نظم در آوردهاست. تعمیم مفهوم ضربالمثل تا بدین میزان هرگز جایز نیست و تنها عباراتی را که مال خاص و بیتردید مردم بوده (خواه فولکلوری و خواه ادبی) می توان در زمرهٔ ضربالمثلها به شمار آورد. با دقت و بررسی در این مجموعه به خوبی آشکار میگردد که دهخدا امثال و حکم، آیات و اخبار و کلمات قصار بزرگان را بدون توجه به اینکه آیا در میان مردم رایج و متداولاند یا نه گردآوردی و در کنار هم قرار دادهاست.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "امثال و حکم"
📝 توضیحات :
کتاب امثال و حکم در سال ۱۳۱۰ کتاب قطور چهار جلدی به تالیف علی اکبر دهخدا است که در تهران منتشر شد. این مجموعه دارای نزدیک به ۵۰هزار امثال و حکم (ضرب المثل) و کلمات قصار و ابیات متفرقهاست. مطالب به ترتیب الفبا تنظیم یافته و ضرب المثلها شرح و تفسیر شدهاست و بین سالهای ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۰ جمعآوری شدند و منتشر شد.
دهخدا، از خرد سالگی به گردآوری امثال عوام، کوشش کرده بود.
بخش بزرگ تر کتاب (۹۷ درصد آن) عبارت از ضرب المثلهای مکتوب ادیبانه، کلمات قصار و اشعاری از قدمای شاعران ایران یا شاعران فارسی زبان و تنها ۳درصد آن ضرب المثلهای عامیانهاست.
دهخدا برای جمعآوری مطالب کتاب از منابع زیر استفاده کرد.
مجموعهٔ «امثال میدانی» که در سدهٔ پنجم هجری به زبان عربی تالیف شدهاست. دهخدا از این کتاب نزدیک به هزار ضرب المثل عربی بر گرفته و به مجموعهٔ خود وارد کردهاست.
«مجموعهٔ مختصر امثال» چاپ هندوستان که یک صد ضرب المثل از آن اقتباس کردهاست.
«جامع التمثیل» که در هند و در سدهٔ ۱۱هجری چاپ شده و دهخدا نزدیک به سیصد مثل از آن در کتاب خود آوردهاست.
«شاهد صادق»که یک مجموعهٔ هندی است و دهخدا توجه ویژهای به آن نداشته و به نقل از چند مثال از آن بسنده کردهاست.
دهخدا به پیروی از رسم و شیوهٔ شاعران و نویسندگان قدیم ایران ضربالمثلها را نه به صورتی که در زبان مردم بوده، بلکه به صورتی که در کتابها و دیوانها آمده نقل کردهاست. چنانکه گویی اصلاً در صدد گردآوری فولکلور نبوده، بلکه قصد داشته که شعرها و کلمات اخلاقی و پندآموز را در یک جا گرد آورد. از اینرو است که ضربالمثلها در کتاب او مقام دوم را گرفته و اغلب تنها به عنوان مترادف امثال و حکم ادبی ذکر گردیدهاست.
مؤلف مفهوم ضربالمثل را با مفهوم کلمات کوتاه حکیمانه و اخلاقی در هم ریختهاست.
دهخدا در تألیف خود بیش از هزار عبارت عربی آوردهاست که بیشتر آیات قرآن و احادیث نبوی و کلمات منسوب به امامان شیعه و امثال و نظایر آنهاست.
چهلوپنج هزار بیت از شاعران کلاسیک (از جمله پنجهزار بیت از فردوسی، چهار هزار بیت از سعدی، دو هزار و پانصد بیت از نظامی گنجهای، دو هزار و پانصد بیت از اسدی طوسی، دو هزار و پانصد بیت از جلال الدین رومی) در کتاب جمعآوری شدهاست. بیشتر این بیتها شکلهای گوناگون یک ضرب المثل است که هر شاعری به سلیقهٔ خود و با بیانی خاص به نظم در آوردهاست. تعمیم مفهوم ضربالمثل تا بدین میزان هرگز جایز نیست و تنها عباراتی را که مال خاص و بیتردید مردم بوده (خواه فولکلوری و خواه ادبی) می توان در زمرهٔ ضربالمثلها به شمار آورد. با دقت و بررسی در این مجموعه به خوبی آشکار میگردد که دهخدا امثال و حکم، آیات و اخبار و کلمات قصار بزرگان را بدون توجه به اینکه آیا در میان مردم رایج و متداولاند یا نه گردآوردی و در کنار هم قرار دادهاست.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #نوچه_ها
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "نوچه ها"
📝 توضیحات :
جان ویندم در سال 1903 به دنیا آمد ، تا سال 1911 در بستون در شهرستان برمینگهام زندگی میکرد ؛ پس از آن در بخش های بیشماری از انگلستان زندگی نمود . پس از کسب تجربیات زیادی در مدرسه مقدماتی ، از سال 1918 تا 1921 در بلدیز بود ، به مشاغلی از قبیل کشاورزی ، حقوق ، هنرهای تجاری ، و تهیه اگهی پرداخت .
در آغاز، در سال 1925 شروع به نوشتن داستانهای کوتاه برای فروش نمود. از سال 1930 تا 1939 انواع داستانهای گوناگون نوشت که تقریبا تمامی آنها را برای مطبوعات آمریکایی نوشته بود . در زمان جنگ در ادارات دولتی مشغول به کار بود و سپس وارد ارتش شد . از سال 1946 دوباره به شغل نویسندگی بازگشت و مجددا داستانهایی کوتاه برای روزنامه های آمریکایی نوشت .سپس تصمیم گرفت سبک نگارش خود را به شیوه ای که امروزه به آن داستان علمی میگویند تغییر دهد، و با این سبک داستانهای: (روزگار تریفیدها) و (اثر عبور حیوان عظیم الجثه افسانه ای دریاها) را نوشت.این داستانها به چندین زبان ترجمه شده اند.
داستانهای دیگر او عبارتند از (نوچه ها) ، (فاخته های میدویچ) ، که از این داستان فیلمی با نام (دهکده لعنتیها) ساخته شد ، (دانه های زمان) ، (راندن به طرف خارج) که با لوکاس پارکس نوشته شده است ، (ناراحتی گل سنگ) ، (روش او و سایرین را در نظر بگیرید) ، (چاکی) و (وب) که تمامی این داستانها چاپ و منتشر شده اند.
سر انجام جان ویندم در ماه مارس سال 1969 در گذشت .
در آغاز داستان نوچه ها پسرکی به نام دیوید که اغلب شهری خیالی و پر زرق و برق ساحلی را که حتی یکبار هم در بیداری ندیده و نشنیده است در خواب میبیند سپس دیوید در حین بازی با دختری به نام صوفی آشنا میشود و طی اتفاقی که برای صوفی می افتد صوفی را نجات داده و تا درب منزلش میرساند به این ترتیب دیوید با مادر صوفی هم آشنا میشود و پس از مداوای صوفی مادر او از دیوید میخواهد رازی که دیوید هم متوجه آن شده است و تا آن وقت فقط صوفی ، پدر و مادرش از آن راز باخبر بوده اند را پیش خود امانت داشته باشد و باهیچکس راجع به این راز که پس از حادثه برای صوفی، دیوید هم آن را فهمید و به مادر صوفی قول داد که رازدار خوبی باشد ...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "نوچه ها"
📝 توضیحات :
جان ویندم در سال 1903 به دنیا آمد ، تا سال 1911 در بستون در شهرستان برمینگهام زندگی میکرد ؛ پس از آن در بخش های بیشماری از انگلستان زندگی نمود . پس از کسب تجربیات زیادی در مدرسه مقدماتی ، از سال 1918 تا 1921 در بلدیز بود ، به مشاغلی از قبیل کشاورزی ، حقوق ، هنرهای تجاری ، و تهیه اگهی پرداخت .
در آغاز، در سال 1925 شروع به نوشتن داستانهای کوتاه برای فروش نمود. از سال 1930 تا 1939 انواع داستانهای گوناگون نوشت که تقریبا تمامی آنها را برای مطبوعات آمریکایی نوشته بود . در زمان جنگ در ادارات دولتی مشغول به کار بود و سپس وارد ارتش شد . از سال 1946 دوباره به شغل نویسندگی بازگشت و مجددا داستانهایی کوتاه برای روزنامه های آمریکایی نوشت .سپس تصمیم گرفت سبک نگارش خود را به شیوه ای که امروزه به آن داستان علمی میگویند تغییر دهد، و با این سبک داستانهای: (روزگار تریفیدها) و (اثر عبور حیوان عظیم الجثه افسانه ای دریاها) را نوشت.این داستانها به چندین زبان ترجمه شده اند.
داستانهای دیگر او عبارتند از (نوچه ها) ، (فاخته های میدویچ) ، که از این داستان فیلمی با نام (دهکده لعنتیها) ساخته شد ، (دانه های زمان) ، (راندن به طرف خارج) که با لوکاس پارکس نوشته شده است ، (ناراحتی گل سنگ) ، (روش او و سایرین را در نظر بگیرید) ، (چاکی) و (وب) که تمامی این داستانها چاپ و منتشر شده اند.
سر انجام جان ویندم در ماه مارس سال 1969 در گذشت .
در آغاز داستان نوچه ها پسرکی به نام دیوید که اغلب شهری خیالی و پر زرق و برق ساحلی را که حتی یکبار هم در بیداری ندیده و نشنیده است در خواب میبیند سپس دیوید در حین بازی با دختری به نام صوفی آشنا میشود و طی اتفاقی که برای صوفی می افتد صوفی را نجات داده و تا درب منزلش میرساند به این ترتیب دیوید با مادر صوفی هم آشنا میشود و پس از مداوای صوفی مادر او از دیوید میخواهد رازی که دیوید هم متوجه آن شده است و تا آن وقت فقط صوفی ، پدر و مادرش از آن راز باخبر بوده اند را پیش خود امانت داشته باشد و باهیچکس راجع به این راز که پس از حادثه برای صوفی، دیوید هم آن را فهمید و به مادر صوفی قول داد که رازدار خوبی باشد ...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
Forwarded from کتابخوان
Forwarded from کتابخوان
📌 #داستان_بیژن_و_منیژه
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "داستان بیژن و منیژه"
📝 توضیحات :
داستان بیژن و منیژه یکی از داستانهای معروف کتاب شاهنامه، کتاب حماسی ایرانیان به زبان فارسی، چاپ بمبئی است. این داستان روایت عشق بیژن پسر گیو و منیژه دختر افراسیاب است.
در دوران پادشاهی کیخسرو پادشاه کیانی گروهی از مردم سرزمین ارمان نزد شاه ایران آمده و تظلم نمودند که سرزمینشان که در مرز توران قرار دارد مورد تاخت و تاز و هجوم گرازان قرار گرفتهاست. کیخسرو دو پهلوان ایرانی را برای این موضوع در نظر میگیرد که یکی گرگین میلاد و دیگری بیژن است که باوجود جوانی و مخالفتهای پدرش گیو به این مأموریت اعزام میشود. گرگین میلاد که به خباثت و فرصت طلبی در شاهنامه شناخته شده بیژن را به تنهایی به نبرد میفرستد. در آن روز بیژن بر گرازان چیره میشود.
هنگام بازگشت گرگین میلاد برای اینکه امتناع او نزد شاه فاش نشود بیژن را به نزدیکی اردوی تفریحی دختران تورانی میبرد. در این اردو منیژه دختر افراسیاب که در شاهنامه زیباییاش توصیف شده همراه ندیمههایش در دامان طبیعت اردو زده بود. بیژن تحریک میشود و پشت درخت تناوری ایستاده و منیژه را تماشا میکند. منیژه ازطریق ندیمهاش متوجه حضور بیژن میشود و حاجبی را نزد او میفرستد به این گمان که او سیاوش است که دوباره زنده شده. بیژن خود را پهلوانی ایرانی معرفی میکند و به سفارش منیژه وارد چادر او میشود. پس از سه روز که در چادر او بود منیژه تصمیم میگیرد اورا مخفیانه به کاخ پدرش افراسیاب ببرد. بیژن قبول نمیکند و سعی میکند خود را نجات دهد و به ایران زمین بازگردد. منیژه باکمک همراهانش بیژن را با دارو خواب کرده و لای البسه پیچیده و به درون کاخ میبرد.
پس از چند روز حضور مخفیانه در کاخ ماجرا فاش میشود. مأمور افراسیاب به نام گرسیوز وارد اتاق منیژه میشود و بیژن را از زیر تخت بیرون میکشد. بیژن سعی میکند با چاقویی که در چکمهاش داشت به گرسیوز حمله کند اما فریب چربزبانی او را میخورد و تسلیم میگردد. افراسیاب قصد کشتن او را داشت اما با وساطت پیران وزیر دانشمند افراسیاب به این دلیل که از خونخواهی ایرانیان جلوگیری کند او را نمیکشد. بااینحال بیژن را در چاهی عمیق انداخته و سنگی بر سر چاه میگذارد به حدی که آب و هوا و غذای اندک از آنجا رد شود. منیژه نیز با تحقیر از کاخ اخراج شده و آواره میگردد. منیژه که خود را باعث و بانی این حادثه میداند شبها را بر سر چاه مویه کرده و روزها به دنبال غذا برای بیژن میگردد.
گرگین میلاد که به هدف خود رسیدهبود به ایران بازگشته و داستانی میسازد که بیژن کشته شدهاست. شاه خشمگین میشود و دستور میدهد او را به بند کنند. باوجود مقبولیت ادعای گرگین گیو مرگ پسرش را باور نمیکند. در این هنگام کیخسرو با دیدن اندوه گیو جام جهاننمای خود را پیش آورده و احوال کشور را در آن مشاهده میکند. به دنبال این بالاخره کیخسرو در جام جهاننما بیژن را میبیند. گیو نامهای از سوی شاه به زابلستان نزد رستم میفرستد. رستم همراه گروهی برای نجات بیژن رهسپار توران میشوند و پیش از آن به درخواست گرگین میلاد برای او نزد شاه پادرمیانی میکند تا وی آزاد گردد. رستم و گروهش لباس تاجران و بازرگانان بر تن میکنند که کسی آنجا متوجه نیتشان نشود. پس از اینکه بهعنوان تاجر در توران غرفه میزنند...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "داستان بیژن و منیژه"
📝 توضیحات :
داستان بیژن و منیژه یکی از داستانهای معروف کتاب شاهنامه، کتاب حماسی ایرانیان به زبان فارسی، چاپ بمبئی است. این داستان روایت عشق بیژن پسر گیو و منیژه دختر افراسیاب است.
در دوران پادشاهی کیخسرو پادشاه کیانی گروهی از مردم سرزمین ارمان نزد شاه ایران آمده و تظلم نمودند که سرزمینشان که در مرز توران قرار دارد مورد تاخت و تاز و هجوم گرازان قرار گرفتهاست. کیخسرو دو پهلوان ایرانی را برای این موضوع در نظر میگیرد که یکی گرگین میلاد و دیگری بیژن است که باوجود جوانی و مخالفتهای پدرش گیو به این مأموریت اعزام میشود. گرگین میلاد که به خباثت و فرصت طلبی در شاهنامه شناخته شده بیژن را به تنهایی به نبرد میفرستد. در آن روز بیژن بر گرازان چیره میشود.
هنگام بازگشت گرگین میلاد برای اینکه امتناع او نزد شاه فاش نشود بیژن را به نزدیکی اردوی تفریحی دختران تورانی میبرد. در این اردو منیژه دختر افراسیاب که در شاهنامه زیباییاش توصیف شده همراه ندیمههایش در دامان طبیعت اردو زده بود. بیژن تحریک میشود و پشت درخت تناوری ایستاده و منیژه را تماشا میکند. منیژه ازطریق ندیمهاش متوجه حضور بیژن میشود و حاجبی را نزد او میفرستد به این گمان که او سیاوش است که دوباره زنده شده. بیژن خود را پهلوانی ایرانی معرفی میکند و به سفارش منیژه وارد چادر او میشود. پس از سه روز که در چادر او بود منیژه تصمیم میگیرد اورا مخفیانه به کاخ پدرش افراسیاب ببرد. بیژن قبول نمیکند و سعی میکند خود را نجات دهد و به ایران زمین بازگردد. منیژه باکمک همراهانش بیژن را با دارو خواب کرده و لای البسه پیچیده و به درون کاخ میبرد.
پس از چند روز حضور مخفیانه در کاخ ماجرا فاش میشود. مأمور افراسیاب به نام گرسیوز وارد اتاق منیژه میشود و بیژن را از زیر تخت بیرون میکشد. بیژن سعی میکند با چاقویی که در چکمهاش داشت به گرسیوز حمله کند اما فریب چربزبانی او را میخورد و تسلیم میگردد. افراسیاب قصد کشتن او را داشت اما با وساطت پیران وزیر دانشمند افراسیاب به این دلیل که از خونخواهی ایرانیان جلوگیری کند او را نمیکشد. بااینحال بیژن را در چاهی عمیق انداخته و سنگی بر سر چاه میگذارد به حدی که آب و هوا و غذای اندک از آنجا رد شود. منیژه نیز با تحقیر از کاخ اخراج شده و آواره میگردد. منیژه که خود را باعث و بانی این حادثه میداند شبها را بر سر چاه مویه کرده و روزها به دنبال غذا برای بیژن میگردد.
گرگین میلاد که به هدف خود رسیدهبود به ایران بازگشته و داستانی میسازد که بیژن کشته شدهاست. شاه خشمگین میشود و دستور میدهد او را به بند کنند. باوجود مقبولیت ادعای گرگین گیو مرگ پسرش را باور نمیکند. در این هنگام کیخسرو با دیدن اندوه گیو جام جهاننمای خود را پیش آورده و احوال کشور را در آن مشاهده میکند. به دنبال این بالاخره کیخسرو در جام جهاننما بیژن را میبیند. گیو نامهای از سوی شاه به زابلستان نزد رستم میفرستد. رستم همراه گروهی برای نجات بیژن رهسپار توران میشوند و پیش از آن به درخواست گرگین میلاد برای او نزد شاه پادرمیانی میکند تا وی آزاد گردد. رستم و گروهش لباس تاجران و بازرگانان بر تن میکنند که کسی آنجا متوجه نیتشان نشود. پس از اینکه بهعنوان تاجر در توران غرفه میزنند...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector